کانون نویسندگان ایران: روز جهانی زبان مادری گرامی باد

Bildergebnis für روز جهانی زبان مادری

کانون نویسندگان ایران به مناسبت روز جهانی زبان مادری اطلاعیه ای منتشر کرد. در این اطلاعیه آمده است:

زبان، تنها راهی برای ارتباط نیست، بلکه محمل اندیشه و احساس  بشری  نیز هست؛ از این رو، به حاشیه راندن و حذف زبان‌های مادری، نادیده گرفتن و سرکوب عواطف و اندیشه‌های گروه‌های مختلف مردم است. سیاست‌های اقتدارگرایانه، برای تبدیل “زبان رسمی” به پتکی بر سر دیگر زبان‌های کشور، امکان گفتگو و تفاهم بین فرهنگ‌ها را از بین می‌برد و موجب نابودی بخشی از میراث فرهنگی و تباه کردن حق انسانی می‌شود. در ایران اما حاکمان نه تنها به‌عمد استفاده از زبان مادری را محدود کرده‌اند بلکه فعالان حوزه‌ی زبان مادری را با پرونده‌سازی و اتهامات واهی و امنیتی راهی زندان می‌کنند؛ اخیراً چهار نفر از فعالان حق زبان مادری را مجموعاً به هشت سال زندان و هشت سال تبعید محکوم کردند. از سوی دیگر با اجرای طرح‌هایی چون “بسندگی زبان فارسی” موجب تبعیض بیش از پیش میان مردم می‌شوند.

کانون نویسندگان ایران، همانگونه که در بند سوم منشور خود آورده است: “رشد و شکوفایی زبان‌های متنوع کشور را از ارکان اعتلای فرهنگی و پیوند و تفاهم مردم ایران می‌داند…”، اهمیت حفظ زبان مادری را به همگان یادآوری می‌کند و روز جهانی زبان مادری را گرامی می‌دارد.

کانون نویسندگان ایران – یکم اسفند

 




۳ تن از بازداشت‌شدگان اعتراضات آبان‌ماه به حبس، شلاق و اعدام محکوم شدند

چکیده :این افراد علاوه بر این مجموعا به ۳۸ سال زندان و ۲۲۲ ضربه شلاق نیز محکوم شده‌اند. این حکم طی روزهای گذشته به وکلای مدافع این شهروندان محبوس در زندان تهران بزرگ ابلاغ شده است. از جمله اتهامات مطروحه علیه این شهروندان “مشارکت در تخریب و تحریق به قصد مقابله با نظام جمهوری اسلامی ایران” عنوان شده است….

امیرحسین مرادی، سعید تمجیدی و محمد رجبی، سه تن از بازداشت‌شدگان در جریان اعتراضات سراسری آبان ماه توسط دادگاه انقلاب تهران به اعدام محکوم شدند. این افراد علاوه بر این مجموعا به ۳۸ سال زندان و ۲۲۲ ضربه شلاق نیز محکوم شده‌اند. این حکم طی روزهای گذشته به وکلای مدافع این شهروندان محبوس در زندان تهران بزرگ ابلاغ شده است. از جمله اتهامات مطروحه علیه این شهروندان “مشارکت در تخریب و تحریق به قصد مقابله با نظام جمهوری اسلامی ایران” عنوان شده است

این احکام به تازگی به وکلای مدافع این شهروندان محبوس در زندان تهران بزرگ ابلاغ شده است.

یکی از وکلای پرونده با تایید این خبر گفت “بر اساس این حکم که توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی صادر شده است، امیر حسین مرادی، سعید تمجیدی و محمد رجبی هر کدام از بابت اتهام “مشارکت در تخریب و تحریق به قصد مقابله با نظام جمهوری اسلامی ایران” به اعدام محکوم شده‌اند.”/ هرانا

 
 



۱۲۰۰ ساعت اعتراف‌گیری سپاه با شکنجه و تهدید جنسی’ از نیلوفر بیانی

چکیده :نیلوفر بیانی، متهم ردیف دوم پرونده زندانیان محیط زیستی، در شرح حالی از وضعیت خود که برای اولین بار منتشر می شود نوشته که بازجویان اطلاعات سپاه، برای گرفتن اعترافات ساختگی، او را طی “دستکم ۱۲۰۰ ساعت بازجویی” در معرض “شدیدترین شکنجه های روحی و روانی، تهدید به شکنجه فیزیکی و تهدیدهای جنسی” قرار داده…

حسین باستانی

نیلوفر بیانی، متهم ردیف دوم پرونده زندانیان محیط زیستی، در شرح حالی از وضعیت خود که بی بی بی سی به آن دسترسی پیدا کرده نوشته که بازجویان اطلاعات سپاه، برای گرفتن اعترافات ساختگی، او را طی “دستکم ۱۲۰۰ ساعت بازجویی” در معرض “شدیدترین شکنجه های روحی و روانی، تهدید به شکنجه فیزیکی و تهدیدهای جنسی” قرار داده اند.

این کارشناس محیط زیست، در شرح حال خود، که در اواسط بهمن ماه جاری تنظیم شده، آورده که ماموران در جریان بازجویی، ازجمله وی را تحت فشار به “تقلید صدای حیوانات وحشی” وادار ساخته و به “تزریق آمپول فلج کننده و آمپول هوا” تهدید کرده اند. او تاکید کرده که بازجویان، با نشان دادن عکس جسد کاووس سیدامامی هشدار داده اند: “عاقبت خودت و تمام همکاران و اعضای خانواده ات نیز همین است مگر آنکه هر آنچه ما می‌خواهیم بنویسی.” کاووس سیدامامی، مدیرعامل مؤسسه حیات وحش میراث پارسیان و از فعالان شناخته شده محیط زیست در ایران بود که در ۴ بهمن ۱۳۹۶، از سوی سازمان اطلاعات سپاه دستگیر و متهم به جاسوسی شد. به گفته قوه قضاییه آقای سیدامامی در ۱۹ بهمن ۱۳۹۶ در زندان اوین “خودکشی” کرد، ولی نهادهای حقوق بشری در این ادعا تردید دارند.

