نامه ی گروهی از فعالان چپ و آزادی خواه ایران

مبارزه ضد دیکتاتوری، مبارزه ی ضد امپریالیستی است! در نامه این مبارزان بازتاب داخلی سیاست امپریالیستی در موجزترین بیان ارایه شده است. بازتابی که وحدت مبارزه ی ضد ارتجاع داخلی و جهانی را نشان می دهد و مستدل می سازد. این مبارزان میهن دوست با اشاره به سیاست امپریالیسم آمریکا …

بیانیهٔ حزب تودهٔ ایران: سیاست‌های ماجراجویانهٔ آمریکا و ارتجاع منطقه، تهدیدی‌ جدی برای حق حاکمیتِ ملی و مبارزهٔ نیروهای ملی و آزادی‌خواه ایران برای طرد رژیم ولایت فقیه!

نیروهای میهن‌دوست و ترقی‌خواه کشورمان نباید اجازه دهند که سیاست‌های مداخله‌جویانهٔ آمریکا و بده بستان‌های پشت پرده بر سر منافع مردم و یا روی آوردن به درگیری ها و تشنج های نظامی چه از طریق جنگ های نیابتی و یا رودرویی مستقیم نظامی سرنوشت مردم میهن ما را رقم زند. حزب تودهٔ ایران، نیروهای مترقی و میهن‌دوست را برای همکاری مشترک در دفاع از صلح در خاورمیانه و حق حاکمیت ملی ایران فرامی‌خواند.

سوسیالیسم، حکمِ زمان و آینده

هیچ الگوی خاصی برای انقلاب و سوسیالیسم وجود ندارد! وظیفه تاریخی مبارزان ترقی خواهی است تا الگوی خاص خود را برای شرایط مشخص حاکم بر ایران بیابند! این امری اجتناب ناپذیر است! دمکراسی روندی سیاسی- اقتصادی- اجتماعی و فرهنگی است! – توده ای ها   به نقل از «نامۀ مردم»، …

تاملی بر نوشتار«حزب توده ایران و مساله انتخابات »

شعار “جبهه متحد ضد دیکتاتوری” منافاتی با عدم حمایت از اصلاح طلبان نئولیبرال ندارد.
نبود طبقه کارگر و نمایندگان سیاسی آن در حاکمیت بر آمده از انقلاب ، نقطه ضعف اساسی ای بود که بعد ها پی امد های فاجعه باری برای میهن ما به همراه داشت.
نقل از برنامه حزب توده ایران( مصوب کنگره ششم بهمن ۱۳۹۱)

نتیجهٔ انتخابات بریتانیا
پیروزیِ جرمی کوربین و «نهِ» بزرگ به نولیبرالیسم و ریاضت‌کشی اقتصادی!

این نخستین باری است که ایدئولوژی نولیبرالیسم اقتصادی و تسلط سرمایه‌های بزرگ این‌چنین قدرتمندانه به‌وسیله رهبر یک حزب مطرح و پرنفوذ زیر سؤال برده شده است! بدین لحاظ بزرگ‌ترین گناه ‌نابخشودنی کوربین و هوادارانش در نظر سرمایه‌داری پرقدرت بریتانیا و اروپا این است که در سطح جامعه بریتانیا و همین طور در عرصهٔ جهانی توانسته‌اند این توهم را در هم بشکنند که نولیبرالیسم اقتصادی و چارچوب لیبرال‌دموکرات ابدی نیستند!

دموکراسی و سوسیالیسم
 

دموکراسی در عام‌ترین معنایش مفهومی بسیار محدود دارد که موقعیت‌های بسیار متفاوت سازمان قدرت دولتی از لحاظ رعایت حقوق و آزادی‌های بنیادی را در نظر می‌گیرد که معمولاً به جنبه‌های مدنی و سیاسی آنها کاهش داده می‌شود. این مفهوم و برداشت از دموکراسی تحریفِ واقعیت است، چون که فقط شکل سیاسی دولت را در نظر می‌گیرد و نه‌فقط به محتوای طبقاتی آن توجهی ندارد، بلکه “دموکراسی “[در معنای گسترده و صحیح آن] و دموکراسی بورژوایی را یکسان می‌گیرد. چنین برداشتی، بیان اَبَرساختاری دموکراسی بورژوایی است که تسلّط بورژوازی در چارچوب مناسبات تولیدی سرمایه‌داری بر پایهٔ مالکیت خصوصی ابزار تولید را پنهان می‌کند. دولت همیشه ماهیت طبقاتی دارد.

هدف اصلیِ «تروریسم اسلامی»، عقیم کردن مبارزه برای دموکراسی است

توجه‌برانگیز اینکه به‌لحاظ سیاسی این حملات تروریستی به‌طورعمده به کارزار انتخاباتی حزب کارگر ضربه می‌زند. حزب کارگر، به‌رهبری جرمی کوربین، برنامه‌یی مترقی و رادیکال به‌منظور انجام تغییرهایی سیاسی و اجتماعی در این کشور ارائه کرده و دولت محافظه‌کار را به‌شدت منزوی کرده است

اهمیت انتخابات ریاست جمهوری از نگاه رژیم

در مجموع رای دادن یا ندادنِ مردم در انتخاب مسولینِ مهم یا پیاده سازی برنامه های کوتاه، میان و بلند مدت حکومت تاثیر به سزایی نداشته و مشارکت یا عدم مشارکت شهروندان نیز مستقیما” برای سیستم اهمیت چندانی ندارد. پس چرا رژیم تلاش می کند تنورِ موهوم انتخابات را داغ کرده و مثلا” با ترساندن عده ای از ریاست جمهوری رییسی، مردم را به رای دادن ترغیب کند؟ به نظر من پاسخِ این پرسش در روانشناسی جمعی، مدیریت اجتماعی، تجارب سیاسی و آینده نگری نظام نهفته است. رژیم چند هدف مهم و عمده را دنبال می کند