یادداشت های سپیده قلیان از زندان – بازداشتگاه؛ روایت یازدهم
اخبار روز
«سپیده قُلیان»، فعال مدنی و یکی از محکومان پرونده اعتراضات کارگری «هفتتپه» که اکنون زندانی شده است؛ در کتاب «تیلاپیا خون هورالعظیم را هورت میکشد»، در ۱۹ روایت از بازداشتگاه اطلاعات اهواز و زندان «سپیدار» این شهر، تصویری دقیق و درعینحال تلخ از تجربه اسارت ارایه داده است. او در این روایتها، علاوه بر دادن تصویری بیواسطه از چهره سرکوب، ما را درگیر سرنوشت نامهایی میکند که اسارت آنها همچون زندگیشان، به حاشیه انکار و فراموشی رانده شده است.
این کتاب توسط «ایران وایر» منتشر شده است. اخبار روز هر روز یک روایت از این کتاب را منتشر می کند.
بازداشتگاه؛ روایت یازدهم
یک شب مرا به سلول «مکیه» بردند. نزدیکهای موقع شام، زندانبان صدای رادیو را بلند کرد و در راهروی مرگ، صدای موزیک پیچید. هر صدایی به جز صدای شکنجه، حس لذتبخشی به ما میداد. ما گرسنه بودیم و قحطیزده! اما آنچه ما را نجات میداد، قطعا غذا و آب نبود، گوشت تن ما به خاطر آب و غذا نخوردن، آب نشده بود.
آن صداها، آن همه پذیرفتن آن چه که نبودیم، جوانهایی که صدای خرد شدن استخوانشان گوشمان را کر کرده بود، ما را تکیده کرده بودند. ما قحطیزدگان سلول شماره ۲۲ وزارت اطلاعات، تشنه هر صدایی جز این صداها بودیم.
موزیک، عربی بود. مکیه گفت: «به اینها میگوییم حضین.» یکهو جوری زد زیر گریه که حس کردم دارد چشمانش را بالا میآورد. روی سینهاش کوبید و گفت: «شوهرم خیلی مرتب بود. لباسهای اتوکردهاش، بوی عطرش… آخ بچههام!» گفتم: «مکیه قول میدم خیلی زود آزاد میشی.» چشمانش را بیشتر بالا آورد! گفت: «چه طور لباسای اتو کرده عارف رو جمع کنم؟»
مکیه آدم تیزی بود. با این که سالها تحت ستم بود اما خیلی باهوش بود. مگر ستم هوش را میزداید؟ بگذریم! چشمان مکیه عسلی روشن بودند. سینه راستش سوخته بود. جلوی من شرمش میآمد بگوید پریود است. به سینه سوختهاش هم به این دلیل پی بردم که یک بار صدای بازجو را شنیدم که میگفت: «ما از همه چیزت باخبریم؛ مثلاً میدونیم سینه راستت با چی سوخته!» بعد صدای هقهق گریه آمد.
هیچوقت به من اینطور نمیگفتند. من یک زن شهری بودم. شاید دلیلش این بود. شاید هم چون عرب نبودم! سرم را روی پایش گذاشتم. چون در طول مدتی که آنجا بودم، فهمیده بودم خواندن قرآن برای عربها ممنوع است و باید فقط نهجالبلاغه بخوانند. سرم را که روی پایش گذاشتم، برای اینکه با او ارتباطی قویتر داشته باشم، گفتم: «سوره بلد را برام میخونی؟» تعجب کرد. ترسید! بعد خودش را جمع و جور کرد و لای موهایم دست کشید. تمام اینها کمتر از پنج ثانیه طول کشید. شروع کرد به خواندن سوره بلد: «لَا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ، وَأَنْتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَدِ، وَ وَالِدٍ وَ مَا وَلَدَ…»
نفهمیدم کی خوابم برد. نصف شب وقتی داشتم جیغ میکشیدم، از خواب بیدارم کرد. هنوز سرم روی پایش بود. خواب دیده بودم با لباس آبی از پرتگاه افتادهام. تقریباً هر شب این خواب را میدیدم. بیدار که شدم، گفتم: «مکیه امروزم داره تموم میشه؟» بعد خندیدم. او هم از سر شیطنت کمی خندید. شروع کردم بلند بلند خاطره تعریف کردن و رقصیدن. هی خندید، هی خندید، بعد خوابمان برد.
یکهو با صدای باز شدن در سلول از خواب پریدیم. هر دوتای ما را بردند برای بازجویی. وقتی برگشتم، دیدم مکیه بیدار است. گفت «چرا این قدر طول کشید؟ من خیلی وقته برگشتهام.» گفتم: «نمیدونم، همیشه همینه برای من.» گفت: «شام نخوردم تا بیای.»
در ظرف غذا را باز کردیم. دمدمهای اذان صبح بود. غذای دوشنبهشبها چهار قرص فلافل بود و یک خیارشور کوچک. مکیه چشمش که به غذا افتاد، گفت: «چرا خیارشور نداره؟» من گفتم: «ای بابا، مکیه تو فکر خیارشوری؟» بعد به شوخی گفتم: «جمع کن بابا! بعد میگی ما شبها از گرسنگی خوابمون نمیبره. تو که خیلی پر توقعی!» داشتیم میخندیدیم که دوباره در باز شد. مرا دوباره برای بازجویی بردند.
-به چی میخندیدید؟
-خیارشور… مکیه…
بعد برای مکیه کابل و برگه تکنویسی آوردند!
«مکیه آن طور که میگوید، فقیر نیست. الکی میگوید شبها گرسنه میخوابیدند. از آن جایی که مکیه بعد از بازجویی طلب خیارشور میکرد، پس تحت ستم نبوده است. او به اجبار شوهرش تغییر مذهب نداده، چون توقعش از غذا خوردن خیلی بالا است.»
اولش نمینوشتم. کابل که خوردم، مجبور شدم و همه حرفهای بازجو را نوشتم!
گویا زن عرب اجازه ندارد خیارشور هم بخواهد…
آخرین اخبار از نیشکر هفت تپه و گزیده اخبار کارگری و تجمعات اعتراضی طی روز گذشته
اخبار روز
تجمع کارگران نیشکر هفت تپه
به گزارش سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، روز سه شنبه ۱۷ تیرماه ۱۳۹۹، کارگران نیشکر هفت تپه در بیست و سومین روز از اعتصابشان با تجمع در مقابل ساختمان فرمانداری شوش و راهپیمایی در سطح شهر خواستار حمایت ساکنان این منطقه از این اعتراضات تا زمان رسیدگی به مطالباتشان شدند.
معترضان اهم مطالبات خود را پرداخت معوقات مزدی، رسیدگی به وضعیت شغلی، تعیین تکلیف شرکت، بازگشت به کار همکاران اخراج شده، ابطال واگذاری شرکت به بخش خصوصی و همچنین تمدید مهلت دفترچههای درمانی، عنوان کردهاند.
ادامه اعتراضات کارگران مجتمع کشت وصنعت نیشکر هفت تپه با تجمع مقابل فرمانداری وراهپیمایی در سطح شهر شوش وحضورتعدادی ازاعضای خانواده های کارگران
روز سه شنبه ۱۷ تیر،اعتراضات کارگران مجتمع کشت وصنعت نیشکر هفت تپه نسبت به بلاتکلیفی معیشتی وشغلی با تجمع مقابل فرمانداری ،راهپیمایی در سطح شهر شوش وحضور تعدادی ازاعضای خانواده های کارگران ادامه پیدا کرد.
هفت تپه ای ها با برافراشتن پلاکاردها،ایراد سخنرانی وسردادن شعارهایی از جمله«درود برکارگ مرگ برستمگر»و«کارگر هفت تپه ایم گرسنه ایم گرسنه» خواستار پرداخت بموقع حقوق وحق بیمه،پایان دادن به بلاتکلیفی شغلی با تعیین تکلیف نهایی با خصوصی سازی وسهامداران شرکت وبازگشت بکار همکاران حق طلب اخراجیشان شدند وبا سردادن شعار«همشهری حمایت حمایت»خواهان حمایت اهالی شهرشوش وحومه از مبارزاتشان در راه دست یابی به مطالبات برحقشان شدند.
رفع مسدودی حساب شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه با گروگان گیری کارگران وخانواده هایشان توسط کارفرمایان
روز سه شنبه ۱۷ تیر، نشست بررسی مشکلات کارگری شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه با حضور معاون اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه قضاییه، تعدادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی استان خوزستان ، استاندار خوزستان، معاون روابط کار وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، دبیر ستاد رفع موانع تولید، مدیران استانی، نمایندگان وزارت کشور، نمایندگان وزارت صنعت، معدن و تجارت، نماینده سازمان خصوصی سازی، سازمان تامین اجتماعی و کارفرمای شرکت و شورای اسلامی کار شرکت هفت تپه در محل وزارت تعاون کار و رفاه اجتماعی برگزار شد.
معاون روابط کار وزارت تعاون به خبرنگاران دراین نشست گفت: پس از بررسی، کارفرما متعهد شد حداکثر تا امروز (۱۷تیر) مانده حقوق فروردینماه کارگران را پرداخت کند. کارفرمای شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه همچنین متعهد شد حقوق و مزایای اردیبهشت و خرداد ۱۳۹۹ را بلافاصله پس از رفع مسدودی حساب شرکت و حداکثر تا دهم مرداد پرداخت کندو تا پایان آبان نسبت به پرداخت به موقع حقوق و مزایای کارگران اقدام و از هرگونه تأخیر در پرداخت مزایای قانونی کارگران اجتناب کند.
شاکرمی با اشاره به موافقت سازمان تأمین اجتماعی در تمدید اعتبار دفترچههای بیمه کارگران تا پایان مرداد ماه، گفت: سازمان تأمین اجتماعی با دریافت ۱۰ درصد از حق بیمه سهم کارفرما و کارگران تا پایان خرداد موافقت کرده است.
کارفرما موظف است حق بیمههای مربوطه را از ابتدای تیر مطابق با قوانین و مقررات مربوطه پرداخت و با مذاکره با مدیریت سازمان تأمین اجتماعی مشکلات بیمهای کارگران را برطرف و نسبت به تعیین تکلیف بدهی خود به تأمین اجتماعی اقدام کند و با توجه به اعلام همکاری سازمان تأمین اجتماعی و تمامی تلاش خود را برای تقسیط بدهیهای خود به این سازمان را به عمل آورد.
تهدید کارگران هفت تپه از طرف وزارت کار وقوه قضائیه برای جلوگیری از ادامه اعتراضات
شاکرمی با اشاره به تعهدات کارفرما مبنی بر پرداخت حقوق و مزایای فروردین ماه گفت: کارگران باید به کار خود بازگشته و ضمن انجام فعالیتهای مربوطه از هر گونه تجمع، اعتصاب و ترک کار خودداری کنند. شورای اسلامی کار نیز باید همکاریها لازم را با مدیریت این مجموعه برای ادامه فعالیت و حضور کارگران در واحد را داشته باشد.
وی افزود: دستگاههای تخصصی استان باید به موضوع شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه با نگاه تخصصی ورود کرده و از ارجاع و انعکاس موضوعات شرکت در حوزههای کارگری به ویژه معضلاتی مانند تحصن و تجمع در داخل و یا خارج از فضای شرکت و سطح شهر جلوگیری کنند.
محمدباقر الفت معاون اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه قضائیه نیز با اشاره به مخالفت دستگاه قضائی با هر گونه تجمع و حرکات اعتراضی کارگران، افزود: کارگران باید هر گونه اعتراض و درخواستهای خود را صرفاً از طریق مجاری قانونی پیگیری کنند تا زمینه ایجاد هر گونه سو استفاده و بحران سازی از فضای موجود از سوی دشمنان نظام ایجاد نشود.
ادامه سو استفاده جناح ها وگرایشات مختلف حاکمیت از اعتراضات هفت تپه ای ها برای بهره برداری تبلیغاتی
عوامل خانه کارگر ودانشجویان بسیجی هم به تلاش هایشان برای دامن زدن به تفرقه بین کارگران حق طلب هفت تپه و زمینه سازی برای سرکوب کارگران ادامه دادند
امروز رسانه های وابسته به جناح ها وگرایشات مختلف حاکمیت با انتشار گزارشاتی همراه با تصاویر به سو استفاده هایشان از مبارزات هفت تپه ای ها برای بهره برداری تبلیغاتی ادامه دادند.
روز سه شنبه همچنین شاهد ادامه تلاش های عوامل خانه کارگر ودانشجویان بسیجی ازجمله شرکت اعضای شورای اسلامی کاردرنشست تهران وگفتگو با رسانه ها و بنمایش گذاشتن پلاکاردها وتصاویر در تجمع ونیز شعارهای برای دامن زدن به تفرقه بین کارگران حق طلب هفت تپه و زمینه سازی برای سرکوب کارگران بودیم.
با گذشت بیش از ۳ هفته از اعتراضات از خواست تشکل یابی مستقل سخنی بمیان نیامد.
تجمع بازنشستگان تامین اجتماعی اصفهان
روز سه شنبه ۱۷ تیرماه ۱۳۹۹، جمعی از بازنشستگان تامین اجتماعی اصفهان در مقابل اداره کل تامین اجتماعی این شهر تجمع کردند.
معترضان اهم مطالبات خود در این تجمع را افزایش حقوق بازنشستگان تأمین اجتماعی طبق مصوبه کمیسیون تلفیق مجلس، رفع تبعیض و نابرابری بین بازنشستگان صندوقهای کشوری و لشگری با تأمین اجتماعی اعلام کردند و خواستار اجرای ماده ۹۶ قانون تأمین اجتماعی و افزایش کمک هزینه مسکن و کمک هزینه معیشت طبق مصوبه شورای عالی کار، بازنگری و اصلاح مصوبه افزایش حقوق بازنشستگان و مستمری بگیران سازمان تأمین اجتماعی درسال ۱۳۹۹ و اجرای همسان سازی حقوق بازنشستگان تأمین اجتماعی طبق بند ب ماده ۱۲ قانون برنامه ششم توسعه اقتصادی کشور شدند
تجمع کارگران واحد تولیدی کنتورسازی قزوین
روز سه شنبه ۱۷ تیرماه ۱۳۹۹، جمعی از کارگران واحد تولیدی کنتورسازی قزوین در اعتراض به عدم دریافت مطالبات مزدی خود در مقابل دفتر امام جمعه قزوین تجمع کردند.
