مه گلرخ ایرایی؛ فشارها بر زینب جلالیان ادامه دارد

«زینب جلالیان یکی از قدیمی‌ترین زندانیان سیاسی ایران است. او پس از گذراندن سال‌ها حبس در بازداشتگاه‌ها و زندان‌های مختلف و پس از تحمل شکنجه‌های بسیار، مجدداً در روزهای اخیر از زندان خوی که نزدیک به محل سکونت خانواده‌اش است، به زندان قرچک ورامین منتقل شد و با فشارهای مجدد ماموران امنیتی مواجه شد.

زینب جلالیان طی سال‌های طولانی حبس در برابر تمامی آزار و اذیت‌ها مقاومت کرد و تن به اعترافات دیکته شده‌ی امنیتی‌ها نداد.

این انتقال نابهانگام پس از سال‌ها حبس و همچنین انتقال سکینه پروانه دیگر زندانی سیاسی کرد به زندان قرچک ورامین که در ماه‌های اخیر فشارهای زیادی را متحمل شده شده، برای اعمال فشار بیشتر بوده است.

سکینه پروانه از زمان انتقال به زندان قرچک برای اعمال فشار بیشتر بارها با بیمارستان روان‌درمانی امین‌آباد منتقل و مورد صرب و جرح قرار گرفته است. و باید گفت این‌ها همه گویای نقض حقوق انسان است.

این حرکات کینه‌توزانه توسط ارگان‌های امنیتی محکوم است و سکوت در برابر آن جنایت است و مسئولیتی سنگین برعهده مدعیان می‌گذارد.

زینب جلالیان، نه فقط یک شخص و نه فقط یک زندانی است؛ بلکه مفهوم گم‌شده‌ی مبارزه در فضای مبتذل سیاسی امروز ایران است.

زینب جلالیان آموزگار الفبای آزادی‌خواهی است. او مفهوم مقاومتی است که توسط دوست و دشمن از یاد برده شد.

زنده باد یاد فرزاد کمانگر که در دهمین سالروز جان‌باختن‌اش هستیم. و پُر رهرو باد راه آزادی‌خواهانی که فریفته‌ی نام و جایگاه نشدند؛ و اگرچه سر به دار و تن به تازیانه داده‌اند، مفهوم مبارزه را دست‌خوش منافع و مطامع شخصی نکرده‌اند.

گلرخ ابراهیمی ایرایی / ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۹ / زندان قرچک ورامین”.




چهارمین روز اعتصاب کارگران معادن ذغال سنگ کرمان

اعتصاب کارگران معادن ذغال سنگ کرمان

روز پنج شنبه ۱۸ اردیبهشت برای چهارمین بار درماه جاری، کارگران شرکت معادن زغال سنگ کرمان برای اعتراض به واگذاری به بخش خصوصی، عدم عقد قرارداد دائمی و اجرا نشدن طرح طبقه بندی مشاغل دست به تجمع مقابل ساختمان شرکت زدند.

کارگران خشمگین ساختمان شرکت معادن زغال سنگ را تخلیه و کارمندان داخلی را به بیرون هدایت کردند.

به گزارش یک منبع خبری محلی،در حالی روزپنج شنبه ۱۸ اردیبهشت، مدیر روابط عمومی سازمان صمت استان کرمان از لغو سفر وزیرصنعت به کرمان خبر داد که کارگران شرکت زغال ‌سنگ چهارمین روز تجمع خود را می‌گذرانند و منتظر جواب مسئولان هستند.

روز سه شنبه ۱۶اردیبهشت بهارستان نشین کرمانی از سفر روز ۱۷ اردیبهشت وزیر صنعت و معاون امور معادنش به کرمان ورسیدگی به خواسته های کارگران معترض شرکت معادن زغال سنگ کرمان خبر داده بود.

روز ۱۷ اردیبهشت با جا به جایی یک روزه سفر قرار شد روز پنج شنبه ۱۸اردیبهشت سفر وزیر صمت و معاونش به کرمان انجام شود.

اما صبح روز پنج شنبه مدیر روابط عمومی سازمان صمت استان کرمان با اعلام لغو سفر وزیرصنعت از سفر معاون امور صنایع و معادن وزیر به استان کرمان خبر داد.




اعتراض به “اخراج فله‌ای” پرستاران از بیمارستان‌های خصوصی در ایران

خانه پرستار در ایران چندی پیش با انتشار اعلامیه‌ای از “اخراج” پرستاران از بیمارستان‌های خصوصی ایران به “بهانه‌های واهی” خبر داد
اغلب بیمارستان‌های بخش خصوصی در ایران پیش از شیوع کرونا از طریق جراحی‌‌ها عمده درآمد خود را تأمین می‌کردند اما اکنون که به علت شیوع کرونا تعداد مراجعات به بیمارستان‌ها کاهش یافته است، درآمدها نیز در سه ماه اسفند، فروردین و اردیبهشت کاهش یافته و بعضی از بیمارستان‌های خصوصی در تهران و شهرهای دیگر ایران پرستاران را از کار اخراج کرده‌اند.

بیمارستان آتیه در تهران از جمله بیمارستان‌های خصوصی است که اقدام به “تعدیل نیرو” کرده است. این بیمارستان ۱۲۰۰ نیرو دارد و حدود ۶۰۰ نفر را تعدیل کرده است.

دکتر خلیل علیزاده بنیانگذار و رییس بیمارستان آتیه با انتشار ویدیویی در این مورد گفت: “شرمنده‌ام. حالت پدری را دارم که فرزندانش مایحتاج اولیه زندگی را می‌خواهند اما نمی‌تواند برآورده کند.” .

ایرج حریرچی، معاون وزارت بهداشت ایران این موضوع را مربوط به بخش خصوصی دانسته و گفت: متولی آن وزارت رفاه است و قانون کار در این رابطه حاکم است. ما در این رابطه کارویژه‌ای نداریم. تنها می‌توانیم به بیمارستان‌های خصوصی توصیه کنیم در دوره مشکلات با همدیگر مدارا کنید.

محمد شریفی مقدم رئیس سازمان نظام پرستاری ایران گفت: وزارت بهداشت در دوران مبارزه با کرونا قراردادهای ۸۹ روزه با ده ها پرستار منعقد کرده است. این نوع قرارداد یک قرارداد استثماری و قرون وسطایی است. پرستاران در دوران کرونا اسفند، فروردین و اردیبهشت باید ریسک کار در بیمارستان را قبول کند ولی قرارداد ۸۹ روزه با او می بندند.

بنابر اعلام سازمان نظام پرستاری ایران حدود ۸ هزار پرستار در بخش خصوصی و ۳۰ هزار پرستار به عنوان شرکتی در ایران کار می‌کنند.




بیانیه مشترک سندیکای کارگران هفت تپه وگروه اتحاد بازنشستگان به مناسبت اول ماه مه

نویدنو

رویاروئی با کرونای طبیعی و کرونای سرمایه داری! 