خانم بیانی همچنین در نامه ای به آیت الله خامنه ای در ۲۲ بهمن ۱۳۹۷، به توضیح رفتار بازجویان سپاه پرداخته و در بخشی از آن نوشته که وی “به همراه ۷ مرد مسلح به ویلایی خصوصی در لواسان منتقل شده تا با وجود امتناع، مجبور به نظاره رفتار غیراخلاقی و غیراسلامی آنها در استخر خصوصی بشود.” این نامه، بخشی از مجموعه مکاتبات بی حاصل متهم بامسئولان مختلف در مورد وضعیت خود است که برای نخستین بار منتشر می‌شود.

او در نامه ای جداگانه به “حسینی” رئیس بند ۲-الف بازداشتگاه سپاه در اوین به تاریخ ۲۶ دی ۱۳۹۷، بخشی دیگر از رفتارهای ماموران را چنین توصیف کرده است: “تکرار مکرر کثیف‌ترین توهین های جنسی که در بازجویی های طولانی با حضور تیم بزرگی از بازجو ها با جزییات چندش آور تخیلی مطرح می‌کردند، و درخواست (مجبور کردن) از من که تصورات جنسی آنها را تکمیل کنم.” در همین نامه، همچنین با اشاره به بی اثر ماندن تظلم هایِ صورت گرفته به مقامات گوناگون تاکید شده: “در کمال ناباوری هر بار پس از افشاگری و درخواست کمک از مسئولین مربوطه با مضاعف شدن فشارها روبه‌رو شده و تهدیدها و شکنجه ها فزونی یافت و مکررا به من یادآور می‌شدند… کاری نکن که لج سیستم را درآوری.”

زندانی، در متن “آخرین دفاع” خود در شهریور ۱۳۹۸ نیز، که پیشتر منتشر نشده، از هراس دائمی از امکان عملی شدن تهدیدهای جنسی سربازجوی پرونده خبر داده: “ویدیوها گواهند که بازجوی اصلی با اسم مستعار حمید رضایی، که هنوز نام او رعشه بر تن من می‌آورد، چه رفتاری با من داشته است. به دلیل رفتارهای بی شرمانه اش هربار که بازجویی‌ها به درازا می‌کشید و تا بعد از تاریکی ادامه داشت وحشت از تعرض جدی وجودم را می‌لرزاند.” نویسنده ادامه داده: “ترس من در مورد اینکه اگر هرآنچه می‌خواست ننویسم دست به تعرض و خشونت جنسی بزند را تشدید می‌کرد. حضور توجیه‌‌ نشده و غیرمنتظره او در مکان‌هایی مثل راهرو تاریک و حیاط بازداشتگاه و رفتار چندش‌آورش باعث می‌شد در هیچ جا احساس امنیت نکنم و اضطراب غیرقابل تحمل من به این دلیل هیچ وقت قطع نمی شد.”

نیلوفر بیانی، در نامه جداگانه ای به تاریخ ۴ بهمن ۱۳۹۷ به رئیس وقت قوه قضاییه صادق آملی لاریجانی آورده ماموران اطلاعات سپاه به صراحت به او می گفته اند: “بر دهان قاضی‌ای خواهند کوبید که حکمی غیر از حکم از پیش نوشته شده سپاه را در دادگاه قوه قضاییه قرائت کند.” به گفته یک مقام مطلع، نیلوفر بیانی در ملاقاتی در اواسط شهریور ۱۳۹۷ با دادستان وقت تهران، عباس جعفری دولت آبادی نیز به او گفته بود که اعترافاتش زیر فشار شکنجه و تهدید بوده و کلا دروغ است، ولی آقای دولت آبادی تاکید کرده اجازه پس گرفتن اعترافاتش را ندارد.

مراد طاهباز، نیلوفر بیانی، هومن جوکار، طاهر قدیریان، حمیده کاشانی، امیرحسین خالقی، سام رجبی و عبدالرضا کوهپایه، متهمان پرونده فعالان محیط زیستی هستند که سازمان اطلاعات سپاه، در بهمن و اسفند ۱۳۹۶ آنها را به اتهام جاسوسی دستگیر کرد. وزارت اطلاعات دیگر دستگاه اطلاعاتی ایران، که خود را تنها مرجع تشخیص جرم جاسوسی می داند، اتهام جاسوسی علیه متهمان این پرونده را بی‌مبنا دانسته بود.

احکام دادگاه تجدیدنظر این هشت نفر، امروز سه شنبه ۲۹ بهمن اعلام شد و در عمل، چیزی جز تایید حکم ۸ آبان ۱۳۹۸ دادگاه بدوی آمده نبود. به گفته غلامحسین اسماعیلی سخنگوی قوه قضاییه، مراد طاهباز و نیلوفر بیانی به خاطر “همکاری با آمریکا به عنوان دولت مخاصم به ۱۰ سال حبس و رد وجوه ماخوذه “، هومن جوکارو طاهر قدیریان به خاطر “همکاری با دولت مخاصم آمریکا” به ۸ سال حبس، سام رجبی و سپیده (حمیده) کاشانی به خاطر “همکاری با دولت مخاصم آمریکا” به ۶ سال حبس، امیرحسین خالقی برای “جاسوسی” به ۶ سال حبس و عبدالرضا کوهپایه برای “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت” به ۴ سال حبس محکوم شده اند.

در تیرماه گذشته، خانواده‌های این هشت نفر در نامه‌ای به ابراهیم رئیسی، رئیس قوه قضاییه، به قرار گرفتن این زندانیان تحت “ارعاب و فشار و شکنجه برای گرفتن اعتراف” و ارائه نشدن “هیچ سند و مدرکی از سوی دادسرا و اطلاعات سپاه” برای اثبات اتهامات وارده اعتراض کرده بودند.

