در مناظره با اسماعیل بخشی شرکت کنید! 

نامه ی ۳۴ تشکل دانشجویی به وزیر اطلاعات 

• ۳۴ تشکل دانشجویی از وزیر اطلاعات خواستند درباره ی شکنجه ی اسماعیل بخشی در زندان در مناظره با او شرکت کند …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
شنبه  ۱۵ دی ۱٣۹۷ –  ۵ ژانويه ۲۰۱۹

 


اخبار روز: نامه ی افشاگرانه ی روز گذشته ی اسماعیل بخشی نماینده ی کارگران هفت تپه خطاب به وزیر اطلاعات، در افکار عمومی بازتاب گسترده ای یافته است. اسماعیل بخشی در این نامه برخلاف تبلیغات دروغین مسئولان و مقامات حکومت فاش ساخته که او و سپیده ی قلیان در دوران بازداشت به شدت شکنجه شده اند. اسماعیل بخشی در نامه ی خود نوشته است که او را تا سرحد مرگ شکنجه کرده اند. اسماعیل بخشی در نامه ی خود خواسته است که در یک مناظره ی زنده ی تلویزیونی در برابر وزیر اطلاعات قرار بگیرد تا شرح شکنجه های خود را بازگو کند.
به دنبال انتشار این نامه ٣۴ تشکل دانشجویی با انتشار بیانیه ای از وزیر اطلاعات خواسته اند که به درخواست اسماعیل بخشی پاسخ مثبت بدهد. این تشکل های دانشجویی اعلام کرده اند که حاضرند میزبانی چنین مناظره ای را بر عهده بگیرند.
متن این نامه و اسامی امضاکنندگان آن به شرح زیر است:

باسلام؛
احتراماً پیرو درخواست جناب ‌آقای «اسماعیل بخشی» فعال کارگری هفت‌تپه که اخیرا مدتی را در بازداشت به سر برده‌اند، تشکل‌های امضا‌کننده‌ی این نامه درخواست برگزاری مناظره برای روشن شدن موارد مطرح شده توسط ایشان را دارند.
در آستانه‌ی ورود به پنجمین دهه‌ی انقلاب، انتظار میرود جمهوری اسلامی در مرحله‌ای قرار گرفته باشد که یک کارگر بتواند بلند‌ترین مقامات کشور را مورد نقد قرار دهد و در جایگاه شهروندی خود، آنها را به پاسخگویی وا ‌دارد.
لذا‌ ضمن درخواست برگزاری مناظره با ایشان، ما تشکل‌های دانشجویی امضا کننده‌ی این نامه، آمادگی خود را برای میزبانی این نشست اعلام می داریم.

لیست تشکل های امضا کننده:
۱- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تبریز
٢- انجمن اسلامی دانشجویان ترقی خواه علوم پزشکی همدان
۳-انجمن ایران اسلامی دانشگاه مازندران
۴- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه گلستان
۵- انجمن دانشجویان ایران اسلامی دانشگاه ارومیه
۶- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه دامغان
۷- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی ارومیه
٨- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه هرمزگان
۹- انجمن فرهنگ و تمدن اسلامی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل
۱۰- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه لرستان
۱۱- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه شهرکرد
۱۲- تشکل اسلامی انجمن فرهنگ و سیاست دانشگاه بین‌المللی امام خمینی «ره»
۱۳- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اراک
۱۴- انجمن فرهنگ و سیاست دانشگاه زنجان
۱۵- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه هنر اصفهان
١٦- انجمن اسلامی فرهنگ و سیاست دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا همدان
۱۷- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شیراز
۱۸- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی کرمانشاه
۱۹- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شاهرود
۲۰- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بیرجند
۲۱- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شاهرود
۲۲- انجمن اسلامی دانشجویان نو اندیش دانشگاه فردوسی مشهد
۲۳- انجمن اسلامی دانشجویان پیرو خط امام دانشگاه شهید چمران اهواز
۲۴- انجمن اسلامی دانشجویان ترقی خواه دانشگاه صنعتی امیرکبیر
۲۵- انجمن اسلامی دانشجویان پیرو خط امام دانشگاه سیستان و بلوچستان
۲۶- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کرمان
۲۷- انجمن اسلامی دانشجویان آزاد اندیش دانشگاه علامه طباطبایی
۲۸- مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه الزهرا (س)
۲۹- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه هنر تهران
۳۰- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه ولیعصر (عج) رفسنجان
۳۱- انجمن اسلامی آرمان دانشجویان دانشگاه علم و صنعت
۳۲- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه بناب
۳۳- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه خلیج فارس (بوشهر)
۳۴- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه کردستان




جمعی از وکلای دادگستری به حسن روحانی؛ شکنجه اسماعیل بخشی دردناک و مایه شرمساری است 

آقای رئیس جمهور لطفن از مقام خود استعفا دهید

چنانچه شما نمی توانید در دفاع از بندهای قانونی که وکیلان دادگستری در نامه خطاب به شما متذکر شده اند و نقض فاحش آن ها را نشان داده اند، گامی بردارید، لطفن از مقام خود استعفا دهید. راه را بگشاید که تا مردم میهن ما در آزادی به حق قانونی خود عمل کنند و رئیس جمهور شایسته خود را انتخاب کنند

نظام حاکم کنونی نشان داده است که از حقانیت و شایستگی رهبری ایران در شرایط بحران عمومیِ اقتصادی- اجتماعی- فرهنگی و مدنیتی که خود آن را ایجاد کرده است برخوردار نیست

راه مسالمت آمیز گذار از دیکتاتوری و نظام سرمایه داری وابسته به اقتصاد امپریالیستی را بگشاید!

***

 

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
شنبه  ۱۵ دی ۱٣۹۷ –  ۵ ژانويه ۲۰۱۹

 

جناب آقای حسن روحانی
ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
باسلام

احتراما پیرو بیانیه‌ی قبلی که خطاب به ملت ایران در مورد جلوگیری از شکنجه آقای اسماعیل بخشی صادر کرده بودیم و با استناد به اصول سوم، هشتم، نهم، بیست و دوم، سی و چهارم، سی و هشتم، یکصد و سیزدهم و یکصد و بیست و یکم قانون اساسی و ماده ١۶٩ و ۵٧٨ قانون مجازات اسلامی و ماده ٣۵ قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح ایران و ماده‌ی یک کنوانسیون منع شکنجه و ماده ی ۵ اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر و مقررات کنوانسیون‌های چهارگانه‌ی ژنو و دو پروتکل اختیاری الحاقی به آن در سال ١٩٧٧ و کنوانسیون‌های حقوق سیاسی مدنی ژنو ١٩۶۶ و ١٩۶٧ و مفاد منشور حقوق شهروندی و سایر مقررات مرتبط به استحضار می‌رساند؛

