بیانیه ی ابوالفضل قدیانی در مورد «تحریم فعال» انتخابات و پیوستن به جنبش دموکراسی خواهی و عدالت طلبی

ابوالفضل قدیانی از فعالان شناخته شده و – سابقا اصلاح طلب – کشور، با انتشار بیانیه ای خواهان تحریم فعال انتخابات و پیوستن نیروهای سیاسی و مردم به جنبش دموکراسی خواهی و عدالت طلبی در کشور شد. متن این بیانیه را در زیر می خوانید:

به انتخابات ریاست جمهوری خرداد ۱۴۰۰ نزدیک شده‌ایم و در کشور اثری از فضای انتخاباتی نیست. به گمان من این امر را باید به فال نیک گرفت. گویی ملّت ایران نیک دریافته‌اند که صندوق‌های رأی باعث تحول قابل اعتنایی در حال و روز این مرز و بوم نمی‌شوند. رییس‌جمهوری که نقشش از رییس دفتر یا تدارکات‌چیِ ولی‌فقیه تجاوز نمی‌کند، نمی‌تواند رویه‌های مخرّبی را که در کشور به دست نهاد ولایت‌فقیه نهادینه شده است،تغییر دهد؛ آزمون سالیان گواه این ادعاست.

خیر قلیلِ “انتخابِ” رییس دفترِ معقول‌تر در مقابل شرّ کثیرِ مشروعیت‌بخشی به نظام استبدادِ دینی و شخص علی خامنه‌ای دیگر با هیچ منطقی قابل دفاع نیست. چه کسی می‌تواند ادعا کند که کشور در سال‌های اخیر به قهقرا نرفته است؟ آیا رییس جمهور شدن فردی از “جناح اقتدارگرا” (اگر فرضِ “نه‌چندان‌روا” کنیم که حسن روحانی اقتدارگرا نیست)درسال۹۲ در مسیر حرکت کشور، تفاوت بنیادین پدید می‌آورد؟ آیا رییس جمهور شدن حسن روحانی توانست از فجایعی مانند دی ۹۶ و آبان ۹۸ جلوگیری کند؟ آیا دولت روحانی و وزارت کشورش بخشی از ماشین سر کوب نبوده اند؟ آیا وزارت جواد ظریف توانست اثری در مسیر سیاست ناموجه خارجی ایران بگذارد و آیا به تصریح خود در مصاحبهٔ اخیرش کاری جز فرمانبری ، اطاعت و اجرای فرامینِ خودکامهٔ ایران داشته است؟ آیا کسی می‌تواند ادعا کند با انتخاب بین “بد و بدتر” از فجایع اقتصادی که کمر مردم را شکسته است جلوگیری شده‌است؟ اخیراً شاهد رد صلاحیت فلّه‌ای داوطلبانِ نمایندگی شوراهای شهر بودیم و بخصوص قلع‌و‌قمع وسیع کاندیداهای اصلاح طلب جهت عضویت در شوراها را به عیان مشاهده کردیم. تمامیت خواهی مستبد و اعوان و انصارش به جایی رسیده که غیر خودی‌های منقاد و مطیع را هم در شوراهای شهر که اساسأ نقش قابل اعتنایی در اداره شهر ندارند نیز تحمل نمی‌کنند ‌. از سوی دیگر شورای نگهبانِ استبداد دینی جهت تنگ‌تر کردن حلقهٔ اختناق و تشدید سلطهٔ مستبد، چند شرط به شروط قبلیِ کاندیداهای ریاست جمهوری جهت ثبت نام افزوده است. این اقدام معنایی جز قانون گذاری ندارد. اکنون شورای نگهبان افزون بر قانون شکنی و لگدکوب کردن قانون و حقوق شهروندان و تفسیر قانون اساسی به نفع قدرت، قدم به عرصهٔ وضع و جعل قانون نیز گذاشته است ‌. آیا دولت حسن روحانی توانسته یا می تواند مانع این قبیل قانون‌شکنی ها و ظلم‌های آشکار و زیر پا گذاشتن حقوق مردم شود؟ آیا بالاتر از سیاهی رنگی هست؟

