شورای صنفی دانشجویان کشور در اطلاعیه ی خود از دستگیری حداقل ۴۸ تن از دانشجویان دانشگاه تهران و علامه خبر داده و گفته است ۳۲ دانشجو هنوز در بازداشت هستند
شورای صنفی دانشجویان کشور روز یکشنبه اطلاعیه ای در مورد بازداشت های گسترده ی دانشجویی در جریان خیزش اعتراضی مردم در هفته ی گذشته منتشر کرد. در این اطلاعیه آمده است:
خبرها از دانشگاه های تهران و علامه طباطبایی حاکی از دستگیری حداقل ۴۸ تن از دانشجویان این دو دانشگاه است که ۱۶ تن از این تعداد تاکنون آزاد شده اند.
در این میان به سبب عدم تایید رسمی هویت دانشجویان بازداشت شده، اسامی اکثر آنان نامعلوم است اما اسامیِ مشخص و تایید شده به مرور توسط کانال شوراهای صنفی دانشجویان کشور منتشر و تکمیل می گردد
همچنین به سبب محدودیت ارتباطات به شکل گسترده و اختلال در ارتباط بسیاری از فعالین دانشجویی و صنفی کشور، از سایر دانشگاه های سطح کشور خبر موثقی در دست نیست.
لذا چنانچه اطلاعی از دستگیری و جزئیاتی راجع به بازداشت شدگان دانشگاه خود دارید، جهت پیگیری به آی دی ارتباطی senfi_uni_ir_admin@ کانال شوراهای صنفی دانشجویان کشور پیام ارسال کنید.
اسامی تعدادی از دانشجویان بازداشتی که بدست کانال شوراهای صنفی دانشجویان کشور رسیده و بازداشتشان مورد تایید قرار گرفته به شرح زیر است:
۱. سها مرتضایی_ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
۲.امیر فرصتی_ هنرهای زیبا دانشگاه تهران
۳. نرگس باقری_ دانشگاه هنر تهران
۴. ابراهیم گرانپایه_ هنرهای زیبا دانشگاه تهران
۵.علیرضا صفوی_ دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشکاه تهران
۶. حسن خلیفه ای_ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
۷. کامیار ذوقی_ علوم اجتماعی دانشگاه تهران
۸. مهران قندی_ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران
۹. علی فاضل زاده_ فیزیک دانشگاه تهران
۱۰. سعید احمد زاده_ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران
۱۱. صائب هاشم پور_ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران
۱۲. سعید محبی_ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران
۱۳. عرفان رافعی_ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
۱۴. ابولفضل نژاد فتح_ علوم اجتماعی دانشگاه تهران
۱۵. یاشار دارالشفا_ دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی
١۶. ملیکا قراگؤزلو_ دانشگاه علامه طباطبائی
١٧. علی نانوائی_ دانشگاه علامه طباطبائی.
بیانیهٔ فدراسیون جهانی جوانان دموکرات در همبستگی با مردم ایران
به نقل از سایت حزب توده ایران
فدراسیون جهانی جوانان دموکرات شاهد اعتراضهای فزاینده در سراسر ایران در مخالفت با افزایش ۵۰درصدی قیمت بنزین [سهمیهبندی شده] و بیتوجهی دولت به خواستهای مردم ایران است. بر پایهٔ اطلاعات رسیده به ما، قیمت بنزین در سالهای گذشته ۳۰ برابر شده است و این افزایش اخیر، مردم ایران را بیش از پیش به سوی فقر و رنج بیشتری میراند که ناشی از افزایش قیمت مواد خوراکی و هزینهٔ رفتوآمد خواهد بود.
