حمایت معلمین از خواست های کارگران و دانشجویان 


در حالی که این روزها بسیاری از اصناف، از کارگران تا معلمان و از پرستاران تا رانندگان، خود با مشکلات عدیده اقتصادی دست و پنجه نرم می کنند به همراه دانشجویان، بعنوان وجدان بیدار جامعه، حمایت شایسته ای از مطالبات فرهنگیان داشته اند.

شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران ضمن قدردانی از حمایت های کارگران، دانشجویان و سایر اقشار اجتماعی، وظیفه خود می داند از مطالبات تمام اقشار جامعه بخصوص کارگران و دانشجویان حمایت نماید.
ما معلمان وقتی مطالبه آموزش رایگان و عادلانه را مطرح می کنیم در اصل از حقوق فرزندان کارگران دفاع می کنیم چرا که معلمان به واسطه ارتباط مستمر با دانش آموزان که اکثریت آنان متعلق به طبقه کارگر هستند به وضوح می بینند وضعیت زندگی و معاش طبقه کارگر در این یک سال نه تنها بهبود پیدا نکرده بلکه نسبت به سال های پیش دچار افول نیز شده است تا جایی که می توان گفت از دی ماه ۹۶ تاکنون کمتر روزی بوده است که یک یا چند واحد کارگری نسبت به وضعیت خود معترض نباشند.

بی شک تورم و گرانی افسارگسیخته و عدم پرداخت به موقع دستمزد کارگران در کنار سیاست های “خصوصی سازی” و “ارزان سازی نیروی کار” در بخش های صنعتی و تولیدی باعث بینواسازی گسترده کارگران و کاهش امنیت شغلی آنان شده است. فقیرسازی کارگران در کنار پولی سازی آموزش از جمله عوامل مهم در ترک تحصیل دانش آموزان است.

با آگاهی طبقه کارگر، واکنش کارگران از هپکو اراک تا معدن آق دره و … به شرایط موجود، اعتراض گسترده به این روند ظالمانه بوده اما متاسفانه تاکنون دولت و قوه قضاییه به این مطالبات با مشت آهنین پاسخ داده و عملا بعنوان ابزار سرکوب کارفرما عمل نموده اند.

در یک چنین شرایطی است که کارگران نیشکر هفت تپه و گروه ملی فولاد اهواز حدود یک ماه است در اعتصاب و اعتراض به سر می برند و ضمن تاکید بر قطع دست “مافیا” و دریافت “معوقات مزدی”، بصورت جدی خواهان برچیده شدن “خصوصی سازی” هستند.
در روزهای اخیر شاهد تلاش نیروهای امنیتی از طریق احضار و تهدید گسترده برای به شکست کشاندن اعتصاب در هفت تپه بودیم که با ایستادگی کارگران پیشرو هنوز به اهداف خود نرسیده اند. شیوه ای از سرکوب و ارعاب که ما معلمان آن را بارها تجربه کرده و باور داریم حتی اگر هفت تپه را وادار به عقب نشینی کنند اعتراضات فردا در فولاد اهواز و روزهای دیگر در سایر کارخانه ها ادامه خواهد داشت.

شورای هماهنگی ضمن حمایت از مطالبات برحق و قانونی تمام کارگران و زحمتکشان ایران خواستار توقف “خصوصی سازی” در هفت تپه و فولاد اهواز است و از مشارکت کارگران در مدیریت و اداره کارخانه حمایت می کند و خط سرکوب تشکل های مستقل، هر نوع تشکل، سندیکاسازی موازی و وابسته و بازداشت فعالان کارگری بخصوص بازداشت اسماعیل بخشی و علی نجاتی را به شدت محکوم می کند.

همچنین شورای هماهنگی در آستانه روز ۱۶ آذر، روز “مبارزه با استبداد و استعمار”، روز دانشجو را به تمام دانشجویان عزیز تبریک می گوید. همانگونه که دانشجویان در حمایت از کارگران و معلمان شعار دادند “فرزند کارگرانیم /معلمانیم، کنارشان می مانیم”. معلمان نیز از دانش آموزان دیروز خود حمایت می کنند.
اگر چه بخاطر فقدان سیاست های درست و راهبردی متاسفانه بین مدرسه و دانشگاه پیوندی ارگانیک وجود ندارد اما دانشجویان و معلمان وقتی از عدالت آموزشی، نفی پولی سازی آموزش و استقلال نهاد دانشگاه و مدرسه از قدرت سخن می گویند جنس مطالباتشان یکی است.
شورای هماهنگی با تاکید بر این نکته که دانشگاه مکمل مدرسه است و بایستی عرصه آموزش عاری از سیاست های انحصاری صاحبان قدرت باشد بر حق تشکل یابی مستقل دانشجویان تاکید کرده از شوراهای صنفی دانشجویی حمایت می کند.
شورای هماهنگی خواهان توقف روند کالایی سازی آموزش عالی است و تاکید می کند روند سرکوب فعالان دانشجویی باید متوقف گردد و برای دهها دانشجویی که در یک سال گذشته زندانی و به حبس های سنگین محکوم شده اند باید حکم منع تعقیب صادر گردد.

در پایان تاکید می کنیم اگر چه کارگران، دانشجویان و معلمان به تناسب حرفه و جایگاه خود مطالبات جداگانه ای دارند اما برخی مطالبات نیز مشترک است بعنوان مثال “برخورداری از حقوق و دستمزد بالای خط فقر” از مطالبات مشترک کارگران و معلمان است و اینک “توقف خصوصی سازی”، “آزادی فعالان صنفی” و “تشکل یابی مستقل” و “آموزش همگانی رایگان و کیفی و عادلانه” از جمله مطالبات مشترک جنبش معلمان، دانشجویان و کارگران است.
پس ضروری است کارگران، معلمان و دانشجویان ضمن پیگیری مطالبات حوزه خود، مطالبات مشترک را نقطه پیوند اجتماعی قرار داده و برای رفع تبعیض از جامعه ، بسط آزادی و عدالت اجتماعی در کنار هم تلاش نمایند.

شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران
۹/۱۲/۱٣۹۷




فرمانده کودتای بلاوژسکی سقط شد

 

روز ١٠ آذر مصادف با اول ماه دسامبر سال ۲٠١۸ میلادی کره خاک از پلیدی وجود یکی دیگر از خونخوارترین جنایتکاران تاریخ- جرج بوش (پدر)، چهل و یکمین گماشته هیأت حاکمه امپراطوری صهیونیستی- تروریستی آمریکا، فرمانده کودتای بلاوژسکی پاک شد.

گورش مانند گور همه جنایتکاران گم باد!

کودتای بلاوژسکی با شرکت سران وقت سه جمهوری عضو اتحاد شوری (روسیه، بلاروس و اوکراین) به ترتیب: باریس یلتسین، استانیسلاو شوشکوویچ و لئونید کرافچوک و بفرماندهی جرج بوش بوقوع پیوست که در پی آن، بلوک سوسیالیستی شرق تخریب و اتحاد شوروی از نقشه سیاسی جهان حذف گردید.

