در بین تصاویر جان باختگان قیام آبان ماه مردم ایران که در شبکه های
اجتماعی منتشر شده است، تصویر این دختر نوجوان بیشتر از دیگران جلب توجه
کرده است. نیکتا اسفندانی دختر بچه ی چهارده ساله ای که با گلوله ی
«محافظان امنیت» نظام اسلامی به خاک افتاده است
در بین تصاویر جان باختگان قیام آبان ماه مردم ایران که در شبکه های
اجتماعی منتشر شده است، تصویر این دختر نوجوان بیشتر از دیگران جلب توجه
کرده است. نیکتا اسفندانی دختر بچه ی چهارده ساله ای که با گلوله ی
«محافظان امنیت» نظام اسلامی به خاک افتاده است.
بازتاب انتشار عکس وی در شبکه های اجتماعی تا آن جا بوده که گفته می شود
پدر داغدار او را به زور در برابر دوربین نشانده اند تا بگوید که نیتا
اسفندانی، دخترک نوجوانش سیاسی و مخالف نظام نبوده است!
در روزهای اخیر تصویری نیز از محل دفن نیکتا اسفندیانی منتشر شده است. کسی که عکس او را منتشر کرده، این طور نوشته است: هر کاری کردم نمیتونستم آروم بشم، رفتم به امید اینکه واقعی نباشه. از یکی از قبرکنایی که اونجا بود پرسیدم.
گفتم: هرروز اینجایی؟ گفت: آره، گفتم فلانی رو وقتی خاک میکردن اینجا بودی؟ گفت آره، گفتم اینکه نیروی امنیتی کشتنش درسته، بین اونایی که اومده بودن واسه خاکسپاری چیزی نشنیدی گفت نمیدونم. بعد کلی اصرار و اینکه بابا بخدا من خبرنگار نیستم و دادن پول دو روز کارگریش گفت آره،
سرکوب شورش گرسنگان برای داشتن نان ، کار، آزادی محکوم است
بعداز گران شدن بی سابقه بنزین طی چند روز گذشته، مر دم ستمدیده ، کارگران و زحمتکشان که از فقر و نداری، گرسنگی و اختناق و… به تنگ آمده اند در بسیاری از شهر های کوچک و بزرگ و بطور خودجوش به خیابانها آمدند تا اعتراض خود را به گرانی و تمام مصیب های موجود نشان دهند. اما متاسفانه اعتراض به حق تهیدستان و ستمدیده گان، با برخورد سرکوبگرانه مواجه شده است. بر اساس اخبار غیر رسمی تا کنون ۱۰۰ ها نفر زخمی و ده ها نفر کشته شده اند.
سندیکای کارگران نیشکر هقتتپه سرکوب کارگران و زحمتکشان و مردم ستمدیده را شدیدا محکوم می کند . ما تسلیت می گوییم به خانواده جانباختگان و آرزوی سلامتی داریم برای مجروحان. داشتن زندگی شایسته حق بی کم و کاست آحاد مردم می باشد.
زنده باد جنبش گرسنگان زنده باد جنبش نان کار آزادی
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
توضیح : این متن در روز های اول اعتراضات آبانماه تهیه شده بود که با بستن اینترنت و عدم دسترسی به کانال تلگرامی سندیکا هفت تپه، قادر به درج آن نشده بودیم. امروز به دلیل بر طرف شدن مشکل اینترنت، متن انتشار یافت. شنبه ۹ آذر
نگرانیم! بیانیه تحلیلی کانون صنفی معلمان پیرامون وقایع اخیر در کشور
اخبارروز
کانون صنفی معلمان به عنوان یک نهاد مدنی و صنفی در حوزه آموزش، ضمن محکومیت شدید خشونت به کار رفته در سرکوب معترضان، نگرانی خود را نسبت به ترویج خشونت به شکل افراطی در جامعه ابراز داشته است
ما بیرون زمان ایستاده ایم با دشنه تلخی در گرده هایمان …
جامعه ایران در دور باطلی از ناکارآمدی ساختار سیاسی، لجاجت در ادامه سیاست گذاری های غلط اقتصادی و ناتوانی در مقابله با فساد سیستماتیک اقتصادی گرفتار آمده است. به گونه ای که در بالاترین رده های تصمیم گیری، بدیهی ترین اصول مدیریت اجتماعی و اقتصادی و قوانین مصرح، به راحتی و بدون تأمل در پیامدهای دور و نزدیک آن، زیرپا گذاشته می شود. پیامد طبیعی این گونه سیاست گذاری های اقتصادی، شکل گیری نوعی رابطه فرادستی و فرودستی در جامعه است. اقلیتی با استفاده از اهرم های سیاسی منابع اصلی ثروت و قدرت سیاسی را در اختیار خود گرفته اند و با ایجاد چرخه بسته ای از مدیران –البته ناکارآمد- با روش هایی آمرانه و طردکننده سعی در حفظ موقعیت کنونی خود به هر شکل ممکن دارند. و اکثریتی که به روایت آمارهای رسمی، زیر بار نرخ رشد تورمی کمرشکن (با میانگین بالای ۴۲ درصد) که نتیجه ی مستقیم سیاست گذاری های نادرست داخلی و خارجی است و بیشتر به نفع دو دهک پردرآمد جامعه عمل می کند، روز به روز فقیرتر شدن خود و عمیق تر شدن شکاف طبقاتی موجود در جامعه را شاهدند.