وحید اکبری پور، رئیس شورای اسلامی کار واحد تولیدی کنتورسازی قزوین در این رابطه گفت: “کارگران واحد تولیدی کنتورسازی قزوین هنوز بیمه بیکاری خود را دریافت نکردهاند. تا امروز هیچ اقدامی برای پرداخت بیمه بیکاری به کارگران ازسوی مسئولان انجام نشده و نزدیک به ۴ ماه است که کارگران این شرکت حقوقی دریافت نکردهاند”.
اکبری پور ادامه داد: “قرار بود موضوع خلع ید مدیرعامل و مالک شرکت تا ۲۰ اسفند سال گذشته اجرا شود که این حرکت باتوجه به رایزنیهای پشت پرده، متوقف شد و کارخانه تعطیل ماند”.
وی اضافه کرد: “متاسفانه هیچ همکاری و حمایتی از سوی مسئولان انجام نشده و مطالبات کارگران واحد کنتورسازی بینتیجه مانده و کارگران سالها حقوقهای معوقه خود را از شرکت دریافت نکردهاند”.
لازم به ذکر است این تجمع همزمان با سفر سورنا ستاری، معاون علمی رئیس جمهور که امروز به استان قزوین سفر کرده بود، انجام شد.
تجمع شهروندان ساکن روستاى جریه سید محمد شهرستان شوش
به گزارش اتحادیه آزاد کارگران ایران، امروز سهشنبه ۱۷ تیرماه ۱۳۹۹، جمعی از شهروندان ساکن روستاى جریه سید محمد شهرستان شوش در اعتراض به بیکاری و مشکلات معیشتی در مقابل درب شرکت قند شوش (قند خاورمیانه شوش ) تجمع کردند.
معترضان در توضیف وضعیت شغلی و معیشتی خود گفتند: “ما شاغل شرکت قند شوش هستیم اما در فصل تعمیرات بیکار مىشویم. با توجه به وضعیت سخت اقتصادی و متاهل بودن به مطالبات و مشکلاتمان رسیدگی و وضعیت ما را چون نیروهای دیگر به قراردادی تبدیل کنید”.
تجمع اعضای مسکن مهر هشتگرد
جمعی از اعضای مسکن مهر شهر جدید هشتگرد در اعتراض به عدم تحویل واحدهایشان تجمع کردند.
به گفته معترضان قرارداد واحدها به صورت باز نوشته و پس از مدتی به بانک معرفی شده است. از سال ۹۱ قرار بر واگذاری این واحدها به مشتریان به مبلغ ۴۵ میلیون تومان بوده است اما هر بار مبلغی به آن افزوده و پرداخت اقساط واحدهای واگذار نشده آغاز شده است و هنوز زمان تحویل این واحدها به اعضای فاز ۴ ویلایی مسکن مهر شهر جدید هشتگرد مشخص نیست.ب
تجمع نانوایان خمام
به گزارش خمام نیوز، روز دوشنبه ۱۶ تیرماه ۱۳۹۹، جمعی از نانوایان خمام در اعتراض به تغییر قیمت نان و عدم تطابق نرخ جدید با سایر کالاها در مقابل اتحادیه صنف نانوایان رشت تجمع کردند.
نانوایان که تعدادشان در این تجمع به ۱۵ تن میرسید، با اعتراض به عدم تطابق قیمتهای جدید با نرخ تورم و افزایش هزینههای جاری، خواستار رسیدگی اتحادیه نانوایان شهرستان به این مساله شدند.
تجمع کارگران شهرداری کلاله
به گزارش اتحادیه آزاد کارگران ایران، طی روزهای گذشته جمعی از کارگران شهرداری کلاله در استان گلستان در اعتراض به عدم دریافت مطالبات مزدیشان توسط شرکتهای پیمانکاری پردیس نیرو و پسماند اقدام به برگزاری تجمع اعتراضی کردند.
براساس این گزارش، این کارگران بیش از ۸۰۰ میلیون تومان از پیمانکاران شهرداری کلاله طلب دارند و علیرغم وعدههای مدیرعامل شرکت پیمانکاری پسماند گلستان به دنبال تجمعات اعتراضی این کارگران، مطالبات این کارگران و حقوق ماهیانه سال جدید آنها پرداخت نشده است.
معوقات مزدی کارگران شهرداری سراوان
کارگران شهرداری سراوان در استان سیستان و بلوچستان از مطالبات مزدی ۲ ماهه و عدم پرداخت حق بیمه ۵ ماهه خود خبر دادند.
به گزارش اتحادیه آزاد کارگران ایران، کارگران شهرداری سراوان از مطالبات مزدی و عدم پرداخت حق بیمه خود خبر دادند.
به گفته کارگران: “حق بیمه تأمین اجتماعی از بهمن ماه واریز نشده است و حقوق ماه های اردیبهشت و خرداد هم تابه امروز پرداخت نشده است”.
آنها افزودند: “درپی مراجعات مکرر آنها به مسئولین ذیربط این شهرداری روشن نیست که این مطالباتمان کی پرداخت خواهد شد”.
کارخانه چوب اسالم تعطیل و ۴۰ کارگر با حقوق معوقه بیکارشدند
کارگران این واحد تولیدی به خبرنگار رسانه ای گفتند:در جلسه امروز (دوشنبه ۱۶ تیر ماه) که با حضور برخی مسئولان شهرستانی برگزار شد،تصویب شد که کارگران کارخانه چوب اسالم به جز تعداد کمی تا مشخص شدن وضعیت کارخانه به صورت موقت از خدمات بیمه بیکاری استفاده کنند.
آنها افزودند: از مجموع ۷۰ کارگر این کارخانه، ۴۰ نفر برای دریافت مقرری بیمه بیکاری به اداره کار معرفی میشوند و سایر کارگران برای انجام بازسازی کارخانه همچنان باقی میمانند.
مرگ و مصدومیت ۱۳ کارگر در سایه فقدان ایمنی کار
روز گذشته و امروز ۱۶ و ۱۷ تیرماه، در سایه فقدان ایمنی محیط و شرایط کار، ۱۳ کارگر در باقر شهر، تبریز، اهواز و سنندج دچار حادثه شدند. طی این حوادث ۱۱ کارگر دچار مصدومیت شده و دو کارگر دیگر جان خود را از دست دادند. ایران در زمینه رعایت مسائل ایمنی کار در میان کشورهای جهان رتبه ۱۰۲ را به خود اختصاص داده که رتبه بسیار پایینی است.
جرم من چیست؟
جرم من چیست؟
بهمن دارالشفایی
پسری ۲۱ ساله به اسم شهریار شمس که در دی ماه ۹۶ بازداشت، در دادگاه بدوی به ریاست صلواتی به شش سال زندان و در دادگاه تجدیدنظر به چهار سال و چند هفته زندان محکوم شد، امروز برای گذراندن محکومیتش به زندان اوین رفت.
این بخشی از یکی از آخرین پستهای صفحه اینستاگرامش است:
«من یک زندانی سیاسی ام. یک جوان بیست و یک ساله که از فردا باید به مدت چهارسال و یک ماه و پانزده روز راهی زندان اوین شوم. جرم من چیست؟ در حقیقت هنوز هم به صورت دقیق نمیدانم جرمم چیست، من فقط به نداشتن بعضی از حقوق و پایمال شدن بعضی حقوق دیگر، اعتراض کردم و از بالارفتن تصاعدی قیمت ها و پایین آمدن رفاه شاکی بودم. در حقیقت هر طور با خودم فکر کردم، دیدم در بهترین حالت اگر بخواهم ارزان ترین ماشین موجود را بدون کمک پدرم بخرم، حداقل باید چند سال کار کنم و در طی این چند سال نیز دوباره قیمت همان ماشین بالاتر میرود. من نسبت به عواملی که باعث این اتفاق ها بود، اعتراض داشتم و به مسالمت آمیز ترین شیوهی ممکن نیز اعتراض خودم را بیان کردم. نه کوچکترین سنگی پرت کردم، نه شعاری دادم و نه هیچگونه کار دیگری.
جرم من همین بود و برای این جرم باید چهار سال و یک ماه و پانزده روز زنده بودن در زندان را متحمل شوم. من یک جوان بیست و یک ساله ام، من نیز پدر دارم، مادر دارم، خواهر دارم، من نیز دوستانی دارم و من نیز با دوستانم به بیرون میروم، من هم همانند همهی جوان های دیگری که هم سن من هستند، دختر مورد علاقه دارم و من نیز دقیقا یکی مثل همهی شما هستم، نه اغتشاشگر هستم، نه آشوب طلب و نه عنصر وابسته به بیگانگان و حقوق بگیر از خارج و خارجی و هر چیز دیگری، من تنها یک جوان بیست و یک ساله ام که دنبال حقوق اولیه ام بودم و اکنون برای چهار سال در کنارم دیگر نه خانواده دارم، نه معشوقه نه دوست و نه هیچ چیز دیگری و در ضمن دیگر حتی دانشگاه هم نمیتوانم بروم و بله، ما دانشجوی زندانی نداریم، اما افرادی داریم که برای زندان، از دانشجو به دانشجوی سابق تبدیل شدند. من یک جوان بیست و یک ساله ام، من یک جوان بیست و یک ساله بودم!»
*تیتر انتخاب کلمه است
یادداشت های سپیده قلیان از زندان – بازداشتگاه؛ روایت هشتم
«سپیده قُلیان»، فعال مدنی و یکی از محکومان پرونده اعتراضات کارگری «هفتتپه» که اکنون زندانی شده است؛ در کتاب «تیلاپیا خون هورالعظیم را هورت میکشد»، در ۱۹ روایت از بازداشتگاه اطلاعات اهواز و زندان «سپیدار» این شهر، تصویری دقیق و درعینحال تلخ از تجربه اسارت ارایه داده است. او در این روایتها، علاوه بر دادن تصویری بیواسطه از چهره سرکوب، ما را درگیر سرنوشت نامهایی میکند که اسارت آنها همچون زندگیشان، به حاشیه انکار و فراموشی رانده شده است.
این کتاب توسط «ایران وایر» منتشر شده است. اخبار روز هر روز یک روایت از این کتاب را منتشر می کند.
بازداشتگاه
خیلی وقت است که انگار احساس گرسنگی را به کلی از دست دادهام. مزهها را درست درک نمیکنم. از بازجویی که میآیم، دو قاشق غذای یخزده میخورم؛ آن هم چون از لرزش بدنم جلوگیری میکند. میل من به غذا تبدیل شده است به تلاشی برای رفع لرزش. مزه دهانم هم دیگر برایم مهم نیست. دلم گر میگیرد و یک لیوان آب خنک میتواند زندگیام را از این رو به آن رو کند. دیشب خواب دیدم مادرم از بقال سر کوچه برایم ماست میش خریده است و یک قاشق از آن را در دهانم میگذارد؛ انگار که آب روی آتش!
شام، لوبیا است. سهشنبه شبها لوبیا میدهند؛ لوبیای یخزده با قاشقهای پلاستیکی که آنقدر استفاده شده، زبر و تیز شدهاند. قبلاً وسواس خاصی داشتم و به هرچیزی که حس زبری برایم تداعی میکرد، وسواس و واکنش نشان میدادم، طوری که گاهی در خانه هم دستکش دستم میکردم. اما حالا فرق میکند؛ انگار که همه چیز تغییر کرده باشد. قاشق زبر را راحت میگذارم توی دهانم؛ انگار نه انگار. قاشق دوم را که میخورم، حس میکنم صدای گوسفند میآید. اما این صدا با صدای گوسفند فرق دارد؛ بلندتر و کشدارتر است. بعد صدای گوسفند با صدای خوردنِ سر به در و صدای هجوم پاهای زندانبانها ترکیب میشود. این ترکیب هولناک، من را از جا میپراند؛ یک اتفاق تازه، صداهای جدید که تا حالا ترکیبشان را با هم نشنیدهام. یعنی چه اتفاقی دارد میافتد؟
سری به در کوبیده میشود. همزمان صدای گوسفند میآید. انگار عدهای با مشت و لگد او را میزنند و میگویند ادا در نیاور! صداها را که کنار هم میگذارم، متوجه میشوم که یک مرد دارد شکنجه میشود، صدای گوسفند در میآورد، سرش را به در میکوبد و مقاومت میکند. زندانبانها هر کدام گوشهای از کارشان، یعنی شکنجه را چسبیدهاند. او را روی زمین میکشانند و از دمِ در سلولم در حالی که صدای گاو درمیآورد، میبرند. زندانبانی به او میگوید: «ببین علی! تا حالا تو ماهی صید میکردی، حالا ما صیدت کردیم. ماهم عین خودت ماهیگیریم علی! ادا در نیار!» علی ماهیگیر را میبرند…
من تا حالا صداهای زیر شکنجه زیادی را شنیدهام؛ شکنجه با آب داغ، شکنجه با کابل، شکنجه با باتوم! اما او را با چه میزدند که اینطور صدای گوسفند و گاو میداد؟ همیشه فکر میکردم این که میگویند این قدر میزنمت تا صدای سگ بدهی، یعنی چه؟ حالا علی ماهیگیر را آنقدر زدهاند که صدای گاو و گوسفند میدهد!
چند روز میگذرد. یک بار با زندانبان به سمت اتاق بازجویی شماره یک میرفتیم، از زیر چشمبند دیدم یک جفت پای مردانه هم با زندانبان دیگری دارد خارج میشود. آرامآرام قدم برمیداشت، انگار به پاهایش زنجیر وصل کرده باشند. وارد اتاق بازجویی شدم و روی صندلی نشستم. بازجو آمد و بعد رفت. نیم ساعت تنها نشسته بودم. کمی چشمبندم را بالا بردم و این طرف و آن طرف را دید زدم. زیر صندلی یک برگه اسپری آسم بود؛ اسپری «سالبوتامول.» از خوشحالی میخواستم صندلی را گاز بگیرم. گمان کردم نشانهای از «اسماعیل» است. برگه و خودکار را برداشتم و نوشتم: «از هر طرف که بیرون میزنم، نامهات درست میرسد همانجا که بودهام. نمیتوانیم برگردیم. از طرف گُلی. اسماعیل تویی؟»
کاغذ را دوباره گذاشتم زیر پایه صندلی.
