هجوم گارد ویژه، ضرب و شتم وحشیانه و بازداشت گسترده کارگران معترض هپکو در اراک
از اخبارروز
ماموران حکومت اسلامی روز دوشنبه با یورش به کارگران اعتصابی هپکوی
اراک، آن ها را مضروب و مصدوم کردند. چندین نفر بازداشت شدند. به گزارش
کمپین دفاع از بازداشتشدگان هفتتپه و زندانیان ترقیخواه ,علاوه بر ضرب و
شتم شدید و وحشیانه کارگران هپکو از سوی نیروهای گارد ویژه، گروهی از
کارگران نیز بازداشت شده اند.در حال حاضر اطلاعات دقیقی از تعداد و اسامی
بازداشت شدهگان در دست نیست، اما بنا به گزارش های محلی ۲۸ تن از کارگران
دستگیر و بیش از ۱۵ تن دچار جراحات شدید و یا سطحی شدهاند که تعدادی از
این کارگران برای مداوا به بیمارستان منتقل شدهاند.
کارگران روز دوشنبه در زیر پل شهید بختیاری بر روی محدوده ریل راهآهن
ایستاده و خواستار رسیدگی به مطالبات خود شده بودند. اجرایی شدن قرارداد
سال گذشته وزارت راه و شهرسازی برای ساخت ۲ هزار و ۴۰۰ دستگاه انواع ماشین
آلات راهسازی از دیگر خواستههای کارگران هپکو است. هپکو در سال ۱۳۵۱ در زمینی به وسعت ۹۰ هکتار با هدف مونتاژ ماشینآلات راهسازی در اراک تاسیس شد و از سال ۱۳۵۴ شروع به فعالیت کرد. این
شرکت ۲۵ نوع ماشینآلات راهسازی از جمله گریدر، لودر و غلتک تولید میکند
که هشت نوع از محصولات آن تحت لیسانس کشورهایی، چون ژاپن، آلمان، سوئد
تولید میشود. معترضان همچنین با پهن کردن سفره خالی، خواستار رسیدگی به مطالبات خود شده بودند.
ادامه ی تجمع کارگران در روز سه شنبه
علیرغم سرکوب وحشیانه ی روز گذشته، کارگران هپکوی اراک روز سه شنبه تجمع
اعتراضی خود را در محاصره نیروهای گارد ضدشورش حکومت ادامه داده اند. روز
سه شنبه ۲۶ شهریور ۹۸ بار دیگر کارگران شرکت هپکوی اراک با وجود صف آرایی
نیروهای گارد ضدشورش در مقابل آنها و تهدیدشان، در مقابل این شرکت تجمع
اعتراضی برگزار کردند.
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه: حمله وحشیانه به صفوف کارگران هپکو اراک محکوم است !
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه با انتشار بیانیه ای حمله وحشیانه به صفوف کارگران هپکو اراک را محکوم کرد. در این بیانیه آمده است:
بر
اساس خبر های منتشر شده روز ۲۶ شهریور ۹۸ در حالی که کارگران هپکو اراک
در راستای پیگیری مطالبات خود دست به تجمع زده بودند، توسط نیرو های سرکوب
مورد حمله وحشیانه قرار گرفته اند، که متاسفانه تعدادی از کارگران شدیدا
زخمی و به بیمارستان انتقال داده شده اند. بیانیه می افزاید: نظام
سرمایه داری به دلیل ناتوانی در جوابگویی به خواست و مطالبه کارگران با
اتکاه به ضرب و شتم، سرکوب، تهدید ، زندان و احکام نجومی، می خواهد جلو
خشم کارگران حق طلب را بگیرد، اما تاریخ تاکنونی نشان داده است که سرکوب
جنبش کارگری ،تجربه ی شکست خورده ای است. سندیکای کارگران نیشکر
هفتتپه این حمله وحشیانه را محکوم کرده و خود را در کنار هم طبقه ای های
خود، کارگران هپکو دانسته و از خواست ها و مطالبات به حق این کارگران
حمایت کرده است. این بیانیه با شعار «برقرار باد اتحاد وهمبستگی تمامی کارگران !» خاتمه یافته است.
به جای کارگران، عاملین فساد و رانت گسترده که باعث فقر و تورم و بیکاری شدند را دستگیر کنید
چکیده : سندیکای
کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی اینگونه احکام ظالمانه و غیرانسانی را قویا
محکوم میکند و خواستار آزادی بی قید وشرط تمامی بازداشت شدگان کارگری و
روزنامه نگار و فعالین مدنی است و ازسیستم امنیتی و قضایی میخواهد بجای
تعقیب کارگران و نمایندگان آنان، بهتر است عاملین فساد و رانت گسترده که
باعث فقر و تورم و بیکاری و افزایش جرم و بزهکاری را درجامعه فراهم کرده
مورد تعقیب و بازداشت و زندان قرار دهند….
کلمه – گروه خبر: سندیکای کارگران شرکت واحد
اتوبوسرانی تهران با صدور بیانیهای احکام صادره زندان و شلاق علیه
نمایندگان کارگران نیشکر هفت تپه و فعالین کارگری را محکوم کردند.
به گزارش کلمه، در این بیانیه آمده است:
درحالی شاهد محکومیت های سنگین وظالمانه علیه نمایندگان کارگران هفت تپه
و فعالین کارگری و مدنی هستیم، که نآکارآمدی مدیریت اجرائی در کشور باعث
از بین رفتن حداکثری قدرت خرید کارگران و فرودستان شده است بطوری که حقوق
کارگران امروز تامینکننده حتی ، حداقلترین هزینههای خوراک، پوشاک، مسکن و
درمان نمیباشد.
تورم و گرانی افسارگسیخته و فسادهای گسترده و رانت مسئولین، زندگی سخت و
مصیبت باری را برای کارگران زحمتکش رقم زده است و مسئولین و مدیران اجرائی
بجای پاسخگوئی به بیعدالتی هایی که در مورد کارگران صورت میگیرد از جمله
عدم پرداخت دستمزد حداقلی که تا ماهها از سوی کارفرماها پرداخت نمیشود و
فاصله دستمزد کارگران با هزینههای حداقلی زندگی، سر به فلک کشیده است.
