ارژنگ ماهنامه ادبی ،هنری و اجتماعی نویدنو

نویدنو  25/09/1398     

 

  • ضرورت انتشار جُنگِ ادبی، هنری و اجتماعی برای هواداران سوسیالیسم علمی در ایران با عنوان “ارژنگ” که فعلا به صورت ماهنامه نشر می باید، بر این باور علمی استوار است که میان مبارزۀ فرهنگی و مبارزۀ طبقاتی – سیاسی در جامعۀ به شدت طبقاتی ایران پیوندی دیالکتیکی برقرار است. بر این پایه می توان گفت که پیروزی جنبش کنونی علیه استبداد سیاه حاکم بدون تدارک و پیشبرد مبارزه فرهنگی تمام عیار، پیگیر و آگاهی بخش در همه عرصه های هنری(شعر و ترانه، موسیقی، نقاشی، تئاتر، سینما،…) و ادبی (رمان، داستان، نمایشنامه، ترجمه، فولکلور، تاریخ نگاری، فرهنگ نویسی، نقد و پژوهش،…) امکان‌پذیر نخواهد بود و در این میان، نقش هنرمندان و نویسندگان متعهد و خلقیّت یافته همواره نقش مهم و تاثیرگذاری بوده است.

 

سرسخن

قلندرانِ حقیقت به نیم جو نخرند

قبایِ اطلسِ آن کس که از هنر عاری است

حافظ

ضرورت انتشار جُنگِ ادبی، هنری و اجتماعی برای هواداران سوسیالیسم علمی در ایران با عنوان “ارژنگ” که فعلا به صورت ماهنامه نشر می باید، بر این باور علمی استوار است که میان مبارزۀ فرهنگی و مبارزۀ طبقاتی – سیاسی در جامعۀ به شدت طبقاتی ایران پیوندی دیالکتیکی برقرار است. بر این پایه می توان گفت که پیروزی جنبش کنونی علیه استبداد سیاه حاکم بدون تدارک و پیشبرد مبارزه فرهنگی تمام عیار، پیگیر و آگاهی بخش در همه عرصه های هنری(شعر و ترانه، موسیقی، نقاشی، تئاتر، سینما،…) و ادبی (رمان، داستان، نمایشنامه، ترجمه، فولکلور، تاریخ نگاری، فرهنگ نویسی، نقد و پژوهش،…) امکان‌پذیر نخواهد بود و در این میان، نقش هنرمندان و نویسندگان متعهد و خلقیّت یافته همواره نقش مهم و تاثیرگذاری بوده است. خواه در دوران نشیبِ جنبش، و خواه در اوضاع انقلابی و شرایط توفانی که به تعبیر لنین “توده‌ها به عرشِ خدا هم یورش می برند و شعورِ آن‌ها به طرزِ سریع و بی سابقه ای توسعه می یابد.”

هنر و ادبیات انقلابی در ادوار تاریخی گذشته تا به امروز، بازتاب دهندۀ زخم‌ها، آلام و خواست‌های مشترک توده های رنج و کار بوده و درعین حال این توانایی را داشته و دارد که در اوج ستیزه‌های طبقاتی و سیاسی و تحولات اجتماعی، به ویژه از انقلاب مشروطه بدین سو، اذهان توده ها را به جنبش در آورد و خود نیز در جریان پراتیکِ اجتماعی تکامل یابد.

در مقابل هنرمندان و نویسندگان پویا و مردمی که صدای فرودستان و بی صدایانِ جامعه هستند و آثارشان در قالبِ “هنر برای مردم” می گنجد، همواره گرایشات و افرادی نیز در جامعه هنری وجود داشته و  دارند که با تبلیغ ایدۀ “هنر برای هنر” و در تحلیل نهایی، عملا صدای حاکمان را در آثارشان بازتاب می بخشند و حداقل این که به تعبیر سیدحسن حسینی “هنر برای هنر، مثل این است که بگوییم نردبان برای نردبان.”

پس بنا به خصلتِ طبقاتی جامعه، تا مادامی که جامعه به طبقات متخاصم تقسیم شده، ما همواره با جماعت هنرمندان و نویسندگان بورژوا- لیبرال مسلکی نیز روبرو هستیم که به جای ستیزِ هنرمندانه با حاکمانِ مستبد و دفاع از محرومان، به ناز و کرشمه و کرنش در برابر دستگاه ظلم و ستم سرمایه‌ و کانون‌های قدرت آلوده به فساد آن مشغول‌اند و نان به نرخ روز می خورند؛ لذا افشاء و طرد این مبلغانِ نظریۀ “خوابِ بورژوایی غربی” نیز، خود وجه دیگری از مبارزۀ فرهنگی – طبقاتیِ هنرمندان و نویسندگانِ حامی فرودستان محسوب می شود.

زنده یاد احسان طبری بر این باور بود که “تیره‌ترین ادوارِ استبدادی نیز قادر نیست فرشته هنر را محبوس کند. زبانِ او همیشه برای بیانِ حقیقت باز است زیرا هنر، مالکِ راه‌ها و شیوه‌های فراوانی است و به هزار سخن می گوید. می توان و باید به یاری هنر جامعه را تغییر داد.”

همین جا لازم است به یک توهم یا انتظار نابجا و ادعای مبالغه‌آمیز در بارۀ نقش هنر و ادبیات در تحولات سیاسی و اجتماعی پاسخی داده شود و آن اینکه هنر و ادبیات متعهد و انقلابی هرگز نمی‌تواند منحصرا و به گونه‌ی پیشتاز، توده ها را به حرکت در آورد و جامعه را متحول سازد، کمااینکه طبری نیز بر نقش “یاری” و نه پیشتازی هنر در تغییر جامعه و انقلاب اجتماعی تاکید دارد. در همین ارتباط، نازی عظیما؛ مترجم و نویسنده توانا می گوید:

“در واقع هنوز و تاکنون هیچ حادثه و انقلاب ادبی و هنری در هیچ جامعه ای نتوانسته است به تنهایی توده های به خواب‌رفته، بی‌تفاوت یا بی‌اراده را به عمل برخیزاند و نظامِ بنیادی جامعه را بر هم زند و هنر و ادبیات به تنهایی از عهده نجاتِ جامعه بر نمی‌آیند… هنر و ادبیات از آن جمله پدیده‌های زندگی انسانی‌اند که در حوزه اندیشه و احساس ناشی از تجربه قرار دارند و باید پس از انقلاب که لحظه فراگیر و بزرگِ خودجوشی و ایثار و عمل و تجربه است، بنشینند و بر سرِ آنچه رخ داده، در حوزه استه‌تیک بیاندیشند و بسازند و بپردازند و… توقع و طلبِ جامعه را بنا به جهت‌گیری و گرایش‌های جامعه، و در حوزه زیباشناختی تقویت و تشدید می کنند…”

زنده یاد به آذین در بارۀ جایگاه هنر بر این باور بود که: “انگیزندگی و تاثیری که در هنر هست، از آن سلاحی پدید می‌آورد که می‌تواند در کشاکشِ نیروهای اجتماعی به کار گرفته شود… صاحبان و مدعیان قدرت، هر دو، هنر را در طول تاریخ از این دیدگاه نگریسته و به خدمت گرفته اند… بدین‌سان، هنر را باید از عرصه های ثابتِ نبردِ درونی جامعه دانست.”

تحریریه ماهنامه “ارژنگ” امیدوار است بتواند از طریق انتشار منظم این جُنگِ ادبی، هنری و اجتماعی که شماره نخست آن‌را در پیش روی دارید، در حد بضاعتِ خود، به ضرورت‌های برشمرده در عرصه مبارزۀ فرهنگی – طبقاتی با استبداد تاریک اندیشان ولایی و پاسداران نظام سرمایه داری نئولیبرالی حاکم پاسخ گوید.

در همین راستا، از خوانندگان فرهیخته چشمِ یاری داریم تا با ارسال آثار قلمی و هنری خود و یا نقد و نظرات راهبردی و پیشنهادات سازندۀ خود، ما را در ارائه بهتر مطالب و ارتقای شکل و محتوای نشریه خود یاری نمایند.

                                                                                      تحریریۀ ارژنگ

   آذر 1398

برای دریافت ارژنگ شماره اول کلیک کنید




سپیده قلیان: مشروعیتی برای این احکام قائل نیستم

هیچ مشروعیتی برای این احکام قائل نیستم و از ابتدا می دانستم که آزادی موقت ما چیزی جز کارناوال نمایشی برای مسولان نبوده است. در روزهای آینده اعتراضهای خود را به هر طریقی که برایمان مقدور باشد ادامه خواهیم داد
سپیده قلیان

امروز حکم قطعی ۵ سال زندان برای نه نفر از فعالین کارگری و حامیان آن ها اعلام شده است. سپیده ی قلیان که یکی از این ۹ نفر است، در متنی که در ایسنتاگرام خود منتشر کرده و بر آن نام «پاره‌ای توضیحات درباره آنچه در این شنبه سیاه گذشت» گذاشته است، تاکید کرد برای چنین احکامی مشروعیت قائل نیست. در پیام او آمده است:

امروز صبح پیرو پیامک چهارشنبه به دادگاه انقلاب مراجعه کردم. ابتدا گفتند رای صادر نشده.
در نهایت با پیگیری و پافشاری وکیلم حکم به ما ابلاغ شد.
در دادنامه کوتاهی که سرنوشت و آینده ما را تعیین می کرد نوشته بود عضویت در گروه های ضد نظام فعالیت تبلیغاتی و نشر تکاذیب برای سپیده قلیان، محمد خنیفر امیر میرقلی، اسماعیل بخشی، امیرحسین محمدی فرد، ساناز الهیاری و عسل_محمدی محرز شده و جملگی مصداق اجتماع و تبانی بوده و تمام ما به صورت کیلویی به ۵سال حبس قابل اجرا محکوم شدیم.
بعلاوه اتهام توهین به رهبری نیز برای آقای بخشی تایید شده که با توجه به تجمیع اتهامات همان ۵ سال برای ایشان قابل اجرا است.
ضمن اینکه  عاطفه رنگریز و  مرضیه امیری با توجه به اینکه فعالیت شان در همین راستا تشخیص داده شده (!) به اتهام اجتماع و تبانی به ۵ سال حبس قابل اجرا محکوم شده اند. که نمی‌دانم با توجه به بازداشت در روز کارگر و بازپرسی و روند به اصطلاح قضایی متفاوت چنین حکمی چه جایگاه حقوقی می تواند داشته باشد؟!

