<strong></strong> بدنبال فراخوان سندیکای ث.ژ.ت فرانسه همزمان با صد و هشتمین اجلاس سالیانه سازمان جهانی کار که مصادف با صدمین سال تاسیس این نهاد بود، تظاهراتی در ژنو در برابر مقر این سازمان برگزار شد. این تظاهرات با حمایت فعال سندیکای ث. ژ. آ. اس ژنو و پشتیبانی آی. تی. یو. سی (کنفدراسیون اتحادیه های کارگری جهان)؛ تحت عنوان «یک سازمان جهانی کار برای قرن بیست و یکم با یک قرار داد اجتماعی جدید» برگزار شد. دفاع از آزادی فعالیت های سندیکایی، مذاکرات دسته جمعی، حق اعتصاب، اتخاذ یک تصمیم جدید درباره آینده کار مبنی بر ساعات کار، بهبود بهداشت و ایمنی کار، حداقل دستمزد مناسب و تصویب یک مقاوله نامه برای پایان دادن به خشونت، اذیت و آزار در محل کار، از جمله اهداف این تظاهرات بود. در این اجتماع بیش از ٣ هزار کارگر شرکت کردند.
به گزارش اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران، این تظاهرات از ساعت یازده صبح با تجمع در پارک «مون روپو» ژنو آغاز شد وبا راهپیمایی در خیابان فرانسه این شهر ادامه یافت. سپس شرکت کنندگان در میدان ناسیون- زیر صندلی شکسته- مقابل ساختمان سازمان ملل تجمع کرده و در آن جا به تظاهرات خود خاتمه دادند. تجمع درمیدان ناسیون شهر ژنو با سخنرانی شارون بارون دبیر آی. تی. یو.س ی آغاز و با سخنان آلکساندرو پیدیزاری از سندیکای یو. اد. آی. آ سوئیس ادامه پیدا کرد، در این سخنرانی گزارشی درباره اعتصاب و تظاهرات روزجمعه ۱۴ ژوئن زنان با شرکت چند صد هزار نفر برای پایان دادن به نابرابری پرداخت دستمزد بین زنان و مردان، اذیت و آزار زنان در محل کار و خیابان و خشونت خانگی، داده شد. در ادامه، یکی از مسئولان تشکل کارگری نیجریه و خانم مارتل کی تر از مسئولین تشکل یو. ان. آی. او. ان. اس آفریقای جنوبی سخنرانی کردند. سپس نوبت به استفان کوتون دبیرکل آی. تی. اف (فدراسیون جهانی کارگران حمل ونقل) رسید که سخنان پرشوری درحمایت از همبستگی بین المللی ایراد کرد وبا سردادن شعارهایی در همین رابطه سخنانش را به پایان برد. آخرین سخنران این تجمع فیلیپ مارتینز دبیرکل سندیکای ث. ژ. ت فرانسه بود که ضمن اعتراض به سخنان امانوئل ماکرون رئیس جمهور فرانسه در اجلاس سازمان جهانی کار بتاریخ سه شنبه ۱۱ ژوئن؛ و نیز یورش به تظاهر کنندگان در شهرهای مختلف فرانسه و پرتاب گاز اشک آور و شلیک گلوله های پلاستیکی بسویشان، با اشاره به وضعیت اسفناک جهان اعلام کرد «این شرایط در جهان بفوریت باید عوض شود»! وی ادامه داد: در صد و هشتمین اجلاس سالیانه سازمان جهانی کار که مصادف با صدمین سال تاسیس این نهاد بین المللی است، باید مقاوله نامه ای برای پایان دادن به نابرابری ها بین زنان و مردان در تمامی عرصه ها بتصویب برسد. مارتینز گفت: ما خواهان ایجاد دادگاهی بین المللی برای محاکمه عملکرد شرکت های چندملیتی در رابطه با نقض حقوق بنیادین کار در جهان هستیم. دبیرکل سندیکای ث. ژ. ت فرانسه با شعار «زنده باد همبستگی جهانی کارگران» سخنانش را بپایان برد که با استقبال کارگران شرکت کننده در تجمع همراه شد. این تجمع با تکرار این شعار در ساعت ۲ بعدازظهر با سرود انترناسیونال بپایان رسید. در این تظاهرات بیش از سه هزار نفر شرکت کردند. در این حرکت اعتراضی فعالین اتحاد بین المللی با برپایًی میز و پلاکارهای از عکس فعالین کارگری و معلمین در بند در ایران و ده ها شعار علیه نمایندگان قلابی رژیم اسلامی شرایط دشوار کارگران و سرکوب آن ها در ایران را به آگاهی شرکت کنندگان در تجمع رساندند. فعالین اتحاد بین المللی در این تظاهرات که نزدیک به یک ساعت طول کشید در صف تظاهرکننده ها با عکس و پلاکاردهای فعالین کارگری که در زندان بسر می برند شرکت داشتند و از بنرها و شعارهای آن ها دهها خبرنگار عکس و فیلم تهیه کردند. همچنین در این تجمع یک بولتن خبری به دو زبان انگلیسی و فرانسه پخش شد.
دومین تجمع بزرگ اعتراضی بازنشستگان در سال ۹۸ برگزار شد
دومین تجمع بزرگ اعتراضی بازنشستگان در سال ۹۸ برگزار شد
• عده ای از زنان و مردان بازنشسته, امروز در مقابل مجلس تجمع کردند. در پایان قطعنامه شورای بازنشستگان ایران خوانده شد و سپس تظاهرکنندگان به سمت سازمان برنامه و بودجه راهپیمایی کردند …
اخبار روز – گزارش دریافتی: در پی فراخوان گروه های تلگرامی فرهنگیان و کارگران از همه بازنشستگان کشوری، لشکری، تامین اجتماعی و سایر صندوق های بازنشستگی، تجمعی با حضور حدود ۶۰۰ تن از مطالبه گران در ساعت ده و در مقابل مجلس شورای اسلامی بر گزار شد. این مراسم به درخواست بازنشستگان کشوری و به ویژه فرهنگیان و با مجوز وزارت کشور بر پا شد. مجوزدار بودن تجمع مانع از حضور نسبتا گسترده نیروی انتظامی، عکاسان و فیلمبرداران اداره ی اطلاعات و همچنین عوامل اطلاعاتی و لباس شخصی نشده بود. این شعارها در ابتدای تجمع و لابلای سخنرانی ها و با استفاده از بلندگو سرداده شدند:
فریاد فریاد، از این همه بی داد! تا حق خود نگیریم، از پا نمی نشینیم! حقوق های نجومی، فلاکت عمومی! مجلس خیانت می کند، دولت حمایت می کند! خط فقر ۷ میلیون، حقوق ما دو میلیون! معیشت، منزلت، سلامت حق مسلم ماست! معلم زندانی آزاد باید! درمان رایگان، حق بازنشستگان! درد ما درد شماست، مردم به ما ملحق شوید!
