کانون نویسندگان ایران: «آبان» ادامه دارد

شبح را نمی‌توان ترساند، یا گرفت و دستبند زد و بازداشت کرد. همه جا هست و هیچ جا نیست. هم از این روست که فراخوان یادبود در بهشت سکینه موجب می‌شود میدان‌ها و خیابان‌های شهر (شهرها) با دهها کیلومتر فاصله از محل فراخوان، به قرق ماموران امنیتی و انتظامی درآید

کانون نویسندگان ایران طی یک گزارش خبری از ۵ دی یادآور شده است که سرکوب بسیار خشن اعتراضات آبان با بیش از صدها کشته و هزاران بازداشتی در مردم نه تخم ترس در دلشان کاشته و نه در اراده‌شان خللی ایجاد کرده است. دستگاه سرکوب با “شبح آبان” چه می‌تواند بکند؟ … میدان‌ها و خیابان‌های شهرها با دهها کیلومتر فاصله از محل فراخوان، به قرق ماموران امنیتی و انتظامی درآمد. تا شبح آبان هست، آبان ادامه دارد… در زیر متن کامل بیانیه می آید:

در پی فراخوان برخی خانواده‌های جانباختگان اعتراض‌های آبان ماه و فعالان اجتماعی و سیاسی، دیروز با وجود فضای امنیتی شدید و تهدید خانواده‌ها از سوی نهادهای امنیتی، گروه‌هایی از مردم موفق شدند در چند شهر بر مزار جانباختگان گرد آیند و مراسم یادبود عزیزانشان را برگزار کنند. حضور ماموران امنیتی و انتظامی نه فقط در محل‌های برگزاری مراسم که در سطح شهرها نیز چشمگیر بود. گورستان “بهشت سکینه” کرج، محل دفن پویا بختیاری، در قرق ماموران بود و مردم از ضرب و جرح آنها در امان نماندند. چندین نفرهم بازداشت شدند. در برخی شهرهای دیگر نیز همینطور. این برخوردی است در ادامه‌ی سرکوب اعتراض‌های آبان. کما این‌که در همه‌ی این چهل روز، دستگیری افراد به ظن حضور در جمع‌های اعتراضی همچنان ادامه داشته است.

روز گذشته پنجم دی بعضی از شهرهای کشور بار دیگر به رنگ و ریخت پادگان و حکومت نظامی درآمد. در میدان‌ها و چهارراه‌های بزرگ و پرتردد ماموران مسلح ، پیاده و سواره، با لباس فرم نظامی و انتظامی و شخصی در کنار ماشین‌های آبپاش و پلیس و قفس‌دار ایستاده بودند. برای بسیاری از مردم این صحنه‌ها اصلا تازگی ندارد ۴۱ سال پیش برای ماه‌ها حکومت پهلوی همین‌طور صحنه‌آرایی کرده بود. پس از آن نیز در دهه‌های بعد و همین دو سال پیش بارها این صحنه تکرار شد تا رسید به آبان ۹۸. صحنه‌های پیشین گرچه دُرد و درد آن در دل و جان مردم باقی ماند، حول و حوش تاریخ خود به پایان رسیدند و “واقعه‌ای تاریخی” شدند. اکنون در دی ماه به‌سر می‌بریم اما “آبان” به پایان نرسیده است؛ برای هیچ یک از طرفین، حاکمیت و مردم معترض، به پایان نرسیده است. حاکمیت پس از گذشت چهل روز از اعتراضات مردم، با وجود قهر و خشونت تمام عیاری که در سرکوب معترضان به کار برد، همچنان در حال شناسایی و دستگیری معترضان است. هر روز شماری از مردم را به عنوان “اغتشاشگر” تعقیب و بازداشت می‌کند؛ هر روز باید دستگاه سرکوب را در خیابان در معرض تماشا قرار دهد؛ بخش نرم و فرهنگی آن در رادیو و تلویزیون و انواع روزنامه‌ و مجلات وابسته و رانتی هنوز مشغول ساختن و جاانداختن سناریوهای دروغین در باره‌ی اعتراصات آبان و خط‌‌ ونشان کشیدن‌های نهان و آشکار است؛ میان نهادهای گوناگون حکومتی اختلاف‌های برآمده و برملا شده از آبان همچنان ادامه دارد و هر دم بزرگ‌تر می‌شود؛ تشتت، آشفته‌سری و بن‌بستشان نیز هم.

آبان نزد مردم معترض نیز به پایان نرسیده است. در فراخوان‌های علنی‌شان برای برگزاری مراسم یادبود جانباختگان آبان؛ در بیان روشن و بی‌هراس خانواده‌ها مبنی بر “ادامه‌ی راه”، در به صحنه آمدن و حمایت قشرها و گروه‌هایی که تاکنون اعتراضی به وضع موجود نداشتند؛ در پس زدن برنامه‌ها و جوایز دولتی و شبه‌دولتی از سوی نویسندگان و هنرمندان؛ در همدلی فزاینده میان مردم می‌توان مشاهده کرد که “آبان” ادامه دارد. آبان ادامه یافت یکی هم به این دلیل که امر سیاسی را اخلاقی کرد. دیگر برای کسی راحت نیست پا بر فرش قرمزی بگذارد که حکومتیان و شبه حکومتیان در برابرش گسترده‌اند مگر آن‌که احساسی به نام “شرم” نداشته باشد.

