بیانیه مشترک تشکل های مستقل در رابطه با افزایش حداقل دستمزد و حقوق سال۱۳۹۹

ده تشکل مستقل: ما کارگران، معلمان، بازنشستگان و کلیه مزدبگیران در صورت عدم تحقق مطالبه ی مذکور، حق خود می دانیم که به هر شکل ممکن، علیه این همه تبعیض و بی‌عدالتی درهمه مراکز کارگری، مدارس و دانشگاه ها، خیابان ها و مقابل مراکز دولتی و حکومتی اعتراضی همه جانبه نماییم
 عکس ها وکاریکاتورهای سرکوب دستمزد"

ده تشکل کارگری و اجتماعی شامل اتحاد بازنشستگان ایران، انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار ، کرمانشاه، سندیکای نقاشان البرز، شورای بازنشستگان ایران، بخشی از بازنشستگان فولاد، گروه ۱۹ اسفند، گروه بازنشستگان تامین اجتماعی، گروه پایپینگ و اکیپ پروژه ای آذربایجان، جمعی از فعالین لغو کار کودکان و جمعی از فعالین کارگری سنندج بیانیه ی مشترکی پیرامون دستمزد سال ۹۹ منتشر کرده اند.

وجود تورم بالای ۴۰ درصد در نیمه اول سال جاری رمق زندگی را از کارگران، معلمان، بازنشستگان، بیکاران و کلیه مزدبگیران کم درآمد و عموم مردم زحمتکش و محروم را فراتر از سالهای گذشته گرفته بود تا اینکه شب ۲۴ آبان ۹۸ دولت برای جبران کسری بودجه اش به طرزی غارتگرانه دست در جیب مردم برد و قیمت بنزین را سه برابر افزایش داد.

مردم جامعه از کارگر گرفته تا معلم و بازنشسته و بیکار و غیره که تأثیر افزایش بنزین توسط حکومت را بارها بر زندگی خود تجربه کرده و میدانستند به دنبال افزایش قیمت بنزین همچون افزایش چند باره قیمت دلار، قیمت دیگر کالاهای مورد نیاز زندگی فورا و سرسام آور بالا خواهد رفت، برای دفاع از حق زندگیشان بلافاصله خیابانهای شهرها را به میدان اعتراض تبدیل کرده ، وسیعا به خیابان آمدند و صدای اعتراضشان را نه تنها به گرانی بنزین، بلکه علیه ۴۰ سال سرکوب، چپاول و به تباهی کشانده شدن زندگیشان توسط غارتگران بلند کردند.
اکنون برمتن سرکوب های خونین این خیزش ها که تا به امروز نیز ادامه دارد و در دل شدیدترین فشارهای معیشتی و اعتراض های مردم، نمایش هر ساله مذاکرات حکومتی “شورای عالی کار” برای افزایش دستمزد کارگران از آذر ماه شروع و همچنان ادامه دارد.

سال ها این سناریوی تعیین مزد در حالی بهمین سبک و سیاق اجرا میشود که نیروی کارمزدی فاقد تشکل های مستقل قدرتمند و سراسری برای دفاع از سطح معیشت خود هستند.امسال بویژه قصد دارند که به بهانه نبودن بودجه درصدی تحقیر آمیز به دستمزد و حقوق مزدبگیران اضافه کرده که همان هم پیشاپیش با افزایش نرخ تورم هنوز دریافت نشده، بازپس گرفته میشود.
نباید هیچ بهانه و توجیهی مبنی بر نبود بودجه و یا عدم توانائی کارفرمایان و سازمانها در پرداخت دستمزدها و حقوق های مورد مطالبه ی شاغلین و بازنشستگان را پذیرفت. زیرا جامعه شاهد بود که چگونه و با قید سه فوریت برای سپاه قدس بودجه ۲۰۰ میلیون یوروئی علاوه بر بودجه مصوب قبلی را تخصیص دادند.
دولت مؤظف است علاوه بر پذیرش حداقل دستمزد و حقوق ماهانه همه مزدبگیران مطابق هزینه کارشناسی شده “سبدمعیشت خانوار” که درشرایط فعلی به میزان ۹ میلیون تومان برآورد میشود، بودجه کافی نیز برای پرداخت بیمه بیکاری به همه بیکاران، تأمین زندگی کودکان کار و درمان مناسب و رایگان، اختصاص دهد.

ما کارگران، معلمان، بازنشستگان و کلیه مزدبگیران در صورت عدم تحقق مطالبه ی مذکور، حق خود می دانیم که به هر شکل ممکن، علیه این همه تبعیض و بی‌عدالتی درهمه مراکز کارگری، مدارس و دانشگاه ها، خیابان ها و مقابل مراکز دولتی و حکومتی اعتراضی همه جانبه نماییم.
٩٨/١١/١٢

۱- اتحاد بازنشستگان ایران
۲- انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه
۳- سندیکای نقاشان البرز
۴- شورای بازنشستگان ایران
۵- بخشی از بازنشستگان فولاد
۶- گروه ۱۹ اسفند
۷-گروه بازنشستگان تامین اجتماعی
۸-گروه پایپینگ و اکیپ پروژه ای آذربایجان
۹- جمعی از فعالین لغو کار کودکان
۱۰-جمعی از فعالین کارگری سنندج

