عقب‌نشینی بیشتر دولت از سیاست‌های رفاهی 

• در بودجه سال ۹۸ دولت از برنامه‌های بیمه‌ای که افق درازمدت دارد، عقب‌نشینی کرده و در مقابل اعتبارات اندکی را برای برنامه‌های حمایتی معیشتی در نظر گرفته و دایره افراد تحت شمول آن را تنگ‌تر کرده است …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
يکشنبه  ٣۰ دی ۱٣۹۷ –  ۲۰ ژانويه ۲۰۱۹

 


جزئیات بودجه سال ۹۸ نشان می‌دهد سیاستی که چند سال است با شدت بیشتری از قبل در حال تداوم است، در متن لایحه بودجه ۹٨ نیز پیگیری شده است. دولت از برنامه‌های بیمه‌ای که افق درازمدت دارد، عقب‌نشینی کرده و در مقابل اعتبارات اندکی را برای برنامه‌های حمایتی معیشتی در نظر گرفته و البته دایره افراد تحت شمول آن را تنگ‌تر از قبل کرده است.

به گزارش شرق، «فقرزدایی» و «حمایت از اقشار کم‌درآمد» دو وعده‌ای است که دولت ادعا می‌کند امسال با بسته‌های جبران معیشتی و سال آینده با افزایش ۲۵درصدی بودجه امور رفاه اجتماعی در دستور کار خود قرار داده اما بررسی جزئیات بودجه فصل رفاه اجتماعی واقعیتی خلاف این ادعا را نشان می‌دهد. سیاستی که چند سال است با شدت بیشتری از قبل در حال تداوم است، در متن لایحه بودجه ۹۸ نیز پیگیری شده است. دولت از برنامه‌های بیمه‌ای که افق درازمدت دارد، عقب‌نشینی کرده و در مقابل اعتبارات اندکی را برای برنامه‌های حمایتی معیشتی در نظر گرفته و البته دایره افراد تحت شمول آن را تنگ‌تر از قبل کرده است. مصادیق این سیاست را می‌توان به‌خوبی در متن لایحه بودجه امور رفاه اجتماعی دید؛ بودجه برنامه‌های حمایت از مشاوره و آموزش مددجویان کمیته امداد و برنامه‌های آموزش حوزه سلامت و ایمنی کارگران یا کاهش داشته یا ثابت مانده و بودجه مربوط به حمایت از گروه بیماران خاص ۲۷ درصد و برنامه کنترل و کاهش معلولیت‌های ناشی از حوادث کار ۸۰ درصد کاهش پیدا کرده است. البته مواردی هم می‌توان در متن لایحه بودجه دید که حتی منطق کاهش یا ثابت‌نگه‌داشتن بودجه برای عقب‌نشینی از ارائه خدمات اجتماعی هم به کار دولت نیامده و از اساس آنها را از دایره برخورداری حذف کرده است؛ در قانون بودجه امسال ۷۷ میلیارد تومان برای پوشش بیمه سلامت معتادان در نظر گرفته شده بود اما با حذف این اعتبار در لایحه بودجه، سال آینده بیمه سلامت شامل هیچ فرد معتادی نمی‌شود. ۳۸ درصد از مددجویان بهزیستی نیز جزء کسانی هستند که سال آینده به‌دلیل کاهش اعتبار، از پوشش بیمه پایه سلامت حذف می‌شوند.
به جز این نکات قابل‌توجه در بودجه بخش رفاه، ابهاماتی در چیدن منابع و مصارف این بخش وجود دارد. پیش‌بینی دو بار برداشت از دو منبع برای یک ردیف هزینه‌ای یکی از این ابهامات است که در گزارش به آن خواهیم پرداخت.

حذف بیمه سلامت افراد معتاد
در لایحه بودجه ۹۸ دولت اعتبار ۱۱۳ هزار میلیاردتومانی برای امور رفاه اجتماعی در نظر گرفته است که از این میزان ۵۶ هزار میلیارد تومان مربوط به کمک دولت به صندوق‌های بازنشستگی لشکری و کشوری است و مابقی آن صرف امور حمایتی و بیمه‌ای می‌شود. جزئیات بودجه فصل امور رفاه اجتماعی حاوی نکاتی است که می‌توان به‌طور ضمنی سیاست کلی دولت را در آن دید؛ واگذاری مسئولیت تأمین رفاه اجتماعی مردم به خود مردم. همچنین مطالعه جزئیات متن بودجه گویای این است که در برنامه دولت ضمن کاهش پوشش‌های رفاهی، برنامه‌هایی مانند بیمه اجتماعی که افق بلندمدت دارند، به نفع برنامه‌های معیشتی و هزینه‌های کوتاه‌مدت، تحلیل رفته است.
اگر امسال ۵۵۰ هزار خانوار مددجوی بهزیستی تحت پوشش بیمه سلامت بودند، سال آینده فقط ۲۸۰ هزار خانوار می‌توانند از این خدمات استفاده کنند و برنامه پوشش بیمه سلامت معتادان نیز حذف شده و سال بعد از هیچ‌گونه خدمات درمانی برخوردار نخواهند بود. نکته قابل‌توجه دیگر، تغییراتی است که در فعالیت‌های زیرمجموعه دو برنامه «پوشش بیمه اجتماعی اقشار خاص» و «پوشش بیمه اجتماعی بیمه‌شدگان خاص» به وجود آمده است. در قوانین بودجه سنوات گذشته «بیمه اقشار خاص» پوشش بیمه گروه‌هایی مانند رانندگان، قالیبافان، باربران، خادمین مساجد و مداحان را دربر می‌گرفت و «بیمه‌شدگان خاص» شامل کارگاه‌های پنج نفر و کمتر و دوران سربازی بود اما در لایحه بودجه ۹۸ تمامی گروه‌ها در بیمه اقشار خاص به زیر بیمه‌شدگان خاص انتقال یافته و تنها مداحان همچنان تحت پوشش بیمه اقشار خاص باقی‌مانده‌اند. در بین اعتبارات فصل حمایتی لایحه بودجه ۹۸ یکی از ردیف‌هایی که بیشترین سهم را به خود اختصاص داده، برنامه حمایت‌های فرهنگی و معیشتی از طلاب و روحانیون است که با رشد ۱۶درصدی نسبت به امسال به ۶۹۶ میلیارد تومان رسیده است. این رقم تقریبا معادل بودجه برنامه حمایت از سالمندان و برنامه حمایت از کودکان و نوجوانان است و تقریبا ۱۰برابر برنامه حمایت از فرهنگیان و ۱۰برابر برنامه توسعه خدمات اجتماعی نیروی کار است.




