«دختر آبی» درگذشت

از اخبارروز

منتشر شده ۱۹ شهریور, ۱۳۹۸ · بروزرسانی شده ۱۹ شهریور, ۱۳۹۸

دختر آبی

به نوشته وبسایت خبرآنلاین و بنابر گزارش‌های شبکه‌های اجتماعی، دختری که در اعتراض به تشکیل پرونده قضایی برای ورودش به ورزشگاه آزادی خودسوزی کرده بود صبح دوشنبه ۱۸ شهریور در بیمارستان مطهری تهران درگذشته است.
هنوز گزارشی از واکنش خانواده این دختر و همچنین مقام‌های قضایی جمهوری اسلامی منتشر نشده است. نام این دختر در برخی منابع «سحر خ.» ذکر شده است.

این دختر ۲۹ ساله که هوادار تیم استقلال تهران بود و با عنوان «دختر آبی» در شبکه‌های اجتماعی مشهور شده است، اسفند سال گذشته برای تماشای بازی استقلال و العین به ورزشگاه آزادی رفته و بازداشت شده بود.
بر اساس گزارشی که وب‌سایت «رکنا» منتشر کرد، این دختر پس از بازداشت و انتقال به زندان ورامین، با وثیقه آزاد می‌شود اما در مراجعه به دادسرا «می‌شنود شش ماه باید زندانی شود» و «بر اثر ناراحتی شدید اقدام به خودسوزی می‌کند».
دادگستری تهران هفته گذشته خبر خودسوزی یک زن در برابر یکی از واحدهای قضایی تهران را تایید کرد اما بدون اشاره به بازداشت او در ورزشگاه، تنها گفت که وی به دلیل «پوشش نامناسب» و «توهین به مأمورین» متهم بود.
«دختر آبی» که دچار سوختگی ۹۰ درصد شده بود در روزهای اخیر در بیمارستان سوانح و سوختگی مطهری تهران بستری بود و با کمک دستگاه تنفس می‌کرد. خودسوزی این دختر جوان بازتاب زیادی در شبکه‌های اجتماعی داشت و برخی چهره‌های فوتبال ایران نیز به آن واکنش نشان دادند.
مسعود شجاعی، کاپیتان تیم ملی فوتبال ایران، با انتشار یادداشتی در اینستاگرامش نوشت همان‌طور که برخی محدودیت‌های علیه زنان و دختران در گذشته، امروز باعث تجب می‌شود، بدون شک جلوگیری از ورود زنان به ورزشگاه‌ها و خودسوزی یک دختر که حکم بازداشتش را به این دلیل تمدید کرده بودند «برای آیندگان غیرقابل درک و نشأت‌گرفته از تفکری پوسیده و چندش‌آور است».

وریا غفوری، کاپیتان تیم استقلال، نیز در یادداشتی اینستاگرامی با اشاره به اینکه طرز تفکری که منجر به راه ندادن زنان به ورزشگاه‌ها می‌شود «قابل توجیه نیست، مثل بسیاری از قوانین پوسیده که در گذشته وجود داشت» از «خبر دردناک» خودسوزی این دختر ابراز تأسف کرد. غفوری همچنین نوشت: «کاش یک اتحاد همگانی داشتیم که خانم‌ها به حقشون، که ورود با احترام به استادیوم‌های فوتبال است، می‌رساندیم».
خسرو حیدری، محمد تقوی، حنیف عمران‌زاده، میلاد میداوودی، میلاد زکی‌پور و فرشید اسماعیلی، از دیگر فوتبالیست‌هایی بودند که به این موضوع واکنش نشان دادند.
معصومه ابتکار، معاون رئیس جمهور ایران در امور زنان و خانواده نیز یک‌شنبه ۱۷شهریور خبر داد که دستیارش با «دختر آبی» در بیمارستان ملاقات کرده است.




خاوران، نبش قبر به همین سادگی، مثل آب خوردن

فاطمه سرحدی زاده

از سال ۵۹ ـ ۶۰ که اعدام های بی وقفه جمهوری اسلامی شکل سیستماتیک به خود گرفت برای تفکیک با خدا ها و بی خدا ها لازم دیدند گورستانی را به بی خدا ها اختصاص دهند بعداً بخشی از آن را به بهایی های لا مذهب دادند
مادران اعدام شدگان سال ۶۰ عده زیادی بودند که با قرار های خود جوش جمعه ها صبح گرد هم می آمدند و هر روز بر تعدادشان افزوده می شد. خواهر من هم از جمله این مادران بود. دخترش منیژه معنوی پرست اول آبان سال ۶۰ اعدام شد. در این گرد همایی های جمعه صبح من همیشه همراه خواهرم بودم .
این تجمع خود جوش و پر شمار کم کم شکل نیمه تشکیلاتی به خود گرفت و چون در منطقه ای به نام خاوران قرار داشت، نام خاوران مناسب ترین اسمی بود که به طور خود به خودی دهان به دهان چرخید و بدین سان بود که گورستان عظیمی به نام خاوران شهرتی جهانی یافت .
بارها می خواستند همه آن را به بهایی های بی مذهب!!! بدهند و چیزی به نام گورستان اعدام شده ها را از روی زمین پاک کنند، اما مقاومت مادران و از همه مهم تر امتناع شدید خود بهایی های لا مذهب!!! مانع از انجام آن شد که آن را از مادران بگیرند. سپس سعی در امحاء آن داشتند مثلا درخت کاشتند که پارک کنند. بنر زدند، در اصلی اش را جوش دادند، ولی حریف مادران خاوران نشدند که نشدند. مقاومت مادران خاوران را زنده و سربلند نگه داشت و صبح جمعه شد میعادگاه عاشقان شیفته و خانواده هایی که تا پای جان برای حفظ راه فرزندانشان تلاش می کردند.
‌خانواده ها کم کم با هم اشنا شده و به هم اعتماد می کردند. بعضی ها هم شهرستانی بودند ولی به عشق آمدن سر خاک با هر سختی بود خودشان را می رساندند .اکثر مواقع پاسدار ها هم آنجا بودند و یا می آمدند.با مادر ها کل کل می کردند. حتی سر قبر ها که فقط با کپه خاک مشخص می شد می نشستند و بحث هم می کردند. این بحث ها گاهی آرام و گاهی با ناسزا و بگیر و ببند و بزن و ببر همراه بود. در یکی از همین برخورد های نا آرام بود که مادر رضایی را می خواستند بیرون کنند. او به طرف انها ایستاد و پستان هایش را رو به اسمان بالا برد و فریاد زد” پسرانم شیرم حلالتون که شما جان فدا کردین ولی مثل این ها نشدین‌ ‍‌‌‍”
آن روز جمعه صبح روز شانس ما بود. پاسدار ها نیامده بودند.به مناسبت تولد مهناز نجاری دور کپه خاکی که مادر مهناز نشان کرده بود جمع شده بودیم .دختر دیگر مادر مهناز در بهشت زهرا بود.مادر مهناز ضمن صحبت هایش گفت : اصلا من نمی دونم این جایی که نشون کردم قبر مهنازهست، یا نه؟.مادر ها همه با تعجب به او نگاه کردند و گفتند” مگه تا حالا نبش قبر نکردی؟ مادر مهناز گفت” نه والله من خودم که نمی تونم، کسی رو هم ندارم که برام این کار رو بکنه” همه با دلسوزی به او نگاه کردند و دلشان می خواست به او کمک کنند.

پسر جوانی که همراه با خانواده ای آمده بود و سر و وضع کارگر مسلکی هم داشت، با تعجب به مادر مهناز گفت “هنوز نبش قبر نکردین؟میخواین من این کار رو براتون بکنم؟ “همه نگاه ها متوجه مادر مهناز شد. مادر مهناز گفت”آره از خدا می خوام اما چطوری؟ کی این کار رو بکنه؟”. پسر جوان دیگر معطل اجازه دوباره مادر مهناز نشد، فوری صدا زد ” عباس بدو برو اون خاک انداز رو ور دار بیار. ” عباس که پسربجه ده دوازده ساله ای بود فرز دوید، مثل اینکه بارها این فرمان را برده بود دقیقا می دانست چکار باید بکند. به گوشه ای رفت و خاک ها را پس زد خاک انداز فلزی دسته چوبی بزرگی را که زیر خاك ها پنهان کرده بودند در آورد و فوری به پسر جوان داد. پسرجوان هم مانند یک فرمانده به او دستور داد دم در بایستد و مراقب باشد. و خودش شروع به کندن و کنار زدن کپه خاکی شد که همه دورش جمع بودیم .کمتر از یکی دو وجب خاک ها را که کنار زد سنگ لحد سیمانی پیدا شد. به سرعت سنگ ها را برداشت، جسد مردی با شلوار لی و پیراهن خاکی چهار خانه قرمز و آبی پیدا شد. دست ها و صورت و پاهایش خشکیده شبیه اهن قهوه ای متمایل به سیاه بود. کفن و این چیزها هم نداشت. خوب معلوم بود که این قبر مهناز نیست. سنگ ها را سر جایش گذاشت خاک ها را ریخت سر سنگ ها و قبل از این که مادر مهناز چیزی بگوید با چابکی شروع به کندن قبر بالا دستی کرد. آن را هم مثل اولی کند و سنگ لحد را برداشت جسد مردی بود با شلوار سیاه و پیراهن طوسی، دست و پا و صورت خشکیده و قهوه ای سیاه شده، ولی چه آرام خوابیده بود !