‘توصیف جزییات زجر و درد شکنجه‌ها و لحظه اعدام’

نیلوفر بیانی در نامه ای که در اواسط بهمن ماه نوشته، به توصیف شکنجه هایی پرداخته که “طی ۲۲ ماه بازداشت موقت غیرقانونی” در بند ۲ -الف سپاه پاسداران متحمل شده است.

خانم بیانی با تاکید بر اینکه “هرگونه اعتراف مبنی بر جاسوسی یا فعل مجرمانه دیگر تحت شدیدترین شکنجه های روحی و روانی و تهدید به شکنجه فیزیکی و تهدیدهای جنسی طی دستکم ۱۲۰۰ ساعت بازجویی به من دیکته و القا شده”، از دادگاه خواسته “ویدیوها و فایل‌های صوتی بازجویی ها و همچنین پرونده پزشکی” او را در زمان بازداشت بررسی کند تا صحت گفته هایش تایید شود.

این زندانی گفته اتهامات مطرح علیه او “بدون ارائه حتی یک دلیل و سند قانونی” و صرفا بر مبنای اعترافات اجباری و نیز گزارشات محرمانه نیروهای مسلح صادر شده، “که به گفته قاضی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران آن‌قدر محرمانه هستند که نه متهم، نه وکیل، و نه حتی خود قاضی نیز اجازه رویت آنها را ندارند”.

نیلوفر بیانی در تشریح رفتارهایی که با او صورت گرفته، به مواردی همچون “تهدید همه روزه به اعدام”، “تحمل ۸ ماه سلول انفرادی و در انزوای کامل و بازجویی های طولانی به مدت ۹ تا ۱۲ ساعت در روز و شب”، “بازجویی‌های ایستاده یا در حال چرخیدن با چشم‌بند یا در حال بشین‌و پاشو”، “توهین به خود و خانواده” و”تحقیر از جمله اجبار به تقلید صدای حیوانات وحشی” اشاره کرده است.

“تهدید به بازداشت و شکنجه پدرو و مادر ۷۰ ساله “، “تهدید به حبس در سلول یک متری”، “تهدید به شکنجه فیزیکی با نشان دادن عکس و توصیف وسایل شکنجه”، “ساعت‌ها توصیف جزییات زجر و درد شکنجه‌ها و انتقال جزییات حس لحظه اعدام” و تحت فشار گذاشتن زندانی با ادعای اعدام همکاران، از دیگر رفتارهای مورد اشاره در دفاعیات خانم بیانی هستند.

این زندانی همچنین نوشته بازجویان “با بالازدن آستین او را به تزریق آمپول فلج کننده و آمپول هوا تهدید کرده‌اند”، یکی از ماموران “هفته ها آن‌قدر به صندلی او در اتاق بازجویی لگد زده که دچار کمردردهای شدید شده”، و یک “بازجوی به ظاهر روحانی” از او خواسته “بین ۷۰ ضربه شلاق در ۲ روز و ۵۰ ضربه در یک روز” انتخاب کند”. خانم بیانی در نامه ای که در ۲۶ دی به ۱۳۹۷ به رئیس بند ۲-الف نوشته بود، آورده که این روحانی خود را دارای مجوز مخصوص از جانب حسین طائب رئیس سازمان اطلاعات سپاه می‌دانسته. به نوشته زندانی، آن فرد “ادعا می کرد دارای مجوز مخصوص از مقامات بالا (طائب…) جهت شکنجه بنده با صدور حکم تعزیر (شلاق) می‌باشد”.

نیلوفر بیانی در نامه ۲۲ بهمن ۱۳۹۷ خود به آیت الله خامنه ای نیز، در گلایه ای جداگانه از شخص فوق نوشته این “فرد معمم” در جلسه ای به او گفته به علت مشغله قاضی پرونده بخشی از دادگاه را در اتاق بازجویی اطلاعات سپاه برگزار می‌کند، و افزوده: “[او] در پاسخ به تعجب من عصبانی شد و صندلی را به سوی من پرتاب کرد که باعث ضرب دیدگی زانویم شد”.

نحوه اعتراف گیری از خانم بیانی در پرونده فعالان محیط زیستی از اهمیت زیادی برخوردار است؛ به این علت مشخص که اعترافات او به عنوان متهم ردیف دوم و مراد طاهباز به عنوان متهم ردیف اول پرونده، از “مستندات” اصلی سازمان اطلاعات سپاه در کل این پرونده محسوب می شوند.

مرور پرونده هشت فعال محیط زیستی نشان می دهد که سازمان اطلاعات سپاه برای متهم کردن این افراد، “اعترافات” متهمان ردیف اول و دوم را مورد استناد قرار داده، در حالی که هر دوی آنها در دادگاه تاکید کرده اند اعترافات‌شان تحت شکنجه بوده است.

طبق قوانین ایران، اقرار یک فرد فقط در مورد خود او معتبر است و اقرار در مورد خود نیز، تنها در صورتی قابل استناد خواهد بود که در حضور قاضی دادگاه -و نه بازجو- صورت گرفته باشد.

‘نشان دادن بی مقدمه تصویر جسد کاووس سیدامامی’

نیلوفر بیانی در قسمتی از دفاعیات خود، از استفاده بازجویان اطلاعات سپاه از مرگ کاووس سیدامامی برای وادار کردن خود به اعتراف حکایت کرده است.

وی با ذکر اینکه فشارهای بازجویان” در شرایط سلول انفرادی و انزوای کامل” باعث “تزلزل روحی و روانی” او شده بوده، افزوده:” آنچه فروپاشی روانیم را کامل کرد، نشان دادن بی مقدمه تصویری از جسد دکتر سیدامامی در سردخانه بود، در حالی که خانواده اش کنارش ایستاده بودند. به من گفتند: عاقبت خودت و تمام همکاران و اعضای خانوادهات نیز همین است مگر آنکه هر آنچه ما می خواهیم بنویسی.”

