اعتراض خود را به سرتاسر خوزستان و ایران می کشانیم! 

• روز چهارشنبه کارگران فولاد اهواز بیست و پنجمین روز متوالی حضور اعتراضی خود در خیابان های اهواز را پشت سر گذاشتند. سخنران در اجتماعات اعتراضی بر عزم کارگران برای ادامه ی مبارزه تاکید کردند …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
چهارشنبه  ۲۱ آذر ۱٣۹۷ –  ۱۲ دسامبر ۲۰۱٨

 


میثم آل‌مهدی کارگر فولاد اهواز بعد از یک روز بازداشت آزاد شد

اعتصاب کارگران فولاد اهواز یکمین ماه خود را پشت سر گذاشته است و کارگران روزهاست که به طور متوالی با حضور در خیابان ها و اجتماع در مراکز دولتی مطالبات خود را فریاد می زنند. تلاش مسئولان استان و مقامات حکومتی که مجموعه ی گسترده ای از تهدید و تطمیع و دروغ و وعده های بی پشتوانه است، تاکنون نتوانسته است کارگران را از ادامه ی اعتصاب خود منصرف کند. هر چه گذشته و اعتراضات تداوم یآفته است، کارگران فولاد در اعتصاب طولانی خود آبدیده تر شده و شعارهای همه گیرتری را به میان آورده اند.

روز چهارشنبه این اعتصاب با حضور در خیابان های اهواز و اجتماع در مراکز دولتی ادامه یافت. کارگران بیشتری به سخنرانی در جمع همکاران خود پرداختند و ضمن افشای وعده های دروغ مسئولین حکومتی بر ادامه ی اعتصاب خود تا رسیدن به مطالباتشان تاکید کردند. در سخنرانی های امروز سخنرانان در جمع کارگران، بر این نکته به دفعات تاکید شد که چنان چه مسئولین همچنان با بی تفاوتی نظاره گر این اعتراض باشند و گوش های خود را بر روی مطالبات کارگران ببندند، آن ها اعتصاب و اعتراض خود را به سراسر خوزستان و ایران خواهند کشید و «قدرت کارگر» را به نمایش خواهند گذاشت. کارگران در سخنرانی های خود به مسئولین تا روز دوشنبه فرصت دادند تا به خواست های آن ها پاسخ دهند.

کارگران معترض فولاد روز چهارشنبه در مقابل استانداری خوزستان، سرپرستی بانک ملی خوزستان، فرمانداری شهر اهواز و روبروی دفتر نماینده آیت‌الله خامنه‌ای در استان خوزستان، بازار نادری اهواز تجمع کردند و در خیابان های شهر رژه رفتند.
تعدادی از کارگران معترض امروز نیز با پوشیدن کفن به خیابان ها آمده بودند. کارگران شعار می دادند: کشور ما دزد خونه است توی جهان نمونه است، مرگ بر مافیا، همشهری باغیرت، حمایت حمایت، نه تهدید نه زندان دیگر فایده ندارد، کارگر می‌میرد، ذلت نمی‌پذیرد، می‌ایستیم، می‌میریم، ذلت نمی‌پذیریم، کارگر ایرانی اتحاد اتحاد!

همزمان با تجمعات روز جاری میثم آل مهدی، یکی از نمایندگان کارگران معترض شرکت فولاد اهواز که روز گذشته در منزل شخصی خود توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود، آزاد شد و به جمع کارگران بازگشت.

حضور جعفر پناهی کارگردان سرشناس ایرانی در تجمع امروز کارگران فولاد در اهواز از جمله وقایع بیست و پنجمین روز اعتراضات خیابانی بود کارگران بود. گفته شد جفعر پناهی برای تهیه یک فیلم مستند از کارگران فولاد اهواز در این تجمع حضور یافته است.




تجمع اعتراضی جمعی از کارگران در برابر مجلس 

• روز سه شنبه جمعی از کارگران در برابر مجلس شورای اسلامی تجمع کرده و ضمن حمایت از اعتصاب کارگران فولاد اهواز خواهان آزادی زندانیان هفت تپه شدند. در اهواز تظاهرات خیابانی کارگران ادامه یافت …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
سه‌شنبه  ۲۰ آذر ۱٣۹۷ –  ۱۱ دسامبر ۲۰۱٨

 


صبح امروز جمعی از کارگران تهران با هماهنگی اتحادیه آزاد کارگران ایران دست به تجمع در مقابل مجلس شورای اسلامی زدند و خواهان رسیدگی فوری به خواستهای کارگران گروه ملی صنعتی فولاد ایران و آزادی اسماعیل بخشی، علی نجاتی و سپیده قلیان شدند.

این تجمع که با جمع شدن تعدادی از کارگران در مقابل مترو بهارستان آغاز شد، ابتدا توسط یکی از مامورین ارشد انتظامی با ممانعت از حرکت آنان به سوی مجلس مواجه گردید اما در ادامه کارگران موفق شدند بصورت راهپیمائی و با در دست داشتن بنرهایی در حمایت از کارگران گروه ملی صنعتی فولاد ایران و تصاویر بزرگی از اسماعیل بخشی، علی نجاتی و سپیده قلیان و سر دادن شعار صدای هر کارگر مرگ بر ستمگر، ما همه زیر خط فقریم بجنگ تا بجنگیم، فولاد هفت تپه ما هستیم کنار هم می ایستیم، فولاد هفت تپه حمایتت می کنیم و…، به طرف مجلس حرکت کردند اما پس از استقرار در مقابل مجلس نیروهای انتظامی اقدام به بستن نرده محل کردند و در ادامه تعداد چشمگیری نیروی انتظامی در اطراف کارگران مستقر شدند.
با این حال کارگران به حرکت اعتراضی خود ادامه دادند و پروین محمدی و شاپور احسانی راد از اعضای هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران طی سخنانی خواهان رسیدگی فوری به خواستهای کارگران گروه ملی صنعتی فولاد ایران، شرکت نیشکر هفت تپه و آزادی زندانیان اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه شدند.
کارگران تجمع کننده که از ساعت ده صبح دست به تجمع زده بودند ساعت ۱۱ با دادن نامه ای به هیات رئیسه مجلس با تاکید بر بی تفاوتی سیستماتیک دولت به اعتراضات کارگران در سراسر کشور، خواهان رسیدگی فوری به خواستهای کارگران گروه ملی صنعتی فولاد اهواز، شرکت نیشکر هفت تپه و آزادی زندانیان اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه شدند و به تجمع خود پایان دادند.
تجمع کنندگان همچنین در پایان تجمع به مسئولین ذیربط مجلس که در محل حضور داشتند اعلام کردند چنانچه بی تفاوتی به خواستهای کارگران گروه ملی صنعتی فولاد ایران و شرکت نیشکر هفت تپه ادامه پیدا کند و اسماعیل بخشی، علی نجاتی و سپیده قلیان آزاد نشوند بار دیگر در مقابل مجلس دست به تجمع خواهند زد.
لازم به یاد آوری است اتحادیه آزاد کارگران ایران به عنوان هماهنگ کننده این تجمع، فراخوان عمومی برای برگزاری آن نداده بود اما تجمع کنندگان به مسئولین حاضر در محل اعلام کردند چنانچه به خواستهایشان رسیدگی نشود در ادامه اعتراضاتشان فراخوان عمومی برای برگزاری تجمع در مقابل مجلس خواهند داد.

ادامه ی اعتراض کارگران فولاد در اهواز

در اهواز کارگران فولاد که در روزهای اخیر با پوشیدن کفن به خیابان ها آمده اند، سی و دومین روز اعتصاب و بیست و چهارمین روز تجمع و راهپیمائی خود را برگزار کردند. شعارهای کارگران فولاد در طول روزها اعتصاب به تدریج سیمای روشن تر سیاسی به خود گرفته است. آن ها هر روز با اجتماع در برابر محل اقامت نماینده ی علی خامنه ای رهبر حکومت، در استان شعارهای خود را تکرار می کنند. آزادی کارگران، دانشجویان و معلمان زندانی و حمایت از کارگران هفت تپه از شعارهای اصلی اجتماعات کارگران فولاد است. آن ها امروز با حضور در برابر سرپرستی بانک ملی شعار می دادند: «ام الفساد اهواز همینجاست، همینجاست»!

ادامه ی بازداشت فعالین کارگری

همزمان با بازداشت و سپس آزادی پنج تن از فعالین کارگری از جمله رضا شهابی و حسن سعیدی از فعالین سرشناس سندیکای کارگران شرکت واحد، اخباری از ادامه ی بازداشت های کارگری منتشر شده است.

