نامه‌ سرگشاده‌ دانشجویان دانشگاه تهران به وزیر علوم در اعتراض به احکام قضایی دانشجویان

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
دوشنبه  ۲۱ مرداد ۱٣۹٨ –  ۱۲ اوت ۲۰۱۹

جناب آقای منصور غلامی 
وزیر علوم، تحقیقات و فناوری 
این نامه در حالی نوشته می‏‌شود که دانشجویان فعال جریان صنفی سراسر کشور و دیگر فعالین، به سبب اعتراضات به‌حق‌شان، به حبس‏‌های طولانی‌مدت محکوم‌ شده و برای تحمل احکام ظالمانه‏‌شان یکی پس از دیگری روانه‏‌ی زندان می‏‌شوند. 

جنابعالی ازآن‌رو خطاب این نامه هستید که عملاً مسئولیت حقوقی نهادی را عهده‌دارید که وظیفه‏‌اش باید دفاع از استقلال دانشگاه، حق تحصیل رایگان و جلوگیری از تعدی نیروهای امنیتی و شبه‌نظامی به آن باشد؛ بااین‌وجود از زمان انتصاب جنابعالی به سمتِ وزارت در مهر ۱۳۹۶ تا امروز، بدنه‌ی دانشجویانِ فعال جریانِ صنفی به‏ سبب اعتراضات به‌حق خود، نسبت به روند کالا شدن و بازاری‌سازی حق رایگان تحصیل و خدمات پیرامون آن و نیز به‏‌سبب همصدایی با توده‌‏ی معترض جامعه (از کارگر و معلم تا پرستار و بازنشسته) به همین روند در حیاتِ اجتماعی‌‏شان، مشمول سنگین‌ترین برخوردهای قضایی شده‌اند. 

امروز به‌خاطر مداخله‌‏ی آشکارِ انواع و اقسام نهادهای امنیتی و شبه‌نظامی در داخل دانشگاه، جهت سرکوب این صدا، عملاً مفهومی تحت عنوان «استقلال نهاد دانشگاه» به شوخی تلخی بدل شده؛ شاید مهم‌تر از این نمونه‏‌ی آشکار و سرکوب برای نابودی «استقلال دانشگاه» این نکته باشد که «انتقاد از انتصاب جنابعالی به‌عنوان وزیر علوم» به‌عنوان مصداق اتهام در احکام دانشجویان درج شده است که بی‏‌تردید از باتوم خوردن در دانشگاه هم دردناک‏‌تر است. 

ما به‌عنوان یک‌ صدا از میان دیگر صداهای معترض بدنه‌‏ی دانشگاه، یعنی صدای دانشجویان دانشگاهِ تهران، مایلیم که جنابعالی، استادان، دانشجویان دانشگاه‏‌ها و سایر فعالان صنفی و مدنی را از وجود ۱۴ دانشجوی تحت حکم این دانشگاه با مجموع احکام بالغ‌ بر ۸۰ سال حبس تعزیری (تا به این لحظه هنوز دادگاه مرضیه امیری برگزار نشده است) مطلع سازیم. از میان این ۱۴ نفر، امروز ۴ نفر در زندان‌اند و نظر به ناتوانی دانشگاه و وزارت علوم در تأمین امنیت و استیفای حقوق آنان تا اندک زمانی دیگر هر ۱۴ نفر پشت میله‌های زندان خواهند بود. لازم به گفتن نیست که وقتی می‏‌گوییم «دانشجویانِ زندانی»، یعنی این‌که کلیه‌‏ی آنان مشغول به تحصیل در مقاطع مختلف هستند و با وضعیت کنونی عملاً محروم از حق تحصیل شده‌‏اند. اسامی این دانشجویان با احکامِ صادره‌‏شان به شرح زیر است: 

۱. پدرام پذیره (دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات فرهنگی و رسانه دانشگاه تهران) محکوم ‌به ۷ سال حبس تعزیری، ۷۴ ضربه شلاق 

۲. سینا درویش عمران (دانش‌آموخته‌ی مترجمی زبان آلمانی دانشگاه تهران) محکوم به ۸ سال حبس تعزیری، ۲ سال ممنوع‌الخروجی و محرومیت از فعالیت سیاسی، حضور در احزاب و دسته‌جات سیاسی و فضای مجازی 

۳. سها مرتضایی (دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه تهران) محکوم به ۶ سال حبس تعزیری، ۲ سال محرومیت از عضویت در احزاب و گروه‌ها و دسته‌جات سیاسی 

۴. پریسا رفیعی (دانشجوی کارشناسی عکاسی دانشگاه تهران) محکوم به ۷ سال حبس تعزیری، ۷۴ ضربه شلاق تعزیری ، ۲ سال ممنوع‌الخروجی، ۲ سال محرومیت از عضویت در احزاب و گروه‌های سیاسی و اجتماعی 

۵. علی مظفری (دانشجوی کارشناسی انسان‌شناسی دانشگاه تهران) محکوم به ۸ سال حبس تعزیری، ۲ سال 
ممنوع‌الخروجی و محرومیت از فعالیت سیاسی، حضور در احزاب و دسته‌جات سیاسی، فضای مجازی، رسانه‌ها و مطبوعات 

۶. سینا ربیعی (دانشجوی کارشناسی ارشد علوم اجتماعی دانشگاه تهران) محکوم به ۱ سال حبس تعزیری، ۲ سال ممنوع‌الخروجی 

۷. سیما انتصاری (دانشجوی کارشناسی ارشد زبان انگلیسی دانشگاه تهران) محکوم به ۵ سال حبس تعزیری 

۸. محسن حق‌شناس (دانشجوی کارشناسی طراحی صحنه دانشگاه تهران) محکوم به ۲ سال حبس تعزیری 

۹. محمدقاسم الله‌یاری (دانشجوی کارشناسی ارشد مکانیک انرژی دانشگاه تهران) محکوم به ۲ سال حبس تعزیری 