به مناسبت اول ماه مه (۱۲ اردیبهشت) 1399

اول ماه مه امسال، طبقۀ کارگر و دیگر توده های استثمار شده، زیر ستم و محروم جامعه با شرایط بسیار وخیمی روبرو هستند: بیماری کرونا در سراسر جهان به شیوع مرگ آور و یکه تازی ویرانگر خود ادامه می دهد و میلیون ها انسان، بویژه محرومان جامعه را به زیر گیوتین مرگ می فرستند در حالی که نظام سرمایه داری، به رغم انباشت عظیم ثروت و امکانات علمی، اقتصادی، تکنولوژیکی و غیره از رویاروئی با این اپیدمی عاجز مانده است.

کرونا صدها میلیون انسان را در سراسر جهان مجبوربه قرنطینه نشینی کرده است. در این انزوای دردناک، یا در گوشۀ بیمارستان های غالبا بی تجهیزات و مملو از بیماران کرونایی، انسان های بسیاری منتظر مرگ یا تشدید بیماری خود یا نزدیکانشان هستند. اما این تنها یک روی فاجعه است، روی دیگر فاجعه، نظام استثمارگر و مخرب سرمایه داری است که برخلاف کرونا موسمی نیست بلکه دیرپاست و به شکل مداوم و با دامنۀ وسیع تری زندگی میلیاردها کارگر و زحمتکش را در سراسر گیتی به مرگ تدریجی تهدید می کند.

کرونا باعث افزایش بیکاری دائمی یا موقت ده ها میلیون کارگر در جهان شده است؛ اما نباید از نظر دور داشت که نظام سرمایه داری پیش از کرونا صدها میلیون بیکار در سراسر جهان به ارمغان آورده بود! کرونا جان صدها هزار تن را در سراسر جهان گرفته – که بسیاری از آنان از محرومان جامعه بوده اند – نظام سرمایه داری شیرۀ جان و زندگی صدها میلیون را هر روز و هر ساعت می مکد و آنان را به فرسودگی، بیماری، تباهی و مرگ تهدید می کند. فراگیری کرونا در گستره وسیع جهانی تنها به خاطر مرگبار بودن این ویروس و لاعلاجی آن در سطح کنونی تکامل دانش پزشکی نیست. این شیوع و گسترش مرگبار تا حد بسیار زیادی ناشی از منافع سلاطین سرمایه است که به چیزی جز سود نمی اندیشند و حد اکثر تلاش خود را برای کاستن بودجه های آموزش، بهداشت و درمان و تأمین اجتماعی و افزایش هزینه های نظامی و امنیتی به کار بسته اند که حاصل آن چیزی جز فروپاشی ساختار جامعۀ بشری نیست. بحران کرونا پوسیدگی مناسبات حاکم و بحران بزرگ اقتصادی جاری را نمایان کرد. این درسی است که کارگران و زحمتکشان از بروز بحران های اقتصادی، سیاسی و طبیعی و محیط زیستی موجود می آموزند و پاسخ ایجابی آن باید مهیا کردن شرایطی در جهت تأمین رفاه، آسایش، صلح و ثبات برای جامعه انسانی باشد.

نظام سرمایه داری در روز جهانی کارگر امسال حالت ویژه ای به خود گرفته است: کرونای سرمایه داری در شرایط شیوع کرونای طبیعی، چهرۀ کریه و مرگبار خود را عریان تر نشان داده و در نتیجه ضرورت همبستگی و اتحاد کارگران در سراسر جهان را بیش از پیش آشکار ساخته است.
در ایران نظام سرمایه داری به شکلی وحشیانه تر و کورتر از بسیاری نقاط دیگر جهان عمل می کند. مزد کارگران در ایران از پائین ترین مزدها در سراسر جهان است و نرخ بیکاری و تورم در ایران از بالاترین نرخ های جهانی. اکثریت قریب به اتفاق کارگران بیکار از مستمری بیکاری و دیگر بیمه های اجتماعی محرومند. وضع زنان در ایران بویژه زنان کارگر از مردان کارگر نیز بدتر است و زنان کارگرعلاوه بر استثمار و ستمی که بر عموم کارگران حکفرماست از ستم و تبعیض جنسی نیز رنج می برند. کارگران حق طلب و فعالان مدافع حقوق کارگران از سوی نظام سرمایه داری و دستگاه های قضائی، امنیتی و انتظامی زیر شدیدترین فشارها قرار گرفته اند و می گیرند. پاسخ نظام سرمایه داری و نهادهای حاکم به خواست های کارگران ضرب و شتم، شکنجه، حبس های طولانی، اخراج و انواع فشارها، توهین ها و تحقیرهاست.

یک نمونه از غارتگری و سرشت پلید نظام سرمایه داری ایران و حامیان آن تصویب حداقل مزد در چند هفتۀ گذشته است، حداقلی که از یک پنجم خط فقر در جامعه نیز کمتر است. اما ستم بر طبقۀ کارگر ایران تنها ستم و استثمار اقتصادی نیست. کارگران ایران زیر ستم سیاسی، فرهنگی و اجتماعی نیز هستند و اول ماه مه فرصتی است که در آن کارگران از هم سرنوشتی خود و هم طبقه ای خود و دیگر زخمتکشان در ایران و در سراسر جهان آگاه شوند و برای حل معضلات مشترک و درد مشترک چاره اندیشی کنند. درد مشترکی که تا نظام سرمایه داری پابرجاست از میان نخواهد رفت کارگران زیر یوغ ستم و استثمار باقی خواهند ماند. پیام اول ماه مه پیام مبارزۀ متحدانه برای تغییر بنیادی جامعه است.
ما در شرایط کنونی همۀ کارگران و همۀ پشتیبانان حنبش کارگری را به اتحاد عمل برای گسترش و تعمیق مبارزه حول محورهای زیر دعوت می کنیم:

-ایجاد تشکل های مستقل کارگران صنعتی، معدنی، ساختمانی، کشاورزی و خدماتی در تمام سطوح (کارخانه و محل کار، واحد تولیدی و خدماتی، منطقه ای و سراسری)

-آزادی اعتصاب، تظاهرات، اعتراض، آزادی بیان و عقیده، تشکل و تحزب

آزادی کارگران زندانی و زندانیان سیاسی؛ منع تعقیب قضائی کارگران زندانی و بازگشت بی قید و شرط آنان به کار و محل زندگی خود

-برابری زنان و مردان در تمام عرصه های حقوقی، سیاسی، اقتصادی- اجتماعی، مدنی و فرهنگی

-مزد برابر کارگران زن و مرد برای کار یکسان

-افزایش حداقل دستمزد به میزان ٩ میلیون تومان در ماه برای خانوار متوسط کارگری (از نظر تعداد اعضا)

-برقراری بیمه های اجتماعی و بویژه بیمه های درمانی و حق بیکاری برای کارگران بیکار و جویندگان کار

-مبارزه با هرگونه تبعیض جنسیتی، عقیدتی، ملی، و قومی در محیط کار.