بنابر گزارش های منتشره، اصغر فیروزی از بنیان گذاران کانون مدافعان حقوق کارگر چهارشنبه گذشته در شهر مشهد دستگیر شده است.   او از زندانیان سیاسی زمان شاه و همچنین زندانیان سیاسی دهه ۶۰ است که در تمام این دوران در حمایت از حقوق کارگران و زحمتکشان فعالیت کرده است. اصغر فیروزی در محل کتابخانه خود در حومه مشهد با مراجعه چند مامور وبا دردست داشتن حکم بازداشت به مکانی نامعلوم انتقال یافته است. تاکنون هیچ خبری از او وعلت دستگیری اش منتشر نشده است.
اتحادیه ی آزاد کارگران ایران نیز گزارش کرده است که میثم ال مهدی از کارگران شرکت گروه ملی صنعتی فولاد اهواز روز سه شنبه از درب منزل توسط نهادهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است.




نامه آتنا دائمی به مناسبت روز جهانی حقوق بشر از زندان اوین 

بانوی شجاع زندانی در اوین، آتنا دائمی، از تجربه ی خوفناک خود در قرچک می گوید

توصیف شجاعانه ی شرایط «خوفناک» در زندان زنان در قرچک/ ورامین توسط بانوی زندانی در بند زنان زندان اوین، بانو آتنا دائمی ترسیم عریان تروزیسم دولتی داعش گونه در ایران است. رژیم دیکتاتوری ولایی ابزار زندان را همانقدر و به همان گونه به ابزار سرکوب مردم میهن ما بدل ساخته است که سیاست اقتصادی اسلامی ارتجاعی را به چنین ابزاری بدل نموده است. شرایط سرکوب و خفقان داعش گونه برای تحمیل این اقتصاد سیاسی نئولیبرال امپریالیستی است که اِعمال تروریسم دولتی را ضروری ساخته است

بانو آتنا دائمی محق است هنگامی که می نویسد: «به نظر من شرایط زنان زندان قرچک نیز حاصل .. شرایط موجود در جامعه است و یا می‌تواند با توجه به میزان فقر، آینده‌ی افراد بیشتری هم باشد» که مبارزان کارگر و معلم و غیره نیز اکنون با آن روبرو هستند و با مبارزه ی خود علیه این شرایط غیرانسانی بپا خواسته اند

طرح شرایط زندان زنان قرچک و تبدیل آن به شناختی عمومی به منظور سازماندهی مبارزه برای تغییر شرایط در این زندان خوفناک زنان وظیفه ی خطیر اجتمای همه ی مبارزان از این روست، زیرا مبارزه ای علیه سلطه تروریسم دولتی در ایران است و بخشی است از مبارزه ی رهایی بخش کل جامعه گرفتار زیر سلطه ی ارتجاع مذهبی و متحدان جهانی آن که در اجرای برنامه ی خصوصی سازی و نابودی حقوق قانونی زحمتکشان تظاهر می کند

***

نگاهی از درون به زندان زنان قرچک در ورامین 

• بسیاری با توجه به وضعیت اقتصادی و شرایط موجود برای کارگران و معلمان عزیز شاید معتقد باشند که حال مسائل مهم‌تر وجود دارد؛ اما به نظر من شرایط زنان زندان قرچک نیز حاصل همین شرایط موجود در جامعه است و یا می‌تواند با توجه به میزان فقر، آینده‌ی افراد بیشتری هم باشد. زندان قرچک بزرگ‌ترین زندان زنان ایران است که اگر خلاصه بگویم جهنم، اردوگاه کار اجباری و…است. …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
دوشنبه  ۱۹ آذر ۱٣۹۷ –  ۱۰ دسامبر ۲۰۱٨

 


پیش‌تر در خصوص یکی از معضلات موجود در زندان قرچک نوشتم و حال به بهانه روز جهانی حقوق بشر، می‌خواهم از حداقل حقوقی که در قرچک یا همان ندامتگاه شهر ری، نادیده گرفته شده است بنویسم. هر چند که می‌دانم بسیاری با توجه به وضعیت اقتصادی و شرایط موجود برای کارگران و معلمان عزیز شاید معتقد باشند که حال مسائل مهم‌تر وجود دارد؛ اما به نظر من شرایط زنان زندان قرچک نیز حاصل همین شرایط موجود در جامعه است و یا می‌تواند با توجه به میزان فقر، آینده‌ی افراد بیشتری هم باشد. زندان قرچک بزرگ‌ترین زندان زنان ایران است که اگر خلاصه بگویم جهنم، اردوگاه کار اجباری و کمپ ترک اعتیاد است!

این زندان در شوره‌زارها و در میان نی‌زارهای جاده قرچک – ورامین واقع شده و ۱۰۰۰ الی ۱۵۰۰ زندانی دارد و شامل قرنطینه‌ای کوچک و ۱۰ بند است و در هر بند حدود ۱۰۰ الی ۲۰۰ نفر زندانی هستند. روزانه ۳۰ الی ۵۰ نفر وارد این زندان می‌شوند که بیرون رفتن از آن کاری است بس دشوار!

هر جدیدالورودی ابتدا باید ۳ روز در قرنطینه بماند و سپس به بندها منتقل می‌شود. انتقال به بندها خلاف قوانین، حتی داخلی است و بر اساس جرم، سن، سابقه، وضعیت پرونده (بازداشت یا محکوم) میزان محکومیت، بیماری خاص و … صورت نمی‌گیرد.

همه افراد با جرائم متفاوت با هم نگهداری می‌شوند. ظاهراً بند ۱ و ۲ مختص معتادان است. بند ۳ و ۴ مخصوص جرائم سنگین و خطرناک است. این بندها جزء مخوف‌ترین و پرجمعیت‌ترین بندها هستند که حتی رئیس زندان، رئیس داخلی و معاونان و حفاظتی‌ها، هیچ یک جرأت ورود به این بندها را ندارند تا مبادا کتک بخورند.

بند ۵ و ۶ ظاهراً مخصوص جوانان نامیده می‌شود و بند ۷ ترکیبی از زندانیان غیر سیگاری هستند. بند ۸ بند مادران و زنان باردار و کودکان زیر دو سال است.

بندهایی نیز موسوم به ۱ و ۲ مشاوره هستند که از سایر بندها جدا هستند و توسط شهرداری جهت تبلیغات و ماست‌مالی‌های قوه قضاییه ساخته‌ شده‌اند. فضایی آرام‌تر از سایر بندها دارد و در ظاهر مخصوص کسانی است که از لحاظ روانی متعادل‌تر از سایرین هستند. حال آنکه در سایر بندها بسیاری زندانی متعادل وجود دارند که شرایط آنها را هم عاقبت نامتعادل خواهد کرد.

افراد ساکن در این بند گزینش شده و در عین حال مخلوط از همه جرائم و سنین هستند. همان‌طور که گفته شد در هیچ یک از این بندها تفکیک جرائم صورت نگرفته که بر اساس همین اصل تفکیک جرائم جای مرجان داوری و دراویش در زندان قرچک نیست.

در قرچک تعدادی از زندانیان رای کار نامیده می‌شوند. رای کاران کسانی هستند که تمامی کارهای خدماتی و مراقبتی و آشپزی و … به عهده آن‌هاست. در واقع تمامی کارهایی را که پرسنل و کارمندان می‌بایست انجام دهند و بابت آن‌ها حقوق‌های هنگفت دریافت می‌کنند را این زندانیان رای کار انجام می‌دهند. در سایر کشورها چنین زندانیانی برای مردم جامعه کار می‌کنند و در ازای کارشان از میزان محکومیت آنها کم می‌شود. اما در قرچک در بهترین حالت در ازای ماهانه ۱۰۰ هزار تومان و یا کارها فقط در ازای زمان بیشتر تلفن و ملاقات حضوری که هر ۴ ماه مجاز است، انجام می‌شوند. اغلب مجبور به رخت‌شویی و بافتنی برای امرار معاش هستند. در تمام این امور، رای کاران متعهد می‌شوند که تمام مسئولیت‌ها و عواقب کارهایشان به عهده خودشان است. حتی درمان احتمالی و جبران حسنه است.

توهین‌ها و سوء استفاده‌ها از رای کاران، از آزار دهنده‌ترین مسائل است. اغلب زندانیان که وارد می‌شوند، معتادانی هستند که سقفی جز آسمان و تختی جز خیابان و هیچ مرهمی جز مواد نداشته‌اند و به جای کمپ ترک اعتیاد راهی زندان می‌شوند و به محض ورود در قرنطینه بدون هیچ مراقبت و اصول و دارویی مجبور به ترک مواد مضر می‌شوند. اگر حتی در حال مرگ باشند، فقط زندانیان دیگر مراقب آنها هستند و چیزی جز توهین و بی‌توجهی از مسئولین دیده نمی‌شود. حتی سیگار، چای و غذای بیشتر، به تلافی کمبودها، توهین‌ها و تحقیرها یا به خود آسیب می‌زنند یا دیگران.

