لیلا حسین زاده به ۵ سال زندان محکوم شد

لیلا حسین زاده، فعال صنفی دانشجوی و زندانی سیاسی سابق توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ۵ سال حبس تعزیری و دو سال منع فعالیت در فضای مجازی محکوم شد. این پرونده به بهانه شرکت در مراسم تولد محمد شریفی مقدم، درویش گنابادی زندانی مقابل دانشگاه صنعتی شریف برای خانم حسین زاده گشوده شده است.

به گزارش هرانا، بر اساس این حکم که توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمدرضا عموزاد صادر و اخیرا به وکیل مدافع وی ابلاغ شده است، لیلا حسین زاده از بابت اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور” به ۵ سال حبس تعزیری و دو سال منع فعالیت در فضای مجازی محکوم شده است.

شرکت در مراسم تولد محمد شریفی مقدم، درویش گنابادی زندان مقایل دانشگاه صنعتی شریف و سر دادن سرود “خون ارغوان‌ها” از مصادیق اتهام این زندانی سیاسی سابق عنوان شده است.

خانم حسین زاده در شهریورماه ۹۸ برای این پرونده در شعبه ۲ بازپرسی دادسرای اوین به ریاست قاضی نصیرپور مورد تفهیم اتهام قرار گرفته بود.

لیلا حسین‌زاده از دانشجویان دانشگاه تهران که در زمینه مطالبات صنفی دانشجویان فعالیت دارد به همراه تعداد دیگری از دانشجویان در جریان اعتراضات دی‌ماه ۹۶ بازداشت و پس از ۱۶ روز در تاریخ ۲۸ دی ماه ۹۶ با تودیع قرار وثیقه آزاد شد.

خانم حسین زاده در تاریخ ۱۶ اسفندماه ۹۶، توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ماشاالله احمدزاده از بابت اتهام “اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی” به تحمل ۵ سال حبس تعزیری و از بابت اتهام “تبلیغ علیه نظام” به تحمل ۱ سال حبس تعزیری و به عنوان مجازات تکمیلی ۲ سال “ممنوعیت خروج از کشور” محکوم شد. این حکم در تاریخ ۳ تیرماه ۹۸ توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر استان تهران از بابت اتهام “اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی” به ۳۰ ماه حبس تعزیری و از بابت اتهام “تبلیغ علیه نظام” به یک سال حبس تعزیری و همچنین مجازات تکمیلی ۲ سال ممنوعیت از خروج از کشور تقلیل یافت. به استناد ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، اشد مجازات، ۳۰ ماه حبس تعزیری قابل اجرا بود. خانم حسین زاده در تاریخ ۶ مردادماه ۹۸، توسط ماموران امنیتی در منزل خود بازداشت و پس از ده روز نگهداری در یکی از خانه های امن اطلاعات سپاه جهت اجرای حکم ۲ سال و ۶ ماه حبس تعزیری خود به بند زنان زندان اوین منتقل شد.

لیلا حسین زاده در تاریخ ۲۱ اسفندماه ۹۸ از بند زنان زندان اوین به مرخصی اعزام شده و نهایتا با اعمال بخشنامه اخیر قوه قضاییه و عدم تحمل کیفر آزاد شد.




اجرای حکم اعدام دستکم ۷ زندانی در زندان رجایی شهر کرج

سحرگاه امروز چهارشنبه ۲۹ بهمن‌ماه، دستکم ۷ زندانی که پیشتر از بابت اتهام قتل به اعدام محکوم شده بودند، در زندان رجایی شهر کرج اعدام شدند. ۴ زندانی نیز با اخذ مهلت از اولیای دم از پای چوبه دار به بند بازگشتند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، از جمله زندانیان اعدام شده “زهرا اسماعیلی” است که روز گذشته جهت اجرای حکم از زندان قرچک ورامین به زندان رجایی شهر منتقل شده بود. خانم اسماعیلی، ۴۲ ساله و مادر دو فرزند بوده. او پیشتر از بابت اتهام قتل همسر خود بازداشت و به اعدام محکوم شده بود.

امروز همزمان با زهرا اسماعیلی ۱۰ زندانی دیگر از بندهای مختلف زندان رجایی شهر جهت اجرای حکم به پای چوبه دار منتقل شدند که از این میان ۶ تن اعدام شدند و ۴ زندانی با کسب رضایت و یا اخذ مهلت از اولیای دم به بندهای خود بازگشتند. اتهام تمامی این زندانیان قتل عنوان شده است.

هویت زندانیان اعدام شده دیگر و زندانیانی که با کسب رضایت و یا اخذ مهلت از اولیای دم به بند بازگشته اعلام نشده است.

هرانا روز گذشته از انتقال این زندانیان جهت اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی خبر داده بود.

سازمان حقوق بشر در ایران نیز، روز گذشته هویت دو تن از زندانیان منتقل شده به سلول انفرادی جهت اجرای حکم اعدام را “موسی صداقت و محمد چزانی” احراز کرده بود. این شهروندان پیشتر از بابت اتهام “قتل” به اعدام محکوم شده بودند.

اعدام این زندانیان تا لحظه تنظیم این خبر از سوی رسانه‌های داخل ایران و یا منابع رسمی اعلان نشده است.

بنابر گزارش نهادهای بین‌المللی، ایران به تناسب سرانه جمعیت و میزان اعدام، رتبه نخست اعدام شهروندان خود در دنیا را دارد.

بر اساس گزارش مرکز آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در دوره یکساله (اول ژانویه ۲۰۲۰ تا ۲۰ دسامبر ۲۰۲۰) دستکم ۲۳۶ شهروند اعدام شدند و ۹۵ تن دیگر به اعدام محکوم شدند. از جمله اعدام شدگان باید به اعدام ۲ کودک-مجرم اشاره کرد و همینطور به محل اجرای ۱ حکم اعدام که در ملا عام بوده است.

بنا بر همین گزارش بیش از ۷۲ درصد اعدام های صورت گرفته در ایران توسط دولت یا نهاد قضایی اطلاع رسانی نمی‌شوند که نهادهای حقوق بشری اصطلاحا آن را اعدام “مخفیانه” می‌خوانند.