در باره نحوه انجام کودتای ضد سوسیالیستی و ضد شوروی موسوم به کودتای بلاوژسکی، کانال تلویزیونی ان. تی. وی روسیه (NTV) در پائیز سال ۱٩٩٨سلسله برنامه‌ای تحت عنوان «تاریخ دوره معاصر» با شرکت میخائیل گارباچف، باریس یلتسین، لئونید کراوچوک، گنادی بوربولیس و همچنین، رئیس استراحتگاه بلاوژسکی و با اجرای یوگنی کیسیلیوف تهیه کرد که چکیده آن را گنادی بوربولیس، نزدیک‌ترین یار یلتسین در بخشی از مصاحبه‌اش چنین توضیح داد: «ما همه بهمراه یلتسین، کراوچوک، شوشکویچ بقصد امـضاى معاهده لغو پیمان نامه تشکیل اتحاد شـوروى دراسـتراحتگاه بـلاوژسـکى جمع شدیم. قرار بـود نظربایف هم به ما ملحق شود. با اینکه ظاهرا کسى از هـدف ما خبر نداشت، ولى بعدها مطلع شدیم گارباچف وى را از پیوستن به جمع ما منصرف کرده بود. با این حال، یلتسین، امضاى معاهده مبنی بر لغو پیمان نامه تشکیل اتحاد جمهوریهای سوسیالیستی شوروی را زود هنگام مى‌دانست و از اینکه مـمکن اسـت کا. گ. ب. ما را دستگـیـر کند، هراس داشت. اما، من اصرار داشتم. چون مذاکرات را بى‌نتیجه دیدم، از اتاق خارج شدم و به دفتر مخابـرات استراحتگاه رفـتم. به جرج بـوش زنگ زدم. او فورا مرا شناخت. موضوع بحث و ترس یلتسین را به اطلاع ایشان رساندم. او قول مساعد داد. به سالـن برگـشتم و به یلتسین طور دیگرى گـفـتم. گـفـتم: جرج بوش زنگ زده، مى‌خواهد با شما صحـبت کـند. باتفاق یلتسین به اتاق مخابرات برگشتیم. یلتسین در خلال صحبت با جرج بوش گفت: «رهبران سه جمهوری از چهار جمهوری اتمی شوروی در اینجا هستیم. قرار بود نظربایف هم بیاید، اما، هنوز نرسیده است. البته، در مورد قزاقستان اتمی، مشکلی در میان نیست. من شخصا آن را تعهد می‌کنم. فقط از دستگیر شدنمان احتیاط می‌کنم…». بوش در پاسخ او گفت: «اگر قزاقستان اتمی را تعهد می‌کنی، امضا کنید! مسئله بازداشت شما در میان نخواهد بود. من با گارباچف صحبت می‌کنم». بعد از این گفتگوی کوتاه، به اتاق بازگشتیم. یلتسین در حالی که طبق عادت در وضعیت هیجانی، دندانهایش را به هم می‌فشرد و دستانش را به هم می‌سائید، گـفـت: «امضاء می‌کنیم. دوستان! معاهده را همین امشب امضاء و اعلام می‌کنیم»…

به این ترتیب، بر خلاف تمامی ادعاهای جعلی و مغرضانه یا پیشداوری‌های ذهنی ناشی از تبلیغات استعماری- امپریالیستی، مزدوران داخلی سرمایه جهانی بفرماندهی جرج بوش، یکی دیگر از خونخوارترین جنایتکاران سرمایه‌داری با انجام این کودتا، تسلیم‌نامه بی‌قید و شرط اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی را امضاء کرده، به تمام نیات و مقاصد پلید ارتجاع امپریالیستی- الغای عدالت اجتماعی و تجزیه بزرگترین ضامن صلح، آزادی و استقلال در جهان- که از ابتدای پیروزی انقلاب کبیر سوسیالیستی اکتبر در پی دستیابی به آن بود، جامه عمل پوشاندند. به سخن باز هم واضح‌تر، سوسیالیسم در میدان نبرد شکست نخورد، سوسیالیسم در مبارزه اقتصادى غروب نکرد، سوسیالیسم در جریان کارزار تن به تن تخریب نشد، سوسیالیسم بخاطر فقدان آزادی‌های دمکراتیک (بفرض غلط) «فرو نپاشید». اتحاد شوروی و سوسیالیسم را پس از هفت دهه مبارزه و مقاومت در نبرد طبقاتی سخت و سنگین با کل ارتجاع و امپریالیسم جهانی و دفع حملات بلاانقطاع آنها از سال آخر جنگ جهانی اول تا جنگهای داخلی تحت پشتیبانی مستقیم ١۴ کشور اشغالگر و جنگ جهانی دوم و غیره، در نهایت مزدوران «ستون پنجم» در داخل هیأت رهبری اتحاد شوروی، درخفا به دشمن مهاجم تسلیم کردند.

عواقب فاجعه‌بار نابودی عدالت اجتماعی و تجزیه و حذف اتحاد شوروی از نقشه سیاسی جهان چه در محدوده قلمرو اتحاد شوروی و چه در مقیاس جهانی امروز در مقابل چشمان بینای بشریت آگاه با وضوح کامل خونمایی می‌کند: جنگهای تروریستی- استعماری امپریالیسم در کشورهای مختلف، ارتقاء تروریسم به سطح سیاست دولتی در امپراطوری آمریکا و ممالک اتحادیه اروپا، هجمه‌های لجام‌گسیخته ایدئولوژیک، روانی، فرهنگی، اخلاقی و تبلیغاتی سرمایه‌داری، تجدید حیات فاشیسم، تخریب فزاینده محیط زیست، راه اندازی عظیم‌ترین سونامی مهاجرت بعد از جنگ جهانی دوم، مهاجر ستیزی و کشتار آنها، گسترش روزافزون فقر، محرومیت، گرسنگی، بی‌کاری بی‌خانمانی در جامعه جهانی به چنان درجه فاجعه‌باری رسیده که حتی زندگی و بقاء بشر در کره خاک را تهدید می‌کند.

ا. م. شیری

https://eb1384.wordpress.com/2018/12/03/




شوراهای اسلامی، نمیتواند متضمن منافع کارگران باشد 

* چرا شوراهای اسلامی، ارگانی ضد کارگری است و نمیتواند متضمن منافع ما کارگران باشد

آنجا که ما کارگران وارد اعتصاب و تجمعات اعتراضی میشویم اولین مانعی که جدای از کارشکنیهای کارفرما و احتمال سرکوب با آن مواجه میشویم دو دستگی و چند دستگی بین خود ما کارگران برای آغاز اعتصاب و یا چگونگی ادامه و پایان آن است. همین مسئله به علاوه ضرورت داشتن یک مرکزیت واحد تصمیم گیری برای پیشبرد متحدانه اعتصاب و اعتراض، آن چیزهایی هستند که در دوره اعتصاب و اعتراض، بطور ویژه تری ضرورت و نیاز ایجاد تشکلی را بیش از هر زمان دیگری پیش پای ما میگذارد.

این آن چیزیست که در پی اعتصاب آذر ماه سال گذشته کارگران شرکت نیشکر هفت تپه در این مجتمع بزرگ کشت و صنعت به وقوع پیوست و منجر به ایجاد مجمع نمایندگان کارگری شد.

اینک و در پی ماهها اعتصاب و اعتراضات و راهپیمائی های خیابانی شما یاران در گروه ملی صنعتی فولاد، این ضرورت یعنی تلاش برای برخورداری از یک تشکل در پیش پای شما قرار دارد و بنا بر خبرهایی که بدست ما رسیده است شما یاران با اتکا به خودتان و بنا بر ضرورتی که خودتان تشخیص داده اید در حال اقدام برای ایجاد تشکل مستقل هستید و گزینه ایجاد شورای اسلامی کار را به عنوان تشکل مستقل پیش پای خود گذاشته اید.

دوستان و یاران
شورای اسلامی کار بنا بر ماهیت، چگونگی انتخاب اعضا و آئین نامه اجرائی، علیرغم هر تلاشی که شما برای حفظ استقلال چنین نهادی از کارفرما بکنید نمیتواند مستقل و نماینده منافع شما باشد. چرا که:

۱- این شورا، شورای اسلامی است و بنا بر این سنگ بنایش متناظر به باور و عقیده انسانهاست. این در حالی است که ما کارگران، آنجا که برای حفظ منافع خود در برابر کارفرمایان قرار میگیریم از هر مذهب و قومی دارای منافع مشترکی هستیم و با کنار گذاشتن عقاید و باورهای خود، متحد و یکپارچه خواستهای صنفی مان را فریاد می زنیم و تفاوتهای مذهبی و قومی را که میتواند یکی از عوامل اختلاف و تفرقه فی مابین ما کارگران باشد وارد مبارزه صنفی خود نمیکنیم. لذا چنانچه از همان اول اسم تشکلی را که میخواهیم ایجاد کنیم امیخته با مذهب، عقیده و باور معینی بکنیم پیشاپیش و بدست خود، مسائل و اختلافات مذهبی و تحت تاثیر آن، مسائل قومی و نژادی را نیز وارد تشکل خود کرده و بدینگونه بدست خود بذر اختلافات و رقابتهای مذهبی و قومی را که یکی از مهمترین عوامل تفرقه و تشتت در میان ما کارگران است کاشته ایم.

