نامه ی سپیـده قلیـان به توده های مردم

رابطه‌ی زندانی سیاسی با حاکمیت، از هر جناح و دسته‌ای، رابطه‌ی قربانی و جلاد است!

 

سلام به مردم عزیز،

رابطه‌ی زندانی سیاسی با حاکمیت، از هر جناح و دسته‌ای، رابطه‌ی قربانی و جلاد است. دستگاه‌های سرکوب و نهادهای امنیتی، فعال سیاسی را به عنوان ابزاری می‌بینند که با زندانی کردنش، با شکنجه‌اش و با ساختن نامستندهای صدا و سیما در موردش، سیاست ارعاب عمومی برای پیشگیری از اعتراضات را پیش ببرند. این نهادها زندگی شخصی، حیات شغلی و وضعیت تحصیلی زندانی را با بحران مواجه می‌کنند، تا دیگرانی که دل در گروی تغییر وضعیت موجود دارند، از سرنوشت زندانی سیاسی نتیجه بگیرند که بهتر است سکوت کنند.

جناح‌های دیگر حکومتی، که در درگیری‌های جناحی، نتوانسته‌اند بخشی از قدرت که مطلوب‌شان بوده است را به دست بیاورند هم، زندانی سیاسی را به شکل دیگری قربانی می‌کنند. مصداق بارز این قربانی سازی، استفاده از نام زندانیان سیاسی، در نطق‌های رای جمع‌کنی نمایندگان لیست امید است. برای آن‌ها زندانی سیاسی تنها یک نام است که با تکیه بر آن، اولاً خود را از خشونت و سرکوب‌گری مبری جلوه دهند و در عین حال در بازی‌های پشت پرده با برگ «نام زندانی سیاسی» قمار سیاست بازی کنند. این اصلاح‌طلبانِ معتدل شده، احتمالاً به عمد فراموش می‌کنند فاجعه‌ی خاتون آباد در دوره‌ی قدرت آن‌ها بروز کرده است و زندان‌های ایران در زمان یکه‌تازی آن‌ها در دولت و مجلس، مملو از معترضان سیاسی بوده است.

اما مبتذل‌ترین، سخیف‌ترین و رذیلانه‌ترین شکل سو استفاده از نام زندانیان سیاسی، توسط فرقه‌ی بهار و جناح بهاری جمهوری اسلامی انجام شده است. عبدالرضا داوری، در یک نمایش ناشیانه، والدین من را پیدا می‌کند، به آن‌ها وعده‌ی آزادی من را می‌دهد، برای آن‌ها و از طرف آن‌ها، نامه‌ای با تکیه بر دعواهای جناحی می‌نویسد و آن را در دبیرخانه‌ی قوه‌ی قضاییه ثبت می‌کند. تنها چند روز پس از آزادی من و زندانیان هفت‌تپه و روز کارگر، او مزورانه مدعی می‌شود که این آزادی مرهون آن نامه بوده است. هر چند نمی‌گوید نگارنده‌ی نامه خودش بوده است. اما خطاب به آقای رئیسی، طوری آدرس می‌دهد که بله! ایها الناس! بدانید که دعوای باندی و نامه‌ی ما، دلیل اصلی این آزادی بوده است.

جناح و فرقه‌ی بهار، هر قدر هم که تلاش کند، نخواهد توانست سال‌های خفقان و فشار و سرکوب فعالان سیاسی را از ذهنیت افکار عمومی پاک کند. برخی از محبوسین آن دوران، هنوز در زندان‌اند. بنابراین اگر قرار بر نامه نگاری باشد، داوری بهتر است نامه‌ای به احمدی‌نژاد بنویسد و از وضعیت زندانیان کهریزک و اوین و از خون‌های هشتاد و هشت بپرسد.

تزویر اهالی فرقه‌ی بهار، که تلاش می‌کنند مفسدین اقتصادی زندانی شده از گروهشان را به عنوان زندانی سیاسی حقنه کنند و این افراد را با صدها زندانی سیاسی گمنام جمع ببندند، بی‌آنکه من و ما بگوییم روشن است. اما در مقابل این قِسم سو استفاده، باید با قاطعیت و شدت ایستاد و افشاگری کرد.

من این رفتار عبدالرضا داوری را نه سو استفاده از شخص خودم، که پیش بردن یک سیاست مزورانه، خائنانه و در عین حال سرکوب‌گرانه می‌دانم، و تا آنجا که به من مربوط می‌شود، محکوم می‌کنم.

سپیده_قلیان
۱۲ آبان ۱۳۹۸




گزارش اختصاصی از زندان جدید اهواز؛ آخر دنیا

چکیده : تا سال گذشته زندانیان خاطی را با دست بند و پابند بر روی نیمکت‌های می‌نشاندند و برای مدت‌ها رها می‌کردند. حتی در مواردی زندانیانی را که شاید مهمترین خطایشان در زندان درگیری بود٬ برای سه روز یا بیشتر بر روی »نیمکت تنبیه» رها می‌کردند. اگرچه سال گذشت یک زندانی در پی این تنبیه درگذشت و پس از آن دیگر این تنبیه برای مدت زمانی طولانی‌تر از یک روز اجرا نشده است٬ اما همچنان رواج دارد….

 

تقریبا نزدیک به چهار سال است که زندان کارون اهواز تعطیل و زندان مرکزی یا کلینیک در محله ملاثانی این شهر افتتاح شده است.

ساختمان زندان کلینیک٬ یا برای کاربری زندان ساخته نشده و یا برای جمعیتی به مراتب کمتر از این زندان طراحی و ساخته شده است.‌

این زندان ده بند دارد و در ۹ بند آن٬ ده اتاق ۱۲ متری قرار دارد. در حالی که بین ۲۷۰۰ تا ۲۸۰۰ نفر در زندان کلینیک اهواز محبوس هستند؛ یعنی به هر زندانی کمتر از یک متر مربع فضا اختصاص می‌یابد.