خانم بیانی افزوده: “در حالی که قدرت مقاومت در برابر فشار بازجوها را کاملا از دست داده بودم مطالبی را به من دیکته کردند که بعدها از همان ها به عنوان اهرم فشار استفاده کردند. آنها می‌گفتند: خودت با دستان خودت حکم اعدامت را نوشتی. دیگر نمی‌توانی از قطار پیاده شوی.”

او از بازجویانش نقل کرده: “تنها راه نجات خود و همکارانت نوشتن کامل آنچه می‌خواهیم است؛ یعنی سناریوی تخیلی و باورنکردنی جاسوسی تحت پوشش حفاظت محیط زیست.”

به دنبال مرگ مشکوک آقای سیدامامی در زندان، بخشی از گزارش معاینه اولیه پزشکی قانونی به رسانه ها راه یافت که از “کبودی‌ها در نقاط مختلف بدن، جای تزریق پوستی روی جسد” و “آثار کبودی ناشی از فشار جسم دور گردن” حکایت داشت، ولی تلاش خانواده مقتول برای تحقیق بیشتر در مورد علت مرگ به جایی نرسید. همچنین، شکایت خانواده سیدامامی از صدا و سیما به خاطر پخش فیلمی تحت عنوان “منطقه ممنوعه” در بخش خبری ٢٠:٣٠ تلویزیون نیز بی نتیجه ماند.

این فیلم، با طرح اتهام “جاسوسی” اقای سیدامامی برای “دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل”، بر ادعای خودکشی او و نیز اتهام اعترافش به جاسوسی قبل از مرگ پافشاری می کرد.

استناد به سفر حج مادر به عنوان مستند ‘ارتباط با عربستان’

در بخشی از جلسه اول محاکمه نیلوفر بیانی در ۱۰ بهمن ۱۳۹۷، که بی بی سی به متن گفتگوهای آن دسترسی یافته، قاضی دادگاه ابوالقاسم صلواتی برای متهم کردن خانم بیانی به جاسوسی، به متن ایمیل های او استناد کرده که در اختیار بازجویان سپاه قرار داشته است.

قاضی صلواتی از جمله، با اشاره به ایمیل انگیسی خانم بیانی به مراد طاهباز که در آن کلمه burn out به کار رفته گفته است: “چرا به مراد گفتی من burn out شدم؟ این اصطلاح جاسوسی است.” خانم بیانی پاسخ داده: “این یک اصطلاح رایج در زبان انگلیسی است به معنی خسته بودن از کار زیاد. اشتباه ترجمه کردید.” وی در ادامه کوشیده توضیح دهد این شیوه رجوع به اصطلاحات مانند آن است که یک انگیسی زبان، استفاده از اصطلاح “قربان شما” در یک نامه فارسی را به معنی آمادگی برای انجام عملیات انتحاری تلقی کند.

در همین جلسه، به عنوان یکی از مستندات ارتباط با اسرائیل، جمله زیر از شوخی ایمیلی نیلوفر بیانی با یکی از دوستانش مورد استناد قرار گرفته است که “امشب یک پاسپورت اسراییلی می‌گیرم و مذهبم را عوض می کنم.” خانم بیانی در پاسخ به این اتهام گفته: “فقط شوخی بوده و متاسفم برای کشورم که در دادگاه امنیتی چنین شوخی‌ای به عنوان مدرک استفاده می‌شود.”

باز در همین جلسه، قاضی با استناد به فرم های درخواست تابعیت کانادایی متهم که از ایمیل شخصیش استخراج شده، او را به ارتباط با عربستان سعودی متهم کرده. آقای صلواتی به طور مشخص گفته که خانم بیانی در فرم خود نوشته به عربستان رفته است.

در مقابل، نیلوفر بیانی توضیح داده که او در فرم درخواست تابعیت خود (که به دریافت تابعیت هم منجر نشده) هرگز ننوشته که به عربستان رفته و دادگاه این موضوع را اشتباه متوجه شده. متهم افزوده آنچه مورد استناد دادگاه قرار گرفته این بوده که خانم بیانی در پرسشنامه درخواست تابعیت مادر خود (و در پاسخ به پرسش مربوط به سفرهای قبلی متقاضی) اعلام کرده که مادرش به عربستان سعودی سفر کرده. سفری که برای حج بوده و اساسا هم سفر به عربستان جرم محسوب نمی‌شود.

در پایان همین جلسه دادگاه، خانم بیانی در حضور قاضی اعلام کرده که تحت شکنجه مجبور به اعتراف علیه خودش شده، اما ابوالقاسم صلواتی دستور اخراجش از دادگاه را داده است. نیلوفر بیانی بعدها، در جریان جلسه دوم دادگاه خود نیز تکرار کرده که تحت شکنجه وادار به اعتراف شده و نتیجتا از حضور او در جلسات سوم، چهارم و پنجم محاکمه ممانعت به عمل آمده.

به گفته یک منبع مطلع، جلسه ابلاغ حکم دادگاه در آبان ۱۳۹۸، نهایتا بدون حضور وکیل متهم برگزار شده و آقای صلواتی از نشان دادن متن حکم به خانم بیانی یا قبول درخواست او برای حضور وکیلش در جلسه خودداری کرده است.

این منبع می افزاید قاضی صلواتی سپس، با ذکر اینکه عاقبت جاسوسی همین است (نقل به مضمون) دستور داده نیلوفر بیانی را از دادگاه خارج کنند و ماموران، او را با بدرفتاری و “به صورت چهار دست و پا” از جلسه بیرون برده اند.

مجازات به خاطر دریافت حقوق از سازمان ملل در سوئیس

تاکید بر اتهام ارتباط امنیتی با دشمنان خارجی، در شرایطی صورت گرفته که در جلسات دادگاه، قاضی نتوانسته مشخص کند که از نظر او، متهم مشخصا چه اطلاعاتی را به خارج از کشور منتقل کرده و از این کار، چه نفع مالی برده است. ظاهرا برای رفع همین خلا در پرونده بوده که دادگاه های بدوی و تجدیدنظر، سابقه همکاری خانم بیانی با سازمان ملل متحد در زمان اقامت در خارج از ایران و دریافت حقوق از این نهاد را، به عنوان مستند دریافت پول از خارج مورد تاکید قرار داده اند.