اولین سخنران خانم رضائیان کوشنده فرهنگی با لحن اعتراضی خواستار تحقق مطالبات بر حق فرهنگیان شد، سپس خانم بختیاری در مورد عدم تحقق همترازی ٨۰ درصدی حقوق بازنشستگان با شاغلان همردیف سخنرانی گفت. وی گفت: با وجود تصویب قانون همتراز شدن حقوق بازنشسته با شاغل بطوریکه بازنشسته بتواند ٨۰ درصد حقوق کارکنان شاغل را دریافت کند، دولت عملن توجهی به این مصوبه ی قانونی نمی کند و در بودجه نیز هیچ ردیفی برای آن قائل نشده است. بعد از وی خانم اسفندیاری قطعنامه ی این تجمع را برای حاضرین خواند. در تجمع امروز، طرح شعارها و مطالبات خاص مستخدمان کشوری و به ویژه فرهنگیان چشمگیر بود. پلاکاردها، بنرها و دست نوشته های آنان در طول مراسم کاملا به چشم می خورد. بنابر این گزارش، تا پیش از مراسم و در فراخون ها، گروه های فرهنگی و کارگری از طرح مطالبات همه ی بازنشستگان کشوری، لشکری، نامین اجتماعی و سایر صندوق های بازنشستگی سخن می راندند. از نیمه ی زمانی مراسم، تعدادی از کارگران کانون بازنشستگان فلزکار مکانیک و تنی چند از کارگران مستقل، این شعارها را سر دادند که با استقبال و همصدایی تمام حاضران مواجه شد:
تشکل، سندیکا، حق مسلم ماست! کارگر زندانی آزاد باید گردد! کارگر، دانشجو، معلم اتحاد اتحاد! جنگ افروزی را رها کن، فکری به حال ما کن!
بعد از پایان مراسم، برخلاف برنامه ی از پیش تعیین شده، تجمع کنندگان در حالیکه شعارهای صنفی سر می دادند به سمت سازمان برنامه و بودجه حرکت کردند. بعداز دقایقی توقف در این محل و ادامه شعارهای صنفی، راهی ایستگاه مترو بهارستان شدند. تجمع حدود ساعت ۱۲/٣۰ پایان یافت.
برزان محمدی، همبندی پیشین علیرضا شیرمحمدعلی، زندانی سیاسی به قتل رسیده در زندان تهران بزرگ طی نامهای از جزئیات قتل وی پرده برداشت. این زندانی سیاسی در نامه خود، محمدرضا خلیل زاده و حمیدرضا شجاعی زواره را به عنوان قاتل و شریک در قتل علیرضا شیرمحمدعلی معرفی کرده و گفته است این دو پیشتر بارها تهدید کرده بودند که قتلی را مرتکب خواهند شد تا از این طریق به زندان رجائی شهر، محل نگهداری سابق خود منتقل شوند، چرا که در آنجا با اقدام به کلاه زنی درآمد خوبی کسب میکردند. در نامه برزان محمدی آمده است که تهدیدات این دو زندانی به گوش مسئولین زندان نیز رسیده بود. این زندانی سیاسی از مسئولین زندان می پرسد: چرا برای جلوگیری از وقوع قتلی که پیش بینی میشد نه تنها هیچ اقدامی انجام ندادند بلکه درست زمانی که این دو نفر از پیش نقشه کشیده بودند درب سوئیتها را به روی آنها باز گذاشتند. وی همچنین به اعتصاب غذایش به همراه علیرضا شیرمحمدعلی اشاره میکند و میگوید زمانی که برای انتقال به زندان اوین اعتصاب غذا کرده بودند، مسئولین زندان در پاسخ به آن ها گفتند: «آخر این اعتصاب مرگ است».
علیرضا شیرمحمدعلی، ۲۱ ساله و اهل محله نازی آباد تهران در تاریخ ۲۴ تیرماه ۹۷ به دلیل فعالیت در فضای مجازی بازداشت شد و از بابت اتهامات «توهین به مقدسات»، «توهین به بنیانگذار جمهوری اسلامی»، «توهین به رهبری» و «تبلیغ علیه نظام» به ۸ سال حبس تعزیری محکوم شد. وی در تاریخ ۲۰ خردادماه توسط دو زندانی دیگر در این زندان با ضربات چاقو به قتل رسید. روز چهارشنبه ۲۲ خردادماه، پیکر وی بدون اعلام عمومی قبلی در قطعه ۳۲۴ بهشت زهرا تهران بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
برزان محمدی نویسنده ی این نامه در جریان اعتراضات سراسری مردادماه ۹۶ به دلیل فعالیت در فضای مجازی بازداشت شد. این شهروند ۴۱ ساله و اهل سروآباد کردستان در دادگاه بدوی از بابت اتهامات «اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت ملی» و «تبلیغ علیه نظام» به ۶ سال حبس تعزیری محکوم شد. جلسه دادگاه تجدیدنظر برزان محمدی در تاریخ ۶ اسفندماه سال ۹۷ برگزار شد و در نتیجه آن به ۳ سال و ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شد. به گزارش هرانا، متن نامه ی برزان محمدی به شرح زیر است:
اینجانب، برزان محمدی، زندانی سیاسی کرد، جزئیات کامل قتل شهید علیرضا شیرمحمدعلی، زندانی سیاسی، جوان ۲۲ ساله، تک فرزند و معروف به سامان در تاریخ ۲۰ خردادماه ۱۳۹۸ ساعت ۸ و ۲۲ دقیقه شب توسط دو شرور، محمدرضا خلیل زاده، قاتل اصلی و حمیدرضا شجاعی زواره، شریک در انجام قتل را به شرح زیر اعلام می کنم. لازم به ذکر است دلیل تاخیر در بیان جزئیات این قتل، حال بد روحی و عدم تمرکز کافی به خاطر از دست دادن دوست و همبندیام بوده است.
محمدرضا خلیلزاده، قاتل اصلی و حمیدرضا شجاعی زواره، شریک در انجام قتل، چندین سال است به جرمهای مختلف از جمله دو قتل، یکی در زندان رجائیشهر و دیگری در خارج از زندان، کلاهزنی و آدمربایی به حکم حبس ابد و اعدام محکوم شدهاند.