طبیعی ترین پیامد چنین وضعیتی انباشت نارضایتی های عمومی و شکل گیری اعتراض هایی در ابعاد کوچک و بزرگ است. اعتراض به شرایط بد اقتصادی، به فراگیر و سیستماتیک شدن فساد ناشی از انحصار ثروت و قدرت، به تبعیض و بی عدالتی های گسترده، به تسلط گفتمان ایدئولوژیکی خاص بر فرهنگ و سیاست که بیش از هرچیز توجیه کننده شرایط نابسامان کنونی، آن هم در جامعه ای است که در نتیجه بالا رفتن سطح دانش، جوانی و نوجویی، پیشرفت های بین المللی در زمینه تکنولوژی و نظام های ارتباطی – به رغم همه ی محدودیت های ایجاد شده- چنین شرایطی را برنمی تابد. طنازی تلخ تاریخ اینجاست که در صف اول چنین اعتراضاتی، از یک سو محروم ترین اقشار جامعه قرار می گیرند که قرار بود به مدد انقلاب سال ۵۷ حاکمیت از آن آنان شود و از سوی دیگر، آگاه ترین اقشار اجتماعی قرار می گیرند که باز هم بنا بود که با سقوط رژیم شاهنشاهی، هر بندی که اندیشه و عمل آزادانه ی آنان را مانع می شود گسیخته گردد.
در هفته های اخیر افزایش ناگهانی و بی سابقه ی قیمت بنزین، جرقه ای بود برای شعله ور شدن آتش خشم فروخورده انبوه شهروندانی که در نتیجه تصمیمات نابخردانه اقتصادی، هربار بیشتر از گذشته از تامین ابتدایی ترین نیازهای حیاتی خود فرو می مانند. با توجه به مجموعه شرایط، انتظار این بود که عاملان اصلی این نابسامانی ها دست کم همدلی بیشتری با آسیب دیدگان از خود نشان دهند؛ اما با کمال تأسف شاهد برخوردهای خشن از ابتدا و شدیدترین نوع سرکوب در ادامه بودیم. برخوردهایی که جزگسترش خشونت در جامعه نتیجه ای نخواهد داشت.
کانون صنفی معلمان به عنوان یک نهاد مدنی و صنفی در حوزه آموزش، ضمن محکومیت شدید خشونت به کار رفته در سرکوب معترضان، نگرانی خود را نسبت به ترویج خشونت به شکل افراطی در جامعه ابراز می دارد. ما به عنوان یک نهاد آموزشی هشدار می دهیم؛ “
به شهادت تاریخ، هیچ رژیم سیاسی تاکنون با اِعمال خشونت پابرجا نمانده و هیچ جامعه ای در شرایط وجود شکاف های عمیق طبقاتی و سرکوب های شدید، به توسعه و پیشرفت دست نیافته است.”
این که تمامی مسئولان در سخنانی تبلیغاتی، به شیوه ای از قبل هماهنگ شده، اعتراض را حق قانونی مردم بدانند و در همان حال از برخوردهای خشن با همان مردم به اسم «اغتشاش گر» حمایت کنند، جز نابودی باقیمانده اعتماد و باور به صداقت آنان حاصل دیگری در بین مردم ندارد.
نوع برخورد با «کانون صنفی معلمان ایران» در دوره های مختلف، خود گواه صداقت مسئولانی است که از مردم می خواهند از مجاری به اصطلاح قانونی اعتراضات خود را پیگیری نمایند. کانون صنفی معلمان در طی حدود دو دهه فعالیت خود، تمامی مجاری قانونی در قوه مجریه، مقننه و قضائیه را به صورت مکرر پیموده است و همچنان نیز این مسیر را ادامه می دهد. حاصل اما چندین معلم زندانی است با احکام سنگین که از حداقل های حقوق قانونی – که مفسدین یقه سفید به وفور از آن ها استفاده می کنند- نیز برخوردار نیستند. چندین همکار با حکم اخراج و انفصال، ده ها معلم دارای پرونده و حکم های تعلیق و تبعید و صدها مورد بازداشت ها و پرونده سازی های بزرگ و کوچک.
نمونه دیگر پیگیری های قانونی، بازنشستگان هستند که سال هاست بر این در بسته می کوبند و در روزهای ۱۹ و ۲۱ آبان ماه شاهد برخورد قهرآمیز نیروهای امنیتی با تجمع آرام و مسالمت آمیز آنان بودیم. شرایط کارگران که خود مثنوی و سوگنامه دیگری است و تضییع حق آنان، در کنار حقوق دانشجویان، حامیان کودکان کار، پرستاران، وکلای حامی این اقشار، اهل اندیشه و قلم، فعالان محیط زیست، فعالان حقوق زنان و … .
در شرایط کنونی که قدرتمداران تمامی منافذ اصلاح قانونی امور را یکی پس از دیگری بسته اند یا می بندند؛ ما نگرانیم.