همه باید بدانیم که تغییر در حال و روز ملّت ایران، از تغییر در مناسبات و ساختارهای استبدادی می‌گذرد. نباید گذاشت نظام استبداد دینی، از نمد نمایش انتخابات برای خود کلاه مشروعیت بدوزد و از این طریق در تغییراتِ بنیادینِ محتوم تأخیر بیندازد. با مشروعیت‌زدایی و بلندکردن فریاد اعتراض است که می‌توان استبداد را به پذیرش انتخابات آزاد و دمکراتیک یعنی رفراندوم تغییر نظام استبداد دینی به نظام جمهوری دمکراتیک سکولار (به معنای جدایی نهاد دین از نهاد حکومت) واداشت. باقی راهکارها “شِبه‌راه‌حل” و بیراهه است.

تحریم فعال انتخابات و پیوستن به جنبش دمکراسی‌خواهی و عدالت‌طلبی مردم ایران از جهت دیگری نیز در انتخابات پیش رو اهمیت ویژه دارد؛ از آن جهت که هر روز مسیٔله جانشینی علی خامنه‌ای پررنگ‌تر می‌شود. کسانی آدرس غلط می‌دهند که با شرکت در “انتخابات” و “انتخابِ” کسی خارج از اردوگاه اقتدارگرایان می‌توان در نقشه “موروثی/نظامی/امنیتی” کردن تام و تمام نهاد ولایت فقیه خلل فکند که زهی خیال باطل. اگر سیاستمداری هنوز ساختار قدرت سیاسی در نظام ولایت فقیه را نشناخته است و نمی‌داند که از صندوق این نمایش انتخاباتی کسی بیرون نمی‌آید که کوچکترین خطری برای جلوس ولی فقیه بعدی داشته باشد یا باید در شم سیاسی وی شک کرد یا در نیّت او. سرنوشت محتوم نهاد ولایت فقیه این است که –در صورت بقا در سپهر سیاسی ایران- به صورت تام و تمام “موروثی/نظامی/امنیتی” شود. راه گریز از چنین سرنوشت شومی همانا مقاومت و مشروعیت‌زدایی از نظام استبداد دینی است تا در رفراندومی آزاد، مردم این مرز و بوم، خود سرنوشت خویش را به دست گیرند. مدتی است که اکثریت قاطع ملت ایران آگاهانه کارزار تحریم انتخابات فرمایشی – نمایشی را آغاز کرده اند و کثیری از فعالان سیاسی دموکراسی‌خواه و عدالت طلب در داخل و خارج از کشور به این کارزار ارزشمند پیوسته اند و انتظار می رود که تمامی منتقدان، معترضان، مخالفان و تحول خواهان از این کارزار تحریم حمایت کنند.




سندیکای هفت تپه: کارگرانی که برای لقمه ای نان در دل سیاهی ها جان باختند

روز شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۰ در تونل شماره ۴۲ معدن بزرگ طزره دو کارگر جوان در داخل تونل حبس و بعد از شش روز جسد بی جان آنها بیرون کشیده شد.

کارگران معدن که بدون برخوردار بودن از وسائل و امکانات امنیتی به داخل تونل ها فرستاده می شوند تا در قبال ناچیزترین دستمزدها، در دل تاریکی زمین برای سرمایه داران‌، سود تولید کنند.
در سنگ معدن طرزه بیش از یک هزار کارگر مشغول به کار هستند. در جریان ریزش سقف تونل در روز ۱۱ اردیبهشت روز جهانی کارگر! دو کارگر به نامهای سعید اصغر افضلی و میلاد روشنایی که در عمق ۳۵ متری زمین بودند زیر آور ماندند و بعد از شش روز جسد بی جان آنها بیرون کشیده شود.

این دو کارگر، جان خود را برای لقمه ان نان در محیط کاری بی امن از دست دادند، محیطی که خالی از امکانات و وسائل امنیتی و کمک رسانی مناسب در زمان حوادث کاری می باشد.

این اولین بار نیست که کارگران با حوادث ریزش معدن روبرو شده اند و جان عزیز خود را از دست داده اند، با این وجود تاکنون هیچ تغییر و بهبودی در شرایط ایمنی کار برای کارگران معدن صورت نگرفته است.