پیش از هر چیز، اگر این سوئیت ویژه زندانیان سیاسی یا امنیتی است، چرا دو نفر با جرمهای مختلف و سابقه قبلی در این سوئیت نگهداری میشدند؟ در حالی که قرار بر این بوده است که این دو شرور هیچ گونه ارتباط مستقیمی با ما نداشته باشند، ولی متاسفانه چندین بار به داخل سوئیت ما دسترسی پیدا کردند. این دو شرور از چندین ماه گذشته تهدید میکردند که باید یکی را به قتل برسانند تا از این سوئیت به مکان اولیه خود یعنی زندان رجائیشهر انتقال یابند. چراکه معتقد بودند در آنجا کلاهزنی میکنند و درآمد خوبی دارند.
لازم است بدانیم که تمام مسئولین زندان از تهدیدات آنها خبر داشتند و پیشبینی میشد که به زودی در این سوئیت اتفاق تلخی خواهد افتاد اما متاسفانه برای پیشگیری از آن هیچ اقدامی صورت نگرفت. در ضمن من، علیرضا و سایر افراد سوئیت با این دو شرور هیچ گونه اختلاف یا سابقه درگیری نداشتیم. تهدیدات آنها دو روز قبل از قتل جدیتر شد و به افسر نگهبان وقت هم گوشزد کردند که حتماً باید کسی را بکشیم تا ما را به زندان رجائیشهر منتقل کنند. بر همین اساس افسر نگهبان به مسئولین زندان اعلام کرد که در حال حاضر به این دو نفر هواخوری نداده و در را به روی آنها باز نکنند. متاسفانه با سهلانگاری مسئولین در به روی آنها باز شد و به آنها هواخوری دادند. بعد از ظهر روز بعد نیز که به قتل ختم شد مجدداً به آنها هواخوری دادند.
در ساعت ۸ و ۲ دقیقه شب افسر نگهبان وقت به همراه یکی دو نفر مددجو جهت تحویل دیگ شام، درِ اول سوئیت را باز کردند. بدون اینکه این دو نفر را به داخل سوئیت خود منتقل کنند و در را به روی آنها ببندند با سهلانگاری و بیدقتی کلید در سوئیت ما به مددجو تحویل داده شد و وی نیز در سوئیت ما را باز کرد. این در حالی بود که این دو نفر از پیش نقشه کشیده بودند. محمدرضا خلیلزاده، قاتل اصلی که از پیش چاقوی بزرگی را در زیر پیراهن خود مخفی کرده بود از فرصت استفاده کرده و دیگ شام را به سمت سوئیت ما هل داده و وارد کریدور شد.
در آن لحظه، من، علیرضا و دو سه تن دیگر از زندانیان اهوازی که بدلیل تغییر مذهب بیش از چهار ماه بود به سوئیت ما منتقل شده بودند، در مقابل درب سوئیت در حال تماشا کردن تلویزیون بودیم. از آنجایی که پیشتر نیز به ما دسترسی پیدا کرده بودند به هیچ وجه فکر نمیکردیم که چنین بلایی سر علیرضا بیاورند. محمدرضا خلیلزاده به محض ورود به سوئیت ما دست علیرضا را گرفت و به او گفت “بیا داخل اتاق کارت دارم”. متاسفانه بعد از چند ثانیه صدای فریاد علیرضا از اتاق محل نگهداری من و وی بلند شد. بلافاصله بر روی تخت من چند ضربه اصلی را به قلب وی فرو کرده و چندین ضربه دیگر هم به سر، گردن و سایر نقاط بدنش وارد کرده بود. همزمان حمیدرضا شجاعی زواره، شریک در قتل با جسم تیزی که از سنگ دستشوئی درست کرده بود بقیه را تهدید به زدن میکرد. متاسفانه کاری از دست ما برنیامد و افسر نگهبان و چند تن دیگر نیز به محض مشاهده صحنه از آنجا فرار کردند. حمیدرضا که قاتل اصلی را با تیزی اسکورت میکرد نیز یکی دو ضربه را به سر و گردن علیرضا وارد کرد. بعد از چند دقیقه چند نفر به صحه وارد شده و آن دو شرور را به داخل اتاق خود منتقل کردند. اما متاسفانه دیر شده بود. ما نیز پیکر نیمهجان علیرضا را به بیرون از سوئیت برده و نهایتاً وی را به بهداری زندان که فاقد هر گونه امکاناتی است منتقل کردند. علیرضا به صورت کاملا ناحق و با دنیائی از آرزوها در راه انتقال به بیمارستان فیروزآبادی جان خود را از دست داد.
چه کسی پاسخگو است؟ مسئولین، بازجوها و بازدیدکنندگان بصورت مداوم تکرار میکنند که چرا شما کاری نکردید، چرا جلوی آنها را نگرفتید؟ ما میپرسیم چرا مسئولین پیش از وقوع قتل جلوی آن را نگرفتند؟ چرا اجازه دادند که به این راحتی به داخل سوئیت ما دسترسی پیدا کنند؟ این در حالی است که این دومین باری بود که این دو شرور در داخل سوئیت خون میریختند. این دو شرور در دیماه ۹۷ شبیه به همین اتفاق تلخ و با سهلانگاری افسر نگهبان وارد سوئیت شدند و با تیزیای که از سنگ توالت درست کرده بودند یک زندانی را به شدت از ناحیه سر و گردن زخمی کردند. این زندانی که در ارتباط با جرائم مالی محکوم شده بود بصورت تنبیهی به سوئیت ما منتقل شده بود.
سوئیت ما برای مسئولین زندان به تبعیدگاه تنبیهی تبدیل شده است. فرقی ندارد که به چه جرمی محکوم شده باشند، همه را به این سوئیت منتقل میکنند. در طی ۱۱ ماه گذشته همیشه در معرض خطر بودیم و هر لحظه امکان داشت آن دو شرور به یکی از ما آسیب بزنند. اتفاق تلخی که قابل پیشبینی بود و متاسفانه نصیب علیرضا شد.
لازم به ذکر است که چند ماه پیش، من و علیرضا به مسئولین زندان نامه نوشته و درخواست کردیم ما را به زندان اوین منتقل کنند، حتی برای محقق کردن خواسته خود دست به اعتصاب غذا هم زدیم، اما هیچ اقدامی از سوی مسئولین انجام نشد. آنها به ما میگفتند آخر این اعتصاب مرگ است.
حیرت من از این است که چرا این دو شرور علیرضا را برای قتل انتخاب کردند، انتخابی دور از انتظار و باورنکردنی بود، چرا که علیرضا به آنها خیلی کمک میکرد.
در پایان به مادر بزرگوار و رنجدیده علیرضا، دوستان، همبندیهای قدیمی، زندانیان سیاسی و خانواده وی تسلیت گفته و برای آنها صبر و وضعیتی بهتر آرزو میکنم. روان پاکش شاد و یادش تا ابد در قلب من و مبارزین راه آزادی و برابری جاودانه.