راهحل مسائل پیش آمده، بیتردید گسیل نيروهای پلیس و اعمال خشونت نسبت به مردم عادی و قطع کردن اینترنت نیست. تا آنجا که ما میدانیم، تا کنون بیشتر از ۱۲ نفر کشته شده و تعداد زیادی از معترضان زخمی و به طور ناروا بازداشت شدهاند. [این بیانیه بر اساس آمار موجود در صبح روز سه شنبه ۲۸ آبان تهیه شده است] فدراسیون جهانی جوانان دموکرات بیتوجهی دولت ایران به خواستهای مردم و رفتار خشونتآمیز پلیس با مردم را محکوم میکند. ما برای مردم ایران در پیکارشان در راه تحقق حقوقشان آرزوی توانمندی داریم. ما به همهٔ خانوادهها و دوستان کسانی که جانشان را در این پیکار از دست دادهاند تسلیت میگوییم و برای زخمیشدگان آرزوی بهبودی سریع داریم.
ما برخورد خشونتآمیز پلیس و حبسهای ناعادلانه را قاطعانه محکوم میکنیم. ما به رفقای سازمان [ایرانی] عضو فدراسیون، سازمان جوانان تودهٔ ایران، رفیقانه درود میفرستیم و برای آنها در راهبرد مبارزه برای پایان یافتن خشونت و ادامهٔ پیکار تا تحقق خواستهای مردم، رفیقانه آرزوی توانمندی داریم. در عین حال، امیدواریم که سازمان جوانان تودهٔ ایران و حزب تودهٔ ایران چشمان هشیار خود را باز نگه دارند تا از سوءاستفادهٔ مداخلهگران امپریالیست از وضعیت کنونی کشور جلوگیری کنند.
در این لحظهٔ نیاز به همبستگی، ما از همهٔ سازمانهای ترقیخواه در سراسر جهان میخواهیم که در پیکار مردم ایران برای دستیابی به زندگی مناسبی که شایستهٔ آنند، در کنار مردم ایران بایستند.
با سپاسهای رفیقانهٔ،
دفتر مرکزی فدراسیون جهانی جوانان دموکرات
بوداپست، مجارستان
۱۹ نوامبر ۲۰۱۹ [ ۲۸ آبان ماه ۱۳۹۸]
کانون نویسندگان ایران: به سرکوب مردم معترض پایان دهید
کانون نویسندگان ایران مقابلهی خشونتبار با مردم را محکوم کرده و خواهان رهایی همهی بازداشتشدگان شده و هشدار داده: حاکمان به جای تحقیر، تهدید و سرکوب معترضانی که جز فریاد سلاحی ندارند، به حق آزادی بیان آنها تمکین کنند
برآمدن دورهای اعتراضهای گسترده در ایران گواه حل نشدن مسائل و مصائب مزمنی است که گریبان جامعه را در چنگ گرفته است. هر بار که صاحبان قدرت با استفاده از قوهی قهریه اعتراضها را پس زدهاند، زمانی دیگر با توان، سرعت و خشم بیشتر سر برآورده است؛ چنانکه دور تازهی اعتراض مردم که از ۲۴ آبان آغاز شده به سرعت گسترش یافت و دامنهاش در کمتر از ۲۴ ساعت به دهها شهر کوچک و بزرگ رسید.
با اعلام ضربتی افزایش چند برابری قیمت بنزین، مردم به جان آمده از فقر و تبعیض و سرکوب، همانها که به اقرار دستاندرکاران دولت، توان تأمین معاش خانواده را ندارند و نزدیک به هشتاد درصدند، صدای اعتراض خود را بلند کردند؛ آنها که کوچکی سفرهشان جای دستبردی دیگر نداشت، رنج تلنبار شده در دل و جانشان را به خیابان بردند مگر گوش شنوایی بیابند؛ اما این بار نیز با ضرب و جرح و بازداشت و گلوله پاسخ گرفتند. همان طور که در چهار دههی گذشته هر گاه کارگران و معلمان و زنان و دانشجویان و نویسندگان و فعالان مدنی و سیاسی مستقل برای بیان مطالبات خود، حتی مطالبات جزئی صنفی، ناگزیر دست به اعتراض زدند یا تشکلی ایجاد کردند، با انگهایی چون «اخلالگر»، «وابسته به بیگانه»، «مخل امنیت ملی» و با یورش مأموران امنیتی و انتظامی و زندان مواجه شدند. هماکنون پروندههای امنیتی که برای فعالان عرصههای گوناگون ساخته شده از شمار خارج است. نتیجهی این واکنشها خفه کردن صدای مردم بوده است. تحمیل سکوت در شرایطی که هر دم بر رنج مردم افزوده میشود فوران خشم و برخاستن فریاد اعتراض را به دنبال دارد و این همان اتفاقی است که اکنون در حال روی دادن است.
