کلمه شاپور احسانی راد، فعال کارگری، روز گذشته، توسط نیروهای امنیتی در محل کار خود بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.
به گزارش، اتحادیه آزاد کارگران ایران، دوشنبه ۷ مردادماه ۱۳۹۸، شاپور احسانی راد، فعال کارگری توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.
احسانی راد بعد از بازنشستگی با توجه به سطح نازل مستمری بازنشستگی از تاریخ ۶ اردیبهشت ماه در بخش سرایداری یک مجتمع مسکونی مشغول به کار شده بود که مأمورین امنیتی در همان محل وی را بازداشت کرده و به مکان نامعلومی منتقل کردهاند.
لازم به ذکر است که شاپور احسانی راد، نماینده اخراجی کارگران کارخانه پروفیل ساوه، از اعضای هیأت مؤسس شورای کارگری بازنشستگان تأمین اجتماعی و عضو هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران است.
این فعال کارگری پیشتر در تاریخ ۲۶ اردیبهشت ماه ۱۳۹۴ به علت نمایندگی کردن اعتراض کارگران لوله و نورد صفا که در پی عدم پرداخت ۵ ماه دستمزد صورت گرفته بود، تحت عنوان تحریک کارگران، بازداشت و ۵ خردادماه همان سال به همراه جعفر عظیم زاده محاکمه و به زندان مرکزی ساوه منتقل شد. وی نهایتاً در تاریخ ۲۰ خردادماه با قرار وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی به صورت موقت آزاد شد.
بر اساس حکم صادره از شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی ساوه در سال ۹۵، شاپور احسانی راد و جعفر عظیم زاده به اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور” و “تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی” هر کدام به ۱۱ سال حبس محکوم شدند.
این دو فعال کارگری نهایتا به موجب دادنامه صادره از شعبه هشت دادگاه تجدیدنظر استان مرکزی که در تاریخ ۱ خردادماه ۹۶ به آنان ابلاغ شد، از بابت اتهامات “اقدام علیه امنیت ملی” و “تبلیغ علیه نظام” تبرئه شدند.
درخواستی از زندانیان سیاسی جوان در حال اعتصاب غذا و بیمار در ایران!
رفقای جوانم؛ سپیده، مرضیه، ندا، آنیشا، عاطفه، ساناز، امیرحسین، امیر، اسماعیل، محمد، روح الله، سهیل، آتنا، آرش، سعید، مریم، پیمان، زینب و …
شما جزو بهترین ها و عاشق ترین های جنبش های اجتماعی امروز ایران هستید و باید هم روحیه تان را قوی نگاه دارید و هم بدنی سالم و خوش روحیه داشته باشید تا بتوانید محکم و استوار بر روی عقیده تان بایستید و برای آرمانهای انسانی تان مبارزه کنید. بدن ضعیف شما تنها مسئولان جنایت کار جمهوری اسلامی را خوشحال می کند. آنها آنچنان وقیح و خوار شده و در منجلاب بیعدالتیها و کثافت کاری خود درگیر شدهاند که اگر جلوی آنها جان هم دهید، اهمیتی نمیدهند و نمونه هایش را دیدهایم و خواهیم دید.
من به عنوان فردی با شما حرف میزنم که نزدیک به نیم قرن یعنی از سال ۱۳۵۰ در دوران پهلوی از وقتی که ۱۳ ساله بودم، خودم و خانواده ام درگیر مسایل زندان و شکنجه و آزار و اذیت دو رژیم استبدادی بوده و طعم تلخ این زخم ها و دردها را کشیدهام و با تمام وجودم با این شرایط زیسته ام. در حکومت اسلامی نیز نه تنها شش نفر از عزیزانم را از ما گرفتند، بلکه آسیب های بسیاری به دیگر اعضای خانوادهام و خودم زدند. من نیز پس از سی و نه سال مقاومت در جمهوری اسلامی، بلاخره مجبور شدم که خودم را در ۷ اسفند ۱۳۹۶ به تبعیدگاه ایرلند معرفی کنم و هماکنون درست پس از ۱۷ ماه، هم چنان در کمپ پناهندگان در گوشهای دور افتاده در ایرلند به سر میبرم و نه تنها از شرایط خودم، بلکه از شرایط شما و تمام مردم ایران، هر روز به شدت درد میکشم و روزی نیست که بدون یاد شما بتوانم سر کنم و آرام بخوابم، با این وجود سعی میکنم که در این دیار غربت نیز روحیهام را قوی نگاه دارم و خودم را توانمند کنم و راهم را برای دادخواهی در تبعید ادامه دهم.
عزیزانم، اطمینان داشته باشید که هماکنون وقت اعتصاب غذا نیست، آن هم به تنهایی و به این شکل و در این زمان که جنگ بین قدرتها بالای سر ماست و خبرها بیشتر حول آن مسایل می چرخد. دیگر قدرتها نیز به منافع اقتصادی و سیاسی خود میاندیشند و مساله شان به هیچ وجه رعایت حقوق بشر در ایران نیست. شما با اعتصاب غذا بدن خود را نیازمند دارو و درمان میکنید. اگر هم بر فرض محال به موقع به داد شما برسند که نمی رسند، اغلب شما را درمان نمی کند، بلکه این خفاشان دروغگو که به راحتی زندانیان سیاسی در ایران را انکار میکنند، با همان داروها شما را بیشتر کرخت و ضعیف و ناتوان و خفه می کنند. این را بدانید که سلامتی تک تک شما برای همگی ما بسیار مهم است، نه تنها برای خودتان و خانواده، بلکه برای جنبش نیز مهم است. ما برای ادامه ی مبارزه به عاشقانی جوان چون شما نیاز داریم و خیلی مهم است که بتوانید خودتان را توانمند و خوش روحیه و قوی نگاه دارید. میدانم که کار بسیار سختی است و جمهوری اسلامی به عمد میخواهد شما را و خانوادههای تان را خرد و ناتوان و خسته کند، ولی شما باید راهی بیابید که توان تان را دو چندان کنید و از وجود همدیگر انرژی بگیرید و به جای اینکه آنها بتوانند شما را زله کنند، شما باید آنها را زله و حقیر و ناتوان کنید.
میگویید چگونه، بگذارید کمی از تجربه ی زیسته ی خودم برای شما و خانوادههای تان بگویم. این که چگونه توانسته ام روحیه ی خودم و اطرافیان ام را با این همه زخم کاری بر تن و روانم قوی نگاه دارم. از همان سالهای به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی حمله به فعالان سیاسی و خانواده های ما شروع شد و از تیرماه شصت فعالان سیاسی چپ اعدام شده را خاورانی کردند، زیرا عزیزان ما به عنوان کمونیست حتی جایی در گورستان مسلمانها نداشتند. در نتیجه ما تعدادی از خانوادههای چپ ابتدا جلوی زندان ها و بعد در گورستان خاوران به هم نزدیک شدیم و به ویژه پس از کشتار زندانیان سیاسی در تابستان سال ۶۷، این نزدیکی ها بین ما خانوادههای چپ بیشتر شد و ما خانوادهها در طی این سال ها، به طور پیوسته به خاوران میرفتیم و به همین دلیل به «مادران و خانوادههای خاوران» معروف شدیم. ارتباط های ما روز به روز نزدیک و نزدیکتر شد و در غمها و شادی های هم شریک شدیم و فرزندان مان نیز با هم بزرگ شدند.
