جان زندانیان سیاسی در خطر است!

مادران پارک لاله، با انتشار بیانیه ای نسبت به خطراتی که جان زندانیان سیاسی را تهدید می کند هشدار دادند و خواهان اقدامات موثر برای جلوگیری از جنایات حکومت در زندان ها شدند.
متن این بیانیه را در زیر می خوانید:

شاید بتوان گفت که این روزها، سرنوشت ساز ترین روزهای مبارزات تاریخی مردم ایران علیه حکومت فاسد و جابر و جنایت کار اسلامی ایران است. از سویی حکومت راه نفس را بر تمام شریان های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی جامعه بسته است و کمر مردم را زیر باز فقر، تبعیض و نابرابری‌های اجتماعی، بیماری اپیدمیک و نبود امکانات حمایتی دولتی خم کرده و با گسترش فساد، اعتیاد و تبعیض در جامعه، مردم را به سمت خودکشی و زن کشی سوق داده است، از سویی دیگر سرکوب و قساوت را به حد نهایت رسانده تا شاید بتواند جلوی اعتراض ها، اعتصاب ها، ایجاد تشکل های مستقل و مردمی و اتحاد و مبارزه برای رهایی از بیدادگری حاکم را سد کند.

با این وجود، زنان و مردان شجاعی هستند که بدون ترس از عواقب مبارزات شان در برابر این حکومت جنایت کار و فاسد ایستاده‌اند و صدای اعتراض شان را هر روز بلند و بلندتر می‌کنند و می‌رود که چون سیلی جوشان و خروشان به راه افتند و تمامی بنیان‌های این حکومت ستم کار را زیر و رو کنند. زنان و مردان مقاوم و شجاعی که در مبارزه با تبعیض و بی‌عدالتی و جنایت های این حکومت آرام و قرار ندارند و از جان مایه می‌گذارند تا حقوق انسانی خود و دیگران را طلب کنند. حکومت نیز آن‌ها را به بند می‌کشد و به شرم آورترین شکل ممکن زیر ضرب قرار می‌دهد و انواع شکنجه های وحشیانه را بر روی آن ها و خانواده‌های شان اعمال می کند تا مقاومت آن‌ها را در هم شکند یا تسلیم خواسته های پلید نهادهای امنیتی و اطلاعاتی و بازجو و قاضی شوند و در حقیقت علیه خود و آرمان های خود گواهی دروغ  دهند.

حکومت سال هاست که با انواع و اقسام وسایل سرکوب و شکنجه سعی کرده است که مردم آگاه و مبارز را یا در خفا سر به نیست کند یا به سکوت بکشاند، یا با تطمیع برخی فعالان را علیه خود و دیگری به میدان بیاورد یا اگر موفق نشد برای ایجاد رعب و وحشت در جامعه، آشکارا “گردنی را برای طناب دارشان بیابد”. همان کاری که در تازه ترین نمونه از جنایت های بی شمارشان مرتکب شدند و جوانی برومند و شجاع به نام نوید افکاری را با توجیه اعترافات اجباری که زیر شکنجه های وحشیانه جسمی و روحی از او گرفتند، با عجله و بدون شفاف سازی و پاسخ‌گویی به خانواده و مردم به دار آویختند و در خفا به خاک سپردند. با این خیال که این جنایت را نیز چون جنایت های دهه ی شصت می‌توانند تا ابد انکار کنند و زیر پرده ی ابهام و بدون پاسخ‌گویی بر آن سرپوش بگذارند و جامعه را به سکوت بکشانند. جنایت کاران غافل اند که همین خانواده‌های زخم خورده و دادخواه، روزی نه چندان دور با هم متحد خواهند شد و با همراهی مردم مبارز و آزادی خواه، دادخواهی را به سرانجام خواهند رساند.   

در همین روزها سایت کلمه وابسته به اصلاح طلبان خبر داد که جوانی از معترضان آبان ۹۸ به نام «نادر مختاری» که به علت ضربات باتوم چند ماه در کما بوده، در «بازداشت گاه سروش ۱۱۱» در زندان کهریزک در جنوب تهران کشته شده است، زندانی که قرار بود پس از جنایت های سال ۸۸ تعطیل شود. از سوی دیگر قوه قضاییه ایران که رئیس آن ابراهیم رییسی، جزو جنایت کاران بزرگ است با تأیید مرگ نادر مختاری در زندان، ارتباط او را با اعتراضات آبان رد کرده است. در این میان ما مردم هنوز نمی‌دانیم که چه بلایی بر سر نادر مختاری و دیگر معترضانی که در طی این سال‌ها بازداشت شده‌اند و در زندان های رسمی و غیر رسمی سراسر کشور زیر انواع و اقسام شکنجه های وحشیانه هستند، یا آن‌هایی که با وثیقه های سنگین به ظاهر آزادند، ولی گردن شان زیر تیغ گیوتین حکومت درگیر است، در چه شرایط اسف باری بسر می برند.

در این شرایط وحشتناک، حکومت از سویی با سرکوب شدید اعتراضات و اعتصاب های مداوم مردم جان به لب رسیده و صدور احکام اعدام و صدور احکام سنگین زندان و شکنجه های وحشیانه در زندان ها، می‌خواهد جلوی حرکت پیش رونده ی مردم را بگیرد و هم‌اکنون حیدر قربانی و چهار زندانی عرب اهوازی و تعدادی دیگر در خطر اجرای احکام اعدام هستند، از سوی دیگر زندانیان را آن‌چنان زیر فشار طاقت فرسا قرار می‌دهند که گاه ناچار می‌شوند برای بدیهی ترین حق و خواسته، زندگی‌شان را به داو بگذارند و وارد اعتصاب غذا شوند. در طی این سال‌ها نمونه‌های بسیاری از زندانیان سیاسی بوده‌اند که با اعتصاب غذا، جان یا سلامتی شان را از دست داده‌ اند.

