حمایت مهم‌ترین اتحادیه کارگری فرانسه «س‌ژت» (CGT) از اعتراضات کارگران در ایران

«س‌ژت»
(CGT) یا «کنفدراسیون عمومی کارگران»، مهم‌ترین و قدیمی‌ترین اتحادیه
کارگران فرانسه، در بیانیه‌ای حمایت خود را از مبارزه کارگران ایرانی اعلام
کرد.

متن این بیانیه به این شرح است:

«از سال ۲۰۱۱ تا کنون، مجموعه‌ای از اتحادیه‌های کارگران فرانسوی از
مبارزات کارگران و اصناف و اتحادیه‌های کارگری در ایران پشتیبانی کرده‌اند.
این مجموعه، از اصناف کارگری فرانسوی شامل “س‌ژ‌ت”( CGTیا کنفدراسیون
عمومی کارگران)، ” س‌اف‌د‌ت” (CFDT یا کنفدراسیون دموکراتیک کارگران
فرانسه)، «اف اس او»(FSU یا سندیکای معلمان فرانسه)، «اس او د»( SUDیا
اتحادیه‌های متحد دموکراتیک) و«او ان اس آ»( UNSAیا اتحادیه سراسری
سندیکاهای مستقل) تشکیل می‌شود.

این مجموعه، شرایط کارگران ایرانی را از طریق فعالان کارگری مقیم ایران و
فعالان ایرانی‌الاصل مقیم فرانسه از نزدیک زیر نظر دارد. مجموعه ما در
تلاش است که با همکاری با رهبران ایران و سازمان‌های بین‌المللی، از آزادی‌
اتحادیه‌ها، حقوق کارگران و حقوق انسانی آن‌ها پاسداری کند. در همین
راستا، نامه‌هایی به رهبر جمهوری اسلامی ایران و هم‌چنین رییس‌جمهوری ایران
فرستاده شده است. تظاهرات ما معمولا در مقابل سفارت ایران در پاریس برگزار
می‌شود و جلسه‌هایی عمومی نیز در شورای کارگران پاریس با حضور فعالان
کارگری ایرانی داشته‌ایم. مجموعه ما پشتیبان و حامی جنبش کارگری در ایران
است؛ جنبشی که مستقل از دولت حاکم و سرمایه‌داران حاکم آن کشور است. فعالان
کارگری ایران در شرایطی سخت و اغلب ظالمانه و سرکوب‌گر زجر می‌کشند اما
کماکان در جهت احقاق خواست‌های اقتصادی و اجتماعی کارگران تلاش می‌کنند؛
کارگرانی که بعضی از آن‌ها ماه‌ها است دستمزد خود را دریافت نکرده‌اند.
مجموعه ما به فعالان کارگری ایرانی کمک می‌کند تا بتوانند در کنفرانس«آی ال
او»(ILO یا سازمان بین‌المللی کار) شرکت و خواسته‌های خود را در آن مجمع
بیان کنند. اجرای معاهدات بین‌المللی در زمینه حقوق کار در ایران، به‌ویژه
آزادی‌ اتحادیه‌ها و تشکل‌های کارگری، حق مذاکره گروهی با کارفرمایان و حق
برگزاری اعتصاب از مهم‌ترین خواسته‌های آن‌ها است. ما هم‌چنین کارزارهای
هم‌بستگی با کارگران ایرانی با همکاری و مشارکت دیگر اتحادیه‌های کارگری در
اروپا را نیز تشکیل داده‌ایم ‌و تشکیل خواهیم داد.»




نامه ۴ نفر از زندانیان سیاسی زن از زندان اوین

نامه ی چهارتن از زندانیان سیاسی زن از زندان اوین

مرضیه امیری، ندا ناجی، ساناز الله‌یاری و عسل محمدی در نامه‌ای از
زندان اوین خطاب به فعالان و جامعه مدنی نوشتند: هرچند تاکنون جز
بی‌عدالتی نصیبمان نشده، هرچند در بازداشت‌های «موقت» طولانی به سر
می‌بریم، هرچند احتمال اجرای احکام ناعادلانه و سنگین از جان و روانمان
می‌کاهد، اما شوق به زندگی، میل به آزادی، و شعف دوباره زیستن در کنار
عزیزانمان امیدبخش لحظه‌های ماست.

متن کامل نامه:
تأمین نان، امروز به بزرگ‌ترین دغدغه‌ی مزدبگیران
بدل شده است. تعمیق انبان مفسدان اقتصادی، اختلاس‌گران و طراران اقتصادی
از یک سو و تحریم‌های ضدانسانی زورمندانِ اقتصاد جهانی از سوی دیگر سفره‌ی
زحمتکشان را بیش از پیش کوچک کرده است. فرودستان جامعه در جدالی نابرابر
برای کسب و حفظ کار و همچنین برای دریافت دستمزد معوق، سعی می‌کنند از
اندک‌داشته‌هایشان در برابر صاحبان قدرت و ثروت، محافظت کنند. اعتراضات
کارگران هفت‌تپه نمونه‌ای از این جدال بود که بر پایه‌ی مطالبات به‌حق
کارگران شکل گرفت؛ اعتراضاتی که پژواک خواسته‌های صنفی جامعه و گریز از درد
بود. آنها نسبت به وضعیتی معترض بودند که با شدت و ضعف متفاوت، زندگی
تمامی مزدبگیران ازجمله ما را به بن‌بست اقتصادی کشانده. ما نیز به‌عنوان
بخشی از جامعه که متأثر از این شرایط اقتصادی بودیم خواسته‌های به حق
کارگران را خواسته‌های خود می‌دانستیم و از آنها حمایت کردیم.