– نگران عمیق تر شدن شکاف میان حاکمان با مردم، بیش از آن چه تاکنون بوجود آمده است. -نگران بسته شدن تمامی راه های مسالمت آمیز حل مشکلات موجود؛ -نگران افزایش لجام گسیخته خشونت در جامعه ای که حاکمانش با شهروندان جز به زبان زور سخن نمی گویند و مردم را جز به صورت توده هایی مطیع و پیرو برنمی تابند؛ -نگران فشار تورمی سه برابر شدن قیمت بنزین بر ضعیف ترین اقشار جامعه؛ تورمی که آثار آن از هم اکنون -پس از گذشت دو هفته- برخلاف تبلیغات رسمی، رخ نمایانده است. -نگران کودکانی که زیر بار فشار اقتصادی حاصل از تورم به جای تحصیل، به جمع کودکان کار اضافه می شوند. -نگران خانواده هایی که عزیزان خویش را به دلیل یک اعتراض ساده از دست داده اند. -نگران دانش آموزانی که مورد ضرب و شتم و هتاکی و خشونت غیر قابل وصف قرار گرفته اند. دانش آموزانی که بازداشت شده و وضعیت مشخصی ندارند و غم انگیزتر اخبار رسیده از دانش آموزان نوجوانی که کشته شده اند. و اینک ما به عنوان معلم، جای خالی همه آنها را در میان میز و نیمکت ها می بینیم و نیز روان های رنجیده و روح های عزادار و مضطرب دانش آموزان حاضر را در پسِ هفته ای خشونت بار و خونین!!! با هزاران سوالی که از ما می پرسند؛ در مغایرت آنچه دیده اند با آنچه در مدرسه و کتاب و درس و مذهب و … آموخته بودند!
کانون صنفی معلمان ضمن عرض تسلیت و ابراز همدردی و دلجویی از خانواده های عزادار و نیز خانواده هایی که به نوعی در این مدت آسیب دیده اند، به عنوان نهادی مدنی هشدار نسبت به نابسامانی های ایجاد شده را مسئولیت انسانی، اجتماعی و آموزشی خود می داند. هرچند همچون گذشته، در کمال تأسف گوش شنوایی برای این سخنان نیابد.
کانون صنفی معلمان ایران (تهران) ۸ آذرماه
سندیکای کارگران شرکت واحد: سرکوب و کشتار خونین معترضین را محکوم میکنیم
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه کشتار و سرکوب خونین مردم را به شدت و قاطعانه محکوم می کند. هیچگونه توجیهای برای این سرکوبها وجود ندارد
با اعلام افزایش۳۰۰ درصدی نرخ بنزین، اعتراضات مردم جان به لب رسیده که عمدتا از خانوادههای کارگری و فرودستان هستند، فوران یافته است. درحدی نارضایتیها در جامعه گسترده میباشد که در ظرف ۴۸ساعت تجمعات اعتراضی مردم به بیش از صد شهر در سراسر کشور کشانده شد.
اما این اعتراضات به حق فرودستان و دردمندان با شدت تمام و با بیرحمانهترین شکل ممکن، سرکوب و به خون کشیده شد. طبق گزارشات موجود، صدها تن از جمله نوجوانان ۱۳ و ۱۴ ساله با گلوله کشته شده، بیش از هزار تن زخمی و بیش از هشت هزار تن بازداشت شدهاند. مقامات حکومتی با روشی بی سابقه در جهان، اینترنت کل کشور را قطع کردند و حتی در بعضی مناطق تلفن های همراه را نیز از دسترس خارج کردند و با اتکا به نیروهای نظامی و امنیتی و لباس شخصیها و با تیراندازی مستقیم به مردم با خشونت بیپایان به خیال خود صدای اعتراض فرودستان را خاموش کردهاند.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه کشتار و سرکوب خونین مردم که عمدهی آنان از فرودستان و خانوادههای کارگری میباشند را به شدت و قاطعانه محکوم می کند. هیچگونه توجیهای برای این سرکوبها وجود ندارد و قابل قبول نیست. نظام و دستگاه امنیتیای که سالهای سال هرگونه اعتراضات مسالمتآمیز مردم منجمله اعتراضات کارگران و معلمان را سرکوب و کارگران، معلمان، دانشجویان و … را ضرب و شتم و شلاق زده و به حبسهای طویلالمدت محکوم کرده است و فریاد آنان را نشنیده با فریبکاری مدعی میشود که اعتراضات مسالمتآمیز را به رسمیت میشناسد. در حالیکه رئیس جمهور توقف خودروها در خیابان را اعتراض مسالمتآمیز نمیداند! پس منظورشان چگونه اعتراضی است؟ مگر کارگران خاتون آباد چه می خواستند به جز حق اشتغال که از زمین و آسمان به گلوله بسته شدند و کشتار شدند؟ مگر تجمع مسالمت آمیزکارگران و حامیان طبقه کارگر در روز جهانی کارگر سرکوب نشد؟ و دهها فعال کارگری از جمله اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد با حبس های طولانی تنها به دلیل یک تجمع اعتراضی ساده کارگری مواجه نیستند؟
