یا مرگ یا آزادی

 
عاطفه رنگریز
عاطفه رنگریز
یادداشت اعلام اعتصاب غذای عاطفه رنگریز از زندان قرچک

از درس‌های دانشکده‌ جنگ زندگی: هر آنچه مرا نکشد، قوی‌ترم می‌سازد.

در تجمع روز جهانی کارگر در تاریخ یازده اردیبهشت نود و هشت بازداشت شدم و پس از ۴ روز با وجود صدور قرار کفالت ۳۰ میلیونی از آزادی من جلوگیری شد و پس از ۲۸ روز بازجویی و چندین بار انتقال از زندان قرچک به اوین با پرونده‌سازی کاملاً مشهود روبرو شدم با آنکه بارها و بارها در پاسخ‌های خود گفته بودم که فعالیت‌های من کاملاً قانونی بوده و درکی از سوالات شما ندارم.

در ادامه این‌ روند ناعادلانه قرار وثیقه من به ۵۰ و ۷۰ میلیون تومان افزایش یافت و این بار نیز دادسرا از قبول قرار کفالت سرباز زد و باز خانواده به دیوارهای ناعادلانه برخورد کرد؛ آن‌ها در بیرون سرگردان شدند و من نیز در داخل زندان.

این ‌سرگردانی همچنان ادامه یافت تا آن که دادگاه بدوی‌ام در تاریخ ۱۴ مرداد ماه در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب برگزار شد. دادگاهی که امکان دفاع و پاسخ‌گویی به آن نبود و رنگ و بوی فرمایشی داشت. قاضی مقیسه مبلغ قرار وثیقه را به دو میلیارد تومان افزایش داد. با این وجود، خانواده با این در و آن در زدن بالاخره توانستند این وثیقه سنگین را فراهم کنند اما بار دیگر طی روندی کاملاً غیر قانونی با قبول وثیقه مخالفت شد و در نهایت حکم یازده سال و نیم زندان به وکیل من ابلاغ شد. حکمی که نه بر اساس ادله موجود در پرونده که بیشتر به اتهامات ردیف شده بازجویان بازمی‌گشت. 

این جانب بارها به روند غیر قانونی پرونده‌ام از جمله عدم قبول وثیقه، عدم اجرای اصل تفکیک جرائم، صدور احکام ناعادلانه به طرق مختلف اعتراض کرده‌ام و این خلاصه‌ای است از روند غیرقانونی وضعیت من در این ۵ ماه و ۱۳ روز و سردواندن خانواده در بیرون و من در داخل زندان.

بازی‌دادنی که گران می‌آید، زیرا گویی عدالتی در کار نیست و پرسش اینکه چگونه دستان من در این بند بی عدالتی می‌تواند خودش را آزاد کند، کماکان پابرجاست. این بندها دستان مرا به دستان بسیاری گره می‌زند، دستان خواهرانم که جز برای حق‌طلبی گره نشده‌بود و شدیدترین ستم‌ها هم نتوانسته گره آن‌ها را باز کند، دستان دلسوزترین جان‌های این سرزمین بلاخیز که برای آموزش بهتر، برای کودکیِ ربوده شده، برای حداقل‌های زندگی شایسته بلند شدند و داس بی‌عدالتی هم نتوانسته از رویش آن‌ها جلوگیری کند، دستان خشکیده‌ی زندانیانی که قربانی چرخ دنده‌های بی‌رحم انواع تبعیض‌ها و بی‌عدالتی‌های اجتماعی شده‌اند. 

ازاین‌رو بدن خود را سلاحی می‌کنم در برابر این همه بی‌عدالتی که بر ما گذشت و می‌گذرد و اعتصاب غذای خود را در اعتراض به عدم پذیرش غیرقانونی وثیقه‌ای که تاکنون پنج بار با در بسته و دیوارها روبرو شد و همچنین صدور احکام ناعادلانه و نگهداری غیرقانونی در زندان قرچک اعلام می‌کنم. نیک آگاهم که جان من برای آنان‌ که به بازی‌اش گرفته‌اند ارزش محافظت ندارد، و این رنج را برای شکستن این دیوار سکوت که قتل خاموش جامعه‌ی مدنی و صدای حق طلبی ما است، تحمل می‌کنم.

از این رو، نوشته‌ام را با دو کلمه تمام می‌کنم که پژواک آن در سرتاسر تاریخ ما فرودستان پیچیده است:

“یا مرگ یا آزادی”

عاطفه رنگریز – زندان قرچک – ۲۴ مهر




اعتراض دانشجویان به «حضور نمایشی» روحانی در دانشگاه تهران

 
تظاهرات دانشجویان دانشگاه تهران در اعتارض به حضور روحانی در دانشکاه

همزمان با حضور حسن روحانی رئیس جمهور اسلامی در دانشگاه تهران به مناسبت آغاز سال تحصیلی جدید دانشجویی که با سخنان فریبکارانه ی او در مورد ضرورت شرکت در انتخابات و رفراندم همراه بود، جمعی از دانشجویان در دانشگاه تهران دست به راهپیمایی و تجمع زدند.

