سیاست بازار آزاد زیر فشار اعتراضی نیروی کار!

اعتراف احمد توکلی و مبارزه برای ارتقای
دستمزدها

احمد توکلی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران می‌گوید که
قدرت خرید کارگران به نصف کاهش یافت و طی ۹ ماه ۷۴۴ هزار کارگر شغل خود را از دست دادند.
به گزارش زمانه، او شنبه ۲۵ خرداد در گفت‌وگو با سایت خانه ملت، وابسته به مجلس شورای اسلامی، سیاست‌های
ارزی دولت را موجب بیکاری کارگران و رکود در بخش تولید دانست.
توکلی میانگین نرخ تورم در سال ۱۳۹۷ را ۴۷,۵ درصد اعلام کرد و گفت که قدرت خرید کارگران با دستمزد یک میلیون و ۳۵۰ هزار تومان در پایان سال به حدود ۶۵۰ هزار تومان کاهش پیدا کرد.
او سیاست شورای عالی کار در حوزه دستمزد را موجب خالی
شدن سفره مزدبگیران دانست. به گفته توکلی، افزایش حداقل دستمزد در سال جاری، تنها ۲۰ درصد از کاهش قدرت خرید در سال گذشته را
جبران می‌کند.
شورای عالی کار حداقل دستمزد امسال را حدود یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان تعیین کرد که کمتر از نصف سبد
معیشت برآورد شده کمیته مزد این شورا است.

مبارزه برای ارتقای  سطح دستمزد در ایران می تواند نقش عمده ای در تجهیز طبقه کارگر علیه سیاست اقتصادی رژیم دیکتاتوری ایفا سازد

***

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
شنبه  ۲۵ خرداد ۱٣۹٨ –  ۱۵ ژوئن ۲۰۱۹

سرانجام پارلمان و دولت فرانسه درخواست ها برای برگزاری رفراندوم با موضوع “مخالفت با خصوصی سازی مجموعه فرودگاههای پاریس مشهور به گروه ADP ” را پذیرفت.این رویداد، یکی از نتایج اعتراضات هفت ماه گذشته جنبش موسوم به جلیقه زردهاست. 
مخالفت با خصوصی سازی در ماههای اخیر افزایش یافته است. 
سیاست اقتصاد نئولیبرالیستی ریگان- تاچر ورویکرد به قوانین بازارآزاد و خصوصی سازی بویژه دوران پس از فروپاشی جهان دو قطبی ، تمام مناسبات اقتصادی را تحت سیطره خود گرفت و با تعرض به منافع طبقه مزدبگیرجهان، تلاش نمود که دستاوردهای معیشتی این طبقه را که طی سالها مبارزه به دست آورده بود ، بازپس گیرد. 
سرمایه برای سود بیشتر، به بازبینی قوانین علیه نیروی کار پرداخت. 
از افزایش سن بازنشستگی و کاهش خدمات بیمه ای گرفته تا مالیات و کاستن از خدمات رفاهی و مزد همچنین با پائین آوردن قدرت خرید و توان اقتصادی کارگران، ضریب رشد بیکاری هم بالاتر رفت. 
در نتیجه صف بندی اصلی در جوامع، یعنی کشمکش بین اکثریت ۹۹ درصدی مردم و اقلیت یک درصدی قدرتمند بصورت آشکار و حادتر به پیش رانده شد. 
اما در ایران ، سیاست خصوصی سازی وتعرض به نیروی کار، ابعاد ویرانگرتری برجای گذاشت. 
بیش از سه دهه است که با رویکرد خصوصی سازی ، کارخانجات دولتی و منابع عمومی دستخوش دست درازی توسط افراد و نهادهای دایره قدرت قرار گرفتند. 
نتایج سیاست تاراج منابع دولتی و تصاحب آنها توسط آقازاده ها و شخصیتهای بانفوذ معطوف به قدرت با قیمتهای نازل و ساختگی و تعرض به منابع عظیم بانکی و دور زدن قوانین همراه با در اختیار داشتن قدرت سیاسی و امنیتی ، شرایط فلاکتباری ست که بر طبقه مزدبگیر تحمیل شده و سالهاست که گریبانگیر مردم است. 
این سیاست در ایران اکنون با شتابی بیشتر به همه عرصه های زندگی، از کارخانجات تولیدی تا موسسات خدماتی، از حمل و نقل تا بهداشت و درمان و آموزش چنگ انداخته و هرآنچه که میتواند منبع درآمد ثروتی برای شخصیت ها و وابستگان حلقه ی قدرت باشد، بی نصیب نمانده است. 
مقاومت و اعتراض مزدبگیران و بازنشستگان و سایر اقشارمردم به این چپاول و اختلاس ها و موجی بیسابقه از گرانی های مایحتاج عمومی، محور مبارزات و صحنه اصلی رویاروئی مردم با قدرت حاکم شده است. 
در فرانسه مبارزات چندین ماهه جنبش مزدبگیران موسوم به جلیقه زردها حداقل در این زمینه دستاوردهائی داشته و هیئت حاکمه فرانسه را به عقب نشینی وادار کرده است. 
آیا در ایران هم ما مزدبگیران میتوانیم تعرض بیشتر سرمایه و سیاست خصوصی سازی را متوقف و به مطالبات حق طلبانه خود دست یابیم؟ 
پاسخ مثبت در گرو قدرت متحدانه و حضور و اعتراض مستمر کارگران، بازنشستگان، بیکاران و سایر اقشار اجتماعی برای مطالبات معیشتی در جامعه است. 

