سازمان ملل؛ مقامات ایرانی موظف اند سرنوشت و محل دفن چهار زندانی سیاسی کرد اعدام شده را اعلام کنند

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
شنبه  ۲۶ مرداد ۱٣۹٨ –  ۱۷ اوت ۲۰۱۹

بر اساس گزارش کارگروه تحقیق سازمان ملل درباره ناپدید شدن های قهری یا ناخواسته که اخیراً منتشر شده است، فرزاد کمانگر، شیرین علم هولی، علی حیدریان و فرهاد وکیلی به عنوان ناپدیدشده های قهری شناخته شده اند. بر این اساس مقامات ایرانی موظف هستند که ضمن روشن کردن سرنوشت آنان، در صورت ادعای اجرای حکم اعدام، محل دفن این زندانیان را اعلام کنند. این چهار زندانی سیاسی کرد به همراه مهدی اسلامیان در تاریخ ۱۹ اردیبهشت ماه ۱۳۸۹ در زندان اوین اعدام شده و تاکنون محل دفن آنها به خانواده های شان اعلام نشده است.

کارگروه تحقیق سازمان ملل درباره ناپدید شدن های قهری یا ناخواسته سازمان ملل، در نشست شماره ۱۱۸، طی سند شماره A/HRC/WGEID/۱۱٨/۱ چهار زندانی سیاسی کرد اعدام شده را به عنوان ناپدید شده های قهری به رسمیت شناخت.
در این گزارش با اشاره به اینکه ناپدید شدگی قهری نقض مداوم حقوق بشر بوده و مشمول گذشت زمان نمی شود، آمده است که تا زمانی که فرد ناپدیدشده پیدا یا سرنوشتش به‌طور کامل معلوم نشود تحقیقات در مورد آنها ادامه خواهد داشت.
بر اساس این گزارش و با به ‌رسمیت شناخته شدن این چهار زندانی سیاسی به عنوان ناپدیدشده قهری، قوانین بین‌المللی دولت جمهوری اسلامی ایران را موظف می‌داند که حق خانواده‌های آنها را برای دانستن حقیقت درباره سرنوشت و محل دفن عزیزان شان ادا کند و مسئولان آن را تحت تعقیب قرار دهد.

لازم به یادآوری است در ۱۹ اردیبهشت ماه ۱۳۸۹، فرزاد کمانگر، معلم و فعال حقوق بشر به همراه چهار زندانی سیاسی دیگر به نامهای علی حیدریان، شیرین علم هولی، فرهاد وکیلی و مهدی اسلامیان پس از طی روند پر نقص قضائی، مخفیانه و بدون اطلاع وکیل و خانواده در محوطه‌ی پارکینگ زندان اوین اعدام شدند. پس از گذشت نزدیک به ۱۰ سال تاکنون هیچ اطلاعی از محل دفن این افراد به خانواده آنها داده نشده و هیچ سند و مدرکی دال بر اعدام آنها در اختیار نهادهای بین المللی قرار نگرفته است.

صدور و اجرای حکم اعدام فرزاد کمانگر و چهار زندانی دیگر در میان موج بی سابقه اعتراضات داخلی و بین المللی در حالی صورت گرفت که به گواه اسناد موجود، روند حقوقی آنان مملو از موارد مشخص نقض حقوق بود از جمله بازداشت مغایر قانون، نگهداری بلند مدت در سلولهای انفرادی، عدم اجازه دسترسی به وکیل در ایام بازداشت، اعمال شکنجه های جسمی و روحی بر آنان به خصوص در مورد سه تن از آنان در بازداشتگاههای اطلاعات سنندج و کرمانشاه و همینطور موارد متعدد نقض آیین دادرسی، بطوری که حداقل سه متهم (فرزاد کمانگر، فرهاد وکیلی و علی حیدریان) بدون امکان دفاع در یک دادگاه هفت دقیقه‌ای “محارب” شناخته شد و حکم مرگ برای آنان صادر شد،

وکیل کمانگر در این رابطه ضمن متهم کردن دستگاه قضایی به اتخاذ رویه سیاسی در این پرونده و عدم استقلال آن دستگاه اعلام کرد که “دادگاه صحبت‌های ایشان را نشنیده و موکلش بی‌گناه است”.




