بی خبری مطلق از سپیده قلیان 

 

سرنوشت دربندی های سیاسی در زندان های جمهوری اسلامی، از سپیده ی قلیان، اسماعیل بخشی، عبدی و دیگران، تا همه ی آن هایی که نامشان روزانه در نشریات ذکر نمی شود نیاز به فریاد مداوم همه ی مبارزان و آزادیخواهان دارد. نیاز به فریاد و کوشش بی پایان برای تحقق بخشیدن به خواست «زندانی سیاسی آزاد باید گردد» دارد!
این فریاد و خواست عمومی تا لحظه ی خروج زندانیان از زندان ها تنها اهرم موثر را تشکیل می دهد، ازجمله برای تاثیر گام های قانونی خانواده ها و وکیل دربندی ها.
فریاد و خواست در کنار گام های ممکن دیگر اهرم های تجهیز و به حرکت درآوردن توده ها برای آزادی زندانیان سیاسی است

***

 

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
يکشنبه  ۱۴ بهمن ۱٣۹۷ –  ٣ فوريه ۲۰۱۹

 


با گذشت ۳ هفته از بازداشت مجدد سپیده قلیان همچنان وضعیت او نامعلوم است و‌ مدتی است نه تماس تلفنی و نه ملاقاتی انجام شده و جواب های مشکوک و ناواضح مقامات قضائی نگرانی شدیدی در مورد سرنوشت سپیده قلیان ایجاد کرده است.

یه گزارش روز یکشنبه کانال مستقل کارگان هفته تپه، خانواده سپیده قلیان تاکنون چندین بار برای ملاقات حضوری اقدام کرده اند که هر بار درخواست ملاقات آنها از طرف شعبه یک دادیاری دادسرای عمومی و انقلاب شوش رد شده و حتی دادیار حاضر به تحویل گرفتن درخواست ملاقات هم نیست. دفعات پیشین که سپیده مجاز به تماس تلفنی بوده هم اجازه نمیدادند بیش از چند کلمه محدود و دیکته شده در تلفن بگوید در حالی که لحن صدای او حاکی اوضاع بسیار وخیم او بوده است به نحوی که اعضای خانواده از شنیدن صدای سپیده دچار اضطراب و وحشت شده اند.
دلیل رد درخواست ملاقات خانواده از طرف دادیار، بازجویی و تحقیقات مجدد از سپیده قلیان عنوان شده که این خود بر نگرانی ها افزوده، چون سپیده در بازداشت اول با طی مراحل بازجویی و تحقیقات با سپردن وثیقه آزاد شده بود.
ندادن اجازه ملاقات، بازجویی و تحقیقات مجدد از سپیده قلیان برای تحت فشار قرار دادن وی و خانواده است و بلاتکلیفی موجب نگرانی خانواده و بستگان شده و حدس هایی درباره سرنوشت سپیده قلیان ایجاد کرده است.
در پایان این گزارش آمده است: ما ضمن ابراز نگرانی شدید نسبت به وضعیت نامشخص سپیده قلیان و اسماعیل بخشی خواهان آزادی بدون قید و شرط آنها هستیم.
از پرونده سازی علیه کارگران هفت تپه و حامیان آنها دست بردارید.




وضعیت اسماعیل بخشی «بسیار وخیم» است! 

• کانال مستقل کارگران هفت تپه روز شنبه خبر داده است حال اسماعیل بخشی بسیار وخیم است و دادستانی دزفول و اداره اطلاعات اهواز برای تحت فشار قرار دادن او و خانواده اش از آزاد کردن وی امتناع می کنند …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
شنبه  ۱٣ بهمن ۱٣۹۷ –  ۲ فوريه ۲۰۱۹

 


کانال مستقل کارگران هفت تپه روز شنبه خبر داده است «حال اسماعیل بخشی بسیار وخیم گزارش شده است»!

در این گزارش آمده است: بر اساس اخبار موثق، حال اسماعیل بخشی بسیار وخیم گزارش شده است و با این وجود دادستانی دزفول و اداره اطلاعات اهواز برای تحت فشار قرار دادن او و خانواده اش از آزاد کردن بخشی امتناع می کنند. اسماعیل بخشی قبل از دستگیری تحت نظر پزشکان معالج برای درمان بیماری های مختلف بوده است که با یورش نیروهای امنیتی بازداشت شد. مقامات قضائی و امنیتی برای ایجاد شرایطی که اسماعیل بخشی حتا از نظر جسمی به وضعیتی دچار شود که نه تنها سکوت کند بلکه تا مدت ها به صورت نیمه جان مشغول درمان باشد، با ادامه گروگان گیری و آزار و اذیت اسماعیل بخشی، در آزاد کردن او تاخیر می کنند. این در حالی است که خود مقامات قضائی برای او قرار کفالت صادر کرده اند اما خودشان از پذیرش قراری که خودشان صادر کرده اند امتناع میکنند.

کانال مستقل کارگران هفت تپه نوشته است: ما از همه همکاران در هفت تپه و سایر کارگران میخواهیم همصدا و متحد در حمایت از اسماعیل بخشی که تنها نماینده و صدای کارگران حق طلب هفت تپه بوده است، و نیز خانم قلیان که حامی ما کارگران هفت تپه بوده است تلاش کنند.




بیانیّه‌ تحلیلیِ جمعی از نواندیشان دینی; ما خواهان جدایی دین و دولت در ایران ‌هستیم 

 

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
آدينه  ۱۲ بهمن ۱٣۹۷ –  ۱ فوريه ۲۰۱۹

 


چهل سال از برپایی حکومت دینی در ایران می‌گذرد. حکومتی که در پی انقلابی مردمی و ضدّ استبدادی و با نام «جمهوری» بر سر کار آمد، شوربختانه امّا سرآخر چیزی به جز بازتولید همان استبداد دیرپای سلطنتی، این بار در شکل و شمایلی دینی، از کار در نیامد.