“شورای بازنشستگان ایران” 
۹۸/۳/۲۵




نازنین زاغری بار دیگر دست به اعتصاب غذا زد

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
شنبه  ۲۵ خرداد ۱٣۹٨ –  ۱۵ ژوئن ۲۰۱۹

همسر نازنین زاغری، شهروند ایرانی‌بریتانیایی که در ایران زندانی‌ست، روز شنبه ۲۵ خرداد اعلام کرد که «وی در اعتراض به حبس ناعادلانه خود» و همزمان با پنجمین زادروز دخترشان دست به اعتصاب غذا زده است.

ریچارد رتکلیف در بیانیه‌ای اعلام کرد که خانم زاغری روز شنبه در تماسی تلفنی به او خبر داد که اعتصاب غذای تر را شروع کرده است.
به گفته آقای رتکلیف، خانم زاغری به او گفت که موضوع اعتصاب غذا را از مدت‌ها پیش به مقام‌های زندان اطلاع داده بود.
همسر خانم زاغری همچنین در این بیانیه گفته است که نازنین پیش از این اعلام کرده بود «اگر در پنجمین زادروز گابریلا او همچنان در زندان باشد، دست به کاری خواهد زد تا به هر دو دولت [ایران و بریتانیا] یادآور شود دیگر بس است».
به گفته رتکلیف، نازنین زاغری در این تماس تلفنی به نظر عصبی می‌آمد اما خودش را آرام نشان می‌داد و در صحبت‌هایش تاکید داشت که خواسته‌اش برای پایان اعتصاب غذا آزادی بدون قید و شرط است.
نازنین زاغری‌رتکلیف، کارمند بنیاد خیریه تامسون‌رویترز، فروردین ۱۳۹۵ هنگام بازگشت از ایران در فرودگاه بازداشت و به «تلاش برای براندازی» حکومت ایران متهم شد.




درس های جنبش سبز و راه تحول مثبت

چکیده :هرچند امروز جنبش سبز به معنای خیزش اعتراضیِ مردم که در سالهای ۸۸ و ۸۹ شاهد بودیم حضور ندارد اما طبیعتِ هر جنبش اجتماعی تا زمانی که به نتیجه قطعی نرسد،همین فراز و فرودهاست.آن واقعه،برچسبِ قطعیِ خصلت‌ِ جنبشی بودن را بر جامعه ایران زده‌است و می‌بینیم همه مانورهای به ظاهر رفرمیستی که می‌خواهند به‌گونه‌ای خود را آلترناتیو جنبش مطرح کنند ناکام‌می‌مانند.بدین معناست که می‌گوییم آن جنبشِ اعتراضی همچنان زنده است و این که امروز یا فردا به چه عنوانی یا با چه رنگی خود را معرفی کند،تفاوتی در واقعیت ماجرا نخواهد…
www.kaleme.com

#۳۰اقتراح

#ده‌سالگی‌جنبش‌سبز

#نوشته‌‌هفتم

کلمه:چرا سالیان گذار از جنبشی سرکوب شده و رهبرانی همچنان محصور، در سرنوشت و روزگار ما موثر است و چرا باید به آن اندیشید و از اندیشیدن بدان چه مقصودی در پی است؟ این پرسش ها، مسائل اساسی نسل امروز در قبال پدیده ای تاریخی یا راهی پیموده شده یا رخدادی جاری و زنده همچون جنبش سبز است که بنا به هرکدام از معانی اش در انتظار پاسخ هایی است: در برابر این پرسش که چرا همچنان در ایران امروز با تمام تغییر و تحولات رخداده و سرنوشت هولناک و سخت ملت، از جنبش سبز سخن می‌گویید و برای آن اهمیت قائلید، چه پاسخی داریم؟

کلمه مسئله فوق را در قالب یک اقتراح با مخاطبان خود در میان گذارده و پاسخ نویسندگان و فعالان و صاحبنظران را در روزهای آتی که جملگی ایام موسوم به شکل گیری و ریشه دوانی جنبش سبز ملت ایران است، منتشر می کند. همچنین این باب گشوده است تا تمامی نویسندگانی که خود را مخاطب این پرسش ها می یابند و برای آن دغدغه یا مسئله ای دارند پاسخ خود را برای ما ارسال کنند تا رنگین کمان ملت که در خرداد ۸۸ برآمد و آن جنبش بیافرید، سهم خود و حق خود را در نقش آفرینی در تولید متون و ادبیات دهمین سالگرد جنبش سبز ادا کند.

متونی که در ایام آتی ذیل مسئله فوق در کلمه منتشر می شوند حاوی نکاتی سرنوشت ساز و تذکراتی بنیادین اند؛ برخی از نویسندگان بر شکل گیری مجمعی ملی برای نجات ایران از قید و بند استبداد سیاه حاکم بر آن تاکید کرده اند. دسته ای خواهان مشارکت زنده و موثر رهبران جنبش، بویژه مهندس میرحسین موسوی در قبال مسائل و رخدادهای حیاتی پیشاروی کشور و ملت شده اند و جمعی از اصلاح بنیادین قانون اساسی سخن رانده اند. در تمامی متون فوق آنچه به چشم می خورد دغدغه منافع کشور و حقوق ملت و رهایی ایران در کنار انتقادات اساسی به جنبش و نحوه پیش برد و سرکوب آن نهفته است و کلمه بی کم و کاست و ذره ای قضاوت یا دخالت به انتشار آنهمه دست می یازد. این مرام مهندس موسوی و مشی حیاتی و زندگی بخش حاکم بر جنبش سبز است که مبتنی بر فراهم آوردن امکان مشارکتی معنادار و واقعی می کوشد بخشی از تمامی آنچه نویسندگان وطن دوست ایرانی در ذهن می پرورند و بر قلم جاری می سازند را در صفحات خود منتشر کند و محملی باشد برای یافتن راه رهایی کشور و آزادای ملت و سعادت ایرانیان.

