خبرهای کوتاه!

اول ماه مه در کوبا

در روز  1 مه، هاوانا میزبان بیش از 1600 مهمان از 86 کشور بوده است.

سخنرانان مختلف در میدان انقلاب که بطور کامل پر از جمعیت بود، تاکید کردند که ایالات متحده باید به محاصره اقتصادی کوبا پایان دهد و  پایگاه نظامی خود را در منطقه  گوانتانامو که ایالات متحده آنرا برای بیش از 100 سال اشغال کرده است را ترک کند.

سخنرانان همچنین از  مبارزه نیکلاس مادورو، رئیس جمهور ونزوئلا، بر علیه فشار نیروهای جناح راست دفاع کرده اند.

اول ماه مه در ونزوئلا

رئیس جمهور ونزوئلا در سخنرانی اول ماه مه خود گفت که برای یافتن راه حل مشکلات داخلی کشور در صدد تشکیل یک مجلس مؤسسان  است. رئيس جمهور، بر طبق بندهای  347 و 348 قانون اساسی فعلی، این حق را دارد که مجمعی برای تدوین قانون اساسی جدید تشکیل دهد تا قانون اساسی تدوین شده را برای تصویب به همه پرسی بگذارد.

برای تحقق این امر رئيس جمهور موظف استکه یا حمایت دو سوم مجلس شورای ملی را به خود جلب کند و یا از حمایت دو سوم از اعضای منتخب شوراهای شهر و روستا برخوردار شود و همچنین  رئیس جمهور برای تشکیل مجلس مؤسسان به گرد آوری امضای 15 درصد از کل رای دهندگان ثبت نام شده نیاز دارد.

اول ماه مه در ایتالیا

کمونیست ایتالیایی با تظاهرات ضد سرمایه داری  خود در رم تلاش کردند تا روز اول ماه مه را با شعارهای خروج ایتالیا از اتحادیه اروپا و حمایت از انقلابیون ونزوئلا هر چه بیشتر سیاسی کنند.

نظر سنجی های مختلف نشان میدهد که در صورت همه پرسی حزبهای مخالف و منتقد  اتحادیه اروپا اکثریت آرا را بدست خواهند آورد.

کمونیست ها همچنین تاکید کردند که بعد از خیانت آشکار سوسیال دموکراتها به منافع طبقه کارگر، تقویت وحدت میان صفوف پراکنده کمونیست ها بیش از هر وقت دیگر ضروری است.

جلسه لابی گران صنعت هسته ای

دوشنبه روز  8 ماه مه، لابی گران صنعت هسته ای برای ترویج برنامه و نوسازی سلاح های هسته ای آمریکا جلسه دارند. لازم به ذکر است که بودجه تصویب شده برای این نوسازی مبلغ نجومی 1000  میلیارد دلار است.

آمریکا که عملن بعد از سال 2002 یک سیاست هسته ای خطرناک را دنبال کرده است که به آن اجازه آغاز حمله هسته ای به دیگر کشورها را میدهد در حال حاضر، بخاطر پیشرفت های تکنینکی خود در زمینه سپر موشکی آمریکا، به این توهم خطرناک رسیده است که در صورت ضد حمله تلافی جویانه از طرف دیگران امکان دفاع از خود را دارد.

با گسترش این توهم ژنرالهای آمریکایی همراه با همکاران نزدیک لابی گران صنعت هسته ای خود موفق شده اند که تکنولوژی سپر موشکی را با دریافت مبلغ هنگفتی به لهستان، جمهوری چک، و کره جنوبی بفروشند.

سیاستمداران جنایتکار این کشورها و ژنرال های ناتو و واشنگتن فکر می کنند که در آینده بسیار نزدیک می توانند به دشمنان خود بدون ترس از انتقام با سلاح های هسته ای مدرن حمله کنند.

نشانی اینترنتی خبر:https://tudehiha.org/fa/348




خبر براي توده اي ها

همبستگي با انقلاب ونزوئلا و رئيس جمهور آن مادورو!

دولت هاي “آلبـا”، اعضاي «اتحاد بوليوايي خلق هاي آمريكاي ما» در نشست اخير ١٣ وزير خارجه خود، يك صدا به دفاع از رئيس جمهور و روند انقلابي در بوليوي پرداختند. آن ها باري ديگر كودتاي سال ٢٠٠٢ را عليه رئيس جمهور انتخاب شده كوماندانت هوگو چاوز محكوم كرده و وقايع كنوني را در اين كشور عكس برداني ناموفق تر از آن ارزيابي نمودند (جهان جوان، ١٢ آوريل٢٠١٧).