دانشجویان در این تجمع و راهپیمایی شعارهایی در محکومیت برخوردهای امنیتی با دانشجویان و بازداشت کارگران و معلمان و فعالین سیاسی سر دادند. از هفت تپه تا تهران زحمتکشان در زندان!، کارگر زندانی آزاد باید گردد!، معلم زندانی آزاد باید گردد!، دانشجوی زندانی آزاد باید گردد!، ایستاده ایم در سنگر، دانشجو و کارگر! از جمله شعارهای دانشجویان در این تجمع و راهپیمایی اعتراضی بود

فعالین صنفی دانشگاه تهران نیز به این مناسبت بیانیه ای منتشر کرده و به «حضور نمایشی حسن روحانی» در دانشگاه اعتراض کردند. به گزارش شورای صنفی دانشجویان کشور، متن این بیانیه به شرح زیر است:

بیانیه فعالین صنفی دانشگاه تهران
در اعتراض به حضور نمایشی حسن روحانی در دانشگاه

تفاوتی ندارد کدامیک از صاحب منصبان پشت درهای بسته سالن های همایش نشسته باشد. تفاوتی ندارد راجع به حقوق شهروندی داد سخن برانند یا از مزه شیرین عدالت حرف بزنند. پاسخ حاکمان به همکلاسی ها و رفقایمان که همپای طبقه کارگر علیه نابرابری فریاد سر دادند بازداشت، انفرادی و زندان بوده است. حنای هیچ یک از سیاستمداران برای ما رنگی نداشته و ندارد. تاریخ همواره گواه این دیوار سنگی است که حائلی است میان ما و آنها. ما، روی تلی از حرمان و فقر و خون ایستاده ایم. آنان رو در روی ما چکمه بر گلوی فرودستان می فشارند.

اما همپای سرکوب همواره مقاومت جریان دارد. در فضای رخوت و خفقان حاکم بر دانشگاه در سال های آغازین دهه ۹۰، این غریو سرخ فعالین صنفی بود که جانی دوباره به دانشگاه بخشید. جریانی که از نخستین روز، مستقل از تمامی وابستگان جناح های قدرت در همبستگی با سایر اقشار اجتماعی از کارگران و معلمان گرفته تا زنان، کشاورزان و بیکاران علیه تهاجم سیاست های اقتصادی و اجتماعی ای که زندگی طبقات فرودست را نشانه رفته اند، برخاست.

امروز دانشگاه یک بنگاه تمام عیار اقتصادی است. دولت فعلی چون وارث راستین دولت های پیشین خود با ابزار سیاست های تجاری سازی، پولی سازی و خصوصی سازی، در پی آن است که دانشگاه را به ملکی انحصاری برای یکه تازی طبقه حاکم بدل سازد. ظهور انواع و اقسام دانشگاه های پولی، هزینه های سرسام آور تحصیل در دانشگاه های دولتی، کاهش سهمیه دانشجویان روزانه، طرح و بسط روز افزون قوانین تبعیض آمیز جنسیتی، ایجاد گزینش های آموزشی برای حذف ساکنان استان های پیرامونی و محدودیت آفرینی برای اقلیت های قومی و مذهبی، ادعای آموزش رایگان و همگانی را به دروغی بزرگ بدل ساخته است.

از سوی دیگر سیاست های تنبیهی و کنترلی جدید نیز که به شدیدترین شکل در شیوه نامه انضباطی اخیر تبلور یافته است، در کنار فشارهای فزاینده بر وضع معیشت دانشجویان، اجزای مختلف بسته ای است که دولت حسن روحانی در شش سال اخیر برای تعرض به حیات دانشجویان در نظر گرفته است. این قوانین حتی در زمینه پوشش و زندگی فردی فضای کنترلی شدیدی را بر دانشگاه حاکم ساخته است. در چنین شرایطی دانشگاه بیش از هرچیز به یک نهاد اداری، مالی و امنیتی تبدیل شده که نقشی جز ایجاد اعتبار و وجهه برای حاکمان ندارد.

در این وضعیت، فضای تشکل های رسمی موجود نیز عملا مکمل بسته سیاست های دولت است. وقتی تشکلهای به اصطلاح دانشجویی، تاریخی عجین با منتفعین از استثمار و سرکوب دارند و همزمان از حقوق، شان و منزلت کارگر دم می زنند، علیه آموزش کالایی بیانیه می دهد و ناگهان در سایه نقد آموزش کالایی می خزند، دم خروس عیان می شود. نمی توان شریک دزد بود و رفیق قافله. نمی شود از یک سو در جبهه سیاستمدارانی ایستاد که سیاستهایشان کارگران هفت تپه‌ها، فولادها و هپکوها را به خاک سیاه نشاند، صندوق های بازنشستگی را به ورشکستگی کشاند و در همه عرصه ها ویرانی بر ویرانی آفرید و از سوی دیگر شعبده بازانه، دهان به انتقاد از همین سیاست ها گشود. این بازی های فریبکارانه مدتهاست برنده ای جز صاحبان قدرت ندارند. از این رو با صدای رسا می گوییم: دانشجویان فعال در این تشکلها بدانند نقد آموزش کالایی و سایر سیاست هایی که در پی تشدید نابرابری هستند، با نفی بنیادین وضع موجود در هم تنیده است. برای ما بسیاری از دانشجویان فعال شده در این تشکل ها ماهیتی متفاوت از نفس وجود این تشکل ها و روابط ساختاری و حزبی آن ها دارند اما اگر نقد نابرابری در تمام عرصه های اجتماعی مبناست، این دانشجویان باید پیش از هر چیز علیه موجودیت و تاریخ این تشکل ها و علیه بهره مندی آنها از امکان هایی که به قیمت سرکوب جریان های مستقل به دست آمده، به پاخیزند.