واقعیت این است که اعتراضات سراسری آبان ماه امسال دنباله اعتراضات دی ماه سال ۹۶ میباشد که بر بستر بیش از سه دهه تهاجم لجام گسیخته و مستمر سرمایه داری ایران و دولتهای آن به طبقهی کارگر و مردم محروم و تهیدست صورت گرفته است. سیاستهای نولیبرالی حاکمیت و ریاضت اقتصادی، تغییر قوانین کار به نفع سرمایهداران و محروم نمودن میلیونها کارگر از حقوق ابتدایی مندرج در قوانین کار، تبعیت از نسخههای صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی از جمله طرح تعدیل ساختار اقتصادی و “آزاد سازی قیمتها”، خصوصی سازیهای گسترده، کالایی کردن سیستم آموزش و پرورش، مناطق آزاد تجاری، پایین نگه داشتن سطح دستمزدها، بیکار سازیهای میلیونی، حذف یارانهها و گرانی سرسامآور و همزمان اختلاس و فساد گسترده و غارت بیسابقه سرمایهها و منابع عمومی و سازمان تامین اجتماعی، پرداخت حقوق و مزایای نجومی به کارگزاران حکومت و مسئولین دولتی، انتقال میلیاردها دلار به خارج از کشور از طرق مختلف و بدون هیچگونه پاسخگویی، همگی به ایجاد یک شکاف عمیق طبقاتی در ایران منجر شده است؛ به نحوی که با وجود تحریمهای اقتصادی در سالهای اخیر، ما شاهد یک طبقه سرمایهدار استثمارگر و فاسد و ثروتمندان وابسته به حاکمیت با زندگیهای فوقالعاده اشرافی و تجملگرایی بیسابقه و پدیدههایی از جمله “بچه پول دارهای ایران” هستیم و از سوی دیگر شاهد سفره خالی بیش از ۵۰ میلیون خانوادههای کارگری، میلیونها کودککار، کارتن خوابی، حلبی نشینی، بیخانمانی، کولبری، دست فروشی، تنفروشی، زباله گردی، اعتیاد گسترده و میلیونها جوان بیکار بدون هر گونه حمایت دولتی را پیش رویمان داریم. در همین بستر حتی ابتدایی ترین حقوق مدنی و شهروندی از جمله حق آزادی بیان و ابراز وجود را از مردم عادی و دانشجویان و زنان و اقلیتهای ملی و مذهبی و فعالین اجتماعی و سیاسی و فرهنگی سلب کرده اند. و تلاش عظیمی به خرج دادهاند که با سرکوب و ممنوع کردن ایجاد سندیکاهای مستقل کارگری و دیگر تشکلات مستقل کارگری و فدراسیونها و احزاب سراسری کارگری و دیگر تشکلات اجتماعی و سیاسی در حوزههای مختلف راه پیشروی برای مردم محروم و اعتراضات منسجم موثر را سد نمایند.
لازم به تاکید است در ابعاد بینالمللی نیز سیاستهای نئولیبرالی و ریاضت اقتصادی طبقهی کارگر و مردم تهیدست را به اعتراضات بیسابقه کشانده است و ما اینک شاهد موج عظیمی از اعتراضات تودهای از خاورمیانه، تا آفریقا و آمریکای جنوبی و حتی در قلب اروپا هستیم. طبقه کارگر و تهیدستان دنیا هر چه گستردهتر و یک صداتر در مقابل تهاجمات ضدانسانی سرمایهداران و دولتهایشان قد علم کرده اند. در کشورهایی همچون عراق شاهد کشتار وحشیانه صدها معترض بودهایم، و در شیلی شاهد سرکوب معترضین و در بولیوی شاهد کودتای نظامی و سرکوب طبقه کارگر و مردم بومی آن کشور. با اینوجود مقاومت و مبارزه فرودستان به ستوه آمده در جهان علیه این بیعدالتیها متوقف شدنی نیست. سرمایهداران و حکومت آنها در ایران نیز بیهوده میپندارند که با سرکوب و کشتار میتوانند اعتراضات سراسری در ایران را متوقف کنند. این یک جنبش عظیم جهانی برای عدالت اقتصادی و اجتماعی است که مبارزات کارگران و مردم محروم ایران نیز بخشی از آن است.
سندیکای کارگران شرکت واحد تهران اعتراضات و تجمعات را حق مسلم تمام اقشار جامعه اعم از کارگران و معلمان و دانشجویان و مزدبگیران میداند و ضمن ابزار تاسف و همدردی با خانوادههای جانباختگان اعتراضات اخیر، خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط کلیه بازداشتشدگان و معرفی و محاکمه کلیه آمرین و عوامل کشتار مردم هستیم. ما از تشکلهای کارگری مستقل و فعالین کارگری و مدنی داخل کشور و تشکلات کارگری و سندیکایی در سراسر جهان میخواهیم کشتار معترضین را قاطعانه محکوم کنند و از مبارزات کارگران و زحمتکشان در ایران حمایت کنند.