در طی سه روزی که در قرنطینه‌اند یک پزشک عمومی بیمار آنها را ویزیت می‌کند. فقط از تعدادی انگشت شمار زندانی معتاد تست ایدز و هپاتیت می‌گیرند اما اگر مبتلا هم باشند از سر رأفت تفاوتی با دیگران ندارند! و آنها را به حال خود و بین دیگران رها می‌کنند. سپس یک مددکار که خود شدیداً نیازمند مدد است با فرمی به دست به سراغ زندانیان می‌آید و از او که روی برگه چرت می‌زند، می‌خواهد که به سوال “آیا تاکنون در کلاس قرآن شرکت کرده‌اید یا خیر” جواب بدهد.

در قرچک از آب آشامیدنی، قاشق پلاستیکی، لیوان، میوه، لبنیات، غذا تا لباس و لوازم بهداشتی، همه می‌بایست از فروشگاه‌ها با چند برابر قیمت و با کیفیتی نازل خریداری شود. هر چند هفته یک بار یک نوع میوه به میزان ناکافی می‌آید که حتی به همه کسانی که قصد خرید دارند هم نمی‌رسد.

حال تصور کنید برای گذراندن زندگی خیلی خیلی ساده چه چیزهایی لازم است و کسانی که هیچ واریزی ندارند از کجا باید مایحتاج خود را تأمین کنند؟! اینجاست که زنی که به خاطر دعوا با مادر شوهر زندانی شده دزد هم می‌شود.

بهداشت در تمام این زندان امری است فاقد معنا. جایی بدون خون استفراغ و … قابل رویت نیست. آب تمام زندان شور است و در هر بند فقط یک شیر آب شیرین مخصوص آشامیدن وجود دارد که البته بیشتر از آب شور آسیب زننده است. زندانیان اغلب حتی یک دندان سالم هم ندارند و دچار ورم شدید شکم و دست و پا هستند. هزینه خدماتی چون دندانپزشکی با زندانی است و سایر خدمات پزشکی یا موجود نیست یا باشد هم خیلی کند و همراه با توهین و تحقیر است و خلاصه می‌شود در قرص‌های خواب‌آور شدید و متادون.

از آنجایی که این زندان پیش‌تر محل پرورش دام و طیور بوده است، جایی نیست که از انواع موش و حشرات و کرم‌های خاکی در امان باشد، حتی در غذاها آثاری از آنان مشهود است. همچنین در هیچ کجای این زندان نمی‌شود بدون بوی شدید فاضلاب و گاز سمی که از چاه‌ها خارج می‌شود، نفس کشید، صبح‌ها از شدت این گاز بدبو صدای سرفه نشانه بیدار باش است و احساس خفگی همه گیر است. به همین دلیل اکثراً دچار مشکلات ریوی شده‌اند.

غذای زندانیان نیز عاری از هر نوع گوشت و پروتئین است. کنجاله (سویای دامی) جایگزین مواد پروتئینی است و غذاهای بی‌رنگ و بی‌بو و سرد مدام در ظروف یک بار مصرف تکرار می‌شوند. بسیاری سال‌هاست که حتی یک لیوان چای ننوشیده‌اند، چرا که آب جوش یافت نمی‌شود، تا آب جوش به دست زندانیان برسد از آب‌های قطب شمال و جنوب هم سردتر است و پر از رسوب و البته شور.

سنگ و عفونت کلیه از رایج‌ترین بیماری‌ها در زندان است. اغلب زندانیان غذای کنسروی و نیمه‌پخته فروشگاه را به غذای بی‌کیفیت و مضر زندان ترجیح می‌دهند، حال آنان که این کنسروها می‌بایست حداقل ۲۰ دقیقه در آب بجوشند، اما از آنجایی که امکان آن هم وجود ندارد سرطان هم رایج شده است.

سال‌هاست مسئولین می‌خواهند گرم‌خانه‌هایی در زندان راه بیندازند که بشود آب جوشاند و غذا گرم کرد، اما فعلاً مسئولین مشغول‌اند! باید جیب‌های خود را از پول‌هایی که خیرین برای زندانیان می‌پردازند پر کنند!

نوروز ۹۷ حتی به اندک آجیلی که خیرین فراهم کرده و به هر زندانی به اغراق به اندازه یک مشت می‌رسید، رحم نکردند! اطراف زندان تا چشم کار می‌کند بیابان است اما زباله‌های زندان را داخل می‌سوزانند که تمام دود و ذغال و تکه‌هایی از مواد سوخته، اصلی جدا نشدنی از لباس‌ها و سر و صورت و ریه زندانیان شده است! پوشاک از زیر و رو باید خریداری شود، پوشاکی که پس از یک بار شستن تقریباً دیگر غیر قابل استفاده خواهد شد و چندین برابر قیمت است. اگر لباسی پاره شود حتی سوزن و نخی برای ترمیم نیست، البته هست ولی می‌بایست یک سوزن کج را از زندانیان دلال به قیمت ۱۰۰ الی ۲۰۰ هزار تومان خرید. البته حال شاید با توجه به قیمت دلار افزایش هم یافته باشد. فندک هم به همین منوال، موجود است.

بسیاری به خاطر سال‌ها استفاده از قاشق و ظروف پلاستیکی یک بار مصرف دچار بیماری گوارشی و ریه و … شده‌اند که یک قاشق استیل و بشقاب را نیز به همین ترتیب می‌شود خریداری کرد. اینکه این وسایل چگونه موجود است، خیلی عجیب نیست، اینها پاداشی ست که رئیس داخلی زندان (سکینه شاه علی) با هماهنگی رئیس زندان (مهدی محمدی) به جاسوسان و مزدوران خود می‌دهد. کسانی که با اشاره آنها بر سر زندانیان دیگر خصوصاً سیاسی می‌ریزند و کتکش می‌زنند (همان اتفاقی که برای خود ما رخ داد و حال برای دراویش تکرار می‌شود).

در بخشی به نام اشتغال تعدادی معدود از زندانیان صنایع دستی تولید می‌کنند؛ اما این صنایع که به قیمت‌های گزاف فروخته می‌شوند، سود بسیار ناچیزی برای زندانی سازنده آن دارد.

در کتابخانه نیز تنها کتاب‌های موجود، رمان‌های عاشقانه و کتاب‌های مذهبی و کتاب‌های انقلاب ۵۷ و جنگ ایران و عراق است. انقلاب و جنگی که ثمره‌ای جز وضعیت موجود نداشت و جا دارد به نویسنده این کتاب‌ها نظیر “معصومه آبادی” نویسنده “من زنده‌ام”، گفته شود خوشا به حالت که در دست بعثی‌ها اسیر بودی، چرا که شرایط تو به مراتب بهتر از کسانی بوده که حال در دست داعشی‌های وطنی اسیرند.

عصرها وقتی درب هواخوری بسته می‌شود، هیچ روزنه‌ای به هوای آزاد موجود نیست. نه دری نه پنجره‌ای. زندانیان تا صبح در فضایی بسته و خفه، در تخت‌هایی کوتاه غیر استاندارد و یا روی زمین و زیر چراغ‌هایی که هرگز خاموش یا کم نمی‌شوند، سر می‌کنند. زندانیانی که نمی‌دانند چه چیزهایی باید داشته باشند و تلاشی هم برای بهبود وضعیت خود نمی‌کنند، چرا که اساساً تصوری از شرایط بهتر ندارند.

این‌ها که می‌نویسم دیده‌های من از قرچک در طول ۳ ماه و نیم تبعید است و ناگفته‌هایی بسیاری هست که باید از زندان زبان کسانی که سال‌هاست در آن‌جا مدفون شده‌اند، شنید. البته که بی‌انصافی است اگر نگوییم در آن زندان شاید اندک نفراتی حتی کمتر از انگشتان یک دست باشند، که برای بهتر شدن وضع زندانیان در تلاش هستند، اما با وجود فساد اخلاقی و قضایی سراسری که بر تمام زندان و ایران حاکم است، نه به جایی می‌رسند و نه تلاش آنها دیده می‌شود.

«آری خانه از پای بست ویران است

باز هم ادامه خواهد داشت

آتنا دائمی/ فعال حقوق بشر/ بند زنان زندان اوین/ آذر ۹۷


* آتنا دائمی در تاریخ ۲۹ مهرماه ۹۳ بازداشت شد و بعد از نگهداری به مدت ۸۶ روز در سلول انفرادی بند ۲-الف مورخ ۲۴ دی ماه به بند نسوان منتقل شد. در تاریخ ۲۵ اردیبهشت ۹۴ توسط قاضی مقیسه در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به اتهامات “اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام و توهین به رهبری” به ۱۴ سال حبس محکوم شد. ۲۶ بهمن ۹۴ با تودیع وثیقه ۵۵۰ میلیون تومانی آزاد شد و دادگاه تجدید نظر وی در مردادماه ۹۵ برگزار شد. در این دادگاه حکم وی به ۷ سال تقلیل یافت و در تاریخ هفتم مهرماه همان سال به وی ابلاغ شد. مورخ ششم آذرماه بدون دریافت احضاریه در منزل پدری بازداشت و در اجرای احکام دادسرای اوین با اعمال ماده ۱۳۴ حکم نهایی به ۵ سال حبس کاهش پیدا کرد.

