اعتصاب غذای مریم ابراهیم وند در بند زنان زندان اوین
از اخبارروز
مریم ابراهیم وند، نویسنده، کارگردان و تهیهکننده سینما که از تیرماه ۹۷ به صورت بلاتکلیف در بازداشت بسر میبرد، از روز دوشنبه ۱ اردیبهشت در اعتراض به تداوم بازداشت و بلاتکلیفی در بند زنان زندان اوین دست به اعتصاب غذا زده است.
مریم ابراهیم وند، نویسنده، کارگردان و تهیهکننده سینما، از عصر روز دوشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۹۹ در بند زنان زندان اوین دست به اعتصاب غذا زده است.
اعتصاب غذای این زندانی که از تیرماه ۹۷ به صورت بلاتکلیف در بازداشت بسر میبرد، در اعتراض به تداوم بازداشت و بلاتکلیفی، عدم برخورداری از حق داشتن وکیل، عدم اجازه مطالعه پرونده و دخالت نهادهای امنیتی در روند رسیدگی به پرونده صورت گرفته است.
مریم ابراهیم وند در شهریورماه ۱۳۹۵ توسط ماموران اطلاعات سپاه در محل کار خود در تهران به دلیل تهیه فیلم ” ۲۴ سپتامبر” بازداشت و به بازداشتگاه اطلاعات سپاه موسوم به بند ۲ الف زندان اوین منتقل شد. وی پس از ۳۵ روز بازداشت در سلول انفرادی و با پایان مراحل بازجویی، با تودیع قرار وثیقه ۳۰۰ میلیون تومانی (به صورت وجه نقد) از بازداشتگاه این نهاد امنیتی آزاد شد.
خانم ابراهیم وند نزدیک به دو سال بعد در تاریخ ۳۱ تیرماه ۹۷ با تماس تلفنی حاجی محمدی به شعبه ۴ بازپرسی دادسرای فرهنگ و رسانه احضار و مجددا بازداشت و به بند دو الف سپاه منتقل شد. او پس از یک ماه پس از پایان مراحل بازجویی با صدور قرار وثیقه ۱۰ میلیون تومانی به زندان قرچک ورامین منتقل شد. او نهایتا در تاریخ ۲۶ اسفندماه ۱۳۹۸ بدون اطلاع قبلی به بند زنان زندان اوین منتقل شد.
زنان بیکار شده در وضعیت کرونایی:«ما سرپناه، معیشت و آرامش میخواهیم!»
از اخبارروز
گلفروشی در یکی از خیابان های تهران
در ایران وضعیت معیشت، رفاه و درمان تا قبل از کرونا هم بسیار دردناک بود. این واقعیت نه فقط برای بیکاران و بیثباتکاران بلکه برای اکثریت شاغلین رسمی و مزدبگیران هم نمود داشت. اما زنان به نسبت حضورشان در بعضی مشاغل خدماتی با شیوع کرونا در طوفانی سیاهتر غوطهورند و در شرایط پیشِ رو نیز امیدی به رهاییشان نیست.
در ادامه گزارشی میدانی خواهیم داشت از زبان زنان؛ زنانی که گویا به دلیل زن بودنشان همواره بر لبهی تیغ فقر و خشونت و محرومیت، خونین و زخمی، روزگار میگذرانند.
زهره: چهل ساله، کارمند یک باشگاه ورزشی
«باشگاه ما ویژهی بانوان است، ماهانه اجارهای تقریبا ۱۰میلیون، و ماهی ۲میلیون هم هزینههای برق، آب ، تلفن و اینترنت باید توسط مدیر باشگاه پرداخت شود. با من تقریبا ۱۵مربی و منشی و یک نظافتچی و دستفروشانی که بر حسب نیاز، بعضی روزها اجازهی بساط کردن داشتند، از این باشگاه نان میخوردیم. فقط دو یا سه نفر از طرف همسرشان بیمه هستند و دو نفر که هنوز تحت تکفل بیمهی پدر هستند، بقیه بیمهای ندارند. چند تا از آنها نان آور و اکثرشان هم کمک خرج خانواده هستند. هنوز تربیت بدنی جوابگو نیست و مالک کل اجارهی اسفند را از مدیر باشگاه، خیلی محترمانه دریافت کرده.»