-آموزش رایگان در تمام سطوح.

-ترمیم حقوق بازنشستگان به طوری که از حداقل دستمزد کمتر نباشد، یکسان سازی حقوق بازنشستگان و شاغلان، بیمۀ کامل و تأمین مسکن برای بازنشستگان، نظارت نمایندگان منتخب بازنشستگان بر صندوق های بازنشستگی و دارائی های عمومی بازنشستگان

-معالجه و مداوای کامل و رایگان همۀ بیماران کرونائی؛ افزایش حقوق و پرداخت پاداش به همۀ کارکنان بهداشت و درمان بویژه در مبارزه با کرونا؛ تأمین زندگی خانواده های جانباختگان کرونا.

-منع کار کودکان و تأمین زندگی و آموزش کودکان کار.

مستحکم باد اتحاد و همبستگی کارگران در سراسر جهان
پرتوان باد مبارزۀ کارگران برای رهائی از استثمار و نظام طبقاتی
فرخنده باد اول ماه مه روز جهانی کارگر

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
گروه اتحاد بازنشستگان

۷ اردیبهشت




اعلامیهٔ کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران به ‌مناسبت اوّل ماه مه
بزرگداشت مبارزهٔ تاریخی کارگران و زحمتکشان جهان برای رهایی از زنجیرهای ستم سرمایه

به نقل از «نامهٔ مردم»، شمارۀ ۱۱۰۲، ۸ اردیبهشت

رژیم ولایت فقیه سدّ اساسی در راه تحقق حقوق کارگران و زحمتکشان در میهن ماست!

پیروز باد مبارزهٔ‌ متحد و سراسری کارگران و زحمتکشان بر ضد ظلم، بی‌عدالتی، سرکوب، خصوصی‌سازی، و نقض حقوق صنفی!

احیای سندیکاهای مستقل کارگری راهکارِ مؤثر برای تحقق حقوق صنفی کارگران و حفاظت از آنهاست! 

 کارگران و زحمتکشان مبارز!

کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران فرارسیدن اوّل ماه مه (۱۱ اردیبهشت)، روز جهانی کارگر را به شما شادباش می‌گوید. بزرگداشت اوّل ماه مه امسال، به خاطر همه‌گیری کنونی ویروس کووید-۱۹ بی‌شک در شرایطی ویژه و بدون آنکه میلیون‌ها کارگر بتوانند در شهرهای جهان در مراسم و راه‌پیمایی‌های شکوهمند هر ساله شرکت کنند،‌ برگزار خواهد شد. با وجود این، فراموش نمی‌کنیم که اهمیت بزرگداشت روز جهانی کارگر در تجدید عهد با آرمان‌های والای پایان دادن به بی‌عدالتی، محرومیت، و بهره‌کشی از نیروی کار توسط سرمایه است. روز جهانی کارگر نماد برافراشته نگاه داشتن پرچم رزمی است که کارگران شیکاگو در روز چهارم ماه مه ۱۸۸۶ در میدان “هِی‌مارکِت” در اعتراض به کشتار روز قبل پلیس و ادامهٔ اعتراض به شرایط دشوار کار و به خاطر کاهش ساعت کار روزانه به هشت ساعت برافراشتند. این تجمع اعتراضی نیز با یورش سرکوبگرانه و تیراندازی پلیس شیکاگو روبرو شد. سه سال پس از این نبرد قهرمانانهٔ کارگران شیکاگو، شرکت‌کنندگان در کنگرهٔ انترناسیونال دوّم، روز اوّل ماه مه را‌ به پاس رزم و خاطرهٔ ماندگار کارگران جان‌باخته در شیکاگو، روز جهانی کارگر اعلام کردند.

امسال بزرگداشت روز اوّل ماه مه در شرایطی برگزار می‌شود که شیوع ویروس همه‌گیر کورونای جدید جهان را در شرایط بسیار دشوار و ویژه‌ای قرار داده است. بر اساس آخرین گزارش‌ها، بیش از ۳میلیون نفر در سراسر جهان به این ویروس آلوده شده‌اند و بیشتر از ۲۰۰هزار نفر بر اثر ابتلا به این ویروس جان باخته‌اند. بخش بزرگی از قربانیان این فاجعهٔ جهانی زحمتکشان و محرومان کشورهای جهان هستند. در شرایط ادامهٔ این بحران سلامت، و بحران اقتصادی سرمایه‌داری که پیش از آن آغاز شده بود، عملکرد سرمایه‌داری جهانی که در درجهٔ اوّل به نجات سرمایه‌داران بزرگ و شرکت‌های بزرگ مالی اولویت داد، آن هم در حالی که ده‌ها میلیون نفر در کشورهای سرمایه‌داری پیشرفته به صف بیکاران پیوسته‌اند و برای تأمین حداقل زندگی با دشواری‌هایی جدّی روبرو هستند، نشان روشنی از ماهیت ضدانسانی و بی‌رحمانهٔ نظام اقتصادی سرمایه‌داری است. فقط در آمریکا، یعنی در بزرگ‌ترین قدرت سرمایه‌داری دنیا، شمار زحمتکشانی که در سه ماه گذشته به صف بیکاران پیوسته‌اند از مرز ۲۶میلیون نفر گذشته است، که معادل با ۱۵درصد نیروی کار آن کشور است.

ادامهٔ سیاست‌های مخرّب نولیبرالی توسط حکومت‌های کشورهای پیشرفتهٔ سرمایه‌داری، به بحران فزایندهٔ بیکاری و فقر صدها میلیون انسان زحمتکش در پهنهٔ جهان منجر شده است. بر اساس گزارش سازمان بین‌المللی کار (آی.ال.او) با عنوان “چشم‌انداز اجتماعی و کار” که در سال ۲۰۱۹ (۱۳۹۸) منتشر شده است، “از ۳٫۳میلیارد نفری که در سال ۲۰۱۸ در جهان مشغول به کار بودند، اکثریت آنها از رفاه مادّی،‌ امنیت اقتصادی، ‌و فرصت‌های برابر برای پیشرفت و تحوّل برخوردار نبوده‌اند.” بر اساس همین گزارش، در سال ۲۰۱۸ (۱۳۹۷) بیش از ۱۷۲میلیون نفر بیکار یا نیمه‌بیکار بوده‌اند که سالانه ۱میلیون نفر نیز به آنها افزوده می‌شود. البته این ارقام در شرایط شیوع ویروس کورونای جدید در جهان، که پیامدهای فاجعه‌باری بر اقتصاد بحران‌زدهٔ جهان سرمایه‌داری داشته است، بسیار نگران‌کننده‌تر می‌شود. بر اساس برآوردهای صندوق بین‌المللی پول، وضعیت کنونی اقتصاد جهان بسیار شبیه به دوران رکود بزرگ اقتصادی سال‌های ۱۹۲۹ تا ۱۹۳۲ است. به گفتهٔ گای رایدر، دبیرکل سازمان بین‌المللی کار، در فروردین ۱۳۹۹، میزان بیکاری در جهان اکنون از مرز ۱۹۰میلیون نفر گذشته است، و در شرایط کنونی، به خاطر بسته شدن بسیاری از شرکت‌ها و واحدهای تولیدی، بیش از  ۷/۲میلیارد کارگر با دشواری‌های همه‌جانبهٔ مالی-اقتصادی روبرو هستند.