وقتی از منشی شعبه ۳۶ دادگاه انقلاب جزئیات احکام را مطالبه کردم با توهین و تشر به من گفتند که نمی گوییم حکم شما چند سال است که بازی رسانه‌ای انجام ندهید و فقط میزان قابل اجرای آن را به شما می گوییم. در واقع مزه شیرین عدالت برای ما  تایید نظر به جای تجدید نظر بوده است.
آن هم در شرایطی که تمام مسئولان به ما قول برگزاری دادگاه با حضور خودمان و وکیل را داده بودند و حتی صحبت از برگزاری دادگاه علنی بود تا حداقل بتوانیم صدای حق خواهی کارگران باشیم.

با توجه به روند غیر شفاف من هیچ مشروعیتی برای این احکام قائل نیستم و از ابتدا می دانستم که آزادی موقت ما چیزی جز کارناوال نمایشی برای مسولان نبوده است.
در روزهای آینده اعتراضهای خود را به هر طریقی که برایمان مقدور باشد ادامه خواهیم داد.

عجالتا به شما یادآور می شوم که آبان ماه نشان داده که نسلهای بعد با زبان دیگری با شما سخن خواهند گفت




«محاکمه ی طبقه ی کارگر»؛ ۴۵ سال حبس برای کارگران و حامیان آن ها

 

 

بیدادگاه انقلاب اسلامی اسماعیل بخشی، محمد خنیفر، سپیده قلیان، امیر امیرقلی، امیرحسین محمدی فرد، ساناز الهیاری، عسل محمدی، عاطفه رنگریز و مرضیه امیری، هر یک را به پنج سال حبس قطعی محکوم کرده است
متهمان پرونده هفت تپه

دادگاه تجدیدنظر استان تهران، احکام هفت متهم پرونده اعتراضات هفت تپه و دو تن از بازداشت شدگان روز جهانی کارگر را صادر کرد. هر یک از متهمان پرونده ی هفت تپه به ۵ سال حبس محکوم شده اند، بر اساس گزارش های منتشر شده اسماعیل بخشی، محمد خنیفر، سپیده قلیان، امیر امیرقلی، امیرحسین محمدی فرد، ساناز الهیاری و عسل محمدی، هفت تن از متهمان پرونده اعتراضات هفت تپه هر کدام به ۵ سال حبس قطعی محکوم شده‌اند. همچنین عاطفه رنگریز و مرضیه امیری دو تن از بازداشت شدگان روز جهانی کارگر نیز هر کدام به ۵ سال حبس قطعی محکوم شده‌اند. احکام صادره روز جاری به وکلای مدافع آن ها ابلاغ شده است. علی نجاتی دیگر متهم پرونده اعتراضات هفت تپه نیز هفته گذشته توسط دادگاه انقلاب تهران به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شده بود.

پیش از این و در روز شنبه ۱۶ شهریور، دادگاه انقلاب تهران به ریاست محمدرضا مقیسه، اسماعیل بخشی، نماینده کارگران نیشکر هفت‌تپه را به ۱۴ سال حبس که ۷ سال آن قابل اجرا بود و ۷۴ ضربه شلاق و محمد خنیفر، کارگر دیگر نیشکر هفت‌تپه را به ۶ سال حبس که ۵ سال آن قابل اجرا بود محکوم کرد. همچنین سپیده قلیان، امیر امیرقلی، عسل محمدی، امیرحسین محمدی‌فرد و ساناز الهیاری که در ارتباط با اعتراضات هفت‌تپه دستگیر شده بودند را هم به ۱۸ سال زندان محکوم کرده بود.

بر اساس این احکام عاطفه رنگریز و مرضیه امیری دو تن از بازداشت شدگان روز جهانی کارگر توسط شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران به ریاست قاضی احمد زرگر هر کدام به ۵ سال حبس قطعی محکوم شده‌اند.

شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه، در شهریورماه امسال عاطفه رنگریز را به ۱۱ سال و ۶ ماه حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق و مرضیه امیری را به ۱۰ سال و شش ماه حبس تعزیری و ۱۴۸ ضربه شلاق محکوم کرده بود.

عاطفه رنگریز و مرضیه امیری همزمان با روز جهانی کارگر به همراه ده‌ها تن از شرکت کنندگان در تجمع اعتراضی در مقابل ساختمان مجلس در پی ورود نیروهای امنیتی و به خشونت کشیده شدن این تجمع بازداشت شده بودند. مرضیه امیری در تاریخ ۴ آبان‌ماه ۹۸ با تودیع قرار وثیقه یک میلیارد تومانی و عاطفه رنگریز در تاریخ ۴ آبان ماه ۹۸، با تودیع قرار وثیقه یک میلیارد تومانی به صورت موقت و تا پایان مراحل دادرسی از زندان آزاد شده بودند.




پیام از هفت تپه به کارگران کشت و صنعت مغان

عزیزان سرزمین اشغالی مغان! همکاران در هپکو و آذرآب و واگن پارس، فولاد اهواز و سایر کارخانجات و سرزمین های اشغالی توسط داعشی های بخش خصوصی و حامیان دولتی شان! ما را متحد و حامی خود بدانید. اتحاد بین ما، تنها راه، تنها راه، تنها راه، تنها راه پیروزی است: تنها راه پیروزی، اتحاد است؛ پاینده باد کارگران متحد در سراسر کشور
Bildergebnis für ‫مبارزه با خصوصی سازی‬‎

مبارزات کارگران ایران در یک ساله ی گذشته، فضای اعتراضی کشور را بسیار تحت تاثیر قرار داده است، تحت تاثیر این مبارزات، فرهنگ تازه ای در مبارزه ی مردم برای آزادی و عدالت شکل می گیرد و شعارها و رفتارهای دوران اصلاحات را پشت سر می گذارد. تلاش کارگران برای یافتن یکدیگر و پیوند زدن مبارزاتشان با هم، از جمله نشانه های امیدبخشی است که هر روز بیشتر از پیش در میان کارگران رشد می کند.

پیام زیر از سوی بخشی از کارگران هفت تپه، به کارگران کشت و صنعت مغان نوشته شده که در نامه ای به آن ها خطرات خصوصی سازی در این کشت و صنعت را یادآوری کرده و نوشته بودند که آینده آن ها، وضعیت فعلی هفت تپه است.

پیام از هفت تپه به سرزمین اشغالی مغان! به کارگران، مزدبگیران، زحمتکشان و مردم رنج کشیده سرزمین اشغالی مغان!

همکاران عزیز! از سرزمین اشغالی هفت تپه با شما حرف میزنیم. وقتی پیام چند تن از شما عزیزان که به ما نوشته بودید منتشر شد تحت تاثیر قرار گرفتیم. ما و شما همه بردگان سرزمین های اشغالی هستیم یکی در هفت تپه و دیگری در مغان و آن یکی در فولاد ملی اهواز و دیگری در آذرآب و هپکو و واگن پارس و کارخانه قند و همه جا و همه جا! ما همه قربانی های سیستم استثمار و غارت، هم سرنوشت و هم دردیم. یک بار با نظام سرمایه داری به قول خودشان “متعارف ” شیره جان ما را میکشند و پول به جیب میزنند و یک بار دیگر برای اینکه صد چندان از قبل ما سود کنند ما را با خصوصی سازی در فلاکت صد چندان اسیر میکنند.
حکایت و وضعیت ما و شما یکی است. اگر فلسطین را اسرائیل اشغال کرده، هفت تپه را خاندانی داعشی به نام اسدبیگ اشغال کرده است. اما ساده لوحی است اگر فکر کنیم این خصوصی سازی فقط یک اشتباه از سوی یک مسئول خاص بوده و قرار است آن یکی مسئول بیاید و ما را نجات بدهد. نه! تمام این دولت و حکومت و دستگاه های قضائی و امنیتی، همه و همه گوش به فرمان و خدمت کار این زالو های اختلاسگر و فاسد و تن پرور و داعشی و فاضلابی ِ بخشی خصوصی هستند. عین غلام های حلقه به گوش برای کارفرماها و سرمایه دارها و برای بخش خصوصی خدمت میکنند! دخیل بستن به این مقام و آن مقام، فقط پیروزی را به تاخیر می اندازد!

عزیزان سرزمین اشغالی مغان!
صدای شما را شنیدیم. با تمام امکانات در حمایت از شما خواهیم کوشید! وقتی ما تنها و تنها خودمان و اتحادمان را داریم که باید به آن تکیه کنیم، پس نباید دست نگه داشت. همین چند روز قبل، ما هفتاد و سه روز اعتصاب را به حالت تعلیق درآوردیم. هفتاد و سه روز اعتصاب درخشان و متحدانه. اگر چه ضعف هایی هم داشتیم و گاهی برخی سعی کردند بین بخش های مختلف، اختلاف بیندازند و یا مثلا تعدادی جاسوس و خودفروش سعی میکردند به کارفرمای فاسد و نیروهای امنیتی و قضائی کمک کنند، اما هفتاد و سه روز اعتصاب، تمامی این مسئولین حامی فساد و استثمار را تسلیم کرد و کارفرما سرانجام تعهداتی داد. مسئولین ضامن شدند که کارفرمای فاسد به تعهداتش عمل می‌کند. اما امروز شاهد بودیم که مسئولین نشان دادند که زیر تعهدات میزنند! نخست شورای تامین شهر واسطه شد که اعتصاب معلق شود و تضمین کرد که کارفرما به تعهداتش عمل خواهد کرد. اما برای بار هزارم ثابت شد که اینها فقط به فکر امنیت کارفرما هستند.

ما در این چند روز شاهدیم که کارفرمای دزد داعشی هفت تپه برای اجرای یکی از تعهداتش که هنگام تعلیق اعتصاب و با ضمانت شورای تامین شهرستان به آن متعهد شده بود اعلام میکند که باید از شورای تامین مجوز بگیرد! شورای تامین و کارفرما دستشان در یک کاسه است. حتما شما هم همین مسایل را تجربه کرده اید. این یعنی چه؟ یعنی ما در هفت تپه و شما در مغان و بقیه عزیزان در جاهای دیگر نباید به وعده های مسئولین گوش کنیم. این خلف وعده اخیر توسط کارفرمای داعشی هفت تپه باعث شده که همکارانی اعلام کنند که ما اینبار باید آنقدر بجنگیم که کل این مسئولین و تشکیلاتشان برکنار شود. معنی این خلف وعده ها این است که حتا برای یک لقمه نان و یا برای تعهد کارفرما به تعهدات، اصلا نمیشود به قول و امضای شورای تامین و این مسئولین تکیه کرد و تنها راه باقی مانده راه دیگری است!