 




حمایت سندیکای کارگران شرکت واحد از جنبش اعتراضی در فرانسه 


جهان از چند هفته پیش، شاهد مبارزه ی بخشی از کارگران، مزدبگیران و تهیدستان فرانسه علیه گرانی، ریاضت اقتصادی و در کل توحش سیاست های سرمایه دارانه و ضدکارگری دولت بوده است. زنان و مردان، علیه قوانینی برخاسته اند که از منافع شرکتهای سرمایه داری و ثرتمندان دفاع کرده و زندگی مزدبگیران، به ویژه کارگران، بازنشستگان، بیکاران و … را وخیم تر کرده است.

با وجود بکارگیری پلیس و نیروهای ضدشورش علیه معترضین و ضرب و شتم و بازداشت صدها معترض به خصوص حامیان جنبش “جلیقه های زرد”، عقب نشینی نسبی دولت فرانسه تا همینجا نیز نشان داده است که طبقه کارگر و مردم زحمتکش سلاحی به جز سازماندهی و اعتراض برای مطالبات عدالت خواهانه و برابری طلبانه ندارند. واضح است که تصمیمات و سیاست های موقتی و مُسکن گونه دولت سرمایه داری ماکرون راه به جایی نخواهد برد و کارگران و تهیدستان چاره ای جز ادامه مبارزه طبقاتی و تشکل یابی ندارند. معترضین نشان داده اند، در حالی که فرانسه جزو کشورهای ثروتمند جهان است و اکثریت جامعه کمترین بهره از این ثروت ها را دارد، هیچ چیز به جز تغییراتی بنیادی، برای آنها قابل قبول نخواهد بود. نه اختناق، نه هراس و نه رعب، بر مردمی که قادر به تامین یک زندگی شرافتمند از قِبل دستمزد خود نیستند، تاثیر نخواهد داشت و هر گونه سرکوب و ارعاب، از جانب طبقه کارگر و جنبش کارگری جهانی به شدت محکوم است.

ما کارگران در ایران، مشکلات گسترده زندگی روزانه در چهارچوب سیستم سرمایه داری و منجمله سیاست های ضدکارگری و ریاضت اقتصادی اعم از خصوصی سازی و اخراج کارگران، سیاست های ضد محیط زیست و مقروض کردن هر روزه و بیش از پیش اکثریت آحاد جامعه به بانک ها و موسسات مالی را به خوبی درک می کنیم و نیز می دانیم که در این اوضاع، تامین مایحتاج زندگی روزانه تا چه اندازه دشوار و غالبا ناممکن است. در حالی که درصد بسیار کوچکی بخش عمده و اساسی ثروت جهان را در اختیار داشته و صاحب ثروت های نجومی شده اند، کارگران و مردم زحمتکش هر روز تهیدست تر شده و حتی امکان تامین ابتدایی ترین نیازهای زندگیشان را نیز از دست داده اند. کارگران و زحمتکشان از فرانسه تا ایران، از آمریکا تا آفریقای جنونی، از کلمبیا تا فلسطین خواهان تضمین زندگی مناسب و درخور برای خانواده و فرزندان خود در همه زمینه ها هستند. ما کارگران و انسانهای ستم دیده جهان، در مقابل دولتهای بزرگ و کوچک سرمایه داری جهانی و سیاستهای ِ ضدکارگری، ریاضت کشی اقتصادی، اقدامات و سیاست های سرکوبگرانه، جنگ طلبانه و ضد انسانی آنها، راهی جز همبستگی طبقاتی و انسانی ورای مرزها نداریم.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، با کارگران و زحمتکشان مبارز فرانسه، همبستگی کامل داشته و از صمیم قلب، از جنبش کارگری و طبقاتی که علیه سرمایه داری و برای یک زندگی بهتر مبازره می کند، حمایت می کند.
کارگران و زحمتکشان فرانسه! همانطور که شما عزیزان، همواره حامی و یاور ما بوده اید، ما نیز در این مصاف های طبقاتی همراه و حامی شما هستیم.

زنده باد همبستگی طبقاتی جنبش جهانی کارگری
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
۲۰ آذر ۱۳۹۷




گزیده ای از اخبار تجمعات اعتراضی روز گذشته ; سی و یکمین روز تجمعات فولاد اهواز 

 

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
دوشنبه  ۱۹ آذر ۱٣۹۷ –  ۱۰ دسامبر ۲۰۱٨

 

تجمعات اعتراضی کارگران شرکت فولاد اهواز ادامه دارد
امروز دوشنبه ۱۹آذرماه ۹۷، سی‌‌‌و‌یکمین روز تجمعات اعتراضی کارگران شرکت فولاد اهواز شکل گرفت.

کارگران معترض در این روز با پوشیدن کفن به خیابان آمده و با سر دادن شعارهایی از جمله “کارگر می‌میرد، ذلت نمی‌پذیرد”، “می‌ایستیم، می‌میریم، ذلت نمی‌پذیریم”، “حسین حسین شعارشان، دزدی‌ها افتخارشان”، “نه حاکم، نه دولت، نیستند حریف کارگر”، “روحانی دروغگو، کلید تدبیرت کو؟”، “هیهات منا ذله” و “استاندار و فرماندار، بی عرضه و بی خیال” خواهان رسیدگی به مطالبات خود شدند.
خواسته اصلی کارگران ”لغو خصوصی سازی، واگذاری شرکت به بخش دولتی، آزادی کارگران زندانی و پرداخت دستمزدهای معوقه” است.
این تجمعات در حالی سی و یکمین روز خود را پشت سر گذاشته است که روز چهارشنبه ۱۴ آذرماه دستکم ۱۰ تن از کارگران معترض به اداره اطلاعات اهواز احضار و تهدید شده بودند که در صورت ادامه تجمعات برخورد جدی‌تری با آنها صورت خواهد گرفت.
به گفته منابع کارگری روز جاری کارگران معترض این مجتمع در مقابل منزل و دفتر نماینده خامنه‌ای در استان خوزستان نیز تجمع کردند.
امروز همچنین کارگران معترض با در دست داشتن شعارنوشت‌هایی در محل نشست تخصصی آب و فاضلاب اهواز خواستار صحبت با نمایندگان مردم اهواز در مجلس شدند. در طول برگزاری جلسه تعدادی از کارگران شرکت فولاد و بازنشستگان این شرکت خواستار رسیدگی مسئولان به ویژه نمایندگان مجلس به شرایط آنها شدند؛ به طوری که جلسه تحت تاثیر این مطالبات برای مدتی از حالت معمول خود خارج شد.
کارگران فولاد خوزستان در اعتراضات خود از کارگران معترض شرکت نیشکر هفت‌تپه که آنها هم مدت‌هاست حقوق دریافت نکرده‌اند، حمایت کردند و خواهان آزادی بازداشت شدگان تجمعات نیشکر هفت تپه شدند.

کارگران گروه ملی صنعتی فولاد اهواز همچنین طی اطلاعیه ای به شرح زیر برای ادامه تجمع اعتراضی فردا سه شنبه فراخوان دادند:

هیچ تضمینی برای ورود مستمر شمش و اسلب وجود ندارد.
این حرف عین کلمات مدیر عامل جوان شرکت گروه ملی آقای کسری غفوری می باشد که امروز در بین همکاران در بخش لوله سازی و بخش فولاد سازی بیان شد.
جالب ماجرا اینجاست که ایشان در تمام رسانه ها و خبر گزاری ها خبر از ورود قریب الوقوع شمش و خارج شدن شرکت از وضعیت کنونی و حرکت به آینده ایی روشن می دهد. این رفتار دوگانه و دوسویه ایشان که از سویی سعی در خوب جلوه دادن انجام وظیفه اشان بعنوان مدیر عامل در انظار عمومی و از سوی دیگر هراس از بدقولی های صنایع فولاد مانع از رو راستی ایشان با پرسنل میشود ، بیشتر از کوتاهی سایر مسئولان ، خاطر کارکنان شرکت گروه ملی صنعتی فولاد اهواز را میرنجاند.
و یک بازی مبهم دیگر،ورود مجدد اسلب از انبار سه راه خرمشهر به بخش لوله سازی در ساعتی پیش میباشد، نه از شرکت صنایع فولاد!!!
چه اتفاقات ناخوشایند و مبهم در دست اجراست؟!
آقای غفوری بهتر است بدانند که کسانی که باید مدیریت خوب و شایسته ایشان را تایید کنند پرسنل و کارگرانی است که در مجموعه گروه ملی صنعتی فولاد اهواز تحت مدیریت ایشان قرار دارند و افکار عمومی بازتاب همین پرسنل خواهد بود. لذا ایشان را نصیحت میکنیم که بجای دو سویه بازی کردن و نشان دادن گل و بلبل به افکار عمومی و دعوت به صبر پرسنل گروه ملی ، در کنار کارکنان سختکوش و با اراده تحت مدیریت خویش قرار گیرد ، و مطمئن باشند که همانطور که تا به امروز این کارگران موفق شدند اکثر موانع سر راه ایشان از بازگشت سهام فولاد اکسین گرفته تا مجوز فروش خارج از بورس و بودجه پرداخت دو حقوق را در مدت یکماه بردارند با همراهی ایشان سایر مشکلات نیز در مدت زمان کوتاه تری حل و فصل خواهد شد.
آقای غفوری بدانید که با توکل بر خدا ، تکیه بر پشتوانه پرسنل شریف و پیشه نمودن صداقت ،هیچ سدی را یارای مقابله با سیل کارگران شرکت گروه ملی صنعتی فولاد اهواز نیست.