سوال: ازمسئولین درخواستی کردید؟
جواب: نامهای به شرح زیر به مسئولین دادیم:
«سلام؛ در رابطه با اعتراض عدهای از عزیزان در مورد تعطیل کردن باشگاههای ورزشی و پیرو ابلاغ جناب آقای …که شهریهها محفوظ بماند! آیا راهکاری هم برای هزینههای باشگاهداران ارائه کرده اند؟ باشگاهی که ماهانه حداقل ۱۲میلیون هزینهی اجاره و… دارد، چطور باید هزینههایشان را تامین کنند؟ آیا تربیت بدنی تسهیلاتی درنظر گرفته؟»
و جوابشان این بود:
«خیر. تسهیلاتی نیست. در این که بخشنامه عمومی است و برای کلیهی باشگاهها و اماکن ورزشی است شکی نیست و حقوق مشتریان باید رعایت شود و بعد از بازگشایی، خدمات جبرانی به مشتریانی که شهریههای اسفند و فروردین را پراختهاند، ارائه گردد.»
سیمین: مدیر یک آرایشگاه
«مجبور شدیم سالن آرایشی را که ۹ نفر در آن کار میکردند، تعطیل کنیم. کارکنان این سالن زنانی بین ٢۵ تا ٣٨ ساله و به شرح زیر بودند: زن جوان مطلقهای که پدرش فوت کرده و نانآور مادر و برادرش است. این زن باخانوادهاش زندگی میکند و نمیخواهد سر بار آنها باشد. زن جوانی که فرزندی مریض دارد و خودش و همسرش برای تامین هزینهی داروها سخت کار میکردند. نظافتچی آرایشگاه که شرایطاش فاجعهبار است و نیازی به توضیح مشکلاتش نیست. دختر جوانی که با پدرش زندگی میکند و چندی پیش مادرش با سرطان فوت کرده. دختر دیگری که با التماس برای استخدامش با داشتن فوق لیسانس مخابرات پافشاری میکرد. زن جوانی که با توجه به رفتارهای زشت همسرش میخواست مستقل باشد تا سر کوفت نشنود. و زنان بیشماری که به همین منوال از نان خوردن افتادهاند….خودم با هزار چانه زنی مجبور شدم که دوباره اینجا را کرایه کنم چون نمیخواستم مشتریهای چند ساله را از دست بدهم. پیش از عید علاوهبر مواد رنگ و مش و… موادی هم برای ضدعفونی خریدم که حتی پول آنها هم درنیآمد و حالا با کلی قرض مجبور شدهام که بهخاطر کرونا آرایشگاه را تعطیل کنم. تازه اجارهی این ماه را هم پرداخت نکردم. به بانگ زنگ زدیم، گفتند که دولت بخشنامه داده که تا آخر ماه چکها را برگشت نزنید ولی گویا حرف دولت هیچ پشتوانهی قانونی ندارد و چک را که به مبلغ ۶میلیون هست، به اجرا گذاشته و ما مجبور به تخلیه هستیم. صاحب ملک با داشتن چندین آپارتمان آدم بسیار سختگیر و پول دوستیست که ذرهای رحم نمیکند. ما هم که فعلا خانهنشین شدهایم با دنیایی از گرفتاریها. افسردگی و نگرانی من و همهی کارمندان بسیار زیاد شده و هیچ پناهی هم نداریم. بعضی از پرسنل که حقوقی به منزل میبردند، الان بیشتر با سرزنش و خشونت مواجهاند؛ مثل این که اینها مقصر بودهاند! در ضمن بعضی از پرسنل بیمهی همسر و یا پدرشان هستند ولی بیشترشان بیمه ندارند و هیچ حقوقی هم از جایی نمیگیرند.»
سوال: با مسئولان در اتحادیه تماس گرفتید؟
جواب: نه چون اصلا به آنها اعتماد نداریم و مطمئن هستیم که هیچ کمکی نمیکنند.
الهه: مالک یک آرایشگاه
«مدتها بود که کار و کاسبی خراب بود. مشتریها کم شده بودند. دلیلش اوضاع بد اقتصادی و گران شدن نرخ خدمات بود. ما که در شهرستانهای کوچک هستیم، اوضاعمان بدتر است. در مناطق اعیاننشین، آرایشگاهها و باشگاهها مشتری لاکچری دارند ولی ما نه. امیدمان به شب عید بود که عملا از ۲۰اسفند هم تعطیل شدیم. اجاره را از جیب دادم. پرسنل آرایشگاه وضع اقتصادی بدی دارند و الان هم بدتر شده. هفت تا پرسنل دارم، دو تا متاهل و سه تا مجرد و دو تا مطلقه. اکثرا منبع درآمدشان همین بود و سه نفرشان تنها نانآور خانه هستند.»