خوب این هم نبود. خاک ها سر جایش برگشت. قبر سوم شکافته شد. دختر کوچک اندامی با موهای بلند پیدا شد با دامن و حتی کفش هم پا داشت مادر مهناز شناسایی کرد و گفت دخترش نیست. قبر چهارم که نبش شد متعلق به مردی بود با موهای بلند که کنار صورت، با ریش بلند ریخته شده بود زیر پیراهن یا تی شرت سفید و شلوار لی به تن داشت. یک پهلو خوابیده و مو های بلندش کمی روی صورتش را پوشانده بود. این هم نبود.
خانواده ها هم مثل یک امر عادی منتظر بودند که بالاخره قبر مهناز پیدا شود. هرکسی چیزی می گفت، یکی می گفت ” یعنی دو متر چلوار نداشتن که این بچه ها رو کفن کنن؟ ” دیگری می گفت ” همون بهتر که کفن اونها به تن بچه های ما نره، این بچه ها کفن می خوان چیکار کنن .”  مادر دیگری گفت ” حالا حالا ها کار داریم من دوازده تا قبر کندم تا بالاخره قبر بچه م رو پیدا کردم ” و رو کرد به مادر مهناز گفت “فکر نکن به این زودی ها قبر بچه ت پیدا بشه”
این بار پسر جوان رو کرد به مادر مهناز و گفت ” دقیقا کجا آدرس دادن؟ “
مادر مهناز شماره های روی دیوار را نشان داد و گفت” تو بهشت زهرا به من گفتن قبرستون لعنت آباد!! !شماره ۶۴ قبر هشتمی ” .
پسر جوان به طرف دیوار و شماره ۶۴ رفت و با حفظ حریم دیوار با گام های بلند که هر کدام حدود یک متر می شد به حساب خودش زمین را متر کرد تا به نقطه ای رسید که تصور می کرد به آدرس مادر مهناز نزدیک تر است و شروع به کندن کرد. اولین سنگ لحد را که برداشت دامن گلداری پیدا شد مادر مهناز در حالی که نفسش بند امده بود فریاد زد ” همینه ،همینه این دامن دخترمه دیگه نکن، دیگه سنگ ها رو بر ندار، تحمل دیدن صورتش رو ندارم، همین جاست، قبر مهناز من همین جاست” همه از این که مادر مهناز قبر بچه اش را پیدا کرده خوشحال شدند. به او گفتند “شانس آوردی که با کندن ۴، ۵ ،قبر ، قبر دخترت رو پیدا کردی ما خیلی بیشتر و به دفعات زیاد این جا اومدیم و قبر کندیم تا قبر بچه مون رو پیدا کردیم. ” پسر جوان سنگ لحد را سر جای خود گذاشت،خاک ها را به حالت اول بر گرداند و مقداری خاک هم اضافه روی قبر ریخت تا کپه شود و به این صورت قبر مهناز نجاری مشخص شد.
من مات و متحیر این جریان را مثل یک فیلم سینمایی هولناک نگاه می کردم و بر خود می لرزیدم. می دانستم که نبش قبر چقدر سخت و غیر قانونی و در آیین اسلام حرام است، وفقط با حکم دادگاه و با حضور نماینده دادستان در مواقع خیلی خیلی استثنایی و ضروری ممکن می شود.
ولی این جا این گورستان خاوران قانون خود را دارد.
در ظرف دو سه ساعت به سادگی آب خوردن ۵ تا قبر را نبش کردند. تازه یکی می گفت من دوازده تا شکافته و دیگری می گفت من هفت تا و هر کدام داستان هایی از نبش قبر داشتند .
عباس را صدا زدند از دم در آمد خاک انداز را سر جایش پنهان کرد. قبر مهناز نجاری هم که مشخص و کپه شده بود گل باران شد.

برگرفته از فیس بوک




صدور حکم‌۶ تا ۱۸سال زندان برای متهمان هفت‌تپه از

اخبارروز

منتشر شده ۱۶ شهریور, ۱۳۹۸ · بروزرسانی شده ۱۶ شهریور, ۱۳۹۸

بنا به گزارش‌های منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی، دادگاه انقلاب تهران در مرحله بدوی حکم‌های قضائی سنگینی را علیه فعالان کارگری پرونده اعتراض‌های نیشکر هفت‌تپه صادر کرده است. بر اساس این حکم اسماعیل بخشی به ۱۴ سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق، محمد خنیفر به ۶ سال حبس تعزیری، سپیده قلیان، امیر امیرقلی، امیرحسین محمدی فرد، ساناز الهیاری و عسل محمدی هرکدام به ۱۸ سال حبس تعزیری محکوم شدند. جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات اسماعیل بخشی و سایر فعالان کارگری همراه با وی در مردادماه سال جاری در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران برگزار شده بود. پرونده علی نجاتی دیگر متهم این پرونده کماکان مفتوح است.

جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات متهمین این پرونده قرار بود صبح روز شنبه ۱۲ مردادماه با حضور متهمین پرونده در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی مقیسه برگزار شود با این حال این جلسه به روزهای بعد موکول شد و به صورت تک به تک برگزار شد.

بنا بر گزارش کانل تلگرامی سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه و خبرگزاری هرانا، بر اساس رای صادره توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی مقیسه، سپیده قلیان، امیر (علی) امیرقلی، امیرحسین محمدی فرد، ساناز الهیاری و عسل محمدی هرکدام از بابت اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی” به ۷ سال حبس تعزیری، از بابت اتهام “عضویت در گروه گام” به ۷ سال حبس تعزیری، از بابت اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به ۱ سال و شش ماه حبس تعزیری و از بابت اتهام “نشر اکاذیب” به ۲ سال و شش ماه حبس تعزیری محکوم شدند.

همچنین اسماعیل بخشی از بابت اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی” به ۷ سال حبس تعزیری، از بابت اتهام “توهین به رهبری” به ۲ سال حبس تعزیری، از بابت اتهام “نشر اکاذیب” به ۲ سال حبس تعزیری، از بابت اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به ۱ سال و شش ماه حبس تعزیری و از بابت اتهام “اخلال در نظم عمومی” به ۱ سال و شش ماه حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد.

در صورت تائید این حکم و اجرای ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، مجازات اشد یعنی ۷ سال حبس تعزیری از بابت اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی” در ارتباط با آقای بخشی قابل اجرا خواهد بود.

محمد خنیفر، متهم دیگر این پرونده نیز از بابت اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی” به ۵ سال حبس تعزیری و از بابت اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به ۱ سال حبس تعزیری محکوم شد.

ساناز الله‌یاری همراه همسرش امیرحسین محمدی‌فرد در تاریخ ۱۹ دی ماه سال ۹۷ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و سپس به زندان اوین منتقل شدند. این دو عضو نشریه گام در زندان در اعتراض به شرایط بد نگهداری و بلاتکلیفی و بی‌توجهی مسئولان دست به اعتصاب غذا هم زدند.

امیر امیرقلی یکی دیگر از اعضای تحریریه نشریه گام بود که بازداشت شد. عسل محمدی، دیگر عضو تحریریه یکشنبه ۱۳ مرداد برای حضور در جلسه دادگاه رسیدگی به اتهاماتش به شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب مراجعه کرده بود که بار دیگر بازداشت شد.

اسماعیل بخشی و سپیده قلیان که هم اکنون به ترتیب در زندان های اوین و قرچک ورامین نگهداری می شوند در تاریخ ۳۰ دی ماه ۹۷، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از مدتی به زندانهای شیبان و سپیدار اهواز منقل شده بودند. بازداشت اسماعیل بخشی و سپیده قلیان در حالی صورت گرفته بود که تلویزیون ایران شب ۲۹ دی ماه در فیلمی با عنوان “طراحی سوخته” اعترافاتی از اسماعیل بخشی، سپیده قلیان و علی نجاتی، عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه که در جریان بازداشت و بازجویی پیشین آنها ضبط شده بود را نمایش داد. این فیلم بعد از شکنجه ی شدید متهمان تهیه شده بود و اسماعیل بخشی با انتشار نامه جزئیات آن را افشا کرد.

جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات سپیده قلیان، از متهمین پرونده اعتراضات هفت تپه روز شنبه ۱۹ مردادماه ۹۸، در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران برگزار شده بود. سپیده قلیان در این جلسه دادگاه اعلام کرد که در حین بازجویی شکنجه و مجبور به اعتراف تحت فشار شده است، از این رو اتهامات مطروحه را قبول ندارد.

جمال حیدری منش، وکیل مدافع خانم قلیان نیز با تاکید بر تحت فشار بودن موکلش در زمان بازداشت و بازجویی اعلام کرده بود که اتهامات وارده به وی کذب بوده و دفاع از حقوق کارگران نه جرم، بلکه یکی از حقوق شهروندی موکلش است.

کانال تلگرامی مستقل کارگران هفت‌تپه با انتقاد شدید از حکم‌های صادرشده هشدار داده است که «علیه احکام سنگین و وحشیانه … مبارزه خواهیم کرد.»




اعتراض سندیکاهای فرانسوی به حسن روحانی

منتشر شده ۱۶ شهریور, ۱۳۹۸ · بروزرسانی شده ۱۶ شهریور, ۱۳۹۸

کارگران زندانی را آزاد کنید!