فردای آن روز یک بار دیگر من را بردند به همان اتاق. وقتی بازجو رفت، از فرصت استفاده کردم و دنبال برگه گشتم. افتاده بود کنار زنجیر کنار صندلی. برش داشتم، دیدم نوشته است: «اسماعیل نیستم، “علی ابونایف” هستم. خدا بزرگ است. به خدا توکل کن.»
پس آن کس که پاهایش را از زیر چشمبند دیده بودم، علی ابونایف بود. یک علی دیگر هم در بازداشتگاه است؛ همان که زیر شکنجه صدای گاو و گوسفند میداد. او علی ماهیگیر است. کاغذ را داخل لباس زیرم گذاشتم.
اواخر دوران بازجویی، یک روز هشت ساعت در سرویس بهداشتی ماندم. مثل این که یادشان رفته بود در را برایم باز کنند. خودشان این طور گفتند؛ همان روزی که میخواستند هر طور شده بود، من را بنشانند جلوی دوربین. پس دروغ میگفتند. چون وقتی که در زمان بازجویی فرد دیگری به سرویس بهداشتی میرفتم، صداها قطع میشدند تا کارم تمام شود اما آن شب صداها از همیشه بلندتر بودند و من میترسیدم در سرویس را بزنم و کتک بخورم.
وقتی بعد از حدود هشت ساعت دنبالم آمدند، گفتم صداهای شکنجه خیلی ترسناک بودند، چرا دیر آمدید؟ گفتند: «یادمون رفته بود اینجایی! بعدشم خوب شد برات تا بفهمی امنیت کشور با چه خون و دلی حفظ میشه!»
سرویس بهداشتی خانمها در اتاق بازجویی بود. آن اتاق دوربین نداشت. معمولا ما را برای بازجوییهای سنگین به آنجا میبردند. صدای بازجویی از کسی بود که تغییر مذهب داده بود. از او میخواستند اعتراف کند چه کسانی در مراسم نماز جماعت شرکت کردهاند. او نم پس نمیداد. بازجو گفت: «علی این دفعه دیگه بهت اسپری هم نمیدم ها! میذارم خفه شی زیر مشت و لگدام. البته میتونم مثل اون دفعه به برق وصلت کنم که صدای گوسفند بدی! کدومشونو میخوای؟» علی ابونایف همان علی ماهیگیر بود.
بیست و دومین روز اعتصاب کارگران نیشکر هفتتپه; گزیده اخبار کارگری طی ۳ روز گذشته
تجمع کارگران نیشکر هفت تپه
به گزارش سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، امروز دوشنبه ۱۶ تیر ۹۹، گروهی از کارگران نیشکر هفت تپه در بیست و دومین روز از اعتصابشان، در مقابل ساختمان فرمانداری شوش تجمع کردند.
معترضان مطالبات خود را پرداخت معوقات مزدی، رسیدگی به وضعیت شغلی، تعیین تکلیف شرکت، بازگشت به کار همکاران اخراج شده، ابطال واگذاری شرکت به بخش خصوصی و همچنین تمدید مهلت دفترچههای درمانی، عنوان کردهاند.
کشت و صنعت هفت تپه، قدیمی ترین کارخانه تولید شکر از نیشکر در کشور است که نیم قرن از تاسیس آن میگذرد و طبق اصل ۴۴ قانون اساسی اواخر سال ۱۳۹۴ از سوی سازمان خصوصی سازی از چرخه دولتی خارج و به بخش خصوصی واگذار شد.
حدود چهار هزار نفر به صورت رسمی، قراردادی و پیمانکاری در بخش های مختلف این شرکت بزرگ تولید شکر مشغول کار هستند.
شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه در ۱۵ کیلومتری شهر شوش در شمال خوزستان واقع است.
تجمع کارگران فضای سبز شهرداری دزفول
امروز دوشنبه ۱۶ تیر ۹۹، تعدادی از کارگران فضای سبز شهرداری دزفول در اعتراض به عدم پرداخت مطالبات مزدی خود در مقابل ساختمان شهرداری این شهر تجمع کردند.
یکی از این کارگران معترض گفت: “علاوه بر پرداخت نشدن حقوق اردیبهشت و خرداد، حق بیمه تامین اجتماعی نیز واریز نشده که این موضوع باعث تمدید نشدن دفترچههای بیمه کارگران شده است”.
وی که نخواست نامش در خبر ذکر شود با بیان اینکه به نمایندگی از حدود ۱۵۰ کارگر شهرداری در محل حاضر شدهایم، افزود: “ما کارگران فضای سبز قرارداد و پیمانکار نداریم و اگر کوچکترین اتفاقی برایمان بیفتد، شهرداری هیچ تعهدی نسبت به ما ندارد”.
این کارگر فضای سبز شهرداری منطقه یک دزفول با انتقاد از رویه نادرستی که حتما باید اعتصابی صورت گیرد تا حقوقی پرداخت شود، گفت: “اکنون با توجه به پرداخت نشدن حقوق به صورت مجانی برای شهرداری کار میکنیم”.
وی با بیان اینکه اغلب کارگران زن و بچه دارند و مستاجر هستند، افزود: “یخچالهای ما خالی است و شرمنده زن و بچه هایمان شدهایم؛ حتی برای رفتن سر کار پول بنزین را از آشنایان قرض میکنیم”.
این کارگر گفت: “حقوق کارگران فضای سبز حدود ۲ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان است که هنوز افزایش ۲۰ درصدی حقوق اعمال نشده و گفتهاند از تیرماه اعمال میشود”.
وی با بیان اینکه در تعطیلی هم سر کار میرویم ولی اضافه کاری در نظر گرفته نمیشود، افزود: “قرار بود حقوقهای ما به روز و افرادی که سابقه بالایی دارند بازنشسته شوند ولی هنوز اقدامی در این زمینه صورت نگرفته است”.
تجمع اعتراضی رانندگانبازنشسته شرکت واحد در اعتراض به پرداخت قسطی سنوات و دیرکرد درپرداخت سنوات
به گزارش سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه متاسفانه بخش مدیریتی شرکت واحد هرکجا که کمبود بودجه دارد همیشه از جیب کارگران ورانندگان زحمت کش هزینه میکند .
رانندگان زحمت کش شرکت واحد بعد از گذراندن بیست سال کار طاقت فرسا براساس قوانین مشاغل کارهای سخت وزیان آور باید بازنشسته شوند و سنوات کاریشان که براساس هریک سال کار، یکماه آخرین دستمزد وحقوق میباشد باید ازسوی کارفرمادر حین تسویه حساب پرداخت شود . متاسفانه تعداد بسیار زیادی از این رانندگانبعلت عدم پرداخت ۴درصدر حق بیمه شان از سوی مدیر عامل ماهها در بلاتکلیفی بودند که پس از چندین بار اعتراض و تجمع این ۴درصد پرداخت گردید ، اما حق سنوات که در این شرایط سخت معیشتی بسیار مهم است نه تنها ماهها بعد از بازنشستگی از سوی مدیریت پرداخت نگردیده بلکه با اقساطی کردن حق سنوات لطمه های زیادی به این کارگران وارد می کند سندیکای کارگران شرکت واحد اعلام میدارد حق سنوات باید طبق قانون بطور یکجا و براساس آخرین حقوق ودستمزد پرداخت گردد.
تجمع کارگران واحد اجرائیات شهرداری اهواز در اعتراض به عدم پرداخت مطالبات مزدی
امروز دوشنبه ۱۶ تیر ۹۹، شماری از کارگران واحد اجرائیات شهرداری اهواز در اعتراض به عدم پرداخت مطالبات مزدی خود، نخست در مقابل ساختمان شورای این شهر و سپس در مقابل استانداری خوزستان تجمع کردند.
یکی از کارگران معترض در این خصوص گفت: “آخرین دستمزد دریافتی ما کارگران شهرداری اهواز مربوط به دی ماه سال ۱۳۹۸ است”.
کارگران معترض خواستار پرداخت معوقات مزدی و رسیدگی مسئولان به مشکلات معیشتی خود هستند.
تجمع کارگران شهرداری تبریز
دیروز یکشنبه ۱۵ تیرماه ۱۳۹۹، همزمان با برگزاری جلسه شورای اسلامی شهر تبریز، تعدادی از پاکبانان شهرداری این شهر به دلیل عدم پرداخت حق بیمه خود در محوطه عمارت ساعت تجمع کردند.
علی آجودان زاده، عضو شورای اسلامی شهر تبریز با انتقاد از عدم پرداخت حق بیمهی پاکبانان، گفت: “در وضعیت کنونی جامعه که مردم با استرس و نگرانی زندگی میکنند و هزینهی ویزیت یک سرماخوردگی ساده هم بسیار بالاست، باید حق بیمهی این افراد به طور کامل پرداخت شود”.
نشت گاز کلر در پتروشیمی ماهشهر ۷۰ کارگر را مصدوم کرد
روز شنبه ۱۴ تیر ماه، در سایه فقدان ایمنی محیط و شرایط کار، هفتاد کارگر شاغل در پتروشیمی ماهشهر به دلیل نشت گاز کلر در این واحد صنعتی دچار مصدومیت شدند. ایران در زمینه رعایت مسائل ایمنی کار در میان کشورهای جهان رتبه ۱۰۲ را به خود اختصاص داده که رتبه بسیار پایینی است.
مدیر ارشد شرایط اضطراری منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر گفت: “۷۰ کارگر در پتروشیمی کارون در پی حادثه نشت گاز کلر مصدومیت شدند”.
مدیر ارشد شرایط اضطراری این منطقه، درباره این حادثه افزود: “ساعت ۱۶ و ۴۵ دقیقه امروز شنبه ۱۴ تیر در پتروشیمی کارون، در حین عملیات تخلیه کلر از مخزن ایزوتانک، اتصالات فلکسیبل جوینت این مخزن دچار پارگی شده و باعث انتشار گاز کلر به بیرون شد”.
سیدامید شهیدی نیا، ادامه داد: “پس از این حادثه، اقدامات اولیه برای بستن شیر و قطع کلر انجام شده اما در این فاصله، به دلیل فشار کلری که در مسیر بوده، تعداد ۷۰ نفر از کارگران ما گاز کلر را استنشاق میکنند”.
وی خاطرنشان کرد: “با فراخوان تیمهای عملیاتی و امدادی تمامی مصدومین به درمانگاههای منطقه منتقل شدند. یک ساعت پس از بروز حادثه، اکثر مصدومین مرخص شده و تعداد اندکی از آنها به خاطر نیاز به اکسیژن درمانی و ادامه مراقبت، به بیمارستان ماهشهر منتقل شدند.
تعدیل نیرو و اخراج ۸۳ تن از کارکنان شرکت حمل و نقل و خدمات دریایی آبادان
بیست و سه نفر از کارکنان شرکت حمل و نقل و خدمات دریایی آبادان از اخراج خود خبر دادند. همچنین ۶۰ نفر دیگر از کارکنان این شرکت از عدم تمدید قرارداد خود توسط این شرکت خبر دادند.
۲۳ نفر از کارکنان شرکت حمل و نقل و خدمات دریایی آبادان از اخراج خود خبر دادند.
بر اساس این گزارش، کارگران اخراجی این شرکت مطالبات خود را دریافت نکرده اند.
یکی کارکنان این شرکت در این خصوص گفت: “از چند وقت پیش قراردادهای ما ابتدا از یک ساله به ۶ ماهه، سپس به ۳ ماهه کاهش یافت و حالا هم قراردادهای یک ماهه را جلوی ما میگذارند تا امضا کنیم. مسئولان شرکت به ۶۰ نفر دیگر هم اعلام کردهاند که نیازی به آنها ندارند و قرار نیست قرارداد آنها را تمدید کنند”.
یکی دیگر از کارکنان عنوان کرد: “قراردادمان یک ماهه شده و امنیت شغلی نداریم. شرکت مشکل مالی ندارد، مشتریان ثابت خود را دارد و درآمدش کاهش نیافته است. با این وجود تقریبا تمامی مزایایی که در گذشته علاوه بر حقوق به کارگران پرداخت میشد، مدتهاست که پرداخت نمیشود. دیگر خبری از ۲ پاداشی که سالیان سال داده میشد و کارانهای که بر اساس کیلومتر کارکرد به رانندگان پرداخت میشد، نیست. همینها کارگران را نگران کرده، نگران اینکه بزرگترین شرکت حمل و نقل ایران در آستانه تعطیلی قرار گرفته است”.
هاشم آقاجری به دادسرای اوین احضار شد
از اخبارروز
هاشم آقاجری، استاد دانشگاه و فعال سیاسی طی احضاریه ای به شعبه دوم بازپرسی دادسرای اوین احضار شد. گفته میشود احضار این استاد دانشگاه به دلیل نوشتن نامهای در آبان ماه ۹۸ در اعتراض به سرکوب معترضان در ایران است.
به گزارش خبرگزاری هرانا، هاشم آقاجری، استاد دانشگاه و فعال سیاسی طی ابلاغیهای به شعبه دوم بازپرسی دادسرای اوین احضار شد. براساس این ابلاغیه هاشم آقاجری باید در تاریخ ۲۱ تیرماه ۹۹ در شعبه دوم بازپرسی دادسرای اوین به ریاست قاضی حاجی مرادی حاضر شود. گفته میشود که احضار این استاد دانشگاه به دلیل نوشتن نامهای در تاریخ ۲۷ آبان ۱۳۹۸ در اعتراض به سرکوب معترضان در ایران است.
یک منبع مطلع در این خصوص به هرانا توضح داد: “طی ماه های اخیر نهادهای امنیتی فشار زیادی به ایشان وارد کردند و حتی برخی به هیات انتظامی دانشگاه تربیت مدرس به همین دلیل شکایت کردند”.
هاشم آقاجری پیش از این نیز به دلیل فعالیت های خود سابقه بازداشت و محکومیت را دارد. وی در سال ۱۳۹۳ توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه به ۱ سال حبس تعزیری محکوم شد.