هرچند کشته شدن عزیزان ما و دیکتاتوری لجام گسیخته ی دهه ی شصت و نبود رسانهها و سکوت سازمان ملل و جامعه جهانی و غیره، من را مانند بسیاری از خانوادهها و زندانیان سیاسی باقیمانده فلج کرده بود و در گوشه ی خانهها یا زندان ها با خودمان زار زار می گریستیم، ولی در جلوی بچهها و جمع میخندیم و به همدیگر روحیه می دادیم. یادم نمیرود فیلم اشک ها و لبخندها یکی از فیلمهایی بود که در این شرایط به من و خانوادهام خیلی کمک کرد و شاید صد بار آن را به همراه فرزندانم دیده ام و شعرهایش را با هم میخواندیم و می رقصیدیم و روحیه می گرفتیم. وجود با قدرت مادرم نیز به من روحیه ی ایستادگی و مقاومت میداد و از او بسیار آموختم. من و بسیاری از ما «مادران و خانوادههای خاوران» از هر فرصتی استفاده میکردیم تا بتوانیم به خودمان و خانواده و دیگران روحیه و انرژی دهیم. سعی میکردیم علاوه بر اینکه در جمع همدیگر و حتی دیگر خانوادهها حضور یابیم و با آنها همراهی کنیم و در مراسم ها در خانه و در خاوران در کنار هم باشیم تا جلوی فراموشی آن جان های شیفته و جنایت های حکومت را بگیریم، گاهی نیز با همدیگر آواز می خواندیم، می رقصیدیم و همدیگر را شاد می کردیم. کسانی که از نزدیک با من بودهاند، میدانند که چقدر این مساله برایم مهم بود که هم به همدیگر عشق بورزیم و خودمان را شاد کنیم و هم خودمان را توانمند سازیم و در فعالیتهای مان جدی باشیم. مدام هم مورد اذیت و آزار و تهدید و بازجویی حکومت قرار می گرفتیم، ولی با انرژی دادن به همدیگر نمی گذاشتیم که این اذیت و آزارها روحیه ی ما را خراب کند. گاهی هم یک قدم به عقب می گذاشتیم و گاهی دو قدم به جلو میرفتیم و همواره هم حکومت از پیوستگی و ایستادگی ما وحشت داشت و دارد.
شاید باورتان نشود که چگونه فردی مانند من با این هم زخم و فعالیت جدی در برابر حکومت که در ایران مدام از جنایت های حکومت میگفتم و می نوشتم و همراه دائمی خانوادههای مختلف آسیب دیده برای دادخواهی بودم، میتوانستم در همان حال شادی کنم و برقصم و به دیگران شادی دهم. آری این چنین بودم و امیدوارم در آینده هم بتوانم این چنین باشم. این را کسانی که از نزدیک با من بوده اند به خوبی میدانند، در هر شرایطی که امکانپذیر بود، روی میز ضرب میگرفتم و میخواندم و همه را به رقص و پایکوبی و شادی تشویق میکردم و خودم نیز با تمام وجود می رقصیدم و به همدیگر شادی می بخشیدیم. همین روحیه ی قوی ما را به هم نزدیک کرده بود و حتی برخی از جوانها که حوصله شنیدن دردهای ما را نداشتند، با جان و دل کنار ما می ماندند و از دوستی با ما لذت میبردند و انرژی میگرفتند و حکومت نیز از همین قدرتمند بودن ما میترسید و وحشت می کرد.
عزیزانم با تجربهای که دارم، به شما نیز توصیه میکنم که به جای اعتصاب غذا، هر روز بلند شوید و با همدیگر بخوانید و برقصید. سعی کنید روحیه تان را به شدت حفظ کنید. ورزش های جمعی کنید. رقص های جمعی کنید، قاشق زنی کنید، آوازهای جمعی بخوانید و به خودتان و اطرافیان تان انرژی و روحیه دهید. البته ممکن است که برخی از شما در سلولهای انفرادی باشید، ولی در همان سلولها نیز به هر شکلی که میتوانید به خودتان روحیه و انرژی دهید و سعی کنید جسم و روان تان را سالم نگاه دارید.
هر کار انرژی دهنده و شادی بخشی که از دست تان بر میآید (غیر از شعار دادن که پرونده های تان سنگینتر شود) را انجام دهید تا مسئولان را زله کنید. بهموقع هم شعار خواهیم داد. اگر کنار زندانیان عادی هستید، آن ها را نیز تشویق کنید که با شما همراه شوند و از کنار شما بودن لذت ببرند و روحیه بگیرند. آنها زمانی به شما نزدیک میشوند که با روحیه و پر انرژی باشید و تن ضعیت و مریض شما آن ها را از شما دور می کند، شاید برای اراده ی شما احترام قایل شوند که حتماً می شوند، ولی تنها احترام شما را سالم و سرحال نگاه نمی دارد.
عزیزان، از شما تقاضا دارم که آگاهانه اجازه دهید که ما فعالان سیاسی و اجتماعی که در بیرون از زندان هستیم، برای آزادی شما و دیگر زندانیان سیاسی و بهبود شرایط زندان ها اقدام کنیم. شما و دیگر زندانیان سیاسی رسالت خود را به بهترین شکل ممکن انجام دادهاید و بر ماست که برای حمایت از شما گام هایی جدی برداریم.
از تمامی فعالان سیاسی و اجتماعی و گروهها و نهادهای ایرانی و بینالمللی حقوق بشری نیز تقاضا دارم که کاری جدی و فوری برای نجات جان زندانیان سیاسی در ایران کنیم. جان زندانیان سیاسی در ایران و حتی جان خانوادههای شان در معرض خطر جدی است و نباید رسیدگی به وضعیت زندانیان سیاسی و نقض حقوق بشر در ایران را تنها منوط به زمان رهایی از شر جمهوری اسلامی کرد. عزیزان ما باید هر چه زودتر و بدون قید و شرط آزاد شوند، شرایط زندان ها باید هر چه زودتر بهبود یابد و بازداشت های گسترده و شکنجه و اعدام زندانیان در ایران متوقف شود. سربلند و پیروز باشیم
منصوره بهکیش هفتم مرداد ۱۳۹۸
زندانیان سیاسی زن بار دیگر در زندان قرچک ضرب و شتم شدند
روز دوشنبه ۸ مردادماه ۹۸، در پی بروز درگیری در زندان قرچک ورامین به تحریک مقامات زندان یاسمن آریانی، ندا ناجی، عاطفه رنگریز و سپیده قلیان زنان سیاسی این زندان، توسط زندانیان جرائم عادی مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.