در بخشی از رای دادگاه، حقوقی که خانم بیانی به ازای ۵ سال کار برای برنامه محیط زیست سازمان ملل در سوئیس دریافت کرده (به گفته دادگاه: ۳۶۵ هزار دلار) به عنوان “مال ناشی از جرم” مورد اشاره قرار گرفته و او ملزم به “مسترد” کردن آن به حکومت ایران شده است. همکاری نیلوفر بیانی با سازمان ملل، پس از گرفتن مدرک کارشناسی زیست شناسی از دانشگاه مک گیل کانادا و کارشناسی ارشد حفاظت حیات وحش از دانشگاه کلمبیای آمریکا، و پیش از بازگشت به ایران در تابستان ۱۳۹۶ صورت گرفته بود.

در حکم دادگاه، توضیح بیشتری داده نشده که چرا در حالی که ایران عضو سازمان ملل متحد است، باید کار کردن فردی برای سازمان ملل، آن هم در خارج از ایران، جرم تلقی شود.

در حکم دادگاه، استدلالی حتی عجیب تر، برای متهم کردن مراد طاهباز متهم ردیف اول پرونده و عضو هیأت مدیره موسسه حیات وحش میراث پارسیان به تحصیل “مال ناشی از جرم” به کار رفته است.

به گفته یک منبع مطلع، بازجویان سازمان اطلاعات سپاه در جریان بازجویی از این متهم او را تحت فشار گذاشته اند تا مجموع هزینه های مالی موسسه در طول ۱۰ سال فعالیت آن را بگوید و آقای طاهباز به طور تخمینی، عددی را اعلام کرده که حدود ۹۰ درصد آن، حاصل “کمک های ریالی” به موسسه حیات وحش میراث پارسیان بوده است.

با این حال، بازجویان از زندانی خواسته اند عدد فوق را به دلار تبدیل کند که حاصل این محاسبه، رقم ۶۰۰ هزار دلار را تولید کرده است.

همین رقم، به عنوان درآمد شخصی مراد طاهباز از ارتکاب جرم تعریف شده و او ملزم به “استرداد” ۶۰۰ هزار دلار “مال ناشی از جرم” به صندوق حکومت شده است.

منبع: بی‌بی‌سی




جزئیاتی از نحوه دستگیری هدایت؛ وضعیت وخیم بهاره هدایت در پی ضرب‌وشتم توسط پلیس امنیت

چکیده :هنگامی که بهاره هدایت در برابر این سخن ماموران لباس شخصی درخواست ارایه برگه کتبی بازداشت را می‌کند، ماموران بدون نشان دادن حکم بازداشت، در برابر ساختمان حراست دانشگاه تهران با خشونت و ضرب‌وشتم از جمله ضربه زدن به پهلو و کشیدن موی سر، بهاره هدایت را به زور سوار ماشین می‌کنند و در ماشین نیز در برابر درخواست او مبنی بر ارایه حکم بازداشت دوباره او را ضرب‌وشتم کرده، سر او را به پایین فشار داده و به بازداشتگاه وزرا منتقل…

هشت روز پس از بازداشت بهاره هدایت از طریق همکاری حراست دانشگاه تهران و پلیس امنیت، اطلاعات تکمیلی حکایت از ضرب‌وشتم این فعال دانشجویی، اعتصاب غذا و انتقال او به زندان قرچک دارد.

زیتون اطلاع یافته که وضعیت این فعال سیاسی در پی این ضرب و شتم شدید و اعتصاب غذا، «وخیم» است.

ظهر دوشنبه ۲۱بهمن‌ماه وقتی بهاره هدایت در پی تماس تلفنی حراست دانشگاه تهران به ساختمان حراست دانشگاه مراجعه می‌کند، با ماموران لباس شخصی در این ساختمان مواجه می‌شود.

هنگامی که هدایت قصد خروج از ساختمان حراست را داشته در برابر این ساختمان چند مامور مرد و یک مامور زن به سمت او آمده و به او می‌گویند شما بازداشت هستید و باید سوار ماشین شوید.

هنگامی که بهاره هدایت در برابر این سخن ماموران لباس شخصی درخواست ارایه برگه کتبی بازداشت را می‌کند، ماموران بدون نشان دادن حکم بازداشت، در برابر ساختمان حراست دانشگاه تهران با خشونت و ضرب‌وشتم از جمله ضربه زدن به پهلو و کشیدن موی سر، بهاره هدایت را به زور سوار ماشین می‌کنند و در ماشین نیز در برابر درخواست او مبنی بر ارایه حکم بازداشت دوباره او را ضرب‌وشتم کرده، سر او را به پایین فشار داده و به بازداشتگاه وزرا منتقل می‌کنند.

خانم هدایت در پی این برخورد غیرقانونی از ظهر دوشنبه ۲۱ بهمن گذشته دست به اعتصاب غذا زده است.

برخوردهای غیرقانونی و خشونت‌بار ماموران پلیس امنیت تهران در ساعات بعد نیز ادامه یافته است.

هدایت را برای بازرسی منزل، دستبند به دست به خانه برده و سرتیم ماموران پلیس امنیت در برابر همسایه‌ها، بهاره هدایت را یک زن «بی‌آبرو و مسئله‌دار» معرفی می‌کند و در برابر درخواست او برای تهیه برگه صورت‌جلسه بازرسی از منزل، باز هم به او فحاشی کرده، او را مورد توهین قرار می‌دهند.

بهاره هدایت موارد شکنجه و برخوردهای غیرقانونی و همچنین نگهداری در یک بازداشتگاه غیراستاندارد(وزرا) را با بازپرس شعبه چهارم دادسرای شهیدمقدس در جلسه تفهیم اتهام نیز درمیان گذاشته اما مقام قضایی مزبور هیچگونه رسیدگی به این موارد صورت نداده است.