بدان امید

علی رضا رجایی

ساختار قدرت در ایران بوضوح معیوب است و چنانچه کسی تصور کند با اتخاذ یک مشی سیاسیِ رفرمیستی و بدون حداقلی از اندیشه و ساز و کار مقاومت می‌توان از این مهلکه خلاصی یافت،لابد که جمع‌بندی روشنی از تاریخ چهل‌ساله‌ی اخیرِ ایران ندارد.اما این عنصر مقاومت در هیچ جریان سیاسی با رجزخوانی و خط و نشان کشیدنهای از راه دور خلق نخواهد شد.جنبش سبز این مقاومت را به شکلی عینی و بارز نشان داد و رهبران و پویندگان جنبش،صلاحیت خود را با پاپس‌نکشیدن از مواضع اصولی خود به اثبات رساندند.ما نمی‌توانیم آینده تاریخ را پیش‌بینی کنیم اما جمع‌بندی ما از ده سال گذشته و از سخت‌جانی استیلاگری حاکم،درستی انتخابهای جنبش سبز و مقاومت اصولی آن را به اثبات می‌رساند به گونه‌ای که هیچ شکل مثبتی از تحوّل،بدون‌ به کارگیری درسهای بزرگ این ‌جنبش به انجام نخواهد رسید.

تاریخ امروز ما در‌گیرودار تعارضها و منازعات عظیمی است و واضح است که در هر سوی این تعارضها یک نیروی اجتماعی وجود دارد که کوشش می‌کند سمت و سوی حرکت را به سمت منافع یا علائقِ خود سوق دهد.بنا به یک تعبیر قدیمی،کمّیتِ این تلاطمها در لحظات مشخصی بروز”کیفی”می‌یابند و در همین نقاط کیفی است که می‌توان جمع‌بندبهای استراتژیک داشت.جمع‌بندی استراتژیک تنها و صرفاً یک تحلیل یا یک دستگاه نظری نیست بلکه مجموعه‌ای از یک کل است که از دل آن سازماندهی،خط مشی و چشم‌انداز آینده نیز خلق می‌شود.

به طور خلاصه جنبش سبز از همه ویژگیهای گفته شده برخوردار است و درست به همین دلیلِ قرار گرفتن در نقطه‌ای تعیین کننده است که در معرض سنگین‌ترین سرکوبها نیز قرار گرفت.بیش از سیصد شهید و چند هزار زندانی و حصر رهبران این ‌جنبش،بخش مهمّی از کارنامه‌ی مقاومتِ این جنبش است که درباره تمامی ابعاد آن به طور کامل مستندسازی صورت نگرفته‌است.

جنبش سبز حاصل مواجه‌ی جامعه مدنی با استبداد و انسداد سیاسیِ حاکم است و به طور مشخص آن را باید در ذیلِ عنوان کلّیِ”بحران دموکراسی در ایران” تحلیل کرد.وقوع این جنبش نشان داد نهاد انتخابات ابزار کافی برای حلّ این بحران نیست زیرا این نهاد اولّاً فاقدِ آزادیِ کامل است،ثانیاً در عین محدودیتهای حقوقیِ فراوان از تعرّض و تجاوز مصون نیست و ثالثاً هیچ درجه‌ای از اختیار کامل را برای انتخاب‌شوندگان تامین نمی‌کند.اما بقای یک دستاورد سیاسی مستلزم آن است که در سازمان و تشکیلاتِ مشخصی تعیّن بیابد و در عین حال در قالب تئوری سیاسی صورتبندی شود و در نهایت به شکل برنامه،چشم‌انداز و استراتژی آن را پیگیری کرد.در غیر این صورت یک رخداد سیاسی با هر اندازه از اهمیت رفته‌رفته از خاطره‌ی جمعی محو خواهد شد و البته که سانسور و سرکوب با همدستی سازشکارانه‌ی گروه‌های”میانه‌باز”و”اپورتونیست”در این زمین‌گیر شدن نقشی اساسی ایفا خواهند کرد.

هرچند امروز جنبش سبز به معنای خیزش اعتراضیِ مردم که در سالهای ۸۸ و ۸۹ شاهد بودیم حضور ندارد اما طبیعتِ هر جنبش اجتماعی تا زمانی که به نتیجه قطعی نرسد،همین فراز و فرودهاست.آن واقعه،برچسبِ قطعیِ خصلت‌ِ جنبشی بودن را بر جامعه ایران زده‌است و می‌بینیم همه مانورهای به ظاهر رفرمیستی که می‌خواهند به‌گونه‌ای خود را آلترناتیو جنبش مطرح کنند ناکام‌می‌مانند.بدین معناست که می‌گوییم آن جنبشِ اعتراضی همچنان زنده است و این که امروز یا فردا به چه عنوانی یا با چه رنگی خود را معرفی کند،تفاوتی در واقعیت ماجرا نخواهد داشت.

جنبش سبز تنها یک حرکت سلبی و اعتراضِ موردی در قبال تجاوز به حقوق اساسی مردم نبود.بتدریج و از دل این اعتراض،چشم‌اندازهای یک راه حل خلق شد و همان بود که میرحسین را برآن داشت تا به رسانه و سازمان سیاسی به طور جدّی بیندیشد و ضرورت شکل‌دهی به یک ‌اپوزیسیونِ همه‌جانبه را مدّنظر قرار دهد.این یک تفاوتِ مشی آشکار از روندی بود که پس‌از خرداد ۷۶ پیگیری می‌شد و برخلاف آن،رهبران جنبش از ورود به خیابان بیم نداشتند،از حضور اعتراضی مردم حمایت می‌کردند،به مصلحت‌اندیشیهای سازشکارانه که حقوق اساسی مردم را نادیده می‌گرفت،تن ندادند و برای نرم کردن تیغ سرکوبِ اربابان قدرت،به مغاک مداهنه و مجیز گویی درنیفتادند.چنین اتفاق نادری را نمی‌توان با تمهیدات فریبکارانه نادیده گرفت و آن را از صفحات تاریخ ایران با دروغ و نیرنگ پاک کرد.این است که جنبش سبز بخش گریزناپذیری از تکاپوی فکری و عملی برای کشف حلّ بحرانِ دموکراسی در ایران است و از آنجا که میرحسین،دموکراسی اجتماعی را در این ‌جنبش نمایندگی می‌کرد،چشم‌انداز نهاییِ جنبش،بر دموکراسی اقتصادی و خلع ید از الیگارشی رانتیِ ایران و اعاده‌ی حقوقِ محرومان و حاشیه نشینان در کنار خلع ید از پیشواسالاریِ مزمن و ارتجاعی تاکید دارد.