سوال: از مسئولین درخواستی کردید؟
جواب: خیلی از ماها به اتحادیهی سالنداران شکایت کردیم که الان باید حمایت شویم و لااقل در مورد اجارهها کمکی کنند. رییس اتحادیهی شهر ما زن است و بسیار همدلی کرد و خواستههای ما را به بالاییها منتقل کرد ولی تنها جوابشان این بود:«کمکی وجود ندارد.» الان هم بخشنامه شده که از اول ماه میتوانید با مسئولیت خودتان (!) و حفظ همهی موراد ایمنی بازگشایی کنید و باید تعهد هم بدهید. بچهها اصرار دارند که سالن را باز کنیم . بیش از این نمیتوان به بیکاری ادامه داد. مرگ یکبار و شیون یکبار. زنان جوانی هستند و اگر درآمدی نداشته باشند، یا افسرده میشوند و یا تن به رابطهی ناسالم میدهند چون خانوادهها هم توان حمایت از فرزندانشان را ندارند.
مریم: دستفروش
«در مترو دستفروشی میکردم و شوهرم روی یک پراید قراضه کار میکرد. مستاجریم و دو فرزند داریم. ما در حاشیهی تهران زندگی میکنیم. تا سال پیش یک درآمدی داشتم ولی مدتهاست که دست زیاد شده گاهی وقتها تعداد فروشندهها بیشتر از مسافران مترو است و مردم هم کمتر خرید میکنند. این اواخر گاهی میشد که روزی ۱۰تومان هم فروش نداشتم ولی میگفتم که شب عید میشود و اوضاع هم بهتر میچرخد؛ اما کرونا زد به بساطمان…. شوهرم در حین مسافرکشی کرونا گرفت، بیمه هم نداشتیم، مصیبت کشیدیم تا خوب شد. این دو ماه را فامیل کمک کردند و اجارهی منزل را جور کردند؛ مرگ بهتر است از این زندگی…. همه توی خانه اعصابشان خرد است. چند بار من و بچهها کتک خوردیم .هیچکس توان تحمل این همه بدبختی را ندارد.»
سوال: به جایی مراجعه کردید؟
جواب: به کجا؟ به کی؟ یک جایی را معرفی کنید که برویم و حق و حقوقمان را بگیریم. پسر همسایهمان رفت تظاهرات، هنوز مرده و زندهاش معلوم نیست. خواهرش خودکشی کرد، زوری نجاتش دادند.
***
سرمایه داری، مردسالاری، سودورزی و سازمانهای عریض و طویل بوروکراسی چه بر سر زنان آوردهاند؟ جامعهای از هم گسیخته که از هر طرف بنگری تسلط «بازار کالایی» را میبینی که دستش در جیب توست و در عین حال بر کوهی از ثروت چنبره زده است. این زنان و دیگر انسانهای از این دست چه میخواهند؟ و چرا این خواستهها تا این حد از دسترس به دورند؟ حرف دلشان یکی است: «ما سرپناه، معیشت و آرامش میخواهیم!»
بیتردید جای خالی تشکلهایی که این زنان بتوانند همواره با حضور و نیروی گرمابخششان راه حلی را برای مصیبتها پیدا کنند بسیار خالیست. جایی که این سلولهای منفرد و جدا افتاده، به هم متصل شوند و پتانسیل ارزشمندی را در مواجهه با بحرانها بروز دهند.
زنان آرزم (آورد رهایی زنان و مردان)
شکایت از وزیر کار بخاطر بی قانونی در افزایش حقوق کارگران
کانون عالی انجمن صنفی کارگری نخستین شکایت را از «محمد شریعتمداری» به دلیل نقض حقوق کارگران در جلسه شورای عالی کار و اعلام مصوبه غیرقانونی افزایش حقوق سال ۹۹ در دیوان عدالت اداری ثبت کرد
رئیس کانون عالی انجمن صنفی کارگری ایران گفت: وزیر تعاون که ریاست شورای عالی کار را به عهده دارد در تعیین میزان افزایش حقوق کارگران ماده ۴۱ قانون را آشکارا نقض کرده است.