هاشم آقاجری پیشتر در سال ۱۳۸۱ نیز به دنبال یک سخنرانی در دانشگاه همدان به اتهام “توهین به مقدسات و پیامبر اسلام” زندانی شد. حکم اولیه آقای آقاجری در این پرونده اعدام بود که دادگاه تجدیدنظر نیز آن را تایید کرد، این حکم سرانجام در دیوان عالی کشور نقض و به حبس تقلیل یافت.
هاشم آقاجری، استاد تاریخ در دانشگاه تربیت مدرس تهران است.
گزارشی از شرح مشکلات و آخرین وضعیت ۳۵ زندانی سیاسی در بند زنان زندان اوین
از اخبارروز
بند زنان زندان اوین موسوم به بند نسوان در مجموعه زندان اوین واقع در شمال تهران قرار دارد. هماکنون ۳۵ زندانی و متهم سیاسی و امنیتی در این بند بسر میبرند. زندانیان حاضر در این بند با مشکلاتی همچون محدودیت در دسترسی به خدمات درمانی، نایابی و گرانفروشی کالای مورد نیاز توسط فروشگاه زندان، کیفیت بد غذا و… روبرو هستند. در دوران شیوع کرونا اعزام به دادسرا و دادگاه کماکان و بیش از گذشته ادامه دارد. در گزارش پیش رو علاوه بر شرح وضعیت این محل و اسامی زندانیان ساکن این بند به ارائه نقشه طبقات مختلف این بند جهت آشنایی بیشتر با این محل نیز پرداخته شده است.
به گزارش خبرگزاری هرانا، این بند به دو طبقه تقسیم شده است. در طبقه همکف اتاقهای مدیریت، پاسیارها، مانیتورینگ، فروشگاه و دو اتاق نیز تحت عنوان قرنطینه قرار دارد. حمام و هواخوری بند نیز در این طبقه قرار دارند. در طبقه اول بند زنان اوین نیز سه اتاق به عنوان خوابگاه اصلی محبوسان، در کنار قرنطینهی اصلی زندانیان و متهمان تازهوارد، آشپزخانه، حمام، سرویس بهداشتی، کتابخانه و نمازخانه قرار دارد.
نقشه طبقات مختلف بند زنان زندان اوین که هرانا برای نخستین بار اقدام به تهیه و انتشار آن کرده است.
هماکنون ۳۵ زندانی و متهم سیاسی که برخی از آنها دوره قرنطینه خود را سپری میکنند در بند زنان زندان اوین بسر میبرند.
قرنطینه اصلی این بند که به نام «سالن دو» نیز شناخته میشود از آبان ۹۶ به تعدادی از زنان و کودکان خردسال که گفته میشد همسران و کودکان مردان متهم به همکاری با داعش هستند، اختصاص داده شد. در فروردین ماه ۹۹ با توجه به بخشنامه قوه قضاییه این محکومان آزاد شدند؛ اما با شیوع ویروس کرونا و اصرار زندانیان محبوس در اتاقهای ۱، ۲ و ۳ این محل به عنوان قرنطینه موقت بند زنان زندان اوین مورد استفاده قرار گرفت. در ابتدا در قرنطینه توسط پاسباران قفل شده و همچون ساکنان پیشین این سالن با آنان برخورد میشد اما پس از وقوع زلزلهای در تهران و با اصرار زندانیان و وکلای بند نهایتا قفل در آن که رو به در منتهی به راهروی اصلی در طبقه اول قرار دارد، گشوده شد. پنجرههای قرنطینه اصلی با استفاده از طلق آهنی و پلاستیکی پوشیده شده و این امر باعث میشود نور خورشید به داخل سالن نفوذ نکند.
نحوه ورود محکومان جدید به زندان
در حال حاضر و با توجه به شیوع ویروس کرونا نحوه ورود محکومان و یا متهمان جدید به این بند به این گونه است که افراد به مدت ۱۴ روز در سالن دو و همچنین در صورت تکمیل بودن ظرفیت قرنطینه بخشی از ورودیان جدید به دو اتاق کوچک که به عنوان قرنطینه طبقه همکف تعبیه شده، و در مواردی به سالن باشگاه ورزشی منتقل میشوند. با این وجود تلفنهای زندان که در باشگاه ورزشی قرار دارند و فروشگاه زندان با سایر زندانیان مشترک است. بنابراین امکان انتقال ویروس کماکان از میان نرفته است.
بهداشت و درمان
پس از آغاز شیوع ویروس کرونا، تهیه ماسک و دستکش بر عهده زندانیان است. در فروشگاه زندان هر یک عدد ماسک و یا هر یک جفت دستکش با قیمتی بین هشت تا ده هزار تومان به زندانیان فروخته میشود. مواد شوینده و ضدعفونی کننده نیز به شکل جیرهبندی از طرف زندان به زندانیان داده میشود اما به دلیل کم بودن این مواد به زندانیان باید با هزینه شخصی به چند برابر قیمت این مواد را از فروشگاه خریداری کنند. الکل و سایر مواد ضدعفونی کننده نیز به میزان کم و با قیمت بالا در فروشگاه زندان عرضه میشود که به همین دلیل شماری از زندانیان به صورت اشتراکی این مواد را خریداری میکنند.
فروشگاه زندان و تغذیه زندانیان
به علت کیفیت پایین غذای زندان، اغلب این زندانیان ناچار به خرید مواد غذایی با چند برابر قیمت اصلی از فروشگاه زندان هستند. تجهیزات آشپزخانه نیز با هزینه شخصی همین زندانیان و یا خیرین پیشتر خریداری شده است. جیره خشکی که از سوی زندان به صورت ماهانه تحویل داده میشود کفاف یک هفته را هم نمیدهد و کیفیت آن نیز عموما بسیار نازل است. کمیت جیره غذایی زندان به حدی کاهش یافته است که به عنوان مثال هر بسته مرغ میان چند زندانی تقسیم میشود.
ملاقات و تلفن
زندانیان سه روز در هفته و در روزهای شنبه، دوشنبه و چهارشنبه هر بار ده دقیقه با استفاده از تلفن کارتی که در باشگاه ورزشی بند نصب شده تماس میگیرند. هر زندانی میتواند تا ۵ شماره تلفن را در کارت خود ذخیره کند. طی این تماسهای تلفنی کوتاه ۱۰ دقیقهای نیز بارها یک صدای ضبط شده خودکار (این تماس از زندان اوین برقرار شده، تماس گیرنده زندانی است) تماس را قطع میکند و هر بار به مدت هفت ثانیه پخش میشود. به علاوه این صدا سبب آزار فرزندان خردسال مادران زندانی میشود و نمیتوانند در همین فرصت محدود نیز با فرزندان خود صحبت کنند. به این شکل مادران محبوس در این زندان پیش از تعطیلی مدارس عملا از حق تماس تلفنی با فرزندان خود محروم بودهاند؛ زیرا بیشتر فرزندان آنها دانشآموز بوده و در این ساعات امکان گفتگوی تلفنی با مادرانشان را نداشتند. با این حال تمام ساکنین بند حق استفاده از تلفن را دارند و هیچ زندانی از حق خود انصراف نداده است.
تا پیش از شیوع ویروس کرونا ملاقاتها به دو شکل کابینی و حضوری انجام میشد. اما پس از شیوع ویروس ملاقات حضوری تمام زندانیان کاملا قطع شده است. ملاقات کابینی نیز هر هفته یکبار و در روز یکشنبه انجام میشود. همچنین ملاقات مادران با فرزندانشان که پیشتر در روزهای چهارشنبه صورت می گرفت از نزدیک به یک سال قبل به صورت کامل لغو شده است. برای ملاقات کابینی مسئولان زندان به هیچ عنوان پیش بینی مواد ضدعفونی کننده برای تمیز کردن صندلی و گوشی تلفن را ندارند و همین مواد نیز باید از سوی خانواده زندانیان همراه با خود آورده شود. همچنین شیشههای سالن ملاقات بسیار قدیمی، کدر و پر از لکه است که دیدن طرفین را بسیار دشوار کرده است.
اعزام به دادسرا و دادگاه
پس از شیوع ویروس کرونا نه تنها اعزام زندانیان به دادگاه و دادسرا لغو نشد بلکه این اعزامها نسبت به قبل سیر صعودی پیدا کرد. به نحوی که در این مدت بارها زندانیانی همچون مریم اکبری منفرد و آتنا دائمی در رابطه با پروندههای جدیدی که برای آنها گشوده شده به دادسرا و دادگاه احضار شدند اما این زندانیان به دلیل نگرانی از شیوع ویروس کرونا از حضور در دادسرا یا دادگاه تا حد ممکن خودداری کردند. به ویژه به آن دلیل که در جریان اعزامها مسئولان زندان و سربازانی که زندانیان را همراهی میکنند از رعایت موارد بهداشت فردی و استفاده از ماسک و دستکش خودداری میکنند.
امکانات فرهنگی و ورزشی
بند زنان زندان اوین دارای امکاناتی مانند کتابخانه، باشگاه ورزشی و کارگاه معرق است. اغلب وسایل ورزشی باشگاه خراب هستند و هیچ تدبیری برای تعمیر آنان اندیشیده نشده است. علیرغم شیوع کرونا و تغییر شرایط بهداشتی که استفاده از فضا و ادوات مشترک را خطرناک میکند هیچگونه تدابیر بهداشتی برای استفاده زندانیان از این محل توسط مدیریت زندان اعمال نشده است. وضعیتی که استفاده زندانیان از این محیط را پرخطر میکند و در نقطه مقابل صرف نظر زندانیان از حداقل امکان تحرک و ورزش در محیط بسته زندان را به خطر دیگری برای سلامتی آنان تبدیل میکند.
تا پیش از ریاست غلامرضا ضیائی بر زندان اوین، زندانیان میتوانستند اقلام مورد نیاز کار خود همچون چرم را از خارج از زندان چرم تهیه کنند. اما با شروع ریاست غلامرضا ضیائی تهیه چرم از خارج از زندان ممنوع شده و به زندانیان گفته شد که میتوانند چرم مورد نیازشان را از فروشگاه تهیه کنند. کیفیت چرم عرضه شده در فروشگاه زندان بسیار پایین بود که همچون سایر اقلام با چند برابر قیمت فروخته میشد. در نتیجه زندانیان از خرید چرم امتناع کرده و در نتیجه کارگاه چرم عملا متوقف شده است. این امر در حالی است که بسیاری از زندانیان بخشی از هزینههای خود را از طریق فروش همین محصولات تامین میکردند.
تا پیش از این نیز کتاب و اقلام فرهنگی دیگر همواره با سنگاندازیهای بخش فرهنگی زندان تحویل گرفته میشد. شماری از انتشارات داخلی نیز مورد تایید بخش فرهنگی نیستند و کتب این انتشارات به زندانی تحویل داده نمیشد. طی یک سال گذشته این محدودیت نیز چندین برابر شده و عملا تحویل بسیاری از کتابها متوقف شده است.
از آنجا که وضعیت زندانیان و زندان به صورت مستمر در حال تغییر است، لزوم بروز رسانی مستمر مشهود است. بر این اساس گزارش پیش رو به وضعیت و اتهامات ۳۵ زن زندانی که در حال حاضر ساکنین این بند را تشکیل میدهند اختصاص دارد.
۱. مریم اکبری منفرد
مریم اکبری منفرد، اکنون یازدهمین سال از حبس خود را بدون حتی یک روز مرخصی تحمل میکند. وی در تاریخ ۱۰ دی ۱۳۸۸ و پس از حوادث عاشورای ۸۸ بازداشت و در خردادماه سال بعد توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شد. اتهام این زندانی “محاربه از طریق عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران” عنوان شده اما خود او آن را وارد ندانسته است.
خانم اکبری پس از حدود ۹ ماه نگهداری در یکی از سلولهای انفرادی بند ۲۰۹، بند متادون و بند زندان زندان اوین از مهرماه ۸۹ در زندان رجایی شهر تحمل حبس میکرد و در اردیبهشت ۹۰ به همراه ۸ زن زندانی دیگر به زندان قرچک ورامین منتقل شد. او در آنجا و پس از اعتراض به شرایط زندان و نوشتن نامههای متعدد به مراجع تقلید، مسئولان نظام و احمد شهید، گزارشگر سابق ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد به بند زنان زندان اوین منتقل شد و تا امروز در آنجا تحمل محکومیت میکند.
خانم اکبری منفرد در تاریخ ۲۲ خردادماه ۹۹ جهت تفهیم اتهام “اخلال در نظم زندان” از بابت پرونده جدیدی که اخیرا برای وی گشوده شده به صورت شفاهی به شعبه ۲ دادسرای اوین به ریاست قاضی حاجی مرادی احضار شد. خانم اکبری منفرد به دلیل شیوع بیماری کرونا در کشور، عدم دریافت کتبی ابلاغیه دادگاه و همچنین عدم دسترسی به وکیل از حضور در این جلسه بازپرسی خودداری کرد. برای این زندانی سیاسی از بابت این پرونده قرار وثیقه ۵۰ میلیون تومانی صادر شده است.
لازم به ذکر است که دو برادر مریم اکبری منفرد در سالهای ۶۰ و ۶۳ به اتهام ارتباط و عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران توسط دادگاههای انقلاب در ایران اعدام شدند. برادر کوچک و خواهرش نیز در تابستان سال ۶۷ و همزمان با موج اعدام زندانیان سیاسی اعدام شدند.
خانم اکبری منفرد مادر سه فرزند است و تا این لحظه از حق آزادی مشروط و حتی یک روز مرخصی طی دوران حبس خود محروم مانده است.
۲. آتنا دائمی
آتنا دائمی، در تاریخ ۲۹ مهرماه ۹۳ بازداشت و بعد از ۸۶ روز نگهداری در یکی از سلولهای انفرادی بند ۲-الف زندان اوین، در تاریخ ۲۴ دی ماه همان سال به بند زنان زندان اوین منتقل شد. خانم دائمی در تاریخ ۲۵ اردیبهشت ۹۴ توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه از بابت اتهامات اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام و توهین به رهبری به ۱۴ سال حبس محکوم شد. این حکم در مرحله تجدیدنظر به ۷ سال حبس تعزیری تقلیل یافت که با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی ۵ سال از آن قابل اجرا بود و در تاریخ ۱۴ تیرماه ۹۹ به پایان رسید.