برزان محمدی – زندان تهران بزرگ – خردادماه ۱٣۹٨.
مسکو: واشنگتن تلاشهای آگاهانه برای جنگ با ایران را متوقف کند
مسکو روز سهشنبه از واشنگتن خواست تا طرح «تحریک آمیز» فرستادن سرباز بیشتر به خاورمیانه و فعالیتهایی که باعث تحریک ایران می شود را متوقف کند.
سرگئی ریابکوف معاون وزیر خارجه روسیه فعالیت های آمریکا در خاورمیانه را «تلاشهای آگاهانه» برای آغاز جنگ با ایران ارزیابی کرده است. سخنان معاون وزیر خارجه روسیه در پی اظهارات پاتریک شاناهان سرپرست وزیر دفاع ایالات متحده آمریکا بیان شده که گفته است واشنگتن به نیروهایش در خاورمیانه یک هزار سرباز اضافه می کند. سرگئی ریابکوف همچنین افزود: «آنچه شاهدش هستیم تلاشهای مداوم و بی پایان آمریکا برای افزایش فشارهای روانی، اقتصادی و بله البته نظامی بر ایران به شیوهای تحریک آمیز است. این اقدامات را نمی توان هیچ طور دیگری بجز اقدام آگاهانه برای آغاز جنگ با ایران ارزیابی کرد.» حسن روحانی رئیس جمهوری ایران روز سه شنبه در یک سخنرانی گفت که «ما با هیچ ملتی نمی جنگیم» و کرملین نیز خواستار خویشتنداری همه طرفها در این تنش شده بود. معاون وزیر خارجه روسیه همچنین در سخنان روز سهشنبهاش گفت که مسکو به کرات به واشنگتن و متحدان منطقهایش درباره «پمپاژ غیرمسئولانه و بیملاحظه تنش در منطقه در حال انفجار» هشدار داده است. سرگئی ریابکوف همچنین گفت اگر واشنگتن جنگ نمی خواهد باید آنرا ابراز کند و تقویت حضور نظامیاش در منطقه را متوقف کند.
چین: امیدواریم ایران عجولانه از برجام خارج نشود چین ابراز امیدواری کرد ایران عجولانه از برجام خارج نشود. این سخنان یک روز پس از کاهش مجدد تعهدات برجامی ایران بیان شد.
وانگ یی، وزیر خارجه چین روز سهشنبه، در جریان یک نشست خبری در حاشیه دیدار با ولید معلم، همتای سوری خود همچنین از تمام کشورهای حوزه خلیج فارس خواست تا در برابر تنشها پس از حمله به دو نفتکش در دریای عمان، خویشتندار باشند. آقای وانگ در پاسخ به پرسشی درباره انتشار خبر اعزام هزار تفنگدار دیگر آمریکایی به خلیج فارس، از ایران و ایالات متحده خواست تا از دست زدن به اقداماتی که تبعات نامعلومی دارد، به شدت پرهیز کنند. چین یکی از مشتریان عمده نفت ایران به شمار میرود. با این حال پس از تشدید تحریمهای نفتی ایران از سوی ایالات متحده، تضمین از سوی شرکتهای چینی برا ادامه واردات نفت از ایران داده نشده است.
چهرههای آفتابخورده، دستهای کوچک کار
مریم وحیدیان
• فرارهای قانونیای که برخی کارگران را از شمولیت قانون کار خارج کرده است، یک دلیل عمده پا گرفتن پدیده شوم کار کودکان است. ماده ۹۱ قانون کار اجازه داده است که کارگاههای کوچک کمتر از ده نفر، بر حسب مصلحت موقتاً از «بعضی» مقررات قانون کار مستثنی شوند. …
پدیده کار کودک وابسته و همزاد فقر است. فاصله فاحش حداقل دستمزد با سبد معیشت خانوار و بیکاری سبب میشود تا خانوادههای این کودکان به دلیل عجز و ناتوانی در تامین معیشت مجبور باشند تا کودکانشان را به دل خطر خیابانها بسپارند.
به گزارش خبرنگار ایلنا، کار کودکان عبارت است از دستفروشی در متروها و خیابانها تا زبالهگردها که کیسههای بزرگی مملو از زباله را بر دوش حمل میکنند یا گاریهای بزرگ را در خیابانها و کوچهها به اینسو و آنسو حرکت میدهند. کودکانی نیز هستند که در کارگاههای کوچک کار میکنند و گاه بسیار بیشتر از دیگر همنوعان خود در معرض رفتارهای مخرب کارفرما یا خشونت فیزیکی و جنسی یا بیماریهای ارتوپدی قرار میگیرند. بدبختانه این پدیده چرکین در جوامع مدرن امروزی رو به افزایش نیز هست.
آخرین آمار جهانی از پدیده کار کودکان توسط سازمان جهانی کار در ۲۲ خرداد سال ۹۷ منتشر شد. براساس آمار ILO بیش از ۲۵۰میلیون کودک ۵ تا ۱۴ ساله در سراسر جهان زیر سن قانونی کار میکنند. براساس همین آمار، ۱۲۰ میلیون نفر از ۲۵۰ میلیون کودک کار، وارد بازار کار شده و مشغول به کار تماموقت هستند و ۱۳۰ میلیون کودک دیگر به صورت پارهوقت کار میکنند که بیشترشان پسر هستند. همینطور طبق تخمینهای جدید این سازمان، از این تعداد ۱۲۲.۳ میلیون کودک در منطقه آسیا و پاسیفیک زندگی میکنند. ۴۹.۳ میلیون نفر در افریقا و ۵.۷ میلیون کودک در امریکای لاتین و کارائیب هستند.
به رغم تمرکز بر کار کودکان در سالهای اخیر، هنوز آمار درستی از تعداد این کودکان در ایران وجود ندارد. فرشید یزدانی (فعال حقوق کودکان) با اعلام این موضوع به ایلنا میگوید؛ در سال ۸۵ تعداد کودکان کار طبق آمار اعلامی توسط مرکز آمار ایران نزدیک به یک و نیم میلیون نفر بود. در سال ۹۵ تعداد این کودکان طبق گزارش مرکز آمار ایران حدود ۸۰۰ نفر شد که البته افتِ عجیبی را نشان میدهد.»
به گفته فرشید یزدانی؛ سازمانهای مردم نهاد و NGOهای فعال در حوزه کودکان کار البته تلاشهایی برای آمارگیری داشتهاند اما به این دلیل که امکانات آمارگیری در حجم کشوری را نداشتهاند، از طریق جامعه مدنی نیز نتوانستهایم به آماری در این حوزه دست پیدا کنیم. با اینحال از سوی برخی فعالان مدنی در این سالها رقم ۲ تا ۷ میلیون کودک کار مطرح شدهاست.