 اما برخوردی که نیروهای امنیتی با بهانه‌ی ضد «امنیت ملی» بودن
اعتراضات کارگران، با کارگران و با حامیان کارگران  کرد، شدیدتر از حد سابق
بود. برخوردی که منجر شد به بازداشت‌های طولانی‌مدت (به عنوان مثال از
بازداشت موقت ساناز اللهیاری و امیرحسین محمدی‌فر بیش از هشت ماه می‌گذرد)،
تحمل سلول‌های انفرادی حتی بعد از انجام مراحل بازجویی، انتقال
خواهرانمان، عاطفه رنگریز و سپیده قلیان، به زندان قرچک (به‌عنوان تنبیه
بیشتر یا تبعید)، تعیین وثیقه‌های سنگین دو میلیاردی و اجرایی نکردن آن و
دست آخر صدور احکام سنگین. 

شعبه‌ی ۲۸ دادگاه انقلاب در یک روند کاملاً ناعادلانه بدون کوچک‌ترین
توجهی به دفاعیات ما و وکلایمان، صرفاً با تکیه بر توصیه‌های ضابطین
پرونده، احکام سنگین و کم‌سابقه از ده سال و نیم تا هجده سال صادر کرد و در
این میان، ندا ناجی، دیگر بازداشتی روز کارگر، منتظر برگزاری دادگاه است و
در بلاتکلیفی به سر می‌برد.
زندانی‌شدنمان و این احکام، در یک لحظه هر
آن چیزی را در آستانه‌ی فروپاشی قرار داد که برای به دست آوردنش به درازای
عمرمان تلاش کرده بودیم؛ عشق‌هایی که به فراق انجامید، تحصیلاتی که ناتمام
ماند و سرپناه‌ها و شغل‌هایی که از دست رفت، جسم‌هایی که تحلیل رفت… و بعد
رد اشک مادران منتظر عدالت، همراه لحظه‌هایمان شد. اما آنچه این رنج را
دوچندان می‌کند دیدن تبعیض عریانی است که در مواجهه با برخی مفسدان اقتصادی
و رانتخواران در نسبت با پرونده‌ی فعالان اجتماعی، کارگری و
روزنامه‌نگاران در پیش گرفته شده است؛ تبعیضی که فرد را چنان ناامید از
برقراری عدالت می‌سازد که در مقابل عدالتخانه ناگزیر به قمار با جان خود
می‌شود.

 هرچند تاکنون جز بی‌عدالتی نصیبمان نشده، هرچند در بازداشت‌های «موقت»
طولانی به سر می‌بریم، هرچند احتمال اجرای احکام ناعادلانه و سنگین از جان و
روانمان می‌کاهد، اما شوق به زندگی، میل به آزادی، و شعف دوباره زیستن در
کنار عزیزانمان امیدبخش لحظه‌های ماست؛ چونان خواهران و برادران
برابری‌طلبمان که سال‌ها، روزهای تاریک حبس را با همین امید سپری کرده و
می‌کنند.

صدای دادخواهی شما از قوه قضاییه، واکنش‌های بسیاری را برانگیخت، ازجمله
واکنش رئیس این قوه مبنی بر رسیدگی منصفانه به احکام صادره از شعبه‌ی ۲۸.
صدای حق‌خواهی‌تان روزنه‌ای از امید را نه فقط در دل ما بلکه برای تمام
کسانی گشود که به ناحق دربندند. تسکین ما، تداوم صدایی است که به دادخواهی
از بطن جامعه برخاسته و امیدواریم که شنیدن این صدا از سوی متولیان قضایی
منجر به اجرای عدالت انسانی شود. دلگرمیم به صداقت تلاش‌های شما برای آزادی
بی‌قید و شرطمان.

شهریور ۹۸ زندان اوین
ساناز اللهیاریعسل محمدیمرضیه امیری قهفرخیندا ناجی




صدای مرا گوش کنید – متن کامل فایل صوتی سپیده قلیان از زندان

Billedresultat for سپیده قلیان
متن کامل پیاده شده فایل صوتی سپیده قلیان از زندان

همه چیز از پیش روشن است و حساب شده و پرده در لحظه‌ی معلوم فرو خواهد افتاد. صدای مرا از ایران می شنوید. صدای مرا از بین ۱۵۰۰ زندانی زن بی‌گناهِ قرچکِ ورامین می‌شنوید. صدای مرا از خیل زنانی می شنوید که گم‌نامند و به بهانه های واهی در زندانند. صدای مرا به نمایندگی از زنانی می‌شنوید که زیر شلاق و ظلم و ستم‌اند، تبعیض جنسیتی قامت‌شان را خم نموده است و هیچ راهی برای آزادی ندارند.

‏صدای مرا خوب گوش کنید. مخاطب این متن پس از مردم نهادهای بین‌المللی همچون عفو بین الملل و سازمان‌ملل است. من سپیده قلیان، ساکن شهرستان دزفول، استان خوزستان در تاریخ ۲۷ آبان ۹۷ در بین برادران و خواهران هفت‌تپه‌ای‌ام بازداشت شدم. از صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، خبرگزاری‌ها و مطبوعات وابسته به آن و قوه قضائیه به عنوان یک زن شکایت دارم. صدای مرا گوش کنید که طاقتم به پایان رسیده است.

