یادداشت های‌ سپیده قلیان از زندان – بازداشتگاه؛ روایت پنجم

  • اخبار روز
این تصویر دارای صفت خالی alt است؛ نام پروندهٔ آن wst.jpg__600x534_q85_subsampling-2.jpg است

«سپیده قُلیان»، فعال مدنی و یکی از محکومان پرونده اعتراضات کارگری «هفت‌تپه» که اکنون زندانی شده است؛ در کتاب «تیلاپیا خون هورالعظیم را هورت می‌کشد»، در ۱۹ روایت از بازداشتگاه اطلاعات اهواز و زندان «سپیدار» این شهر، تصویری دقیق و درعین‌حال تلخ از تجربه اسارت ارایه داده است. او در این روایت‌ها، علاوه بر دادن تصویری بی‌واسطه از چهره سرکوب، ما را درگیر سرنوشت نام‌هایی می‌کند که اسارت آن‌ها همچون زندگی‌شان، به حاشیه انکار و فراموشی رانده شده است.

این کتاب توسط «ایران وایر» منتشر شده است. اخبار روز هر روز یک روایت از این کتاب را منتشر می کند.

بازداشتگاه، روایت پنجم

نیمه شب پنج‌شنبه است. امشب از کمردرد خواب به چشمانم نمی‌آید. خاموشی شد و حالا با خودم می‌گویم گویا امشب کسی شکنجه نمی‌شود. کمی مانده است تا چشمانم سِر شوند. یک دفعه با داد و فریاد از خواب می‌پرم:

‏- ها! دیگه زنده بیرون نمی‌ری.

  • ‏ها! دیگه تموم شد.
  • ‏می‌کشیمت نجس!

کتک‌ها شروع می‌شوند. نامش «اسماعیل» است. این اولین اطلاعاتی است که من از سلول ۲۴ اداره اطلاعات اهواز کسب می‌کنم. شکنجه‌ها شروع می‌شوند. درست در سلول کناری، همه زیر شکنجه یک جور فریاد می‌زنیم: «‏آآآآآآآآآآآی…‏آآآآآآآای…»

‏ضربه‌های باتوم و کابل است که پشت‌بندِ هم می‌خورند به سر و تنش و فحش می‌خورد.

  • «‏یووووماااااا!»

‏عرب است. این دومین اطلاعاتی است که از صدای شکنجه و فریاد‌ها می‌گیرم. اسم عملیات را از او می‌پرسند، به عربی فریاد می‌زند نمی‌دانم. شکنجه‌ها بیشتر و بیشتر می‌شوند و شکنجه‌گرها فریاد می‌زنند: «نجس! فارسی صحبت کن.»
صدای شکنجه‌ها به حدی ا‌ست که دردش به من هم می‌رسد. از گوشه‌ سلولم داد می‌زنم. زندان‌بان در را باز می‌کند. از ترس لال می‌شوم.

‏_ چته؟!

_ از صدای شکنجه می‌ترسم.

‏_ نوبت خودتم می‌رسه!

در دوباره بسته می‌شود. شکنجه‌ها آن‌قدر شدید شده‌اند که دیگر نمی‌شود صداها را از هم تشخیص داد. یک آن صداها قطع می‌شوند و ناله‌‌اش بلند می‌شود. اسماعیل عرب شکنجه شده است. زیر شکنجه از او می‌خواهند فارسی صحبت کند. آخرین جمله‌اش این بود: «‏من به خدای ابراهیم ایمان دارم!»

‏بعد هم ناله و ناله… آیا مرده است؟ نمی‌دانم. ‏فقط سعی می‌کنم دعا کنم که نمرده باشد. در دلم مدام می‌گویم خدای ابراهیم! این جوان عرب را نجات بده.
آیا این صدای ناله‌های پیش از مرگ است؟ ‏نمی‌دانم. ‏خدای ابراهیم! خودت این جوان عرب را نجات بده.

چشمانم سنگین می‌شوند. ناگهان شکنجه‌ها باز شروع می‌شوند. انگار که بر تن اسماعیل عرب که بلد نیست درست فارسی صحبت کند، آب جوش ریخته باشند. داد و فریادش جوری می‌شود که پلک چپم شروع به پریدن می‌کند.

_ سوختم، سوختم، سوختم!

_ آخ من هم سوختم.

‏_ فقط بگید چه عملیاتی، من انگشت می‌زنم. اما من فقط به خدا ایمان دارم.

