شش کارگر محبوس در معدن طرزه دامغان کشته شدند

پیکر شش کارگر کشته‌شده در حادثه انفجار معدن طرزه دامغان را از تونل معدن خارج می‌کنند ـ دوشنبه ۱۳ شهریور ۱۴۰۲

سرانجام پس از چند ساعت تأیید و تکذیب، رسانه‌های ایران خبر کشته‌شدن شش کارگر محبوس بر اثر انفجار معدن طرزه را منتشر کردند.

براساس این گزارش‌ها پنج نفر از کشته‌شدگان کارگران شاهرودی و یک نفر اهل دامغان است.

اسامی کارگران کشته‌شده در حادثه معدن طرزه عبارتند از: بهروز افروز، قربان‌علی کمال، حسین غزائیان، حمید ایزدی، ابوالفضل غنایی و محمد نعیمی‌صفت.

پیکر کارگران محبوس در معدن زغال‌سنگ طرزه با تلاش امدادگران از تونل خارج شد.

حادثه انفجار در تونل رزمجای غربی معدن زغال‌سنگ طرزه در شمال شرقی شهرستان دامغان، شب گذشته ۱۲ شهریورماه رخ داد.

عمق این تونل ۷۰۰ متر است و حادثه در عمق ۴۰۰ متری آن رخ داد.

ستاد مدیریت بحران استان سمنان اعلام کرد که هنوز علت دقیق ریزش معدن طرزه که منجر به کشته‌شدن کارگران شده، مشخص نشده است. اما گفته می‌شود که دلیل انفجار تجمع گاز بوده است.

همچنین روابط عمومی پزشکی قانونی استان سمنان گفته است که هنوز کالبد کارگران کشته‌شده برای تعیین دقیق علت مرگ و گزارش آن بررسی نشده است.

یک منبع کارگری به خبرگزاری کار ایران (ایلنا) گفته است که معدن زغال‌سنگ طرزه تحت نظارت معادن زغال‌سنگ شرکت البرز شرقی فعالیت بهره‌برداری دارد و در چند سالی که از فعالیت این معدن می‌گذرد، نظارت بر فعالیت آن «بسیار کم بوده و پیش از این حوادث مشابهی در این معدن رخ داده است».

پیش از این، ساعت ۱۲ظهر روز شنبه ١١ اردیبهشت ۱۴۰۰ نیز در تونل شماره ۴٢ معدن بزرگ طزره، از معادن چهارگانه شرکت ذغال‌سنگ البرز شرقی، در کارگاه استخراج k ١٣ پیشرو، هنگام استخراج و به‌دلیل ریزش ناگهانی سقف کارگاه، حادثه تلخی رخ داد که در آن حادثه نیز ۲ کارگر پیمانکاری شرکت به نام‌های میلاد روشنایی و سید اصغر افضلی از دامغان محبوس شدند و در نهایت پس‌از گذشت حدود ۱۳۰ ساعت از زمان وقوع حادثه، پیکر آن‌ها از زیر آوار خارج شد.

سازمان پزشکی قانونی ایران مرگ ۱۹۰۰ کارگر بر اثر حوادث کاری را در سال ۱۴۰۱ ثبت کرده است. اما وزارت کار تنها ۷۱۱ مورد مرگ ناشی از کار را تأیید می‌کند. اختلاف بیش از ۱۱۰۰ نفری آمارهای این دو نهاد حکومتی نشان می‌دهد که بخش زیادی از حوادث کاری مرگبار در کارگاه‌های خارج از شمول قانون کار، رخ می‌دهد که کارگران آن نه قرارداد کاری دارند و نه بیمه هستند.

محمد جعفر عبدالهی، رئیس کل دادگستری استان سمنان از توقف فعالیت‌های معدن طزره دامغان خبر داد. عبدالهی گفته است: «موقتا به‌منظور بررسی استانداردسازی، رعایت نکات ایمنی و بررسی علل وقوع حادثه در معدن طزره، از ادامه فعالیت این معدن خودداری شود».