به گزارش رکنا , ناصر چمنی افزود: حقوق کارگران باید با دو مولفه نرخ تورم اعلامی رسمی از سوی بانک مرکزی و تعیین هزینه سبد معیشت کارگران انجام شود اما در شورای عالی کار افزایش حقوق سال جاری کارگران بدون توجه به این مولفه ها تعیین شده است.
شریعتمداری حقوق کارگران را نقض کرده است
وی ادامه داد: براساس جلسات کارشناسی شده در کمیته مزد میزان هزینه سبد معیشت کارگران چهار میلیون و ۹۴۰ هزار تومان تعیین و اعلام شد و این مصوبه را نمایندگان دولت، کارگری و کارفرمایی امضاء کردند اما هنگام تعیین میزان افزایش حقوق نه به این مصوبه کمیته مزد توجهی شد و نه نرخ تورم رسمی اعلامی از سوی بانک مرکزی مورد استناد قرار گرفت.
رئیس کانون عالی انجمن صنفی کارگری ایران تصریح کرد: با توجه به نقض ماده ۴۱ قانون کار و به منظور جلوگیری از تضییع حقوق کارگران از «محمد شریعتمداری» به عنوان رئیس شورای عالی کار در دیوان عدالت اداری شکایت کردیم و پیگیر دادخواست خود خواهیم بود.
دومین عضو «گروپ یوروم» ترکیه بر اثر اعتصاب غذا درگذشت
از اخبارروز
مصطفی کوچاک
مصطفی کوچاک، دومین عضو گروه موسیقی چپ گرای «یوروم» پس از ۲۹۷ روز اعتصاب غذا در زندان ترکیه درگذشت.
هلین بولک یکی از خوانندگان این گروه موسیقی نیز پیش از این پس از ۲۸۸ روز اعتصاب غذا جان باخته بود. مصطفی کوچاک عضو «گروپ یوروم» به حبس ابد محکوم شده بود و خواستهاش از مقامات ترکیه برگزاری «دادگاهی عادلانه» بود.
وکلای این هنرمند ترک در بیانیهای ضمن اعلام مرگ او به دلیل اعتصاب غذا نوشتند: «مصطفی با تقاضای حق دادرسی عادلانه، با مقاومت خود به سمت جاودانگی رفت. همه جهان باید بداند: دولت ترکیه مصطفی را به دلیل رد درخواستی منطقی به قتل رساند.»
عایشه کوچاک، خواهر مصطفی کوچاک موفق شده بود لحظاتی پیش از مرگ این عضو گروه «یوروم» با او گفتگو کند. او به رسانهها گفت: «متأسفانه تماس تلفنی که برقرار کردیم کامل نبود. برادرم در تلفن گفت که دیگر نمی تواند نفس بکشد و صحبت کند. »
هلین بولک و ابراهیم کوگچک، تنها اعضای این گروه موسیقی هستند که اعتصاب غذای خود را بیرون از زندان ادامه دادند. خانم بولک حدود ۲۰ روز پیش درگذشت و حال عمومی ابراهیم کوگچک «وخیم» گزارش می شود.
ابراهیم گوکچک، نوازنده گیتار بیس و یکی از مشهورترین اعضای این گروه است که در ماه فوریه (بهمن/اسفند) بدلیل بیماری با تودیع وثیقه از زندان آزاد شد. او هم پس از آزادی اعلام کرد به همراه هلین بولک اعتصاب غذا خواهد کرد. ابراهیم گوکچک در مصاحبه با مجله فرانسوی پلیتیس گفت تصمیم به اعتصاب غذا بسیار سخت بوده است اما اعضای گروه معتقدند «برای ایستادن در برابر ظلم، باید همیشه آماده مرگ بود.»
Sesi çığlıktır artık, turna indirir. Ya gökyüzüdür ya ölümdür boran. Boranlar kalktı mapushanelerden. Şehre sokulmamış evlerden. dökerek renklerini şehirlerin ufkuna, gittiler dağların doruklarına.
«گروپ یوروم» یک گروه چپ و سوسیالیست است که فعالیت هنری خود را در سال ۱۹۸۵ میلادی آغاز کرد. گروه در ابتدا توسط چهار دانشجو پایه گذاری شد و هدف آنها از کار هنری واکنش به کودتاگران ترک بود. چهار دانشجوی بنیانگذار «گروپ یوروم» اعلام کردند که هنرشان را از این پس در خدمت «مردم سرکوب شده ترکیه و سراسر جهان» می گذارند و برای «آزادی همه بشریت» فعالیت خواهند کرد. ترکیه پنج سال پیش از تاسیس این گروه شاهد یکی از مهمترین کودتاهای تاریخ خود بود.