بازجویی‌ها از بهاره هدایت همراه با خشونت در بازداشتگاه وزرا و انتساب اتهامات غیرواقعی و در روندی غیرقانونی صورت گرفته است.

بهاره هدایت سرانجام در هشتمین روز بازداشت به زندان عمومی قرچک منتقل شده و هم‌اینک به دلیل هشت روز اعتصاب غذا که سه روز نخست آن اعتصاب غذای خشک بوده، خونریزی معده کرده و در وضعیت نامناسبی در این زندان به‌سر می‌برد.

برخوردهای خشونت‌بار و همراه با شکنجه ماموران پلیس امنیت در حالی است که در سال‌های گذشته موارد متعددی از این شیوه برخورد توسط ماموران نیروی انتظامی گزارش شده که معروف‌ترین آن مرگ ستار بهشتی وبلاگ‌نویس زندانی در بازداشتگاه نیروی انتظامی در سال ۱۳۹۱ بوده است. / زیتون




بیانیه زندانیان سیاسی زن زندان اوین: برماست که انتخاباتشان را برای خودشان بگذاریم و در میدان واقعی انتخابات مردمی باقی بمانیم

چکیده :امروز بحران استبداد و چپاول جمهوری اسلامی به جایی رسیده که در وحشت از تحریم سراسری انتخابات عوامل حکومت یکی پس از دیگری به صحنه می آیند و با عناوینی مردم را به حضور در انتخابات دعوت می کنند چنانچه رئیس قوه قضائیه تهدید کرد “هر کسی با هر عنوانی انتخابات را زیر سوال ببرد دشمن نظام است”….

۴۱ سال است که با تکرار کلمه ” انتخابات” سعی دارند حکومت سراسر استبدادی شان را دموکراتیک نشان دهند. حال آنکه از همان روزهای نخست، آزادی مردم و درپی‌اش آرای آنها به یغما رفت.

از همان روز که به جای مجلس موسسان با انتخابات آزاد مردم ایران، مجلس خبرگان برای تشکیل و حفاظت از سلطنت مطلقه‌ی دینی (ولایت فقیه) شکل گرفت حق حاکمیت و انتخاب مردم ایران غصب شد و به سرقت رفت. مجلس شورای اسلامی نیز که با حذف پیشین همه گروههای سیاسی به جز حلقه تنگ هوادارن تام حاکمیت مستبد، شکل گرفت و هر سال این حلقه ی راه یابندگان بدان تنگ تر شد و حتی به خودزنی رسید( چنانکه هم اکنون نیز شاهدیم) نه نهادی دموکراتیک بلکه عنصری سراسر ضد مردمی و تمام و کمال در خدمت حاکمیت است و غیر از آن هیچ مصرفی ندارد. چنانچه عموم مصوبات آن طی سالها گواهی میدهد.

امروز بحران استبداد و چپاول جمهوری اسلامی به جایی رسیده که در وحشت از تحریم سراسری انتخابات عوامل حکومت یکی پس از دیگری به صحنه می آیند و با عناوینی مردم را به حضور در انتخابات دعوت می کنند چنانچه رئیس قوه قضائیه تهدید کرد “هر کسی با هر عنوانی انتخابات را زیر سوال ببرد دشمن نظام است”. اما مردم ایران آرای واقعی و بی بازگشت خود را از دیماه ۹۶ تا قیام خونین آبان ماه ۹۸ و پس از آن با جان برکفی در خیابان ها رسا اعلام کرده اند. سیاست اکنون نه آنگونه که اصلاح طلبان میخواهند یعنی در فرایندهای سیاست زدوده‌ی انتخابات بلکه به گونه انقلابی در تظاهرات، اعتصابها، و تشکل‌یابی مردم در جریان است. حاکمیت مستقر چنان ارتجاعی و واپس گرایانه (همچون تمام طول عمرش) علیه سیاست مردم و انتخاب آنها در خیابانها ایستاد که تنها طی مدتی بسیار کوتاه کشتار وحشیانه‌ی ۱۵۰۰ تن از مردم این سرزمین رخ داد و برگ ننگین دیگری در کارنامه جنایتکارانه رژیم ثبت شد.

این نظام و انتخابات‌هایش تنها بر خون میلیونها جوان بی گناه استوار گشته: فروردین ۵۸، تابستان ۵۸، خرداد ۶۰ و قتل عام دهه ۶۰ بویژه کشتار تابستان ۶۷، قتل های زنجیره ای دهه۷۰، به خاک و خون کشیدن خاتون آباد و اسلامشهر و.. کشتار معترضین ۸۸، فجایع کهریزک و اعدام گسترده هموطنان کرد به اسم تروریست در زندانهای ایران، کشتار معترضان ۹۶ و نهایتا کشتار وحشیانه ی مردم در آبان ماه ۹۸ و…

اما مردم ایران اجازه نمی دهند حتی قطره ای از این خون های به ناحق ریخته شده بی پاسخ بماند، این خونها در اعتراضات و خروش برآمده از درد و رنج مردم علیه استبداد و چپاول شکوفا میگردد .

آینده هیچ گاه از آن تسلیم‌طلبان و سازشکاران نبوده و نخواهد بود. همه مدافعان حاکمیت اسلامی قداره‌بندان و قلم‌زنان و ماموران حکومتی، آنها که سر خم می‌کنند و ناحق را می پذیرند ادامه همین حاکمیت‌اند و مذموم و باطل؛ چه آنها که در خبرگان رهبری جلوس فرموده‌اند و چه آنها که در مجلس به ظاهر ملی!

برماست که انتخاباتشان را برای خودشان بگذاریم و در میدان واقعی انتخابات مردمی باقی بمانیم. هرکسی که پای صندوق های رای می رود اثر انگشتش بر روی ماشه‌ی اسلحه‌ای که به سمت جوانان انقلابی شلیک می شود ثبت خواهد شد و نشان تاییدی بر نظام حاکم و جنایاتش می باشد. تحریم و نفی انتخابات پیمان مردم ایران با شهدا به ویژه شهدای قیام اخیر است.