برخوردهاي خياباني كه در آن تظاهركنندگان با صورت پوشيده با پرتاب كردن “ملوتف ككتل” و سنگ به پليس و خروج از مسير تعيين شده براي تظاهرات مسالمت آميز به راه تحريك و تشديد بحران گام گذاشتند به اميد آن كه “ترامپ” به حمايت از آن ها بپردازد، با واكنش سخت ماموران پليس با گاز اشك آور و ماشين آب پاش روبرو شد. ادعا شد كه پليس از هلكوپتر گاز اشگ آور بر سر تظاهر كنندگان ريخته است. ادعايي كه با عكسي در رسانه هاي شبكه اي به نمايش گذاشته شد. نادرستي اين ادعا با نشان دادن انحناي انتشار گاز كه نمي توانست از هليكوپتر آغاز شده باشد، به اثبات رسيد.

 وضع اقتصادي تركيه

سه روز ديگر رفراندم “اردوغان” برگزار خواهد شد. آيا نتايج طبق دلخواه او خواهد بود يا خير هنوز روشن نيست. همان طور كه درجه تقلب در رفراندم نيز روشن نيست كه تبليغ براي آن در شرايط خفقان و سركوب عملي شد و آ كا پ، حزب دولتي را از همه ي مزايا برخوردار و مخالفان را محروم نمود.

بدين ترتيب ما با وضعي مشابه ي ايران روبرو هستيم. ازجمله در ارتباط با بحران اقتصادي حاكم بر تركيه و ايران. سياست نوليبرال اقتصادي در تركيه به سالي ٣٠٠ ميليون دلار سرمايه ي جديد نياز دارد، تا بتواند از فروپاشي اقتصادي جلوگيري كند. وابستگي مالي به سرمايه ي خارجي به طور مداوم فزوني مي يابد و دستيابي به آن با شرايط سخت تر مراكز مالي امپرياليستي روبرو مي شود. بر اين پايه است كه ارزش ليره نسبت به دلار در سه سال اخير سه برابر تنزل داشته است. سرمايه خصوصي مقروض به سرمايه امپرياليستي با بار سنگين و جديدي روبروست كه تامين بازپرداخت سود و سرمايه را ناممكن مي سازد (جهان جوان، ١٣ آوريل٢٠١٧).

چنين سرنوشتي نيز در برابر ايران قرار دارد. سرمايه گذاري هاي خارجي كه در چهارچوب يك برنامه اقتصاد ملي ايران عملي نگردد، بلكه تنها سودورزي سرمايه پيش شرط آن باشد، به طور قانونمند كشور ما را هم به ورطه عميق تر وابستگي اقتصادي- سياسي- نظامي به سرمايه مالي امپرياليستي خواهد كشاند.

 توسعه ي روابط اقتصادي چين با كوبا

رابطه ي بازرگاني- اقتصادي ميان كوبا و چين روندي رشد يابنده را نشان مي دهد. كوبا، بعد از ونزوئلا، به بزرگ ترين همكار چين در امر بازرگاني بدل شده است. امري كه نقش پراهميتي در شكستن سياست محاصره اقتصادي كوبا توسط امپرياليسم آمريكا ايفا مي سازد. اين توسعه روابط در بخش نظامي و دفاعي نيز عملي مي گردد كه پاسخي است به سياست تجاوزگرانه امپرياليسم.

يك هفته پيش از سفر ژن چين پين به آمريكا، در روز ٣١ مارس در هاوانا وزير دفاع چين، چان وآنگوان و كوبا، لئوپولدو سينتاس فرياس بر سر تقويت همكاري هاي نظامي «در همه بخش ها و سطح ها» به توافق رسيدند. وزير چيني اين توافق را «بخش پراهميتي» در روابط متقابل ناميد كه از سنت طولاني برخوردار اند (جهان جوان، ١٤ آوريل٢٠١٧).