لیست در حال تکمیل شدن میباشد




هفت فعال صنفی معلمان به ۴۱ سال زندان و بیش از ۲۰۰ ضربه شلاق محکوم شدند

هفت تن از اعضای انجمن صنفی فرهنگیان خراسان شمالی توسط دادگاه انقلاب و دادگاه کیفری بجنورد مجموعا به ۴۱ سال و هشت ماه حبس تعزیری، ۲۲۲ ضربه شلاق و ۳ میلیون تومان جریمه نقدی محکوم شدند
اعضای انجمن صنفی فرهنگیان خراسان شمالی

هفت تن از اعضای انجمن صنفی فرهنگیان خراسان شمالی توسط دادگاه انقلاب و دادگاه کیفری بجنورد مجموعا به ۴۱ سال و هشت ماه حبس تعزیری، ۲۲۲ ضربه شلاق و ۳ میلیون تومان جریمه نقدی محکوم شدند. عمده اتهامات این فعالان صنفی “اقدام علیه امنیت ملی از طریق تشکیل گروه غیرقانونی با هدف برهم زدن امنیت کشور و فعالیت تبلیغی علیه نظام” عنوان شده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، روز چهارشنبه ۹ بهمن ماه ۱۳۹۸، محمدرضا رمضان زاده، سعید حق پرست، علی فروتن، مصطفی رباطی و حسن جوهری، حمیدرضا رجایی و حسین رمضان اعضای انجمن صنفی فرهنگیان خراسان شمالی توسط دادگاه انقلاب بجنورد مجموعا به ۴۱ سال و هشت ماه حبس تعزیری، ۲۲۲ ضربه شلاق و ۳ میلیون تومان جریمه نقدی محکوم شدند.

براساس حکمی که توسط دادگاه انقلاب بجنورد صادر شده است، محمدرضا رمضان زاده، حسین رمضانپور و حمیدرضا رجایی به اتهامات “اقدام علیه امنیت ملی از طریق تشکیل گروه غیرقانونی با هدف برهم زدن امنیت کشور و فعالیت تبلیغی علیه نظام” به ترتیب به ۱۳ سال حبس تعزیری، ۸ سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق و ۴ سال حبس تعزیری محکوم شدند. همچنین علی فروتن، مصطفی رباطی، سعید حق پرست و حسن جوهری هر یک به ۳ سال و هشت ماه حبس تعزیری محکوم شده‌اند.

محمدرضا رمضان زده علاوه بر این به محرومیت از فعالیت‌های صنفی نیز محکوم شده است.

این احکام قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه تجدیدنظر خواهند بود.

همچنین این فعالین صنفی در پرونده‌ای دیگر به “نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی” متهم شده بودند. آقای رمضان پور علاوه بر این اتهام “توهین به مسئولین نظام” و آقای رمضان زاده اتهام “خیانت در امانت” را در پرونده داشتند که در نهایت دادگاه رسیدگی به اتهامات آنان در تاریخ ۱۱ و ۱۳ تیرماه امسال در شعبه ۱۰۲ دادگاه کیفری شهرستان بجنورد به ریاست قاضی جوان برگزار شد. براساس حکم این دادگاه محمدرضا رمضان زاده به دو سال حبس تعزیری، ۷۴ ضربی شلاق و ۳ میلیون تومان جریمه نقدی و حسین رمضانپور به ۷۴ ضربه شلاق محکوم و سایرین از اتهام وارده تبرئه شدند. این احکام در مرحله تجدیدنظر نیز تایید شد.

محمدرضا رمضان زاده، مسئول هیات مدیره، سعید حق پرست، علی فروتن، حمیدرضا رجایی و حسن رمضان پور از اعضای هیات مدیره و مصطفی رباطی و حسن جوهری از اعضای انجمن صنفی فرهنگیان خراسان شمالی هستند.

به علاوه این فعالین صنفی از سوی هیئت بدوی رسیدگی به تخلفات اداری آموزش و پرورش نیز محاکمه شده و بعضا به صورت کتبی و یا شفاها با تذکر و توبیخ روبرو شده اند.

محمدرضا رمضان زاده، دبیر انجمن صنفی معلمان استان خراسان شمالی، با حکم صادره توسط هیئت بدوی رسیدگی به تخلفات اداری آموزش پرورش به بازنشستگی پیش از موعد با تقلیل یک گروه محکوم شده بود.

تقلیل گروه حالتی است که در آن حقوق و مزایای بازنشستگی فرد به طبقه شغلی پایین‌تر کاهش پیدا می‌کند. این در حالی است که آقای رمضان زاده بیست و ششمین سال از دوران خدمت خود را سپری کرده است.

محمدرضا رمضانزاده، مسئول شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی ایران در تاریخ ۲۲ مهرماه سال گذشته در جریان تحصن سراسری معلمان در شهرستان بجنورد بازداشت و در تاریخ ۱ آبان ماه با تودیع قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی و تا پایان مراحل دادرسی آزاد شد.

از سوی دیگر سعید حق پرست از اعضای هیئت مدیره کانون صنفی معلمان بجنورد توسط شورای تخلفات اداری به صورت کتبی مورد توبیخ قرار گرفته و حسین رمضان پور، دیگر عضو هیئت مدیره این کانون نیز توسط هیئت بدوی رسیدگی به تخلفات اداری به یک سال تبعید به شهرستان مانه و سملقان در استان خراسان شمالی محکوم شده است.