کاظم فرج الهی: خبرنگاران برای طرح مشکلات صنفی خود رسانه و تشکل ندارند

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
آدينه  ۲۵ مرداد ۱٣۹٨ –  ۱۶ اوت ۲۰۱۹

مشکلات خبرنگاران زیاد است اما آنها تشکل صنفی برای پیگیری مشکلات خود ندارند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، کاظم فرج‌الهی (عضو هیئت مدیره انجمن صنفی روزنامه‌نگاران آزاد تهران) با اشاره به اینکه خبرنگاران مطلقاً امنیت شغلی ندارند، اظهار داشت: آنها بیش از دیگر اقشار اجتماعی نگرانی امنیت شغلی دارند. قراردادهای موقت، یکی از دلایل ناپایداری شغلی خبرنگاران و روزنامه‌نگاران است. هچنین توقیف و بسته شدن روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها مشکلات عمده‌ای برای کارکنان‌ آنها به وجود می‌آورد. آنها به دلایل مالی و سانسور مشمول اخراج و تعدیل نیرو می‌شوند.

وی افزود: متاسفانه رسانه‌های کثیرالانتشار به نهادهای دولتی و افراد حاضر در مناصب وابسته هستند و از این نظر استقلالی ندارند. از این رو سبب می‌شود تا نگاه این رسانه‌ها به کیوسک نباشد و ساپورت مالی شوند. همین امر کم کم مخاطبان و جامعه هدف را در نظر رسانه‌ها کم‌رنگ می‌کند. این نگرش یک مشی عملی برای رسانه به وجود می‌آورد که انتظارات مجموعه از خبرنگاران را می‌سازد.

دلایل تعدیل و اخراج خبرنگاران

فرج‌الهی با بیان اینکه نداشتن نگرش همسو با مجموعه می‌تواند با وجود قراردادهای موقت یکی از دلایل تعدیل و اخراج خبرنگاران باشد، تصریح کرد: در این فضا رسانه‌ها در انعکاس اخبار نگاه بخصوصی پیدا می‌کنند و خبرنگارانی که بخواهند مباحث را با نگاه جامع و از وجوه مختلف منعکس کنند تا قضاوت توسط مخاطب صورت بگیرد، کارشان سخت می‌شود.

این فعال کارگری خاطرنشان کرد: امروز شاهد بحران پایین آمدن مخاطب روزنامه‌ها هستیم. تیراژ آنها نسبت به گذشته و نسبت به دیگر کشورها به شکل محسوسی کاهش یافته است. این رسانه‌ها امیدی به بالا رفتن خواننده ندارند. همین مسئله مشکلات زیاد را برای خبرنگاران ایجاد می‌کند. اینجاست که تخطی از خط مشی صاحب رسانه به عنوان یک معضل روزانه در زندگی خبرنگار رخ می‌نمایاند.

فرج‌الهی تصریح کرد: توقیف روزنامه‌ها و بستن خبرگزاری‌ها نیز نمودی از همین رویکرد و نگاه است که امنیت شغلی خبرنگاران را به خطر انداخته است.

این فعال صنفی خبرنگاران با بیان اینکه مطبوعات به عنوان رکن چهارم دموکراسی در کشور مطرح هستند، اشاره کرد: انتخاب آزادانه افراد وابسته به آزادی مطبوعات است. از این رو باید خبرنگاران در جامعه امنیت شغلی برخوردار باشند و تشکل‌های صنفی برای ابراز اراده و نظر جمعی داشته باشند.

وی با اشاره به تجربه تاریخی سندیکای خبرنگاران و نویسندگان مطبوعات گفت: این سندیکا در مقابل بی‌حقوقی‌ها و سانسور مطبوعات از خبرنگاران دفاع می‌کرد و اعتصاب آبان سال ۵۷ نیز تجربه تاریخی خبرنگاران در آن شرایط است. متاسفانه این سندیکا در سال ۶۰ بسته شد و دیگر به کار خود ادامه نداد.