۵ سندیکای عمده ی کارگران فرانسه در نامه ای به حسن روحانی موج محاکمات و احکام سنگین زندان برای کارگران ایران را قویا محکوم کرده و خواهان پایبندی حکومت ایران به کنفوانسیون های سازمان جهانی کار شده اند.
به گزارش همبستگی سوسیالیستی با کارگران ایران – فرانسه ؛ کنفدراسیون دموکراتیک فرانسوی کار (س. اف. د. ت)؛ کنفدراسیون عمومی کار (س. ژ. ت)، کنفدراسیون متحده سندیکایی (اف. اس. او)، تحاد سندیکایی همبستگی (سولیدر) و تحاد ملی سندیکاهای مستقل (او. ان. اس. آ)  در این نامه که رونوشت آن برای ابراهیم رئیسی رئیس قوه ی قضائیه و سفارت جمهوری اسلامی در پاریس هم ارسال شده است، در نامه ی مشترک خود خطاب به حسن روحانی نوشته اند:

ما به خاطر دریافت اخباری در مورد محکومیت کارگران، نمایندگان سندیکاها، زنان و مردان (دانشجو، روزنامه نگار، معلم، فعالان حقوق بشر و غیره) به حبس های دراز مدت، نگران هستیم.
کشور شما مقاوله های مختلف بین المللی از جمله مقاوله های سازمان جهانی کار در مورد آزادی تشکل و گردهمآئی، اعتصاب و تظاهرات برای سازمان های صنفی را امضا کرده است. اما یک بار دیگر، ما شاهد سرکوب کارگران و مزدبگیران به خاطر مطالبات عادلانه آن ها هستیم.
“آزادی شرکت در تجمعات و راه پیمائی ها” که  در ماده ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی به رسمیت شناخته شده است، دائما نقض می شود.
ما “جرم” های از پیش ساخته به دلیل شرکت در گردهمآئی اول ماه مه ۲۰۱۹ در تهران و شهرستان ها را نکوهش می کنیم.
آقای رسول سید طالب مقدم، عضو سندیکای کارگران شرکت اتوبوسرانی تهران و حومه (واحد) به ۲ سال زندان، ۲ سال تبعید به خراسان جنوبی و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده است؛ آقای حسن سعیدی عضو همان سندیکای کارگران “واحد” به ۵ سال زندان، ۲سال محرومیت از حقوق مدنی و داشتن تلفن هوشمند محکوم شده؛ خانم نسرین جوادی، عضو هیئت مدیره سندیکای آزاد کار ایران به هفت سال زندان؛ خانم عاطفه رنگریز جامعه شناس به ۱۱ سال، ۶ ماه زندان و ۷۴ ضربه شلاق؛ خانم مرضیه امیری روزنامه نگار به ۱۰ سال زندان و ۱۴۸ ضربه شلاق؛ آقای محمدتقی فلاحی دبیرکل کانون صنفی معلمان به ۸ ماه زندان و ۱۰ ضربه شلاق، و ۱۶ کارگر شرکت قند نیشکر هفت تپه به زندان های طولانی محکوم شده اند. فهرست  روز به روز طولانی تر می شود.

ما سازمان های سندیکایی فرانسوی امضا کننده این نامه این اعمال سرکوبگرایانه غیرقابل تحمل را قویاً محکوم می کنیم. از رژیم ایران می خواهیم که به پیمان های بین المللی که دولت ایران امضا کرده احترام بگذارد.
ما خواهان آزادی همه فعالان سندیکائی، روزنامه نگاران و فعالان زندانی  و توقف اعمال سرکوبگرانه هستیم.




پاسخ اعضای کانون نویسندگان ایران به دلایل بازداشت های اخیر

۱۶ شهریور, ۱۳۹۸

دلیل بازداشت های اخیر

در چند ماه اخیر بازداشت نویسندگان، روزنامه نگاران، دانشجویان، معلمان، کارگران و فعالان عرصه‌های گوناگون بیشتر، و احکام دادگاه‌ها سنگین‌تر شده است. کانون نویسندگان ایران دلیل این رویکرد حاکمیت را از تنی چند از اعضای کانون پرسیده است. فریبرز رئیس‌دانا، هرمز ناصرشریفی، علیرضا جباری و علیرضا عباسی به این پرسش پاسخ داده اند.

فریبرز رئیس‌دانا:

به نظر من بحران اقتصادی و سیاسی و اجتماعی به هم پیوسته و تعمیق یافته‌ی ایران قدرت اصلی حاکم یعنی صاحبان منابع اقتصادی، اعم از پولی و مالی و موقعیتی و املاک و نیروهای تولیدی را متفقاً در وجدانی واحد و تبلور یافته در قدرت سیاسی و نظامی و امنیتی حاکم، سخت نگران ادامه‌ی حیات سلطه‌گرانه‌ی خود کرده است. اعتراض‌ها گسترده‌تر و عمیق‌تر و به گونه‌ای آگاهانه‌تر مسری می‌شوند. اعتراض‌ها از مدتی پیش به ژرفای طبقاتی پی برده و حذف آن را نشان گرفته است. این جریان البته جامع نیست اما آماده‌ترین و حساس‌ترین و مسئول‌ترین لایه‌های اجتماعی را در میان روشنفکران و کارگران به خود جلب کرده است. از همه مهم‌تر پشتوانه کارگری و نابرخورداران روز به روز قوی‌تر می شود. این حرکت آن گونه که ادراک قدرت مسلط به آن رسیده است شوخی‌بردار نیست.
این بار این مشت آهنین است و طبقه‌ی کارگر است که از ذهن هوشیار آزادی‌خواهان و روشن‌اندیشان برخوردار می‌شود. این بار این توفنده می‌خواهد ثروت‌های به یغما رفته، دسترنج‌های بالا کشیده، رانت‌ها و امتیازهای ستمگرانه و سوءاستفاده‌های مبتنی بر قدرت و ایدئولوژی حاکم را به نفع مردم پس بگیرد. این بار چالشگران حقوق اجتماعی با امپریالیسم و تدبیرهای آن آشناترند و راز بقای قدرت از راه سازش پشت پرده را همان قدر می‌شناسند که راز فقر ماندگار توده‌ها. این بار فعالان اجتماعی رشد یابنده‌تر و آگاه‌تر و مصمم‌ترند. بیهوده نیست که آماج‌های اصلی سرکوب زنان مستقل آزاد‌اندیش، نیروهای کارگری و چپ، طرفداران راستین حقوق بشر و مدافعان طبیعت و ثروت کشور، مبارزان قاطع ضد امپریالیسم و همراهانشان‌اند. قدرت طبقاتی حاکم دیگر نمی‌تواند مثل سابق از ابزار ایدئولوژی ورشکسته استفاده کند. پس سرکوب، مستقیم‌تر و شمشیر آخته‌تر شده است. (کوتاه شده)

هرمز ناصر شریفی:

پاسخ به این سوال به گمان من، در گروی نگاه تاریخی ـ اجتماعی به وضعیت آزادی بیان در جامعه‌ی ماست. در واقع تا چند سال پیش، امر آزادی بیان به تعبیری یک مطالبه‌ی خاص بود، از این جهت خاص که اقشار محدودی به ضرورت آزادی بیان به شکل «ضرورت نان» نگاه می کردند؛ از جمله می‌شود از نویسندگان و اصحاب مطبوعات نام برد و اینکه شاهد بوده‌ایم که چگونه در طول سال‌ها دستگاه سانسور مخاطبین‌ِ آن ها را رانده و نان‌شان را آجر کرده بود. اما این روزها گسترش بی‌حد و اندازه‌ی فقر و مشکلات اسفناک توده‌ی مردم، وضعیت را تغییر داده است. امروزه درخواست برای گفتن و آشکار وُ بلند گفتن، تبدیل به مطالبه‌ا‌ی عام شده و از همین حیث، حاکمیت نیز رویکردی متفاوت در برابر چنین خواستِ عام شده‌‌ای در پیش گرفته است و آن چنان که به نظر می‌رسد این پاسخ، مشخصاً شکل‌گیریِ موج تازه‌ای از دستگیری‌ها و احکام به شدت ظالمانه و غیر قابل باور دستگاه قضایی ست که در تضادی بنیادین با طبیعی‌ترین خواست انسانی جامعه، بارز شده است.

علیرضا جباری:

به باور من دلایل این موضوع به شرح در پی آمده است:
الف). امکان مطلق تصمیم‌گیری رهبری که با پیشبرد دمکراسی در میان توده‌ی مردم که یکی از پایه‌های اصلی آن قشر روشنفکر جامعه است؛ مخدوش می‌شود و نهاد قضایی که برگزیده‌ی رهبر و مطیع فرمان رهبر است نمی تواند چنین اجازه ای بدهد؛
ب). رئیس کنونی قوه‌ی قضاییه پیشینه‌ای گسترده در تولید خشونت در سال‌های دهه‌ی ۶۰ دارد که ظهور نمودهای استمرار آن طبیعی به نظر می‌رسد؛
پ). وضع اقتصادی مردم ایران به سبب تحریم‌های گسترده و تحریکات اعضای پیمان ناتو و اسرائیل و عربستان و امارات روز به روز وخیم‌تر می‌شود و این واقعیت امکان بالقوه‌ی تحرکات اجتماعی و اعتراضات را افزایش می‌دهدکه یکی از عوامل برانگیزنده‌ی عمده‌ی آن آزادی مطبوعات و دیگر فعالان اجتماعی از جمله کارگران و زنان است. از این رو، سران جمهوری اسلامی احساس می‌کنند که تنها راه دوام آن گسترش موج سرکوب، شکنجه و زندان و گاه نیز اعدام است و به همین دلیل به رفتارخشونت آمیز خود با روشنفکران ادامه می‌دهند.

