دهمینروز اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه با راهپیمایی کارگران درمحوطه شرکت برگزار شد. کارگران شعارهای اتحاد اتحاد را فریاد زدند و پلاکارد حاوی خواست ها را حمل کردند.
دور تازه ی اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه از روز دوشنبه ۲۶ خرداد ماه آغاز شده است. کارگران خواستار پرداخت دستمزد های فروردین و اردیبهشت و تمدید دفترچه درمانی و خدماتی خود هستند، از جمله دیگر خواست های کارگران اعتصابی بازگشت به کار چهار همکار اخراجی خود، آقایان اسماعیل بخشی، ایمان اخضری، محمد خنیفری و سالار بیژنی، و همچنین محاکمه ی عادلانه ی اسدبیگ و دیگر مسئولان شرکت و بازگرداندن پول های مصادره شده ی آنان به شرکت می باشد..
کارگران تصمیم گرفته اند که خلع ید بخش خصوصی از شرکت را نیز به عنوان یکی از خواست های عمده ی خود مطرح کرده و آن را پیگیری کنند.
در طول ده روز اعتصاب کارگران با تجمع در محوطه ی کارخانه به سخنان نمایندگان خود که از روی «سنگر» بیان می شود گوش می دهند و در مورد چگونگی ادامه ی اعتصاب تصمیم می گیرند. از جمله تصمیماتی که در اجتماعات کارگران گرفته شده یکی هم این است که ادامه ی اعتصاب به صورت شورایی تصمیم گیری و سازماندهی شود.
سندیکای کارگران شرکت واحد طی فراخوان خطاب به مجامع کارگری و مدافع آزادی از آن ها خواسته است که از اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه حمایت کنند. تا کنون تعدادی از تشکل های گارگری، نهادهای مدافع حقوق بازنشستگان، زنان و دانشجویان از این اعتصاب حمایت کرده اند.
نامه زینب جلالیان و سهیلا حجاب از زندان قرچک ورامین
از اخبارروز
زینب جلالیان – سهیلا حجاب
زینب جلالیان و سهیلا حجاب، دو زندانی سیاسی در زندان قرچک ورامین، در نامهای مشترک ضمن حمله ی شدید به حکومت ایران، به وضعیت زندان ها و شرایط نامناسب نگهداری زندانیان اعتراض کردند.
این زندانیان در بخشی از نامه خود گفتهاند: «اینجانبان زینب جلالیان و سهیلا حجاب، جمهوری اسلامی را به رسمیت نمیشناسیم و هرگز از آنها تقاضای مرخصی، آزادی و عفو نکردهایم و نخواهیم کرد. چرا که فردی طلب بخشش و عفو میکند که مرتکب اشتباهی شده باشد. ما پژواک خواستهها، آرزوها، حقوق مدنی و شهروندی از دست رفته مردمان کشورمان بودهایم.»
متن کامل این نامه که جهت انتشار در اختیار هرانا قرار گرفته است در ادامه میآید:
” ما زنده به آنیم که آرام نگیریم، موجیم که آسودگی ما، عدم ماست
ما زندانیان سالهاست که در زندانهای جمهوری وحشت، جمهوری ترور، جمهوری فقر که از حقوق انسانی برخوردار نبوده و در بیدادگاههای جمهوری اسلامی و بدون داشتن وکیل محاکمه ناعادلانه شدیم. انواع شکنجه های جسمی و روحی را متحمل شدیم. از ابتداییترین حقوق انسانی خود هرگز برخوردار نبودیم. حکومت ستمگر، بارها و بارها تحت عناوین مختلف، با توسل به دروغ و فریب و ریا، تحت عنوان جلسه بازپرسی، جلسه دادگاهی، ما را از زندان خارج و ماههای متوالی در خانههای امن، مورد بازجوییهای خشن (همراه با شکنجه، توهین و اهانت) قرار داد.