‏شکنجه‌گر قاه قاه می‌خندد و لهجه‌اش را مسخره می‌کند. بعد هم می‌گوید: «بیاریدش اتاق بازجویی.»
‏صدای کشیدنش روی زمین را حس می‌کنم. ناله‌هایش و بعد صدای تمسخر فارسی‌گوهای شکنجه‌گر را. ‏تاریخ از جلوی چشمانم رد می‌شود.
«مکیه نیسی» بغلم می‌کند: ‏«یعنی عارف رو هم این‌طور می‌زنن؟!»
نمی‌دانم چه بگویم. لال می‌شوم.

‏صدای اذان می‌آید. زندان‌بان مرد به سراغ‌مان می‌آید. اول من، بعد مکیه. سرویس بهداشتی ما در یکی از اتاق‌های بازجویی‌ بازداشتگاه است. باز صدای بازجویی اسماعیل می‌آید؛ باز تمسخر بازجو و کتک‌کاری. من یادم می‌آید شبِ قبل از بازداشت دوباره‌ام، یک متن از «آوات پوری» خوانده بودم

برمی‌گردم به سلول. مکیه سرش را روی پایم می‌گذارد. برایش قسمتی از متن آوات را که یادم است، می‌خوانم: «همان‌جا هم به من گفتند نجس و همان‌جا هم مجبورم کردند با لهجه‌ام بگویم حسین، بگویم ابراهیم.»
‏بعد گریه می‌کنیم و قول می‌دهم روایت‌ها را بنویسم و فراموش‌شان نکنم.




ضرب شست نیروی انتظامی به پرستاران خسته و معترض مشهد

چکیده :تجمعات پرستاران در شهرهای مختلف ایران به دلیل نارضایتی از شرایط کار در بیمارستان‌ها، آن هم در دوران همه‌گیری ویروس کرونا و با توجه به کمبود امکانات در مراکز درمانی و کار طاقت‌فرسا بدون استثناء همواره مسالمت‌آمیز و دور از خشونت بوده است. تجمع پرستاران معترض دانشگاه علوم پزشکی مشهد در روز چهارشنبه هم مسالمت‌آمیز بود. با این ‌حال نیروی انتظامی به پرستاران معترض حمله کرد. روشن نیست که در حمله مأموران چه تعداد از پرستاران مجروح شده‌اند. خبرگزاری‌های داخلی در این‌باره سکوت…

چهارشنبه ۱۱تیر پرستاران مشهدی برای پیگیری مطالباتشان مقابل دادگستری شهر تجمع کردند. مأموران انتظامی با باتوم و شوک الکتریکی به پرستاران حمله کردند و بنرها و پلاکاردهایشان را پاره کردند و تعدادی از آنها را دستگیر کردند. دبیرکل خانه پرستار اعلام کرد که چند تن از پرستاران آزاد شدند.

تجمعات پرستاران در شهرهای مختلف ایران به دلیل نارضایتی از شرایط کار در بیمارستان‌ها، آن هم در دوران همه‌گیری ویروس کرونا و با توجه به کمبود امکانات در مراکز درمانی و کار طاقت‌فرسا بدون استثناء همواره مسالمت‌آمیز و دور از خشونت بوده است. تجمع پرستاران معترض دانشگاه علوم پزشکی مشهد در روز چهارشنبه هم مسالمت‌آمیز بود. با این ‌حال نیروی انتظامی به پرستاران معترض حمله کرد. روشن نیست که در حمله مأموران چه تعداد از پرستاران مجروح شده‌اند. خبرگزاری‌های داخلی در این‌باره سکوت کرده‌اند.

محمد شریفی‌مقدم، دبیرکل خانه پرستار در مصاحبه با خبرگزاری کار ایران (ایلنا) درباره مطالبات پرستاران دانشکده علوم پزشکی مشهد گفت:

«پرستاران مقابل دادگستری رفتند تا از دستگاه قضایی بخواهند برای تحقق خواسته‌های صنفی آنها ورود کند که متأسفانه این موضوع پیش آمد. این در شرایطی است که پرستاران مشهدی در راه مبارزه با کرونا شهید دادند و تعدادی از آنها به این ویروس مهلک مبتلا شده‌اند اما دانشگاه علوم پزشکی مشهد به خواسته‌های آنها رسیدگی نکرده است.»