مبارزه ادامه دارد؛ تجمعِ سراسریِ بازنشستگانِ و مستمری بگیران تامین اجتماعی

نویدنو26/11/1399          

  • تجمع سراسری بازنشستگان در عین حال انزوای فزایندهٔ تشکل‌های زرد حکومتی را بیش از پیش آشکار ساخت. ادامهٔ مبارزهٔ زحمتکشان از جمله تجمع‌های اعتراضی بازنشستگان در پیکار علیه برنامه‌های اقتصادی ـ اجتماعی ضد ملی و ضد کارگری رژیم ولایت فقیه و ارتقاء سطح سازماندهی در جنبش کارگری از اهمیت فوق‌العاده برخوردار است.

گروه بزرگی از بازنشستگان و مستمری بگیران سازمان تامین اجتماعی با حضور گسترده در حرکت اعتراضی سراسری در شهرهای مختلف کشور مانند تهران، تبریز، کرج، سنندج، کرمانشاه، نیشابور، کرمان، اهواز، اراک، شیراز، اصفهان، یزد و دیگر شهرها تجمع کردند. علاوه بر برگزاریِ تجمعِ اعتراضی مقابلِ مجلس، در تهران بازنشستگانِ کارگری همچنین در مقابلِ سازمانِ برنامه و بودجه تجمعِ اعتراضی برگزار کردند. بازنشستگان خواستار دیدار با نوبخت، رئیسِ سازمان برنامه و بودجه بودند، اما به‌رغمِ انتظارِ “بیش از یک ساعتِ” خود، نوبخت در تجمعِ اعتراضیِ بازنشستگان ظاهر نشد. در اصفهان نیز بازنشستگان فولاد در تجمع مستمری بگیران تامین اجتماعی حضور یافته و همدوش با آن‌ها دست به اعتراض زدند.
تجمع امروز یکشنبه ۲۶ بهمن ماه در مقایسه با تجمع‌های اعتراضی چند ماه گذشته از نقطه نظر حضور زحمتکشان بازنشسته، شعارها و خواسته‌های آنان و نیز سطح همبستگی از برجستگی بیشتر برخوردار بود و نشانه‌ای از سطح آمادگی زحمتکشان میهن ما در مبارزه برای تامین منافع‌شان است. مطالبه‌های بازنشستگان که در بیانیه پایانی تجمع ۲۶ بهمن ماه مورد تاکید قرار گرفته از جمله عبارتند از: افزایش و ترمیم عقب ماندگی حقوق بازنشستگان، اجرای همسان سازی واقعی و رفع تبعیض، پرداخت کامل بدهی‌های دولت به تامین اجتماعی، ارائه خدمات درمانی رایگان و برخورداری از حق تشکل‌یابی مستقل.
پیش از این تجمع سراسری، ارگان‌های امنیتی با همدستی قوهٔ قضائیه ضمن اعمال فشار، احضار و تهدید تعدادی از فعالان سندیکایی کوشیده بودند فضای ارعاب ایجاد کرده و به زعم خود در ارادهٔ بازنشستگان برای برپائی تجمع سراسری خلل وارد آورند اما حرکت شجاعانهٔ امروز بازنشستگان این توطئه را عقیم گذاشت. تجمع سراسری بازنشستگان در عین حال انزوای فزایندهٔ تشکل‌های زرد حکومتی را بیش از پیش آشکار ساخت. ادامهٔ مبارزهٔ زحمتکشان از جمله تجمع‌های اعتراضی بازنشستگان در پیکار علیه برنامه‌های اقتصادی ـ اجتماعی ضد ملی و ضد کارگری رژیم ولایت فقیه و ارتقاء سطح سازماندهی در جنبش کارگری از اهمیت فوق‌العاده برخوردار است.
حزب تودهٔ ایران همچنان که بارها تاکید کرده است از مبارزهٔ طبقهٔ کارگر و زحمتکشان شاغل و بازنشسته قاطعانه حمایت کرده و می‌کند. تشدید مبارزه و ارتقاء سطح سازماندهی و همبستگی در این مقطع زمانی حساس اولویت‌های انکار ناپذیر به شمار می‌آیند.
حزب تودهٔ ایران
۲۶ بهمن ماه




جان زندانی عقیدتی, حامد قره‌اوغلانی به خاطر بیماری در خطر است

عفو بین الملل:

حامد قره‌اوغلانی، زندانی عقیدتی ۳۴ ساله که در زندان مرکزی ارومیه نگهداری می‌شود، برای یک نوع جدی بیماری صرع، نیاز فوری به مراقبت های پزشکی تخصصی دارد و بیماری او، چنانچه تحت درمان قرار گیرد، می تواند به تشنج‌های خطرناک منجر شود. از زمان دستگیری وی در تاریخ ۷ تیر ۱۳۹۹، مقامات زندان از دادن داروهای تجویز شده به وی که خانواده‌اش به طور منظم خریداری و به زندان تحویل داده‌اند، خودداری کرده‌اند. مقامات همچنین از انتقال وی به یک مرکز درمانی تخصصی در خارج از زندان برای انجام معاینات مغز و اعصاب که او باید به طور مرتب هر ۶ ماه یک بار دریافت کند، امتناع کرده‌اند.

دادگاه انقلاب ارومیه، حامد قره‌اوغلانی را در آذر ۱۳۹۹ پس از یک دادرسی ناعادلانه که شامل یک جلسه دادگاه بود و تنها ۱۰ دقیقه به طول انجامید، به ۱۴ سال و یک ماه حبس محکوم کرد. از جمله مواردی که دادگاه در صدور این حکم به آن اشاره کرده نوشته‌های حامد قره‌اوغلانی در فضای مجازی است که در آن رهبر جمهوری اسلامی را به فساد مالی متهم کرده و همینطور ارتباط وی با افرادی که طبق ادعای مقامات، هواداران سازمان مجاهدین خلق ایران بوده‌اند و وی را به پاره کردن تصاویر رهبر جمهوری اسلامی ایران و فرمانده سپاه پاسداران، قاسم سلیمانی (که توسط پهپادهای آمریکا در عراق در ژانویه ۲۰۲۰ کشته شد) «تحریک» کرد‌ه‌اند.

عناوین اتهامی که توسط دادگاه به حامد قره‌اوغلانی نسبت داده شده عبارتند از «توهین به رهبری» ، «تبلیغ علیه نظام» و «عضویت در گروهی که علیه نظام جمهوری اسلامی دست به قیام مسلحانه می زند». او اتهامات علیه خود را در دادگاه رد کرد و «اعترافاتی» را که به گفته وی تحت شکنجه روانی و بدون دسترسی به وکیل از او گرفته شده بود، پس گرفت.