۲- طبق تبصره ماده ۲ آئین نامه اجرائی شوراهای اسلامی کار، اساسنامه این تشکل توسط شورایعالی کار تصویب و در اختیار واحدهای تولیدی و صنعتی قرار داده شده است. به عبارتی در تنظیم و تصویب اساسنامه ی تشکلی که قرار است منفعت کارگران را نمایندگی کند آنان هیچ اختیاری ندارند.

٣- بر اساس تبصره بند “ح” ماده ۲ قانون تشکیل شوراهای اسلامی، هیأتی به عنوان هیات تشخیص صلاحیت کاندیداهای عضویت در شورای اسلامی کار مرکب از: نماینده وزارت کار، نماینده وزارتخانه ای که واحد تولیدی مربوطه زیر مجموعه آن است و یک نماینده منتخب کارگران وظیفه تایید صلاحیت کارگرانی را که خود را کاندیدای عضویت در شورای اسلامی کار میکنند بر عهده دارد. به عبارتی چنانچه در بین کارگران کسی خود را کاندید عضویت در شورای اسلامی کار بکند و از طرفی مورد اعتماد و قبول همه کارگران نیز باشد این فرد بدون تایید صلاحیت در هیات تشخیص سه جانبه که دو جانب آن وزارت کار و مثلا در مورد فولاد اهواز وزارت صنایع می باشد نمیتواند خود را کاندید عضویت در شورای اسلامی شرکت بکند. این هیات تشخیص در واقع فیلتری است که هر کارگری علیرغم اینکه همه کارگران نیز به او رای بدهند نمیتواند با انتخاب کارگران، عضو شورای اسلامی کار واحد مربوطه باشد. در واقع در قانون تشکیل شوراهای اسلامی کار، هر کسی که بخواهد خود را کاندیدای عضویت در شورای اسلامی بکند باید پیشاپیش توسط وزارت کار و وزارتخانه ای که واحد تولیدی مربوطه زیر مجموعه آن است تایید صلاحیت شود. البته بماند که این دو وزارتخانه بدون نظر مشورتی و چراغ سبز کارفرما و همچنین استعلام از وزرات اطلاعات صلاحیت کسی را تایید نمیکنند.

۴- گذشته از هیات تشخیص برای تعیین صلاحیت کاندیداهای عضویت در شورای اسلامی کار که عملا اختیار را از خود کارگران یک واحد تولیدی برای انتخاب اعضای شورای اسلامی کار میگیرد انحلال شورای اسلامی کار یک واحد تولیدی نیز تحت اختیار کارگران آن واحد نیست و طبق ماده ۲۲ قانون تشکیل شوراهای اسلامی کار، انحلال آن در صورت صلاحدید در اختیار شورایی مرکب از هفت نفر به شرح زیر است: سه نفر از نمایندگان شوراهای اسلامی کار به انتخاب شوراهای واحدهای منطقه، سه نفر از مدیران واحدهای منطقه به انتخاب خود این واحدها، یک نفر نماینده از وزارت کار و امور اجتماعی. به عبارتی چنانچه در صورت تشکیل شورای اسلامی در یک واحد تولیدی، کارگران از فعالیتهای آن راضی باشند اختیاری در ادامه کاری آن ندارند و این شورا میتواند توسط هفت نفر که سه نفرشان از دیگر شوراهای کار واحدهای تولیدی منطقه، سه نفرشان از مدیران واحدهای تولیدی منطقه و یک نفر نماینده وزارت کار است منحل بشود.

۵- بر اساس ماده ۶ آئین نامه اجرائی شوراهای اسلامی کار، در تمامی جلسات شورای اسلامی کار هر واحد تولیدی، یک نفر از مدیریت واحد تولیدی مربوطه عضو شورا محسوب میشود و می باید بطور مستمر در همه جلسات اعضای شورای اسلامی کار واحد مربوطه شرکت نماید. به عبارتی اعضای شورای اسلامی کار چنانچه بخواهند تصمیمی بگیرند مدیریت واحد تولیدی مربوطه در همه آن تصمیم گیریها حضور دارد و شورا عملا قادر نیست بدون اطلاع کارفرما اقدام به کاری یا اتخاذ تصمیمی بکند.

دوستان و هم طبقه ای هایمان در گروه ملی صنعتی فولاد ایران
همانطوریکه در ۵ بند فوق، بر اساس مستندات قانونی توضیح دادیم شوراهای اسلامی کار بنا بر ماهیت، تعریف، و ساز و کار، عملا نمیتوانند مدافع و متضمن تامین منافع ما کارگران باشند. به همین دلیل هم است که این شوراها از ابتدای تاسیس در اوایل دهه شصت نه تنها نتوانسته اند مانع تعطیلی کارخانجات، اخراج کارگران و هزار و یک مصیبت دیگری باشند که در طول چهل سال گذشته بر ما کارگران تحمیل شده است بلکه در اغلب موارد و در بسیاری از کارخانجات، این شوراها به عنوان ارگانهای جاسوسی، جلوگیری از اعتراضات ما و به مثابه تسمه نقاله ای برای تعطیلی کارخانجات عمل کرده اند.

تشکل مستقل حق مسلم ما کارگران است. ایجاد شورا و سندیکای مستقل، تنها راه ما به عنوان ابزاری متحد کننده برای دست یابی به مطالبات بر حق مان است. برپائی چنین تشکلهایی، اینک پیش روی ما کارگران قرار دارد و شما یاران در گروه ملی صنعتی فولاد میتوانید با اقدام به ایجاد چنین تشکلهایی، آغازگر مرحله دیگری از ایجاد تشکلهای مستقل کارگری که از سال ۱٣٨٣ طبقه کارگر ایران هزینه های زیادی برای شکل دهی آنها پرداخته است، باشید.

اما تا تحقق چنین هدفی که اساسا مربوط به شما و تصمیم شماست، انتخاب نماینده کارگری بر اساس تبصره ۴ ماده ۱٣۱ قانون کار(فصل ششم) و شکل دهی به مجمع نمایندگان، میتواند آغاز بهتری برای متحد شدن، متحد ماندن و برخورداری از ابزاری جهت دستیابی به مطالباتمان و پرهیز از ایجاد نهادی ضدکارگری همچون شورای اسلامی کار باشد.

دستان شما یاران و همکاران در گروه ملی صنعتی فولاد اهواز را صمیمانه می فشاریم و بار دیگر همبستگی خود را با شما در مبارزه سخت و طاقت فرسایی که هر روزه درگیر آن هستید اعلام میکنیم.