با توجه به اینکه دو بند هفت و هشت این زندان به زندانیان عقیدتی و سیاسی اختصاص یافته است٬ فضای باقی‌مانده برای زندانیان عادی به مراتب کمتر از حتی یک متر مربع است.

بند۱ ٬ بند مجازات

بند یک این زندان تنها دو اتاق دوازه متری دارد که از آن برای مجازات زندانیان استفاده می‌شود. این دو اتاق از تهویه٬ پنجره و نور بی‌بهره است.

با دستور رییس زندان برخی از زندانیان برای تنبیه به این دو اتاق فرستاده می‌شوند. اتاق‌هایی که در آن‌ها قفل است و در ساختمانی قرار دارند که در آن نیز قفل است.

زندانیان محبوس در این بند اجازه هواخوری را نیز ندارند.

در هر کدام از این دو اتاق ۱۲ متری٬ به صورت میانگین ۱۰ تا ۱۵ زندانی هستند که برای مدت نامحدود تنها به جیره غذای دولتی دسترسی دارد. آن‌ها نمی‌توانند سیگار بکشند یا چای درست کنند.

تنها برخی از افسرهای نگهبان٬ اگر به رحم بیایند به زندانیان محبوس در این بند چای می‌دهند.

تنبیه منجر به مرگ

کتک زدن زندانی در این زندان از سوی افسران نگهبان یا دیگر مسئولان زندان تبدیل به یک رویه شده است.

به گفته یکی از زندانیان سابق زندان کلینیک اهواز٬ روزی نیست که دست٬ پا٬ یا سر یک زندانی در طی تنبیه شکست نشود.

از جمله روش‌های تنبیه زندانیان این زندان با دستبند و پابند بستن آن‌ها به دری نرده‌ای در کنار دفتر معاونت داخلی زندان و کتک زدن زندانی با کابل و لوله است؛ حتی در برخی موارد برای تحقیر و تنبیه بیشتر روی سر زندانی کیسه می‌کشند.

این اما همه خشونت جاری در زندان نیست.

تا سال گذشته زندانیان خاطی را با دست بند و پابند بر روی نیمکت‌های می‌نشاندند و برای مدت‌ها رها می‌کردند. حتی در مواردی زندانیانی را که شاید مهمترین خطایشان در زندان درگیری بود٬ برای سه روز یا بیشتر بر روی »نیمکت تنبیه» رها می‌کردند. اگرچه سال گذشت یک زندانی در پی این تنبیه درگذشت و پس از آن دیگر این تنبیه برای مدت زمانی طولانی‌تر از یک روز اجرا نشده است٬ اما همچنان رواج دارد.

ورود یخچال٬ کولر و کتاب ممنوع

یکی از زندانیان سابق این زندان به «زیتون» گفت که ورود کتاب٬ مجله و روزنامه به این زندان ممنوع است. همچنین زندانیان امکان استفاده از پست و نامه نگاری را نیز ندارد.

در ادامه قوانین داخلی غیر قابل باور این زندان٬ رییس آن با ورود یخچال نیز به این زندان مخالف است. تنها چهار یا پنج یخچال که از پیش در زندان باقی مانده باید از سوی دو تا سه هزار زندانی مورد استفاده قرار گیرد.

زندان مرکزی یا کلینیک اهواز به هیچ گونه سیستم خنک کننده‌ای نیز مجهز نیست.

تنها برخی از اتاق‌ها با خرج زندانی‌ها به کولر مجهز شده‌اند. در یافت اجازه خرید و نصب کولر نیز نه تنها ضابطه‌مند نیست٬ بلکه منوط به پرداخت انواع رشوه از سوی زندانیان است.

تلویزیون نیز چون یخچال تنها در اختیار برخی از زندانیان است که اجازه داشتن آن‌را به لطایف الحیل از رییس زندان در یافت کرده‌اند.

بهداشت زیر صفر

در این زندان همچون دیگر زندان‌ها حفظ بهداشت بر عهده زندانیان است؛ همچنین خرید وسائل شوینده و ضدعفونی کننده٬ برعهده خود زندانیان است.

بخش عمده زندانیان محبوس در زندان کلینیک٬ از تمکن مالی لازم برای خرید مایحتاج ضروری خود نیز برخوردار نیستند٬ چه برسد به وسائل شوینده در نتیجه وضعیت بهداشت این زندان بسیار بد است.

طبق اخباری که به دست «زیتون» رسیده است٬ اکثر حمام‌ها یا دستشویی‌های این زندان در حدی آلوده است که امکان استفاده از آن نیست.

از سوی دیگر زندگی در چنین شرایطی٬ منجر به رواج بیماری‌های پوستی و عفونت‌های خاص در بین زندانی‌ها شده است.

منبع: زیتون




اسماعیل بخشی آزاد شد

منتشر شده چهارشنبه, ۸ آبان, ۱۳۹۸ · بروزرسانی شده پنج شنبه, ۹ آباناز اخبارروز, ۱۳۹۸

اسماعیل بخشی آزاد شد
اسماعیل بخشی در میان داوود رضوی و حسن سعیدی دو تن از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد

امروز (چهارشنبه)، اسماعیل بخشی، یکی از نمایندگان و از سخنگویان کارگران هفت تپه با سپردن وثیقه به طور موقت از زندان آزاد شد.

برای
آزادی اسماعیل بخشی وثیقه ی سنگین هفتصد و پنجاه میلیون تومانی تعیین شده
بود. سایر متهمان پرونده ی مشهور به هفت تپه روز شنبه همراه با تعدادی از
دستگیرشدگان روز جهانی کارگر در تهران، آزاد شدند. انتظار می رود عسل محمدی
دیگر متهم پرونده ی هفت تپه نیز آزاد شود.

اسماعیل بخشی از اعضای هیئت مؤسس سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه، در
سال ۱۳۹۷ نماینده کارگران این شرکت شد. با گسترش تجمعات اعتراضی و صنفی
مربوط به درخواست حقوق معوقه کارگران در هفت تپه، او بیش از پیش به یکی از
شخصیت های برجسته ی جنبش کارگری در ایران تبدیل شد و در سخنرانی های خود
علیه خصوصی سازی و به حمایت از شوراهای کارگری، موضوعات راهگشایی را در
جنبش طبقاتی کارگران ایران مطرح کرد.