هم‌اکنون نیز تعدادی از زندانیان سیاسی در اعتصاب غذا هستند و خبری از وضعیت آن‌ها نداریم و به شدت نگران سلامتی شان هستیم. نسرین ستوده حقوق دادن، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر یکی از آن هاست. او در مجموع به ۳۸ سال زندان با ۱۴۸ ضربه شلاق برای ۲ پرونده باز محکوم شده است. وی از آخرین بازداشت در ۲۳ خرداد ۱۳۹۷ در منزل شخصی‌اش در تهران، تاکنون زندانی بوده و از تاریخ ۲۱ مرداد ۱۳۹۹، در اعتراض به برخوردهای فراقانونی و بی‌اعتنایی متولیان امر به حق آزادی مشروط زندانیان، اعتصاب غذا کرده است. این سومین اعتصاب غذای طولانی مدت اوست.

این زن مبارز و خستگی ناپذیر نیز هم‌اکنون با وضعیتی نگران کننده و وخیم در بخش سی سی یو بیمارستان طالقانی تهران بستری است و هیچ اطلاعی از او داده نمی‌شود. او  نیز چون بسیاری دیگر از زندانیان سیاسی در اعتراض به بی عدالتی و تبعیض بارها بازداشت شده، ولی قاطعانه و شجاعانه بر راهی که به درستی آن ایمان دارد، ایستاده است. رضا خندان همسر نسرین ستوده گفته است: «او در بدترین شرایط ممکن در سی‌سی‌یو بستری است. شدیدترین و غیرانسانی‌ترین شرایط را برای او به کار بسته‌اند تا کسی نتواند با او تماس بگیرد و تحت فشارهای روحی تسلیم خواسته‌های شان شود. یکی از بدترین افرادشان را مسئول تیم امنیتی کرده‌اند و به ما به عنوان خانواده‌ی بیمار اجازه ورود و نظارت به پروسه درمان داده نمی‌شود. از مشاهده نتایج آزمایشات جلوگیری می‌کنند. تهدید به بازداشت و توهین توسط سرپرست تیم عملیات می‌شویم.».

این شرایط طاقت فرسا و تحمیلی از طرف حکومت و ایستادگی ها و مقاومت‌ زندانیان سیاسی مخصوص امروز و دیروز نیست، ولی از سویی خوشحال ایم که در این سال‌ها با وجود ابزارهای مختلف رسانه ای، صدای زندانیانی چون نسرین ستوده لحظه به لحظه در ایران و جهان پخش و شنیده می‌شود و به اشکال مختلف از مبارزات او قدردانی می‌کنند، ولی از سویی دیگر به شدت نگرانیم که مقاومت های  کم نظیر و جانانه ی دیگر زندانیان سیاسی که سال هاست بر آرمان‌های خود برای آزادی و عدالت و برابری ایستاده اند، نادیده گرفته شده یا کم‌رنگ می شود. زندانیان گمنامی که در بدترین شرایط در زندان ها در حبس و زیر شکنجه های وحشیانه حکومت ایستاده‌اند ولی کسی را ندارند که صدای آن ها را به این سوی دیوار زندان ها برساند. در همین روزها صبا کرد افشاری با محکومیت ۲۴ سال حبس دچار بیماری شده و او را به بیمارستان طالقانی بردند و دوباره به زندان باز گرداندند و به شدت نگران سلامتی او هستیم. باز صدای امثال صبا شنیده می شود، ولی صدها یا شاید هزاران زندانی سیاسی دیگر داریم که از حال و روزشان بی خبریم. بخصوص زندانیان سیاسی که در شهرستان‌ها محبوس اند. زندانیانی چون زینب جلالیان، زندانی سیاسی کرد که از آذر سال ۱۳۸۶ با بالاترین محکومیت زندان، یعنی «حبس ابد» بدون مرخصی در زندان است و زیر انواع و اقسام شکنجه های جسمی و روحی قرار دارد تا مقاومت او را بشکنند و به شدت نگران سلامتی‌ او و دیگر زندانیان هستیم.  

در این میانه کمترین وظیفه ما پی جویی و پیگیری وضع این زندانیان و پشتیبانی از آن‌ها با انعکاس و انتشار خواسته‌ها و وضعیت شان است. تا به این وسیله هم به زندانیان و فعالان سیاسی  روحیه دهیم که ما نیز در کنارشان ایستاده‌ایم و هم به مردمی که به خاطر شقاوت و جنایت های هر روزه حکومت خسته شده و اعتماد به نفس خود را از دست داده‌اند و فکر می کنند که این حکومت تا به ابد پابرجاست، نوید دهیم که به قدرت خود ایمان بیاوریم. آری برماست که مدام یادآوری کنیم که فعالان بسیاری هستند که به خاطر اعتقادشان به برقراری آزادی، برابری و عدالت اجتماعی محکم ایستاده اند و با وجود تمام دشواری ها حاضر به سکوت نیستند. امید که با پایداری و همبستگی بیشتر با زندانیان سیاسی و تمامی مردم شریف و آزاده ایران که در برابر جهل و جنایت این حکومت ایستاده اند، این قفس را بشکنیم و هم چنان ققنوس که می سوزد تا از خاکسترش ققنوسی دیگر برآید، آتشی بر این بساط بی عدالتی و تبعیض بزنیم تا از خاکستر آن ایرانی آزاد بر پایه عدالت اجتماعی بسازیم و اجازه ندهیم که به نام حقوق بشر اسلامی یا دیگر انواع حقوق بشر که دیکتاتوری و تبعیض و کشتن آزادی سر لوحه ی آن است، بر ما فرمانروایی کنند.