حمله گارد به بند ۸ زندان اوین

گارد زندان اوین با حمله وحشیانه به بند هشت زندان اوین، زندانی سیاسی سعید ماسوری و ۸ زندانی دیگر را دستبند و پابند زده و به محل نامعلوم منتقل کرد.
به گزارش کانون حقوق بشر ایران، روز یکشنبه ۱۲ شهریورماه ۱۴۰۲، گارد زندان اوین ساعت ۹ صبح با حمله وحشیانه به بند هشت زندان اوین، زندانیان سیاسی سعید ماسوری، افشین بایمانی، حمزه سواری، حسین گچلو، مسعودرضا ابراهیمی نژاد، لقمان امین پور، سامان یاسین (صیدی)، محمد شافعی و مطلب احمدیان را با ضرب و شتم و خشونت دستبند و پابند زده و از بند خارج کرد.
به گزارش منبع مطلع، «این یورش وحشیانه به دستور فرزادی رئیس زندان اوین انجام شده است. به زندانیان سیاسی اجازه جمع آوری وسایل داده نشده و در این ضرب و شتم نیمی از وسایل ایشان تخریب و غارت شده است.»
به گزارش همین منبع، هدف مسئولان زندان از این اعمال مشخص نیست. اما با نزدیک شدن به سالگرد قیام سراسری ۱۴۰۱، قصد سرکوب زندانیان را دارند.

هرانا نیز در رابطه با این خبر گزارش داده است که:

سعید ماسوری، افشین بایمانی، حمزه سواری، حسین گچلو، مسعودرضا ابراهیمی نژاد، لقمان امین پور، سامان یاسین (صیدی)، محمد شافعی و مطلب احمدیان زندانیان سیاسی محبوس در زندان اوین، صبح امروز یکشنبه دوازدهم شهریورماه با اعمال خشونت از این زندان خارج و به مکانی نامعلوم منتقل شدند.
یک منبع مطلع نزدیک به خانواده یکی از این زندانیان گفت: “ساعت ۹ صبح امروز یکشنبه دوازدهم شهریور، ماموران زندان اوین با ورود به بند هشتم این زندان، سعید ماسوری، افشین بایمانی، حمزه سواری، حسین گچلو، مسعودرضا ابراهیمی نژاد، لقمان امین پور، سامان یاسین (صیدی)، محمد شافعی و مطلب احمدیان را از این زندان خارج و به مکان نامعلومی منتقل کردند.”

بر اساس گزارشات، انتقال این زندانیان با دستبند و پابند، اعمال خشونت و به بهانه انتقال به زندان قزلحصار کرج صورت گرفته است. آنها همچنین در زمان انتقال از بردن وسایل شخصی خود محروم مانده اند.

گفته میشود، آقای نیری، قاضی ناظر بر زندانیان امنیتی دستور انتقال این زندانیان را صادر کرده و نهایتا ماموران زندان به دستور فرزادی، رئیس زندان اوین اقدام به جابجایی این زندانیان کرده اند.

از محل نگهداری این ۹ زندانی سیاسی اطلاعی در دست نیست.

سعید ماسوری، افشین بایمانی، حمزه سواری، لقمان امین پور، سامان یاسین (صیدی)، محمد شافعی و مطلب احمدیان، روز چهارشنبه یازدهم مردادماه، از زندان رجایی شهر کرج به بند هشت زندان اوین منتقل شدند. آنها در زمان انتقال از بردن وسایل شخصی از جمله لباس ها و داروهای خود محروم ماندند.

سعید ماسوری در تاریخ ۱۹ دی‌ماه ۱۳۷۹ به ظن عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران در شهرستان دزفول بازداشت شد. وی نهایتا در سال ۱۳۸۱ در دادگاه انقلاب تهران با اتهام “محاربه” به اعدام محکوم شد ولی در ‌‌‌‌نهایت حکم وی به حبس ابد تقلیل پیدا کرد.

همچنین افشین بایمانی در تاریخ ۱۵ شهریور ۱۳۷۹ بازداشت شد. وی توسط دادگاه انقلاب تهران به اتهام “محاربه از طریق همکاری با سازمان مجاهدین خلق” به اعدام محکوم شد که این حکم در نهایت به حبس ابد تقلیل یافت.