علیرضا عباسی:

بارها و بارها این اعلام و ادعا را شنیده‌ایم که برای نقد و اعتراض گوش شنوا داریم. می‌گویند نمی‌شود که نقد نباشد؛ کسی که نقد دارد باید حرف‌اش را بزند. باید شنید و چه و چه…؛ با این حال در تمام این سال‌ها، بارها شاهد برخورد با منتقدان و معترضان بوده‌ایم. برخوردی که هر بار به شکلی صورت گرفته، از احضار و تهدید گرفته تا به بند کشیدن و برنامه‌سازی و حذف فیزیکی تا صدور حکم‌های عجیب و طولانی مدت برای کنشگران اجتماعی، روزنامه‌نگاران، نویسندگان، کارگران و… که در حال وقوع است. اما این که چرا علیرغم ادعای تحمل‌پذیری، برخوردهایی چنین ناعادلانه و سرکوبگرانه رخ می‌دهد؛ پاسخ روشنی دارد. سانسور نهادینه شده در همه ی ابعاد و زمینه‌ها و بی‌اعتقادی و بی احترامی به آزادی بیان از یکسو و از سوی دیگر بی تدبیری و رقابت‌های جناحی و کارشکنی برای مخدوش کردن چهره رقیب، باعث شده طیف های مختلف اجتماع، متحمل فشارهای بی‌امان شود.
وقتی آزادی بیان که از بدیهی‌ترین حقوق انسانی است با سد نظارت و حذف و سانسور رو به رو‌ست، معنایی جز لگدمال شدن خواسته ها و خفه کردن صداها ندارد. ساختن برنامه‌های کنترل شده و بیان به اصطلاح نقد از زبان مجریان رسانه‌های حکومتی، فقط برای سرپوش گذاشتن بر نقدهای جدی و مطالبه گر است. روشن است که در برابر مطالبه و اعتراض، وقتی پاسخ درست و منطقی وجود نداشته باشد؛ حذف و سرکوب می‌شود راه حل صاحبان قدرت.




مادران پارک لاله: گزارشی فاجعه بار از آزادی کشی و سرکوب در ایران!

۱۳ شهریور, ۱۳۹۸

در طی کمتر از یک ماه گذشته،‌ خفقان، سرکوب، بازداشت، شکنجه، حبس های طولانی مدت توسط مسئولان حکومت اسلامی ایران بی‌وقفه و بی رحمانه ادامه داشته است. تنها اشاره کوتاهی به برخی موارد از نقض سیستماتیک حقوق بشر در ایران، توماری می شود باور ناکردنی و دست اندرکاران حکومت باید توجه داشته باشند که این همه بیداد تبعیض و خفقان و سرکوب، دیر یا زود مردم جان به لب رسیده را به مرز انفجار خواهد رساند. آن هم مردمی که برای ساده‌ترین خواسته‌های خود به شدت مورد سرکوب قرار می‌گیرند و بالاخره روزی طاقت شان تمام می‌شود و این فشارها باعث طغیانی بنیان کن خواهد شد که دیگر هیچ نیروی سرکوبگری هم توان مقابله با آن سیل خروشان را نخواهد داشت.

روزنگاری از آزادی کشی و سرکوب در ایران طی یک ماه گذشته:   

۱۲ شهریور: در گزارشی از رادیو فردا: با حکم دادگاه کیفری مجتمع قضایی کارکنان دولت در رابطه با شکایت مدیرعامل پیشین باشگاه استقلال، مهاجم سابق تیم ملی فوتبال ایران حسن روشن، به تحمل ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده است. جرم حسن روشن «افترا و نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی» عنوان شده است.

۱۱شهریور: در گزارشی از رادیو زمانه: صبح روز یکشنبه ۱۱ شهریور، شهرزاد جعفری خواهر نوشین جعفری، بازداشت شد. گزارش شده که ماموران امنیتی پیش‌تر از او خواسته بودند درباره خواهرش اطلاع‌رسانی نکند. نوشین جعفری، عکاس مطبوعاتی است که از ۱۲ مرداد در بازداشت است.

۱۱شهریور: در گزارشی از رادیو فردا: علی غلامی، دانیال جعفری و عادل گرجی در جریان تجمع اعتراضی دانشکده ⁧ هنر و معماری⁩ دانشگاه آزاد تهران در روز پنج‌شنبه هفته گذشته بازداشت شده‌اند.بر اساس گزارش کمپین حمایت از بازداشت‌شدگان هفت‌تپه، دانشجویان دانشکده ⁧ هنر و معماری⁩ دانشگاه آزاد تهران چهارشنبه و پنج‌شنبه هفته گذشته در اعتراض به انتقال این دانشکده به سوهانک تجمع کرده بودند. تفکیک جنسیتی و برخوردهای شدید حراست با دانشجویان برای پوشش آن‌ها، سیر صعودی افزایش شهریه‌ها، حذف استادان باتجربه و خبره از جمله دیگر محورهای اعتراضات این دانشجویان بود.

۱۱شهریوردر گزارشی از هرانا: روز شنبه ۹ شهریورماه، اسرین درکاله، فعال حقوق زنان در دادسرا مورد تفهیم اتهام قرار گرفته است. فیروزه شرف الدین، مادر اسرین با انتشار یادداشتی گفته است: “او را به دادسرا برده اند و اتهاماتی به او نسبت داده شده از جمله؛ ۱.اجتماع و تبانی به قصد انجام جرم علیه امنیت کشور. ۲.فعالیت تبلیغی علیه نظام. ۳.عضویت در گروه ندای زنان ایران با هدف بر هم زدن امنیت کشور. ۴.تشویق به فساد و فحشا از طریق کشف حجاب و حمایت از این موضوع و جریانات همراه آن و انتشار آن در فضای مجازی. ۵. تظاهر به عمل حرام در اماکن عمومی”. ۱۱شهریور۲) آرام زندی، شهروند اهل سنندج در روز چهارشنبه ۶ شهریور در منزل مادرش توسط ماموران امنیتی بازداشت شد و تاکنون هیچ تماسی با خانواده خود نداشته است. به دنبال پیگیری های خانواده آقای زندی مشخص شده که وی در حال حاضر در بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج تحت بازجویی است. ۱۱شهریور۳) یک مقام آگاه در دادگستری تهران از خودسوزی یک زن در مقابل یکی از واحدهای قضایی این شهر خبر داد. به گفته وی، این شهروند جهت پیگیری پرونده خود در ارتباط با موضوع “حجاب” به دادگاه مراجعه کرده و این اقدام وی پس از رسیدگی نشدن به پرونده اش صورت گرفته است. وی در پی این اقدام به بیمارستان منتقل شده و هم اکنون تحت مراقبت پزشکی است.

۱۰ شهریور: در گزارشی از هرانا: شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر استان تهران با استناد به ماده ۴۵۰ قانون آیین دادرسی کیفری مبنی بر عدم ضرورت تشکیل جلسه تجدید نظر با حضور متهم و وکیل مدافع، حکم ۶ سال حبس آقای بهنام ابراهیم زاده را تایید کرد که ۵ سال آن قابل اجرا خواهد بود. بهنام ابراهیم زاده در آذرماه سال گذشته بازداشت و در اسفندماه با تودیع قرار وثیقه از زندان اوین آزاد شده بود.

۹ شهریور: در گزارشی از رادیو زمانه: عاطفه رنگریز به ۱۱ سال و نیم زندان و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد. ۹شهریور۲) هم چنین به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، پروین محمدی، نائب رئیس هیئت‌مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران، علیرضا ثقفی و هاله صفرزاده از اعضای کانون مدافعان حقوق کارگر بابت اتهام «تبلیغ علیه نظام» از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب کرج به ریاست قاضی آصف حسینی هر کدام به یک‌سال حبس تعزیری محکوم شدند.

۹شهریور: در گزارشی از هرانا: دادگاه تجدید نظر استان تهران، محسن حق شناس، دانشجوی دانشگاه تهران را به ۱ سال حبس تعزیری، ممنوعیت فعالیت های رسانه ای و ممنوعیت عضویت در احزاب و دستجات سیاسی و اجتماعی محکوم کرد. وی در دیماه ۹۶ بازداشت و در اسفندماه همان سال توسط دادگاه انقلاب تهران به ۲ سال حبس تعزیری محکوم شده بود.

۸ شهریور: در گزارشی از هرانا: یاسر امینی آذر معلم و فعال صنفی معلمان شهرستان مهاباد، توسط دادگاه انقلاب این شهر به ۱۵ ماه حبس تعزیری محکوم شد. وی روز سه شنبه ۱۷ اردیبهشت هنگام خروج از مدرسه توسط نیروهای  امنیتی بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه منتقل شده بود. در همین گزارش: در ۷ شهریور یک شهروند از اهالی پیرانشهر به نام “صدیق سیدان” در نزدیکی شهرک صنعتی پیرانشهر در ورودی این شهر به دلایل نامشخصی توسط نیروهای سپاه پاسداران بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد. در ۶ شهریور در سنندج نیروهای اداره اطلاعات، ”آرام زندی“ فعال کارگری را به دلایل نامشخصی در محل سکونتش بازداشت و به محل نامعلومی منتقل کردەاند. در ۵ شهریور، یک شهروند به نام “محمد اقبال” فرزند عبدالقادر از اهالی شهر نالوس از توابع اشنویه با اتهامات نامشخصی توسط نیروهای سپاه پاسداران بازداشت و به محل نامعلومی منتقل شده است.

۶ شهریور: در گزارشی از تریبون زمانه: رضا مهرگان در روستایی در حوالی رامسر بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد. روز قبل از آن نیز اسماعیل(زرتشت) احمدی راغب بازداشت شد.

۵ شهریور: در گزارشی از رادیو فردا: وکیل صبا کرد افشاری، از معترضان به حجاب اجباری، خبر داد که موکلش به ۲۴ سال زندان محکوم شده است که ۱۵ سال آن قابل اجرا خواهد بود.