او ادامه داد: در سال‌های بعد در دوران اصلاحات انجمن صنفی روزنامه نگاران تشکیل شد که تکیه به حزب خاصی داشت. وقتی حزب مشارکت در ادامه فعالیت سیاسی خود دچار مشکل شد، انجمن صنفی نیز مشکل پیدا کرد؛ چراکه تکیه به منابع دولتی و دولت داشت.

این فعال صنفی خبرنگاران ادامه داد: خبرنگاران مشکلات صنفی زیادی دارند. از مشکلات بیمه‌ای و دستمزد گرفته تا مسئله سخت و زیان آوری کارشان. با اینکه خیلی از مردم انتظارات زیاد از این قشر دارند، آنها از حقوق صنفی برخوردار نیستند. از برخی از خبرنگاران اخیراً به دلیل انجام وظیفه خبرنگاری خود شکایت شده و بازداشت شده‌اند.

فرج‌الهی با بیان اینکه خیلی از خبرنگاران به صورت حق‌التحریری کار می‌کنند، گفت: در ازای گزارش و اخبار حقوق ناچیزی می‌گیرند که گاهاً برخی رسانه‌ها ماه‌طول می‌کشد تا این پول را بپردازند. بعضاً آنها در سال چندین بار شغل خود را تغییر می‌دهند و همین مسئله مشکلات بیمه‌ای برای آنها به وجود می‌آورد.

او ادامه داد: در برخی رسانه‌ها وقتی خبرنگار را به عنوان حق‌التحریر ثابت استخدام می‌کنند، تا مدتها خبرنگار را بیمه نمی‌کنند. همین مشکلات بیمه‌ای سبب می‌شود تا نتوانند از بیمه بیکاری هم بهره بگیرند.

این فعال صنفی خبرنگاران با بیان اینکه در تمام دنیا حرفه‌ خبرنگاری جزو مشکلات خطرناک قلمداد می‌شود، اظهار داشت: در ایران علی‌الظاهر این مسئله پذیرفته شده است اما به دلیل مشکلات بیمه‌ای در برخورداری از این مزیت هم مشکل دارند.

وی در پایان خاطرنشان کرد: مشکلات خبرنگاران زیاد است اما آنها تشکل صنفی و رسانه برای پیگیری مشکلات خود ندارند. تشکل‌های صنفی نباید به حزب خاصی وابسته باشند، تشکل‌ها ابزار جمعی دفاع از منافع هستند و اهمیت زیادی در بهبود اوضاع خبرنگاران دارند.




درخواست سازمان ملل از ایران برای آزادی فعالان زن بازداشت شده در ارتباط با حجاب

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
آدينه  ۲۵ مرداد ۱٣۹٨ –  ۱۶ اوت ۲۰۱۹

سازمان ملل متحد روز جمعه از مقامات ایران خواست هر چه سریعتر زمینه آزادی سه زن معترض به حجاب اجباری را که به دلیل دفاع از عقاید خود به زندان افتاده اند، فراهم کند.

پنج تن از گزارشگران ویژه و رئیس کارگروه مبارزه با تبعیض ها علیه زنان در سازمان ملل متحد با انتشار بیانیه ای صدور احکام طولانی مدت زندان برای سه زن ایرانی را محکوم کرده و یادآور شده اند که این افراد به دلیل اعتراض عمومی به حجاب اجباری طی اقدامی خودسرانه بازداشت و محاکمه شده اند.

در این بیانیه از مژگان کشاورز، یاسمن آریانی و منیره عربشاهی به عنوان سه زن بازداشت شده در این خصوص نام برده و تاکید شده است که بر اساس حکم های صادره خانم کشاور به ۲۳ سال و شش ماه و دو فرد دیگر هر یک به شانزده سال زندان محکوم شده اند.