دو راه متفاوتِ ادامه‌ی آبان گاه جایی با هم تلاقی می‌کنند. جایی مثل “بهشت سکینه” کرج در روز پنجم دی یا مکان‌های مشابه در شهرهای دیگر. آنجا مردمی حضور یافتند که برگزاری یادمان جانباختگان را حق خود می‌دانستند. مردمی که وجودشان نشان داد سرکوب بسیار خشن اعتراضات آبان با بیش از صدها کشته (در آماری بیش از هزار) و هزاران بازداشتی نه تخم ترس در دلشان کاشته و نه در اراده‌شان خللی ایجاد کرده است. معنایش این است که مهمترین کارکرد دستگاه سرکوب؛ یعنی ایجاد هراس و اطاعت، می‌رود که به تمامی خنثی شود. مگر تا کجا، تا کی می‌شود آزادی بیان جامعه‌ای را به زور سلاح و دستبند و زندان و کشتار سلب کرد؟! به ویژه جامعه‌ای که “نان” نیز از اکثریت مردمش دریغ شده است. برگزاری مراسم یادبود کشته‌شدگان معترض شکل و قسمی از آزادی بیان است و آزادی بیان حقی است که هر انسان با زاده شدنش به خود متعلق می‌کند. مقابله با آن جنگیدن با هویت انسانی است.

چهل روز از اعتراض‌های آبان می‌گذرد اما دستگاه سرکوب هنوز مشغول شناسایی و بازداشت معترضان است و هر روز شماری را دستگیر می‌کند و به زندان‌هایی می‌فرستد که ظرفیتشان پیش از این نیز پر بود؛ اما با “شبح آبان” چه می‌تواند بکند؟ شبح را نمی‌توان ترساند، یا گرفت و دستبند زد و بازداشت کرد. همه جا هست و هیچ جا نیست. هم از این روست که فراخوان یادبود در بهشت سکینه موجب می‌شود میدان‌ها و خیابان‌های شهر (شهرها) با دهها کیلومتر فاصله از محل فراخوان، به قرق ماموران امنیتی و انتظامی درآید. تا شبح آبان هست، آبان ادامه دارد…




شکنجه، مستند، دیگر اثر ندارد!

پاسخ سپیده قلیان به مجری امنیتی صدا و سیما: با پخش هر تصویری از اعترافات فعالین، همه‌ی ما شکنجه می‌شویم. اما برای اخلال در بازیِ کثیف شکنجه و اعتراف ، همه با هم و یکصدا بر سر دستگاه پروپاگاندای نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی فریاد می‌زنیم: شکنجه، مستند دیگر اثر ندارد!
سپیده قلیان و آمنه سادات ذبیح پور‬‎

سپیده قلیان بعد از فعال شدن دوباره حساب توییتری خود، نوشت: «آمنه‌ سادات ذبیح‌پور برای تبرئه‌ خودش عذر بدتر از گناه آورد؛ او در پاسخ به من اعتراف کرد که پرونده‌‌ام، که حتی برای دفاع در اختیار وکیلم قرار نمی‌گرفت، در روزهای بازجویی و شکنجه‌ من در دست او بوده است.» در زیر عین پاسخ سپیده قلیان می آید:

آمنه سادات ذبیح‌پور، اخبار ۲۰:۳۰ و تمام افراد و نهادهای رسانه‌ای جمهوری اسلامی که برای خاک پاشیدن در چشم مردم، بودجه‌های میلیاردی دریافت می‌کنند به طرز غیرقابل‌باوری احمق و سطحی هستند

در جواب من که از آغازِ پروژه‌ی اعترافات تلوزیونی بازداشت‌شدگان اخیر گفته بودم و اعترافات فعالان عرب درباره‌ی فاجعه‌ی نیزار ماهشهر را با ارجاع به تجربیات خودم نشانه‌ی شکنجه‌ی این فعالان در پشت صحنه‌ی مستندسازی صداوسیما خوانده بودم، ابتدا خانم ذبیح‌پور برای تبرئه‌ی خودش عذر بدتر از گناه آورد؛ او در پاسخ به من اعتراف کرد که پرونده‌ی من، که حتی برای دفاع در اختیار وکیل‌ام قرار نمی‌گرفت، در روزهای بازجویی و شکنجه‌ی من در دست او بوده است! تو گویی من اختلاف یا مراوده‌ شخصی با ذبیح‌پور، که از پول خون مردم ارتزاق می‌کند داشتم!