۱۰. مرضیه امیری (دانشجوی کارشناسی ارشد علوم اجتماعی دانشگاه تهران)، (در زندان و منتظر دادگاه) 

۱۱. لیلا حسین‌زاده (دانشجوی کارشناسی ارشد انسان‌شناسی دانشگاه تهران) محکوم به ۶ سال حبس تعزیری، ۲ سال ممنوع‌الخروجی (در زندان) 

۱۲. روح‌الله مردانی (معلم و دانشجوی کارشناسی ادبیات دانشگاه تهران) محکوم به ۶ سال حبس تعزیری، ۲ سال محرومیت از برخی حقوق اجتماعی و ممنوع‌الخروجی (در زندان) 

۱۳. کسری نوری (دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق بشر دانشگاه تهران) محکوم به ۱۲ سال حبس تعزیری، ۷۴ ضربه شلاق، ۲ سال تبعید به ثلاث باباجانی، ۲ سال ممنوع‌الخروجی، ۲ سال محرومیت از عضویت در گروه‌ها و احزاب و دسته‌جات سیاسی و اجتماعی و فعالیت رسانه‌ای (در زندان) 

۱۴. شیما انتصاری (دانشجوی دکتری اقتصاد دانشگاه تهران) محکوم به ۵ سال حبس تعزیری (در زندان)  

همچنین خشایار دهقان (دانشجوی دکتری برق دانشگاه تهران)، پس از گذراندن دوران محکومیت خود، تحت فشار نهادهای امنیتی جهت اخراج وی از دانشگاه در وضعیت تحصیلی نامشخصی قرار گرفته است. 

اشاره به دو مورد اخیر حمله به دانشجویان دانشگاه تهران، نمایی از وضعیت سرکوب جاری را به تصویر می‏‌کشد: 

در آخرین حمله‌ی صورت گرفته به بدنه‌ی دانشجویی جریان صنفی، روز یکشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۸ علی‏‌رغم این‌که روز قبل از آن لیلا حسین‏‌زاده، دانشجوی کارشناسی ارشد انسان‌شناسی، فعال صنفی دانشجویی، جهت حضور در شعبه‌ی ۲ بازپرسی دادسرای ناحیه‌ی ۳۳ شهید مقدس، احضار و تعیین تاریخ تلفنی شده بود، به منزل وی یورش برده و برای بار دوم مبادرت به بازداشت ایشان کردند. اکنون خبرها حاکی از آن است که علی‌رغم اشتغال به تحصیل لیلا حسین‌زاده و قول پیگیری از جانب تمامی نهادهای درگیر درون دانشگاه، او جهت تحمل ۳۰ ماه حبس تعزیری روانه‏‌ی بند زنان زندان اوین شده است. 

توجیه اسف‏‌انگیز مسئولان دانشگاه در مواجهه با اعتراضات بدنه‏‌ی دانشجویی به این رویه‏‌ها و نیز خلف وعده‏‌های ایشان مبنی بر تضمین حق تحصیل دانشجویان این است که «موضوع فرا دانشگاهی است و از ما کاری ساخته نیست.» 

در نمونه‏‌ای دیگر مرضیه امیری دانشجوی کارشناسی ارشد علوم اجتماعی نیز که ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۸ مقابل پلیس امنیت بازداشت شد، بیش از ۱۰۰ روز است که در بازداشت موقت به‏ سر می‏‌برد! این در حالی است که بارها شرایط بد جسمی او اطلاع‌‏رسانی شده و از انبوه وعده‌های بی‌سرانجام مسئولان دانشگاه و وزارت علوم، هیچ گشایشی در وضعیت این دانشجوی زندانی (همچون دیگران) ایجاد نشده است. 

علاوه بر این، ده‏‌ها دانشجوی دیگر از دانشگاه‏‌های سراسر کشور گرفتار همین وضع‏یت‌اند و به سبب عدم برخورداری از تریبون لازم برای دیده و شنیده شدن، در سکوت خبری در حال تحمل حبس، تعلیق از تحصیل و ازهم‏‌پاشیدگی زندگی‏‌شان هستند. 

حراست دانشگاه‏‌ها عملاً شعبه‏‌ی دانشگاهی نهادهای امنیتی‏ شده‌ و این موضوع در کنار بی‌قدرتی محض ریاست دانشگاه تهران و روسای دانشکده‌‏ها و نیز سرکوب تشکل مستقل دانشجویان، فارغ از شعبات دانشجویی جناحین حکومتی موجود در دانشگاه، عملاً وزارتخانه‌ی جنابعالی را به شکلی از معاونت قوه‌ قضائیه و دیگر دستگاه‌‏های امنیتی در نظارت بر دانشگاه به‌منظور برقراری سکوتی مرگ‌بار برای تداوم بازاری‌سازی‌ها و سیاست‏‌زدایی از اذهان دانشجویی تبدیل کرده است. 

ما جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران ضمن محکومیت این سرکوب‌‏ها در قالب بازداشت‌‏، احکام و محرومیت‌‏های غیرانسانی و غیرقانونی، بنا به موقعیت حقوقی جنابعالی، عملاً شما و وزارت‏ علوم را مسئول اصلی این وضعیت تأسف‌‏بار برای دانشگاه تهران و دیگر دانشگاه‌‏های کشور می‏‌دانیم و بدین‌وسیله خواستار آزادی فوری دانشجویان بازداشتی این دانشگاه، لغو کلیه‌‏ی احکام صادره و نیز برداشته شدن کلیه‌‏ی محرومیت‌‏های رخ‌داده برای تحصیل آنان هستیم. 