بازرسیهای وحشتناک بدنی و غیر انسانی و استفاده از دستبند و پابند، به شیوههای قرون وسطایی و مطابق اصول بردهداری، بخشی از رنجنامههای ماست. یعنی جنسیت زنانه ما، آنقدر برای جمهوری ضد زن وحشت به همراه دارد که برای جا به جایی ما از محافظان متعدد، همراه در قل و زنجیر کردن دست و پاهایمان باید استفاده شود؟
علیرغم این که در سیاه چالههای قرون وسطایی این افراد نگهداری میشویم، حتی برای رفتن به درمانگاه یا جابهجایی بین زندانها یا حضور در بیدادگاهها و حضور در سالن ملاقات که البته در بیشتر موارد ما در محرومیت از ملاقات به سر بردهایم، ما را مورد بازرسیهای بی شرمانه خود قرار میدهند. مگر در سیاه چالهها توسط دوربینها و ماموران سرکوبگر رصد نمیشویم؟
اینجانبان زینب جلالیان و سهیلا حجاب، جمهوری اسلامی را به رسمیت نمیشناسیم و هرگز از آنها تقاضای مرخصی، آزادی و عفو نکردهایم و نخواهیم کرد. چرا که فردی طلب بخشش و عفو میکند که مرتکب اشتباهی شده باشد . ما پژواک خواستهها، آرزوها، حقوق مدنی و شهروندی از دست رفته مردمان کشورمان بودهایم.
رژیم دیکتاتوریای که ۴۱ سال است مردم کشور ما و سرمایههای ملی و منابع طبیعی را به اشکال مختلف به نابودی کشانده، باید در پیشگاه مردم هم عذرخواهی کند و هم پاسخگوی تمام جنایات خود در دهه های مختلف باشد و هم در دادگاههای ملی محاکمه شود.
بعد از تحمل تمام رنجها و دردهایی که در سطور بالا به آن اشاره شد ما را به زندان شهر ری منتقل کردند تا به خیال خام خود ما را تنبیه کنند؛ چرا که زندان قرچک ورامین دارای بدترین وضعیّت در میان زندان های سراسر کشور است.
اما ای دیکتاتور آیا نمیدانی که دردها و رنجها انسانها را بزرگتر، متعالیتر، خودساختهتر و قویتر میکند؟! ما از این که در این زندان حبس می کِشیم ، اصلاً آزرده خاطر نبوده و نیستیم.
ما در این زندان با زنهایی آشنا شدیم که با اَشکال مختلف از سوء مدیریت جمهوری اسلامی در امور متفاوت رنج کشیده بودند. حضور ما در این مکان باعث شد ما پای صحبت کسانی بنشینیم که بتوانیم در جهت احقاق حقوق از دست رفته زنان، کوشاتر باشیم. ما باید پاسخگوی تاریخ باشیم. اگر میبینید که ما دست به اعتصاب غذا زدهایم (برای انتقال از این زندان)، فقط برای مطالبه حقوق انسانی ماست. این که به نسل حاضر و نسل های آینده بگوییم در هر وضعیتی که هستید، مطالبهگر حقوق خود باشند. به گفته یکی از بزرگان: “اگر در جامعه ای زنی روزنامه خواند و از سیاست حرف زد، به آینده آن کشور خوش بین باشید”.
جالب اینجاست که رئیس قوه قضائیه در سخنرانی مفصلی که از صداوسیمای میلی پخش کرد اعلام کرد که محل نگهداری زندانیان سیاسی باید جدا از جرایم عمومی باشد و با زندانیان سیاسی با احترام برخورد شود. اما این گفته ها فقط تبلیغات رسانه ای به همراه داشت. چرا که در عمل به هیچ شکل به آنچه که گفتند عمل نکردند.
محلی که در آن نگهداری می شویم، عملا تبدیل به کمپ معتادان شده! زنان آسیب دیده از اجتماع که ابتدا باید درمان شوند، سپس آموزش ببینند و در نهایت به آغوش اجتماع برگردند. تأسفبارتر این که اکثریت زندانیانی که به اینجا وارد می شوند ، تحت عنوان جرایم فساد و فحشا و روابط خارج از ازدواج هستند. این زنان به دلیل روابط متعدد، ناقل بیماریهای عفونی، هپاتیت، زگیل تناسلی و بسیاری بیماریهای دیگر هستند و متاسفانه سطح بهداشت زندان بسیار ضعیف و همچنین عدم رعایت حداقل بهداشت از سوی زندانیان، رنج مضاعفی به همراه دارد
ضرب و شتم… معضل تجاوز در میان زنان زندانی و ضرب و شتم متعدد میان آنان با وسایل متعدد که برای زد و خورد ها استفاده میکنند، احساس امنیت جسمی و آرامش روحی ما را به مخاطره انداخته!