اعضای «یوروم» از همان بدو تشکیل اعلام کردند که گروه آنها «سوسیالیست»، «آنتی امپریالیست» و «انترناسیونالیست» است. آنها مهمترین گروهی بودند که به یاد و در دفاع از کارگران معدن سوما در ترکیه ترانه خواندند. اغلب ترانههای آنها در راستای حمایت از گروههای اقلیت در ترکیه به زبان کردی و یا عربی بود.
«گروپ یوروم» به نوعی نماد مبارزات سازمانها و اتحادیههای کارگری ترکیه طی چند دهه اخیر بود. اعضای این گروه بصورت فردی و متشکل در بسیاری از فعالیتهای مبارزاتی، اعتراضات خیابانی، اعتصابهای کارگری شرکت میکردند. اعضای این گروه تاکید میکردند که این کار را «در پیوند با سایر خلقهای مبارز در جهان» انجام میدهند.
«یوورم» در میان روشنفکران و گروههای کارگری محبوبیت بالایی دارد.
اعتصاب غذای زندانیان سیاسی اهواز و شکنجه و تشکیل پرونده برای آنان در پی اعتراضات
از اخبارروز
براساس گزارش منتشر شده، تعدادی از زندانیان سیاسی در بند ۵ زندان شیبان اهواز ، از جمله سید جابر آلبوشوکه و برادرش سید مختار ، در اعتراض به تشکیل پروندههای جدید علیه آنان توسط اداره اطلاعات اهواز به اتهام تحریک زندانیان به اعتراض در فروردین گذشته ، دست به اعتصاب غذا زدهاند. اعتراضات زندانیان در پی شیوع بیماری کرونا در دو زندان سپیدار و شیبان اهواز ، پیامدهای ناگواری برای زندانیان و بالاخص زندانیان سیاسی داشته و هم اکنون اکثر آنان از آثار شکنجه و کتک توسط نیروهای امنیتی و نیز سوختگی و خفگی ناشی از آتشسوزی رنج میبرند.
تعدادی از زندانیان سیاسی زندان شیبان اهواز از جمله مهندس محمد علی عموری، زهیر (عبدالزهرا) هلیچی ، عبدالامام زایری ، سجاد دیلمی و علی کعب عمیر ، سید یابر آلبوشوکه و سید مختار آلبوشوکه ، که در پی اعتراضات زندانیان در مورخ روز ۱۲ فروردین ۱۳۹۹ به اداره اطلاعات اهواز منتقل شده بودند ، پس از دو هفته بازجویی و شکنجه در بازداشتگاههای مخوف و سری ، در ۲۵ فروردین به زندان بازگردانده شدند اما وضعیت آنان در نتیجه دردها و جراحات ناشی از شکنجه وخیم گزارش شده است و هنوز در بخش قرنطینه زندان نگهداری میشوند. در نتیجه کشتار زندانیان معترض در دو زندان سپیدار و مرکزی اهواز علیه نبود امکانات بهداشتی در پی شیوع کرونا و عدم اعطای مرخصی یا عفو به زندانیان، حداقل ۳۵ زندانی توسط نیروهای امنیتی کشته یا در اثر سوختگی و خفگی جان خود را از دست دادند.
درخواست زندانیان در اعتراضات ، استفاده از حق قانونی برای اعزام به مرخصی و آزادی مشروط بود اما جواب درخواستهای زندانیان گلوله و شکنجه و تشکیل پرونده های جدید شد. طبق این گزارش، مسئولین زندان مرکزی اهواز از جمله صخراوی ، آزاده و غلام نژاد بعد از کنترل شورش در زندان مرکزی اهواز با اسحله زندانیان را تهدید به مرگ کرده تا از بین تونل شکنجه و یا مرگ برای زندانیان که توسط ماموران ایجاد کرده بودند، عبور کنند. این مسئولان طول مسیر تونل را با خرده شیشه پر کردند و زندانیان را پا برهنه مجبور به عبور از آن کرده اند. گفته شده که روی شیشه های خرد شده مواد شوینده ریخته اند تا باعث ایجاد سوزش و درد شدیدتر براى زندانیان گردد. علاوه بر این سربازان و مأموران تشکیل دهنده تونل را مجبور به کتک زدن زندانیان با باتوم و کابل کرده اند. این وضعیت از ساعت ۴ عصر تا ۶ صبح روز بعد از کنترل شورش زندان ادامه داشته است. هنگام سرکوب زندانیان، با شلیک فشنگهای ساچمهای باعث مصدومیت بیشماری از زندانیان از جمله عبدالرضا عبیداوی که بر اثر اصابت ساچمه یکی از چشمانش را از دست داده و بر اثر جراحات متعدد رودههایش از کار افتادهاند، شده اند.