اسماعیل بخشی روز یکشنبه ۲۷ آبان سال ۹۷ همزمان با چهاردهمین روز اعتصاب
کارگران نیشکر هفت‌تپه، به‌همراه مسلم آرمند، فعال کارگری دیگر این مجتمع و
سپیده قلیان، بازداشت شد.

او در زندان مورد آزار و شکنجه قرار گرفت، و بعد از آزادی از زندان در
نامه هایی افشاگرانه این شکنجه ها را فاش کرد. این نامه ها تاثیر گسترده ای
در فضای سیاسی ایران ایجاد کرد. حکومت با پخش نمایش «طراحی سوخته» کوشید
اثرات این افشاگری ها را خنثی کند، اما کارگران و سایر مردم ایران یک پارچه
این نمایش رسوا را محکوم کردند.

اسماعیل بخشی روز اول بهمن ماه سال گذشته مجددا بازداشت شد. کانال
تلگرامی سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه اعلام کرد که تعداد زیادی نیروی
مسلح همراه با چهار ماشین پاترول به به خانه ی اسماعیل بخشی یورش بردند و
او را دستگیر کردند. اسماعیل بخشی در بازداشت دوباره مورد شکنجه و آزار
قرار گرفت. در یک دادگاه ناعادلانه او همراه با دیگر متهمان هفت تپه محاکمه
و به چهارده سال زندان محکوم شد. این حکم باید به دادگاه تجدیدنظر برود.

از زمان دستگیری اسماعیل بخشی، خواست آزادی او یکی از مطالبات اصلی
کارگران اعتصابی نیشکر هفت تپه و نیز فعالین و حرکات کارگری در ایران بوده
است. سندیکاها و تشکل های بین المللی کارگری نیز بارها از مقامات ایران
خواستار آزادی او شدند. در روزهای گذشته و به دنبال آزادی شش تن از حامیان
جنبش کارکری، فشارهای زیادی از سوی کارگران هفت تپه و دیگر فعالان جنبش
کارگری و مدافعان حقوق بشر برای آزادی اسماعیل بخشی به مقامات حکومت و
دستگاه قضایی وارد شد. از این رو کارگران ایران به حق آزادی هر چند موقت
اسماعیل بخشی از زندان را یک موفقیت برای خود می دانند.




برهوت و افق

چکیده : وضع مناسبی نیست. جامعه ماخیلی پیش از لبنانی‌ها و عراقی‌ها، در دی ماه دوسال پیش، علامت اینکه استعداد تمام کردن ماجرا با نفی همه نیروهای سیاسی داخلی را دارد نشان داده است. این یعنی امکان رسیدن ما به یک برهوت سیاسی در روز واقعه. چاره‌ای باید کرد….

 

بدون آنکه بخواهیم مشابه سازی کرده باشیم، نگاهی به تاریخ پادشاهی بریتانیا میاندازیم. در آخرین سال قرن چهاردهم میلادی، اشراف و پارلمان بریتانیا ریچارد دوم پادشاه سرکوبگر خود را برکنار کردند . پادشاه قدرتمندی که استبداد پیشه کرده بود و با کنار زدن همه، کشور را به کمک اعضای محدود دربار خود اداره میکرد. او را کنار گذاشتند، اما چون روشی جز پادشاهی بلد نبودند، به سراغ خاندان دیگری رفتند و هنری چهارم را پادشاه کردند. (تا وقتی که در دوران کرامول به فکرشان برسد نظام‌جمهوری هم میتوان داشت باید ۲۵۰ سال میگذشت) اینکه با رفتن یک رژیم ندانیم به جایش چه بیاوریم و چه کنیم، تاریخی طولانی دارد!

طرفه آن است که دوران این ندانستن ها هنوز به سر نیامده و گویا بیشتر هم شده است: جنبش اشغال وال‌استریت متوقف شد، چون شرکت کنندگان آن نمی‌توانستند بگویند راه تغییر سلطه سرمایه‌داری به سیستمی متفاوت، جز از طریق همان دمکراسی لیبرال و رای عمومی چیست و رهبر مشخصی هم نداشت؛ جلیقه زردهای فرانسه که در سالگرد جنبش آنانیم هنوز در همان نقطه آغاز است، هیچ خواسته تعریف و تدقیق شده‌ای ندارد و رهبرهم ندارد؛ لبنانی ها فقط میدانند حکومتیان و ساختار حکومتی را نمی‌خواهند، نمیدانند جایگزین نظام مبتنی بر شرکت سهامی‌ فرقه‌ها چه باید باشد و رهبر هم ندارند. از حکومت لبنان ، فقط پرچم ملی‌اش را بالای سر برده‌اند. شورش‌های‌ تازه عراق هم همین خصلت را دارند: شورشیان می‌دانند رژیم فعلی را که آن هم شرکت سهامی‌فرقه‌های فاسد است نمی‌خواهند، امانمیدانند جانشین آنچه نمی‌خواهند چیست. آنهانیز رهبر ندارند‌ و زیر پرچم عراق فقط نفی وضع موجود می‌کنند.

فعلا موضوع این نیست که هر کدام از این جنبشها و کشورها به چه سرنوشتی دچار میشود و پیشبینی‌های قضاقورتکی به اصطلاح کارشناسی هم درباره آنها لزومی ندارد. موضوع مهم، موقعیت حاضر است: از عمق متروپلیس‌های اصلی جهان سرمایه‌داری ، از نیویورک و پاریس، تا حاشیه شهرهای جامانده از توسعه جهان جامانده از استقرار نظام لیبرال و گرفتار رژیم‌های علیل‌فرقه‌ای، صدای مردمانی که رژیمهای مستقر را نمی‌خواهند به گوش می‌رسد. مشخصه مشترک رژیمهای آنها چیست ؟ نابرابری فزاینده اقتصاد و فرصتها، ناترازی تحقیر آمیز اجتماعی، فساد حکومتها در قالب نوکری سرمایه‌داران یا مستبدان ‌‌، و نظامهای سیاسی نازا و ناقص‌الخلقه‌ای که امید به آینده رامی‌خشکانند.