موضوع شکنجه‌های صورت گرفته علیه آقای اسماعیل بخشی بسیار دردناک و تاسف‌بار و مایه‌ی شرمساری است و جای پرسش است که حضرتعالی به عنوان رئیس جمهور ملت ایران چرا سکوت کرده اید؟ زیرا طبق اصل یکصد و سیزدهم سوگند وفاداری و پاسداری از اصول شریف قانون اساسی بسان اصل سی و هشتم را یاد کرده‌اید که بطور کامل هر نوع شکنجه را ممنوع اعلام کرده است و شکنجه‌گران را قابل تعقیب کیفری دانسته و حسب اصل یکصد و بیست و یکم این قانون، جنابعالی مسئول اجرای قانون اساسی هستید و این تکلیف مهم عهده‌ی شماست و در یک تبلیغات وسیع انتخاباتی منشور حقوق شهروندی را مطرح و در انظار عمومی و در حضور خبرنگاران و فعالان مدنی کشور آن را امضا کرده‌اید و سوگند و قول تحقق آن را بیان کرده‌اید که در آن تصریحا هر نوع شکنجه ممنوع اعلام گردیده است، اما شاهد شکنجه‌ی آقای اسماعیل بخشی هستیم که گناه ناکرده‌ی وی فقط اعتراض به نقض حقوق کارگری خود و عدم پرداخت دستمزد عادی بوده است.

جناب رئیس جمهور! چرا از کنار این موضوع به سادگی رد می‌شوید؟ چرا شهامت و شجاعت لازم به پشتوانه‌ی رای ملت در برخورد با شکنجه‌گران را ندارید؟ زیرا یا این شکنجه‌ها مورد تایید حضرتعالی است؟ یا رعایت کرامت ذاتی بشر برای شما اهمیتی ندارد که چنین ساده از کنار آن رد می‌شوید؟ بلاشک شکنجه از پلید ترین اقدامات غیر انسانی علیه بشریت است که کرامت ذاتی بشر را پایمال و ارجمندی آن را ازبین می‌برد.

جناب رئیس جمهور! برای حفظ حرمت این ملت ستمدیده و اندک آبروی باقیمانده برای دولت ایران و پاسداری از اصول قانون اساسی، به موضوع شکنجه‌ی آقای اسماعیل بخشی و دیگر کارگران مظلوم خوزستان و سایر متهمین امنیتی و سیاسی دیگر که چنین از شکنجه رنج می‌برند وارد شده و دستورات شایسته برای تعقیب کیفری شکنجه‌گران صادر فرمایید. بگذارید با این اقدام خود در تاریخ نامی نیک برای خود رقم زنید و تا دیر نشده دست بکار شوید و گزارش آن را به جناب اسماعیل بخشی و ملت ایران ارائه دهید. تصمیم شما احترام به انسانیت، قواعد حقوق بشر، قوانین و ایفای تعهدات بین المللی ایران است.

سالیان سال است که شکنجه ایران و ایرانیان را رنج می‌دهد و بصورت سیستماتیک در نهادهای خاص امنیتی و اطلاعاتی متهمین و ملت ایران را آزار می‌دهد و قوه قضاییه نه تنها نظاره‌گر و ساکت بوده بلکه همگام و همراه آنان بوده است و با انکار و تکذیب نمس‌تواند پاسخگوی تاریخ و ملت ایران بود.

با احترام مجدد
حسین احمدی نیاز، محمد مصطفایی، هوشمند رحیمی، مسعود اختری تهرانی، احسن حسن پور.




شفافیت و برجسته کردن آلترناتیو سوسیالیستی

دنیز ایشچی – ۹ ژانویه ۲۰۱۹

 

مقدمه

میدانیم بشریت روز به روز بیشتر و بیشتر به این نتیجه میرسد که نظام سرمایه داری بصورت برده داری مدرن بخاطر اینکه بر پایه های حرص و طمع سودجوئی بر پایه های بهره کشی اقلیت از اکثریت و تشویق فرهنگ مصرف گرائی هر چه بیشتر به قیمت تلف شدن هر چه بیشتر منابع طبیعی زمینی و بالاخره گرمایش بیشتر کره زمین می انجامد، نمیتواند نظام اقتصادی اجتماعی سیاسی لازم و مناسبی برای آینده بشریت باشد.

به موازات همین نتیجه گیری، ما به این نتیجه هم میرسیم که نظام آلترناتیو آینده باید نه تنها بر پایه های نفی استثمار انسان از انسان، بلکه بر پایه همکاری اشتراکی انسان ها، نه بر پایه های انگیزه های طمع و سودجویی بر پایه های تبلیغ مصرف گرائی و تولید هر چه بیشتر که موجب سرعت بخشیدن هر چه بیشترچرخه های تولید، بلکه باید بر پایه های تولید بر اساس رفع نیازهای زندگی، تعالی و سعادت انسانی مبتنی باشد. چنین نظامی استفاده از منابع طبیعی را بهتر مدیریت میکند و زباله های مصرفی را بهتر پالایش نموده و بازیافت می نمایند. چنین نظامی بر پایه های زیست هارمونیک انسان با طبیعت و موجودات دیگر زنده بر روی کره زمین مبتنی میباشد. این نظام تعاون ، همزیستی، صلح و همکاری بشریت بر کره زمین را جایگزین نفاق و تشنج و جنگ افروزی توسط اقلیت حاکم قدرتمدار مینماید.

این هم پر واضح است که نه تنها منافع و انگیزه های قدرتمداری و مکانیزم های کنترل و حرص و طمع اقلیت حاکم بر قدرت و ثروت ، اجازه نمیدهد تا نظام سرمایه داری به این راحتیها امکان گذار به نظام آلترناتیو بهتری را فراهم نماید، بلکه قدرتمداران این نظام با تمام قوا و با دست یازیدن به خشن ترین شیوه های، جنگ افروزانه و تخریب گرانه ای مانع از گذاری مدنی به نظامی آلترناتیو جایگزین و عالی تر میگردد.

ما مقاومت نظام های فعلا موجود را در شکل های نئولیبرالیسم کلاسیک ، محافظه کاری سنتی یا لیبرالیسم ملی – ناسیونالیتسی، نظام هایی از اختلاط فاشیستی – مذهبی- ناسیونالیستی و بالاخره نظام های سرمایه داری سنتی مذهبی مانند جمهوری اسلامی ایران را مشاهده میکنیم. چالش دوران تاریخی انسان امروزی در گذار از این نظام ها به نظام های مدنی، متمدن، عادلانه، سوسیالیستی و دموکراتیک میباشد. بطور کلی در مورد پایه های ارزشی مبتنی بر آزادی های فردی و اجتماعی در نظام های دموکراتیک خیلی صحبتها شده است.

از طرف دیگر تجربه تلخ تاریخی دیکتاتوری پرولتاریا به موازات پرستش کیش شخصیتی افراد منفرد در احزاب سیاسی کمونیستی سابق اتحاد شوروی سابق، چین، کامبوج، کره شمالی و غیره را در گذشته ای نه چندان دور شاهد بوده ایم. به موازات آن در مورد نقش کیفیت های ارزشی دموکراسی، عدالت اجتماعی و مردمی بودن نظام سوسیالیستی که بصورت خودگردانی مدیریت مردمی قدرت را به بافت های اجتماعی مردمی بازمیگرداند، هم بصورت کلی خیلی صحبت میشود.