همبسته تر باد اتحاد و همبستگی سراسری کارگران ایران

اتحادیه آزاد کارگران ایران – دهم آذر ماه ۱٣۹۷




کانون نویسندگان ایران: یک قرن و نیم سانسورستیزی 

 


ده سال پیش در چنین روزهایی کانون نویسندگان ایران با انتشار بیانیه، سیزدهم آذر هر سال را “روز مبارزه با سانسور” اعلام کرد. هدف از اعلام آن تمرکز و توجه جامعه بر شناخت و مخالفت با پدیده‌ی سانسور بوده است؛ پدیده‌ای که دهه‌هاست فرهنگ و آزادی را در چنگ خود گرفتار کرده است. اگر راه‌اندازی اولین اداره‌ی سانسور را که به پیشنهاد اعتمادالسلطنه و دستور ناصرالدین شاه انجام گرفت مبنای تاریخ سانسور رسمی و دولتی در ایران قرار دهیم اکنون بیش از یکصد و سی سال از عمر پر ادبار آن می‌گذرد. در این – تقریبا – یک‌ونیم قرن، عمر دو رژیم به پایان رسید؛ اما سانسور از حکومتی به حکومت دیگر سپرده شد: از قاجار به پهلوی و از پهلوی به جمهوری اسلامی و در هر دست‌به‌دست شدن ابعاد گسترده‌تر و شکل‌های نوتر و پیچیده‌تری یافت.

به موازات گسترش کار چاپ و روزنامه‌نگاری در عصر قاجار سانسور دولتی نیز سربرآورد، و در مقابله با این یک، دفاع از آزادی بیان و مخالفت با سانسور. به یک معنا سانسور همزاد دشمن‌خوی آزادی بیان است و این دو همواره و همجوار در نبردی پنهان و آشکار قرار داشته‌اند. در این سال‌ها، جز دوره‌های کوتاه و گذرا در تاریخ، پیروز میدان سانسور بوده است؛ اما این سلطه‌گر با وجود تبه‌کاری‌های بسیار و تحمیل هزینه‌های گزاف بر مردم نتوانسته است مانع از مخالفت‌ها و مبارزه برای آزادی بیان شود. تعیین روز سیزده آذر به عنوان روز مبارزه با سانسور در این کشمکش و مبارزه است که معنی می‌شود، جای‌گاهش اینجاست: تقویت جبهه‌ی آزادی بیان.

اکنون ده سال از اعلام این روز می‌گذرد. در این ده سال دولت‌های مختلف بساط سانسور را بیش از پیش گسترده‌اند؛ مجلات و روزنامه‌ها را گاه دسته دسته لغو امتیاز کرده‌اند؛ فیلم‌ها را حتی در مرحله‌ی اکران توقیف کرده‌اند؛ کنسرت‌ها را بسا در زمان اجرا ممنوع کرده‌اند. اینترنت را فیلتر و شبکه‌های اجتماعی و سایت‌ها را مسدود کرده‌اند؛ بارها و بارها به خانه‌های مردم یورش برده‌اند تا وسایل ماهواره را ضبط کنند یا با فرستادن امواج پارازیت کوشیده‌اند استفاده از برنامه‌های ماهواره‌ای را برای آنها ناممکن کنند؛ ایستگاه‌های رادیویی و تلویزیونی را درانحصار کامل خود داشته‌اند، و نیز چاپ و پخش کتاب را با حربه‌ی “مجوز پیش از چاپ” و “خمیر کردن پس از چاپ”.

این فهرست البته بسیار طولانی‌تر از معدودی است که برشمرده شد. اینک به این مجموعه بیفزاییم لیست‌های سیاه و بگیر و ببند و پرونده‌سازی و زندان و شلاق و گاه اعدام را تا گستره و عمق سانسور در ایران بیشتر آشکار شود. این گونه است که در ارزیابی‌های جهانی رتبه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی حاکمیت در “آزادی رسانه‌ها” هر سال کمتر و در “اعمال سانسور” هر سال بیشتر شده است.

یکی از پیامدهای مخرب این همه تهدید و ممنوعیت و نظارت و بازبینی و “صدور مجوز”، درونی شدن سانسور، خودسانسوری، است. سانسور از هر نوع، رسمی و غیررسمی، بر روان، ذهن، زبان، روابط فرهنگی و اجتماعی انسان تاثیراتی منفی و مخرب می‌گذارد.

در مقابل اما جبهه‌ی آزادی بیان هیچ‌گاه از کوشش بازنایستاده است. چه در عهد ناصری که با چاپ نشریه در خارج از ایران و توزیعش در داخل سد سانسور را می‌شکست و چه در عصر پهلوی که به روش‌های گوناگون از جمله با تشکیل کانون نویسندگان به مقابله با آن برخاسته بود. در چهار دهه‌ی اخیر که سانسور در عرصه‌های بیشتری حضور داشته مخالفت با آن و دفاع از آزادی بیان نیز شدت و وسعت بیشتری یافته است. این عامل همراه با رشد تکنولوژی ارتباطات موجب جلوگیری از یکه‌تازی دم ‌ودستگاه سانسور و در مواردی عقب‌نشینی آن شده است؛ صدای مخالفت‌ با سانسور، به ویژه در دو سه سال اخیر، آشکارتر و بلندتر شده و این صدا حتی از لایه‌های محافظه‌کارتر نویسندگان و هنرمندان شنیده می‌شود. صدا در صدا می‌افتد و زمزمه‌ها هیاهو می‌شود. این نشان پیش‌روی جبهه‌ی سانسورستیزی است؛ اما فقط گوشه‌ای کوچک از اتفاقی بزرگ است که باید جامعه را در بر بگیرد. سانسور رسمی و غیر رسمی و هرگونه تحدید آزادی بیان باید عملا از جامعه جارو و آزادی بیان بی‌هیچ حصر و استثنا قانون جاری شود. این‌گونه است که می‌توان آزادی بیان را از اتفاقی در دوره‌ی کوتاهی از تاریخ به پدیده‌‌ای پردوام بدل کرد. اعلام روز سیزده آذر که یادآور دو جانباخته‌ی راه آزادی بیان محمد مختاری و جعفر پوینده نیز هست، می‌تواند به شکل‌گیری این پدیده یاری رساند از همین رو باید آن را گرامی داشت.

کانون نویسندگان ایران سیزدهم آذر روز مبارزه با سانسور را به نویسندگان، هنرمندان و دیگر مخالفان پیگیر سانسور تبریک می‌گوید و همگان را فرا می‌خواند تا در گرامی‌داشت این روز به هر طریق ممکن بکوشند. روز سیزده آذر باید در دنیای حقیقی و فضای مجازی روز سانسورستیزی و سانسورستیزان باشد.

کانون نویسندگان ایران
جمعه ، ۹ آذر ۱٣۹۷




نامه ی ۸۰ تشکل کارگری دنیا به علی خامنه ای 

کارگران و معلمان زندانی در ایران را آزاد کنید! 

آقای رهبر
سازمان های امضا کنندن این نامه توجه شما را نسبت به وضعیت هشدار دهنده سندیکالیست ها در ایران جلب می کنند.

ما دائما اخبار بسیار نگران کننده ای از ایران دریافت می کنیم. مقامات حکومت ایران در طی هفته های اخیر بی وقفه سندیکالیست ها و معلمان را به خاطر برگزاری تظاهرات مسالمت آمیز در اعتراض به گرانی زندگی و عدم پرداخت حقوق های معوقه مورد اذیت و آزار قرار داده اند.

اخیرا تعداد بسیاری سندیکالیست و معلم؛ دستگیر شده، از کار اخراج شده و به زندان افکنده شده اند. آخرین نمونه کارخانه نیشکر هفت تپه است که کارگران بیش از دو هفته است در اعترض به عدم دریافت حقوق و فساد مالی مدیران کارخانه در اعتصاب به سر می برند.

در روز یکشنبه ۱۸ نوامبر کلیه ۱۹ عضو هیات رهبری سندیکای کارخانه نیشکر هفت تپه، از جمله اسماعیل بخشی و محسن آرمند و هم چنین خانم سپیده قلیانی، خبرنگار گزارشگر اعتصاب، دستگیر می شوند.

کارگران مبارز دیگری هم محکوم شده و تعدادی هم در زندان بسر می برند از جمله ابراهیم مددی، جعفر عظیم زاده، علی نجاتی، همراه با تعداد زیادی از کارگران اعتصابی. اینان همگی به اتهام “خرابکاری اقتصادی” محکوم شده، از کار اخراج و زندانی شده اند.