در اوج بیماری کرونا، اینجانب زینب جلالیان را از زندان خوی به زندان شهر ری منتقل کردند و نگهداری در میان بیماران مبتلا به کرونا موجب شد که من زینب جلالیان به کرونا مبتلا شوم و بدون هیچگونه رسیدگی، ریهام دچار آسیب شدید شود. هم اکنون هم در اتاقی نگهداری میشوم که تست کرونای افراد آن مثبت اعلام شده و بدون هیچگونه فاصله گذاری، بدون ماسک و مایع ضدعفونی و الکل، نفس و نفس با آنها زندگی میکنیم.
با توجّه به این که اینجانب سهیلا حجاب در اعتصاب غذا هستم، سیستم ایمنی بدنم ضعیف شده و مطابق گفتههای دکتر، خطر ابتلا به کرونا بدن اینجانب را تهدید میکند.
شرم بر جمهوری اسلامی که ما به خاطر ابتداییترین حقوق انسانی خود (یعنی بهداشت و مراقبت جسمانی)، دست به اعتصاب غذا زدهایم که از سیاهچال قرچک ورامین به سیاهچال اوین منتقل شویم.
این اعتصاب باید برای خواستههای بزرگ تری مانند آزادی اتفاق میافتاد، اما علیرغم تمام دردها و رنجها و شکنجهها، ما برای احقاق حقوق انسانی و مدنی مردمان خود ایستادهایم و همچنان برای احقاق حقوق انسانی و مدنی خود، همچنان سراپا ایستادهایم و باز هم خواهیم ایستاد. به قولی: “سیصد گل سرخ یک گل نصرانی، ما را ز سر بریده میترسانی؟، ما گر ز سر بریده میترسیدیم، در محفل عاشقان نمیرقصیدیم”.
پشت این میلهها، امید برای یک زندگی آزاد در وجود ما زبانه میکشد. “ما نباید بمیریم، رویاها بی مادر میشوند” (بخشی از شعر سیدعلی صالحی).
سهیلا حجاب و زینب جلالیان ۳ تیرماه ۹۹ – زندان قرچک ورامین
زینب جلالیان در سال ۱۳۸۶ بازداشت و در سال ۱۳۸۸ به اتهام خروج غیرقانونی از کشور به یک سال حبس تعزیری و به اتهام محاربه از طریق عضویت در گروههای مخالف نظام به اعدام محکوم شد. حکم اعدام او در دادگاه تجدیدنظر و دیوان عالی کشور تایید اما با یک درجه تخفیف مورد عفو قرار گرفته و محکوم به حبس ابد تقلیل یافت. بنا به گفته خانم جلالیان در زمان بازداشت از طریق شلاق بر کف پا، مشت به شکم، کوباندن سر به دیوار و تهدید به تجاوز مورد آزار و شکنجه قرار گرفته بود. زینب جلالیان روز دوشنبه ۸ اردیبهشت ۹۹. به دلایل نامشخصی از زندان خوی خارج و نهایتا در تاریخ ۱۳ اردیبهشت به بند قرنطینه زندان قرچک ورامین منتقل شد.