جان کارگران برای صاحبان سرمایه هیچ ارزشی ندارد. سرمایه داران می دانند که لشکر ذخیره بیکاران همیشه در پشت درب کارخانه ها و معادن به صف شده اند و مهم نیست که جان کارگر در حین تولید سود برای کارفرمایان و سرمایه‌داران گرفته شود .

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه به خانواده قربانیان این فاجعه تلخ تسلیت گفته و باور ما این است که سرمایه داران و صاحبان سرمایه عامل قربانی شدند این کارگران هستند.

در مقابل تمام جنایت و ستمگری های صاحبان سود پرست باید متحدانه ایست و اجازه ندهیم که اینچنین هم سرنوشتان ما برای داشتن لقمه ای نان جان عزیزشان قربانی شود.

یادشان گرامی باد

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه

جمعه ۱۷ اردیبهشت




بیانیه مشترک تشکل های کارگری، معلمان، بازنشستگان و زنان به مناسبت روز جهانی کارگر

پانزده تشکل شامل سندیکاها و دیگر تشکلات مستقل کارگری، کانون‌های صنفی معلمان، تشکلات مستقل بازنشستگان و تشکلات مدافع حقوق زنان، بیانیه ای مشترک به مناسبت اول ماه مه (یازده اردیبهشت)، روز جهانی کارگر منتشر کردند. در این بیانیه تاکید شده است که تلاش برای همگرائی میان مبارزات پراکنده و گسترش همبستگی این مبارزات در سال پیش‌رو، ضرورتی فوری و حیاتی خواهد بود.
متن کامل بیانیه در زیر می آید:

گرامی باد “اول ماه مه” (یازده اردیبهشت)، روز همبستگی بین‌المللی کارگران جهان!

امسال هم در حالی به استقبال “اول ماه مه” روز همبستگی بین‌المللی طبقه‌ی کارگر می‌رویم که بحران جهانی سلامت، زندگی کارگران را تحت‌الشعاع قرار داده است. 

واگیری جهانی کرونا (کوید-۱۹) همراه با بحران اقتصادی، کارگران و مزدبگیران و کسبه خرد را در تنگنا قرار داده است. در ایران بر اثر بی‌قابلیتی و ناکارآمدی حاکمیت و دولت، این وضعیت وخیم‌تر از گذشته و هر جای دیگری شده است.

فقدان سیاست‌های کارآمد بهداشتی و عدم اعمال قرنطینه‌های لازم، همراه با تامین هزینه‌های زندگی مردم، از سوی دولت، بحران معیشتی فرودستان را دامن زده است. با وجود آن که کارگران و زحمت‌کشان به درستی خواست اجرای واکسیناسیون فوری، رایگان و عمومی را فریاد می‌زنند و بر آن اصرار می‌ورزند، فرادستان و قدرت‌مداران در تامین واکسن کوتاهی آگاهانه و عامدانه‌ای دارند و می‌کوشند با بحران آفرینی‌ها، منافع گروه‌های خاصی از بدنه حاکمیت را تامین کنند. اصرار بر ساخت واکسن داخلی و واگذاری تامین واکسن به بخش خصوصی در این راستاست.

این مسئله به نوبه خود، بخش‌های وسیعی از جمعیت، به ویژه اقشار متوسط جامعه را در فقر روز افزونی گرفتار کرده و تعداد هر دم فزاینده ای از آنان را حاشیه‌نشین کرده است. در این میان وضع زنانِ کارگر و زحمت‌کش، از همه اسفبارتر است. بنا بر آمارهای موجود، در ادامه‌ی موج افزایش بیکاری‌ها و ‌اخراج‌ها، به‌ بهانه پاندمی کرونا، ۷۰ درصد زنان کارگر اخراج و از کار بیکار شده‌‌اند. در بحث معیشت نیز، این بی‌ثباتی و روندِ فقیرسازی سیستماتیک مزدبگیران، با تبعیض حداکثری، بیش از همه، خود را در وضعیت معیشتی زنان نمایان کرده است که حق اشتغال پایین، قرار گرفتن در صفِ نخست اخراج و بیکارسازی و منزوی‌ شدن زنان کارگر، از تبعات آن بوده، که به نوبه خود، زخم بزرگ دیگری را بر پیکر طبقه‌ی کارگر ایران وارد کرده است. در این میان وضع زنان کارگر خانگی که ممر درآمد خود را از دست داده‌اند از همه بدتر می‌باشد. هم تبعیض جنسیتی و هم بیکاری و ورشکستگی، فشار مضاعفی را بر این بخش از نیروی کار ایران وارد کرده است. 