در سال ٢٠١٤ نيز ژن چين بين در سفر خود به كوبا، با كاسترو ٣٠ قرارداد همكاري به امضا رساند. در سال بعد حجم رابطه اقتصادي ميان دو كشور به ٢ر٢ ميليارد دلار بالغ شد. كوبا به تكنولوژي پيشرفته چين و سرمايه گذاري نياز دارد. چنين همكاري با كوبا را گشودن دري براي رشد روابط خود با كشورهاي آمريكاي جنوبي و منطقه كارائيب ارزيابي مي كند. چين، برخلا آمريكا، تنها خواستار انجام پروژه هايي است كه «در سطح تساوي حقوق و به سود دو طرف» است.

چين مي خواهد تا سال ٢٠٢٥، ٢٥٠ ميليارد دلار در آمريكاي لاتين سرمايه گذاري كند. سرمايه گذاري ها در بخش هاي توليد صنعتي، صنعت انفورماتيك و هواپيمايي انجام خواهد شد. (همانجا) توسعه بندر سانتياگو دو كوبا كه داراي عميق براي كشتي هاي بزرگ اقيانوس پيما است، اين بندر را به مركز لوژيستيكي براي همه آمريكاي جنوبي تبديل مي كند. امري كه با حفر كانال ميان اوقيانوس اطلس و كبير در نكاراگوئه نيز دنبال مي شود.

پروفسور وانگ يومينگ اظهار داشت كه «رابطه ي چين و كوبا بر پايه ي محكمي قرار داشته و داراي ثبات است، زيرا آزاد از تاثير ايدئولوژيك و سياسي از خارج است.» (همانجا)

عليه ماركسيسم ساده انگارانه- عاميانه!

در مصاحبه اي با بانو ايزابل مونال، فيلسوف كوبايي درباره ي كوبا، انقلاب و فلسفه، او از نبرد سراسر عمرش عليه برداشت عاميانه و ساده انگارانه از ماركسيسم سخن گفت. دانشمند كوبايي كه يكي از اعضاي “جنبش ٢٦ يوني” و از ياران فيدل كاسترو است. در كوبا وظايف دولتي متعددي را به عهده داشته، و اكنون رئيش انستيتوي فلسفه در كوبا است. نشريه علمي “ماركس آهورا” (ماركس امروز) تحت نظارت او منتشر مي شود.

در ارتباط با رشد جامعه سوسياليستي در كوبا مي گويد: ما بايد تضادهاي روز را بشناسيم و براي حل آن ها با لايه هاي مختلف، دهقانان، كارگران، زنان، و گروه هاي ديگر اجتماعي بر سر راه حل ها به توافق برسيم. اكنون اين روند مشكل تر و پرجانبه تر شده است. بايد به طور مثبت در اين باره انديشيد و ديد كه چگونه مي توان به نتايج خوب و با ثبات دست يافت و وحدت خلق را حفظ نمود.

به پرسش درباره ي رشد تئوري بانو ايزابل مونال مي گويد: تئوري بايد شرايط تغيير يافته در جهان را در خود جذب كند. لذا مجاز نيستيم يك روند پايان يافته و بسته را از آن تصور كنيم كه گويا تئوري آن را در اختيار داريم. چنين برداشتي، برداشتي ضد ماركسيستي است. ماركسيسم- لنينيسم به طور دائم ناكامل هستند …، زيرا جهان در حال تغيير است، دانش ما و انسان تاريخي هم. كليه دانش ما تحت تاثير شرايط قرار دارد. نه تنها شرايط اجتماعي و سياسي، بلكه همچنين شرايط مبتني بر تئوري شناخت. ما در كوبا براي رشد ماركسيسم مي كوشيم، با موفقيت بيش تر و يا كم تر.

هنگامي كه ما براي رشد تئوري مي كوشيم، عملا با مساله ي شيوه براي رشد آن سروكار داريم. اين ماركس است كه مشروط بودن علوم، و روندهاي علمي را از شرايط اجتماعي نشان داد. اين نكته را او با اين صراحت بيان نكرد، اما مضمون آن در نظرات او موج مي زند. …

در كوبا رفقايي هستند كه مدعي هستند كه فاكتورهاي عيني پراهميت نيستند، بلكه “ايده ها” مهم اند. … چنين برداشت هايي راه انديشه ايده آليستي را مي گشايد كه همان بازگشت به ماركسيسم عاميانه است. (جهان جوان، ١ آوريل٢٠١٧)

زبان، اهرم حفظ هژموني اقتصادي و سياسي!