در تکمیل آن ادعانامه، امشب هم بخش خبری ۲۰:۳۰ طبق معمول با داستان‌سرایی از “پشت پرده” و چیزهایی از این دست به دفاع از ذبیح‌پوری پرداخت که مستاصل و مضطرب در مقابل دوربین نشسته بود تا قسم بخورد در اتاق بازجویی نبوده است. اویی که بازجو را شخصی با “وقار و نجیب و آرام” می‌داند و همکارانش شغل ماموان امنیتی را “مقدس”. دیگر چه لزومی به اینهمه تکذیب و قسم؟ که از میان این قسم‌ها دائم دم خروس جعلیات و دروغ‌ها دیده شود و مدعی رسوا؟

آنها هرگز نفهمیدند و نخواهند نفهمید که شعار «ما همه با هم هستیم» نه یک شعار انتزاعی، که توضیح وضعیت تمام خستگان از وضعیت موجود است. فکر می‌کنند که اگر من از شکنجه‌ی فعالان عرب گفته‌ام، حتماً دستی در کار است و پشت و پرده‌ای.بیش از ۷هزار نفر در اعتراضات اخیر دستگیر شده‌اند که خطر شکنجه و قتل آنها را تهدید می‌کند. قلب ۸۰میلیون ایرانی در کنار آنها و خانواده‌های جان‌باختگان اعتراضات آبان ماه است. با پخش هر تصویری از اعترافات فعالین، همه‌ی ما شکنجه می‌شویم. اما برای اخلال در بازیِ کثیف شکنجه و اعتراف ، همه با هم و یکصدا بر سر دستگاه پروپاگاندای نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی فریاد می‌زنیم: شکنجه، مستند دیگر اثر ندارد.!




کشته ندادیم که سازش کنیم، رهبر قاتل را ستایش کنیم!

لشکرکشی کم سابقه حکومت در روز ۵ دی، در قضاوت عمومی مردم به آن تعبیر شده است که حکومت هر چند می کوشد با «مانورهای اقتدار» خود را محکم و پا برجا نشان دهد، اما از اراده ی مردم به ادامه ی اعتراض می ترسد. ترس اکنون به جزیی
 
از وجود او تبدیل شده است
https://youtu.be/Vb3nlWhOe_0
 

حکومت در روز پنجم دی ماه، چهلمین روز جان باختن صدها تن از مردم ایران، که از سوی خانواده ها و سپس عموم گروه های سیاسی و اجتماعی روز بزرگداشت قربانیان قیام آبان ماه ۹۸ نام گرفت، هر آن چه از نیروی سرکوب داشت به خیابان ها آورد تا فرصتی به مردم برای ادامه ی اعتراضاتشان ندهد.
این لشکرکشی کم سابقه، در قضاوت عمومی مردم به آن تعبیر شده است که حکومت هر چند می کوشد با «مانورهای اقتدار» خود را محکم و پا برجا نشان دهد، اما از اراده ی مردم به ادامه ی اعتراض و دست یافتن به پیروزی می ترسد. ترس اکنون با حکومت عجین و به جزیی از وجود او تبدیل شده است.

مردمی که قصد داشتند چهلمین روز قربانی شدن صدها تن در راه «نان، کار و آزادی» را به صحنه ی اعتراضی دیگری علیه حکومت بدل کنند، با برقراری حکومت نظامی و قطعی اینترنت نتوانستند به آن چه می خواستند دست یابند، با این حال از فرصت های اندکی که به دست آوردند برای اعتراض و تاکید بر ادامه ی مبارزه استفاده کردند.

یکی از تازه ترین شعارهایی که در گورستان بی بی سکینه بر زبان ها جاری شد، این بود: «کشته ندادیم که سازش کنیم، رهبر قاتل را ستایش کنیم»! این شعار نشانگر عزمی است که از همان فردای سرکوب خونین قیام آبان ماه، بر فضای ایران حاکم است.

حکومت برای درهم شکستن اعتراض مردم به بی رحمانه ترین کشتار و سرکوب در سطح کشور دست زد. صدها کشته، هزاران مجروح، هزاران اسیر، تنها در ظرف چند روز برای به زانو در آوردن هر جنبشی کافی بود، اما جنبش در ایران به زانو در نیامد. سکوت گورستانی، ناامیدی و تسلیم که از مشخصه های سرکوب است، بر فضای کشور حاکم نشد. دریای خون، فاصله ی مردم و حکومت را به حداکثر رساند. فاصله ای که پر نشدنی است. کینه و نفرت علیه حکومت ملایان به نهایت رسیده است. مردم فقط دنبال فرصتی هستند. فرصتیی که با ید به دست بیاید و این فرصت به دست خواهد آمد!




شکایت سپیده قلیان از مجری امنیتی و مسئولان صدا وسیما

سپیده قلیان، که «اعترافات» اجباری او در برنامه ی «طراحی سوخته» منتشر شد، نوشت که آمنه سادات ذبیح‌پور خبرنگار برنامه امنیتی ۲۰:۳۰ در صداوسیما در جریان بازجویی از او حضور و مشارکت داشته است. حساب کاربری او بعد از این افشاگری مسدود شده است
آمنه سادات ذبیح‌پور

آمنه سادات ذبیح‌پور خبرنگار برنامه امنیتی ۲۰:۳۰

سپیده قلیان، دختر دانشجویی که «اعترافات» او در برنامه ی «طراحی سوخته» منتشر شد، در توئیتر نوشت که آمنه سادات ذبیح‌پور خبرنگار برنامه امنیتی ۲۰:۳۰  در صداوسیما در جریان بازجویی از او حضور و مشارکت داشته است.
او با شکایت از این فرد و همچنین سردبیر بخش ۲۰٫۳۰ شبکه سه و رئیس سازمان صدا و سیما از خانم شادی صدر خواسته است که طرح این شکایت را در مجامع بین المللی نیز به جریان بیاندازد.
بعد از رشته توئیت های سپیده ی قلیان در این مورد، حساب کاربری او در توئیتر از دسترس خارج شده است.