سهیلا حجاب خردادماه ۹۸ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بند زنان زندان اوین منتقل شد. خانم حجاب مدتی پس از بازداشت به یکی از خانههای امن اطلاعات سپاه منتقل و مدتی بعد مجددا به بند زنان زندان اوین بازگردانده شد. سهیلا حجاب در تاریخ ۲۸ اسفند ۹۸ توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه از بابت اتهاماتی ازجمله “تبلیغ علیه نظام، اجتماع و تبانی، تشویش اذعان عمومی به قصد آشوب و تشکیل گروه غیرقانونی” مجموعا به ۱۸ سال حبس تعزیری محکوم شد. با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۵ سال حبس تعزیری برای وی قابل اجرا خواهد بود. خانم حجاب پیشتر در تاریخ ۲۴ اسفندماه ۹۸ با تودیع قرار وثیقه ۳ میلیارد تومانی، به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی از زندان اوین آزاد شد. وی نهایتا در تاریخ ۴ خردادماه ۹۹ بازداشت و به زندان قرچک ورامین منتقل شد.
زینب جلالیان از روز شنبه ۳۱ خردادماه با طرح خواسته انتقال خود به زندان خوی و یا زندان اوین دست به اعتصاب غذا زد. همچنین سهیلا حجاب که از تاریخ ۲۷ خرداد در اعتراض به نگهداری خود در زندان قرچک ورامین و عدم انتقال به زندان اوین دست به اعتصاب غذا زد، کماکان در اعتصاب بسر میبرد.
ادامه ی اعتصاب در نیشکر هفته تپه
خبار روز
اعتصاب کارگران هفت تپه
نهمین روز تجمع کارگران هفت تپه همچون روزهای گذشته روز سه شنبه در محوطه شرکت برگزار شد.
کارگران ضمن تاکید بر مطالبات صنفی خود، خواهان برچیده شده بخش خصوصی از هفت تپه و بازگشت به کار همکاران اخراجی از جمله، ایمان اخضری، محمد خنیفر، اسماعیل بخشی و سالار بیژنی هستند.
سندیکای کارگراننیشکر هفت تپه ضمن حمایت از اعتصاب کارگران خواهان رسیدگی هرچه سریعتر به خواست های کارگران شده و هر گونه تعرض و تهدید به حقوق کارگران اعتصابی را شدیدا محکوم کرده است.
سندیکای کارگران همچنین از تمامی افراد، نهادها و تشکل های کارگری، زنان، دانشجویان و همه بازنشستگانی که از اعتصاب کارگران این شرکت حمایت کرده اند، قدردانی کرده است.
هشتمین روز اعتصاب کارگران هفت تپه
اخبار روز
تجمع اعتراضی کارگران نیشکر هفت تپه در مقابل دفتر مدیریت شرکت در روز دوشنبه برای هشتمین روز متوالی ادامه یافت. در همین حال عده ی دیگری از کارگران به تجمع اعتراضی در مقابل فرمانداری شوش دست زدند.
به گزارش سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، کارگران ضمن تاکید بر خواسته های صنفی و قانونی خود، خواستار اشد مجازات برای مالکین فاسد و اختلاسگر بخش خصوصی این مجموعه از قوه قضائیه شدند.
بنابر این گزارش در این تجمع عده ای از عوامل کار فرما قصد ایجاد اغتشاش و تفرقه افکنی بین کارگران را داشتند. این افراد با خسارت زدن به اموال شرکت، که در اصل متعلق به کارگران است هدف مندانه تلاش داشتند که اعتصاب کارگران را به انحراف بکشانند که با برخورد کارگران آگاه مواجه شدند.
همزمان با این تجمع عده ای دیگر از کارگران نیشکر هفت تجمع اعتراضی دیگری را در مقابل فرمانداری شوش برگزار کردند.
در هفتمین روز اعتصاب در روز یکشنبه، کارگران اعلام کردند اعتصاب خود را با تصمیم جمعی و به صورت شورائی سازماندهی و اداره خواهند کرد.
کارگران تصمیم گرفتند خلع ید شرکت از بخش خصوصی، به عنوان یکی از خواست های مشترک کارگران هفت تپه در کنار سایر مطالبات بطور جدی پیگیری شود.
سخنرانی ابراهیم عباسی نماینده ی کارگران در هفتمین روز اعتصاب
سپیده قلیان زندانی شد
سپیده قلیان، از متهمین پرونده اعتراضات هفت تپه و فعال مدنی امروز یکشنبه ۱ تیرماه پس از حضور در واحد اجرای احکام دادسرای اوین بازداشت و جهت تحمل دوران محکومیت خود به زندان اوین منتقل شد. خانم قلیان آذرماه ۹۸ توسط دادگاه تجدیدنظر استان تهران به تحمل ۵ سال حبس تعزیری محکوم شد.