موميا ابد جمال، روزنامه نگار آمريكايي كه بيش از سي سال در اطاق مرگ در زندان هاي آمريكا در انتظار اعدام بود و زير فشار افكار عمومي از مرگ نجات يافت، توانست اكنون با موفقيت درمان خود، و از اين طريق درمان تعداد بسيار زيادي از زندانيان را كه مانند او در زندان به بيماري ويروس ث كبد دچار شده اند، به حاكمان زندان ها تحميل كند. دادگاه به طور نهايي به درمان او راي داد كه اما هنوز در ماه آوريل آغاز نشده است.

ابوجمال نوشتارهاي كوتاهي در روزنامه ها منتشر مي كند. عمق و وسعت نظرهاي ابراز شده توسط او از روح مبارزه جويانه و عصيان گري حكايت دارد كه تسليم دشمن نمي شود. اخيراً رابطه ي ميان استعمارگران و مردم زير سلطه ي آنان را از موضع زبان حاكم در نوشتاري كوتاه ارايه مي دهد (جهان جوان، ١٣ مارس٢٠١٧).

او به نقل از پژوهشگر سويسي پايان قرن نوزدهم، فرديناند د زاسور، تئوري زبان را توضيح مي دهد و تفاوت ميان صحبت كردن (Parole) و زبان (Langue) را توصيف مي كند. صحبت كردن، به مثابه بيان فردي است كه مضمون زبان را تشكيل مي دهد. صحبت كردن روندي جمعي است. فرد آن را تنها در اجتماع مي آموزد.

عاملي كه به ايجاد شدن زبان مشترك در جامعه ي انجاميد، نياز به انتقال معناهاي خاص به ديگري است. لذا زبان از بعدي تاريخي- هويتي برخوردار است.

استعمارگران، آن طور كه روانشناس و انقلابي، فرانتس فانون در كتاب خود “پوست سياه، ماسك سفيد” توصيف مي كند، به نظر فرانسوي ها و اروپايي ها، زبان آن ها، زبان واقعي و نمونه وار است براي رشد تمدن. در حالي كه برده هاي زير سلطه ي استعمار تنها با “لهجه”هاي مخصوص صحبت مي كنند. فانون نشان مي دهد كه چگونه با چنين برداشتي، هويت مردم مستعمره ها و برده ها نابود مي شود كه بايد آن ها را از مرحله ي “بربريت” با تحميل زبان فرانسه و … به جهان “متمدن” انتقال داد.

از اين رو نيز اولين گامي كه انقلاب مردم گرفتار در بند بردگي در هايتي كه دويست سال پيش به پيروزي رسيد، برداشت، اعلام زبان “كرولي” به عنوان زبان رسمي كشور بود كه اكنون نيز ميان مردم متداول است، گرچه زبان فرانسه زبان حاكم را تشكيل مي دهد.

نشانی خبر:https://tudehiha.org/fa/216




بیانیهٔ کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران: حزب تودهٔ ایران حملهٔ موشکی ایالات‌متحده به سوریه را محکوم می‌کند!

حزب تودهٔ ایران، در راستای موضع‌گیری‌های گذشته‌‌اش اعلام می‌دارد، درگیری‌های سوریه هیچ راه‌ حل نظامی‌ای ندارد. افکارعمومی و نیروهای صلح‌طلب جهان می‌توانند و باید با کارزاری فراگیر، همهٔ نیروهای درگیر در جنگ‌فاجعه ‌بار سوریه را جنگی که تا کنون مرگ بیش از نیم میلیون شهروند غیرنظامی ازجمله کودکان و زنان قربانی داشته و به‌ ویرانی کامل این کشور منجر شده است- به شرکت مسئولانه و جدی در روند گفت ‌وگوهای صلح، زیر نظارت سازمان ملل متحد، مجبورکنند.

در بامداد روز جمعه، ۱۸ فروردین‌ماه ۱۳۹۶، و درحالی‌که یک روز پیش از آن جلسهٔ “شورای امنیت سازمان ملل”- به‌منظور بررسی جزئیات استفاده از سلاح‌های شیمیایی در درگیری‌های نظامی بین ارتش سوریه و تروریست‌های مسلح درشهر”خان شیخون”- بدون رأی‌گیری به پیش‌نویسی دربارهٔ قطعنامه‌های پیشنهادی در مورد این رویداد پایان یافته بود، ایالات‌متحده تهاجمی نظامی به سوریه را آغاز کرد. به‌باور حزب تودهٔ ایران، این تهاجم تجاوزکارانهٔ آمریکا به سوریه- به‌بهانهٔ پاسخ دادن به حملهٔ شیمیایی‌ای مشکوک و درعین‌حال غیرقابل‌دفاع در “ادلب”- برخلاف چارچوب‌های تمامی قوانین بین‌المللی صورت می‌گیرد.