امادر مسیر رویارو شدن با این ساختارها و معضلات قدیمی، یک مشکل دیگر هم هست: فروپاشی نظامها توسط‌ جنبش‌های مخالف احزاب، بی‌برنامه و بی رهبر و بی تصور از ساختار جانشین. در ذهن نداشتن ساختار جانشین، به معنای آینده مبهم، به هم ریختگی اجتماعی و احتمالا فروپاشی ملی است. وضعیتی پرخطر که شترش در برابر خیلی از خانه‌ها خواهد خوابید.

نمی‌خواهیم در میانه وپایان این بحث نرخی تعیین کنیم، اما جای این گمانه هست که آن شتر ، به جبر قوانین ابدی به درخانه ماهم خواهد رسید . یک خوف و رجاء کامل! امید به تغییر، همراه با خوف سرگشتگی. نشانه‌های هردو هست : یکی از آقایان اخیرا با یاد از کودتای نوژه و ۵ کودتای دیگر و ناله و نفرین شبکه های مجازی، در باره قوت و استقرار نظام ابراز اطمینان کرده و نشان داده است پرسشهایی در باره اینکه مردم چقدر آماده‌اند شیوه حکومت فعلی را نفی کننددر ذهن آقایان هست. نشانه دیگر ، ناتوانی جامعه در خلق برنامه و محور برای ورود به فاز یک تغییر احتمالی است . عمده‌ترین نیروی سیاسی موجود ، اصلاح‌طلبان ، با پرسشها، نقدها و نفی‌هایی جدی از درون و بیرون روبروست. از اتخاذ رویه فکر شده و منسجم و برنامه عملی مورد قبول جامعه عاجز است و حتی نمیتواند تشخیص دهد رابطه بین احزاب سیاسی اصلاح طلب که باید برای ورود به ساختارهای حکومتی عمل کنند با نهادها و جنبش‌های مدنی که کارویژه آنهافشار بیرونی به همه حکومتهاست(حتی حکومت اصلاح‌طلب) چه باید باشد. کشمکش نظری اخیر تاجزاده و زیدآبادی انعکاسی از آن است.

وضع مناسبی نیست. جامعه ماخیلی پیش از لبنانی‌ها و عراقی‌ها، در دی ماه دوسال پیش، علامت اینکه استعداد تمام کردن ماجرا با نفی همه نیروهای سیاسی داخلی را دارد نشان داده است. این یعنی امکان رسیدن ما به یک برهوت سیاسی در روز واقعه. چاره‌ای باید کرد.

منبع: جامعه نو




بیانیه سندیکای کارگران شرکت واحد در خصوص برخوردهای پلیسی، امنیتی با کارگران

از اخبارروز
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران بیانیه ای در مورد برخوردهای پلیسی، امنیتی با کارگران نیشکر هفت تپه، هپکو، آذر آب و دیگر بخش های کشور منتشر و این برخوردها را محکوم کرد. در این بیانیه آمده است:

با شدت گرفتن اعتراضات کارگران نیشکر هفت تپه،هپکو و آذر آب اراک، عوامل امنیتی، قضایی دست به سرکوب گسترده کارگران معترض زده‌اند. تعدادی از این کارگران در زندان محبوس‌اند و تعدادی دیگر از کارگران با وثیقه‌های سنگین از سوی دادگاه انقلاب موقتا آزاد هستند.

سرکوب کارگران چنان افزایش یافته که حتی چند تن از کارگران نیشکر هفت تپه را که برای دیدار با نمایندگان مجلس به تهران می‌رفتند در جاده خرم آباد توسط پلیس امنیت بازداشت شدند. صاحبان سرمایه و قدرت برای متوقف کردن حق‌خواهی کارگران، وقیحانه از تمام امکانات نیروهای امنیتی و پلیس بهره می‌برند.

سرکوب کارگران در حالی صورت می‌گیرد که فقر و گرانی و تورم در جامعه بیداد کرده است و هرروز گرانی افسارگسیخته سفره کارگران و حداقل بگیران را خالی تر و کوچک تر از روز قبل می‌کند. به رغم اینکه حقوق کارگران و مزدبگیران امروز یک چهارم هزینه‌های زندگی را هم نمی‌تواند تامین کند، کارگران نیشکر هفت تپه و آذرآپ و هپکو همین حداقل حقوق را هم با تاخیر چندین ماهه دریافت می‌کنند و هر جا هم که صدای اعتراض کارگران بلند شود سیستم امنیتی، قضایی با تمام قوا و امکانات در خدمت کارفرماها و دولت، در صدد خاموش کردن صدای کارگران است و از هیچ امکانی برای خفه کردن صدای بحق کارگران دریغ نمی‌کند.

در چهل سال گذشته بیشترین زیان را کارگران و فرودستان دیده‌اند. حتی در دوره جنگ وسپس تحریم ها، هر چقدر سفره کارگران خالی تر شد در ازای آن صاحبان سرمایه قدرتمندتر و ثروتمندتر شدند بطوری که میانگین شکاف طبقاتی امروز در کشور بی‌سابقه است.

متاسفانه درحال حاضر ده‌ها فعال کارگری یا در زندان هستند و یا با پرونده سازی های سنگین منتظر صدور و اجرای احکام ظالمانه و ناعادلانه هستند تا شاید با این روند صدای میلیونی کارگران را خفه کنند.