‏روز ۲۵ آذرماه ۹۷ پس از روزها بازجویی پی‌درپی مرا به اتاق بازجویی بردند و گفتند باید تعهد بدهی که درباره‌ی شکنجه و اتفاقات پیش آمده سکوت کنی. گفتم: چه تعهدی؟ گفتند: همکاری. با خودم گفتم: چه همکاری‌ای؟ مگر ندادن حقوق کارگر و این همه تبعیض کتمان دارد؟ هرچه اصرار کردند، نپذیرفتم. ۱۶ ساعت مرا تنها در اتاق بازجویی‌ای نگه داشتند که از اتاق بغلی صدای شکنجه‌ی انسانی می آمد که نامش اسماعیل بود و مرتب بازجو او را می‌زد و میگفت: اسماعیل اعتراف کن. شما تصور کنید چه‌ها کشیدم وقتی نام هم‌پرونده‌ای‌ام با نام او یکی بود. نمیدانستم اسماعیل بخشی پیش از من آزاد شده است! شروع کردم به جیغ زدن و صورتم را چنگ انداختن و در این هنگام شخصی آمد، با خشونت تمام گفت: چیه؟ تو که گفتی برادرمه! همه چیز دوباره سیاه شد. سیاهِ سیاه.

‏پس از ۱۶ ساعت بازجو دوباره آمد. گفت: باشد، حالا زیر بار نمی‌روی؟ کافی‌ست دهانت را باز کنی تمام اعترافات اجباریتان را در ۲۰:۳۰ منتشر خواهیم کرد. حالا پای زنان را به تجمعات باز می کنید؟ حالا باعث می شوید زنان سرشعاری کنند؟ از دیوار فرمانداری بالا می روید؟

‏همکاری نکردم، آزاد شدم، واقعیت را بازگو کردم و حرف بازجو عملی شد. مستند طراحی سوخته‌یشان را منتشر کردند… آن‌همه ضرب و شتم، آزار و اذیت به خاطر این بود که من زن بودم، به خاطر این بود که از دیوار فرمانداری بالا رفته بودم تا از گارد امنیتی‌ای فیلم بگیرم که خبرنگاران وابسته به حاکمیت منکر آن می‌شدند. برای این بود که اسماعیل بخشی حامیِ حقوقِ زنانِ شهری بود که این‌بار برخلاف معمول زنان در کنار مردان به مبارزه برخاسته بودند صدای مرا خوب گوش کنید.

‏نهادهای امنیتی کابوس را در سرم نشاندند. کابوسِ صدایِ شکنجه‌ها از گوشم قطع نمی‌شود و هر آن منتظرم توطئه‌ای دیگر علیه‌ام از صداوسیما و خبرگزاری‌های وابسته‌اش منتشر شود.

مگر چه کرده بودم؟ ‏مگر چه کرده بودم که برادرم مهدی را همراهم بازداشت کردند و او را به بازداشتگاهی آوردند که من در آن نگهداری می‌شدم. فقط به این دلیل که من زنم و برادرم سنتی است و هر دفعه برای ترساندنم مرا تهدید می کردند که او را به اتاق بازجویی‌ام خواهند آورد تا از من اعتراف بگیرند.

‏در تاریخ یکِ اسفند بازجو دوباره به اتاق بازجویی آمد و گفت: برایت یک پیشنهاد دارم. با آرایش و رنگ موی متفاوت و منحصر به فرد خودت با هرلباسی که خودت دوست داری، حتی بدون روسری و هرطور دلت می‌خواهد جلوی دوربین بنشین و بگو: فریب خورده‌ام! کمک کن تا مستندی از فریب خوردنت ساخته شود تا ما هم کمک کنیم نزد خانواده‌ات برگردی در غیر این صورت شرمنده‌ایم و هیچ‌بار دیگر به تو فرصت آزادی نخواهیم داد. نپذیرفتم و اکنون ماه‌هاست که در زندانم. آیا به این حرفشان هم عمل می‌کنند؟ و من خانواده‌ام را خارج از زندان نخواهم دید؟

‏صدای مرا از کشوری می‌شنوید که به جرم خوردن بستنی زنان‌اش را بازداشت و راهی زندان قرچک می کنند و عنوان اتهامی‌ِشان می‌شود: ترویج فساد و فحشا از طریق خوردن بستنی در خیابان.

‏صدای مرا از ایران می‌شنوید که تبعیض جنسیتی به قدری در آن به قدری بیداد می‌کند که زنان را شباهنگام در خیابان بازداشت می‌کنند و عنوان اتهامی‌شان می‌شود: تن فروشی از طریق راه رفتن و ایستادن در معابر آن هم در وقت‌های غیر معمول.

‏در روزهایی که به خاطر طرح رئیس قوه قضائیه افراد را بخاطر رنگ مو یا طرز پوشش دسته دسته بازداشت می‌کنند بازجو از من می‌خواست با رنگ موی آبی و بدون حجاب جلوی دوربین برای چه خوش رقصی کنم؟

‏به صدای من گوش کنید شاهد رنج زنان زندانی سپیدار اهواز و قرچک ورامین بوده‌ام. دادم را از کدام بیدادگاه بستانم؟

‏آقای رئیسی درخواست تجدیدنظر در چه حکمی را داشته است؟ زنان زندانی سپیدار و قرچک به خاطر همین اتهامات واهی کارشان به خودزنی و خودکشی و خوردن مشت مشت قرص رسیده است و زندان، راهیِ امین‌آبادشان می‌کند. در چه حکم چه کسی می‌خواهند تجدیدنظر کنند؟ در تبعیض جنسیتی که دارد خفه‌یمان می‌کند؟‌ در کتک‌هایی که خوردیم و می‌خوریم و خواهیم خورد؟

‏هر شب از واهمه انتشار اخبار کذب و غیرقانونی از صداوسیما کابوس می‌بینم. به من بگویید چگونه شکایت کنم؟ از برنامه ۲۰:۳۰ و خبرگزاری فارس چگونه شکایت کنم؟ به من بگویید از قوه قضاییه چطور شکایت کنم؟

‏صدای مرا گوش کنید. از بین زندانیانی برای شما صحبت میکنم که بخاطر اینکه سال‌های متمادی زیر خشونت بوده‌اند و هیچ فریادرسی نداشته‌اند از خود دفاع می‌کنند و عنوان اتهامی قاتل را یدک می‌کشند و قصاص می شوند.