یاسمن آریانی، فعال مدنی بازداشتی در زندان قرچک ورامین عصر روز گذشته توسط زندانیان جرائم عادی مورد ضرب و شتم قرار گرفت. این درگیری به تحریک مسئولین بهداری زندان و پس از انتقال صبا کردافشاری به حالت ناهوشیار به بهداری زندان صورت گرفت. از سوی دیگر ندا ناجی و عاطفه رنگریز از بازداشت شدگان روز جهانی کارگر و سپیده قلیان از متهمین پرونده اعتراضات هفت تپه نیز در ادامه این درگیری توسط زندانیان جرائم عمومی مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند. همچنین صباکردافشاری، یاسمن آریانی، منیره عربشاهی و مژگان کشاورز صبح امروز در اعتراض به عدم امنیت جانی، در مقابل دفتر زندان دست به تحصن اعتراضی زدند. یک منبع مطلع از وضعیت این زندانیان به گزارشگر هرانا گفت: این درگیری در پی آن رخ داد که حوالی ساعت ۷ عصر روز گذشته صبا کردافشاری دچار ضعف جسمی شدید شده و به دلیل تعلل مسئولین در انتقال وی به بهداری وضعیت وی بدتر شد. پرستار بدون برانکارد و فشارسنج جهت سرکشی به داخل بند آمده و نهایتا صبا بدون برانکارد و در داخل پتو به بهداری زندان منتقل شده و توسط پرستار “خانم تیموری” و پزشک بهداری “خانم حامدیزدان” مورد توهین و برخورد بسیار بد قرار گرفته است. وی ادامه داد: در ادامه، این موضوع به درگیری لفظی با یاسمن آریانی انجامید که با تحریک مسئولین بهداری خانم آریانی توسط زندانیان جرائم عادی مورد ضرب و شتم قرار گرفت که موجب آسیب دیدن وی از ناحیه گونه، صورت و کوفتگی در دست راست و هر دو پا شده است. در ادامه این موضوع صبا کردافشاری به دلیل ضعف جسمی، فشارهای وارده و عدم رسیدگی به موقع بی هوش شد. نهایتا پزشک زندان به صبا آمپول و سرم تزریق کرده و پس از چند ساعت وی را مجددا به بند بازگرداندند. به گفته این منبع مطلع برخورد با زندانیان و متهمین سیاسی و عقیدتی توسط مسئولین زندان علی الخصوص مسئولین بهداری بسیار نامناسب بوده است و پرستار و پزشک جهت این برخوردها از رئیس بهداری، دکتر هوشیار دستور میگیرند. یکی از اعضای خانواده این زندانیان به گزارشگر هرانا گفته است: فرزندان ما بارها به تحریک زندان بانان و مسئولین زندان مورد حمله زندانیان دیگر قرار میگیرند. زندانیان معتاد به مواد مخدر زیادی در بند هستند که کماکان مواد مصرف می کنند. بسیاری از آنان مدعی می شوند که به بیماری هپاتیت و ایدز مبتلا هستند و در کنار زندانیان دیگر و زندانیان سیاسی و عقیدتی نگهداری می شوند. در کنار عدم امنیت جانی به دلیل ضرب و شتم، این نگرانی نیز وجود دارد که بیماری آنها در درگیری های فیزیکی به این متهمین منتقل شود. در پی این درگیری و در اعتراض به عدم امنیت جانی، صبح امروز صبا کردافشاری، یاسمن آریانی، منیره عربشاهی و مژگان کشاورز در مقابل دفتر زندان دست به تحصن اعتراضی زدند. کمتر از یک ساعت پس از این تحصن، رئیس بندها “خانم میرزایی” که روز گذشته به این سمت منصوب شده است به همراه محمدی رئیس زندان و معاونین خود در دفتر زندان با منیره عربشاهی و مژگان کشاورز ملاقات کرده و با تامین فشارسنج و برانکارد اختصاصی برای هر بند و همچنین قول پیگیری محل نگهداری زندانیان مبتلا به بیماری های خطرناک از آنها خواستند که به تحصن خود پایان دهند و تا روز دوشنبه صبر کنند.
همچنین در ادامه درگیری های روز گذشته این زندان، ندا ناجی، عاطفه رنگریز و سپیده قلیان نیز به تحریک مسئولین و توسط یک زندانی که به تازگی از بیمارستان روانپزشکی امین آباد به بند ۶ این زندان منتقل شده است مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. جمال عاملی همسر ندا ناجی در صفحه شخصی خود ضمن اشاره به این موضوع و انتقال عاطفه رنگریز به بهداری زندان نوشته است: هر اتفاقی برای عزیزان ما در زندان قرچک بیافتد مسئولیت مستقیمش با مسئولین قوه قضاییه از بازپرس شعبه ۷ که دستور انتقالشان را به قرچک داده تا دادستان تهران و بالاترین مقام قضایی کشور خواهد بود که عامدانه قانون تفکیک جرائم را زیر پا گذاشته و آن را اجرا نمیکنند.
لازم به ذکر است این زندانیان پیش از این نیز بارها به تحریک مسئولین زندان توسط زندانیان دیگر مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند. به عنوان مثال یاسمن آریانی در روزهای پایانی تیرماه توسط یک زندانی متهم به جرایم خشن مقابل فروشگاه این زندان مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود. روز شنبه ۱۵ تیرماه ۱۳۹۸ نیز جمال عاملی از ضرب و شتم ندا ناجی توسط زندانیان جرایم عادی و پرسنل زندان قرچک خبر داده بود. جمال عاملی طی یادداشتی در حساب شخصی خود در توییتر نوشته بود: ندا طی ۲۴ ساعت گذشته در زندان قرچک ورامین یک بار توسط یکی از زندانیان جرایم عادی و یک بار دیگر توسط پرسنل زندان مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. وی پس از این اتفاق به بهداری زندان منتقل شده و به خاطر ضربهای که مامورین زندان به سرش وارد کردند برای چند ساعت به تاربینی دچار شده است. جان ندا ناجی و عاطفه رنگریز در زندان قرچک در خطر است.
بازداشت یاسمن آریانی، به روز چهارشنبه ۲۱ فروردینماه ۹۸ بازمیگردد، او در این تاریخ توسط مامورین نیروی انتظامی بازداشت و به بازداشتگاه وزرا در تهران منتقل شده بود. وی به همراه مادرش منیره عربشاهی که یک روز بعد از فرزندش بازداشت شد هم اکنون در بند ۵ زندان قرچک ورامین که عمده ساکنین آن را اتباع خارجی تشکیل میدهند به سر میبرد. روز شنبه ۱۱ خردادماه ۹۸ نیز، صبا کردافشاری، زندانی سیاسی سابق توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. وی از تاریخ ۱۱ تیرماه جهت ادامه بازجویی از زندان قرچک ورامین به بازداشتگاه اطلاعات سپاه در زندان اوین موسوم به بند ۲-الف منتقل شده و اواخر ماه گذشته مجدداً به زندان قرچک بازگردانده شده است. راحله احمدی، مادر صبا کردافشاری نیز در تاریخ ۱۹ تیرماه بازداشت و روز یکشنبه ۲۲ خردادماه با تودیع قرار وثیقه ۷۰۰ میلیون تومانی به صورت موقت از زندان آزاد شد. ندا ناجی و عاطفه رنگریز در تاریخ ۱۱ اردیبهشتماه ۱۳۹۸، همزمان با روز جهانی کارگر بازداشت و نهایتا به زندان قرچک ورامین منتقل شده اند. پرونده پرونده ندا ناجی، پس از ۹۰ روز بازداشت به تازگی به دادگاه انقلاب ارجاع شد و قرار است تا آخر هفته جاری تعیین شعبه شود. سپیده قلیان از متهمین پرونده اعتراضات هفت تپه نیز در تاریخ ۳۰ دی ماه سال گذشته بازداشت و تاکنون در زندانهای سپیدار اهواز، زندان اوین و زندان قرچک ورامین نگهداری شده است. وی از روز سه شنبه ۱ مردادماه ۹۸، در اعتراض به جابجایی های متعدد وی بین زندان های مختلف و همچنین رفتار نامناسب مسئولین با خود و پدر و مادرش دست به اعتصاب غذا زده است. جلسه رسیدگی به اتهامات مطروحه علیه سپیده قلیان و دیگر متهمین پرونده اعتراضات هفت تپه در تاریخ ۱۲ مردادماه سال جاری برگزار خواهد شد.
لیلا هم دستگیر شد. سپیده اعتصاب غذای خشک کرده و دیگر جان حرکت کردن ندارد، ولی کسی حاضر نیست به مطالباتش پاسخ دهد. امیرحسین حدود سه هفته است که در اعتصاب غذاست و در معرض انواع آسیب های غیرقابل جبران است. ساناز هم وضعیت مناسبی ندارد. ندا هم با سپیده عملاً متحد شده، همانطور که سپیده با امیرحسین و ساناز. آنیشا هم در انفرادی و بازجویی تحت فشار است و از او قول همکاری می خواهند. اعضای ندای زنان ایران هم دائما دستگیر و احضار می شوند. نمونه های دیگری هم می توانم بگویم. اما تصویر وضعیت این روزهای ما به خوبی نشانگر این است که در موج سرکوب وسیع به سر می بریم! وضعیت سخت است و ما باید در صخرههای سخت، ریشه های سخت بدوانیم. راحت طلبان و میانهرو ها در این راه خرد خواهند شد!