اما باز هم بجای دادخواهی و رسیدگی به فریاد اعتراض کارگران که چیزی جز
حقوق عقب افتاده شان نبوده ، متاسفانه کارفرما و عوامل امنیتی و سیستم
قضائی با بهره برداری از امکاناتی که دراختیار دارند در صدد خاموش کردن
صدای اعتراض کارگران وجامعه مدنی، اقدام به صدور احکام ظالمانه و ناعادلانه
علیه این فعالین می کنند که اخیرا درمورد اسماعیل بخشی ازسوی شعبه
۲۸دادگاه انقلاب ۱۴سال زندان و۷۴ضربه شلاق و محمد خنیفر ۶سال زندان و سپیده
قلیان ۱۸سال و اعضای نشریه گام هرکدام ۱۸سال زندان صادر شده است.
در همین زمینه درماه گذشته تعدادی از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد
از جمله آقایان حسن سعیدی و سید رسول طالب مقدم، مرضیه امیری، نسرین جوادی،
عاطفه رنگریز و ناهید خداجو از حامیان کارگران دراعتراض به وضعیت سخت
معیشتی کارگران ازسوی دادگاه انقلاب به حبسهای سنگین و ناعادلانه محکوم
شدند که در حال حاضر منتظر رای دادگاه تجدید نظر هستند.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی اینگونه احکام ظالمانه و
غیرانسانی را قویا محکوم میکند و خواستار آزادی بی قید وشرط تمامی بازداشت
شدگان کارگری و روزنامه نگار و فعالین مدنی است و ازسیستم امنیتی و قضایی
میخواهد بجای تعقیب کارگران و نمایندگان آنان، بهتر است عاملین فساد و
رانت گسترده که باعث فقر و تورم و بیکاری و افزایش جرم و بزهکاری را
درجامعه فراهم کرده مورد تعقیب و بازداشت و زندان قرار دهند.
«محدودیتهای بیشتر» علیه دانشجویان در «شیوهنامه جدید»
چکیده : محمدعلی کامفیروزی، وکیل
دادگستری و فعال دانشجویی، میگوید که آئیننامه جدید انضباطی دانشجویان با
«فشارهای بیرونی» تهیه شده و باعث «برخوردهای سنگینتر و غیرشفافتر و نقض
گسترده حقوق دانشجویان» خواهد شد. در این آئیننامه حق تجدیدنظرخواهی و
اعتراض دانشجویان محدود شده…
محمدعلی کامفیروزی، وکیل دادگستری و فعال دانشجویی، میگوید که
آئیننامه جدید انضباطی دانشجویان با «فشارهای بیرونی» تهیه شده و باعث
«برخوردهای سنگینتر و غیرشفافتر و نقض گسترده حقوق دانشجویان» خواهد شد.
وی در مصاحبه با وبسایت روزنامه اعتماد گفت که در این آئیننامه حق تجدیدنظرخواهی و اعتراض دانشجویان محدود شده است.
به گفته آقای کامفیروزی، اکنون تخلفات و تنبیهاتی به شیوهنامه جدید
اضافه شده که اصلاً در مقررات انضباطی تاکنون سابقه نداشته است، از جمله
«نگهداری محصولات رسانهای غیرمجاز»، «عدم رعایت ضوابط پوشش» و «انتشار
موضوعات غیراخلاقی در فضای وب».
بر اساس این گزارش، در آئیننامه قبلی، دبیرخانه کمیته انضباطی موظف بود
موضوع تشکیل جلسه را کتباً به دانشجو اطلاع دهد اما در آئیننامه جدید
دبیرخانه کمیته انضباطی فقط باید با دانشجو تماس بگیرد و اگر دانشجو امکان
پاسخگویی به تماس را نداشت و از برگزاری جلسه مطلع نشد، حق دفاع حضوریاش
منتفی میشود.
آئیننامه جدید انضباطی دانشجویان در شهریورماه توسط وزیران علوم و بهداشت ابلاغ شد.
حسن روحانی در رقابتهای انتخاباتی سال ۹۲، وعده بازگرداندن دانشجویان
محروم از تحصیل به دانشگاه و از بین بردن «فضای امنیتی» در دانشگاهها را
داده بود.
با این همه، گروههای مختلف دانشجویی در سالهای اخیر بارها به «امنیتی
ماندن» فضای دانشگاهها و «ستارهدار شدن» دانشجویان اعتراض کردهاند.
منبع: رادیو فرد
سپیده قلیان از زندان قرچک: کابوس صدای شکنجهها در گوشم قطع نمیشود
چکیده : سپیده قلیان در این گفتار
تصویری تیره و تار از وضعیت زندانیان زن داده و گفته: صدای مرا از خیل
زنانی میشنوید که گمنامند و به بهانههای واهی در زندانند. از بین
زندانیانی برای شما صحبت میکنم که به خاطر اینکه سالهای متمادی زیر خشونت
بودهاند و هیچ فریادرسی نداشتهاند از خود دفاع میکنند و عنوان اتهامی
قاتل را یدک میکشند و قصاص…
سپیده قلیان، فعال حقوق کارگران که در پرونده اعتراضهای کارخانه
نیشکر هفت تپه به حبس طولانی محکوم شد، در فایلی صوتی از داخل زندان زنان
قرچک گفته است که زندانیان زن “زیر شلاق و ظلم و ستماند، تبعیض جنسیتی
قامتشان را خم نموده است و هیچ راهی برای آزادی ندارند.”
در این فایل صوتی که به دست بیبیسی فارسی رسیده، خانم قلیان شرحی از
بازداشتها و “شکنجه و اتفاقات پیش آمده” در ماههای گذشته داده و گفته:
“صدای مرا گوش کنید که طاقتم به پایان رسیده است.”
او گفته “کابوس صدای شکنجهها از گوشم قطع نمیشود و هر آن منتظرم
توطئهای دیگر علیهام از صدا و سیما و خبرگزاریهای وابستهاش منتشر شود.”
در متنی که همراه این صدا به دست بیبیسی فارسی رسیده خانم قلیان نوشته
است که مخاطب او “پس از مردم نهادهای بینالمللی همچون عفو بینالملل و
سازمانملل هستند.”
خانم قلیان در اتهاماتی از جمله عضویت در گروه غیرقانونی، اجتماع و
تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی و فعالیت تبلیغی علیه نظام مجرم شناخته و
مجموعا به ۱۸ سال حبس تعزیری محکوم شد که ۷ سال آن قابل اجراست.