کارگران، مزدبگیران و مردم عزیز سرزمین اشغالی مغان!
درباره مصایبی که در اثر خصوصی سازی بر شما رفته تا حدودی با خبر شده ایم و بدانید ما هم همان اوضاع را داریم. برخی میخواهند فریب بدهند که این شکل اجرا شده خصوصی سازی درست نیست و باید شکل درستش اجرا شود! دروغ است! خصوصی سازی خوب و بد ندارد، تمامشان سر و ته یک فاضلابند. بیایید متحدانه علیه این بساط خصوصی سازی و استثمار و بردگی مبارزه کنیم. ما از مطالبات و خواسته های شما حمایت میکنیم و اعلام آمادگی میکنیم که با تمام امکانات از شما حمایت میکنیم.

عزیزان سرزمین اشغالی مغان! همکاران در هپکو و آذرآب و واگن پارس، فولاد اهواز و سایر کارخانجات و سرزمین های اشغالی توسط داعشی های بخش خصوصی و حامیان دولتی شان! ما را متحد و حامی خود بدانید.
اتحاد بین ما، تنها راه، تنها راه، تنها راه، تنها راه پیروزی است: تنها راه پیروزی، اتحاد است؛ پاینده باد کارگران متحد در سراسر کشور

جمعی از کارگران از سرزمین های اشغالی هفت تپه.
رونوشت به: کارگران هپکو، واگن پارس، آذرآب، فولاد اهواز و تمامی کارگران اسیر شده در بردگی مضاعف خصوصی سازی در سراسر کشور




بیانیه دادخواهی – مادران پارک لاله

ما مادران پارک لاله ایران، سرکوب وحشیانه، کشتار و بازداشت های گسترده ی مردم معترض در آبان ماه ۱۳۹۸ را به شدت محکوم می‌کنیم و خواهان روشن شدن حقیقت چرایی و چگونگی کشتار این عزیزان و محاکمه و مجازات آمران و عاملان این جنایت ها هستیم

ما علیه تمامی مسئولان جنایت کار حکومت اسلامی ایران اعلام جرم می‌کنیم و خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط تمامی بازداشت شدگان هستیم!

دو هفته از سرکوب سیستماتیک و کشتار وحشیانه ی مردم جان به لب رسیده از بیدادگری های حکومت اسلامی ایران در آبان ۹۸ می‌گذرد و گفته می‌شود که در برخی شهرها روند سرکوب و نظامی کردن مناطق حساس شهر هم چنان ادامه دارد. هر روز نامی و عکسی و مشخصات دلخراشی از معترضان کشته شده در خیابان‌ها و بیمارستان ها و از زندان ها که زیر شکنجه کشته شده اند، بیرون می‌آید و با هزاران درد شاهدیم که عمق فاجعه بیش از آن چیزی است که در رسانه‌های مختلف منتشر می شود. تعداد بازداشت شدگان نیز بسیار گسترده و نامعلوم است و به نظر می‌رسد که بیش از تعدادی است که در خبرها می‌آید و شرایط نگهداری آن‌ها نیز بر هیچ‌کس روشن نیست. بی خبری خانواده‌ها از وضعیت عزیزان شان در درون زندان ها به دلیل سرکوب و سانسور گسترده، امکان دستیابی به حقیقت را نه تنها از آن‌ها بلکه از تمام جامعه ی پویا که خواهان دانستن حقیقبت هستند، سلب کرده است، ولی دیکتاتوری حاکم تا کجا می‌تواند این چنین جامعه را در سکوت خبری نگاه دارد و بی تردید اخبار جنایت های آن‌ها جسته و گریخته توسط خود مردم معترض و آسیب دیده تکثیر و پخش می شود.

برای خبر رسانی به خانواده‌ها و تحویل دادن بدن های کشته شدگان نیز خشونت و سرکوب را به حد نهایت رسانده اند و در بسیاری موارد اجازه ی برگزاری مراسم آزادانه به خانواده‌ها را نمی‌دهند و بدن های برخی را با دریافت مبالغ هنگفت به خانواده‌ها تحویل می‌دهند تا به این وسیله خانواده‌ها را بیشتر و بیشتر آزار دهند و بترسانند. این جلادان سراپا فاسد هم جان مردم را می‌گیرند و هم مال مردم را و اگر بتوانند شان انسانی برخی خانواده‌ها را هم زیر فشار شدید خرد خواهند کرد و باید هوشیار باشیم و اجازه ندهیم که ما و حقوق انسانی مان را زیر پاهای کثیف شان له کنند.   

این حاکمان جنایت کار وقاحت را از حد گذرانده اند و باز می خواهند از ترفندهای کثیف گذشته ی خود استفاده کنند و برخی خانواده‌ها را یا با تهدید یا با تطمیع، مجبور کنند تا بپذیرند که فرزندان شان بسیجی بوده‌ و توسط مردم کشته شده‌اند. سپس آن‌ها را شهید بنامند و به خانواده‌ها غرامت پرداخت کنند تا به این وسیله هم تبلیغات کثیف شان را علیه معترضان انجام دهند و هم صدای دادخواهی خانواده‌ها را خاموش کنند و آن‌ها را به گوشه‌ی عزلت بکشانند. علی خامنه ای که در آبان ماه همراه دیگر سران نظام دستور شلیک مستقیم به مردم را داده بود، در گزارش روز چهارشنبه خبرگزاری ایرنا، در پاسخ به گزارش شورای عالی امنیت ملی دستور داده است: «شهروندان کشته شده که «هیچ‌ گونه نقشی در اعتراضات» نداشتند و «در میانه درگیری‌ها جان باخته‌اند در حکم شهید محسوب شده و خانواده‌های آنان تحت پوشش بنیاد شهید و امور ایثارگران قرار بگیرند». ناهید شیربیشه و منوچهر بختیاری (مادر و پدر پویا بختیاری) جزو اولین خانواده‌هایی بودند که با شجاعت و روشنی به این دستور اعتراض کردند. مادر پویا گفته است: « از خشم و آه من بترسید،‌ ارزش خون فرزندم بیش از میلیاردها دیه است. نه تسلیت تان را می‌پذیرم نه دلجویی تان.». درود بر این خانواده‌های دادخواه و جسور که مرعوب حاکمان جنایت کار نمی‌شوند.

ناهید شیربیشه را به حراست آموزش و پرورش شهر قدس احضار کردند. او شجاعانه گفت: «من چنان با صلابت، چنان مفتخر، چنان سربلند در اداره راه می‌رفتم که احساس می‌کردم تمام عوامل اداری باید به پای من بایستند، چون من پسرم را تقدیم همین کشور کردم. کشوری که آن‌ها دارند توی آن زندگی می کنند. وقتی به من گفتند که متاسفیم و تسلیت می‌گوییم که پویا را از دست دادی. گفتم من پویا را از دست ندادم، شما او را از دست دادید.».  

همراهی دیگر خانواده‌های دادخواه و فعالان سیاسی و اجتماعی با خانواده‌های آسیب دیده و خانواده‌های زندانیان سیاسی در این شرایط از اهمیت زیادی برخوردار است و نباید بگذاریم که خانواده‌ها تنها بمانند. به هر شکل که می‌توانیم با خانواده‌ها همراهی کنیم و به آن‌ها سر بزنیم و به آن‌ها روحیه بدهیم و صدای شان را بلند کنیم. حکومت همواره از این با هم بودن‌ها و همراهی‌ها وحشت دارد و برای همین به شدت تلاش می‌کند تا فریاد دادخواهی خانواده‌ها را در گلو خفه کند.

احضار مادران شجاع و دادخواهی چون شهناز اکملی، مادر مصطفی کریم بیگی از کشته شدگان ششم دی ماه ۱۳۸۸، برای همراهی با مادر پویا بختیاری و دیگر خانواده‌های زخم خورده به همین منظور است. این ظالمان جنایت کار، پسر جوان و نارنین شهناز اکملی را ده سال پیش کشتند و به جای پاسخ‌گویی بر چرایی قتل پسر، حال می‌خواهند مادر را زندانی کنند. خبر رسیده که پروین محمدی، فعال حقوق کارگری نیز شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۸، پس از مراجعه به شعبه ۷ اجرای احکام کیفری دادسرای ناحیه ۱ کرج بازداشت و به زندان کچویی منتقل شد. پیش تر نیز ژیلا کرم زاده مکوندی از مادران پارک لاله ایران و راحله راحمی پور از خانواده‌های دادخواه دهه ی شصت را بازداشت کرده بودند. ژیلا کرم زاده در۱۰ آذر و راحله راحمی پور در ۱۷ آذر و هر دو با وثیقه ۳۰۰ میلیون تومانی و به طور موقت آزاد شدند. ما خواهان لغو حکم و پایان دادن به پرونده سازی برای شهناز اکملی، ژیلا کرم زاده مکوندی، راحله راحمی پور، پروین محمدی و دیگر فعالانی هستیم که زیر بار این پرونده سازی ها مدام در معرض خطر هستند.