دقتی در ویژگیهای اندام های بافتی سوسیالیستی

با فورمول های کلی در باره دموکراسی و عدالت اجتماعی نمیشود نظام آلترناتیو سوسیالیستی جایگزین را تعریف و مدیریت نمود. ما میدانیم که نظام سرمایه داری در کلیت خویش به مرحله ای از حیات تاریخی خویش رسیده است که بیشتر از اینکه مشکل گشای اجتماعی باشد، به ترمز کننده ترقی و تعالی انسانی تبدیل گردیده است. بطور مشخص در مورد ایران باید گفت که تاریخ مصرف جمهوری اسلامی ایران حتی قبل از اینکه سر کار بیاید، بیش از هزار و چند صد سال پیش به پایان رسیده بود. نظام جمهوری اسلامی ایران یک نظام وارداتی تزریقی حاصل دوران جنگ سرد بود که به مردم ایران تحمیل شد. عبور از این نظام نصف کار پایان نیافته جنبش تحولگرانه مردمی ایران میباشد. نصف دیگر وظیفه تاریخی ما و نسل آینده، ارائه مدل های آلترناتیو مناسبی میباشد که بتواند ویژگیهای آرمانی انسان قرن بیست و یکم را در بطن خویش حمل نماید.

گرچه ارزش هایی پایه ای زیستی انسان امروزین از قبیل پایبندی به حقوق بشر، رفع هر گونه تبعیض، تامین دموکراتیک خودگردانی مردمی از طریق بازگردان حق تصمیم گیری و مدیریت به مردم، رفع استثمار و بهره کشی از انسان ها، زیست هارمونیک انسان با طبیعت، استقرار عدالت اجتماعی و آرمان های مشابه اینها، فورمولبندهی های پایه ای نظام های جایگزین را تشکیل میدهند، اما هیچ وقت به تنهایی برای مدیریت اجتماعی کافی نمیباشند.

نقش نظام قانونی حقوقی، از قبیل قانون اساسی کشوری همراه با قوانین دیگر از قبیل قانون کار، قانون شرکت ها و تعاونی ها، قوانین مالیاتی، قوانین پولی و مالی، قانون خانواده، قوانین مدنی، جزائی، جنایی و غیره در نظام آلترناتیو چگونه خواهد بود؟ آیا فورمولبندی “مونتسکیو” در مورد تفکیک سه قوه مقننه، مجریه و جزائیه احتیاج به دستکاری و تکمیل کردن دارند؟ بطور قدرت و نقش رسانه های اجتماعی تصویری، صوتی، کاغذی و مجازی در نظام آلترناتیو سوسیالیستی چگونه مورد تعریف قرار میگیرند؟ آیا قدرت های نرم اجتماعی مانند ورزش، هنر ، آموزش، پرورش، تحصیل، بهره وری بشریت از تکنولوژی هوشمند، گسترش تحقیقات علمی، تکوین و تکامل فرهنگی روانی اجتماعی انسان طراز نوین، چالش های نوین فلسفی در این موارد چه نوع جایگاه های ویژه ای پیدا میکنند؟

نمونه های مثالی   مطالعه موردی

یک بیمارستان در نظام سوسیالیستی توسط چه کسانی مدیریت میشود؟ بودجه آن از کجا تامین میگردد؟ شاخصه های استاندارد های عمومی برای تمام بیمارستان ها را چه ارگان هایی تنظیم می نمایند؟ سیاست های عمومی را در زمینه بهداشت عمومی کشوری کدام نهادها تصویب و چگونه به اجرا می رسانند؟

نمونه دیگری را مثال بزنیم. موارد بالا در مورد شرکت های تعاونی اتوبوس رانی مسافربری داخل شهری و یا بین شهری چگونه تنظیم و اجرا میگردد؟ این مورد را در مورد دانشگاه ها در نظر بگیریم. کدام نهاد ترکیب یافته از چه کسانی دانشگاه ها را مدیریت می نمایند؟ بودجه آنها از کجا تامین شده و چگونه هزینه میگردند؟ سیاست های عمومی مربوط به آموزش عالی کشوری توسط کدام ارگان ها تنظیم و ابلاغ میگردند؟ سیستم نظارت و کنترل داخلی و خارجی چکونه اعمال خواهد شد؟ چگونه پتانسیل های رشد شکوفا خواهند گردید؟

نمونه های این سوال ها را در مورد سیستم راه آهن کشوری، تاسیسات تولیدی کلیدی کشوری مانند تاسیسات نفت، صنایع الکتریسیتی و گاز، تامین آب آشامیدنی و غیره نیز میتوان مطرح نمود. آیا راه آهن سرتاسری فقط توسط کارگران راه آهن برنامه ریزی، مدیریت و اداره خواهند شد، یا اینکه کارگران بخشی کلیدی از مجموعه گروهبندی های ذینفع درگیر، از قبیل مردم، دولت، متخصصین و غیره در این رشته میباشند که باید به نحوی در میریت دخیل بوده و اشتراک داشته باشند؟

سناریوی مورد شناسی ما در موارد تولیدات و خدمات کوچک و خرد اقتصادی شکل دیگری یافته و سوالات دیگری را به همراه می آورد. مثلا، تولیدکنندگان سبزیجات در یک روستا چگونه مناسبات خویش را در زمینه تنظیم استفاده از آب، ماشین آلات کشاورزی، تامین های اعتباری در صورت نیاز، استفاده از خدمات دولتی در موارد لازم، تنظیم مناسبات تعاونی در زمینه های اعتباری، ماشین آلات سنگین، عرضه کالاها به بازار میتوانند مدیریت نمایند؟ این سوالات مضامین کلیدی تری در مورد تولیدات کشاورزی و دامپروری انبوه بخود میگیرد که ، همزمان با تلاش و زحمات کشاورزان، به موازات خویش احتیاج به پروژه های تاسیساتی و خدماتی ویژه دولتی پیدا میکنند.

حد اقل میشود گفت که خیلی ساده نگرانه است اگر تصور ما از سوسیالیسم این باشد که بیمارستان ها فقط توسط پرستاران، مدارس فقط توسط معلمین، کارخانجات فقط توسط کارگران مالکیت، اداره و مدیریت خواهند شد. مثلا در مورد بیمارستان ها، دولت نقش ویژه خود را دارد، پرستاران نقش خویش را، دکتر ها نقش خود را دارا میباشند، بیماران جایگاه خویش و کادرهای تخصصی مدیریتی علمی دیگر نقش خویش را. همانطور در مورد مدارس و دانشگاه ها هم همینطور. در این مورد معلمین نقش خویش را دارند، دانش آموزان و دانشجویان نقش خویش را، دولت نقش ویژه خود را دارا میباشد و بخش های مدیریتی نقش خویش را.