حال می شود حمایت از این افراد را فرقه ای کرد، آلوده به مسابقات محفلی کرد، تفرقه انداخت و هزار روش و داستان دیگر برای جلوگیری از اتحاد و تجمیع نیرو. می شود به بهانه ی داشتن نقد (آخر عده ای در زمان دستگیری تازه یاد انتقاد می افتند) افرادی را بایکوت خبری کرد. می شود به بهانه ی انتقاد به فعالیت در فضای مجازی، نشست و حداقل کارها را هم نکرد و در کنارش ژست پراتیسین هم حفظ کرد. می شود دیگران را نصیحت کنیم که اگر آن ها هم کنشگری داشته باشند به همین روز می افتند پس بهتر است بنشینند سرجایشان و با خودشان تمرین ایدئولوژیک کنند. و چه دورانی شود وقتی که ما برای بدیهی ترین کارها وقت نداشته باشیم! خلاصه که در برخورد با مسئله سرکوب، زیرکی های کوچک و ابلهانه کم ندیده ام. بزرگترین خطر این است که در انتظار امیدهای بزرگ بنشینیم. امروز باید حمایت از بازداشتی ها بهانه ای برای اتحادهای بیشتر شود. نه از سر همسایه دوستی بلکه از سر درک منافع طبقاتی مشترک. از سر اینکه نباید زانو بزنیم و نمیخواهیم بازیچه باشیم. رویداد های ضروری و دوردست را همین امروز باید بازشناسی کنیم. باید در راستای تیزتر کردن دید خودمان وضعیت آینده را پیشبینی کنیم، برای آن آماده باشیم و آماده کنیم. ما جانوران رامِ خانگی نیستیم. این موج دستگیری پس از اعتصابات هفت تپه و فولاد، پیش درآمدی برای دستگیری های بیشتر است؟ تجمع روز جهانی کارگر یک نمونه بوده است. آیا باید منتظر نمونه های بعدی باشیم؟ نه من فکر میکنم تعرض، بهترین دفاع است. البته که پس از موج سرکوب عدهای به زعم خودشان پنهان شدند، یواشکی شدند، مترجم غیرسیاسی شدند، هنرمند نرم و نازک شدند، با ادب و نهایتاً حاشیننشین شدند. هر بلایی هم از فعالان میدانند و دنبال پاک کردن گناهان هستند!
خانوادهآهای بازداشتیها را نباید تنها گذاشت. نه به این دلیل که باید برای مادر فلان کس دلسوزی کنیم و در مقابل پدر مستاصل فلان بازداشتی احساس گناه کنیم که اگر پدر یا مادر ما جای آنان بود چه میشد؟ مسئله نه به وجدان ربطی دارد، نه به روش فعلان حقوق بشری ربطی دارد و نه همدردی و واکنش کوتاه مدت می طلبد. این موج سرکوب آمده است تا طبقه کارگر را مجبور به عقب نشینی کند. تا دست روی نیروی ترس حامیان این طبقه بگذارند. تا از سر استیصال خودی نشان بدهند! پس به زور سیاست زدایی نکنیم. خانواده را در موقعیت گدای ترحم و دلسوزی قرار ندهیم! خانواده ها اغلب از روش های پلیس مخفی و نیروهای سرکوب دولتی بی اطلاع هستند و باید در این زمینه آگاه سازی صورت گیرد. از انواع صحنه سازی و فاز ارعاب در امر خبررسانی و… زیرا که نیروهای امنیتی معمولا از طریق خانواده بازی های روانی تاثیرگذاری علیه فرد بازداشتی و دوستانش راه می اندازند. به هر صورت آنها حرفِ زور را در بسته بندی کادو شده تحویل خانواده می دهند و خانواده هم تحویل دیگران!
حالی میخواهید به این بگویید نوشته ای از روی خشم، رحم، دلسوزی، کینه، غم یا هرچیز دیگری برایم اهمیتی ندارد. این روزها به جایی رسیده ام که دیگر اخلاقیات و ابراز احساسات برایم اهمیت چندانی ندارد، مسئله این است که بار سنگین یک جنبش جهانی روی دوش همه ی ماست. بدهکاری اخلاقی و ذهنی در کار نیست. در آخر اگر برای کم کاری هایمان هنوز احساس گناه می کنیم و برای حمایت از بازداشتی ها همچنان نیاز به انگیزه داریم، نمیدانیم که باید چکاری کنیم، افسردگی داریم، زندگی سخت شده است و از این بهانه ها، بهتر است ابتدا در ریشه هایمان و عمق فرومایگی نهفته در وجودمان یک مواجهه حقیقی داشته باشیم. ما قربانی های زبان بسته نیستیم و سر ستیز با آسایش طلبان، خودبینان و خستگان داریم. ما نه تماشاگر هستیم و نه داور بازی! برای آزادی فوری و بی قید و شرط لیلا حسین زاده (ها)، بازداشتی های روز جهانی کارگر، زندانیان هفت تپه، فعالین ندای زنان ایران و دیگر فعالان ترقی خواه، متحد شویم و متحد کنیم. جلوی این موج سرکوب را با آتش فشانی از حمایت و اعتراض مداوم باید گرفت. به امید برپاکردن آرمان هایمان بر روی زمین! این همان چیزیست که ما را به وجد می آورد.
گلگشت کارگران و فعالین کارگری سنندج در حمایت از کارگران زندانی و اخبار کارگری طی ۲ روز گذشته
گلگشت کارگران و فعالین کارگری سنندج در حمایت از کارگران زندانی و بازداشت شدگان اول ماه مه
به گزارش سندیکای کارگران شرکت نیشکر هفت تپه، امروز دوشنبه هفتم مرداد ۹۸، جمع کثیری از کارگران و فعالین کارگری و مدنی شهر سنندج اقدام به گلگشتی در حمایت از کارگران زندانی و بازداشت شدگان اول ماه مه ۹۸ در اطراف شهر سنندج نمودند.
این مراسم با یک دقیقه سکوت به یاد تمامی جانباختگان راه رهایی طبقه کارگر آغاز گردید و با سرود انترناسیونال، مارش بین المللی کارگران شکسته شد. سپس بیانیه ی حمایت از این عزیزان و محکوم کردن ادامه بازداشت و تعقیب کارگران و فعالین کارگری و مدنی توسط یکی از حاضرین قراعت گردید. در ادامه یکی دیگر از شرکت کنندگان سرود «کارگریم، زحمتکشیم» را با صدای رسا، به کارگران و زندانیان دربند تقدیم نمود. مراسم در میان شوروشوق حاضرین به پایان رسید.
لازم به ذکر است که قبل از برگزاری مراسم، نیروهای لباس شخصی و اطلاعاتی با چندین ماشین و دهها نفر نیرو، اطراف محل برگزاری را محاصره کرده و سد راه کسانی که شده بودند که میخواستند به مراسم بپیوندند. به همین علت دهها نفر موفق نشدند به این حرکت اعتراضی بپیوندند. در اینجا لازم است که از همه عزیزانی که نتوانستند به این حرکت بپیوندند، نهایت تشکر و قدردانی را داشته باشیم.