اقدام شما موثر است؛ به زبان و قلم خودتان یا با استفاده از متن پیش‌نهادی عفو بین‌الملل به مقامات ایران نامه بنویسید و از آن‌ها بخواهید که؛

حامد قره‌اوغلانی را آزاد کنند، زیرا او یک زندانی عقیدتی است که تنها به خاطر استفاده صلح‌آمیز از حق آزادی بیان و حق آزادی ارتباطات زندانی شده است،

تا زمان آزادی، اطمینان حاصل کنند که دسترسی فوری و مداوم وی به داروهای پزشکی و مراقبت‌های پزشکی مورد نیاز در خارج از زندان فراهم شده است،

و وی در شرایط مناسب و مطابق با کلیه شرایط بهداشتی و جدا از زندانیانی که به جرائم خشونت‌آمیز محکوم شده‌اند، نگهداری می‌شود.

سازمان عفو بین الملل




مادران پارک لاله: دست جنایت کاران را از زندگی مردم ایران کوتاه کنیم

هر روز خبرهای تلخ و هولناک چون آوار بر سرمان خراب می‌شود و یک روز نیست که بتوانیم نفس تازه کنیم. جنایت کاران حکومت اسلامی ایران با بی‌شرمی تمام، زندگی را به مردم سیاه کرده و خون ما را در شیشه می کنند. سرکوب، بازداشت، جنایت، تبعیض، نابرابری و فساد روز به روز بیشتر می‌شود و واقعاً در شگفت ایم که مردم چگونه می‌توانند این وضعیت را تاب بیاورند و گذران زندگی کنند. در چنین شرایطی که تاب و توان را از ما مردم گرفته اند، ولی صدای اعتراض مردم مدام بلند است و با وجود شیوع گسترده کرونا، جان شان را به خطر می‌اندازند و به خیابان می‌آیند و روزی نیست که صدای اعتراض و تجمع جنبش های مستقل و مردمی را نشنویم. اعتراض هایی از کارگران، کشاورزان، معلمان، بازنشستگان، نویسندگان، پرستاران، زنان، خانواده‌های دادخواه و حتی اعتراض زندانیان سیاسی از درون زندان ها و غیره که می‌رود همه گیر شود.

نمونه‌هاییازسرکوبها،بازداشتهاوجنایتهایاخیرحکومت:

اعدامزندانیانسیاسیوعادی:

به گفته وبینار زمانه: در یک ماه گذشته دست‌کم ۱۶ زندانی بلوچ بدون امکان دسترسی به وکیل و روند دادرسی عادلانه در سکوت اعدام شدند.

جاوید دهقان خلد، زندانی بلوچ که با اتهامات سیاسی و امنیتی به اعدام محکوم شده بود، روز شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۹ در زندان مرکزی زاهدان اعدام شد.

الیاس قلندرزهی، در ۱۴ دی ۱۳۹۹ در زندان مرکزی زاهدان اعدام شد. او هنگام اعدام ۲۱ سال داشت.او پیش از اعدام از زندان یک فایل صوتی به بیرون فرستاد و از اعمال شکنجه برای اعتراف اجباری توسط ماموران امنیتی گفت.

حسن دهواری، در ۱۴ دی ۱۳۹۹ در زندان مرکزی زاهدان اعدام شد. او هنگام اعدام ۲۸ سال داشت.

سه زندانی اهل سنت به نام های؛ محمدعلی آرایش، حمید راست بالا و کبیر سعادت جهانی که توسط دادگاه انقلاب مشهد به اتهام «بغی» از طریق عضویت در گروه سلفی حزب الفرقان و جبهه همبستگی ملی اهل سنت ایران به اعدام محکوم شده بودند، در ۱۱ دی ۱۳۹۹ در زندان مرکزی مشهد اعدام شدند.

عبدالحمید میربلوچ‌زهی، از فعالین مذهبی اهل سنت در سیستان و بلوچستان در ۶ دی ۱۳۹۹ در زندان مرکزی زاهدان اعدام شد.

خطراعدامزندانیانسیاسیوعادی:

مولوی امان الله بلوچی و حافظ عبدالرحیم کوهی، دو زندانی سیاسی بلوج هستند که حکم اعدام دریافت کرده‌اند. این دو زندانی سیاسی‌ــ‌امنیتی بلوچ ۲۷ دی ماه سال جاری جهت اجرای حکم به سلول انفرادی منتقل شدند، اما ۳۰ دی ماه با توقف مشروط اجرای حکم به بند عمومی بازگردانده شدند. با وجود این آن‌ها همچنان در خطر اعدام قرار دارند.

یک زندانی بلوچ در زندان دستگرد اصفهان به نام «مهران نارویی، فرزند خداداد، اهل نصرت آباد زاهدان» که پیش‌تر در ارتباط با جرایم مربوط به مواد مخدر بازداشت شده بود، در حال حاضر در خطر اجرای حکم اعدام قرار دارد.

بازداشتواجرایاحکامظالمانه:

نازی اسکویی مدیر مسئول نشر دیگر، دوشنبه ۱۳ بهمن خودش را برای اجرای یک سال حبس به زندان اوین معرفی کرد. علی‌‌ اکبر امینی همسرش نیز در ۱۸ آذر ۹۹ بازداشت شد. نازی اسکویی و علی اکبر امینی، مدیر اجرایی نشر دیگر، به اتهام هایی چون همکاری با «کانون نویسندگان ایران» در سال ۹۱ هر کدام به یک سال حبس محکوم شدند و مجوز نشر دیگر را لغو کردند. نازی اسکویی فشار و چربی خون دارد و به ارتروز شدید مبتلاست و ماندن در زندان برایش خطرناک است. 

یک شهروند اهل اشنویه به نام عزیز قادر تاج، یکشنبه ۱۲ بهمن در منزلش توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.

دو شهروند اهل اشنویه به نام‌های آوات محمدپور و حسین محمدپور، شنبه ۱۱ بهمن‌ توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. آوات محمد پور پس از اتمام بازجویی‌ها آزاد شد.

محمود محمودی روزنامه‌نگار، شنبه ۱۱ بهمن توسط ماموران امنیتی در سنندج بازداشت شد.

اسرافیل فتح الله زاده فعال ترک (آذربایجانی)، شنبه ۱۱ بهمن جهت اجرای حکم ۷ ماه حبس، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد، وی در مهرماه سال ۹۶ بازداشت شده بود.

خلیل اسدی بوژانی، در ۱۱ بهمن جهت اجرای حکم ۴ ماه حبس، راهی زندان دیزل آباد کرمانشاه شد. وی در جریان اعتراضات آبان ۹۸ بازداشت شده بود.