بازداشت خانم قلیان جهت تحمل دوره محکومیت وی در حالی صورت گرفته است که او برخلاف شماری از هم پروندهایهای خود مشمول عفو نشده است.
سپیده قلیان در تاریخ ۲۷ آبان ماه ۹۷ به همراه دستکم ۱۹ تن از جمله تمامی اعضای مجمع نمایندگان کارگری نیشکر هفتتپه، چند فعال کارگری و تعدادی از شاغلین و مدیران شرکت که جهت پیگیری وضعیت بازداشتشدگان در پلیس امنیت حاضر شده بودند در محل پلیس امنیت شوش بازداشت شد و در تاریخ ۲۷ آذرماه همان سال با قرار وثیقه آزاد شده بود.
صدا و سیمای جمهوری اسلامی شب شنبه ۲۹ دی ماه ۹۷ با پخش گزارشی با عنوان “طراحی سوخته” به انتشار اوراق بازجویی تعدادی از دستگیرشدگان اعتراضات کارگری خوزستان و اعترافات تلویزیونی سپیده قلیان، اسماعیل بخشی، علی نجاتی عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفتتپه و چند تن دیگر علیه خودشان پرداخت که در آن گفته بودند با گروههای مارکسیستی و برانداز در خارج از ایران ارتباط دارند.
اسماعیل بخشی و سپیده قلیان پیش از پخش این مستند اعلام کرده بودند که نیروهای وزارت اطلاعات و دیگر نیروهای امنیتی آنها را شکنجه کردهاند. قوه قضائیه و وزارت اطلاعات این اظهارات را رد کردند. آنها ساعاتی بعد از این اظهارات مجددا توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.
سپیده قلیان در تاریخ ۴ آبانماه با تودیع قرار وثیقه به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی از زندان آزاد شد. او نهایتا در تاریخ ۲۳ آذر ۹۸ توسط دادگاه تجدیدنظر استان تهران به ۵ سال حبس قطعی محکوم شدند.
اعتصاب غذای سهیلا حجاب در زندان قرچک ورامین
از اخبارروز
سهیلا حجاب، زندانی سیاسی از روز سهشنبه ۲۷ خردادماه در اعتراض به نگهداری خود در زندان قرچک ورامین و عدم انتقال به زندان اوین دست به اعتصاب غذا زده است. سهیلا حجاب در تاریخ ۳ خردادماه پس از مراجعه به دادگاه تجدیدنظر استان تهران توسط ماموران اطلاعات سپاه بازداشت و به زندان قرچک ورامین منتقل شد. در جریان این جلسه دادگاه به خانم حجاب گفته شد حکم دادگاه بدوی او عینا تایید شد.
به گزارش خبرگزاری هرانا، سهیلا حجاب، روز شنبه ۳ خردادماه ۱۳۹۹، پس از مراجعه به شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران به ریاست قاضی احمد زرگر توسط ماموران اطلاعات سپاه بازداشت و جهت تحمل حبس به زندان قرچک ورامین منتقل شد.
یک منبع مطلع از وضعیت سهیلا حجاب پیشتر درخصوص بازداشت وی به هرانا گفت: “سهیلا حجاب روز سهشنبه ۳۰ اردیبهشت طی ابلاغیهای برای روز شنبه ۳ خرداد ۹۹ به دادگاه تجدیدنظر احضار شد. خانم حجاب پس از پایان جلسه دادگاه و اعلام اینکه حکم او عینا تایید شده پس از خروج از ساختمان دادگستری توسط ماموران اطلاعات سپاه بازداشت و مورد ضرب و شتم قرار گرفت. حتی بازجوی سابقش او را با موهایش به روی آسفالت خیابان کشیده و سوار ماشین کرد و در زمان بازداشت نیز به پرونده سازی جدید تهدید شده است”.