با خصوصی سازی سرمایه‌های کشور را به تاراج برده‌اند و کارخانه‌های بزرگ و مهمی نظیر نیشکر هفت‌تپه و هپکو، آذرآب و… را که از نظر تولید در خاورمیانه مطرح بودند را به ورشکستگی کشانده‌اند و کارگرانی چون اسماعیل بخشی را که مخرب بودن سیاستهای خصوصی سازی و بی لیاقتی مدیران را فریاد زد به اتهام های واهی به زندان کشاندند و از سر استیصال شوهای تلویزیونی ورشکسته برای گمراه کردن مردم براه انداختند.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه خود طعم تلخ سرکوب زندان و پرونده سازی و نمایش‌های تلویزیونی از سوی نهادهای امنیتی و صاحبان قدرت را سالیان سال چشیده و با این وجود تا امروز همچنان از حقوق کارگران دفاع کرده است و اتحاد و همبستگی را بخوبی تجربه کرده است. پس به کارگران نیشکر هفت تپه و هپکو و آذرآپ نوید می‌دهد در صورت همبستگی و اتحاد قطعا به خواسته‌های بحقتان خواهید رسید. ما باید این واقعیت را بپذیریم که کارگران باید روی خودشان و ایستادگی و مقاومت شان حساب کنند، چرا که در چهل سال گذشته ثابت شده است که هیچ اراده و برنامه اقتصادی تاکنون چه از طرف حاکمیت و چه از طرف دولت‌های مختلف برای سامان دادن به وضعیت اسفبار معیشتی کارگران وجود نداشته و نخواهد داشت و هرگز روزی نبوده است که از روز قبل وضعیت مزدبگیران و کارگران بهتر شده باشد بنا به درک همین وضعیت، کارگران باید بسوی ایجاد تشکیلات مستقل از کارفرماها و دولت و نهادهای دولتی همچون خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار حرکت کنند تا سازمان یافته برای معیشت و زندگی بهتر تلاش نمایند.

سندیکای کارگران شرکت واحد هرگونه تعقیب و زندان و پرونده سازی علیه کارگران، معلمان و حامیان طبقه کارگر را محکوم می‌کند و خواستار آزادی تمامی کارگران و فعالین کارگری دربند می‌باشد.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه




آزادی موقت تعدادی از زندانیان کارگری از زندان

سپیده قلیان
سپیده قلیان

روز شنبه سپیده قلیان و ساناز الهیاری دو تن از متهمین پرونده ی اعتصاب هفته تپه و همچنین عاطفه رنگریز که در جریان تجمع اول ماه کارگران بازداشت شده بود، با تودیع وثیقه آزاد شدند. بنابر گزارش ها امیر حسین محمدی فر و امیر امیرقلی نیز روز شنبه آزاد شده اند

خبر آزادی سپیده قلیان از سوی کمپین دفاع از بازداشت شدگان هفت تپه و زندانیان ترقی خواه، منتشر شد. بنابر گزارش ها سپیده ی قلیان با تودیع وثیقه ی یک و نیم میلیارد تومانی آزاد شده است.

سپیده ی قلیان که در جریان اعتصاب سال گذشته ی کارگران هفت تپه همراه با اسماعیل بخشی دستگیر شد بعد از آزادی از زندان با انتشار یک فایل ویدئویی از شکنجه هایی که بر او و اسماعیل بخشی رفته بود پرده برداشت. بعد از انتشار این فایل ویدئویی او دوباره بازداشت شد.

سپیده قلیان همراه با دیگر متهمان این پرونده در دادگاهی ناعادلانه محاکمه و به ۱۸ سال زندان محکوم شد. بسیاری از سازمان ها و اتحادیه های کارگری در سطح جهان و نیز فعالین حقوق بشر بین المللی خواهان آزادی او و دیگر بازداشت شدگان اعتصابات هفت تپه شدند.

سپیده قلیان در طول بازداشت چندین بار دست به اعتصاب غذا زد. آخرین اعتصاب غذای خشک او هفته ی گذشته بود. سپیده ی قلیان همراه با این اعتصاب فایل صوتی دیگری از زندان بیرون داد و در آن نسبت به آزار خود و خانواده اش به شدت اعتراض کرد.

سپیده قلیان: مردم بدانید چه بر سر ما می آورند!

ساناز اللهیاری از اعضای نشریه اینترنتی گام هم سال گذشته همراه با همسر خود حسین محمدی فرد، در ارتباط با اعتراضات کارگران فولاد اهواز و نیشکر هفت‌تپه بازداشت و در دادگاه به هجده سال زندان محکوم شد. بنابر گزارش ها وی نیز عصر شنبه چهارم آبان با قرار وثیقه آزاد شده است.

عاطفه رنگریز، دیگر فعال کارگری و از بازداشت شدگان روز جهانی کارگر نیز روز شنبه با تودیع قرار وثیقه و تا پایان مراحل دادرسی از زندان قرچک ورامین آزاد شد. وی در تاریخ در تاریخ ۱۱ اردیبهشت ماه سال جاری به همراه ده ها تن دیگر بازداشت و شهریورماه سال جاری توسط دادگاه انقلاب تهران به ۱۱ سال و شش ماه حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده بود.

به گزارش هرانا، روز چهارشنبه ۲۴ مهرماه ۹۸، عاطفه رنگریز، در زندان قرچک ورامین دست به اعتصاب غذا زد. وی همزمان با انتشار نامه ای ضمن اعلام آغاز اعتصاب غذای خود گفته بود “بدن خود را سلاحی می‌کنم در برابر این همه بی‌عدالتی که بر ما گذشت و می‌گذرد و اعتصاب غذای خود را در اعتراض به عدم پذیرش غیرقانونی وثیقه‌ای که تاکنون پنج بار با در بسته و دیوارها روبرو شد و همچنین صدور احکام ناعادلانه و نگهداری غیرقانونی در زندان قرچک اعلام می‌کنم”.

هر آنچه مرا نکشد، قوی‌ترم می‌سازد – اعلام اعتصاب غذای عاطفه رنگریز

چهارشنبه ۱ آبان ماه ۹۸، خانم رنگریز پس از کاهش مبلغ وثیقه ۲ میلیارد تومانی به ۱ میلیارد تومان و اعلام پذیرش وثیقه به خانواده وی و همچنین اعلام رسمی این موضوع توسط معاونت قضایی زندان به این فعال کارگری به اعتصاب خود پایان داده بود.