بافت های اجتماعی، فرهنگی، ورزشی، خدماتی، اقتصادی و غیره نه تنها از گروه بندی های مرتبط ذینفع تشکیل میگردند، بلکه دولت های محلی در اکثر موارد به نمایندگی از طرف عموم جامعه یکی از طرفین چندگانه مربوطه را تشکیل میدهد. لذا، اینجا نه تنها در نظام سوسیالیستی بخش دولتی اقتصادی اجتماعی یکی از قدرتمندترین و کلیدی ترین نهادبندی های کشوری را بطور مجزا تشکیل میدهند، بلکه نمایندگان دولتی یکی از بخش های نمایندگی های چندین جناح گروه بندی های ذینفع در موسسات نامبرده را تشکیل داده و از آن طریق در مدیریت موسسات بصورتی برابر حقوق شرکت مینمایند.

با توجه به موارد بالا، باید گفت آنهایی که نقش کلیدی دولت را در مالکیت و مدیریت اقتصادی اجتماعی تحت برچسب “سرمایه داری دولتی” نفی میکنند، در خوش بینانه ترین شرایط در اشتباه محض میباشند. اگر دولت چنین نقشی نداشته باشد، نمیتواند بهداشت رایگان، تحصیل رایگان و صدها، بلکه هزاران خدمات و سرویس های عمومی دیگر را برای آحاد جامعه فراهم و تضمین نماید.

اگر چه بخش های دولتی اقتصادی خدماتی مدیریتی قدرتمند زمینه را برای سوء استفاده کسب قدرت فردی و گروهی فراهم میکند، اما مکانیزم های نظارت و کنترل داخلی، مدیریتی و قانونی و دموکراتیک توان و پتانسیل لازم جهت جلوگیری از این زمینه ها را دارا میباشند. این قابلیت ها نه تنها امکان پویش، چرخش و جابجائی افراد را بطور مستمر فراهم مینمایند، بلکه قابلیت های نظام خودگردان اجتماعی اقتصادی حد اکثر زمینه را جهت پخش و تقسیم های مدیریتی در میان بافت های طبیعی اجتماعی فراهم میکند که بخش دولتی بعنوان شاخص یکه تاز اقتصادی سیاسی مدیریتی اعمال قدرت نمی نماید. تکنولوژی نوین دیجیتال، اینترنتی و هوشمند در عرصه های نظارت و کنترل های مدیریتی نقشی کلیدی ایفا مینمایند.

از تجربیات واقعا موجود بهره مند شویم

همین هفته گذشته سالگرد شصتمین سالگرد تاسیس کوبای سوسیالیستی بود. با وجود تمام دستاورهای درخشان، ضعف ها و کاستی ها، کوبای سوسیالیستی توانست در چند صد مایلی مرزهای آمریکا، با وجود محاصره و تحریم های اقتصادی آمریکا و رفتارهای تشنج آفرین آنها بر علیه کوبا، دستاوردهای درخشانی را به مردم کشور کوبا و مردم جهان ارائه نماید. جا دارد نیروهای چپ دموکرات ایران از دستاوردها و تجربیات شصت ساله کوبا آموزه هایی را یاد گرفته و برای راهکارهای آینده خویش مورد استفاده قرار دهند. متاسفانه در این زمینه به ندرت گزارش تفصیلی کافی در رسانه های چپ های دموکرات ایران عرض یکی دو هفته گذشته منتشر شده بود.

پایان سخن

ما میدانیم که میخواهیم از نظام سرمایه داری و درمورد ایران در این مرحله از جمهوری اسلامی ایران عبور نمائیم، اما توجه کافی به بافت های ساختاری مدیریتی نظام آلترناتیو جایگزین چپ که نظام سوسیالیستی میباشد، نمی نمائیم. به همین علت میباشد که نه تحقیقات و توجه لازم روی تجربیات موجود در مورد آلترناتیو سوسیالیستی می نمائیم، نه مورد شناسی لازم در مورد بافت و ویژگیهای لازم آلترناتیو سوسیالیستی میکنیم. جا دارد به این سوال بیاندیشیم که اگر بار دیگر یکنفر از ما پرسید؛ مثلا؛ بانکها در نظام سوسیالیستی چطور خواهند بود و پول در دنیای دیجیتال آینده سوسیالیستی چه ویژگیهائی خواهد داشت، یک جواب روشن و شفافی برای آنها داشته باشیم. آیا پول وسیله سنجشی تبادل ارزشی میباشد، یا تامین اعتبار برای پروژه ها، وسیله انباشت ارزشی افزوده فردی، گروهی و اجتماعی میباشد، یا وسیله سنجش حقوق کارکنان. بالاخره پشتوانه چنین معیار پولی طلا یا فلزات قیمتی خواهند بود، یا نفت و کالاهای کلیدی دیگر؛ انباشتی زنبیلی از واحد های پولی قدرتمند خواهد بود، یا اینکه مثل بانکهای خزانه داری امروزی بدون هیچ پشتوانه ارزشی لازم بصورت ارقامی دیجیتالی در دفترهای این بانک ها خلق شده در بازارها تزریق میگردند؟

در فراسوی نظام جمهوری اسلامی ایران، ممکن است ما روی فصل مشترک ها، حد اقل ها و میانگین ها با نیروهای سیاسی اجتماعی حتی بصورتی بلوک بندی شده و یا جبهه ای کار بکنیم، اما در عین حال آلترناتیو مشخص ما ، آلترناتیو سوسیالیستی میباشد که در شرایط دموکراتیک به رقابت سالم با دیگر نیروهای سیاسی اجتماعی دیگر میپردازد. نه تنها نباید بر این فصل مشترک ها و حداقل ها کفایت نمود، بلکه باید آلترناتیو ویژه سوسیالیستی را همیشه هر چه بیشتر تکوین نموده، تکامل بخشیده و بصورت شفاف تری در عرصه جامعه ترویج و تبلیغ نماییم تا جامعه با درجا زدن و اکتفا به حد اقل ها، دوباره عقب گرد ننموده و توسط قدرت های نیرومند نئولیبرالی داخلی و بین المللی به یغما برده نشود.

دنیز ایشچی – ۹ ژانویه ۲۰۱۹




فرزند کارگرانیم، کنار “اسماعیل بخشی” می مانیم

شوراهای صنفی دانشجویان کشور:

شعار عمومی و سراسری در نبرد طبقاتی جاری جان می گیرد: علیه «کالا شدن» حیات اجتماعی

بیست دی ۱٣۹۷ –  ۱۰ ژانويه ۲۰۱۹


هر کجا مشتی گره شد، مشتِ من
زخمی هر تازیانه، پشتِ من
هر کجا فریاد آزادی، منم
من در این فریادها دم می‏زنم

اسماعیل بخشی نماینده‌ی شورای کارگری شرکت نیشکر هفت تپه، طی نامه‌ای پرده از شکنجه شدنش در دوره‌ی بازداشت برداشت و وزیر اطلاعات را به مناظره فراخواند. آنچه اسماعیل بخشی در نامه‌ی خود افشا کرد عصاره و حد نهایی بسیاری از اتفاقاتی بود که در طول یک سال گذشته بر تعدادی از دانشجویان «در کنار دیگر گروه های معترض» رفت. بازداشت‌های بدون حکم دستگیری، ضرب‌و‌شتم هنگام بازداشت، انفرادی‌های طولانی مدت، بازجویی با چشمان بسته و انواع تهدید و ارعاب و ضرب‌وشتم در دوران بازجویی از جمله مصادیق شکنجه و موارد غیرقانونی‌ای بود که در بازداشت برخی فعالین صنفی_دانشجویی نیز اتفاق افتاد و اکنون به میانجی نامه‌ی اسماعیل بخشی برخی از آنان همچون رویا صغیری و سپیده قلیان به افشای آن پرداخته‌اند.