سپیده قلیان در واکنش به گزارش برنامه امنیتی ۲۰:۳۰ درباره کشته‌شدگان اعتراضات آبان‌ماه، روز چهارم دی /۲۵ دسامبر اعلام کرد که مجری این برنامه – آمنه‌سادات ذبیح‌پور- در جریان بازجویی و پرونده‌سازی برای او حضور داشته است.

قلیان در یک “رشته توئیت” توضیح داد که در مراحل تولید مستند “طراحی سوخته” که در بهمن ۱۳۹۷ از صدا و سیما پخش شد و  در آن کارگران هفت‌تپه از جمله علی نجاتی و اسماعیل بخشی و حامیان آنها مانند سپیده قلیان را ناچار کردند که اعتراف کنند که وابسته به “عناصر خارجی” هستند، آمنه سادات ذبیح‌پور در بازجویی‌ها حاضر بوده و در تولید متن اعتراف‌های اجباری مشارکت داشته است:

“شخص خانوم آمنه سادات ذبیح‌پور، در اتاق بازجویی حضور داشت تا پس از ساعت‌ها شکنجه‌ی جسمی و روحی، متنی را از قبل آماده کرده بود، برای خواندن در مقابل دوربین، در اختیار ما بگذارد.”

سپیده قلیان نوشته است که از رئیس صدا و سیما، سردبیر بخش خبری ۲۰:۳۰ و  ذبیح‌پور برای مشارکت در تهیه و پخش اعترافات اجباری شکایت کرده است. او از شادی صدر، وکیل قضایی، خواست که کمک کند که از این افراد در مجامع بین‌المللی هم شکایت شود.




ملکه محمدی عضو کمیته مرکزی حزب توده ایران و هیات تحریریه ی”مردم” در سال های اول انقلاب درگذشت

عکس ‏‎Ardeshir Jamneshan‎‏

سیاوش قانعی با اعلام خبر درگذشت زنده یاد ملکه محمدی عضو رهبری حزب توده ایران در سال های اول انقلاب نوشته است:

بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران

کز سنگ گریه خیزد روز وداع یاران

درگذشت یاران و همرزمان دیرینه چنان سنگین و جانسوز است که به  دشواری به باور میشیند!ا 
بانو ملکه محمدی  یکی از برجسته ترین زنان جنبش مبارزاتی تاریخ معاصر ایران پس از ۹۷ سال زندگی پر افتخار ما را ترک کرد زندگی اوبا یک صد سال حیات پرتلاش و سخت مردمان کشور ماهمراه بود و پا به پای مردمش، تمامی عمر برای سعادت آنها کوشید، از پا نایستاد و با درد و سختی و مبارزات آنها و با تلخ و شیرین نتیجه پایمردی های آنها همراهی کرد. کارهایش، مبارزه اتش و خنده زیبایش که همیشه یادآور خوبی های زندگی و آینده سعادتمند انسان است، از یاد کسانی  که او را می شناختند نخواهد رفت.یادش گرامی  و ماندگار بادآخرین جمله وصیتنامه اش که: تا به آخر به حزب روزبه ها و سیامک ها وفادار ماندم .

ملکه محمدی، عضو کمیته مرکزی حزب توده ایران بود که در جریان یورش دوم به حزب توده ایران در هفتم اردیبهشت ۶۲ همراه با حدود ۱۷۰ نفر از کادرهای حزب در تهران و ۵۰۰ نفر در شهرستان‌ها و از جمله احسان طبری، فرج‌ الله میزانی، بهرام دانش، رحمان هاتفی، احمد دانش، حسین جودت، انوشیروان ابراهیمی، هدایت‌الله معلم، هدایت‌الله حاتمی، محسن علوی، علی گلاویژ، جواد ارتشیار، فاطمه مدرسی تهرانی (سیمین فردین) بازداشت شد. هم در جریان قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ و هم در ماه های پس از این جنایت، در جمع زندانیان زن زندان اوین بود که خطر اعدام همه آنها را تهدید می کرد. این فاجعه زیر فشار جهانی افشای قتل عام ۶۷ عملی نشد و او نیز همراه شماری از زنان زندانی، سرانجام از اوین آزاد شد. ملکه محمدی هم دستی توانا در ترجمه داشت و هم مسائل روستائی ایران و مشکلات دهقانان و کشاورزان را می شناخت.

وی علاوه بر عضویت در هیات تحریریه ارگان مرکزی حزب توده ایران “مردم” و همچنین ماهنامه تئوریک حزب توده ایران “دنیا”، از نویسندگان ثابت “تحلیل های هفتگی” نیز بود.




اینجا سیاهی عمیق است – روایت سپیده قلیان از زندان سپیدار اهواز

حالا روزها است که در سپیدار اهواز نیستم. اما رنج سپیدار تا مغز استخوان آدم ریشه می‌کند. مگر کسی می‌تواند آن سیاهی و کابوس را که تا بی‌نهایت کشیده می‌شود، فراموش کند؟ سیاهی و کابوسی چون مربوط به زنان است، چون مربوط به زنان زندانی است، چون مربوط به زنان زندانی شهرستانی است، بیرون از دیوارهای سپیدار جایی دیده و شنیده نمی‌شود
سپیده قلیان‬‎

سپیده قلیان در در متنی مشاهدات خود از زندان «سپیدار» اهواز را تشریح کرده است. او که به علت حمایت از کارگران شرکت هفت تپه دستگیر شد، مدتی از دوران حبس خود را در زندان سپیدار اهواز گذرانده و می گوید سیاهی این زندان را هرگز فراموش نمی کند.
متن او را بخوانید:

این‌جا رقص ممنوع است. دست هم‌دیگر را گرفتن ممنوع است. لباس تنگ، آستین کوتاه، پیراهن کوتاه تا کمر ممنوع است.