مهندس محمد علی عموری تحت شکنجه شدید در اداره اطلاعات اهواز قرار گرفته که وضعیت سلامتی وی مخصوصا از ناحیه سر و سینه وخیم گزارش شده است. همچنین زهیر هلیچی ، عبدالامام زایری ، سید یابر آلبوشوکه و سید مختار آلبوشوکه در اثر شکنجه زخمی و دچار عفونت شده اند. سجاد دیلمی و علی کعب عمیر چندین جراحت بر اثر اصابت ساچمه های شلیک شده به صورتشان وارد شده و دچار عفونت شده اند. همچنین گزارشهای تایید نشدهای حکایت از کشته شده زندانی سید فارس البوشوکه بر اثر شلیک مستقیم دارد. این زندانیان سیاسی برای مداوای جراحتهای وارده به بهداری اعزام نشده و اکثر آنان با خطر تشکیل پرونده های جدید در دادگاه علیه آنها از طرف سازمان زندانها و وزارت اطلاعات قرار دارند و به این دلیل دست به اعتصاب غذا زده و وضعیت جسمی و روحی آنان بسیار وخیم گزارش شده است.
زندانیان عقیدتی زن باید آزاد شوند؛ویروس کرونا زندانها را فراگرفته است
ز اخبارروز
فدراسیون بینالمللی جامعههای حقوق بشر و چند سازمان دیگر با انتشار بیانیهی مشترک زیر از دولتها، سازمانهای غیر دولتی، روزنامه نگاران، سازمان ملل و دیگر سازمانهای بین المللی خواستند تا برای آزادی زندانیان عقیدتی شناخته شدهی نامبرده در فهرست زیر و نیز کلیهی زندانیلن سیاسی دیگر به منظور نجات جان آنها بر دولتمردان ایران فشار وارد آورند.
در این بیانیه آمده است:
در شرایطی که کووید ۱۹ جهانگیر شده است، ایران یکی از کشورهایی است که قربانی زیانبار ترین و مرگبارترین موارد وقوع این ویروس در جهان شده است. هفتهی گذشته، مرکز پژوهشهای مجلس ایران گزارشی را به قلم کارشناسان مستقل منتشر کرد که بنا بر آن آمار واقعی فوت ممکن است بیش از دو برابرآمار رسمی و آمار مبتلایان ۱۰ برابر آمار رسمی باشد[۱]. در صورت تایید این آمار، شمار مبتلایان در ایران بیش از هر کشور دیگری در جهان است. پژوهشی که در دانشگاه معتبر شریف در ایران انجام شده هشدار میدهد که آمار فوت، در بدترین سناریو، ممکن است به سه و نیم میلیون تن برسد[۲].
با وجود شرایط فاجعه بار در این کشور، دولت هفتهی گذشته کسب و کار را آزاد کرد و وضعیت عادی حمل و نقل عمومی را از سر گرفت. بیم آن میرود که این کار به موج تازه ای از ابتلا به ویروس دامن بزند.
وضعیت در زندانهای ایران حتی بدتر از این است. در ماه فوریه (بهمن) سازمان ملل در گزارشی نشان داد که شرایط غیر بهداشتی و پرازدحام زندانها در ایران در همان زمان باعث گسترش بیماریهای عفونی دیگر میشد[۳]. پیش از آغاز ماه مارس، کووید ۱۹ نیز به این فهرست اضافه شد [۴]. در همان زمان، امکانات پزشکی و نظافت در بند زنان زندان اوین، که شمار بزرگی از زندانیان عقیدتی زن در فضایی پر ازدحام و غیربهداشتی در آن به سر میبرند، به پایان رسیده بود [۵]. ۱۹ تن از این زندانیان عقیدتی در اتاقی با تختهای سه طبقه و با فاصلهی بسیار کم از یکدیگر زندانی هستند. آنها حتی بیشتر از زندانیان عادی در خطر هستند، زیرا شکنجه، محرومیت از درمان، و بدرفتاریهای دیگر و اعتصاب غذاهای خود ایشان وضعیت را بدتر میکند. بنا به گزارشها، دست کم ۱۰ زندانی در اثر این ویروس در ایران درگذشته اند[۶]، گرچه کنترل این آمار ممکن نیست زیرا دولتمردان به ناظران خارجی اجازهی ورود به زندان نمیدهند[۷].