پیشاپیش اعلام می‏ کنیم بسیار شرم‌آور خواهد بود که تبدیل‌شدن احکام صادره از هشت تا نه سال در دادگاه بدوی به دو تا پنج سال در دادگاه تجدیدنظر را سندی دال بر موفقیت وزارت علوم در تعامل با قوه قضاییه عنوان کنید. عباراتی چون «احکام عادلانه»، «دادرسی منصفانه» و «رأفت اسلامی» در نظر ما نام‏‌هایی دیگر برای بی‏‌کفایتی این وزارتخانه و سرپوش گذاشتن بر سرکوب آشکاری است که در نهاد دانشگا‏ه‏ جریان دارد. از نظر ما احکام صادره در دادگاه‌‏های بدوی مصداق «به مرگ گرفتن» هستند تا دانشجویان فعال به هنگام صدور رأی دادگاه‌های تجدیدنظر «به تب» راضی شوند. 

نظر به تاریخ این نوع از سرکوب‌ها (از هنگام «انقلاب فرهنگی»)، در دانشگاه تهران به‌طور خاص (و سراسر کشور به‌طورکلی)، باید برای شما واضح باشد که دغدغه‌‏ای که دانشجویان بازداشتی و تحت حکم این دانشگاه (و دیگر دانشگاه‏‌های کشور) بابت آن هزینه می‏‌دهند، دغدغه‌‏ی همه‌‏ی ماست و این شعله، خاموش نخواهد شد. به جنابعالی توصیه می‏‌کنیم که بیش از این بر ثبت ‌نام خود به‌عنوان وزیر علوم در یکی از دوران سیاه سرکوب دانشجویان اصرار نورزید، دست‌کم با اعلام استعفا به‏ سبب سلب اختیارات لازم از وزارت علوم برای حفظ استقلال نهاد دانشگاه، مسئولیت اجتماعی خود را به‌ جا آورید. 

در آخر تأکید می‏‌کنیم که «حق اتمام تحصیل» هیچ دانشجویی نباید به سبب محکومیت قضایی (حتی اگر قطعی شده باشد) سلب گردد. ما در دفاع از این حق، لحظه‏‌ای عقب‏‌نشینی نخواهیم کرد و بی‏‌کفایتی وزارتخانه‌ی شما را در این خصوص جزوی از پازل سرکوب دانشگاه می‏‌دانیم و در برابر آن خواهیم ایستاد .




بیانیه اتحادیه آزاد کارگران ایران در رابطه با صدور حکم زندان و شلاق برای فرهاد شیخی

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
دوشنبه  ۲۱ مرداد ۱٣۹٨ –  ۱۲ اوت ۲۰۱۹

فرهاد شیخی از اعضای اتحادیه آزاد کارگران ایران که در تاریخ ۱۳ مرداد در شعبه ۱۰۵۸ دادگاه کیفری ۲ تهران دادگاهی شد به اتهام ” اخلال در نظم و آسایش عمومی” محکوم شد. 
قاضی دادگاه برای فرهاد حکم ۴ ماه حبس و پنج ضربه شلاق صادر نموده که بنابر جوان بودن و فقدان سابقه کیفری این حکم را طی مدت ۲ سال تعلیق کرده است. 

اولاً و همانطور که خود فرهاد شیخی در دفاعیات اش اعلام نموده است شرکت در تجمع روز جهانی کارگر حتی طبق قانون اساسی جاری کشور نباید جرم تلقی گردد و هر کسی حق دارد برای طرح خواست یا اعتراضاتش در تجمع های اجتماعی شرکت نماید. 

دوماً تجمع روز جهانی کارگر امسال در مقابل مجلس شکل گرفت. مگر نه اینکه کسانی که در مجلس نشسته اند خود را نماینده و وکیل آحاد جامعه می دانند و بایست خواست و مطالبات جامعه را پیگیری نموده و محقق سازند؟ پس چطور است که طرح خواست کارگران آن هم در مقابل مجلس، هم مورد یورش وحشیانه نیروهای انتظامی و امنیتی قرار میگیرد و هم بعنوان جرم محکومیت قضایی به دنبال دارد؟ 

ثالثاً در این دادگاه به جز حکم حبس حکم شلاق نیز برای فرهاد صادر گردیده است. حکم شلاق نماد دوران توحش و بربریت بشر بوده که هم اکنون دم و دستگاه حاکم که تماماً در جهت حفظ منافع سرمایه داران است با این تصور که کارگران و آحاد جامعه همان برده های سرمایه داران هستند برای حفظ منافع این طبقه مفتخور و استثمارگر همان احکام قرون وسطایی را علیه کارگران به کار میبرند. 

صدور چنین احکامی از سوی نهاد قضایی گویای این است که از منظر نهادهای حاکمیتی کارگران کوچکترین حقی برای طرح مطالبات صنفی و معیشتی خویش نباید داشته باشند و این دورنما را بیشتر تقویت میکنند که سرمایه داران حاکم حاضر به برآورده کردن کوچکترین خواست کارگران در راستای تأمین معیشت این طبقه چندین میلیونی در کشور نیستند. این یعنی اینکه کوچکترین راه برونرفتی از این وضعیت جهنمی متصور نیست مگر اینکه کارگران و تمام مزدبگیران ایران با اعتراضات توده ای و اعتصابات سراسری تغییراتی بنیادین را در کشور رقم زنند. 

اتحادیه آزاد کارگران ایران ضمن اعلام انزجار از محکومیت فرهاد شیخی بخاطر شرکت در مراسم روز کارگر و تنفیر حکم قرون وسطایی و ضدبشری شلاق اعلام میدارد که طبقه کارگر ایران بیشتر از این در مقابل این همه بیحقوقی و مناسبات برده وار ساکت نخواهد نشست و چنانچه کارگران و حامیان طبقه کارگر که یا در زندان به سر میبرند و یا مورد تعقیب قضایی قرار گرفته اند آزاد و منع تعقیب نشوند از هر طریق ممکن اعتراضات خود را شدت خواهند بخشید. 
همچنین از تمامی اتحادیه های بین المللی کارگری و نهادهای حقوق بشری درخواست داریم تا درمقابل محکومیت کارگران واکنش نشان داده و اعتراض خود را به مسئولین در ایران اعلام دارند. 