دانشجویان!
تاریخ ما را قضاوت خواهد کرد. در زمانه ای که رنج تنوره می کشد و انسان آواره می شود، در زمانه ای که حاکمیت سوار بر هیولای بازار همه جا را در می نوردد، بسیاری از دانشجویان در انفعالی سیاسی، خزیده در فردیت حریص و سردرگم خویش به دنبال بیرون کشیدن گلیم خود از این آب گل آلود اند. با این حال، سعادت امری جمعی است چنانکه نگون بختی. این آوازه ای است که باید مدام در گوشمان طنین بیاندازد. این مسئولیت اجتماعی ما است که بی تفاوت نباشیم. مسئولیت اجتماعی ماست که بی قرار باشیم! که ما هنوز هم، شادان و پایکوبان فریاد بر می آوریم: مقاومت، زندگی ست؛
خواه زندانی در چشم انداز باشد، خواه دانشگاه.




فراخوان به تجمع بازنشستگان در برابر مجلس

از اخبارروز

فراخوان تجمع
بازنشستگان به تداوم اعتراضات خود پایبندند.

انتشار آمار رسمی از وضعیت نگران کننده تورم اقتصادی ، ادامه و تشدید سیاست های انقباضی دولت بر گرده مردم، اعلام یکجانبه افزایش مزد سالیانه تحقیرآمیزاز سوی دولت ، عدم اراده جدی برای تغییر سیاستهای بنیادی جهت بهبود معیشتی بازنشستگان و مزد بگیران، ادامه شرایط مخاطره آمیز سیاست های حاکم بر صندوق های بازنشستگی ، و بسیاری مسائل دیگر از جمله بهداشت و درمان، دورنمای تیره تری را برای وضعیت زندگیمان نشان میدهد.
بازنشستگان چاره ای جز اتحاد و همبستگی در دفاع برای بهبود شرایط زندگی و دستیابی به مطالباتشان را ندارند. و از خواست های طبیعی و حق طلبانه خود به هیچ بهانه ای کوتاه نخواهند آمد.
بدین منظور، درحمایت از فراخوان انجمن صنفی بازنشستگان، دردهه سوم آبانماه،
درمقابل مجلس تجمع اعتراضی گسترده ای را با شعار “تا حق خود نگیریم/ازپای نمی نشینیم” برگزار خواهیم نمود،

شورای بازنشستگان ایران




بیانیه ۱۷ زندانی سیاسی زن در حمایت از مادران

 

 

۱۷ زندانی سیاسی زن که در زندان اوین به سر می­‌برند، با انتشار بیانیه ی مشترک نسبت به ستمی که توسط جمهوری اسلامی علیه زنان و مادران اعمال می­‌شود، اعتراض کرده‌­اند. در این بیانیه آمده است: در تمام این سال‌ها جدال حاکمیتی زن ستیز با زنان و مادرانی که برای آزادی و عدالت برخواسته‌اند، ادامه داشته و تداوم این جدال نشانی از آگاهی افزون و گسترش مبارزه و اعتراضات زنان است.

متن کامل بیانیه:

دیر زمانیست که استبداد و استثمار توامان جز چتر خفقان و گرسنگی و فقدان بر سر مردم این سرزمین نگسترده است. در تمام این سال‌ها کشاکش قدرت مسلط با آزادی‌خواهی و عدالت‌طلبی در جریان بوده است. در یک سو حاکمیت با تمام ابزارهای سرکوب و در سوی دیگر جان‌های آزاده‌ی مردان و زنان با تمام آنچه داشته‌اند از قلم‌شان تا جان‌شان. این کشاکش و نبرد به صریح‌ترین شکل در مواجهه حاکمیت با مادران و مادرانگی طی سال‌ها نمایان شده است.

جایی که حکومت به رغم‌ تاکید بر مادر بودن زنان برای پابند کردنشان به خانه، مادرانگی زنان معترض را تاب نمی‌آورد: زنان‌ بسیاری فرزندان خود را در زندان به دنیا آورده و بزرگ کرده‌اند؛ مادرانی‌ حتا از دیدن جسد و محل دفن فرزندان خود محروم شده‌اند؛ مادرانی به جرم‌ خون‌خواهی فرزند خود یا درخواست آزادی فرزندشان به زندان روانه شده‌اند؛ یا مجبور به ترک فرزند چند ماهه خود شده‌اند و سال‌ها بدون‌ حتی یک روز مرخصی در هجران فرزندان خود در زندان گذرانده‌اند؛ مادرانی که حتی از ملاقات و دیدن فرزندان‌شان در سالن‌های ملاقات زندان‌ها محروم مانده‌اند؛ و مادران بی‌قراری هم ‌پشت درهای زندان ساعت‌ها در انتظار بدیهی‌ترین حق خود و در آغوش کشیدن فرزندشان رنجی مشابه را متحمل می‌شوند.