روز دوشنبه ۱۴ مردادماه جلسه دادگاه عاطفه رنگریز برگزار و روز شنبه ۹ شهریورماه حکم صادره توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه به وکیل وی ابلاغ شد. بر اساس این حکم، عاطفه رنگریز به ۱۱ سال و ۶ ماه حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده بود.

خانواده مرضیه امیری، روزنامه نگار و یکی دیگر از دیگر بازداشتیان روز جهانی کارگز نیز از آزادی قریب‌الوقوع او خبر داده اند.

مرضیه امیری نیز روز چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت‌ ماه ۹۸، همزمان با روز جهانی کارگر، همراه ده‌ها تن از شرکت‌کنندگان در تجمع اعتراضی در مقابل ساختمان مجلس و به دنبال ورود نیروهای امنیتی و به خشونت کشیده شدن این تجمع بازداشت شد.

این روزنامه‌نگار روزنامه شرق و از بازداشت‌شدگان تجمع روز جهانی کارگر، در دادگاه انقلاب تهران به ۱۰ سال و شش ماه حبس تعزیری و ۱۴۸ ضربه شلاق محکوم شده است که بر اساس ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، اشد مجازات یعنی حکم شش سال حبس برای او قابل اجرا خواهد بود.

امیرحسین محمدی فرد و امیر امیرقلی با قید وثیقه از زندان اوین آزاد شدند

شنبه شب گزارش هایی مبنی بر آزادی امیرحسین محمدی فرد سردبیر نشریه کارگری گام و امیر امیرقلی عضو تحریریه این نشریه با قرار وثیقه از زندان اوین منتشر شد.

ایران وایر نوشت: «امیر امیرقلی»، «امیرحسین محمدی فرد»، در دادگاه بدوی هرکدام به ۱۸ سال حبس تعزیری محکوم شده بودند. جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات آنها در مردادماه سال جاری در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران برگزار شد.

بر اساس رای صادره توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران سپیده قلیان، امیر (علی) امیرقلی، امیرحسین محمدی فرد، ساناز الهیاری و عسل محمدی برای اتهام «اجتماع و تبانی به‌قصد اقدام علیه امنیت ملی» به ۷ سال حبس تعزیری، برای اتهام «عضویت در گروه گام» به ۷ سال حبس تعزیری، برای اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به ۱ سال و شش ماه حبس تعزیری و بابت اتهام «نشر اکاذیب» به ۲ سال و شش ماه حبس تعزیری محکوم شده‌اند.

مرضیه امیری،؛ سانازالهیاری، امیرحسینمحمدیفرد پس از آزادی از زندان – عکس از کانال تلگرامی «هفت تپه – کانال مستقل کارگران»

اسماعیل بخشی فعال کارگری هفت تپه و مشهورترین زندانی کارگری ایران، همراه با عسل محمدی هنوز در زندان است. بنابه گزارش کارگران هفت تپه، خانواده اسماعیل، دوستان وی و افراد زیادی در بیرون زندان اوین منتظر آزادی وی هستند. اما هنوز خبری از آزادی اسماعیل بخشی منتشر نشده است.




مردم بدانید چه بر سر ما می آورند!

 از اخبارروز

 
فایل صوتی منتسب به سپیده قلیان
سپیده قلیان
سپیده قلیان

سپیده قلیان، از متهمین پرونده اعتراضات هفت تپه و فعال مدنی زندانی در زندان قرچک ورامین در پنجمین روز اعتصاب خود به سر می برد. روز جاری فایل صدایی منتسب به خانم قلیان در فضای مجازی منتشر شده است که وی در آن از دلایل اعتصاب غذای خود می گوید. این فعال مدنی از روز یکشنبه ۲۸ مهرماه در اعتراض به افزایش فشارهای امنیتی بر خانواده خود و همچنین رفتار نامناسب مسئولین با زندانیان در زندان قرچک ورامین دست به اعتصاب زده بود. وی طی این اقدام اعتراضی خواهان حضور هیئتی از قوه قضاییه در زندان قرچک ورامین و رسیدگی به وضعیت نامناسب زندانیان شده است. سپیده قلیان که از تاریخ ۳۰ دی ماه ۹۷ در بازداشت به سر می برد، شهریورماه سال جاری توسط دادگاه انقلاب تهران به ۱۸ سال حبس تعزیری محکوم شده است.

سپیده قلیان از روز یکشنبه ۲۸ مهرماه ۹۸، در اعتراض به رفتار نامناسب مسئولین زندان قرچک ورامین با او و سایر زندانیان و افزایش فشارهای امنیتی بر خانواده وی دست به اعتصاب غذا زده است. خواسته او حضور هیئتی از قوه قضاییه در زندان قرچک ورامین و رسیدگی به وضعیت بسیار نامناسب زندانیان و رفتار بد مسئولین زندان با زندانیان بوده است. خانواده خانم قلیان نیز در زمان ملاقات با وی هر بار تحت فشارهای امنیتی همراه با توهین توسط مسئولین زندان قرار می‌گیرند.

امروز جمعه ۲ آبان ماه، فایل صدایی منتسب به خانم قلیان منتشر شده است که موید اعتصاب غذای وی و افزایش فشارهای امنیتی بر خانواده او است. این فایل صدا در شبکه های اجتماعی منتشر شده است.

گفته می شود روز یکشنبه در خلال یک درگیری که در جریان انتقال یکی از زندانیان به سلول انفرادی زندان قرچک ورامین رخ داده بود، سپیده قلیان به همراه وی و یک زندانی دیگر ساعاتی به یکی از سلول های انفرادی این زندان منتقل شده و مجددا به بند بازگشته بود.

به گفته این منبع مطلع، “همچنین به دلیل اعتراض سپیده قلیان نسبت به عدم رعایت بهداشت در آشپزخانه زندان و وجود حشرات در مواد غذایی نیز با برخورد مسئولین زندان و مخالفت همراه با پرخاش آنان با حضور وی در آشپزخانه مواجه شده است. وی در پی این درگیری ها به دفتر رئیس زندان منتقل شده و توسط دو تن از مسئولین مورد برخورد قرار گرفته و ضمن تهدید به گشایش پرونده جدید به شعارنویسی بر روی دیوارهای زندان متهم شده است”.