اتحادیه آزاد کارگران ایران- ۲۱ مرداد ۹۸




گزارشی از نهمین روز بازداشت حامیان بازداشتی های هفت تپه, در دادگاه

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
يکشنبه  ۲۰ مرداد ۱٣۹٨ –  ۱۱ اوت ۲۰۱۹

کانال کمپین حمایت از بازداشت شدگان هفت تپه و زندانیان ترقی خواه گزارشی کوتاه از نهمین روز بازداشت رهام یگانه, فرید لطف آبادی و هیراد پیربداقی منتشر کرده که در زیر عین آن را میخوانید :

رهام یگانه، فرید لطف آبادی و هیراد پیربداقی در سلول انفرادی هستند.

پس از گذشت ۹ روز از بازداشت رهام یگانه و هیراد پیربداقی، شامگاه بیستم مرداد ماه این دو بازداشتی موفق به برقراری تماس تلفنی کوتاه‌! با خانواده‌ها شدند. 

طبق اطلاع خانواده‌ها، این سه بازداشتی در حال حاضر در انفرادی به سر می‌برند. این اولین تماسی است که بعد از هشت روز انتقال به اوین از سوی این دو نفر صورت گرفته است. پیشتر نیز فرید لطف آبادی بعد از انتقال به اوین یک تماس تلفنی با خانواده داشته است.

تداوم بازداشت این فعالین که در حمایت و همراهی با خانواده بازداشتی‌های هفت تپه به دادگاه مراجعه کرده بودند، به هر نحوی محکوم است و باید بی‌قید و شرط آزاد شوند.

کمپین حمایت از بازداشت‌شدگان هفت‌تپه و زندانیان ترقی‌خواه   




امیرحسین محمدی‌فرد اعتصاب غذای خشک کرد

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
يکشنبه  ۲۰ مرداد ۱٣۹٨ –  ۱۱ اوت ۲۰۱۹

امیرحسین محمدی فر یکی از زندانیان پرونده ی هفت تپه، روز یکشنبه اعلام اعتصاب غذای خشک کرد. او پیش از این به مدت چهل روز در اعتصاب غذای تر بوده است. اعتصاب غذای خشک امیرحسین محمدی فر بعد از جلسه ی رسیدگی به اتهامات او و همسرش ساناز اله یاری صورت گرفته است. این جلسه در شعبه ی ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی محمد مقیسه برگزار شد.

بنابر گزارش کمپین حمایت از بازداشت شدگان هفت تپه، دادگاه در این جلسه با تبدیل قرار بازداشت امیرحسین محمدی فرد و ساناز اله یاری به قرار وثیقه مخالفت کرد.
بنابر این گزارش، در زمان جلسه، قاضی مقیسه کمترین اجازه و فرصت دفاع را به امیرحسین محمدی‌فرد نداد و همچنین به علت کمبود وقت، رسیدگی به پرونده ساناز الله‌یاری نیز به هفته‌ آینده موکول شد.

کمپین حمایت از بازداشت شدگان هفت تپه گزارش داده است: با توجه به اصرار وکلای این دو و همچنین اصرار امیرحسین محمدی‌فرد مبنی بر تودیع وثیقه برای ساناز اله‌یاری، قاضی مقیسه با تودیع وثیقه مخالفت کرد. امیرحسین محمدی‌فرد نیز اعلام کرد در اعتراض به این بی‌عدالتی آشکار و محقق نشدن خواسته‌های به حقشان، این روزنامه‌نگار چپ‌گرا تا اطلاع ثانوی اقدام به اعتصاب غذای خشک خواهد کرد.
امروز چهلمین روز اعتصاب غذای تَر امیرحسین محمدی‌فرد بود.

ساناز اله‌یاری همراه همسرش امیرحسین محمدی‌فرد در تاریخ ۱۹ دی ماه سال ۹۷ توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. آنان با وجود گذشت هفت ماه از بازداشتشان کماکان در زندان اوین نگهداری می‌شوند.
اردیبهشت ماه سال جاری امیرحسین محمدی‌فرد از بازداشتگاه اداره اطلاعات موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین به بند چهار و ساناز الله‌یاری به بند زنان زندان اوین منتقل شدند.
به گزارش خبرگزاری هرانا بازداشت ساناز اله‌یاری در حالی ادامه دارد که شرایط جسمی او به دلیل ابتلا به بیماری نامشخصی که باعث کاهش وزن، ضعف جسمی و لرزش شدید اندام‌ها شده است نگران کننده است. او همچنین در دستگاه گوارشی نیز دچار مشکل جدی شده و از درد شدید معده رنج می‌برد.

سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه نیز در گزارشی پیرامون این «دادگاه، نوشته است قاضی مقیسه «فرصت کافی برای ارائه آخرین دفاعیات» را به امیرحسین محمدی‌فرد نداد و جلسه رسیدگی به اتهامات ساناز اله‌یاری به دلیل کمبود وقت به «زمان دیگری» موکول شد.

جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات اسماعیل بخشی، سپیده قلیان، امیر امیرقلی، امیرحسین محمدی‌فر، ساناز الله‌یاری، علی نجاتی و عسل محمدی، که در جریان تجمعات اعتراضی کارگران نیشکر هفت‌تپه در زمستان ۱۳۹۷ بازداشت شدند، از روز شنبه دوازدهم مرداد ماه در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران آغاز شد.
پس از اولین جلسه برخی منابع خبر از درگیری لفظی اسماعیل بخشی با رئیس دادگاه دادند و گفتند که قاضی مقیسه به همین علت جلسه رسیدگی را نیمه کاره گذاشته و رسیدگی به پرونده اسماعیل بخشی را به جلسات بعد موکول کرده است.
در جلسه دوم هم که روز یک‌شنبه ۱۳ مرداد برگزار شد، عسل محمدی پس از حضور در شعبه ۲۸، در جریان دادگاه متهمان هفت‌تپه بازداشت شد.
علت بازداشت او را لغو قرار وثیقه از سوی قاضی مقیسه به دلیل شکایت وزارت اطلاعات گزارش کرده‌اند.
روز شنبه ۱۹ مرداد نیز جلسه محاکمه سپیده قلیان، از دیگر متهمان این پرونده برگزار شد. او در این جلسه در برابر قاضی اعلام کرد که اعترافاتش در بازجویی تحت شکنجه گرفته شده و بی‌اعتبار است.
سپیده قلیان همچنین از قاضی مقیسه خواست تا به قرار بازداشتی که برایش صادر شده پایان داده شود که این درخواست مورد توجه دادگاه قرار نگرفت.
جمال‌الدین حیدری منش، وکیل سپیده قلیان، با اشاره به گرفتن اعترافات از موکلش زیر شکنجه گفته است:
«موکل من به عنوان فرزند یک کارگر حق خود دانسته که از دیگر کارگران و حقوق از دست رفته آنها دفاع کند و طبق قانون این مساله جرم نیست.»




موج بازداشت ها در مشهد

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
يکشنبه  ۲۰ مرداد ۱٣۹٨ –  ۱۱ اوت ۲۰۱۹

کمال جعفری یزدی، یکی از امضاءکنندگان بیانیه درخواست «استفعای خامنه‌ای» ​روز یک‌شنبه در گفت‌وگو با رادیو فردا از دستگیری بیش از ۱۰ نفر از کسانی خبر داد که در اعتراض به حکم ۱۳ سال زندان برای آقای جعفری یزدی در مشهد تجمع کرده بودند. 

جعفری یزدی که روز یک‌شنبه هنگام حضور در دادگاه انقلاب شاهد دستگیری این معترضان بوده، اطلاعاتی مربوط به این بازداشت‌ها را در اختیار رادیو فردا گذاشته است. جعفری یزدی خود در بازداشت به‌سر نمی‌برد و روز یک‌شنبه وقت مراجعه به دادگاه داشته است. 
به گفته جعفری یزدی، فاطمه سپهری، پوران ناظمی، هاشم خواستار و محمد نوریزاد در میان این بازداشت‌شدگان در مقابل دادگاه انقلاب مشهد هستند. 
وی گفت که ساعت ۱۱ و نیم و پس از ورود او به دادگاه ماموران همه تجمع‌کنندگان را بازداشت کردند. 
برخی از وب‌سایت‌ها و کاربران شبکه‌های اجتماعی از جواد لعل محمدی، محمد حسین سپهری، عبدالرسول مرتضوی و حوریه فرج‌زاده به عنوان افراد دیگر بازداشت‌شده نام می‌برند. 
خبرگزاری فارس روز یک‌شنبه نوشت که در این روز تعدادی از فعالان سیاسی «که از شهرها و نقاط مختلف کشور» به مشهد سفر کرده بودند بازداشت شده‌اند. 
این خبرگزاری بازداشت‌شدگان را به «ایجاد ناامنی» و «ارتباط داشتن با گروه‌های برانداز» متهم کرده اما جزئیات دیگری در مورد هویت و فعالیت آنان گزارش نکرده است. 
کمال جعفری یزدی در مردادماه سال ۹۷ در مشهد بازداشت و در فروردین ماه به ۱۳ سال زندان محکوم شده بود. 
افراد بازداشت‌شده در مقابل دادگاه انقلاب مشهد در اعتراض به حکم ۱۳ سال زندان برای کمال جعفری یزدی، یکی از امضاءکنندگان بیانیه درخواست «استفعای خامنه‌ای» تجمع کرده بودند. 

پیش از این رضا مهرگان، یکی از ۱۴ امضاکننده بیانیه درخواست «استفعای خامنه‌ای» خبر داده بود که «از سوی سه فرد ناشناس با شوکر مورد حمله و ضرب و شتم قرار گرفته است». 
پیش از آن نیز محمدحسین سپهری، یکی دیگر از امضا کنندگان بیانیه،نیز با انتشار ویدئویی گفته بود که یک نفر «با چاقو به خانه او مراجعه کرده و زنگ خانه‌اش را زده است» اما پلیس ۱۱۰ نیز پس از تماس همسرش هیچ مأموری را برای بررسی این موضوع نفرستاده است. 
برخی از وب‌سایت‌ها نیز خبر داده بودند که جواد لعل‌محمدی، عضو کانون صنفی معلمان مشهد و از امضا کنندگان این بیانیه «تماس‌های مکرر و تهدیدآمیزی دریافت کرده است». 
مقام‌های قضایی جمهوری اسلامی هنوز واکنشی به این خبرها ابراز نکرده‌اند. 

۱۴ فعال مدنی و سیاسی داخل ایران روز سه‌شنبه ۲۱ خرداد با انتشار بیانیه‌ای خواستار استعفای علی خامنه‌ای از رهبری و تغییر بنیادین قانون اساسی شدند. 
به‌ گفته این کنشگران در این بیانیه، در شرایطی که «نه از جمهوریت خبری است و نه از آزادی»، چانه‌زنی فعالان مدنی نیز «بدون استعفای سیدعلی خامنه‌ای و تغییر قانون اساسی» راه به جایی نخواهد برد. 
پس از آن نیز ۱۴ کنشگر زن نیز در ایران در بیانیه‌ای خواستار «استعفای علی خامنه‌ای » و «گذار از جمهوری اسلامی» شدند. 