اعتراض به هر اجحاف و ستم، بخشی از آزادی بیان و حق مردم است؛ مقابله با آن با دستبند و باطوم و گلوله گرچه روال معمول حاکمیت در چند دههی اخیر بوده است، این بار شدتی بیشتر یافته طوری که فقط در پنج روز نخست صدها کشته و هزاران زخمی و بازداشتی بر جا گذاشته است. قطع سراسری اینترنت و محروم کردن مردم ایران و جهان از دسترسی به اخبار رویدادها، شگردی دیگر برای سرکوب اعتراضها دور از چشم جهانیان و شکلی دیگر از سانسور گسترده است. طرفه آنکه در همین وضع مقامات پشت تریبونها از حق قانونی مردم برای اعتراض داد سخن میدهند!
با تبدیل کردن خیابانهای شهرها به میدان جنگ و با استفاده از خشونت و بگیر و ببند و قطع اینترنت شاید بتوان آتش مطالبات مردم را زیر خاکستر برد، اما قطعا نمیتوان آن را خاموش کرد.
کانون نویسندگان ایران مقابلهی خشونتبار با آزادی بیان مردم را محکوم میکند و خواهان رهایی همهی بازداشتشدگان اعتراضهای اخیر است و هشدار میدهد: حاکمان به جای تحقیر، تهدید و سرکوب معترضانی که جز فریاد سلاحی ندارند، به حق آزادی بیان آنها تمکین کنند، نیروهای امنیتی و انتظامی را با آلات و ادوات سرکوبگریشان از خیابانها جمع کنند و به مردم فرصت اعتراض و بیان خواستههایشان را بدهند.
کانون نویسندگان ایران – ۲۹ آبان
آزادی دو زندانی کرد بعد از یک ربع قرن زندان!
از اخبارروز
عثمان مصطفی پور از حدود ۲۸ سال پیش و محمد نظری از حدود ۲۵ سال پیش در زندانهای تبریز، رجایی شهر و ارومیه تحمل حبس کرده بودند. این دو زندانی سیاسی پیش از آزادی، بدون حتی یک روز مرخصی در زندان به سر میبردند
عثمان مصطفی پور و محمد نظری دو زندانی سیاسی روز پنجشنبه و پس از گذراندن بیش از دو دهه حبس، آزاد شدند.
به گزارش هرانا، عثمان مصطفی پور از حدود ۲۸ سال پیش و محمد نظری از حدود ۲۵ سال پیش در زندانهای تبریز، رجایی شهر و ارومیه تحمل حبس کرده بودند. این دو زندانی سیاسی پیش از آزادی، بدون حتی یک روز مرخصی در زندان به سر میبردند.
عثمان مصطفی پور و محمد نظری به ترتیب از سال ۱۳۷۰ و ۱۳۷۳ در زندان بودند.
عثمان مصطفی پور که هماکنون ۵۲ سال دارد، در سال ۱۳۷۰ به اتهام معاونت در قتل بازداشت و از سوی دادگاه انقلاب ارومیه به اعدام محکوم شد. این حکم چند سال بعد در دادگاه تجدیدنظر شکسته شد و به ۱۰ سال حبس تقلیل یافت. وی در یک پرونده دیگر به دلیل همکاری با حزب دموکرات کردستان به ۲۵ سال زندان محکوم شد.