در این‌ میان اما واکنش مسئولان امر چه بود؟ وزیر اطلاعاتی پاسخگو، مجلسی پیگیر و قوه‏‌ قضاییه‌‏ای شفاف همه دست به دست هم دادند تا نشان دهند که هرگز خبری از «شکنجه» در این سیستم نبوده، نیست و نخواهد بود. اگر هم به اصطلاح «درگیری»ها و «خودسری»هایی در این زندان و آن زندان یا این بازجویی و فلان بازجویی صورت گرفته تخلفاتِ ناصواب فردی‏‌ای‏ست که در هر سیستمی پیش‌آمده و ممکن است پیش بیاید و نمی‏توان و نباید به پای کل سیستم سیاسی نوشت! آنچه اتفاق افتاد نام درستش «نمایش زرد» دموکراسی است.

برای ما دانشجویان که به تجربه‏‌ی تاریخیِ سرکوبِ دانشجویان از «انقلاب فرهنگی» تا «بازداشت‏های دی‌ماه» می‏نگریم، تنها واکنش در برابر این «نمایش زرد» چیزی نیست جز طوفانِ خنده ها[ی تلخ]!

شکنجه، اعتراف، زندان وهر چقدر هم که ذاتی و طبیعی حکومت‏ها باشند، برای ما هرگز طبیعی و عادی نمی‏شوند. از این‏رو تکرار بارها و بارها از شکنجه برای ما چیزی نیست که در برابرش ساکت بنشینیم و به حسابِ «منطق طبیعی سیستم» بگذاریم. آنها دقیقا همین را می‏خواهند که «شکنجه»، «بازداشت» و «زندان» برای ما عادی شود و اصل بودن «حقوق بدیهی انسانی»مان را از یاد ببریم؛ که ما دانشجویانیم، معلمانیم، بازنشستگانیم، پرستارانیم، زنان‌ایم، اقوامیم، اقلیت‏های دینی‏ ایم، روزنامه ‏نگارانیم، دانش‏ آموزانیم، کارگرانیمو خواهانِ «آزادی» و «برابری» توأمان در این شبِ تاریک.

بارها شعار دادیم و بر آن هستیم که «فرزند کارگرانیم، کنارشان می‏مانیم» و امروز ما خود به عنوان زخم‌‏خورده‌گان «شکنجه» و «زندان» به خاطر فریاد «برابری و آزادی»، اسماعیل بخشی را همسنگری می‏دانیم که لحظه‌ای تنهایش نخواهیم گذاشت همچنان که کارگران «هفت‏ تپه» و «فولاد» را تنها نگذاشتیم. به او و دیگر کارگران مبارز می‏گوییم که هنوز هم «زمین زیر پای‏تان می‏لرزد»، چه اینکه مشت‏های گره کرده، پاها و حنجره‏‌های آکنده از فریادتان در بدن‏های ما کنشگران صنفی دانشگاهی به عنوان فرزندانتان تکثیر شده‌ است. ما چنانچه در مقاومت علیه امواج پولی‌سازی و خصوصی‌سازیِ همه ساحت‌های زندگیمان هم‌سنگریم، در تحمل حبس و شکنجه نیز هم‌سرنوشتیم و در ایستادن بر حقمان تا آخر هم‌پیمانیم.

فریادهایی که در تمامی این سال‏ها علیه «شکنجه» برآمده‌ است گویای این نکته‌‏اند که مسئله مطلقا جناحی نیست و جناح‌های سیاسی اصلاح‏طلبو اصولگرادر استفاده از این ابزار برای تداوم منطق اقتصادی استثماری‌ای واحد، گوی سبقت را از یکدیگر ربوده‏ اند. ما به عنوان «دانشجویان» در تمامی سال‏های گذشته رفیقانی را از میان‏مان زخمی و جان داده در راه مبارزه علیه منطق سود محور و دانشبنگاه‌ساز و خصوصی‌ساز که بقایش در گرو چنین سرکوبی‏ست دیده‌ایم و هنوز هم می‏بینیم. ما نیز همچون اسماعیل پیگیر حقوق بدیهی انسانی‏مان هستیم اما نه ما و نه اسماعیل‏‌ها هرگز نمی‏پنداریم که شکنجه‌گر خود می‏تواند مرجع رسیدگی به «شکایت از شکنجه» باشد!

خطاب حق‏ خواهی ما پیش از هر کس «جامعه»ای‏ست که می‌خواهند زندان و شکنجه را برایش به امری طبیعی بدل کنند و ما می‏کوشیم تا همگان را نسبت به «شکنجه» حساس نگه‌داریم و البته که از به چالش طلبیدن شکنجه‏‌گر دمی فروگذار نخواهیم‌ بود.

ما تن‌های رنج دیده اما از گذشتگان خویش آموخته‌‏ایم که «مقاومت» مهمترین حربه‏ علیه «شکنجه» و «زندان» است. هنگامی که ما در برابر استثمار، نابرابری، سرکوب، سانسور و شکنجه مقاومت‏مان را زندگی می‏کنیم و بر عقیده‌‏ی خویش می‏مانیم حتی اگر ده‏ها اعتراف کذب از ما بگیرند شکنجه‏ گران را ریش‏خند کرده ‏ایم. هنگامی که ما کنشگران صنفی در دانشگاه با همگنان‏مان در «کارخانه» و «آموزش‌وپرورش» اعلام همبستگی می‏کنیم و هنگامی که آنان از ما تشکر می‏کنند، این آن لحظه‏ ی درخشانی‏ست که اعلام می‌کند تازیانه‏ ها دیگر اثری ندارند.

ما در کنار اسماعیل‏ ها علیه «کالا شدن» حیات اجتماعی، علیه «استثمار»، علیه «زور» و «فریب» با تمام توان مبارزه خواهیم کرد و با وجود تمامیِ زندان‏ها، حکم‏ها و شکنجه‌ها می‏کوشیم تا از «دانشگاه» فریادِ برابری طنین‌انداز شود و نه خوش‏خدمتی‏های جناحی. در این میان با وفاداری به سنتی که از جایگاهِ آن امروز سخن می‏گوییم همه ی قربانیان را به مقاومتی همبسته، کنار هم و در یک کلام «شورایی» فرا می‏خوانیم.