در تمام این سال‌ها جدال حاکمیتی زن ستیز با زنان و مادرانی که برای آزادی و عدالت برخواسته‌اند، ادامه داشته است. تداوم این جدال البته خود نشانی از آگاهی افزون و گسترش مبارزه و اعتراضات زنان است. نمونه‌ها بسیارند. تنها در چند ماه گذشته فرنگیس مظلوم‌ به رغم بیماری به جرم دفاع از پسرش، سهیل عربی، بازداشت شد. مادر علیرضا شیرمحمدی به دلیل نداشتن ۸۰ میلیون‌ تومان وثیقه، فرزند خود را در زندان از دست داد. راحله اصل احمدی به جرم خواست آزادی فرزندش، صبا کرد افشاری، بازداشت شد، و موارد متعدد دیگر.

در اخیرترین مورد، دختر ۵ ساله نازنین زاغری، گیسو رتکلیف، به ناچار ایران را ترک کرد تا بعد از ۳ سال و ۸ ماه، به دور از مادر، نزد پدر زندگی‌ کند. این‌ در حالیست که مسوولان به طور ضمنی آزادی او را مشروط به نتیجه مذاکره و معامله با بریتانیا کرده‌اند و آنچه در این میان نادیده گرفته می‌شود، انسان‌ها، حقوق آن‌ها، عدالت و حقیقت است. از این منظر، عملکرد هر دو حکومت دو روی یک سکه است.

ما امضا کنندگان این بیانیه که برخی‌مان خود سالیان دراز رنج‌ هجران فرزندان‌مان را تجربه کرده‌ایم، بار دیگر اعتراض خود را به ستم بر زنان، رفتارهای غیر انسانی و بی عدالتی اعلام می کنیم.

تجربه تاریخی و واقعیت روزمره بیانگر آن است که مادرانگی به رغم میل حکومت‌ها با مقاومت و باروری ذاتی خود تا چه حد می‌تواند به خواست و امکان رهایی گره بخورد. تداوم فشارها و فراق‌ها بر زنان طی سال‌های اخیر را نه عامل شکستن مقاومت که گواه ثابت قدم‌تر شدن در مبارزه و اراده معطوف به آن می‌دانیم.

ما زنان این مرز و بوم در این سو یا آن سوی دیوار زندان بر این باوریم که وجدان بیدار جامعه، تاب این‌ ستم‌ها را نخواهد آورد و نه دیر هنگام، بلکه در سپیده دمی نزدیک، با عمل و اراده و هر لحظه، رهایی مادران رنج کشیده این سرزمین را فراهم خواهد ساخت.

دست در دست هم به امید روزهای روشن، صدای مادران در بند باشیم که این عمل سر فصل رهایی وجدان دردآلود جامعه بشری است.

یاسمن آریانی / مریم اکبری منفرد / سیما انتصاری / ارس امیری / مرضیه امیری قهفرخی/ لیلا حسین زاده / نازنین زاغری / زهرا زهتابچی / آتنا دائمی / فاطمه ضیایی / منیره عربشاهی / نگین قدمیان / صبا کردافشاری / ندا ناجی / نرگس محمدی / فرشته محمدی / سپیده مرادی

▫️زندان اوین – مهر ۱۳۹۸”




استقرار نیروهای یگان ویژه در شرکت نیشکر هفت تپه

 

بنابر گزارش های منتشره در شبکه های اجتماعی کارگران هفت تپه، با ادامه اعتراضات کارگران نیشکر هفت تپه، شنبه شب ۲۰ مهر ۱۳۹۸، بیش از بیست دستگاه خودروی ضد شورش و چند دستگاه اتوبوس متعلق به نیروی انتظامی، شبانه وارد شرکت شده و در داخل انبارهای شکر و مدیریت بازرگانی اسکان یافتند.
این نقل و انتقال نیروهای انتظامی جهت مقابله با اعتراضات و اعتصاب کارگران هفت تپه در روزهای گذشته است.

اعتصاب کارگران علیرغم تهدیدهای مداوم امنیتی و کارشکنی های کارفرما برای شکستن اعتصاب همچنان ادامه دارد.




بیستمین روز اعتصاب کارگران هفت تپه

 

به گزارش سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه کارگران هفت تپه در حمایت از همکاران اخراجی و پایان دادن به پرونده سازی برای کارگرانی که صدای مطالبات بحق آنها هستند و میخواهند صدای کارگران به گوش جامعه برسانند و برچیده شده بخش خصوصی و… هستند، امروز شنبه ۲۰ مهر ۹۸ به اعتصاب خود ادامه دادند، اما متاسفانه تا به امروز به هیچ کدام از خواسته های به حق کار گران جواب داده نشده است.

