آمریکا: قرن جنگ‌های شکست خورده

آمریکا: قرن جنگ‌های شکست خورده

نوشته: جیمز پتراس

برگردان: آمادور نویدی

مقدمه:

آمریکا، علی‌رغم داشتن بزرگ‌ترین بودجه نظامی در جهان، پنج بار بزرگ تر از شش کشور بعدی، با بیش‌ترین تعداد پایگاه‌های نظامی – در بیش از ۱۸۰ – در جهان و گران‌ترین مجتمع نظامی صنعتی، اما قادر به پیروزی در یک جنگ در قرن ۲۱ نشده است.
در این مقاله ما جنگ‌ها را برمی‌شماریم و اقدام به تجزیه و تحلیل می‌کنیم که چرا، آمریکا علی‌رغم مبنای اساسی قدرت‌مند برای جنگ‌ها، شکست خورده است.

جنگهای شکست خورده

آمریکا از آغاز قرن ۲۱ درگیر چندین جنگ و کودتا بوده است. این‌ها شامل افغانستان، عراق، لیبی، سومالی، فلسطین، ونزوئلا و اوکراین هستند. باضافه، آژانس‌های جاسوسی واشنگتن پنج گروه نیابتی تروریستی را در پاکستان، چین، صربستان و نیکاراگوئه تأمین مالی کرده اند.

آمریکا به کشورهای ذکر شده حمله کرده، اعلام پیروزی نموده، اما متعاقباً با مقاومت و جنگ‌های طولانی مواجه شده است که نیازمند حضور نظامی بیش‌تر شده، تا صرفاً بتواند از پادگان‌های سربازان خود محفاظت کند.

آمریکا متحمل صدها هزار تلفات – کشته، زخمی و سرباز روانی شده است. هر چه که پنتاگون بیش‌تر هزینه کند، ضایعات بیش‌تر و متعاقباً عقب نشینی داشته است.

هرچه  که رژیم‌های دست نشانده بیش‌تر باشند، فساد بیش‌تر و نارسایی ها رشد می‌کند.

هر رژیمی که تحت قیمومت آمریکا باشد، موفق نشده است که اهداف طراحی شده توسط مشاوران نظامی آمریکایی خود را انجام دهد.

هرچه بیش‌تر جهت استخدام ارتش‌های مزدور هزینه شود، میزان سرعت فرار و انتقال سلاح  به دشمنان آمریکا بیش‌ترست.

موفقیت در شروع جنگ‌ها و شکست در پایان دادن آنها

آمریکا به افغانستان حمله کرد و پایتخت (کابل) را فتح نمود و ارتش موجود را شکست داد… و سپس در دو دهه بعد، درگیر در جنگ‌های نامنظم(چریکی) و ناموفق شد.

پیروزی‌های اولیه زمینه ساز شکست‌های بعدی شد. بمباران‌ها، میلیون‌ها دهقان و کشاورز، مغازه دار و صنعت‌گر را بسوی ملیشای محلی سوق داد. مهاجمان توسط نیروهای ملی گرا و مذهبی مرتبط به خانواده ها و جوامع  شکست خوردند. شورشیان بومی بر سلاح ها و دلارها در بسیاری از روستاها، شهرک ها و استان‌ها چیره شدند.

نتایج مشابهی در عراق و لیبی تکرار شد. آمریکا حمله کرد، ارتش‌های موجود را شکست داد، پایتخت را اشغال نمود و دست نشاندگان خود را تحمیل نمود … که زمینه را برای جنگ‌های طولانی مدت، و در مقیاس بزرگ توسط ارتش‌های شورشی محلی فراهم کرد.

هرچه که بمباران‌های غرب بیش‌تر باشد، اپوزسیون بیش‌تری ارتش‌های نیابتی را مجبور به عقب‌نشینی می‌کند.

سومالی بارها بمباران شده است. نیروهای ویژه سربازان دست نشانده را توسط ارتش‌های مزدور آفریقایی استخدام، آموزش و مسلح کرده اند، اما آن‌ها در پایتخت، ماگادیشو توسط شورشیان اسلامی که سلاح ضعیف، اما دارای انگیزه قوی و انضباط هستند، مورد حمله قرار گرفته، احاطه شده و زمین‌گیر شده اند.