اتهام هایی که دستگاه قضایی ایران به افراد یاد شده وارد و بر اساس آن آنها را محکوم کرده «اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی»، «تبلیغ علیه نظام»، «تشویق و فراهم نمودن موجبات فساد و فحشا» عنوان شده است. در بیانیه کارشناسان سازمان ملل ضمن اشاره به این موارد اتهامی تاکید شده است که خانم کشاورز علاوه بر این به «توهین به مقدسات» نیز محکوم شده است.

وزارت امور خارجه آمریکا نیز پیشتر با انتشار توییتی نسبت به دستگیری و بازداشت فعالان زن و صدور مجازات های طولانی مدت زندان برای آنها واکنش نشان داده بود.

اتهام ها بر ضد سه فعال زن پس از آن مطرح شد که انتشار ویدیویی در فضای مجازی آنها را بدون حجاب نشان می داد که مشغول توزیع گل در مترو تهران در هشتم مارس، روز بین المللی زن بودند. در بیانیه گزارشگران سازمان ملل متحد از مقامات ایرانی خواسته شده است که محکومیت های وضع شده بر ضد این افراد لغو شود.

کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل متحد در این بیانیه همچنین تاکید کرده اند: «ما مطلع شده ایم که این افراد تنها به دلیل مطالبه مسالمت آمیز حقوق خود در زمینه آزادی بیان و تجمع جهت پی گیری حق برابری جنسیتی در ایران دستگیر و به مجازات های طولانی مدت زندان محکوم شده اند.»

سه فعال زن یاد شده ماه آوریل بازداشت و سپس به مدت ۹ تا ۱۴ روز ناپدید شدند. آنها در مرحله نخست تحقیقات بر روی این پرونده به وکیل دسترسی نداشتند و به ادعای کارشناسان سازمان ملل «نمایندگان قانونی آنها نیز از حق حضور در جلسات محاکمه محروم بودند.»

کارشناسان سازمان ملل متحد اعلام کرده است که بنا به اطلاعات دریافتی از ژانویه ۲۰۱۸ تاکنون دست کم ۳۲ نفر در ارتباط با اعتراض به حجاب اجباری دستگیر و دست کم ۹ تن در این ارتباط بازداشت شده اند.

حکومت جمهوری اسلامی پس از استقرار در پی انقلاب سال ۱۹۷۹ داشتن حجاب را برای زنان هنگام حضور در عرصه عمومی اجباری کرد. زنان همچنین ملزم هستند بر اساس قوانینی نا نوشته برخی نکات را در نوع پوشش خود رعایت کنند.

گفتنی است که سازمان عفو بین الملل نیز ماه گذشته در پی دستگیری این افراد اقدام یاد شده را «بخشی از سرکوب و دستگیری‌های گسترده» فعالان حقوق زن و معترضان به حجاب اجباری خوانده بود که به گفته این سازمان از اوایل سال میلادی گذشته کلید خورده است. 




نامه عاطفه رنگریز از زندان قرچک: آیا دوباره گیسوانم را در باد شانه خواهم زد؟

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
پنج‌شنبه  ۲۴ مرداد ۱٣۹٨ –  ۱۵ اوت ۲۰۱۹

«آیا دوباره گیسوانم را در باد شانه خواهم زد؟ آیا دوباره روی لیوان‌ها خواهم رقصید؟» آیا می‌شود در سالن پنج اندرزگاه یک قرچک نوشت؟ بعید می‌دانم! به قولی قرچک نام مستعار جهنم است 

حال که دارم می‌نویسم بر تخت طبقه سومی نشسته‌ام که پاهایم رنده رنده شد از بس که بالا رفته‌ام «از نردبانی که ارتفاع حقیری دارد.» تختی که به رفیقم می‌گویم بیا برویم توی قبرهایمان و تختی که زیر پاهایمان یک باکس و یک ساک است. و ما از بس که جا برای نشستن نداریم در کابینمان، خودمان را به اینجا می‌کشانیم. آیا می‌شود نوشت؟ بعید می‌دانم. در اینجا ده بند است و هر بند به طور تقریبی صدوبیست تا صدوپنجاه نفر جمعیت دارد. به جز بند مادران یا بندی که سرنوشت کودکانش از همان ابتدا محکوم به شکست است. کودکانی که نه شب را می‌بینند، و نه پدر را، و نه بیرون را، و نه پارک ملی را و نه چیزهای ملی شده را! و اما می‌بینند درهای بسته و قفل‌های بسیاری را و آیا کودکان اینجا خواب ستاره‌ی قرمز را می‌بینند؟! 