پیشتر نیز شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران طی بیانیه ای نسبت به عدم صدور حکم مرخصی بدون حقوق محمد حبیبی و احکام هیات رسیدگی به تخلفات اداری برای فعالان صنفی خراسان شمالی اعتراض کرد. در این بیانیه به حراست و هیات رسیدگی به تخلفات اداری، پرونده سازی و صدور حکم علیه فعالین صنفی و معلمان در تهران و شهرهای دیگر اشاره شده است. شورای هماهنگی همچنین ضمن هشدار نسبت به عواقب سرکوب فعالان صنفی و معلمان اعلام کرده است که در صورت تداوم این وضعیت شورا در راستای دفاع از حقوق فعالان صنفی به اقدامات اعتراضی دست خواهد زد.

در جریان تحصن سراسری معلمان در روزهای ۲۲ و ۲۳ آبان‌ماه، دستکم ۱۴ معلم در استان‌های خراسان شمالی، فارس، مرکزی، کردستان، خوزستان و کردستان توسط نیروهای امنیتی بازداشت و مدتی بعد با تودیع قرار و به صورت تدریجی آزاد شدند.

شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران پیش‌تر با صدور بیانیه‌ای ضمن انتقاد از اجرایی شدن طرح “معلم تمام وقت”، نسبت به عدم رسیدگی به مطالبات صنفی فرهنگیان از سوی مسئولان در قوای سه‌گانه اعتراض کرده و از فرهنگیان کشور درخواست کرده بود تا در روزهای ۲۲ و ۲۳ آبان‌ماه ۹۷ در دفتر مدارس تحصن نمایند.




سیل سال‌ها است که بلوچستان را با خود برده است

سیل اخیر سیستان و بلوچستان دوباره این منطقه‌ی وسیع و محروم کشور را به خبرها بازگردانده است. حالا که سیل نگاه‌ها را به سوی بلوچستان برگردانده است می‌توان بیش از پیش پرسید چه بر سر بلوچستان آمده است که در ذهن ما تا این حد دور و غریب و مهجور است؟
سیل سال‌ها است که بلوچستان را با خود برده است

زهره اسدپور – بیدارنی: سیل اخیر سیستان و بلوچستان دوباره این منطقه‌ی وسیع و محروم کشور را به خبرها بازگردانده است. علی‌رغم همه‌ی هشدارها و پیش‌بینی‌ها باز طبق معمول مسئولین غافلگیر شده‌اند و هزاران نفر بی‌خانمان و حداقل دو نفر کشته شده‌اند. حالا که سیل نگاه‌ها را به سوی بلوچستان برگردانده است می‌توان بیش از پیش پرسید چه بر سر بلوچستان آمده است که در ذهن ما تا این حد دور و غریب و مهجور است؟

استان سیستان و بلوچستان پس از کرمان دومین استان پهناور کشور است. بخش عمده‌ای از این استان بلوچ و سنی هستند. کرانه‌های جنوبی این استان سواحل زیبای دریای عمان را تشکیل می‌دهند که از پتانسیل بالایی برای جذب توریست برخوردارند. بسیاری از اهالی جنوب استان سیستان و بلوچستان که مکران نامیده می‌شود و در جریان سیل اخیر آسیب دیده‌اند از طریق ماهی‌گیری امرار معاش می‌کنند. آنچه که در این نوشته سعی کرده‌ام بر مبنای سفر کوتاهی که اخیراً به جنوب این استان داشته‌ام به آن بپردازم توصیفی کوتاه است از میزان محرومیت و تبعیضی که به این استان سنی‌نشین تحمیل شده است و شرایط بغرنجی که به خصوص زنان این استان در آن گرفتارند.

چابهار: تراژدی یک دوگانگی

منطقه آزاد چابهار که جدا از شهر چابهار است،  همچون برابرنهادی، در برابر چابهار قد کشیده است. مراکز خرید بزرگ، هتل‌ها و ویلاهای میلیاردی و خیابان‌های خلوت و تمیز منطقه آزاد در برابر مغازه‌های کوچک، خانه‌های محقر و توسری‌خورده و خیابان‌های تنگ و کثیف شهر. در کشوری که دومین ذخایر گاز جهان را دارد این بندر معروف از گاز لوله‌کشی محروم است. چابهار بهره‌ای از رونق هر چند متزلزل منطقه آزاد نبرده است. راننده تاکسی‌ای که جوانی بلوچ و تحصیل‌کرده بود می‌نالید که نصیب اهالی سنی شهر حتا کارگری در تأسیسات منطقه آزاد نیست، می‌گفت حتا دربان‌های منطقه از میان شیعه‌های غیربلوچ برگزیده می‌شوند. آمار نیز از نزدیکی این ادعا به واقعیت خبر می‌دهند. در حالی که ۹۵٪ جمعیت چابهار بلوچ و سنی‌اند ۹۵٪ مدیران، ۸۵٪ معلمان و حتا نیمی از کارگران منطقه آزاد شیعه و غیر بومی‌اند.