سپیده قلیان: اتهامات را قبول ندارم، بازجویان مرا شکنجه کرده اند

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
شنبه  ۱۹ مرداد ۱٣۹٨ –  ۱۰ اوت ۲۰۱۹

کانال مستقل سندیکای نیشکر هفته تپه در گزارش خود از جریان محاکمه ی سپیده قلیان فعال مدنی و مدافع حقوق کارگران نوشت:

«امروز شنبه ۱۹ مرداد ماه سپیده قلیان به دلیل دفاع از حقوق و مطالبات کارگران هفت تپه محاکمه شد.
سپیده قلیان، اعلام داشت که من در حین بازجویی تحت فشار و شکنجه قرار گرفته و مجبور به اعتراف شده ام ، پس اتهامات وارده را قبول ندارم.
وکیل مدافع سپیده قلیان، جماالدین حیدری منش، ضمن دفاع از گفته های سپیده قلیان،اعلام داشت که تمام اتهام وارد به استناد گفته های موکلم کذب می باشد ،چرا که اعتراف در زیر شکنجه از موکل من گرفته شده است.
ایشان در ادامه گفتند که موکل من سپیده قلیان به عنوان فرزند یک کارگرحق خود دانسته که از دیگر کارگران و حق و حقوق آنها دفاع کند و این جرم نیست.
وقتی آقای حیدری منش اینگونه از سپیده قلیان دفاع میکند، ایشان تهدید به بازداشت شده و تمام وسایل همراه اقای حیدری منش را ظبط می کنند.
قاضی پرونده خطاب به وکیل سپیده قلیان می گوید که شما با دفاع از سپیده قلیان، قوه قضائیه و نیروهای امنیتی را زیر سوال می برید.
وکیل سپیده قلیان، آقای جماالدین حیدری منش می گوید که من از موکلم دفاع می کنم و وظیفه حقوقی خود را انجام می دهم.
در ادامه، قاضی پرونده سپیده را تهدید می کند که شما را به زندان اوین انتقال خواهم داد، سپیده در جواب می گوید برای من هیچ فرقی نمی کند در کدام زندان باشم، اما باید وضعیت من مشخص شود و به قرار بازداشت، خاتمه داده شود.
بعد از پایان این به اصطلاح دادگاه، وسایل وکیل مدافع سپیده قلیان که ضبط شده بود به ایشان تحویل داده می شود و سپیده قلیان را به زندان باز می گردانند.»

سپیده قلیان به دلیل حمایت از کارگران نیشکر هفت تپه خوزستان در آبان ماه سال گذشته توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد و در ۲۷ آذر ماه سال گذشته با تودیع وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی موقتا آزاد شد.

وی پس از آزادی در واکنش به پخش فیلم اعترافات اجباری خود از صدا و سیما که تحت عنوان «طراحی سوخته» پخش شد، اقدام به افشاگری درباره شکنجه‌ها و فشارهایی کرد که در طی دوران بازداشت برای اخذ اعترافات اجباری از سوی نیروهای امنیتی بر او وارد آمده بود.

پس از این افشاگری‌ها ماموران امنیتی بار دیگر سپیده قلیان را در ۳۰ دی ماه سال گذشته بازداشت کردند. این فعال مدنی هم اکنون در بند زنان زندان قرچک ورامین زندانی است.

سپیده قلیان، پیش از بازداشت مجدد خود با انتشار فیلم ویدئویی و نامه به جزئیات شکنجه خود پرداخت و در این نامه خطاب به دادستان نوشت: 
“دو مسئول امنیتی ناظر و شاهد ضرب و شتم من بوده و خودشان مستقیما علیه من اقدام به ایراد اتهامات و فحش‌های بسیار رکیک و غیر اخلاقی نیز کردند. پس از ضرب و شتم ما را با چشم‌بند و دستبند و پابند به خودروی نهادهای امنیتی انتقال دادند. حتی در مسیر نیز من از ضربات باتوم بی‌نصیب نبودم، بر خلاف آنچه نهادهای امنیتی ادعا کردند. این روند در پلیس امنیت و فرماندهی اطلاعات هم ادامه داشت.”

این فعال مدنی و مدافع حقوق کارگران در بخش دیگری از این نامه با تاکید بر اینکه او را در بازجویی کابل زده‌اند، نوشته است: “پس از انتقال به سلول انفرادی، در حالی که حتی زخم‌های بدنم بهبود نیافته بود، به صورت مداوم و طولانی‌مدت بازجویی شدم. بازجویی که (طی آن متهم با) ضربات کابل، فحاشی و تهدید فرد مجاب شود که آن اتهامات را تایید کند.”




در درگیری پادگان نیروی هوایی محمود آباد دو نفر کشته شدند

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
شنبه  ۱۹ مرداد ۱٣۹٨ –  ۱۰ اوت ۲۰۱۹

 
خبرگزاری ایسنا در گزارش خود علت درگیری بین ماموران و مردم را تعرض به حریم پادگان نیروی هوایی خوانده و نوشته است: «هجوم “غیرقانونی و خودسرانه” عده‌ای به اراضی پادگان نیروی هوایی در محدوده قصر دریاسر منطقه محمود آباد موجب درگیری با کارکنان و عوامل تامین حفاظت فیزیکی این پادگان شد.»

به گزارش ایسنا، به نقل از یک منبع آگاه، در تعرض به حریم این پادگان و در ورود غیر قانونی به باند فرودگاه که با قصد خلع سلاح عوامل انتظامی پادگان نیروی هوایی بیشه کلاه محمود آباد انجام شد، دو نفر نیز کشته شدند.

ایسنا افزود: در این درگیری عده ای نیز قصد سو استفاده از موقعیت و تعرض دوباره به حریم پادگانی را داشتند که با کمک عوامل نیروی انتظامی عده‌ای از آنها دستگیر و اجازه تعدی مجدد داده نشد.

بر اساس گزارش ها در این درگیری نفراتی از سربازان و کادر رسمی نیروی هوایی ارتش ایران مجروح شدند.