۳، ۴ و ۵ شهریور: در گزارشی از کانون نویسندگان ایران:۳ شهریور) گیتی پورفاضل، نویسنده، وکیل بازنشسته دادگستری و عضو کانون نویسندگان ایران، بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد. گیتی پور فاضل از امضاکنندگان نامه‌ی ۱۴ نفره است. پس از انتشار این نامه شماری از امضاکنندگان بازداشت شدند و برخی دیگر نیز تحت فشار قرار گرفتند. ۴ شهریور) ۹ تن از کارگران مجتمع کشت و صنعت نیشکر هفت تپه هر کدام به ۸ ماه حبس تعزیری و ۳۰ ضربه شلاق محکوم شدند که تا پایان مدت تعیین شده‌ی دادگاه در تعلیق خواهد بود. یک کارگر دیگر نیز از اتهامات منتسب تبرئه شد. جلسه دادگاه این کارگران در تاریخ ۲۳ مردادماه در دادگاه شوش برگزار شده بود. ۵ شهریور-۱) در این روز خبر بازداشت علی باقری، فعال مدنی شهرستان شازند، منتشر شد. ماموران امنیتی روز یکشنبه سوم شهریور او را بازداشت و به زندان اراک منتقل کردند. گفته می شود بازداشت وی برای اجرای حکم ۴ سال و شش ماه حبس تعزیری او بوده است. ۵ شهریور-۲) رهام یگانه، فرید لطف آبادی و هیراد پیربداقی از زندان اوین آزاد شدند.

۲ شهریور: در گزارشی از کانون نویسندگان ایران: ۱) مرضیه امیری روزنامه نگار روزنامه‌ی شرق و از بازداشت‌شدگان تجمع روز جهانی کارگر، که ۲۲ مرداد در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست قاضی مقیسه محاکمه شده بود به ۱۰ سال و شش ماه حبس تعزیری و ۱۴۸ ضربه شلاق محکوم شد. ۲) کیومرث مرزبان، نویسنده و طنزپرداز که نزدیک به یک سال گذشته را در زندان اوین در بازداشت به سر برده‌است، به حکم قاضی صلواتی رییس شعبه‌ی ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ۲۳ سال و ۹ ماه حبس تعزیری محکوم شد. جلسه‌ی دادگاه رسیدگی به اتهامات آقای مرزبان اواخر تیرماه سال جاری برگزار شده‌بود. ۳جلسه‌ی دادگاه رسیدگی به اتهامات پروین محمدی، از فعالان کارگری و عضو اتحادیه آزاد کارگران در دادگاه انقلاب اسلامی کرج برگزار شد. ۴حسن سعیدی، عضو سندیکای کارگران شرکت واحد و از بازداشت‌شدگان روز جهانی کارگر در تهران، به حکم قاضی افشاری رییس شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی به ۵ سال حبس تعزیری و ۲ سال ممنوعیت استفاده از وسایل مخابراتی هوشمند و عضویت در احزاب و گروه های و دستجات سیاسی و اجتماعی محکوم شد.

۳۱ مرداد: در گزارشی از کانون نوبسندگان ایران: ۱) شهلا جهانبین همسر عباس واحدیان شاهرودی؛ نویسنده و فعال مدنی ساکن مشهد عصر این روز بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد. ۲) در شهر سنندج اسحاق روحی فعال کارگری در دادگاه انقلاب این شهر به اتهام “تبلیغ علیه نظام” به یک سال حبس تعزیری محکوم شد. ۳) در زندان اوین نیز فرنگیس مظلوم، مادر سهیل عربی زندانی عقیدتی، که یک ماه گذشته را در بازداشت و در سلول انفرادی به سر برده از روز جمعه ۲۵ مردادماه دست به اعتصاب غذا زد. ۴) ماموران امنیتی شهلا انتصاری فعال حقوق زنان و از امضاکنندگان نامه‌ی چهارده نفره را در رشت بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کردند.

۲۲، ۲۳، ۲۶، ۲۷، ۲۸ و ۲۹ مرداد: در گزارشی از کانون نویسندگان ایران: ۲۲ مرداد)  هفت کارگر معترض مجتمع نیشکر هفت تپه هرکدام به ۸ ماه حبس تعلیقی و ۳۰ ضربه شلاق محکوم شدند. ۲۳ مرداد-۱) دادگاه سید رسول طالب مقدم از بازداشتی‌های روز جهانی کارگر درشعبه‌ی ۲۶ دادگاه انقلاب به اتهام اخلال درنظم عمومی و تبلیغ علیه نظام برگزار شد. ۲۳ مرداد-۲) جلسه رسیدگی به اتهامات ۱۰ تن از کارگران معترض مجتمع کشت و صنعت نیشکر هفت تپه به نام های: حسین انصاری زاده، محمد خنیفر، فیصل ثعالبی، صاب ظهیری، عادل سماعی، اسماعیل جعادله، بنی نعامی، امید آزادی، رستم عبدالله‌زاده و علی بنی سعده در دادگستری شوش برگزار شد. ۲۳ مرداد-۳) اولدوز قاسمی ، جواد احمدی یئکانلی و امیر ستاری سه فعال اهل آذربایجان غربی از دادسرای عمومی و انقلاب ارومیه ابلاغیه‌ی الکترونیکی دریافت کردند. بر اساس این ابلاغیه آنها باید در تاریخ ۱۷ مهرماه در محل دادسرا حاضر شوند. ۲۶ مرداد-۱) دومین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات حسن سعیدی عضو سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، روز جاری در دادگاه انقلاب تهران برگزار شدسعیدی در تاریخ ۱۱ اردیبهشت ماه همزمان با روز جهانی کارگر بازداشت و پس از ۳۳ روز با تودیع قرار وثیقه آزاد شده بود۲۶ مرداد۲محمد نجفی وکیل دادگستری محبوس در زندان اراک ، در پی تبعید به قرنطینه‌ی این زندان دست به اعتصاب غذا زد۲۷ مرداد-۱) نجات بهرامی روزنامه نگار و معاون سابق روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش توسط دادگاه انقلاب تهران به یک سال حبس تعزیری و دو سال محرومیت از استفاده از تلفن هوشمند و عضویت در احزاب و گروه‌های سیاسی محکوم شد. ۲۷ مرداد-۲) محمد تقی فلاحی دبیرکل کانون صنفی معلمان تهران به ۸ ماه حبس تعزیری و ۱۰ ضربه شلاق محکوم شد. اجرای این حکم به مدت سه سال تعلیق شده است. ۲۷ مرداد-۳) دادگاه تجدید نظر استان تهران حکم ۱۰ سال حبس و ۲ سال ممنوع از کاری و ممنوع‌الخروجی برای ارس امیری فعال فرهنگی، دانشجوی ایرانی دانشگاه کینگستون و کارمند دفتر شورای فرهنگی بریتانیا (بریتیش کانسیل) را بدون حضور او و وکیلش عیناً تائید کرد. ۲۸ مرداد-۱) جلسه‌ی دادگاه رسیدگی به اتهامات صبا کرد افشاری، فعال مدنی در دادگاه انقلاب تهران برگزار شد. کیفرخواست پرونده‌ی خانم کرد افشاری در تاریخ ۱۶ مرداد به وی ابلاغ شده بود. صبا کرد افشاری، از تاریخ ۱۱ خردادماه در بازداشت به سر می‌برد و روز سه‌شنبه از زندان قرچک ورامین به زندان اوین منتقل شده است. ۲۸ مرداد-۲شماری از حامیان حقوق حیوانات که در اعتراض به کشتار وحشیانه‌ی سگ‌ها در مقابل ساختمان شهرداری تهران تجمع کرده‌بودند ، در پی هجوم پلیس به این تجمع به خشونت کشیده شد و تعدادی از معترضان بازداشت شدند. ۲۸ مرداد-۳) اعظم (نسرین) خضری جوادی از بازداشت شدگان روز جهانی کارگر و عضو اتحادیه‌ی آزاد کارگران ایران توسط دادگاه انقلاب تهران به ۷ سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد.۲۹ مرداد-۱دادگاه تجدید نظر استان خراسان رضوی، حکم ۱۳ سال حبس تعزیری کمال جعفری یزدی استاد دانشگاه ساکن مشهد را عینا تائید و روز گذشته به وکیل وی ابلاغ کرد. ۲۹ مرداد-۲در همین روز محمدصابر ملک رئیسی و شیراحمد شیرانی دو زندانی سیاسی تبعیدی در زندان اردبیل به اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام از درون زندان” توسط دادگاه انقلاب اسلامی این شهر هرکدام به یک سال حبس تعزیری دیگر محکوم شدند. حکم صادره در ارتباط با پرونده جدیدی است که این دو زندانی در نهمین سال حبس خود با آن روبرو شده‌اند. پیشتر نیز بابت بخش اول این پرونده، محمدصابر ملک رئیسی به ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شده بود.

۲۸ مرداد: در گزارشی از کمپین حقوق بشر ایران: چهار دختری که به «دختران آزادی» معروف هستند، عصر شنبه ۲۶ مرداد ماه از زندان قرچک با قرار وثیقه آزاد شدند. این دختران در تاریخ دوشنبه ۲۱ مرداد ماه از سوی ماموران اطلاعات سپاه پاسداران در حالی که قصد ورود به ورزشگاه آزادی را داشتند بازداشت و روانه زندان قرچک ورامین شدند.