در شانزدهم آذر امسال در روز دانشجو، دانشجویان شجاع ما در دانشگاه‌های مختلف کشور و در امنیتی ترین شرایط و زیر سایه ی سرکوب گران خون ریز، در همراهی با معترضان آبان ماه و به یاد کشته شدگان بی تدفین و در اعتراض به کشتار مردم و برای آزادی زندانیان سیاسی تجمع هایی امیدبخش داشتند و شعار دادند: «فقر، کشتار، گرانی، مردم شدند قربانی»، «خیابونا خونی شد، آزادی قربانی شد»،  «جواب ما تفنگ نیست، این همه کشته کم نیست»، «بیگاری، بیکاری، حجاب زن اجباری»، «زنده باد زندگی، زنده باد مقاومت»، «نان، کار، آزادی، اداره شورایی»، «از نیزارهای ماهشهر تا مرزهای کردستان، از شیراز تا تهران، از سیستان تا تبریز». در بیانیه بخشی از دانشجویان دانشگاه تهران هم چنین آمده است: « اما ما دانشجویان، در این بزنگاه و در حین فرود آمدن سهمگین‌ترین شلاق‌های ستم و استثمار بر گرده‌ی فرودستان، که خود زخم‌خورده همین شلاق‌هاییم، نظاره‌گری منفعل نیستیم و نخواهیم بود… ما دانشجویان، خون های خشکیده بر کف خیابان را فراموش نمی کنیم، این را هم به در خون‌خفتگان و هم به خون‌ریزان شان قول می‌دهیم». آن‌ها بر روی پلاکاردی نوشته بودند: «و ما نیز شادمانیم رفیق، نگاه کن! گریه نمی کنیم، نه رفیق! می گرییم پنهانش نمی کنیم، چرا که ما رزمندگانیم و تو را دوست می داریم رفیق و در رزم مان تو را کم خواهیم داشت و دلمان برای تو تنگ خواهد شد». درود بی پایان به عشق و مقاومت و رزم شان.    

ما مادران پارک لاله ایران، سرکوب وحشیانه، کشتار و بازداشت های گسترده ی مردم معترض در آبان ماه ۱۳۹۸ را به شدت محکوم می‌کنیم و خواهان روشن شدن حقیقت چرایی و چگونگی کشتار این عزیزان و محاکمه و مجازات آمران و عاملان این جنایت ها هستیم. ما می‌خواهیم بدانیم به چه حقی مسئولان حکومت اسلامی ایران دستور حمله و شلیک تیر به مردم معترض در خیابان دادند؟ ما می‌خواهیم بدانیم به چه حقی تعدادی زیادی از معترضان را بازداشت کرده اند؟ ما می‌خواهیم بدانیم که تعداد کشته شدگان، مجروحان و بازداشت شدگان چند نفر هستند و هر کدام در کجا و در چه وضعیتی قرار دارند. ما می‌خواهیم بدانیم چه بلایی بر سر معترضان در خیابان ها، چه بلایی بر سر بدن های کشته شدگان، چه بلایی بر سر خانواده‌های کشته شدگان و چه بلایی بر سر زندانیان و خانواده‌های آن‌ها درون و بیرون زندان ها آورده‌اند و می آورند. ما خواهان روشن شدن حقیقت و آزادی فوری و بدون قید و شرط تمامی بازداشت شدگان اخیر هستیم.

ما هم چنان تأکید می‌کنیم که خواهان: ۱) آزادی بدون قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی، ۲) لغو قانون شکنجه و مجازات اعدام از جمله؛ اعدام، ترور، کشتار خیابانی، شکنجه، سنگسار و قصاص، ۳) محاکمه و مجازات آمران و عاملان تمامی جنایات‌های صورت گرفته توسط مسئولان جمهوری اسلامی ایران از ابتدا تا به امروز در دادگاه هایی علنی و عادلانه هستیم. ما هم چنین اعتقاد عمیق داریم که این خواسته ها با اتحاد و همبستگی و مبارزات پیگیر ما دادخواهان به دست خواهد آمد و تردیدی نیست که برای رسیدن به این خواسته ها باید برای رسیدن به ۴) آزادی بیان و اندیشه، ۵) حق داشتن تجمع و اعتصاب و تشکل و احزاب مستقل، ۶) رفع هرگونه تبعیض و ۷) جدایی دین ازحکومت نیز تلاش کنیم، زیرا علت اصلی این بی عدالتی ها را در ساختار حکومت و قوانین آزادی ستیز و تبعیض آمیز حکومت اسلامی ایران می دانیم.

مادران پارک لاله ایران

۱۸ آذر




۱۶۰ وکیل دادگستری به رییس‌جمهور حقوقدان اخطار قانونی دادند

چکیده :رئیس محترم جمهوری اسلامی ایران جناب آقای حسن روحانی باسلام احتراماً به استحضار می رسد که بی گمان جنابعالی بهتر و دقیق تر از هر شخص دیگر به جزییات وقایع تلخ، تأسف بار و نگران کننده ای که در آبان ماه گذشته در کشور رخ داد واقفید و یقیناً از شدت، عمق و گستره کم…

رئیس محترم جمهوری اسلامی ایران
جناب آقای حسن روحانی

باسلام
احتراماً به استحضار می رسد که بی گمان جنابعالی بهتر و دقیق تر از هر شخص دیگر به جزییات وقایع تلخ، تأسف بار و نگران کننده ای که در آبان ماه گذشته در کشور رخ داد واقفید و یقیناً از شدت، عمق و گستره کم نظیر بحرانی دشوار (امّا به زعم ما قابل پیش بینی و قابل پیشگیری) که کشور با آن مواجه شد نیز آگاهی دارید. با توجه به نوع واکنش های صورت گرفته توسط دولتمردان در روزهای پس از بحران، این احتمال را از نظر دور نمی داریم که برخی از اجزای دولت جنابعالی که صرفاً از نقطه نظر امنیتی به موضوعات مهم و چندوجهی اجتماعی، فرهنگی و سیاسی می نگرند؛ فروکش کردن یا به تعویق افتادن بحران های اجتماعی جدی را، به منزله توفیق نهایی تلقی کرده و احیانا احساس پیروزی نمایند. امّا کماکان این امید را هم به کلی از دست نداده ایم که معدود اشخاص یا نهادهایی در متن یا حاشیه دولت با هوشیاری و تیزبینی بیشتر به رویدادهای اجتماعی بنگرند و از واکاوی ریشه ها و دلایل حوادث اخیر (که به گمان ما یک تجربه و شکست تلخ و غم بار هم برای دولت و هم برای وحدت ملی و امنیت کشور است) غافل نمانند.

اگرچه ضمن تقبیح خشونت (از سوی هر شخص یا جریانی که به کار گرفته شده باشد)، بر این واقعیت صحه می گذاریم که اشخاص و گروه های فرصت طلب یا قدرت طلب ممکن است از هر فرصتی برای ضربه زدن به استقلال و تمامیت ارضی ایران عزیز و ایجاد ناامنی و آشوب در کشور سوء استفاده کنند. امّا بدون شک تقلیل دادن کل ماجرا به توطئه ایشان و نادیده گرفتن علل و زمینه های عینی و واقعی نارضایتی و اشتباهات مسلم و غیرقابل اغماض منتج به بروز یا تشدید بحران، پیامدی جز تعمیق شکاف و تکرار حوادث مشابه نخواهد داشت.

به علاوه، با توجه به اینکه جنابعالی در جریان رقابت های انتخاباتی و پس از آن دولت خود را دولت «حقوقدانان» و در نتیجه متکی و معتقد به اصول قانون گرایی دانسته و به این واسطه رای اعتماد میلیون ها نفر از هموطنان را به دست آورده اید، به نظر ضروری می رسد که دولت، قطع نظر از ملاحظات فوق الذکر، از نقطه نظر حقوقی نیز حوادث اخیر را مورد بررسی قرار داده و به ویژه در مورد مسایل مهم زیر پس از بررسی های لازم پاسخی شفاف به افکار عمومی ارائه دهد:

۱٫ بارها از زبان مسئولان کشور در قوای گوناگون و رده های مختلف شنیده شده که: «اعتراض حق طبیعی مردم است و هیچ یک از اجزای حکومت با انجام تظاهرات مسالمت آمیز یا بیان خواسته ها و اعتراضات مشکلی ندارند. آنچه هدف مقابله و برخورد انتظامی و امنیتی قرار خواهد داشت اغتشاش، آشوب و خشونت است و نه اعتراض.» واضح است که بیان این ادعا از سوی دولت، زمانی از حد شعار و تکرار مکرر کلیشه ها فراتر خواهد رفت که مجرای مشروع و قانونی بیان خواسته ها و اعتراضات نیز به مردم نشان داده شود و ناگفته پیداست که این مجرا جز از طریق اجرای تام و تمام اصل بیست و هفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران گشوده نخواهد شد. اگرچه به باور بسیاری از حقوقدانان، اصل مزبور موجد یک حق ذاتی، دایمی و غیرقابل سلب برای بیان اعتراضات یا انجام تظاهرات مسالمت آمیز است، اما حتی بر فرض پذیرش این تفسیر ابعد که اجرای اصل فوق الذکر موکول و متوقف بر صدور مجوز برگزاری راهپیمایی از سوی وزارت کشور شود، باز هم این پرسش را می توان طرح کرد که وزیر کشور دولت جنابعالی (و نیز وزرای دولت های پیشین طی دو دهه گذشته) تاکنون چند بار مجوز برگزاری تجمعات و راهپیمایی های مسالمت آمیز را صادر نموده و چند مرتبه و با چه دلایلی با درخواست احزاب، تشکل ها یا اشخاص برای برگزاری چنین تجمعاتی مخالفت کرده اند؟ آیا گمان نمی کنید که بخشی از رفتار خشونت بار اقلیتی از معترضان در جریان وقایع اخیر، نتیجه طبیعی انباشت مطالبات و احساسات و انسداد مجاری قانونی برای بروز و ظهور آنها بوده است؟

۲٫ در اغلب ممالک دنیا و حتی در کشورهایی که دولت‌هایی حاکمند که به دست «سرهنگ ها» یا ژنرال ها اداره شده و مدعی مردم سالاری و قانونگرایی هم نیستند، مرسوم و متعارف است که لااقل یک آمار رسمی از تعداد کشته شدگان، مجروحان و سایر آسیب دیدگان حوادث این چنینی (که دست کم مورد پذیرش و اتفاق نظر مقام های دولتی باشد) از سوی وزارت کشور، وزارت دادگستری، پزشکی قانونی یا سایر نهادهای مسئول به مردم و رسانه ها اعلام شود.

مع الوصف با گذشت چند هفته از حوادث اخیر متاسفانه هنوز یک آمار دقیق و تفکیک شده از میزان تلفات این حوادث در نقاط مختلف کشور ارائه نشده و بدتر از آن اینکه بر خلاف اصل نهم قانون اساسی و مبانی حقوق شهروندی مورد تاکید جنابعالی، در اوج بحران، جریان آزاد اطلاعات نیز برای چند روز مسدود شد و دست دولت زودتر از همه بر «دکمه فیلترینگ» رفت و این امور به نوبه خود به گسترش موج شایعات و اخبار ناموثق دامن زد. فلذا شایسته است جنابعالی و سایر مسئولان دولت در این زمینه اقدام جدی و عاجل صورت داده و مردم را از حقایق امر آگاه سازید.