آتنا دائمی در بهمن ماه ۹۶ همراه با ضرب و شتم به زندان قرچک ورامین تبعید و در ۱۹ اردیبهشت ۹۷ در پی یک دوره اعتصاب غذا مجددا به بند زنان زندان اوین منتقل شد. وی از حق مرخصی محروم بوده و تاکنون درخواست آزادی مشروط نداده است.
خانم دائمی پیشتر در حالی که دوران محکومیت پیشین خود را در بند زنان زندان اوین سپری میکرد، به همراه گلرخ ایرایی (هماکنون در زندان قرچک ورامین بسر میبرد) با گشایش پرونده دیگری مواجه و نهایتا توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ۳ سال و ۷ ماه حبس تعزیری محکوم شد. دادگاه همچنین علاوه بر این هر یک این دو شهروند را به ۲ سال محرومیت از عضویت در گروه ها و احزاب محکوم کرد. این حکم مدتی بعد در مرحله تجدید نظر بدون تشکیل جلسه دادگاه عینا تائید و به آنان ابلاغ شد. بر اساس حکم صادره با اعمال ماده ۱۳۴ مدت ۲ سال و ۱ ماه از این حبس برای هر یک از آنها قابل اجرا است.
آتنا دائمی دیماه ۹۸ به مدت ۱۵ روز از بند زنان زندان اوین به بازداشتگاه اطلاعات سپاه موسوم به بند ۲ الف زندان اوین منتقل شد. این انتقال در پی تحصن هشت تن از زنان زندانی سیاسی در بند زنان زندان اوین به مناسبت چهلمین روز و در همراهی با خانوادههای داغدار اعتراضات سراسری آبان ۹۸ صورت گرفت.
خانم دائمی اخیرا با گشایش دو پرونده جدید نیز روبرو شده است. این فعال مدنی در پرونده نخست که در دوران حبس علیه او گشوده شده در تاریخ ۱۱ تیرماه امسال توسط شعبه ۲۴ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمدرضا عموزاد از بابت اتهام “تبلیغ علیه نظام” به یک سال حبس و به اتهام “اخلال در نظم زندان” به یک سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد. در صورت تایید این حکم در مرحله تجدیدنظر و با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۱ سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق برای وی قابل اجرا است.
آتنا دائمی در تاریخ ۱۸ مردادماه ۹۹ نیز جهت تفهیم اتهام از بابت پرونده جدید دیگری در شعبه ۲ بازپرسی دادسرای اوین به ریاست قاضی حاجی مرادی حاضر شد. اتهام خانم دائمی “اخلال در نظم زندان” عنوان شده است. وی در جریان این جلسه اتهام انتسابی به خود را رد کرده و این پرونده کماکان مفتوح است.بيشتر بخوانید: فریبا عادلخواه به ۶ سال حبس محکوم شد
لازم به ذکر است از مدتها قبل توده مشکوکی در پستان آتنا دائمی تشخیص داده شده که تاکنون اقدامات لازم جهت معاینه و سونوگرافی صورت نگرفته است. همچنین خانم دائمی از مدتها قبل دچار بیحسی در یک طرف از بدن خود میشد که به دستور پزشکان باید به مدت یک هفته در بیمارستان بستری و مورد آزمایش قرار میگرفت با این وجود تاکنون این امر نیز محقق نشده است.
آتنا دائمی متولد سال ۱۳۶۷ و مجرد است.
۳. راحله احمدی
راحله احمدی، مادر صباکردافشاری، زندانی سیاسی در تاریخ ۱۹ تیرماه ۹۸ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به زندان قرچک ورامین منتقل و ساعاتی پس از بازداشت به بازداشتگاه اطلاعات سپاه در زندان اوین موسوم به بند ۲-الف منتقل شد. وی پس از چند روز تحمل سلولهای انفرادی و بازجویی به زندان قرچک بازگردانده شد. خانم احمدی نهایتا در تاریخ ۲۳ تیرماه ۹۸ با تودیع قرار وثیقه ۷۰۰ میلیون تومانی از زنان قرچک ورامین آزاد شد.
راحله اصل احمدی آذرماه ۱۳۹۸ توسط دادگاه انقلاب تهران به ۴ سال و ۲ ماه حبس محکوم شد. بر اساس دادنامه صادره توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری، راحله اصل احمدی از بابت اتهام “اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور از طریق همکاری با رسانه های «معاند»” به ۳ سال و شش ماه حبس و از بابت اتهام “تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی” به ۸ ماه حبس و در مجموع به ۴ سال و ۲ ماه حبس محکوم شد. خانم احمدی از بابت اتهام “تشویق به فساد از طریق کشف حجاب در اماکن عمومی و انتشار آن در فضای مجازی” نیز تبرئه شد. از این میزان با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۳ سال و شش ماه حبس تعزیری از بابت اتهام “اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور از طریق همکاری با رسانه های «معاند»” در خصوص خانم احمدی قابل اجرا است. این حکم نهایتا با عدم اعتراض به رای صادره و تسلیم به رای، به به ۲ سال و هفت ماه حبس تعزیری تقلیل یافت.
خانم احمدی نهایتا در تاریخ ۲۶ بهمن ۱۳۹۸ پس از حضور در شعبه ۳ اجرای احکام دادسرای عمومی و انقلاب تهران بازداشت و جهت تحمل حبس به زندان اوین منتقل شد.
راحله احمدی متولد سال ۱۳۴۹ است. او از ۲۰ سال قبل با مشکل تیروئید مواجه است. همچنین وی مبتلا به دیسک کمر بوده و پیشتر عمل جراحی نیز انجام داده است.
۴. صبا کردافشاری
صبا کردافشاری در تاریخ ۱۱ خرداد ۹۸ توسط نیروهای امنیتی در منزل بازداشت و بازداشتگاه وزرا در تهران منتقل شد. این فعال مدنی پس از ۱۱ روز بازجویی تحت فشار به زندان قرچک ورامین منتقل شد. وی در تاریخ ۱۱ تیرماه مجددا جهت ادامه بازجویی از زندان قرچک ورامین به بازداشتگاه اطلاعات سپاه در زندان اوین موسوم به بند ۲-الف منتقل شد و در تاریخ ۲۱ تیرماه از بازداشتگاه اطلاعات سپاه به زندان قرچک بازگردانده شد. خانم کردافشاری از تاریخ ۲۲ مرداد ۹۸، به زندان اوین منتقل شد و جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات وی در تاریخ ۲۸ مردادماه ۹۸ برگزار شد.
او نهایتا در تاریخ ۵ شهریورماه ۹۸ توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری از بابت اتهام “اشاعه فساد و فحشا از طریق کشف حجاب و پیاده روی بدون حجاب” به ۱۵ سال حبس تعزیری، از بابت اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به ۱ سال و ۶ ماه حبس تعزیری ” و از بابت اتهام “اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور” به ۷ سال و ۶ ماه حبس تعزیری و در مجموع به ۲۴ سال حبس تعزیری همراه با محرومیت های اجتماعی دیگر محکوم شد.
به دلیل تعدد جرائم و سابقه قبلی، به میزان یک دوم به هر یک از اتهامات اضافه شده است. این حکم در آذرماه ۹۸ توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر استان تهران به ریاست قاضی احمد زرگر به ۹ سال حبس تعزیری تقلیل یافت.
صبا کردافشاری اخیرا با حکم ۱۵ سال حبس از بابت “اشاعه فساد” که پیشتر از بابت آن تبرئه شد، روبرو شده است. خانم کردافشاری که در حال تحمل ۹ سال حبس تعزیری خود در زندان اوین است، در صورت عدم اصلاح تخلف صورت گرفته قضائی با حکم ۲۴ سال حبس روبرو خواهد شد.
صبا کردافشاری پیشتر نیز در تاریخ ۱۱ مردادماه ۹۷، در جریان “اعتراضات سراسری مردادماه در تهران، در اعتراض به شرایط رو به افول اقتصادی و فساد” بازداشت و به اتهام “اخلال در نظم عمومی” به یک سال حبس تعزیری محکوم شد. وی نهایتا در تاریخ ۲۵ بهمن ۹۷ همزمان با موج آزادی زودهنگام زندانیان از زندان اوین آزاد شد.
این زندانی سیاسی مبتلا به مشکلات گوارشی و زخم معده است. وی در زندان نیز به تنگی نفس و انقباض ماهیچه دچار شده است. صبا کردافشاری روز دوشنبه ۹ تیرماه ۹۹ از زندان به بیمارستان طالقانی تهران جهت انجام سونوگرافی، کولونوسکوپی و آندوسکوپی اعزام اما بدون طی این مراحل به زندان بازگردانده شد.
صبا کردافشاری متولد ۱۶ تیرماه ۱۳۷۷ است.
۵. نیلوفر بیانی
نیلوفر بیانی، فعال محیط زیست به همراه هفت تن از همکاران خود در بهمنماه ۹۶ توسط ماموران اطلاعات سپاه بازداشت و به بازداشتگاه این نهاد موسوم به بند دو الف زندان اوین منتقل شد. خانم بیانی در دوران بازداشت جهت اخذ اعترافات اجباری علیه خود و سایر متهمان پرونده تحت فشار قرار گرفت. او برای بیان این اعترافات مورد آزار و اذیت از جمله آزار جنسی قرار گرفته است.
پس از برگزاری جلسات دادگاه این فعال محیط زیستی در تاریخ بهمن ۱۳۹۷ در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی ادامه جلسات دادگاه رسیدگی به این پرونده به سال ۹۸ موکول شد. خانم بیانی در آبانماه ۹۸ توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی “همکاری با دولت متخاصم آمریکا” به ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم شد. وی در آذرماه ۹۸ پس از نزدیک به ۷۰۰ روز بازداشت در بازداشتگاه دو الف نهایتا به بند زنان زندان اوین منتقل شد.
محکومیت خانم بیانی نهایتا در بهمن ماه ۹۸ در مرحله تجدیدنظر توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران به ریاست قاضی احمد زرگر عینا تایید شد.
نیلوفر بیانی زمستان سال ۹۸ با انتشار نامه ای در شرح حالی از وضعیت خود نوشته که بازجویان اطلاعات سپاه، برای گرفتن اعترافات ساختگی، او را طی “دستکم ۱۲۰۰ ساعت بازجویی” در معرض “شدیدترین شکنجه های روحی و روانی، تهدید به شکنجه فیزیکی و تهدیدهای جنسی” قرار دادهاند. هرانا در فروردین ۹۸ برای نخستین بار در گزارشی از آزار جنسی، شکنجه و تهدید برخی متهمین این پرونده از جمله نیلوفر بیانی جهت اخذ اعتراف اجباری پرده برداشت.
نیلوفر بیانی پیشتر به عنوان کارشناس در موسسه حیات وحش پارسیان فعالیت میکرد.
۶. سپیده کاشانی
سپیده (حمیده) کاشان دوست (کاشانی)، فعال محیط زیست به همراه هفت تن از همکاران خود در بهمن ماه ۹۶ توسط ماموران اطلاعات سپاه بازداشت و به بازداشتگاه این نهاد موسوم به بند دو الف زندان اوین منتقل شد.
پس از برگزاری جلسات دادگاه این فعال محیط زیستی در بهمن ۱۳۹۷ در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی ادامه جلسات دادگاه رسیدگی به این پرونده به سال ۹۸ موکول شد. خانم کاشانی در آبان ۹۸ توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی “همکاری با دولت متخاصم آمریکا” به ۶ سال حبس تعزیری محکوم شد. سپیده کاشانی در آذرماه ۹۸ پس از نزدیک به ۷۰۰ روز بازداشت در بازداشتگاه دو الف نهایتا به بند زنان زندان اوین منتقل شد.
محکومیت خانم کاشانی نهایتا در بهمن ماه ۹۸ در مرحله تجدیدنظر توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران به ریاست قاضی احمد زرگر عینا تایید شد.
در زمستان ۹۸ پس از انتشار نامه نیلوفر بیانی که شرح شکنجه ها و آزارهای جنسی وی در دوره بازجویی بود، کاظم حسینی، وکیل مدافع تعدادی از متهمان پرونده فعالان محیط زیستی در خصوص این نامه اعلام کرد که در مورد موکلش، سپیده کاشانی نیز مسائل مشابه “نیلوفر بیانی” دیگر متهم این پرونده مطرح بوده که تمامی موارد به صورت کتبی به دادگاه ارائه شده است.
سپیده کاشانی، فعال محیط زیست و از جمله کارشناسان موسسه حیات وحش پارسیان به همراه همسرش هومن جوکار فعالیت میکرد.
۷. فاطمه مثنی (مثنا)
فاطمه مثنی (مثنا) در تاریخ ۹ بهمن ۱۳۹۱ توسط ماموران وزارت اطلاعات به همراه همسرش حسن صادقی و فرزندش بازداشت شد. فرزند خانم مثنی پس از یک ماه و نیم آزاد شد.
فاطمه مثنی به مدت ۷۵ روز در سلولهای انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین نگهداری و سپس به بند زنان این زندان منتقل شد.
وی در تاریخ ۲۳ دی ماه ۹۲ با تودیع وثیقه موقتا آزاد و در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب توسط قاضی احمدزاده به همراه همسرش از بابت اتهام بغی و محاربه از طریق هواداری از سازمان مجاهدین خلق هر کدام به ۱۵ سال حبس محکوم شدند و حکم مصادره اموال این خانواده ازجمله محل کسب آقای صادقی و منزل شخصیشان صادر شد. وی در تاریخ هشتم مهرماه سال ۹۴ جهت اجرای حکم حبس مجددا بازداشت و به بند زنان زندان اوین منتقل شد.
در اسفندماه سال ۹۷ حکم مصادره محل کسب این زوج توسط ستاد اجرای فرمان امام اجرا شد.