به استناد شورای هماهنگی معلمان، از ۱۱ نوامبر تاکنون دستکم ۱۲ معلم توسط مقامات حکومتی دستگیر شده و ۳۰ نفر دیگر جهت بازجویی احضار شده اند. هاشم خواستار یک عضو برجسته سندیکای معلمین مشهد در اول نوامبر دستگیر شده، سپس او را به یک بیمارستان روانی منتقل کرده و تا ۱۱ نوامبر در آن مکان نگهمیدارند. در حال حاضر ۳ عضو سرشناس دیگر سندیکای معلمین در زندان بسر میبرند.

معلمان دیگری دستگیر و زندانی شده اند. تعدادی از این معلمان زندانی که دوران محکومیت شان را می گذراندند دوباره “محاکمه” شده و مجددا به حبس های سنگین محکوم شده اند. در حال حاضر تعداد بسیاری از مبارزان عضو سندیکای معلمان به حبس های سنگین محکوم شده اند: از جمله: بهشتی لنگرودی، اسماعیل عبدی، عبدالرضا قنبری، محمد حبیبی، محمد علی زحمتکش، محمدرضا رمضانی نژاد، پیروز نامی، علی کروشات، علی فروتن، حسین رمضان پور و امید شاه محمدی. اسامی معلمان زندانی متاسفانه به این لیست محدود نمی شوند.

ماده ۲۲ معاهده بین المللی در رابطه با حقوق مدنی و سیاسی (ICCPR)، هم چنین ماده ۸ معاهده بین المللی در رابطه با حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی (PIDESC) ضامن حق ایجاد سندیکا و عضویت در سندیکا می باشند، و دولت ایران امضا کننده هر دو معاهده مذکور می باشد. جمهوری اسلامی ایران، به عنوان یک عضو سازمان جهانی کار، نشان داده که تعهدات خود در چارچوب توافق نامه های بین المللی سازمان جهانی کار، به ویژه حق کارگران ایران در ایجاد تشکلات مستقل را مراعات نمی کند.

ما لغو محکومیت های غیرعادلانه که مغایر با آزادی ها و حقوق اساسی بوده و نیز آزادی فوری و بی قید و شرط همه فعالان دربند که به خاطر فعالیت های سندیکائی و دفاع از حقوق به حق مزدبگیران زندانی شده اند، به خصوص اسماعیل بخشی، علی نجاتی و سپیده قلیانی را خواستاریم.

Central Sindical e Popular Conlutas (CSP-Conlutas) – Brésil.
Confederación General del Trabajo (CGT) – Etat espagnol.
Union syndicale Solidaires (Solidaires) – France.
Confédération Générale du Travail du Burkina (CGT-B)–Burkina.
Confederation of Indonesia People’s Movement (KPRI) –Indonésie.
Confederación Intersindical (Intersindical) – Etat espagnol.
yndicat National Autonome des Personnels del’Administration Publique (SNAPAP) – Algérie.
Batay Ouvriye – Haïti.
Unione Sindacale Italiana (USI) – Italie.
Confédération Nationale des Travailleurs – Solidarité Ouvrière (CNT SO) – France.
Sindicato de Comisiones de Base (CO.BAS) – Etat espagnol.
Organisation Générale Indépendante des Travailleurs et Travailleuses d’Haïti (OGTHI) – Haïti.
Sindacato Intercategoriale Cobas (SI COBAS) – Italie.
Confédération Nationale du Travail (CNT-f) – France.
Intersindical Alternativa de Catalunya (IAC) – Catalogne.
Union Générale des Travailleurs Sahraouis (UGTSARIO) – Sahara occidental.
Ezker Sindikalaren Konbergentzia (ESK) – Pays basque.
Confédération Nationale de Travailleurs du Sénégal Forces du < Changement (CNTS/FC) – Sénégal.
Independent Trade Unions for Egyptian Federation (EFITU) – Egypte.
Sindicato Autorganizzato Lavorator COBAS (SIAL-COBAS)– Italie.
General Federation of Independent Unions (GFIU) – Palestine.
Confederación de la Clase Trabajadora (CCT) – Paraguay.
Red Solidaria de Trabajadores – Pérou
Union Syndicale Progressiste des Travailleurs du Niger (USPT) – Niger.
Union Nationale des Syndicats Autonomes du Sénégal (UNSAS) – Sénégal.
Unión Nacional para la Defensa de la Clase Trabajadora (UNT) – El Salvador.
Solidaridad Obrera (SO) – Etat espagnol.
National Union of Rail, Maritime and Transport Workers (RMT/TUC) – Grande-Bretagne.
Centrale Nationale des Employés – Confédération Syndicale Chrétienne (CNE/CSC) – Belgique.
Sindicato Nacional de Trabajadores del Sistema Agroalimentario (SINALTRAINAL/CUT) – Colombie.
Fédération Générale des Postes, Telecom et Centres d’appel – Union Générale Tunisienne du Travail (FGPTT/UGTT) – Tunisie.
Trade Union in Ethnodata – Trade Union of Empoyees in the Outsourcing Companies in the financial sector – Grèce.
Syndicat national des travailleurs des services de la santé humaine (SYNTRASEH) – Bénin
Sindicat dos Trabalhadores da Fiocruz (ASFOC-SN) – Brésil.
Organizzazione Sindicati Autonomi e di Base Ferrovie (ORSA Ferrovie) – Italie.
Union Nationale des Normaliens d’Haïti (UNNOH) – Haïti.
Confederazione Unitaria di Base Scuola Università Ricerca (CUB SUR) – Italie.
Confederazione Unitaria di Base Immigrazione (CUB Immigrazione) – Italie.
Coordinamento Autorganizzato Trasporti (CAT) – Italie.
Confederazione Unitaria di Base Credito e Assicurazioni (CUB SALLCA) – Italie.
Syndicat des travailleurs du rail – Union Nationale des Travailleurs du Mali (SYTRAIL/UNTM) – Mali.
Gıda Sanayii İşçileri Sendikası – Devrimci İşçi Sendikaları Konfederasyonu (GIDA-IŞ/DISK) – Turquie.
Syndicat National des Travailleurs du Petit Train Bleu/SA (SNTPTB) – Sénégal.
Asociación Nacional de Funcionarios Administrativos de la Caja de Seguro Social (ANFACSS) – Panama.
Conseil des Lycées d’Algérie (CLA) – Algérie.
Confederazione Unitaria di Base Trasporti (CUB Trasporti) – Italie.
Syndicat de l’Enseignement Supérieur Solidaire (SESS) – Algérie.
Palestinian Postal Service Workers Union (PPSWU) – Palestine.
Union Syndicale Etudiante (USE) – Belgique.
Sindicato dos Trabalhadores de Call Center (STCC) – Portugal.
Sindicato Unitario de Trabajadores Petroleros (Sinutapetrolgas) – Venezuela.
Alianza de Trabajadores de la Salud y Empleados Publicos – Mexique.
Canadian Union of Postal Workers /Syndicat des travailleurs et travailleuses des postes (CUPW-STTP) – Canada.
Syndicat Autonome des Postiers (SAP) – Suisse.
Federación nacional de trabajadores de la educación (SUTEChili)– Chili.
Plateforme Nationale des organisations professionnelles du secteur public – Côte d’Ivoire
Trades Union Congress, Liverpool (TUC Liverpool) – Angleterre.
Sindacato Territoriale Autorganizzato, Brescia (ORMA Brescia) – Italie.
Fédération syndicale SUD Service public, canton de Vaud (SUD Vaud) – Suisse
Sindicato Unitario de Catalunya (SU Metro) – Catalogne.
Türkiye DERİ-İŞ Sendikasi, Tuzla et Izmir (DERİ-İŞ Tuzla et Izmir) – Turquie.
L’autre syndicat, canton de Vaud (L’autre syndicat) – Suisse
Centrale Générale des Services Publics FGTB, Ville de Bruxelles (CGSP/FGTB Bruxelles) – Belgique
Arbeitskreis Internationalismus IG Metall, Berlin (IG Metall Berlin) – Allemagne
Sindicato Unificado de Trabajadores de la Educación de Buenos Aires, Bahia Blanca -(SUTEBA/CTA de los trabajadores Bahia Blanca) – Argentine
Sindicato del Petróleo y Gas Privado del Chubut/CGT – Argentine.
UCU University and College Union,University of Liverpool (UCU Liverpool) – Angleterre.
Industrial Workers of the World – International Solidarity Commission (IWW)
Transnationals Information Exchange Germany (TIE Germany) – Allemagne.
Emancipation tendance intersyndicale (Emancipation) – France
Globalization Monitor (Gmo) – Hong Kong.
Courant Syndicaliste Révolutionnaire (CSR) – France.
No Austerity – Coordinamento delle lotte – Italie.
Solidarité Socialiste avec les Travailleurs en Iran (SSTI) – France
Basis Initiative Solidarität (BASO) – Allemagne.
LabourNet Germany – Allemagne.
Resistenza Operaia – operai Fiat-Irisbus – Italie