فیصل علی آبادی از شهرستان اشنویه، شنبه ۱۱ بهمن توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.

شورش برهم از شهرستان اشنویه، جمعه ۱۰ بهمن توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.

جبرئیل شعبانی از شهرستان اشنویه، پنج شنبه ۹ بهمن توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.

سازمان حقوق بشری هه‌نگاو در ۸ بهمن از بازداشت ۷۴ نفر از شهروندان کرد در ۱۴ شهر از جمله تهران، کرج، کرمانشاه و سنندج در طول ۱۶ روز گذشته توسط سازمان اطلاعات سپاه و سایر نهادهای امنیتی خبر داد.

ایوب خدیر از شهرستان راسک واقع در سیستان و بلوچستان، در ۸ بهمن توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.

منصور ولی پور از شهرستان مریوان، در ۴ بهمن توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.

آرش گنجی، مترجم و عضو کانون نویسندگان ایران در ۱۰ دی ماه ۹۹ در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب در دادگاه بدوی به ۱۱ سال حبس محکوم شد. ناصر زرافشان وکیل او گفته است که مصداق تمامی اتهام‌ها علیه آرش گنجی ترجمه کتابی درباره‌ تحولات کردستان سوریه با عنوان «کلید کوچک دروازه‌ای بزرگ» است و در صورت تأیید حکم او در دادگاه تجدید نظر، ۵ سال آن قابل اجراست.

محکومبهحبسوشلاق:

عباس دهقان از دراویش گنابادی؛ توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی ایران به ۱۱ سال و ۶ ماه حبس، ۷۴ ضربه شلاق و دیه محکوم شد.

سه شهروند بهایی به نام های مهوش عدالتی علی آبادی، سپیده کشاورز و فرید اسماعیلی؛ توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی تهران هر یک به ۴ سال و ۳ ماه حبس تعزیری محکوم شدند.

بابک آقازاده، کارگر شهرداری ملکان که در حین کار بازداشت شده بود، در ۹ بهمن در دادگاه انقلاب مراغه به ۵ سال زندان محکوم شد.

نجمه (نادیا) میرآخورلی، در ۷ بهمن در دادگاه انقلاب تهران به اتهام «عضویت در سازمان فداییان خلق (اقلیت)» به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شد.

پروندهسازیجدیدوشکنجهزندانیانسیاسی:

گلرخ ابراهیمی ایرایی، در ۲۳ آذر با ضرب و شتم از زندان قرچک ورامین به بازداشتگاه اطلاعات سپاه معروف به ۲ الف منتقل شد و پس از ۴۳ روز بازجویی و شکنجه او و خانواده اش، در ۵ بهمن در زندان اوین برای پرونده جدیدی مورد بازپرسی قرار گرفت. او از زندان قرچک به زندان آمل تبعید شده است. وی پیشتر پس از تحمل دو سال و نیم حبس در ۱۹ فروردین ۹۸ با وثیقه آزاد شد زیرا پرونده جدیدی برای او گشوده بودند. در آن پرونده نیز به ۲ سال و یک ماه حبس محکوم و در ۱۸ آبان ۹۸ بازداشت شد. جنایت کاران بی‌شرم باز هم می‌خواهند پرونده دیگری برای این زن مبارز باز کنند.

صبا کردافشاری،‌ فعال حقوق زنان در ۷ بهمن همراه با ضرب و شتم از بند ۸ زندان قرچک ورامین به بند ۶ این زندان منتقل شد. او به ۲۵ سال حبس محکوم شده است که ۱۵ سال آن قابل اجراست.

سعید سنگر زندانی سیاسی که بیش از ۲۰ سال است در زندان ارومیه بسر می‌برد، در ۳ بهمن بر اساس پرنده‌ی جدیدی که در زندان برایش گشودند، به ۱۱ ماه حبس دیگر محکوم شد.

زندانیانبازداشتشدهوبلاتکلیف:

مهران رئوف، فعال کارگری به اتهام «عضویت در گروه‌های کمونیستی» با گذشت بیش از ۱۰۰ روز از بازداشت در ۲۵ مهر ۹۹، هم‌چنان در بند ۲-الف بازداشتگاه سپاه زندان اوین محبوس است.

تهمینه مفیدی، فعال حقوق زنان با گذشت یک ماه از زمان بازداشت، هم چنان بلاتکلیف در بازداشتگاه اطلاعات سپاه موسوم به بند دو الف زندان اوین محبوس است.

ناهید تقوی فعال جنبش زنان،‌ در ۲۵ مهر ۹۹ در منزل بازداشت شد و هم چنان بلاتکلیف در بند ۲-الف بازداشتگاه اطلاعات سپاه زندان اوین محبوس است. دخترش مریم کلارن گفته است که ناهید تقوی پس از گذشت ۱۰۰ روز از بازداشت، در ۵ بهمن با خانواده اش ملاقات کابینی داشته است.

ایوب سلاحورزی، شهروند اهل شهرستان دره استان ایلام از ۱۰ دی ماه به صورت بلاتکلیف در زندان دره شهر ایلام در بازداشت است.

حدود پنج ماه از اعدام نوید افکاری، کشتی‌گیر بازداشت شده در جریان اعتراضات مرداد ۹۷ در شیراز می‌گذرد و دو برادرش، وحید و حبیب افکاری همچنان در سلول انفرادی زندان عادل‌آباد محبوس هستند.

اعتصابغذایزندانیانسیاسی:

جاسم حیدری، علی خسرجی، حسین سیلاوی، علی مطیری و علی مجدم، ۵ زندانی سیاسی در زندان شیبان اهواز در ۴ بهمن با دوختن لب‌های خود در اعتراض به ممنوعیت ملاقات و بد رفتاری مسئولان زندان، اقدام به اعتصاب غذا کردند.