ما مادران پارک لاله ایران به عنوان صدایی از جنبش دادخواهی مردم ایران، این چرخه ی آزادی کشی، سرکوب، قساوت،‌بازداشت، شکنجه، شلاق، اعترافات اجباری، تبعیض، بی‌عدالتی و اعدام را به دشت محکوم می‌کنیم و خواهان: ۱) لغو مجازات شکنجه و اعدام از جمله؛ اعدام، ترور، کشتار خیابانی، شکنجه، سنگسار و قصاص، ۲) آزادی بدون قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی، ۳) محاکمه و مجازات آمران و عاملان تمامی جنات‌های صورت گرفته توسط مسئولان جمهوری اسلامی ایران از ابتدا تا به امروز در دادگاه هایی علنی و عادلانه هستیم. ما هم چنین اعتقاد عمیق داریم که این خواسته ها با اتحاد و همبستگی و مبارزات پیگیر ما دادخواهان به دست خواهد آمد و تردیدی نیست که برای رسیدن به این خواسته ها باید برای؛ ۴) آزادی بیان و اندیشه، ۵) حق داشتن تجمع و اعتصاب و تشکل و احزاب مستقل، ۶) رفع هرگونه تبعیض و ۷) جدایی دین ازحکومت نیز تلاش کنیم، زیرا علت اصلی این بی عدالتی ها را در ساختار حکومت و قوانین آزادی ستیز و تبعیض آمیز حکومت جنایت کار اسلامی ایران می دانیم.

ما به شدت نگران جان زندانیان محکوم به اعدام هم چون حیدر قربانی و ۴ زندانی عرب اهوازی و هم چنین نگران سلامتی نسرین ستوده و دیگر زندانیان سیاسی مقاوم در حال اعتصاب غذا یا زندانیان بیمار در زندان های سراسر ایران هستیم و تاکید می کنیم که مسئولیت جان و سلامتی آن ها با حکومت است و باید هر چه زودتر تمام احکام اعدام زندانیان سیاسی و عادی لغو و زندانیان سیاسی بدون قید و شرط آزاد شوند.  

مادرانپارکلالهایران

۲مهر




نسرین ستوده را در بدترین شرایط جسمی به زندان بازگرداندند

رضا خندان همسر نسرین ستوده خبر داد وی عصر روز چهارشنبه پس از ۵ روز حبس در بیمارستان امنیتی طالقانی، در بدترین شرایط جسمی، بدون هرگونه اقدام درمانی به زندان برگردانده شده است. به گفته ی رضا خندان، این اقدام چیزی جز قرار دادن خانم ستوده در معرض خطر جانی هیچ معنای دیگری ندارد.

نسرین ستوده امروز وارد چهل و پنجمین روز اعتصاب غذای خود شده است.

خانم ستوده از ۲۰ مرداد گذشته با انتشار نامه‌ای، ضمن درخواست آزادی زندانیان سیاسی، در اعتراض به شرایط زندانیان سیاسی اعتصاب غذا کرده است. او شرایط این زندانیان را «ناعادلانه» توصیف کرده و تاکید داشته که وضعیت زندان به‌دنبال شیوع ویروس کرونا «بدتر» نیز شده است

اعتصاب غذای خانم ستوده به اقدامات گسترده ی جهانی برای نجات جان او و آزادی اش از زندان منجر شده است.

در روزهای اخیر چندین نهاد بین‌المللی از جمله جشنواره بین‌المللی فیلم برلین و آکادمی فیلم اروپا، همراه با جمعی از هنرمندان و نویسندگان مشهور از جمهوری اسلامی خواستند که خانم ستوده را فورا آزاد کند. انجمن قضات آلمان نیز در روز ۱۳ شهریور جایزه حقوق بشر خود را به خانم ستوده اعطا کرد.




گزارشی از وضعیت نسرین ستوده در چهل و سومین روز اعتصاب غذا

نسرین ستوده

نسرین ستوده در چهل و سومین روز اعتصاب غذای خود همچنان در بیمارستان بستری است و بنا بر گواهی همسر او رضا خندان، با او رفتار غیرانسانی ی از سوی تیم محافظت صورت می گیرد. رضا خندان در یادداشتی که روز سه شنبه در مورد آخرین وضعیت نسرین ستوده منتشر کرده چنین نوشته است:

وارد چهل و سومین روز اعتصاب غذای نسرین شدیم.

او در بدترین شرایط ممکن در سی‌سی‌یو بستری است. شدیدترین و غیرانسانی‌ترین شرایط را برای او به کار بسته‌اند تا کسی نتواند با او تماس بگیرد و تحت فشارهای روحی تسلیم خواسته‌هایشان شود.

یکی از بدترین افرادشان را مسئول تیم امنیتی کرده‌اند.

به ما به عنوان خانواده‌ی بیمار اجازه ورود و نظارت به پروسه درمان داده نمی‌شود. از مشاهده نتایج آزمایشات جلوگیری می‌کنند. تهدید به بازداشت و توهین توسط سرپرست تیم عملیات می‌شویم.

بیمارستان تمام پروتکل‌های حاکم بر روابط پزشک و محیط‌های درمانی با بیمار را زیر پا گذاشته و مرعوب تیم امنیتی است.

رئیس بیمارستان پس از دو بار مراجعه، وقت ملاقات به من نداد و حاضر نشد حتی به اتاق‌اش راه دهد.