این تهاجم تجاوزکارانه نه‌تنها به‌ خاموش کردن آتش جنگ فاجعه‌باری که مردم سوریه را گرفتار آن کرده است هیچ کمکی نمی‌کند، بلکه به گسترش تنش‌ها و رویارویی‌های نظامی کشورهای غربی با روسیه و متحدان آن در سوریه و منطقه می‌تواند منجر شود. همهٔ نیروهای مترقی و انسان‌دوست جهان، ضمن محکوم کردن این تجاوز نظامی آشکار ایالات‌متحده، به‌درستی نگران آن‌اند که این اقدام به‌شعله‌ور‌تر کردن جنگی بینجامد که پیامدهای تاکنونی‌اش نیز تجزیه و نابودی سوریه و فاجعه‌های انسانی‌ای با ابعادی دهشتناک برای مردم این کشور به‌دنبال داشته است.

نشانه‌هایی در دست است که ایالات‌متحده پیش از دست زدن به این تهاجم نظامی تحریک‌آمیز در رابطه با آن با بعضی دولت‌های منطقه هماهنگی‌هایی مشخص انجام داده است. نخست‌وزیر بریتانیا که در ماه‌های اخیر سیاست‌ خارجی‌اش را به‌طورمستقیم با واشنگتن هماهنگ می‌کند، از اقدام دولت ترامپ به حملهٔ نظامی به سوریه به‌صراحت حمایت کرد. خانم “ترزا می” همچنین سفرهایی در روزهای گذشته به کشورهای خلیج‌فارس کرده و با سران این کشورها در رابطه با تحولات منطقه تبادل‌نظر پرداخته بود. “عبدالله”، شاه اردن، نیز در روزهای اخیر در واشنگتن مهمان رسمی دونالد ترامپ بوده و در جریان تصمیم‌گیری‌های او قرار داشته است. ترکیه و عربستان سعودی حمایت صریح‌شان را از اقدام نظامی آمریکا بر ضد سوریه اعلام کرده‌اند.

خبرگزاری فرانسه، امروز، در گزارشی به‌نقل از احمد رمضان، یکی از سخنگویان گروه “ائتلاف سوری” معارض، اظهار داشت: “ائتلاف سوری از حملهٔ هوایی استقبال می‌کند و از واشنگتن می‌خواهد که قدرت و توانمندی‌های بشاراسد در حملات هوایی را تضعیف کند.”

برخی از شخصیت‌های سیاسی آمریکا مطرح کرده‌اند که حملهٔ موشکی دولت ترامپ درواقع آغاز مرحلهٔ جدیدی در سیاست‌ خارجی ایالات‌متحده در رابطه با سوریه و شروع تلاش‌هایی تازه‌ از سوی آمریکا به‌هدف “تغییر رژیم” در این کشور است. دولت فدراسیون روسیه، اقدام تحریک‌آمیز ایالات‌متحده در حمله به سوریه را در حکم حمله‌یی نظامی به کشوری مستقل و عضو سازمان ملل محکوم کرد و تشکیل جلسهٔ اضطراری “شورای امنیت سازمان ملل” به‌منظور رسیدگی به این تجاوز را ‌ خواستار شد. دولت روسیه در همین رابطه اعلام کرده است که، توافق داوطلبانه‌اش در سال‌های اخیر با ایالات‌متحده در رابطه با هماهنگی پرواز هواپیماهای نظامی و اقدام در حریم فضایی سوریه را لغو خواهد کرد. روسیه اعلام کرده است که، با دولت سوریه در تقویت دفاعِ ضد هوایی این کشور همکاری خواهد کرد.