در بندِ پنج، یازده کابین است و در هر کابین چهار تخت سه‌طبقه‌ای که دوازده نفر در آن سوار قطار مرگ شده‌اند و در مسیر برزخی به انتظار یک ابلاغیه، اعزام و یا انتقال هستند تا شاید دمی پیاده شوند و درها برایشان گشوده شود. من سوار بر یکی از این واگن‌ها (کابین‌های قطار ایستاده‌ی مرگ و تعلیقی) پیش به سوی ناکجاآباد تلاش دارم که بنویسم اما بعید می‌دانم که واژه‌هایم بتوانند مسافران اینجا را دیدنی کنند. زیرا بیرون مرده است و «هیچ‌کس به قطار ایستاده‌ی مرگ نگاه نمی‌کند.»۲ واگن‌ها توسط دو دیوار که یک‌ونیم متر از سقف فاصله دارند، محاصره شده‌ است و حدود هشت متر جا برای خوردن و آشامیدن و زیستن. یعنی در همین هشت متر دوازده نفر با باروبندیلشان باید خود را در آنجا جا بدهند. این مسافرانِ به قصد ناکجاآباد و باروبندیلی که ظروف پلاستیکی و بشقاب‌های ملامین و انواع و اقسام کنسروها و نگهدارنده‌ها و لباس‌های بوتیک اینجاست که سه‌لاپهنا حساب می‌شود. 

آیا درست است که دهان بگشایم و از مسافران اینجا بگویم؟ و نورهای مداوم مهتابی‌ها که چشم‌هایمان را می‌زند و صداهایی که گوش‌هایمان را کر می‌کند: پِیج‌های مداوم، تهدیدها، هشدارها و شماره‌های آماری که صبح و عصر، ما را از هواخوری به بند می‌کشاند. زمان ناهار که فرا می‌رسد بوی برنج سویا بلند می‌شود و باید با یک ظرف در صف بایستی و بعدْ شستن و… . اینجا شستن ظروف و لباس‌ها از اعمال شاقه به شمار می‌آید و از همین رو کارگرهایی هستند که به بهای ناچیزی گردن به این اعمال می‌‌نهند. آب شور این بیایان نیز مدام دریغ می‌شود از برزخیان اینجا. و حمام اینجا مرا می‌برد به عصر اتاق‌‌های گاز. 

آیا می‌توانم بنویسم؟ بعید می‌دانم. مسافران از هجمه‌ی زیادشان درهم می‌لولند و با پرینتشان هل داده‌شده‌اند به این قطار و من در این قطار ایستاده‌ی مرگ، زمان را از یاد برده‌ام. و گویی ساعت یک‌بار نواخت و در بند باز شد و دیگر ایستاد و ایستاد. و ساعت مدام دهن‌کجی می‌کند بر ما! و راستی اینجا ممنوع است دوتا شدن، سه تا شدن، بی‌شمار شدن. بیشتر مسافران باید خود را به کارگاه‌های اشتغال (کار اجباری) بسپارند که زمانِ ایستاده بر دوششان را فراموش کنند تا بتوانند بیست دقیقه زمان بخرند که به بیرون وصل شوند و حرکت رخ دهد و در پایان فقط می‌توانم بگویم «من راز فصل‌ها را می‌دانم و حرف لحظه‌ها را می‌فهمم. نجات دهنده در گور خفته است.» 