سندیکای کارگران نیشکرهفت تپه طی اطلاعیه ای از مطالبات کارگران حمایت کرده وهرگونه پرونده سازی برای این عزیزان زحمتکش را محکوم میکند وخواستار خاتمه دادن به پرونده سازی های امنیتی برای کارگران و آزادی اسماعیل بخشی و دیگر مدافعان کارگری می باشد.




تجمع اعتراضی کارگران آذرآب اراک؛ شلیک گاز اشک‌آور و درگیری نیروی انتظامی با کارگران

منتشر شده دوشنبه, ۱۵ مهر, ۱۳۹۸
· بروزرسانی شده دوشنبه, ۱۵ مهر, ۱۳۹۸

دومین روز اعتصاب کارگران آذرآب اراک
دومین روز اعتصاب کارگران آذرآب اراک
دومین
روز تجمع کارگران شرکت آذرآب اراک با یورش ماموران یگان ویژه و نیروهای
امنیتی مواجه شد. نیروی انتظامی از ساعات اولیه صبح با حضور پر تعداد در
مقابل درب ورودی شرکت، اجازه خروج کارگران از کارخانه را نداد.

امروز دوشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۸ کارگران کارخانه آذرآب در اراک برای
دومین روز متوالی در اعتراض به «پرداخت نشدن حقوق معوقه‌» و «تعیین تکلیف
نشدن سهامدار»، دست به تجمع زدند. درزمانی که کارگران قصد خروج از کارخانه
را برای برگزاری تجمع اعتراضی خود داشتند، در مقابل خود با صف نیروهای ضد
شورش مواجه شدند. نیروی انتظامی و یگان های ضد شورش با ایجاد مانع در مقابل
درب شرکت مانع خروج کارگران شدند ماموران ضد شورش وقتی با مقاومت کارگران
برای خروج از کارخانه مواجه شدند، اقدام به شلیگ گاز اشک آور به سمت
کارگران کردند. کارگران با روشن کردن آتش تلاش کردند از اثر گاز اشک آور
بکاهند.

به گزارش ایران وایر، شرکت صنایع آذرآب اراک از صنایع پیمانکاری عمده
کشور است که در سال ۱۳۶۴ در اراک آغاز به کار کرد. این شرکت مادر تخصصی در
حوزه طراحی، ساخت و نصب انواع بویلرهای نیروگاهی و صنعتی، مخازن تحت
فشار، مبدل های حرارتی و تجهیزات نفت، گاز، پتروشیمی، فولاد، صنایع قند،
شکر و سیمان فعالیت دارد. این شرکت در سال ۱۳۸۹ به بخش خصوصی واگذار شده و
هم اکنون به ۱۶ هزار و ۴۰۰ سهم تقسیم شده است.

کارگران که شمارشان به ۴۰۰ نفر می رسد خواستار حمایت مسئولان
در پیگیری معوقات حقوق و مزایای شغلی خود و جدیت بیشتر در حل مشکلات
صنفیشان هستند. تعیین تکلیف سهامداری، پرداخت معوقات حقوق از تیرماه جاری
تاکنون و نداشتن قرارداد کاری؛ نبود منابع برای پرداخت پاداش و تسویه حساب
بازنشستگان از جمله موضوعاتی است که کارگران خواستار رسیدگی مسئولان به
آن‌ها هستند.

کارگران آذرآب روز ۱۳مهرماه ۱۳۹۸ از ساعت ۱۲ مسیر جاده اصلی
اراک به تهران را مسدود کردند. بر اثر این تجمع، تردد خودروهای عبوری کند و
ترافیک سنگینی ایجاد شد. جاده اراک به تهران از مسیرهای ارتباطی اصلی در
کریدور شمال به جنوب و غرب به شرق کشور است.

معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استانداری مرکزی روز گذشته در
جمع کارگران این شرکت گفته است: «سهام عمده شرکت صنایع آذرآب اراک که متعلق
به بانک کشاورزی است تا یک ماه آینده تعیین تکلیف و سهامدار اصلی معرفی می
شود.»

«بهروز اکرمی» در ادامه گفته بود: «مدیریت ارشد استان با جدیت
هرچه تمام تر برای تعیین تکلیف سهامدار اصلی و انتصاب اعضای هیات مدیره
این شرکت را دنبال می‌کند و رایزنی‌هایی را با شخصیت‌های حقیقی و حقوقی
انجام داده است. وی با اشاره به گفته‌های مدیرعامل آدرآب اعلام کرد: «
مدیرعامل شرکت صنایع آذرآب گفته به زودی مبلغ ۲۰ میلیارد ریال به حساب
کارگران شرکت آذرآب واریز می شود و پرداخت دیگر مطالبات در دستور کار قرار
دارد.» معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استانداری مرکزی انتخاب اعضای هیات
مدیره جدید را منوط به نظرخواهی و رای مدیریت ارشد استان اعلام کرد.