این زندانی مادر دو فرزند است که به همراه مادربزرگ بیمارشان زندگی میکنند. خانم مثنی از مرخصی محروم بوده و از بیماریهای کولیت روده و میگرن شدید عصبی رنج میبرد. از طرفی از بهمن ماه ۹۷ تنها سه ملاقات با حسن صادقی، همسرش که در زندان رجایی شهر کرج محبوس است، داشته است. آخرین بار در اردیبهشت ماه ۹۸ یک بار این ملاقات صورت گرفته و مجددا محرومیت آنان از ملاقات ادامه دارد.
ملاقات این دو زندانی با یکدیگر منوط به موافقت امین وزیری، دادیار ناظر بر زندانیان شده است در صورتی که ملاقات سایر زندانیان زوج طبق روال عادی صورت میگیرد. محرومیت این دو زندانی سیاسی از ملاقات در حالی است که در قانون پیشبینیهایی برای ملاقات بین اعضای زندانی خانوادهها شده است، حتی اگر آنها در زندانهای جداگانه تحمل حبس کنند.
منزل فاطمه مثنی و حسن صادقی نیز اردیبهشت ۹۹ توسط ستاد اجرای فرمان امام مصادره شد.
خانم مثنی متولد ۱۵ خرداد ۱۳۴۶ است؛ وی زمانی که تنها ۱۳ سال سن داشت، همراه با مادرش به مدت ۳ سال در زندان بود. اتهام آنها محاربه و بغی از طریق هواداری از سازمان مجاهدین خلق بود. سه برادر فاطمه مثنی همراه با همسر یکی از برادرانش در سالهای دهه شصت اعدام شدهاند.
لازم به ذکر است که فاطمه مثنی مبتلا به درد عصب سیاتیک است.
۸. زهرا زهتاب چی
زهرا زهتابچی در تاریخ ۲۴ مهرماه ۹۲ به همراه همسر و دخترش بازداشت و بعد از تحمل ۱۴ ماه حبس در سلول انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین به بند زنان این زندان منتقل شد. وی در تاریخ ۱۷ آذر ۹۳ در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی از بابت اتهام “بغی و محاربه از طریق هواداری از سازمان مجاهدین خلق” به ۱۲ سال حبس محکوم شد که این حکم پس از یک سال در دادگاه تجدید نظر با اعمال ماده ۱۳۴ به ۱۰ سال حبس تعزیری کاهش یافت.
زهرا زهتاب چی ۵۲ ساله، دارای مدرک کارشناس ارشد جامعهشناسی از دانشگاه شهید بهشتی و پژوهشگر علوم اجتماعی، مادر دو فرزند به نامهای نرگس ۲۳ ساله و مینا ۱۶ ساله است. وی پس از سه سال یک بار و به مدت ۳ روز در سال ۹۵ و یکبار دیگر در اردیبهشت ماه ۹۹ به مرخصی کوتاه مدت اعزام شد.
لازم به ذکر است که پدر خانم زهتاب چی از زندانیان سیاسی بود که در دهه شصت اعدام شده است.
۹. منیره عربشاهی
منیره عربشاهی در تاریخ ۲۲ فروردین ۹۸ و یک روز پس از بازداشت فرزندش یاسمن آریانی، بازداشت و روز بعد به زندان قرچک ورامین منتقل شد. روز چهارشنبه ۵ تیرماه کیفرخواست پرونده منیره عربشاهی، همزمان با فرزندش یاسمن آریانی و دیگر هم پرونده آنان مژگان کشاورز پس از حضور در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ایشان ابلاغ شد.
منیره عربشاهی نهایتا توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی مقیسه به اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی” به ۵ سال حبس تعزیری، از بابت اتهام “تبلیغ علیه نظام” به یک سال حبس تعزیری و از بابت اتهام “تشویق و فراهم نمودن موجبات فساد و فحشا” به ۱۰ سال حبس تعزیری و مجموعا به ۱۶ سال حبس محکوم شد.
این حکم نهایتا توسط شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر استان تهران به ریاست قاضی حسن بابایی، به ۹ سال و ۷ ماه حبس تقلیل یافت. با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی مجازات اشد یعنی ۵ سال و شش ماه حبس تعزیری از بابت اتهام “تشویق و فراهم نمودن موجبات فساد و فحشا” در خصوص خانم عربشاهی قابل اجرا است. در جریان این پرونده، در مراحل بازپرسی در دادسرا، دادگاه بدوی و در مرحله تجدیدنظر اجازه ورود به وکلا داده نشد و دادگاه از دریافت لایحه دفاعیه وکلای مدافع متهمان نیز خودداری کرد.
خانم عربشاهی در تاریخ ۲۲ مردادماه ۹۸ همراه با دخترش یاسمن آریانی و مژگان کشاورز دو هم پرونده ای خود و صبا کردافشاری از زندان قرچک ورامین به بند زنان زندان اوین منتقل شد.
منیره عربشاهی متولد ۱۲ مرداد ۱۳۴۱ در شهر کرمان است. او که فارغالتحصیل رشته علوم اجتماعی در مقطع کارشناسی از دانشگاه تهران است، مدتی به عنوان خبرنگار در مجله «صنعت روز» مشغول بود.
۱۰. یاسمن آریانی
بازداشت یاسمن آریانی، به روز چهارشنبه ۲۱ فروردینماه ۹۸ بازمیگردد، او در این تاریخ توسط مامورین نیروی انتظامی بازداشت و به بازداشتگاه وزرا در تهران منتقل شد.
وی ۹ روز پس از بازداشت در تاریخ ۲۹ مردادماه به زندان قرچک ورامین منتقل شده و در تاریخ ۵ تیرماه ۹۸، کیفرخواست پرونده یاسمن آریانی، مادرش منیره عربشاهی و دیگر هم پرونده ای آنها مژگان کشاورز پس از حضور در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ایشان ابلاغ شد.بيشتر بخوانید: زینب جلالیان به زندان قرچک ورامین منتقل شد
یاسمن آریانی نهایتا توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی مقیسه به اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی” به ۵ سال حبس تعزیری، از بابت اتهام “تبلیغ علیه نظام” به یک سال حبس تعزیری و از بابت اتهام “تشویق و فراهم نمودن موجبات فساد و فحشا” به ۱۰ سال حبس تعزیری و مجموعا به ۱۶ سال حبس محکوم شد. وی در تاریخ ۲۲ مردادماه ۹۸ به بند زنان زندان اوین منتقل شده است.
این حکم نهایتا توسط شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر استان تهران به ریاست قاضی حسن بابایی، به ۹ سال و ۷ ماه حبس تقلیل یافت. با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی مجازات اشد یعنی ۵ سال و شش ماه حبس تعزیری از بابت اتهام “تشویق و فراهم نمودن موجبات فساد و فحشا” در خصوص خانم آریانی قابل اجرا است. در جریان این پرونده، در مراحل بازپرسی در دادسرا، دادگاه بدوی و در مرحله تجدیدنظر اجازه ورود به وکلا داده نشد و دادگاه از دریافت لایحه دفاعیه وکلای مدافع متهمان نیز خودداری کرد.
یاسمن آریانی ۲۵ ساله است. او پیشتر نیز در تاریخ ۱۱ مردادماه ۹۷، در جریان “اعتراضات سراسری مردادماه در تهران، در اعتراض به شرایط رو به افول اقتصادی و فساد” بازداشت و به اتهام “اخلال در نظم عمومی” به یک سال حبس تعزیری محکوم شد. وی نهایتا در تاریخ ۲۵ بهمن ۹۷ همزمان با موج آزادی زودهنگام زندانیان از زندان اوین آزاد شد.
۱۱. مژگان کشاورز
مژگان کشاورز در تاریخ ۵ اردیبهشت ۹۸ توسط نیروهای وزارت اطلاعات در برابر چشمان دختر نه سالهاش با ضرب و شتم در منزل شخصی خود بازداشت و به بازداشتگاه وزرا منتقل شد.
مژگان کشاورز ده روز پس از بازداشت به سلول های انفرادی به بازداشتگاه اطلاعات سپاه موسوم به بند ۲ الف زندان اوین منتقل شد و پس از ۱۴ روز در تاریخ ۱۱ اردیبهشت ۹۸ به زندان قرچک ورامین منتقل شد.
کیفرخواست پرونده خانم کشاورز روز چهارشنبه ۵ تیرماه ۹۸، همزمان با یاسمن آریانی و منیره عربشاهی پس از حضور در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به وی ابلاغ شد و نهایتا توسط این شعبه به ریاست قاضی مقیسه به اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی” به ۵ سال حبس تعزیری، از بابت اتهام “تبلیغ علیه نظام” به یک سال حبس تعزیری، از بابت اتهام “تشویق و فراهم نمودن موجبات فساد و فحشا” به ۱۰ سال حبس تعزیری و از بابت اتهام “توهین به مقدسات” نیز به ۷ سال و شش ماه حبس تعزیری و مجموعا به ۲۳ سال و شش ماه حبس محکوم شد.
این حکم نهایتا توسط شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر استان تهران به ریاست قاضی حسن بابایی، به ۱۲ سال و ۷ ماه حبس تقلیل یافت. با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی مجازات اشد یعنی ۵ سال و شش ماه حبس تعزیری از بابت اتهام “تشویق و فراهم نمودن موجبات فساد و فحشا” در خصوص خانم کشاورز قابل اجرا خواهد بود. در جریان این پرونده، در مراحل بازپرسی در دادسرا، دادگاه بدوی و در مرحله تجدیدنظر اجازه ورود به وکلا داده نشد و دادگاه از دریافت لایحه دفاعیه وکلای مدافع متهمان نیز خودداری کرد.
وی در تاریخ ۲۲ مردادماه ۹۸ به بند زنان زندان اوین منتقل شد. مژگان کشاورز ۳۸ ساله و مادر یک دختر ۱۰ ساله است.
۱۲. ارس امیری
ارس امیری در تاریخ ۲۳ اسفند ۹۶ توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت و در تاریخ ۳۱ اردیبهشت ۹۷ با تودیع وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شد. این دانشجوی ایرانی دانشگاه کینگستون بریتانیا در تاریخ ۱۶ شهریور ۹۷ در پی احضار به دادسرای اوین توسط نیروهای امنیتی بازداشت و دو روز بعد به بند زنان این زندان منتقل شد.
پرونده وی به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی ارجاع شد و در اردیبهشت ۹۸ به اتهام اداره شبکه براندازی به ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم شد.
در مردادماه ۹۸ دادگاه تجدید نظر استان تهران بدون تشکیل جلسه و حضور وکیل، حکم ۱۰ سال حبس ارس امیری را تایید کرد.
ارس امیری ۳۳ ساله و دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه هنر است؛ او در زمینه برگزاری نمایشگاهها و جشنوارههای هنری مشترک میان هنرمندان ایران و بریتانیا فعال بوده و با شورای فرهنگی بریتانیا (بریتیش کانسیل) همکاری داشته است. وی در ۱۰ سالی که در بریتانیا زندگی میکرده بارها به ایران سفر کرده بود.
۱۳. سمانه نوروز مرادی
سمانه نوروز مرادی، در شهریورماه ۹۷ به اتهام هواداری یکی از گروههای مخالف نظام از طریق فعالیت در فضای مجازی توسط نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت و پس از دو هفته با تودیع قرار وثیقه به صورت موقت آزاد شد.
خانم نوروز مرادی سپس توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری به ۸ سال حبس تعزیری محکوم شد. بر اساس ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی مجازات اشد یعنی ۵ سال آن قابلیت اجرایی داشت. این حکم نهایتاً به دلیل عدم اعتراض و تسلیم به رای به ۳ سال و ۹ ماه حبس کاهش پیدا کرد.
این زندانی سیاسی ۳۴ ساله در تاریخ ۴ اردیبهشت ۹۸ پس از احضار به دادسرا مجددا بازداشت و جهت تحمل مدت محکومیت خود به بند زنان زندان اوین منتقل شد. خانم نوروز مرادی در پرونده ای جدید که اخیرا برای وی گشوده شده به “اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور و فعالیت تبلیغی علیه نظام” متهم شده است.
خانم نوروز مرادی به زندان در شرایطی است که وی مبتلا به بیماری لوپوس مفصلی و عفونت در سینه است. پزشکان پیشتر دستور تخلیه سینه خانم نوروز مرادی را دادند که تاکنون عملی نشده است.
۱۴. نسرین ستوده
نسرین ستوده وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۳۹۷ در منزل خود بازداشت و به زندان اوین منتقل شده است.
به گفته محمد مقیمی یکی از وکلای ستوده حکم وی در مجموع ۳۸ سال زندان با ۱۴۸ ضربه شلاق برای ۲ پرونده باز نسرین؛ بابت پرونده اول ۵ سال زندان و بابت پروندهٔ دوم ۳۳ سال زندان با ۱۴۸ ضربه شلاق به خود او ابلاغ شد.
به گفته پیام درفشان وکیل دیگر ستوده «در این پرونده (پرونده اول با ۵ سال محکومیت) اتهامات خانم ستوده براساس کیفرخواست صادره تبلیغ علیه نظام و اهانت به رهبری بود، اما شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به اتهام جاسوسی برای موکلم حکم صادر کرده که ما این موضوع را مطرح کردیم و دادیار اجرای احکام دادسرای اوین طی نامهای به رئیس دادگاه اعتراض و اعلام کرد که حکم با کیفرخواست تطبیق ندارد اما قاضی پرونده پاسخ داد که از نظر دادگاه، اتهام نسرین ستوده جاسوسی است.»
در رابطه با پرونده دوم، خانم ستوده در جلسه دادگاهی که در تاریخ ۹ دی ۹۷ در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران برگزار شد به صورت غیابی از بابت هفت عنوان اتهامی از جمله «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، فعالیت تبلیغی علیه نظام، عضویت موثر در گروهک غیرقانونی و ضد امنیتی کانون مدافعان حقوق بشر، لگام (حذف اعدام) و شورای ملی صلح، تشویق مردم به فساد و فحشا و فراهم آوردن موجبات آن و ظاهر شدن بدون حجاب شرعی در محل شعبه بازپرسی، اخلال در نظم و آسایش عمومی و نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی» جمعاً به ۳۳ سال حبس و تحمل ۱۴۸ ضربه شلاق محکوم شد. با این حال طبق ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی در ایران از این مدت ۱۲ سال آن «قابلیت اجرا دارد».