شوراهای صنفی دانشجویان کشور




تجمع بزرگ کشاورزان اصفهان در مقابل پل خواجو 

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
چهارشنبه  ۱۲ دی ۱٣۹۷ –  ۲ ژانويه ۲۰۱۹

 


زنگ خطر آب اصفهان به صدا در آمده است، هم برای کشاورزان و هم برای شهروندان. کشاورزان دیگر آبی برای کشت زمین‌های خود ندارند و تامین آب شرب ۵ میلیون اصفهانی نیز با اما و اگرهای فراوانی مواجه است. امروز چهارشنبه نیز جمعی از کشاورزان شرق و غرب اصفهان در اعتراض به «تداوم پایمال شدن حق‌آبه‌» در مقابل پل خواجو در اصفهان تجمع کردند. این تجمع در میان تدابیر شدید امنیتی برگزار شد و گزارش هایی از درگیری میان ماموران حکومت و تظاهرکنندگان نیز در شبکه های اجتماعی منتشر شده است.

این تجمع در حالی در اصفهان برگزار شد که روز چهارشنبه کامران، نماینده اصفهان در نطق میان دستور خود در صحن علنی مجلس گفت: «اصفهان به حکومت کمک می‌کند چرا این گونه با آن رفتار می کنید؟ اصفهان آتش زیر خاکستر است. کشاورزان جلوی شما ایستادند، در آینده هر خطری باشد بر گردن آقای لاریجانی و دولت است. شکم گرسنه ایمان ندارد. باید به قانون توجه شود و موضوع حق آبه هم اجرایی شود.»

اسفندیار امینی، دبیر نظام صنفی کشاورزی اصفهان در همین زمینه به ایسنا گفت: «کشاورزان خواهان حق‌آبه از دست رفته خود هستند. سال‌ها زمان برد تا خواسته‌های کشاورزان در مصوبات شورای عالی متبلور شود؛ متاسفانه از سال ۹۲ تاکنون هیچ یک از بندهای این مصوبات اجرایی نشد تا اینکه استعفای نمایندگان اصفهان موجب شد با دستور رئیس جمهور ستاد احیای زاینده رود تشکیل شود.»

به گفته او «معاون سیاسی و امنیتی استانداری اصفهان، کشاورزان را به آرامش دعوت کرد، اما گویا از اقدام موثر خبری نیست و تنها آب به استانهایی همچون چهارمحال و بختیاری و یزد منتقل می‌شود و کشاورزان از حق آبه خود همچنان بی‌نصیب مانده‌اند. قرار بود با بررسی وضعیت زاینده رود در تاریخ ۱۵ آذر ماه، اقدامات لازم در بالادست برای رسیدن روان آبها به سد زاینده رود صورت گیرد که این کار انجام نشد.»

کشاورزان ورزنه‌ای گله دارند که سال‌های ۹۶ و ۹۷، آبی به کشاورزان داده نشد و تلنبار شدن وام‌ها، نبود آب، تورم و گرانی‌، مشکلات کشاورزان را سنگین‌تر کرده است.

در این میان گله و اعتراض روستاییان ورزنه‌ای بیش از دیگر مناطق بوده چنانچه آنها مدعی‌اند زمین‌های زراعی چند هزار ساله ورزنه‌ای‌ها حالا تبدیل به کویر شده است. در مهرماه سال ۹۷ نیز برخی از شهرها و روستاهای شرق اصفهان شاهد تجمع کشاورزان و تراکتورداران بودند. اعتراض آنها این بود که وعده‌ مسئولان مبنی بر جاری شدن آب زاینده رود در فصل پاییز و حمایت مادی از کشاورزان محقق نشده است. کشاورزان ورزنه همچنین بر این باور اند که حق‌آبه آنها در طرح انتقال آب اصفهان به یزد به نادرست صرف کارخانه‌های یزد می‌شود و نه آب شرق. البته مسئولان در یزد بر این باورند که ۹۶ درصد از آب انتقالی صرف آب شرب شهروندان یزد می‌شود و تنها ۴ درصد آن مصرف کارخانه‌ای دارد.

محمدعلی طالبی استاندار یزد هم امروز در حاشیه جلسه هیات دولت در جمع خبرنگاران درباره اختلافات اخیر دو استان یزد و اصفهان بر سر منابع آب شرب دو استان گفت: «آبی که از استان اصفهان به یزد می‌آید، پاسخگوی نیاز آب شرب استان نیست و به دنبال منابع پایدارتر هستیم. الان سالانه حدود ۵۰ میلون متر مکعب آب به استان منتقل می‌شود، درحالی که تخصیص ما ۱۰۰ میلیون متر مکعب بوده است. در یزد حتی یک قطره آب هم برای کشاورزی استفاده نمی‌کنیم.»




شوراهای صنفی دانشجویان کشور: یکسال پس از دیماه ۹۶…. 

• تا زمانی که دست درازی به حقوق مردم، به سفره مردم، به کار مردم ادامه داشته‌باشد، مقاومت در برابر این وضعیت و عاملان آن نیز ادامه خواهد داشت و محدود به زمان نمانده است و نخواهد ماند …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
پنج‌شنبه  ۱٣ دی ۱٣۹۷ –  ٣ ژانويه ۲۰۱۹

 


شوراهای صنفی دانشجویآن کشور به مناسبت اولین سالگرد اعتراضات سراسری و گسترده ی دی ماه ۹۶ علیه نظام جمهوری اسلامی بیانیه ای منتشر کرده و تاکید کردند تا زمانی که هر روز هزینه‌های بیشتری در تمام ساحت‌های آموزش، مسکن، اشتغال، بهداشت و درمان، تامین اجتماعی و محیط‌زیستی به زندگی مردم تحمیل می‌شود و حاصل کارشان خرج معدود مرفهان و راضیان و حافظان وضع موجود می‌شود، مقاومت در برابر این وضعیت و عاملان آن نیز ادامه خواهد داشت و محدود به زمان نمانده است و نخواهد ماند.

درست یک‌سال پیش در همین روزها بود که دردهای انباشت شده مردمان این سرزمین راه خود را تا رسیدن به فریادی مشترک طی کرد. فریاد عدالت‌خواهی و دادخواهی، فریاد قربانیان دنیای سیاست علیه سیاستگذران، فریاد بلند بی صدایان، فریادی که خود جنبش خود را نمایندگی می‌کرد و تصمیم گرفته بود تاریخ را از فاتحان بستاند و به دستان خود خلق کند. جنبش فرودستان، جنبش مردمان به حاشیه رانده شده، جنبش مردمان بی‌رسانه، جنبش مردمان بی‌مجوز.