صدای شکنجه
خانم قلیان در صدایی که به دست بیبیسی رسیده از برخوردهای “جنسیتی” با
او به شدت انتقاد کرده و گفته است که به عنوان یک زن از صدا و سیمای
جمهوری اسلامی، خبرگزاریها و مطبوعات وابسته به آن و قوه قضائیه شکایت
دارد.
“به من بگویید چگونه شکایت کنم؟ از برنامه ۲۰:۳۰ و خبرگزاری فارس چگونه شکایت کنم؟ به من بگویید از قوه قضاییه چطور شکایت کنم؟”
او در این گفتار درباره “بازجوییهای پیدرپی” خود در روز ۲۵ آذر سال
گذشته گفته که در آن از او خواستهاند که بعد از آزادی درباره شکنجه هنگام
بازداشت سکوت کند.
“۱۶ ساعت مرا تنها در اتاق بازجوییای نگه داشتند که از اتاق بغلی صدای
شکنجه انسانی میآمد که نامش اسماعیل بود و مرتب بازجو او را میزد و
میگفت: اسماعیل اعتراف کن. شما تصور کنید چهها کشیدم وقتی نام
همپروندهایام با نام او یکی بود. نمیدانستم اسماعیل بخشی پیش از من
آزاد شده است!”
اسماعیل بخشی از چهرههای مطرح اعتراضهای کارگری هفت تپه بود که آبان
سال گذشته همراه خانم قلیان بازداشت شد و بعد از آزادی گفت که شکنجه شده
است.
احکام سنگین فعالان کارگری موجی از انتقاد را از قوه قضاییه ایران و
رئیس آن به دنبال داشت که با وعده اصلاح در این قوه بر سر کار آمد.
خانم قلیان در بخش دیگری از روایت خود به تبعیض جنسیتی علیه بازداشتیها و زندانیان زن اشاره کرده و گفته است:
“آن همه ضرب و شتم، آزار و اذیت به خاطر این بود که من زن بودم، به خاطر
این بود که از دیوار فرمانداری بالا رفته بودم تا از گارد امنیتیای فیلم
بگیرم که خبرنگاران وابسته به حاکمیت منکر آن میشدند. برای این بود که
اسماعیل بخشی حامی حقوق زنان شهری بود که این بار برخلاف معمول زنان در
کنار مردان به مبارزه برخاسته بودند.”
خانم قلیان گفته که همزمان با بازداشت و بازجویی او در پاییز سال گذشته
بردارش را به بازداشتگاه برده بودند “فقط به این دلیل که من زنم و برادرم
سنتی است و هر دفعه برای ترساندنم مرا تهدید میکردند که او را به اتاق
بازجوییام خواهند آورد تا از من اعتراف بگیرند.”
او گفته دلیل زندانی شدنش همکاری نکردن با بازجوهایی است که به او گفته
بودند: “کمک کن تا مستندی از فریب خوردنت ساخته شود تا ما هم کمک کنیم نزد
خانوادهات برگردی در غیر این صورت شرمندهایم و هیچبار دیگر به تو فرصت
آزادی نخواهیم داد… نپذیزفتم و اکنون ماههاست که در زندانم.”
سپیده قلیان در این گفتار تصویری تیره و تار از وضعیت زندانیان زن داده و
گفته: “صدای مرا از خیل زنانی میشنوید که گمنامند و به بهانههای واهی
در زندانند.”
“از بین زندانیانی برای شما صحبت میکنم که به خاطر اینکه سالهای
متمادی زیر خشونت بودهاند و هیچ فریادرسی نداشتهاند از خود دفاع میکنند و
عنوان اتهامی قاتل را یدک میکشند و قصاص میشوند.”
او گفته صدای او “صدای جانبهلبرسیده از سرکوب و خفقان سیستماتیکی
است که خود را به صورت خودسوزی سحر خدایاری (دختر آبی) نشان میدهد. کسی که
به شهادت همبندیهایش حتی سیگار هم نمیکشید و تا لحظه آخر واهمه این را
داشت که اگر پدرش حکم را ببیند او را خواهد کشت.”
خانم قلیان در انتهای پیام صوتی که از زندان فرستاده گفته است “این صدا،
صدای کسی است که میخواهد صدای همبندیانش را گوش کنید و بگویید شکایتش را
به کجا ببرد که نتیجهای داشته باشد
نامۀ مشترک سرگشاده به پیشگاه کارگران، سازمان ها و سندیکاهای کارگری بین المللی و همه وجدان های آگاه
از اخبارروز
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، گروه اتحاد بازنشستگان و کمیته
هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری در نامه ی سرگشاده ی خود ضمن
شرح سرکوب کارگران توسط حکومت با تاکید بر همبستگی بین المللی کارگران در
سراسر جهان، از همه ی تشکل های کارگری و وجدان های بیدار خواسته اند علیه
این موج سرکوب اعتراض کنند.
موج سرکوب ها و دستگیرهای روز افزون و صدوراحکام ضد انسانی علیه
کارگران، معلمان، بازنشستگان، زنان، دانشجویان، نویسندگان، خبرنگاران و
فعالان حفظ محیط زیست در ایران همچنان قربانی می گیرد. این سرکوب ها و
زندانی کردن ها و احکام صادره علیه کارگران نقض فاحش و مستمر اصول و حقوق
بنیادین کار توسط جمهوری اسلامی ایران است. دولت ایران به عنوان عضو سازمان
بین المللی کار موظف به احترام به این اصول و حقوق است. از سال ها پیش
تشکل های مستقل کارگری ازجمله سندیکای کارگران شرکت توسعه نیشکر هفت تپه و
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در ایران تشکیل گردیده
اند که هدفی جز حمایت از حقوق کارگران و زحمتکشان ندارند. اما برخورد
مسئولان قضائی و امنیتی با آنها بدتر از برخورد با جانیان است. ما به شهادت
تاریخ و بر مبنای وقایع تلخی که سرنوشت اکثریت عظیم مردم زحمتکشِ جامعه را
سیاه کرده است، اعلام می داریم که در ایران حقوق ابتدائی کارگران و مردم
زحمتکش هرگز رعایت نمی گردد.