سهیلا حجاب در تاریخ ۲۸ اسفند ۹۸ توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه از بابت اتهاماتی ازجمله “تبلیغ علیه نظام، اجتماع و تبانی، تشویش اذعان عمومی به قصد آشوب و تشکیل گروه غیرقانونی” مجموعا به ۱۸ سال حبس تعزیری محکوم شد. با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۵ سال حبس تعزیری برای وی قابل اجرا خواهد بود.بيشتر بخوانید: نرگس محمدی:در دادگاه های فرمایشی و نمایشی قوه قضائیه حاضر نخواهم شد
خانم حجاب پیشتر در تاریخ ۲۴ اسفندماه ۹۸ با تودیع قرار وثیقه ۳ میلیارد تومانی، به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی از زندان اوین آزاد شد.
سهیلا حجاب خردادماه ۹۸ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بند زنان زندان اوین منتقل شد. خانم حجاب مدتی پس از بازداشت به یکی از خانههای امن اطلاعات سپاه منتقل و مدتی بعد مجدداً به بند زنان زندان اوین بازگردانده شد.
این شهروند پیشتر نیز در دیماه ۹۷ در شیراز بازداشت و پس از طی مراحل دادرسی به ۲ سال حبس محکوم شده بود. وی پس از تحمل ۵ ماه حبس در زندان عادل آباد شیراز با اعمال عفو از زندان آزاد شد. با این حال وی ۱۰ روز پس از آزادی مجدداً توسط نیروهای اطلاعات سپاه بازداشت شد.
دلیل بازداشت وی توسط این نهاد امنیتی “هواداری از یکی از سازمانهای مخالف نظام” عنوان شده است.
سهیلا حجاب، مجرد و متولد سال ۱۳۶۹ است.
هشدار سندیکای کارگران هفت تپه به «عدالت خواهان ریاکار» – روز چهارم اعتصاب
از اخبارروز
روز پنجشنبه ۲۹ خرداد ماه، چهارمین روز اعتصاب کارگران هفت تپه بود. در همین روز سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه با انتشار بیانیه ای به «عدالت خواهان ریاکار» هشدار داد.
خواست های کارگران در دور جدید اعتصاب خود عبارت است از: دریافت دستمزدهای معوقه فروردین و اردیبهشت ماه، تمدید دفترچه های تامین اجتماعی و درمانی و لغو خصوصی سازی.
امروز همچون سه روز گذشته تمامی بخشهای شرکت در اعتصاب حضور فعال داشتند و در مقابل دفتر مدیریت دست به تجمع زدند.
سندیکای کارگراننیشکر هفتتپه از مطالبات کارگران پشتیبانی کرده و خواستار رسیدگی فوری و سریع به مطالبات کارگران شده است.
این سندیکا تاکید می کند پرداخت دستمزد کارگران، امنیت شغلی کارگران زحمتکش هفت تپه، بازگشت به کار کارگران اخراجی و… خواست های فوری و عملی می باشند.
اکنون که مدیران فاسد شرکت هفت تپه دادگاهی می شوند و دستگاه های قضایی به امکانات مالی آنها دسترسی دارند، این امکان وجود دارد که سریعا و بدون هیچ قید و شرطی از محل آن پول ها، حقوق های معوقه کارگران پرداخت شوده و شرایط تمدید دفترچه های تامین اجتماعی کارگران مهیا شود.
سندیکای کارگران می گوید: پرداخت حقوق کارگران نیشکر هفت تپه قوری و بدون قید و شرط باید انجام شود!
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، در چهارمین روز اعتصاب همچنین اطلاعیه ای در مورد تبلیغات دروغ عوامل حکومت؛ «عدالت خواهان ریاکار» و شبکه رسانه ای آن ها منتشر کرده است. در این اطلاعیه آمده است:
کارگران و زحمتکشان بخش های مختلف کشاورزی، کارخانه، خوراک دام، تجهیزات مکانیکی، اموراداری و زیربنایی هفت تپه!
عدالت خواهان ریاکار و عقبه رسانه ای آنان، نمی توانند کارگران هفت تپه را از پیگیری مطالباتی بازدارند.