اسماعیل بخشی دوباره بازداشت شد 

• اسماعیل بخشی یکشنبه شب مجددا بازداشت شد. پیش از این وکیل او خبر داده بود که وی قصد دارد از وزارت اطلاعات و صدا و سیمای جمهوری اسلامی شکایت کند و خواهان پاسخگویی در تلویزیون شده است …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
يکشنبه  ٣۰ دی ۱٣۹۷ –  ۲۰ ژانويه ۲۰۱۹

 


اخبار روز: بر اساس خبری که سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه منتشر کرده، اسماعیل بخشی یکشنبه شب توسط نیروهای مسلح بازداشته شده است. بر اساس آخرین خبرها ساعت ۲۳/۵۵ دقیقه یکشنبه شب، ۱۵ (پانزده) ماشین پاترول که حامل تعداد زیادی نیروی مسلح بوده، به خانه اسماعیل بخشی حمله ور شده و‌ او را به مکان نامعلومی انتقال داده اند.
صیح امروز نیز سپیده ی قلیان که اعلام کرده بود اعترافات او زیر شکنجه اخذ شده است، به نحو وحشیانه ای بازداشت شده بود.

یک روز بعد از پخش نمایش «طرح سوخته» که اعترافات اسماعیل بخشی و همکارانشان در زیر شکنجه را به نمایش می گذاشت، فرزانه زیلایی وکیل اسماعیل بخشی اعلام کرده بود او قصد شکایت از وزارت اطلاعات و صدا و سیمای جمهوری اسلامی را دارد و خواهان دادرسی علنی و شفاف و نیز پاسخگویی به این نمایش در تلویزیون شده است.
متن نامه ای را که خانم فرزانه ی زیلابی در اختیار سایت امتداد قرار داده است، در زیر می خوانید:

فریب افکار عموم
ی خیانت به مردم است

دانستن حق مسلم مردم است اما سعی در اغوای افکار عمومی خیانت به مردم و مخاطبین رسانه است. این صحنه‌سازی و بازی نابهنجار بی‌پاسخ نخواهد ماند و موکلم علیه صداوسیما و وزیر اطلاعات شکایت می‌کند.
اطلاع‌رسانی «در چارچوب قانون» تکلیف صداوسیما می‌باشد اما بخش خبری ۲۰:۳۰ و دستگاه امنیتی که چنین مستندی را در اختیار صداوسیما گذاشته و یا دستور پخش آن را داده، مستند به موارد زیر قانون را نقض کرده‌اند.
مطابق اصل ۳۹ قانون اساسی، هتک حرمت و حیثیت فرد بازداشت شده ممنوع و موجب مجازات است. اصل ۲۲ قانون اساسی حیثیت اشخاص را مصون از تعرض می‌داند.
ماده ۹۶ قانون آیین دادرسی کیفری می‌گوید: انتشار تصاویر و سایر مشخصات مربوط به هویت متهم در کلیه مراحل تحقیقات مقدماتی توسط رسانه‌ها و مراجع قضایی و انتظامی ممنوع است.
بر همین اساس تهیه فیلم از بازجویی‌ها و انتشار آن در رسانه‌ها توسط دستگاه امنیتی جرم است، چه آنکه پرونده در مرحله تحقیقات مقدماتی بوده و هنوز در حد یک ادعا و اتهام احراز و اثبات نشده است.
اگرچه بر خلاف صریح قانون، پیشداوری‌های برخی مسئولین از جمله دادستان کل کشور، رئیس دفتر ریاست جمهوری و وزیر اطلاعات، شائبه محکومیت موکلم بر اساس پیش‌فرض‌ها و سناریوی از پیش‌نوشته‌شده و مدیریت‌شده را تقویت می‌کند. متاسفانه آنها حتی ظاهر قانون را هم رعایت نکردند.
در شکایت آقای اسماعیل بخشی با موضوع شکنجه علیه دستگاه امنیتی از جمله مصادیق شکنجه تهیه همین مستند تلقینی زیرفشار شدید روانی بوده است.
خوب است که عوامل این فیلم که در این مورد استعداد چندانی هم از خود نشان ندادند، پاسخگوی پرسش‌های به‌وجود آمده در اذهان عمومی باشند که هدف از پخش این مستند در آن شرایط معلوم‌الوصف آن هم در مرحله تحقیقات مقدماتی چه بوده است؟
لازم به توضیح است در زمانی که موکلم در بازداشتگاه بود در تماس تلفنی با خانواده‌اش چندین بار این جمله را تکرار می‌کرد که «من به وطنم و خانواده‌ام خیانت نکردم.»
پخش این مستند غیرقابل توجیه و تحمل است. حال که تحقیقات این پرونده مصنوعی علیه موکلم با یک مستند تلقینی، گزینشی و غیرمنصفانه از روند محرمانه بودن خارج شده پیشنهاد آقای اسماعیل بخشی برگزاری دادرسی علنی و شفاف است. و دیگر آنکه بر اساس ماده واحده مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام باید در همان رسانه که این اتهام‌ها علیه وی مطرح شده، به موکلم فرصت پاسخگویی برای دفاع داده شود.
نکته قابل توجه آن است که با توجه به رأی دادسرا در خصوص پرونده تجمعات اخیر کارگران هفت‌تپه که با صراحت تجمعات کارگران بازداشتی را به جهت مطالبات صنفی، قانونی و مسالمت‌آمیز محسوب نموده و بر همین اساس موکلینم را در آن پرونده تبرئه کرده بود، اقدام اسماعیل بخشی در فرض محال که تک تک کارگران را او تحریک به تجمع دعوت کرده باشد، نمی‌تواند غیرقانونی قلمداد شود.




تلویزیون «اعترافات» اسماعیل بخشی را پخش کرد 

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
يکشنبه  ٣۰ دی ۱٣۹۷ –  ۲۰ ژانويه ۲۰۱۹

 


اخبار روز: بخش خبری بیست و سی شبکه ی دو سیمای جمهوری اسلامی شب گذشته با پخش یک فیلم شانزده دقیقه ای تحت عنوان «طراحی سوخته» اقدام به پخش سخنانی کرد که از اسماعیل بخشی و دیگر فعالان سیاسی و کارگری در زیر شکنجه گرفته شده است.

در این فیلم اعتراضات کارگری و نارضایتی آن ها از وضعیت معیشتی خود به گروه های سیاسی خارج از کشور و شبکه های تلویزیونی بیگانه نسبت داده شده و اتهام دستگاه های اطلاعاتی حکومت مبنی بر ارتباط اسماعیل بخشی و عسل محمدی با حزب کمونیست کارگری تکرار شده است. در این فیلم شانزده دقیقه ای تکه هایی از «اعترافات» اسماعیل بخشی، سپیده ی قلیان و علی نجاتی نشان داده شده است.
در این فیلم همچنان به دفعات سندیکای کارگران شرکت واحد تهران و حومه و رضا شهابی از اعضای این سندیکا، جزو شبکه ی مرتبط با اسماعیل بخشی و فعالیت های کمونیستی و ضد نظام معرفی شده اند.