پرستاران مشهدی چه می‌خواهند؟

مشهد از نظر ابتلا به کووید ۱۹ از وضعیت قرمز هم عبور کرده و در مرحله «هشدار بسیار بالا» قرار دارد. تنها در بیمارستان‌های تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی مشهد بیش از ۶۰۰ بیمار حاد مبتلا به کووید ۱۹ بستری‌اند. روزانه ۱۵۰ بیمار مبتلا به کووید ۱۹ در بیمارستان‌های این شهر بستری می‌شوند که نمایانگر وخامت اوضاع است. خواسته‌های پرستاران مشروع و پیش ‌پاافتاده است:

جبران کمبود کادر پرستاری
رفع تبعیض بین گروه‌های پزشکی با پرستاری
رفع تبعیض میان نیروهای ستادی با بالینی
به‌روز کردن کارانه‌ها و برقراری فوق‌العاده ویژه

این خواسته‌های ساده در جهت سلامت بیماران است. یک پرستار خسته و از پاافتاده نمی‌تواند هر دو ساعت یک بار سطح اکسیژن خون بیمار را کنترل کند، به بهداشت و تغذیه بیمار برسد، داروهای او را به موقع به او بدهد و با او کلمه‌ای به همدلی و همدردی بگوید.

روزی ۱۵۰ بیمار مبتلا به کرونا در مشهد

مشهد یکی از بزرگ‌ترین کانون‌های شیوع ویروس کرونا در ایران است. علی اصغر انجیدنی، دبیر کارگروه مراقبت و درمان کووید ۱۹ دانشگاه علوم پزشکی مشهد دوشنبه گذشته در مصاحبه با خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا)، رسماً اعلام کرد که مشهد از نظر ابتلا به کووید ۱۹ از وضعیت قرمز هم عبور کرده و در مرحله «هشدار بسیار بالا» قرار دارد. تنها در بیمارستان‌های تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی مشهد بیش از ۶۰۰ بیمار حاد مبتلا به کووید ۱۹ بستری‌اند. انجدینی در مصاحبه با رسانه‌های محلی استان خراسان رضوی گفته است که روزانه ۱۵۰ بیمار مبتلا به کووید ۱۹ در بیمارستان‌های این شهر بستری می‌شوند که نمایانگر وخامت اوضاع است. در این بحران بزرگ فقط ۱۲ پرستار از شهرهای دیگر در بیمارستان‌های مشهد به کار گرفته شدند و حتی قرارداد ۸۹ روزه هم برای استخدام نیروی پرستار تازه‌نفس به امضاء نرسید.

جبران کمبود کادر پرستاری از مهم‌ترین خواسته‌های پرستاران دانشکده علوم پزشکی مشهد در مقابل دادگستری شهر بود. محمد شریفی‌مقدم، دبیرکل خانه پرستار در مصاحبه با خبرگزاری کار ایران گفت:

«جبران کمبود کادر پرستاری و افزایش فشار کار در روزهای مقابله با کرونا، رفع تبعیض بین گروه‌های پزشکی با پرستاری، رفع تبعیض میان نیروهای ستادی با بالینی، به‌روز کردن کارانه‌ها و برقراری فوق‌العاده ویژه از جمله مهم‌ترین مشکلات شغلی پرستاران مرتبط با دانشگاه علوم پزشکی مشهد است.»

در مقابل این خواسته‌ها، پرستاران خسته و فداکار از نیروهای سرکوبگر باتوم و شوک الکتریکی و بازداشت دریافت کردند.

به گفته دبیرکل خانه پرستار قبل از برگزاری تجمع، مراجع امنیتی و قضایی هیچ گونه هشداری هم به پرستاران نداده بودند. در مجموع بنا به گزارش‌های رسمی، دست‌کم ۱۰ نفر از پرستاران بازداشت شدند.

سال گذشته محمدرضا دارابی، رئیس دانشگاه علوم پزشکی مشهد، در پاسخ به پرستاران زیر نظر این دانشگاه که خواهان پرداخت ۱۴ ماه کارانه معوق خود بودند گفته بود که اگر دولت کارانه آن‌ها را نپردازد از جیب خود پرداخت می‌کند. کسی هم نپرسید که چگونه یک پزشک توان پرداخت این هزینه را دارد در حالی که همکاران زحمتکش و درس‌خوانده او از دست به دهان زندگی می‌کنند. بخشی از کارانه پرستاران که یک سال معوق مانده بود در فروردین سال جاری پرداخت شد.

بر اساس گفته‌‌های محسن گچ‌پزان، رئیس هیأت مدیره نظام پرستاری مشهد، تا خرداد سال جاری دست‌کم ۲۰۰ پرستار در بیمارستان‌های تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی مشهد به کووید ۱۹ مبتلا شده‌اند. تعداد پرستارانی که در یک ماه گذشته در اثر ابتلا به این بیماری جان خود را از دست داده‌اند روشن نیست اما بر اساس سخنان دبیرکل خانه پرستار که در مصاحبه با ایلنا گفته است پرستاران «شهید» داده‌اند، جان باختن شماری از پرستاران مشهد در اثر ابتلا به کووید ۱۹، قطعی است.