ساختار قدرت در ایران بوضوح معیوب است و چنانچه کسی تصور کند با اتخاذ یک مشی سیاسیِ رفرمیستی و بدون حداقلی از اندیشه و ساز و کار مقاومت می‌توان از این مهلکه خلاصی یافت،لابد که جمع‌بندی روشنی از تاریخ چهل‌ساله‌ی اخیرِ ایران ندارد.اما این عنصر مقاومت در هیچ جریان سیاسی با رجزخوانی و خط و نشان کشیدنهای از راه دور خلق نخواهد شد.جنبش سبز این مقاومت را به شکلی عینی و بارز نشان داد و رهبران و پویندگان جنبش،صلاحیت خود را با پاپس‌نکشیدن از مواضع اصولی خود به اثبات رساندند.ما نمی‌توانیم آینده تاریخ را پیش‌بینی کنیم اما جمع‌بندی ما از ده سال گذشته و از سخت‌جانی استیلاگری حاکم،درستی انتخابهای جنبش سبز و مقاومت اصولی آن را به اثبات می‌رساند به گونه‌ای که هیچ شکل مثبتی از تحوّل،بدون‌ به کارگیری درسهای بزرگ این ‌جنبش به انجام نخواهد رسید.




همیشه پیگیر معرفی آمران و عاملان این جنایت خواهم بود

چکیده :کلمه- گروه خبر: پروین فهیمی، مادر سهراب اعرابی از شهدای جنبش سبز که ۱۰ سال پیش در چنین روزی مفقود و پس از آن خبر کشته شدن او به خانواده اش اعلام شد، با انتشار یادداشتی بر تداوم حق خواهی پرونده‌ی فرزندش تاکید کرد. سهراب اعرابی در راهپیمایی دوشنبه ۲۵ خرداد ۸۸ از مادرش جدا…

www.kaleme.com

کلمه- گروه خبر: پروین فهیمی، مادر سهراب اعرابی از شهدای جنبش سبز که ۱۰ سال پیش در چنین روزی مفقود و پس از آن خبر کشته شدن او به خانواده اش اعلام شد، با انتشار یادداشتی بر تداوم حق خواهی پرونده‌ی فرزندش تاکید کرد.

سهراب اعرابی در راهپیمایی دوشنبه ۲۵ خرداد ۸۸ از مادرش جدا شد و شب به خانه بازنگشت. پروین فهیمی هر روز صبح برای یافتن نشانه‌ای از پسرش به دادگاه انقلاب می‌رفت و هر بعد از ظهر عکس سهراب را جلوی در زندان اوین می برد و این عکس سهراب بود که در میان همه‌ی آزاد شده‌ها دست به دست می شد تا نشانی از او پیدا شود. سهراب هرگز به خانه بازنگشت.

خانم فهیمی در این نوشتار، اعلام کرده است: حاکمیت که درخواست بخشش یک مادر بر سر پایان حصر و آزادی زندانیان سیاسی را نادیده انگاشت، پاسخگوی خون‌های جوانان ما نیز نبوده است. من نیز همیشه پیگیر معرفی آمران و عاملان این جنایت خواهم بود.

مادر سهراب اعرابی پیش از این گفته بود در صورت آزادی بی قید و‌شرط زندانیان سیاسی و‌رفع حصر از خون فرزندم خواهم گذشت، موضوعی که حکومت به آن عمل نکرد.

به گزارش کلمه، متن کامل این یادداشت در ادامه میاید:

امروز سالگرد ۲۵ خرداد سال ۱۳۸۸ است.

روزی بزرگ درتاریخ آزادیخواهی و مطالبات مردمی کشورمان ایران.

روزی که خاطره آن در یادها زنده خواهد ماند و فراموش نخواهد شد.

روزی که مردم ایران با همبستگی و همدلی با وحدت و یک صدای واحد نسبت به انتخابات مهندسی شده حاکمیت اعتراض کردند و حق‌الناسی که مورد ظلم واقع شده بود را تذکر دادند.

روزی که نمونه آن همبستگی میان مردم را در تاریخ ایران کمتر میتوان یافت.

روزی که زنان و مردان کشورمان با احساس وظیفه نسبت به خواسته‌های برحق خود بدون فرمان گرفتن از کسی با سکوت به خیابانها آمدند.

انتخاباتی که مردم و به ویژه جوانان با شور وشوق و هزاران آرزو و امید به صحنه آمدند تا مطالبات خود را از مسیر انتخابات و کاندیدای محبوبشان پیگیری کنند. امثال فرزند من سهراب بسیار بودند که به امید تغییر در روش حکومت و برقراری آزادی اندیشه و عدالت و انتخابات آزاد آنچه که به آن معتقد بودند را به حاکمیت یادآوری کردند؛ اما با کمال تاسف افراطیون جوانان برومند مملکت را با گلوله‌های خود به خاک و خون کشیدند و بسیاری از فعالین سیاسی را به زندان بردند تا آنچه که خود می پسندند را به مردم حق‌طلب ایران تحمیل کنند.