تاکنون هر وقت کارگران هفت تپه برای حقوق و مطالبات شان دست به اعتراض زده اند، به روش های مختلف سعی در پراکندن معترضان کرده اند. در یک نمونه جدید، خبرگزاری فارس، برای پاشیدن تخم یاس و ناامیدی در میان کارگران اعتصابی ادعای “تعطیلی” شرکت نیشکر هفت تپه را مطرح کرده است.
اگر گمان کرده اند کارگرانی که سه ماه حقوق نگرفته اند با اعلام پیگیری نقشه همیشگی شان در نابودی نیشکر هفت تپه و غارت منابع آن از سوی شرکای محلی و منطقه ای، و کارفرما به شکل «خبر» تعطیلی هفت تپه، از اعتراض خود دست می کشند، کارگران نیشکر را نمی شناسند و از اعتراضات کارگران هفت تپه درس نیاموخته اند.
روشنگر چهره دروغ پردازان و مدعیان ریاکار عدالت خواهی است که از یک سو دادگاه محاکمه اسدبیگی و فساد مالی مالکان تحمیلی هفت تپه را به راه می اندازند و همزمان فریاد گرسنگی کارگران هفت تپه را که در این شرایط فقر و فلاکت سه ماه است مزدشان را نگرفته اند، نه تنها با مصادره گوشه ای از دارایی های غارت شده آنان از سوی اسدبیگی نمی پردازند که از هم پاشاندن اعتراض کارگران را با انتشار خبر دروغ تعطیلی هفت تپه هدف می گیرند.
عدالت خواهان ریاکار و رسانه های آنان بدانند که کارگران هفت تپه از بدو اعتراضات شان تا امروز با همه تاکتیک های آنان روبرو شده و ترفندهای آنان را خنثی کرده اند اما از مطالبه گری دست برنداشته اند. نقشه تعطیلی هفت تپه و غارت زمین ها و تقسیم آنها بین عناصر اصلی شبکه محلی مافیای حاکم بر شوش و هفت تپه و باقی گذاشتن بخش ناچیزی برای تولید شکر با هدف بستن دهان معترضان نقشه امروزشان نیست. بیش از یک دهه است که کارگران هفت تپه علیه این طرح که هرگز کنار گذاشته نشده و هر بار به شکلی مطرح شده درگیر بوده و هستند. کارگران مستاصل و ناامید نشدند بلکه با پیگیری بر حق خواهی، وجدان های بیدار هم طبقه ای های خود و همه آزادیخواهان و حامیان حقوق کارگری را به یاری و همبستگی فرا خواندند. این کارگران امروز هم که حقانیت شان در مورد فاسد و نالایق بودن کارفرمای هفت تپه و زد و بندهای رانتی اش با دستگاه مدیریت آشکار شده، در مقابل نابودی نیشکر هفت تپه و غارت زمین های آن مقاومت می کنند.
سندیکای کارگراننیشکر هفت تپه در پایان این اطلاعیه ضمن حمایت از خواست های کارگران هرگونه چشم داشتی را به اموال نیشکر هفت تپه را محکوم کرده و تاکید کرده هفتتپه متعلق به کارگران میباشد
دور جدید اعتصاب در نیشکر هفت تپه
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه از آغاز اعتراضات دوباره ی کارگران این شرکت از روز دوشنبه خبر داده است.
در اطلاعیه ای که سندیکا در این مورد منتشر کرده، آمده است: امروز دوشنبه مورخ ۲۶خرداد ماه، کارگران تمام بخشهای شرکت نیشکر هفت تپه دست از کار کشیدند.
کارگران ابتدا با تجمع در مقابل کارخانه به طرف تجهیزات مکانیکی وسایر قسمتها راهپیمایی کردند. آن ها سپس تجمع خود را مقابل دفتر مدیریت ادامه دادند.
بر اساس گزارش سندیکای کارگران هفت تپه، سایر بخشهای شرکت از جمله کارگران امور کشاورزی، و امور اداری، نیز در این اعتصاب حضور دارند.
کارگران اعتصابی خواستار پرداخت دستمزد، لغو خصوصی سازی شرکت هفت تپه و تمدید مهلت دفترچه های درمانی،شده اند.