حمزه سواری لفته نیز در ۱۶ سالگی در تاریخ ۱۱ شهریور ۱۳۸۴ بازداشت شد. وی توسط دادگاه انقلاب اهواز به اتهام “فساد فی الارض، محاربه و اقدام علیه امنیت ملی”به اعدام محکوم شد. نهایتا حکم صادره به حبس ابد تقلیل یافت.

مطلب احمدیان در تاریخ ۱۳ مهر ۱۳۸۹ بازداشت شد. آقای احمدیان توسط دادگاه انقلاب به اتهام “محاربه از طریق عضویت در یکی از گروه های اپوزیسیون” به ۳۰ سال حبس تعزیری محکوم شده است.

سامان صیدی (یاسین) در تاریخ دهم مهرماه ۱۴۰۱، در جریان اعتراضات سراسری در تهران بازداشت شد. وی از بابت اتهاماتی چون “محاربه، اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم و اقدام علیه امنیت ملی” در دادگاه عمومی و انقلاب تهران محاکمه و به اعدام محکوم شد. پس از مدتی این حکم در دیوان عالی کشور نقض شده و پرونده وی جهت رسیدگی مجدد به شعبه هم عرض ارجاع داده شد.

لقمان امین پور، محمد شافعی و مسعودرضا ابراهیمی نژاد سه تن دیگر از زندانیان سیاسی هستند که پیشتر به حبس محکوم شده اند.




به مناسبت اولین سالگرد به قتل رسیدن ژینا

ژینا گیان تۆ نامری … ناوت دەبێته‌ ڕەمز

شهریور است …
و این ماه، تنها آخرین ماه گرم سال نیست؛ بلکه پیامش پایان گرما و آغاز روزهای سرد است. کشاورزان و دهقانان، پس از مدت‌ها کوشش و تلاش، به انتظار برداشت محصول و دیدن و چشیدن نتیجه‌ی دست‌رنجشان نشسته‌ و نظاره‌گر آنند … اما چه نگون‌بخت است دهقانی که در جلوی چشمش، آتش بر خرمنش زنند و هرآنچه دار و ندارش بود، یکجا و یک شبه، طعمه‌ی شعله‌ی آتش شود …

آری!
ما باغبانی بودیم که گُلِ زیبا و ثمره‌ی تلاشِ هفده‌ی ساله‌ی زندگی‌مان را پس از دوسال شوم و منحوس شیوع کرونا، به تهران برده تا ضمن دیدار با بستگان، جانی تازه گرفته و تجدید ملاقاتی کرده باشیم. اما به قول “شێرکۆ بێکه‌س” شاعر نامی کورد، تهران به روی کسی نمی‌خندد! و غافل از اینکه تاریک‌اندیشان و سیاه‌بینانی که دیدن روی آفتاب و زیبایی‌های پیرامونش همچون خاری بر چشمشان فرود می‌آید، تاب دیدن این مسافر نازنین را نداشتند … مسافری که در هنگام رویاروویی با خفاشان تاریک‌پرست، از آنان خواسته بود که دست از اذیت و آزار او و بردارش بردارند … گفته بود که اینجا دیاری ناآشنا است و آنان در این خاک غریبند … اما دخترک نازنینمان چه می‌دانست که ظالمان و شِمْرِیان زمان، گوششان از شنیدن سخن حق و چشمانشان بر دیدن پاکی، کر و کور است. … در کمترین زمان ممکن، نوگلِ زیبای ما را پرپر کردند و تنها جسد بی‌جانش را از پشت شیشه‌ی بیمارستان نظاره‌گر بودیم … براستی این گل پرپر شده‌ی ما، که سمبلی برای آزادی و آزادیخواهی در ایران گشت، چه گناه و چه جرمی مرتکب شده بود؟ 

آری! … عمق فاجعه چنان بود که در اندک زمانی، موجی خروشان از صدای اعتراض تمامی کشور را فرا گرفت. اما کسانی هم که صدای تظلم‌خواهی‌شان از جای‌جای ایران بلند شد و برسر این نااهلانی که تمامی نهادهای زر و زور و تزویر را در اختیار دارند، فریاد برداشتند که این دخترک نازنین «بأی ذنبٍ قُتِلت؟»، به سرنوشت شومِ او دچار شدند یا عضوی از اعضای خود را در این راه پرخطر از دست دادند، یا در تاریکخانه‌ی زندان و در زیر شکنجه‌، مجبور به سکوت شدند.