اعتراضات در اهواز و شوش ادامه دارد 

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
شنبه  ۱۰ آذر ۱٣۹۷ –  ۱ دسامبر ۲۰۱٨

 


روز شنبه، کارگران دو مجتمع بزرگ فولاد ملی اهواز و نیشکر هفت تپه، روز اعتراضی دیگری را آغاز کردند. در حالی که در اهواز کارگران فولاد همچنان پرقدرت در خیآبان ها حضور دارند و بر انجام خواست های خود پافشاری می کنند، در هفت تپه، تلاش ها برای شکستن اعتصاب بالا گرفته و از جمله اقدامات برخی از نمایندگان کارگران، با واکنش های تند کارگرانی که خواستار ادامه ی اعتصاب و آزادی کارگران زندانی هستند، روبرو شده اند. کارگران هفت تپه تا به حال در برابر این درخواست ها و هجوم عوامل حکومت برای شکستن اعتصاب و مخدوش کردن چهره ی آن مقاومت کرده اند.

در اهواز کارگران فولاد اهواز شانزدهمین روز تجمع خود در برابر مراکز دولتی و راهپیمایی در خیابان های شهر را برگزار کردند. شعارهای کارگران همان شعارهایی است که شانزده روز است تکرار می شود و حکومت به آن ها بی توجهی می کند. کارگر میمیرد ذلت نمیپذیرد؛ ما کارگران آهنیم ریشه ظلمو میکنیم؛ این همه بی عدالتی، هرگز ندیده ملتی؛
مرگ بر این دولت مردم فریب؛ فولاد – هفت تپه، اتحاد – اتحاد، و کارگر زندانی آزاد باید گردد! از جمله شعارهایی است که کارگران روزهاست در خیآبان های اهواز فریاد می زنند.
مرتضی اکبریان از فعالان کارگری گروه ملی فولاد اهواز در تجمع و راهپیمایی امروز در سخنانی گفت مسئولان استان به دروغ گفته اند دو حقوق به کارگران پرداخت و تولید راه اندازی شده است؟ آن ها افکار عمومی را فریب می دهند و کارگران هیچ جقوقی دریافت نکرده اند.

در هفت تپه، بعد از دستگیری اسماعیل بخشی و علی نجاتی، برای کارگران شرایط دشواری ایجاد کرده اند. مسئولان حکومتی می کوشند از طریق ایجاد دو دستگی بین کارگران و تطمیع و تهدید برخی از نمایندگان کارگری به اعتصاب آن ها پایان بدهند. امروز یک گروه از مسئولان استانی به همراه کارفرما به شرکت نیشکر هفت تپه رفتند و کوشیدند کارگران را به پایان اعتصاب راضی کنند. بنابر گزارش ها، علیرغم این تلاش ها نوزدهمین روز اعتصاب کارگران در برابر فرمانداری شوش ادامه یافته و کارگران هفت تپه همچنان خواهان اجرای خواست های خود و در درجه ی اول آزادی اسماعیل بخشی و علی نجاتی و سپیده قلیآن هستند.

روز گذشته متنی در میان کارگران و در سایت سندیکا منتشر شد که به اقدامات تفرقه انگیز پاره ای از نمایندگان کارگری به شدت اعتراض کرده بود. در این اطلاعیه آمده بود:

آنهایی که پایان تجمعات را اعلام کردند نماینده ی ما نیستند!

چه کسی به شما اجازه داد تجمعات را تمام شده اعلام کنید؟ خیلی شکر خوردید. اول باید می آمدید در جمع کارگران و سوال میکردید بعد نطق میکردید. شما نماینده ما هستید نه ما نماینده شما. شما که به ما دستور نمیدهید. برای مطالبات همه کارگران باید فعالیت کنید. دوستان عزیز. خسته شدید؟ شما را ترسانده اند؟ تا همینجا دست شما را میبوسیم. شرمنده که اذیت شدید. اما به حرمت اسماعیل بخشی و خانواده خودتان و به حرمت تمام کارگران بیایید به حرف دیگران گوش ندهید.
تجمع ما فردا ٨ صبح جلوی فرمانداری. همکاران با خانواده بیایید. بسیج دانشجویی و نماینده مجلس برای کاسبی جریانات خودشان می آیند. لطفا نیایید. ما تجمع صنفی داریم نه تجمع که شما با رقبای سیاسی خودتان تسویه حساب کنید!

عکس سردار سلیمانی در تجمعات نشانه ی چیست؟

کارگران با انتشار نامه ی دیگری نسبت به سوءاستفاده از تجمعات اعتراضی خود هشدار دادند:

دوستانی که کانال “رسمی کارگران هفت تپه” را اداره میکنید. مگر ما ضد سردار سلیمانی تجمع صنفی کردیم؟ یا ضد قالیباف؟ یا ضد هر کدام از مقامات مشخص؟ که الان لازم باشد عکس این افراد را بیارید در تجمعات. ما برای خواسته ی صنفی خودمان تجمع کردیم. هر کسی جلوی برآورده شدن خواسته های ما را بگیرد ضدنظام است و ضدمملکت. مگر ما تجمع کرده ایم که درباره سردار سلیمانی اظهار نظر کنیم؟ چه کسی گفته بنر هفت تپه عکس سردار سلیمانی است؟ بنر هفت تپه، خود ما هستیم. اصلا در تجمع صنفی نباید اجازه بدهیم افراد و احزاب سیاسی که خودشان در خانه خرابی ما نقش دارند سخنرانی کنند. آقای نماینده شهر! تو اگر نماینده مردم هستی شرکت را از بخش خصوصی بگیر به شرکت تعاونی کارگری واگذار کن. بلد نیستی؟ به دولت واگذار کن و خودمان نظارت کنیم! مدتی ما را سر دواندی بعد گفتی زمان نیاز است تا همه چیز درست بشود؟
دوستان، همکاران، نمایندگان! کجاست صدای اسماعیل بخشی که میگفت اگر من مُردم تابوت من را بیارید در اعتصاب؟! (دور از جان اسماعیل روله عزیزمان). اسماعیل را آزاد کردیم؟! آن دختر بی گناه که برای ما دستگیر شد را آزاد کردیم؟ نه. علی نجاتی را هم با کتک کاری بردند. ما تا رسیدن به خواسته هایمان تجمعات را ادامه میدهیم.
ما نه عکسی از سردار سلیمانی نیاز داریم نه عکسی علیه سردار سلیمانی. چرا مسایل را قاطی کردید؟
آقای نماینده کارگر که با نماینده مجلس همدل شدی! آقای نماینده کارگر که با مجلس خبرگان همدل شدی! آقای نماینده کارگر که با سپاه همدل شدی! شما دارید اشتباه میروید. شما فقط باید از مطالبات کارگر گرسنه ی هفت تپه دفاع کنید. اصلا نه ضد مقامات و نه به نفع مقامات شعار ندید. نشست و برخاست شما باید با کارگر باشد. چرا باید زمان از دست بدهیم؟ هر کدام بودید که درخواست کردید اعتصاب تمام است سریعا اعلام کنید که دیگر نمیخواهید نماینده کارگری باشید.
عکس کاوه سرزمین مان، اسماعیل بخشی پرچم ما در تجمعات است و همانطور که امروز شعار دادیم: کارگر زندانی آزاد باید گردد! بخشی، نجاتی آزاد باید گردند!
برخلاف خواسته ی شما تجمع ادامه پیدا کرد. خود را سنگ روی یخ نکنید. با ما همراه باشید و در تجمعات شرکت کنید.