سپیده قلیان همچنین روز سه شنبه از بازداشت خواهر خود سمانه قلیان در شهر اهواز توسط مامورین اداره اطلاعات این شهر خبردار شده بود. سمانه قلیان نهایتا حدود ساعت ۳ بامداد ۳۰ مهرماه پس از ساعت‌ها بازجویی توام با فشار آزاد شده است.

لازم به یادآوری است اسماعیل بخشی، فعال کارگری و سپیده قلیان فعال مدنی که هم اکنون به ترتیب در زندان های اوین و قرچک ورامین نگهداری می شوند در تاریخ ۳۰ دی ماه ۹۷، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از مدتی به زندانهای شیبان و سپیدار اهواز منقل شده بودند. بازداشت اسماعیل بخشی و سپیده قلیان در حالی صورت گرفته بود که تلویزیون ایران شب ۲۹ دی ماه در فیلمی با عنوان “طراحی سوخته” اعترافاتی از اسماعیل بخشی، سپیده قلیان و علی نجاتی، عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه که در جریان بازداشت و بازجویی پیشین آنها ضبط شده بود را نمایش داد که در آن گفته بودند با “گروه‌های مارکسیستی و برانداز در خارج از ایران” ارتباط دارند.

روز شنبه ۱۶ شهریورماه شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران، حکم متهمین پرونده اعتراضات هفت تپه را صادر کرده بود. بر اساس این حکم اسماعیل بخشی به ۱۴ سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق، محمد خنیفر به ۶ سال حبس تعزیری، سپیده قلیان، امیر امیرقلی، امیرحسین محمدی فرد، ساناز الهیاری و عسل محمدی هرکدام به ۱۸ سال حبس تعزیری محکوم شدند. پرونده علی نجاتی دیگر متهم این پرونده کماکان مفتوح است.

گفتنی است در تاریخ ۳۰ مهرماه سال جاری سخنگوی قوه قضاییه با اشاره به اینکه «تا کمتر از یک ماه دیگر رای دادگاه تجدید نظر متهمین پرونده هفت تپه صادر می شود» گفت: “قرار تامین ۴ نفر از این افراد تخفیف پیدا کرد و امروز یا فردا با سپردن قرار وثیقه آزاد می شوند”. وی به هویت این افراد اشاره ای نکرده است.




حمله ی نیروی انتظامی به کارگران اعتصابی آذرآب

منتشر شده یکشنبه, ۲۸ مهر, ۱۳۹۸
· بروزرسانی شده یکشنبه, ۲۸ مهر, ۱۳۹۸

اعتصاب کارگران آذرآب اراک در روز یکشنبه در دوازدهمین روز خود مورد
حمله ی نیروهای انتظامی قرار گرفته است. بنابه گزارش محافل کارگری، طی حمله
امروز نیروی انتظامی به کارگران آذرآب تعدادی از کارگران زخمی و
بیمارستان منتقل شدند. گفته می‌شود، نیروی انتظامی تعدادی از کارگران را
بازداشت کرده است.
نیروی انتظامی به داخل شرکت نیز یورش برده و شیشه‌ها را شکسته و خودروهای پرسنل را خرد کرده است.
تعداد زیادی از کارگران تاکنون مجروح شده‌اند. در زمان تنظیم این گزارش،
حمله به کارگران همچنان ادامه دارد. کارگران در مقابل این تهاجم مقاومت
میکنند
اعتراض کارگران آذرآب به خصوصی سازی است.

* *
*

اعتصاب کارگران آذرآب اراک و هفت تپه در شوش، علیرغم تهدیدها و اقدامات سرکوبگرانه ی حکومت روز یکشنبه ادامه یافته است.

کارگران آذرآب اراک امروز (یکشنبه)، در دوازدهمین روز اعتراضات خود ریل راه‌آهن شمال به جنوب را مسدود کردند.
درحالیکه شورای اسلامی کار آذرآب اعلام کرده بود، اکثریت کارگران در
جلسه‌ای فرمایشی به پایان اعتصاب رای داده‌اند، امروز، ۲۸ مهرماه اکثریت
کارگران اعتصاب را ادامه داده و خواستار خلع ید سهامداران فعلی آذرآب و لغو
خصوصی‌سازی و بازگشت آن به دولت شدند.
طبق بیانیه‌ای که پیشتر
کارگران آذرآب منتشر کرده بودند، شورای اسلامی کار در همراهی با سهامداران
آذراب سعی کرده بود تا خواسته خلع ید سهامداران را به رفتن هیئت مدیره
تقلیل دهد و توطئه‌ای را برای پایان اعتصاب کارگران آغاز کرده بود، با
اینحال امروز پاسخ کارگران آذرآب به همه اعتصاب‌شکنان، از شورای اسلامی کار
تا دولت و ماموران انتظامی، بستن ریل راه‌آهن بود.

طبق برخی اخبار محلی، وزیر کار قصد دارد فردا برای حضور در بین کارگران آذرآب به اراک برود.

بیانیه جمعی از کارگران آذرآب علیه توطئه شورای اسلامی کار

پیشتر در روز چهارشنبه، جمعی از کارگران آذرآب با انتشار نامه ی سرگشاده
ای توطئه‌ شورای اسلامی کار این شرکت برای شکستن اعتصاب را افشا کرده
بودند. بنابر این نامه، این توطئه همکاری و همراهی تنگاتنگ اعضای شورای
اسلامی کار، سهامداران آذرآب و ماموران نیروی انتظامی را بر کارگران مسلم
کرد.