۳٫ گزارش ها و تصاویر نگران کننده ای از نحوه برخورد با معترضان وقایع اخیر در فضای مجازی منتشر شده که این پرسش را بطور جدی مطرح می سازد که نحوه برخورد با معترضان تا چه حد با ضوابط و استانداردهای بین المللی حقوق بشر نظیر قطعنامه شماره ۳۴/۱۶۹ مجمع عمومی ملل متحد مصوب ۱۷ دسامبر ۱۹۷۹ یا اعلامیه ۱۹۹۰ هاوانا در خصوص «اصول اساسی استفاده از زور و سلاح‌های گرم توسط مأموران انتظامی» (مصوب هشتمین کنگره سازمان ملل متحد درباره پیشگیری از جرم و رفتار با مجرمان) مطابقت دارد؟ قطع نظر از ضوابط بین المللی فوق الذکر، این سوال هم شایسته بررسی و پاسخگویی است که از منظر رعایت قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران (از جمله «قانون به کارگیری سلاح توسط مامورین نیروهای مسلح در موارد ضروری» مصوب ۱۸ دی ماه ۱۳۷۳) تا چه حد واکنش مسئولان در قبال حوادث اخیر قابل تحلیل یا توجیه است؟ به طور مشخص آیا مفاد تبصره ۳ ماده ۳ قانون صدرالذکر در مورد ضرورت به کارگیری سلاح به عنوان «آخرین چاره» در تمام موارد رعایت شده و آیا سلسله مراتب مذکور در این تبصره در مورد لزوم شلیک تیرهوایی، تیراندازی کمر به پایین و سپس (تنها در صورت ضرورت) تیراندازی کمر به بالا، در مورد تمام قربانیان حوادث اخیر مراعات شده است؟ آیا در تمام موارد، طبق مفاد ماده ۴ قانون فوق الذکر قبلا از وسایل دیگر (غیر از سلاح گرم) استفاده شده و بالاخره با توجه به سرعت غافل گیر کننده حوادث، آیا مطابق بند ب ماده ۴ همان قانون قبل از بکارگیری سلاح نسبت به استفاده از سلاح گرم به معترضان هشدار جدی داده شده و یا (بنا به تعبیر بکار رفته در قانون فوق الاشاره) با آنان «اتمام حجت» شده است!؟

علاوه بر موارد فوق، پاسخ این پرسش نیز کماکان مبهم است که «فرمانده عملیات» در حوادث رخ داده چه شخص یا اشخاصی بوده اند و دستور استفاده از سلاح گرم توسط چه کسانی صادر شده است؟ به ویژه این واقعیت که در روزهای اخیر برخی مقام های محلی دولتی (که علی الظاهر جایگاهی در سلسله مراتب فرماندهی نظامی و انتظامی ندارند) ادعای صدور دستور به کارگیری سلاح گرم را طرح نموده اند، بر دامنه ابهاماتی که در این خصوص وجود داشته افزوده است.

۴٫ قطع نظر از جایگاه قانونی مجلس و صلاحیت انحصاری قوه مقننه برای قانونگذاری به موجب اصول ششم، پنجاه و هفتم، پنجاه و هشتم و هفتاد و یکم قانون اساسی که در این مسأله نادیده گرفته شده و نیز جایگاه حقوقی جنابعالی -به عنوان مسئول اصلی اجرای قانون اساسی- که متاسفانه با کردار و گفتار خودتان، پیش از این واقعه و در حین و پس از آن، مخدوش شده است، آنچه مسلّم است اینکه در حال حاضر، تمامی آسیب دیدگان حوادث اخیر منصرف از افکار، وابستگی ها یا تعلقات سیاسی شان در وهله نخست فرزندان این آب و خاک و شهروندان این کشور هستند. مع الوصف، اولاً متاسفانه مشاهده می شود که نگاه تبعیض آمیز به شهروندان غیرخودی در اینجا هم غالب است و هیچ نوع همدلی و مروتی از سوی دولت در حق معترضان آسیب دیده روا داشته نمی شود و در شرایطی که برای حوادثی به مراتب جزیی تر و کم اهمیت تر در کشور عزای عمومی اعلام می گردد، نه تنها هیچ نوع دلجویی از دهها خانواده عزادار به عمل نمی آید، بلکه با ادبیات و موضع گیری های نامتعارف از قبیل تهدید معترضان به شناسایی با دوربین، اخذ اعتراف تلویزیونی و سایر اظهاراتی که هیچ نوع تناسبی با جایگاه رفیع رییس دولت حقوقدان و قانونمدار ندارد نمک هم بر زخم مردم مصیبت دیده پاشیده می شود. ثانیاً در حال حاضر هزاران خانواده، نگران و سردرگم، مسیر صعب العبورِ بازداشتگاه ها و دادسراها را طی می کنند، اما علی الظاهر نه تنها کاستن از نگرانی های ایشان در دستور کار نیست، بلکه همچنان مسیر تحقیر هموارتر و قطارِ «حق دفاع» بی ریل تر می شود.

با توجه به مراتب فوق، ضمن عرض تسلیت و آرزوی صبر برای خانواده های داغدار و اعلام امادگی برای ارائه معاضدت قضایی به کلیه هموطنان آسیب دیده از این حوادث (منصرف از عقاید یا وابستگی های سیاسی آنها) و با یادآوری مسئولیت قانونی جنابعالی و مسئولیت مشترک اعضای کابینه، به حضرتعالی پیشنهاد می کنیم به منظور اقناع افکار عمومی، دستور فرمایید دولت در اسرع وقت نسبت به انجام تحقیق و تفحص جامع پیرامون این موضوعات، عزل فوری و تعقیب انضباطی و کیفری مسیولان خاطی و پاسخگویی شفاف و آشکار به مردم به عنوان متولیان اصلی اداره کشور اقدام نموده و احتمال فرصت سوزی بیشتر و تشدید و تعمیق بحران ها را به حداقل برساند.