بیماری که به گفته خودشان، مشکلات جدی قلبی دارد تحت شدیدترین استرس‌ها از ناحیه مسئول امنیتی قرار دارد.

همین شخص، عصر دوشنبه (دیروز) برای این که نسرین هنگام جابجایی در راهرو با ما صحبت نکند از شدت عصبانیت ویلچیر او را عمدا هول داد و به در اتاق کوبید و او را داخل اتاق انداخت. پس از آن از پشت در بسته می‌توانستیم فریادهای نسرین را که لحظاتی قبل نای حرف زدن نداشت در اتاق بشنویم.

همین سرپرست تیم عملیات که به هیچ وجه حق نزدیک شدن به او را ندارد در موارد زیادی خودش با ویلچیر او را جابجا می‌کند در حالی که صرفا مسئول مراقبت از اوست با حفظ فاصله.

نسرین با پایین‌ترین مقدار ایمنی و گلبول‌های سفید دو روز در سالن عمومی سی‌سی‌یو با ده بیمار و دهها تن از کارکنان و همراهان بیماران که در رفت و آمد بودند نگهداری شد و احتمال ابتلا به کرونا در چنین فضایی بسیار بالاست.




مرگ نادر مختاری، از معترضان آبان ۹۸ در بازداشتگاه کهریزک

نادر مختاری، ۳۵ ساله در جریان اعتراض‌های ‌آبان ۹۸ بازداشت شد

نادر مختاری از معترضان آبان ۱۳۹۸ در کرج روز شنبه ۲۹ شهریور در بازداشتگاه کهریزک درگذشت.

به گزارش کلمه، نادر مختاری ۳۵ ساله و از معترضان آبان ۱۳۹۸ در شهر کرج بوده ‌است که پس از اعتراضات آبان به مدت یک ماه مفقود شده بود، خانواده او پس از یک ماه وی را در حالی که در کما بوده است در بیمارستان شهدای شهر ری شناسایی و پیدا می‌کنند.

این زندانی سیاسی به‌علت ضربات باتوم در اعتراضات و وخامت اوضاع جسمی چند ماه در کما بوده است. وی قبل از نوروز ۱۳۹۹ و پس از بهوش آمدن، برخلاف نظر پزشکان متخصص و خانواده توسط ماموران امنیتی به بازداشتگاه کهریزک (سروش ۱۱۱ کنونی) منتقل شده و در بهداری این زندان، با وضعیتی وخیم بستری و زندانی می‌شود.

بر اساس گزارش دریافتی کلمه، ماموران امنیتی باوجود وخامت حال این زندانی اصرار بر نگهداری وی در بازداشتگاه کهریزک (سروش ۱۱۱ کنونی) کرده‌اند که این امر منجر به وخیم‌تر شدن حال وی شده و در نهایت روز شنبه ۲۹ شهریور وی درگذشته است.

بر اساس این گزارش که تاکنون جسد وی به خانواده تحویل داده نشده‌ است و همچنین خانواده این زندانی سیاسی و معترض جان‌باخته بشدت تحت فشاره بود و تهدید شده‌اند.




یک زندانی سیاسی دیگر در خطر اعدام قرار دارد

حیدر قربانی
حیدر قربانی

بنابر گزارش ها، حیدر قربانی فعال سیاسی کرد در خطر اعدام قریب الوقوع قرار دارد به نقل از همسر وی گفته شده است حیدر قربانی در کریدور مرگ قرار گرفته و هر لحظه امکان اعدام او وجود دارد.

حیدر قربانی در سال ۱۳۹۵ در سنندج دستگیر شده و وزارت اطلاعات برای او پرونده سازی کرده است.

جمعیت کردهای مقیم فرانسه در اطلاعیه ی ای خود که روز ۲۰ سپتامبر منتشر شده، به نقل از همسر وی اعلام کرده که خطر اعدام حیدر قربانی قریب الوقوع است.

این جمعیت مدافعان حقوق بشر، دبیرکل سازمان ملل متحد، شورای حقوق بشر و کمیسر عالی حقوق بشراین سازمان و همه مراجع بین المللی و کلیه انسان های آزادی خواه را به اقدام عاجل برای  جلوگیری از اعدام حیدرقربانی و آزادی زندانیان سیاسی در ایران فرا خوانده است.

این جمعیت از همه محافل حقوق بشر ایران درخواست کرده است کمپینی برای جلوگیری ازاعدام حیدر قربانی و پاسخگویی به درخواست یاری همسرش به راه اندازند.

بنابر گزارش ها، حکم اعدام حیدر قربانی به تایید دیوان عالی کشور رسیده است.

این حکم روز چهارشنبه ۱۵ مرداد ۹۹ ذر شعبه ۲۷ دیوان عالی کشور در قم از بابت اتهام “بغی”، تایید شده و پرونده وی جهت اجرا به دادسرای عمومی و انقلاب کامیاران ارسال شده است.

۹ مهر سال ۹۵ چند تن از اعضای سپاه پاسداران در روستای تخت زنگی شهرستان کامیاران توسط افراد مسلحی به قتل رسیدند که در روز ۲۵ مهر ۹۵ حیدر قربانی به همراه دو تن دیگر در این رابطه بازداشت شدند. اسفند همین سال شبکه پرس تی وی رژیم اقدام به پخش فیلم اعترافات وی کرد.
به گفته خانواده زندانی سیاسی حیدر قربانی، اعترافات وی تحت شکنجه های شدید صورت گرفته است.!

حیدر قربانی در شعبه اول دادگاه انقلاب سنندج به اتهام “بغی” محاکمه شد و حکم اعدام وی روز ۸ بهمن ۹۸ به این زندانی سیاسی در زندان سنندج ابلاغ شد.