«دینی» بودن این حکومت در اذهان عموم ایرانیان، به ویژه به نزد نسل جوان، خود را از جمله، با این امور پیوندی ناگسستنی زده است: «ولایت مطلقه فقیه»، حقّ ویژه سیاسی و اقتصادی برای روحانیان حکومتی، «قانون مجازات اسلامی»، شلّاق ‌زدن‌‌ها و دست و پا قطع کردن‌ها، حجاب اجباری، گشت ارشاد، مداخله در زندگی خصوصی شهروندان تحت عنوان «امر به معروف و نهی از منکر»، مکروه بودن شادی و ممنوعیّت موسیقی و کنسرت، اختصاص بودجه‌های کلان تحت عنوانِ تبلیغ دین، حامی‌پروری سیاسی (به ویژه پروراندن گروه‌های فشار و «خودسر») و بالاخره استبداد، شکنجه، اعدام‌های دهه شصت، قتل‌های زنجیره‌ای، کهریزک، تبعیض نظام‌مند علیه زنان، ادیان و مذاهب، دگراندیشان، اقلیّت‌های قومی و جنسی، نیز فساد ساختاری و امور دیگری از این دست.

ما جمعی از نواندیشان دینی ایرانی در چهلمین سال برپایی نظام «جمهوری اسلامی ایران» بایسته دیدیم که دیدگاه‌های نظری و نتیجه‌گیری عملی خویش از حکومت دینی در ایران را با عنایت به تجربه چهل ساله «جمهوری اسلامی ایران» با هموطنان خود به صورت گذرا در میان بگذاریم؛ شاید این تجربه، آنان را به کار آید و راهی به آینده‌ای بهتر بگشاید. امید می‌بریم که نویسندگان این بیانیّه نیز از داوریِ سنجش‌گرانه مخاطبان آن بی نصیب نمانند.

مسلمانان در درازنای تاریخ اسلام، تجارب گوناگونی از نسبت دین با سیاست و حکومت را پشت سر نهاده‌اند. این امر که پیامبر گرامی اسلام در مدینه شخصاً حکومت را به دست گرفت و همچنین وجود آیاتی حاوی جهت‌گیری‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و نیز احکام عملیِ گوناگون اجتماعی (علاوه بر احکام و فرایض دینی شخصی) که در قرآن و سنّت پیامبر بازتاب یافته، در طول تاریخ تفکّر مسلمانان، مورد تفسیرهای مختلف و لاجرم راهنمای اعمال گوناگون قرار گرفته است.

از یک سو، برخی از صاحب‌نظران معتقد بوده‌ و هستند که مسلمانان با تأسّی به تجربه حکومتگری پیامبر در مدینه باید دست به تشکیل حکومت بزنند. از دیگر سو، برخی دیگر از صاحب‌نظران معتقدند که در قرآن کریم، توصیه و تأکید ویژه‌ای بر شکل خاصی از حکومت یافت نمی‌شود و پیامبر اسلام نه با شأنِ نبوّت خویش بلکه بر اساس بستر تاریخی خود در مدینه دست به تشکیل حکومت زد. به تعبیر دیگر، تشکیل حکومت از سوی پیامبر اسلام، در زمره عرضیّات دین اسلام است و نه ذاتیّات آن.

اختلاف نظر فوق بدین‌جا ختم می‌شود که از یک سو برخی صاحب‌نظران معتقدند حکومت بایستی مشروعیّت خویش را، مستقیم یا با واسطه، از خداوند بگیرد. در نظر این عدّه، حکومتی که از مشروعیّت الهی برخوردار باشد، حتّی بدون پشتوانه مردمی و با وجود نقص‌های جدّی در برقراری عدل و قسط، هم‌چنان از مشروعیّت برخوردار است.

اما برخی دیگر از صاحب‌نظران، که عمده نواندیشان دینی از آن دسته‌اند، بر این باورند که مشروعیّت حکومت، صرفا و سراسر، برخاسته از انتخاب مردم و بر مبنای توفیق در اقامه عدل و قسط تواند بود. این نواندیشان دینی هیچ گونه مشروعیّت ویژه (مشروعیّت پیشینیِ) الهی برای حکومت‌ها قائل نیستند. از نظر این عدّه، مشروعیّت حکومت‌ها بر اساس پشتوانه مردمی آن‌ها و توفیق‌شان در اقامه عدل و قسط ارزیابی تواند شد و نه بر اساس ادّعای مشروعیّت الهی.

اختلاف نظر بنیادی فوق در باب نسبت دین و حکومت‌، به ویژه خود را در این امر به خوبی نشان می‌دهد که صاحب‌نظران دسته اوّل معتقدند که مسلمانان ـــ و به طور ویژه حکومتی دینی که مسلمانان وظیفه شرعی در برقراری آن دارند ـــ باید به دنبال اجرای احکام فقهی و قوانینی باشند که در قرآن و سنّت آمده است. اما نواندیشان دینی از اساس معتقدند که احکام اجتماعی و سیاسی قرآن و سنّت (نظیر احکام سیاسی، اقتصادی، حقوقی، خانوادگی و غیره که در پی سامان‌دهی زندگی مسلمانان در دوره حیات پیامبر اسلام بوده اند) اصولا احکامی تاریخی و متعلّق به عصر پیامبر اسلام اند ـــ مگر آن‌که خلاف این امر، به صورت موردی، ثابت شود. از منظر نواندیشان دینی، این نوع احکام، اصولا، عرضیّاتی برای تبلور عصریِ (و نه لزوما فراعصری) مضامین و جهت‌گیری‌های کلّی توحیدی و ذاتیّات دینی متناسب با آن دوره تاریخی بوده‌اند ـــ مگر آن‌که خلاف این امر، به صورت موردی ثابت شود.

گفتنی است که تفصیل استدلال‌ها و مستندات گوناگون در این باب و همچنین درباره دیگر نکاتی که در این بیانیّه مختصر طرح می‌شود، در مقالات، مصاحبه‌ها و سخنرانی‌های مستقل و متعددِ صاحب نظران و پژوهشگران این عرصه، از جمله برخی از نواندیشان دینیِ امضاءکننده این بیانیه، آمده است.

بدین ترتیب، نواندیشان دینی معتقدند که احکام اجتماعی و سیاسی اسلام را باید در ظرف تاریخی آن دید و اصل بر آن است که این احکام، زمان‌مند و مکان‌بند اند مگر خلاف آن ثابت شود. از این رو نواندیشان دینی در پیِ پیاده‌سازیِ غیر تاریخی‌نگرانه احکام اسلامی در قالب حکومتی دینی و یا هر قالب دیگری نیستند.