با اینهمه کارگران ایران و متحدانش در سال گذشته، مبارزه‌ی خستگی‌ناپذیر و پیگیری را در شرایطی که توازن قوا حاکم به نفع‌شان نبوده و فعالین کارگری و دیگر جنبش‌های اجتماعی زیر سرکوب چند لایه و نظام‌مندی قرار داشتند، به پیش برده‌اند. کارگران و حقوق‌بگیران در بخش‌های مختلف اقتصاد از صنعت بزرگ همچون پتروشیمی، هپکو، آذرآب، نیشکر هفت‌تپه، شرکت واحد اتوبوسرانی تهران، فولاد خوزستان و… تا معلمان، بازنشستگان، دانشجویان و زنان به اشکال‌ و طرق مختلف مبارزات خود را به پیش برده و مخالفت خود را با سیاست‌های خشن و نئولیبرالی دولت و حاکمیت نشان داده‌اند که در این میان می توان بطور ویژه از مبارزات خستگی‌ناپذیرِ کارگران هفت‌تپه یاد کرد که مسائل مهم و پایه‌ای چون خصوصی‌سازی، اختلاس‌های بزرگِ سهامداران و صاحبان اصلی هفت‌تپه را در سطح جامعه مطرح کرده و در مقابل، از نقش کارگر در تصمیم‌گیری‌ها و اداره شورائی سخن گفته‌اند. مبارزاتی که از جانب هم طبقه‌ای‌های آنان در اقصا نقاط جهان مورد حمایت قرار گرفته است. تا آن جا که بارها شاهد بیانیه‌ها و کمپین‌های حمایتی از جانب کارگران، سندیکاها و اتحادیه‌های بزرگ کارگری در نقاط دور و نزدیک جهان بوده‌ایم.

در برابر این همبستگی‌های ملی و بین‌المللی، گرایش‌های طرفدار سرمایه‌داری، انواع و اقسام طرح‌ها و آلترناتیوهای خروج از بحران را یکی بعد از دیگری پیشنهاد کرده و می‌کنند. هر روز ترفندی تازه ارائه می‌شود. اما کارگران ایران به تجربه دریافته‌اند که:

– راه چاره‌ی این مشکلات و رهائی از این وضعیت نمی‌تواند از جانب کسانی که خود در ایجاد آن‌ها نقش اصلی را تحت این یا آن نام ایفا کرده و می‌کنند مطرح شود. کارگران دیگر فریب دروغ‌ها و از جمله وعده و وعیدهای انتخاباتی را که هر چند سال یک‌بار تکرار می‌شود نمی‌خورند.

– راه چاره، همچنین از دل‌بستن به قدرت‌های بزرگ جهانی (از هر رنگ و قماشی که باشند) و سیاست‌بازی میان آن‌ها نیز به دست نمی‌آید. چنین دلبستگی‌هایی به قدرت‌هایی در جغرافیای سیاسی – چه جهانی و چه منطقه‌ای – در واقع گروگذاری و بخشیدن پیشاپیشِ دسترنج توده‌های زحمتکش و جاده صاف‌کنی برای سلطه‌گران جهت بهره‌برداری از منابع کشور و همین‌طور نفوذ تعیین کننده بیگانگان در تصمیم‌گیری‌های کلانِ اقتصادی، سیاسی و سوق‌الجیشی است.