سرمایه‌داری جهانی در حالی‌که برای رهایی از چنگال بحران عمیق و همه‌جانبهٔ اقتصادی‌اش در هفته‌های اخیر هزاران میلیارد دلار از دارایی‌های ملّی کشورهای گوناگون را به حساب شرکت‌ها و انحصارهای بزرگ در رشته‌های گوناگون سرازیر کرده است، در قبال کارگران سیاست‌های ریاضت‌کشی سخت‌گیرانه‌اش را همچنان ادامه می‌دهد (فقط در آمریکا در هفته‌های اخیر بیشتر از ۲۰۰۰میلیارد دلار برای کمک به گردش اقتصادی اختصاص داده شده است که از این میزان دو سوم آن دلار سهم شرکت‌های بزرگی مثل بوئینگ بوده است). واقعیت این است که در شرایط بسیار دشوار کنونی، حقوق و آزادی‌های دموکراتیک طبقهٔ کارگر و زحمتکشان جهان بیش از پیش در معرض تهاجم سرمایهٔ انحصاری و سیاست‌های مخرّب و ضدانسانی و رها از هر قیدوبند سرمایه برای استثمار خشن توده‌های محروم قرار گرفته‌ است. 

کارگران و زحمتکشان میهن!

با فرا رسیدن ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۹،‌ نزدیک به هفت سال از روی کار آمدن دولت حسن روحانی می‌گذرد. رئیس‌جمهوری که خود را “کلیددار”‌ نجات ایران از بحران سیاسی–اقتصادی معرفی می‌کرد، همان سیاست‌های کلان اقتصادی دولت فاسد و ضدمردمی احمدی‌نژاد را دنبال و اجرا کرد؛ سیاست‌هایی که توسط دفتر علی خامنه‌ای و مشاوران او تنظیم و به هر دو دولت دیکته شده بود و ثمره‌اش ادامهٔ بحران اقتصادی و تشدید فقر و محرومیت طبقهٔ کارگر ایران و دیگر قشرهای زحمتکش جامعه بوده است. واقعیت این است که حتی پیش از آغاز شیوع گستردهٔ ویروس کورونای جدید نیز اقتصاد ایران، در درجهٔ اوّل به دلیل سیاست‌های نادرست رهبری جمهوری اسلامی و نیز به سبب تحریم‌های غیرانسانی دولت ترامپ، در وضعیت بسیار وخیمی قرار داشت.

یکی از مهم‌ترین معضلات کنونی رژیم اُفت عظیم درآمد ارزی ناشی از فروش نفت در بازارهای بین‌المللی است. بر اساس برآوردهای صندوق بین‌المللی پول، ایران برای اینکه بتواند بودجهٔ سال آیندهٔ خود را متوازن کند، نیاز به فروش نفت با قیمت هر بشکه در حدود ۱۹۵ دلار خواهد داشت که این رقم بی‌شک غیرواقع‌بینانه است. (متوسط قیمت هر بشکه نفت در ماه‌های اخیر ۴۰ دلار بوده است که با شروع بحران کورونا به‌شدت سقوط کرد، و برای مثال، قیمت پیش‌فروش نفت آمریکا برای ماه مه به منهای ۳۷ دلار سقوط کرد.) به گزارش رویترز از صندوق بین‌المللی پول، ایران که یکی از مهم‌ترین اعضای سازمان کشورهای صادر کننده نفت (اوپک) است، در سال ۲۰۱۹ (۱۳۹۸–۱۳۹۹)‌ به خاطر تحریم‌های آمریکا با کسری بودجهٔ چهار و نیم درصدی مواجه بوده است. بر اساس همین گزارش، کاهش ارزش پول ملّی ایران پس از بازگشت تحریم‌های آمریکا (در سال ۱۳۹۷) باعث اختلال در تجارت خارجی و افزایش تورّم سالانه شده است. صندوق بین‌المللی پول میزان تورّم امسال در ایران را ۳۵٫۷درصد پیش‌بینی کرده است. بر اساس پیش‌بینی صندوق بین‌المللی پول، صادرات کالا (که بخش اعظم آن کالاهای نفتی و گازی است) و خدمات ایران از  ۱۰۳میلیارد و ۲۰۰میلیون دلار در سال گذشته (۲۰۱۸) به ۶۰میلیارد و ۳۰۰میلیون دلار در سال ۲۰۱۹ کاهش یافته و در سال ۲۰۲۰ نیز باز هم با کاهش روبرو می‌شود و به ۵۵٫۵میلیارد دلار سقوط خواهد کرد.

از جمله پیامدهای مستقیم سیاست‌های ویرانگر و ضدملّی اقتصادی جمهوری اسلامی که هدف اساسی آن تأمین منافع سرمایه‌داری بزرگ کشور بوده و است، رشد فزایندهٔ بیکاری و تشدید و گسترش بی‌سابقهٔ فقر و محرومیت ده‌ها میلیون خانوادهٔ ایرانی بوده است که حتی برای تأمین زندگی حداقلی، با دشواری‌های بسیاری روبرو هستند. بر اساس نتايج طرح آمارگيری نيروی‌كار که در پاییز سال ١٣٩۸ منتشر شد، آمار بيكاری افراد ۱۵ ساله و بيشتر نشان مي‌دهد كه ۱۰٫۶درصد از جمعيت فعال و آماده به کار کشور (شاغل و بيكارشده)، در سال ۱۳۹۷بيكار بوده‌اند. البته این ارقام در ماه‌های اخیر و با شیوع بیماری کووید-۱۹ بسیار وخیم‌تر شده است.

دفتر مدل‌سازی دانشگاه امام صادق از نتیجهٔ مطالعه‌ای خبر داده که نشان می‌دهد که از آغاز شیوع کورونای جدید تا کنون، تولید ۶۵درصد از بنگاه‌های اقتصادی ایران کاهش یافته است. بر پایهٔ یافته‌های این پژوهش، فقط فعالیت ۴درصد از بنگاه‌ها افزایش داشته است. بر این اساس، افزایش چشمگیری در میزان بیکاری پیش‌بینی می‌شود، در حالی که به روایت مرکز آمار، میزان بیکاری جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله در تابستان سال ۱۳۹۸ بیش از ۲۶درصد بوده است.