سخنگوی وزارت بهداشت روز چهارشنبه اعلام کرد که در ایران در ۲۴ ساعت گذشته دو هزار و ۵۴۹ نفر به کووید ۱۹ مبتلا شده‌اند.

منبع: رادیو زمانه




یادداشت های‌ سپیده قلیان از زندان – بازداشتگاه؛ روایت چهارم

  • اخبار روز
این تصویر دارای صفت خالی alt است

«سپیده قُلیان»، فعال مدنی و یکی از محکومان پرونده اعتراضات کارگری «هفت‌تپه» که اکنون زندانی شده است؛ در کتاب «تیلاپیا خون هورالعظیم را هورت می‌کشد»، در ۱۹ روایت از بازداشتگاه اطلاعات اهواز و زندان «سپیدار» این شهر، تصویری دقیق و درعین‌حال تلخ از تجربه اسارت ارایه داده است. او در این روایت‌ها، علاوه بر دادن تصویری بی‌واسطه از چهره سرکوب، ما را درگیر سرنوشت نام‌هایی می‌کند که اسارت آن‌ها همچون زندگی‌شان، به حاشیه انکار و فراموشی رانده شده است.

این کتاب توسط «ایران وایر» منتشر شده است. اخبار روز هر روز یک روایت از این کتاب را منتشر می کند.

بازداشتگاه؛ روایت چهارم

هشتم آذرماه است. قطعا این را بعدها فهمیدم.

۱۰ روزی است که بازداشت شده‌ام، بی‌هیچ تماسی با خانواده‌ام. می‌گویند خانواده‌ام با چاقو و اسلحه در دادگستری هستند. با توجه به شناختی که از آن‌ها دارم، بی‌راه نیست. من مجموعه‌ای از دلواپسی‌ها و مصیبت‌ها هستم؛ سپیده‌ فغان و مویه!

مطمئنم که دیگر بیرون رفتنی در کار نیست. از «اسماعیل» بی‌خبرم. هر بار که صدای شکنجه‌ای می‌آید، بلند می‌شوم و شروع می‌کنم به خواندن مویه‌ لُری. حالا می‌فهمم که لهجه‌ها متفاوتند. همه‌ ترسم از این است که اسماعیل زیر شکنجه باشد. اما مگر اسماعیل زنده است؟

دوباره شروع می‌کنم به خواندن:

«تو به دیر، مو به دیر، کُه وسِ میومو…» (من و تو از هم دور شده‌ایم و کوه‌ها سد راه‌مان …)

قول داده بودم که به او مومن بمانم. انگار فرزندم را گرفته باشند. شبی دعا کردم این صدای شکنجه‌ای که می‌شنوم، صدای اسماعیل باشد! تنها در این صورت می‌فهمیدم که زنده است. وقتی ما را از هم جدا کردند، اسماعیل از شدت شکنجه بی‌هوش بود. در سلول باز می‌شود: «بیا برو هواخوری.»
به زندان‌بان می‌گویم: «بگو که فرزندم زنده است!»
جوابی نمی‌دهد

با خودم می‌گویم می‌روم هواخوری، شاید آن‌جا نشانی از اسماعیل پیدا کنم. با کمری خمیده از سلولم به سمت هواخوری می‌روم. از سلول تا هواخوری ۵۰۰ موزاییک راه است. البته مسیر از یک جایی کج می‌شود و ۲۰۰ قدم روی سیمان راه می‌رویم. زن دیگری هم در هواخوری‌ است. «مکیه» است. پیش‌تر دو بار او را دیده‌ام؛ اولین شبی که مرا آوردند به این خراب ‌شده و ‌‌روزی که با «زهرا» برای انگشت‌نگاری به «سپیدار» رفتیم. روی دیوار هواخوری یک آهو و سه بچه آهو نقاشی شده است. مکیه می‌زند زیر گریه!

او با آن چشم‌های عسلی روشنش می‌گوید: «این حلا است، وسطی فاطمه، بزرگه قصی.» بچه‌هایش را می‌گوید. بعد می‌پرسد: «فهمیدی اسماعیل زنده‌س یا نه؟»
می‌گویم: «نه! هرچی می‌پرسم، بی‌فایده‌س. فک کنم کشته باشنش.»
بعد پرتو آفتاب می‌خورد به چشمانم. به مکیه می‌گویم: «به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد؛ به جویبارها که در شعرم جاری‌اند.»
بلند می‌شوم و هواخوری را اندازه می‌گیرم. حس می‌کنم این‌ها اطلاعاتی هستند که روزی به دردم می‌خورند. نمی‌دانم!