مسأله‌ی قدرت‌های سلطه‌گر جهانی، هیچگاه، حفاظت از منافع طبقه‌ی کارگر و توده‌های زحمت‌کش در هیچ نقطه از جهان نبوده و نیست. راه چاره در ایران، مانند مبارزه‌ی طبقاتی در دیگر نقاط جهان، تنها از اتحاد و همبستگی طبقاتی میان خود کارگران و پیوند و همکاری مبارزاتی آن‌ها با دیگر زحمت‌کشان شهر و روستا حاصل می‌شود. کارگران و حقوق بگیران ایران بایستی با تشکیل و حفظ صفوف مستقل خود، اجازه سوءاستفاده به نیروهای غیرکارگری و طرح‌های فریبکارانه و پرطمطراق آن‌ها، در دفاع از سرمایه‌داری – که هیچ نشانی از عدالت اجتماعی و پذیرش نقش کارگران در مدیریت جامعه ندارند را – ندهند.

واقعیت این است که ما کارگران در شرایط کنونی با مشکل پراکندگی مواجه هستیم و این مسئله خود هشداری است که علی‌رغم ادامه کاری و ازخودگذشتگی در مبارزه و علی‌رغم اعلام همبستگی و همدلی آشکار و واقعی میان فعالان جنبش‌های اجتماعی، بدون یک همکاری جدی و سازمان‌یافته و سراسری در میان تمامی کارگران و زحمت‌کشان، قادر به مقابله با سیاست‌های ضدکارگری و تغییر شرایط موجود نخواهیم بود.

بارها تجربه کرده‌ایم که چگونه در نبود سازمان‌ها و نمایندگان مستقل کارگری باز هم مسئله تعیین حقوق حداقل به مضحکه‌ای تکراری و ملال‌آور تبدل شده است. در شرایطی که خط فقر برای یک خانوار ایرانی ساکن شهرهای بزرگ، باید حداقل ۱۲ میلیون تومان باشد و حتی تشکیلات وابسته و حکومتی چون خانه‌ کارگر از ۸ تا ۹ میلیون سخن می‌گوید، از پذیرش هزینه‌ی سبد خانوار برآورد شده‌ی هشت میلیون و دویست هزار تومانی سر باز زد و حتی به ناله‌ها و ضجّه‌های نمایندگان تشکل‌های مورد قبول و وابسته هم توجهی نکرد. 

اکنون فقدان تشکیلات درون واحدهای کار و تشکیلات منطقه‌ای و سراسری کارگران با شدتی بیش‌تر از پیش، خود را نمایان ساخته و مبارزه‌ی خستگی ناپذیری را برای ایجاد آن‌ها می‌طلبد. 

بدون چنین تشکیلات منسجم و سراسری، تاثیرات حضور و مبارزه‌ی کارگران خیلی چشم‌گیر نبوده و نتایج کار، حداقلی، بی‌پشتوانه و شکننده خواهد بود. 

در شرایط موجود، ایجاد یک شورای همکاری میان بخش‌های مختلف کارگران، کارمندان و مزدبگیران، معلمان، بازنشستگان، زنان، دانشجویان و بیکاران، بیش از پیش ضرورت دارد. این امر نه وظیفه‌ای در میان وظائف دیگر، بلکه حلقه اصلی کار سازمان‌دهی در جامعه و در بین کارگران و زحمت‌کشان است. بدون هماهنگی و رفتن به سوی ایجادِ نهادهای همکاری و سراسری برای هدایت مشترک جنبش‌های مطالباتی، قدرت این حرکات شجاعانه و پیگیر اعتراضی – مطالباتی به هدر می‌رود و راه برای سرکوب آن‌ها هموارتر می‌شود. تلاش برای همگرائی میان مبارزات پراکنده و گسترش همبستگی این مبارزات در سال پیش‌رو، ضرورتی فوری و حیاتی خواهد بود. 

اعتصاب، ایجاد تشکل‌های آزاد و مستقل کارگری، حق مسلم کارگران ایران است!

رهائی کارگران تنها به دست خود کارگران ممکن خواهد شد!