۹۸.۴.۲۸ 
عاطفه رنگریز 
زندان قرچک




تداوم بازداشت سه حامی فعالان کارگری

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
آدينه  ۲۵ مرداد ۱٣۹٨ –  ۱۶ اوت ۲۰۱۹

هیراد پیربداقی، رهام یگانه و فرید لطف آبادی، سه فعال کارگری که پیشتر در جریان تجمع خانواده متهمین پرونده اعتراضات هفت تپه در مقابل ساختمان دادگاه انقلاب تهران بازداشت شده بودند، با گذشت ۱۲ روز، کماکان در بازداشت و بلاتکلیفی بسر می برند. عدم پاسخگویی مسئولین زندان اوین و عدم امکان ملاقات این افراد باعث افزایش نگرانی خانواده آنها شده است.

یک منبع مطلع در این خصوص به گزارشگر هرانا گفت: “خانواده این افراد امروز (پنجشنبه) جهت پیگیری وضعیت و ملاقات با فرزندان خود به زندان اوین مراجعه کردند، اما مسئولین زندان ضمن جلوگیری از ملاقات هیچ اطلاعی از وضعیت فرزندانشان به آنها ندادند”.
به گفته این منبع مطلع این سه فعال کارگری تاکنون امکان هیچ گونه ملاقاتی با خانواده های خود نداشته‌اند و تنها هر کدام یک بار طی تماس‌های کوتاهی از انتقال خود به زندان اوین خبر داده‌اند.
گفته می‌شود هر سه نفر به قرار بازداشت خود اعتراض کرده‌اند و این اعتراض در دادگاه انقلاب تهران مورد بررسی قرار خواهد رفت. با این حال به گفته شاه محمدی، رییس شعبه هفتم بازپرسی دادسرای اوین، این اعتراضات در دادگاه رد خواهد شد.

هیراد پیربداقی، رهام یگانه و فرید لطف آبادی پیشتر در تاریخ ۱۲ مردادماه، در پی حضور در تجمع خانواده متهمین پرونده اعتراضات هفت تپه در مقابل ساختمان دادگاه انقلاب، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و یک روز بعد، پس از تفهیم اتهام و صدور قرار بازداشت موقت در دادسرای اوین به زندان اوین منتقل شدند. 
هیراد پیربداقی و فرید لطف آبادی در شعبه ۷ بازپرسی و رهام یگانه در شعبه ۴ بازپرسی دادسرای اوین از بابت اتهام “اخلال در نظم عمومی” مورد تفهیم قرار گرفتند. رهام یگانه پیشتر نیز در آذرماه سال گذشته به همراه ۴ فعال کارگری دیگر بازداشت و پس از یک روز آزاد شده بود. 




چهل و چهارمین روز اعتصاب غذای امیرحسین محمدی فرد

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
آدينه  ۲۵ مرداد ۱٣۹٨ –  ۱۶ اوت ۲۰۱۹

امیرحسین محمدی فرد، سردبیر نشریه گام و از متهمین پرونده اعتراضات هفت تپه در زندان اوین، چهل و چهارمین روز اعتصاب غذای خود را آغاز کرده است. وی پیشتر طی نامه‌ ای خطاب به محمد مقیسه، رئیس شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران، و باقری، رئیس اندرزگاه ۴ زندان اوین، خواستار رسیدگی پزشکی به وضعیت سلامتی همسرش، ساناز الهیاری شده و اعلام کرده بود که در صورت تداوم بی توجهی به مطالباتش مبنی بر آزادی خود، همسرش و سایر بازداشت شدگان پرونده هفت تپه، دست به اعتصاب غذا خواهد زد. امیرحسین محمدی فرد، در این مدت دچار سرگیجه شدید و همچنین در اندام های تحتانی نیز دچار هماتوم و خون مردگی شده است که به گفته پزشک بهداری از اثرات اعتصاب غذا است. با این حال علیرغم افت شدید فشار خون، ضعف جسمی و تاری دید تاکنون از شکستن اعتصاب خود و پذیرش سرم خودداری کرده است.
به گزارش هرانا، تاکنون اقدامی در ارتباط با خواسته های وی صورت نگرفته است.