سوریه توسط یک ارتش مزدور که از طرف آمریکا مسلح و تأمین مالی می‌شود، هدف قرار گرفته شده است. آن‌ها در ابتدا پیش‌رفت کردند، میلیون‌ها انسان را ریشه کن، شهرها و خانه هایشان را تخریب نمودند و سرزمین های آن‌ها را تسخیر کردند. همه این‌ها مورد ستایش جنگ‌سالاران آمریکایی و اتحادیه اروپایی قرار گرفت. هنگامی‌که ارتش سوریه مردم را با ائتلاف روسی، لبنانی(حزب الله) و ایرانی ها متحد ساخت،  دمشق مزدوران را ریشه کن کرد و فراری داد.

پس از بهترین بخش یک از دهه، کُردهای جدایی‌طلب، بهمراه تروریست‌های اسلامی و نیابتی های غربی عقب‌نشینی کردند، و در آخرین موضع خود در کنار مرزهای شمالی- در آخرین سنگر باقی‌مانده از نیابتی های غربی توقف کرده و سکونت گزیده اند.

کودتای ۲۰۱۴ اوکراین توسط آمریکا و اتحادیه اروپا تأمین مالی و هدایت شد. آن‌ها پایتخت (کی‌یف) را تسخیر کردند، اما موفق به فتح شرق اوکراین و کریمه نشدند. فساد در میان دزدان حاکم آمریکایی، کشور را ویران کرد- بیش از سه میلیون در جستجوی یک زندگی آرام به خارج، لهستان، روسیه و جاهای دیگر فرار کردند. جنگ ادامه دارد، دست نشاندگان آمریکایی فاسد و بی اعتبارند و در انتخابات شکست می‌خورند، مگر آن‌که در رأی گیری تقلب کنند.

هزینه شورش های نیابتی در ونزوئلا و نیکاراگوئه توسط  بنیاد ملی آمریکا برای دمکراسی (ان ایی دی) پرداخت شد. آمریکا توانست اقتصاد آنها را تخریب کنند، اما در جنگ‌های خیابانی شکست خورد.

نتیجه گیری

جنگ‌ها به تنهایی توسط سلاح پیروز نمی‌شوند. در واقع، بمباران‌های سنگین و ادامه اشغال های نظامی مقاومت‌های طولانی توده ای، منجر به عقب‌نشینی ها شده، که شکست ها را تضمین کرده است.

جنگ‌های بزرگ و کوچک آمریکا در قرن ۲۱ در پیوستن کشور هدف به امپراتوری شکست خورده اند.

اشغال‌های امپریالیستی پیروزی‌های نظامی نیستند. آن‌ها صرفاً ماهیت جنگ، بازی‌گران مقاومت، دامنه وعمق مبارزه ملی را تغییر می‌دهند.

آمریکا در شکست ارتش‌های موجود مانند موارد لیبی، عراق، افغانستان، سومالی و اوکراین موفق بوده است. اما بهرحال، فتح در زمان و مکان محدود بود. جنبش‌های مقاومت مسلحانه جدید با ‌رهبری افسران قدیمی، فعالان مذهبی و  فعالان اجتماعی بدست گرفته شده اند…

جنگ‌های امپریالیستی میلیون‌ها را قتلعام کردند، خانواده سنتی، محل کار و روابط همسایگی آن‌هارا نابود کردند، اما سبک جدیدی از رهبران و جنگ‌جویان شبه نظامی ضدامپریالیست را به حرکت درآورده است.

نیروهای امپریالیستی رهبران موجود را سرنگون کرد و طرف‌داران آنها را بقتل رساند. آن‌ها حمله کردند و ثروت های باستانی  کشورهای هدف را به یغما بردند. اما مقاومت با استخدام هزاران داوطلب ریشه کن شده که به عنوان بمب‌های انسانی عمل می‌کردند، دنبال شد، موشک‌ها و پهپادها را به چالش کشیدند.

نیروهای امپریالیستی آمریکا فاقد پیوند با سرزمین های اشغالی و مردم بوده و هستند. آن‌ها «بیگانگانی» در حال خدمت سربازی هستند؛ که بدنبال زنده ماندن خود می باشند، تا ترفیعات خود را تأمین کنند و با پاداش و یک خدمت سربازی باافتخار ترخیص بشوند.