محمد نظری در سال ۱۳۷۳ زمانی که ۲۳ سال داشت به اتهام همکاری با حزب دموکرات کردستان در شهر بوکان بازداشت شد. دادگاه انقلاب به اتهام محاربه وی را به اعدام محکوم کرد. این حکم در سال ۱۳۷۸در دادگاه تجدید نظر به حبس ابد تبدیل شد.
هشت روز پیش (۲۳ آبان) رهبر جمهوری اسلامی ایران با درخواست عفو بیش از سه هزار نفر از محکومان موافقت کرد. به نظر میرسد آزادی مصطفیپور و نظری نتیجه همین تصمیم بوده باشد. رسانههای ایران در آن زمان اعلام کردند ۳۲ نفر از محکومان جرایم امنیتی مشمول این «فرمان عفو» شده اند.
تلویزیون ایران شامگاه ۲۹ آبان ماه اعترافات یکی از بازداشتشدگان روزهای اخیر را پخش کرد. زنی که به نام «فاطمه داوند» معرفی شده در مقابل دوربین برنامه ۲۰:۳۰ شبکه دو صداوسیما چند جمله کوتاه میگوید و پس از آن مجری برنامه او را یکی از عوامل اغتشاشات معرفی میکند.
در این برنامه ادعا شده «زنان»، «گروههای مخالف حکومت ایران»، «آمریکا» و «گروههای ضد انقلاب» رهبری اعتراضات سراسری را به عهده داشتهاند.
تقریبا هفت روز پس از شروع اعتراضات سراسری، کشته شدن بالغ بر صد شهروند، مجروح و بازداشت شدن هزاران نفر، اکنون صداوسیما ایران به رفتار قدیمی خود با اعترافات اجباری و جعلی در مقابل تلویزیون دست زده و این بار زنان ایرانی را به عنوان «لیدر اغتشاشات» معرفی کرده است.
این زن که با پوشش مشکی و با رنگ پریده در مقابل دوربین تلویزیون نشسته میگوید سال ۱۳۷۳ از خانه فرار کرده و به سلیمانیه عراق رفته است. تمام گفتههای این زن در این برنامه همین چند جمله است. و مجری برنامه میگوید او سابقه همکاری با گروههای «ضدانقلاب» را داشته است.
پس از آن مجری برنامه میگوید او شهروند یکی از شهرهای مرزی بوده که هنگام فرار از مرزهای ایران بازداشت شده است.
با این حال «شاهد علوی»، روزنامهنگار پس از این برنامه در توییتر خود نوشت که او در خیابان بوکان گلوله خورد و بازداشت شد. به گفته آقای علوی، به خانواده این شهروند حتی گفته شده بود که او کشته شده است.
شاهد علوی در توییتر خود نوشته است: «خانمی که در این گزارش کثیف از او به عنوان فاطمه داوند یاد میشود که در حال فرار از مرز بازداشت شده است، در خیابان بوکان گلوله خورد و مجروح و بازداشت شد. به خانوادهاش گفته بودند کشته شده است و ما خبرش را کار کردیم. گفتند کشته شده تا با اعترافهای اجباری داستان کثیفی برایش بنویسند.»
این برنامه با نشان دادن عکسهای از زنان جامعه در وسط اعتراضات میگوید: «حضور پررنگ برخی زنان به عنوان لیدر در این اغتشاشات خودنمایی می کند.»
پس از آن عکسهای از زنان که صورتهای خود را پوشاندهاند در میان جمعیت اعتراضکنندگان نشان داده میشود و مجری برنامه میگوید این زنان «هدایت گروهها را برعهده گرفتند تا خیابانها را مسدود کنند و اموال عمومی را تخریب کنند.»