دولتمردان اعلام کردهاند که چند ده هزار از زندانیان «غیرمهم» به منظور کنترل گسترش ویروس بهطور موقت آزاد شدهاند. تایید این آمارِ زیاد امکان پذیر نیست و دولتمردان تاکنون از آزاد کردن صدها زندانی سیاسی سر باز زدهاند. نظارت قضایی وجود ندارد. این کار بخشی از سیاستی است که هدف مجازات بیشتر زندانیان سیاسی را از طریق نگه داشتن آنها در شرایط خطرناک زندان دنبال میکند.
بنابراین، ما از دولتها، سازمانهای غیر دولتی، روزنامه نگاران، سازمان ملل و دیگر سازمانهای بین المللی میخواهیم برای آزادی زندانیان عقیدتی شناخته شدهی زیر و نیز هر زندانی سیاسی دیگر به منظور نجات جان آنها بر دولتمردان ایران فشار وارد آورند.
زنان زیر مدافعان حقوق بشر، وکلای دادگستری، فرهنگیان، نویسندگان، هنرمندان و فعالان محیط زیست هستند که به شدیدترین حکمهای زندان محکوم شدهاند. فهرست زیر شهروندان ایران و شهروندان دوملیتی را در بر میگیرد.*
* با توجه به شرایط پرشتاب و محدود در ایران، این فهرست کامل نیست.
اعتصاب سه هزار کارگر زغالسنگ کرمان در اعتراض به واگذاری به بخش خصوصی
حدود ۳ هزار کارگر شرکت زغال سنگ کرمان که در تونلهای متعلق به این شرکت، در سه شهرستان راور، کوهبنان و زرند کار میکنند، در اعتراض به تصمیم مدیران این مجموعه برای واگذاری سهام آن به بخش خصوصی، امروز (دوشنبه، ۱ اردیبهشت) دست از کار کشیدند.
در شهرستان راور، کارگران مقابل دفتر امام جمعه تجمع کردند و خواستار رسیدگی به وضعیت خود شدند. آنها درخواست ملاقات با حجتالاسلام تویسرکانی، امام جمعه این شهرستان را داشتند. اما جمعه در جمع کارگران حاضر نشد و نماینده ی وی با کارگران ملاقات کرد.
کارگران قصد دارند ادامه تجمع خود را مقابل فرمانداری شهرستان راور برگزار کنند. در سایر شهرستانها هم کارگران با هدف توقف واگذاری این شرکت دولتی به بخش خصوصی مقابل دفاتر ائمه جمعه کوهبنان و زرند تجمع کردند.
براساس اعلام معترضان، مدیران شرکت قصد دارند ۴۵ درصد از سهام آن را در بورس عرضه کنند. آنگونه که کارگران میگویند شرکت قصد دارد برای جبران بخشی از هزینههای خود در روزهای تعطیل عمومی عید و چند روز تعطیلی پیش از عید، کارگران را به بیمه بیکاری معرفی کند که آنها مخالف این کار هستند؛ چراکه در سوابق بیمهای آنها فاصله ایجاد میشود.
کارگران درباره دیگر خواستههای خود به ایلنا، گفتند: اجرای صحیح، کامل و بدون نقص طرح طبقهبندی مشاغل، اعمال ضریب شغلی بازنشستگی در مشاغل سخت و زیانآور بر اساس قانون استخدامی فولاد در دهه ۶۰ و ۷۰ با درنظر گرفتن ۱۵ سال سابقه کار در معادن زغال سنگ، اجرای مفاد قانون کار مخصوصا اضافه کار (موضوع ماده ۹۲) و اجرای ماده ۷ قانون کار و افزایش دستمزد متناسب با نوع شغل و میزان سختی کار و اعمال افزایشهای سالیانه برای کارگران معادن زغالسنگ کل استان کرمان از عمده خواسته های آنان است.