لازم به ذکر است نسرین ستوده پیش از این نیز در شهریورماه سال ۸۹ نیز بازداشت و به ۱۱ سال حبس، ۲۰ سال محرومیت از وکالت و ۲۰ سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدیدنظر به ۶ سال حبس و ۱۰ سال محرومیت از وکالت کاهش یافت. وی از ۱۳ شهریور ۱۳۸۹ تا ۲۷ شهریور ۱۳۹۲ به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی»، در زندان اوین به سر برده است.
خانم ستوده ۵۷ ساله و مادر دو فرزند به نامهای مهرآوه و نیما است.
۱۵. هنگامه شهیدی
هنگامه شهیدی، روزنامه نگار در تاریخ ۱۹ اسفندماه ۹۵ به اتهام ارتباط با یک رسانه توسط نیروهای وزارت اطلاعات در مشهد بازداشت شد. پس از حدود ۶ ماه در تاریخ ۷ شهریور سال ۹۶ با تودیع وثیقه از زندان اوین آزاد شد و مجددا در تاریخ ۵ تیرماه ۹۷ در جزیره کیش بازداشت و راهی بازداشتگاه حفاظت اطلاعات قوه قضاییه موسوم به بند ۲۴۱ زندان اوین شد.
ترک همدانی وکیل مدافع هنگامه شهیدی در تاریخ ۱۰ آذرماه سال ۹۶ اتهامات پیشین و کنونی موکلش را مشتمل بر فعالیت تبلیغی و اقدام علیه نظام و افترا و توهین و نشر اکاذیب عنوان کرد و از محکومیت موکلش به ۱۲ سال و ۹ ماه حبس تعزیری و ۲ سال محرومیت از عضویت در گروهها و احزاب و فعالیت های مجازی و مطبوعاتی همچنین خروج از کشور توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب خبر داد.
حکم صادره علیه این زندانی ۴۴ ساله در اردیبهشت ماه ۹۸ توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر عینا تائید و پس از حدود ۱۱ ماه در تاریخ ۳۱ اردیبهشت ماه ۹۸ از بازداشتگاه حفاظت اطلاعات قوه قضاییه به بند زنان زندان اوین منتقل شد.
۱۶. رضوانه احمدخانبیگی
رضوانه احمدخانبیگی در تاریخ ۲۷ آبان ۹۸ در جریان اعتراضات سراسری آبان ماه توسط نیروهای امنیتی در منزل خود در تهران بازداشت و به یکی از بازداشتگاه های اطلاعات سپاه در تهران منتقل شد. گفته میشود ماموران در زمان بازداشت منزل ایشان مورد بازرسی قرار داده و برخی وسایل شخصی او و همسرش را ضبط کرده و با خود برده بودند. او نهایتا روز پنجشنبه ۲۱ آذرماه ۹۸ با پایان مراحل بازجویی از بازداشتگاه این نهاد امنیتی به بند زنان زندان اوین منتقل شد.
رضوانه احمدخانبیگی در بهمن ۹۸ توسط شعبه ۲۴ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمدرضا عموزاد از بابت اتهامات “اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت ملی و فعالیت تبلیغی علیه نظام” به تحمل ۶ سال حبس تعزیری محکوم شد. این حکم توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران به ریاست قاضی احمد زرگر عینا تایید شد. با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی مجازات اشد یعنی، ۵ سال حبس قابل اجرا است.
خانم احمدخانبیگی پیش از این در تاریخ ۲۶ دی ماه ۹۷ در ارتباط با شعارنویسی در خیابان بازداشت و نهایتا توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ایمان افشاری از بابت اتهام “اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام” به ۴ سال و ۵ ماه حبس تعزیری محکوم شد. وی در تاریخ ۱۱ اسفندماه ۹۷، با تودیع قرار وثیقه ۱۵۰ میلیون تومانی، به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی از زندان اوین آزاد شد. این حکم آذرماه ۹۸ در شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران، بدون برگزاری جلسه دادگاه عینا تایید شده و به اجرای احکام نیز ارسال شده است.
رضوانه احمدخانبیگی به بیماری صرع و تشنج دچار است و مسئولین زندان تاکنون تنها بخشی از داروهای وی را به او رساندهاند.
۱۷. سپیده فرهان
سپیده فرهان (فرح آبادی) در تاریخ ۱۲ دیماه ۹۶ در جریان اعتراضات سراسری دیماه بازداشت و پس از حدود یک ماه و نیم با تودیع قرار به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی از زندان اوین آزاد شد.
این فعال مدنی توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ماشاالله احمدزاده به ۶ سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد. پس از اعتراض خانم فرهان به حکم صادره، این حکم مدتی بعد توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران به ۲ سال حبس تعزیری کاهش یافت.
اتهامات سپیده فرهان در کیفرخواست ابتدا “اخلال در نظم عمومی” و ” اجتماعی و تبانی علیه امنیت کشور” عنوان شد که با نقض اتهام “اخلال در نظم عمومی” نهایتا به تحمل دو سال حبس تعزیری محکوم شد.
خانم فرهان در تاریخ ۱۱ دی ماه ۱۳۹۸ بازداشت و جهت تحمل دوران محکومیت ۲ ساله خود راهی زندان اوین شد.
۱۸. سپیده قلیان
سپیده قلیان در تاریخ ۲۷ آبان ماه ۹۷ به همراه دستکم ۱۹ تن از جمله تمامی اعضای مجمع نمایندگان کارگری نیشکر هفتتپه، چند فعال کارگری و تعدادی از شاغلین و مدیران شرکت که جهت پیگیری وضعیت بازداشتشدگان در پلیس امنیت حاضر شده بودند در محل پلیس امنیت شوش بازداشت شد و در تاریخ ۲۷ آذرماه همان سال با قرار وثیقه آزاد شد.
صدا و سیمای جمهوری اسلامی شب شنبه ۲۹ دی ماه ۹۷ با پخش گزارشی با عنوان “طراحی سوخته” به انتشار اوراق بازجویی تعدادی از دستگیرشدگان اعتراضات کارگری خوزستان و اعترافات تلویزیونی سپیده قلیان، اسماعیل بخشی، علی نجاتی عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفتتپه و چند تن دیگر علیه خودشان پرداخت که در آن گفته بودند با گروههای مارکسیستی و برانداز در خارج از ایران ارتباط دارند.
اسماعیل بخشی و سپیده قلیان پیش از پخش این مستند اعلام کرده بودند که نیروهای وزارت اطلاعات و دیگر نیروهای امنیتی آنها را شکنجه کردهاند. قوه قضائیه و وزارت اطلاعات این اظهارات را رد کردند. آنها ساعاتی بعد از این اظهارات مجددا توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.
سپیده قلیان در تاریخ ۴ آبانماه با تودیع قرار وثیقه به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی از زندان آزاد شد. او نهایتا در تاریخ ۲۳ آذر ۹۸ توسط دادگاه تجدیدنظر استان تهران به ۵ سال حبس قطعی محکوم شدند.
خانم قلیان نهایتا در تاریخ ۱ تیرماه ۹۹ پس از حضور در واحد اجرای احکام دادسرای اوین بازداشت و جهت تحمل دوران محکومیت خود به زندان اوین منتقل شد. بازداشت خانم قلیان جهت تحمل دوره محکومیت وی در حالی صورت گرفته است که او برخلاف دیگر هم پروندهایهای خود مشمول عفو نشده است.
۱۹. مریم ابراهیم وند
مریم ابراهیم وند در شهریورماه ۱۳۹۵ توسط ماموران اطلاعات سپاه در محل کار خود در تهران به دلیل تهیه فیلم ” ۲۴ سپتامبر” بازداشت و به بازداشتگاه اطلاعات سپاه موسوم به بند ۲ الف زندان اوین منتقل شد. وی پس از ۳۵ روز بازداشت در سلول انفرادی و با پایان مراحل بازجویی، با تودیع قرار وثیقه ۳۰۰ میلیون تومانی (به صورت وجه نقد) از بازداشتگاه این نهاد امنیتی آزاد شد.بيشتر بخوانید: پروندهسازی جدید در زندان؛ جلسه دادگاه آتنا دائمی برگزار شد
خانم ابراهیم وند نزدیک به دو سال بعد در تاریخ ۳۱ تیرماه ۹۷ با تماس تلفنی حاجی محمدی به شعبه ۴ بازپرسی دادسرای فرهنگ و رسانه احضار و مجددا بازداشت و به بند دو الف سپاه منتقل شد. او پس از یک ماه پس از پایان مراحل بازجویی با صدور قرار وثیقه ۱۰ میلیون تمومانی به زندان قرچک ورامین منتقل شد. او نهایتا در تاریخ ۲۶ اسفندماه ۱۳۹۸ بدون اطلاع قبلی به بند زنان زندان اوین منتقل شد.
جلسه دوم دادگاه رسیدگی به اتهامات مریم ابراهیم وند در تاریخ ۲ تیرماه ۹۹ در شعبه ۱۰۵۹ دادگاه کارکنان دولت برگزار شد. در جریان این جلسه دادگاه خانم ابراهیم وند به اتهامات “نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی” با مصداق یادداشتهای وی در صفحه شخصی خود در اینستاگرام و به تبع آن افزایش فشار به جوانان و تشویق آنها به مهاجرت به خارج از کشور” و “ساخت فیلم مستهجن” با مصداق تهیه فیلم ” ۲۴ سپتامبر” (روایتی از حادثه منا در عربستان) با شکایت سازمان اطلاعات سپاه محاکمه شد.
کیفرخواست پرونده مریم ابراهیم وند در بخش نخست این پرونده نیز در تاریخ ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۹ در شعبه ۲۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمود ابراهیمی صادر شد. در این کیفرخواست عناوین اتهامی ازجمله “اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت تبلیغی علیه نظام” به خانم ابراهیم وند تفهیم شده است.
مریم ابراهیم وند متولد ۱۳۷۰، نویسنده و کارگردان سینما و تهیه کننده فیلمهای “طنز عشق، ما همه تنهاییم و پانسیون دختران” است، از دلایل شهرت وی علاوه بر فعالیت های سینمایی و فرهنگی، نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۶ بود که به عنوان یکی از زنان نامزد برای انتخابات ثبت نام کرد.
۲۰. ندا آشتیانی
ندا آشتیانی اواخر بهمنماه ۹۷ به دلیل فعالیت در فضای مجازی توسط نیروهای وزارت اطلاعات در محل کار خود بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. او اواخر اسفندماه همان سال با تودیع وثیقه ۳۰۰ میلیون تومانی به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی از زندان اوین آزاد شد.
جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات خانم آشتیانی خردادماه ۹۸ در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی برگزار شد. خانم آشتیانی در این جلسه دادگاه از بابت اتهامات “تبلیغ علیه نظام، نشر اکاذیب و توهین به رهبری” محاکمه و به ۵ سال حبس تعزیری و دو سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شد.
این حکم پس از اعتراض به رای صادره در تاریخ ۲۷ آبان ۹۸ توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر استان تهران به ریاست قاضی احمد زرگر (بدون برگزاری جلسه دادگاه) به ۳ سال حبس تعزیری و دو سال ممنوعیت خروج از کشور تقلیل یافت.
خانم آشتیانی نهایتا مدتی بعد بازداشت و جهت تحمل دوران محکومیت خود به بند زنان زندان اوین منتقل شد.
ندا آشتیانی، ۳۶ ساله و شهروند ساکن تهران است.
۲۱. زهرا جمالی
زهرا جمالی یکی از امضاکنندگان بیانیه ۱۴ فعال مدنی زن، مبنی بر استعفای آیت الله خامنه ای است. اواسط مردادماه ۹۸، نامهای با امضای ۱۴ تن از کنشگران مدنی مبنی بر استعفای آیت الله خامنه ای منتشر شد. با انتشار این نامه شماری از امضاکنندگان بازداشت و برخی نیز تحت فشار قرار گرفتند. در ادامه این نامه، نامه دیگری با محتوای مشابه تحت عنوان ۱۴ فعال مدنی زن منتشر شد.
در همین رابطه زهرا جمالی در تاریخ ۲ شهریورماه ۹۸ توسط نیروهای امنیتی در منزل خواهر خود در تهران بازداشت شد.
خانم جمالی نهایتا آذرماه سال ۹۸ توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری از بابت اتهامات “اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام” به ۶ سال حبس تعزیری محکوم شد. این حکم در پی اعلام تسلیم به رای به ۳ سال و شش ماه حبس تعزیری کاهش یافت.
۲۲. فریبا عادل خواه
فریبا عادلخواه در تاریخ ۱۷ خردادماه سال ۹۸ توسط نیروهای امنیتی در منزل شخصی خود در تهران بازداشت شد. گابریل (رولان) مارشال، پژوهشگر فرانسوی نیز در ماه ژوئن حین سفر به ایران که برای دیدار با خانم عادل خواه صورت گرفته بود، بازداشت شد. آقای مارشال در تاریخ ۱ فروردین ۹۹ در چهارچوب معادله زندانی با جلال روح الله نژاد از زندان اوین آزاد شده و یک روز بعد ایران را به مقصد پاریس ترک کرد.
جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات خانم عادلخواه روز یکشنبه ۳۱ فروردین در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران برگزار شد. فریبا عادل خواه نهایتا توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی از بابت اتهامات “فعالیت تبلیغی علیه نظام و اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور” به ۶ سال حبس تعزیری محکوم شد. در صورت تایید این حکم در مرحله تجدید نظر، با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۵ سال حبس تعزیری برای اتهام “اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور” برای وی قابل اجرا خواهد بود.
فریبا عادلخواه در رشته جامعه شناسی در دانشگاه استراسبورگ در شرق فرانسه آموزش دیده و دکترای خود را در “مردم شناسی اجتماعی و قوم شناسی” از مدرسه “مطالعات عالی علوم اجتماعی” در پاریس دریافت کرده است. وی سالیان درازی است که به عنوان پژوهشگر و مدیر پژوهش، در “بنیاد ملی علوم سیاسی “در پاریس به کار مشغول بوده است. همچنین علاوه بر حضور در مجامع علمی کشورهای مختلف جهان، در دانشگاههای ایران نیز با موضوعاتی چون اقتصاد و سیاست سخنرانیهایی را انجام میداده و به طور مرتب در حال رفت و آمد به ایران بوده است.