اکنون پس از گذشتِ یک سال، از تمامی آزادیخواهان کشور می‌خواهیم در سالروز این جنایت هولناک و نابخشودنی، بار دیگر ندای تظلم‌خواهی خود را سر داده و با کمترین هزینه‌های جانی و مالی و پرهیز از هرگونه خشونتی، با تجمع بر مزار آن سمبل پاکی و مظلومیت، در ۲۵ شهریورماه امسال یاد او و تمامی جان‌باختگان راه آزادی را گرامی بداریم.

از طرف خانواده امینی

یکم شهریور ماه




سپیده قلیان حجاب بر سر نکرد، دادگاه به هم خورد!


مسئولین دادگاه امروز سپیده قلیان، زندانی سیاسی و آمنه‌سادات ذبیح‌پور، خبرنگار صداوسیما اعلام کردند: «علیرغم حضور ریاست دادگاه و نماینده دادستان و نماینده شاکی و انتظار کافی و طولانی مدت دادگاه و نظر به اینکه متهم سپیده قلیان با عنایت به توصیه‌های فراوان حاضر به رعایت حجاب نشد؛ لذا جهت تشکیل جلسه به دادگاه اعزام نشد.»
شاکی این پرونده آمنه سادات ذبیح پور است. سپیده قلیان پس از آزادی در فضای مجازی خود اعلام کرد که آمنه سادات ذبیح پور در مراحل بازجویی او حضور داشته و با نام عسکری در زندان اوین از او شکنجه و بازجویی کرده است.
او با انتشار نامه ای اعلام کرده بود چون بیدادگاه مذکور علنی است در آن شرکت می کند و از خبرنگاران دعوت کرده بود در دادگاه حاضر شده و حرف های او را بشنوند.
خدارحم پدر سپیده قلیان در مصاحبه با مریم افشنگ خبرنگار بی بی سی فارسی گفت «به وکیل آمنه‌سادات اجازه ورود داده بودند اما به وکلای سپیده اجازه ورود داده نشد.» مهدی قلیان برادر سپیده قلیان در اینستاگرامش نوشت «امروز صبح خواهرم سپیده به دادگاه اعزام شده بود و از ساعت هشت صبح در دادگاه حضور داشت اما به این دلیل که حاضر نشد با روسری و چادر در جلسه دادگاه حضور پیدا کند، دادگاه امروز از طرف مسئولان قوه قضائیه لغو شد و سپیده را دوباره به زندان اوین برگرداندند.»




اخطار کارگر پیمانی نفت به پیمانکاران: صدای اعتراض ما را بشنوید

یک کارگر پیمانی نفت با نوشتن نامه ای خطاب به پیمانکاران با اشاره به گرمای تابستان و جهنم عسلویه هشدار داده است که صدای اعتراض ما را بشنوید. متن کامل این نامه که توسط شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت منتشر شده در ادامه می آید:

کارگر پیمانی نفت در جهنم عسلویه هستم
در این گرما و هوای شرجی که زنده ماندن دشوار است، از ما مانند بردگان زمان فراعنه کار می کشند و آخر سر هم حقوقی در کار نیست.  زندگی در یک اطاق کوچک با نفرات بالا، غیر بهداشتی و بدون تجهیزات لازم سرمایشی و آب خنک و از طرفی کار در زیر گرمای خورشید سوزان همه را بی طاقت کرده است.
در روزهایی که گرما شدت میگیرد ادارات را تعطیل اعلام میکنند اما ما کارگران باید از ساعت ۵ صبح تا هفت عصر درگرمای سوزان جان بکنیم و مرتب با دستمالی تر سر و صورت خود را آب بزنیم که از حال نرویم و این داستان هر ساله است.
به خاطر دارید که در سال گذشته در همین فصل گرما بیش از پانصد نفر از همکاران ما در پروژه های مختلف بخاطر گرمازدگی شدید راهی درمانگاهها شدند و متاسفانه چند نفر هم جان خود را از دست دادند. از جمله در ششم مرداد ماه بود که همکار عزیزمان ” عبدالرزاق سیمریان” در آبادان بر اثر شدت گرما و کار در محیط با شرجی بالای ۹۰ درصد جان باخت. نباید بگذاریم این فجایع ادامه پیدا کند.
اینان حتی به قوانین مصوب خود عمل نمیکنند. برای مثال در  ماده ۷ قانون نحوه جلوگیری از آلودگی هوا به صراحت گفته شده در شرایط اضطراری و به دلیل کیفیت خاص جوی از جمله دمای بالا که سلامت انسان را به خطر می اندازد کار باید تعطیل شود.
نباید بگذاریم این فجایع تکرار شود.
در روزهای حاد و سوزان باید کار با پرداخت حقوق تعطیل شود.
در عین حال در روزهای عادی تر ساعات کار کوتاه تر شود.
همچنین خوابگاهها باید به وسایل سرمایشی مناسب مجهز گردند و شمار کارگران ساکن در اطاق ها کاهش یابد و بهداشت کمپ ها در حد قابل قبول بهبود پیدا کند.
ما این خواستها را بارها فریاد زده ایم و هر بار که سمبه پر زور بود وعده هایی داده شد و بعد عملی نشده است.
باید اولتیماتوم ما این باشد که اگر اقدامی سریع صورت نگیرد و شرایط کاری ما بهبود پیدا نکند دست از کار خواهیم کشید.
ما برده نیستیم و بر روی خواستهایمان ایستاده ایم . 
اخطار میدهیم به حرف و اعتراض ما گوش کنید.




 وخیم شدن وضعیت‌ چشم‌ و بینایی داود رضوی کارگر زندانی

داود رضوی فعال کارگری و عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و‌حومه روز سه‌شنبه ۲۰ تیرماه توسط مسئولین زندان جهت معاینه به چشم پزشکی بیمارستان فارابی اعزام شد. چشم پزشک پس از معاینه و تجویز دارو متذکر شد که وضعیت چشمان رضوی خوب نیست و می‌باید به هیچ عنوان در معرض نور آفتاب قرار نگیرد و حتما باید از عینک آفتابی استفاده کند. حتی پزشک فکر کرده بود که چشم‌های وی بر اثر جوشکاری صدمه دیده است. چشم پزشک تاکید کرده که هر ۶ ماه یکبار جهت بررسی وضعیت چشم‌ها بایستی به بیمارستان اورده شود. بازداشت‌ طولانی داود رضوی و به سر بردن شبانه‌ روزی در سلول با چراغ روشن، استفاده پی در پی از چشم بند هنگام بازجویی که ماه‌ها به طول انجامید باعث شده تا آسیب‌های جدی به چشمان ایشان وارد شود و هر دو چشم ایشان از لحاظ بینایی ضعیف گشته و نمرات چشم ایشان بالاتر رفته است. با توجه به شرایطی سنی داود رضوی و داشتن بیماری‌های گوارشی و خونریزی معده و همچنین ناراحتی چشم که در طول بازداشت اضافه شده است ادامه بازداشت و حبس طولانی برایش کاملا مضر می‌باشد و با این وضعیت قادر به تحمل ادامه حبس نمی باشد، و ‌باید در اسرع وقت جهت معالجات مختلف و پیشگیری از بدتر شدن وضعیت جسمانی اش از زندان مرخص گردد.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه با هشدار نسبت به وضعیت وی، خواستار پایان دادن به اتهامات بی پایه و اساس و لغو پرونده سازی برای داود رضوی  و همچنین خواستار آزادی بی قید و شرط داود رضوی و دیگر اعضای زندانی خود حسن سعیدی، رضا شهابی و سایر فعالین کارگری و معلمی و ‌مدنی می‌باشد.