«سمیه» هفتهٔ گذشته با آهنگ برنامه «ترانه باران» رقصید. رییس اندرزگاه توبیخ و روانهٔ قرنطینه‌اش کرد. سمیه در قرنطینه خودکشی کرد. ما جنازهٔ سمیه را دیدیم و به گفتهٔ پزشک، اگر دو دقیقه دیرتر متوجه می‌شدند، مرده بود. سمیه پس از ۱۳ سال نرقصیدن، نبوسیدن، زندگی نکردن، می‌خواست تمامش کند. با ملافه خودش را دار زده بود.

نماز اجباری‌ است. کار اجباری‌ است. سیاه بودن اجباری ا‌ست. فاضلاب بالا آماده است. آب قطع است. حمام نداریم. سرویس بهداشتی نداریم.

«ماریا» را مادرش (مریم حمادی) با فلاسک می‌خواهد حمام کند. از دوربین متوجه می‌شوند، توبیخ می‌شود. کاری نمی‌کنیم، برای این که ماهم توبیخ نشویم. به او حمله می‌کنیم، هم‌دست زندان‌بان شدن به ما تحمیل شده است.

این‌جا اکثراً آب قطع است. آب آشامیدنی نداریم. هیچ‌کس جرات اعتراض ندارد. حق اعتراض از ما گرفته شده است. سه باجهٔ تلفن برای جمعیتی که اگر در زندان کار کنند، در روز فقط  ۱۰ دقیقه حق تماس دارند.

 ۱۰ بند که در این سیاهی غرق شده است. مادر «حدیث» به خاطر این که شلوارش تنگ بود، کارت تلفنش گرفته شده است. خودزنی می‌کند، خون کف کریدور پاشیده می‌شود. حدیث و ماریا با پای برهنه در خون می‌رقصند. سکوت می‌کنیم. همه مادر حدیث را مورد اهانت قرار می‌دهیم. هم‌دست زندان‌بانیم.

این‌جا سیاهی عمیق است. «نسا» در کارگاهی که مالکش فردی ا‌ست که پولش از پارو بالا می‌رود، از صبح تا شب کار می‌کند، سوزن می‌زند، نظافت می‌کند برای ماهی ۱۰۰ هزار تومان. همه در مقابل این استثمار سکوت می‌کنیم. هم‌دست زندان‌بانیم و سرمایه‌دارانش.

تمام امکان‌های موجود از ما گرفته شده. مستند اعتراف اجباری زنان عرب از صداوسیما پخش می‌شود. سکینه کتک می‌خورد، سمیه تا دو روز جرات ندارد از تختش پایین بیاید. همه حمله می‌کنیم. هم‌دست زندان‌بانیم و این به ما تحمیل شده است.

پرسنل، زندانیان را کتک می‌زنند، پابند و زنجیرشان می‌کنند. آب قطع، تلفن قطع، زندگی قطع. من فکر می‌کنم فقط باید بروم. فقط باید بروم تا نمیرم.

هر غذایی می‌خورم، معده‌ام قبول نمی‌کند، بالا می‌آورم و حال خوشی ندارم. «معصومه» که داغ‌ها بر دوش دارد، تا صبح بالای سرم است. مادری‌ است جنوبی که مادر همه‌مان است. من هم دختر کسی هستم. «معصومه سیاه‌پوش». این مادر که نه نامش را کسی می‌داند، نه تصویرش، جزو مستندهای صداوسیما از جایی پخش شده است؛ مادران داغ‌دارِ بی‌نام و نشان.

این‌جا ۱۰ بند دارد. ۱۰ بندی که تقریباً هر بند یک مادر یا چند مادر با فرزندشان آن‌جا هستند. بچه‌ها حتی بند مستقلی ندارند. ما همه در این سیاهی جان می‌دهیم.

۲۵۰ نفر اسامی کسانی‌ است که ملاقات دارند. مردها حق ملاقات حضوری ندارند. همه باهم با چادر سفید و دمپایی جمع می‌شویم. این‌جا مانتو ممنوع است، چادر سفید اجباری ا‌ست. همه باهم به سمت سالن ملاقاتی می‌رویم که برای خیلی‌هایمان جای نشستن ندارد. آن‌قدر درگیری ایجاد می‌شود، آن‌قدر با خانواده‌هایمان بد رفتار می‌کنند که از ملاقات با خانواده‌ها پشیمان می‌شویم.

خانواده‌هایمان هم درگیر این سیاهی می‌شوند.