امضا کنندگان به ترتیب حروف الفبا:
۱-یاسمین آریانی
۲-ندا آشتیانی
۳- راحله احمدی
۴-مریم اکبری منفرد
۵-لیلا حسین زاده
۶-سهیلا حجاب
۷-آتنا دائمی
۸- سپیده فرهان
۹-منیره عرب شاهی
۱۰- صبا کرد افشاری
۱۱-ندا ناجی
۱۲-سمانه نوروز مرادی




سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) بازداشت بهاره هدایت را محکوم کرد

چکیده :بر خلاف تمام ادعاهای دولت تدبیر و امید و منشور شهروندی آن، وزارتخانه علوم و حراست متبوع آن، به جای دفاع از حقوق دانشجویان در برابر بی قانونی‌های نهادهای دیگر، خود به عامل دست و ضابط آن تبدیل شده و حتی به این موضوع بسنده نکرده و با ادعاهای خلاف، سعی در کتمان موضوع هم…

بازداشت خلاف عرف خانم بهاره هدایت،از اعضای سازمان دانش¬آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) و از اعضای موثر جنبش دانشجویی کشور در چهل و یکمین سالگرد انقلابی که آزادی از اهداف محوری آن شمرده می شود و در آستانه انتخابات مجلس حاکی از راه دشوار توسعه دموکراتیک در کشور است.

در این بین نقش آفرینی خارق‌العاده حراست دانشگاه تهران، نمونه‌ای بدیع بود که با توجه به رویه‌های جدید دیگر ایجاد شده در مدیریت فعلی وزارت علوم و دانشگاه‌ها، نشان از تبدیل این نهاد آموزش عالی به سدی دیگر در فعالیت‌های مدنی و سیاسی و توسعه‌محور است.

رشد و توسعه در گرو مشارکت فراگیر و سازماندهی شده سازمانها و نهادهایی است که بتوانند آزادنه و در چهارچوب قانون منافع گروههای اجتماعی را تجمیع، تدوین و تبیین نموده و برای اجرایی شدن آنها سازماندهی و با سایر گروهها در فرآیندهای دموکراتیک و در قالب انتخابات به رقابت یا همکاری بپردارند.( و در صورت تحقق شرایط فوق است که انتخابات می تواند مظهر وفاق ملی و پیشران توسعه باشد)

انجام این مهم در گرو داشتن احزاب و سایر نهادهای مدنی است که واسطه میان مردم و حکومت بوده و در مواقع بحرانی با انجام صحیح کارکردهای فوق باعث وفاق ملی در کشور گردیده و عبور از گردنه های صعب را تسهیل کنند.

سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی(ادوار تحکیم وحدت) با توجه به این مهم و در راستای ایفای چنین نقشی پا به عرصه سیاسی نهاده و به الزامات حقوقی و قانونی آن نیز پایبند بوده است.

متاسفانه تفسیر مضیق از قانون و رواج رویه های غیر رسمی این سازمان را بهمراه بخش مهمی از بدنه اجتماعی کشور از ایفای این نقش موثر محروم کرده است. اتفاقات ناگواری که در آبان امسال بوقوع پیوست بهمراه احضار و بازداشت فعالین دانشجویی، کارگری و صنفی نشانگانی از عمق بحرانی هستند که بدلیل اخلال در نقش واسطه گری نهادهای مدنی و سیاسی در جهت مشارکت در حیات سیاسی گروههای مختلف اجتماعی بوجود آمده است.

این سازمان بازداشت خلاف عرف خانم بهاره هدایت را محکوم و آن را گامی دیگر در این روند خطرناک میداند که می تواند با از بین بردن نیروهای موثر اجتماعی که می توانند صادقانه به نمایندگی از گروههای مختلف اجتماعی در درون مرزهای ملی بپردازند، راه را برای ورود نیروهای ناشناخته به فضای سیاسی باز و حاکمیت را از اعمال کارکردهای اساسی آن همچون ایجاد امنیت و توسعه باز دارد که البته تندباد حوادثی که در چند ماه اخیر کشور را درنوردید و حاکمیت و جامعه را به یکسان غافلگیر و سوگوار کرد شاهدی بر صدق این مدعاست.

بر خلاف تمام ادعاهای دولت تدبیر و امید و منشور شهروندی آن، وزارتخانه علوم و حراست متبوع آن، به جای دفاع از حقوق دانشجویان در برابر بی قانونی‌های نهادهای دیگر، خود به عامل دست و ضابط آن تبدیل شده و حتی به این موضوع بسنده نکرده و با ادعاهای خلاف، سعی در کتمان موضوع هم می‌کنند.

در پایان سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) ضمن محکوم کردن این اقدامات، خواستار آزادی بی قید و شرط خانم بهاره هدایت و پایان دادن به این روش نخ نما شده، است و اعلام می‌دارد تا حصارهای فعالیت قانونی و مدنی احزاب و گروه‌ها و فعالین سیاسی کشور برچیده نشود و رد صلاحیت و بازداشت و تهدید و حصر و ارعاب ابزار حذف افراد و گروه ها باشد، و بازگشت به جامعه آرام صورت نگیرد، هیچ کنشی اعم از انتخابات و صف کشی‌های دستوری خیابانی و رسانه‌ای نخواهد توانست ثبات و امنیت و آرامش را در هیچ زمینه‌ای به کشور بازگرداند.

 
 



بازداشت رضا دبیران کارگر نیشکر هفت تپه توسط دادگستری شوش

چکیده :رضا دبیریان پس از مراجعه به دادگستری شوش بازداشت و به زندان دزفول منتقل…

صبح دیروز ۲۶ بهمن‌ماه، رضا دبیریان کارگر نیشکر هفت تپه به اتهام نشر اکاذیب بازداشت شد.

رضا دبیریان پس از مراجعه به دادگستری شوش بازداشت و به زندان دزفول منتقل شد.