۶‌‌ اردیبهشت ۱۴۰۰




سندیکای کارگران شرکت واحد: به استقبال اول ماه مه روز جهانی کارگر برویم

پیام اول ماه می حدود صد سال پیش در ایران نیز منعکس شد و کارگران ایران سال‌ها این روز را جشن گرفته و این روز به سنت مبارزه برای خواست‌های برحق کارگران، معلمان، دانشجویان، روشنفکران، بازنشستگان، زنان و تمامی مزدبگیران زحمتکش، تبدیل گشته است.

نظام سرمایه‌داری در ایران بر مبنای ضرورت و تابعیت از مناسبات جهانی و تحت تأثیر بحران اقتصادی و عقب‌ماندگی مناسبات سرمایه‌داری داخلی، همواره به خشن‌ترین شیوه‌های سیاسی و اقتصادی در مقابل کارگران و زحمت‌کشان ایران و مطالبات انبوه و پایمال شدۀ آنان، توسل جسته است.

این استثمار و خشونت نه تنها بر کارگران صنعت، معدن و کشاورزی بلکه بر سطح معیشت و شرایط اسفبار زندگی کارکنان رشته‌های مختلف خدمات و از جمله معلمان، پرستاران، بازنشستگان و … نیز وارد گشته و صف بندی مشترک و مبارزه پیگیر در جهت کسب مطالبات را متمرکزتر ساخته است.




چهار زن کارگر و دو کارگر مرد در آتش سوزی در یک کارگاه مبل سازی جان باختند

سخنگوی اورژانس کشور از کشته شدن ۶ کارگر و زن و مرد به دلیل حریق در یک کارگاه مبل‌سازی در پردیس خبر داد.

مجتبی خالدی، سخنگوی اورژانس کشور در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا درباره جزییات این حادثه گفت: در ساعت ۱۱:۰۳ یک مورد حادثه آتش‌سوزی در کارگاه مبل سازی واقع در پردیس، کرشت، بلوار خلیج فارس به سامانه اورژانس کشور اطلاع داده می‌شود.

وی گفت: در این حادثه متاسفانه ۶ نفر جان خود را از دست داده و یک نفر نیز مصدوم شده‌ است. چهار نفر از قربانین این آتش سوزی زن بوده اند.

سخنگوی اورژانس درباره جزییات آتش‌سوزی در کارگاهی در جاجرود گفته: «در خروجی کارگاه آتش‌ گرفته ‌بود و کارگران راه فرار نداشته‌اند‌؛ ۴ زن و دو مرد کشته ‌شده‌اند.»




گلرخ ایرایی به یک سال زندان و ۲ سال محرومیت‌های مختلف اجتماعی محکوم شد

گلرخ ایرایی، زندانی سیاسی محبوس در بند زنان زندان آمل، از بابت پرونده جدیدی که در ایام حبس در زندان قرچک ورامین علیه او گشوده شده بود، توسط دادگاه انقلاب تهران به صورت غیابی به ۱ سال حبس تعزیری، ۲ سال محرومیت از عضویت در گروه‌ها و دستجات سیاسی و ۲ سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شد. گلرخ ایرایی، در بهمن ماه ۹۹ و پس از ۴۳ روز بازجویی در بازداشتگاه اطلاعات سپاه نهایتا به زندان آمل تبعید شد. این زندانی سیاسی پیشتر نیز به دلیل پرونده‌سازی در ایام زندان، همزمان با پایان ۳ سال حبس به ۲۵ ماه حبس محکوم شد که اکنون در حال تحمل آن است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، در حالی که خانم ایرایی از برگزاری جلسه دادگاه هیچگونه اطلاعی نداشته، مسئولان زندان مدعی شده اند که او آگاهانه از اعزام به جلسه دادگاه خودداری کرده است.

آخرین جلسه بازپرسی خانم ایرایی جهت اخذ آخرین دفاعیات از وی از بابت این پرونده جدید که در ایام حبس در زندان قرچک ورامین علیه او گشوده شد، در تاریخ ۵ بهمن‌ماه ۹۹، در شعبه ۲ بازپرسی دادسرای اوین برگزار شده بود.