حالا روزها است که در سپیدار اهواز نیستم. اما رنج سپیدار تا مغز استخوان آدم ریشه می‌کند. مگر کسی می‌تواند آن سیاهی و کابوس را که تا بی‌نهایت کشیده می‌شود، فراموش کند؟ سیاهی و کابوسی چون مربوط به زنان است، چون مربوط به زنان زندانی است، چون مربوط به زنان زندانی شهرستانی است، بیرون از دیوارهای سپیدار جایی دیده و شنیده نمی‌شود… شنیده نمی‌شود که «این‌جا سپیدار است…»

https://akhbar-rooz.com/?p=15901 لينک کوتاه




خامنه‌ای دستور داد «هر کار لازم است بکنید»، ۱۵۰۰ نفر کشته شدند

خبرگزاری رویترز، در یک گزارش اختصاصی از قول نزدیکان خامنه ای نوشت رهبر حکومت از مقامات حکومت خواسته بود برای متوقف کردن اعتراضات هر کاری می توانند انجام دهند. ۱۵۰۰ نفر از جمله ۱۷ نوجوان و ۴۰۰ زن کشته شدند

خبرگزاری رویترز، امروز یک‌شنبه دوم دی، در گزارشی اختصاصی از قول «سه منبع نزدیک به حلقه نزدیکان» آیت‌الله علی خامنه‌ای «و یک مقام چهارم» نوشت علی خامنه‌ای که چند روز پس از آغاز اعتراضات آبان «بی‌قرار شده بود» با جمع کردن مقامات ارشد امنیتی و دولتی خود، دستور داد: «هر کاری که لازم است برای متوقف کردن آن انجام دهید.»

یکی از این منابع به رویترز گفته است که آیت‌الله خامنه‌ای در این جلسه که روز یکشنبه ۲۶ آبان (۱۷ نوامبر) برگزار شده اظهار کرده است که «جمهوری اسلامی در خطر است. برای پایان دادن به آن، هر کاری لازم باشد انجام دهید. دستور من این است.»

به نوشته رویترز «این دستور خونین‌ترین سرکوب معترضان را از زمان انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹ را راه‌اندازی کرد.»

این خبرگزاری می‌نویسد که «در حدود کمتر از دو هفته ناآرامی‌ها که از ۱۵ نوامبر آغاز شد، حدود ۱۵۰۰ نفر کشته شدند.»

رویترز می‌گوید «تعداد تلفات، که توسط سه مقام وزارت کشور ایران به رویترز ارائه شده است، شامل حداقل ۱۷ نوجوان و حدود ۴۰۰ زن و همچنین برخی از اعضای نیروهای امنیتی است.»

رویترز می‌نویسد دو تن از مقامات ایرانی که این آمار را به این خبرگزاری ارائه کرده‌اند آن را «براساس اطلاعات جمع‌آوری شده از نیروهای امنیتی، عزاداری‌ها، بیمارستان‌ها و پزشکی قانونی» محاسبه کرده‌اند.

گزارش رویترز بر اساس سه منبع از اطرافیان رهبر جمهوری اسلامی و همچنین «یک مقام چهارم» است. به نوشته رویترز، در جریان سرکوب اعتراضات «حدود ۱۵۰۰ نفر کشته شدند».

خبرگزاری رویترز می‌نویسد که در این خصوص با دفتر سخنگوی دولت جمهوری اسلامی تماس گرفته اما این دفتر از اظهارنظر دربارهٔ اینکه آیا این دستورها از طرف علی خامنه‌ای و در جلسه ۱۷ نوامبر صادر شده، خودداری می‌کند.

رویترز می‌نویسد که نمایندگی ایران در سازمان ملل هم به درخواست این خبرگزاری برای اظهار نظر دربارهٔ این ماجرا پاسخ نداده است.

در پی بروز ناآرامی‌های گسترده در ایران به‌دنبال افزایش قیمت بنزین، رهبر جمهوری اسلامی روز یک‌شنبه ۲۶ آبان در جلسه درس خارج فقه خود درباره تصمیم مربوط به این افزایش قیمت گفت که «بنده در این قضیه سررشته ندارم یعنی تخصص این کار را ندارم.»

رهبر جمهوری اسلامی روز یک‌شنبه در آن جلسه همچنین گفت که «در برخی از شهرهای کشور، و متأسفانه مشکلاتی هم درست شد، تعدادی جان باختند و مراکزی تخریب شد».

تاکنون خبر دیگری در مورد آن جلسه یا جلسه دیگر در روز یک‌شنبه ۲۶ آبان منتشر نشده بود اما خبرگزاری رویترز اکنون با اتکا به «چند منبع» خود روایتی از یک جلسه مربوط به موضوع اعتراضات در آن شب می‌دهد.

«جلسه دستور خامنه‌ای»

رویترز می‌نویسد که «آن شب خامنه‌ای در اقامتگاه رسمی خود در یک مجتمع حفاظت‌شده در مرکز تهران، با مقامات ارشد از جمله معاونان امنیتی، حسن روحانی، رئیس‌جمهور، و اعضای کابینه دیدار و گفت‌وگو کرد.»

این خبرگزاری می‌افزاید: «در این جلسه که توسط سه منبع نزدیک به حلقه درونی علی خامنه‌ای برای رویترز توصیف شده است، رهبر ۸۰ ساله که حرف آخر را در مورد همه امور کشور دارد، صدای خود را بلند کرد و از نوع برخورد با ناآرامی‌ها انتقاد کرد. وی همچنین از سوزاندن تصویر خود و تخریب مجسمه بنیان‌گذار فقید جمهوری، آیت الله روح‌الله خمینی، خشمگین شد.»