بنابر خبر دریافت شده این بازداشت بنابر دستور قضایی برای هفتاد و دو ساعت جهت تحقیقات صورت گرفته است. /سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه




بیانیه دانشجویان دانشگاه پلی‌تکنیک در تجمع اعتراضی روز یکشنبه

روز گذشته دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک تهران در چهلمین روز سقوط هواپیمای مسافری و جان باختن صدوهفتاد و شش انسان بیگناه تجمع اعتراضی برپا کردند. در پایان این تجمع دانشجویان بیانیه ای منتشر کردند. در این بیانیه تاکید شده است دانشجویان این جنایت و جنایات مشابه آن را فراموش نخواهند کرد.
در این بیانیه امده است: جطور می‌توان فراموش کرد آن عزیزانمان را که در دی و آبان در اعتراض به بی‌عدالتی‌های افسارگسیخته فریاد زدند و به همدستی و ستم اربابان قدرت جان باختند. فراموش نمی‌کنیم که کسانی در پی جنایتی آغشته به دروغ و فریب مظلومانه کشته شدند اما حتی یک نفر پس از حوادث این سال‌ها بازخواست نشد. سینه دانشگاه هنوز از دود گازهای اشک آور سرکوب آن شب‌ها چرکین است. و امروز به آستانه چهلم آن عزیزان رسیده‌ایم

متن کامل بیانیه:

به نام ملت رنجدیده‌ی ایران

فاجعه‌ای که امروز گریبان ما را گرفته است، حکایت امروز و دیروزمان نیست. سالهاست که با آن آشناییم. بیش از یک قرن است که در کنار سایر ملت‌ها در جست و جوی زندگی، با مرگ به مبارزه برخاسته‌ایم. زندگی‌ای که هیچگاه به معنای زنده بودنِ صرف نبوده است. در این سالها زنده‌ترینمان را در گورهای بینام و نشان و دورافتاده، به خاک سپردند، اما یاد و راهشان را سینه به سینه، نسل به نسل حفظ کردیم تا فراموششان نکنیم .

فراموش نمی‌کنیم آنانی را که برای استیفای حقوق ملت و آزادی از سلطه، انقلاب مشروطه را رقم زدند، فراموش نمیکنیم آنانی که در نهضت ملی شدن نفت در مقابل چپاول خارجی و استبداد داخلی ایستادند، فراموش نمی‌کنیم آنانی را که بر سر آرمان خود در ۱۶ آدر ۳۲ جانشان را فدا کردند. آرمانخواهی پدران و مادرانمان که برای تحقق عدالت و ازادی در انقلاب ۵۷ ، سلطنت را از بین بردند، فراموش شدنی نیست. جمعیت میلیونی مردم در ۲۵ خرداد ۸۸ و بازپس‌گیری خیابان‌های شهر، علیرغم تلاش اصحاب قدرت فراموش شدنی نیست. و چطور می‌توان فراموش کرد آن عزیزانمان را که در دی و آبان در اعتراض به بی‌عدالتی‌های افسارگسیخته فریاد زدند و به همدستی و ستم اربابان قدرت جان باختند. فراموش نمی‌کنیم که کسانی در پی جنایتی آغشته به دروغ و فریب مظلومانه کشته شدند اما حتی یک نفر پس از حوادث این سال‌ها بازخواست نشد. سینه دانشگاه هنوز از دود گازهای اشک آور سرکوب آن شب‌ها چرکین است. و امروز به آستانه چهلم آن عزیزان رسیده‌ایم.

آری! اکنون علیرغم آنکه عده‌ای با دست‌اندازی به ثروت عمومی مردم، و عده‌ای دیگر با ارتزاق از ثروت به تاراج برده شده در حکومت پیشین، در پیوندی منحوس، عزم به پاک کردن تاریخ مبارزاتیمان و جعل آن در میان اذهان عمومی کرده‌اند؛ ما فراموش نمی‌کنیم برادران و خواهرانمان را که با فدا کردن جان خود، پرچم مبارزه بر سر آرمان‌های عدالت، آزادی و استقلال را برافراشته نگه داشتند و به نسل‌های بعدی انتقال دادند .

ملت ایران! امروز که در این بزنگاه تاریخی ایستاده‌ایم، به زنده‌ترینمان حبس و حصر تحمیل کرده‌اند. فرهاد میثمی، نرگس محمدی، ندا ناجی، امیرسالار داوودی، محمد حبیبی در حبس‌های طویل مدت به سر می‌برند. در همین روزها، نماد ایستادگی جنبش دانشجویی، بهاره هدایت، به واسطه اقدام بی‍‌شرمانه حراست و در جلوی چشم اساتید دانشگاه تهران تحویل سازمان‌های امنیتی داده شد. اینان تنها نمونه‌هایی از افرادی هستند که حقیقت را با هیچ تیغ مصلحت‌اندیشی ذبح نکرده و طنین صدای مردم مظلومشان شده‌اند، مردمی که نبود آزادی و بی‌عدالتی جانشان را به لبشان رسانده و تنها راه خروج از این وضعیت را اتکا به نیروی خود می‌دانند .

امروز ما مطرودین عرصه‌ی قدرت، در مقابل این وضعیت مقاومت می‌کنیم و تنها امکان رهایی از این وضعیت را در گروی کنشی جمعی می‌دانیم و معتقدیم که نهادهای انتخاباتی که قرار بود بنا به نظر جمهور مردم ایجاد شوند، اما بیش از هر زمان دیگری انتصابی هستند، هیچگونه امکان رهایی در درون خود ندارند. به همین دلیل است که به صراحت میتوان امروز را پایان دوباره‌ی همان اصلِ سال‌ها نادیده گرفته شده توسط اصحاب قدرت دانست. یعنی پایان جمهوریت . و باید یادآور شد که راه رهایی ما یافتن گمشده‌ی امروزمان یعنی سیاست مردمی است، سیاستی که در آن مطرودین جامعه نمایندگان حقیقی خود را بازمی‌یابند و بی‌لکنت حق خود را فریاد می‌زنند.