خانم عادلخواه نویسنده کتابهایی مانند “انقلاب باحجاب: زن مسلمان ایرانی” و “مدرن بودن در ایران” است. در سال ۹۷ نیز کتاب دیگری با نام “هزار و یک مرز ایران: سفر و هویت” از او منتشر شد. این کتابها به زبان فرانسوی منتشر شده است.
۲۳. مژگان کاووسی
مژگان کاوسی، مترجم و محقق در تاریخ ۲۹ آبان ماه ۹۸، در جریان اعتراضات سراسری سال گذشته موسوم به “اعتراضات آبان ماه” توسط نیروهای امنیتی در منزل خود در نوشهر بازداشت و پس از سه هفته از بازداشتگاه یکی از نهادهای امنیتی در ساری به بند زنان زندان نوشهر منتقل شد. خانم کاوسی نهایتا در تاریخ ۲۸ آذرماه ۹۸ با تودیع قرار وثیقه آزاد شد.
خانم کاووسی در مرحله بدوی توسط دادگاه انقلاب نوشهر از بابت اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به شش ماه حبس تعزیری، به اتهام “عضویت در گروههای مخالف نظام” ۳۳ ماه حبس و برای اتهام “تحریک مردم جهت بر هم زدن نظم و امنیت کشور” به تحمل ۳۰ ماه حبس تعزیری محکوم شد. مژگان کاوسی در مرحله تجدیدنظر و با اعتراض دادستان با افزایش میزان محکومیت مواجه شد. وی از بابت اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به ۷ ماه و ۱۵ روز حبس و برای اتهام “تحریک مردم جهت بر هم زدن نظم و امنیت کشور” به ۳۶ ماه حبس تعزیری و به اتهام “عضویت در گروههای مخالف نظام” به ۳۳ ماه حبس محکوم شد.
با استناد به ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد از بابت اتهام “تحریک مردم جهت بر هم زدن نظم و امنیت کشور” و ۳۶ ماه حبس تعزیری برای وی قابل اجرا است.
وی سرانجام ۳۰ اردیبهشت ۹۹ بازداشت و جهت تحمل دوران محکومیت خود به زندان نوشهر منتقل شد. حکم جلب مژگان کاوسی، پیشتر بدون طی موازین قانونی توسط شعبه ۲ اجرای احکام شهرستان نوشهر صادر شد. صدور حکم جلب او در حالی بود که خانم کاوسی به دادگاه تردد داشت و در انتظار ابلاغیه واحد اجرای احکام به سر می برد.
این زندانی خردادماه امسال از زندان نوشهر به زندان اوین منتقل شده بسر میبرد.
مژگان کاوسی، فرزند اکبر، محقق، مترجم و از باورمندان به آیین یارسان است. کتاب “انفال و سرگذشت تیمور، تنها بازمانده از گورهای جمعی زنان و کودکان انفال شده” در سال ۹۸ با ترجمه مژگان کاوسی در انتشارات توکلی تهران چاپ شده است.
۲۴. مژده نگهدار
مژده نگهدار در تاریخ ۱۶ تیرماه ۱۳۹۸ توسط نیروها اطلاعات سپاه پاسداران بازداشت و به بند ۲ – الف زندان اوین منتقل شد.
دلیل بازداشت خانم نگهدار توسط این نیروها فعالیت در یک گروه تلگرامی و اتهامات مطروحه علیه وی در مراحل بازجویی “توهین به رهبری” و “تبلیغ علیه نظام” عنوان شده است.
وی در تاریخ ۲۳ تیرماه از بند ۲ – الف سپاه در زندان اوین به بند زنان این زندان منتقل شد.
خانم نگهدار نهایتا توسط دادگاه انقلاب تهران به ۲ سال و شش ماه حبس تعزیری محکوم شد.
مژده نگهدار، ۲۴ ساله، شهروند ساکن تهران و دانشجوی مقطع کارشناسی در رشته بازیگری تئاتر است.
۲۵. الهام برمکی
الهام برمکی در تاریخ ۷ دی ۹۰ در خیابان بازداشت و مدت ۳ ماه را در سلولهای انفرادی بند ۲۰۹ گذراند؛ سپس با قید کفالت موقتا آزاد و نهایتا تبرئه شد. وی مجددا در تاریخ ۲ مرداد ۹۱ بازداشت و پس از تحمل ۱۴ ماه حبس در سلول انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین در تاریخ ۷ مهرماه ۹۲ به بند زنان این زندان منتقل شد. خانم برمکی در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب توسط قاضی مقیسه از بابت اتهام جاسوسی به ۱۰ سال حبس و جریمههای ۲۵ هزار یورو، ۷۰ هزار دلار و ۴۰ میلیون تومان محکوم شد.
این زندانی طی دوران حبس خود یک بار در نوروز ۹۶ به مرخصی اعزام شد. نهایتا سال گذشته با آزادی مشروط خانم برمکی موافقت شد و وی به مرخصی اعزام شده و پس از ۳ هفته به بند زنان زندان اوین بازگردانده شد. خانم برمکی باید مبلغ سیصد هزار دلار را به عنوان رد مال پرداخت کند تا از زندان آزاد شود اما تاکنون به دلیل عدم توانایی مالی در حبس مانده است.
الهام برمکی ۵۳ ساله و مادر دو فرزند است که هر دو در خارج از کشور زندگی میکنند.
۲۶. معصومه (مینو) قاسمزاده ملک شاه
مینو قاسم زاده ملک شاه در سال ۹۰ به همراه همسرش (همسر سابق) امیرمهدی طبسی توسط ماموران وزارت اطلاعات به اتهام جاسوسی برای اسرائیل دستگیر و مدتی بعد به قید وثیقه آزاد شد. پس از آزادی توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی از بابت اتهام جاسوسی، هر یک به تحمل ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم شدند.
در آبانماه ۹۶ در دادگاه تجدید نظر این حکم تائید شد و نهایتا بازداشت و برای تحمل حبس به بند زنان زندان اوین منتقل شد. همسر سابق وی نیز در زندان اوین به سر میبرد. گفته میشود که به خانم ملک شاه وعده توقف حکم داده شده است.
۲۷. مریم حاجی حسینی
مریم حاجی حسینی پاییز ۹۸ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و حدود ۶ ماه در بازداشتگاه یکی از نهادهای امنیتی در تهران نگهداری و تحت بازجویی قرار گرفت.
خانم حاجی حسینی نهایتا اوایل فروردینماه امسال با پایان مراحل بازجویی به بند زنان زندان اوین منتقل شد.
جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات مریم حاجی حسینی در تاریخ ۳ اردیبهشت ۹۹ در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی برگزار شد. اتهامات افساد فیالارض و جاسوسی برای اسرائیل از جمله اتهامات مطروحه علیه خانم حاجی حسینی بود.
جلسه دادگاه خانم حاجی حسینی برگزار شده اما از حکم صادره و جزئیات آن تا زمان تنظیم این گزارش اطلاعی در دست نیست.
مریم حاجی حسینی متولد ۱۳۵۱ است و هماکنون در بند زنان زندان اوین بسر میبرد.
۲۸. نازنین طوسی
نازنین طوسی در جریان اعتراضات سراسری ۹۸ موسوم به “اعتراضات آبان” توسط نیروهای سپاه بازداشت و مدتی بعد به بند زنان زندان اوین منتقل شد. خانم طوسی نهایتا توسط دادگاه انقلاب به ۲ سال حبس تعزیری محکوم شد.
وی که فروردین ۹۹ به مرخصی اعزام شد، با پایان ایام مرخصی به زندان اوین بازگشته و اکنون در سالن ۲ بند که به عنوان قرنطینه اصلی در نظر گرفته شده بسر میبرد.
۲۹. مینا ساکی
مینا ساکی پیشتر توسط نیروهای امنیتی بازداشت و توسط دادگاه انقلاب به حبس محکوم شده است. جزئیاتی از اتهامات و پرونده خانم ساکی در دست نیست.
مینا ساکی هم اکنون در بخش قرنطینه این بند بسر میبرد.
۳۰. میرا رادپور
وی پیشتر توسط نیروهای امنیتی بازداشت و توسط دادگاه انقلاب به حبس محکوم شده است. جزئیاتی از اتهامات و پرونده خانم رادپور در دست نیست.
میرا رادپور هم اکنون در بخش قرنطینه این بند بسر میبرد.
۳۱. لیلا رئوف
وی پیشتر توسط نیروهای امنیتی بازداشت و توسط دادگاه انقلاب به حبس محکوم شده است. جزئیاتی از اتهامات و پرونده خانم رئوف در دست نیست.
لیلا رئوف هم اکنون در بخش قرنطینه این بند بسر میبرد.
۳۲. هاجر صیامی فر
هاجر صیامی فر به دلیل فعالیت در فضای مجازی بازداشت و به صورت بلاتکلیف در بازداشت موقت بسر میبرد.
از اتهامات مطروحه علیه خانم صیامی فر تا زمان تنظیم این گزارش اطلاعی در دست نیست.
۳۳. سروش احمدی خسروی
از جزئیاتت پرونده و اتهامات خانم احمدی خسروی تا زمان تنظیم این گزارش اطلاعی در دست نیست.
خانم احمدی خسروی از مشکل حرکتی رنج میبرد و نیازمند به استفاده از واکر است. وی پیشتر به همین دلیل در بند دچار حادثه و شکستگی یکی از دستانش شده است.
خانم احمدی خسروی هماکنون در بند قرنطینه این زندان بسر میبرد.
همچنین در تاریخ ۸ تیرماه ۹۹ دو متهم دیگر به یکی از بندهای قرنطینه این زندان منتقل شدهاند که هویت آنان توسط هرانا کماکان در دست بررسی است. با احتساب این افراد اکنون ۳۵ زندانی در این بند بسر میبرند.
ناهید بهشید، حکیمه گندم بهبهانی، النا اله وردی، نازنین زاغری، شهناز اکملی و نگین قدمیان ازجمله زندانیانی هستند که پیشتر به مرخصی اعزام شده و کماکان به بند بازنگشتهاند. مشخص نیست که این افراد مشمول عفو خواهند شد یا خیر
یادداشت های سپیده قلیان از زندان – بازداشتگاه؛ روایت هفتم
اخبار روز
«سپیده قُلیان»، فعال مدنی و یکی از محکومان پرونده اعتراضات کارگری «هفتتپه» که اکنون زندانی شده است؛ در کتاب «تیلاپیا خون هورالعظیم را هورت میکشد»، در ۱۹ روایت از بازداشتگاه اطلاعات اهواز و زندان «سپیدار» این شهر، تصویری دقیق و درعینحال تلخ از تجربه اسارت ارایه داده است. او در این روایتها، علاوه بر دادن تصویری بیواسطه از چهره سرکوب، ما را درگیر سرنوشت نامهایی میکند که اسارت آنها همچون زندگیشان، به حاشیه انکار و فراموشی رانده شده است.
این کتاب توسط «ایران وایر» منتشر شده است. اخبار روز هر روز یک روایت از این کتاب را منتشر می کند.
بازداشتگاه؛ روایت هفتم
صدای یک دست را میشناسم، از بچگی بهم گفته بودند که یک دست صدا ندارد. سلول روبروی ۲۴ را یک قدم بپیچید به راست، سلول زنی است که مرتب با من بازجویی میشود. روز سوم بازداشتم او را با زخمهای تنش شناختم، صدای بریده بریدهاش گاهی از روبرو به گوشم میرسد. حالا با یک دستش میکوبد به دریچه، زندانبان که میآید از او میخواهد اجازه دهد به اسرا و ثنا زنگ بزند.
من حس میکنم دستهای قوی و بزرگی دارد، چون یکبار سعی کردم با یک دست به دریچه بکوبم، اما آنقدر صدا نداد. با اینکه دستانم کوچک هستند ولی خمیر باقلوا زیاد پهن کردهاند و قدرت خوبی دارند. به نظر میرسد زهرا دستان بزرگی دارد، دستانی که مرتب نان میپزند. من با صدای زهرا و رنجهایش زندگی میکنم. باهم بازجویی میشویم، باهم غذا میخوریم، باهم در یک مکان زندگی میکنیم، باهم … .
با اینکه آسیبهای زیادی دیدهام، اما فکر میکنم زهرا بیشتر آسیب دیده است. مثلا روزهای اول که بازجوها مدام با کابل سراغم میآمدند، نمیدانستم اسماعیل زنده است و روبهمرگ بودم، یکبار غذایم را پس دادم و گفتم من تا نفهمم چی به سر برادرم آمده لب به غذا نمیزنم. آنها گفتند «به جهنم نخور تا بمیری»؛ اما من عمدا با صدای بلند گفته بودم تا زهرا و بقیه بشنوند و غذا نگیرند. شاید اگر ۵ نفر شویم و دستهجمعی اعتصاب کنیم جواب بگیریم. روز بعد زهرا غذا نگرفت، گفت باید اجازه بدید به دخترهایم زنگ بزنم. زندانبان رفت و دوباره آمد با دادوهوار بهش گفت:
«بازجوت گفت بت بگم میدونیم داعشی هستی و گوشت از دست شیعهها نمیگیری. حالا هی بگو نیستم. خودتو لو دادی! خداروشکر.»
از آن روز به بعد زهرا غذایش را میگرفت، گاهی اضافه هم میخواست.
یک روز که من و زهرا باهم بازجویی میشدیم، بازجو کشیدهی محکمی زد در گوش زهرا، صدایش آنقدر محکم بود که گفتم پرده گوشش پاره شد. روز ۲۱ام که همسلولی شدیم و شروع کردیم به مرور خاطرات مشترکمان، در مورد آن روز ازش پرسیدم. گفت برگهای گذاشته بودند جلوم، از بازجوی پرسیدم «تُکنویسی در مورد صادق … یعنی چی؟» او هم یکی خواباند زیر گوشم و گفت «درستش تَکنویسیه.»