گلرخ ایرایی که در تاریخ ۲۳ آذرماه ۹۹، همراه با ضرب و شتم از زندان قرچک به بازداشتگاه اطلاعات سپاه موسوم به بند ۲ الف زندان اوین منتقل شده بود، روز یکشنبه ۵ بهمن‌ماه ۹۹، پس از ۴۳ روز بازجویی به زندان قرچک ورامین بازگردانده شد. وی دقایقی پس از انتقال به زندان قرچک بدون تحویل گرفتن وسایل شخصی و لباس‌های خود مجددا به بند زنان زندان آمل تبعید شد.

گلرخ ابراهیمی ایرایی و همسرش آرش صادقی فعال مدنی محبوس در زندان رجایی شهر کرج از زمان بازداشت خانم ایرایی از حق ملاقات و تماس تلفنی با یکدیگر محروم هستند. محرومیت این زوج زندانی از ملاقات و تماس تلفنی از زمان بازداشت خانم ایرایی وجود دارد. این در حالی است که در قانون پیش‌بینی‌هایی برای ملاقات بین اعضای زندانی خانواده‌ها شده است؛ حتی اگر آنها در زندان‌های جداگانه تحمل حبس بکنند.




سندیکای کارگران هفت تپه: روز کارگر، روز نمایش اتحاد ما است

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه:‌ ادامه مشکلات کارگران نیشکر هفت تپه و  فرافکنی مسئولان! - Iran Transition Council

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، با انتشار اطلاعیه ای به مناسبت اول ماه مه، روز جهانی کارگری بر هبستگی جهانی کارگران تاکید کرده و خواهان اتحاد و همبستگی علیه ستم و استثمار شده است.

در آستانه یازده اردیبهشت، روز کارگران هستیم!
روز کارگر، روز نمایش اتحاد ما است.
روزکارگر، روز بیان خواسته های ما کارگران است.
در روز کارگر، کارگران در همبستگی و همراهی با هم، قدرت طبقاتی خود و آلترناتیو خود برای جامعه ای بدون ستم و استثمار ، تبعیض و نابرابری، از میان بردن فقر و تنگدستی را یکصدا فریاد میزنیم.

طبقه کارگر، یک طبقه جهانی است و ما کارگران دارای منافع مشترک هستیم و مرزی را نمیشناسیم.
روز کارگر، یک روز ملی نیست، یک روز جهانی است، روز کارگر یک روز مذهبی نیست بلکه روز گره زدن دستهایمان به هم، برای یک زندگی آزاد، برابر و انسانی است.
کارگران با هر رنگ و زبان، با هر جنسیت و قومیتی، یک منافع مشترک علیه طبقه حاکم و صاحبان سرمایه، صاحبان ابزار کار و تولید دارند و راهی جز مبارزه متشکل، متحد و مستقل و با اتکا به نیروی خود ندارند.

هیچ کس جز ما کارگران نمیتوانند یک زندگی انسانی را برای کل جامعه به ارمغان بیاورند.

طبقه کارگر با یاری دیگر جنبشهای مترقی و در اتحاد و مبارزه سراسری میتواند نان، کار، آزادی، شادی، رفاه و آبادی را تضمین کنند.
زنده باد روز جهانی کارگر!

زنده باد اتحاد و همبستگی طبقاتی کارگران برعلیه ستم و استثمار!

کارگران جهان متحد شویم!

۱۷فروردین ۱۴۰۰
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه




روند صعودی آمار جان‌باختگان کرونا در ایران

.

وزارت بهداشت ایران: شمار جان‌باختگان کرونا از ۵ هزار نفر فراتر رفت |  Euronews

سخنگوی وزارت بهداشت آخرین آمار قربانیان و مبتلایان کوویدـ۱۹ را طی ۲۴ ساعت گذشته در ایران اعلام کرد.

دکتر سیماسادات لاری سخنگوی وزارت بهداشت گفت: از دیروز تا امروز ۱۴ فروردین ۱۴۰۰ و بر اساس معیارهای قطعی تشخیصی، ۱۱ هزار و ۴۲۰ بیمار جدید مبتلا به کووید۱۹ در کشور شناسایی شد که یک هزار و ۶۰ نفر از آنها بستری شدند. 

وی افزود: مجموع بیماران کووید۱۹ در کشور به یک میلیون و ۹۲۰ هزار و ۳۹۴ نفر رسید.