امیر حسین محمدی فرد به همراه همسرش ساناز اله‌یاری از تاریخ ۱۳ تیرماه دست به اعتصاب غذا زدند. ساناز اله‌یاری پس از دوازده روز، در تاریخ ۲۴ تیرماه به اعتصاب غذای خود پایان داد.
روز یکشنبه ۲۰ مردادماه ۹۸، جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات امیرحسین محمدی فرد و ساناز اله یاری، از متهمین پرونده اعتراضات هفت تپه در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران برگزار و در این جلسه با تبدیل قرار بازداشت این متهمان به قرار وثیقه مخالفت شد.
همزمان با برگزاری این دادگاه امیرحسین محمدی فرد دست به اعتصاب غذای خشک زد. جمعی از فعالین سیاسی چپگرای ایران با انتشار نامه ای از او خواستند به این اعتصاب غذا پایان دهد. امیرحسین محمدی فرد بعد از چند روز به احترام این درخواست، به اعتصاب غذای خشک پایان داد، اما همچنان در اعتصاب غذای تر به سر می برد.

امیرحسین محمدی فرد به همراه همسرش ساناز اله یاری در تاریخ ۱۹ دی ماه ۹۷، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده و علیرغم گذشت ۸ ماه کماکان در زندان اوین نگهداری می شوند. در اردیبهشت ماه سال جاری امیرحسین محمدی فر از بازداشتگاه اداره اطلاعات موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین به بند ۴ و ساناز اله یاری به بند زنان زندان اوین منتقل شدند.
بازداشت ساناز اله‌یاری در حالی ادامه دارد که شرایط جسمی او به دلیل ابتلا به بیماری نامشخصی که باعث کاهش وزن، ضعف جسمی و لرزش شدید اندام‌ها شده است نگران کننده است. وی همچنین در دستگاه گوارشی نیز دچار مشکل جدی شده و از درد شدید معده رنج می برد. 




کمپین حمایت از بازداشت‌شدگان هفت‌تپه و زندانیان ترقی‌خواه: دادگاه ها راعلنی کنید تا روشن شود چه کسی باید بر صندلی مجرم بنشیند!

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
چهارشنبه  ۲٣ مرداد ۱٣۹٨ –  ۱۴ اوت ۲۰۱۹

دادگاه رفقای ما را علنی در حضور مردم ایران اجرا کنید تا روشن شود چه کسی باید بر صندلی مجرم بنشیند! 

همراه محاکمه اسماعیل بخشی و حامیان کارگران هفت تپه در تهران، ١٧ نفر از کارگران هفت تپه به جرم اعلام کیفرخواست علیه چپاول و دزدی سرمایه داران، در شوش محاکمه میشوند. 
وکیل مدافع اسد بیگی در مقام قاضی، ٧ نفر از کارگران را به ٨ ماه حبس و ٣٠ ضربه شلاق محکوم و ١٠ نفر دیگر از رفقایمان فردا در همان بیدادگاه محاکمه میشوند. 

حامیان اسد بیگی با محاکمه هفت تپه ای ها میخواهند ما را از معلم و دانشجویان تا بازنشسته و کارگر، وادار به سکوت و در مقابل زور، فقر و بی عدالتی کنند. میخواهند نسل اندر نسل ما زیر شلاق آنها، برده وار کار کنیم، شب و روز را به هم بدوزیم تا کیسه آنها پر شود و ما و خانواده هایمان در فقر و استیصال زندگی کنیم. میخواهند کودکان ما و نسلهای بعدی ما، به وسعت ایران تنبیه شوند، تمکین کنند، به بالا شهری ها، به سرمایه داران و دزدها و اختلاس گران احترام بگذارند و در مقابلشان به عنوان خدایان حاکم بر زمین سر تعظیم فرود آورند. 

اما ما کارگریم و نسل اندر نسل آموخته ایم که تنها راه زندگی شرافتمندانه و سربلند و انسانی، کوتاه کردن دست شما از دزدی و چپاول است. آموخته ایم نان، آزادی، رفاه و سعادت ما یعنی به خطر افتادن امنیت شما! ما این جرم را با افتخار تمام قبول میکنیم! 