قانون درباره کار کودکان چه میگوید؟
اما قانون در مورد کار کودکان چه میگوید و راهکارهای مقابله با این پدیده شوم جهانی چیست؟ ماده ۷۹ قانون کار میگوید، «به کار گماردن افراد کمتر از ۱۵ سال تمام (پسر و دختر) ممنوع است. کارفرمایانی که افراد کمتر از ۱۵ سال را به کار بگمارند، مستوجب مجازات خواهند بود. ضمنا باید کودکان را به کاری گماشت که برایشان زیانآور نباشد. همین طور در ماده بعدی این قانون آورده شده است که «کارگری را که بین ۱۵ تا ۱۸ سال سن دارد، کارگر نوجوان مینامد» البته تاکید هم میشود که «چنین کارگری در بدو استخدام باید از سوی سازمان تامین اجتماعی مورد آزمایشهای پزشکی قرار گیرد.» در ماده ۸۲ قانون کار، ساعات کار روزانه کارگر نوجوان را نیم ساعت کمتر از ساعت کار معمولی کارگران تعیین میکند و ترتیب استفاده از این امتیاز را موکول به توافق کارگر و کارفرما میسازد.
در ماده ۸۳ قانون کار نیز به تاکید آمده است: «ارجاع هر نوع کار اضافی و انجام کار در شب و نیز ارجاع کارهای سخت و زیانآور و خطرناک و حمل بار با دست بیش از حد مجاز، استفاده از وسایل مکانیکی، برای کارگر نوجوان ممنوع است» و در نهایت ماده ۸۴ قانون کار یادآور میشود: «در ارتباط با مشاغل و کارهایی که به علت ماهیت آن و یا شرایطی که کار در آن انجام میشود برای سلامتی یا اخلاق کارآموزان و نوجوانان زیانآور است، حداقل سن کار ۱۸ سال تمام خواهد بود [نه ۱۵ سال]. تشخیص این امر با وزارت کار و امور اجتماعی است.»
ضعف نظارت بازرسان وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و در عین حال فرارهای قانونیای که برخی کارگران را از شمولیت قانون کار خارج کرده است، یک دلیل عمده پا گرفتن پدیده شوم کار کودکان است. ماده ۹۱ قانون کار اجازه داده است که کارگاههای کوچک کمتر از ده نفر، بر حسب مصلحت موقتاً از «بعضی» مقررات قانون کار مستثنی شوند. مجلس ششم، این ماده قانونی را اجرایی و کارگاههای کوچک را از شمول قانون کار خارج کرد. در عین حال «کارگاههای خانوادگی» نیز موجبات فرارهای قانونی را فراهم میکند. طبق ماده ۱۸۸ قانون کار، «کارگران کارگاههای خانوادگی که انجام کار آنها منحصرا توسط صاحب کار، همسر و خویشاوندان نسبی درجه یک انجام میشود، مشمول مقررات قانون کار نمیباشد.» علاوه بر این، برای این معافیت بایستی آییننامهای توسط شورای عالی کار تهیه و به تایید هیات وزیران برسد. کودک کار ۱۹ میلیون حاشیهنشین در کشور؛ پدیدهای که با کار کودک گره خورده است
پدیده کار کودک وابسته و همزاد پدیده فقر است. فاصله فاحش حداقل دستمزد با سبد معیشت خانوار و بیکاری سبب میشود تا خانوادههای این کودکان به دلیل عجز و ناتوانی در تامین معیشت مجبور باشند تا کودکانشان را به دل خطر خیابانها بسپارند.
هادی شریعتی(فعال حقوق کودکان) در این باره میگوید؛ مشکلات اقتصادی یک خشونت اقتصادی را به صورت سیستماتیک به جامعه تزریق میکند. این مساله بر زندگی طبقه فرودست، حاشیهنشینان و خانوادههای کارگری اثر میگذارد و در واقع اولین قربانیان این خشونت، کودکان این خانوادهها هستند که در شرایط اضطراری و اجباری مجبور به ترک تحصیل و در نهایت جذب در بازار کار میشوند.
به گفتهی این فعال حقوق کودک، آمار ۱۹ میلیونی حاشیهنشینان، وجود سه هزار منطقه حاشیهنشین در کشور و روند رو به افزایش ورود کودکان به مشاغلی همچون زبالهگردی و کولبری، همه و همه نشان دهنده آن است که فقر به شکلی دردناک، در حال گسترش و قربانی گرفتن است.
شریعتی معتقد است؛ بحران اقتصادی و کاهش سطح معیشتی طبقات فرودست، حتی خردسالان را نیز به بازار کار کشانده است.
کودکان کار
خیلی از این کودکان تک سرپرست هستند. برخی مجبور میشوند تا قید درس و تحصیل را بزنند. بالابردن دستمزد و کاهش بیکاری قطعا ریشهایترین راهحل این مشکل است. با این حال این روزها NGO ها و انجمنهای مرد نهاد اقدماتی برای کاهش آسیبهای پدیده کار کودک انجام میدهند. آنها تلاش میکنند تا با اقدامات پوششی، از جمله فراهم کردن امکانات آموزشی و بهداشتی برای کودکان و ایجاد تفریحات و ورزشها و مددکاری برای تقویت روحیه آنها به لحاظ روانی، زندگی این کودکان را بهبود ببخشند. خانه کودک ناصر خسرو وابسته به انجمن حمایت از حقوق کودکان یکی از چندین سازمان مردمی و اجتماعیای است که در حوزه حقوق کودکان کار میکنند.
درباره کودکانی که در مغازههای فروش لوازم یدکی کار میکنند
قدسیه کلهر (مددکار خانه کودک ناصر خسرو) درباره اقدامات این تشکل مردمی در خصوص کودکان کار میگوید؛ خانه کودک از سال ۸۰ کارش را در منطقه ناصرخسرو شروع کرده و پروژه آموزشی و حمایتی است. برای بچههای کار و دستفروش پروژه آموزشی و حمایتی داریم. امکانات رفاه، سلامت و مددکاری و ورزش به کودکان عرضه میشود.
این فعال حقوق کودکان بیان میکند: برای بچههای کار سوادآموزی و برای بچههای در شرایط دشوار امکانات دیگری داریم. چون بچهها کار میکنند و زمان زیادی ندارند مجبور هستیم صبح خیلی زود برایشان کلاس درس برگزار کنیم.