آیا بعد از گذشت ده سال زمان آن نرسیده است که از جنایت وخیانت خود در حق مردم و بخصوص جوانان ما که در خاک و خون غلتیدند از ما خانواده‌ها تقاضای بخشش بنمایند و آمران وعاملان این جنایتها را معرفی کنند؟

من به سهم خودم بعنوان یک مادر دلسوخته از حاکمیت نظام و قوه قضاییه و تمامی قضات عادل و مراجع رسیدگی به پرونده فرزندم سهراب اعرابی را خواستارم و تا جان در تن دارم از این حق خود نخواهم گذشت.

حاکمیتی که درخواست بخشش یک مادر بر سر پایان حصر و آزادی زندانیان سیاسی را نادیده انگاشت و همچنان پاسخگوی خون‌های جوانان ما نبوده است. من نیز مصرانه و تا همیشه پیگیر معرفی آمران و عاملان این جنایت خواهم بود.

آن انتخابات که با خونریزی و گرفتن جان عزیزمان گذشت؛ اما حاکمیت اقتدارگرا پس از آن نیز بارها تلاش کرده با تحمیل نظر خود به مردم حق طلب ایران، رای و نظرشان را نادیده بگیرد؛ اما با ایستادگی و مقاومت مردم روبرو شده و در این میان اگر چه به رفتار خود در پایبندی به خواسته مردم تن نداده است؛ آیا این مساله را باور کرده که نمیتواند با خواسته های مردم شوخی کند و پافشاری در این راه، مسیری جز بن بست نخواهد بود؟

مردم در ادامه راه خود در انتخابات بعد از ۸۸ با اتمام حجت بر حق الناس شرکت کردند که همین ایستادگی باعث انتخاب رییس جمهوری متفاوت با نظر حاکمیت شد؛ اما همچنان اختلافات پایان نیافته و در بر همان پاشنه دلخواه حاکمیت میچرخد و این نظارت استصوابی است که به زور به مردم تحمیل شده و میشود.

ده سال از پایمال شدن آرا و نظر مردم گذشته است؛ آیا هنوز بعداز ده سال به این نتیجه نرسیده‌اند که مردم ایران هنوز با متانت و صبوری بر خواسته‌های خود قاطعیت دارند؟

آیا متوجه نشده‌اند که مردم ایران خواهان زندگی آرام و آسایش و امنیت هستند و منافع ملی کشور برایشان اهمیت دارد و حاضر نیستند با هیچ کشوری چه همسایه و غیر به مقابله بپردازند و هیچگاه از جنگ و خونریزی حمایت نکرده‌اند؟

ایکاش حاکمیت اقتدارگرا باور کند که اکثریت مردم ایران چه در داخل و چه در خارج از کشور اهداف صلح‌جویانه خود را از طریق مسالمت آمیز پی خواهند گرفت و در دراز مدت حتما به آن خواهند رسید.

در پایان لازم میدانم اعلام نمایم که مخارج دهمین سالگرد فرزندم سهراب اعرابی شهید جنبش سبز ایران را به سیلزدگان هدیه می‌نمایم تا اجر آن به روح بزرگش برسد.

با یاد و درود بر تمامی هموطنان وطن پرست و آزادیخواه که طی سالهای متمادی و در جنگ جانشان را در راه وطن و رسیدن به صلح و آزادی ،عدالت و اهداف انسانی هدیه کردند.

و یاد میکنم از کشته شدگان و آسیب دیدگان و زندانیان سیاسی بعداز انتخابات ۸۸٫

یاد میکنم از محصورین عزیزمان مهندس میرحسین موسوی، شیخ مهدی کروبی و بانوی سبزمان زهرا رهنورد و همچنین سید محمدخاتمی.

به امید آزادی ورفع حصر شان

به امید روزهای بهتر برای ایران وایرانیان

پروین فهیمی خرداد ۱۳۹۸ 




بیانیه اتحادیه آزاد کارگران ایران در اعتراض به تداوم بازداشت دستگیرشدگان روز جهانی کارگر

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
شنبه  ۲۵ خرداد ۱٣۹٨ –  ۱۵ ژوئن ۲۰۱۹

عاطفه رنگریز، ندا ناجی، مرضیه امیری و کیوان صمیمی که همراه با کارگران و بازنشستگان در تجمع مقابل مجلس در روز یازدهم اردیبهشت دستگیر شدند هنوز در بازداشت به سر میبرند. قرار بازداشت کیوان صمیمی و مرضیه امیری را یکماه تمدید کرده اند و بازپرس پرونده به بهانه های واهی قرار کفالت عاطفه رنگریز را نمی پذیرد و وضعیت ندا ناجی هم در ابهام قرار دارد. 

جرم این افراد تنها و تنها شرکت در مراسم روز جهانی کارگر و اعتراض به فقر و فلاکت تحمیل شده به اکثریت جامعه است. مگر کارگران و بازنشستگان و دانشجویان شرکت کننده در مراسم روز جهانی کارگر چه جرمی مرتکب شده اند که این چنین باید مورد برخورد قهرآمیز قرار گیرند؟ 

فرزندان ما کارگران که اکنون در دانشگاه ها و مدارس مشغول به تحصیل اند بخشی از یک طبقه عظیم اجتماعی هستند که مستقیماً تحت تأثیر تمامی بی حقوقی های تحمیل شده به ما قرار دارند و تنها افق و دورنمایی که برایشان متصور است گرفتار شدن در گرداب فقر و بیکاری است. 