تا آزادی همکاران زندانی و تا خلع ید از بخش خصوصی، اتحاد، تجمع!
تجمع تا پیروزی نهایی و خلع ید از بخش خصوصی!




مبارزه کارگران و پشتیبانی مردمی از آن

بیانیه سندیکای شرکت واحد در مورد ضرب و شتم اسماعیل بخشی 


اخبار روز: امروز به دنبال انتشار گزارش اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران، پیرامون شکنجه ی اسماعیل بخشی، که بازتاب بسیار گسترده ای در شبکه های اجتماعی و رسانه های گروهی داشت، مقامات حکومت اسلامی در صدد تکذیب شکنجه ی اسماعیل بخشی برآمدند و از جمله استاندار خوزستان مدعی شد او شکنجه نشده و «تندرست و سالم» است.
شامگاه پنجشنبه، سندیکای شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه با انتشار اطلاعیه ای اعلام کرد «براساس اخبار موثق واصله، نیروهای امنیتی اسماعیل بخشی را مورد ضرب و شتم شدید قرار داده اند». سندیکای شرکت واحد تاکید کرده است: خواست همه ی کارگران آزادی اسماعیل بخشی است.
متن این بیانیه را در ادامه می خوانید:

ضرب و شتم اسماعیل بخشی محکوم است و خواسته ی قاطع همه کارگران آزادی فوری اوست 

بر اساس اخبار موثق واصله، نیروهای امنیتی اسماعیل بخشی را مورد ضرب و شتم شدید قرار داده اند و مشخصا از ناحیه صورت ضرباتی به وی وارده شده که صورتش را کبود و متورم کرده است. اسماعیل بخشی همچنین چند روز قبل پس از اینکه دچار خونریزی شدید معده شده تحت مراقبت نیروهای امنیتی به بیمارستان منتقل و بستری شده است. گزارش واصله حاکی از آن است که اسماعیل بخشی در روزهای بستری، در یک بیمارستان امنیتی در اهواز بستری بوده است. بنا به اخبار رسیده، پس از بستری شدن، به جای تبدیل قرار بازداشت و صدور دستور آزادی، اسماعیل بخشی را دوباره به محل بازداشت منتقل کرده اند.

در ساعات اخیر مشاهده شده که برخی یا به علت بی اطلاعی یا با انگیزه های دیگر یا برخی به این علت که اسماعیل با خانواده تماس تلفنی داشته است، خبر ضرب و شتم اسماعیل را تکذیب کرده اند که بدینوسیله ما ضمن تایید خبر مذکور و اظهار نگرانی درباره وضعیت وی، برخوردهای انجام شده با اسماعیل بخشی را محکوم میکنیم.

بنابر اخبار رسیده، نیروهای امنیتی برای مقابله با اعتراضات کارگران هفت تپه، بمنظور ارعاب و سرکوب نمایندگان کارگران، با آزار و اذیت روحی و ضرب و شتم جسمی، تلاش کرده اند اتهامات واهی امنیتی مدنظر خود را به اسماعیل بخشی تحمیل کنند و بخشی به دلیل مقاومت در برابر توطئه طرح ریزی شده که با ضرب و شتم شدید همراه بوده، قاطعانه از مطالبات کارگران هفت تپه دفاع کرده است.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه بار دیگر ضرب و شتم و اعمال خشونت بر اسماعیل بخشی را قویا محکوم می کند و خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط ایشان می باشد. همچنین تمامی پرونده های قضایی گشوده شده برای سایر نمایندگان کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه باید بسته و منع تعقب این نمایندگان صادر گردد. البته کارگران نیشکر هفت تپه به درستی و با اتحاد و اعتصاب، برای آزادی اسماعیل بخشی و تحقق دیگر خواسته های خود دست از اعتراض برحق خود برنداشته اند. اعتصاب و اعتراض حق مسلم کارگران است و هیچ کارگری نباید به دلیل اعتصاب و اعتراض صنفی بازداشت، زندانی و مورد ضرب و شتم، آزار، تعقیب، بازداشت و یا شکنجه قرار گیرد.

***

اعتراض وکلای دادگستری به شکنجه ی اسماعیل بخشی

احتراماً ما جمعی از وکلای دادگستری ایران با استناد به اصول هشتم، بیست و دوم، سی و چهارم، سی و هفتم و سی و هشتم قانون اساسی و مادتین ١۶٩ و ۵٧٨ قانون مجازات اسلامی و ماده ٣۵ قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح و ماده ۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر ١٩۴٨ و قراردادهای جهانی چهارگانه ژنو ١٩۴٩ و دو پروتکل الحاقی به آن در سال ١٩٧٧ و کنوانسیون‌های چهارگانه ژنو ١٩۶۶ و ١٩٧٣ و ماده یک کنوانسیون منع شکنجه سال ١٩٨۴ و سایر اسناد بین‌المللی مرتبط به استحضار می‌رساند؛

“رعایت کرامت ذاتی انسان برای دولت، قوه قضاییه و تمامی نیروهای امنیتی، نظامی و انتظامی یک تکلیف بنیادین محسوب می‌شود که هم آمرین و هم ماموران در تمام رده‌ها مکلف به حفظ حقوق انسانی بازداشت شدگان از جمله جناب اسماعیل بخشی و علی نجاتی و سایر کارگران بازداشتی می کند.

شکنجه پلیدترین رفتار غیرانسانی است که نسبت به بازداشتی صورت می گیرد و تمامی کنوانسیون های بین‌المللی، قوانین و مقررات داخلی، مبانی دینی، اصول حقوقی و انسانی بطور کامل آن را محکوم می نمایند.

وضعیت دردناک امروز آقای اسماعیل بخشی هنگام انتقال به بیمارستان حسب آنچه که در خبرگزاری‌ها بیان شده و شواهد نیز حاکی از آن است و بدرفتاری با کارگران بازداشتی منطبق با موارد قانونی، حقوقی و شرعی مارالذکر نیست و از ریس جمهور به عنوان مجری و مسئول قانون اساسی و حسب اصول یکصد و سیزدهم، یکصد و بیست و یکم و یکصد و بیست و هفتم و از ریس قوه قضاییه حسب اصل یکصد و پنجاه و ششم قانون اساسی تقاضای فوری رسیدگی و برخورد با آمران و مامورین شکنجه‌ی آقای اسماعیل بخشی را داریم.

اعتراض کارگران هفت تپه مشروع، قانونی و انسانی است. آنها خواستار دریافت دسترنج خود و پایان دادن به ظلم و ستم موجود در وضعیت شغلی و کاری خود هستند. ما جمعی از وکلای دادگستری ایران هر نوع بدرفتاری و شکنجه‌ی آقای اسماعیل بخشی و سایر کارگران بازداشتی را نشان از عجز، فلاکت، ظلم و ستم می‌دانیم که خلاف تمامی اصول انسانی، حقوقی، شرعی و قانونی است و خواستار پایان دادن فوری به چنین اعمال غیرانسانی نسبت به بازداشت شدگان و آزادی تمامی کارگران بازداشتی هستیم و تقاضای تعقیب کیفری شکنجه گران از هر رده و مقامی را داریم. بالطبع تصمیم نیک مسئولین در این زمینه در تاریخ ماندگار خواهد بود و غفلت آنان موجبات شرمساری و مسئولیت حقوقی در عرصه‌ی داخلی و بین‌المللی را در پی خواهد داشت.