در جریان اعتراضات برخی از معترضان در شهریار استان تهران مجسمه انگشتر روح‌الله خمینی را آتش زدند که اشاره رویترز می‌تواند به این خبر باشد.

یکی از این منابع به رویترز گفته است که آیت‌الله خامنه‌ای در این جلسه اظهار کرده است که «جمهوری اسلامی در خطر است. برای پایان دادن به آن، هر کاری لازم باشد انجام دهید. دستور من این است.»

سه منبع آگاه به رویترز گفته‌اند که «خامنه‌ای به ویژه نسبت به خشم مردم در شهرهای کوچک کارگری که رأی دهندگان کم‌درآمد آنها ستونی برای حمایت از جمهوری اسلامی بوده‌اند نگران شده است.»

به گفته یکی از منابع، علی خامنه‌ای در آن جلسه ادامه داده است که اگر مقامات حاضر در جلسه «بلافاصله اعتراضات را متوقف نکنند» آنها را مسئول عواقب اعتراضات خواهد دانست.

به گفته این منبع «کسانی که در این جلسه حضور داشتند موافق بودند که قصد معترضان سرنگونی رژیم است.»

یکی از منابع به این خبرگزاری گفته است که «دشمنان می‌خواستند جمهوری اسلامی را سرنگون کنند و نیاز به واکنش بی‌درنگ بود.»

به نوشته رویترز، مقام چهارم که در گزارشی در مورد جلسه ۲۶ آبان دریافت کرده اضافه می‌کنند که خامنه‌ای به صراحت گفت که تظاهرات «نیازمند پاسخی قوی است.»

این مقام با اشاره به خامنه‌ای گفته است: «امام ما فقط به خدا پاسخ می‌دهد. او به مردم و انقلاب اهمیت می‌دهد. او بسیار استوار بود و گفت که این آشوبگران باید خرد شوند.»

سه منبع آشنا با گفت‌وگوها در جلسه آن روز به رویترز گفته‌اند که پس از این‌که نیروهای امنیتی در سراسر کشور با معترضان درگیر شدند، مشاوران امنیتی خامنه‌ای را در جریان مقیاس ناآرامی‌ها گذاشتند.

به گفته این منابع «وزیر کشور تعداد تلفات و دستگیری‌ها را گزارش کرد و وزیر اطلاعات و فرمانده کل سپاه بر نقش گروه‌های مخالف متمرکز شد.»

رویترز می‌نویسد که این خبرگزاری در مورد نقش وزیر کشور و وزیر اطلاعات در این جلسه از دفتر سخنگوی دولت روحانی سؤال کرده اما مقامات این دفتر از اظهار نظر خودداری کرده‌اند.

«دیگر رحم نمی‌کنیم»

به نوشته رویترز «خامنه‌ای، که سه دهه بر ایران حاکم است، برای سرکوب ناآرامی‌های اخیر به نیروهای نخبه خود یعنی سپاه پاسداران و شبه نظامیان مذهبی بسیجی وابسته به آن، متوسل شد.»

بنا به گزارش رویترز، «یک عضو ارشد سپاه در استان کرمانشاه گفته است شامگاه ۱۸ نوامبر در ساعات دیروقت شب، استاندار کرمانشاه در جلسه‌ای اضطراری در دفتر خود دستورالعملی را بین مسئولان توزیع کرد.»

این عضو سپاه افزوده است که استاندار گفت: «ما از مقامات ارشد در تهران دستور داشتیم که به اعتراضات پایان بدهیم.»

بنا به این گزارش استاندار کرمانشاه افزوده است که «دیگر رحم نمی‌کنیم. هدف آنها سرنگونی جمهوری اسلامی است. اما ریشه‌کنشان می‌کنیم.»

رویترز می‌نویسد که این خبرگزاری در این مورد با استانداری کرمانشاه تماس گرفته اما مسئولان این استانداری از پاسخ‌دهی خودداری کرده‌اند.

«به خانه بفرستیدشان، حتی با شلیک به آنها»

به نوشته خبرگزاری رویترز، مقامات چهار استان گفتند که «پیام واضح است، عدم موفقیت در سرکوب ناآرامی‌ها مردم را به اعتراض در آینده ترغیب خواهد کرد.»

این خبرگزاری ادامه می‌دهد: «یک مقام محلی در کرج، یک شهر کارگری در نزدیکی پایتخت، گفت به ما دستور دادند از هر خشونت لازم برای پایان دادن فوری به اعتراضات استفاده کنیم. وی که نخواسته نامش فاش شود اضافه کرد که دستور از تهران آمده بود که می‌گفت: کاری کنید به خانه‌هایشان برگردند، حتی شده با شلیک به آنها.» در تماس‌های رویترز، مقامات محلی کرج از اظهار نظر خودداری کرده‌اند.

این خبرگزاری ادامه می‌دهد که «ساکنان کرج می‌گویند در حالی که سپاهی‌ها و پلیس بر روی موتورسیکلت‌ها مسلسل‌های خود را تکان می‌دادند افرادی از پشت بام‌ها مردم را زیر آتش گرفتند.»

اهالی کرج در تماس تلفنی به رویترز گفته‌اند: «همه جا خون بود. خیابان‌ها پر خون بود.»