همچنین در این برنامه که به نقش زنان تاکید شده آنها را «عامل مهم تحریک احساسات و عواطف جامعه» معرفی کردهاند. حتی در بخشهای با نشان دادن مامورانی با اسلحه در خیابان که به کمین شهروندان نشستهاند مجری میگوید «گروههای منافقین و سلطنتطلبها» کار شلیک گلوله را به مردم داشتهاند. همچنین از آمریکا نام برده میشود که این اعتراضات را هدایت کرده است.
پس از پخش این برنامه، خبرگزاری دولتی ایرنا در مطلبی درباره فاطمه داوند نوشت او برای «ارتباطگیری با گروههای معاند در جریان اغتشاشات اخیر وارد ایران شد.»
این خبرگزاری دولتی با تاکید بر حضور گسترده زنان در این اعتراضات آن را «سوال برانگیز» مطرح کرده است. در حالی که زنان جامعه ایرانی نصف یا حتی بیشتر از نصف جمعیت کشور را تشکیل میدهند.
رسانه هفت نیز در مطلبی دیگر حضور زنان را در اعتراضات اخیر «خودنمایی برخی زنان» معرفی کرده که با «همراهی ضدانقلاب قصد آشوب» در کشور را داشتهاند.
پیش از این اعتراضات سراسری (آبان ۱۳۹۸)، در اعتراضات دی ۹۶ و اعتراضات ۸۸ نیز حضور زنان، دانشجویان زن و فعالان زنان به عنوان نیمی از جمعیت ایران به شدت مشاهده میشد.
خبرگزاری ایرنا در انتهای خبر خود آورده است که شناسایی چهرههای زنان همچنان ادامه دارد.
به نظر میرسد در سیاست جدید جمهوری اسلامی، این بار زنانتاثیرگذار و فعالان زنان بیشترین قربانیان سرکوب باشند و احتمالا باید شاهد خفه کردن جریان فعالیت مدنی زنان در جامعه بود.
پخش اعترافات شهروندان علیه خود یکی از راههای معمول سرکوب مخالفان در جمهوری اسلامی ایران است. با هر بار اعتراضات و اتفاقاتی که خوشایند حکومت نباشد، افرادی در مقابل دوربین تلویزیون نشسته و با کلمات تکراری مانند اینکه از خارج از کشور و از گروههای مخالف نظام هدایت شده و پول گرفتهاند قصد حمله به پایههای نظام را داشتهاند.
در تمام این سالها اعتراضات و نقدهای فعالان و نهادهای حقوق بشری هیچ تاثیری نگذاشته است و این بار نقطه تمرکز حکومت بر روی پخش اعترافات زنان است.
مازیار ابراهیمی، یکی از صدها ایرانی است که در سالهای گذشته مقابل دوربین بازجویانش مجبور به اعترافات اجباری شد. او سالها پس از آن در خارج از مرز ایران به افشاگری دست زد که تحت فشار و شکنجه حرفهای زده که واقعیت نداشته است. آقای ابراهیمی یکی از متهمان پرونده ترور دانشمندان هستهای در ایران بود. پس از افشاگری او بسیاری از نمایندگان مجلس به رفتار وزرارت اطلاعات و بازجویان و سیستم بازجویی اعتراض کردند.
شورای صنفی دانشجویان کشور در گزارشی که شب گذشته منتشر کرد، اعلام کرد در جریان تجمع روز دوشنبه در دانشگاه تهران تعداد ۴۰ تا ۵۰ نفر از دانشجویان بازداشت شده اند که از وضعیت آن ها اطلاع دقیقی در دست نیست
تظاهرات روز دوشنبه ی دانشجویان در دانشگاه تهران
شورای صنفی دانشجویان کشور در گزارشی که شب گذشته منتشر کرد، اعلام کرد در جریان تجمع روز دوشنبه در دانشگاه تهران تعداد ۴۰ تا ۵۰ نفر از دانشجویان بازداشت شده اند که از وضعیت آن ها اطلاع دقیقی در دست نیست.