به نظر می‌رسد محسوس‌ترین تأثیر منطقه آزاد بر روی زندگی اهالی شهر، تلاش برای هویت‌زدایی از شهر است. چابهار بیش از پیش از شهری سنی‌نشین به شهری با اکثریت شیعه تغییر چهره می‌دهد. یکی از مهم‌ترین این نشانه‌ها برنامه‌ریزی برای مهاجرت بیش از یک و نیم میلیون غیر بومی (شیعه) به چابهار است. بسیاری معتقدند این محرومیت با عامل دینی گره خورده است

این تلاش برای هویت‌زدایی از سوی دیگر با مقاومت اهالی مواجه شده است. یکی از مثال‌های مقاومت اهالی در برابر این هویت‌زدایی کشمکش بر سر تغییر نام خیابان مکران (بلوچستان) است. در یک سوی این منازعه مسئولین شیعه شهر هستند که می‌خواهند یکی از خیابان‌های قدیمی شهر از مکران به نام یکی از شهدای مدافع حرم تغییر یابد و سوی دیگر منازعه اهالی و علمای بلوچند که می‌خواهند نام خیابان مذکور همچنان مکران باقی بماند. منازعه بر سر نام مکران تا جایی رسید که امام جمعه اهل شیعه‌ی چابهار هم مؤکداً از مسئولان خواست تا نام مکران تغییر کند. تلاش برای مقابله با هویت‌زدایی از مناطق بلوچ و سنی‌نشین از سویی دیگر با گرایش شدید و گاه افراطی به سوی دین (اهل سنت) خود را نمایش می‌دهد. دیدن زنانی با روبنده و نقاب در شهر اصلاً عجیب نیست. برخلاف دیگر نقاط کشور در بلوچستان با رواج مدارس دینی سنی حتا در روستاها مواجهیم؛ مدارسی که حتا طبق گفته مدافعانش، برنامه‌های درسی مشابه مدارس دینی پاکستان دارند (به یاد داشته باشید که طالبان از همین مدارس دینی پاکستان سربرآورد).

چهاربیتی

در اخبار دنبال نام روستاهای سیل‌زده می‌گردم، روستاها عدد و آمارند و نام‌هایی که در جستجویش هستم را نمی یابم… چهاربیتی!

ماشینمان در روستای چهاربیتی خراب شده است، از بازدید باغ‌های استوایی برمی‌گردیم. شانس آورده‌ایم که نه در جاده که در میانه‌ی میدان روستا توقف کرده‌ایم. مهر ماه است و با این‌حال گرما طاقت‌فرسا است. اهالی برای کمک می‌آیند. یکی از اهالی گویا سررشته‌ای از مکانیکی دارد. تا او به کمک راننده مشکل ماشین را حل کند داخل مغازه‌ای می‌شویم که به زحمت کل سرمایه‌اش دویست هزار تومان می‌شود و با این‌حال  مرد مغازه‌دار با گشاده‌دستی فرزندانم را به بستنی مهمان می‌کند و اجازه می‌دهد برای دور ماندن از شر گرما در مغازه بمانیم. دورتر تعدادی زن و دختر کودک و نوجوان ایستاده‌اند و ما را تماشا می‌کنند. فرصت مناسبی است برای معاشرت با مردم واقعی بلوچستان. مهمان دو خواهر می‌شویم در خانه‌ای که زیراندازش روفرشی نازکی است و همه مساحت اتاقی که همه‌ی خانه‌شان هست از ۱۲ متر هم تجاوز نمی‌کند. خانه‌ای که یک سوی آن  رختخواب‌ها چیده شده‌اند و در کنارش هم چند تکه ظرف و ظروف… و مساحت باقی‌مانده محل خواب و زندگی یک خانواده ۹نفری است!

خانه همچون بیش از ۹۰٪ دیگر خانه‌ها از بلوک‌های سیمانی ساخته شده است و درزهای بین بلوک‌ها در حدی است که می‌توان از داخل خانه خارج آن را دید.

از کار و درس دخترها می‌پرسم. چهاربیتی با چند صد نفر جمعیت فقط یک دبستان ۶ کلاسه دولتی دارد و دو مدرسه دینی برای بعد از دبستان که یکی پسرانه است و یکی دخترانه. دولت به سادگی از وظیفه خود برای تأمین آموزش رایگان سرباز زده است و این زمین خالی را مدارس دینی پر کرده‌اند. تصور سربرآوردن بنیادگرایی دینی در این مناطق همچون محوری برای مقاومت در برابر سرکوب و تبعیض دور از ذهن نیست؛ محوری که در صورت قدرت گرفتن زنان از قربانیان اصلی آنند.

عکسی از روستای چهاربیتی در میان سیلاب پیدا نمی کنم. نشانی از باغ‌های استوایی، خانه‌های سیمانی و مردمانی با قلب‌هایی بزرگ و دستانی خالی نمی‌بینم.

به یاد مرد مغازه‌دار می‌افتم که هر چه کردیم پولی برای بستنی‌هایی که خریدیم دریافت نکرد، مردی که قطعه ایاز خودروی شخصی‌اش را باز کرد و به خودروی ما بست تا در راه نمانیم و هیچ پولی هم بابت آن همه زحمت دریافت نکرد.

آنها را تصور می‌کنم گرفتار در میان سیلاب تا تتمه زندگیشان را از آب بیرون بکشند.