ماهشهر؛ «تانک، گلوله‌باران، دست‌کم ۱۰۰ کشته»

رویترز ادامه می‌دهد که در شهرستان ماهشهر خوزستان «سپاه پاسداران با خودروهای زرهی و تانک به دنبال مهار این تظاهرات بود. تلویزیون دولتی ایران می‌گوید نیروهای امنیتی به سوی ‘آشوبگران’ پنهان‌شده در نیزار آتش گشودند. گروه‌های حقوق بشر گفتند براساس آنچه از مردم محلی شنیده‌اند، ماهشهر یکی از بالاترین آمار کشته‌های اعتراضات در ایران را داشته است.»

رویترز از قول یک مقام محلی می‌نویسد: «روز دیگر، وقتی به آنجا رفتیم، منطقه پر از جسد معترضان بود که عمدتاً جوان بودند. پاسداران اجازه ندادند اجساد را جمع کنیم.»




اعتراض ادامه دارد؛ تجمع بازنشستگان در برابر مجلس، تحصن معلمان در مدارس

امروز گروهی از بازنشستگان کشور در مقابل مجلس شورای اسلامی تجمع کرده و خواهان رسیدگی به خواست های خود شدند. بنابر فراخوان شورای صنفی فرهنگیان کشور، معلمین نیز در دفاتر مدارس تحصن کردند
تجمع بازنشستگان در برابر مجلس

امروز گروهی از بازنشستگان کشور در مقابل مجلس شورای اسلامی تجمع کرده و خواهان رسیدگی به خواست های خود شدند. فراخوان این تجمع از مدتی پیش توسط گروه ها و تشکل های بازنشستگان کشور در شبکه های اجتماعی منتشر شده بود.

علاوه بر فراخوان های جداگانه، گروه اتحاد بازنشستگان، چالش صنفی معلمان ایران، انجمن صنفی برق و فلزکار کرمانشاه، شورای بازنشستگان ایران، بخشی از بازنشستگان فولاد، اتحاد بازنشستگان ایران و گروه ١٩ اسفند در بیانیه ای مشترک بازنشستگان را به حضور در این تجمع فرا خوانده بودند.

در این فراخوان مشترک از جمله آمده بود: در مقابلِ سیاست بی تفاوتی دولت، نسبت به سرنوشت میلیون ها بازنشسته و مزدبگیر که هر ساله برایمان رقم زده می شود، راهی جز ادامه اعتراض و تجمع ومقابله با تبعیض و نابرابری، برای ما باقی نمی گذارد.

در تجمع امروز بازنشستگان در برابر مجلس، علاوه بر مطالبات و شعارهایی که بر رسیدگی به وضعیت معیشتی بازنشستگان تاکید می کرد، همچنین شعارهایی در جهت آزادی زندانیان سیاسی، محکومیت سرکوب خشونت بار اعتراضات آبان ماه گذشته و تاکید بر همبستگی میان اقشار مختلف مردم ایران، از جمله کارگران، معلمان و دانشجویان سر داده شد.

بازنشتگان شعار می دادند:
▪️ معیشت، منزلت، سلامت، حق مسلم ماست
▪️ فریاد فریاد از این همه بیداد
▪️ نان، درمان، معیشت، حق مسلم ماست
▪️ فقر، فلاکت، اعتراض، اعتراض
▪️ سراسر ایران زحمتکشان در زندان
▪️ تاحق خود نگیریم، از پای نمی نشینیم
▪️ اینهمه بیعدالتی، هرگز ندیده ملتی.
▪️ معلم زندانی آزاد باید گردد
▪️ زندانی سیاسی آزاد باید گردد
▪️ کارگر زندانی آزاد باید گردد
▪️ دانشجوی زندانی آزاد باید گردد

بنابر گزارش های منتشره در شبکه های اجتماعی این تجمع بدون درگیری با نیروهای امنیتی و پلیس برگزار شده است.

تحصن معلمان

تحصن معلمان در مدارس

همزمان با تجمع بازنشستگان، معلمان بنا بر فراخوان شورای صنفی فرهنگیان کشور به مدت یک ساعت دست به تحصن در دفاتر مدارس خود زدند. بنا بر گزارش ها و تصاویری که در شبکه های اجتماعی منتشر شده، معلمان در ده ها شهر کشور و تعداد زیادی از مدارس به این فراخوان پاسخ داده اند و حتی با تحصن های یک نفره اعتراض خود را به وضعیت معیشتی و صنفی معلمین و همچنین اوضاع کشور اعلام کرده اند.

یکی از اهداف تحصن امروز معلمان در مدارس، حمایت از تجمع بازنشستگان در برابر مجلس اعلام شده بود. شورای صنفی فرهنگیان سراسر کشور در فراخوان خود خاطرنشان کرده بود:
«شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران بنا بر وظیفه ذاتی تشکل های عضو شورا، ضمن حمایت از فراخوان تجمع بازنشستگان و دعوت از تمام فرهنگیان بازنشسته برای شرکت در تجمع مقابل مجلس، همزمان در مدارس اعلام تحصن می نماید.»

در تحصن امروز فرهنگیان، شعارها و نوشته هایی در دست معلمان به چشم می خورد که در آن ها حمایت فرهنگیان کشور از تجمع و خواست های بازنشستگان اعلام شده بود.