بنابر این گزارش روز دوشنبه ٢٧ آبان دانشجویان دانشگاه تهران دست به تجمعی در اعتراض به افزایش سه برابر بنزین، وضعیت فاجعه بار معیشتی و سرکوب های سنگین زدند. این تجمع که عصر روز دوشنبه شکل گرفت تا ٨شب ادامه یافت و با نزدیک شدن به ساعات تاریکی شب، چندین آمبولانس حاوی نیروهای لباس شخصی وارد دانشگاه شدند و تعدادی از دانشجویان را دستگیر و داخل آمبولانس کردند. در ادامه جهت خروج از دانشگاه درب منتهی به خیابان ۱۶ آذر را گشوده و باقی دانشجویان را از آن طریق از دانشگاه بیرون می رانند و سپس تعدادی از دانشجویان را نیز بیرون از دانشگاه دستگیر میکنند.
بنا به این اخبار برخی از این دانشجویان به زندان فشافویه و تعدادی نیز به زندان اوین منتقل شده اند. آمار تعداد بازداشتیان عصر دوشنبه در دانشگاه تهران ۴٠ تا ۵٠ تن عنوان شده است که از این تعداد پنج تن از دانشجویان علامه میباشند اما از هویت این دانشجویان اطلاع دقیقی در دست نیست. علاوه بر این پنج تن دیگر از دانشجویان دانشگاه علامه خارج از تجمع بازداشت شده اند.
همچنین بنا به این اخبار طی سه روز گذشته با بسیاری از دانشجویان و خانواده های ایشان توسط نهادهای امنیتی تماس تهدید آمیز گرفته شده که اگر در محیط دانشگاه دیده شوند دستگیر خواهند شد. همچنین به خانه شخصی تعدادی از دانشجویان جهت بازداشت مراجعه شده است
۶ تا ۱۰ سال زندان برای ۶ فعال حقوق محیط زیست در ایران
قوه قضائیه ایران اعلام کرد پس از برگزاری ۳۶ جلسه از دادگاه «متهمان به جاسوسی از مراکز نظامی در پوشش محیط زیست» رای صادر و شش نفر از متهمان پرونده به زندان از ۶ تا ۱۰ سال محکوم شدند. احکام دو تن دیگر اعلام نشده است
قوه قضائیه ایران اعلام کرد پس از برگزاری ۳۶ جلسه از دادگاه «متهمان به جاسوسی از مراکز نظامی در پوشش محیط زیست» رای صادر و شش نفر از متهمان پرونده به زندان از ۶ تا ۱۰ سال محکوم شدند.
به گزارش ایرنا، غلامحسین اسماعیلی، سخنگوی قوه قضائیه ایران روز چهارشنبه با اعلام این خبر گفت: «دادگاه متهمان جاسوسی از مراکز نظامی در پوشش محیط زیست با حضور آنها و وکلای مدافعشان در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب برگزار و رئیس دادگاه [قاضی صلواتی] با توجه به استماع دفاعیات متهمان و وکلای مدافع آنها رای صادر کرد.»
اسماعیلی با اشاره به اینکه رای دادگاه بدوی و قابل تجدیدنظرخواهی است، با استناد به مواد قانونی از بیان جزئیات حکم خودداری کرد. با این حال به گزارش برخی رسانههای ایرانی به نقل از وکلا و نزدیکان این افراد، نیلوفر بیانی به ۱۰ سال زندان و رد مال شش سال کار در سازمان ملل، مراد طاهباز به ۱۰ سال، طاهر قدیریان و هومن جوکار هر کدام به ۸ سال زندان و امیرحسین خالقی و سپیده کاشانی هم به ۶ سال زندان محکوم شدهاند.