کارگران و زحمتکشان مبارز!

بیش از ۴۱ سال از انقلاب بهمن ۱۳۵۷ می‌گذرد؛ انقلابی که با شرکت پُرتوان کارگران کشور به پیروزی رسید و بهبود وضعیت و تحقق حقوق کارگران یکی از آرمان‌های آن بود. به‌جز دورهٔ‌ بسیار کوتاهی پس از پیروزی انقلاب، حکومت جمهوری اسلامی در تمام این سال‌ها سیاست‌های ضدملّی و کارگر ستیزانه‌ای را دنبال کرده است که پیامدهای بسیار وخیمی برای کارگران و زحمتکشان میهن ما به همراه داشته است. طبقهٔ کارگر و زحمتکشان به تجربه دریافته‌اند که رژیم ولایت فقیه سدّ اساسی در راه بهبود وضعیت زندگی زحمتکشان و تحقق حقوق و آزادی‌های دموکراتیک،‌ از جمله حق تشکل در سندیکاهای مستقل کارگری است.

دولت‌های پی‌درپی جمهوری اسلامی، از جمله دولت کنونی حسن روحانی، نه‌فقط هیچ گام اساسی و مثبتی در راه تحقق حقوق کارگران و زحمتکشان برنداشته‌اند، بلکه در نتیجهٔ سیاست‌های آنها، زندگی شخصی و حرفه‌یی زحمتکشان میهن ما در چهار دههٔ اخیر، در عرصه‌های متفاوت، با دشواری‌هایی جدّی‌ روبرو شده است. در هفته‌های اخیر شاهد بودیم که شورای عالی کار افزایش ۲۱درصدی مزدها در سال ۱۳۹۹ را اعلام کرد، در حالی که بر اساس برآوردهای رسمی، نرخ تورّم بیش از ۳۶درصد است. به این ترتیب، قدرت خرید خانواده‌های زحمتکش و مزدبگیر ایران در واقع ۱۵درصد کاهش می‌یابد. این کاهش قدرت خرید در حالی به کارگران تحمیل می‌شود که در بودجهٔ سال ۹۹ دولت روحانی، صدها میلیارد تومان به نهادهای مذهبی وابسته به سران حکومت اختصاص داده شده است که هیچ نقشی در تولید ملّی ندارند. به‌عنوان نمونه، بودجهٔ مرکز خدمات حوزه‌های علمیه ۷۹۹میلیارد تومان تعیین شده است، در حالی که بودجهٔ این نهاد در سال پیش ۶۹۸میلیارد تومان بود. یعنی دولت برای سال آینده (۹۹) بودجهٔ این نهاد مذهبی را ۱۴درصد افزایش داده است. برای سازمان تبلیغات اسلامی نیز که از لحاظ میزان دریافت بودجه‌های هنگفت توسط دستگاه‌های مذهبی و فرهنگی حکومت ولایی در رتبهٔ سوّم قرار دارد، بودجه‌ای با رقم ۵۱۴میلیارد تومان اختصاص یافته است.

در راستای همین سیاست‌های ضدملّی، روز چهارشنبه ۲۷ فروردین امسال، دولت روحانی در ادامهٔ سیاست‌های خانمان‌برانداز سرمایه‌داری نولیبرالی دولت‌های قبلی، سیاست‌های خصوصی‌سازی خود را در ابعادی تازه توسعه داد و اموال سازمان تأمین اجتماعی را، به نفع سرمایه‌داری تاراجگر و غارتگر، برای فروش به بازار سهام ارائه کرد. روحانی با موافقت خامنه‌ای ولی فقیه حکومت اسلامی، ۱۰درصد از اموال و دارایی‌های شرکت سرمایه‌گذاری تأمین اجتماعی (شستا) را برای فروش در بازار بورس اوراق بهادار گذاشت.

کارگران و زحمتکشان مبارز!

حکومت جمهوری اسلامی از همان آغاز بنیادگذاری به‌خوبی از توان طبقهٔ کارگر و نقش تاریخی آن در سرنگون کردن حکومت دیکتاتوری-پلیسی شاه آگاه بود و از همان رو نمی‌خواست تا طبقهٔ کارگر ایران در سازمان‌های صنفی و مستقل خود سازمان‌دهی شود. حمله به سندیکاهای کارگری، و سپس یورش همه‌جانبه به حزب تودهٔ‌ ایران، حزب مدافع طبقهٔ کارگر،‌ در سال ۱۳۶۱، که در جریان آن شماری از برجسته‌ترین چهره‌های جنبش سندیکایی ایران دستگیر و روانهٔ زندان‌ها و شکنجه‌گاه‌های “سربازان گمنام امام زمان”‌ شدند، نشانهٔ روشنی از کارگرستیزی حاکمان کنونی در کشور ما بود. رژیم ولایت فقیه همچنین کوشیده است تا با راه انداختن تشکل‌های حکومتی کارگران، از مبارزهٔ صنفی و سیاسی واقعی کارگران، یعنی تلاش شما در راه تشکل‌یابی مستقل و مقابله با سیاست‌های ویرانگر سرمایه‌داری نولیبرالی جمهوری اسلامی، از قبیل خصوصی‌سازی‌های گسترده، جلوگیری کند. راه‌اندازی “خانهٔ کارگر” و انجمن‌های‌اسلامی در کارخانه‌ها همگی به منظور مقابله با فعالان واقعی کارگری و شمار اندکی از تشکل‌های واقعی و مستقل کارگری بوده است. “خانۀکارگر” که نهادی در خدمت حکومت استبدادی و کارگرستیز است، در دهه‌های اخیر نقش منحرف کنندهٔ طبقۀ کارگر  از هدف‌های اصلی آن را به عهده داشته است. همکاری با نهادهای اطلاعاتی حکومت و به راه انداختن حرکت‌های سرکوبگرانه با استفاده از گروه‌های فشار و چماقدار برای حمله به فعالان راستین سندیکایی، از جملهٔ این گونه اقدام‌ها بوده است. جمهوری اسلامی از موقعیت تحمیلی و امنیتی خانۀ کارگر به عنوان اهرمی برای محروم کردن کارگران میهن ما از داشتن تشکل‌های صنفی و سیاسی متعلق به خود بهره جسته است. سران حکومت خوب می‌دانند که طبقهٔ کارگر ایران در صورتی که سازمان یابد و منسجم شود،‌ نیرویی توانمند خواهد بود که می‌تواند رژِیم ولایت فقیه را در عرصه‌های گوناگون به چالش بکشد.