در مقابل، جنگ‌جویان مقاومت برای مدت طولانی آن‌جا هستند. آن‌ها در حالی‌که به پیش میروند، مزدوران و نیابتی های امپریالیستی را هدف قرار داده و نابود می‌کنند. آن‌ها حاکمان فاسد دست نشانده ای را افشاء می‌کنند که مردم را از شرایط ابتدایی زندگی– اشتغال، آب آشامیدنی، برق و گاز و غیره محروم می‌سازند.

برخلاف جنگ‌جویان مقاومت، دست نشاندگان امپریالیست در عروسی ها، تعطیلات مذهبی یا تشییع جنازه ها حضور ندارند. حضور جنگ‌جویان مقاومت نشانه ای از ابراز وفاداری و احترام به کشته شده هاست. جنگ‌جویان مقاومت آزادانه در شهرها، روستاها با حمایت مردم بومی گردش می‌کنند؛ و شب هنگام آن‌ها تحت پوشش خلق خود، که اطلاعات و تدارکات را به اشتراک می‌گذارند، بر زمین‌های دشمن حکومت می‌کنند.

شوق و اراده، همبستگی و سلاح های سبک از پهپادها، موشک ها و بالگرد های مجهز به سلاح سنگین، قوی‌ترست..

حتی سربازان مزدوری که توسط نیروهای ویژه آموزش دیده اند، از آن‌ها بریده اند و به اربابان امپریالیستی خود خیانت می‌کنند. پیش‌رفت‌های موقت امپریالیستی تنها در خدمت فراهم آمدن امکان به نیروهای مقاومت جهت بازسازی و ضدحمله عمل می‌کند. آن‌ها تسلیم شدن را نوعی خیانت به شیوه زندگی سنتی خود در نظر می‌گیرند، که به معنای اطاعت و تسلیم به پوتین های نیروهای اشغال‌گر غربی و مقامات فاسد آن‌هاست.

افغانستان برجسته ترین مثال از یک «جنگ شکست خورده» امپریالیستی است. پس از دو دهه جنگ و یک تریلیون دلار هزینه نظامی، ده ها هزار تلفات، طالبان اکثر شهرها و روستاها را کنترل می‌کند؛ به مراکز استان‌ها وارد می‌شود و کنترل آنها را در دست می‌گیرد و کابل را بمباران می‌کند. یک‌روز پس از خروج آمریکا، آن‌ها کنترل کامل (کشور) را در دست می‌گیرند.

شکست‌های نظامی آمریکا محصول یک نقص مصیبت آمیزست: معماران امپریالیستی نمی‌توانند مردم بومی را با حاکمان استعماری و افراد محلی مانند خودشان با موفقیت جای‌گزین سازند.

جنگ‌ها توسط سلاح‌های با فن آوری بالا هدایت شده توسط مقامات جدا از مردم برنده نمی شوند: آن‌ها حس صلح و عدالت خود را به اشتراک نمی‌گذارند.

مردم استثمار شده که با روحیه مقاومت جمعی و خودکفایی آگاهی یافته اند، در مقایسه با سربازان چرخشی مشتاق به برگشت به وطنشان و سربازان مزدور با علامت دلار در چشم‌هایشان، انسجام بیش‌تری نشان داده اند.

آن‌هایی که قدرت متجمع نظامی و صنعتی را موعظه می‌کنند، از جنگ‌های شکست خورده درس نگرفته اند- سلاح می‌سازند، می‌فروشند و سود می‌برند، اما فاقد توده انسانی‌ست که سلاح کم‌تری دارد، ولی دارای اعتقاد بزرگتری‌ست که توانایی خود را در شکست دادن ارتش‌های امپریالیستی نشان داده است.

پرچم آمریکا در واشنگتن در اهتزاز است، اما در دفاتر سفارت‌خانه های کابل، تریپولی، دمشق و در دیگر میدان‌های جنگ های شکست خورده، پرچم های آمریکا باز نشده باقی می‌مانند.

 

درباره نویسنده:

 

جیمز پتراس استاد بازنشسته (بارتل) جامعه شناسی در دانشگاه بینگهامتون – نیویورک است، که کتب ومقالات زیادی در باره جنبش‌های چپ و مترقی جهان، از جمله مبارزات خلق‌های خاورمیانه و آمریکای لاتین نوشته است.