از سوی دیگر کارگران آذرآب می‌گویند مدیرعامل و اعضای هیات
مدیره شرکت بعد از ۲ سال و نیم تاکنون نتوانسته‌اند قرارداد کار منعقد کنند
تا شرکت با مشکل مواجه نشود. یکی از کارگران این کارخانه که نخواست نامش
فاش شود، می‌گوید: «به روز رسانی حقوق کارگران یکی از وعده هایی مدیرعامل
از ۲ سال گذشته است که محقق نشده است و اکنون کارگران معوقات سه ماه خود را
طلب می کنند. کارگران در ۲ نوبت کاری وارد کارخانه می‌شوند و فقط کارت
ورود و خروج خود را ثبت می‌کنند. تامین کار، معرفی هیات مدیره و اگذاری
سهام شرکت با اهلیت مهمترین خواسته کارگران است و از مسئولان استانی انتظار
است برای حل مشکلات کارگران شرکت صنایع آذر آب اراک بکوشند.»




حدیثِ کارگران هفت‌تپه که به خانه ملت نرسیدند!

نسرین هزاره مقدم

پانزدهم مهر ماه، در پانزدهمین روز از اعتراض کارگران هفت‌تپه، یکی از کارگران روی سکویی می‌رود که غالباً از آنجا، نمایندگان کارگرانِ این مجتمع عظیم ۲۴ هزار هکتاری با همکارانشان صحبت می‌کنند.

بعد از بالا رفتن این کارگر، ابتدا کارگران صلوات ختم می‌کنند و بعد، این کارگر خیلی آرام شروع به صحبت می‌کند: «مرا می‌شناسید؛ من فرزند شوش هستم؛ پدرم و پدربزرگم، هر دو نانِ «هفت‌تپه» را خورده‌اند؛ ما تنها چیزی که می‌خواهیم رسیدگی به وضعیت همکارانمان است؛ آقایان گفته‌اند از طریق مجاری قانونی، مطالبات‌تان را پیگیری کنید؛ فرض کنید ما چهار سال مجاری قانونی را نمی‌شناختیم دیروز که داشتیم مطالبات را قانونی پیگیری می‌کردیم؛ آنها که دیروز راهی تهران بودند، نمایندگان قانونی چند هزار کارگر بودند که می‌خواستند مطالبات را از طریق مجاری قانونی و رایزنی با نمایندگان مجلس پیگیری کنند؛ چرا آنها را در راه گرفتند؟!»

همین کارگر از ریشه مشکلات هفت‌تپه‌ای‌ها می‌گوید: «چهار سال است که هفت‌تپه بعد از خصوصی‌شدن با این همه مشکل روبرو شده؛ هفت‌تپه را یک شبه دادند به بخش خصوصی؛ شرکت هفت‌تپه را با منفی ۴ میلیارد دادند به بخش خصوصی؛ با آن قیمتی که آنها واگذار کردند و با وام‌هایی که آنها دادند، یعنی منِ «بچه کارگر» هم می‌توانم هفت‌تپه و امثال هفت‌تپه را بخرم! آقایان، شرکت مادر را با این عظمت ندهید به بخش خصوصی؛ ندهید برود… »

مصائب خصوصی‌سازی

مشکلات هفت تپه از سال ۹۴ شروع شد؛ از روزی که این واحد را به ثمن بخس به بخش خصوصی واگذار کردند؛ در آذر ماه ۹۴، بلوک ۱۰۰ درصدی سهام شرکت نیشکر هفت تپه با شرایط ۵ درصد ارزش کل ثمن معامله و از طریق بازار سوم فرابورس به بخش خصوصی واگذار شد.

در آگهی مزایده این شرکت آمده بود: «بلوک ۱۰۰ درصدی سهام شرکت کشت وصنعت نیشکر هفت تپه شامل ۱۹۴ میلیون و ۷۴۱ هزار و ۳۳۳ سهم به قیمت پایه هر سهم ۱۱ هزار و ۲۳۱ ریال و ارزش کل پایه ۲ هزار و ۱۸۷ میلیارد و ۱۳۹ میلیون و ۹۱۰ هزار و ۹۲۳ ریال به صورت ۵ درصد نقد و مابقی اقساط ۸ ساله در ۳۰ آذرماه امسال به مزایده گذاشته می‌شود.»

این میزان سهام متعلق به سازمان گسترش و نوسازی ایران بود که مبلغ سپرده شرکت در مزایده آن توسط سازمان خصوصی‌سازی معادل ۶۵ میلیارد و ۶۱۴ میلیون و ۱۹۷ هزار و ۳۲۸ ریال تعیین شد.

سوابق واگذاری نشان می‌دهد که در نهایت، خریداران با پیش‌پرداخت ۶ میلیارد تومان توانستند شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه را به‌راحتی خریداری کنند؛ گزارش‌ها حاکی است در نهایت مالکان ۲۸ و ۳۲ ساله دو شرکت پیمانکاری در استان لرستان به نام‌های بازرگانی «دریای نور زئوس» و «آریاک» با پیش‌پرداخت ۶ میلیارد تومان توانستند شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه را با برخورداری از ۲۴ هکتار زمین کشاورزی حاصلخیز خریداری کنند.

از قرار معلوم، مالکان جدید هفت‌تپه نه تنها از پس پرداخت اقساط باقیمانده برنیامدند بلکه ارزی را که بابت گسترش مجتمع به قیمت دولتی دریافت کردند، در بازار آزاد به فروش رساندند و سه سال بعد، به عنوان «متخلفان ارزی» تحت پیگیرد قرار گرفتند.