وعده متحد و همگانی پرسنل شریف گروه ملی
روز سه شنبه ۲۰آذر
ساعت ۸صبح
درب استانداری خوزستان

کارگران کارخانه آریا استیل الوند در استان خوزستان، صبح روز دوشته در اعتراض به معوقات مزدی مقابل ساختمان فرمانداری اندیمشک تجمع کردند.
این کارگران می گویند: “حدود شش ماه معوقات مزدی پرداخت نشده طلبکاریم و در تجمع صبح امروز که حدودا دوساعت طول کشید، مسئول حراست فرمانداری در جمع ما کارگران حاضر شده و قول پیگیری مطالباتمان را دادند”.

آنان با بیان اینکه با اعتماد به وعده‌های داده شده مسئولان فرمانداری اندیمشک، به اعتراض صنفی خود پایان دادند، در ادامه افزودند: “در صورتی که به مطالباتمان اهمیتی داده نشود بار دیگر اعتراض خود را به گوش مسئولان خواهیم رساند”.

کارخانه آریا استیل الوند واقع در شهرک شهید مدنی در بخش مرکزی شهرستان اندیمشک نخستین کارخانه تولید پنل بتن سبک خاورمیانه است که عملیات اجرایی ساخت آن تحت مشاوره شرکت داینو چین و تحت لیسانس کشور آلمان از سال ۸۸ در اندیمشک آغاز شده است.

تجمع کارگزاران صندوق بیمه کشاورزی در تهران
چندصد نفر از کارگزاران صندوق بیمه کشاورزی سراسر کشور مقابل ساختمان مجمع تشخیص مصلحت نظام تجمع کردند و خواستار تسهیل طرح جذب شدند.

«طرح جذب کارگزاران صندوق بیمه کشاورزی» پس از کش و قوس‌های فراوان هم در مجلس و هم در شورای نگهبان به تصویب رسید؛ طرحی که در صورت اجرایی شدن می‌تواند سرنوشت ۳۰۰۰ کارگزار کشاورزی سراسر کشور را تغییر دهد.

رضایت نسبی کارگزاران از تصویب اما چندان نپایید؛ به نظر می‌رسد مجمع تشخیص مصلحت نظام در قضیه ورود کرده و ابهاماتی را در «طرح جذب» مطرح نموده است. کارگزاران در اعتراض به همین ابهامات از سراسر کشور به تهران آمدند و مقابل سازمان مجمع تشخیص مصلحت نظام تجمع کردند.

در تجمع امروز بیش از پانصد نفر از کارگزارانِ ساکن استان‌های مختلف شرکت دارند. خواسته‌ی آنها، تصویب نهایی طرح جذبی‌ست که ماه‌هاست بررسی آن به درازا کشیده شده است.

این کارگزاران می‌گویند: “نه امنیت شغلی داریم و نه بیمه؛ مجمع تشخیص مصلحت نظام شرایط ناگوار ما را در نظر بگیرد و اجازه بدهد طرح جذب اجرایی شود”.

تجمع امروز، چندمین تجمع اعتراضی کارگزاران صندوق بیمه کشاورزی در تهران است؛ آنها پیش از این نیز بارها به تهران آمدند و خواستار روشن شدن شرایط شغلی خود شدند.

کارگزاران صندوق بیمه کشاورزی پس از تجمع مقابل ساختمان مجمع تشخیص مصلحت نظام، مقابل سازمان مدیریت رفتند.
این کارگزاران که از استان‌های مختلف برای برگزاری تجمع به تهران آمده‌اند، بعد از ظهر امروز مقابل سازمان مدیریت تجمع کردند. آنها صبح امروز مقابل مجمع تشخیص مصلحت نظام جمع شدند که از قرار معلوم توانسته‌اند با دبیر این نهاد گفتگو کنند.
کارگزاران می‌گویند: “خواسته ما اجرای طرج جذب در بدنه دولت است و از سازمان مدیریت می‌خواهیم به عنوان یک نهاد دولتیِ بودجه‌پرداز، بار مالی جذب را کم کرده و روند جذب را تسهیل کند”.
آنها خواستار پاسخگویی دولت هستند و می‌گویند با چه تعقل و تدبیری، استخدام ما را با بیش از ده سال سابقه کار، هزینه‌بر می‌دانند؟

تجمع هر روزه کارگران شهرداری آبادان/خوداری از جمع آوری زباله‌ها
منابع خبری در آبادان از اعتراض هر روزه کارگران شهرداری آبادان و سازمان‌های وابسته برای مشخص شدن وضعیت مطالبات معوقه خود خبر می‌دهند.
برخی منابع کارگری گفتند: “از حدود یک ماه پیش کارگر بخش خدماتی و فضای سبز مناطق دو و سه شهرداری آبادان با همراهی کارگران آتش‌نشانی بارها مقابل ساختمان شهرداری مرکزی برای وصول مطالبات معوقه خود دست به اعتراض صنفی زده‌اند. امروز نیز اعتراض کارگران ادامه داشت”.
به گفته کارگران؛ دلیل برپایی این اعتراض حدودا یک‌ماهه بی‌تفاوتی مدیران شهرداری آبادان در قبال پرداخت مطالبات مزدی کارگران مناطق مختلف شهرداری است.

به ادعای آنان؛ اعتراض صنفی کارگران واحد آتش‌نشانی و سازمان عمران شهرداری با همراهی کارگران فضای سبز و خدماتی (تنظیف وحمل زباله) گسترده‌تر شده است به طوری که طی روزهای گذشته کارگران تنظیف و حمل زباله به نشانه اعتراض از جمع‌آوری زباله‌های برخی مناطق شهر آبادان خودداری کردند.

تجمع کارگران صنف در و پنجره‌ساز جم 
کارگران کارگاه‌های صنف در و پنجره‌سازی شهرستان جم، در مقابل اداره صنعت، معدن و تجارت و اتاق اصناف این شهرستان تجمع صنفی برگزار کردند. به گفته آنها؛ دلیل اعتراض کارگران، فقدان حمایت از کارگاه‌های بومی است.
شهرستان جم یکی از شهرستان‌های جنوب ایران است که در استان بوشهر قرار دارد.

اهالی یک روستای ایذه خواستار جابجایی منازلشان شدند
اهالی روستای میراحمد غریبی‌ها که سال‌هاست بحث رانش زمین در آن وجود دارد، با اجرایی نشدن طرح جابجایی روستا روز دوشنبه مقابل فرمانداری ایذه تجمع کردند.

یکی از این افراداظهار داشت: “بعد از آبگیری سد کارون سه، مقرر شده بود که بخاطر حادثه خیز بودن روستای میراحمد غریبی‌ها، یک محل جدید در اختیار ما قرار گیرد”.
وی با انتقاد از عملی نشدن وعده‌ها درباره این روستای محروم تصریح کرد: “بیش از ۱۵ سال است که فقط جلسه می‌گیرند و کسی برای ما کاری نمی‌کند، سال گذشته جلسه مدیریت بحران در دهدز برگزار شد و مصوب شد با توجه به حادثه خیز بودن محل این روستا و بحث رانش زمین، محل جدیدی برای ما در نظر بگیرند اما تاکنون خبری نشده است”.
او افزود: “مسئولان به ما وعده یک‌ماهه دادند و ما نیز پذیرفتیم که درصورتی که باز هم شاهد بدقولی باشیم، این بار با خانواده هایمان جلوی فرمانداری تجمع خواهیم کرد”.

وی خواسته تجمع‌کنندگان را جابجایی روستا عنوان کرد و گفت: “با توجه به اینکه زمین‌های کشاورزی ما در نزدیکی همین روستا واقع شده است باید یک محل نزدیک به روستای کنونی در اختیار ما قرار دهند”.
اوایل ماه جاری، پنج خانه روستایی در روستای میراحمد غریبی‌ها به دلیل بارش باران و جنس خاک منطقه تخریب شده بود اما خوشبختانه در این حادثه به کسی صدمه وارد نشد.
میراحمد غریبی‌ها با حدود ۷۰۰ نفر سکنه در بخش دهدز شهرستان ایذه قرار گرفته است، دهدز با مساحت تقریبی یک هزار و ۳۲۱ کیلومتر مربع دارای جمعیتی بالغ بر ۱۷ هزار نفر است که در سه دهستان دهدز،دنباله رود شمالی و دنباله رود جنوبی متشکل از ۱۰۳ روستا زندگی می‌کنند.