درک

کافی است روستای درک را گوگل کنید، تلاقی کویر و باغ و دریا… نمی‌دانم چند نقطه دیگر در جهان می‌توان یافت که تا این حد شگفت‌انگیز باشد. شاید اگر درک در بلوچستان سنی‌نشین نبود امروز به جای تابلوی بزرگ هشدار آلودگی منطقه به مالاریا، تابلوهای رنگارنگ مراکز تفریحی و توریستی به چشم می‌خورد. بلوچستان را سال‌ها است که سیل بی‌خبری ما با خود برده است.

تیس

خودروی ما کنار غارهای سه‌گانه تیس توقف کرده است. تا از تپه بالا برویم و برسیم به غار اول، دخترکی کوچک با لباس‌های مدرسه به ما می‌رسد. ما را از همان نزدیکی‌ها دیده است و حالا آمده است تا نقش راهنما را برایمان بازی کند. تند و تند برایمان از غارها می‌گوید؛ رسا و روان و قاطع. آرزو می‌کنم همیشه صدایش همین‌طور رسا بماند؛ بلوچستان به صدای رسای زنان و مردانش احتیاج دارد.

در پایان

بلوچستان قلب بزرگ و مهجور ایران است. سال‌ها است نگاه امنیتی به این استان از یک سو محرومیت و تبعیض را به این مناطق تحمیل کرده است و از سوی دیگر مانع آمد و شد و نزدیکی این مناطق با دیگر بخش‌های کشور شده است. نشانه‌های مهمی وجود دارد که تبعیض مبتنی بر دین را در این مناطق تأیید می‌کند و از سوی دیگر ناخودآگاه عاملی شده است بر رواج بنیادگرایی دینی در این مناطق و بنیادگرایی همچون همه جای جهان بیشترین ضربه و آسیب را به زنان می‌زند. شاید سیل اخیر بهانه‌ای باشد برای بالا بردن همدلی میان اهالی دیگر مناطق ایران با مردم بلوچستان و تلاش برای همبستگی به قصد ساختن جهانی عاری از تبعیض و فقر.




نامه کنفدراسیون سندیکایی جهانی اینداستریال پیرامون اعتصاب در پتروشیمی ماهشهر

با انتشار خبر شروع اعتصاب کارگران مجتمع پتروشیمی امام خمینی ماهشهر در طلب خواسته های قانونی و مشروع صنفی خود، دبیرکل کنفدراسیون سندیکایی اینداستریال در نامه ای در روز پنبج شنبه ۳ بهمن ماه از دولت ایران خواست که بطور عاجل در رابطه با رفع مشکلات کارگران این مجتمع عمل نماید
Bildergebnis für کنفدراسیون سندیکایی اینداستریال

کنفدراسیون سندیکایی جهانی اینداستریال خواستار رعایت حقوق بنیادین کار در مجتمع پتروشیمی امام خمینی ماهشهر شد.

با انتشار خبر شروع اعتصاب کارگران مجتمع پتروشیمی امام خمینی ماهشهر در طلب خواسته های قانونی و مشروع صنفی خود، دبیرکل کنفدراسیون سندیکایی اینداستریال در نامه ای در روز پنبج شنبه ۳ بهمن ماه از دولت ایران خواست که بطور عاجل در رابطه با رفع مشکلات کارگران این مجتمع عمل نماید.
متن کامل این نامه به قرار زیر است:

جناب آقای رئیس جمهور حسن روحانی،

من این نامه را در مقام دبیرکل کنفدراسیون سندیکایی جهانی اینداستریال، که نماینده بیش از پنجاه میلیون کارگر در بخش های معدن، انرژی و تولیدی در بیش از ۱۴۰ کشور از جمله ایران می باشد، برای شما ارسال می کنم تا از شما بخواهم که فوراً مداخله کنید و نقض حقوق بنیادین کارگران در مجتمع پتروشیمی امام خمینی ماهشهر را پایان دهید.

ما بسیار نگران هستیم که کارگران مجتمع پتروشیمی امام خمینی، ماه ها است که دستمزد های خود را دریافت نکرده اند، میزان پاداش های آنها به شدت کاهش یافته است و اضافه کاری نیز دیگر دریافت نمی کنند.
روش استخدام و استثمار کارگران از طریق سیستم پیمانکاران نیروی انسانی در مجتمع پتروشیمی امام خمینی نیز به همان قدر نگران کننده و شنیع می باشد. این مجتمع، به جای استخدام مستقیم کارگران و قبول مسئولیت کامل به عنوان یک کارفرما، به شبکه ای از شرکت ها و پیمانکاران فرعی متوسل می شود که کارگران را سوداگرانه مورد اجحاف قرار می دهند.
در بسیاری از موارد، قرارداد ها، بین سه تا چهار پیمانکار دست به دست می شوند و در هر سطح از قراردادهای پیمانکاری، پیمانکار مبلغ ده تا پانزده درصد از منابع تخصیص یافته برای حقوق کارگران را می گیرد. در پایان این زنجیره استثمار، کارگر کمتر از پنجاه درصد از دستمزد ناچیز خود را دریافت می کند.
علاوه بر این، کارگران دارای هیچ امنیت حقوقی یا راهکاری برای احقاق حقوق بنیادین خود نمی باشند.