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه ضمن درود و خسته نباشید به کارگران اعتصابی، از اعتصاب به حق کارگران هفت تپه حمایت کرده و خواستار رسیدگی هرچه سریعتر به خواسته های کارگران شده است.
یوسف بهمنی از کارگران شرکت هفت تپه که سابقه ی ۱۸ سال و نیم کار در این شرکت دارد، در گفتگو با مرضیه ی امیری از روزنامه شرق از شروع دور جدید اعتراضات در این شرکت خبر می دهد و می گوید: همین الان که با شما صحبت میکنم، کسی حاضر به پرداخت حقوق و دستمزد ما نیست. ما الان سه ماه است هیچ دستمزدی دریافت نکردیم. ما سه ماه حقوق از شرکت طلبکار هستیم. تازه آخرین دستمزدی هم که دریافت کردیم در سه ماه پیش، زمانی بود که تازه مهندس آمیلی به کارخانه بهعنوان نماینده تامالاختیار وارد شده بود.
سهام هفتتپه را به کارگران واگذار کنید
کارگران هفت تپه در اعتراضات خود خواستار آن شده اند که سهام شرکت به کارگران واگذار شود.
حسین آمیلی، سرپرست فعلی هفتتپه در گفتگو با شرق میگوید؛ فعلا هیچ صحبت و بحثی درباره تغییر مالکیت هفتتپه مطرح نیست مگر اینکه دادگاه در جریان صدور حکم برای امید اسدبیگی و مهرداد رستمی، درباره این موضوع تصمیمی بگیرد.
یکی از کارگران این شرکت به شرق می گوید: ما چهار سال مدام تأکید کردیم که این مدیران هدفشان تولید و تقویت اقتصاد نیست، به هزاران موارد متهم شدیم، بازداشت شدیم و روزگارمان سختتر شد. حالا همین آقای امید اسدبیگی به شکل آزادانه برای خودش میرود و میآید و در جلسات دادگاهش حاضر میشود. کارگران بازداشتی ما آقایان محمد خنیفر و اسماعیل بخشی با وجود اینکه احکام قضائی آنها لغو شد و مشمول عفو شدند، هنوز اجازه بازگشت به کار و حضور در شرکت هفتتپه را ندارند. زمانی که همه شاهد پرونده قاچاق یک و نیم میلیارد دلاری اسدبیگی و شرکایش هستیم، چه کسی پاسخگوی همسر و فرزند بخشی است، چه کسی پاسخ دلهرههای خنیفر و سفرههای هزاران کارگر را میدهد، ما مطالبهمان این است که کارگران اخراجی به کار بازگردند، دستمزدمان را سر موقع دریافت کنیم و وضعیت قراردادهایمان با امنیت شغلی همراه باشد. ما میخواهیم تکلیف مالکیت و مدیریت هفتتپه روشن شود.
یوسف بهمنی کارگر هفتتپه هم میگوید: بعد از بازشدن پرونده قضائی برای اسدبیگی و شرکایش، فساد و ناکارآمدی و نداشتن اهلیت آنها که چند سال بود کارگران هفتتپه در جریان اعتراضاتشان بر آن تأکید میکردند، بحث مالکیت هفتتپه مطرح است. ما همان زمانی هم که کارخانه به بخش خصوصی (امید اسدبیگی و مهرداد رستمی) در حال انجام بود، مخالف این کار بودیم. الان هم ما برای تعیین تکلیف مدیریت و مالکیت هفتتپه یک حرف مشخص داریم و مطالبهمان را در جریان اعتراضات قبلی بارها عنوان کردهایم و باز هم خواهیم گفت. ما نمیخواهیم هفتتپه خصوصی باشد. پیشنهاد ما این است که شرکت هفتتپه به شکل تعاونی اداره و سهام این شرکت به کارگران واگذار شود. هیچکس بهاندازه خود کارگران هفتتپه دلسوز و متعهد به تولید و سرپاماندن هفتتپه نیست، چون ما با این شرکت زندگی کردهایم و روزی گذراندهایم.