تهدیدوآزارخانوادهها:

آرش صادقی زندانی سیاسی با ۱۵ سال محکومیت، در زندان گوهردشت محبوس است. او در زندان به نوع بدخیم سرطان استخوان به نام کندروسارکوما دچار شده و تحت عمل جراحی قرار گرفته است. وی از زندان در نامه‌ای سرگشاده در ۲۴ دی نوشته است: «هفته گذشته مادر همسرم در پی بی‌خبری از وضعیت دخترش و تهدیدهای بازجو و در حالی که آخرین خبر از فرزندش، خبری مبنی بر ضرب و شتم وی با باتوم و شوکر بود به خاطر فشارهای عصبی دچار حمله قلبی و در بیمارستان بستری شد. سوال این‌جاست که در سیستم قضایی جمهوری اسلامی ایران، یک مهره سپاه که خود را کارشناس معرفی می‌کند، تا کجا قدرت مانور دارد؟ آیا بازجو حق تهدید و آزار خانواده زندانی را دارد؟ به نظر می‌رسد که با بازگشت ساختار قضایی جمهوری اسلامی به دهه ۶۰، روش‌های شکنجه هم به همان دهه‌ها برگشته و عریانی و گستردگی ویژه‌ای به خود گرفته است. مواردی که نشان از رویه ۴۰ ساله جمهوری اسلامی و دستگاه قضایی بازجوسالار آن علیه زندانیان سیاسی و خانواده‌های آنها دارد.».

خودکشی:

هرانا: سهم نوجوانان ایرانی از خودکشی های سالانه از سوی سازمان پزشکی قانونی بیش از ۷ درصد اعلام شده است.

روز دوشنبه ۱۲ بهمن‌، یک کودک کار در شهرستان ماهشهر از طریق حلق آویز کردن اقدام به خودکشی کرد و جان خود را از دست داد. انگیزه خودکشی این پسر که چهارده سال داشت، فقر و تنگدستی عنوان شده است.

روز پنج‌شنبه ۹ بهمن، یک زن ۲۸ ساله در مشهد با حلق آویز کردن خود اقدام به خودکشی کرد و جان باخت. علت خودکشی این زن مشکلات اقتصادی عنوان شده است.

روز شنبه ۶ بهمن، یک نوجوان ۱۶ ساله در تبریز، با پرتاب کردن خود از طبقه ششم یک ساختمان اقدام به خودکشی کرد و جان باخت.

روز شنبه ۶ بهمن، دو دختر دانش آموز ۱۷ ساله در شهرستان دزفول خوزستان،‌ از طریق خوردن قرص برنج اقدام به خودکشی کردند و جان باختند.

قتلهایدولتیناشیازابتلابهکروناودیگرجنایتهایحکومتی:

بر مبنای اظهارات رسمی کشور که به هیچ وجه نمی‌توان به آن اتکا کرد و گفته می‌شود که میزان مرگ و میر ناشی از کرونا در ایران سه برابر تعداد اعلام شده رسمی است، سیما سادات لاری، سخنگوی وزارت و بهداشت در ۷ دی ۱۳۹۹ اعلام کرد که آمار کل قربانیان کرونا در ایران به ۵۴ هزار و ۶۹۳ نفر رسید. اگر تعداد تلفات انسانی اعلام شده رسمی در ایران را در نظر بگیریم،‌ با تعداد کشته شدگان در انقلاب ۵۷ نزدیک است. گفته می‌شود که ۶۰ هزار نفر کشته شده اند.

واقعیت تلخ این جاست که میزان مرگ و میر و تلفات انسانی در ایران تنها به شیوع کرونا و سرکوب ها ختم نمی‌شود. با وجود یک نظام فاشیستی- سرمایه- مردسالار که نابرابری‌های شدید اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و حتی فرهنگی را ایجاد کرده، جان مردم مدام و به اشکال مختلف در معرض خطر است. مرگ و میرهایی ناشی از قتل های دولتی در زندان ها و در خیابان، فقر، بی خانمانی، اعتیاد، خودکشی، قتل های ناموسی، آتش سوزی، تصادف، آلودگی هوا و هزاران جنایت دیگر که در حق مردم روا می‌دارند، بدون اینکه هیچ تعهدی به پاسخ‌گویی به مردم داشته باشند.

این حکومت جنایت کار برای خرید واکسن کرونا و دارو نیز با جان مردم بازی می کند. دستور ممنوعیت خرید واکسن های ساخت آمریکا و انگلستان شامل سه واکسن فایزر، مدرنا و آکسفورد استرازنکا که مورد تأیید سازمان بهداشت جهانی است، محرومیت دیگری است که می‌تواند جان بسیاری از مردم ایران را به خطر بیاندازد.

ما بر این باوریم که هیچ‌ یک از افراد و نهادهای حکومتی و هیچ کشوری و نهادهای وابسته به آن کشورها نیز دل شان به حال مردم ما در ایران نسوخته است. از سرمایه داری جهانی و وابستگان شان گرفته تا سرمایه داری و زالو صفتان حاکم بر ایران که همه متحدانه خون مردم ایران و جهان را در شیشه کرده و از آن ارتزاق می‌کنند تا دمی بیشتر بر قدرت بمانند و بر سرمایه خود بیافزایند. فردا در گفت و گوهای برجام نیز هیچ صحبت جدی ای از رعایت حقوق بشر مردم ایران نخواهد شد و باز ما را در یک دور طولانی تفسیرها و تحلیل‌ها رسانه‌های تحت اختیارشان غرق می‌کنند و هر روز برای ما داستان‌های تازه ساخته و پرداخته می‌کنند تا مردم را از برداشتن قدم‌های مستقل برحذر دارند. در زد و بندهای ارسال واکسن کرونا برای مردم ایران و دیگر کشورهای جهان سوم نیز ابتدا منافع سیاسی،‌اقتصادی مد نظرشان است تا منافع اجتماعی و تأمین سلامتی مردم.

بر ماست که وارد بازی قدرت‌ها نشویم و خودمان آستین ها را بالا بزنیم و دست‌های مان را به هم گره کنیم و با گام های محکم تر به جلو برویم. بی تردید تنها با ایمان به قدرت، همت و توان مبارزاتی متحد خودمان در سراسر ایران است که می‌توانیم از شر سرمایه داران و زالو صفتان رهایی یابیم و دست جنایت کاران و ستم کاران را از زندگی مردم ایران کوتاه کنیم.

ما مادران پارک لاله ایران، به عنوان صدایی از جنبش دادخواهی مردم ایران، این چرخه ی آزادی کشی، تبعیض و بی‌عدالتی را به شدت محکوم می‌کنیم و خواهان: ۱) لغو مجازات اعدام و شکنجه؛ اعدام، ترور، کشتار خیابانی، شلاق، سنگسار و قصاص، ۲) آزادی بدون قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی، ۳) محاکمه و مجازات آمران و عاملان تمامی جنایت‌های صورت گرفته توسط مسئولان جمهوری اسلامی ایران از ابتدا تا به امروز در دادگاه هایی علنی و عادلانه هستیم. ما هم چنین برای؛ ۴) حق آزادی بیان و اندیشه، ۵) حق داشتن تجمع، تشکل و اعتصاب، ۶) رفع هرگونه تبعیض و ۷) جدایی دین از حکومت مبارزه می کنیم، زیرا علت اصلی این بی‌عدالتی‌ها و نابرابری‌ها را در ساختار ناعادلانه و تبعیض آمیز حکومت اسلامی ایران و قوانین آزادی ستیز آن می دانیم.