پخش این فیلم در اوج محکومیت بین المللی و داخلی حکومت اسلامی به خاطر شکنجه های وحشیانه ی اسماعیل بخشی و سپیده ی قلیان صورت گرفته است. پخش چنین اعترافات تکراری و دروغ مدت هاست افکار عمومی را فریب نمی دهد، مردم همچنان به حرف های اسماعیل بخشی بعد از آزادی اطمینان می کنند. افکار عمومی می پرسد اگر اسماعیل بخشی به آن چه در برابر دوربین های بازجویان اطلاعاتی «اعتراف» کرده، اعتقاد دارد، چرا مسئولین حکومت تقاضای او برای مناظره با وزیر اطلاعات را در مورد شکنجه اش نپذیرفته اند و چرا حاضر نیستند از او وقتی که آزاد است فیلم بگیرند و پخش کنند؟

با این حال پخش این فیلم را باید هشداردهنده دانست، به نظر می رسد حکومت با استفاده از صحنه سازی های دروغین این فیلم می کوشد یورش های تازه ای را علیه فعالین کارگری و فعالیت های سندیکایی در ایران آغاز کند.




سپیده قلیان مجددا بازداشت شد 

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
يکشنبه  ٣۰ دی ۱٣۹۷ –  ۲۰ ژانويه ۲۰۱۹

 


ساعاتی بعد از پخش «مستند طرح سوخته» از تلویزیون جمهوری اسلامی که در آن اعترافات بازداشت شدگان در زیر شگنجه پخش شده بود، ماموران امنیتی بار دیگر سپیده ی قلیان فعال اجتماعی در خوزستان را بازداشت کردند. سپیده ی قلیان پیشتر همراه با اسماعیل بخشی در جریان اعتراضات کارگران نیشکر هفت تپه دستگیر شده و از جمله کسانی بود که شهادت داد اسماعیل بخشی در جریان بازداشت و در دوران بازداشت به شدت شکنجه شده است. گزارش های دیگر حاکی از آن بود که خود وی نیز در دوران بازداشتش مورد شکنجه قرار گرفته است.

سپیده ی قلیان بعد از پخش فیلم اعترافات به آن واکنش نشان داد و در حساب توئیتری خود نوشت: این تصاویری که از من پخش شد گواه دیگری در اثبات حرف‌هایم مبنی بر شکنجه شدن در طول مدت بازداشتم بود. جدی‌تر از قبل به پیگیری شکنجه شدنم خواهم پرداخت و حالا که اعترافاتم پخش شد خواهان علنی برگزار شدن دادگاهم هستم.

ماموران امنیتی صبح روز یکشنبه او را مجددا بازداشت کردند. بنابر گزارش ها، امنیتی ها بدون هیچ گونه حکمی به محل سکونت سپیده ی قلیان یورش آوردند و وقتی با اعتراض برادر او مهدی قلیان روبرو شدند، او را نیز با خود بازداشت کرده و به محل نامعلومی بردند.




بر صورت شکنجه شده ی شما بوسه می زنیم! 

پاسخ کارگران هفت تپه به «نامستند» اطلاعاتی 

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
يکشنبه  ٣۰ دی ۱٣۹۷ –  ۲۰ ژانويه ۲۰۱۹

 


اخبار روز: جمعی از کارگران هفت تپه با انتشار متنی با عنوان محبت ما را به شکنجه شدگان بیشتر کردید، که در کانال مستقل کارگران هفت تپه منتشر شده است، به مستندسازان اطلاعاتی چنین پاسخ داده اند:

صدا و سیما یک مستند شتر گاو پلنگ به نام طراحی سوخته پخش کرد که تصویر اسماعیل بخشی و خانم قلیان و همکار بازنشسته به نام نجاتی هم در آن وجود داشت. واقعا ناراحت کننده است که چند کارگر را دستگیر میکنند و زیر فشار و شکنجه از آنها حرف هایی بیرون میکشند و بعد منتشر میکنند. ما به این عزیزان شکنجه شده میگوییم شرمنده شما هستیم؛ شرمنده شدیم که به خاطر ما آزار و اذیت شدید. ما به این عزیزان میگوییم حالا صد برابر به شما احترام و اعتماد داریم. چهره خسته شما نشان دهنده این بود که چقدر تحت فشار بوده اید. فرض کنیم تلاش کنند شما را به آن حزب و آن جریان و آمریکا و روسیه و قم و مشهد و تهران و شمال و شرق و غرب بچسبانند! با خواسته پنج هزار کارگر هفت تپه چه میکنند؟ ای مستند سازان در نیروی امنیتی! یعنی اینهمه کارگر هفت تپه که میگوید باید خصوصی سازی لغو شود از ترامپ دستور میگیرد؟ از احزاب کمونیستی دستور میگیرد؟ از احزاب برانداز دستور میگیرد؟

شما تصور کردید الان فیلم پخش کنید، چهار نفر اسیر که شکنجه شده اند را پیش ما خراب میکنید؟ سوال ما این است: ما که خودمان همان حرف های آنها را میزنیم را هم میخواهید پیش خودمان خراب کنید؟ بیایید از همه ما فیلم بگیرید و برای همه دنیا پخش کنید. همه مردم ایران میدانند شرایط اقتصادی به چه وضعی است. کارگر گرسنه، نماینده کارگر مثل بخشی را میگیرید فیلم برداری میکنید؟ بکنید. اتفاقا جالب شد. خیلی جالب شد. معلوم شد چقدر از کارگر ترس دارید. از ما هم فیلم میگیرید؟ بگیرید. با اکثریت جامعه که زیر خط فقر هستند چه میکنید؟ میخواهید از ٦٠ میلیون نفر فیلم اعتراف بگیرید؟ برای چه کسی پخش میکنید؟ از خودمان فیلم میگیرید برای خودمان پخش میکنید؟ واقعا این کار باعث شد بفهمیم که عجب سیستم امنیتی در مملکت هست. دقیقا طرفدار دزد و کلاهبردارید.

راستی یک سوال: این همه دم و دستگاه و نفر و حقوق بگیر امنیتی و صدا و سیمایی دارید چرا یک نقشه تمیزتر نکشیدید؟ آن برگه ای که با فلش و تیر و کمان و خط و رسم همه را به هم وصل کرده بودید خیلی مسخره بود. سعی کنید کمی حرفه ای تر باشید. بعد خودتان خنده تان نگرفت؟ کارگر هفت تپه با کارگر شهر دیگر عکس گرفته این هم شد مایه تهمت و سناریو سازی؟ به شمال و تهران و خانه دوستان رفتن جرم است؟

در این فیلم اعتراف سازی فقط یک چیزش کمی درست بود و آنهم اینکه بیخود کردید هفت تپه را به بخش خصوصی دادید. البته در این هم دروغ گفتید و گفتید به صورت نادرست به خصوصی داده شده است. نه خیر. کلا بی جا فرمودید خصوصی سازی کردید. اگر تمام فیلم بردارهای دنیا هم جمع شوند تا هفت تپه به بخش دولتی برگردانده نشود باز هم کار شما راه نمی افتد. از بخشی و خانم قلیان و آقای نجاتی فیلم درست کردید از همه ما هم میخواهید فیلم درست کنید؟

ضمنا کمی به کار خودتان فکر کنید. کلا پنج دانشجو و چهار تا پنج نفر کارگر داشتند براندازی میکردند؟ یعنی نظام با ده نفر براندازی میشود؟ خسته نباشید! پس مشکل اساسی است.