مافیای ثروت و قدرت تمامی ثروتهای جامعه که دسترنج مستقیم ما کارگران است را از طریق اختلاس های کلان و رانتخواری سازمانیافته در اختیار گرفته و از سوی دیگر با تحمیل تورم و گرانی و دستمزدهای چندین برابر زیر خط فقر عملاً کشور را به سوی فروپاشی اقتصادی جامعه پیش می برد و تمامی زیرساختهای تولیدی و صنعتی را با واگذاری به مافیای خصوصی به ورطه نابودی کشانده است. 

در چنین شرایطی، سیاهی و تباهیِ زندگی، تصویر و دورنمای میلیونها نفر از کارگران و آحاد مردم را شکل داده است و دانشجویان و نویسندگان و فعالین عرصه های مختلف اجتماعی به حق در کنار کارگران قرار گرفته و بدیهی ترین نیازهای انسانی شان را مطالبه می کنند. 

کارگران و همسرنوشتان… 

عاطفه رنگریز، کیوان صمیمی، ندا ناجی و مرضیه امیری با قرار گرفتن در کنار ما کارگران و دفاع از خواست و مطالبات اکثریت جامعه، شرافت جامعه را نمایندگی کرده اند. دانشجویان و فعالین اجتماعی همواره با اتحاد و حمایت از کارگران بخشی از تلاش و مبارزه علیه سرمایه داران و چپاولگران دسترنج ما کارگران بوده اند و به همین جهت مورد دستگیری و زندان قرار گرفته اند. ده ها سال است که کارگران در سراسر جهان روز جهانی کارگر را گرامی میدارند و با برپایی اعتراضات و تظاهرات به طرح مطالبات خویش اقدام میکنند اما در ایران همواره کارگران بخاطر گرامیداشت این روز مورد وحشیانه ترین سرکوب ها قرار میگیرند و دستگیر و زندانی میشوند و در روز جهانی کارگر امسال نیز قریب به پنجاه نفر از کارگران و دانشجویان و بازنشستگان دستگیر شده و هم اکنون برای همگی آنها پرونده قضائی در جریان است و در معرض صدور احکام زندان قرار دارند. 

باید در مقابل این همه سرکوب و بی حقوقی ایستاد و این میزان از توحش و تعرض را عقب زد. بایست با اعتراض به تداوم بازداشت دستگیرشدگان روز جهانی کارگر نهادهای امنیتی را وادار به آزادی این دوستان نمائیم. 

اتحادیه آزاد کارگران ایران دست تمامی دانشجویان و متحدین جنبش کارگری را به گرمی می فشارد و به تمامی کارگران و تشکل های کارگری فراخوان می دهد تا با تشدید اعتراضات خویش نسبت به ادامه بازداشت این دوستان، صدای آنها را بیشتر و قوی تر به جامعه برسانیم و از تمامی نهادهای بین المللی و اتحادیه های کارگری در سطح جهان می خواهیم تا به هر طریق ممکن به ادامه بازداشت این دستگیرشدگان اعتراض نمایند. 

زنده باد اتحاد دانشجویان، کارگران، معلمان و بازنشستگان 

اتحادیه آزاد کارگران ایران 
۲۴ خرداد ۹٨




بزرگداشت علیرضا شیرمحمدعلی در فضای امنیتی!

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
آدينه  ۲۴ خرداد ۱٣۹٨ –  ۱۴ ژوئن ۲۰۱۹

مادر علیرضا شیرمحمدعلی در مراسم خاکسپاری فرزند خود

علیرضا شیرمحمدعلی، زندانی سیاسی محبوس در زندان تهران بزرگ شب دوشنبه توسط دو زندانی دیگر در این زندان با ضربات پرتعداد چاقو به قتل رسید و روز چهارشنبه ۲۲ خرداد به دلیل تعجیل مسئولین جهت کفن و دفن بدون اعلام عمومی قبلی به بهشت زهرا منتقل شده و با حضور حدود ۵۰ نفر از اعضای خانواده و دوستان وی به خاک سپرده شد. روز جاری جمعی از فعالین مدنی، خانواده زندانیان و فعالین سیاسی به همراه دوستان، آشنایان و خانواده شیرمحمدعلی با اعلام قبلی در محل مزار او حاضر شدند. مراسم روز جاری با حضور نیروهای امنیتی و لباس شخصی همراه بود.

به گزارش هرانا امروز جمعه ۲۴ خردادماه ۹۸، جمعی از فعالین مدنی، خانواده زندانیان سیاسی به همراه دوستان و آشنایان علیرضا شیرمحمدعلی، زندانی سیاسی به قتل رسیده در محل مزار وی حاضر شدند. مراسم روز جاری با اعلام قبلی و با حضور گسترده حاضرین و در جوی کاملا امنیتی صورت گرفت.
یکی از حاضرین در این مراسم به گزارشگر هرانا گفت: “حضور نیروهای امنیتی لباس شخصی و انتظامی بسیار پررنگ بود و از همان دقایق آغازین مراسم مامورین با عکس برداری و فیلمبرداری از حاضرین و همچنین ثبت پلاک خودروی حاضرین سعی در امنیتی‌تر کردن فضا و ممانعت از برگزاری مراسم داشتند با این حال حاضرین مراسم را ترک نکردند”.
وی در ادامه افزود: “در خلال مراسم توسط نیروهای امنیتی اجازه استفاده از میکروفن به حاضرین داده نشد و برای برهم زدن نظم مراسم به دستور نیروهای امنیتی صندلی‌های مراسم خارج شد”.
طی این مراسم حاضرین به خواندن سرود و یادآوری شرایط زندانیان سیاسی و هم‌بندان علیرضا شیرمحمدعلی پرداخته و با مادر او و خانواده‌های دیگر زندانیان سیاسی ابراز همدردی کردند.
این مراسم در حالی به پایان رسید که گزارشی از برخورد و بازداشت حاضرین تاکنون دریافت نشده است.