‏صدای مرا گوش کنید که صدای آتنا دائمی‌ست که به همین احکام اعتراض می‌کند و سه سال دیگر حبس می‌گیرد. صدایم را بشنوید! که صدای زنان‌ اوین است، زنانی که برخلاف بند مردان حق تماس هر روزه از آنان گرفته شده، فقط به این دلیل که زن هستند.

‏به من بگویید شکایتم را به کجا ببرم؟ این صدا، صدای زندانیان سپیدار و قرچک بود. صدای زندانیانی بود که کشورم آن‌ها را تبعیدگاه می‌نامد و سعی دارد زندانیانش را ترسناک و جانی جلوه دهد تا دردهایش سرکوب و نادیده گرفت




بیانیه جمعی از فعالان سیاسی و مدنی آذربایجان خطاب به عموم دموکراسی‌خواهان کشور: هوشیار باشیم

چکیده : نبایست نگاه آنان بیشتر از اینکه نگرانی برای تمامیت ارضی و پاسداشت تمام عناصر تشکیل‌دهنده کشورمان باشد به تلاشی برای حفظ انحصار فرهنگی و هویتی بر حول اندیشه های باستان‌گرایانه و نژادپرستانه تبدیل گردد. برای اعتلای ایرانی دموکراتیک، چند فرهنگی و چند زبانی، با حفظ فاصله از نیروهای تندرو، متحد شویم…

کلمه – گروه خبر: جمعی از فعالان سیاسی و مدنی آذربایجان در بیانیه‌ای خطاب به عموم دموکراسی‌خواهان کشور ضمن محکوم کردن برخوردهای امنیتی صورت گرفته علیه فعالان مدنی کشور از همه خواستند که هوشیار باشیم.

در بخشی از این بیانیه آمده است: «نبایست نگاه آنان بیشتر از اینکه نگرانی برای تمامیت ارضی و پاسداشت تمام عناصر تشکیل‌دهنده کشورمان باشد به تلاشی برای حفظ انحصار فرهنگی و هویتی بر حول اندیشه های باستان‌گرایانه و نژادپرستانه تبدیل گردد. برای اعتلای ایرانی دموکراتیک، چند فرهنگی و چند زبانی، با حفظ فاصله از نیروهای تندرو، متحد شویم.»

متن کامل بیانیه جمعی از فعالان سیاسی و مدنی آذربایجان خطاب به عموم دموکراسی‌خواهان کشور را در زیر می‌خوانید:

روزگار سختی بر مردم ایران می‌گذرد. مردمانی که لااقل در یک قرن اخیر بارها به انحای مختلف تلاش کرده‌اند تا حق حاکمیت‌شان را برای بهبود زیست روزانه شان اعمال کنند اما هر بار ناکام‌تر از قبل به مرادشان نرسیده‌اند. ایرانیان از بدو انقلاب مشروطه به دنبال آنند تا دولت و حاکمیتی برآمده از اراده عمومی‌شان تاسیس کنند. آنها چنین می‌پنداشتند که با تحقق اراده عمومی مردم و تاسیس حاکمیتی مبتنی بر آن خواهند توانست هم ناکارآمدی و بحران مشروعیت را مهار کنند و هم سلطه بیگانه بر سرنوشت خویش را مانع شوند تا استقلال، آزادی، عدالت و برابری را تضمین کنند و از فساد سیستماتیک و تبعیض‌ها و استبداد خلاصی یابند.

اما پس از گذر سال‌ها، جامعه ما با مشکلات سیستماتیک خود دست به گریبان است. هنوز نتوانسته‌ایم راه‌حل جامعی برای ارتقای شفافیت در زمینه‌های مختلف زیستی مان بیابیم و کماکان فساد و ناکارامدی و تبعیض در مناسبت‌های مختلف این مملکت جاری و ساری است.