۲۰، ۲۶ و ۲۸ مرداد: در گزارشی از رادیو فردا: ۲۰ مرداد) بیش از ۱۰ فعال مدنی در اعتراض به حکم سنگین زندان برای کمال جعفری یزدی درمقابل دادسرای عمومی و انقلاب مشهد تجمع کرده بودند که بازداشت می شوند. کمال جعفری یزدی در مردادماه سال ۹۷ در مشهد بازداشت و در فروردین ماه به ۱۳ سال زندان محکوم شده بود. بازداشت شدگان شامل: حوریه فرج زاده طارانی(خواهر شهرام فرج زاده از کشته شدگان سال ۸۸)، فاطمه سپهری، پوران ناظمی، هاشم خواستار، جواد لعل محمدی، محمد حسین سپهری، عبدالرسول مرتضوی و محمد نوری زاد می باشند. ۲۶ مرداد) راحله فرج‌زاده طارانی، فعال سیاسی ساکن کانادا در همین روز به رادیو فردا گفت که خواهرش، حوریه فرج‌زاده، به همراه دیگر بازداشت‌شدگان دست به اعتصاب غذا زده‌اند. ۲۸ مرداد) عباس واحدیان شاهرودی، یکی دیگر از ۱۴ نفری که با امضای بیانیه‌ای خواستار استعفای علی خامنه‌ای شده بود، در مشهد بازداشت می شود.

۱۶، ۱۷، ۱۸، ۱۹، ۲۰، ۲۱، ۲۲ مرداد: در گزارشی از کانون نویسندگان ایران: ۱۶ مرداد-۱) کانون نویسندگان ایران با انتشار بیانیه خواهان لغو حکم زندان نیما صفار نویسنده ساکن گرگان شد. (دادگاه تجدید نظر استان گلستان، حکم هشت ماه زندان “نیما صفار” شاعر و نویسنده را در ۶ مرداد به او ابلاغ کرد.)، ۱۶ مرداد-۲) مسعود کاظمی به دلیل ناتوانی در تودیع قرار وثیقه یک میلیارد تومانی از سوی قاضی مقیسه رییس شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب از اول خرداد سال جاری در بازداشت به‌سر می‌برد. ۱۶ مرداد-۳ حکم ۸ سال حبس سینا عمرانی، فعال دانشجویی تایید شد. حکم این فعال دانشجویی از سوی قاضی صلواتی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب صادر شد. ۱۷ مرداد) آیدا کیخانی بازیگر و کارگردان تئاتر و محمد یعقوبی، کارگردان با استناد به مضمون پست‌های اینستاگرام شان، ممنوع فعالیت شدند. ۱۸ مرداد) مرداس طاهری موزیسین و فعال هنری و از بازداشت شدگان روز جهانی کارگر به یک سال حبس تعلیقی محکوم شد. ۱۹ مرداد-۱) فاروق ایزدی، محقق و مترجم بهایی در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب، قاضی مقیسه با اتهام “اقدام علیه امنیت کشور از طریق تشکیلات بهایی”، به ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم شد. ۱۹ مرداد-۲سپیده قلیان، در شعبه‌ی ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی مقیسه محاکمه شد. وی در دادگاه اعلام داشت که در زمان بازجویی تحت فشار و شکنجه قرار گرفته و مجبور به اعتراف ساختگی شده است و اتهامات وارده را قبول ندارد. ۱۹ مرداد-۳) دادگاه تجدیدنظر حامد آیینه وند روزنامه‌نگار را به ۶ سال حبس محکوم کرد. ۱۹ مرداد-۴دادگاه ناهید خداجو عضو هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران در شعبه ۴ بازپرسی دادسرای اوین برگزار شد. اتهام ناهید خداجو “اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت ملی” و “اخلال در نظم و آسایش داخلی کشور” است. ۲۰ مرداد) دادگاه بدوی امیرحسین محمدی فرد و ساناز الهیاری به ریاست قاضی مقیسه برگزار شد. در طول دادگاه قاضی اجازه هیچ دفاعی را به این دو نفر نداد و با تودیع وثیقه برای ساناز الهیاری نیز مخالفت کرد. امیرحسین محمدی فرد نیز اعلام کرد در اعتراض به این بی عدالتی آشکار و محقق نشدن خواسته‌های به‌حق شان تا اطلاع ثانوی اقدام به اعتصاب غذای خشک خواهد کرد. ۲۱ مرداد) فرهاد شیخی، از بازداشت شدگان روز جهانی کارگر توسط دادگاه کیفری دو تهران به ۴ ماه حبس و ۵ ضربه شلاق محکوم شد. این حکم به مدت دو سال تعلیق شده است. اتهام وی، “اخلال در نظم و آسایش عمومی” اعلام شد. ۲۲ مرداد) جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات مرضیه امیری، خبرنگار روزنامه شرق و از بازداشت شدگان روز جهانی کارگر برگزار شد. دادگاه وی در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب با ریاست قاضی مقیسه برگزار شد. اتهامات مرضیه امیری “اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی” و “تبلیغ علیه نظام” و “اخلال در نظم عمومی” اعلام شد. قاضی دادگاه با درخواست وی مبنی بر تبدیل قرار بازداشت موقت به صدور قرار وثیقه مخالفت کرد.

۱۲، ۱۳، ۱۴، ۱۵ مرداد: در گزارشی از کانون نویسندگان ایران: ۱۲ مرداد-۱) محاکمه‌ی بازداشتی‌های اعتراضات کارگران نیشکر هفت تپه در شعبه‌ی ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی مقیسه برگزار شد. صبح این روز اسماعیل بخشی، علی نجاتی، محمد حنیفر، سپیده قلیان، امیرحسین محمدی‌فرد، ساناز الهیاری و ‏عسل ‏محمدی در دادگاه حاضر شدند. ۱۲ مرداد-۲) گروهی از مدافعان و فعالان اجتماعی برای حمایت از زندانیان هفت‌تپه، کنار خانواده‌ها ‏مقابل دادگاه انقلاب گرد آمدند. ماموران امنیتی جز خانواده‌های بازداشتی‌ها به کسی اجازه‌ی ایستادن نمی‌دادند. در این روز رهام ‏یگانه، هیراد پیربداقی و فرید لطف‌آبادی را بازداشت و نهایتا به زندان اوین منتقل کردند. برخوردهای توهین‌آمیز محمد مقیسه با متهمان و وکلا جو دادگاه را متشنج کرد. ۱۳ مرداد-۱) در پی تعیین مجدد زمان دادگاه عسل محمدی، قاضی مقیسه قرار وثیقه او را از چهارصد میلیون تومان به دو میلیارد تومان افزایش ‏داد. در پی عدم توانایی تامین وثیقه سنگین عسل محمدی ‏بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.‏ ۱۳ مرداد-۲) فرهاد شیخی از اعضای اتحادیه آزاد کارگران ایران به اتهام اخلال در نظم و آسایش عمومی در شعبه ۱۰۵۸ دادگاه ‏کیفری محاکمه شد. اتهام وارده بر فرهاد شیخی به دلیل شرکت در تجمع روز جهانی کارگر در مقابل مجلس است.‏ ۱۴ مرداد-۱جلسه دادگاه عاطفه رنگریز به ریاست قاضی مقیسه برگزار شد. برای عاطفه رنگریز قرار وثیقه دو میلیارد ‏تومانی صادر شد که امکان تامین این قرار برای خانواده ایشان وجود نداشت. عاطفه رنگریز به همراه ندا ناجی، مرضیه امیری و ‏آنیشا اسدالهی همزمان با روز جهانی کارگر در تهران دستگیر شدند.‏ ۱۴ مرداد-۲) لیلا حسین زاده برای اجرای ۳۰ ماه حبس به بند زنان اوین منتقل شد. مسئولان دانشگاه تهران بارها اعلام کردند ‏که اجرای حکم زندان دانشجویان پس از پایان دوره تحصیل آن ها خواهد بود. این در حالی است که لیلا حسین زاده هنوز ‏دانشجو است. ۱۵ مرداد-۱) فرزانه ژیلابی وکیل اسماعیل بخشی، علی نجاتی و دیگر کارگران هفت تپه به دادسرای انقلاب اهواز احضار شد. ۱۵ مرداد-۲) آنیشا اسداللهی پس از ۵۰ روز بازداشت با تودیع وثیقه‌ی ۲۰۰ میلیون تومانی به طور موقت آزاد شد.

صدای اعتراض تعدادی از اشخاص و نهادهای بین‌المللی به سرکوب های گسترده در ایران:

۸ شهریور: کارزار اعتراض به حکم زندان سه نویسنده کانون نویسندگان ایران اعلام کرده: ایزابل آلنده نویسنده‌ی سرشناس شیلیایی از سه نویسنده‌ی ایرانی (رضا خندان مهابادی، بکتاش آبتین و کیوان باژن) حمایت کرده و خواسته است نامش در طومار اعتراض به حکم زندان سه نویسنده قرار گیرد. نویسنده‌ی کتاب‌های “داستان‌های اوا لونا”، “}خانه‌ی ارواح”، “از عشق و شیاطین”، … در بخشی از یادداشت خود نوشته است: ” واقعا” از سرکوب و سانسور در کشورتان متأسفم”. کارزار همچنین اعلام کرده است که امضای طومار ادامه دارد.