ما همچنین اعلام می کنیم که روند سرکوب فعالان و اعضا سندیکاها و دیگر
تشکل های مستقل کارگری، کارگران اعتصابی، زنان، معلمان، بازنشستگان در
ایران به شدت افزایش یافته و ابعاد سهمگینی به خود گرفته است: طی این مدت
در شهرهای مختلف ایران شمار زیادی از کارگران به اعتصاب، اعتراض، راه
پیمائی و تحصن روی آورده اند. خواست های کارگران به طور عمده چنین بوده
است: مطالبۀ مزدها و مزایای عقب افتاده، بهبود شرایط کار، مخالفت با خصوصی
سازی شرکت های دولتی که در موارد زیادی به تعطیل شدن کارخانه ها و اخراج
کارگران انجامیده، آزادی کارگران زندانی و زندانیان سیاسی، عقیدتی و مدنی و
برخورداری از تشکل های مستقل.
سال هاست که کارگران شرکت نیشکر هفت تپه به جرم مجاهدت برای ابتدائی
ترین حقوق قانونی خود مورد شدیدترین تبعیض ها و سرکوب ها قرار دارند و به
رغم منشور بین المللی، قانون و اصول بنیادین کار و حتی مقاوله نامه های (۸۷
و ۹۸) در خصوص حق تشکل، اعتراض، اعتصاب و آزادی بیان، لیکن محیط کار و
محل زندگی کارگران در محاصره نیروهای انتظامی، امنیتی قرار دارد و زندگی
پادگانی بر آنان تحمیل کرده اند. با این حال شاهد هستیم که کارگران شرکت
کشت و صنعت نیشکر هفت تپه برای دریافت حقوق عقب افتاده، مخالفت با خصوصی
سازی و مبارزه با مدیران فاسد آن شرکت و نیز با خواست آزادی کارگران زندانی
به مدت بیش از یک ماه به اعتصاب و تظاهرات پرداختند. واکنش مقامات حاکم
دستگیری و ضرب و شتم و شکنجۀ شمار زیادی از کارگران این شرکت و فعالانی بود
که از آنان پشتیبانی می کردند.
علی نجاتی، اسماعیل بخشی، امید آزادی، محمد خنیفر، علی بنی سعد، منصور
بنی نعامه، فیصل سعالبی، عادل سماعین، رستم عبداله زاده، عصمت الله کیانی،
سید اسماعیل جعادله، قاسم سرخه، حسین انصاری، صاحب زهیری، محمد انصاری و
فعالان کارگری که از کارگران هفت تپه دفاع کردند، به نام های سپیده قلیان،
عسل محمدی، امیرحسین محمدی، ساناز اللهیاری، امیر امیرقلی در رابطه با
اعتراضات کارگران هفت تپه دستگیر شدند. این کارگران و فعالان مدافع
آنها در دوره بازداشت و در جلسات مقدماتی دادگاه که برای آنها تشکیل شده
بود، زیر شکنجه و شدیدترین فشارها قرار داشتند که منجر به طرح اتهاماتی
سنگین بر آنان گردید و مقامات قضائی به استناد این اتهامات واهی احکام دراز
مدت زندان، ۱۸ سال، ۱۸ سال و ۶ ماه، ۱۴ سال و ۶ سال در این مورد صادرکرده
است. سه دانشجو به نام های رهام یگانه، هیراد بداغی و فرید لطف آبادی که
همراه با خانواده های بازداشت شدگان در مقابل ساختمان دادگاه به اعتراض
پرداختند نیز بازداشت شدند.
در همان دوره اعتصاب و راهپیمایی های اعتراضی دامنه داری در کارخانۀ
گروه ملی فولاد اهواز نیز به راه افتاد که خواست های آن شبیه خواست های
کارگران هفت تپه بود و همبستگی و نوعی هماهنگی بین آنها که دو کانون جنبش
کارگری جنوب ایران بودند به وجود آمد. آخرین خبرها حاکی از آن است که
۴۱ نفر از کارگران معترض گروه ملی فولاد به دادگاه احضار شده اند. این
کارگران فقط به جرم مطالبه مزدهای عقب افتاده و اعتراض به خصوصی سازی گروه
ملی فولاد خوزستان و اخراج سازی کارگران محاکمه می شوند. در این مدت معلمانِ بیش از صد شهر ایران نیز برای دست یابی به خواست های خود بارها به اعتصاب، تحصن و اعتراض روی آوردند.
از بیش از یک سال پیش شماری از معلمان فعال و اعضای کانون صنفی معلمان
زندانی هستند. محمد حبیبی که به هفت سال و نیم زندان و تحمل ۷۴ ضربه شلاق
محکوم شده بود هم اکنون در شرایط سختی از لحاظ سلامت در زندان به سر می برد
و از درمان او خودداری می شود. محمد تقی فلاحی یکی از مسئولان کانون صنفی
معلمان به ۸ ماه زندان و تحمل ۱۰ ضربه شلاق محکوم شده است. پیش از آن نیز
آقای اسماعیل عبدی و محمود بهشتی که هردو از اعضای کانون صنفی معلمان ایران
هستند به زندان های طولانی مدت محکوم شده اند و اکنون در حبس هستند.
در اول ماه مه امسال کارگران در تهران و برخی شهرهای دیگر کشور، مانند
کارگران دیگر نقاط جهان، و برای بزرگداشت روز کارگر و نشان دادن همبستگی و
اتحاد خود تجمع کردند. در تجمع تهران که با آرامش برگزار شده بود بیش از ۵۱
نفر از تجمع کنندگان با خشونت و ضرب و شتم دستگیر شدند که تعداد زیادی از
آن ها با وثیقه های سنگین بطور موقت آزاد شدند و پس از آن در محاکمه های
غیرعادلانه به زندان های طولانی مدت محکوم شدند. اسامی و احکام زندان آنها
در زیر به اطلاع می رسانیم. تا آنجا که ما اطلاع داریم مرضیه امیری،
روزنامه نگار به ده ونیم سال زندان و تحمل ۱۴۸ ضربه شلاق، عاطفه رنگریز
پژوهشگر و جامعه شناس به یازده ونیم سال زندان و تحمل ۷۴ ضربه شلاق، نسرین
جوادی، کارگر بازنشسته به هفت سال زندان و تحمل ۷۴ ضربه شلاق، حسن سعیدی
کارگر عضو سندیکای شرکت واحد تهران و حومه به پنج سال زندان و دو سال
محرومیت از فعالیت اجتماعی و سندیکائی، رسول طالب مقدم کارگر عضو سندیکای
شرکت واحد تهران و حومه به دوسال زندان، دو سال تبعید و تحمل ۷۴ ضربه شلاق
محکوم شده اند. بقیۀ دستگیر شدگان نیز در خطر تعقیب قضائی قرار دارند. هرچه زمان می گذرد به این لیست بلند اضافه می گردد و فعالان و آزادیخواهان با وثیقه های سنگین تحت تعقیب قرار می گیرند.