تعداد: ۶۵۰سرامیک!

طول: ۲۶ سرامیک

عرض: ۲۵ سرامیک

بعد با خودم می‌گویم یعنی پای زخمی برادرم، فرزندم، پاره‌ تنم به این ۶۵۰ تا خورده است؟ باید نشانی برای اسماعیل بگذارم. باید تا می‌توانم از هواخوری استفاده کنم. دست می‌برم زیر مقنعه‌ و قسمتی از موهای رنگی‌ام را آن قدر فشار می‌دهم تا کَنده شوند. با نخی که از پتو جدا کرده و موهایم را با آن بسته‌ام، گره‌اش می‌زنم و می‌گذارم‌شان روی لوله‌ گوشه‌ هواخوری؛ شاید اسماعیل بفهمد زنده‌ام!

به سلول که برمی‌گردم، جیغ می‌کشم، شیون می‌کنم و گلویم را با ناخن‌هایم می‌خراشم. گلویی که نتواند اسماعیل را صدا بزند، به چه دردی می‌خورد؟ با دستم چشمانم را چنگ می‌اندازم؛ چشمانی که نتوانند اسماعیل را پیدا کنند، به چه دردی می‌خورند؟

مرا به اتاق بازجویی می‌برند. فردی که گویا مسوول جایی‌ است، آمده و می‌پرسد: «دزفیلی هستی؟»
جواب می‌دهم: «آن‌جا به دنیا آمده‌ام اما لُرم.»
می‌گوید: «خب بیا پت دزفیلی قِصه کنم.»
می‌زنم زیر گریه. لهجه‌ اسماعیل است! می‌گویم تا توانستند تهمت جنسی زده‌اند اما بگویید که برادرم زنده است.

حال خرابم را که می‌بیند، بعد از چند ساعت می‌آید سراغم و می‌گوید: «بیا دیوونه‌مون کردی. بیا ببریمت پیش برادرت تا بفهمی زنده‌س و دیگه پشت تلفن نگی کشتنش!»

_ بازم می‌خواین بزنیدم و بگین باید ببریمت پزشک قانونی؟

_نه! بلند شو! حاجی دستور داده ببریمت پیشش.

 قدم‌ها را می‌شمارم. از جایی که نشسته‌ام تا درب اتاق بازجویی اسماعیل، ۱۰ قدم راه است. حالا دیگر مختصات اتاق‌های بازجویی را دقیق یاد گرفته‌ام. می‌گویم: «سلام! صدامو داری؟»
صدایی خسته و بریده‌بریده می‌گوید: «سلام!»
دیگر حالم خوب است و می‌زنم زیر گریه!

جلوی همان دو بازجو می‌گویم: «فک کردم کشتنت، نگران بودم.»

_ نگران نباش، سریع برگرد پیش طهورا! هرچی درموردم می‌دونی، بگو!

_ برادرمی، همین رو می‌دونم که نهال منتظرته!

بازجو عصا را می‌کشد و می‌گوید: «بیا بریم زنگ بزن به خونواد‌ت.»
صدای اسماعیل می‌آید: «سپیده این‌جا دیگه زبون درازی نکنی.»
می‌زنم زیر خنده. می‌روم تا تماس بگیرم. دیگر نمی‌گویم «اسماعیل‌ رو کشتن!»




نوزدهمین روز اعتصاب کارگران شرکت هفت تپه

روز جمعه کارگران هفت تپه نوزدهمین روز اعتصاب خود را برگزار کردند. کارگران اعتصابی از بخش های مختلف هفت تپه در این روز در برابر درب فرمانداری شوش تجمع کردند.

مهم ترین مطالبات کارگران در این اعتصاب به قرار زیر است:

پرداخت فوری حقوق های معوقه و تمدید دفترچه بیمه
بازگشت به کار فوری برای همکاران اخراج شده
بازداشت فوری اسد بیگی و مجازات حبس ابد برای اسدبیگی- رستمی
خلع ید فوری کارفرمای اختلاسگر و بخش خصوصی از هفت تپه
بازگرداندن فوری ثروت های اختلاس شده به کارگران
پایان کار مدیران بازنشسته.

ادامه ی اختلاس و زمین خواری در هفت تپه

در همین حال سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه از ادامه ی اختلاس و زمین خواری کارفرمای هفت تپه خبر داده است.