نواندیشان دینی، در عرصه عمومی، به دنبال جانشین کردن فقه به جای قانون نیستند. احکام فقهی نیز، چون نیک بنگریم، در ابتدا عمدتاً نقش قانون در زمانه خویش را ایفا می‌کرده‌اند. قانون، امروزه، در هر یک از جوامع براساس تجارب نوین بشری در پارلمان‌ها و شوراهای جمعی به صورت آزادانه و دموکراتیک توسط خرد جمعی مورد بررسی و تصویب قرار می‌گیرد و به وقت ضرورت جای خود را، دیگربار به صورت آزادانه و دموکراتیک، به قوانین دیگر می‌دهد.

ناگفته پیدا است که نواندیشان دینی در کنار دیگر مسلمانان می‌توانند با درس‌گیری و الهام از مضامین و جهت‌گیری‌های کلّی احکام دینیِ مندرج در قرآن و سنّت و با عبور از پوسته و قالب تاریخی این احکام و مدّ نظر قرار دادنِ روح و باطن آن‌ها، در فرایندِ تصویب قوانین در جامعه خویش، به نحو خردمندانه، از طریقِ بسترهای متداولِ عرفی و دموکراتیک مشارکت جویند.

از اینرو، مسلمانان نیز به صفت یک شهروند (و نه بیشتر) می‌توانند بر اساس سلایق و علایق خویش، بدون هیچ حقّ ویژه‌ای، در احزاب سیاسیِ موجود فعّال شوند و یا احزاب خود را تشکیل دهند. آنها می‌توانند نظیر دیگر شهروندان در فرایندهای دموکراتیک برای اداره جامعه‌شان شرکت کنند. ایشان می‌توانند برنامه‌های مشخّص و مدوّن‌شان برای حلّ مشکلات اجتماعی را به رأی مردم بگذارند، در پارلمان حضور یابند و یا به عنوان مقامات رسمی اجرایی برگزیده شوند. احزاب مورد علاقه ایشان هم می‌توانند، به تنهایی و یا در قالب ائتلاف با احزاب دیگر، به صورت دموکراتیک و دوره‌ای، قدرت را به دست گیرند و در قدرت حضور یابند و از قدرت خارج شوند. نه مسلمانان و نه صاحبان هیچ اندیشه دیگری حقّ ندارند و نباید از نردبان دموکراسی بالا روند و سپس نردبان دموکراسی را بردارند و مانع از دست به دست شدن قدرت شوند.

پذیرفتن قوانین پایه‌ای دموکراتیک، که در قانون اساسی هر کشوری تبلور می‌یابد، از جمله مستلزم پذیرفتن این حکمِ بنیادین و تخلفّ‌ناپذیر است که قدرتْ موقّتی است و صاحبان قدرت باید در برابر استفاده از قدرت در مقابل مردم تماماً پاسخگو باشند و این امر برای همه صاحبان قدرت اعمّ از دینی، غیر دینی و یا ضدّ دینی الزامی است. این مهم نیز از قوانین پایه‌ای جامعه و حکومتی دموکراتیک است که همه گرایش‌ها اعمّ از دینی، غیر دینی و یا ضدّ دینی حقّ فعالیّت برابر سیاسی، دموکراتیک و قانونمند دارند.

همه گرایشات فکری و سیاسی، چه دینی، چه غیر دینی و چه ضدّ دینی، می‌توانند در حوزه عمومی به ترویج اندیشه خویش بپردازند، اما آنچه به آرای عمومی گذاشته می‌شود صرفاً برنامه‌های آنان برای اداره اجتماع است ـــ برنامه‌هایی که در عرصه عمومی و گفتگوی جمعی مورد تحلیل و تبلیغ قرار می گیرد ـــ و نه عقاید هیچ دین یا ایدئولوژی خاصّی.

تصویب قوانین، صرفا، بر اساس خرد ـــ خطاپذیر و تجدیدنظرپذیر ـــ جمعی و به صورت دموکراتیک میّسر می شود. محصول چنین خردورزی جمعی‌ای نیز قوانینی موقّت است که می‌تواند از سوی خرد جمعی به صورت دموکراتیک مورد بازبینی و تغییر چندباره قرار گیرد. تلاش برای کسب قدرت نیز بر اساس عرف و قوانین و تجارب بشری صورت می‌گیرد و، در این میان، هیچ فرد و قشر خاصّی از حقّ ویژه‌ای برخوردار نیست. تمامی سِمَت‌های حکومتی از صدر تا ذیل باید موقّتی، محدود، پاسخگو و شفّاف باشند. قوه قضائیه نیز صرفاً مجاز است قوانینی را مبنای صدور احکام قضایی قرار دهد که از سوی خرد جمعی، به نحو دموکراتیک ، در نهاد قانون‌گذاری مورد تصویب قرار گرفته باشند.

تجربه چهل ساله جمهوری اسلامی ایران، تفاوت و تضادّ بنیادینِ پایه های فکری حکومت دینی را با مبانیِ اجماعیِ نواندیشان دینی که گوشه‌ای از آن در بالا آمد، روز به روز آشکارتر کرده، همان‌گونه که بر غنای نظری و کمال تجربه عملیِ نواندیشان دینی افزوده است.

تجربه گرانبار چهل ساله، به ضمیمه تجربه استبداد پیشا-پنجاه و هفت، نشان داده است که ورود هر عنصر اثیری و فرا-بشری برای توجیه مشروعیّت حکومت و رفتن به سمت هر نوع حقّ ویژه (اعمّ از دینی و روحانی، حزبی و گروهی، سلطنت موروثی- خانوادگی، نژادی و نظایر آن) به انحصار و تجمیع قدرت و استبداد و تباهی جامعه می‌انجامد و انجامیده است. شکست جبران‌ناپذیرِ تحقّق نظریه «ولایت فقیه»، که خوشبختانه اکنون در حوزه‌های علمیّه نیز جز به نزد اقلیّتی از روحانیان و طلّاب طرفدار ندارد، و نیز فساد حاصل از تلاش اخیر برای بازتولید استبداد سلطنتی در شکل و شمایلی نوین اما در عمل مخرّب‌تر، لاجرم بایستی با از سر گذراندن دو حکومت استبدادی، بر ناظران و پندگیران از تاریخ ثابت شده باشد.