سیاست‌های رژیم ولایت فقیه در ماه‌های اخیر،‌ در برخورد با شیوع فراگیر ویروس کورونای جدید، و بی توجهی کامل حکومت و نهادهای دست‌نشانده‌اش همچون “خانهٔ کارگر”‌ در دفاع از حقوق کارگران، نشانهٔ روشنی از نیاز مبرم و فوری طبقهٔ کارگر برای ایجاد تشکل‌های مستقل خودش است. برخورد جنایتکارانهٔ سران حکومت، نخست در پنهان کردن خطر گسترش ویروس به منظور کشاندن مردم به پای صندوق‌های رأی انتخابات مجلس فرمایشی اسفند ۹۸، که با تحریم گسترده و قاطع مردم و زحمتکشان میهن ما روبرو شد،‌ و سپس بی‌توجهی به نیازهای کارگران و زحمتکشان در زمینهٔ‌ تأمین حداقلی از امکانات بهداشتی-پیشگیری و ارائهٔ بسته‌های مناسب اقتصادی برای کمک به میلیون‌ها خانوادهٔ کارگری که به خاطر وضعیت کنونی به انبوه بیکاران و نیمه‌بیکاران کشور پیوسته‌اند،‌ بی‌شک چالشی جدّی در برابر طبقهٔ کارگر و زحمتکشان میهن ماست.

کارگران و زحمتکشان!

رشد اعتراض‌های کارگری در سراسر کشور، در اعتراض به بسته شدن واحدهای تولیدی،‌ در اعتراض به پرداخت نشدن مزدهای به تعویق افتاده، در اعتراض به افزایش چشمگیر قراردادهای موقت، و در اعتراض به تلاش‌های بی‌وقفهٔ حکومت برای تغییر دادن قانون کار به زیان کارگران، ‌نمونه‌های روشنی از پیکار فزایندهٔ طبقهٔ کارگر ایران در مقابله با نظام سرمایه‌داری حاکم بر ایران است. حزب ما سال‌هاست که بر این نکتهٔ مهم تأکید داشته است که حاکمیت اسلامگرا و دولت‌های برگماردهٔ آن، نه نمایندهٔ کارگران و زحمتکشان، بلکه نمایندگان کلان‌سرمایه‌داری تجاری و سرمایه‌داری رانتی و بوروکراتیک ایران هستند، و از این روی، منافع آنها با منافع طبقهٔ کارگر و دیگر زحمتکشان میهن تضادی آشتی‌ناپذیر دارد. بر این اساس، مبارزه برای دستیابی به خواست‌های صنفی طبقهٔ کارگر و بهبود وضعیت معیشتی آنان، پیوندی جدایی‌ناپذیر با مبارزهٔ طبقاتی در جامعه ما علیه طبقهٔ سرمایه‌دار حاکم دارد. بنابراین، گسترش مبارزه برای تشکل طبقه کارگر از طریق برپایی سندیکاهای مستقل کارگری و سازمان دادن به مبارزات پراکنده ولی رشد یابندهٔ طبقهٔ کارگر در سراسر کشور، و بسیج همه امکان های بالقوه موجود در جنبش کارگری گامی مهم در راه به چالش کشیدن سیاست‌های حاکمیت کنونی و گام گذاشتن در راه دستیابی به حقوق کارگران و زحمتکشان است.

حزب تودهٔ ایران، حزب متعلق به طبقهٔ کارگر ایران و مدافع زحمتکشان،‌ بار دیگر فرا رسیدن اوّل ماه مه‌ را صمیمانه به شما شادباش می‌گوید و همچنان پیگیر و خلل‌ناپذیر در کنار شما، در راه تحقق آرمان‌های انسانی، حقوق بنیادی کار، عدالت اجتماعی، و پایان دادن به ستم طبقاتی و استثمار، به پیکار خود ادامه می‌دهد.

فرخنده باد اوّل ماه مه، روز جهانی کارگر!

آزادی برای همهٔ زندانیان سیاسی-عقیدتی و فعالان کارگری دربند!

دست در دست هم در راه برپایی جبههٔ واحد ضددیکتاتوری و طرد رژیم ولایت فقیه!

کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران

۷ اردیبهشت ۱۳۹۹

  به نقل از «نامهٔ مردم»، شمارۀ ۱۱۰۲، ۸ اردیبهشت




نگار مشکین‌خط: پدرم تنها به دلیل چند مقاله انتقادی به ۱۱ سال حبس محکوم شد

نگار مشکین‌خط، فرزند روزبه مشکین‌خط، روزنامه‌نگار و فعال سیاسی زندانی در پیامی صوتی نسبت به احکام ناعادلانه زندان علیه پدرش اعتراض‌ و نسبت به وضعیت سلامتی او ابراز نگرانی کرده است.

روزبه مشکین‌خط، سردبیر وب‌سایت توقیف‌شده «انتخاب خبر» و دبیرکل حزب «ایران سرافراز» است و مجموعاً به ۲۸ سال زندان محکوم شد. مشکین‌خط چهارشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۷ و پس از مسدودشدن وب‌سایت «انتخاب خبر» بازداشت و به بند ۲۰۹ اوین منتقل شد.

نگار مشکین‌خط در بخشی از پیام صوتی خود که به دست «زمانه» رسید، چنین می‌گوید:

«پدر من فقط به خاطر چند تا مقاله انتقادی باید متحمل ۱۱ سال حبس بشود، آن هم در مملکتی که مردم از همه قشرها به مسائل اجتماعی-اقتصادی می‌پردازند و در رابطه با آن بحث و گفت‌وگو می‌کنند. آیا به کسی که به سیستم اجتماعی و اقتصادی مملکت خودش آن هم در حد چند مقاله و به عنوان دبیرکل یک حزب اعتراض و انتقاد و می‌کند، باید ۲۸ سال زندانی داد؟»

روزبه مشکین‌خط در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست محمد مقیسه به اتهام تشکیل گروه به ۱۱ سال زندان، به اتهام اجتماع و تبانی و اقدام علیه امنیت ملی هر کدام به ۶ سال زندان، به اتهام نشر اکاذیب به ۳ سال زندان و به اتهام تشویش اذهان عمومی به ۲ سال زندان محکوم شده بود. احکام صادره علیه او در شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر استان تهران بدون تغییر تأیید شد. بر اساس قانون تجمیع مجازات کیفری جمهوری اسلامی، بیشترین میزان مجازات یعنی ۱۱ سال حبس اجرا خواهد شد./ رادیو زمانه




بیکاری ۱۰۰هزار کارگر در ۱۰روز در سه استان

از اخبارروز

روزنامه شرق نوشت: در ۱۰روز گذشته دست‌کم ۱۰۰هزار کارگر در سه استان مازندران، گلستان و لرستان از کار بی‌کار شده‌اند و نزدیک به ۶۵هزار نفر هم در مازندران، قم، کرمانشاه، چهارمحال‌و‌بختیاری، مهاباد و سبزوار برای دریافت بیمه بی‌کاری نام‌نویسی کرده‌اند. این فقط بخشی از آماری است که مسئولان محلی این شهرها و استانها اعلام کرده‌اند. از وضعیت آماری دیگر استانها خبری در دست نیست.