او تاکید میکند: در سالهای ۹۷ و ۹۸ حدود ۱۲۰ کدوک کار تحت پوشش خانه کودک ناصر خسرو است که از سوادآموزی استفاده میکنند. بچههای دیگر جزو پروژه سوادآموزی نیستند و از امکانات دیگری استفاده می کنند که حدود ۲۵۰ نفر هستند. خانه کودک شوش یکی دیگر پروژههای انجمن حمایت از حقوق کودکان است که با بچههای کار و خیابان کار میکنند. بچههای کار شوش نیز در همین حدود است.
کلهر میافزاید: در منطقه ۱۲ تهران تعداد زیادی از NGO ها که در حوزه کودکان کار میکنند در همین منطقه یعنی شوش، مولوی و هرندی مستقر هستند.
این فعال حقوق کودکان با بیان اینکه عمده بچههایی که اینجا هستند، در مغازه فروش لوازم یدکی کار میکنند، میگوید؛ خیابان امیرکبیر و سعدی به دلیل اینکه بورس فروش لوازم یدکی ماشین است، بچهها بیشتر در این مغازهها کار میکنند. بچههای زیادی نیز با چرخ کار می کنند یا دستفروشی میکنند. در حوزه بازار همچنین کارگاههای خیاطی، کیف دوزی وجود دارد که کودکان در آن مشغول به کار هستند.
بیشتر کودکان کار روزمزد هستند
وی در پاسخ به این سوال که این کارگاهها چه میزان دستمزد به کودکان میدهند، بیان میکند: بستگی دارد که روزمزد یا ساعتی باشند. مثلاً بچههایی که در کیف دوزی کارمیکنند کنتراتی برمیدارند. اکثر بچههای کار روزمزد هست و در سختترین شرایط کار میکنند. حقوق ماهیانه دریافت نمیکنند. مثلا بچههایی که تمام روز کار میکنند و ساعات کاری زیادی دارند، ممکن است تا یک میلیون تومان در ماه هم دریافت کنند.
کلهر با اشاره به اینکه بچههایی که صبح زود از سوادآموزی NGO ما استفاده میکنند، عموماً تک سرپرست هستند؛ اظهار میکند: اغلب این بچهها مهاجر و افرادی هستند که فقط برای کار وارد ایران شدهاند. اکثرا هم یک سرپرست دارند، مثلاً پدر یا برادر یا عمو و دایی سرپرستشان است.
به گفته این فعال حقوق کودکان؛ اغلب کودکان کار مهاجر در محیطهایی زندگی میکنند که کارفرما به آنها میدهد. مثلا انبار فروش فلان لوازم یدکی یک اتاق به بچهها داده و آنها میتوانند آنجا به صورت جمعی زندگی کنند. البته برخی دیگر هم محل زندگی دارند. برخی از بچههای کار مهاجر به مدرسه میروند. آنها بیشتر گل یا فال میفروشند یا در کارگاهها کار میکنند. خانواده آنها نیز اغلب خیلی پرتعداد هستند یا بعضا تک سرپرست. برخی از این بچههای مهاجر تحت پوشش خانه کودک ناصر خسرو کارت هویت یا پاسپورت دارند. تعداد زیادی از بچههای کار زیر پوشش خانه کودک ناصر خسرو؛ ایرانی هستند که در شرایط دشواری زندگی می کنند. البته اینها از امکانات آموزشی استفاده نمیکنند، بلکه از دیگر امکانات ما مثل مددکاری، بهداشتی و ورزشی استفاده میکنند.
کودکان کار بیشتر به بیماریهای ارتوپدی دچار میشوند
او اشاره میکند: مرکز بهداشت شرق با ما همکاری میکند. در عین حال از شهرداری پزشک میفرستند؛ در بخش بهداشت هر سال واکسیناسیون برای بچهها صورت میگیرد. اگر مشکل جسمی مثل ارتوپدی و چشم پزشکی داشته باشند، هه اینها را به بیمارستانها و مراکز درمانی ارجاع میدهیم.
کلهر بیان میکند: اغلب مشکلاتی که این بچهها دارند، مشکلات ارتوپدی است چون اغلب به یک حالت مینشینند و وسایل سنگین بلند میکنند، ساعتهای طولانی کار میکنند یا پشت چرخ خیاطی نشستهاند. بیشتر در بخش کمر، گردن و پا بیشتر مشکل دارند. برخی از بچهها با چرخهای خیابان و گاری کار میکنند که آسیبهای جسمی زیادی را متحمل میشوند و غالبا دچار کمر درد و بدندردهای شدید میشوند. این فعال حقوق کودکان با بیان اینکه این بچهها اغلب ۷ تا ۱۸ سال سن دارند و طبق مشاهدات ما سن بچههای کار سال به سال در حال کم شدن است و البته تعداد آنها در حال افزایش، تصریح میکند؛ بچههای مهاجری که قاچاق میشوند اصلا وضع خوبی ندارند. آنها مدارک هویتی ندارند حتی والدینشان که در ایران هستند هم مدرکی ندارند که اثبات شود سرپرستی دارند. البته بچههای مهاجر بدون کارت هویت که خیلی کوچک باشند، به بهزیستی منتقل میکنند.
در هفتمین روز اعتصاب غذا؛ ضرب و شتم و انتقال امیر ستاری رئوف به سلول انفرادی
امیر ستاری رئوف از بازداشت شدگان اعتراضات سراسری دیماه ۹۶ که اکنون در زندان تبریز تحمل حبس می کند، در هفتمین روز اعتصاب غذای خود پس از ضرب و شتم توسط مسئولین زندان به سلول انفرادی منتقل شد. وی در اعتراض به عدم رسیدگی و ایرادات موجود در پروندهاش از روز دوشنبه دست به اعتصاب غذا زده است زیرا علیرغم اتمام محکومیت ۷ ماهه وی، با گشایش پرونده جدید و تغییر حکم تائید و اجرا شده، محکومیت وی به ۵ سال حبس تعزیری افزایش پیدا کرده است.