سایت کلمه گزارش داده است طی روزهای ۲۵ و ۲۶ و ۲۷ آبان، پیکر چهل تن از معترضان به همراه سیصد مجروح به بیمارستان امام حسین نسیم شهر شهریار در جاده ساوه انتقال یافته است. تمامی کشته ها و مجروحین را سپاه با خود برده است
سایت کلمه به نقل از «منابع موثق» اطلاع داده است میزان و شدت سرکوب نیروهای گارد ویژه و امنیتی های لباس شخصی در شهریار بسیار گسترده و شدید بوده است. بر اساس اطلاعات این سایت، تعداد کشته شدگان در شهریار حداقل ۵ نفر، بخش کهنز ۱۷ یا ۲۰ نفر، در بخش های فردوسیه امیریه و وحیدیه ۱۰ یا ۱۳نفر، بخش ملارد ۸ نفر، قلعه حسن خان ۸ یا ۱۰ نفر، یوسف آباد صیرفی ۶ نفر، جاده ساوه ۱۰ یا ۱۲ نفر، اسلام شهر ۸ یا ۱۰ نفر، حدفاصل ملارد و شهریار شامل روستاهای لم آباد، اسفند آباد و بکه حدود ۱۲ یا ۱۴ نفر و اکبرآباد و وجیه آباد بیش از ۲۰ نفر با شلیک مستقیم نیروهای نظامی یا استفاده از تیربار مسلسل جان خود را از دست دادهاند که در مجموع آمار جان باختگان اعتراضات مردم در شهریار را دستکم به بیش از یکصد نفر میرساند. همچنین مطابق با خبری دیگر تعداد ۱۶ نفر از معترضان طی اعتراضات اخیر در رودهن با شلیک گلوله نیروهای نظامی کشته شدهاند.
همچنین منابع موثق به نقل از مسوولین بهشت زهرا به کلمه گفتهاند که پیکر ۱۵۶ نفر از هموطنان به غسال خانه این آرامستان انتقال داده شده و ۸۰ پیکر به شهرستانها فرستاده شده است.
این سایت در گزارش دیگری نوشته است: طی روزهای ۲۵ و ۲۶ و ۲۷ آبان، پیکر چهل تن از معترضان به همراه سیصد مجروح به بیمارستان امام حسین نسیم شهر شهریار در جاده ساوه انتقال یافته است و کلیه پرسنل بیمارستان شامل پرستاران و پزشکان و کارکنان، قرنطینه و به حضور در بیمارستان برای رسیدگی و درمان مجروحین ملزم شده اند.
این سایت گزارش داده است بر اساس آمار دقیق، نحوه مرگ جملگی کشته شدگان به سبب شلیک گلوله به ناحیه سر بوده و جراحات مجروحین نیز با اصابت گلوله و ضرب و شتم با باتوم و وسایل جرح ایجاد شده که منجر به شکستگی دست و پا و آسیب های جدی و خطرناک به ناحیه کمر و ستون فقرات شده بود.
به همین سبب و در جهت درمان جراحات مجروحین و آسیب دیدگان پنجاه عمل جراحی در روز اول و هفتاد و چهار عمل جراحی در روز دوم انجام شد ولی در روز سوم ماشین های حمل و نقل عمومی، مینی بوس و اتوبوس از طرف سپاه به بیمارستان وارد شدند و ضمن تهدید پرسنل بیمارستان و کنترل تمام گوشی ها، عکس ها و ویدیوهای موجود، تمام مجروحین و کشته ها را با خود بردند.
اطلاعاتی که هر روزه از کشتار خونین مردم در جریان اعتراضات آبان ماه به دست می اید، حاکی از جنایت غیرقابل تصوری است که حکومت اسلامی در برابر اعتراض مردم از خود نشان داده است. به نظر می رسد آماری که تا به حال از تعداد کشته شدگان و مجروحان این اعتراضات به دست آمده، فقط گوشه ی کوچکی از این کشتار بزرگ را آشکار کرده است.
روز یکشنبه بیست و ششم آبان ماه، سها مرتضایی، فعال صنفی و دبیر سابق شورای صنفی مرکزی دانشگاه تهران، حوالی ساعت هشت شب، بعد از اتمام تحصنش در آن روز، بهعنوان مهمان وارد خوابگاه فاطمیهی دانشگاه تهران شد. بنا بر گفتهی شاهدان عینی، پس از حدود یک ساعت از ورود، پیامکی از جانب یکی از دوستانش برای سپردن امانتی دریافت کرد. پس از مدتی سها برای دریافت امانت به سمت گیت میرود و میزبان او بعد از بیست دقیقه از رفتنش با وی تماس میگیرد و به علت عدم پاسخگویی، به گیت مراجعه میکند.
در مسیر دو تن از مسئولان خوابگاه با حالتی آشفته برگهی ثبت مهمان بودن سها را از میزبانش طلب کردند که او حاضر به تحویل آن برگه نشد. این مسئولان در پاسخ به اینکه سها کجاست؟ پاسخ دادند: «جایی که صلاح نیست بیاید». علاوه بر آن تاکید داشتند که: «برگه ثبت مهمان سها درون کیفش در اتاق میزبان است و باید آن را به ما تحویل دهید.» این دانشجویان بعد از سرباز زدن مسئولین خوابگاه از پاسخگویی در مورد اینکه «سها کجاست؟» به گیت ورودی خوابگاه رفتند که آنجا با تعدادی از مأموران حراست و لباسشخصی داخل گیت خوابگاه روبه رو شدند. این وقایع در حالی رخ داد که تعداد دیگری لباس شخصی و ماشینهای مشکوک مقابل خوابگاه رؤیت میشدند. در تمام این مدت همه ی مسئولان خوابگاه، انتظامات و نیروهای امنیتی درصدد یافتن برگهی ثبت مهمان و امحاء آن بودند.