روز گذشته جمعی از دوستان و همبندیان علیرضا شیرمحمدعلی، خانواده‌های زندانیان و فعالین سیاسی و مدنی با انتشار یادداشتی اعلام کرده‌اند که روز جمعه بر سر مزار این زندانی سیاسی به قتل رسیده جمع خواهند شد.
در این یادداشت آمده بود: “به نام پروردگار مهربان؛ علیرضای عزیز، هنوز باور نداریم که رفته ای. مهربانی‌ها و فداکاری های تو را همیشه به یاد خواهیم داشت که برای داشتن ایرانی آزاد و آباد تلاش کردی و در این راه جان خود را تقدیم نمودی. یادت همیشه با ماست. روز جمعه، ۲۴ خرداد ماه ۹۸، ساعت ۱۶، در قطعه ۳۲۴ بهشت زهرا ردیف ۹۷ شماره ۶۶ در کنار مزارش دورهم جمع می‌شویم تا شاید مرهمی بر دل داغدیده یکدیگر و شاید تسلی خاطری برای مادر عزیزش باشیم”.
همزمان بیش از یکصد تن از دراویش زندانی محبوس یا آزاد شده از زندان تهران بزرگ با انتشار نامه ای به قتل این زندانی جوان واکنش نشان داده و از خانواده های خود خواستند که در این مراسم شرکت کنند.
قتل این زندانی در ساعات پایانی شب دوشنبه توسط دو زندانی محکوم از بابت جرائم مربوط به مواد مخدر و قتل صورت گرفته است. وی از طریق ضربات چاقو در ناحیه شاهرگ و شکم به شدت مجروح شده و پیش از اعزام به بیمارستان جان خود را از دست داده است.
روز چهارشنبه ۲۲ خردادماه ۹۸، پیکر علیرضا شیرمحمدعلی، زندانی سیاسی جان باخته بدون اعلام عمومی قبلی در قطعه ۳۲۴ ردیف ۹۷ شماره ۶۶ در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
علیرضا شیرمحمدعلی فرزند محمدرضا، متولد ۱۵ شهریور ۱۳۷۶ (۲۱ ساله) و اهل محله نازی آباد تهران در تاریخ ۲۴ تیرماه ۹۷ به دلیل فعالیت در فضای مجازی بازداشت شده‌ و از بابت اتهامات “توهین به مقدسات”، “توهین به بنیانگذار جمهوری اسلامی”، “توهین به رهبری” و “تبلیغ علیه نظام” به ۸ سال حبس تعزیری محکوم شد.

مرگ زندانیان سیاسی در ایران بر اثر شرایط محیطی، بدرفتاری مسئولین، عدم رسیدگی پزشکی تعمدی و بروز درگیری در اثر عدم رعایت اصل تفکیک جرائم سابقه ای طولانی دارد. وقایعی که کمتر تاکنون به مجازات عوامل آن منتهی شده است.




فراخوان به تظاهرات در مقابل سازمان جهانی کار در ژنو

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
پنج‌شنبه  ۲٣ خرداد ۱٣۹٨ –  ۱٣ ژوئن ۲۰۱۹

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران با انتشار اطلاعیه ای اعلام کرد در در تظاهرات مقابل سازمان جهانی کار در ژنو شرکت می کند. این تظاهرات قرار است روز دوشنبه، ۱۷ ژوئن ۲۰۱۹، ساعت ۹:۳۰ صبح تا ۲ بعدازظهر در میدان ناسیون ژنو برگزار شود.
در این اطلاعیه آمده است:

یکصد و هشتمین اجلاس سازمان جهانی کار که از روز ۱۰ ژوئن در مرکز اروپایی این سازمان در ژنو آغاز شده است تا ۲۱ ژوئن ادامه خواهد داشت. این اجلاس مصادف است با صدمین سالگرد تاسیس این سازمان در سال ۱۹۱۹. 
همزمان با برگزاری اجلاس سازمان جهانی کار دو تظاهرات و گردهمایی توسط چندین اتحادیه کارگری در روز ۱۷ ژوئن ۲۰۱۹ در میدان ناسیون ژنو در نزدیکی محل اجلاس تدارک دیده شده است.
برگزارکنندگان تظاهرات اول از جمله عبارتند از اتحادیه معلمان آمریکا و فدراسیون بین المللی معلمان، و عنوان تظاهرات “صدای فرزندان خود باشیم ” است که در اعتراض به جدا کردن فرزندان پناهندگان از والدین آنها توسط دولت آمریکا هنگام ورود این پناهندگان از مرز مکزیک به آمریکا انتخاب شده است. این تظاهرات از ساعت ۹:۳۰ صبح تا ساعت ۱۱ صبح ادامه خواهد داشت. 
تظاهرات دوم توسط سندیکای ( س ژ ت) از فرانسه و سندیکای (س ژ ای سی) از سوئیس سازمان داده شده است که هدف آن بر جسته کردن و حمایت از حقوق بنیادی کارگران در جهان از جمله حق ایحاد تشکل، حق آزادی بیان ، تجمع و اعتصاب، برابری حقوقی زنان و مردان، پرداخت به موقع دستمزدها و دیگر حقوق بنیادی کارگران است.
اتحاد بین المللی امسال نیز طبق روال هر سال در این تظاهرات ها بطور فعال شرکت خواهد کرد تا ضمن اعلام همبستگی با مبارزات کارگران در دیگر کشورهای جهان، به سهم خود صدای کارگران ایران را به گوش تشکل ها و فعالین کارگری بین المللی برسانیم. 