لاری ادامه داد: متاسفانه در طول ۲۴ ساعت گذشته، ۱۲۳ بیمار کووید۱۹ جان خود را از دست دادند و مجموع جان‌باختگان این بیماری به ۶۲ هزار و ۹۹۹ نفر رسید.

به گفته ی وی چهار هزار و ۲۴ نفر از بیماران مبتلا به کووید۱۹ در بخش‌های مراقبت‌های ویژه بیمارستان‌ها تحت مراقبت قرار دارند.

لاری گفت: تا کنون ۱۳ میلیون و ۳۸ هزار و ۷۰۹ آزمایش تشخیص کووید۱۹ در کشور انجام شده است.

بنابر اعلام سخنگوی وزارت بهداشت: در حال حاضر ۴۷ شهرستان قرمز و ۱۲۶ شهرستان نارنجی هستند و بر اساس مصوبات ستاد ملی مقابله با کرونا مسافرت «از» و «به» شهرهای با وضعیت قرمز و نارنجی ممنوع است.

سخنگوی وزارت بهداشت گفت: همچنین ۲۴۷ شهرستان در وضعیت زرد و ۲۸ شهرستان در وضعیت آبی قرار دارند.

ادامه مرگ‌های سه‌رقمی از ۱۰ روز آینده

سخنگوی ستاد ملی مقابله با کرونا نیز از شروع خیز بلند این بیماری در کشور خبر داده و ضمن هشدار نسبت به این موضوع گفت: برخی استان‌ها وارد پیک جدید بیماری شدند و در برخی دیگر پیک آغاز شده است و اگر پروتکل‌ها رعایت نشود قطعا شاهد خیز بلندی خواهیم بود.

دکتر علیرضا رئیسی سخنگوی ستاد ملی مقابله با کرونا در حاشیه جلسه ستاد ملی مقابله با کرونا گفت: گرچه از کسانی که سفر رفته‌اند گلایه داریم، اما به آنها خسته نباشید می‌گوییم. امروز ما آخرین وضعیت بیماری در دنیا و ایران را مرور کردیم. با توجه به پیش‌بینی‌هایی که داشتیم با توجه به خریدهای شب عید، مهمانی‌ها، سفرها، عدم رعایت پروتکل‌ها و ازدحام‌ها و… و. شاهد خیز جدید بیماری در خیلی از استان‌های کشور هستیم و به طور کلی روند کشوری بیماری صعودی است.

وی افزود: در الگوهایی که از نظر اپیدمیولوژیک بررسی می‌کنیم الگویی که مشاهده می‌شود نشان دهنده افزایش بیماران مبتلا به ویروس جهش یافته انگلیسی است که در اکثر استان‌های کشور وضعیت این است و خیز جدید بیماری در حال اتفاق است.

وی افزود: در حال حاصر البرز و ایلام وارد پیک کرونا شدند و خیز بلند در آنجا آغاز شده است و برخی استان‌ها هم در آستانه ورود به پیک جدید هستند. استان‌های مازندارن، گیلان، چهارمحال و بختیاری، مرکزی و لرستان در آستانه ورود به موج جدید بیماری هستند و سایر استان‌ها هم کم و بیش روند صعودی دارند و در استان‌های آذربایجان شرقی و غربی، زنجان، فارس، سمنان و خراسان جنوبی روند صعودی آغاز شده است.

رییسی تاکید کرد: اگر این روند ادامه‌دار شود در هفته آینده یا ۱۰ روز  آینده که تازه اثرات سفرها را مشاهده می‌کنیم قطعا موج بسیار بلندی خواهیم داشت.

رییسی افزود: الان میزان بستری در بیمارستان‌ها از مرز ۱۳۰۰ نفر گذشته است و این نشان می‌دهد در ۱۰ روز آینده مرگ‌های ۳ رقمی ادامه‌دار می‌شود و از این پس از ۱۰ روز آینده مرگ و میر کمتر از ۱۰۰ نفر کمتر داشته باشیم و مرگ‌ها بیش از ۱۰۰ نفر روزانه باشد.