بعد از مدتی مشاجره با نیروهای گیت خوابگاه و حراست های مرد دانشگاه حاضر در گیت بر سر برگه ی مهمان و پرسش مکرر دانشجویان که «سها رو کجا برده اند»، یکباره مسالهی یافتن مدارک اثبات حضور سها در خوابگاه دیگر مطرح نشد بلکه همگی در انکار کردن حضور سها در خوابگاه همنظر شدند و همان افرادی که تا آن لحظه تاکید داشتند که برگه نزد میزبان و در اتاق است و باید به آنها تحویل داده شود به کل منکر وجود چنین برگه ای شدند. دانشجویان بلافاصله به اتاق برگشتند ولی متاسفانه برگه ی ثبت مهمان را در اتاق نیافتند. ذکر این نکته در اینجا ضروری به نظر می رسد که مسئولین خوابگاه کلید تمام اتاق ها را در اختیار دارند و پیش از این نیز بارها اعتراضاتی بر سر حضور این مسئولین به دلایلی از جمله تعمیرات در زمان هایی که دانشجویان در اتاق حضور ندارند صورت گرفته است.
گفتنی است بنا بر گواهی دیگر شاهدان ماجرا، پیش از رسیدن میزبان، سها توسط شخصی در گیت ورودی خوابگاه فاطمیه به سمت بیرون کشیده میشود که به علت مقاومت سها و درخواست کمک او از دانشجویان، دو نفر دیگر به شخص مذکور کمک میکنند تا سها را از شانههایش بگیرند و به آشپزخانه موجود در گیت ببرند ولی بازهم تقلا و درخواست کمک سها به گوش دانشجویان حاضر در گیت میرسد لذا سریعاً سها را سوار یکی از دو ماشین پارک شده روبروی در ورودی خوابگاه میکنند و مدام تکرار میکنند: «کسی مداخله نکند بحث سرقت درمیان است.»
با وجود حضور شاهدان عینی، انتظامات گیت خوابگاه دخترانه فاطمیه و نیروهای حراست دانشگاه پس از بین بردن تمامی مدارک دال بر حضور سها در خوابگاه، در همدستی کامل با نیروهای امنیتی پروژه ربودن وی را تکمیل کردند و پذیرش و حضور وی در خوابگاه را کاملاً منکر شدند.
روز بعد، دوشنبه بیست و هفت ابان، معاون دانشجویی دانشگاه تهران دکتر حبیبا در اقدامی عجولانه طی مصاحبهای با خبرگزاری ایسنا در مورد بازداشت تعدادی از دانشجویان دانشگاه تهران ضمن اشاره به بازداشت سها مرتضایی، عنوان کرد: «این دانشجو به هیچ عنوان از خوابگاههای دانشگاه تهران استفاده نکرده است و بر اساس پیگیریهایی که امروز انجام دادم، حتی گزارشی مبنی بر دریافت مهمانی برای سکونت در خوابگاه از سوی این دانشجو وجود نداشته، در واقع به هیچ عنوان او در خوابگاههای زیرمجموعه دانشگاه تهران دستگیر نشده است»؛ مصاحبه ای که دیگر از خبرگزاری ایسنا حذف شده اما خوشبختانه کد خبر و تصاویر متن خبر موجود است.
بعلاوه همان روز رئیس حراست دانشگاه تهران دکتر سلیمانی در پاسخ به پیگیری عدهای از دانشجویان از وضعیت سها مرتضایی اذعان کرد که حراست پیش از بازداشت از تصمیم نهادهای امنیتی جهت بازداشت سها اطلاع داشته است.
لازم به ذکر است سها مرتضایی، فعال صنفی و دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه تهران که بعد از بازداشت اصطلاحا «پیشگیرانه» در دی ماه ۹۶، به شش سال حبس تعزیری محکوم شده بود، امسال به دستور وزارت اطلاعات طی نامهای به سازمان گزینش دانشجو و نامه ی حراست دانشگاه تهران از ادامه تحصیل در مقطع دکتری نیز محروم شد. او بعد از پیگیریهای مکرر اما بینتیجهاش از طریق وزارت علوم، سازمان سنجش، سازمان گزینش دانشجویی و …، در اعتراض به ستارهدار شدن و سلب حق تحصیلش از تاریخ ۲۰ مهرماه به مدت بیست روز دست به تحصن یک نفره در دانشگاه تهران زد.
ربودن – بازداشت سها مرتضایی در خوابگاه دانشگاه، همچون موضوع ستاره دار شدن و محرومیت او از تحصیل همکاری همیشگی بین نهادهای امنیتی و حراست و همچنین مسٸولین دانشگاه را بیش از پیش عیان کرد. علاوه بر اینها با وجود اینکه سها از دانشگاه تهران فارغالتحصیل نشده است، دکتر سلیمانی اظهار کردند که دانشگاه خود دو روز پیش از دستگیری وی ایشان را فارغالتحصیل کرده است تا با فراغ بال از زیر بار مسئولیت بازداشت سها شانه خالی کند. ادعای کذب فارغالتحصیلی سها در مصاحبه حذفشده دکتر حبیبا و در مصاحبه دیگری از دکتر سرسنگی، معاون فرهنگی دانشگاه تهران با ایرنا پلاس نیز عنوان شد تا پازل همکاری دانشگاه با نهادهای امنیتی کاملتر شود.
نکتهای که اینجا مطرح است این است که دوربینهایی که تردد دانشجویان را به شکلی سختگیرانه ثبت و ضبط میکنند، میتوانند پاسخی در برابر انکارهای مسئولین دانشگاه باشند. در هر صورت، وجود یا عدم وجود فیلمهای ضبط شده در تاریخ و زمان یاد شده، مدرک قابل استناد بر این همدستی شوم خواهد بود.