از دیگر فعالان کارگری دستگیر شده می توان از جعفر عظیم زاده (محکومیت
به بیش از ۶ سال زندان)، شاپور احسانی راد (محکوم به ۱ سال زندان)، پروین
محمدی (محکوم به تحمل یک سال زندان)، فرهاد شیخی، هاله صفر زاده (محکوم به
تحمل یک سال زندان)، علیرضا ثقفی (محکوم به تحمل یک سال زندان)، آرام زندی
(فعال کارگری در سنندج) نام برد. لیلا حسین زاده دانشجوی دانشگاه تهران نیز
به دو سال و نیم زندان محکوم شده است. موارد بالا تنها گوشه ای از اقدامات ضد کارگری و ضد حقوق بشری دولت جمهوری اسلامی است.
بر اساس حقوق به رسمیت شناختۀ بین المللی، اعتصاب، تظاهرات، راه پیمائی و
اعتراض جزء حقوق انکارناپذیر شهروندان است. افزون بر آن دولت ایران به
عنوان عضو سازمان بین الملی کارموظف است به «اصول و حقوق بنیادین کار»
احترام بگذارد و آنها را به اجرا در آورد. این اصول و حقوق براساس اسناد
سازمان بین المللی کار شامل چهار مورد زیرند: «آزادی تشکل و به رسمیت
شناختن حق مذاکرات دسته جمعی، حذف هر گونه کار اجباری و قهری، الغای واقعی
کار کودکان و حذف تبعیض در زمینۀ اشتغال و حرفه». این اصول و حقوق عام و
جهان شمول اند و اجرای آنها به درجۀ توسعۀ اقتصادی کشور عضو و به اینکه
مقاوله های مربوط به چهار مورد را تصویب کرده باشد یا نه بستگی ندارد. رژیم
جمهوری اسلامی حقوق بنیادین کار را در تمام سال های حیات خود آشکارا و
بشدت پایمال کرده است. پاسخ مقامات رسمی ایران به اعتراضات و خواست
های کارگران، معلمان، زنان، بازنشستگان، خبرنگاران و دانشجویان،هنرمندان و
نویسندگان ایران بازداشت های وسیع، ضرب و شتم، شکنجۀ زندانیان، برگزاری
نمایش های اعترافات تلویزیونی زیر فشار و تهدید، محکومیت های طولانی و
مجازات های ننگین قرون وسطائی از جمله حکم شلاق بر زنان و مردان بود.
این رژیم با شرحی که از عملکرد ظالمانۀ آن برشمردیم اکنون عضو سازمان جهانی
کار و سایر سازمان های جهانی متولی حقوق بشر می باشد. با این شواهد غیر
قابل انکار اگر به صورتی قاطع و محکم مورد اعتراض قرار نگیرد و به چالش
کشیده نشود، ویا به هر دلیل دیگر ، سیاست سرکوبگرانه و اَعمال ستمگرانه
قدرت حاکم در ایران نادیده گرفته شود، این بی اعتنائی یا چشم پوشی می تواند
نتایج فجیع تری برای جنبش کارگری در ایران و وخامت بازهم بیشتر اوضاع
اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بیش از ۹۵% جمعیت ۸۰ میلیونی ایران به بار آورد.
همبستگی بین المللی طبقۀ کارگر ایجاب می کند که کارگران همۀ
کشورها، بویژه کشورهائی که در آنها کارگران هنوز از حقوق ابتدائی آزادی
بیان و اعتراض و گردهمائی و تشکل برخوردارند، ضمن پشتیبانی از جنبش هم طبقه
ای های خود در ایران، سیاست های ضد کارگری و ضد دموکراتیک جمهوری اسلامی
ایران را محکوم کرده و حکومت های خود را وادار سازند که رژیم ایران را به
احترام به حقوق کارگران در چارچوب اصول و حقوق بین المللی کار موظف نمایند .
این همبستگی همچنین ایجاب می کند که کارگران از سازمان های بین المللی از
جمله سازمان بین المللی کار بخواهند تا در مقابل نقض حقوق کارگران در ایران
بایستند و چشمان خود را بر خلافکاری ها و سیاست های ضد کارگری جمهوری
اسلامی ایران نبندند.
زنده باد همبستگی بین المللی کارگران!
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه گروه اتحاد بازنشستگان کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری
۲۳ شهریور
نامه ی دانشگاهیان و فعالین حقوق بشر به فیفا
از اخبارروز
ده ها تن از دانشگاهیان و فعالین حقوق بشر ایرانی در سراسر جهان، با
نوشتن نامه ای خطاب به رئیس فیفا، مرجع بین المللی فوتبال جهان، با اشاره
به مرگ سحر خدایاری از این سازمان خواسته اند جمهوری اسلامی را تحت فشار
بگذارد تا به سیاست تبعیض آمیز خود در عرصه ی ورزش پایان دهد و به زنان
اجازه دهد به تماشای مسابقات به استادیوم ها بروند.
پرزیدنت اینفانتینو عزیز، ما امضاء کنندگان زیر، استادان دانشگاه،
روزنامه نگاران، نویسندگان، شعرا، پزشکان، حقوق دانان، هنرمندان، و فعالین
حقوق بشرِ ایرانیِ مقیم خارج از ایران، مایلیم توجه شما را به وضعیت تاسف
انگیزِ زنانِ علاقمند به فوتبال در ایران جلب کنیم. همانطور که قطعا مطلع
هستید، جمهوری اسلامی ایران تنها کشوری در جهان، و تنها عضوِ فیفا است که
بر اساس سیاست های واپس گرای خود، زنان را از شرکت در مسابقات ورزشی مردان
محروم می سازد. زنان علاقمند به فوتبال که قصد حضور در استادیوم ها را
داشته باشند، تحقیر می شوند، کتک می خورند، و زندانی می شوند. همین هفته در
یک مورد بسیار تراژیک، سحر خدایاری معروف به دختر آبی – اشاره به رنگ
باشگاه فوتبال مورد علاقه اش – خود را آتش زد و بر اثر شدت جراحات درگذشت.