به گزارش خبرگزاری هرانا، همزمان بودن این رفتار مسئولین زندان با هفتمین روز اعتصاب غذای ستاری رئوف، در کنار عدم پاسخدهی آنان در ارتباط با وضعیت کنونی وی باعث افزایش نگرانی خانواده این زندانی شده است. به گفته یک منبع نزدیک به خانواده این زندانی، انتقال ستاری رئوف به سلول انفرادی و ضرب و شتم وی در پی بروز درگیری لفظی با مسئولین زندان صورت گرفته است. جزئیات دقیقی از وضعیت فعلی وی در دست نیست. لازم به ذکر است امیر ستاری رئوف از تاریخ ۲۰ خردادماه دست به اعتصاب غذا زده است. وی روز دوشنبه طی تماسی که با نزدیکان خود داشته ضمن اعلام اعتصاب غذای خود دلیل این اقدام را اعتراض به تعویق در رسیدگی به پرونده و ایرادات موجود در آن عنوان کرده و این مشکلات را نتیجه دخالت های فراقانونی نهادهای امنیتی دانسته بود. امیر ستاری رئوف در تاریخ ۱۱ دیماه ۱۳۹۶ و در جریان اعتراضات سراسری دی ماه توسط مأموران امنیتی همراه با ضرب و شتم بازداشت و بعد از یک روز به دادسرای تبریز و پس از آن به بند قرنطینه زندان تبریز منتقل شد. این شهروند پس از ۲۵ روز با تودیع قرار وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی و تا پایان مراحل دادرسی آزاد شد. وی در تاریخ ۱۶ خردادماه ۹۷ توسط شعبه دو دادگاه انقلاب تبریز به اتهام “اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت ملی” به ۷ ماه حبس تعزیری محکوم شد و این حکم در شعبه ۳ دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان شرقی عینا به تائید رسید. امیر ستاری رئوف در تاریخ ۱۹ تیرماه سال گذشته جهت تحمل دوران محکومیت ۷ ماهه خود راهی زندان تبریز شد. در تاریخ ۲۷ شهریور ماه همان سال و در سومین ماه حبس مجددا توسط شعبه دوم دادگاه انقلاب تبریز به اتهام “توهین به رهبری” به ۶ ماه حبس تعزیری دیگر محکوم شد. شعبه ۱۱ اجرای احکام دادگاه انقلاب تبریز در تاریخ ۲۹ آبان ماه ۹۷ و بدون اطلاع این زندانی اقدام به تجمیع دو پرونده کرده و در پی این موضوع شعبه سوم تجدید نظر استان آذربایجان شرقی احکام صادره را «خلاف بیّن شرع» دانسته و حکم ۷ ماه محکومیت تائید و اجرا شده وی به ۵ سال حبس تعزیری افزایش پیدا کرده است.
سودهای میلیاردی شهرداری، پیمانکاران و اربابان از دسترنج کودکان زبالهگرد
پژوهشِ پرتوانی که فاجعه ی خصوصی سازی وظایف اجتماعی را برملا می سازد. سپردن وظیفه ی جمع آوری و برطرف ساختن بهینه زباله به پیمانکار خصوصی نمی تواند پیامدی جز آن داشته باشد که در پژوهش نشان داده می شود. پیشنهادهای ترمیمی مبتنی بر ٬٬تکنیک مهندسی اجتماعی٬٬ که مطرح می شود، راه حل واقعی برای حل آموزش و کار کودکان در جامعه نیست. بدون خروج از سیستم دیکته شده توسط سازمان های مالی امپریالیستی برای اجرای خصوصی سازی زندگی اجتماعی، راه حل نهایی بحران حاکم بر آموزش و کار کودکان و دیگر صحنه های هستی اجتماعی در ایران قابل بر طرف ساختن نخواهد بود. باید با گذار از رژیم دیکتاتوری که ابزار سرکوب برای اجرای این سیاست امپریالیستی است، شرایط نوسازی بنیادین ایران را ایجاد نمود.
ایرنا – آسو محمدی: چندی پیش در آستانه روز جهانی مبارزه با کار کودکان، پژوهش یغمای کودکی؛ پژوهشی در باب شناخت، پیشگیری و کنترل زبالهگردی در تهران به همت انجمن حمایت از کودکان در قالب پنل تخصصی در سالن ایوان شمسِ معاونت اجتماعی شهرداری تهران رونمایی شد. اما این پژوهش درباره زبالهگردی و زبالهگردان تهران چه میگوید؟ مسئلهای که از جغرافیایی به جغرافیای دیگر متفاوت است و چون موضوع صرفاً داخلی نیست و مهاجران افغانستانی هم دخیل هستند، آمارها، یافتهها و راهکارهای متفاوتی دارد. در ادامه به آمارهای جدید، یافتههای تازه و راهکارهای ارائه شده در این پژوهش میپردازیم.
از ۱۴ هزار زبالهگردِ تهران، ۴۷۰۰ نفر کودک هستند در ابتدا به آمارهای جدید این پژوهش بپردازیم. در نمودارهای آماری این پژوهش آمده است که ۱۴ هزار زبالهگرد در تهران وجود دارد که از این تعداد ۴۷۰۰ نفر کودک هستند. در این میان ارزش کل زبالههای خشک در سال ۹۷، ۲,۶۴۰ میلیارد تومان است که سهم زبالهگردها براساس خرید زباله از آنها و قیمت نهایی فروش آن ۴۱۰ میلیارد تومان است. براین اساس متوسط درآمد سالانه زبالهگردهای چرخی و کتفی ۱۹ میلیون و ۳۰۰ و درآمد ماهانه یک میلیون ۶۰۰ هزار تومان است. در کل میتوان گفت که ۱۵.۶ درصد از مجموع ارزش گفته شده به زبالهگردها میرسد و کودکان از این رقم تنها ۲.۴ درصد سهم دارند.
۵۷ درصد از زبالهگردها مواد مخدر مصرف میکنند بخش بعدی این پژوهش، یافتههایی بود بر اساس مطالعهای که حدود ۹ ماه در کل مناطق ۲۲ گانه شهر تهران، با ۳۰۲ زبالهگرد مصاحبه شده انجام گرفته بود که از این تعداد ۱۴۱ نفر کودک بودهاند. هر زبالهگرد بهطور میانگین ۱۰ ساعت کار میکند. براساس یافتهها نزدیک به ۵۷ درصد از زبالهگردها نوعی از مواد مخدر مصرف میکنند. همین امر سبب میشود کودکان هم زمینه اعتیاد داشته باشند. کودکان زبالهگرد قربانی اشکال مختلفی از خشونت و جرایم هستند و چارهای جز این نداریم که برای ساماندهی این کودکان مجموعهای از عوامل و راهکارها را برای حل نظاممند مسئله، در نظر بگیریم.
۸۹ درصد زبالهگردان غیرقانونی (مهاجر)، ۱۱ درصد قانونی در این میان ۸۹ درصد از این زبالهگردها مهاجران غیرقانونی و تنها ۱۱ درصد بهصورت قانونی مشغول به کار هستند. این موضوع به این دلیل اتفاق میافتد که در ایران سیستم ویزا و اخذ کار نداریم که باید تسهیل شود. ۷۳ درصد به هنگام کار زخمی شدهاند و ۷۳ درصد خشونت را در این چرخه تجربه کردهاند که بیشترین خشونت را شهرداری و بخش بازیافت با ۶۹ درصد اعمال کردهاند. همچنین ۳/۵۴ درصد بیسواد هستند و تنها ۷/۳ درصد از این افراد سواد قرآنی دارند. بخش سوم این پژوهش راهکارهایی برای حل این معضل بود. در این بخش هم اطلاعات جالب و در نوع خود مفیدی برای مواجهه با این پدیده به دست آمده است. در این بخش آمده است که شهرداری جمعآوری زبالههای تهران را ۲۰۰ میلیارد تومان به پیمانکاران کرایه داده است. پیمانکاران از جمعآوری این زبالهها ۵۶۶ میلیارد کسب سود میکنند؛ یعنی حدود یک و نیم برابر سود. در ادامه ۱,۴۶۱ میلیارد تومان هم سود اربابان و صاحبان کار است و در نهایت کمترین سودش ۴۱۶ میلیارد باشد به کودکان زبالهگرد میرسد.