در منطقه ما آذربایجان، مشکلاتی از جنس دیگر نیز وجود دارد. مشکلاتی که گویی در پیمان‌نامه‌ای نانوشته‌ میان اکثریت نیروهای حاکمیتی و غیرحاکمیتی مرکزمحور، بایکوت شده و به محاق رفته‌اند. اغلب آذربایجانیان اعم از فعالان مدنی و سیاسی و مردم عادی، از طریق نفی هویت، فرهنگ و زبان ترکی به‌طور مضاعف احساس ناخوشایندی می کنند و اینگونه می‌اندیشند که تلاشی سیستماتیک برای زدودن فرهنگ ترکی در ایران وجود دارد که می خواهد میراث گرانقدر قرون متوالی دولت‌داری و مناسبات فرهنگی برگرفته از زندگی بخش قابل توجهی از مردم کشور را محو کند. آذربایجان همواره پاسدار اراده عمومی دموکراسی‌خواهی ایران بوده است؛ چه مواقعی که علیه استبداد داخلی قیام کرده و حاکمیت قانون را به ایران اعطا کرده و چه زمانی که با نفی سلطه بیگانه و ایستادگی، سرنوشت کشور را به دستان مردم سپرده باشد. اما امروزه بسیاری از آذربایجانیان معترض‌ آنند که به بهانه‌های واهی از اعطای حق تحصیل به زبان مادری جلوگیری به‌عمل می‌آید. عدم احقاق این حقوق بس نیست که با تدوین و اعلام رسمی طرح‌هایی غیرانسانی از جمله طرح ‘بسندگی زبان فارسی’ نیز تلاش می‌کنند تا گویش به زبان ترکی را در خانه‌ها محدود کنند. از سوی دیگر با فعالان مدنی که در پی احقاق حق‌شان بوده و به اجرای چنین طرح‌های ضدحقوق بشری معترض هستند، برخوردهایی قضایی و امنیتی صورت می‌گیرد و اخیرا موج جدیدی از صدور احکام قضایی سنگین برای این فعالین مدنی آغاز شده است.

البته آنچه که بر ما فعالان دموکراسی‌خواه آذربایجانی گران می‌آید این است که در جبهه فعالین دموکراسی خواه ایران تفکرات انحصارطلبانه و رویکرد حذفی نسبت به مسئله هویت همچنان دست بالا را دارد. ما عمیقا متاسفیم که جریان و محفلی مشکوک‌الحال به اذهان دوستان دموکراسی‌خواه، احزاب اصلاح‌طلب و اهل رسانه خط می‌دهد و با ادبیات نفرت پراکنانه و نژادپرستانه سعی در ایجاد تفرقه و درگیری‌های قومیتی می‌کند. برای نمونه می‌توان از جریان‌سازی اخیری نام برد که حین سخنرانی یکی از مسئولان شهری ارومیه به زبان ترکی در گردهمایی روز خبرنگار رخ داد، به زعم ما موضع گیری های عجولانه اصلاح طلبان و نیروهای دموکراسی خواه در این موارد می تواند موجبات تشدید شکاف قومیتی را فراهم سازد. کارگردان این جریانات محفلی است که در ظاهر نشان می‌دهد دل در گرو حفظ تمامیت ارضی دارند اما در عمل با این اقدامات تفرقه افکنانه باعث افزایش واگرایی و تعمیق منازعات قومی و نژادی می شوند. هر چند،در اصل این محفل از عیار پایین دموکراسی‌خواهی دوستان استفاده می‌کنند. عیاری که اجازه نمی‌دهد اذهانشان بر حقوق دیگری نیز گشاده باشد. حقوقی که منجر به پاسداشت زبان مادری و هویت دیگری می‌شود و در پی از بین بردن تبعیضات ناشی از سانترالیسم لجام گسیخته در ایران است.

ما جمعی از فعالان دموکراسی‌خواه آذربایجانی ضمن محکوم کردن برخوردهای امنیتی صورت گرفته علیه فعالان مدنی کشور اعم از زنان، کارگری، معلمان، دانشجویی، فعالان زیست‌محیطی و حصر رهبران جنبش سبز به احکام قضایی صادر شده علیه فعالان هویت‌طلب آذربایجانی معترض هستیم و همچنین به دوستان و عزیزان دموکراسی‌خواه‌مان همدلانه یادآوری می‌کنیم که نبایست نگاه آنان بیشتر از اینکه نگرانی برای تمامیت ارضی و پاسداشت تمام عناصر تشکیل‌دهنده کشورمان باشد به تلاشی برای حفظ انحصار فرهنگی و هویتی بر حول اندیشه های باستان‌گرایانه و نژادپرستانه تبدیل گردد. برای اعتلای ایرانی دموکراتیک، چند فرهنگی و چند زبانی، با حفظ فاصله از نیروهای تندرو، متحد شویم.

اسامی امضاکنندگان بیانیه:

۱٫ مجتبی آزادور (دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه علوم پزشکی تبریز)
۲٫ اسدالله آقاسی (رییس کانون وکلا و دبیر حزب ندای ایرانیان شهرستان خوی )
۳٫ صدرا آقاسی (دبیر تشکیلات اسبق انجمن اسلامی دانشگاه تبریز، عضو سابق مجمع عمومی دفتر تحکیم وحدت)
۴٫ علی اشرف سلطانی (عضو نهضت آزادی ایران)
۵٫ علیرضا ارشادی‌فرد (عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه علامه طباطبایی)
۶٫ هادی افتخاری (دبیر تشکیلات انجمن اسلامی دانشگاه علوم پزشکی اورمیه)
۷٫ اسماعیل باوقار (رییس شورای هماهنگی اصلاح‌طلبان شهرستان خوی)
۸٫ عباس پوراظهری (فعال سیاسی و مدنی)
۹٫ عباس جمالی (فعال حقوق بشر)
۱۰٫ عظیم حسن‌زاده (فعال مدنی)
۱۱٫ مهدی حمیدی (روزنامه‌‌نگار و عضو سابق مجمع عمومی دفتر تحکیم وحدت)
۱۲٫ اکرم خیرخواه (فعال حقوق زنان)
۱۳٫ سید محمد چاووشیان (معلم بازنشسته و فعال مدنی)
۱۴٫ موسی ساکت (عضو شورای مرکزی سازمان دانش‌آموختگان ایران اسلامی ادوار تحکیم وحدت)
۱۵٫ هادی سودبر (دبیر تشکیلات سابق انجمن اسلامی دانشگاه اورمیه)
۱۶٫ وحید شیخ‌بیگلو (فعال مدنی)
۱۷٫ صابر شیخلو (عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت)
۱۸٫ وحید طالبی (دبیر اسبق انجمن اسلامی دانشگاه پیام نور واحد اردبیل)
۱۹٫ رضا عباسی (فعال مدنی)
۲۰٫ اللهوردی عظیمی (عضو حزب اتحاد ایران اسلامی شاخه آذربایجان‌شرقی)
۲۱٫ غفار فرزدی (عضو شورای مرکزی نهضت آزادی ایران و مسئول شاخه آذربایجان شرقی)
۲۲٫ علی فرید یحیایی (مدرس دانشگاه و فعال مدنی)
۲۳٫ سعید فرجی (دبیرسازمان عدالت و آزادی اذربایجان غربی، عضو هئیت رییسه شورای هماهنگی جبهه اصلاحات آذربایجان غربی)
۲۴٫ امین فضلی (عضو هیئت رییسه ستاد اقوام شورای هماهنگی اصلاح‌طلبان استان تهران)
۲۵٫ بهرام فیاضی (عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی)
۲۶٫ میثم قهوه‌چیان (عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه علامه طباطبایی)
۲۷٫ جعفر کیوانچهر (فعال فرهنگی و مدنی)
۲۸٫ توحید لطفی‌پور (دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه آزاد تبریز)
۲۹٫ کمال مرادی (فعال سیاسی اصلاح‌طلب)
۳۰٫ مهدی مستفید (فعال مدنی)
۳۱٫ احمد مصطفی زاده (نایب دبیر حزب ندای ایرانیان استان آذربایجان غربی)
۳۲٫ سعید نعیمی (عضو شورای مرکزی سازمان دانش‌آموختگان ایران اسلامی ادوار تحکیم وحدت)

 
 



تعدادی از کارگران آذرآب در پی حمایت از کارگران هپکو احضار شدند

چکیده : تصاویری در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده که نشان می‌دهد گروهی از کارگران آذرآب با نصب بنر کارخانه مقابل درب کارخانه هپکو که کارگران آن در اعتصابند، حمایت خود را از آنان نشان داده‌اند….

تعدادی از کارگران آذرآب که روز سه‌شنبه ۲۶ شهریور برای ابراز همبستگی با کارگران هپکو به محل این کارخانه رفته بودند، توسط دستگاه قضایی احضار و تهدید شده‌اند.

تصاویری در رسانه‌های اجتماعی منتشر شده که نشان می‌دهد گروهی از کارگران آذرآب با نصب بنر کارخانه مقابل درب کارخانه هپکو که کارگران آن در اعتصابند، حمایت خود را از آنان نشان داده‌اند.

کارگران هپکو اعتصاب خود را که اوایل شهریور آغاز شده بود با دادن یک مهلت ۱۰ روزه به مسئولان متوقف کردند، در پی بی‌عملی دولت در پاسخ به مطالبات‌شان از روز یکشنبه ۲۴ شهریور اعتصاب را از سر گرفتند و دوشنبه ۲۵ شهریور مسیر راه‌آهن شمال – جنوب را مسدود کردند.

آن‌ها بعد از ظهر دوشنبه مورد حمله گارد ویژه قرار گرفتند. حدود ۱۵ تن از کارگران مصدوم و ۲۸ تن دستگیر شدند. اعتصاب آن‌ها به رغم سرکوب در درون کارخانه ادامه یافت. آذرآب و هپکو، دو ابرشرکت پیمانکاری صنعتی در اراک از دهه هشتاد شمسی و پس از خصوصی‌سازی به بحران دچار شده اند و از ابتدای این ماه کارگران هر دو شرکت در مرکز استان مرکزی دست به اعتراض خیابانی زده‌اند.

منبع: رادیو زمانه

 
 



محمود صادقی: شیوه‌نامه دانشجویی جدید اجحاف در حقوق دانشجوست

چکیده : صادقی این شیوه‌نامه را نوعی قانون‌گذاری جدید و همچنین اجحاف در حق دانشجو دانست: شیوه‌نامه‌ای که دانشجو را در مظان اتهام قرار دهد و حقوق دادرسی‌اش را رعایت نکند عملاً موجب اجحاف در حق دانشجو می‌شود. به نظر می‌رسد برخی از مفاد این شیوه‌نامه نوعی قانون‌گذاری جدید است و در حیطه اختیارات وزیر و قوه مجریه قرار ندارد و نیازمند قانون‌گذاری است. دفعه پیش هم درباره این شیوه‌نامه پرسیدیم و توجیه کردند و گفتند هنوز امضا نشده است. اما حالا به امضا رسیده و ابلاغ شده و وقت آن است که توضیحاتی هم درباره آن داده شود….

 

بیش از ۱۰ روز از ابلاغ شیوه‌نامه جدید انضباطی دانشجویان زمان می‌گذرد و حواشی آن هنوز ادامه دارد. در جدیدترین اظهارنظرات در این‌باره، محمود صادقی نماینده مجلس شورای اسلامی از طرح سوال بعد از تعطیلات مجلس از وزرای علوم و بهداشت به «اعتمادآنلاین» خبر داد.

۱۲ شهریورماه امسال شیوه‌نامه جدید انضباطی دانشجویی، پس از امضای وزرای علوم و بهداشت، ابلاغ شد. شیوه‌نامه‌ای که پس از دستورالعمل سال ۹۴ به نظر می‌رسید بیش از گذشته به حقوق دانشجو پرداخته است اما در عمل، بندهای دیگری نمایان شد.