بنابر این گزارش، مصطفی شفیعی مدیر اخراج شده امور غیرنیشکری همچنان به کار اجاره به اقوام و نزدیکان اسدبیگی و رستمی ادامه می‌دهد تا بدین صورت بساط زمین خواری و فتنه گری را همچنان در منطقه و شرکت هفت تپه نگه دارد.

با توجه به اینکه مصطفی شفیعی جزء گروه تجزیه سرزمین های هفت تپه و زمین خواری مدرن است این بار اما به صورت اجاره دهنده زمین های حاصلخیز به عوامل و نوکران کارفرمای بخش خصوصی پرداخته است و در پی جلساتی که در بخش کمپ نی بری شرکت با نفوذی‌ها و فتنه گرانی همچون: عادل سماعی، ناصر نعامی، چایان، مهدی سماعی و دیگر زالوصفتان که در این شرایط تلخ و صعب، کمر به تخریب شرکت بسته اند، شروع به تقسیم ثروت ها و منابع هفت تپه می‌کند.

در این بین شخص قائم مقام شرکت، آمیلی و همراه او صابریان زاده، رئیس حراست امجدی، معاون حراست محمد مسحنه، در این خیانت بزرگ مصطفی شفیعی و کارفرما سهیم هستند زیرا چگونه می‌شود منابع و سرزمین های هفت تپه به تاراج رود و مسئولین شرکت چشم بر حقایق و واقعیات ببندند جز اینکه در این توطئه سهیم باشند؟!

در ادامه ی این گزارش آمده است: از صدقه سری همین مسئولین و افراد دون مایه، مدتی است بی قانونی در امور شرکت پیاده شده و کسی از دولت و مسئولین مانع این کفتار صفتان نمی‌شود‌.




احضار نسرین جوادی عضو اتحادیه ی آزاد کارگران ایران به زندان

به گزارش اتحادیه ی آزاد کارگران ایران، نسرین جوادی (اعظم خضری جوادی) کارگر سابق تجهیزات پزشکی و بازنشسته تأمین اجتماعی است که در‌ تجمع روز جهانی کارگر سال ۹۸ مقابل مجلس دستگیر شد و سپس در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب‌ تهران توسط قاضی افشاری به ۷ سال زندان‌ محکوم‌ گردید و بعدتر نیز این حکم در دادگاه تجدیدنظر تأیید شد.

نسرین جوادی به دلیل فعالیتهای صنفی و‌ دفاع از حقوق کارگران دستگیر و محکوم به زندان شده است.

این رویه ضد انسانی حاکم در سرکوب و زندانی کردن کارگران ریشه در خصلت ضد کارگری مناسبات سرمایه دارانه حاکم دارد. طبقه کارگر ایران هم اکنون در نقطه اوج تقابل طبقاتی با مناسبات استثمارگرایانه موجود قرار‌گرفته است و از این سو است که سرمایه داریِ حاکم تداوم منافع چپاولگرایانه خویش را در‌ مخاطره جدی میبیند و به شدیدترین سرکوبگری ها دست میزند.

اتحادیه آزاد کارگران ایران احضار نسرین جوادی به زندان را قویاً محکوم نموده و خواهان خاتمه بخشیدن به تعقیب قضایی‌ و زندانی کردن کارگران شده است.




هفدهمین روز اعتصاب و اعتراضات کارگران نیشکرهفت تپه

  • اخبار روز

کارگران معترض «شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه» در هفدهمین روز دور تازه اعتراضات خود، امروز چهارشنبه ۱۱ تیر۱۳۹۹ با راهپیمایی در خیابان‌های شهر شوش، بر پی‌گیری مطالبات خود تاکید کردند.

از ساعات اولیه صبح امروز، کارگران این واحد صنعتی در اعتراض به عدم پرداخت حقوق معوقه و‌ تمدید نشدن دفترچه بیمه‌ خود و نیز درخواست بازداشت «امید اسدبیگی»،‌ مدیرعامل شرکت، بازگشت به کار همکاران اخراجی خود، خلع ید کارفرما و بخش خصوصی و بازگرداندن ثروت‌های اختلاس‌ شده به کارگران، با راهپیمایی در خیابان‌های اصلی شهر و سردادن شعارهای اعتراضی، خواستار رسیدگی مسوولان به مطالبات خود شدند.

کارگران پس از راهپیمایی، مقابل ساختمان فرمانداری شهرستان شوش تجمع و بار دیگر اعلام کردند تا رسیدن به خواسته‌های خود، اعتصاب و اعتراضات را ادامه خواهند داد. تداوم اعتراضات توسط کارگران در حالی اعلام شد که در طول حضور آن‌ها در مقابل فرمانداری، هیچ یک از مسوولان فرمانداری این شهر در جمع معترضان حضور نیافتند و اعتنایی به شعارها و مطالبات کارگران نداشتند.