سندیکای کارگران نیشکرهفت تپه: ما برمیگردیم!

فراخوان عام: کارگران بازداشتی نیشکر هفت تپه را آزاد کنید | رادیو زمانه

کارگران هفت تپه این دور نیز موفقیت های بیشماری نه تنها برای خود، بلکه برای دیگر بخشهای جنبش کارگری و دیگر زحمتکشان بدست آوردند، مبارزات و استقامت و پیگیری و یکصدایی کارگران هفت تپه، الگو و تجربه ای برای خواسته ها و مطالبات و کسب حق وحقوق گردید وکارگران نشان دادند که میتوانند اداره و سازماندهی اجتماعی را به خوبی به اجرا بگذارند

اعتصابات کارگران هفت تپه از سال ۱۳۸۵ شروع شد و در آبان سال ۱۳۸۷، کارگران توانستند تشکل مستقل خود (سندیکا) را تشکیل بدهند.

این دور از اعتصابات کارگران هفت تپه نه اولین اعتصاب و نه آخرین آنها خواهد بود.

این دور از اعتصابات کارگران هفت تپه موفقیت های بیشماری را بدست آورد و موفق شد خواسته و مطالبات کارگران را به بهترین شکل اعلام نماید، مطالباتی که خواست میلیونها کارگر و زحمتکش در این کشور است.

پیشروی کارگران با نمایندگان بیشمار که به هر شکل، هر کجا و با استفاده از هر تریبونی توانستند در عمل، مشکلات اصلی و سیاستهای که دلیل بر گرسنگی و سختی های بیشماری در زندگی اکثریت مردم است و بی اعتباری کل دستگاه را برای همگان نمایان تر کنند.
تریبون ها و رسانه های موجود در جامعه باید در اختیار همگان باشد و صدای کلیه مردم و نیازها آنها را منعکس کند و تامین امنیت همگان در همه زمینه ها را باید فراهم سازد، مکانهایی فراهم آید تا مورد استفاده برای تصمیات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و … باشد، تا بتواند به بهترین شکل منافع کل مردم را اداره و مدیریت کرد، اما متاسفانه تمام تریبون های موجود در دست تعدادی محدود، مانند یک خانواده برای تامین و تضمین منافع خود و حفظ مالکیت خصوصی و فردی قرار گرفته است و به فجعیترین شکل علیه مردم استفاده میشود.

حمایتهای بیشمار و همبستگی های بین المللی فراوان با مبارزه کارگران هفت تپه و دیگر بخشهای کارگری و نزدیکتر شدن کارگران و تشکل های مستقل و همصدا شدن با هم، گوشه ای از نمایش قدرت کارگران و مردم علیه زور، ستم، استثمار و تبعیض بوده و زمینه اتحاد سراسری کارگران، برای پیشرویها و پیروزیهای بیشتر پی ریزی شده است.

نزدیکی ها وتجربیات بیشتر و ارزشمند در این دوره نیز برای کارگران بدست آمده که با استفاده از آنها، دوره های بعدی موثرتر مبارزات خود را پیش خواهند برد.

توهم به حاکمان و مالکان و صاحبان سرمایه در کل به حاشیه رفته است و همچنین در این دوره نیز شکستن و صدمه زدن به اتحاد کارگران ناموفق بود و کارگران موفق شدند، با سازماندهی این دوره از اعتصابات را با شکوه ترین شکل به پیش ببرند و به جامعه نشان دادند که سیاست ها و برنامه ریزی های این حاکمان به نفع جامعه نیست و کاری در دستور برای بهتر شدن شرایط و اوضاع موجود در دست ندارند.

بار دیگر تاکیدی بر این شد که کارگران و متحدینش تنها با اتکا به نیروی خود باید اعتماد داشته باشند و رهایی از این اوضاع و شرایط غیر قابل تحمل را سازمانیافته، جمعی و مستقل میتوانند بدست آورند.

کارگران هفت تپه این دور نیز موفقیت های بیشماری نه تنها برای خود، بلکه برای دیگر بخشهای جنبش کارگری و دیگر زحمتکشان بدست آوردند، مبارزات و استقامت و پیگیری و یکصدایی کارگران هفت تپه، الگو و تجربه ای برای خواسته ها و مطالبات و کسب حق وحقوق گردید وکارگران نشان دادند که میتوانند اداره و سازماندهی اجتماعی را به خوبی به اجرا بگذارند

همه کارگران و زحمتکشان و معترضین در سختترین شرایط صدای خود را رسا کردند و در مقابل زور و آزار، محکم ایستاده گی شد.
واقعیت این است که تا خواسته ها ومطالبات یک زندگی سالم و انسانی برقرار نشود، اعتراض و اعتصاب پا برجاست.
تغییر بنیادی این اوضاع میتواند آرامش برای همگان به همرا ه بیاورد.

کارگران و زحمتکشان در دور آتی در کارخانه ها، محل کار، خیابانها و هر گوشه و برزن این کشور متحدتر به مبارزه و اعتراض خود ادامه خواهند داد.

زنده باد کارگران هفت تپه

زنده باد اتحاد سراسری

زنده باد مبارزه طبقاتی کارگران علیه ستم، استثمار، تبعیض و نابرابری های نظام سرمایه داری.

ما برمیگردیم!