با تجدید احترام
جمعی از وکلای دادگستری

اسامی امضاکنندگان:
۱٫ سید حمیدرضا موسوی شماره پروانه ۲۴۰۳۳ کانون وکلای مرکز
۲٫ سعید دهقان شماره پروانه ۱۶۷۶۴ کانون وکلای مرکز
۳٫ آرش کیخسروی شماره پروانه ۱۳۶۸۰ کانون وکلای مرکز
۴٫ رسول رضائی چیانه شماره پروانه ۲۳۳۴۰ کانون وکلای مرکز
۵٫ نوبان فشندی شماره پروانه ۱۲۸۴۴ کانون وکلای مرکز
۶٫ عباس کوچ نژاد شماره پروانه ۸۴۹۴ کانون وکلای مرکز
۷٫ حسن کیا شماره پروانه ۲۰۰۱۳ کانون وکلای مرکز
۸٫ محمد علی بهمنی قاجار شماره پروانه ۱۹۸۳۷ کانون وکلای مرکز
۹٫ امیر رئیسیان فیروز آباد شماره پروانه ۱۶۵۷۷ کانون وکلای مرکز
۱۰٫ مهدی بزرگی کوشالشاهی شماره پروانه ۰۱۳۲ کانون وکلای البرز
۱۱٫ محدثه کریمى کانون کرمان شماره پروانه ١۵٧١
۱۲٫ سیلوانا افشار مهر کانون مرکز شماره پروانه ١۶٠٢۴
۱۳٫ میلاد پناهی پور کانون مرکز شماره پروانه ۲۷۱۸۳
۱۴٫ جواد پارسا کانون مرکز شماره پروانه ٢٢١٢٢
۱۵٫ محمدرضا مظاهری شماره پروانه ۱۸۳۶۰ مرکز وکلای قوه قضائیه اصفهان
۱۶٫ محمود اورعى کانون مرکز شماره پروانه ٩٣۴۴
۱۷٫ عسگر قاسمی اقباش کانون مرکز شماره پروانه ٩١٩٨
۱۸٫ معصومه رزاقی کانون مرکز شماره پروانه ۲۲۵۷۱
۱۹٫ الهام داودى کانون مرکز شماره پروانه ١۵٩١٩
۲۰٫ نجمه ریاحى کانون البرز شماره پروانه ١٣٠٠
۲۱٫ محمد جمشیدعینی کانون مرکز شماره پروانه ۲۳۴۷۷
۲۲٫ محمود واحدی کانون مرکز شماره پروانه ۱۳۷۱۳
۲۳٫ ابراهیم ادیبی کانون مرکز شماره پروانه ۱۸۴۴۰
۲۴٫ امید اسماعیل طهرانی کانون مرکز شماره پروانه ۲۳۷۸۵
۲۵٫ سجاد خداویسی کانون مرکز شماره پروانه ۲۷۵۱۳
۲۶٫ سامره رفیعی کانون آذربایجان شرقی شماره پروانه ۱۲۱۶۳
۲۷٫ محمد خسروی کانون مرکز شماره پروانه ۹۹۸۷
۲۸٫ حسن آقاخانی کانون مرکز شماره پروانه ۱۰۲۵۷
۲۹٫ آرش دولتشاهی کانون مرکز شماره پروانه ۱۸۳۲۵
۳۰٫ حسن شعبانی نژادکانون مرکز شماره پروانه ١٩۵٧٣
۳۱٫ شیما قوشه کانون مرکز شماره پروانه ۱۳۹۴۴
۳۲٫ بهزاد بقائی کانون مرکز شماره پروانه ۲۶۷۶۲
۳۳٫ سعید شیخ کانون مرکز شماره پروانه ۲۱۲۳۰
۳۴٫ طناز کلاهچیان کانون مرکز شماره پروانه ۲۱۳۷۳
۳۵٫ پیام درفشان کانون مرکز شماره پروانه ۱۵۸۸۳
۳۶٫ طاهره طریقی کانون قم شماره پروانه ۱۶۳۸
۳۷٫ فاطمه اصل سلیمانی کانون گیلان شماره پروانه ۶۴۹
۳۸٫ نعیمه علی اکبری شماره پروانه ۲۱۱۹ مرکز مشاوران مشهد
۳۹٫ ندا شمس کانون مرکز شماره پروانه ۱۶۷۹۰
۴۰٫ لادن آصفی راد کانون گیلان شماره پروانه ۶۷۴
۴۱٫ المیرا طائی کانون مرکز شماره پروانه ۲۳۵۴۵
۴۲٫ ابوالفضل غلامی کانون مرکز شماره پروانه ۱۹۹۷۶
۴۳٫ مریم روحی کانون فارس شماره پروانه ۳۱۵۲
۴۴٫ غلامحسین محرابی کانون مرکز شماره پروانه ۵۹۰۲
۴۵٫ عباس امیری کانون مرکز شماره پروانه ۲۲۳۴۵
۴۶٫ هومن قشلاقی آذر کانون مرکز شماره پروانه ۱۶۱۶۵
۴۷٫ مهدی وجودی صفا کانون مرکز شماره پروانه ١٧٣٠٣
۴۸٫ محسن شکوهیان کانون مرکز شماره پروانه ۱۷۹۷۰
۴۹٫ الهه سادات کلانتری کانون مرکز شماره پروانه ۲۷۸۶۵
۵۰٫ مسعود حاجیانی کانون مرکز شماره پروانه ۲۴۰۴۰
۵۱٫ فرناز زبردست کانون گیلان
۵۲٫ ابوذر نصرالهی کانون مرکز شماره پروانه ۱۵۹۶۵
۵۳٫ امیرحسین نورایی کانون مرکز شماره پروانه ۲۲۹۴۷
۵۴٫ مهرناز خردمندنیا کانون مرکز شماره پروانه ۳۰۵۳۴
۵۵٫ محمدکریم جنتی جهرمی کانون مرکز شماره پروانه ۲۵۰۴۶
۵۶٫ ابراهیم اسماعیلى هریسى کانون مرکز شماره پروانه ۵۵٧٠
۵۷٫ حبیب¬اله میرزاحسینی کانون مرکز شماره پروانه ۹۲۶۱
۵۸٫ فرهاد عابدی جزی کانون مرکز شماره پروانه ۲۴۴۶۳
۵۹٫ سمیرا عسگرى کانون یزد شماره پروانه ۲۴۹۳۱۳۰۰۰
۶۰٫ صدیقه حجت پناه کانون مرکز شماره پروانه ۷۷۹۶
۶۱٫ امیرحسین سهرابی کانون مرکز شماره پروانه ۲۰۸۹۴
۶۲٫ امیرپیمان رمضانی کانون قزوین شماره پروانه ۸۹۳
۶۳٫ قاسم کمیلی کانون مرکز شماره پروانه ۵۸۵۶
۶۴٫ مریم صفری شماره پروانه ۴۸۵۰۹ مرکز وکلای قوه قضاییه تهران
۶۵٫ علی اندرز کانون آذربایجان شرقی شماره پروانه۱۳۹۲۰۱۰
۶۶٫ سعید رزاقی حسن کلایی کانون مرکز شماره پروانه ۲۷۴۰۶
۶۷٫ امیرفرهاد حنیف‌زادگان کانون مرکز شماره پروانه ۱۸۳۷۱
۶۸٫ بهاره کمالی هنر کانون البرز شماره پروانه ۱۰۵۸۲
۶۹٫ محمد آشتینه کانون مرکز شماره پروانه ۲۴۲۸۸
۷۰٫ صابر علیاری کانون مرکز شماره پروانه ۲۸۷۰۴
۷۱٫ مریم دهقان کانون مرکز شماره پروانه ۱۸۰۶۶
۷۲٫ مهدی فخرآور کانون مرکز شماره پروانه ۱۴۹۴۸
۷۳٫ مهدی کریمی کانون مرکزی شماره پروانه۳۲
۷۴٫ علیرضا مافی کانون ‌قزوین شماره پروانه ۹۹۵
۷۵٫ سید احمد نورالدینی کانون خوزستان شماره پروانه ۱۹۱۷
۷۶٫ مازیار طاطائی کانون مرکز شماره پروانه۷۹۱۶
۷۷٫ غلامرضا مجیدی کانون مرکز شماره پروانه ۲۶۶۸۲
۷۸٫ حسن طاهری کانون مرکز شماره پروانه ۷۷۸۷
۷۹٫ مریم کارگر کرمی کانون خراسان رضوی شماره پروانه ۳۵۸
۸۰٫ رضا تقوائی پور کانون قزوین شماره پروانه ۱۶۴
۸۱٫ آزاده ترابی دلشاد کانون مرکز شماره پروانه ۱۸۳۴۹
۸۲٫ عاطفه گوجه حصاری کانون خراسان شماره پروانه ۱۹۹۶
۸۳٫ ژاله غفاری کانون مرکز شماره پروانه ۹۲۳۶
۸۴٫ شهین حاجیان کانون مرکز شماره پروانه۷۳۸۰
۸۵٫ حسین قاسمی کانون مرکز شماره پروانه ۸۳۹۸
۸۶٫ فرید نیک¬پی کانون مرکز شماره پروانه ۸۰۲۱
۸۷٫ شهرزاد عزیزالهی کانون البرز ۱۱۲۶
۸۸٫ سید احمد احمدی کانون خراسان شماره پروانه ۳۹۴
۸۹٫ علی کاظم زاده کانون قم شماره پروانه ۱۲۳۰
۹۰٫ محمد صحرائی کانون مرکز شماره پروانه ٢١٠۴٧
۹۱٫ لیلا حیدری کانون مرکز شماره پروانه ۱۰۲۷۲
۹۲٫ مریم ابراهیمی کانون مرکز شماره پروانه ۱۹۰۷۰
۹۳٫ رامینا مهدوی کانون مرکز شماره پروانه ۲۷۰۶۶
۹۴٫ محسن رحمانیان کانون فارس شماره پروانه۲۹۳۸
۹۵٫ یاسمین بشیری مقدم کانون مرکز شماره پروانه ۲۷۸۷۷
۹۶٫ محمد احمدی کانون کرمان شماره پروانه ٢۴٧٩۵
۹۷٫ هلاله موسویان کانون مرکز شماره پروانه١۶۵٠٨
۹۸٫ مریم پیروند موری کانون خوزستان شماره پروانه ۱۹۶۶
۹۹٫ علی رستمی کانون مرکز شماره پروانه۲۳۶۹۲
۱۰۰٫ وحیدایدر کانون مرکز شماره پروانه۲۹۱۳۰
۱۰۱٫ سیدحسین پای لاخی کانون خراسان شماره پروانه ۱۲۴۵
۱۰۲٫ مجید بیاتی کانون مرکز شماره پروانه ۲۶۶۱۷
۱۰۳٫ سرگل سلیمی کانون کرمانشاه شماره پروانه ۶۵۸
۱۰۴٫ مهدی زارعی کانون مرکز شماره پروانه
۱۰۵٫ یاشار کاظمی کانون مرکز شماره پروانه ۱۵۹۶۳
۱۰۶٫ طیبه عربی کانون خراسان شماره پروانه ۱۳۹۰
۱۰۷٫ مهلا کشمیری کانون کرمان شماره پروانه ۱۹۳۳
۱۰۸٫ علیرضا نوری کانون مرکز شماره پروانه ۲۵۳۴۶
۱۰۹٫ بانو فریده غیرت کانون مرکز شماره پروانه ۳۰۶۳
۱۱۰٫ حسن اسفرم کانون زنجان شماره پروانه ۵۳۰
۱۱۱٫ حمیدرضا کیایی کانون مرکز شماره پروانه ۲۱۰۵۵
۱۱۲٫ بهزاد جعفری کانون مرکز پروانه ۲۳۱۵۴
۱۱۳٫ فریبا سماواتی کانون مرکز شماره پروانه ۵۵۳۰
۱۱۴٫ حمیدرضا رسولیان کانون مرکز ۲۸۰۵۸
۱۱۵٫ یونس قهرمانی کانون مرکز شماره پروانه ۹۲۷۴
۱۱۶٫ سیدحسین تاج کانون مرکز شماره پروانه ۱۹۱۱۵
۱۱۷٫ میراسماعیل قرشی کانون مرکز شماره پروانه ۲۲۸۰۳
۱۱۸٫ صادق نادری کانون مرکز شماره پروانه ۲۵۳۶۸
۱۱۹٫ ثمین چراغی کانون مرکز شماره پروانه ۲۹۱۷۷
۱۲۰٫ دامون حسنی شماره پروانه ۲۴۳۶۸ مرکز وکلای قوه قضاییه
۱۲۱٫ حسن رستگار کانون مرکز شماره پروانه ۲۸۲۰
۱۲۲٫ مسعود اولیایی فرد کانون کرمانشاه شماره پروانه ۹۱
۱۲۳٫ محمد احمدزاده کانون مرکز شماره پروانه ۱۰۰۱۹
۱۲۴٫ بهنام نزادی کانون مرکز شماره پروانه ۲۴۸۹۴
۱۲۵٫ مجتبی مظفریان کانون مرکز شماره پروانه ۱۸۷۴۷
۱۲۶٫ محبوبه توکلی کانون مرکز شماره پروانه ۱۳۴۹۸
۱۲۷٫ سمیه قاسمی کانون مرکز شماره پروانه ۱۲۶۳۶
۱۲۸٫ حمیدرضا یوسفی نژاد کانون مرکز شماره پروانه ۱۴۱۵۵
۱۲۹٫ حورا راستگوی مشهور کانون مرکز شماره پروانه ۲۴۱۶۶
۱۳۰٫ سهیلا رجب پور کانون مرکز شماره پروانه ۶۰۳۶
۱۳۱٫ هادی آرزومند کانون مرکز شماره پروانه ۲۸۷۸۸
۱۳۲٫ زهرا وهاب زاده کانون البرز ۱۷۷۹
۱۳۳٫ حسن کیوان کانون خراسان۶۴۷
۱۳۴٫ نجما رحمانی کانون البرز شماره پروانه ۵۸۳
۱۳۵٫ طاهره اسمعیل طهرانی کانون مرکز شماره پروانه ۲۲۰۹۸
۱۳۶٫ محمود فتح الهی کانون مرکز پروانه ۱۷۲۴۰
۱۳۷٫ سیدحامد پای لاخی کانون خراسان پروانه ۱۵۷۵
۱۳۸٫ امیررضا حجتی سعیدی کانون مرکز شماره پروانه ۱۳۸۱۰
۱۳۹٫ هاله کیایی عضو کانون مرکز شماره پروانه ١٢٧۵٠
۱۴۰٫ محمدحسین سلیمی کانون یزد شماره پروانه ۲۴۹۶۰۶۰۰۰۳
۱۴۱٫ آتوسا جلیلی کانون مرکز شماره پروانه ۲۵۷۵۰
۱۴۲٫ میترا توانچه کانون مرکز شماره پروانه ۸۰۸۱
۱۴۳٫ سارا کمالی مقدم کانون مرکز شماره پروانه ۲۰۸۶۹
۱۴۴٫ لیلا حامدی نیک کانون البرز شماره پروانه ۲۳۲۰
۱۴۵٫ مریم سادات سجادی کانون مرکز ۲۹۷۳۶
۱۴۶٫ عباس جمالی کانون آذربایجان شرقی شماره پروانه ۴۵۷
۱۴۷٫ سعید چگنی کانون کرمانشاه شماره پروانه ۳۲۲
۱۴۸٫ سارا علی محمدی کانون مرکز ١٩٢٩٩
۱۴۹٫ اکبر سردارزاده کانون مرکز ۴۱۱۳
۱۵۰٫ میترا آزرم کانون اصفهان پروانه ۱۳۲
۱۵۱٫ حسن رضا حیدری نوید کانون همدان شماره پروانه ۵۰۴
۱۵۲٫ محمدحسین آیت الهی کانون مرکز شماره پروانه ۴۷۱۰
۱۵۳٫ علی علیزادگان هریس شماره پروانه۲۶۲۲۵
۱۵۴٫ محمد زارع کاریزی شماره پروانه ٢۶٨٨٩
۱۵۵٫ حامد جلالوند کانون مرکز شماره پروانه ۲۶۷۷۴
۱۵۶٫ کمیل شریعتمدار کانون مرکز شماره پروانه ٢۴٢٨٢
۱۵۷٫ کریم پورقلی کانون ‌مرکز شماره پروانه ۷۴۶۴
۱۵۸٫ حبیب اله خواصی کانون مرکز شماره پروانه ۱۵۸۳۰
۱۵۹٫ لیلا کمالی مقدم کانون مرکز شماره پروانه ۲۱۷۲
۱۶۰٫ فاطمه عسگری کانون مرکز شماره پروانه ۱۸۳۵۹