اعتراض مالباختگان موسسه کاسپین رشت
امروز دوشنبه ۱۹ آذر، جمعی از مالباختگان موسسه کاسپین در شهر رشت، اقدام به برگزاری تجمع اعتراضی کردند.

اعتراض سپرده‌گذاران موسسه‌های مالی و اعتباری از دو سال پیش آغاز شد و دولت و بانک مرکزی پرداخت مطالبات سپرده‌گذاران از طریق بانک‌های دولتی و خصوصی را متعهد شدند.
بر اساس ادعای بانک مرکزی تا به حال مطالبات بیش از ۹۵ درصد سپرده‌گذاران پرداخت شده است.




رضا شهابی، حسن سعیدی و سه فعال کارگری دیگر آزاد شدند  


رضا شهابی و حسن سعیدی از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد و سه فعال کارگری دیگری که شب گذشته بازداشت شده بودند، ظهر روز سه شنبه آزاد شدند. کمتیه ی دفاع از رضا شهابی و خام ربابه شهابی همسر رضا شهابی در گفتگو با گزارشگر هرانا، آزادی فعالین کارگری را تایید کرده اند.

رضا شهابی و حسن سعیدی، از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه به همراه چند تن دیگر از فعالین کارگری به نام های امیرعباس آزرم وند، رهام یگانه و کیوان مهتدی دوشنبه شب در تهران توسط نیروهای امنیتی دستگیر و به مکان نامعلومی منتقل شدند.
از دلایل این بازداشت ها اطلاع رسمی منتشر نشده است. به نوشته ی محافل کارگری این بازداشت ها در زمانی صورت گرفت که سندیکای کارگران شرکت واحد در تدارک برگزاری دومین مجمع عمومی خود بوده است.
خانواده های بازداشت امروز سه شنبه برای اطلاع از وضعیت بستگان خود در برابر زندان اوین تجمع کرده بودند.




اسماعیل بخشی به تشکیل گروه برای برهم زدن امنیت متهم شده است 

به تروریسم دولتی پایان دهیم

گزارش درباره ی وضع جسمی و فشار روحی به اسماعیل بخشی در بند دستگاه امنیتی- قضایی رژیم دیکتاتوری و یاران دیگرش، مصداق اِعمال خشن تروریسم دولتی در ایران علیه زندانیان است. شیوه ی غیرقانونی ممانعت از برخورداری کارگران در بند از حقوق قانونی خود در برخورداری از وکیل حقوقی، دیدار با بستگان و محروم شدن از حق دریافت کمک های پزشکی در عین حال بیان واقعیت رسوایی کامل نظامی است که همه ی راه های تغییرات دمکراتیک و مردمی را در ایران مسدود ساخته است. جز با گذار انقلابی از دیکتاتوری راه تغییرات ترقی خواهانه در ایران گشوده نخواهد شد. تجهیز و سازماندهی طبقه کارگر و دیگر لایه های زحمتکش و میهن دوست تنها امکان تغییرات اقتصادی- اجتماعی مردمی- دمکراتیک و ملی ضد امپریالیستی در ایران است

***

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
دوشنبه  ۱۹ آذر ۱٣۹۷ –  ۱۰ دسامبر ۲۰۱٨

 


چند روز پیش بود که کارگران شرکت نیشکر هفت‌تپه، پس از حدود سه هفته اعتراض، نهایتا با جلسات برگزارشده توسط مسئولین استانی و تصمیمات اتخاذشده در این کارخانه، از اعتصاب خود دست کشیدند. با این حال، بازداشت چند تن از کارگران همچنان ادامه دارد و به رغم قول‌های مساعد از سوی دادستان کل استان خوزستان و سایر مسئولین، هنوز اقدام عملی برای آزادی آن‌ها صورت نگرفته است.

فرزانه زیلابی، کارشناس حقوقی و وکیل کارگران شرکت نیشکر هفت‌تپه، در گفتگو با «امتداد»، ضمن اشاره به وضعیت موکلان خود با یادآوری این نکته که اسماعیل بخشی در تاریخ بیست‌‍‌‌وهفتم آبان‌ماه بازداشت شده و پس از درخواست و مراجعه‌های مکرر برای دیدار وی با بنده و خانواده‌اش‌، سرانجام در یازدهم آذرماه دیداری با همسر و مادرشان فراهم شد، گفت:
وی همچنان از دیدار با وکیل خود محروم مانده است. با توجه به عنوان شدن وضعیت خاص این کارگر بازداشتی، اگرچه به دلیل عدم دسترسی، شخصا در این خصوص اظهارنظر نمی‌کنم، اما بنا به اظهار مادر موکلم، خانواده آقای بخشی به شدت نگران سلامت جسمی و روحی فرزندشان هستند.
به گفته ی خانم زیلایی، وی در راستای انجام وظایف قانونی، در تاریخ سیزدهم آذرماه، اقدام لازم و درخواست ارجاع به پزشکی قانونی انجام داده و منتظر دستور دادیار است. وکیل اسماعیل بخشی می گوید: با توجه به گذر زمان و لزوم حفظ دلیل، در صورت عدم صدور دستور، نمی‌توانیم بهره‌برداری حقوقی لازم را در این زمینه داشته باشیم.
خانم زیلایی می گوید: نگهداری یک متهم در سلول انفرادی و محروم کردن او از دیدار وکیل مدافع و خانواده (مادر، همسر و فرزند) غیرقانونی بوده و از مصادیق قانونی تعریف شکنجه است. موضوع غیرقابل انکار در خصوص موکل بنده نیز همین مهم است که دلالت بر عدم سلامت وی خواهد شد.
به گفته ی وی تاکنون کیفرخواستی در خصوص اتهام‌های انتسابی به نمایندگان کارگری و سایر کارگران بازداشتی در شعب اول و دوم دادیاری دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان شوش صادر نشده و پرونده‌های مطرح شده، همچنان در مرحله انجام تحقیقات است.
این عناوین اتهامی به این صورت عنوان شده که، اخلال در نظم عمومی، اتهام مشترک همه کارگران بازداشتی است و پنج کارگر دیگر، شامل چهار کارگر شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه و خانم سپیده قلیان در مظان آن قرار گرفته‌اند. وی فعال اجتماعی و کارگر غیرشاغل در شرکت نیشکر نیز بوده که به موجب اعلام دادیار پرونده، یک اتهام امنیتی نیز دارد.
خانم زیلایی می افزاید: جمال‌الدین حیدری‌منش، همکار بنده نیز روز شنبه هفته جاری برای دفاع از این متهم، اعلام وکالت کرده است.

وکیل کارگران هفت تپه می گوید: بر اساس اظهارات یکی از موکلین که با تبدیل قرار بازداشت به کفالت آزاد شده، اتهام امنیتی تفهیم‌شده به متهمان، اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی بوده و این موضوع به صورت تلویحی، مورد تایید دادیار نیز قرار گرفته بود.
به گفته این وکیل اگرچه پیرو پیگیری‌های وکیل و خانواده‌ها، وعده تبدیل قرار بازداشت و آزادی اسماعیل بخشی، و خانم سپیده قلیان از سوی مقامات قضایی مربوطه داده شده، اما تاکنون هیچ‌یک از این وعده‌ها در عمل محقق نشده است.
او گفته است: اخیرا برای اسماعیل بخشی، پرونده دیگری در شعبه ۱۲ بازپرسی اهواز مطرح‌شده که اتهام وی در آن پرونده، مشارکت در تشکیل گروه با هدف برهم زدن امنیت بوده است.

خانم زیلایی در پایان این گفتگو می افزاید: متاسفانه از ذکر عنوان این اتهامانت به بنده تاکنون خودداری شده است. علی نجاتی مبتلا به بیماری شدید قلبی است که تحمل فضای بازداشتگاه برای وی دشوار و خطرناک خواهد بود.