کنفدراسیون سندیکایی جهانی اینداستریال IndustriALL از دولت ایران می خواهد که بدون تأخیر عمل کند تا اطمینان حاصل شود که پتروشیمی امام خمینی ماهشهر استفاده از پیمانکاران جز وفرعی را متوقف کرده و در عوض آنها را به طور مستقیم استخدام نماید و شرایط کار مناسب در کارخانه را تضمین کند.
منتظر اقدام فوری و پاسخ شما هستم

ارادتمند،
والتر سانچز ، دبیر کل کنفدراسیون سندیکایی اینداستریال




فراخوان به تجمع اعتراضی در ۷ بهمن در برابر مجلس

۷ تشکل بازنشستگان و کارگران برای تجمع در برابر مجلس فراخوان داده اند و نوشته اند: درد مشترک همه ی ما، تحمیل فقر و نابرابریست، تحمیل بیماری و نگرانی است، تحمیل تورم و ناامیدی از آینده فرزندانمان است و از سوی صاحبان قدرت، برای حل این مصائب نیز حق اعتراض و تشکل نداریم!
فراخوان به تجمع اعتراضی در 7 بهمن در برابر مجلس‬‎

۷ تشکل بازنشستگان و کارگران با انتشار اطلاعیه ای اعلام کرده اند که روز دوشنبه ٧ بهمن ماه ٩٨ ساعت ۱۰ صبح در مقابل مجلس تجمع خواهند کرد. در این اطلاعیه آمده است: درد مشترک همه ی ما، تحمیل فقر و نابرابریست، تحمیل بیماری و نگرانی است، تحمیل تورم و ناامیدی از آینده فرزندانمان است و از سوی صاحبان قدرت، برای حل این مصائب نیز حق اعتراض و تشکل نداریم!

ما بازنشستگان راه سخت و پر فراز و نشیبی را طی نموده ایم ، ۱۳ سال است که به دنبال اجرای قانونی هستیم که تصویب شده ولی با هزاران ترفند دروغ و فریب از اجرای ان سر باز زده و حتی سعی میکنند که با تغییراتی در بندهای آن، ضرب و زورش را بگیرند و نهایتا هم با وقاحت تمام اعلام کنند که
“امسال بودجه نداریم تا سال بعد!”

ما بازنشستگان اما در اینسوی صف ،خوشبختانه به وحدت و همنظری بیشتری دست یافته و دستهایمان صمیمانه به هم گره خورده تا قویتر از قبل به سوی برابری و رفاه و محو تبعیضها قدم بر داریم.

درد مشترک همه ی ما، تحمیل فقر و نابرابریست، تحمیل بیماری و نگرانی است، تحمیل تورم و ناامیدی از آینده فرزندانمان است و از سوی صاحبان قدرت، برای حل این مصائب نیز حق اعتراض و تشکل نداریم!

هر آینه سکوت ما بازنشستگان مُهر تاییدی است بر عملکرد نامسئولانی که بجز حرافی و تریبون داری و منفعت طلبی جناحی بر باور دیگری نیستند.

ما امضا کنندگان، منسجم و متحدتر از قبل در تجمع ۷ بهمن حضور خواهیم داشت و همصدا بر مطالبات پایه ای و مشترکمان پافشاری کرده تا به مقصود و حق و حقوق واقعی خود برسیم.
مجلسیان و دولتیان بدانند که اینروزها، زیر ذره بین تک تک بازنشستگان بوده و چاره ی کار ما تدوین بودجه ای برای اجرای کامل همسانسازی،بیمه رایگان و برگشت همه ی بدهی های دولت به صندوقهای بازنشستگی است.
نمیتوانید و حق ندارید فقر و محرومیت را به ما تحمیل کنید!

دوشنبه ٧ بهمن ماه ٩٨ ساعت ۱۰ صبح
مقابل مجلس

۱- گروه بازنشستگان تامین اجتماعی
۲-گروه اتحاد بازنشستگان
۳-شورای بازنشستگان ایران
۴-جمعی از بازنشستگان فولاد
۵-اتحاد بازنشستگان ایران
۶-انجمن کارگران برق و فلزکار کرمانشاه
۷-گروه ۱۹ اسفند
۸-گروه پایپینگ و اکیپ پروژه ای آذربایجان




ما به جشنواره فجر نمی رویم!

تعدادی از سینماگران ایران روز چهارشنبه، دوم بهمن، بیانیه‌ای یک جمله‌ای را با ۱۳۹ امضا در صفحه‌های شخصی خود در اینستاگرام منتشر کرده‌ و نوشته‌اند: «ما به جشنواره فجر نمی‌رویم.» در بیانیه ی یک جمله ای اعتراضی که امروز از سوی سینماگران منتشر شده، اسامی سینماگران برجسته ای این متن را امضا کرده اند
من به جشنواره فجر نمی روم!

تعدادی از سینماگران ایران روز چهارشنبه، دوم بهمن، بیانیه‌ای یک جمله‌ای را با ۱۳۹ امضا در صفحه‌های شخصی خود در اینستاگرام منتشر کرده‌ و نوشته‌اند: «ما به جشنواره فجر نمی‌رویم.»

پیش از این اعلام تحریم جشنواره ی فجر از سوی برخی از هنرمندان در اعتراض به سرنگونی یک هواپیمای مسافربری توسط موشک های سپاه پاسداران و سپس دروغگویی های سران رژیم، با واکنش تند مقامات و رسانه های حکومتی مواجه شده بود. تعدادی از هنرمندان سرشناس به مراکز امنیتی احضار و عده ای نیز بازداشت شدند.