به گفته کارگران معترض شرکت هفت‌تپه، به رغم کسر حق بیمه کارگران از فیش حقوقی آن‌ها در ماه‌های گذشته، این حق بیمه از سوی مالکین شرکت به سازمان تامین اجتماعی پرداخت نشده و این سازمان تا امروز از تمدید دفترچه خدمات درمانی کارگران به این دلیل امتناع کرده است.

اعتراضات کارگران هفت‌‌تپه که حالا با راهپیمایی و تجمع در مقابل فرمانداری شهرستان شوش برگزار می‌شود، در حالی به وقوع می‌پیوندد که امید اسدبیگی، مالک و مدیرعامل این شرکت برای رسیدگی به اتهاماتش در دادگاه حاضر شده اما با تودیع وثیقه سنگین، خارج از زندان به سر می‌برد.

 کارگران معترض شرکت هفت‌تپه در تجمع اعتراضی خود مقابل فرمانداری شهرستان شوش با در دست داشتن دست‌نوشته‌ها و بنرهای اعتراضی و هم‌چنین با سردادن‌ شعارهایی چون «کارگر می‌میرد، ذلت نمی‌پذیرد»، «یه اختلاس کم بشه، مشکل ما حل می‌شه» و… خواستار برخورد قانونی با اسدبیگی و «رستمی»، مالکان این شرکت شدند.

یکی دیگر از مطالبات کارگران معترض هفت تپه در تجمع امروز، خلع ید از مالکان جدید این شرکت به دلیل خرید هفت تپه با پول نامشروع بود. معترضان با سردادن شعارها و در دست داشتن بنرهایی، بازگرداندن شرکت به دولت را مطالبه کردند.

به گفته فعالان کارگری شرکت هفت‌تپه، اسدبیگی اقدام به اجاره دادن گسترده زمین‌های هفت تپه کرده است تا به این ترتیب، بخشی از مطالبات کارگران را پرداخت کند. این در حالی است که به گفته متخصصان کشاورزی، این مساله از نظر استراتژیک و فنی در حوزه کشت نیشکر غیرکارشناسی بوده و در طول نزدیک به شش دهه فعالیت هفت تپه از نظر اجاره متراژ گسترده‌ای از زمین‌های متعلق به این شرکت، بی‌سابقه است.

ابتلای تعدادی از کارگران هفت تپه به کرونا

در شرایطی که بر اساس اعلام رسمی ستاد ملی مقابله با کرونا، استان خوزستان از لحاظ شیوع گسترده کووید-۱۹ در وضعیت قرمز و خطرناک قرار گرفته و رعایت فاصله‎‌گذاری اجتماعی، امری واجب و اجتناب‌ناپذیر است، کارگران معترض هفت تپه به دلیل عدم دریافت مطالبات معوق خود، مجبور شده‌اند تا روزانه نسبت به برگزاری تجمعات اعتراضی اقدام کنند و هرگونه خطری از نظر ابتلا به کرونا را به جان بخرند.

بر اساس گفته منابع موثق، تست کرونای تعدادی از کارگران هفت تپه در مراجعه به مرکز بهداشت، مثبت اعلام شده است و آن‌ها در قرنطینه خانگی قرار گرفته‌اند. با توجه به عدم رعایت فاصله اجتماعی در جریان اعتراضات اخیر، ابتلای تعداد قابل توجهی از کارگران به کووید-۱۹ دور از انتظار نیست.

با هماهنگی‌ میان شرکت هفت تپه و مرکز بهداشت شهرستان شوش، این امکان برای کارگران دارای علایم ابتلا به کرونا فراهم شده است تا با هماهنگی مسوول بهداشت شرکت، به صورت رایگان در این مرکز بهداشت تست کرونا بدهند و از وضعیت خود اطمینان کسب کنند.




شانزدهمین روز اعتصاب کارگران هفت تپه؛ راهپیمایی در شوش

کارگران نیشکر هفت تپه در شانزدهمين روز اعتصاب خود روز سه شنبه در شهر شوش دست به راهپیمایی زدند. کارگران در اين راهپيمايی بار ديگر بر خواست های اساسی خود تاکيد کرده و خواهان حمايت بيشتر کارگران از اعتصاب خود شدند

کارگران نیشکر هفت تپه در شانزدهمین روز اعتصاب خود روز سه شنبه در شهر شوش دست به راهپیمایی زدند.

کارگران حق طلب نیشکر هفت تپه در این راهپیمایی بار دیگر بر خواست های اساسی خود تاکید کرده و خواهان حمایت بیشتر کارگران و مدافعان طبقه ی کارگر از اعتصاب خود شدند.