مادران پارک لاله ایران۱۳ بهمن




هشتم بهمن، سالگرد دومین اعتصاب سندیکای کارگران شرکت واحد

بهمن ماه سال ۸۴ کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، با رهبری سندیکای خود، یکی از بزرگترین اعتصابات کارگری ده های اخیر را سازمان دادند. این اعتصاب هر چند با خشونت بی سابقه ی حکومت و نیروهای امنیتی آن مواجه شد و به بازداشت حدود ۲۰۰ نفر انجامید، اما وضعیت کارگران در شرکت واحد را دگرگون کرد و آن ها توانستند پاره ای از مطالبات خود را به دست بیاورند.

در سالگرد این اعتصاب، سندیکای کارگران شرکت واحد با انتشار بیانیه ای این حرکت بزرگ کارگری را گرامی داشته و دستاوردهای آن را تشریح کرده است. متن این بیانیه را در زیر می خوانید:

اولین اعتصاب سراسری رانندگان شرکت واحد تهران، چهارم دی ماه ۱۳۸۴ انجام شد. در روزهای پس از این اعتصاب تمامی رانندگان و کارگران بازداشت شده بجز رئیس وقت سندیکای کارگران شرکت واحد آزاد شدند. پس از اعتصاب اول، عوامل امنیتی و اطلاعاتی برای آرام کردن جو اعتراضی در شرکت واحد، ملاقات‌هایی را برای نمایندگان سندیکا با شهردار تهران (قالیباف) و مدیرعامل وقت شرکت واحد ترتیب دادند.

دیدارهای نمایندگان سندیکایی با شهردار تهران و مدیر عامل شرکت واحد، نتیجه‌ای نداشت. نمایندگان سندیکا که برای زنده کردن حق کارگران تلاش می‌کردند این روند را راه‌گشا ندیدند، از طرفی شهردار تهران، مدیریت شرکت واحد و عوامل امنیتی هم که قصد وقت خریدن و ایجاد شکاف در سندیکا و دلسرد کردن کارگران را داشتند، هدف‌شان تامین نشد و این در حالی بود که حرکت رو به رشد سندیکا در بین کارگران افزایش می‌یافت و جسارت عموم کارگران در اعتراضات رشد می‌کرد. به قصد جدا کردن رانندگان و کارگران از سندیکا، قالیباف تصمیم گرفت در دو نوبت، رانندگان صبح‌کار و عصرکار را در استادیوم آزادی گرد هم آورد چون اتوبوسرانی در تهران را نمی‌شد تعطیل کند. برای برگزاری اولین گردهمایی، استادیوم را با بسیج شرکت واحد و عوامل بخش‌های مختلف حراست شهرداری قرق کردند عوامل نیروی انتظامی اجراییات شهرداری هم حضور داشتند. تا صدای اعتراضی سندیکا را خاموش کنند و قالیباف هم در سخنرانی می‌خواست اندکی از مطالبات کارگران را به عهده بگیرد و اعتراضات را جمع، سندیکا را تعطیل و خودش نقش قهرمان را بازی کند. اما کارگران از ابتدا ابتکار عمل را در دست گرفتند و آنجا را تبدیل به میتینگ اعتراضی خودشان کردند. کار بجایی رسید که در میان شعارهای کارگران در حمایت از سندیکا، حتی قالیباف نتوانست کل صحبت‌های از پیش تعیین شده‌اش را ایراد کند. و فضا اینقدر متشنج شد که جمعی از کارگران میخواستند از همان مکان اعلام اعتصاب دوباره‌ای کنند. کارگران با آموزش‌‌هایی که در یک سال و اندی گذشته در کنفرانس‌های هفتگی سندیکا گرفته بودند به راحتی فریب نمی‌خوردند. همچنین مرعوب جوی که برای سرکوب‌شان تدارک دیده بودند نشدند و مداوم خواستار پرداخت فوری همه مطالبات خود و آزادی تنها زندانی سندیکا در آن زمان (رئیس وقت هیئت مدیره سندیکا) بودند. و با شعار قالیباف اعتصاب یادت نره، به شهردار تهران در مورد خواسته‌هایشان هشدار می‌دادند. نمایندگان سندیکایی با دریافت پیام کارگران، برای هشتم بهمن، اعتصاب دوم را هماهنگ کردند.

حدود ده روز مانده اعلامیه‌های اعتصاب بین کارگران پخش می‌شد. از چند روز قبل از هشتم بهمن که اوج آن به ۴۸ ساعت قبل برمی‌گشت، اعضای هیات مدیره و اعضای فعال سندیکا بازداشت می‌شدند. دائما خبر بازداشت کارگران می‌رسید، در خانه، در محل کار، کارگران شناسایی و بازداشت می‌شدند در روز اعتصاب ایست بازرسی گذاشته بودند در قبل از توقفگاه‌ها و کارگران معترض شناسایی و دستگیر می‌شدند در این ایام بسیاری از کارگران از طرف شورای اسلامی کار معرفی می‌شدند تا بازداشت شوند. گزارش‌هایی وجود دارد که پلیس گونی‌هایی آورده بود و کارگران را در گونی می‌کرد و می‌برد. حدود سیصد تن اعضای هیات مدیره، فعالین سندیکایی و کارگران پیشرو اعتراضات بازداشت و به بند ۲۰۹ و ۲۴۰ اوین منتقل شدند. در هر سوئیت‌های بند ۲۴۰ چند کارگر، زندانی بودند و فضا اینقدر تنگ بود که جای خواب نبود.