در بیانیه ی یک جمله ای اعتراضی که امروز از سوی سینماگران منتشر شده، اسامی سینماگران برجسته ای مثل جعفر پناهی، محمد رسول‌اف، حمید فرخ‌نژاد و تهمینه میلانی به چشم می خورد.

شهاب آّب روشن، فرهنگ آدمیت،مصطفا آل احمد، میترا ابراهیمی، شهرام اشرف ابیانیه، اشکان احمدی، آرش اسحاقی، جمال اسکویی، اشکان اشکانی، حسن اصلانی، امیرعلی اعلایی، علی افسرپور، مجتبی امینی، مزدا انصاری، مریم اورنگ، ژیلا ابیکچی، ناصر ایزدی، مهدی بوستانی شهربابکی، حسین باختری، امیرحسین بیانی، مهدی ایل بیگی، فرزاد پاک، جعفر پناهی، حمیدرضا آشتیانی پور، کاوه ابراهیم پور، داریوش تقی پور، امیر پوربرقی، علی تاجیک، زینب تبریزی، حامد ثابت، بابک جائز، مرتضا جذاب، مانی جعفرزاده، محمد جعفری، زهیرا جعفری علی ملک، کیوان جهان شاهی، وحید حاجیلویی، مهدی حسنی، سید فرید حسینی، آئین حسینی، علی اصغر حصاری، پیمان حقانی، امید رئیس دانا، فرید دغائله، زهره دلداده، بابک خرمدین، هومن ربیعی، علی رشیدی فر، عاطفه رحمانی، محمدعلی رخشانی، جمیل رستمی، محمد رسول اف، زینت رضا، غلامرضا رضائی، مهدی رضایی، علی رضوانی، سوگل رضوانی، امید رنجبر، علی حسین زاده، الهام حسین زاده، کریم لک زاده، سمانه وفایی زاده، روزبه مشهدی زاده، ایرج سالاروند، سحر ستوده، محمدعلی سجادی، کاوه سخنگو، محمدرضا سرمدی، ستاره سنجری، حسین شاعری، معین شافعی، فرحناز شریفی، فریدون شهبازیان، مهوش شیخ الاسلامی، مصفا شیری، هادی صباغ، بابک صلواتی، بیژن صفوری، سروش طباطبایی، داود عباسی، امید عبدالهی، علی زمانی عصمتی، آدرین (ابوالفضل) عطار، علی رضا فانی، مریم فخیمی، حمید فرخ نژاد، اسماعیل فلاح پور، تیمور قادری، قادر قادری، علی محمد قاسمی، مجید قربانی فر، علی گل صباحی، وریا گلزاریان، سینا گنجوی، محمدمهدی گورنگی، رضا نوروزی گهر، محمدحسین محجلین، مهناز محمدی، ایرج محمدی زرینی، روح اله مسرور، سرکیو مسگری، علی مصفا، کسری معظمی، هادی معنوی پور، امیر معینی، مهدی ملک، روزبه ملکی، آذر مهرابی، فرهاد مهران فر، میلاد موحد، روح اله مولوی، محمدرضا مویینی، میثم مومبینی، هوشنگ میرزایی، نطیر میرزایی، تهمینه میلانی، حمید ناصرمقدم، سارا نامجو، عارف نامور، اعظم نجفیان، سمیرا قربان نژاد، محسن نظری، تقی نعمتی، یاشار نورایی، سمیرا نوروز ناصری، صادق نور، پریسا پروین نیا، بنیامین هفت لنگ، اردوان وزیری، حمیدرضا وفاخواه، مرضیه وفاخواه، تیآم یابند، عباس یوسف شاهی، یوسف یزدانی.




پایان کار را مردم تعیین می کنند – افشاگری سپیده قلیان از «پروژه های فیلم سازی»!

 افشاگری سپیده قلیان از «پروژه های فیلم سازی»!

سپیده قلیان، فعال مدنی، توضیحاتی درباره چگونگی گرفتن اعترافات اجباری از چند معترض به حجاب اجباری که او آن را «جنگ روانی» و «پروژه‌ فیلم‌سازی» علیه این معترضان توصیف کرده، در توئیتر خود منتشر کرد.

سپیده قلیان روز شنبه ۲۸ دی، در چندین توییت نوشت: «چندی پیش، رسانه‌های نهادهای امنیتی، کلیپی کوتاه پخش کردند که در آن به یاسمن آریانی، منیره عربشاهی، صبا کردافشاری، فرشته دیدنی و مژگان کشاورز، اتهام زده می‌شد که مستقیما از مسیح علینژاد دستور گرفته‌اند. خلاصه‌ محتوای این کلیپ، طرح این ادعا بود که این افراد قربانی و فریب خورده‌ مسیح علینژاد هستند و به میانجی آنها، مسیح به مال و نام رسیده است!»