حزب تودهٔ ایران، حملهٔ نظامی ایالات‌متحده آمریکا به یک پایگاه هوایی مهم سوریه را به‌شدت غیرمسئولانه، جنگ‌افروزانه و خلاف مصالح صلح جهانی می‌داند و آن را محکوم می‌کند. اقدام آمریکا در حملهٔ موشکی به یک کشور مستقل، سوریه، نقضِ واضح و مشخص “بند ۴” از اصل دوم “منشور سازمان ملل‌متحد” است. این اقدام درواقع روشن کردن چراغ سبز به‌منظور ادامه دادن به خونریزی‌ها و سیاست‌های جنایتکارانهٔ تروریستی برای تروریست‌های جهادی‌‌ است.

حزب تودهٔ ایران، در راستای موضع‌گیری‌های گذشته‌‌اش اعلام می‌دارد، درگیری‌های سوریه هیچ راه‌حل نظامی‌ای ندارد. افکارعمومی و نیروهای صلح‌طلب جهان می‌توانند و باید با کارزاری فراگیر، همهٔ نیروهای درگیر در جنگ‌فاجعه‌بار سوریه را جنگی که تا کنون مرگ بیش از نیم میلیون شهروند غیرنظامی ازجمله کودکان و زنان قربانی داشته و به‌ویرانی کامل این کشور منجر شده است- به شرکت مسئولانه و جدی در روند گفت‌وگوهای صلح، زیر نظارت سازمان ملل متحد، مجبور کنند.

کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران

۱۸ فروردین‌ماه ۱۳۹۶

 




زنده با لنين

در انتخابات رياست جمهوري در اكوادور، نماينده “اتحاد چپ”، لنين مورنو با احراز بيش از ٥١ درصد آرا به عنوان رئيس جمهور جديد انتخاب شد. او در مبارزات انتخاباتي با دفاع از برنامه “انقلاب مردمي” كه رئيس جمهور قبلي كورئرا آغازگر آن است، تعهد نمود راه تغييرات به سود ارتقاي عدالت اجتماعي ادامه دهد. آن طور كه معاون رئيس جمهور، يورگئه گلاس اظهار داشت، تحقق بخشيدن به اين تغييرات اما ساده نخواهد بود. نبايد فراموش كرد كه نماينده طبقات و لايه هاي فوقاني كشور، و نماينده آن ها براي رياست جمهوري، بانكدار ميليونر، راي نزديك به نيمي از مردم را به دست آورد. آن ها خواستار بازگشت به برنامه نوليبرال اند. برنامه اي كه در ٣٠ سپتامبر ٢٠١٠ توسط كودتاچيان نيز دنبال مي شد كه عليه كورئرا دست به كودتايي ناموفق زدند.

ارتقاي سطح عدالت اجتماعي در انقلاب “ملي- دموكراتيك” روندي پرسويه و بغرنج است كه هر كشوري بايد آن را بر مبناي شرايط مشخص خود سازمان دهد. رشد و توسعه اقتصادي و اجتماعي كه بايد به طور هشيارانه در ارتباط با لايه هاي ذينفع در كشور سازمان داده شود، در عين حال بايد پيش رفت روند انقلابي را تضمين كند. براي نمونه در اكوادور، بخش هايي از كودتاچيان كماكان داراي شركت هاي اقتصادي بزرگ و پرنفوذ و رسانه هاي گروهي خصوصي هستند كه هشتاد درصد ارتباط و خبر رساني را در كشور كنترل مي كند.

«اقدامان اجتماعي براي ارتقاي سطح عدالت اجتماعي تنها قادر به حفظ “انقلاب مردمي” نيست. به ويژه آن كه بر خلاف وضع در ونزدوئلا ارتش نيروي بازدارنده كودتاي جديد نيست. از اين رو اگر مورنو نمي خواهد كه با خطر دوباره ي كودتا روبرو و به سرنوشت رئيس جمهورهاي انتخاب شده و با كودتا كنار گذاشته شده در هندوراس (مانوئل سلا يا)، پاراگوئه (فرنادو اوگو) و برزيل (ديلما يوسف) گردد، بايد بتواند به گروه هاي اجتماعي و سنديكاها تكيه كند. او بايد نيروهاي ترقي خواه را براي تغييرات انقلاب تجهيز كرده و سازمان دهد.» (جهان جوان،٤ آوريل٢٠١٧)

 




دادگاه عالي آلمان با ممنوعيت حزب نونازي مخالفت كرد!

آموزش از اين حكم براي درك برنامه ي پاره پاره كردن حزب توده ايران!