درست یک‌سال پیش بود که دردی فروخفته از دلِ تاریخی مشترک سر برون آورد و صدای خیابان‌ها به جای صدای سخنران‌ها و مدعیان نمایندگی مردم نشست. رفته‌رفته زنان، کارگران، کشاورزان، معلمان، بازنشستگان، رانندگان، اقلیت نام‌گرفته‌گان، دانش‌آموزان و دانشجویان جای خود را در خیابان‌ها پیدا کردند و حلقه‌ی متصل به همی را شکل دادند که صدایی واحد داشت.
اما بار دیگر به کارگیری قدرت انتظامی و انواع سازوکارِ سرکوب، تنها پاسخ صاحبان و قاضیان به این فریاد و بازداشت، حکم، شلاق و شکنجه تنها راه حلشان برای عقب راندن مردم است. راهکاری که خود به خوبی می‌دانند تنها به تعویق انداختن فریادی رساتر و گرم‌تر کردن آتشی زیر خاکستر است.
آری همین روزهای دی ماه سال گذشته است که بسیاری از فعالین صنفی دانشجویی در کنار دیگر فعالین صنفی بازداشت و راهی انفرادی‌ها می‌شوند تا زیرِ دستِ این بازجو و آن بازجو بابت فعالیت‌های صنفی‌شان درون دانشگاه هم جواب پس بدهند! شاهد این مدعا نیز همین کاغذهای احکام ۶،۷،٨،۱۲ ساله‌ای‌ست که به رفیقانمان داده‌اند و به وضوح می‌بینیم که چگونه شرکت در تجمعات آموزشی و سنوات، اعتراضات به پولی‌سازی سرویس‌ها، وضعیت خوابگاه‌ها و طرح کارورزی را بدل به مصداق جرم کرده‌اند تا براساس آن قطر پرونده‌هایی که ساخته‌اند را اندازه گیرند و وزنش کنند و بر همان اساس نیز مشتی عدد را به سوی زندگی انسان‌ها پرتاب کنند تا به خیال خود در زمان درست با جریان صنفی دانشگاه که حالا دیگر چندسالی می‌شود خارچشم صاحبان سیاست‌ها شده تسویه حساب کنند و صدایش را خفه سازند.
امروز اما خوب می‌دانند نه حساب کتابشان در تسویه حساب درست از آب درآمده و نه صدای اعتراض و فریاد حق‌طلبی دانشجویان خفه شده است. امروز جریان صنفی_ دانشجویی اگرچه زخم خورده است اما به حیاتش ادامه می‌دهد و خشم‌های فروخورده شده در آستانه لبریز شدن است. امروز صدها اعتراض صنفی ریز ودرشت به مشکلات صنفی _دانشجویی در میدان دانشگاه ادامه دارد و هر روز بر صدای آنها افزوده می‌شود آنچنان که در بیرون از دانشگاه چنین است.

آری، یک‌سال پس از دی‌ماه ۹۶ آنهایی که باید بدانند خود به خوبی به این نکته پی‌برده‌اند تا زمانی که دست درازی به حقوق مردم، به سفره مردم، به کار مردم ادامه داشته‌باشد و تا زمانی که هر روز هزینه‌های بیشتری در تمام ساحت‌های آموزش، مسکن، اشتغال، بهداشت و درمان، تامین اجتماعی و محیط‌زیستی به زندگی مردم تحمیل می‌شود و حاصل کارشان خرج معدود مرفهان و راضیان و حافظان وضع موجود می‌شود، مقاومت در برابر این وضعیت و عاملان آن نیز ادامه خواهد داشت و محدود به زمان نمانده است و نخواهد ماند.




عملکرد یک ساله قوای نظامی در مناطق مرزی 

گزارش مشترک چهار نهاد مدافع حقوق بشر؛ ۳۰۰ کشته و زخمی 

• در سال ۲۰۱۸ دست کم ۳۰۰ شهروند در ۱۱ استان کشور بصورت مستقیم یا غیرمستقیم بواسطه عمل قوای نظامی دچار حادثه شدند …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
پنج‌شنبه  ۱٣ دی ۱٣۹۷ –  ٣ ژانويه ۲۰۱۹

 


مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، مرکز دموکراسی و حقوق بشر کردستان، کمپین فعالین بلوچ و سازمان فعالان حقوق بشر ترکمن صحرا بعنوان چهار نهاد مدافع حقوق بشر در گزارش مشترکی به بررسی عملکرد یکساله نیروهای نظامی و تلفات وارده به شهروندان به خصوص در نقاط مرزی کشور پرداخته اند. بر اساس این گزارش دست کم ۳۰۰ شهروند در ۱۱ استان کشور بصورت مستقیم یا غیرمستقیم بواسطه عمل قوای نظامی دچار حادثه شدند. عمده این حادثه دیدگان و جان باختگان از کولبرهای مناطق غربی کشور و گازوئیل کش های منطقه بلوچستان در جنوب شرقی کشور و همینطور قربانیان مین بوده اند.
در گزارش چهار نهاد مدافع حقوق بشر در رابطه با نقض قوانین به کارگیری سلاح و عملکرد قوای نظامی (ویژه سال ۲۰۱۸ میلادی) آمده است:

در سایه تبعیض سیستماتیک در مناطق مرزی و همینطور ضعف و دیده بانی جامعه مدنی شکل منظمی از نقض حقوق بشر در این جغرافیا خودنمایی می کند که عمدتا در ارتباط با عملکرد قوای نظامی و بخصوص نقض قوانین به کارگیری سلاح تعریف می شود.
بصورت ساده مناطق کردنشین غرب کشور و مناطق بلوچ نشین جنوب شرقی کشور شاهد وقوع پرتعدادی از این نوع عملکرد قوای نظامی کشور هستند.
در کردستان پدیده ای زاییده عدم توسعه یافتگی اقتصادی تحت عنوان کولبری (کارگر یا باربر مرزی) شکل گرفته است و در منطقه جنوب سیستان و بلوچستان درست به همین دلیل پدیده گازوئیل کشی را شاهد هستیم. در منطقه نخست بیشترین تلفات شهروندان به دست نیروهای نظامی در موضوع کولبران دیده میشود و در منطقه دوم بیشتر تیراندازی های بی ضابطه به هر کس که ظن حمل کالا یا سوخت قاچاق به او می رود صورت گرفته است.
گزارش مذکور به موضوع نقض قوانین به کارگیری سلاح بصورت مستقیم و غیرمستقیم توسط قوای نظامی کشور می پردازد. نقطه مشترک این گزارش عدم پیگیرد عاملان و آمران آنها است. مسئله ای که بی شک به تداوم این روند کمک می کند. این گزارش همچنین به بررسی سایر موارد از جمله قربانیان مین و انفجار مهمات جنگی که آن هم در حوزه فعالیت نیروهای نظامی دسته بندی می شود می پردازد.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، مرکر دموکراسی و حقوق بشر کردستان، کمپین فعالین بلوچ و سازمان فعالان حقوق بشر ترکمن صحرا چهار نهاد مدافع حقوق بشر، اطلاعات مورد استفاده این گزارش را حسب حوزه کاری خود گردآوری و به هدف تشکیل یک تصویر واحد از وضعیت مرگ و قتل شهروندان غیرنظامی در ایران در این گزارش مشترک جمع بندی آماری کرده اند.
طی سال ۲۰۱۸ (۱ ژانویه ۲۰۱۸ تا ۲۰ دسامبر ۲۰۱۸) حداقل ۱۴۲ گزارش در این حوزه منتشر شده است، بر اساس این گزارشات دست کم ۳۰۰ شهروند بر اساس عملکرد مستقیم یا غیرمستقیم قوای نظامی کشور دچار سانحه شدند. این تعداد فارغ از شهروندانی است که در پی حضور در اعتراضات در مواجه با نیروهای نظامی قرار گرفتند یا اساسا تعقیب قضایی در مورد آنها وجود داشته است.
هر چند مجموع گزارشات فوق حاصل گردآوری اطلاعات از ۱۱ استان کشور است با اینحال عمده وقایع در مناطق کردنشین آذربایجان غربی، بلوچستان (مناطق جنوبی استان سیستان و بلوچستان) و استان کردستان رخ داده است.
بر اساس گزارشات گردآوری شده، در طی یکسال میلادی گذشته دست کم ۷ کولبر بر اثر سرمازدگی و بهمن، ۵ تن بر اثر سقوط از ارتفاع، ۱ تن بر اثر ایست قلبی ناشی از شرایط کار جان باختند، حداقل ۱۰۰ راس اسب یا حیوان بارکش کولبران نیز توسط نیروهای مرزبانی کشته شد.
در همین دوره ۱ تن بر اثر انفجار مهمات باقی مانده از جنگ کشته و ۴ تن به همین دلیل زخمی شدند، ۲ تن بر اثر پرتاب سنگ توسط نیروی انتظامی که موجب واژگون شدن خودرو شد جان باختند، ۱ تن تعمدا توسط خودروی نیروی انتظامی زیر گرفته شد، ۱ چوپان نیز توسط نیروهای مرزی زخمی شد.
در همین دوره ۴۴ تن بواسطه انفجار مین زخمی شدند، ۱۳ تن بر اثر انفجار مین جان خود را از دست دادند. ۴۸ کولبر به دلیل عملکرد نیروهای نظامی و عمدتا بر اثر تیراندازی کشته شدند و ۱۰۴ کولبر نیز به همین شیوه زخمی شدند. ۳۷ شهروند غیر کولبر در استانهای مرزی به دلیل نقض قانون به کارگیری سلاح توسط نیروهای نظامی کشته شدند و ۳۲ تن نیز به همین شیوه زخمی شدند.
علیرغم دشواری های فراوان و مخاطرات پیش روی سازمانهای غیردولتی برای گزارشگری از مناطق پرخطر مرزی، ۸۵ درصد گزارشات مورد استناد این گزارش توسط رسانه های مستقل و گروههای مدافع حقوق بشرگردآوری شده است. رسانه ها یا نهادهای دولتی تنها ۱۵ درصد از این گزارشات را منتشر کرده اند.