سپیده قلیان قلیان با تاکید بر این که «بازجویی، بر خلاف ظاهر نام و همچنین تلقی عمومی، یک پروسه‌ پرسش و پاسخ نیست»، ادامه داد: «بخشی از بازجویی همیشه به تخریب وجهه‌ افراد موثر بر فکر «متهم» توسط بازجو می‌گذرد. بنابراین این کلیپ را می‌توان یک «بازجویی عمومی» از تمام آنان که اعتقاد و علاقه‌ای به حجاب اجباری ندارند دانست. نشر و رسوخ توحش و سرکوب، تا درون گوشی‌ها موبایل شما!»

سپیده قلیان با طرح این پرسش که «پشت پرده‌ این جنگ روانی چیست؟»، نوشت وقتی در زندان قرچک بوده آریانی، عربشاهی، کردافشاری، دیدنی و کشاورز «پس از بازجویی‌های طولانی از انفرادی‌های سپاه، به زندان قرچک منتقل شدند. از همه‌ آنها، با گریم، میزانسن حرفه‌ای و سایر ملزومات یک «فیلم داستانی»، و با تهدید به قتل خاموش، اعتراف اجباری و ویس گرفته بودند. فیلمی با این تم کلی که این افراد اساسا اعتقادی به لغو حجاب اجباری نداشته‌اند و به دستور مسیح حجاب از سر برداشته‌اند.»

او تاکید کرد که «این ادعا اکیدا کذب است» و ادامه داد: «آنها حتی در زندان قرچک ورامین هم زیر بار حجاب اجباری نمی‌رفتند. آن فیلم هنوز به عنوان ابزار تهدید در دست سپاه است تا احتمالا در موقعیت مقتضی پخش شود! بنابراین کلیپ پخش شده را می‌توان بخشی از پروژه‌ فیلم‌سازی دانست: آنونسی برای یک فیلم داستانی!»

سپیده قلیان در ادامه نوشته است: «بازی‌های امنیتی، پایان کار نیستند. پایان را مردم تعیین می‌کنند.»

یاسمن آریانی، منیره عربشاهی و مژگان کشاورز در ارتباط با ویدیویی که در روز جهانی زن در اسفندماه سال گذشته به صورت گسترده در فضای مجازی پخش و دیده شد بازداشت شدند.آنها در این ویدیو با برداشتن حجاب، بین زنان در مترو گل پخش می‌کنند. 

آریانی، عربشاهی و  کشاورز به ترتیب در ۲۱ فروردین، ۲۲ فروردین و ۵ اردیبهشت ۱۳۹۸ به اتهام «تشویق و فراهم نمودن موجبات فساد و فحشا» و «اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی» بازداشت شدند.

دادگاه انقلاب تهران با صدور احکامی جداگانه این سه فعال مدنی را مجموعا به تحمل بیش از  ۵۵ سال حبس محکوم کرد. 

همچنین فرشته دیدنی با ضبط ویدیویی در مترو تهران، زنان را به چالش «برداشتن حجاب در متروها» دعوت کرد و خواستار آزادی تمام معترضان به حجاب اجباری شد اما او نیز در ۱۵ خرداد بازداشت شد.

چند روز قبل از آن نیز صبا کردافشاری در روز ۱۱ خرداد ۹۸ بازداشت و اتهام «اشاعه فساد و فحشا از طریق کشف حجاب و پیاده روی بدون حجاب» در کنار اتهامات دیگر به او تفهیم شد.




حسن سعیدی عضو سندیکای شرکت واحد به زندان فرا خوانده شد

حسن سعیدی از بازداشت‌شدگان روز جهانی کارگر با ابلاغیه شعبه یک اجرای احکام دادسرای اوین برای تحمل پنج سال حبس، به زندان فراخوانده شد. وی همچنین به دو سال محرومیت‌های اجتماعی دیگر محکوم شده است. سعیدی عضو فعال سندیکای کارگران شرکت واحد می‌باشد
حسن سعیدی

حسن سعیدی از بازداشت‌شدگان روز جهانی کارگر با ابلاغیه شعبه یک اجرای احکام دادسرای اوین برای تحمل پنج سال حبس، به زندان فراخوانده شد. وی همچنین به دو سال محرومیت‌های اجتماعی دیگر محکوم شده است. سعیدی عضو فعال سندیکای کارگران شرکت واحد می‌باشد و از سال ۸۳ تاکنون به رغم فشارهای مختلف و بارها اخراج و بازداشت همچنان به دفاع از حقوق کارگران و فعالیت‌های سندیکایی ادامه داده است.

حکم زندان برای سعیدی در حالی صادر شده است که همه مسئولان کشور در جریان اعتراضات سراسری فرودستان در آبان ماه اعلام می‌کردند که اعتراضات مسالمت آمیز را به رسمیت می‌شناسند. همچنین مطابق مقاوله نامه ۸۷ و ۹۸ سازمان جهانی کار فعالیت کارگری در همه کشورها باید آزاد باشد.

یادآور می‌شود آقای سیدرسول طالب‌مقدم دیگر عضو سندیکای کارگران شرکت واحد که در روز جهانی کارگر بازداشت شد نیز به دو سال زندان، دو سال تبعید، ۷۴ ضربه شلاق و برای دو سال به محرومیت‌های اجتماعی دیگر محکوم شده است.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه با انتشار این خبر، صدور حکم زندان برای حسن سعیدی و فعالین حقوق کارگران و معلمان و حامیان حقوق کارگر را محکوم کرده و خواهان لغو کلیه احکام صادره برای آنان شده است.