در این اطلاعیه آمده است: از عموم فعالین کارگری و مدافعان جنبش کارگری ایران دعوت می کنیم که در صورت امکان به این تظاهرات بپیوندند و به حضور نمایندگان رژیم جمهوری اسلامی ایران در این اجلاس تحت عنوان “هیئت کارگری ایران” شدیدا اعتراض کنند. همچنین در این تظاهرات به تداوم مماشات سازمان جهانی کار با رژیم جمهوری اسلامی و نا دیده گرفتن سرکوب و نقض مستمر حقوق کارگرن ایران از جمله نقض و پایمال کردن مقاوله نامه های این سازمان توسط جمهوری اسلامی اعتراض کنیم. با استفاده از این فرصت، تلاش خواهیم کرد با تاکید بر لزوم همبستگی بین المللی کارگران، تشکل ها و فعالین کارگری دیگر کشورها را هر چه بیشتر با مسایل جاری و مصاف های کنونی جنبش کارگری ایران و ماهیت ضدکارگری رژیم حاکم بر ایران آشنا سازیم. 




گزارش شکنجه؛ پیمان شجیراتی کارگر اخراجی گروه ملی صنعتی فولاد اهواز

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
چهارشنبه  ۲۲ خرداد ۱٣۹٨ –  ۱۲ ژوئن ۲۰۱۹

                                                   آثار ضرب و جرح و شکنجه 

مبارزه و کشمکش طبقاتی همواره در همه جای تاریخ قابل مشاهده است.
مبارزه و جدالی نابرابر و بی وقفه بین ستمگر و استثمار کننده و طبقه تحت ستم و استثمار شونده.
نظام سرمایه داری در کشور ما در پوشش یک نظام متناقض اسلامی عامل همه مشکلات؛ مصائب و سختی های جامعه از قبیل فقر و محرومیت، تبعیض و نابرابری، جهل و خرافه و عقب ماندگی، فساد و جنایت و سرکوب است.

طبقات فرودست جامعه و در رأس آنها طبقه کارگر هر روز برای بقاء و بهبود وضع معیشت خود ناچار به جدال و مبارزه با این نظام وارونه و غیرانسانی است که تنها هدف آن کسب سود و انباشت سرمایه بیشتر است.
در مقابل؛ نظام سرمایه داری اسلامی برای حفاظت از خود با اتکاء به ماشین سرکوب و تحمیل فشار بر فعالین جنبش کارگری سعی در خاموش کردن صدای معترضان داشته و با انواع برچسب آشوبگر؛ اغتشاشگر و اخلال در امنیت ملی تلاش میکند تا حقوق اولیه آنها را از ایشان سلب نماید.

سال گذشته در پی اعتراضات گسترده خیابانی کارگران گروه ملی صنعتی فولاد اهواز علیه ظلم و ستم روا داشته شده بر کارگران؛ به همراه تعدادی از فعالان و پیشروان جنبش کارگری فولاد درست در چنین شبی با هجوم مأموران امنیتی و اطلاعاتی و برخورد غیر انسانی آنها در اهواز مواجه شدیم.
در پی این هجوم و برخوردهای بیرحمانه مأموران در شب بیست و دوم خرداد ماه سال قبل، من بهمراه تعداد دیگری از فعالان اعتراضات پس از ضرب و شتم وحشیانه به بازداشتگاه و سپس به زندان شیبان منتقل شدیم.

دستگاه امنیتی گمان میکرد با این نحوه بازداشت ما نقطه پایانی بر خیزش حق خواهانه کارگران فولاد خواهد گذاشت.
اما فردای آن حضور بیسابقه سایر کارگران گروه ملی فولاد در اعتراض به این دستگیری ها و نیز حضور اعتراض آمیز و گسترده خانواده های بازداشت شدگان در مقابل ساختمان استانداری خوزستان و خیابانهای شهر اهواز محاسبات دستگاه ظلم و جور و فساد را برهم زد بطوریکه با دستپاچگی و هراس مجبور به بازداشت بیش از پانزده نفر دیگر از کارگران معترض شدند اما در نهایت پس از پرونده سازی های امنیتی و فشار و ارعاب پس از چند روز با قرار وثیقه مجبور به آزادی مان از زندان شدند.

این سرکوب گسترده نه تنها نقطه پایان خیزش و جنبش کارگران فولاد نبود بلکه به نقطه عزیمت آگاهانه کارگران گروه ملی فولاد در مبارزه با مافیا و ظلم و ستم بر طبقه کارگر و همدلی و همراهی و اتحاد با سایر اعتراضات کارگری و دیگر بخشهای جامعه به تنگ آمده از بیحقوقی و بیعدالتی بدل گشت و توانست بلوغ و رشد خود را در اعتراضات آبان و آذر همان سال به نمایش بگذارد.

جاییکه اتحاد و همصدایی کارگران فولاد و نیشکر هفت تپه و حضور در کف خیابانهای اهواز و شوش لرزه بر اندام حامیان زر و زور و سرمایه انداخت و آرمان ایجاد یک تغییر بنیادی و اجتناب ناپذیری یک آینده بهتر برای طبقه کارگر را به نمایش گذاشت.
دیری نخواهد پایید که ما کارگران از محرومیت ها و مشقت های تحمیل شده از سوی استثمارگران رهایی یابیم و آنگاه شاهد جامعه ای انسانی؛ آزاد و برابر خواهیم بود.

در ادامه این نوشتار برای اولین بار تصویر آثار ضرب و جرح و شکنجه بر بدن خود را به اشتراک میگذارم.
این آثار تنها نشان دهنده خوی حریص و خصلت بیرحم حامیان سرمایه است که هیچ اعتراضی را بر نمیتابند و با قساوت و بیرحمی دست به سرکوب هر اعتراضی میزنند.

پیمان شجیراتی_۱٣٩٨/٣/٢٢