ما به صورت خسته این دوستان شکنجه شده بوسه میزنیم. شرمنده شما هستیم. بیشتر از قبل برای ما عزیز شدید. با هر کسی صحبت میکنی دارد به سازنده این فیلم که با تف و مف و زورکی به هم چسبانده شده فحش میدهد. مردم دیگر بیدار شده اند. الان دست هر کسی موبایل هست و اینترنت. اسماعیل بخشی و خانم قلیان و آقای نجاتی که در فیلم ها بودند و همینطور خانواده این عزیزان، ما با شما همدل هستیم و در کنارتان هستیم. سلامت باشید. باعث افتخارید. اسم شما در تاریخ و در صفحه شرافت نوشته شده. آفرین به شجاعت و همت و انسانیت و غیرت و شرف شما.




شاهد چهارم شکنجه! 

• کمپین حقوق بشر در ایران در گزارش مفصلی از بازداشت اسماعیل بخشی، جزئیات تازه ای از شکنجه ی او توسط یک شاهدی عینی دیگر را فاش کرده است …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
شنبه  ۲۹ دی ۱٣۹۷ –  ۱۹ ژانويه ۲۰۱۹

 


کمپین حقوق بشر در ایران در گزارش مفصلی از بازداشت اسماعیل بخشی، موارد تازه ای از شکنجه ی او توسط یک شاهدی عینی دیگر را فاش کرده است. متن این گزارش به شرح زیر است:

۲۸ دی ۱۳۹۷—مقامات ایران پس از یک تحقیق بسیار کوتاه و ناقص که کاملا اصول بی‌طرفی در تحقیقات را نقض کرده است، اظهارات اسماعیل بخشی، فعال کارگری در خصوص شکنجه توسط وزارت اطلاعات را رد کردند.
مقامات ایرانی با استناد به اظهارات مقاماتی که احتمالا خود به نوعی در پرونده دخیل بوده‌اند و با نادیده گرفتن شهادت‌های مهمی که توسط شهود معتبر ارائه شده‌است، اتهام شکنجه شدن بخشی را رد کردند و با تلاش برای بی‌اعتبار کردن و همچنین تهدید این فعال کارگری کوشیدند صدای او را خاموش کنند.

کمپین حقوق بشر در ایران از مقامات ایرانی می‌خواهد تا:
تحقیقات جامع و بی‌طرفانه‌ای را در مورد اتهام‌های مربوط به شکنجه بخشی انجام دهد. به طوری که از همه شهود پرونده حفاظت شود و تحقیقات مطابق با استانداردهای بین‌‌المللی مندرج در قطعنامه ۵۵/۸۹ مجمع عمومی سازمان ملل صورت گیرد.
بلافاصله اظهار نظر‌های مقاماتی را که برای بی‌اعتبار کردن بخشی صورت می‌گیرد متوقف کند و به تهدید علیه فعالان کارگری پایان دهد.
هر مقامی را که به نحوی در سو رفتار با هر شخصی که در اختیار دولت بوده مسوولیت داشته یا به نوعی در این امر دخیل بوده‌است پاسخگو نگاه داشته و به طور کامل او را مطابق با قانون مورد پیگرد قضایی قرار دهند.
اقدامات لازم برای پیشگیری از شکنجه و برخورد موثر با آن در صورت وقوع را شناسایی نموده و تضمین کنند که قوانین و ساز‌و‌کار‌های مربوطه تصویب و ایجاد گردد.

اسماعیل بخشی، نماینده کارگران شرکت نیشکر هفت تپه در شهر شوش استان خوزستان، در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۹۷، در ارتباط با اعتراض‌ها به دستمزد‌های پرداخت نشده بازداشت شد و ۲۵ روز در بازداشتگاه وزارت اطلاعات اهواز در بازداشت بود.بخشی در ۱۴ دی ۱۳۹۷ در مطلبی که در اینستاگرام خود نوشت، اعلام کرد در طول بازداشتش بارها ضرب و شتم شده که با جراحات جدی جسمانی همراه بوده است.

هادی قائمی مدیر کمپین حقوق بشر در ایران گفت: «’تحقیقات’ مورد ادعای مقامات ایرانی به شکل غم‌انگیزی ناکافی است، و نشان می‌دهد که هیچ سیستمی برای رسیدگی به شکنجه و خشونت ناعادلانه در بازداشتگاه‌های ایران وجود ندارد.»

نادیده گرفتن تایید شکنجه توسط چندین شاهد در تحقیقات

اسماعیل بخشی جزییات ضرب و شتم وحشیانه مکرر و مصدومیت‌هایش را در مطلب اینستاگرام خود که توسط دیگران تایید شده است، منتشر کرد.
یک منبع که در میان کارگران دستگیر شده با بخشی بود و به دلایل امنیتی به شرط محفوظ ماندن نام با کمپین حقوق بشر در ایران صحبت کرد گفت که شاهد بوده که چگونه در طول بازداشت، بخشی توسط نیروهای امنیتی و وزارت اطلاعات به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت به طوری که از حال رفت و نگران این بودند که جان خود را از دست بدهد.
«ما را بردند سوار خودرو که به اهواز ببرند، قبل از سوار شدن شروع به زدن اسماعیل بخشی کردند و بقیه صدایش را میشنیدیم که میگفت دنده ام شکست ای سرم و جیغ می‌کشید، از بخشی خیلی کینه داشتند و به هر بهانه با سیلی و لگد ضربه میزدند، ما چشمبند داشتیم و فقط صداها را می‌شنیدیم، سوار ماشین شدیم اما بخشی گفت نمیتواند راه برود و دو مامور او را کشیدند و با خشونت عقب ماشین انداختند.»
این منبع ادامه داد: «از لحظه سوار شدن به ماشین به قلیان [فعال مدنی دیگر دستگیر شده] توهین‌های رکیک می‌کردند و می‌گفتند بگو با کدامیک از کارگران رابطه داری، خیلی رکیک‌تر که من رویم نمی‌شود دقیقا بگویم، قلیان می‌گفت همگی برادر منند و برای کمک رسانه‌ای آنجا بودم، می‌گفتند دروغ می‌گویی و در بازداشت‌گاه مشخص خواهد شد…. با باتوم به گردنش می‌زدند، بقیه را هم می‌زدند اما مثل بخشی شدید نبود.»
«تا ماشین حرکت کرد و از شوش فاصله گرفتیم شروع کردند با باتوم بخشی را زدن، ما چشم بند داشتیم اما صدای باتوم و صدای اسماعیل را می‌شنیدیم که می‌گفت آی کمرم، یا صدای ماموران را می‌شنیدیم که می‌گفتند دیگر به بینی‌اش نزن، اسماعیل بخشی را آنقدر زدند که بقیه گریه می‌کردیم، مجبورش کردند به خودش فحش بدهد، می‌پرسیدند اسم و فامیلت چیه نمی‌توانست حرف بزند و جواب بدهد و بیشتر میزدند، تا وقتی که بریده بریده جوابی می‌داد.»
«اواخر راه ناگهان صدای بخشی قطع شد یکی از ماموران گفت کافی است نفسش بریده و ماموران چند دقیقه دستپاچه شده بودند که نکند مرده تا این که دوباره با ناله به هوش آمد، بخشی در اثر کتک و توهین قبل از رسیدن به بازداشتگاه خورد شده و شکسته بود.»
این منبع افزود: «دو ساعت بین شوش تا اهواز بخشی را زدند، به گردن بقیه هم گاهی با باتوم می‌زدند ولی بیشتر مشغول زدن بخشی بودند، میخواستند جلو بقیه کارگران او را تحقیر کنند، می‌گفتند می‌خواستی در هفت تپه انقلاب کنی، اگر اعتراض می‌کرد محکم‌تر می‌زدند، وقت‌هایی که نمی‌زدند هم فحش می‌دادند و مسخره می‌کردند، وقتی بخشی را پیاده کردند و ماموران او را به داخل بازداشتگاه می‌بردند، ما که پشت سر بودیم خون دماغش را روی زمین می‌دیدیم.»
«بلافاصله همه را به سلول جدا بردند، اما سلول‌ها نزدیک هم بود و می‌توانستیم صدای کتک خوردن یا بازجویی هم را بشنویم، آنجا هم اسماعیل را بیشتر از بقیه کتک می‌زدند، بعد از هفته دوم ضرب و شتم و سر و صداها کمتر شد.»