شنبه۲۹ شهریور ۱۳۹۹
سندیکای کارگران نیشکرهفت تپه




هزاران کارگر در استان بوشهر پس از شیوع کرونا بیکار شده‌اند

هزاران کارگر در استان بوشهر در پی شیوع کرونا، شغل خود را از دست داده‌اند. ۹ هزار تن از کارگران اخراجی که تحت پوشش قانون کار قرار دارند مشمول دریافت حق بیمه بیکاری شده‌اند. ۱۵ هزار خانواده کارگری چنان از نظر معیشتی در تنگنا هستند که برای دریافت «بسته‌های معیشتی» ثبت نام کرده‌اند.

به گفته‌ی عباس قاسمی رئیس کانون شوراهای اسلامی کار استان بوشهر، درپی شیوع کرونا اخراج کارگران، تعطیلی موقت برخی بنگاه‌ها و کارگاه‌های کوچک رواج یافته و مزدهای معوقه کارگران با تعویق بازهم بیشتری پرداخت می‌شود.

قاسمی پنجشنبه ۲۷ شهریور به خبرگزاری کار ایران (ایلنا) گفت شرکت‌های پیمانکاری بویژه در منطقه ویژه عسلویه و شهرستان بوشهر از پرداخت به موقع مزد کارگران خودداری می‌کنند. آن‌ها حتی دستمزد کارگران را مطابق مصوبه دولت افزایش نداده‌اند. او افزود این وضعیت «باعث از بین رفتن کرامت انسانی و امنیت شغلی» کارگران شده است و خواستار دخالت دولت شد.

بخشی از کارگران استان بوشهر در سه منطقه اقتصادی ویژه این استان از جمله در پروژه‌های نفتی در عسلویه شاغلند. کارگران شاغل در این مناطق مشمول قانون کار نیستند و دست پیمانکاران در تشدید استثمار کارگران و پایمال کردن حقوق آن‌ها بازتر است.

گرچه آمار رسمی از کارگرانی که در پی شیوع کرونا و آثار اقتصادی ناشی از آن بیکار شده‌اند منتشر نشده، مرکز پژوهش‌های مجلس تعداد این کارگران را در شش ماهه اول سال بیش از ۶ میلیون پیش‌بینی کرده بود. بخش اعظم این کارگران که قراردادهای موقت دارند و یا در کارگاه‌های زیر ۱۰ نفر و یا مناطق ویژه اقتصادی کار می‌کردند مشمول قانون کار نمی‌شوند و از دریافت حق بیکاری ناچیزی که دولت وعده داده نیز محرومند.




خبرهای زندان

اقدام به خودکشی مریم ابراهیم وند، نویسنده و کارگردان سینما در زندان اوین –  Kanal Yek TV

مریم ابراهیم وند در اوین اقدام به خودکشی کرد

مریم ابراهیم وند، نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده سینما که از تیرماه ۹۷ به صورت بلاتکلیف در بند زنان زندان اوین در بازداشت بسر می‌برد. شب جمعه ۲۸ شهریورماه با خوردن قرص اقدام به خودکشی کرد و به بیمارستان لقمان تهران منتقل شد. خانم ابراهیم وند در تاریخ ۲ شهریورماه امسال طی نامه‌ای خطاب به علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی نسبت به تداوم بازداشت و بلاتکلیفی خود و شرایط زندان اوین به ویژه در دوره کرونا اعتراض کرده و نوشته بود که اگر این وضع ادامه یآبد به زندگی خود پایان خواهد داد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، اقدام به خودکشی خانم ابراهیم وند که ۲۶ ماه گذشته را به صورت بلاتکلیف در بازداشت بسر برده است، در اعتراض به تداوم بازداشت و بلاتکلیفی خود و با خوردن حدود هشتاد قرص آرامبخش و خواب‌آور صورت گرفته است.

تداوم بازداشت خانم ابراهیم وند در شرایطی است که ابراهیم رئیسی، رئیس قوه قضاییه در زمان بازدید از زندان قرچک و آگاهی از شرایط وی، وعده رسیدگی به پرونده او را داده بود. خانم ابراهیم وند در تاریخ ۲ شهریورماه امسال طی نامه‌ای خطاب به علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی نسبت به تداوم بازداشت و بلاتکلیفی خود و شرایط زندان اوین به ویژه در دوره کرونا اعتراض کرد. او در در بخشی از این نامه نوشته بود: «پیش از این در بهمن ماه ۱۳۹۸ حضورا شرایط خود را به آقای ابراهیم رئیسی، ریاست محترم قوه قضاییه طی دیدار با زندانیان توضیح دادم. اما متاسفانه تاکنون هیچگونه تمهیدی جهت شرایط اینجانب اعمال نشده و با التفاط به حکومت قانون جدید مورخ ۱۱ تیرماه ۱۳۹۹ کاهش مجازات برای زندانیان سیاسی اعمال نشده است.».»

او در بخش دیگری از این نامه نوشته بود: «اگر از اینگونه رفتارها و بی عدالتی‌ها آگاهی ندارید، افرادی جهت تحقیق و تفحص به زندان اوین اعزام کنید تا مستندات ظلم و بی‌عدالتی ارائه شود. چرا که این نوع رفتارها باعث سرخوردگی اینجانب شده. در این چند سال در حال مصرف قرص ضدافسردگی هستم و آینده‌ام به تباهی کشیده شده و چنانچه هیچگونه رسیدگی به عمل نیاید به زندگی خود برای رهایی از این ظلم و ستم پایان خواهم داد.»