تجمع کارگران خطوط ابنیه فنی راهآهن احمدآباد و سیرجان
جمعی از کارگران خطوط ابنیه فنی راه آهن احمدآباد و سیرجان روز گذشته ۵ مرداد و امروز یکشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۸، در اعتراض به ۳ ماه حقوق معوقه خود، دست به تجمع و اعتصاب زدند.
شماری از کارگران خطوط ابنیه فنی راهآهن نواحی احمدآباد رفسنجان و سیرجان هرمزگان به عدم پرداخت معوقات مزدی خود اعتراض کردند.
منابع کارگری در خطوط ابنیه فنی راهآهن گفتند: گروهی از کارگران نگهداری از خطوط راهآهن نواحی احمدآباد و سیرجان که تحت مسئولیت یکی از شرکتهای پیمانکاری راهآهن مشغول کارند، دیروز و امروز (۵ و ۶ مرداد ماه) به عدم پرداخت معوقات مزدی خود اعتراض کردند.
به گفته این کارگران؛ پرداخت مطالبات مزدی آنها دو تا سه ماه (اردیبهشت، خرداد و تیر ماه ۹۸) به تاخیر افتاده و درخواست آنها تسریع در پرداخت حداقل بخشی از معوقات مزدی است. آنها از عملکرد بخش خصوصی نیز رضایت ندارند.
به گفته آنها، مشکلات کارگران خطوط ابنیه فنی از ۴ تا ۵ سال قبل زمانی آغاز شد که این بخش زیر بنایی راهآهن به بخش خصوصی واگذار شد و آنها از آن زمان تاکنون با مشکلات مختلفی روبهرو هستند و طی این مدت به دلیل بیتوجهی مسئولان نه تنها وعدهها هنوز بیعمل مانده که بر مشکلات افزوده نیز شده است.
این گروه از کارگران اظهار داشتند: بخشهای زیربنایی همچون امور تعمیر و نگهداری راهآهن قابل واگذاری نیستند و اساسا باید منابع مالی نگهداری از آن از بودجه جاری راه آهن تامین شود.
این کارگران که در خطوط ریلی راهآهن ناحیه زاگرس به عنوان نگهدارنده و تعمیرات مشغول کارند، اظهار داشتند: چند سالی هست که وضعیت شغلی و پرداخت مطالبات مزدی مشخصی نداریم. لطفا مسئولان چارهاندیشی کنند.
تجمع کارگران خط ابنیه و فنی راه آهن بندر عباس
امروز دوشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۸، جمعی از کارگران خط ابنیه و فنی راه آهن بندر عباس در اعتراض به چند ماه حقوق معوقه خود، در مسیر راه آهن، تجمع و اعتصاب کردند.
تجمع کارگران کارخانه قند فسا
روز یکشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۸، جمعی از کارگران کارخانه قند فسا در اعتراض به ۳ ماه حقوق معوقه خود، مقابل فرمانداری فسا، تجمع کردند.
فرماندار ویژه فسا اعلام کرد: مدیران کارخانه قند فسا وعده پرداخت حقوق معوقه فروردین و اردیبهشت ۹۸ کارگران را داده اند.
سلیمان کرمی فرماندار فسا، یکشنبه اظهار داشت: طی هماهنگی که روز گذشته با مسئولان کارخانه قند فسا صورت گرفت، مقرر شد حقوق معوقه فروردین و اردیبهشت ۹۸ کارگران تا سه شنبه ۸ مردادماه پرداخت شود.
وی ادامه داد: در حال حاضر کارخانه قند فسا به دلیل تعمیرات تعطیل است و مانده حقوق خرداد و تیرماه کارگران در روزهای آینده پرداخت خواهد شد.
به گفته کارگران تا پیش از واگذاری این کارخانه به بخش خصوصی، کارگران از امنیت شغلی و حمایت بیشتری برخوردار بودند.
دی ماه سال ۹۵ این کارخانه به بخش خصوصی واگذار شد.
کارگران کارخانه قند فسا از توابع استان فارس که گفتند وعده های مالک این کارخانه مبنی بر پرداخت معوقات محقق نشده است، شنبه ششم مرداد ۹۸ برای پنجمین بار در این سال اقدام به مراجعه دسته جمعی به فرمانداری فسا کردند.
پرداخت نشدن حقوق کارگران در ۴ ماه گذشته از جمله مواردی بود که این کارگران عنوان کردند.
این کارگران با همین هدف و خواسته بارها به فرمانداری شهرستان فسا رفته اند که تاریخهای ۲۸ فروردین، ۹ تیر، ۲۰ و ۲۱ تیر ماه و ششم مرداد ۹۸ بوده است.
یکی از کارگران این کارخانه گفت: با وساطت معاون فرماندار شهرستان فسا یک ماه از حقوق کارگران در تیرماه پرداخت شد و مالک کارخانه قول داد که ۳۱ تیرماه نیز حقوق اردیبهشت و خردادماه را واریز کند اما به قول خود عمل نکرد.
مرتضی شیخ نیا مسئول روابط عمومی کارخانه قند فسا هم گفت: در این کارخانه ۲۶۰ نفر کارگر مشغول به کار هستند که ماهیانه برای پرداخت دستمزد آنها به بیش از یک میلیارد و دویست میلیون تومان منابع مالی نیاز است.
او توضیح بیشتری درباره دلایل پرداخت نشدن پول کارگران نداد.
هر بار با تجمع کارگران کارخانه قند فسا مقابل فرمانداری این شهرستان، جلسات با حضور مسئولان این شهرستان، مالک کارخانه و نماینده کارگران برگزار می شود و مالک کارخانه قول هایی می دهد.
معوقات مزدی کارگران کارخانه داماش گیلان
کارگران کارخانه آب معدنی داماش از تصمیم کارفرما برای فروش ۲۰ خودرو کامیونت حمل بار این واحد تولیدی با هدفِ پرداخت مطالبات عقب مانده کارگران، ابراز نارضایتی کردند.
کارگران آب معدنی داماش با بیان اینکه در مدت زمانی که در این کارخانه مشغول به کار هستیم، علیرغم چندین ماه مزد معوقه، زیانهای مالی و روحی زیادی را برای نگهداری این کارخانه هم متحمل شدهایم، افزودند: سالهاست با تلاش شبانهروزی توانستهایم با افزایش مشکلات اقتصادی کشور فعالیت تولیدی کارخانه را حفظ کنیم اما اخیرا کارفرما قصد دارد برای پرداخت مطالبات عقب مانده کارگران و خرید چند دستگاه ماشین آلات، ۲۰ کامیونت از مجموع ۳۳ کامیونت حمل بار کارخانه را به فروش برساند.
این کارگران در ادامه با اشاره به اینکه پایان هفته گذشته اعضای هلدینگ گروه ملی به همراه مدیر عامل و چند تن از مسئولان شهرستان رودبار برای بررسی وضعیت کارخانه آب معدنی داماش به منطقه خوش آب و هوا و ییلاقی داماش آمده بودند، افزودند: علیرغم وعده های داده شده برای راه اندازی خطوط جدید، حضور این تعداد مسئول هیچ نتیجهای برای وصول مطالبات عقب مانده کارگران در پی نداشته است.
به گفته این کارگران، ماه گذشته (تیر ماه) گروهی از همکاران آنها در اعتراض به دست کم سه ماه معوقات مزدی تجمع برگزار کردند که نتیجه این اعتراض سه روزه پرداخت یک ماه و نیم از کل مطالبات کارگران بوده است.
به گفته آنها، این واحد تولیدی دارای بهترین و پیشرفته ترین ماشین آلات تولیدی برای تولید آب معدنی است و تعداد ۴۰ کارگر همزمان با این دستگاهها مشغول کارند و این نگرانی وجود دارد که با فروش این خودروها که هر کدام زمینه اشتغال حداقل دو نفر را فراهم می کند زمینه اشتغال و امنیت شغلی کارگران شاغل به خطر بیافتد.