با احترام مجدد.

١- حسین احمدی نیاز ٢- هوشمند رحیمی ٣-یوسف مولایی ۴- علیرضا دقیقی ۵- قهرمان کریمی ۶- پیمان حاج محمود عطار ٧-احسن حسن پور ٨- محمد علی جداری فروغی ٩- محمد نجفی ١٠- لیلا علی کرمی ١١- نعمت احمدی ١٢-مصطفی ترک همدانی ١٣- جبار مبارکی ١۴- عبدالله جهان بین ١۵-علی افروز ١۶- فرهاد مجید آلادی ١٧- مصطفی احمدیان ١٨-محمد مصطفایی ١٩- آناهیتا فراهانی ٢٠-حسین خبیر ٢١- حسین عشقی ٢٢- کاوه رحمانی ٢٣- سارا علی محمدی ٢۴- علی امیری ٢۵- ثریا فیضی

***

حمایت کانون نویسندگان ایران از اعتصاب کارگران هفت تپه

اعتراض، بخشی از آزادی بیان کارگران هفت‌تپه
هفته‌هاست که کارگران نیشکر هفت‌تپه برای رسیدن به خواست‌های خود دست به اعتصاب و تجمع زده‌اند. “دریافت دستمزدهای معوقه” و “نظارت و کنترل شورای کارگران بر امور شرکت” بخشی از خواست‌های آن‌هاست. در شرایطی که کارگران حتی با دریافت دستمزدشان مجبور به گذران زندگی در حد فقر مطلق هستند، چهار ماه حقوق‌شان پرداخت نشده است. طرفه آن‌که سایه‌ی بی‌کاری، امنیت شغلی و برخورداری از همین دستمزد نسیه را نیز تهدید می‌کند. اعتراض به وضعیتی چنین اسفبار حق هر انسان، حق هر شهروند است. کارگران شرکت نیشکر هفت‌تپه با آمدن به خیابان و بلند کردن صدای اعتراض خود از حق شهروندی‌شان استفاده کرده‌اند.

در این مدت حاکمیت به انواع شیوه‌های آشکار و پنهان در مقابل کارگران معترض صف بسته است و ماموران و کاربه‌دستانش تلاش کرده‌اند با لشکرکشی، تهدید و بازداشت نمایندگان کارگران صدای اعتراض آنها را خاموش کنند. از خیل بازداشتی‌ها اکنون یکی از نمایندگان کارگران، اسماعیل بخشی، همچنان در بازداشت نهاد امنیتی است و نیز زن جوانی به نام سپیده قلیان که اخبار اعتصاب و اعتراض کارگران را پوشش می‌داده است.
هرگونه تلاش برای خفه کردن صدای اعتراض، از جمله این بازداشت‌ها، نقض آشکار آزادی بیان و پایمال کردن حقوق اولیه‌ی انسان است.

کانون نویسندگان ایران ضمن حمایت از خواسته‌های برحق کارگران هفت تپه خواهان آزادی فوری و بی‌قید و شرط اسماعیل بخشی و سپیده قلیان است.

کانون نویسندگان ایران
۷ آذر ۱٣۹۷




اطلاعیه شوراهای صنفی دانشجویان کشور خطاب به مردم، روزنامه نگاران و کنشگران حق طلب! 

 

ا

به اطلاعتان می رسانیم دانشگاه هنوز از زیر بار چکمه هایی که در دی ماه بر بدنش تاخته اند قد راست نکرده، که مجددا موج جدید حملات امنیتی به ساحت دانشگاه آغاز شده است.

در پی تحصن دانشجویان دانشگاه نوشیروانی بابل برای مطالبات مشخص صنفی شان، چنان تماس های تهدیدآمیزی با خانواده های ایشان صورت گرفته که برخی خانواده ها را مضطرب و ترسان از شهرهای دیگر به درب دانشگاه کشانده است. همین اتفاق برای فعالین صنفی دانشگاه تهران رخ داده‌؛ نهادهای امنیتی چندین بار اقدام به تماس با خانواده های فعالین مختلف و تهدید به دستگیری کرده اند. این نوع اقدام دستگاه امنیتی علاوه بر آن که از اساس محکوم است شیوه ای بسیار ضداخلاقی و ضد انسانی نیز هست، چرا که تلاش میکند با نگران کردن و ترساندن خانواده هایی که به دلیل دوری از فرزندانشان و محیط دانشگاه، تصویر درستی از کنشها و مطالبات ندارند سعی در خفه کردن صدای مطالبات به حق دانشجویان داشته باشند. از سویی دیگر با باز نگهداشتن پرونده های کمیته انضباطی در دانشگاه تربیت مدرس پس از تجمعی صنفی در سال ٩۵ و همچنین تماسهای نهاد امنیتی در ماه گذشته، سعی در محدودسازی و سرکوب فعالیتهای فعالان صنفی داشته اند.
در همین اثنا احضارهای گروهی به کمیته های انضباطی برخی دانشگاه ها مانند دانشگاه علامه طباطبایی در جریان است.

ما دانشجویان ضمن تاکید بر اینکه صدای مطالبات بر حقمان خاموش شدنی نیست، چنانکه پس از دی ماه و با صدور بیش از صد سال حکم زندان برای فعالین صنفی هم خاموش نشد، از همه کنشگران حق طلب تقاضا داریم حمایتمان کنند! ما بارها و بارها اعلام کرده ایم صدای مطالبات بحق دانشجویان را بشنوید چرا که با هیچ برخورد امنیتی ای خاموش شدنی نیست!
امروز انتظار داریم نمایندگان مجلس از وزیر علوم بپرسند چه میشود که کوچکترین تجمعات صنفی داخل دانشگاهی با شدیدترین برخوردهای امنیتی مواجه میشود؟ وزیر علوم کجاست و چرا از استقلال ساحت دانشگاه هیچ حمایتی نمیکند؟ زیر سوال رفتن این استقلال تا جایی است که در دانشگاه آزاد شاهد حضور نیروی پلیس گشت ارشاد باشیم.
امروز از خبرنگاران و روزنامه نگاران انتظار داریم از مسئولان دانشگاه ها و مقامات وزارت علوم بپرسند علت تماس با خانواده های دانشجویان و این شکل تهدیدات چیست؟
از کنشگران حق طلب اجتماعی نیز تقاضا داریم مانند همیشه در کنارمان باشند و در مقابل سرکوب، صدای خواستهای به حق ما را بازتاب دهند و نگذارند زیر این هجوم، صدای ما تضعیف شود.

مردم عزیز ایران!
در دانشگاه طی این سالها علیه پولیسازی آموزش و طرد و حذف متعاقب آن و سلب حق طبقات پایین از تحصیل ایستاده ایم؛ علیه افزایش هزینه های رفاهی، کاهش ظرفیت رایگان دانشگاه ها و افزایش سرسام آور و بی منطق هزینه های آموزشی، واگذاری فضاهای دانشجویی به بخش خصوصی یا بیرون از دانشگاه ایستاده ایم و از این پس هم می ایستیم. عده ای برآنند از هر تحرک صنفی و کنش اجتماعی، تصویری امنیتی برای فرار از مسئولیت خود نشان دهند و در برخی موارد صدای برحقمان را که ناشی از ابتدایی ترین حقوق زیستی دانشجویی می باشد بایکوت کنند. لذا از همه ی اقشار خواهانیم تا صدایمان را بشنوید و در این مسیر یاری نمایید.

شوراهای صنفی دانشجویان کشور