عسل محمدی دانشجوی داروسازی دانشگاه تهران و عضو هیئت تحریریه نشریه آنلاین گام، یک کانال خبری مستقل در تلگرام، اعلام کرده است که او در زمان بازداشت در اتاقی مجاور اتاقی که بخشی و سپیده قلیان در حال بازجویی بودند نگهداری می‌شد. (محمدی در تاریخ ۱۳ آبان ۱۳۹۷ در ارتباط با اعتراض‌های هفت تپه بازداش شد و در ۱۵ دی ۱۳۹۷ به قید وثیقه آزاد شد.)
محمدی در حساب اینستاگرام خود نوشت: «من شاهد ساعت‌های طولانی بازجویی سپیده قلیان بودم از ده صبح تا پاسی از نیمه شب که تقریبا هر روز این پروسه تکرار می‌شد. من صدای فریادها و توهین‌های بازجویش را از اتاق کناری می‌شنیدم.»
«من صدای فریادها و توهین‌های بازجویش را از اتاق کناری می‌شنیدم. من شاهد روزی بودم که چنان فشاری برای اعتراف دروغ بر او آوردند که پنجه بر چهره‌‌‌ی نازنینش می‌کشید و آرزوی مرگ می‌کرد. من صدای ممتد سرفه‌ها و تنگی نفس شدید اسماعیل را از اتاق بازجویی مجاور می‌شنیدم و تمسخر ماموران را که می‌گفتند “فیلمشه حالش از ما بهتره”.»
پس از آزادی او به قید وثیقه سپیده قلیان در توییتی که به تاریخ ۱۹ دی ۱۳۹۶ ارسال کرد نوشت: «من در مرحله‌ی دستگیری شاهد ضرب و شتم وحشیانه‌ی اسماعیل بخشی بودم و در روزهای بازجویی شاهد تحقیر او. به شکلی که چند بار او را مجبور کردند در مقابل دیگران به خودش هتاکی کند. حاضرم چه در مورد خودم و چه در مورد برادرم #اسماعیل_بخشی، در دادگاهی عادلانه برای این شکنجه‌ها شهادت بدهم.»
در جریان تحقیقاتی که پس از افشاگری اسماعیل بخشی آغاز شد از هیچکدام از این شاهدها سوالی پرسیده نشده و یا به آنها اجازه داده نشده که در به اصطلاح تحقیقات مشارکت داشته باشند.

تحقیقات دو روزه، نمایشی و غیرموثر
در ۲۴ دی ۱۳۹۷ محمدجعفر منتظری دادستان کل کشور شکنجه شدن اسماعیل بخشی را تکذیب کرد و او را به طرح ادعای دروغ با اهداف سیاسی متهم کرد.
منتظری گفت: «هیئت تحقیق دادستانی در دو روز کامل با مجموعه کسانی که در این خصوص اطلاعات کاملی داشتند یا صاحب نظر بودند و اطلاعاتی در اختیار داشتند، بررسی کامل و جامع انجام شد و گزارش هیات را به صورت مکتوب و به صورت جامع برای ما آوردند.»
دو روز تحقیقاتی که البته شامل مصاحبه با شاهد‌های کلیدی نمی‌شود، به هیچ وجه با استانداردهای حقوقی بین‌المللی مطابقت ندارد.
اصول سازمان ملل متحد در مورد تحقیق در خصوص شکنجه (قطعنامه ۵۵/۸۹ مجمع عمومی سازمان ملل متحد) ضرورت «شفاف‌ سازی حقایق» را اعلام کرده و می‌گوید: «مقاماتی که تحقیقات را انجام می‌دهند باید از قدرت و تعهد لازم برای به دست آوردن تمام اطلاعات مورد نیاز برای تحقیق برخوردار باشند … [و] باید منابع مالی و فنی لازم برای تحقیق موثر را در اختیار داشته باشند. آنها همچنین باید قدرت لازم برای وادار کردن تمام کسانی که در شکنجه و یا بدرفتاری نقش داشتند را برای حضور نزد گروه تحقیق و شهادت ، داشته باشد. همین امر باید در مورد شاهدان نیز صادق باشد.»
فرزانه زیلابی وکیل اسماعیل بخشی در تاریخ ۲۱ دی ۱۳۹۷ به خبرگزاری ایرنا گفت که موکلش دیداری با نماینده دادستان کل کشور و نیز فراکسیون امید مجلس شورای اسلامی داشته است.
زیلابی گفت: «این دیدار با یکی از اعضای هیات تعیین شده از سوی دادستان کل کشور انجام شد و همه اعضای هیات حضور نداشتند. در این جلسه، موکلم اظهارات خود را مطرح کرد و اظهارات وی در صورت‌ جلسه هم درج شد.»