تجربه چهل ساله جمهوری اسلامی نشان داد که مبنا قرار دادن احکام فقهیِ متعلّق به قرون و اعصار پیشین و تعصّب و جمود بر این احکام، به چه تباهی‌ها و فجایعی انجامیده و چه مایه جامعه‌ای مشحون از فقر، تبعیض و فساد به دنبال آورده است. جمهوری اسلامی با فقهی‌اندیشیِ قشری و ماجراجویی بین‌المللی خویش بار سنگینی بر گرده اقتصاد، حقوق و سیاست، به خصوص در حوزه زنان و اقلیّت‌ها نهاده و از باب نمونه با لایحه قصاص، اجباری کردن حجاب و مبنا قرار دادن باب اجاره در فقه برای نوشتن قانون کار، گره‌هایی ناگشودنی بر هزارتوی مشکلات جامعه زده است. دلزده و گریزان شدن از دین در بخش قابل توجّهی از جامعه به ویژه در میان جوانان، و مهم‌ّتر از آن فروپاشی اخلاقی و از میان رفتن سرمایه اجتماعی، نسبت تنگاتنگی با جمود و اجبار و انحصار دینی دارد که به مشتی از خروارِ نمونه‌های آن در بالا اشاره رفت.

ما امضا کنندگان این بیانیّه، به عنوان بخشی از نواندیشان دینی ایرانی، تجربه حکومت مبتنی بر «ولایت فقیه» را تجربه‌ای سراسر شکست‌خورده می‌دانیم و خواهان جدایی دین و دولت (حکومت) و پایان دادن به دینِ دولتی و آزاد شدن دیانت از قید حکومت و حکومت از قید دیانت هستیم. ما مصرّانه خواستار برابری دینی و مذهبی، اندیشگی، جنسیّتی، زبانی و قومی و به رسمیّت شناختن تکثّر سبک زیست برای همه شهروندان ایرانی هستیم ـــ برابری‌خواهی برای تمامی شهروندان ایرانی همچنین شامل حال کسانی می‌شود که به ناحقّ از حقّ شهروندی ایران محروم شده‌اند (مانند متولّد شدگانِ از مادری ایرانی و پدری غیر ایرانی).

از نظر ما یک نظام جمهوریِ پارلمانی بدون هیچ حقّ ویژه‌ای برای هیچ فرد، قشر، دین، مذهب، زبان، قومیّت و خاندانی بهترین مدل در عصر کنونی برای تحقّق اهداف سیاست‌ورزی اخلاقیِ مبتنی بر عدالت، رفع تبعیض، آزادی، دموکراسی و همبستگی اجتماعی است ـــ سیاستی که درون‌مایه ادیان توحیدی نیز مبلّغ و مروّج آن‌اند.

امضاء:
حسن یوسفی اشکوری
محمد جواد اکبرین
عبدالعلی بازرگان
رضا بهشتی معز
سروش دباغ
محمود صدری
رضا علیجانی
حسن فرشتیان
یاسر میردامادی
صدیقه وسمقی

۱۲ بهمن ۱٣۹۷




هشدار شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران به حکومت 

• شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان با محکوم دانستن روش های خشونت بار حکومت، بر حق اعتراض مدنی معلمان تاکید کرده و از حکومت خواسته است به حقوق حرفه ای و شهروندی فرهنگیان احترام بگذارد …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
آدينه  ۱۲ بهمن ۱٣۹۷ –  ۱ فوريه ۲۰۱۹

 


«ما شقایق های باران خورده ایم
سیلی ناحق فراوان خورده ایم»

بسیاری از مسئولان، تعابیر گوناگونی از جایگاه و منزلت معلمی ارائه کرده و می کنند؛ از جمله :
«معلمی شغل انبیاست!،
معلم چراغ هدایت است!، و…،
اما تضاد حرف تا عمل و اختلاف عمیق این دومقوله در نزد مسئولان به گونه ای آشکار است که شنونده را مطمئن می سازد این لفاظی ها و دوگانگی های گفتاری و رفتاری چیزی جز بازی با افکار عمومی نیست.
فرهنگیان به واسطه رسالت خود با تمام اقشار جامعه، مستقیم و غیرمستقیم در ارتباط هستند و در اغلب زمینه های فرهنگی، اجتماعی، مدنی و کنشگری صنفی، نقش آفرینی موثر و انکارناپذیری دارند. آنها با تحمل رنج ها و کاستی های ناشی از تبعیض و بی عدالتی تحمیلی، برای اعتلای آموزش و پرورش و سعادت جامعه از هیچ تلاشی فروگذار نکرده و نمی کنند اما علی رغم این ویژگی، همواره با برخوردهای غیرقانونی، غیرعرفی و غیراخلاقی بدنه قدرت مواجه بوده اند.
تشکل های صنفی فرهنگیان با استفاده از هر فرصتی: بارها با نامه نگاری، صدور بیانیه، کمپین، کنش های میدانی، گفت و گو های رو دررو با مسئولان رده های مختلف و حتی اعتراض های صنفی، معضلات آموزش و پرورش و مطالبات فرهنگیان را با مصادر تصمیم سازی در میان گذاشته اند، ولی عدم توجه کار به دستان نه تنها سرنوشت آموزش و پرورش را به ناکجا آباد کشانده بلکه برخوردهای قهری و تهدید آمیز برخی از نهادها از جمله: حراست و دایره رسیدگی به تخلفات درآموزش و پرورش، دستگاه‌های اطلاعاتی، امنیتی و بخش های قضایی، هزینه‌هایی گزاف و دور از عدل و انصاف را بر دلسوزان و کنشگران این حوزه تحمیل کرده است. اوج این ناملایمات در احکام سنگین و ناعادلانه دستگاه قضایی کشور برای تعدادی از بهترین معلمان این سرزمین در گذشته و حال کاملا نمایان است. ازجمله این برخوردهای ناعادلانه و ضددمکراسی می توان به موارد زیر اشاره کرد. مواردی که با تشدید گرانی و تورم لجام گسیخته و افزایش فشارهای غیرقابل تحمل، سبب اعتراضات مدنی فرهنگیان شده و متقابلا فشار نیروهای امنیتی را بر فعالان صنفی فرهنگی مضاعف نموده است. فشارهایی که نشان می دهد تصمیم سازان به جای حل مسئله برآنند تا با اعمال سرکوب، صورت مسئله را پاک کنند:

۱. حبس طولانی مدت آقایان بهشتی، عبدی و حبیبی که کماکان ادامه دارد و تعدادی از کنشگران صنفی که دوران حبس و تبعید خود را تمام کرده و بعضا اخراج شده‌اند.
۲. تحمیل دوسال حبس تعزیری به همراه یک سال تبعید از محل سکونت در دادگاه بدوی بر محمدعلی زحمتکش، فرهنگی بازنشسته در استان فارس.
۳. دستگیری حسین رضایی، دبیر کل کانون صنفی معلمان بوشهر درمقابل دیدگان خانواده اش، پس از بارها بازجویی توسط اطلاعات سپاه و دقیقا دو روز قبل از فرارسیدن زمان جلسه ای که دادستانی مقرر کرده بود که طی آن به اتهامات ایشان رسیدگی شود. انتقال ایشان با غل و زنجیر به دادسرا نیز مزید این رفتار غیرمدنی و ظالمانه است.
۴. ورود به منزل جعفر ابراهیمی، بازرس شورای هماهنگی توسط ضابطان معاونت فرهنگی سازمان اطلاعات سپاه با حکم بازپرس شعبه نهم دادسرای فرهنگ تهران به اتهام تحریک به اعتصاب معلمان و ثبت و ضبط اوراق هویتی، گوشی همراه، لپ تاپ و کتاب و پژوهش های وی و همسرش و نیز احضار و بازجویی ایشان.
۵. بازداشت هفت نفر از اعضای هیئت مدیره انجمن صنفی فرهنگیان خراسان شمالی.
۶. بازداشت دو نفر از اعضای هیئت مدیره کانون صنفی معلمان خوزستان.
۷. بازداشت معلمانی درخطه کردستان.
۸. برخورد قهری با تجمعات صنفی فرهنگیان در استان‌های اصفهان و زنجان و…
۹. ادامه توقیف موبایل، کامپیوتر و لوازم دیگر تمام بازداشت شدگان اخیر پس از آزادی آنها با وثیقه های سنگین و نامتعارف (علی رغم دستور رفع توقیف قضایی)

این موارد درکنار تهدید معلمان توسط برخی از حراست های آموزش و پرورش، دلالت برآن دارد که مسئولان به جای رسیدگی و توجه به خواسته های برحق فرهنگیان، بر سرکوب، ارعاب و تهدید مطالب گران صنفی فرهنگی اراده و تمرکز کرده اند.

شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران با محکوم و مردود دانستن این روش های خشونت بار، حق اعتراض مدنی مطابق با قانون اساسی کشور را برای خود محفوظ می داند و ضمن اعلام حمایت قاطع از همه کنشگران صنفی بازخواست شده و اراده جدی در پیگیری مطالبات صنفی، از تمام مسئولان و نهادهای قدرت می خواهد که ضمن تغییر نگرش قهری، مسئولانه پاسخگوی مشکلات موجود باشند و با احترام به حقوق حرفه ای و شهروندی فرهنگیان، درجهت رفع تنگناهای موجود در معیشت آنها و ایجاد تغییر همه جانبه در وضعیت بحرانی آموزش و پرورش اقدام جدی و اساسی به عمل آورند.

شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران
دوازدهم بهمن۹۷




عفو بین‌الملل خواهان آزادی فوری جعفر عظیم‌زاده شد 

• مقامات ایرانی باید جعفر عظیم‌زاده را فورا و بدون قید و شرط آزاد کنند. او یک زندانی عقیدتی است که به خاطر به کارگیری مسالمت‌آمیز حقوق خود در زمینه آزادی بیان، آزادی تجمعات و آزادی تشکل‌یابی زندانی شده است …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
آدينه  ۱۲ بهمن ۱٣۹۷ –  ۱ فوريه ۲۰۱۹

 


جعفر عظیم زاده رئیس و پروین محمدی نایب رئیس اتحادیه ی آزاد کارگران ایران در آخرین یورش حکومت به فعالان کارگری بازداشت شده اند. جعفر عظیم زاده پس از بازداشت به زندان اوین و پروین محمدی به زندان قرچک منتقل شده اند.
جعفر عظیم زاده امروز جمعه دوازدهم بهمن, از قرنطینه زندان اوین به خانواده خود تماس تلفنی گرفت، همسر وی در این تماس تلفنی از سلامتی وی خبر داد وی روحیه او را «عالی» توصیف کرد.
خانم پروین محمدی نیز امروز از زندان کچویی با خانواده خود تماس گرفته و ضمن خبر سلامتی خود گفته است که روز سه شنبه می تواند با خانواده اش ملاقات کند.

سازمان عفو بین الملل با انتشار بیانیه ای جعفر عظیم زاده را «زندانی عقیدتی» خوانده و خواهان آزادی فوری او شده است. بنابه گزارش اتحادیه ی آزاد کارگران ایران در این بیانیه آمده است:

مقامات ایرانی باید فعال حقوق کارگران جعفر عظیم‌زاده را فورا و بدون قید و شرط آزاد کنند چرا که او یک زندانی عقیدتی است که تنها به خاطر به کارگیری مسالمت‌آمیز حقوق خود در زمینه آزادی بیان، آزادی تجمعات و آزادی تشکل‌یابی زندانی شده است.

جعفر عظیم زاده، جوشکار و دبیر هیات مدیره این اتحادیه آزاد کارگران روز سه‌شنبه ۹ بهمن ۱۳۹۷ در پردیس کرج بازداشت و به کلانتری ۱۱ فردیس منتقل شد. وکیل این مدافع حقوق کارگران روز بعد از انتقال موکلش به زندان اوین جهت تحمل محکومیت ۶ ساله‌اش خبر داد.