ما از هفت تپه و فولاد، تا هپکو و شرکت واحد، از پتروشیمی ها و نفت و گاز و خودروسازیها تا معادن، از کارگران بیکار و حاشیه نشین شهرها و هر جا که هستیم و نفس میکشیم، آموخته ایم که طبقه شما نه از عدالت و نه از انسانیت و نه از شرافت بوی نبرده است. رفقای ما جسورانه و علنا به بی عدالتی، به دزدی و چپاول شما اعتراض کردند. در خیابان و تجمع کارگری اعلام کردند نان، کار، آزادی، در مقابل مردم شهر شوش و اهواز فریاد زدند اداره شورایی! و شما جبونانه در پشت درهای بسته رفقای ما را محاکمه و محکوم به شلاق خوردن میکنید. 

دادگاه رفقای ما را علنی در حضور مردم ایران اجرا کنید تا چهره واقعی ما و شما و عدالت ما و شما روشن شود. تا روشن شود چه کسی باید بر صندلی مجرم بنشیند! بدانید هر حکم شلاقی علیه کارگر هفت تپه، هر حکمی علیه ما و یاران ما، از جانب ما، فرزندان ما، خانواده های ما و طبقه ما، جواب میگیرد. ما بیش از هر زمان عهد بسته ایم که در کنار رفقایمان، در کنار اسماعیل ها و نجاتی ها و قلیانها، در کنار همه حامیان خود، متحد شویم و از کارگر در مقابل سرمایه دار و از حقیقت در مقابل پرونده سازی ها و دروغهای شما و از انسانیت در مقابل “عدلیه های” سرمایه داران، از برابری و آزادی انسان دفاع کنیم. ما را زندان کنید و علیه مان حکم صادر کنید، پیروزی از آن ما است. 

کمپین حمایت از بازداشت‌شدگان هفت‌تپه و زندانیان ترقی‌خواه




شورای بازنشستگان ایران: استعفا و بازداشت همزمان رئیس سازمان خصوصی سازی و نتایج ان برای ما!

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
چهارشنبه  ۲٣ مرداد ۱٣۹٨ –  ۱۴ اوت ۲۰۱۹

میرعلی اشرف عبدالله پوری حسینی، رئیس سابق سازمان خصوصی‌سازی، صبح امروز چهارشنبه ۲٣ مرداد به سازمان بازرسی کل کشور احضار شد که متعاقب آن از سمت خود استعفا داد و این استعفا مورد پذیرش وزیر امور اقتصاد و دارایی قرار گرفت. 

همزمان فارس گزارش داد که پوری حسینی امروز از سوی دستگاه قضایی بازداشت شد. 

ناصر سراج رئیس سازمان بازرسی کل کشور با تأیید این خبر گفت: گزارش سازمان خصوصی‌سازی، مراحل پایانی خود را در سازمان بازرسی طی می‌کند و به محض تکمیل به مراجع ذی‌صلاح ارسال خواهد شد. 

به این ترتیب به نظر می‌رسد دلیل استعفا، گزارش نهادهای نظارتی از روند خصوصی سازی بوده است. 

نظر شورای بازنشستگان این است که: 

در دستگیری و بازداشت های مرتبط با مفاسد اقتصادی که اخیرا” هم رو به فزونی گرفته ، مهمترین رویکرد این است که مردم ذره ای مداخله نکنند و تمامی امور دور ازچشم مردم جمع و جور شود . 
گرچه افشا و معرفی مفسدان اقتصادی برای مردم حائز اهمیت است ولی تا زمانیکه شفافیت لازم در این پرونده ها اعمال نشود و دادگاه به شکل علنی برقرار نگردد ،هیچ سودی عاید مردمی که مورد دستبرد همه جانبه قرار گرفته اند، نخواهد شد! 

خواست ما برگزاری دادگاه علنی در همه موارد و آزادی بدون قید شرط و فوری تمام معلمین، کارگران، دانشجویان، زنان و همه فعالینی است که تنها جرمشان اعتراض به این فسادها و دزدیها بوده است!