راه اندازی کارزار مسموم علیه قربانی
منتظری دادستان کل کشور اعلام کرد،‌ نتیجه «تحقیقات» این شد که هیچ شکنجه‌ای وجود نداشته است، او گفت: «من به اطلاع مردم می‌رسانم که این خبر از اساس دروغ بوده و هیچ گونه ضرب و جرح و شکنجه‌ای در کار نبوده است.» وی افزود:«این فرد نیز یک فرد عادی معمولی نبوده است و به لحاظ ارتباطاتی که با بعضی جاها داشته و به لحاظ جرایمی که مرتکب شده است چه بسا برای پوشش دادن به آن جرایم، مسئله شکنجه را مطرح کرده است.»
تلاش برای بی‌اعتبار کردن فعالان مدنی و مخالفان سیاسی از طریق ادعاها و مطالب خلاف واقع همواره به عنوان یک ابزار توسط مقامات ایرانی استفاده شده و سابقه‌ای طولانی دارد. حسین شریعتمداری، سردبیر روزنامه تندروی کیهان، در ۲۰ دی ۱۳۹۷، در نوشته‌ای استوار بر تئوری توطئه‌ بخشی را متهم به همکاری با کومله کرد و خواستار مجازات «تهمت‌زنندگان به سربازان جان برکف وزارت اطلاعات» شد.
او نوشت: «آیا تصور نمی‌فرمایند که تمامی این ماجرا برای آن بوده است که اقدام دیروز اروپا در تحریم وزارت اطلاعات را موجه! جلوه بدهند؟! امید است که بیش از این در چنبره فریب دشمن گرفتار نشده و با جو‌سازی سریالی دشمنان بیرونی و دنباله‌های داخلی آنها زمینه را برای اهداف پنهان دشمن فراهم نیاورند»

تحقیق فاقد بی‌طرفی مورد نیاز است
به دنبال اظهارات بخشی، چندین تن از نمایندگان مجلس خواستار پاسخگویی وزارت اطلاعات شدند و علی لاریجانی رییس مجلس نیز موافقت کرد که کمیته‌ای از نمایندگان کمیسیون امنیت ملی و امور خارجه در این زمینه تحقیق کنند.
در یادداشتی که علی مطهری نایب رییس مجلس به تاریخ ۱۶ دی ۱۳۹۷ در روزنامه اعتماد نوشت: «نامه آقای اسماعیل بخشی -کارگر نیشکر هفت‌تپه که مدتی در بازداشت بوده- به وزیر اطلاعات باید همه وجدان‌های بیدار و حامیان حقوق شهروندی را هوشیار کرده باشد که موضوع را تا رسیدن به نتیجه روشن دنبال کنند.»
هرچند در تاریخ ۱۸دی ۱۳۹۷ بعد از جلسه میان وزیر اطلاعات محمود علوی و گروهی از نمایندگان مجلس، رییس کمیسیون امنیت ملی، حشمت‌الله فلاحت‌پیشه، اظهارات فعال کارگری را رد کرد. وزارت اطلاعات مسوولیت بازداشتگاهی که در آن اسماعیل بخشی در آنجا زندانی بوده است را به عهده داشته است. اما این امر مانع خارج کردن او از فهرست کسانی که اطلاعات آنها در جریان تحقیقات مورد استناد قرار گرفت نشد.
اتکا به اظهارات مقاماتی که خود به نوعی درگیر پرونده اسماعیل بخشی بوده‌اند نقض اصول سازمان ملل است که چنین بی‌طرفی‌ایی را الزام‌آور می‌کند. این اصول تصریح می‌کنند که «افراد تحقیق‌کننده باید مستقل از افراد و نهادی که مظنون به آزار و اذیت هستند باشند و باید واجد صلاحیت و بی‌طرف باشند.
کمیته حقوق بشر، نهادسازمان ملل که تفسیر میثاق حقوق مدنی و سیاسی به عهده آن است، کنوانسیونی که ایران نیز یکی از اعضای آن است، ممنوعیت کامل شکنجه را در ماده هفتم خود آورده و کشورها را ملزم می‌کند که ادعاهای مربوط به شکنجه را با بی‌طرفی و توسط مقامات صلاحیتدار مورد بررسی و تحقیق قرار دهند.
فلاحت‌پیشه گفت که نماینده‌های مجلس فیلم‌های وزارت اطلاعات را مشاهده کردند که نشان داده است بخشی به دلیل مقاومت در برابر بازداشت شدن و نه به دلیل شکنجه، درگیر و مجروح شده است. او همچنین ادعا کرد که فعالان کارگری «در اعتراف‌های که اینجا پخش شد ایشون انکار نمی‌کند و اعلام می‌کند که وابسته به حزب کومونیست کارگری است که تلاش دارند اعتراض‌ها را گسترش دهند.»
جمهوری اسلامی دارای تاریخچه طولانی در مورد اعترافات اجباری است که توسط سازمان ملل متحد و بسیاری از سازمان‌های بین‌المللی حقوق بشری مستند شده است و نشان می‌دهد متهم‌ها را با استفاده از فشار‌های جسمی و روحی مجبور به اعترافات غلط می‌کنند و سپس آنها را در تلویزیون با هدف بی‌اعتبار کردن شخص و توجیه عملکرد خود نمایش می‌دهند.
بیانیه مجتبی ذوالنور یکی دیگر از اعضای کمیته تحقیق مجلس، نشان داد که جلسات با افرادی برگزار می‌شود که نمی‌توانند بی‌طرف قلمداد شوند. ذوالنور در تاریخ ۲۱ دی ۱۳۹۷ در مصاحبه‌ای با خبرگزاری خانه ملت گفت: «پرونده اسماعیل بخشی در جلسه‌ای با حضور وزیر اطلاعات، معاونان وکارشناسان ذی‌ربط و اطلاعات استان خوزستان به صورت جزئی و بر اساس ادله، اسناد و مدارک بررسی شد.»
او افزود: «تمام مباحث مربوط به شکنجه اسماعیل بخشی دروغ بی‌جا است، بر اساس مدارک، اسماعیل بخشی اصلا شکنجه نشده است، به موجب اعترافات و ارتباطاتی که ردیابی شده، اسماعیل بخشی از اعضای حزب کمونیست کارگری است و عملا از آنها حمایت کرده است.»
به عبارت دیگر مقامات اطلاعاتی افراد گروه تحقیق را مطمئن ساخته‌اند که شکنجه‌ای علیه بخشی صورت نگرفته است. چنین عملکردی استاندارد‌های بین‌المللی در خصوص تحقیقات مستقل و بی‌طرفانه را کاملا زیر سوال می‌برد.

آشکار کردن تهدید‌ علیه بخشی توسط وکیلش
در ۱۹ دی ۱۳۹۷ زیلابی وکیل اسماعیل بخشی گفت مقامات تهدید کرده‌اند که اگر بخشی از ادعا‌های مربوط به شکنجه خود عقب نشینی نکند، ویدیو‌های به اصطلاح «اعتراف‌‌های» بخشی را از تلویزیون پخش خواهند کرد. همین موضوع مجددا نشان می‌دهد که قوانین و استانداردهای بین‌المللی توسط مقامات ایرانی نادیده گرفته شده است.
اصول سازمان ملل در مورد تحقیق در خصوص شکنجه می‌گوید: «قربانیان محکوم به شکنجه یا بدرفتاری، شاهدها، کسانی که تحقیقات را انجام می‌دهند و خانواده هایشان، باید در برابر خشونت، تهدید به خشونت یا هر گونه تهدید دیگری که ممکن است در پی تحقیقات ایجاد شود، محافظت شوند.»
به گفته زیلابی فیلم به نماینده‌های مجلس نشان داده شده است.
وکیل بخشی گفت: «مجلس باید تریبون ملت باشد نه نهادهای خاص، در ثانی، اظهار نظر، قبل از صدور حکم، آن هم در مرحله تحقیقات مقدماتی، از کسی که عضو نهاد قانونگذاری کشور است، من را شگفت زده کرد.»