دادگاه عالي آلمان در كالسروهه براي دومين بار به ممنوعيت فعاليت حزب نونازي ها راي نداد. بار اول حدود ده سال پيش، همين دادگاه با اين “استدلال” ممنوعيت اين حزب را رد كرد، زيرا ٧٠درصد اعضاي رهبري اين حزب را ماموران سازمان هاي امنيتي رژيم حاكم تشكيل مي دهند. دادگاه اقدامات تبه كارانه اين حزب فاشيستي را در آن سال ها، پيامد تاثير و عملكرد اين ماموران اعلام و بر اين پايه با ممنوعيت آن مخالفت نمود.

به عبارت ديگر، حاكميت نظام امپرياليستي در آلمان براي حفظ سلطه ي خود به وجود جريان فاشيستي با عملكردهاي تحريك آميز و تبه كارانه توسط آن در اين كشور نياز دارد. وجود و فعاليت نازي ها را حاكميت براي حفظ سلطه خود و اِعمال “نبرد طبقاتي” از بالا ضروري ارزيابي مي كند.

“استدلال” حكم دوم كه در ژانويه ٢٠١٧ در مخالفت با ممنوعيت اين حزب از طرف دادگاه عالي آلمان اعلام شد، درك تاكتيك هاي نبرد طبقاتي از بالا را آسان تر مي سازد. دادگاه با ممنوعيت  اين حزب از اين رو مخالفت نمود، زيرا اكنون كه ماموران دولتي- امنيتي ديگر در آن “فعاليت” نمي كنند و به خرابكاري دست نمي زنند، اين حزب به نيرويي قابل اغماضي تبديل شده است و ممنوعيت فعاليت آن غيرضروري است! به سخني ديگر، بايد  آن را براي روز مبادا، زنده نگاه داشت!

پاره پاره كردن حزب توده ايران!

با شناخت شيوه هاي ارتجاع آلمان براي حفظ سلطه خود، ترديدي نبايد داشت كه انواع چنين نسخه هايي به منظور پاره پاره كردن حزب توده ايران و تداوم ممانعت از فعاليت قانوني آن نيز توسط ارتجاع داخلي و خارجي به مورد اجرا گذاشته مي شود. سيامك حيدري در “نگاهي به سياست رسانه اي رژيم در غرب” (اخبار روز ٢٢ دي ١٣٩٥) به برخي از اين شيوه ها اشاره دارد. او آن را «وظيفه تطهير چهره رژيم» مي نامد.

تقسيم جنبش توده اي به گروهي كه دنباله روي اين يا آن لايه بورژوازي است، مانند “راه توده”، “عدالت”، اولي در طيف   “پوپوليسم راست” و دومي با ظاهر “پوپوليسم چپ”، و گروه ديگر كه از آن در “آب نمك براي روز مبادا” نگهداري مي شود، و …، چرا نبايد بخشي از اين شيوه هاي نبرد طبقاتي از بالا باشد؟

هنگامي كه نه “راه توده”، نه “عدالت” و يا “مهر” حاضرند استدلالي براي علت ضرورت وجود خود ارايه دهند، كه نمي توانند ارايه دهند، كه پرسش در اين زمينه را بي جواب مي گذارند، چرا نبايد بياد “استدلال” دادگاه عالي آلمان  افتاد؟

بدون ترديد، يكي از عام ترين ابزارها و به اصطلاح “استدلال”هاي ارتجاع براي “اقناي” نيروهاي صادق در همه جريان هاي توده اي، براي تن دادن به ضرورت پاره پاره بودن حزب توده ايران، اين ابزار و شيوه ي تبهكارانه است كه به همه گروه ها مي گويند: «اگر شما به سياست كنوني خود ادامه دهيد، آن هنگام كه ما تصميم بگيريم كه حزب توده ايران در ايران فعاليت قانوني داشته باشد، با فعاليت شما موافقت خواهيم نمود!»

به كمك اين “وعدي سرخرمن”، يعني با ايجاد “محضورات” از يك سو و “تسهيلات” براي رفت و آمد ميان ايران و خارج از كشور، كه براي افرادي از سوي ديگر عملي مي شود، گروه هاي مختلف جنبش توده اي را به تن دادن به شروط تعيين شده قانع مي سازند.