۶ شهریور: سازمان عفو بین‌الملل در بیانیه‌ای مطبوعاتی که در آستانه‌ی ۷ شهریور، «روز جهانی قربانیان ناپدیدسازی قهری»، منتشر کرده می‌گوید: امتناع مستمر مقام‌ها و مسئولان ایرانی از افشای سرنوشت و محل دفن هزاران مخالف و دگراندیش سیاسی، که در جریان کشتار زندانیان در سال ۱۳۶۷ قهراً ناپدید شده و طی روالی فراقضایی اعدام شدند، بحرانی به وجود آورده که جامعه‌ی جهانی چندین دهه آن را عمدتاً ندیده گرفته است. مرگ هزاران قربانی هنوز به ثبت نرسیده است و هزاران جنازه‌ ناپدیدشده در گورهای جمعیِ بی‌نشان، در نقاط مختلف کشور، دفن شده است. بیش از ۳۰ سال است که مقام‌ها و مسئولان ایرانی از اقرار رسمی به وجود این گورهای جمعی امتناع کرده و مکان آن‌ها را مخفی نگه داشته‌اند و این موجب درد و رنج عظیم خانواده‌هایی شده است که هنوز به دنبال اطلاع یافتن از سرنوشت عزیزانِ خود و پیدا کردن اجساد و بقایای آنان هستند. فیلیپ لوتر مدیر بخش تحقیقات و امور حقوقی خاورمیانه و شمال آفریقایی عفو بین الملل می گوید: «این تصور که کشتار ۱۳۶۷ در گذشته‌ی دور اتفاق افتاده و به امروز مربوط نیست اشتباه است. ارتکاب جرم ناپدیدسازی قهری در ابعاد گسترده همچنان ادامه دارد و با گذشت بیش از ۳۰ سال، خانواده‌های قربانیان همچنان از اضطراب و ابهام در مورد سرنوشت و محل دفن عزیزان‌شان عذاب می‌کشند.». او می گوید: «جنایت علیه بشریت دقیقاً همان چیزی است که این تعبیر از آن حکایت دارد: جنایتی آن‌چنان فجیع که نه فقط قربانیان و بازماندگان و کشور مورد نظر بلکه روح کل جامعه بشری را جریحه‌دار می‌کند.». به گفته‌ی او، «کشورهای عضو سازمان ملل باید از هر فرصتی، از جمله اجلاس آتی شورای حقوق بشر سازمان ملل برای بررسی ادواری کارنامه‌ی حقوق بشری ایران در ماه نوامبر، برای فشار آوردن بر دولت ایران استفاده کنند، تا این دولت محل گورهای جمعی را معرفی کرده و سرنوشت و محل دفن تمام قربانیان این فجایع را افشا کند.».

۴ شهریور: در گزارشی از دویچه وله:گزارش‌گران بدون مرز در تازه‌ترین گزارش خود از موج تازه‌ای از بازداشت و سرکوب روزنامه‌نگاران و شهروند−خبرنگاران خبر داده است. بنا بر این گزارش جمهوری اسلامی ایران در رده‌بندی جهانی آزادی رسانه‌ها ۲۰۱۹ از میان ١٨٠ کشور جهان در رده ۱۷۰ قرار دارد. اما زمانی که سخن بر سر فشار بر زنان خبرنگاران است، جمهوری اسلامی به ته جدول سقوط می‌کند. در این گزارش به زندانی بودن ۱۰ روزنامه‌نگار و شهروند خبرنگار در جمهوری اسلامی اشاره می‌کند و گزارش‌گر ویژه سازمان ملل در باره وضعیت حقوق بشر در ایران را فراخوانده است که «به فوریت برای آزادی این زندانیان و وضعیت فاجعه‌بار آزادی رسانه‌ها در ایران اقدام کند.».

۲۲ مرداد: در گزارشی از دویچه وله: جان آرش صادقی در خطر است. سازمان عفو بین‌الملل روز سه‌شنبه ۲۲ مرداد (۱۳ اوت) در باره وضعیت آرش صادقی، زندانی سیاسی و مدافع حقوق بشر ابراز نگرانی شدید کرده است و با انتشار فراخوانی خواستار حمایت مردم و فعالان حقوق بشر از آزادی فوری و بی‌قید و شرط آرش صادقی شده است. «جان آرش صادقی، مدافع حقوق بشر زندانی، به دلیل محرومیت از معالجات بعد از عمل سرطان در معرض خطر قرار دارد. او به شدت بیمار است و با محروم شدن عامدانه و هدفمندانه از معالجات مربوط به سرطان، که درد و رنج فراوان او را موجب شده، تحت شکنجه قرار دارد.».

۲۶ مرداد: در گزارشی از صدای آمریکا: جاوید رحمان گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد در جزییاتی از دومین گزارش خود را منشر کرده است. در این گزارش عنوان شده: افزایش محدودیت ها بر آزادی بیان و روند نقض حق زندگی، حق آزادی و حق دسترسی به محاکمه عادلانه در ایران باعث شده است که مقامات قضایی ایران به ادامه اجرای مجازات اعدام، دست بزنند، از جمله اعدام کسانی که در زمان ارتکاب جرم، کودک بوده اند. مدافعان حقوق بشر، اعضای جوامع اقلیت، وکلا، روزنامه نگاران، فعالان اتحادیه های کارگری و بازرگانی، و زنانی که به حجاب اجباری معترض هستند، همچنان تحت آزار قرار دارند، دستگیر و بازداشت می شوند و تلاش برای ارعاب آنها ادامه دارد.

۲۵مرداد: در گزارشی از یورو نیوز فارسی: پنج تن از گزارشگران ویژه و رئیس کارگروه مبارزه با تبعیض ها علیه زنان در سازمان ملل متحد با انتشار بیانیه ای صدور احکام طولانی مدت زندان برای سه زن ایرانی را محکوم کرده و یادآور شده اند که این افراد به دلیل اعتراض عمومی به حجاب اجباری طی اقدامی خودسرانه بازداشت و محاکمه شده اند. در این بیانیه از مژگان کشاورز، یاسمن آریانی و منیره عربشاهی به عنوان سه زن بازداشت شده در این خصوص نام برده و تاکید شده است که بر اساس حکم های صادره خانم کشاور به ۲۳ سال و شش ماه و دو فرد دیگر هر یک به شانزده سال زندان محکوم شده اند.

ما مادران پارک لاله، این چرخه ی آزادی کشی، سرکوب، خشونت، بازداشت، شکنجه، تبعیض، اعترافات اجباری، احکام ناعادلانه و قتل های دولتی سازمان یافته در ایران و وضعیت بحرانی زندان ها و زندانیان را به شدت محکوم می‌کنیم و خواهان: ۱) آزادی بدون قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی، ۲) لغو قانون شکنجه و مجازات اعدام از جمله؛ اعدام، ترور، کشتار خیابانی، شکنجه، سنگسار و قصاص، ۳) محاکمه و مجازات آمران و عاملان تمامی جنایات‌های صورت گرفته توسط مسئولان جمهوری اسلامی ایران از ابتدا تا به امروز در دادگاه هایی علنی و عادلانه. ما هم چنین اعتقاد عمیق داریم که این خواسته ها با اتحاد و همبستگی و مبارزات پیگیر ما دادخواهان به دست خواهد آمد و تردیدی نیست که برای رسیدن به این خواسته ها باید برای رسیدن به آزادی بیان و اندیشه، حق داشتن تجمع و اعتصاب و تشکل و احزاب مستقل، رفع هرگونه تبعیض و جدایی دین ازحکومت نیز تلاش کنیم، زیرا علت اصلی این بی عدالتی ها را در ساختار حکومت و قوانین آزادی ستیز و تبعیض آمیز حکومت اسلامی ایران می دانیم.

مادران پارک لاله ایران

۱۲ شهریور ۱۳۹۸




کانون نویسندگان ایران:آزادی بیان در هفته‌ای که گذشت (۶ – ۱۲ شهریور)

۱۴ شهریور, ۱۳۹۸

چهارشنبه ۶ شهریور ۹۸: سازمان عفو بین‌الملل در آستانه ۷ شهریورماه، روز جهانی قربانیان ناپدیدسازی قهری، بیانیه‌ای منتشر کرد و امتناع مقامات جمهوری اسلامی از پذیرش مسئولیت اعدام هزاران زندانی دگراندیش را بحرانی خواند که جامعه جهانی آن را نادیده می گیرد. در این بیانیه با اشاره به رنج خانواده‌های این قربانیان اعلام شده است که مسئولان ایرانی باید محل دفن اعدام شدگان را افشا کرده و به آنها اجازه بدهند تا بدون محدودیت برای عزیزان خود مراسم یادبود برگزار کنند. 

در این روز جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات میرموسی ضیاگرگری و سجاد شهیری، دو فعال مدنی (آذربایجانی) در دادگاه کیفری ۲، شهرستان نقده برگزار شد. این شهروندان در تاریخ ۱ تیرماه سال جاری توسط نیروهای امنیتی در ارومیه و نقده بازداشت و پس از ۲۵ روز با تودیع قرار وثیقه آزاد شده بودند. 

یک روز پیش‌تر در اردبیل جلسه دادگاه تجدید نظر رحیم غلامی، شاعر و نویسنده برگزار شد. آقای غلامی در مرحله بدوی به تحمل یک سال حبس تعزیری محکوم شده بود. . 

در همین روز نیروهای امنیتی رضا مهرگان، از امضاکنندگان نامه‌ی موسوم به ۱۴ تن را در حوالی رامسر بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کردند.

پنجشنبه ۷ شهریــور: رسول طالب مقدم، از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه در شعبه‌ی ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست قاضی افشاری به دو سال حبس تعزیری، ۷۴ ضربه شلاق و دو سال تبعید به خراسان جنوبی و دو سال محرومیت از عضویت در دستجات، احزاب و گروه ها و استفاده از تلفن همراه محکوم شد. 