 
 



جواب ما تفنگ نیست، این همه کشته کم نیست – تظاهرات دانشجویی به مناسبت ۱۶ آذر

دانشجویان آزادی خواه علیرغم جو سرکوب و حضور نیروهای امنیتی، امروز همزمان با سالگرد شانزده آذر، روز دانشجو، در دانشگاه های مختلف کشور تجمعات اعتراضی به پا کردند
تظاهرات 16 آذر در دانشگاه تهران

دانشجویان آزادی خواه علیرغم جو سرکوب و حضور نیروهای امنیتی، امروز همزمان با سالگرد شانزده آذر، روز دانشجو، در دانشگاه های مختلف کشور تجمعات اعتراضی به پا کردند. در این تجمعات دانشجویان ضمن محکوم کردن سرکوب خونین قیام مردم ایران در آبان ماه امسال، با مبارزات و خواسته های کارگران و زحمتکشان کشور و همچنین مبارزات مردم سایر جهان در راه آزادی و عدالت اعلام همبستگی کردند. دانشجویان در شعارهای خود خواستار آزادی دانشجویان زندانی و دیگر زندانیان سیاسی شدند.

در دانشگاه تهران علیرغم جو شدید امنیتی، دانشجویان از صبح روز شنبه تجمع کردند. در پارچه نوشته ها و پلاکاردهایی که دانشجویان به دست داشتند، از جمله این شعارها به چشم می خورد:

نان، کار، آزادی، اداره ی شورایی
همکاری اطلاعات و حراست دانشگاه محکوم است
ایران، فرانسه، عراق، لبنان و شیلی، مبارزه یکی است: سرنگونی نئولیبرالیسم.

در دانشگاه نوشیروانی بابل دانشجویان این پارچه نوشته ها را در دست داشتند.
ایران، شیلی، فرانسه؛ سرکوب و غارت بسه!
سفره هامون غارت شد، آبان ماه خونین شد
نه به حجاب اجباری
زنده باد زندگی، زنده باد مقاومت.

به گزارش کانال تلگرامی شوراهای صنفی دانشجویان کشور در دانشگاه پلی تکنیک نیز دانشجویان با برگزاری یک تجمع، روز دانشجو را گرامی داشته اند.

تجمع امروز جمعی از دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس به مناسبت ١۶آذر و اعتراض به سرکوب و تبعیض و گرانی

به یاد کشته‌شدگان بی تدفین – تجمع روز دانشجو در دانشگاه هنر تهران

خبرهای بیشتر را در کانال تلگرامی اخبار روز دنبال کنید




‍ پیام های تشکل های مردمی به مناسبت ۱۶ آذر، روز دانشجو

Bildergebnis für ‫تصاویر دانشجویی 16 آذر‬‎

پیام اتحاد سراسری بازنشستگان ایران به مناسبت ۱۶ آذر, روز دانشجو به دانشجویان سراسر ایران

درود بر فرزندان برومند ایران دانشجویان آگاه و فرهیخته !
دانشجویان عزیز !
روز ۱۶ آذر یادآور حماسه رزم مشترک همه دانشجویانی است که پس از کودتای ننگین مرداد ۱۳۳۲ در برابر استبداد نظام شاهنشاهی به اعتراض برخاستند و درست در روز حضور نماینده سازمانده اصلی این کودتای ننگین یعنی ریچارد نیکسون، (معاون رییس‌جمهور وقت ایالات متحده امریکا) به ایران نیروهای مسلح و سرکوبگر دولت کودتا برای خاموش کردن صدای این اعتراض با بی شرمی هرچه تمامتر، علاوه بر ضرب و شتم دانشجویان و بی‌حرمتی به ساحت دانشگاه، دانشجویان را به رگبار گلوله بستند و جان عزیزترین فرزندان وطن شریعت رضوی، احمد قندچی و مصطفی بزرگ‌نیا را گرفتند.
این جنایت خونبار رژیم به خاطر تحکیم مواضع خود و اربابان طراح کودتا و برای نابود کردن همه هسته های مقاومت به ویژه در دانشگاه‌ها بود و در عین‌حال برای اعلام وفاداری به امپریالیست‌های امریکایی- انگلیسی، دانشگاه را به قربانگاه جنبش دانشجویی بدل کرد.
خون ریخته شده‌ی این عزیزان هنوز هم بر صفحات جنبش دانشجویی می‌جوشد و پس از ۶۶ سال الهام بخش نسل های تازه ای از دانشجویان است. از همین رو، هر ساله دانشجویان و مردم آگاه و فهیم یاد و خاطره آنان را گرامی می دارند.
هم اکنون شاهد این مشابهت های تاریخی که با کشتار و سرکوب خشن مردم معترض و بی‌دفاع و به ویژه دانشجویان هستیم که بیانگر نوعی چراغ سبز سیاست‌های دولتی به امپریالیست هاست، تا نشان دهند به چه میزان اقتدار امنیتی و نظامی را برای امنیت سرمایه می توانند به کار گیرند.
عزیزان دانشجو!
شما هم به عنوان جوان ترین نسل دانشجویی کشور عزیزمان ایران امروز بر آنید که در گرامی‌داشت یاد و خاطره این عزیزان، با تکیه به شیوه ها و راه های ممکن و مقدور صدای اعتراض خود را علیه هرگونه تبعیض و بی‌عدالتی موجود و دامن گستر که دانشگاه و دانشجو را هم بی‌نصیب نگذاشته‌است به مبارزه برخیزید و با شعار آزادی بیان و اندیشه، محیط‌ های علمی دانشگاه‌های سراسر ایران را از هرگونه ریاکاری و سودجویی که در قالب خصوصی سازی دانشگاه ها و کالایی سازی دانش شکل گرفته و بر این فضاها مسلط شده است، پاک کنید. درود بر کوشش انسانی و تلاش آگاهانه جمعی شما باد!

فرزندان شریف و آگاه ایران!
شما همواره بر وجود شورای صنفی دانشجویی در سراسر کشور اصرار ورزیده اید و اعلام کرده اید که: “معتقدیم راه حل برون رفت از بحران‌های موجود کنونی، بازگرداندن حق اداره و تصمیم‌گیری به مشارکت کنندگان و مولدان اصلی یک محیط است. بنابراین علاوه بر خواست تنظیم آیین نامه از جانب خود شوراها اصرار داریم. دانشجویان، کارمندان، کارگران و اساتید به عنوان مشارکت‌کنندگان اصلی دانشگاه باید در تصمیماتی که حیات شان را متأثر می‌کند دخالت مستقیم و موثر داشته باشند. به طور خاص ما خواهان مداخله شوراهای دانشجویی در تصمیم‌گیری برای تخصیص بودجه‌های دانشگاه و مسائل دانشجویان هستیم.”* و خواهان به رسمیت شناختن اتحادیه شوراهای کشوری به عنوان نهادی حامی منافع تمامی دانشجویان در دانشگاه و در آخر و مهم‌تر از همه لغو همه روندهایی که منجر به پولی‌سازی دانشگاه می شود، شده اید و در عین حال خواستار لغو کامل فرایند خصوصی سازی به ویژه در آموزش عالی و لغو کامل قانون سنوات و شهریه های اجباری و توقف کامل اخذ شهریه برای تحصیل و انحلال پردیس‌های بین الملل شده اید.
ما در “اتحاد سراسری بازنشستگان ایران” همواره از این خواسته‌ها و مطالبات برحق شما حمایت خواهیم‌کرد. فراموش نمی‌کنیم که علیرغم مشکلات خود چگونه در همه این سال‌های‌سخت در کنار کارگران و زحمتکشان بوده‌اید. شما فرزندان شریف کارگران و زحمتکشان بارها در شعارهای خود اصرار داشته اید که “فرزندان کارگران هستید و در کنار آنها می‌مانید و این اعتقاد را با تمام وجود فریاد زده‌اید. در بیانیه ۱۵ ماده‌ای خود در باره معلمان در تاریخ ۲۲ مهر ماه ۱۳۹۷ در روز تحصن فرهنگیان ضمن اعلام همبستگی با آنان اعلام کرده اید که: “شوراهای صنفی دانشجویان کشور از حق اعتراض و تحصن صنفی معلمان دفاع کرده و مطالبات آن ها را قانونی، ضروری و حق آن ها می‌دانند و در کنار آن ها در اعتراض به پولی سازی و امنیتی سازی ساحت آموزش و تمام مصادیق آن، همچون گذشته خواهند ایستاد.”
دانشجویان آگاه و متعهد سراسر ایران!
شمادر بیانیه های خود در بزرگداشت ۱۶ آذر سال ۱۳۹۷ اعلام داشته اید که:

“شورای صنفی دانشجویان در اتحاد و پیوند با معلمان، کارگران و دیگر زحمتکشان درمقابل حملات سیاست های داخلی و خارجی علیه زیستمان می ایستد. اتحاد ما علیه این سیاست ها نه تنها پیشروی به سمت احقاق حقوق بدیهی مان بر آموزش و سلامت و مسکن و اشتغال است، بلکه مبتنی بر استقلال خود از قدرت ها و ضدیت با منطق سود، چشم انداز عدالت اجتماعی، سیاست گذاری مردمی و صلح را پیش روی خود خواهد داشت.”
این نگاه مترقیانه و تحول طلب جنبش دانشجویی از ۶۶ سال پیش تا کنون موجب گردیده است که شعار برابری، عدالت اجتماعی و صلح با این جنبش پیوندی مستمر و خلاق داشته باشد و علیرغم سرکوب مداوم این جنبش و سایر جنبش های اجتماعی، این پیوند ناگسستنی باقی بماند. ما در “اتحاد سراسری بازنشستگان ایران” به این پیوند بین النسلی با افتخار می نگریم و اعتقاد داریم که این پیوند شکاف هایی را که نظام های سیاسی استبدادی در بین نسل ها ایجاد کرده اند؛ با درایت و آگاهی و انگیزه‌ و شور جوانی در پیوند و به همراه فراوانی تجارب و آموزه های زیستی پر رنج و درد سالیان دراز زندگی در شرایط استبدادی می تواند ترمیم کند و اتحادی همگانی را برای ایجاد کشوری آباد و دموکراتیک و در راه بنای صلح، برابری و عدالتی پایدار بر پا دارد.
ما و شما می توانیم دست در دست هم برای آزادی همه زندانیان سیاسی اعم از دانشجویان و کارگران و معلمان و سایر زندانیان عقیدتی سیاسی، همه امکانات خود را بکار بندیم.
دانشجویان بازداشت شده در اعتراضات اخیر از وفادارترین دانشجویان به سنت مبارزاتی ۱۶ آذر هستند و ناعادلانه در بازداشت غیرقانونی بسر می‌برند. برای رهایی دانشجویان دربند و همه دستگیرشدگان اعتراضات اخیر از هر کوششی دریغ نکنیم .

گرامی باد یاد و خاطره شهیدان ۱۶آذر
اتحاد سراسری بازنشستگان ایران – ۱۶ آذر

بیانیه جمعی از معلمان عدالتخواه به مناسبت شانزده آذر روز دانشجو

ن عزیز در سراسر ایران غمگین اما ایستاده و مقاوم
درود بر شما
روز دانشجو را صمیمانه به شما تبریک می گوییم به خصوص درود می فرستیم به فعالان راستین، مبارز و مقاوم جنبش دانشجویی که اینک پشت میله های زندان هستند درود بر شما که از ۱۶ آذر ۱۳۳۲ تا به امروز در مقابل ارتجاع ، استبداد و استعمار ایستاده‌اید و به تسلیم و سازش نه گفته‌اید.

امسال در حالی به استقبال این روز خجسته می رویم که بخاطر اعتراض مسالمت آمیز به گرانی بنزین، بیش از ده هزار نفر از مردم معترض بازداشت شده و بیش از سه هزار نفر در خیابانها تیر خورده و زخمی شده اند و در یک کشتار وحشیانه چند صد نفر جان باخته‌اند که در این میان تعداد دانش آموزان/کودکان ، دانشجویان و جوانان چشمگیر است. ما به عنوان جمعی از معلمان ایران به شما و تمام خانواده های داغدار تسلیت می گوییم.

حمایت ، همراهی و مشارکت تمام جناح های درون حاکمیت (اصلاح‌طلب ، اعتدال و اصولگرا) و خارج از حاکمیت از کشتار مردم و سرکوب فجیع خیزش آبان ماه نشان داد که دانشجویان در دی ماه ۹۶ به درستی شعار
اصلاح‌طلب اصولگرا ، دیگه تمومه ماجرا
را طرح نمودند.چه بسا در آبان ماه با خیزش فرودستان و تهیدستان حاشیه‌نشین این شعار عینیت بیشتری پیدا نمود و نشان داد که در یک طرف اکثریت مردم ، (نیروهای حامی تحول بنیادین و مخالف استبداد و ارتجاع) و در طرف دیگر اقلیت صاحبان قدرت و ثروت قرار دارند.

این تقسیم بندی محصول عملکرد چهاردهه حکومت دینی و سرمایه سالار در ایران است و طبیعتا نمی توان آن را با بیانیه و مواضع فریبکارانه (به ظاهر مردمی افرادی از حکومت) یا پرداخت پول دیه شهدای راه آزادی یا برگزاری راهپیمایی نمایشی در داخل بر هم زد و یا جنبش را به مدد رسانه و شگردهای بوقچی‌های تاجران خون (بی‌بی‌سی) به سود ارتجاع سلطنت در خارج مصادره نمود.
بی شک دانشگاه آن سنگری است که می تواند از دستاوردهای جنبش تهیدستان حمایت کند و اجازه ندهد آزادی و برابری و صدای عدالتخواهی جانباختگان در پای اربابان قدرت و ثروت ذبح گردد.

به راستی که جنبش دانشجویی مستقل ، متحد و مقاوم از دوران دیکتاتوری شاه تا به امروز مشعل آزادی و برابری را شجاعانه فروزان نگه داشته و از پیچ و خم‌های تاریخی عبور داده و هر زمانی که دیکتاتورها مست و مغرور از قدرت و ثبات بودند صدای دانشجویان توهم آنان را به کابوسی مخوف تبدیل نموده است و از فداکاری و شجاعت احمد قندچی، مهدی شریعت‌رضوی، مصطفی بزرگ‌نیا ، تا عزت ابراهیم‌نژاد تا امیرجوادی فر ، اشکان سهرابی تا محمد طاهری، نوید بهبودی و … طرحی خونین اما درخشان و پرافتخار بر سپهر تاریخ ایران نقش بسته است.

ما به عنوان جمعی از معلمان عدالتخواه ایران ضمن اعلام همبستگی با جنبش دانشجویی به تمام دانشجویان جانباخته راه آزادی و برابری درود می فرستیم و خواهان آزادی بدون قید و شرط دانشجویان زندانی لیلا حسین‌زاده، پیام شکیبا و …و دانشجویان بازداشت های اخیر سها مرتضایی ، کامیار ذوقی ،سعید احمدزاده ، سعیدمحبی ، ابولفضل نژادفتح ، یاشار دارالشفا، محمدبابایی ،حمیدبینا ، حمیدرضاصفری ، روزبه پیری و … هستیم.

ما جنبش دانشجویی را متحد استراتژیک جنبش معلمان ایران می دانیم و باور داریم در سایه اتحاد با دانشجویان ، زنان ، کارگران است که می توان طرح نو در انداخت.

در پایان ضمن تبریک روز دانشجو به دانشجو معلمان ، از دانشجویان دانشگاه فرهنگیان در سراسر ایران می خواهیم همسو با سایر دانشگاههای کشور ، روز دانشجو را مستقل از مدیریت واپسگرای واحد خود برگزار نمایند و با اتحاد و همبستگی و مطالبه حقوق صنفی با تاکید بر تشکل‌یابی مستقل به سمت تحقق آموزشی کیفی ، رایگان ، عادلانه و رهایی بخش گام بردارند.

جمعی از معلمان عدالتخواه ایران – ۱۶ آذر ۱۳۹۸

بیانیه گروه اتحاد بازنشستگان در حمایت و بزرگداشت ۱۶ آذر روز دانشجو

۱۶ آذر یاد آور اعتراض به ستم و سرکوب حاکمیت سرمایه داری و نماد مقاومت دانشجویان در تاریخ جنبش دانشجویی می باشد. روز دانشجو در حالی از راه میرسد،که مبارزات دانشجویان بیش از هر زمان کوبنده تر و در پیوند با جنبش زحمتکشان جامعه علیه ستم و تبعیض، همچنان می‌رزمد. فقر و فلاکت فزاینده، حدت یافتن بحران های همه جانبه، تحمیل سیاست های نئولیبرالی و گسترش خصوصی سازی ها در مراکز صنعتی و تولیدی و مراکز آموزشی، ستاره دار کردن دانشجویان و ترک تحصیل، سرکوب خشن و عریان مطالبات اکثریت زحمتکش در تمامی عرصه ها به دست اقلیت حاکم و بازداشت های وسیع و به بند کشاندن فعالان جنبش های اجتماعی و … تاثیرات ویرانگری را بر سطح کنونی زندگی و آینده دانشجویان وارد ساخته است. اما شعله مبارزات و اعتراضات این جنبش اجتماعی پر شمار که بخش عمده آن فرزندان کارگران و زحمتکشان می باشند، پر فروز تر از همیشه از دانشگاه های پادگانی، سر بر کشیده و در اعتراضات مردمی آبان ماه به خیابان ها سرازیر گشت. بخش بزرگی از جانباختگان و بازداشت شدگان سرکوب های خونین از دانشجویان دانشگاه ها می باشند و چه بسیار خانواده ها که در سوگ پرپر شدن جوانان و سرگردانی جستجوی عزیزانشان در رنج مضاعف بسر می برند. فریاد اعتراض دانشجویان با شعار: ایستاده ایم در سنگر، دانشجو و کارگر، روز دانشجو را در جایگاه دیرینه خود، که مبارزه در سنگر آزادی و خروش علیه مناسبات ظالمانه کنونی در پیوند با مطالبات جنبش های مردمی می باشد را برجسته می سازد. برآیند این همبستگی، انسجام و ارتقا سطح مبارزات در راستای تغییر بنیادی جامعه و برخورداری از زندگی بالنده و شایسته انسانی است.

۱۵ آذر ماه ۱۳۹۸
گروه اتحاد بازنشستگان