آيا نمي تواند محدود ساختن مبارزه ي تبليغاتي در سطح توصيف وضع و سكوت در باره ي شرايط تغيير وضع حاكم و چگونگي تغيير سلطه بلامنازع هژموني ارتجاع نيز يكي از اين شيوه ها باشد؟ بايد به نوشته هاي جريان هاي مختلف مراجعه كرد، تا به  راحتي محدوديت به  توصيف وضع را در مقاله ها بازشناخت.

محدود بودن تبليغات عليه رژيم به توصيف وضع، از يك سو در انطباق است با ايجاد فتنه گري توسط ماموران نفوذي آن ها در گروه هاي توده اي كه دادگاه عالي آلمان مشابه آن را ده سال پيش بهانه براي نپذيرفتن ضرورت غيرقانوني كردن فعاليت حزب نونازي ها به كار گرفت. و از سوي ديگر، در انطباق است با كم اثر ساختن تبليغات جنبش توده اي به منظور سازماندهي انقلابي گذر از ديكتاتوري!

–        ايجاد توهم در اين باره كه گويا  – بر خلاف دوران شاه و تجربه انقلاب بهمن – گذر از ديكتاتوري ولايي بدون انقلاب اجتماعي ممكن است، آن طور كه “راه توده” آن را در «سرمقاله» (شماره ٥٨٣) رسماً تبليغ مي كند؛

–        ايجاد اين توهم كه گويا بدون سازماندهي طبقه كارگر و نزديك ترين متحدان آن، جلب نيروهاي بينابيني به جبهه گسترده ي ضد ديكتاتوري ممكن است  – كه تنها “راه توده” در آن سهيم نيست –؛

–        ايجاد اين توهم كه مي توان از طبقه كارگر انتظار داشت عليه “اقتصاد سياسي” نوليبرال مبارزه كند، بدون آن كه بداند چه چيزي را بايد جايگزين آن سازد؟!، بدون آن كه بداند بايد از چه “اقتصاد سياسي” دفاع كند، و خواستار آن باشد، به

معناي خلع سلاح طبقه كارگر در نبرد براي گذر از حاكميت ديكتاتوري نظام سرمايه داري كنوني نيست؟!

–        ايجاد اين توهم نزد طبقه كارگر كه بدون دفاع از مالكيت عمومي- دموكراتيك مردم بر ثروت هاي كشور كه در اصل هاي اقتصادي قانون اساسي بيرون آمده از دل انقلاب بهمن تثبيت شده است، مي تواند از منافع خود دفاع كند؛

–        ايجاد اين توهم نزد طبقه كارگر كه بدون نبرد نظري- ايدئولوژيك عليه “اقتصاد سياسي” خصوصي سازي و آزاد سازي اقتصادي امپرياليستي، مي تواند از حقوق قانوني خود دفاع كند، ازجمله براي حفظ “قانون كار” كه مورد يورش ارتجاع

قرار گرفته است، از حداقل دستمزد كافي كه اكنون زير يك پنجم سطح فقر است، مبارزه براي حفظ بيمه هاي اجتماعي كه مورد دستبرد حاكميت سرمايه داري قرار گرفته، مبارزه عليه زمان كار روزانه ١٤ تا ١٦ ساعته وغيره وغيره. اين ها

شيوه هايي است براي كم اثر كردن تبليغ انقلابي به منظور سازماندهي طبقه كارگر. طبقه اي كه مبارزه ي آن ستون فقرات را در مبارزه ي جبهه گسترده ي ضد ديكتاتوري داراست. آيا نبايد همه اين شيويه ها را در خدمت تبديل ساختن مبارزه

ي طبقه كارگر به «مبارزه ي قابل اغماض»ي ارزيابي نمود كه بر پايه آن، دادگاه عالي آلمان ممنوعيت فعاليت حزب نازي ها را غيرضروري اعلام نمود؟!

 عنواني كه مي توان براي همه اين شيوه ها انتخاب نمود، نفي ضرورت پايبندي توده اي ها به سياست مستقل طبقاتي توسط حزب طبقه كارگر و پيروي از خط مشي انقلابي حزب توده ايران است!

خط مشي كه مشخصه آن، مبارزه براي تغيير ترقي خواهانه- سوسياليستي بر پايه “برنامه حداقل كارگري” حزب توده ايران است كه زنده ياد ف. م. جوانشير، دبير كميته مركز حزب توده ايران، در كتاب “سيماي مردمي حزب توده ايران” برمي شمرد!