تجمع فرهنگیان بازنشسته برای دومین روز متوالی مقابل سازمان برنامه و بودجه
روز یکشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۸، جمعی از فرهنگیان بازنشسته در تهران برای دومین روز متوالی در اعتراض به عدم پرداخت پاداش پایان خدمت خود، مقابل سازمان برنامه و بودجه، دست به تجمع اعتراضی زدند.
دیروز (۶ مرداد) بازنشستگان فرهنگی ۹۷ مقابل سازمان برنامه و بودجه تجمع کردند. آنها که روز گذشته نیز در همین مکان حاضر شده بودند، خواستار پرداخت پاداش پایان خدمت خود هستند و گفتند: تاخیر در پرداخت مطالبات بازنشستگان، زندگی آنها را با دشواری مواجه میسازد.
از قرار معلوم، امروز معاون سازمان برنامه و بودجه در جمع معترضان حاضر شده و توضیحاتی ارائه داده است؛ بازنشستگان در این رابطه گفتند: نباید بار کمبود بودجه دولت بر دوش بازنشستگان بیفتد؛ آن هم معلمان بازنشسته که سی سال کار تعلیم تربیت دانشآموزان مملکت را برعهده داشتهاند.
آنها معتقدند؛ هر روز تاخیر، قدرت خرید مطالبات را کاهش میدهد و بازنشسته از این لحاظ متضرر میشود.
تعدیل ۱۴ نفر از کارکنان شرکت آتیلا ارتوپد در سنندج
۱۴ نفر از نیروهای واحد تولیدی شرکت آتیلا ارتوپد در سنندج تعدیل شدهاند.
بر اساس این گزارش، سال ۹۷ شرکت آتیلا ارتوپد در نامهای به وزیر بهداشت، با اشاره به محصولات تولیدی شرکت، درخواست کرد با ممنوعیت واردات اقلام مشابه تولیدی آنان، از محصولات شرکت آتیلا ارتوپد حمایت شود.
با گذشت چندین ماه از ارائه درخواست یادشده هنوز خبری رسمی مبنی بر انجام اقدامی عملی در پاسخ به این درخواست منتشر نشده و حالا خبر رسیده که شرکت یاد شده، تعدیل نیرو داشته است.
در ادامه روند تعدیل نیرو، بار دیگر در روزهای اخیر ۱۴ نفر از نیروهای واحد تولیدی شرکت آتیلا ارتوپد در سنندج تعدیل شدهاند و این نگرانی به وجود آمده که در صورت عدم حمایت دولت از این واحد تولیدی در کردستان، روند یادشده تداوم داشته باشد.
معوقات مزدی کارگران سیمان کارون
جمعی از کارگران سیمان کارون در نامه ای سرگشاده به حسن روحانی از چندین ماه حقوق معوقه خود خبر دادند. کارگران سیمان کارون در نامهای سرگشاده خطاب به رئیسجمهور، به بیان دغدغهها و مطالبات خود پرداختند.
کارگران سیمان کارون در نامهای سرگشاده خطاب به حسن روحانی، رئیسجمهور به بیان مطالبات خود پرداختند و دغدغههای طبقه کارگر را مطرح کردند.
در این نامه آمده است: «حق مسلم ما کارگران سیمان کارون فقط پرداخت حقوق نیست؛ حق مسلم ما آن است که سرنوشت کارخانه سیمان کارون را از نظر تولید و سربلندی در عرصه صنعت به روزگار قبل بازگردانیم . حق مسلم ما آن است که حداقل از یک زندگی معمولی، شرافتمند و بیدغدغه توأم با آسایش و آرامشِ خاطر بهرهمند باشیم و نانآور هیچ خانوادهای شرمنده همسر و فرزندانش نباشد. حق مسلم ما آن است که فرزندان ما نگران کسب و کار پدر خانواده خود نباشند و یک زندگی بانشاط ساده و شرافتمند خانوادگی، آرزویی دست نیافتنی نباشد.»
کارگران در ادامه نامه از اینکه عدهای حقوق های چند ده میلیونی میگیرند آن هم در شرایطی که کارگران، حقوق های معوقه دارند، انتقاد کردند و خواستار برآورده شدن حقوق قانونی خود شدند.
مرگ یک کارگر در سنندج
صبح دیروز انفجار کمپرسور هوا در یک تعمیرگاهی در سنندج به مرگ یک شاگرد مکانیک انجامید.
در جریان این حادثه که در شهرک مولوی سنندج رخ داد، شاگرد مکانیک ۲۰ ساله جان خود را از دست داد.
از قرار معلوم، نیروهای امدادی به محل حادثه اعزام شدند و پس از یک عملیات امداد و نجات چند ساعته، جسد متوفی را از تعمیرگاه خارج و به پزشکی قانونی انتقال دادند.
مرگ یک کارگر در اصفهان
به گزارش میزان، محمدرضا خدادوست گفت: “در پی گزارش مرکز فوریتهای پلیسی ۱۱۰ مبنی بر مصدومیت کارگر ۴۷ سالهای در یک کارگاه سیمان کاری، بلافاصله گشت کلانتری ۲۴ به همراه تیمهای امدادی به محل مورد نظر اعزام شدند”.
وی افزود: “ماموران پس از حضور در محل مشاهده کردند، کارگر ۴۷ سالهای حین جابه جایی دستگاه تراش بر اثر بی احتیاطی دچار سانحه شده و دستگاه تراش به سینه وی برخورد کرده است”.
این مقام انتظامی با اشاره به اینکه کارگر مصدوم به علت شدت جراحات وارده در بیمارستان فوت میکند، بیان داشت: “جسد متوفی برای اقدامات قانونی به پزشکی قانونی منتقل شد”.
تجمع اعتراضی مالکان خودرو در اروند
امروز دوشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۸، جمعی از مالکان خودرو در اروند در اعتراض به عدم ترخیص خودروهایشان، مقابل سنتاب اداره بندر و دریانوردی خرمشهر، دست به تجمع اعتراضی زدند.
۲۲۷ دستگاه خودروی وارداتی به منطقه آزاد اروند مدت ۱۸ ماه است که در گمرک این منطقه متوقف شده و اجازه ترخیص به آنها داده نمی شود.
این خودروهای وارداتی از سال ۱۳۹۶ تاکنون در پارکینگ گمرک منطقه آزاد اروند دپو شده و مالکان آنها طی این مدت بارها برای ترخیص خودروی خود اقدام کرده و دست به تجمع زدند اما این اقدام آنها تاکنون نتیجه ای در بر نداشته و خودروهای مذکور به دلیل نگهداری در شرایط نامناسب در زیر نور آفتاب ، باران و هوای شرجی منطقه دچار آسیب شده اند.
بنا به این گزارش بیش از ۶۰ نفر از مالکان خودروهای اروندی که خودروی آنها از گمرک خرمشهر ترخیص نشده روز دوشنبه برای چندمین بار مقابل درب سنتاب اداره بندر و دریانوردی خرمشهر تجمع کردند و مانع ورود کامیون های کالا به این بندر شدند.
مالکان خودروهای مذکور در اعتراض به ترخیص نشدن ۱۸ ماهه خودروهای خود درب ورودی اداره بندر و دریانوردی خرمشهر را بستند و اجازه ورود کامیون های حامل کالاهای صادراتی و وارداتی به این بندر را ندادند.
تجمع اهالی روستای نصرآباد استان یزد
به گزارش انصاف نیوز، امروز دوشنبه ۷ مردادماه ۱۳۹۸، جمعی از اهالی روستای نصرآباد استان یزد در اعتراض به بازداشت معترضان به زمین خواری، مقابل فرمانداری شهرستان تفت، تجمع کردند.