کیوان صمیمی به ۵ سال زندان محکوم شد
کیوان صمیمی، سردبیر نشریه ایران فردا و از بازداشت شدگان روز جهانی کارگر توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ۵ سال زندان محکوم شد. آقای صمیمی در تاریخ ۱۱ اردیبهشت ماه ۹۸ همزمان با روز جهانی کارگر، به همراه دهها تن از شرکت کنندگان در تجمع اعتراضی در مقابل ساختمان مجلس بازداشت و در تاریخ ۲۷ خردادماه با تودیع قرار وثیقه آزاد شده بود.
به گزارش خبرگزاری هرانا، کیوان صمیمی طی یادداشتی در این باره نوشته است: «در حکم غیابیِ صادره نوشته شده است که بهدلایل زیر، مورد رصد و سپس شناسایی مأموران قرارگرفتم و نهایتاً در سال ۹۸ دستگیر شدم. و اما دلایل: تشکیل حزب غیرقانونی آزادی مردم ایران [البته در ۲۲ سال پیش!]. سردبیری نشریه گروهک ایران فردا [البته وزارت اطلاعات، ارشاد اسلامی، قوه قضائیه،… مجوّز ماهنامهی ایران فردا را صادر کردهاند!]. بارگذاری مطالبی همسو با شیطان بزرگ، در فضای مجازی. سخنرانی و تحریک مخاطبین. حمایت از زندانیان سیاسی. فعالیت در تجمع غیرقانونی روز کارگر.»
جلسه رسیدگی به اتهامات آقای صمیمی قرار بود در تاریخ ۱۴ اسفندماه ۹۸ در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی ایمان افشاری برگزار شود. کیوان صمیمی پیشتر در این باره اعلام کرده بود: «از طریق سایت قوه قضائیه مطلع شدم که بدون حضور من، دادگاه برگزار و حکمم صادر شده».
پیشتر در تاریخ ۷ اسفندماه ۹۸ اتهامات مطرح شده علیه کیوان صمیمی در متن احضاریه دادگاه “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور از طریق شرکت در تجمعات غیرقانونی و بدون مجوز و تشکیل جلسات با معاندان نظام و خانوادههای محکومان امنیتی و فعالیت تبلیغی علیه نظام به نفع گروههای مخالف نظام از طریق انتشار پیکسلهای علیه حجاب اسلامی و فعالیت از طریق شرکت در محافل غیرقانونی و ایراد سخنرانی علیه نظام و توهین به رهبری و اخلال در نظم و آسایش عمومی و توهین به آیت الله خمینی” عنوان شده بود.
روز چهارشنبه ۱۱ اردیبهشتماه ۱۳۹۸، همزمان با روز جهانی کارگر، دهها تن از شرکت کنندگان در تجمع اعتراضی در مقابل ساختمان مجلس در پی ورود نیروهای امنیتی و به خشونت کشیده شدن این تجمع بازداشت شدند. نیروهای امنیتی به همراه کیوان صمیمی، در تاریخ ۲۲ اردیبهشت به محل نشریه ایران فردا رفته و ضمن تفتیش محل بسیاری از اسناد و مدارک موجود از جمله هاردهای کامپیوتر را با خود برده بودند.
کیوان صمیمی نهایتا روز دوشنبه ۲۷ خردادماه ۹۸، با تودیع قرار وثیقه، به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی از زندان اوین آزاد شد.
کیوان صمیمی، سردبیر نشریه ایران فردا و یکی از اعضای کانون نویسندگان ایران است. او پیشتر نیز در سال ۸۸ بازداشت و پس از تحمل دوران محکومیت خود از زندان رجایی شهر آزاد شده بود. آقای صمیمی، در دوره بازداشت قبلی، یک روز پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ در منزل شخصیاش بازداشت شد و در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی به اتهام زیر سوال بردن انتخابات ریاست جمهوری ۸۸ و شرکت در تظاهرات اعتراضی و نوشتن مطالب انتقادی به شش سال حبس تعزیری محکوم شد. صمیمی آذرماه سال ۸۹ به همراه تعدادی دیگری از زندانیان سیاسی زندان اوین به زندان رجایی شهر کرج تبعید شد. وی نهایتا از بابت این بازداشت، صبح روز شنبه ٢۶ اردیبهشت ماه ۹۴، با پایان شش سال محکومیت، از زندان رجایى شهر کرج آزاد شد.
این فعال سیاسی، سابقه زندانی شدن در هر دو رژیم فعلی و سابق را دارد. یکی از برادران کیوان صمیمی در دوره پهلوی و دیگری نیز در دهه شصت و توسط جمهوری اسلامی اعدام شدهاند.