به او گفته شده بود که بخاطر آنکه قبلا با لباس مردانه قصد ورود به
استادیوم را داشته، به شش ماه زندان محکوم خواهد شد.
به اعتقاد ما این
مسئولیت فیفا است که قاطعانه از جمهوری اسلامی بخواهد تا این سیاست آشکارا تبعیض
آمیز بر علیه زنان را کنار گذارد. بند چهارم
اساسنامه فدراسیون جهانی فوتبال به صراحت می گوید: «تبعیض قائل شدن به هرشکلی علیه
کشوری، فردی حقیقی یا گروهی از افراد با در نظر گرفتن اصلیت نژادی، جنسی،
معلولیتی، گویشی، مذهبی، سیاسی یا دلایل دیگر بهشدت ممنوع میباشد و از طریق
اخراج یا تعلیق قابل مجازات است.»
مشروط
ساختنِ شرکت ایران در مسابقات جهانی فوتبال به برطرف کردنِ موانع ورودِ زنان به
استادیوم ها، تنها راهی است که جمهوری اسلامی را وادار کند که این سیاست ارتجاعی را بدور
اندازد. به باور ما فیفا در موقعیتی قرار دارد که با تنها زبانی که جمهوری اسلامی
می فهمد، مقامات مسئول را ناچار سازد که حق ابتدائی زنان برای تماشای مسابقاتِ
مورد علاقه شان را محترم شمارد.
با احترام
Ervand
Abrahamian, Professor Emeritus of History, City University of New York, USA
Reza
Afshari, Professor Emeritus of History, Pace University, USA
Fereshteh
Ahmadi, Professor of Sociology, University of Gavle, Sweden
Kazem
Alamdari, Professor, rtd. of Sociology, California State University, USA
Elahe
Amani, Academic Technology, California State University, USA
Shadi Amin,
LGBTQ Researcher, Germany
Mostafa
Azizi, Film maker, Canada
Maryam Banihashemi, activist feministe,
Canada
Shahriar Bakhshi, interprete, Canada
Ali
Banuazizi, Professor of Political Science, Director Islamic Civilization Prog.
Boston College.
Sohrab
Behdad, Professor of Economics, Denison University, USA
Cyrus Bina,
Distinguished Research Professor of Economics, University of Minnesota, USA
Nader
Bokaee, Teacher, Canada
Mehrzad
Boroujerdi, Professor, Director, School of Public and Int.l Affairs, Virginia
Tech. USA
Elahé Chokraie, activist feministe, Canada
Parvaneh Chokraie, activiste des droits
humains, Canada
Sossan Coley, Scholar, USA
Mehrdad Darvishpour, Associate Professor of Social Work,
Malardalen University, Sweden
Azar Dashti, MD, USA
Minoo
Derayeh, Associate Professor, Equity Studies, York University, Canada
Goudarz
Eghtedari, Principal Executive, Oregon DOT, USA
Hossein
Youssefi Eshkevari, writer and religious researcher, Germany
Hamed Esmaeilion, Dentist, Writer, Canada
Fataneh
Farahani, Associate Professor, Stockholm University, Sweden
Mansour
Farhang, Professor Emeritus of Political Science, Bennington College, USA
Nehzat
Farnoody, Clinical Psychologist, USA
Fatemeh
Haghighatjoo, Nonviolent Initiatives for Democracy, USA
Roya
Hakakian, Writer, USA
Afsaneh
Hojabri, independent writer and researcher, Canada
Gholamhossein
Hamadani, Professor of Mathematics and Statistics, Marquette University, USA
Touran
Hemati, human rights activist, Germany
Ata Hoodashtian,
Associate Professor of Political science and Philosophy, Canada
Saeed
Honarmand, scholar, Columbia University, USA
Ramin
Jahanbegloo, Professor, Vice-Dean, Jindal Global University, India
Hossein
Jorjani, Professor Emeritus, Swedish University of Agricultural Sciences,
Sweden
Mehrak
Kamali, Senior Lecturer in Persian Studies, The Ohio State University, USA
Mehrangiz
Kar, Human Rights Writer and lawyer, USA
Kazem
Kardavani, Sociologist, former professor, Germany
Sorour
Kasmai, Writer Translator, France
Pari
Kazemi, Nurse, rtd. Canada
Narges
Kermanshahi, human rights activist, UK
Darya Khadir,
Architecte, Canada
Yalda Khadir,
avocate, Canada
Amir Khadir,
microbiologiste, Canada
Nasim Khaksar,
writer, Netherlands
Ali Kiafar,
academic, USA
Azadeh
Kian, Distinguished Professor of Sociology/ Gender Studies, University of
Paris, France
Linda Kidikian,
MD, Canada
Ahmad Machouf .
MD, Canada
Nima
Machouf epidemiologiste, Canada
Anousheh
Machouf, Psychologue, Canada
Keyvan
Mahjoor peintre Canada
Parvin
Malek, Activist, USA
Ali Akbar
Mahdi, Sociologist, California State University, USA
Abbas
Milani, Director of Iranian Studies, Stanford University, Canada
Mansoor
Moaddel, Professor of Sociology, University of Maryland, USA
Shaghayegh Moazazami, cartoonistei, Canada
Haideh
Moghissi, Professor Emerita of Sociology, York University, Canada
Manijeh
Moghisi, Social Worker, rtd. Translator, Canada
Shahrzad
Mojab, Professor of Education, University of Toronto, Canada
Gazal
Mojdehi, Human Rights Lawyer, Canada
Ali
Mojdehi, Director of Campus Security, University of British Columbia, Canada
Poya Mojdehi, Researcher and Scholar – York
University, Canada
Fereshteh
Molavi, Writer, Canada
Mehdi
Mozaffari, Professor Emeritus of Political Science,
Aarhus University, Denmark
Azam
Niroomand-Rad, Professor Emeritus, Radiation Medicine, Georgetown University,
USA
Babak Payami,
Writer, Director, Canada
Reza
Moridi, former MP and Minister, Government of Ontario, Canada
Massoud
Noghrekar, MD, Writer, USA
Farhad
Nomani, Professor Emeritus of Economics, American University of Paris, France
Soheil
Parsa, Theatre Director, Canada
Missagh
Parsa, Professor of Sociology, Dartmouth College, USA
Soheila
Pashang, Professor, Humber, Canada
Saeed
Rahnema, Professor rtd. Politics and Public Policy, York University, Canada
Raymond
Rakhshani, Researcher, Scholar, USA
Asghar
Rastegar, MD, Professor of Medicine, Yale School of Medicine, USA
Mohsen
Rezvani, Activist, Canada
Mahmoud
Rowghani, Writer, Canada
Shadi Sadr,
Human Rights Lawyer, UK
Mohammad
Safavi, labour activist, Canada
Zohreh
Sullivan, Emerita Professor of English, University of Illinois
Urbana-Champaign, USA
Poopak
Taati, Independent Law and Education Consultant, USA
Victoria
Tahmasebi-Birgani, Asst. Professor, Women Gender Studies, Univ. of Toronto,
Canada
Kamran
Talattof, Scholar, USA
Nayereh
Tohidi, Professor of Gender and Women Studies, Californian State University,
USA
Farrokh
Zandi, Professor, School of Business, York University, Canada
Mandana
Zandian, MD, Poet, Writer, USA
Hassan
Zerehi, writer and journalist, Canada
Shodja
Eddin Ziaian, Professor, Glendon College, York University, Canada
Mehdi
Zolfaghari, Architect, USA
متن انگلیسی
President
Gianni Vicenzo Infantino,
Federation
Internationale de Football Association,
FIFA-Strasse
۲۰,
P.O. Box
۸۰۴۴, Zurich, Switzerland.