جعفر عظیم‌زاده در فروردین ۱۳۹۴ توسط شعبه ۱‍۵ دادگاه انقلاب در تهران به اتهام «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور» و «تبلیغ علیه نظام» به ۶ سال زندان و دو سال محرومیت از عضویت در احزاب، گروه‌های سیاسی و فعالیت مجازی، رسانه‌ها و مطبوعات محکوم شد. اساس این اتهامات فعالیت‌های مسالمت‌آمیز جعفر عظیم‌زاده در دفاع از حقوق کارگران بوده است، از جمله:

• همکاری در تهیه و تبلیغ طومار چهل هزار نفری کارگران ایران برای افزایش حداقل دستمزد؛
• مصاحبه‌ با رسانه‌های خارج از ایران؛
• مشارکت در تأسیس اتحادیه آزاد کارگران ایران؛
• شرکت در تظاهرات روز کارگر در سال ۸۸ در پارک لاله تهران و دیگر تظاهرات مسالمت‌آمیز مقابل ساختمان مجلس و وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی ایران؛
• ملاقات با انجمن‌ها و نهادهای صنفی از جمله سندیکای کارگران کارخانه نیشکر هفت تپه و سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

جعفر عظیم‌زاده در آبان ۱۳۹۴ احضاریه کوتاهی از سوی اداره اجرای احکام با موضوع معرفی خود به زندان اوین برای گذراندن دوره محکومیت ۶ ساله‌اش دریافت کرد. در این احضاریه تصریح شده بود که حکم او توسط دادگاه تجدید نظر تأیید شده است در حالی که هیچ حکمی به وی ابلاغ نشده بود. جعفر عظیم‌زاده در ۱۷ آبان ۱۳۹۴ بازداشت و برای اجرای حکم ۶ سال حبس خود به زندان منتقل شد. او چند ماه بعد، در ۱۰ تیر ۱۳۹۵ پس از ۶۳ روز اعتصاب غذا، به طور موقت از زندان آزاد شده بود.

در مهر ۱۳۹۵، شعبه ۳۳ دیوان عالی کشور درخواست اعاده دادرسی جعفر عظیم‌زاده را رد کرد.




از اسماعیل تا الخاندرو: یک طبقه، یک مبارزه! – کمیته عمل سازمانده کارگری 

 

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
دوشنبه  ٨ بهمن ۱٣۹۷ –  ۲٨ ژانويه ۲۰۱۹

 


این روزها اسماعیل بخشی درحالی زیر شکنجه است که حمایت نه فقط کارگران ایران بلکه کارگران سایر ملل هم از او درحال گسترش است. یکی از این حامیان، کارگران کارخانه ی کشتی‌سازی ریوسانتیاگوی آرژانتین بوده‌اند.

وضعیت کارگران کارخانه ی کشتی‌سازی ریوسانتیاگوی آرژانتین، از بسیاری جهات شباهت زیادی به کارگران هپکو، فولاد اهواز و هفت‌تپه دارد.

این کارخانه ی دولتی سال‌هاست که دچار بحران شده و مدیران این شرکت کمر به تعطیلی‌اش بسته‌اند. دولت به جای دادن سفارش تولید دست به واردات محصولات مشابه می‌زند و مشخص شده که مدیران کارخانه هم با پنهان کردن اسناد سفارش‌ها سعی دارند که شرکت را بدون مشتری نشان دهند و توطئه ی تعطیلی کارخانه را هرچه زودتر پیاده کنند.

اما مدت‌هاست که مقاومت ستودنی کارگران مانعِ اجرای این توطئه شده؛ بااین‌حال مدیران هنوز هم با حیله‌های مختلف از جمله به اسم «بهره‌وری» مدام از دستمزدها زده‌اند و حتی حق پرداخت‌ بابت روزهای تعطیل را هم لغو کرده‌اند.

امسال طرح تعطیلی کارخانه با شدت بیش‌تری در دستور کار قرار گرفته و به تبع آن مبارزات کارگران بالا گرفته، به‌طوری‌که کارگران با «اشغال کارخانه» مانعِ تعطیلی‌‌اش شده‌اند و اکنون از طریق اتحاد و همبستگی با کارگران صنایع دریایی اطراف دست به اعتراضات و اعتصابات هماهنگ زده‌اند تا دولت را عقب بزنند.

خواست اصلی‌ کارگران از سرگرفتن تولید در تمام بخش‌های کارخانه است. اما منتظر دلسوزی دولت یا مدیران هم نمانده‌اند، بلکه خودشان مدام با افشای اسناد محرمانه‍ی شرکت و فساد مدیران، با سازماندهی اعتصابات و نهایتاً با همبستگی طبقاتی با سایر کارگران صنایع اطراف در حال تقویت مبارزه‌شان هستند.

در هفته‌های اخیر دولت سرمایه‌داری آرژانتین با دادگاهی کردن یکی از رهبران اعتصاب به نام «الخاندرو ویاروئل» سعی کرده تا به ارعاب کارگران بپردازد. الخاندرو یکی از کارگران مبارز این کارخانه که حتی علیرغم مشکلات فیزیکی‌اش با ویلچر نیز خود را به اعتراضات میرساند و با خانواده‌اش در اعتراضات شرکت میکرد، اکنون با حکم قضایی مواجه شده. الخاندرو و اتحادیه ی کارگران این کارخانه ی کشتی‌سازی تنها چند هفته قبل‌تر پیام همبستگی و حمایت خود را به کارگران هفت‌تپه و فولاد اهواز فرستاده بودند.

شرایط الخاندرو و بطور کل مبارزات کارگران این کارخانه ثابت می‌کند که چرا مبارزه ی علیه سرمایه‌داری، مختص به این یا آن واحد تولیدی نیست، بلکه برای طبقه ی کارگر، یک مسأله جهانی است؛ و اینکه چرا کارگران از هر واحد و صنفی و از هر ملیت باید پشت یکدیگر بایستند، از تجارب یکدیگر درس بگیرند و متحدین واقعی را از درون صفوف خود پیدا کنند. این موضوعی است که تشکل کارگری این کارخانه‍ی کشتی‌سازی (بنام «لیست سیاه») به‌خوبی به آن واقف است و دقیقاً به همین خاطر تأکید ویژه‌ای بر اتحاد و همبستگی با سایر کارگران و مبارزات آنان دارد. به‌طوری‌که این کارگران علاوه بر مبارزات داخل کارخانه ی خودشان، در بسیاری از مبارزات فراصنفی، از جمله در اعتصاب معلمان و اشغال وزارت اقتصاد آرژانتین (تابستان امسال) همراه هم‌طبقه‌ای‌های خود در جنبش کارگری آرژانتین فعال بوده‌ و مشارکت داشته‌اند.