هنوز خبری درباره حکم و میزان محکومیت حکم سام رجبی و عبدالرضا کوهپایه، دیگر متهمان این پرونده منتشر نشده است.
رسیدگی به پرونده این هشت نفر زمستان سال گذشته و حدود یک سال پس از بازداشت آنها آغاز شد.
کاووس سید امامی، دیگر متهم این پرونده و رئیس سازمان غیردولتی میراث حیات وحش پارسیان، مدت کوتاهی پس از بازداشت در زندان درگذشت. مقامهای ایران اعلام کردند وی خودکشی کرده است. با این حال این روایت از سوی خانواده آقای سیدامامی رد شده است.
این پرونده در دو سال گذشته به یکی از موارد اختلاف نظر میان دستگاههای اطلاعاتی موازی و قوه قضائیه و ریاست جمهوری ایران بدل شد. با آنکه وزارت اطلاعات و دولت حسن روحانی، اتهام جاسوسی به بازداشتشدگان این پرونده را غیرقابل قبول خواند، اما قوه قضائیه و سازمان حفاظت اطلاعات سپاه بهعنوان ضابط قضایی، بارها تاکید کردند که شواهد روشنی از جاسوسی و ارتباط این ۹ متهم با دولتهای متخاصم وجود دارد.
حکومت اسلامی اکنون بر دریای خون نشسته است. و حکومتی که بر دریای خون بنشیند فرو خواهد پاشید، در پس یکی از این امواجی که از پی هم می آیند!
گزارش هایی که در چند روز اخیر از شدت خشونت و سرکوب و کشتارها توسط مردم منتشر شده، هر چند به علت قطع اینترنت از یک سو و نبودن یک شبکه ی خبررسانی آزاد در ایران از سوی دیگر، قابل تایید و یا تکذیب نیست، اما خبر از کشته های بسیار، از شهرهای بزرگ تا بخش های کوچک می دهند، اظهارات این جا و آن جای مسئولان حکومتی در مورد کشته شدن معترضان، نشان می دهد که این گزارش های مردمی بیراه نمی گویند و حکومت در جریان اعتراضات اخیر تا توانسته کشته است.
این کشتار بی رحمانه – که می تواند سر به صدها بزند – با فرمان رهبر حکومت اسلامی علی خامنه ای در همان فردای نخستین روز اعتراضات آغاز شد، او به عوامل انتظامی و امنیتی حکومت دستور داد که به وظیفه عمل کنند. و وظیفه نیروهای نظامی و امنیتی در جمهوری اسلامی جز سرکوب و کشتار چیز دیگری نیست.
اخباری که از همه ی مناطق اعتراضی می رسد، حاکی از تعداد بالای کشته شدگان و تیراندازی های مستقیم به روی مردم معترض و جان به لب رسیده ای است که حتی اگر بخشی از آن نیز حقیقت داشته باشد، آن گاه ما با یک فاجعه ی بزرگ، با یک دریای خون، روبرو خواهیم بود که نظام اسلامی برای ادامه ی حکومت جنایتکارش بر خاک این کشور جاری کرده است.
ابعاد این سرکوب ها و کشتارها بسیار برزگتر و بیشتر از قیام دی ماه ۹۶ در صد شهر ایران است. مردم معترض نیز از آن قیام چه به لحاظ گستردگی و چه به لحاظ شدت عمل بسیار فراتر رفته اند. این امواج، موج از پس موج، پایه های لرزان این حکومت را تکان می دهد و تکان داده است.
حکومت اسلامی اکنون بر دریای خون نشسته است. و حکومتی که بر دریای خون بنشیند فرو خواهد پاشید، در پس یکی از این امواجی که از پی هم می آیند. اما هیچ کس نمی تواند بداند، جانیانی که در راس این حکومت نشسته اند، تا آن زمان هنوز قرار است تا چه میزان دیگری از خون این ملت شریف و رنج دیده را بر خاک جاری کنند.