مریم ابراهیم وند، در شهریورماه ۱۳۹۵ توسط ماموران اطلاعات سپاه بازداشت و پس از ۳۵ روز با تودیع قرار وثیقه ۳۰۰ میلیون تومانی (به صورت وجه نقد) آزاد شد. خانم ابراهیم وند نزدیک به دو سال بعد در تاریخ ۳۱ تیرماه ۹۷ به شعبه ۴ بازپرسی دادسرای فرهنگ و رسانه احضار و مجددا بازداشت و به بند دو الف سپاه منتقل شد. او پس از یک ماه پس از پایان مراحل بازجویی با صدور قرار وثیقه ۱۰ میلیارد تومانی به زندان قرچک ورامین منتقل شد و در تاریخ ۲۶ اسفندماه ۱۳۹۸ بدون اطلاع قبلی به بند زنان زندان اوین منتقل شد.

خانم ابراهیم وند با شکایت سازمان اطلاعات سپاه به “نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی” با مصداق یادداشت‌های وی در صفحه شخصی خود در اینستاگرام و به تبع آن افزایش فشار به جوانان و تشویق آنها به مهاجرت به خارج از کشور” و “ساخت فیلم مستهجن” با مصداق تهیه فیلم ” ۲۴ سپتامبر”  (روایتی از حادثه منا در عربستان) متهم شده است. وی پس از دومین جلسه دادگاه که در تاریخ ۲ تیرماه در شعبه ۱۰۵۹ دادگاه کارکنان دولت برگزار شد، در انتظار صدور حکم است. کیفرخواست پرونده مریم ابراهیم وند در بخش نخست این پرونده نیز پیشتر در تاریخ ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۹ در شعبه ۲۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمود ابراهیمی صادر شد. در این کیفرخواست عناوین اتهامی ازجمله “اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت تبلیغی علیه نظام” به خانم ابراهیم وند تفهیم شده است.

خانم ابراهیم وند در تاریخ ۱ اردیبهشت امسال در اعتراض به تداوم بازداشت و بلاتکلیفی، عدم برخورداری از حق داشتن وکیل، عدم اجازه مطالعه پرونده و دخالت نهادهای امنیتی در روند رسیدگی به پرونده دست به اعتصاب غذا زد و در تاریخ ۲۲ اردیبهشت پس از وعده مساعد مسئولان و تعیین زمان جلسه رسیدگی به اتهامات خود به اعتصاب غذایش پایان داد.

مریم ابراهیم وند متولد ۱۳۷۰، نویسنده و کارگردان سینما و تهیه کننده فیلم‌های “طنز عشق”، ” ما همه تنهاییم” و “پانسیون دختران” است، از دلایل شهرت وی علاوه بر فعالیت های سینمایی و فرهنگی، نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۶ بود که به عنوان یکی از زنان نامزد برای انتخابات ثبت نام کرد.

اقدام به خودکشی زندانیان به دلیل رفتار نامناسب مسئولان، شرایط نگهداری زندانیان و بلاتکلیفی طولانی مدت شهروندان بازداشتی در زندان‌های ایران مسبوق به سابقه است.

***

نسرین ستوده به بیمارستان منتقل شد

نسرین ستوده

رضا خندان، همسر نسرین ستوده، فعال حقوق بشر و زندانی سیاسی محبوس در بند زنان زندان اوین روز شنبه ۲۹ شهریور ماه از انتقال همسرش به اورژانس بیمارستان طالقانی در تهران خبر داده و می‌گوید در ساعات گذشته او زیر سرم بوده و اکنون برای انجام آزمایش به بخش سیتی اسکن منتقل شده است.

نسرین ستوده، از شامگاه دو‌شنبه ۲۰ مرداد ماه ۱۳۹۹ با انتشار نامه‌ای ضمن درخواست آزادی زندانیان سیاسی، دست به اعتصاب غذا زده است. رضا خندان به زمانه می‌گوید مسئولان زندان اوین بدون اطلاع خانواده، این زندانی سیاسی را به بیمارستان منتقل کرده‌اند.

همسر این زندانی سیاسی اما در خصوص جلوگیری مسئولان زندان از اطلاع رسانی درباره انتقال ستوده به بیمارستان می‌گوید: 

«ساعت دقیق انتقال همسرم به بیمارستان مشخص نیست و ما از طریق همسر یکی از هم‌بندی‌های این زندانی سیاسی از انتقال او به بیمارستان مطلع شدیم در صورتی که مسئولان زندان باید به ما اطلاع می‌دادند.»

به‌گفته خندان، مسئولان زندان اوین با قطع کردن تماس تلفنی یکی از هم‌بندی‌های نسرین ستوده در زندان، از اطلاع رسانی به‌موقع درباره وضعیت این زندانی سیاسی ممانعت کرده‌اند:

«امروز، روز تلفن بند زنان بود و از این بند شش بار هم به موبایل و هم به خانه ما زنگ زدند که مسئولان زندان هر شش بار را رجکت کردند. یکی از هم‌بندی‌های همسرم ده دقیقه فرصتی که برای نوبت خودش داشت را برای زنگ زدن به خانواده ما صرف کرده اما موفق به تماس با ما نشده است.»

خندان می‌گوید در نهایت این هم‌بندی توانسته از درون زندان «در حد یک جمله» به همسر خود اطلاع دهد و خانواده ما از طریق همسر این زندانی از انتقال نسرین ستوده به بیمارستان مطلع شدند.

همسر نسرین ستوده در روزهای اخیر در گفت‌و‌گو با زمانه از وخامت حال همسرش و تداوم اعتصاب غذای او به‌دلیل بی‌توجهی مقام‌های قوه قضاییه به مطالبات این زندانی سیاسی خبر داده بود.