شعار آنان به تنهایی چکیده ی نگاه آنان به مبارزه ی کارگری است: «اگر به یکی از ما دست‌درازی شود، به همه ی ما دست‌درازی شده‌است»!

این البته شعاری است که کارگران فولاد و هفت‌تپه بارها چه با اعلام همبستگی و حمایت متقابل از یک‌دیگر در طول اعتصابات و چه با پیگیری آزادی همکاران بازداشتی‌شان تا به آخر، در عمل اجرا کردند و ثابت کردند که علی‌رغم شدیدترین فشارهای امنیتی و دروغ‌پراکنی‌های مکرر علیه همکارشان آنان را فراموش نکرده‌اند. کریم سیاحی، کارگر مبارز فولاد، نهایتاً آزاد و مستقیماً به آغوش همکارانش شتافت و در آن سوی دیگر کارگران هفت تپه در اعتراض به بازداشت دوباره‍ی اسماعیل بخشی، دست به تجمع زدند.

نه اسماعیل بخشی و نه الخاندرو هیچ جرمی ندارند اِلا تقویت نظارت کارگران بر امور کارخانه، مبارزه علیه سرمایه‌داران فاسد و طرح این شعار که اگر کارفرما عرضه ی اداره ی کارخانه را ندارد، کارگران آماده‌اند تا اداره ی کارخانه را به دست بگیرند!

کمیته عمل سازمانده کارگری به پاس همبستگی کارگران آرژانتینی با کارگران هفت‌تپه و فولاد اهواز سعی می‌کند تا صدای همبستگی بین طبقه ی کارگر را ورای صنف و ملیت تقویت کند و به این منظور چهره و شعار این دو کارگر مبارز در دو گوشه ی مختلف دنیا را با هنر گرافیتی به میان کارگران ببرد. باشد که پیام همبستگی کارگران هفت‌تپه و فولاد اهواز که به اقصی نقاط کشور، به معلمان، به کارگران هپکو، به فولادی‌های بوئین زهرا و به دانشجویان سراسر کشور و سایر مردم رسید، تقویت شود!

کمیته عمل سازمانده کارگری – ۸ بهمن ۹۷




گسترش مخالفت ها با احتمال حمله ی نظامی آمریکا به ونزوئلا 

• کشورهای آمریکای لاتین که اغلب آنها مخالف دولت مادورو هستند اعلام کرده‌اند به هیچ وجه با مداخله نظامی در ونزوئلا موافق نیستند. مادرور نسبت به خطر تبدیل ونزوئلا به ویتنام دوم هشدار داده است …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
چهارشنبه  ۱۰ بهمن ۱٣۹۷ –  ٣۰ ژانويه ۲۰۱۹

 


همزمان با فشارهای بین المللی به دولت ونزوئلا به خصوص اعلام موضع صریح واشنگتن برای کنار رفتن دولت مادورو از قدرت، گمانه زنی ها در خصوص احتمال مداخله نظامی در این کشور افزایش یافته است. شایعه اعزام پنجهزار سرباز به مرز کلمبیا که در یادداشتی در دست جان بولتون مشاهده شد، به این نگرانی دامن زده است. کشورهای آمریکای لاتین که اغلب آنها مخالف دولت مادورو هستند اعلام کرده‌اند که به هیچ وجه با مداخله نظامی در ونزوئلا موافق نیستند.
گزارش ها حاکی است، گروه منطقه ای «لیما» در آمریکای لاتین با هر گونه مداخله نظامی در ونزوئلا برای سرنگون کردن دولت نیکلاس مادورو مخالفت کرده است.
نستور پاپولیزیو، وزیر امور خارجه پرو روز سه شنبه در گفتگو با خبرنگاران با اعلام این مطلب یادآور شد که «به عنوان عضوی از گروه لیما اعلام می کنیم که این گروه به هیچ وجه موافق مداخله نظامی در ونزوئلا نیست.»
گروه «لیما» متشکل از چهارده کشور آمریکایی لاتین به اضافه کانادا ماه اوت ۲۰۱۷ برای مشارکت در یافتن راه حلی صلح آمیز برای بحران داخلی در ونزوئلا تشکیل شد.
موضع گروه لیما در مخالفت با هرگونه مداخله نظامی در ونزوئلا در حالی مطرح می شود که بنا به تاکید ایالات متحده آمریکا برای برکناری دولت مادورو از قدرت «همه گزینه های ممکن بر روی میز است».
جان بولتون، مشاور امنیت ملی کاخ سفید روز دوشنبه در حضور خبرنگاران با استناد به موضع پیشتر اعلام شده دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا تصریح کرد که «در باره ونزوئلا کلیه گزینه‌های ممکن در نظر گرفته می شود.»
وزیر امور خارجه پرو همچنین اعلام کرده است گروه لیما روز دوشنبه آینده در اوتاوا به بررسی اقدامات جدید جهت حمایت از خوان گوایدو، رئیس پارلمان، رهبر مخالفان دولت و رئیس جمهوری خودخوانده ونزوئلا خواهد پرداخت.
از میان چهارده کشور آمریکای لاتین که عضو گروه لیما هستند سه کشور مکزیک، گویان و سنت لوسیا خوان گوایدو را به عنوان رئیس جمهوری موقت ونزوئلا به رسمیت نشناخته اند.

خوان گوایدو ممنوع الخروج شد
دیوان عالی ونزوئلا دستور ممنوع الخروج شدن خوان گوایدو رهبر مخالفان از کشور را صادر کرده و حساب های بانکی او را مسدود کرده است.
پیشتر تارک ویلیام سب، دادستان کل ونزوئلا، از دیوان عالی ونزوئلا خواسته بود برای جلوگیری از “فرار” آقای گوایدو از کشور “اقدامات احتیاط آمیز” لازم را اتخاذ کند.
او گفت: “حوادث خشونت باری در کشور روی داده، دولت های خارجی بیانیه هایی صادر و دارایی های کشور مسدود شده است، که نشان دهنده آمریت جنایات جدی است که نظام قانون اساسی را هدف می گیرد.”
جان بولتون مشاور امنیت ملی آمریکا در توئیتی سب را “وزیر سابق دادگستری ونزوئلا” خطاب کرد و نسبت به “پیامدهای جدی برای کسانی که سعی دارند دمکراسی را ساقط کنند و به آقای گوایدو آسیب برسانند” هشدار داد.