این افراد در تجمع خود پلاکاردی در دست گرفتند که روی آن نوشته شده بود: “می دانیم، می فهمیم، ولی سکوت کرده ایم. یا جلوی زمین خواری را بگیرید. یا کسانی را که زندانی هستند، آزاد کنید، یا این چند نفر باقیمانده را هم بگیرید و راه را برای زمین خواران هموار کنید”.
تجمع غرفه داران جزیره کیش
به گزارش ایران اینترنشنال، امروز دوشنبه ۷ مرداد ۱۳۹۸، گروهی از غرفه داران جزیره کیش در اعتراض به قوانین جدید گمرکی، مغازه های خود را تعطیل کردند و با تجمع مقابل ساختمان سازمان منطقه آزاد کیش، خواستار استعفای مدیر عامل این سازمان و لغو قانون جدید گمرکی در این منطقه آزاد شدند.
بازداشت کوتاه مدت تجمع کنندگان حامی حیوانات
روز یکشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۸، جمعی از حامیان حقوق حیوانات در مقابل استانداری تهران واقع در میدان آرژانتین در اعتراض به کشتار سگ ها در اخترآباد دست به تجمع اعتراضی زدند. با ورود نیروی انتظامی به این تجمع و به خشونت کشیده شدن آن، جمعی از شرکت کنندگان بازداشت و پس از ساعاتی آزاد شدند.
بر اساس گزارشهای رسیده از شاهدان حاضر در تجمع، نیروهای انتظامی با ورود به این تجمع اعتراضی آن را به خشونت کشانده و تعدادی از شرکتکنندگان را بازداشت کردند. گفته میشود که این افراد ساعاتی بعد پس از دادن تعهد آزاد شدند.
تجمع این شهروندان در اعتراض به جمعآوری و رها کردن سگها در اخترآباد و کشتار شماری از آنها توسط شهرداری بوده است.
حیوان آزاری یکی از انواع بداخلاقی های اجتماعی و بزه کاری محسوب می شود. در سالهای اخیر فعالیتهایی انجام شده تا حیوان آزاری، جرمانگاری شده و به حیطه جرایم وارد شود. حیوان آزاری به اشکال متعددی نمود پیدا می کند؛ از درگیر کردن حیوانات با یکدیگر تا ضرب و جرح فیزیکی، زندانی کردن و نگهداری حیوانات در مکان های نامناسب که همگی در این قالب می گنجد با این تفاوت که در پاره ای از اوقات ضریب و سطح خشونت در این امر بسیار بارز و مشهود است و در برخی موارد نیز کمرنگ و نامحسوس به نظر می رسد.
اما هر آنچه است اختلالات روحی، روانی و رفتاری انسان وجه اشتراک تمامی حیوان آزاری ها به شمار می رود که با شدت و ضعف هایی بروز می یابد.
«نان، کار، آزادی» در ۱۲ مرداد ماه ۹۸ محاکمه می شود!
در آستانه ی محاکمه ی اسماعیل بخشی و سایر بازداشت شدگان اعتراضات هفت تپه که قرار است روز دوازده مرداد ماه انجام شود، سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه اطلاعیه ای منتشر کرده است. در این اطلاعیه که روز دوشنبه انتشار آمده، تاکید شده است که محاکمه ی فعالان کارگری بازداشت شده ی هفته تپه محاکمه ی «نان، کار و آزادی» است و چنین محاکمه ای از سوی کارگران نه فراموش می شود و نه بخشیده خواهد شد. متن این اطلاعیه را در زیر می خوانید:
کارگران و مردم زحمتکش؛ همان طور که اطلاع دارید بعد از بی حقوقی و پایمال شدن حقوق کارگران نیشکر هفتتپه، کارگران حق طلب در نیشکر هفتتپه، دست به اعتصاب زدند تا به این وسیله، صدای اعتراض خود را به گوش همه برسانند با اینامید که مشکل آنها مرتفع شود. اما مسئولین و اشخاصی که بر سرنوشت میلیون ها انسان در ایران سایه انداخته اند، به جای پاسخ گویی و حل مشکلات کارگران، با ایجاد فضای رعب و وحشت، کارگران معترض را بازداشت و زندانی کردند. از کارگران بازداشت شده در جریان اعتصاب، همچنان اسماعیل بخشی در بازداشت می باشد و علی نجاتی با داشتن مرخصی درمانی جهت مداوی بیماری قلبی ناشی از دوران زندان، و سپردن وثیقه ۲۰۰ میلیونی، فعلا در بیرون از زندان می باشد، و همچنین چند نفر دیگر از حامیان کارگران از جمله سپیده قلیان به دلیل حمایت از کارگران هفت تپه همچنان در زندان می باشد.
وضعیت جامعه ما میلیون ها مردم کارگر و زحمتکش با پدیده بیکاری، استثمار، گرسنگی و فقر فزاینده، با پدیده کودکان کار و خیابان، کارتون خوابی و گور خوابی، کولبری، تبعیض جنسیتی، ستم ملی و مذهبی، کودک آزاری و حیوان آزاری، تخریب و ویرانی محیط زیست، جنگل خواری و کوه خواری، و… صدها مصیبت دیگر که زاده نظام سرمایه سالاری و سودپرستی است، روبرو می باشد و سایه شوم نابرابری،فقر و فلاکت و اختناق روز به روز فزونی می یابد. جامعه ای که هر گونه تشکل یابی در آن قدغن می باشد، جامعه ای که به خودی و غیرخودی، به شهروند درجه اول و درجه دوم و درجه سوم تقسیم شده است. در چنین جامعه ای وقتی کارگران و فرزندان و حامیان طبقه کارگر دست به اعتراض میزنند، بازداشت و زندانی می شوند، به اجبار پشت دوربین قرارشان می دهند تا علیه زندگی خود اعتراف کنند، وکیل کارگران خانم فرزانه زیلابی، احضار و مورد تهدید قرار می گیرد و… آخر این چه جامعه ای است که اکثریت افراد جامعه زیر خط فقر باشند و تعداد اندکی در رفاه و شادی؟
کارگران و هم سرنوشتان؛ در روز ۱۲ مرداد ماه، قرار است تعدادی از کارگران هفتتپه و حامیان و مدافعان کارگران محاکمه شوند. اعتراض به این فضای پر از تهدید و ارعاب، وظیفه تمام کسانی است که مخالف هرگونه ستمی هستند. در روز ۱۲ مرداد ماه قرار است نان، کار، آزادی محاکمه شود. این یعنی محاکمه خواست و مطالبه میلیونها انسان کارگر و زحمتکش در ایران! باید به این شرایط اعتراض کرد و خواستار آزادی فوری و بی قید و شرط کارگران در بند شد. داشتن زندگی همراه با رفاه و آسایش، داشتن آموزش رایگان، برخورداری از تمام امکانات و خدمات درمانی و پزشکی همراه با تامین خدمات اجتماعی مناسب و رایگان، برای داشتن بیمه های بیکاری مکفی و در خور یک زندگی متعارف، برای برچیدن پدیده کار کودکان، کولبری، برای داشتن دستمزدهای متعارف همراه با زندگی با استانداردهای جهانی، برای داشتن حق تشکل یابی، برای داشتن حق اعتراض و اعتصاب و… و در یک کلام برای برخورداری از نان، کار، آزادی، باید متحدانه علیه تمام بی حقوقی ها ایستاد.