وب سایت خبرآنلاین در گزارش خود نوشته است: “باند فرودگاه نظامی مورد هجوم زمین‌خواران قرار گرفت”.

خبرگزاری ایسنا می گوید موضوع توسط ارتش ایران در دست بررسی است.

استانداری مازندران اعلام کرده به زودی در باره ی این رویداد و ماجرای درگیری بیانیه صادر می کند.

برخی اخبار حاکی از آن است که بین نیروی هوایی و مردم محل بر سر تصرف زمین های منطقه اختلاف وجود دارد و همین عامل درگیری خونین شده است.




بیانیه حدود ۲۰۰ شاعر، نویسنده و هنرمند در اعتراض به حکم حبس نیما صفار

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
شنبه  ۱۹ مرداد ۱٣۹٨ –  ۱۰ اوت ۲۰۱۹

  
حدود ۲۰۰ شاعر، نویسنده و هنرمند با انتشار بیانیه ای صدور حکم ۸ ماه حبس تعزیری علیه نیما صفار، شاعر و نویسنده و فعال مدنی گرگانی را محکوم کردند. در بخشی از این بیانیه آمده است “جرم نیما صفار، دوست شاعر و منتقد ما، واکنش به تک تک رویدادهای دور و برش است. بی تفاوت نبودن و خنثا نبودن است. آیا هشت ماه زندان، پاداش انتقادات او به وضع موجود است، پاسخ منتقد است؟!”. 

نیما صفار در تاریخ ۷ اسفندماه ۹۷، در مرحله بدوی و توسط شعبه یک دادگاه انقلاب گرگان به ۸ ماه حبس تعزیری محکوم شده بود. 

بر اساس دادنامه صادره در دادگاه بدوی، اتهام مطروحه علیه وی “فعالیت تبلیغی علیه نظام در فضای مجازی” عنوان شده بود. مصادیق مورد استناد دادگاه مطالب نوشته شده در صفحات شخصی او بوده است. 

این نویسنده گرگانی در دوران دادرسی پرونده خود وکیل نداشته و پس از صدور این حکم درخواست تجدیدنظر کرده بود. 

متن کامل این بیانیه و اسامی امضا کنندگان: 

“فکر کردن به آزادی. بسط دادن آزادی. فکر کردن به نیما صفار. شعر دیدن چیزها. قبض و بسط حاصل از شکستن زمان. شناخت پدیدارهای زندگی. واکنش نشان دادن به تک تک رویدادها. جرم نیما صفار، دوست شاعر و منتقد ما، واکنش به تک تک رویدادهای دور و برش است. بی تفاوت نبودن و خنثا نبودن است. 

آیا هشت ماه زندان، پاداش انتقادات او به وضع موجود است، پاسخ منتقد است؟! 

نیما صفار یک انسان چند ساحتی است. نیما صفار فقط شعر کار نمی‌کند. مدافع حقوق حیوانات، مخالف هرگونه اعدام، کسی ست که خواهان گفتگو است. همان کسی که در شهر خودش گرگان، جلسات ادبی را رونق می‌بخشد. نیما صفار، نویسنده و منتقد حمایتگر است. ما شاعران، هنرمندان و نویسندگان، خواهان لغو حکم هشت ماه زندان نیما صفار شاعر و منتقد حمایتگر هستیم. خواهان احترام گذاشتن به حقوق شهروندی و خواهان احترام به آزادی بیان، اندیشه و قلم، به تعبیر شهید محمد مختاری، بدون هیچ حصر و بند و استثنا هستیم. آزادی و حقوق شهروندی، آزادی مخالف، غیر از اندیشه حکومت را شامل می‌شود. 

آزادی اگر این آزادی ست! آیندگان چه خواهند گفت. نیما صفار به خاطر نشر افکار و عقایدش به زندان افتاد! 

سخن آخر سخن فریدون رهنماست: شاعران در مکانی می‌رویند که حقیقتی بی پناه وجود داشته باشد و از آن حقیقت باید دفاع کرد. 

امضاکنندگان: 