خطر تبدیل ونزوئلا به ویتنام دوم
نیکلاس مادورو، رئیس جمهور ونزوئلا گفته است دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا می خواهد ونزوئلا را به ویتنام دوم در امریکای لاتین تبدیل کند.
به گزارش اسپوتنیک، مادورو در توئیتر نوشت: “ای ملت آمریکا از شما درخواست کمک می کنم تا از دخالت دولت دونالد ترامپ جلوگیری کنم چون وی قصد دارد میهن مرا به ویتنام در آمریکای لاتین تبدیل کند. اجازه این کار را به وی ندهید!”

برای انتخابات تا سال ۲۰۲۵ صبر کنند!
نیکلاس مادورو، رئیس جمهوری ونزوئلا همچنان بار دیگر اعلام کرد حاضر است با مخالفان دولت به گفتگو بنشیند. مادورو که با خبرگزاری دولتی روسیه سخن می گفت، تصریح کرد که آماده است با مشارکت میانجیان بین المللی رو در روی مخالفان بنیشیند و با آنها گفتگو کند.
به گفته رئیس جمهوری ونزوئلا این گفتگو فرصتی فراهم خواهد کرد تا بتوان در خصوص مسائل مرتبط به منافع کشور، صلح و همچنین آینده ونزوئلا با اپوزیسیون گفتگو کرد.
تاکید دوباره رئیس جمهوری ونزوئلا بر گفتگو با مخالفان در حالی مطرح می شود که خوان گوایدو، رهبر نوظهور اپوزیسون ونزوئلا پیشتر درخواست نیکلاس مادورو برای مذاکره و گفتگو در باره بحران جاری در این کشور را رد کرده بود.
رئیس جمهوری ونزوئلا همچنین ضمن رد برگزاری زودهنگام انتخابات ریاست جمهوری گفت که این انتخابات ۱۰ ماه پیش برگزار شد و اگر «امپریالیست‌ها انتخابات جدید می‌خواهند باید تا سال ۲۰۲۵ صبر کنند.». وی با این حال گفت که می‌تواند انتخابات پارلمانی پیش از موعد برگزار کند.
رئیس جمهوری ونزوئلا در بخش دیگری از سخنان خود تاکید کرد که دولت تمام تلاش خود را برای ایجاد ثبات در اقتصاد کشور انجام خواهد داد.
وی گفت که حاضر است با رئیس جمهوری آمریکا «شخصا یا در حضور عموم» دیدار و گفتگو کند.
مادورو در این گفتگو باردیگر ضمن تاکید بر حمایت همه جانبه ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه از دولت وی تحریم های آمریکا بر ضد کشورش را به شدت محکوم و خاطرنشان کرد که با همه مشکلات موجود مطمئن است که پیروزی نهایی از آن وی و دولتش خواهد بود.

تظاهرات روز چهارشنبه مخالفان
همانطور که خوان گوایدو پیشتر از مردم ونزوئلا خواسته بود اپوزیسیون این کشور قرار است روز چهارشنبه در سراسر کشور برای جلب حمایت ارتش، دست به تظاهرات بزند.
رئیس ۳۵ ساله پارلمان ونزوئلا یکشنبه شب طی نطقی اعلام کرد: «ما چهارشنبه راس ساعت ۱۴ برای درخواست از ارتش جهت پیوستن به مردم به خیابان ها می آییم. ما همچنین خواهان برپایی تظاهراتی بزرگ در روز شنبه برای همراهی و حمایت از ضرب الاجل تعیین شده از سوی اروپا هستیم.»
شش کشور اروپایی (اسپانیا، فرانسه، آلمان، بریتانیا، پرتغال و هلند) روز شنبه با تعیین ضرب الاجلی هشت روزه به نیکلاس مادورو هشدار دادند در صورت عدم اعلام برپایی انتخاباتی آزاد در این کشور خوان گوایدو را به عنوان رئیس جمهوری به رسمیت خواهند شناخت. این ضرب الاجل روز یکشنبه آینده به اتمام خواهد رسید.




عفو بین‌الملل: خطر آشکار ادامه شکنجه اسماعیل بخشی و سپیده قلیان 

• سازمان عفو بین‌الملل نسبت به خطر آشکار شکنجه اسماعیل بخشی و سپیده قُلیان پس از بازداشت دوباره ابراز نگرانی کرده و از مقام‌های جمهوری اسلامی خواست تا آنها را بی‌درنگ آزاد کنند …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
سه‌شنبه  ۹ بهمن ۱٣۹۷ –  ۲۹ ژانويه ۲۰۱۹

 


سازمان عفو بین‌الملل با انتشار بیانیه‌ای نسبت به خطر آشکار شکنجه فعالان کارگری و اجتماعی، اسماعیل بخشی و سپیده قُلیان پس از بازداشت دوباره ابراز نگرانی کرده و از مقام‌های جمهوری اسلامی خواست تا آنها را بی‌درنگ آزاد کنند.

 این سازمان همچنین خواستار انجام تحقیقات در مورد اتهام شکنجه این دو زندانی در زندان شده و نوشته است که شکنجه‌گران احتمالی باید در یک دادگاه عادلانه به دست قانون سپرده شوند.
عفو بین‌الملل خواستار حفاظت از اسماعیل بخشی و سپیده قلیان علیه شکنجه شده و از همگان خواسته تا برای حفاظت از آنها به مقامات نامه و عریضه بنویسند.
اسماعیل بخشی اواخر آبان‌ماه سال جاری بازداشت شد و تا اواخر آذر در بازداشت بود. او در نخستین اظهارات پس از آزادی‌اش گفته بود در روزهای نخست بازداشت، «بدون دلیل یا هیچ حرفی تا سر حد مرگ» مورد «شکنجه و زیر مشت و لگد» قرار گرفته است.
سپیده قلیان، فعال مدنی که همراه با بخشی و شماری دیگر از کارگران نیشکر هفت‌تپه در جریان اعتراضات کارگری بازداشت شده بود نیز شرحی از شکنجه خود و اسماعیل بخشی داده‌ است