در این نامه آمده بود: اعتصابی که بیش از یازده روزِ آن را با خونِ دل
حفظ کردیم؛ آنهم درحالیکه به خاطر مطالبه خلع ید سهامداران فعلی و حضور در
هپکو برای اعلام همراهی با آنها، همکارانمان بارها احضار ‌شدند؛ فردای هر
روز اعتراض در خیابان و ریل راه آهن، لشگرکشی و مأموران انتظامی اطراف
کارخانه را محاصره کرده و با گاز اشک آور از ما پذیرایی می‌کردند و برای
ایجاد ترس بین کارگران بر سپرهایشان می‌کوبیدند.
شورای اسلامی کار
آذرآب با نقشه‌ای از پیش طراحی شده، فراخوان جلسه‌ای تحت عنوان نشست
هم‌اندیشی شورا با پرسنل را دادند. نهایتاً «شکستن اعتصاب و درخواست تغییر
هیئت مدیره فعلی» به عنوان نتیجه جلسه اعلام شد. اما واقعیت ماجرا توطئه‌ای
مسلم از طرف عوامل سهامداران فعلی و دولت برای سرکوب کارگران بود‌.

این نامه می افزاید: این جلسه‌ توسط تعداد زیادی از کارگران، به ویژه
بچه‌های بخش تولید تحریم شده بود و تعدادی نیز در میانه جلسه آنرا ترک
کردند. به دروغ می‌گویند اکثریت کارگران رای به شکستن کارگران دادند اما
نمی‌گویند در یک کارخانه ۱۶۰۰ نفره را‌ی‌گیری را با حضور کمتر از ۱۵۰ نفر
انجام دادند که تعداد بچه‌های خط تولید به ۳۰ نفر هم نمی‌رسید که بچه‌های
تولید رای به ادامه اعتصاب داده بودند. الحق که ماموران نیروی انتظامی نیز
نمی‌توانستند اِنقدر تر و تمیز کارگران را سرکوب کرده و به زور مشغول به
کار کنند؛ حالا شنیده‌ایم که صدا و سیمای اراک روز یکشنبه قرار است به
کارخانه بیاید و این پروژه سرکوب را به اتمام برساند و یک مشت دروغ از جانب
کارگران آذراب به جامعه بگوید.

ما یازده روز اعتراض کردیم. خیابان را بستیم. راه‌آهنی را بستیم که چند
روز قبل کارگران هپکو آنجا ضرب و شتم شده بودند اما نترسیدیم و حقمان را
خواستیم. طبق اصل ۴۴ دولت حق ندارد که شرکت‌های مادر تخصصی مثل آذراب را
خصوصی کند. از سال ۸۲ آشکارا تخلف شد و کسی برایشان لشگرکشی نکرد! حالا
کدام امتیاز را گرفته‌ایم که کارکنیم؟ حقوقمان پرداخت شد؟ سهامداری بانک
کشاورزی و شیرالی لغو شد؟ پرونده ۱۵۰ میلیاردی فریبرز پرنا در قوه قضاییه
رسیدگی شد؟ حالا شورای اسلامی کار خواسته لغو سهام سهامداران فعلی را به
رفتن هیئت مدیره تقلیل داده و این آشکارا نشان می‌دهد که آنها از عوامل
سهامداران هستند و گرنه ما همه جا خواسته‌ مان را فریاد زدیم.

کارگران در پایان نامه ی خود خطاب به شورای اسلامی کار تاکید کرده
بودند: هرچقدر هم ما را تهدید کنید، این واقعیت که شما عملاً با ماموران
انتظامی و امثال شیرالی و خزعلی هستید، آشکارتر می‌شود. حالا معلوم می‌شود
که چرا نماینده وزارت کار به دروغ پایان اعتصاب آذرآب را اعلام می‌کند اما
در کمتر از دو روز دروغش آشکار می‌شود. شما نیز با همه توانتان قدرت ندارید
اعتصاب را در آذراب بخشکانید. چنانکه شهریور ۹۶ باتوم و گاز اشک آور
نتوانست. چنانکه ریلی که کارگران هپکو را زدید خالی نگذاشتیم.

کارگران آذرآب روز یکشنبه با ادامه ی اعتصاب و بستن دوباره ی ریل آهن، به آن چه در این نامه گفته بودند، عمل کردند.

هفت تپه: نیروهای امنیتی به دنبال شکار فعالین کارگری

همزمان با ادامه ی اعتصاب کارگران هفت تپه، ماموران امنیتی تلاش می کنند فعالین کارگری شرکت را بازداشت کنند.

ماموران اطلاعات شوش روز پنجشنبه کوشیده بودند یوسف بهمنی از فعالین
اعتصابی کارگران نیشکر هفت تپه را دستگیر کنند. آن ها به این منظوربه منازل
سازمانی هفت تپه، هجوم بردند، اما موفق به پیدا کردن یوسف بهمنی نشدند.

بنابر اطلاع فعالین کارگری هفت تپه، شب گذشته نیز ماموران امنیتی با
«یورش وحشیانه» درصدد دستگیری محمد خنیفر یکی دیگر از کارگران شرکت
برآمدند. کارگران در برابر این تهدیدها تاکید کرده اند که یورش های امنیتی
به همکارانشان را با ادامه اعتصاب پاسخ خواهند داد. آن ها گفته اند: امنیت
خنیفر، یوسف بهمنی و ابراهیم عباسی و خانواده شان امنیت ماست. اجازه
نمیدهیم نمایندگان ما را تهدید و بازداشت کنید. با کارگران هفت تپه نمی
توانید با زبان زور صحبت کنید!

کارگران در روزهای اخیر دست به افشای عوامل کارفرما و حکومت در شرکت و
میان کارگران زده اند و عکس و مشخصات این عوامل و اعتصاب شکنان را به طور
گسترده ای در شبکه های اجتماعی خود به اشتراک می گذارند.

سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه در بیانیه ی ای از ادامه ی اعتصاب در روز
یکشنبه خبر داده است. در این بیانیه آمده است: امروز یکشنبه ۲۹ مهر،
کارگران هفت تپه در حمایت از ۳ همکار اخراجی خود و عدم امنیت شغلی و خواست
لغو خصوصی سازی و همچنین پایان دادن به پرونده سازی برای کارگران به
اعتصاب خود ادامه دادند.