۱. مهران آبادی ۲. پریوش آتش دامن ۳. سهند آدم عارف ۴. آریا آرام نژاد ۵. سحر آریا ۶. محمدکریم آسایش ۷. محمد آشور ۸. شمس آقاجانی ۹. علی آموخته نژاد ۱۰. محبوبه ابراهیمی ۱۱. هادی ابراهیمی رودبارکی ۱۲. سیدحامد احمدی ۱۳. فاطمه اختصاری ۱۴. مازیار اخوت ۱۵. راحیل ارجمندی ۱۶. بهدین اروند ۱۷. الهام اسدی ۱۸. سعید اسکندری ۱۹. ارغوان اشترانی ۲۰. امید اقدمی ۲۱. رضا اکوانیان ۲۲. لی لی الیکایی ۲۳. آسیه امینی ۲۴. محسن امینی ۲۵. رضیه انصاری ۲۶. هوشیار انصاریفر ۲۷. عبدالکریم ایزدپناه ۲۸. دانیال ایمانی ۲۹. حسین ایمانیان ۳۰. روحاله باقری ۳۱. افسانه برزویی ۳۲. فاطمه بزی (هوم) ۳۳. خسرو بنایی ۳۴. علیرضا بهنام ۳۵. مجید بهنام ۳۶. عادل بیابانگرد جوان ۳۷. کورش بیگ پور ۳۸. پروا پاچیده ۳۹. فرامرز پارسا ۴۰. شهرنوش پارسی پور ۴۱. سهند پاک بین ۴۲. آرش پاکی ۴۳. منیره پرورش ۴۴. مرتضی پورحاجی ۴۵. افسانه پورقلی ۴۶. شهباز پویا ۴۷. نرگس پویان ۴۸. رویا تفتی ۴۹. ایلیا تهمتنی ۵۰. محمدرضا تیموری ۵۱. نغمه ثمینی ۵۲. سپیده جدیری ۵۳. فرناز جعفرزادگان ۵۴. مهری جعفری ۵۵. محمد جواهرکلام ۵۶. سعید جهانپولاد ۵۷. علی جهانگیری ۵۸. محمد جهانی ۵۹. امیر چمنی ۶۰. آتفه چهارمحالیان ۶۱. فرشته حبیبی ۶۲. اسماعیل حبیبی بردبری ۶۳. امین حدادی ۶۴. اوختای حسینی ۶۵. دانیال حسینی ۶۶. روزبه حسینی ۶۷. زبیده حسینی ۶۸. سید اصغر حسینی ۶۹. مرتضا حسینی ۷۰. یاسمین حشدری ۷۱. فرهاد حیدری گوران ۷۲. رضا حیرانی ۷۳. پیام خدابنده لو ۷۴. مهین خدیوی ۷۵. امین خلیلی ۷۶. سارا خلیلی جهرمی ۷۷. رضا خندان مهابادی ۷۸. بابک خوشجان ۷۹. اسماعیل خویی ۸۰. صبا خویی ۸۱. حسین خیرآبادی ۸۲. جواد دبیری ۸۳. لیلا درخش ۸۴. شهین ده بزرگی ۸۵. علی رایجی ۸۶. مریم رئیس دانا ۸۷. روزبه رجبی ۸۸. رویا رخی ۸۹. امیر رزاقی ۹۰. علیرضا رسولی ۹۱. آناهیتا رضائی ۹۲. ارشاد رضویان ۹۳. مجید رعایایی ۹۴. اسحق رمشکی ۹۵. کتایون رنجبران ۹۶. جمیله روحزنده ۹۷. حمید روزبان ۹۸. رضا روزبهانی ۹۹. حامد روشنی راد ۱۰۰. الهام زارع نژاد ۱۰۱. مریم زارعی ۱۰۲. ایرج زبردست ۱۰۳. بهار زبردست ۱۰۴. غزاله زرین زاده ۱۰۵. بهرنگ زندی ۱۰۶. ماندانا زندیان ۱۰۷. صابر ساده ۱۰۸. رضا ستاری ۱۰۹. جواد سجادی راد ۱۱۰. حامد سرایی ۱۱۱. فرج سرکوهی ۱۱۲. ملیحه سعادتمند ۱۱۳. سارا سعیدی ۱۱۴. مهدی سلیمی ۱۱۵. سمانه سوادی ۱۱۶. فرامرز سه دهی ۱۱۷. مهرداد سیدعسگری ۱۱۸. وحیده سیستانی ۱۱۹. جلیل شاه چشمه ۱۲۰. پویا شاه سیاه ۱۲۱. محمد شعبانی ۱۲۲. فاطمه شمس ۱۲۳. رضا شنطیا ۱۲۴. فرشته شوکتی ۱۲۵. مظاهر شهامت ۱۲۶. حامد شهیدی ۱۲۷. لیلا صادقی ۱۲۸. آرمان صالحی ۱۲۹. مانی صالحی علامه ۱۳۰. بابک صحرانورد ۱۳۱. مانی صفار ۱۳۲. مینا صفار ۱۳۳. علی صفار دستگردی۱۳۴. حسن صفدری (بیژن) ۱۳۵. علی صمد ۱۳۶. مونا طالشی ۱۳۷. رضا عباسی ۱۳۸. سکینه عرب نژاد ۱۳۹. آترا عظیمی ۱۴۰. آیدا عمیدی ۱۴۱. حسین مارتین فاضلی (نانام) ۱۴۲. منیژه فتحی ۱۴۳. آزاده فراهانی ۱۴۴. ابوالقاسم فرهنگ ۱۴۵. امیر قاضیپور ۱۴۶. پژمان قانون ۱۴۷. مهتاب قربانی ۱۴۸. مازیار قطره دریایی ۱۴۹. مهدی قلایی ۱۵۰. علی قنبری ۱۵۱. حمیدرضا قوچانی ۱۵۲. امیره کاظمی ۱۵۳. مهران کاظمی ۱۵۴. سعیده کشاورزی ۱۵۵. روزبه کمالی ۱۵۶. فتح الله کیاییها ۱۵۷. خالق گرجی ۱۵۸. الهام گردی ۱۵۹. میلاد گرگین ۱۶۰. محمد گنابادی ۱۶۱. علیرضا گودرزی ۱۶۲. پدرام محمدزاده ۱۶۳. فیروزه محمدزاده ۱۶۴. آزاده محمدی ۱۶۵. امیرمحسن محمدی ۱۶۶. شیدا محمدی ۱۶۷. غزال مرادی ۱۶۸. محمدامین مرئی ۱۶۹. حامد مصطفوی ۱۷۰. امیرحسین مصلی ۱۷۱. داریوش معمار ۱۷۲. مصطفی معماری نیا ۱۷۳. بیتا ملکوتی ۱۷۴. آرش منصور گرگانی ۱۷۵. سیدمهدی موسوی ۱۷۶. ایمان مومنی ۱۷۷. مرجان مهاجر ۱۷۸. علیرضا مهدوی ۱۷۹. صفیه مهدیان ۱۸۰. محمد مهدی پور ۱۸۱. اسماعیل مهرانفر ۱۸۲. حسین مهربانی حسینی ۱۸۳. میثم مهرنیا ۱۸۴. علی میرادی ۱۸۵. مجید میرزایی ۱۸۶. محمد میلانی ۱۸۷. آرش نصرت اللهی ۱۸۸. سهیل نصرتی ۱۸۹. مرتضا نوروزی ۱۹۰. علیرضا نوری ۱۹۱. اسماعیل نوشاد ۱۹۲. نیما نیا ۱۹۳. هنگامه هومانی ۱۹۴. مجتبی یکتا “.