نسرین ستوده از ۲۳ خرداد ۱۳۹۷ توسط مأموران امنیتی بازداشت و به زندان منتقل شده است. او در اسفند ماه سال ۱۳۹۷ با مجموعا هفت عنوان اتهامی به ۳۳ سال حبس و ۱۴۸ ضربه شلاق محکوم شد. از جمله عناوین اتهامی او در دادگاه «تشویق به فساد و فحشا» از طریق بر عهده گرفتن وکالت پرونده «دختران خیابان انقلاب»، «عضویت موثر در گروهگ غیرقانونی و ضدامنیتی کانون مدافعان حقوق بشر لگام و شورای ملی صلح»، «ظاهر شدن بدون حجاب شرعی در محل شعبه بازپرسی»، «نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی» و «تبلیغ علیه نظام» عنوان شد.

رضا خندان در گفت‌و‌گوی امروز خود می‌گوید که در حال حاضر به‌دلیل ادامه اعتصاب غذای همسرش، او به «مشکل قلبی، تنگی نفس و ضعف عمومی خیلی شدید» مبتلا شده و نیازمند رسیدگی تخصصی پزشکی است.

به‌گفته خندان، وضعیت عمومی سلامت همسرش از چند روز پیش وخیم بوده اما در حال حاضر این وضعیت به «حد خطرناکی» رسیده است.

وخامت حال نسرین ستوده در اعتصاب غذا و بی‌توجهی قوه قضاییه به این موضوع تاکنون واکنش‌های گسترده‌ای در شبکه‌های اجتماعی به دنبال داشته است. کاربران توئیتر در هفته‌های اخیر در چند نوبت با اشاره به فعالیت‌های حقوق بشری نسرین ستوده و با هشتگ‌های «نسرین ستوده» و «FREENASRIN»، کارزارهای توئیتری برای جلب توجه همگانی به وضعیت این زندانی سیاسی به راه انداختند به ‌نحوی که این هشتگ‌ها برای ساعاتی ترند اول توئیتر فارسی شد.

***

انتقال سهیل عربی به مکان نامعلوم

سهیل عربی، زندانی عقیدتی در زندان تهران بزرگ صبح روز جمعه ۲۸ شهریور به بهانه انتقال به بهداری از بند خارج و به مکان نامعلومی منتقل شده است. از سرنوشت او پس از این انتقال اطلاعی در دست نیست. این بی خبری و عدم پاسخگویی مسئولین نسبت به سرنوشت این زندانی باعث نگرانی خانواده و نزدیکان وی شده است. آقای عربی روز پنج‌شنبه نیز به دفتر رئیس زندان فراخوانده شد و مورد بازجویی قرار گرفت.

به گزارش خبرگزاری هرانا، آقای عربی طی روز گذشته و امروز با خانواده خود تماسی نداشته و عدم پاسخگویی مسئولین و بی‌خبری از وضعیت وی باعث افزایش نگرانی خانواده ایشان شده است.

یک منبع مطلع از شرایط آقای عربی در این خصوص به هرانا گفت: “روز پنج‌شنبه ۲۷ شهریور نیز سهیل عربی به دفتر رئیس زندان، علی چهارمحالی فراخوانده شد و در آنجا به همراه چند تن دیگر به بازجویی از او پرداختند و وی را به انتقال به مکانی دیگر، نگهداری طولانی مدت در سلول انفرادی و پرونده‌سازی جدید تهدید کردند. خانواده آقای عربی به ویژه به دلیل سابقه انتقال‌های پیشین وی به بازداشتگاه‌های امنیتی و ضرب و شتم وی به شدت نگران وضعیت او هستند. اکنون مشخص نیست ایشان به کجا منتقل شده و بیم آن می‌رود که حتی پرونده‌سازی جدیدی علیه وی صورت گیرد”.

سهیل عربی فروردین و اردیبهشت امسال به یکی از بازداشتگاه‌های اطلاعات سپاه در تهران منتقل شده و مدتی بعد به بند بازگردانده شد. آقای عربی سال گذشته نیز به مقر یک نهاد امنیتی منتقل و مورد بازجویی همراه با ضرب و شتم قرار گرفته بود. وی در اثر ضرب و شتم از ناحیه بیضه دچار آسیب دیدگی شدید و “ترومای بلانت” شد. وی از آن زمان تاکنون به دلیل بی توجهی مسئولان و عدم رسیدگی پزشکی از درد و عفونت رنج می‌برد.

سهیل عربی از تاریخ ۱۶ آبان ماه ۱۳۹۲ در بازداشت و زندان به سر می‌برد و تمام این مدت از مرخصی نیز محروم بوده است. وی در تاریخ ۱ بهمن‌ماه ۱۳۹۸، از زندان اوین به زندان تهران بزرگ منتقل شد.

وی همزمان با اینکه پس از تغییرات بسیار در روند دادرسی و احکام صادره در حال تحمل دوران محکومیت ۷ سال و شش ماهه خود در زندان تهران بزرگ بود، از بابت دو پرونده‌ی جدید که در زندان علیه وی مفتوح شده بود، توسط دادگاه انقلاب تهران به حبس تبعید و جزای نقدی محکوم شد. آقای عربی در پرونده نخست از بابت اتهامات “توهین به مقدسات دینی، فعالیت تبلیغی علیه نظام و توهین به رهبری” به ۵ سال حبس و از بابت پرونده دیگرش به اتهام “نشر اکاذیب به قصد تشویق اذهان عمومی و تبلیغ علیه نظام” به ۲ سال حبس، دو سال تبعید به برازجان و ۴ میلیون تومان جزای نقدی و به اتهام “تخریب اموال دولتی” به ۱ سال و ۸ ماه حبس تعزیری محکوم شده است. تاریخ آزادی آقای عربی خردادماه ۱۴۰۴ عنوان شده است.