در همین روز در حریان یک تجمع دانشجویی، علی غلامی و دانیال جعفری عادل گرجی، از دانشجویان دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند. بازداشت آنها در ارتباط با اعتراض دانشجویان به دستور انتقال این دانشگاه به سوهانک صورت گرفته است.

جمعه ۸ شهریــور: خبر محکومیت یاسر امینی آذر معلم و فعال صنفی معلمان شهرستان مهاباد، به ۱۵ ماه حبس تعزیری منتشر شد. در همین روز وکلای متهمان پرونده اعتراضات هفت تپه در نامه‌ای مشترک اظهارات اخیر معاون قضایی دادستان کل کشور در خصوص این متهمان را رد کرده و اعلام کردند که هیچ ادله مستندی برای اثبات اظهارات وی در پرونده وجود ندارد. سعید عمرانی گفته بود که متهمان پرونده اعتراضات هفت تپه “با دریافت پول قصد به آشوب کشیدن کشور را داشتند”. 

در همین روز ماموران امنیتی کمال جعفری یزدی، استاد دانشگاه ساکن مشهد و از امضاکنندگان نامه‌ی موسوم به ۱۴ نفر را در منزلش خود بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کردند. در تاریخ ۲۸ مردادماه، حکم دادگاه تجدید نظر مبنی بر تائید حکم ۱۳ سال حبس کمال جعفری یزدی، به وکیل وی ابلاغ شده بود.

در همین روز کمپین اعتراض به حکم زندان سه نویسنده (رضا خندان، بکتاش آبتین و کیوان باژن) در صفحه‌ی خود اعلام کرد که ایزابل آلنده نویسنده سرشناس شیلیایی در همراهی با این کمپین طومار اعتراضی را امضا کرده است.

شنبه ۹ شهریــور: پروین محمدی، علیرضا ثقفی و هاله صفرزاده از فعالان کارگری بازداشت شده در پارک جهان نما هر یک به ۱ سال حبس تعزیری محکوم شدند.

در همین روز عاطفه رنگریز، پژوهشگر و از بازداشت‌شدگان روز جهانی کارگر طی حکمی که به وکیل وی ابلاغ شد به ۱۱ سال و شش ماه حبس و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد. جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات عاطفه رنگریز در تاریخ ۱۴ مردادماه در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست قاضی مقیسه برگزار شده بود.

دانشجوی دیگری در همین روز جکم زندان گرفت. دادگاه تجدید نظر استان تهران، محسن حق‌شناس، دانشجوی دانشگاه تهران را به ۱ سال حبس تعزیری، ممنوعیت فعالیت های رسانه‌ای و ممنوعیت عضویت در احزاب و دستجات سیاسی و اجتماعی محکوم کرد.

. در این روز نجف مهدی‌پور، روزنامه‌نگار ایلامی از زندان دره‌شهر به زندان ایلام منتقل شد. آقای مهدی‌پور از تاریخ ۱۱ خرداد ماه امسال جهت تحمل حبس یک ساله خود در زندان دره‌شهر بسر می‌برد. 

در این روز بار دیگر فشارهای وارده و محرومیت‌های آتنا دائمی رسانه‌ای شد. آتنا دائمی، کنشگر مدنی محبوس در زندان اوین همچنان با محدودیت‌ها و فشارهای بسیاری روبروست. 

در همین روز اسرین درکاله، فعال حقوق زنان در موارد متعددی تفهیم اتهام شد. از جمله؛ ۱.اجتماع و تبانی به قصد انجام جرم علیه امنیت کشور. ۲.فعالیت تبلیغی علیه نظام. ۳.عضویت در گروه ندای زنان ایران با هدف بر هم زدن امنیت کشور. ۴.تشویق به فساد و فحشا از طریق کشف حجاب و حمایت از این موضوع و جریانات همراه آن و انتشار آن در فضای مجازی. ۵. تظاهر به عمل حرام در اماکن عمومی”.

وی بیش از یک ماه گذشته را در بازداشت به سر برده است.

یکشنبه ۱۰ شهریور: شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر استان تهران حکم دادگاه بدوی بهنام ابراهیم‌زاده، فعال کارگری و فعال حقوق کودکان مبنی بر شش سال حبس را تایید کرد. 

در همین روز شهرزاد جعفری، خواهر نوشین جعفری را ماموران امنیتی در منزلش بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کردند.. نوشین جعفری، خبرنگار و عکاس سینما و تئاتر در تاریخ ۱۲ مردادماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. 

در همین روز بیش از ۲۰۰ نفر از هنرمندان سینما و تئاتر ایران با انتشار نامه ای نسبت به وضعیت نوشین جعفری ابراز نگرانی کردند. 

در این روز فاطمه (آیلار) باختری، نوکیش مسیحی که پیش‌تر به ۱ سال حبس تعزیری محکوم شده بود، برای اجرای حکم حبس راهی زندان اوین شد. اتهام او “تبلیغ علیه نظام” است..

دوشنبه ۱۱ شهریــور: مایکل وایت، زندانی آمریکایی در زندان وکیل آباد مشهد که به اتهامات “توهین به رهبری” و انتشار یک عکس خصوص در فضای مجازی به ۱۰سال حبس محکوم شده به دلیل ابتلا به بیماری سرطان و عدم رسیدگی پزشکی در وضعیت نامناسبی به‌سر می‌برد. 

در همین روز یوسف جلیل شهروند ساکن یاسوج به دلیل انتشار مطالب در گروه تلگرامی خصوصی، توسط شعبه اول دادگاه انقلاب این شهر به ۶ ماه حبس و شلاق محکوم شد. مجازات این شهروند به مدت ۳ سال به حالت تعلیق درآمده است.

در همین روز یک زن جوان در مقابل یکی از واحدهای قضایی شهر تهران خودسوزی کرد.. این شهروند جهت پیگیری پرونده خود در ارتباط با موضوع “حجاب” به دادگاه مراجعه کرده و این اقدام وی پس از رسیدگی نشدن به پرونده اش صورت گرفته است. گفته می‌شود وی از بازداشت‌شدگان استادیوم آزادی است.

در همین روز روح‌اله زیبایی شهروند بهایی با تودیع وثیقه آزاد شد.

در همین روز مولوی رشید احمد آرامش، روحانی اهل سنت و از مدرسین مدرسه دینی منبع العلوم کوه ون در شهرستان سرباز، به اداره اطلاعات این شهر احضار و مورد بازجویی قرار گرفت. 

سه‌شنبه ۱۲ شهریــور: روحا ایمانی، شهروند بهایی اهل کرمان برای تحمل دوره محکومیت خود بازداشت و راهی زندان شد. این شهروند بهایی آبان ماه سال ۹۷ در دادگاه انقلاب یزد به ۹ ماه حبس تعزیری محکوم شده بود.




۴۱ کارگر فولاد اهواز به دادگاه احضار شدند

منتشر شده ۱۳ شهریور, ۱۳۹۸ · بروزرسانی شده ۱۳ شهریور, ۱۳۹۸

دادگاه انقلاب اهواز ۴۱ تن از کارگران گروه ملی فولاد اهواز را به دادگاه احضار کرده اند. فعالین کارگری در اهواز این خبر را تایید کرده اند. میثم آل مهدی از فعالین کارگری اهواز در تویتی نوشته است: دادگاه انقلاب اهواز با ارسال نامه های جداگانه به ۴۱ نفر از کارگران فولاد از آنها خواسته در روزهای آینده خود را به شعبه ۲۰ این دادگاه معرفی کنند.

کارگران فولاد اهواز سال گذشته یکی از قدرتمندترین و طولانی ترین اعتصابات تاریخ جنبش کارگری ایران را سازمان دادند. اعتصاب کارگران که به خاطر مسائل رفاهی و معیشتی آغاز شد چهل روز ادامه یافت و کارگران هر روز در خیابان های اهواز و اجتماع در برابر استانداری با شعارهایی که هر روز اهداف سیاسی مشخص تری را مطرح می کرد راهپیمایی و تجمع کردند. کارگران در جریان این اعتصاب با برگزاری چند مجمع عمومی، در مورد ادامه ی حرکات آینده ی خود تصمیم گیری می کردند. این اعتصاب که با اعتصاب کارگران هفت تپه همزمان شده بود با طرح شعارهای کارگری رادیکال و پیشرو فضای سیاسی جامعه را تحت تاثیر قرار داد.
این اعتصابات که مخالفت خصوصی سازی و شرکت شوراهای کارگری در اداره ی کارخانه ها را در صدر مطالبات خود قرار دادند و چشم انداز تازه ای را در برابر جنبش کارگری در ایران گشودند.

ماموران امنیتی با توسل به تهدید و سپس سرکوب، کوشش کردند این اعتصابات را مهار کنند. در یورش شبانه به کارگران فولاد اهواز ده ها تن از آن ها را بازداشت کردند. در روزهای پایانی آذر ماه ۹۷ طی یورش های شبانه ی ماموران امنیتی به منازل کارگران بیشتر از چهل نفر از آن ها بازداشت شدند. برخی از بازداشت شدگان که جزو فعالین اعتصاب فولاد به شمار می روند، ماه ها در بازداشت باقی ماندند.

از آذر ماه گذشته و بعد از پایان اعتصاب، فعالین کارگری در اهواز به طور مداوم تحت تعقیب ماموران امنیتی حکومت قرار داشته و تهدیدها علیه آن ها ادامه یافته است. احضار ۴۱ تن از کارگران فولاد به دادگاه که هنوز جزئیات بیشتری از آن رسانه ای نشده است، در ادامه ی موج بازداشت ها و محکومیت های سنگین فعالان سیاسی – کارگری، زنان و روزنامه نگاران در ایران صورت گرفته است.