موضوع دیگری که این روزها نگرانی‌هایی را درباره وضعیت کارگران ایجاد کرده است، وضعیت سلامت آنها در کارگاه ها و کارخانه‌هایی است که شروع به فعالیت کرده‌اند. همین چند روز پیش خبر رسید که تست کرونای ۳۷ کارگر کارخانه پتروشیمی ارومیه مثبت شده است. گویا در این کارخانه ۸۲ مورد تست کرونا گرفته شده که از ‌این ‌میان تست ۳۷نفر یعنی ۴۵درصد کارگران مثبت اعلام شده است.

از ‌این‌رو نگرانی‌هایی درباره وضعیت سلامت کارگران هم ایجاد شده است؛ به‌ویژه اینکه کارگران به دلیل وضعیت اقتصادی زندگی‌شان در دو ماه گذشته و به واسطه کرونا شاید دسترسی درستی به خدمات درمانی هم نداشته باشند. در مجموع به نظر می‌رسد در آستانه روز کارگر وضعیت جامعه کارگری ایران از هر زمان دیگری وخیم‌تر باشد. جامعه کارگری همیشه با تنگناهای اقتصادی دست‌و‌پنجه نرم می‌کرد؛ ولی این بار فشارهایی که به دلیل شیوع کرونا بر اقتصاد کشور و به‌ویژه این گروه ایجاد شد، وضعیت را نگران‌کننده کرده است.

در مازندران و بنا به گفته مسئول انجمن صنفی کارگران ساختمانی ۸۰هزار کارگر ساختمانی از کار بی‌کار شده‌اند. دولت با وجود وعده‌هایی که در زمینه حمایت از کارگران در شرایط فعلی داده؛ اما هنوز ریالی به کارگران تعلق نگرفته است، می‌گوید که در آستانه روز کارگر، شاهد وخیم‌ترین وضعیت معیشتی برای کارگران هستیم.

کارگران چینی زرین ایران برای دریافت بیمه بی‌کاری معرفی شده‌اند. آن‌چنان که در این گزارش آمده، انبارهای این شرکت پر است؛ اما از‌ آنجایی‌که مدتی است فروش نداشته‌اند، مجبور به تعدیل نیرو شده‌اند. تعداد افراد بی‌کار‌شده در این شرکت را بالغ بر ۳۰۰ نفر می‌دانند.




۸۰ سندیکای کارگری جهان خواهان آزادی محمد حبیبی و اسماعیل عبدی شدند

از اخبارروز

اسماعیل عبدی و محمد حبیبی

شبکه سندیکائی جهانی همبستگی و مبارزه؛ متشکل از بیش از ۸۰ سندیکا و تشکل کارگری در سراسر دنیا در نامه ای به علی خامنه ای رهبر حکومت ایران خواستار آزادی فوری دو تن از معلمین دربند، اسماعیل عبدی و محمد حبیبی و نیز همه سندیکالیست ها، معلمان، نویسندگان و فعالین مدافع حقوق کارگران و حقوق بشر در ایران شده است.

به گزارش  همبستگی سوسیالیستی با کارگران ایران – فرانسه؛ متن این نامه که در روز ۲۷ آوریل در پاریس منتشر شده، و امضاهای آن به شرح زیر است:

ما دستگیری مجدد اسماعیل عبدی و اخراج محمد حبیبی از وزرات آموزش را قویاً محکوم می کنیم

آقای رهبر

سازمان ھای سندیکایی عضو « شبکه سندیکائی جھانی ھمبستگی و مبارزه »، توجه شما را نسبت به وضعیت معلمان ایرانی اسماعیل حبیبی و محمد حبیبی جلب می کند.

ما دستگیری مجدد اسماعیل عبدی، عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان ایران (تهران) را محکوم می کنیم. عبدی در ۱۷ مارس ۲۰۲۰ از زندان آزاد می شود، اما در ۳۱ آوریل زمانی که برای تمدید مرخصی به دفتر دادستانی زندان اوین مراجعه می کند، دوباره دستگیر و زندانی می شود. با توجه به شرایط کنونی و خطر مهار نشده شیوع کرونا ویروس کووید۱۹ در ایران، که شرایط غیر بهداشتی زندان ها و بازداشتگاه ها در ایران بر وخامت اوضاع افزوده، زندانی شدن حبیبی در چنین شرایطی جانش را در معرض خطر قرار می دهد. آقای اسماعیل عبدی، که قصد تهیه ویزای سفر به کانادا را داشت در ماه ژوئن ۲۰۱۵ دستگیر می شود. عبدی به عنوان مسئول سندیکای معلمان قصد داشت که در هفتمین کنگره جهانی آموزش بین المللی شرکت کند.‏ پس از دستگیری به زندان اوین انتقال داده می شود و از آن زمان زندانی بوده است. از همان زمان دستگیری اش سازمان های آموزش بین المللی، عفو بین الملل، سندیکاهای فرانسوی و شبکه ما کارزارهایی برای آزادی اش به راه انداخته اند.

ما هم چنین خواستار آزادی بی قید شرط و فوری محمد عبدی، یک عضو دیگر هیات مدیره کانون صنفی معلمان تهران هستیم. در تاریخ ۴ اوت ۲۰۱۸ محمد حبیبی به ده سال و نیم حبس محکوم شد. مضافا آن که دادگاه او را به ۷۴ ضربه شلاق و ۲ سال ممنوعیت هر نوع فعالیت سیاسی و اجتماعی محکوم کرد. او در ماه مه در حالی که در یک تظاهرات آرام شرکت داشت، دستگیر می شود و از آن تاریخ در زندان در شرایط بسیار دشواری به سر می برد. اخیرا خانواده اش نامه اخراجش از ورزارت آموزش و پرورش را دریافت کرده اند.

از نظر ما اخراج حبیبی، دستگیری مجدد عبدی، و دستگیری های اخیر سندیکالیست ها، نویسندگان و فعالین  حقوق انسانی مؤید موج جدیدی از سرکوب به منظور ایجاد وحشت و ترس در آستانه اول ماه مه روز جهانی کارگر وخاموش کردن صدای آن ها است.

ما سازمان های سندیکایی امضا کننده این نامه این، اعمال سرکوبگرایانه و اذیت و آزارهای غیرقابل تحمل علیه معلمان، سندیکالیست ها، نویسندگان و فعالین مدافع حقوق کارگران  و حقوق بشر در ایران را قویاً محکوم می کنیم.

از رژیم ایران می خواهیم که به پیمان های بین المللی که دولت ایران امضا کرده، از جمله حق ایجاد تشکل های مستقل، حق برگزاری تجمعات، حق اعتصاب، و حق قراردادهای جمعی، احترام بگذارد.

ما قویاً خواهان آزادی بدون قید و شرط  و فوری همه سندیکالیست ها، معلمان، نویسندگان و فعالین مدافع حقوق کارگران  و حقوق بشر و فعالین زندانی در ایران هستیم.