سیما سادات لاری، معاون دانشجویی و فرهنگی وزارت بهداشت، پیش از ابلاغ این شیوه‌نامه از اصلاح و به‌روز کردن آن خبر داده و گفته بود: «تغییراتی در شیوه‌نامه قبلی دادیم و تا حد امکان آن را به‌روز کردیم. به منظور تدوین بهتر این شیوه‌نامه در مجلس و کمیسیون آموزش هم حاضر شدیم و مسئولان شورای انضباطی وزارت بهداشت و وزارت علوم جلسات متعددی با یکدیگر داشتند و به توافق کامل رسیدند. نمایندگان مجلس مرتبط با این موضوع نیز درباره آن نظر دادند و تا جایی که آیین‌نامه به ما اجازه می‌داده، نظرات در شیوه‌نامه اعمال شده است.»

دفتر روابط‌عمومی معاونت فرهنگی و دانشجویی وزارت بهداشت (مفدا) همان روز در وصف این شیوه‌نامه نوشت: «در اصلاح شیوه‌نامه انضباطی قبلی (مصوب سال ۱۳۸۸) و تنظیم شیوه‌نامه انضباطی جدید؛ اصرار بر «حفظ حقوق دانشجو» بوده است و این شیوه‌نامه نسبت به ۱۰ سال قبل به‌روزتر شده و در تنظیم و اصلاح آن تلاش شده است تا حد ممکن حقوق دانشجویان به عنوان عنصر اصلی حیات دانشگاه محترم شمرده شود.»

با وجود این، در این شیوه‌نامه و محتویاتش نه تنها اثری از عبارت‌هایی همچون حفظ حقوق دانشجو دیده نمی‌شود، بلکه با اضافه شدن بندها و مفادهای جدید، اتفاقاً حقوق و حریم خصوصی دانشجو هم مورد هدف قرار گرفته است.

موضوعی که باعث شده در این مدت برخی از حقوقدانان و فعالان دانشجویی به این شیوه‌نامه اعتراض کنند و نقدهای مختلفی بنویسند.

انتقادها اما در همین حد باقی نمانده و حالا عضو کمیسیون آموزش هم در مورد طرح سوال از وزرایی صحبت می‌کند که پای این شیوه‌نامه را امضا کرده‌اند.

محمود صادقی، نماینده مردم تهران در مجلس، در این‌باره بهاعتمادآنلاین گفت: این شیوه‌نامه در مجموع قابل انتقاد است. حقوق دادرسی دانشجو را به طور کامل رعایت نمی‌کند و قیودی که در آن وجود دارد، به علاوه اصلاح‌هایی که در قانون وجود دارد، باعث می‌شود دانشجویی که از نظر انضباطی مورد پرسش قرار می‌گیرد نتواند از حقوق دادرسی به طور کامل بهره‌مند شود.

او با اشاره به طرح سوال در مجلس ادامه داد: بنا دارم بعد از تعطیلات از وزیر علوم و وزیر بهداشت در مجلس طرح سوال کنم. از آنجا که این شیوه‌نامه به امضای هر ۲ وزیر می‌رسد، نیاز است هر ۲ وزیر درباره آن پاسخ دهند.

صادقی این شیوه‌نامه را نوعی قانون‌گذاری جدید و همچنین اجحاف در حق دانشجو دانست: شیوه‌نامه‌ای که دانشجو را در مظان اتهام قرار دهد و حقوق دادرسی‌اش را رعایت نکند عملاً موجب اجحاف در حق دانشجو می‌شود. به نظر می‌رسد برخی از مفاد این شیوه‌نامه نوعی قانون‌گذاری جدید است و در حیطه اختیارات وزیر و قوه مجریه قرار ندارد و نیازمند قانون‌گذاری است. دفعه پیش هم درباره این شیوه‌نامه پرسیدیم و توجیه کردند و گفتند هنوز امضا نشده است. اما حالا به امضا رسیده و ابلاغ شده و وقت آن است که توضیحاتی هم درباره آن داده شود.




نامه‌ی نسرین ستوده به مناسبت خودسوزی سحر خدایاری و صدور احکام سنگین به فعالان کارگری و فعالان زنان

از اخبارروز

هم‌‌میهنان گرامی و فعالان حقوق بشر!
در زیر رگبار عجولانه‌ی احکام قضایی که بر سر فعالان مدنی و سیاسی باریدن
گرفته است؛ دادگاه انقلاب با هدف حفظ نظام، کشور و ارزش‌های انسانی را
نادیده انگاشته است.
سحر خدایاری، دختر آبی که در اعتراض به روند ظالمانه‌ی پرونده‌اش، دست به
خودسوزی زده بود، خواسته‌ای جز ورود به استادیوم نداشت و معلوم نیست چرا
باید در دادگاه انقلاب محاکمه می‌شد. حال معلوم شده است ۶ نفر دیگر نیز به
همین اتهام که مطابق قانون جرم نیست بازداشت و به زندان قرچک فرستاده
شده‌اند.
روند تعقیب، احضار، بازخواست و تهدیدهای مداوم بازجویان و قضات، سحر
خدایاری را که شهروندی عادی با خواسته‌ای به غایت معمولی بود به سمت
خودسوزی سوق داد.
در میانه‌ی صدور احکام دو رقمی و چند سده حبس برای جوانان کشورمان به جرم
دفاع از حقوق کارگران، زنان، و حق ورود به ورزشگاه، سخن گفتن از فشار روانی
ماهها تعقیب کیفری، احضار، صدور کیفرخواست و محاکمه که سحر با آنها دست به
گریبان بوده است، طنز ظریفی به نظر می‌رسد. اما تحمل تعقیب کیفری، برای
شهروندان اساسا سخت است که در اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر و قانون اساسی
کشورهای مختلف، تعقیب کیفری افراد محدود به شرایطی شده است که در مورد سحر
به هیچوجه مصداق نداشت.
من ضمن عرض تسلیت صمیمانه به خانواده‌ی سحر عزیز، جامعه‌ی ورزشی و جامعه‌ی
حقوق بشر، توجه عمومی را به فشار فزاینده‌ی دادگاه انقلاب که قریب ۴۰ سال
است موضوعیت خود را از دست داده است، جلب می‌نمایم.
در پایان ذکر این نکته را لازم می‌دانم که باید هرچه زودتر دست از پیگرد
قضایی زنانی که به جرم ناکرده و با هدف تماشای فوتبال بازداشت می‌شوند؛
برداشته شود.