در پایان این اطلاعیه آمده است: سندیکای کارگران نیشکر هفتتپه، ادامه بازداشت و پرونده سازی علیه کارگران هفتتپه و مدافعان آنان را شدیدا محکوم کرده و خواستار آن است به این روند ضد کارگری پایان داده شود.
چین از پیشنهاد «امنیت گروهی» روسیه در خلیج فارس استقبال کرد
دولت چین از پیشنهاد روسیه مبنی بر تأمین «امنیت گروهی» در خلیج فارس حمایت کرد. سخنگوی وزارت خارجه چین روز پنجشنبه ضمن اعلام این خبر گفت: «ما از این پیشگامی روسیه استقبال میکنیم و همچنین مایلیم همکاری، هماهنگی و ارتباط خود را با تمامی شرکای مربوط تقویت کنیم.»
هووا چونیینگ همچنین تأکید کرد: «صلح و ثبات خلیج فارس اهمیت ویژهای در تضمین امنیت و توسعه کل منطقه و جهان دارد.» و افزود: «معتقدیم برای تضمین ثبات و امنیت منطقه، ایجاد روابط خوب همسایگی براساس احترام متقابل حیاتی است.» وزارت خارجه روسیه روز ۲۳ ژوئیه طرح امنیت گروهی در خلیج فارس را مطرح کرد. این طرح پیشنهاد میکند کنفرانسی بینالمللی درباره ی امنیت و همکاری در خلیج فارس برگزار شود که بعد به تشکیل یک سازمان امنیت و همکاری در منطقه بیانجامد. مسکو همچنین پیشنهاد ایجاد منطقه حائل در منطقه را مطرح کرده و خواستار آن شده که استفاده دائم از نیروهای فرامنطقهای محدود شود و نیز خطوط قرمزی میان نیروهای نظامی مختلف در منطقه تعریف شود.
انگلستان کشتیهای خود را اسکورت می کند در همین حال انگلستان روز پنجشنبه ۲۵ ژوئیه اعلام کرد نیروی دریایی این کشور کشتیهایی را که با پرچم این کشور از تنگه هرمز عبور میکنند، اسکورت خواهد کرد. وزارت دفاع بریتانیا گفته است این ماموریت با هدف دفاع از آزادی عبور و مرور کشتیها پس از توقیف یک نفتکش این کشور توسط ایران انجام میشود. یک سخنگوی دولت بریتانیا دراینباره گفت: «نیروی دریایی سلطنتی ماموریت یافته است تا کشتیهایی را که با پرچم بریتانیا از تنگه هرمز عبور میکنند، چه به صورت تکی و چه در قالب ناوگانی از کشتیها، محافظت کند و این کشتیها زمانیکه قصد عبور[از تنگه هرمز] دارند باید این نیرو را آگاه کنند.» این سخنگو اضافه کرد: «آزادی عبور و مرور برای نظام تجارت بینالملل و اقتصاد جهانی حیاتی است و ما هرکار بتوانیم خواهیم کرد تا از آن دفاع کنیم.» همه روزه بین ۱۵ تا ۳۰ کشتی با پرچم بریتانیا از تنگه هرمز عبور می کنند. نیروی دریایی سپاه پاسداران روز ۲۸ تیرماه (۱۹ ژوئیه) اعلام کرد یک نفتکش بریتانیایی به نام «استینا ایمپرو»(stena impero) را در تنگه هرمز توقیف کرده است. توقیف این نفتکش ۱۵ روز پس از توقیف ابرنفتکش «گریس ۱» متعلق به ایران از سوی نیروهای بریتانیایی در جبل الطارق صورت می گرفت. بریتانیا گفته است این کشتی را به دلیل انتقال نفت به سوریه و نقض تحریم های اتحادیه اروپا توقیف کرده است. در طرف دیگر سپاه پاسداران پس از توقیف کشتی «استینا ایمپرو» در بیانیه ای علت این عمل را «رعایت نکردن قوانین و مقررات بینالمللی دریایی» خوانده و مقامات دولتی ایران شرط آزادی آن را رفع توقیف نفتکش «گریس ۱» عنوان کردهاند. در سوی مقابل مقامات بریتانیا ایران را به «دزدی دریایی» متهم کرده و خواستار آزادی هرچه سریعتر نفتکش استینا ایمپرو شده اند.
سندیکاهای فرانسوی بار دیگر خواهان آزادی فعالان کارگری زندانی در ایران شدند
سندیکاهای فرانسوی در نامه ای به علی خامنه ای خواهان آزادی کارگران زندانی در ایران شدند. کنفدراسیون دموکراتیک فرانسوی کار (س. اف. د. ت)، کنفدراسیون عمومی کار (س. ژ. ت)، کنفدراسیون متحده سندیکایی (اف. اس. او)، اتحاد سندیکایی همبستگی (سولیدر) و اتحاد ملی سندیکاهای مستقل (او. ان. اس. آ) به طور مشترک این نامه را امضا کرده اند. به گزارش همبستگی سوسیالیستی با کارگران ایران – فرانسه، در این نامه که روز ۲٣ ژوئیه منتشر شده، خطاب به «آقای رهبر» آمده است:
با گذشت دو ماه از تجمع آرام روز کارگر در مقابل مجلس در تهران، فشار بر زنان و مردان دستگیر شده همچنان ادامه دارد. از پنجاه نفر دستگیرشده که اکثریت آنان با قرار وثیقه و کفالت بطور موقت آزاد شده بودند اکثرا به دادگاه احظار شده و تحت فشار قرار دارند. بیش از یک ماه است که بازجویی های خانم ها عاطفه رنگریز، ندا ناجی، مرضیه امیری و آنیشا اسدالهی خاتمه یافته است. این افراد، برابر قانون و رویه جاری قضایی، باید آزاد می شدند اما متأسفانه آن ها کماکان در زندان به سر می برند. خانم ندا ناجی به واسطه جراحات ناشی از ضرب و شتم در زیر شکنجه به بهداری زندان منتقل شد. اسماعیل بخشی کارگر عضو سندیکای کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه، همچنان زندانی است. او شدیدا زیر فشار است تا ادعاهایش در مورد شکنجه شدنش در زندان را پس بگیرد. سپیده قلیان دانشجوی مبارز در وضعیت مشابه ای قرار دارد. همچنین روزنامه نگاران ساناز الهیاری، امیر امیرقلی و امیر حسین محمدی فرد از ماه ژانویه ۲۰۱۹ خودسرانه و بدون دسترسی به وکیل مدافع در زندان به سر می برند. اتهامات آن ها عمدتا عبارتند از «تجمع و تبانی علیه امنیت ملی»، «تبلیغ علیه نظام»، «نشر اکاذیب» و «عضویت در یک گروه با فعالیت علیه امنیت ملی». این اتهامات علیه این روزنامه نگاران مستقیما مربوط می شود به پوشش خبری تجمعات اعتراضی کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه، در رابطه به خواست پرداخت مطالبات معوقه و اعتراض به بدی شرایط کار توسط آن ها. به واقع این روزنامه نگاران در رابطه با حق آزادی بیان، حق آزادی انجمن و جلسه به وظیفه اشان عمل کردند. ما سازمان های سندیکایی فرانسوی امضا کننده این نامه با تمام نیرو این اعمال سرکوبگرایانه غیرقابل تحمل را قویاً محکوم می کنیم. از رژیم ایران می خواهیم که به پیمان های بین المللی که دولت ایران امضا کرده احترام بگذارد. ما خواهان آزادی بدون قید و شرط و فوری همه سندیکالیست ها، روزنامه نگاران و فعالین زندانی، و توقف هرگونه سرکوب هستیم.
رونوشت این نامه به روسای جمهور و قوه قضائیه و سفیر جمهوری اسلامی در پاریس نیز ارسال شده است.