Dear
President Infantino,
We the
undersigned, Iranian academics, journalists, writers,
poets, lawyers,
physicians, artists, and human rights activists living outside Iran would like
to draw your attention to the atrocious situation of female football fans in
Iran. As you are surely aware, the Islamic Republic of Iran is the only country
in the world, and the only FIFA member that based on its obscurantist policies
does not allow women in the male-sporting events. Female football fans are
humiliated, beaten, and jailed for wanting to watch soccer games. Just this
week, in a most tragic case, a young female football fan, Sahar Khodayari,
dubbed Blue Girl — a reference to her favourite football team —
self-immolated and died as a result of her severe injuries. She had been told
that she would be sentenced to six months in prison for disguising as a man to
enter the football stadium.
We believe that it is FIFA’s responsibility to seriously demand that the
Islamic Republic stop this blatant
discriminatory policy against women. Article 4 of the FIFA Statutes clearly states that
“Discrimination of any kind against a country, private person or group of
people on account of race, skin colour, ethnic, national or social origin,
gender, disability, language, religion, political opinion or any other opinion,
wealth, birth or any other status, sexual orientation or any other reason is
strictly prohibited and punishable by suspension or expulsion.”
Conditioning Iran’s participation in international football tournaments,
on its lifting of the ban on women’s entry into football stadiums, would be the
sure way to force the Islamic government to end this reactionary policy. We
strongly believe that FIFA is in a position to use the only language that the
Islamic government understand and force the authorities to respect the basic
rights of women to watch their favourite games where men do.
Sincerely
۲۶٠ فعال اجتماعی سرکوب های گسترده در ایران را محکوم کردند
از اخبارروز
منتشر شده ۲۰ شهریور, ۱۳۹۸
· بروزرسانی شده ۲۰ شهریور, ۱۳۹۸
جمعی از فعالان حقوق زنان و دیگر فعالان اجتماعی و سیاسی با
انتشار بیانیه ای، نگرانی خود را از آیندهی رویهی پیشگرفتهشده در
دستگاه اطلاعاتی و قضایی اعلام داشته و ضمن محکومیت این روال و تأکید بر حق
تشکلیابی و اعتراض، خواستار برخورداری زندانیان از رویه دادرسی عادلانه و
آزادی بیقید و شرط تمام زندانیان سیاسی و عقیدتی شئده اند.متن کامل این بیانیه و امضاهای آن در زیر آمده است:
«آنقدر عزا بر سرمان ریختهاند که فرصت زاری کردن نداریم، پیام دقیق به
ما رسیده است: خفه میکنیم. ما هم حاضریم! مگرقرار نیست که برای جامعهی
مدنی و آزادی بیان قربانی بدهیم؟ حاضریم!» هوشنگ گلشیری، پاییز ۱۳۷۷
درحالیکه سایهی شوم مسائل اقتصادی و معیشتی ناشی از سیاستهای
خصوصیسازی و محدود کردن روزافزون خدمات رایگان از جمله خدمات درمانی و
آموزشی، رانت و فساد روزافزون داخلی، تحریمهای خارجی و خطر بروز جنگ هر
روز بر سر مردم گستردهتر میشود، شاهد افزایش تشکلیابی و اعتراضهای
مردمی برای احقاق حقوق و مطالباتشان هستیم. اما پاسخ نهادهای حاکم در
مقابل این اعتراضهای برحق چیزی نبوده است مگر افزایش فشارهای سازمانیافته
بر اقشار مختلف مردم و فعالان اجتماعی و سیاسی و سلب حق هرگونه تجمع و
تشکلیابی از آنان.
این روزها بسیاری از فعالان حقوق زنان، کارگران، معلمان، اقوام/ملیتها،
اقلیتهای مذهبی/دینی، و کودکان؛ فعالان محیط زیست، دانشجویان، خبرنگاران،
وکلای حقوق بشر، نویسندگان و هنرمندان به اشکال گوناگون مورد فشار قرار
گرفتهاند: احضار تلفنی و کتبی؛ تفتیش منازل؛ بازداشت به اتهامات واهی؛
اقدامات سازمانیافتهی رسانهای برای پروندهسازی و تخریب چهره متهمان
پیش از صدور احکام نهایی؛ محرومیت زندانیان از حقوق اولیه از جمله حق
دسترسی به وکیل، دسترسی به خدمات درمانی و امکانات اولیه در زندان، تماس
تلفنی، ملاقاتهای منظم حضوری و استفاده از مرخصی؛ تمدید قرار بازداشت پس
از اتمام دوره بازجویی؛ تحمیل بخش اعظم هزینههای زندان به دوش زندانی و
قطع منبع معیشتی زندانی؛ تعیین وثیقه سنگین و نامتناسب با اتهامات فرد
بازداشتشده و بعد عدم پذیرش همان وثیقه از سوی قاضی؛ و در نهایت صدور
احکام سنگین.