سندیکاهای فرانسوی عضو کلکتیو حمایت از کارگران ایران روز سه شنبه با انتشار بیانیه ای کشتار و سرکوب معترضین در ایران را محکوم کرده و از خیزش مردم کشورمان علیه استبداد مذهبی حاکم در ایران حمایت کردند
سندیکاهای فرانسوی عضو کلکتیو حمایت از کارگران ایران روز سه شنبه با انتشار بیانیه ای از خیزش مردم ایران علیه استبداد مذهبی حاکم حمایت کردند. به گزارش همبستگی سوسیالیستی با کارگران ایران – فرانسه در این بیانیه آمده است:
ده ها هزار ایرانی از روز ۱۵ نوامبر به خیابان ها آمده اند. آن ها، پس از افزایش سیصد درصدی بهای بنزین توسط رژیم، علیه آن تظاهرات کردند. این افزایش با خود گرانی شدید تمام قیمت ها را به همراه خواهد داشت. در طی سال گذشته ارزش پول ایران را چندین بار کاهش داده اند. قدرت خرید مردم به شدت کاهش یافته است.
از تاریخ ۱۶ نوامبر مردم ایران به واسطه قطع دسترسی به اینترنت از جهان منزوی شده اند. بهمین خاطر اطلاعات در دسترس از ایران بسیار محدود شده اند. رژیم تهران بدین وسیله می کوشد تا دامنه اعتراضاتی را که در کشور می جوشد، پنهان کنند.
بنا به گزارش “عفو بین الملل”، سرکوب بی امان رژیم علیه تظاهرکنندگان، در بیش از ۲۰ شهر تعداد ۱۴۳ نفر کشته برجا گذاشته، ۴۰ نفر در استان خوزستان(اکثریت عرب نشین)، ۳۴ نفر در استان کرمانشاه (اکثریت کرد نشین)، و ۲۰ نفر در استان تهران.
بیشتر قربانیان جوانان زن و مرد کارگر هستند. بسیاری از این قربانیان با گلوله نیروهای انتظامی از ناحیه سر یا قفسه سینه مورد اصابت واقع شدند. هزاران تن دستگیر شده اند. این ارقام به سرعت افزایش می یابند.
حکومت در برابر خواسته های به حق اقتصادی و سیاسی مطرح شده چنگ و دندان نشان می دهد. حکومت تهدید به در خون خفه کردن این خیزش کرده است. جنبش اعتراضی زنان علیه حجاب هم سرکوب شد.
امروزه بیش از گذشته، زمان همبستگی با مبارزاتی است که از سال ها پیش در ایران جریان دارند:
علیه زندگی گران، بیکاری و فساد
برای آزادی بیان و تشکل
برای حقوق زنان، از جمله لغو پوشش اجباری اسلامی
برای لغو حکم اعدام (که امروز برای مخالفان سیاسی و همجنسگرایان اعمال می شود)
برای آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی
برای آزادی تشکیلات مستقل اتحادیه ای و آزادی فعالان کارگری زندانی.
پاریس ۲۶ نوامبر ۲۰۱۹
سندیکاهای فرانسوی عضو کلکتیو حمایت از کارگران ایران:
اعتراضات به افزایش سه برابری نرخ بنزین همانند دیگر شهرهای کشور در بهبهان از روز جمعه ۲۴ آبانماه آغاز شد و در روزهای بعد شدت گرفت.گفته میشود طی اعتراضات این شهر ۱۵ نفر جان خود را از دست دادهاند و دهها نفر زخمی و شمار زیادی بازداشت شدهاند
اعتراضات به افزایش سه برابری نرخ بنزین همانند دیگر شهرهای کشور در بهبهان از روز جمعه ۲۴ آبانماه آغاز شد و در روزهای بعد شدت گرفت.
گفته میشود طی اعتراضات این شهر ۱۵ نفر جان خود را از دست دادهاند و دهها نفر زخمی و شمار زیادی بازداشت شدهاند.
یکی از شهروندان بهبهانی به کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی میگوید: «خاکسپاری ۱۲ نفر از کشتهشدهها روز سهشنبه ۲۸ آبان برگزار شدهاست و خانوادههای آنها در سوگ از دست دادن عزیزان خود هستند.»
در بهبهان ابتدا ورودیهای شهر توسط شهروندان مسدود شد و در شهر نیز به گونهای مسالمتآمیز مردم خیابان اصلی را با نشستن در مسیر بستند.
این شهروند اهل بهبهان که مایل نیست نام او افشا شود به کمپین میگوید: «در این منطقه اولین اعتراضها با مسدود کردن جاده اهواز-امیدیه اتفاق افتاد، اما در خصوص بهبهان، این شهر یک خیابان اصلی دارد که از میدان بانک ملی شروع میشود تا میدان جوانمردی که منطقه اصلی این شهر است ادامه دارد. مردم روز جمعه ۲۴ آبانماه به صورت مسالمتآمیز روی زمین در این مسیر نشسته بودند و اعتراض خود را نشان میدادند که نیروهای امنیتی و انتظامی با خشونت با آنها برخورد کرده و به این تجمع مسالمتآمیز حمله میکنند.»