کارگران زندانی عموما بعد از ده روز آزاد شدند بغیر از چند تن از اعضای هیات مدیره که بعضا تا دو ماه زندانی بودند. کارگرانی که آزاد شده بودند را به محل کار راه نمی‌دادند و چند ماهی طول کشید تا کارگران را با تهدید و ارعاب و تعهد به سر کار راه دادند اما یک گروه حدود پنجاه نفره را به کار راه ندادند. حتی اداره کار نیز شکایت کارگران را ثبت نمی‌کرد. امری که باید به سادگی انجام و شکایت ثبت می‌شد ولی چون شورای امنیت کشور و شورای تامین استان و انواع و اقسام نهادهای امنیتی و با نفوذ، تصمیم‌گیر میدان شده بودند، فشار زیادی به کارگران اخراجی وارد می‌شد. کارگران بارها در ادارات کار تجمع کردند و حتی یکبار یک شب در اداره کار شرق خوابیدند تا نهایتا سد ایجاد شده شکسته شد و شکایت‌های کارگران ثبت شد. اداره کار، اخراج حدود پنجاه تن از کارگران را تایید کرد و یه پروسه زمانی حدود شش ساله طول کشید تا همه کارگران به کارشان برگردند و از کارگران اخراجی آن زمان، حسین کریمی سبزوار موفق به بازگشت بکار نشد چون پرونده ایشان پس از رای دیوان، زمانی به اداره کار رسید که همزمان شده بود با موج دیگری ازاعتراضات سندیکا در سال ۹۱، مدیریت و نهادهای امنیتی فشار زیادی وارد کردند که دوباره چند تن دیگر از کارگران سندیکایی اخراج شوند و در این میان، ایشان نیز موفق به بازگشت‌بکار نشد.

نتایج اعتصاب:

۱- بازنگری طرح طبقه‌بندی مشاغل که سال‌ها معوق شده بود، این بازنگری باعث شد، مزد کارگران حدود یک چهارم نسبت به قبل افزایش یابد.

۲- علاوه بر ماهیانه ۹۰۰ تومانی که آنزمان بعنوان پول نهار پرداخت می‌شد، روزانه ۱۵۰۰ تومان دیگر پول نهار پرداخت شد.

۳- اعزام کارگران به سفرهای زیارتی و سیاحتی مشهد – شمال – کیش هر دو سال یکبار با اقامت در هتل.

۴- پرداخت مزایایی در فیش حقوقی که به افزایش حقوق دریافتی کمک می‌کرد.

۵- پرداخت بن خرید و شارژ کارت اعتباری

۶- پرداخت شیر و کیک روزانه به رانندگان. تا پیش از اعتصاب فقط کارکنان اداری و توقفگاه شیر دریافت می‌کردند.

۷- پرداخت مبالغ بلاعوض مسکن به تعداد قابل توجهی از کارگران که به خانه دار شدن‌شان کمک کرد.

۸- دادن سهمیه سالانه لباس فرم (کاپشن، پیراهن، شلوار) ، کفش، کمربند، جوراب به رانندگان.

۹- تغییر نگاه مدیریت به رانندگان و تغییر رفتار با رانندگان بطوریکه رانندگان جایگاه ویژه‌ای یافتند و اهمیت بیشتری به ایشان داده شد و مدیران در برنامه‌هایشان زمان بیشتری را برای دیدار با رانندگان و توجه به صحبت‌هایشان قرار دادند.

☆ پرداخت‌های ماهیانه ذکر شده هر سال با توجه به افزایش تورم، افزایش یافتند.

فعالیت سندیکا پس از اعتصاب سال ۸۴ تضمین کننده تداوم دستاوردهای اعتصاب سال ۸۴ بوده است و تجمعات اعتراضی و جمع‌آوری طومارهای اعتراضی نقش اساسی در تداوم دستاوردها داشته است. همچنین در سال ۹۱ یک رشته تحرکات اعتراضی و تجمع مقابل شهرداری تهران موجب شد ده درصد حق جذب به مزد کارگران افزوده شود و صد هزار تومان ماهیانه بابت هزینه مسکن علاوه بر حق مسکن مصوب شورای عالی کار به کارگران پرداخت گردد که این مبلغ با توجه به افزایش تورم امروز افزایش یافته است. به دلیل فعالیت سندیکایی و احقاق حقوق کارگران آقایان رضا شهابی، حسن سعیدی، ناصر محرم زاده، حسین کریمی سبزوار و خانم فرحناز شیری همچنان اخراج از کار هستند و در شرایط معیشتی سخت بسر می‌برند و از همه کارگران دعوت می‌کنیم با پرداخت حق عضویت ماهیانه به سندیکا به معیشت این کارگران اخراجی کمک کنند. همچنین درخواست داریم کارگران با حمایت سراسری از این کارگران اخراجی، برای بازگشت بکار این عزیزان یاری رسانند.




سندیکای همبستگی در فرانسه، خواهان آزادی مهران رئوف شد

اتحادیه سندیکای همبستگی در فرانسه‌ در رابطه با دستگیری فعال کارگری مهران رئوف بیانیه ای منتشر کرده و از همه ی سندیکاهای فرانسوی، سندیکاهای انترناسیونال و همچنین از مقام های کشور انگلستان که مهران رئوف تبعه ی آن به شمار می رود، خواسته است که برای آزادی این فعال کارگری که توسط جمهوری اسلامی زندانی شده است، اقدام کنند.

در این نامه آمده است:

 نامه و جهت اطلاع دادن به سندیکاهای فرانسوی و سندیکاهای  انترناسیونال و هم  چنین به  وزارت خارجه انگلستان، حقوق بشر در  لندن. سفارت جمهوری اسلامی در پاریس و سفارت انگلستان در تهران

مهران رئوف فعال کارگری متولد سال ۱۹۵۶ در ۱۶ ماه اکتبر سال ۲۰۲۰ در منزل مسکونی خود بازداشت شد  و از آن تاریخ تاکنون  در بند  معروف ۲ الف اطلاعات سپاه در سلول انفرادی به سر می برد.

وضعیت زندانیان بند ۲ الف برای کنشگران اجتماعی و فعالین سیاسی پوشیده نیست. بندی که سلول های انفرای آن و آزار و اذیت روحی و جسمی در مدت بازداشت در آن بنا به گفته شاهدان عینی، عوارض جبران ناپذیری برجسم و روح زندانیان سیاسی باقی می گذارد. لازم به ذکر است که براساس قوانین بین المللی از جمله ابلاغیه های شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، ماندن در سلول انفرادی بیش از ۱۵ روز از مصادیق شکنجه محسوب می‌شود.

از زمان دستگیری مهران رئوف تا کنون او فقط چند بار مجاز به تماس با یکی از نزدیکانش بوده است. مهران رئوف دو تابعیتی بوده و شهروند انگلیسی – ایرانی است که طی سال های گذشته به ایران رفت و آمد داشته است اما در ایران هیچ خانواده نزدیکی ندارد. با توجه به شرایطی که مهران رئوف در آن قرار دارد، هر نوع احتمالی از جمله احتمال اعتراف اجباری و اتهامات جدی علیه وی وجود دارد.