ادامه اعتراض عمومی نسبت به شکنجه
همزمان با اعتراضات عمومی نسبت به وقوع شکنجه در بازداشتگاه‌های ایران به دنبال اظهارات اسماعیل بخشی، بسیاری از کاربران شبکه‌های اجتماعی نسبت به نادیده گرفتن ادعاهای بخشی واکنش نشان دادند. مجید دری زندانی سابق سیاسی در توییتی نوشت:‌ «موقعی که دستگیرمون میکردند،با صورت میرفتیم تو دستشون.با پشت میرفتیم تو لگدشون.اونام گاهی دفاع از خود میکردندوبرای حفاظت از خودمون دستبند،پابندوچشم بند میزدند.#اسماعیل_بخشی #من_هم_شکنجه_شدم.»
حسام سلامت، دانشجوی جامعه شناسی نیز در یک توییت نوشت: «کل دم‌ودستگاه‌های حاکمیتی به تقلا افتاده‌اند که دادخواهی اسماعیل بخشی را خفه کنند. حاکمیت همه‌چیز دارد، اسماعیل بخشی اما هیچ ندارد مگر صدای تکینی که اراده کرده است حقیقت را بگوید. طنین صدای او از بازتاب پُرهیاهوی کل پروپاگاندای حاکمیت بلندتر است. باشد که حقیقت بر قدرت پیروز شود.»
هادی قائمی، مدیر کمپین حقوق بشر در ایران گفت:‌ «شکنجه و آزار و اذیت مستمر افراد در بازداشت و هزینه بالای سخن گفتن در مورد این بدرفتاری‌ها، دفاع در برابر خشونت در زندان‌ها را برای شهروندان ایران تقریبا غیرممکن کرده است. این یک نقض فاحش حقوق بشر است و جامعه بین‌المللی باید ایران را درخصوص چنین وضعیتی پاسخگو نگهدارد.»




با دشمنان کریم سیاحی و طارق خلفی، آخرین کارگران زندانی فولاد آزاد شدند 

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
شنبه  ۲۹ دی ۱٣۹۷ –  ۱۹ ژانويه ۲۰۱۹

 


ظهر امروز (شنبه ۲۹ دی ماه) کریم سیاحی و طارق خلفی دو تن از کارگران گروه ملی صنعتی فولاد اهواز آزاد شدند. آن ها به هنگام آزادی مورد استقبال خانواده ها و جمعی از همکاران خود قرار گرفتند.

کریم سیاحی و طارق خلفی آخرین نفرات از ۴٣ کارگر بازداشتی گروه ملی صنعتی فولاد اهواز هستند که با سپردن وثیقه های ۲۵۰ میلیون تومانی آزاد شدند.

گفته می شود کریم سیاحی که به دلیل سخنرانی های خود در روزهای اعتصاب کارگران فولاد، به چهره ی برجسته ی آن اعتصاب تبدیل شده بود، بلافاصله بعد از آزادی به کارخانه رفته و مورد استقبال همکاران خود قرار گرفته است.

فعالین کارگری در ایران و نهادهای کارگری بین المللی و مدافع حقوق بشر، بارها خواهان آزادی کارگران بازداشتی و نیز مختومه شدن هرگونه پرونده ی قضایی و امنیتی از سوی نهادهای جمهوری اسلامی علیه آن ها شده بودند.




درباره ی دو ادعای پهلوی طلبان 

ف. تابان

• جمهوری خواهان چپ نباید شریک پروژه ای شوند که می خواهد مردم را به انتخاب بین جمهوری و سلطنت مجبور کند، زیرا چنین پروژه ای می تواند به یک نتیجه ی ارتجاعی بیانجامد. چپ ها باید برای پایان دادن به حکومت جمهوری اسلامی و تشکیل مجلس موسسان برای تاسیس نظام سیاسی آینده ی کشور بجنگند …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
آدينه  ۲٨ دی ۱٣۹۷ –  ۱٨ ژانويه ۲۰۱۹

 

* طرح این یادداشت را روز گذشته در شبکه ی فیس بوک منتشر کردم و حالا با اضافه کردن نکات دیگری آن را اینجا می آورم:

این روزها انتشار بیانیه ی چهار سازمان سیاسی، بار دیگر بحث قدیمی سلطنت و جمهوری را داغ کرده است.
برای ورود به آن چه می خواهم بگویم دو تاکید ضروری است.
نخست آن که این یادداشت به معنای موافقت با آن چه بیانیه ی چهار جریان سیاسی گفته است، نیست. انتقاد، بیشتر به نگفته های آن است. در این اطلاعیه موضع این گروه های سیاسی – به ویژه با توجه به تاریخچه ی سیاست های آن ها – نسبت به اصلاح طلبان حکومتی به درستی روشن نشده است. نکته ی مهم تر این است که محتوای جمهوری مورد نظر آن ها – حتی در خطوط کلی اش – ناروشن مانده است. تاکید بر جمهوری خواهی در برابر پهلوی خواهی کار درستی است. اما ماندن در این دو گانه ای که از سوی مشروطه خواهان بر جنبش تحمیل می شود، می تواند یک اشتباه بزرگ دست کم برای چپ ها باشد. هدف چپ مبارزه برای یک جمهوری دموکراتیک و با سمت گیری عدالت خواهانه و سوسیالیستی در برابر انواع جمهوری خواهی ها با گرایش های راست طبقاتی است.

نکته دوم. در کشور ما «سلطنت طلبی» و «مشروطه خواهی» به صورتی کلی وجود ندارد. سلطنت در هر شکلش، مفهومی جز تلاش برای به قدرت رساندن دوباره ی خاندان پهلوی نیست. زیرا ما با طایفه دیگر و مدعی دیگری روبرو نیستم و قرار نیست که انتخابی هم صورت بگیرد. اگر قرار باشد سلطنت به ایران برگردد یعنی این که رضا پهلوی بر تخت بنشیند. حالت دیگری متصور نیست. بنابر این «حق انتخابی» که از آن صحبت می شود، حق انتخاب «شاه» هم نیست، مهر تایید زدن بر کسی است که از پیش تنها کاندید این مقام است.