افزون بر این خشونتهای سیاسی علیه فعالان اجتماعی که در مناطق خود از
محرومیتهای ساختاری و تبعات بحرانهای زیستمحیطی رنج میبرند خشونتی
مضاعف است و در این شرایط سکوت خبری و دسترسی کمتر آنها به رسانهها
سرکوب آنان را تسهیل و تشدید کرده است. از سویی زندانیان زن نیز تحت فشاری
دو چندان قرار دارند زیرا نهادهای امنیتی با وارد کردن انواع اتهامات
اخلاقی سعی در شکستن زندانی و تحقیر خانوادهها دارند. فشار بر مادران
زندانی از طریق محروم کردن آنان از تماس و ملاقات با فرزندانشان رویهای
رایج است که در کنار فشار اجتماعی که بهطور خاص متوجه مادران زندانی است
دوران زندان را برای آنان به مراتب تلختر میکند.
رئیس جدید قوهی قضاییه با شعار «مزهی شیرین عدالت» سرکار آمد، اما
تابه حال جز طعم تلخ احکام سنگین و وثیقههای نجومی چیزی نصیب فعالان نشده
است. در همین مدت کوتاه فعالان اجتماعی بسیاری با احکام طولانیمدت همراه
با مجازات شلاق مواجه شدهاند و بسیاری دیگر نیز بلاتکلیف در بازداشت بهسر
میبرند.
ما جمعی از فعالان حقوق زنان و دیگر فعالان اجتماعی و سیاسی نگرانی خود
را از آیندهی رویهی پیشگرفتهشده در دستگاه اطلاعاتی و قضایی
ابرازمیداریم و ضمن محکومیت این روال و تأکید بر حق تشکلیابی و اعتراض،
خواستار برخورداری زندانیان از رویه دادرسی عادلانه و آزادی بیقید و شرط
تمام زندانیان سیاسی و عقیدتی هستیم که به دلیل طرح مطالبات واعتراضات برحق
مردم عمر خود را پشت میلههای زندان سپری میکنند.
سندیکای کارگران نیشکر هفتتپه: حامیان نظام سرمایه داری و احکام ظالمانه
از اخبارروز
منتشر شده ۱۸ شهریور, ۱۳۹۸
· بروزرسانی شده ۱۹ شهریور, ۱۳۹۸
بیش از یک قرن حکم, برای محاکمه نان کار آزادی
همانطور که انتظار میرفت حامیان فقر و فلاکت ، برای خاموش کردن صدای حق طلبانه کارگران و فعالین دلسوز جنبش کارگری در بی دادگاه ها، احکام ظالمانه را صادر کردند.
در شرایطی این احکام صادر می شود که فقر و تنگدستی، تبعیض و فساد و نابرابری، ستم و استثمار روز افزون و… سایه شوم خود را بر زندگی میلیون ها نفر در ایران گسترانده است.
صادر کنندگان احکام ظالمانه علیه کارگران هفت تپه و اعضای نشریه گام، همان کسانی هستند که از هر کانالی استفاده می کنند تا با شیطان بزرگ! وارد مذاکره شوند .
آنان در مقابل شیطان بزرگ، راه نرمش وتسلیم را اتخاذ کرده ،چرا که منافع عمومی آنان در یک سمت و سو قرار دارد؛ دفاع از نظام سرمایه داری و سرکوب کارگران، در ایران یا آمریکا، در فرانسه یا در آلمان و … فرقی ندارد، هر جا کارگرانستم دیده به میدان بیایند توسط آنان قلع وقم خواهند شد.
اما از دیگر سو، اعتراض و اعتصابات کارگران را به “اجانب” نسبت می دهند تا به این وسیله برای افراد زود باور توجیهی داشته باشند و بتوانند همچنان بر سرنوشت میلیون ها انسان حاکم شوند.
مدافعان نظام سرمایه داری با چنین احکامی به صاحبان سرمایه پیام می دهند که در ایران، ما با تمام توان حافظ سرمایه داران هستیم و صدای حق طلبی کارگران در اعتراض به ستم و استثمار و به کار ارزان را با اخراج، زندان و شلاق و در صورت لزوم با اعدام جواب خواهیم داد.
مدافعان سرمایه داری در ایران تصمیم گرفته اند با ایجاد فضای رعب و وحشت بیشتر ، صدای هر گونه حق طلبی را در نطفه خفه کنند.
آنها با سرکوب جنبش کارگری به تمام دولت های سرمایه داری می گویند که ایران را به بهشت سرما یه داران تبدیل خواهیم کرد.
آنها با صدور اینگونه احکام ظالمانه، به صاحبان زر و زو میگویند که ما کمر تمام کسانی که بر علیه مالکیت خصوصی قد علم کند، را خواهیم شکست.
با توجه به شرایط کنونی جامعه ایران، با توجه به فقر ، بیکاری و تنگدستی، نبود آزادی بیان و اندیشه، آزاد نبودن ایجاد تشکل های مستقل از جمله تشکل های کارگری، وجود کودکان کار و خیابان، تن فروشی ، کارتن خوابی و گور خوابی، تبعیض و ستم ملی، جنسی و مذهبی و هزاران مصیبت دیگر، برای خاموش کردن اعتراضات، با چنین احکام ظالمانه ای می خواهند از خشم و تنفر کارگران و مردم زحمتکش جلو گیری کنند.
اما؛
اما کارگران و زحمتکشان هنوز خشم و کینه و تنفر خود را نشان نداده اند، هنوز عزم جزم نکرده اند تا نشان دهند با حضور خود، زمین را به لرزه در خواهند آورند.
روزی فرا خواهد رسید که با اتحاد و همبستگی، زمین زیر پای صاحبان زر و زور و مدافعان آنان را دا غ خواهیم کرد.
اتحاد و خروش میلیونی ما کارگران چنان لرزه ای بر اندام انها وارد خواهد کرد که تن و روان ما از بی حقوقی ها ، از ستم و استثمار ، تبعیض ها ، تحقیر ها و زشتی ها تاکنونی، ارام خواهد گرفت و آنگاه ما کارگران و مردم آزاده و زحمتکش بر سرنوشت خود حاکم خواهیم شد.
حاکمیتی که در آن تمام آحاد جامعه ،فارغ از رنگ و نژاد، مذهب و ملیت، فارغ از هر گونه ویژگی های ساختگی ، خود را برای انجام وظیفه کاندید می کنند و با رای مستقیم انتخاب شده و در صورت عدم کارایی با رای مستقیم غزل خواهند شد.
کارگران نوید چنین جامعه ای را می دهند؛ برای رهایی باید متحد شویم!