اتحادیه کارگری و مردمی برزیل (CSP-Conlutas) –  برزیل

کنفدراسیون عمومی کار (CGT) – اسپانیا

اتحادیه سندیکای همبستگی –  (Solidaires) فرانسه

کنفدراسیون عمومی کار – (CGT-B)  بورکینافاسو

کنفدراسیون جنبش مردم اندونزی (KPRI) – اندونزی

کنفدراسیون سندیکایی – (Intersindical) اسپانیا

اتحادیه ملی مستقل کارکنان دولت (SNAPAP) – الجزایر

نبرد کارگر – هائیتی

اتحادیه سندیکایی ایتالیایی – (USI) ایتالیا

کنفدراسیون ملی کارگران – همبستگی کارگری (CNT SO) فرانسه

اتحادیه کمیسیون های پایه (CO.BAS) – اسپانیا

سازمان مستقل عمومی کارگران هائیتی – (OGTHI)  هائیتی

سندیکای بین حرفه ای  (SI COBAS) -ایتالیا

کنفدراسیون ملی کار (CNT-f) –  فرانسه

سندیکای آلترناتیو کاتالونی  (IAC) –  اسپانیا

اتحادیه عمومی کارگران صحرا –  (UGTSARIO) صحرای غربی

همگرایی چپ سندیکایی  (ESK) -باسک

کنفدراسیون ملی کارگران سنگال (CNTS / FC) – سنگال

فدراسیون اتحادیه های مستقل کارگری (EFITU) –  مصر

سندیکای خودمدیریتی کارگران – (SIAL-COBAS) ایتالیا

فدراسیون عمومی اتحادیه های مستقل (GFIU) – فلسطین

کنفدراسیون طبقه کارگر  (CCT) – پاراگوئه

شبکه همبستگی کارگران –  پرو

اتحادیه مترقی کارگران نیجر (USPT) – نیجر

اتحادیه ملی سندیکاهای مستقل کارگران سنگال (UNSAS) – سنگال

اتحادیه ملی برای دفاع از طبقه کارگر (UNT) – السالوادور

همبستگی کارگری (SO) – اسپانیا

اتحادیه ملی کارگران راه آهن، دریایی و حمل و نقل –  (RMT / TUC) انگلستان

مرکز ملی کارکنان – کنفدراسیون اتحادیه های کارگری مسیحی  (CNE / CSC) -بلژیک

اتحادیه ملی کارگران کشاورزی – (SINALTRAINAL / CUT)  کلمبیا

فدراسیون عمومی پست، تلفن و مخابرات – اتحادیه عمومی کار (FGPTT / UGTT) –  تونس

اتحادیه کارگری –  اتحادیه کارکنان بخش مالی یونان

اتحادیه ملی کارگران خدمات بهداشتی انسانی(SYNTRASEH) – بنین

اتحادیه کارگران فیوچرز (ASFOC-SN) –  برزیل

سازمان های سندیکایی مستقل راه آهن (ORSA Ferrovie) –  ایتالیا

اتحادیه ملی معلمان – (UNNOH) هائیتی

کنفدراسیون متحده کارکنان دانشگاه تحقیقات دانشگاهی پایه (CUB SUR) – ایتالیا

کنفدراسیون متحد کارگران مهاجر (CUB Immigrazione) – ایتالیا

هماهنگی خود مدیریتی حمل و نقل  (CAT) ایتالیا

 کنفدراسیون متحده کارکنان اعتبارات و بیمه  (CUB SALLCA) – ایتالیا

اتحادیه کارگران راه آهن – اتحادیه ملی کارگران (SYTRAIL / UNTM) –  مالی  

اتحادیه کارگران صنایع غذایی – کنفدراسیون اتحادیه های کارگران انقلابی – (GIDA-IŞ / DISK) ترکیه

اتحادیه ملی کارگران قطار کوچک آبی (SNTPTB) –  سنگال

انجمن ملی کارکنان صندوق تامین خدمات اجتماعی (ANFACSS) – پاناما

شورای دبیرستان های (CLA) –  الجزایر

کنفدراسیون متحده حمل و نقل (CUB Trasporti) –  ایتالیا

اتحادیۀ همبستگی آموزش عالی(SESS) –  الجزایر

اتحادیه کارگران خدمات پستی فلسطین (PPSWU) – فلسطین

اتحادیۀ دانشجویان (USE) –  بلژیک

اتحادیه کارگران مخابرات (STCC) – پرتغال

اتحادیه کارگران صنایع نفت (Sinutapetrolgas) –  ونزوئلا 

اتحادیه کارکنان بهداشتی و کارکنان دولتی مکزیک

اتحادیه کارگران پست کانادا (STTP) – کانادا

سندیکای مستقل کارگران پست (SAP) – سوئیس

فدراسیون ملی خبرنگاران آموزش و پرورش (SUTEChili) –

پلتفرم ملی سازمان های حرفه ای بخش عمومی – ساحل عاج

اتحادیه کنگره، لیورپول –  (TUC Liverpool) انگلیس

سندیکای مستقل ایالتی برشا (ORMA Brescia) – ایتالیا

فدراسیون سندیکایی خدمات دولتی SUD، کانتون ود  Vaud (SUD Vaud) – سوئیس

اتحادیه کاتالونیا (Metro SU) – کاتالونیا

 اتحادیه چرم سازان توزلا و ازمیر –  (DERİ-İŞ Tuzla et Izmir) ترکیه

اتحادیه دیگر، کانتون ود (L’autre syndicat)  سوئیس

سندیکای خدمات عمومی، شهر بروکسل (CGSP / FGTB Brussels) – بلژیک

کارگران انترناسیونالیست  ای. گ. متال برلین (IG Metall Berlin) – آلمان 

دانشگاه بوینس آیرس، بهیا بلانکا  (SUTEBA / CTA de Bahia Blanca) – آرژانتین

اتحادیه کارگران صنایع نفت و گاز خصوصی – /CGT) ( Chubut   آرژانتین

اتحادیه کارکنان دانشگاه و کالج  UCU لیورپول (UCU Liverpool) – انگلستان

کارگران صنایع جهان – کمیسیون همبستگی بین المللی – (IWW)

تبادل اطلاعات بین المللی آلمان (TIE) آلمان

گرایش بین المللی (رهایی) –  فرانسه

ردیاب جهانی مانیتورینگ (GMO) – هنگ کنگ

گرایش سندیکالیست انقلابی (CSR) – فرانسه

نه به تضعیقات، هماهنگی مبارزه  – ایتالیا

همبستگی سوسیالیستی با کارگران در ایران (SSTI) – فرانسه

ابتکار همبستگی پایه (BASO) – آلمان

مقاومت کارگری – کارگران فیات-ایریس بوس – ایتالیا

 سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تھران و حومه