۱. یک نمونه از یک بیانیه ی جمعی می آورم. اسم نویسندگان این بیانیه را هم نمی آورم که بحث به انحراف نرود. آن ها می نویسند:
«گویی نویسندگان بیانیه مشترک خود را تافته جدا بافته میدانند و هنوز که نه به دار است و نه به بار خود را وارث آینده ایران میدانند. … باید از چهار گروه موتلفه پرسید شما که امروز حتی حاضر نیستید با طرفداران پادشاهی پارلمانی بر سر براندازی نظام فاسد حاکم ائتلاف کنید، اگر فردا رای مردم بر نوع نظام دموکراسی پادشاهی بود چه می کنید؟»
و «اگرشما به دموکراسی و از این طریق به رای نهائی مردم پایبند هستید چگونه برای طرفداران پادشاهی پارلمانی خط قرمز کشیده اید؟»
این یک «استدلال» بسیار فراگیر در میان مشروطه خواهان و حامیان ائتلاف با آن هاست. تقریبا همه شان این را تکرار می کنند. برخی از رفقای چپ هم در «دراماتیزه» کردن موضوع سنگ تمام گذاشته اند و چنان تند رفته اند که کل تاریخ چپ را به خاطر امتناع از «ائتلاف با مشروطه خواهان» زیر سوال برده و حتی نفی می کنند.
اما این «خط قرمز»ی که کشیده شده، چیست؟ من در جای دیگری هم به اشاره گفته ام. چنان هیاهو و هوچی گری به راه انداخته اند و از جمهوری خواهان مخالف ائتلاف با رضا پهلوی، چنان چهره ای مستبدانه ای تصویر می کنند که گویی آن ها خواهان زندان و شکنجه و اعدام سلطنت طلب ها شده و رای به سلب حق حیات آن ها در امروز و فردای ایران داده اند و دارند برایشان چوبه های دار برپا می کنند.
امتناع از همکاری با یک نیروی سیاسی دیگر به هر دلیل – از جمله به دلیل گرایشات فاشیستی، دعوت دولت های خارجی به دخالت در کار اپوزیسیون، اعتقاد به حکومت مذهبی و حکومت موروثی و… – یک موضوع کاملا عادی در سیاست و جزو وظایف همیشگی احزاب سیاسی است، همان طور که ائتلاف با گروه دیگری از احزاب جزو وظایف امروز و فردای آن هاست. متهم کردن حزبی به عدم باور به رای و انتخاب مردم به دلیل آن که با حزب دیگری همکاری نمی کند، نشانه ی آن است که متهم کننده از دموکراسی هیچ نمی فهمد هر چند دوست دارد ادای آن را در بیاورد. همین اروپا را با ده ها مثال می توان شاهد آورد که خیلی از احزاب سیاسی حاضر به همکاری با احزاب سیاسی دیگر نیستند، آن ها همدیگر را به نقض و نفی دموکراسی متهم نمی کنند و رقبای خود را متهم به «میرات داری» کشورشان نمی کنند. در دموکراسی های پارلمانی که مورد تاکید این آقایان و خانم هاست، هر حزبی به تبع منافع و سیاست های خود با بعضی حزب های دیگر متحد می شود و با بعضی از آن ها متحد نمی شود.

موضوع در کشور ما اما یک قدم از این فراتر می رود. جمهوری خواهان در اینجا اساسا با حزبی مواجه نیستند که بخواهند با آن گفتگو و ائتلاف بکنند یا نکنند. آقای رضا پهلوی حاضر نیست در قامت یک حزب فرو رود و با سایر احزاب از موضعی برابر به مذاکره و گفتگو بنشیند. اگر آن جلسه ی معروف تلویزیونی را دیده باشید، او در نقش رهبر فرهمندی است که عده ای مداح به دورش حلقه زده اند. او نقش خود را از همین حالا که هیچ رایی هم به نفع او به صندوق ها ریخته نشده، بالاتر از دیگر انسان ها، احزاب و گروه های سیآسی می داند، خود را «هماهنگ کننده»ی می شناسد. سلطنت خود را شروع کرده و حاضر نیست در موقعیتی برابر با دیگر رهبران سیاسی قرار گیرد. جمهوری خواهان باید با چه کسی مذاکره و ائتلاف کنند؟ با کسی که پیشاپیش مدعی پادشاهی است و شان خود را به دلیل خونی که در رگ هایش جاری است، بالاتر از احزاب سیاسی می داند؟

۲. وقتی پهلوی طلبان، جمهوری خواهان را ملامت می کنند که به حق رای و نظر مردم معتقد نیستند و می خواهند «حق انتخاب» مردم را سلب کنند، موضوع بیشتر خنده دار می شود.
در کشور ما هیچ چیز بر سر جای خود قرار ندارد و یکی از این چیزهایی که در سر جای خود قرار ندارد این است که پهلوی طلبان مدعی «حق انتخاب» مردم شده اند و این موضوع را به رخ جمهوری خواهان می کشند. کمی ریز شدن در این ادعا شاید خالی از فایده نباشد.
این «حق انتخاب» که امروزه سلطنت طلبان مدعی آن شده اند قرار است یک بار در تاریخ صورت بگیرد، یا آن که مستمر باشد؟ جمهوری های پارلمانی می گویند، چهار سال، پنج سال یا هفت سال یک بار، دموکراسی های مستقیم از حق همیشگی مردم برای «انتخاب کردن» و «انتخاب نکردن» دفاع می کنند. سلطنت طلبان چه می گویند؟ آن ها «حق انتخاب» مردم را یک بار به رسمیت می شناسند که رضا پهلوی را – بدون هیچ رقیبی – به شاهی در ایران برگزینند و تمام؟ «شاه بعدی» قرار است «انتخابی» باشد یا «موروثی»؟ اگر قرار باشد این «حق انتخاب» مستمر باشد و مثلا هر پنج سال، یا ده سال تکرار شود، و نظام حکومتی را به رای بگذارد، آن وقت از سلطنت چه می ماند، جز یک جمهوری شرمگین؟ آیا آن ها فکر می کنند انتخاب بین «سلطنت و جمهوری» همین یک بار که آن ها دوست دارند صورت می گیرد و یا هر چند سال یک بار – مثلا برای هر نسل – باید تکرار شود، پس دیگر سلطنت موروثی جه مفهومی می تواند در نظام سیاسی کشور داشته باشد؟ از این پرسش ها فراوان می توان مطرح کرد…

این ها ظاهرا موضوع هایی بسیار بدیهی و پیش پا افتاده است. اما چه می توان کرد وقتی در کشور ما باید برای هر موضوع بدیهی و پیش پا افتاده ای از جمله این که سلطنت نفی حق حاکمیت مردم است، جنگید؟

٣. جمهوری خواهان چپ نباید شریک پروژه ای شوند که می خواهد مردم را به انتخاب بین جمهوری و سلطنت مجبور کند، زیرا چنین پروژه ای می تواند به یک نتیجه ی ارتجاعی بیانجامد. چپ ها باید برای پایان دادن به حکومت جمهوری اسلامی و تشکیل مجلس موسسان برای تاسیس نظام سیاسی آینده ی کشور بجنگند. اگر آن ها در مجلس موسسان شکست خوردند و این مجلس رای به نظام سلطنت داد، آن ها دیگر مشارکت و مسئولیتی در این انتخاب نداشته اند. همین جا بگویم که به نظر من چنین احتمالی تقریبا وجود ندارد. به دنیا که نگاه کنیم هیچ جا سلطنتی که سرنگون شده باشد، دوباره باز نگشته است. مبارزه ی چپ در ایران مبارزه بر سر انتخاب جمهوری یا سلطنت نیست، مبارزه برای ایجاد یک جمهوری با سمت گیری عدالت خواهانه و سوسیالیستی است. اگر قرار باشد جمهوری آینده، از نظر طبقاتی یک سیاست راست روانه و پیرو نئولیبرالیسم را پیشه کند، آنگاه وظیفه ی نیروهای چپ به گمان من باز هم مبارزه ی بی امان علیه چنین جمهوری ای خواهد بود.