جنبش جلیقه زردها در فرانسه

در ایران خواست کارگران برای پایان دادن به خصوصی سازی ثروت های متعلق به مردم و نسل های آینده گامی فراتر از خواست مبارزان در فرانسه است. شرایط ذهنی تغییرات انقلابی رشد یافته تر است. خواست پایان دادن به سیاست ضد مردمی و ضد ملی نئولیبرال در ایران نیاز به جانشینی مردمی- دمکراتیک و ملی- ضد امپریالیستی دارد. این درس را می توان از مبارزات جاری در فرانسه هم برای شرایط متفاوت در ایران بیرون کشید. بدون برنامه ی منسجم که بدون سازمان انقلابی فعال و هوشمند ممکن نیست، مبارزات جانفشانانه سوخت می شوند

 

مردم نامی بود که مدت‌ها به‌فراموشی سپرده شده بود و برخی از روشنفکران، فیلسوفانه می‌گفتند که دیگر وجود ندارد. این درست همان حرفی است که در مورد طبقۀ کارگر میزدند و می گفتند که پرولتاریا دیگر وجود ندارد ولی دیدیم که وقتی همین آقای ماکرون هنگامی که به‌قانون کار دست می‌برد ماه‌ها پرولتاریای فرانسه را در تظاهرات صدها هزار نفری به‌خیابان‌ها کشانید

***

بیژن رستگار: 

 

Image result for ‫جلیقه زردها‬‎

 

 

به‌خاطر بیاوریم که رئیس جمهور فرانسه، امانوئل ماکرون، در چه شرایطی انتخاب شد. در این رابطه مقاله ‌ای در آذرخش آمد که به‌تفصیل شرایط آن زمان و آن انتخابات را تشریح کرد. به‌طور خلاصه، در یک شعبده بازی انتخاباتی، به زور تبلیغات وسایل ارتباطات جمعی که همگی در چارچوب خصوصی سازی توسط بنگاههای بزرگ اقتصادی فرانسه خریداری شده اند و نیز با ایجاد ترس از تصرف قدرت توسط یک جریان راست افراطی (جبهۀ ملّی “لوپن” با گرایش‌های فاشیستی)، آقای ماکرون با تعداد کمی آرا انتخاب شد. ایشان که از کارگزاری در بانک روتچیلد به پست وزارت اقتصاد در دوران ریاست جمهوری هولاند دست یافته بود، از همان اولّین روزهای ریاست جمهوری‌اش، سعی نمود همان سیاستهای نئولیبرالی دولت‌های قبلی را با توانی هر چه بیشتر و این بار با تکیه بر نیروی جوان به‌کار گرفته شده در دولت و پارلمان به‌سرعت به‌اجرا درآورد. چنین بود که به درهم شکستن تمامی ساختارهای اقتصادی فرانسه پرداخت. ابتدا مالیات بر ثروت‌های زیاد را حذف کرد و قانون کار را علیه کارگران و به‌نفع کارفرمایان تغییر داد و آنگاه یک عوارض بر همۀ در آمدها بست که البته بیشتر بر دوش مردم کم درآمد (زحمت‌کشان و بازنشسته‌ها) سنگینی می‌کند و برای بانک‌ها و بنگاه‌های بزرگ اقتصادی امکان فرار از آن‌ها وجود دارد. سپس، کمک هزینۀ مسکن و همۀ دیگر کمک های اجتماعی را کاهش داد. ده ها هزار کارمند دولت را بیکار یا اخراج کرد و قوانین جدیدی گذراند که دست کارفرمایان را در اخراج کارگران باز گذاشت. مدت استفاده از بیمۀ بیکاری را کوتاه کرد، تاکسی ها و آمبولانس ها و همۀ وسایل حمل ونقل را به بهانۀ مدرن سازی به‌دست شرکت‌های چند ملّیتی نظیر “اوبر” سپرد و این شیوه را تا آنجا که میتوانست به‌سایر بخش‌های فعّالیت اقتصادی گسترش داد. حتی، آرایشکران و دندان پزشک‌ها و پزشک‌ها نیز از تجاوز به‌حریم خود مصون نماندند. در عوض قانون مالیات بر ثروت‌های بزرگ را ملغی کرد و میلیاردها دلار نیز به‌شرکت‌های بزرگ کمک نقدی داد به‌این شرط که که کارفرمایان “قول شرف” بدهند که کار ایجاد خواهند کرد ! بدین ترتیب قدرت خرید بخشهای گسترده‌ای از زحمتکشان و بیکاران و بازنشستگان بدلیل افزایش تورم واقعی و عدم افزایش دستمزدها به‌شدت سقوط کرد.

قانون اساسی جمهوری پنجم فرانسه که در زمان جنگ آزادی بخش الجزایر نوشته شده بود، حداکثر قدرت را به رئیس جمهور داد حال آنکه مسئول و پاسخگو نه او بلکه نخست وزیر است همچنین بندهائی دارد که به‌رئیس جمهور اجازه میدهد هر زمان که فکر میکند قانون مورد احتیاجش را که نمی تواند به‌آسانی و به‌سرعت از تصویب مجلس بگذرد، با یک فرمان خودش تصویب کند. آقای ماکرون از همان زمان به‌قدرت رسیدنش اکثر قوانینی که با مخالفت از پائین روبرو میشد را از طریق فرمان و بدون بحث در مجلس به‌مردم حقنه کرد. هر زمان هم اگر مقاومتی می‌شد دولت اعتنائی نمی‌کرد و اعتراض کننده‌ها را نیز آنقدر به‌حال خود رها می‌کرد تا خسته شده و از مقاومت دست بردارند.

آخرین شاهکار آقای ماکرون بالا بردن ناگهانی بهای گازوئیل است که تقریباّ سی سانتیم به‌قیمت آن اضافه شد. این افزایش ناگهانی موجب واکنش سریع مردم زحمت‌کش فرانسه شد. این مردم اعم از کارگر، دهقان یا کسانی که در بخش های مختلف اقتصاد فعالیت دارند، به‌علت گرانی هزینۀ مسکن در مراکز شهرها، اکثراً به‌حومه های شهر و بعضاً به‌نواحی بسیار دور نقل مکان کرده اند و برای فعالیت اقتصادی خود اجبار دارند با اتومبیل هائی که اغلب گازوئیلی است ( زیرا سالها بهای گازوئیل از بنزین بسیار پائین تر بود و خریدن اتومبیل گازوئیلی صرفه بیشتری داشت) به‌مراکز شهری بیایند که اکثریت فعالیت اقتصادی را در خود متمرکز کرده اند. بعلاوه در شهرها و روستاهای دور افتاده، به‌علت بسته شدن اکثر راه‌آهن‌های بین شهری، تنها وسیلۀ ارتباطی مردم همان اتومبیل گازوئیلی است. علاوه بر همۀ اینها، استفاده از گازوئیل (مازوت) برای گرم کردن ساختمانهای مسکونی نیز بسیار رایج است. این افزایش قیمت، آخرین رمق مردم که قادر به تأمین زندگی خود تا آخر هر ماه نیستند را می‌گیرد.

بدین ترتیب با افزایش ناگهانی بهای گازوئیل، فشار شدیدی بر معیشت مردم کم درآمد وارد شد که برایشان راهی جز مقاومت باقی نماند. ابتدا اعتراض‌ها از طریق وسایل مدرن ارتباطی نظیر تویتر و فیس‌بوک شروع شد. تا آنجا که به‌ابتکار چند نفر روز 17 نوامبر برای یک تظاهرات خیابانی انتخاب شده و پیشنهاد شد که تظاهرکنندگان با پوشیدن یک جلیقۀ زرد که همۀ رانندگان باید همراه داشته باشند به‌خیابان‌ها بیایند. خیابان شانزه لیزۀ پاریس نیز برای یک تجمع و تظاهرات مرکزی پیشنهاد شد. خصوصیت این خیابان اینست که علاوه بر طول و عرضش، معروف ترین مغازه های مُد فرانسه در آن و حوالی آن حضور دارند. بعلاوه کاخ ریاست جمهوری، مجلس ملّی فرانسه، وزارت داخله و نیز سفارت آمریکا و اسرائیل و چند کشور دیگر و مراکز چندین بانک و بنگاه اقتصادی دیگر در این خیابان یا حوالی آن قرار دارند.

استقبال از پیشنهاد تظاهرات در فیس بوک آنقدر زیاد بود که حکومت به‌وحشت افتاد. ابتدا سعی کرد با این استدلال که بالا بردن قیمت گازوئیل به‌خاطر مبارزه با آلودگی محیط زیست است، عمل خود را توجیه کند. ولی مردم فرانسه به‌خوبی میدانند که این ادعاهای دولت دروغی بیش نیست و هدف بورژوازی حاکم و آقای ماکرون گذاشتن بار بحران سرمایه داری جهانی بر گردۀ مردم و خالی کردن بیشتر جیب‌های خالی آنها است که مدت‌هاست با خط فقر هم‌نشین شده‌اند. سال‌هاست که این نوع ترفندها از طرف حاکمین به‌کارگرفته می‌شود وچنان عادی شده است که همه می‌فهمند. دقیقاً از دوران تاچر و ریگان که سیاست‌های نئولیبرالی بر جهان چیره شد و بانک جهانی و سازمان بین المللی پول ناظر بر اجرای این سیاست اقتصادی در سراسر جهان شدند، راندن کارگران و زحمت‌کشان به‌سوی فقر مطلق و تقدیم حاصل استثمار جهان به‌تعداد کمی صاحبان ثروت‌‌های نجومی که مالکیت وسایل تولید را در اختیار دارند سیاست عادی همۀ دولت‌ها شده است. ماکرون نیز مجری همین سیاست در فرانسه است که چون عضو اتحادیۀ اروپاست باید دستورهای این اتحادیه را اجرا کند. آزادی عمل او نیز فقط در چهارچوب دستورالعمل‌های این اتحادیه قرار دارد. او ادعا می‌کرد سیاستی نو در پیش خواهد گرفت، ولی امروز مچش باز شد و مردم او را شناختند و طبیعی است که فریاد میکشند “ماکرون استعفا کن” و از او با تخم مرغ گندیده استقبال می‌کنند