در ارتباط با این روند واگذاری که عملاً مغشوش و مشکل‌دار است، سوالات و ابهامات بسیاری مطرح است؛ اولین و بدیهی‌ترین سوال این است که چرا باید در سال ۹۴هفت‌تپه «خصوصی‌سازی» می‌شد؟ ضرورت این کار چه بود؟ اگر دولتی‌ها در پیِ «بهره‌وریِ بیشتر» بودند آیا نمی‌توانستند با استفاده از روش‌های کارشناسانه‌ی بهره‌وری و اتخاذ راهکارهای دانش-بنیان به هدف خود دست پیدا کنند؟ آیا اجرای نسخه‌ی دیکته شده‌ی صندوق بین‌المللی پول برای اجرای سیاست‌های «تعدیل ساختاری» باعث نشده که در یکی، دو سال گذشته کارگران نیشکر هفت‌تپه، دربه‌درِ نهادها و ارگان‌های دولتی باشند و با قاطعیت درخواستِ برگرداندن مالکیت مجتمع به دولت را داشته باشند؟

سوالات و دغدغه‌های جدید

اما علاوه بر این سوالات که سالهاست بی‌پاسخ مانده، هفت‌تپه با بیش از ۵۰۰۰ کارگر و ۴۰۰ کارمند، در روزها و هفته‌های گذشته با دغدغه‌ها و سوالات جدید مواجه شده است؛ سوالاتی که متاخرتر است و بر اعترضات کارگران مترتب شده است: چرا با کارگرانی که قبل از هرچیز دغدغه‌ی خصوصی‌سازی مجتمع و پایین آمدن بهره‌وری شرکت را دارند و بعد از آن، نگران سرنوشت همکاران بازداشتی خود هستند، برخورد قهری می‌شود؟ چرا فضای هفت تپه به گونه‌ای پیش رفته که نمایندگان قانونی کارگران «نمی‌توانند» برای دیدار با نمایندگان مجلس به تهران بیایند و ناگزیر میانه راه متوقف می‌شوند؟

در روزهای ابتدایی مهرماه، همزمان با اعتراض کارگران هفت‌تپه به تمدید نشدن قرارادادهایِ ۲۰ نفر از کارگران، بنری در محوطه شرکت توسط کارگران نصب شد که بر روی آن یک درخواست نوشته شده بود: «جناب آقای رئیسی، ریاست محترم قوه قضاییه، از شرکت هفت‌تپه بازدید کنید.» چند روز بعد خبر رسید که ۱۷ نفر از این ۲۰ کارگر، به سرِکار خود بازگشته‌اند. ۳ نفر دیگر «عظیم‌سرخه» «محمد خنیفر» و «ایمان اخضری» نام داشتند. عظیم‌سرخه؛ رئیس شورای اسلامی کار شرکت است و مهلت اعتبارنامه او هنوز تمام نشده است اما قرارداد وی تا این لحظه تمدید نشده است.

برخوردها و تذکرات

بعد از آن موجی از احضارها و بازداشت‌های کارگران هفت‌تپه از راه رسید تا جایی که نهم مهرماه، علیرضا محجوب، رئیس فراکسیون کارگری مجلس، در تذکری شفاهی در جلسه علنی مجلس شورای اسلامی گفت: کشاکش‌ها در هفت تپه ادامه دارد و دیروز اعضای یک تشکل قانونی (شورای اسلامی) در هفت تپه را بازداشت کردند.

گرچه خبر بازداشت‌ ازسوی مسئولان شرکت تکذیب شد اما موج جدید بازداشت‌ها در روزهای میانی مهرماه، دوباره از راه رسید؛ شامگاه چهاردهم مهرماه، یازده نفر از کارگران مجتمع نیشکر هفت تپه که در میان آنها اعضای شورای اسلامی کار این واحد صنعتی نیز حضور داشتند، در راه تهران، در عوارضی خرم‌آباد متوقف و ظاهراً سه نفر از آنها به نام‌های محمد خنیفر، یوسف بهمنی و ابراهیم عباسی بازداشت می‌شوند. این اتفاق، دنباله بازداشت دو نفر دیگر از کارگران است که روز چهاردهم مهرماه داخل مجتمع هفت‌تپه اتفاق افتاده است.

سهیلا جلودارزاده، یکی از اعضای کمیسیون اجتماعی مجلس است که یازده کارگر هفت‌تپه قصد داشتند صبح پانزدهم مهرماه با او در خانه ملت دیدار کنند. این نماینده مجلس، صبح روز پانزدهم مهر در ارتباط با این بازداشت‌ها به ایلنا می‌گوید: دیروز آقایانی که اعضای شورای اسلامی کار هفت‌تپه بودند برای توضیح شرایط خاص خودشان به مجلس شورای اسلامی می‌آمدند که در میانه راه بازداشت شدند؛ متاسفانه بازداشت اینها هیچ توجیه قانونی ندارد؛ این افراد قرار بوده بیایند با نمایندگان خودشان در خانه ملت، مسائل خودشان را مطرح کنند که در کمال تاسف، این اتفاق ناگوار رخ داد.