تجمع بزرگ کشاورزان اصفهان در مقابل پل خواجو 

• زنگ خطر آب اصفهان به صدا در آمده است، هم برای کشاورزان و هم برای شهروندان. کشاورزان دیگر آبی برای کشت زمین‌های خود ندارند و تامین آب شرب ۵ میلیون اصفهانی نیز با اما و اگرهای فراوانی مواجه است …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
چهارشنبه  ۱۲ دی ۱٣۹۷ –  ۲ ژانويه ۲۰۱۹

 


زنگ خطر آب اصفهان به صدا در آمده است، هم برای کشاورزان و هم برای شهروندان. کشاورزان دیگر آبی برای کشت زمین‌های خود ندارند و تامین آب شرب ۵ میلیون اصفهانی نیز با اما و اگرهای فراوانی مواجه است. امروز چهارشنبه نیز جمعی از کشاورزان شرق و غرب اصفهان در اعتراض به «تداوم پایمال شدن حق‌آبه‌» در مقابل پل خواجو در اصفهان تجمع کردند. این تجمع در میان تدابیر شدید امنیتی برگزار شد و گزارش هایی از درگیری میان ماموران حکومت و تظاهرکنندگان نیز در شبکه های اجتماعی منتشر شده است.

این تجمع در حالی در اصفهان برگزار شد که روز چهارشنبه کامران، نماینده اصفهان در نطق میان دستور خود در صحن علنی مجلس گفت: «اصفهان به حکومت کمک می‌کند چرا این گونه با آن رفتار می کنید؟ اصفهان آتش زیر خاکستر است. کشاورزان جلوی شما ایستادند، در آینده هر خطری باشد بر گردن آقای لاریجانی و دولت است. شکم گرسنه ایمان ندارد. باید به قانون توجه شود و موضوع حق آبه هم اجرایی شود.»

اسفندیار امینی، دبیر نظام صنفی کشاورزی اصفهان در همین زمینه به ایسنا گفت: «کشاورزان خواهان حق‌آبه از دست رفته خود هستند. سال‌ها زمان برد تا خواسته‌های کشاورزان در مصوبات شورای عالی متبلور شود؛ متاسفانه از سال ۹۲ تاکنون هیچ یک از بندهای این مصوبات اجرایی نشد تا اینکه استعفای نمایندگان اصفهان موجب شد با دستور رئیس جمهور ستاد احیای زاینده رود تشکیل شود.»

به گفته او «معاون سیاسی و امنیتی استانداری اصفهان، کشاورزان را به آرامش دعوت کرد، اما گویا از اقدام موثر خبری نیست و تنها آب به استانهایی همچون چهارمحال و بختیاری و یزد منتقل می‌شود و کشاورزان از حق آبه خود همچنان بی‌نصیب مانده‌اند. قرار بود با بررسی وضعیت زاینده رود در تاریخ ۱۵ آذر ماه، اقدامات لازم در بالادست برای رسیدن روان آبها به سد زاینده رود صورت گیرد که این کار انجام نشد.»

کشاورزان ورزنه‌ای گله دارند که سال‌های ۹۶ و ۹۷، آبی به کشاورزان داده نشد و تلنبار شدن وام‌ها، نبود آب، تورم و گرانی‌، مشکلات کشاورزان را سنگین‌تر کرده است.

در این میان گله و اعتراض روستاییان ورزنه‌ای بیش از دیگر مناطق بوده چنانچه آنها مدعی‌اند زمین‌های زراعی چند هزار ساله ورزنه‌ای‌ها حالا تبدیل به کویر شده است. در مهرماه سال ۹۷ نیز برخی از شهرها و روستاهای شرق اصفهان شاهد تجمع کشاورزان و تراکتورداران بودند. اعتراض آنها این بود که وعده‌ مسئولان مبنی بر جاری شدن آب زاینده رود در فصل پاییز و حمایت مادی از کشاورزان محقق نشده است. کشاورزان ورزنه همچنین بر این باور اند که حق‌آبه آنها در طرح انتقال آب اصفهان به یزد به نادرست صرف کارخانه‌های یزد می‌شود و نه آب شرق. البته مسئولان در یزد بر این باورند که ۹۶ درصد از آب انتقالی صرف آب شرب شهروندان یزد می‌شود و تنها ۴ درصد آن مصرف کارخانه‌ای دارد.

محمدعلی طالبی استاندار یزد هم امروز در حاشیه جلسه هیات دولت در جمع خبرنگاران درباره اختلافات اخیر دو استان یزد و اصفهان بر سر منابع آب شرب دو استان گفت: «آبی که از استان اصفهان به یزد می‌آید، پاسخگوی نیاز آب شرب استان نیست و به دنبال منابع پایدارتر هستیم. الان سالانه حدود ۵۰ میلون متر مکعب آب به استان منتقل می‌شود، درحالی که تخصیص ما ۱۰۰ میلیون متر مکعب بوده است. در یزد حتی یک قطره آب هم برای کشاورزی استفاده نمی‌کنیم.»