راهکاریهایی برای حل پدیده زبالهگردی در آخر کامیل احمدی، مردمشناس، پژوهشگر و سرپرست این پژوهش به ارائه راهکارهایی برای برونرفت از این مسئله پرداخت: فراهم کردن زیرساختهای آموزش شهروندی از اقدامات موثر در حل این موضوع خواهد بود. برای مثال هنوز شهروندان زبالههایشان را تفکیک نمیکنند. اگر مسئولیتپذیری شهروندان در تفکیک زباله در منزل اتفاق بیفتند بخشی از این مشکل برطرف خواهد شد. حذف کودکان زبالهگرد زیر ۱۵ سال از چرخه کار از دیگر پیشنهادهای این پژوهش است. احمدی میگوید: تحت لوای هیچ قانونی کودکان زیر ۱۵ سال نمیتوانند وارد سازوکار جمعآوری پسماند شوند. برگشت دادن این مهاجران زیر ۱۵ سال با هماهنگی دولت افغانستان و بازگشت آنها به چرخه آموزش از جمله راه حلهای پیشنهادی ماست. راه حل بعدی این است که ماندن کودکان بالای ۱۵ سال زبالهگرد در ایران، مشروط به داشتن یک سرپرست است. اکثر کودکان زباله گرد در ایران یک سرپرست درجه یک دارند. اگر این افراد با همکاری برخی از دستگاههای دولتی بتوانند مهارتی را بیاموزند، میتواند کمک کننده باشد. پیشنهاد آخر احمدی در بعد سیاستگذاری است. وی میگوید: تصویب یا تسریع لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان و استفاده از ظرفیتهای بالقوه آن برای اتخاد تصمیمها، استراتژیها و بودجهگذاری برای کاهش کار کودک و زبالهگردی کودکان میتواند به حذف همه اشکال کار کودکان منجر شود.
در نهایت براساس یافتههای این پژوهش فقر و فقدان فرصتهای اقتصادی و شیوه غلط مدیریت پسماندهای شهری مسبب اصلی زبالهگردی و زبالهگردی کودکان است و آنچه مسلم است این است که شیوه واگذاری جمعآوری زبالهها به پیمانکاران کاملاً اشتباه است. زیرا پیمانکاران از کودکان (کمهزینه و سودآور) برای جمعآوری زبالهها استفاده کنند، آن هم در حالی که حتی ابزارهای پیش و پا افتاده برای جمعآوری زباله، در اختیار کودکان قرار نمیدهند. علاوه بر مشکلات یاد شده، شهرداری هم هیچ نظارتی بر کار پیمانکاران ندارد.
خودکشی سه نفر در نسیم شهر و گچساران به دلیل بیکاری و مشکلات اقتصادی
آفت خصوصی سازی وظایف اجتماعی
پژوهشِ پرتوانی که فاجعه ی خصوصی سازی وظایف اجتماعی را برملا می سازد. سپردن وظیفه ی جمع آوری و برطرف ساختن بهینه زباله به پیمانکار خصوصی نمی تواند پیامدی جز آن داشته باشد که در پژوهش نشان داده می شود. پیشنهادهای ترمیمی مبتنی بر ٬٬تکنیک مهندسی اجتماعی٬٬ که مطرح می شود، راه حل واقعی برای حل آموزش و کار کودکان در جامعه نیست. بدون خروج از سیستم دیکته شده توسط سازمان های مالی امپریالیستی برای اجرای خصوصی سازی زندگی اجتماعی، راه حل نهایی بحران حاکم بر آموزش و کار کودکان و دیگر صحنه های هستی اجتماعی در ایران قابل بر طرف ساختن نخواهد بود. باید با گذار از رژیم دیکتاتوری که ابزار سرکوب برای اجرای این سیاست امپریالیستی است، شرایط نوسازی بنیادین ایران را ایجاد نمود
طی روزهای گذشته دو شهروند از جمله یک مادر ۱۹ ساله در نسیم شهر تهران به دلیل مشکلات اقتصادی اقدام به خودکشی کرده و جان خود را از دست دادند. همزمان یک شهروند دیگر اهل شهر گچساران واقع در استان کهگیلویه و بویراحمد نیز به دلیل بیکاری خودکشی کرده است.
به گزارش هرانا روز پنجشنبه ۲۳ خردادماه ۱۳۹۸، یک شهروند ساکن نسیم شهر تهران به دلیل شرایط بد اقتصادی در منزل پدری خود دست به خودکشی زده و جان خود را از دست داد. وی فاطمه اسدپور ۱۹ ساله و مادر یک فرزند دو ساله بوده است. یک منبع مطلع در خصوص خودکشی فاطمه اسدپور به گزارشگر هرانا گفت که وی با مصرف قرص اقدام به خودکشی کرده است. به گفته یک منبع مطلع خانم اسدپور به دلیل مشکلات اقتصادی از پنج ماه پیش بصورت جدا از همسر و فرزند خود و در منزل پدریاش زندگی می کرد. گفته میشود که همسر وی به کارگری اشتغال داشته و طی چند ماه گذشته حقوقاش پرداخت نشده بود. بر اساس اطلاعات دریافتی از این منبع مطلع، همچنین طی هفته گذشته یک شهروند ۲۲ ساله اهل زنجان و ساکن نسیمشهر به نام “رحمان” که نام خانوادگی وی احراز نشده نیز دست به خودکشی زده و جان خود را از دست داده است. گفته میشود این شهروند ۲۲ ساله به شغل “کفسابی” اشتغال داشته و دلیل خودکشی وی نیز شرایط بد اقتصادی گزارش شده است. نسیمشهر مرکز بخش بوستان شهرستان بهارستان در استان تهران است. این شهر در ۱۵ کیلومتری جنوب غرب تهران قرار گرفته است. یک شهروند دیگر در شهرستان گچساران نیز به دلیل بیکاری و مشکلات اقتصادی اقدام به خودکشی کرده و جان خود را از دست داده است. نام وی شایان پرور اعلام شده است.