جلودارزاده تاکید کرد: اگر کمیسیون اجتماعی مجلس که محل رسیدگی به مسائل و دغدغه‌های کارگری است نتواند با موکلان خود ارتباط بگیرد و حرف‌هایشان را بشنود، چگونه می‌تواند به ملت پاسخگو باشد؟!

این نماینده مجلس ادامه می‌دهد: متاسفانه از واگذاری‌هایی که مشکل‌آفرین است جلوگیری نمی‌کنند ولی از فعالیت کارگری که برای دفاع از کشور و حقوق قانونی خود، از طریق تشکل رسمی مورد تایید نهادهای مسئول، اقدام می‌کند، جلوگیری می‌کنند! این اولین بار نیست که کارگران شورای اسلامی کار که از هفت‌خوان رستم عبور می‌کنند تا انتخاب ‌شوند، با این مشکلات و موانع مثل اخراج و بازداشت روبرو می‌شوند.

وی در انتهای صحبت‌هایش می‌افزاید: ما اعضای کمیسیون اجتماعی مجلس امیدواریم بودیم با تماس‌هایی که با ریاست قوه قضاییه داشتیم و تذکراتی که دادیم و همچنین با توجه به اظهارات رئیس قوه قضائیه در مورد کارگران هفت‌تپه، دادستان‌ها داد کارگران را بگیرند و از کارگران دفاع کنند نه اینکه با کارگران برخورد کنند!

در روزهای گذشته، نه تنها موج جدید بازداشت کارگران هفت‌تپه از راه رسید بلکه با اظهارات سخنگوی قوه قضائیه که نهم مهرماه اعلام داشت “دادگاه بدوی در مورد کارگران معترض هفت‌تپه رای داده و ظرف ٢٠ روز حکم به دادگاه تجدیدنظر ارسال می‌شود و این فرصت قابل اغماض نیست” امیدواری کارگران برای فسخ احکام کارگران معترضی که زمستان سال گذشته بازداشت شدند، تا حدودی به ناامیدی تبدیل شد؛ کارگران هفت‌تپه می‌گویند: نه تنها با بازداشت‌های قهری اخیر مخالفیم بلکه به احکام سنگینی که برای معترضان پرونده هفت‌تپه صادر شده، انتقاد داریم.

اعتراض نمایندگان کارگران در تشکل‌های عالی

بازداشت سه نفر از نمایندگان کارگران هفت‌تپه در میانه راه شوش- تهران، انتقاد تشکل‌های عالی کارگری را نیز برانگیخته است؛ حسین حبیبی (عضو هیات مدیره کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور) در ارتباط با این بازداشت می‌گوید: ما ضمن محکوم کردن این عمل از ریاست قوه قضاییه می‌خواهیم که به موضوع رسیدگی کند؛ قرار بود در پرونده هفت‌تپه تجدیدنظر شود که متاسفانه گویا تجدیدنظر قرار است همان روند قانونی بیست روزه را دنبال کند؛ در کمال تعجب و ناباوری، کارگران بازهم بازداشت شده‌اند.

وی تاکید می‌کند: کارگران هفت‌تپه که از حقوق صنفی خود دفاع می‌کنند و با واگذاری مجتمع به بخش خصوصی مخالفند، هیچ فعالیتی جز پیگیری مطالبات صنفی صورت نداده‌اند و انتسابِ اتهامِ برهم زدن امنیت عمومی، جفا و ظلمی است در حق این کارگران؛ مسئولان به جای متهم کردن کارگران باید به علل اعتراضات بپردازند؛ چرا این واقعیت را در نظر نمی‌گیرند که کارخانه غیرقانونی واگذار شده و کارفرما اهلیت لازم را ندارد!

به گفته‌ی این نماینده کارگران؛ وظیفه دستگاه‌های دولتی است که به این موضوع بپردازند و تکلیف هفت‌تپه را روشن کنند نه اینکه با کارگران برخورد کنند.

عضو هیات مدیره کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور ادامه می‌دهد: انتظار داریم دولت و قوه قضاییه نسبت به آزادی این کارگران اقدام کنند؛ از نمایندگان مجلس نیز انتظار داریم به واسطه رایی که از مردم دارند نسبت به آزادی کسانی که به ملاقات آنها می‌آمدند، اقدام نمایند.

در این شرایط، با توجه به بازداشت‌های اخیر، اوضاع در هفت تپه بازهم ملتهب شده است؛ امروز سوال اصلی این است که چرا کارگرانی که نگران مجتمع بی‌نظیری هستند که از زمان راه‌اندازی در دهه ۴۰ شمسی، فراز و نشیب‌های بسیاری را تجربه کرده اما هیچ زمان مثل این چهار سال، مسیر حضیض را طی نکرده، بازداشت می‌شوند؟ کارگرانی که نگران سرنوشت و آینده‌ی مجتمع غول پیکری هستند که به اندازه ۲۳ کشور دنیا وسعت دارد و حدود ۶ هزار نفر از کنارِ سفره‌ی آن «نان» می‌خورند.

منبع: ایلنا