در روز موعود، صدهاهزار مردم کم در آمد، اعم از بیکاران، خورده بورژوازی، کارمندان کم در آمد و معلمان و تودۀ گستردۀ مردم تهیدست شهرهای کوچک و روستاها که بسیاری برای اولین بار در تظاهرات و یا در عملی مبارزاتی شرکت میکردند و همچنین، حاشیه نشینان و بخش‌هائی از کشاورزان به‌خیابانها ریختند. خیابان شانزه لیزه توسط یک تودۀ عظیم تظاهر کنندگان تصرف شد و جمعیت به‌سوی کاخ ریاست جمهوری به‌حرکت در آمد. نیروهای ویژۀ سرکوب در مقابل مردم خشمگین سد ایجاد کردند و زدو خورد شروع شد و تا دو هفتۀ بعد نیز با شدت بیشتر تکرار شد. آقای ماکرون موفق به بیدار کردن مقوله ای شد که مردم نام دارد : توده‌ای بی شکل و غیر قابل کنترل ! مردم نامی بود که مدت‌ها به‌فراموشی سپرده شده بود و برخی از روشنفکران، فیلسوفانه می‌گفتند که دیگر وجود ندارد. این درست همان حرفی است که در مورد طبقۀ کارگر میزدند و می گفتند که پرولتاریا دیگر وجود ندارد ولی دیدیم که وقتی همین آقای ماکرون هنگامی که به‌قانون کار دست می‌برد ماه‌ها پرولتاریای فرانسه را در تظاهرات صدها هزار نفری به‌خیابان‌ها کشانید. بورژوازی خودش هم گویا دچار توهم و خود بزرگ بینی شده است و اسیر تبلیعات دروغین خودش می‌شود که قاعدتاً فقط استفادۀ خواب کردن کارگران و مردم زحمت کش را از آن‌ها دارد. به‌همین دلیل است که دولت و رئیس جمهور فرانسه بی وقفه در مقابل خشم مردم با تکبّر تکرار می کردند که به‌هیچ وجه افزایش قیمت سوخت را پس نخواهند گرفت. این تکبّر که گاهی با توهین به‌مردم نیز همراه بود حدّی نداشت تا آنجا که همۀ مردم معترض را از زمرۀ گروههای راست افراطی نامیدند. البته در جنبشی مردمی با ابعادی چنین گسترده که میلیون‌ها نفر را در بر می‌گیرد حضور افرادی با تفکر راست افراطی کاملاً طبیعی است و با تکیه بر حضور چند فاشیست برای فاشیستی خواندن کلِّ جنبش به وقاحتی نیاز دارد که فقط در اختصاص بورژوازی هار فرانسه و دیگر نئولیبرال‌های بحران زده و دلشکسته از نفی خود توسط میلیون‌ها نفر از مردم زحمت‌کش، تعلق دارد. این را همه میدانند که ده‌ها سال سیاست نئولیبرالی دولتهای متوالی فرانسه، حتّی با ماسک سوسالیست، مردم را چنان به‌خاک سیاه نشانده است که برای اعلان نفرت خود از این حکومت‌پیشگان مردم فریب که اغلب دزد هم هستند، به راست افراطی رأی میدهند.

امروز که این مقاله نوشته می‌شود، پس از سه هفته تظاهرات که در آخرین هفته با برخوردهای شدید بین پلیس و مردم و تعدادی آتش سوزی و تخریب بانک‌ها و مغازه های شیک همراه بود، حکومت فرانسه مجبور به‌عقب نشینی شد. دولت اعلان کرد که که افزایش قیمتها را شش ماه عقب میاندازد تا کمی در باره اش فکر کنند. پس از اعلام عقب نشینی نسبی دولت، اکثریت قریب به اتفاق جلیقه زردها این عقب نشینی را کاملا نا کافی دانسته و معتقدند که دولت با اعلام عقب انداختن 6 ماه در بالا بردن مالیات روی سوخت و دو مورد دیگر افزایش قیمت در حقیقت وقت میخرد و عقب رفته است که بهتر بپرد و اینکه به هر حال این تصمیمات به‌هیچ وجه کافی نیستند و مردم خواستار تغییراتی جدی در همۀ زمینه‌ها و بخصوص سیاست‌های اقتصادی هستند. تغییراتی که نه تنها وضع امروز زندگی و معاششان را بهتر کند، شرکت و حضور واقعی آنها را در تصمیم گیریها نیزممکن سازد. خواستهای فوری جنبش عبارتند از : معلق کردن افزایش قیمتهای گاز ، برق ، بنزین و مازوت، بالابردن قابل ملاحظۀ دستمزدها که سالهاست علی رغم بالا رفتن قیمت‌ها ثابت مانده اند و کمک به بي بضاعتان و بیکاران، استعفای مکرون ، انحلال مجلس و برگزاری انتخابات با مشارکت مستقیم نمایندگان جنبش جلیقه زردها، برقراری دمکراسی مستقیم و پاسخ گو بودن واقعی منتخبین، تغییر قانون انتخابات برای هموار کردن مشارکت نیروهای سیاسی غیر شریک در حاکمیت و ……

شورش خود به خودی مردم فرانسه دارای این خصوصیت است که نماینده‌ای ندارد تا حکومت از طریق مذاکره با آن بتواند راه خروجی پیدا کند. تمامی کوشش حکومت نیز برای پیدا کردن چند نماینده به‌شکست انجامید. در درون جنبش صحبت از مجلس شهروندان شد (که چیزی معادل کنگرۀ شوراها ست) و در درون طبقۀ حاکمه نیز پیشنهاداتی مبنی بر دعوت کردن مجلسی شد که ز نمایندگان مجلس سنا و شورا و نیز نمایندگان احزاب و تعدادی هم نماینده از طرف مردم “جلیقه زردها” تشکیل شده باشد. ولی حتّی در این پیشنهاد نیز مشکلی وجود دارد و آنهم پیدا کردن نمایندۀ جلیقه زرد هاست. امّا تا جلیقه زردها سازماندهی نشوند صحبت از نماینده کردن پوچ و بی‌معنی است. از طرف دیگر این جنبش اگر سازماندهی بشود به‌راحتی به‌صورت قدرتی در مقابل قدرت حاکمه در می‌آید که به‌تناسبِ گسترش دامنۀ خیزش قادر است به‌جائی بکشاند که تمامی ساختار چکومتی موجود را بسوزاند. اگر آقای ماکرون با استقامت در مقابل اعتراضات متشکل کارگران قادر به‌درهم شکستن آن شد، علتش بیشتر عدم گستردگی جنبش و نیز محدود ماندن آن به‌اعتراضات خیابانی بود که همه میدانند به‌نتیجه‌ای نمی‌رسد. بعلاوه در آن دوران همۀ سندیکاها با هم برسر جهت‌هائی که جنبش می بایست بگیرد توافق نداشتند : اگر تظاهرات با اعتصاب عمومی و با اشغال بنگاه‌های اقتصادی همراه می‌شد به‌احتمال قوی رژیم را به‌زانو در می‌آورد. در جنبش کنونی هنوز جای کارگران و یک اعتصاب عمومی همراه با اشغال کارخانه‌ها خالی است. جای یک حزب انقلابی نیز خالی است که بتواند به‌جنبش شکل بدهد و آنرا تا سرنگونی حکومت بورژوازی رهبری کند. این حزب، حزب کمونیست انقلابی، مدت‌هاست که در فرانسه وجود ندارد و احزاب چشمگیردیگری که امروز در فرانسه نام سوسیالیست یا کمونیست به‌خود می‌نهند، نه تجربه و نه نفوذ قابل ملاحظه ای در توده ها دارند که آن‌ها را قادر کند که رهبری این جنبش عظیم را به‌دست گیرند. ولی جنبش هنوز ادامه دارد و به‌قول خودمان ایرانی‌ها “شب آبستن است”. آیا رهبران انقلاب بزرگ فرانسه، مارا، روبسپیر، دانتن و …. دوباره زنده خواهند شد ؟ اگر زنده بشوند هم کاری از دست آن‌ها برای بورژوازی برنخواهد آمد. امروز دیگر دوران سرمایه داری به سر آمده است. این نظام که در سراسر دنیا به‌بحرانی بزرگ فرو رفته است دیگر برای اکثریت عظیم مردم جز نکبت و تیره روزی کاری نمی تواند بکند و شادی و خوشبختی مردم جای دیگر و در نظام دیگری است. دوران ما دیگر دوران انقلابات پرولتری و استقرار نظامی سوسیالیستی در سراسر جهان است.

پس بلند بگوئیم زنده باد سوسیالیسم.