این منبع اضافه میکند: «برخی از مردم فقط نشسته یا ایستاده شعار میدادند شعارهایی از قبیل “نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران”. اما موضوع مهم این است که شروع کننده خشونت در بهبهان نیروهای امنیتی بودهاند. مردم بهبهان مردمی بسیار آرام، محترم و محتاط هستند. اما از همان لحظه که پلیس به مردم یورش برد، اوضاع تغییر کرد و فضا متشنج شد.»
محمدحسین قنواتی یکی از کشته شدههای بهبهان
“وقتی وضعیت به این شکل شد، شدت اعتراضها اطراف میدانهای بانک ملی، جوانمردی و عدالت افزایش یافت.”
نیروهای امنیتی چند روز اول عملا امکان مقابله و سرکوب نداشتند، به همین دلیل از روز دوشنبه ۲۷ آبان نیروهای کمکی زیادی از خرمآباد وارد شهر شد.
بنا به گفته وی؛ “در بهبهان بیشتر دو قشر از مردم زندگی میکنند. یک عده از آنها فارس و عدهای لرهای کهگیلویه و بویراحمد هستند. در همان شب اول یعنی در جمعه شب (روز اول اعتراضات) احسان عبداللهنژاد با شلیک مستقیم به ناحیه گردن کشته میشود و سه نفر از شهروندان از طایفه لرها کشته شدند و در روزهای بعد هم شماری کشته و عده زیادی زخمی شدند.”
این منبع میگوید که نسبت به کشته شدن ۱۲ نفر از همشهریان خود اطمینان دارد، اما اضافه میکند که تعداد کشته شدهها ۱۵ نفر یا حتی بیشتر هستند.
در روز سهشنبه ۲۸ آبان خاکسپاری ۱۲ نفر از کشته شدهها در بهبهان برگزار شد. از خانوادهها تعهد و ضمانت گرفتهاند که مراسم سوگواری را در سکوت برگزار کنند و با رسانهها مصاحبه نکنند.
مهرداد و محمود دشتیزاده دو تن از کشتهشدههای بهبهان
در میان کشتهشدهها نوجوان ۱۲ ساله هم دیده میشود و بیشتر آنها جوان هستند.
این شهروند در خصوص اینکه چه کسانی به مردم شلیک کردهاند گفت: «تکتیر اندازها از ساختمان چند طبقه مقابل میدان بانک ملی که اداره دارایی سابق است به مردم شلیک میکردند و این موضوع را دهها شاهد گزارش کردهاند، اما بیشتر کسانی که کشتهشدهاند گلوله به گردن یا سر آنها اصابت کرده و به نظر میرسد که دستوری برای کشتار داشته باشند، وگرنه کجای دنیا اینطور به شهروندان خودشان شلیک میکنند.»
بنا به گفته این شهروند اهل بهبهان: «یکی ازاین همین تکتیراندازها فردی به نام احمدیفر است که از نیروهای بسیج بود. توسط مردم شناسایی شد و بلافاصله بعد از شناسایی با چند محافظ به همراه خانوادهاش از شهر متواری شد. من دقیق نمیدانم که جزو تکتیراندازها بود یا نه اما از اینکه از شهر خارج شده و فرار کردهاست، را مطمئن هستم.»
احسان عبداللهنژاد یکی دیگر از کشتهشدگان بهبهان
در بهبهان بانکهای زیادی در سراسر خیابان اصلی شهر آتش گرفت.
شاهدان عینی گزارش دادهاند؛ در کل شهر همه پمپ بنزینها و بیشتر بانکها به آتش کشیده شده، اما در میان شهروندان در اینکه چه کسانی مسبب این موضوع هستند، اختلاف نظر و شبهه وجود دارد که به عنوان نمونه بانکی که وسعت زیادی دارد و ۵ طبقه است چطور آتش از پشت پنجره و داخل بانک به کل ساختمان سرایت میکند خوب کمی شبهه برانگیز است و چون حکومت ایران سابقه خوبی در خصوص تخریب اموال مردم ندارد بیشتر مردم حدس میزنند که این کار توسط خود نیروهای امنیتی یا لباس شخصی باشد.»
او افزود: «اکنون موضوع این است که جان برخی از زخمیها در خطر است چرا که پس از اصابت گلوله از ترس بازداشت به بیمارستان نرفتند. اما این را هم بگویم که پرسنل بیمارستان بعد از مداوای زخمیها با آنها همکاری میکردند. آنها را فراری میدادند یا کمک می کردند که شناسایی نشوند و به همین دلیل یکی از مسئولان بیمارستان بازداشت شد.»
شهر اکنون به دلیل حجم بالای نیروهای یگان ویژه در فضای رعب و وحشت قرار گرفته و عملا امکان اعتراض نیست و نیروهای یگان ویژه و ضدشورش همه جای شهر مستقر شدهاند و شمار بازداشتشدهها طی چند روز اعتراض به قدری زیاد است که عملا امکان ارائه آمار وجود ندارد.
اسامی برخی از کشتهشدههای بهبهان عبارتند از: (هویت برخی از این افراد که از سوی کمپین تایید نشده، کماکان در دست بررسی است)
محمدحسین قنواتی مهرداد دشتیزاده احسان عبداللهنژاد محمود دشتیزاده محمد حشمدار شبنم دیانی تدین (نام کوچک نامشخص) فرزاد انصاری علی (نام خانوادگی نامشخص