اتحادیه سندیکای همبستگی (فرانسه)  وشبکه‌ی  اتحادیه‌ی بین المللی همبستگی و مبارزه خواهان آزادی مهران رئوف و خواستار حق دادرسی عادلانه وی می‌باشد. ما از دولت بریتانیا تقاضا داریم که از مقامات جمهوری اسلامی بخواهند که اقدامات لازم را برای آزادی مهران رئوف به عنوان شهروند بریتانیا انجام دهند.

با احترام
کریستین مایو ……




متن بیانیه پایانی تجمع ۷ بهمن بازنشستگان

متن بیانیه پایانی تجمع ۷ بهمن ۱۳۹۹ که به شماره ی ۲۰۵۱۹۸ در دبیرخانه ی وزارتی وزارت کار ، رفاه و تأمین اجتماعی ، جهت اطلاع و پاسخگویی وزیر ثبت شده است.

با توجه به افزایش سرسام آور همه ساله هزینه‌های زندگی و عدم افزایش حقوق بازنشستگان براساس افزایش هزینه‌های زندگی منطبق بر ماده ۹۶، و وضعیت بد معیشتی بازنشستگان و مستمری بگیران هر روز بیشتر از روز قبل رو به وخامت گذاشته، اما دولت همچنان از پرداخت بدهی خود به صندوق بازنشستگان تأمین اجتماعی که بالغ بر ۳۴۰ هزار میلیارد تومان است علی الرغم بند الف ماده ۱۲ قانون برنامه ششم توسعه، خودداری می نماید.

این درحالی است که هیچ مسئولیتی هم در قبال سازمان تأمین اجتماعی برعهده نمیگیرد و روسای کانون عالی کارگری و نمایندگان مجلس نیز علیرغم تمامی وعده هایی که داده اند نتوانسته اند مطالبات ما را تا اجرایی شدن آنها پیگیری نمایند. ما بازنشستگان امروز در اینجا جمع شده ایم که یکبار دیگر با صدای بلند مطالبات قانونی و مشروع خود به شرح زیر را بیان کرده و خواهان اجرای فوری آنها شویم:

خواسته اصلی بازنشستگان :

-اصلإح متناسب‌سازی از ابتدای سال ۱۳۹۹ بر اساس افزایش نسبت همسانسازی بازنشستگان کشوری و لشکری از محل تتمه ۳۳ هزار میلیارد تومان و اضافه کردن بر پایه حقوق مستمری در حکم بازنشستگان

_ دائمی نمودن قانون متناسب‌سازی در احکإم و فیش حقوقی بازنشستگان

۱- براساس ماده ۹۶ قانون تامین اجتماعی، درصد افزایش حقوق بازنشستگان باید یکسان بوده و هریک از این بازنشسته‌ها به تناسب پرداخت حق بیمه از افزایش حقوق برخوردار ‌شوند؛ سازمان تأمین اجتماعی تا قبل از پایان سال ۱۳۹۹ مکلف به افزایش و ترمیم عقب ماندگی حقوق بازنشستگان همتراز با نرخ تورم و افزایش هزینه های زندگی و خط فقر است که الان به ده میلیون تومان رسیده است از ابتدای سال ۱۳۹۹ می باشد.

۲ -سازمان تامین اجتماعی طبق ماده ۵۴ قانون تامین اجتماعی مسئول تامین درمان کامل بازنشستگان بیمه ‌پرداز اجباری به طور مستقیم است وما خواهان اجرایی شدن این ماده قانونی هستیم.

۳- ما خواهان اجرای بند (ب) ماده ۱۲ برنامه ششم توسعه اقتصادی هستیم که سازمان تامین اجتماعی را مکلف به متناسب سازی حقوق بازنشستگان و مستمری بگیران بر اساس افزایش هزینه زندگی و همانند بازنشستگان کشوری و لشکری می نماید می باشیم.

۴- ما خواهان رفع تبعیض بین بازنشستگان همکار و غیرهمکار سازمان تامین اجتماعی و لغو ماده ۶۹ آیین نامه استخدامی سازمان تامین هستیم.

۵- ما خواهان پرداخت عیدی برابر با شاغلین کارگری به میزان ۲ ماه مستمری به بازنشستگان و مستمری بگیران سازمان تامین اجتماعی هستیم.

۶- سازمان تامین اجتماعی مسئول اجرای وظایف حمایتی و دولتی از گروه‌های حمایتی نمی‌باشد. و باید هزینه‌های حمایتی از گروه‌های حمایتی را از دولت اخذ نماید و نباید از دسترنج بازنشستگان و شاغلان بیمه‌پرداز برای گروه‌های حمایتی هزینه گردد. لذا لازم است از این گونه اهمال‌کاری‌ها جلوگیری شود.

۷- سازمان تامین اجتماعی موظف است به وضعیت از کار افتادگان و مستمری بگیرانی که در شرایط سخت مالی بسر می برند و توان اداره امور خود و انجام شغل دیگری را ندارند رسیدگی نموده و مشکل معیشتی و بیمه آنها را حل نماید.

۸- با اینکه در آذر ماه وعده داده شده بود که افزایش مستمری مشاغل سخت و زیان آور بابت ۴ درصد پرداختی، انجام می‌شود اما اینکار صورت نگرفته و میبایست که بابت مشاغل سخت وزیان آور این افزایش صورت بگیرد.

۹- ما خواهان‌ اجرای بند ج ماده ۱۱۲ قانون برنامه پنجساله ششم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و پرداخت حق منطقه جنگی بازنشستگان سازمان تامین اجتماعی در مناطق جنگی هستیم.

در پایان بر دو نکته میخواهیم تاکید کنیم :

یکم : هر گونه اظهار نظر غیرکارشناسانه و غیرقانونی از جانب برخی مسئولین و یا مجریان صداوسیما در مورد حقوق بازنشستگان را محکوم کرده و از آنها میخواهیم در بیان مطالب دقت نظر لازم را مبذول کنند.

دوم: در صورتی که به خواسته های فوق ترتیب اثر داده نشود حق تجمع و اعتراض مجدد برای بازنشستگان و مستمری بگیران محفوظ است.

بازنشستگان و مستمری بگیران تامین اجتماعی
هفتم بهمن ماه