با آرزوی آزادی و برابری برای زنان و مردان کشورمان
شهریور / ۹۸
اوین – بند زنان
نسرین ستوده

منبع صفحه فیس بوک رضا خندان




نرگس محمدی؛ دختر آبی، پر و بال سوخته عدالت را به نمایش گذاشت

از اخبارروز

به گزارش کانون مدافعان حقوق بشر، نرگس محمدی در واکنش به فوت سحر
خدایاری، شناخته شده به دختر آبی در پی خودسوزی در برابر دادسرای تهران
نامه ای منتشر کرد.

در بخشی از این نامه می خوانیم: “او درست
در مقابل بی دادگاهی جانش را سوزاند که مامن قلم به دستانی است که جوهر
قلمشان زندگی ها تباه می سازد. همان بی دادگاهی که زنان و مردان بی شماری
را طی۴۰ سال گذشته به ناحق به اعدام، حبس و شکنجه و شلاق محکوم نموده و
زندگی ها و جان ها به یغما برده است”.

متن کامل این نامه در ادامه می‌آید:

“همان سان که صدا با سکوت آشتی نخواهد کرد ، زن سرافراز ایرانی تن به تحقیر، بی عدالتی و زورگویی استبداد نخواهد داد.

سحر در مقابل
دادگاه انقلاب در خیابان معلم خود را به اتش کشید. درست جایی که قدرت
حاکمه، عدالت را به زنجیر کشیده است. درد جان سوز را با شیوه ای دردناک
باید عیان کرد . سحر درد حبسِ عدالت را با به اتش کشیدن جانش عیان کرد. او
عدالت ستیزی دستگاه مدعی عدالت پروری را درست در مقابل درهای آهنینش و با
رقصی در میانه آتش سرخ بر صورتشان کوبید. او درست در مقابل بی دادگاهی،
جانش را سوزاند که مامن قلم به دستانی است که جوهر قلمشان زندگی ها تباه می
سازد. همان بی دادگاهی که زنان و مردان بی شماری را طی۴۰ سال گذشته به
ناحق به اعدام، حبس و شکنجه و شلاق محکوم نموده و زندگی ها و جان ها به
یغما برده است. همان بی دادگاهی که ناباورانه جوانترین دختر بند زنان اوین ،
صبا کرد افشاری ۲۰ساله را در جایگاه سنگین حبس ترین زندانیان بند زنان
(محکومان به ۱۵سال حبس چون فاطمه مثنی و مریم اکبری ) نشانده و دختر جوان ،
یاسمن آریانی را به ۱۰سال حبس محکوم کرده است. همان بی دادگاهی که فعالان
حقوق کارگری را به حبس های سنگین محکوم نموده و زندانیان سیاسی که سالهای
سال به بند کشیده شده اند را از حقوق انسانی و قانونی شان محروم کرده است.

سحر جانش را مقابل دری سوزاند که به جای گشودن عدالت به روی انسان ها ، ستم و بی داد را بر آنها روا میدارد.

این روزها در
این بیدادگاه ، زنان و مردان بسیاری برای احقاق حقوق کارگران ، معلمان و
زنان که اقدامات مدنی و قانونی انجام داده اند ، با سنگین ترین احکام به
حبس کشیده می شوند.

از زمان بر سر
کار آمدن آقای رییسی تعداد زندانیان زن در اوین به سرعت در حال افزایش است.
تا چند وقت پیش، در این بند ۱۵ تا ۲۰ زندانی زن بودیم، اما اکنون ۵۶
زندانی زن (فقط) در بند اوین هستیم. مقررات سخت گیرانه پی در پی تحمیل می
شود. بازداشتگاه های غیر قانونی و خارج از نظارت سازمان زندان ها در اطراف
شهر تهران دایر و فعال شده و متهمان در سلول های انفرادی امنیتی نگهداری
شده و مورد بازجویی قرار می گیرند . شدت سرکوب را هر لحظه می‌توان حس کرد.
برای افشای چنین رسم ظالمانه ای آن هم از سوی دستگاهی که مدعی عدالت است ،
دختر آبی در میان شعله های سرخ، پر و بال سوخته عدالت را به نمایش گذاشت
شاید به خواب رفتگان بدتر از مرگ به خود آیند. در این بی دادگاه ، در
سحرگاهی دگر، کدامین سحر خواهد سوخت ؟ ما در این سحرگاهان چه خواهیم گفت؟

نرگس محمدی / شهریورماه ۹۸ / زندان اوین”.