 وخیم شدن وضعیت‌ چشم‌ و بینایی داود رضوی کارگر زندانی

داود رضوی فعال کارگری و عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و‌حومه روز سه‌شنبه ۲۰ تیرماه توسط مسئولین زندان جهت معاینه به چشم پزشکی بیمارستان فارابی اعزام شد. چشم پزشک پس از معاینه و تجویز دارو متذکر شد که وضعیت چشمان رضوی خوب نیست و می‌باید به هیچ عنوان در معرض نور آفتاب قرار نگیرد و حتما باید از عینک آفتابی استفاده کند. حتی پزشک فکر کرده بود که چشم‌های وی بر اثر جوشکاری صدمه دیده است. چشم پزشک تاکید کرده که هر ۶ ماه یکبار جهت بررسی وضعیت چشم‌ها بایستی به بیمارستان اورده شود. بازداشت‌ طولانی داود رضوی و به سر بردن شبانه‌ روزی در سلول با چراغ روشن، استفاده پی در پی از چشم بند هنگام بازجویی که ماه‌ها به طول انجامید باعث شده تا آسیب‌های جدی به چشمان ایشان وارد شود و هر دو چشم ایشان از لحاظ بینایی ضعیف گشته و نمرات چشم ایشان بالاتر رفته است. با توجه به شرایطی سنی داود رضوی و داشتن بیماری‌های گوارشی و خونریزی معده و همچنین ناراحتی چشم که در طول بازداشت اضافه شده است ادامه بازداشت و حبس طولانی برایش کاملا مضر می‌باشد و با این وضعیت قادر به تحمل ادامه حبس نمی باشد، و ‌باید در اسرع وقت جهت معالجات مختلف و پیشگیری از بدتر شدن وضعیت جسمانی اش از زندان مرخص گردد.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه با هشدار نسبت به وضعیت وی، خواستار پایان دادن به اتهامات بی پایه و اساس و لغو پرونده سازی برای داود رضوی  و همچنین خواستار آزادی بی قید و شرط داود رضوی و دیگر اعضای زندانی خود حسن سعیدی، رضا شهابی و سایر فعالین کارگری و معلمی و ‌مدنی می‌باشد.




پیام تسلیت تحریرهٔ «۱۰ مهر» به رفیق میترا تهامی، رفیق هم‌رزم و همسر رفیق فقید اردشیر جم‌نشان

“۱۰مهر” می نویسد:
خبر دردناک است. خبری که دل باور نمی‌کند، اما در نهایت تأسف و تأثر واقعیت دارد. با غم و اندوه فراوان به‌اطلاع می‌رسانیم که سفر دور و دراز و پُررنج، اما سرشار از امید و آرزوی رفیق عزیز و همراه گرانقدرمان اردشیر جم‌نشان در راه مبارزه برای نشر، گسترش و ترویج اندیشه‌های راستین و مردمی حزب تودۀ ایران، که چهل سال پیش در سن بیست و هفت سالگی با ترک اجباری وطن آغاز شده بود، در روز پنجشنبه ۱۵ تیرماه ۱۴۰۲، در مهاجرت و دور از وطن، به‌پایان رسید.

تحریریهٔ «توده ای ها» در گذشت رفیق اردشیر را به به همسرش رفیق میترا تهامی تسلیت می گوید.


رفیق عزیز و گرامی میترا،

پیش از هرچیز برایت آرزوی صبر داریم گرچه می‌دانیم کوهی چون تو چه بسیار سختی‌ها دیده و کشیده است.
ما نیز چون تو، با رفتن اردشیر عزیز، نیمی از وجودمان را از دست دادیم و اکنون قلبمان در ماتم این عزیز از دست رفته در هم فشرده است. نه برای تو و نه برای ما، جای خالی او را هیچ‌چیز پر نخواهد کرد.