دور تازه ی اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه از روز دوشنبه ۲۶ خرداد ماه آغاز شده است. کارگران خواستار پرداخت دستمزد های فروردین و اردیبهشت و تمدید دفترچه درمانی و خدماتی خود هستند، از جمله دیگر خواست های کارگران اعتصابی بازگشت به کار چهار همکار اخراجی خود، آقایان اسماعیل بخشی، ایمان اخضری، محمد خنیفری و سالار بیژنی، و همچنین محاکمه ی عادلانه ی اسدبیگ و دیگر مسئولان شرکت و بازگرداندن پول های مصادره شده ی آنان به شرکت می باشد..

کارگران تصمیم گرفته اند که خلع ید بخش خصوصی از شرکت را نیز به عنوان یکی از خواست های عمده ی خود مطرح کرده و آن را پیگیری کنند.

در طول شانزده روز اعتصاب کارگران با تجمع در محوطه ی کارخانه به سخنان نمایندگان خود که از روی «سنگر» بیان می شود گوش داده اند و در مورد چگونگی ادامه ی اعتصاب تصمیم گرفته اند. از جمله تصمیماتی که در اجتماعات کارگران گرفته شده یکی هم این است که ادامه ی اعتصاب به صورت شورایی تصمیم گیری و سازماندهی شود.

سندیکای کارگران شرکت واحد طی فراخوان خطاب به مجامع کارگری و مدافع آزادی از آن ها خواسته است که از اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه حمایت کنند. تا کنون تعدادی از تشکل های گارگری، نهادهای مدافع حقوق بازنشستگان، زنان و دانشجویان از این اعتصاب حمایت کرده اند.




فائزه هاشمی: ما الان نه حکومت دینی هستیم، نه حکومت انقلابی

فائزه هاشمی در نشست آنلاینی که روز سه‌شنبه، سوم تیر، توسط مرکز مطالعات ایرانی دانشگاه استنفورد برگزار شد، ‌با اشاره به فشار بر زنان و ‌وضعیت سیاسی در ایران، گفت: «ما الان نه حکومت دینی هستیم و نه حکومت انقلابی.»

در این نشست که عباس میلانی، مدیر برنامه مطالعات ایرانی دانشگاه استنفورد، با فائزه هاشمی سخن می‌گفت و ویدئوی آن نهم تیرماه منتشر شد، خانم هاشمی با تأکید بر این‌ که «حکومت‌ها نمی‌توانند مدافع ایدئولوژی‌ها باشند و ایدئولوژی‌ها ابزار سوءاستفاده قرار می‌گیرند» تأکید کرد: «سال‌ها گذشته و خیلی چیزها از دست خارج شده است.»

وی در بخش دیگری از سخنان خود درباره تأکید دولت دونالد ترامپ بر جنبش زنان با بیان این‌ که «دختران و زنان ایرانی مسیر خودشان را به‌درستی یافته‌اند» گفت: «فشار و تأکید سازمان‌های بین‌المللی بهتر از حکومت‌ها و یا فشارهای آقای ترامپ و دولت آمریکاست» و با این حال تأکید کرد: «حمایت‌های بیرونی این حرکت‌های درونی را می‌تواند تقویت کند.»

خانم هاشمی درباره تغییرات در نظام جمهوری اسلامی نیز با اشاره به کاهش مشارکت مردم در انتخابات، دلیل عدم تغییر و اصلاح را ، علاوه‌ بر «موانع اصولگرایان»، ناامیدی مردم از اصلاح‌طلبان عنوان کرد و افزود: «در حوادث ۹۶ و خصوصاً ۹۸ بخشی از اصلاح‌طلبان طرف حاکمیت غش کردند و بیانیه‌هایی را صادر کردند که با واقعیت‌های جامعه مطابقت نداشت.»

فائزه هاشمی در پایان اظهار امیدواری کرد که با یکدست شدن بدنه حکومت پس از انتخابات ریاست‌جمهوری آینده، «اگر عاقل باشند، شاید صدای جامعه را بشنوند و تغییراتی ایجاد کنند.»

فائزه هاشمی رفسنجانی دختر علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی است که نخستین نشریه زنان را در جمهوری اسلامی با عنوان «زن» منتشر کرد. او یک دوره نماینده مجلس شورای اسلامی بود و در سال ۱۳۹۰ به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام»، به شش ماه حبس و پنج سال محرومیت از فعالیت‌های سیاسی، فرهنگی و مطبوعاتی محکوم شد.