میترای عزیز،
همهٔ ما طی دو ماه گذشته شاهد تلاش‌های بی‌دریغ تو برای نجات جان اردشیر عزیز بودیم. اما از این هم فراتر رفتی و علاوه بر همهٔ این‌ تلاش‌ها، و در میان تمامی گرفتاری‌ها، ما را هر لحظه از وضعیت او مطلع کردی و پیام‌های ما را به او رساندی.
تو به ما این اجازه و امکان را دادی که در تمامی آن لحظات آمیخته با درد و امید، لحظه به لحظه همراه تو باشیم و یک آن از اردشیر عزیزمان دور نمانیم. پیام‌های امیدبخش روزانهٔ تو، به ما روحیه می‌بخشید و امید ما را زنده نگه‌‌می‌داشت. ما از این بابت خود را وام‌دار تو می‌دانیم.
و اکنون که وقت فشردن دل رسیده است، بدان که ما نیز هر لحظه همراه تو هستیم. ما، همراه با تو، خواهیم کوشید تا به آرزوهای همیشگی تو و اردشیر عزیز، که با تأسف بسیار نتوانست خود شاهد برآورده شدن آن‌ها باشد، جامهٔ عمل بپوشانیم. آن روز به‌زودی خواهد رسید.
برای تو و فرزندانش، و برای تمامی خانواده، آرزوی صبر و استقامت داریم.

رفقای تو در تحریریهٔ گروه «۱۰ مهر»
۱۶ تیر




چهارده شهروند بهائی در قائم شهر مجموعا به ۳۱ سال حبس محکوم شدند

مانی قلی نژاد، بیتا حقیقی، ساناز حکمت شعار، نگار دارابی، سام صمیمی، مهسا فتحی، سامیه قلی نژاد، مجیر صمیمی، انیس سنائی، افنانه نعمتیان، بصیر صمیمی، هنگامه علی پور، گلبن فلاح و نازنین گلی شهروندان بهائی ساکن قائم شهر، ساری و بابلسر توسط دادگاه انقلاب قائم شهر، مجموعا به ۳۱ سال حبس محکوم شدند. همچنین از میان این شهروندان، بیتا حقیقی و ساناز حکمت شعار به پرداخت جزای نقدی محکوم شدند و تمام لوازمی که از این چهارده شهروند بهائی در هنگام بازداشتشان توقیف شده بود، به نفع دولت مصادره شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، اتهام مطروحه علیه این شهروندان “فعالیت آموزشی و یا تبلیغی انحرافی مغایر و یا مخل به شرع مقدس اسلام” عنوان شده است.

یک منبع مطلع در این خصوص به هرانا گفت: “علیرغم مراجعه متهمین به دادگاه، حکم صادره به آنان ابلاغ نشد و گفتند فقط به صورت حضوری به وکلا ابلاغ می شود. هنگام مراجعه یکی از وکلا، اجازه مکتوب کردن تمام حکم به وی داده نشد و وکیل توانست بخش محدودی از حکم را مکتوب کند”.

جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات این شهروندان در تاریخ سوم تیرماه سال جاری برگزار شده بود.

مهسا فتحی، سامیه قلی نژاد، نگار دارابی، بصیر صمیمی و هنگامه علیپور شهروندان ساکن ساری، افنانه نعمتیان، مجیر صمیمی، مانی قلی نژاد، نازنین گلی، سام صمیمی، ساناز حکمت شعار، بیتا حقیقی و گلبن فلاح شهروندان ساکن قائمشهر و انیس سنایی ساکن بابلسر روز چهارشنبه نهم شهریور سال گذشته توسط نیروهای امنیتی در قائمشهر بازداشت و طی ماه های بعد به مرور با تودیع قرار آزاد شدند.

همزمان با بازداشت این شهروندان اداره کل اطلاعات مازندران، با انتشار اطلاعیه ای ضمن تایید بازداشت این شهروندان، آنان را “هسته مرکزی سازمان جاسوسی” نامید و مدعی شد که دو تن از این شهروندان “در تشکیلات صهیونیستی بیت العدل مستقر در سرزمین های اشغالی آموزش دیده اند.”