 

آدرس سایت اینترنتی استاد جیمز پتراس:

 

http://petras.lahaine.org/

 

 

برگردانده شده از:

 

The US: The Century of Lost Wars

 James Petras

 

https://petras.lahaine.org/b2-img/PetrasCenturyLostWars.pdf

 

https://petras.lahaine.org/the-us-the-century-of-lost/

 

 




دومین روز از دور جدید اعتصاب سراسری کامیون‌داران ایران 

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
يکشنبه  ۱ مهر ۱٣۹۷ –  ۲٣ سپتامبر ۲۰۱٨

 


اعتصاب رانندگان کامیون ایران که در دور جدید خود به دنبال فراخوانی از روز شنبه ۳۱ شهریورماه در اعتراض به برآورده نشدن مطالبات صنفیشان آغاز شده است، امروز یکشنبه ۱ مهرماه برای دومین روز جاری در بسیاری از شهرهای ایران ادامه یافت. دور جدید اعتصاب کامیونداران تاکنون باعث افزایش قیمت برخی میوه و صیفی‌جات شده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، از روز شنبه ۳۱ شهریورماه رانندگان کامیون در بسیاری از شهرهای ایران در اعتراض به برآورده نشدن مطالبات صنفی خود دست از کار کشیده و اعتصاب کردند.
این اعتصاب در روز سه‌شنبه در بسیاری از شهرهای ایران از جمله “اهواز، شیراز، شهرضا، بوشهر، بستان آباد، تبریز، اراک، نهبندان، گرگان، زرین‌شهر، مبارکه، رشت، همدان، سبزوار، نیشابور، قم، خرمشهر، خمینی‌شهر، ساوه، ارومیه و بندرعباس” شکل گرفت.

لازم به ذکر است این اعتصاب چندی پیش در دو دور حدود ده روزه شکل گرفت که با برخی وعده‌ها از سوی مسئولان پایان یافت اما با برآورده نشدن این وعده‌ها، رانندگان کامیون اعتصاب خود را از روز گذشته مجددا آغاز کردند.

روز سه‌شنبه حسن صابری، رئیس اتحادیه بارفروشان در واکنش به افزایش قیمت سیب‌زمینی و گوجه‌فرنگی در گفتگو با خبرگزاری مهر گفت: “حدود دو روز است که رانندگان کامیون اعتصاب کرده‌اند و همین مساله باعث شده بار، به کندی به میدان مرکزی میوه و تره بار برسد؛ ضمن اینکه بحث صادرات نیز همچنان به قوت خود باقی است”.

اتحادیه هماهنگ‌کنندکان رانندگان سراسر ایران در روزهای اخیر با انتشار فراخوانی از رانندگان کامیون خواست که از اول مهر در اعتصاب سراسری شرکت کنند. با این حال بسیاری از این رانندگان از روز گذشته اعتصاب خود را آغاز کردند.

در این فراخوان ۱۵ خواسته رانندگان کامیون و ترانزیت که برای دستیابی به آنها اعتصاب خواهند کرد، بیان شده است. از جمله این خواسته‌ها به «افزایش حقوق بازنشستگی و سختی کار»، «کاهش قیمت لاستیک و لوازم یدکی»، «افزایش ۷۰ درصدی نرخ کرایه»، «کسر حق پرداختی بیمه رانندگان»، «حذف دلالان و واسطه‌ها از پایانه‌ها و باربری‌ها»، و «نظارت بر برخوردهای غلط و سلیقه‌ای مأموران راهنمایی و رانندگی و مجازات ماموران و افسران رشوه‌گیر» می‌توان اشاره کرد.




آغاز سال جدید تحصیلی 

فعالین صنفی معلمان در زندان! 

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
يکشنبه  ۱ مهر ۱٣۹۷ –  ۲٣ سپتامبر ۲۰۱٨


در طی سالهای اخیر فعالان صنفی معلم مانند فعالان سایر اتحادیه‌ها که برای استیفای حقوق صنفی خود در عین حفظ استقلال از دستگاه حاکمه تلاش می کنند، راهی زندان‌ها شده اند. بسیاری از آنان متحمل حبس، اخراج و تبعید شده اند و تعدادی دیگر کماکان با شرایط مشابهی تحمل حبس می کنند. گزارش خبرگزاری هرانا به بهانه آغاز سال تحصیلی به بررسی وضعیت معلمان زندانی می‌پردازد.

محمد حبیبی، عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان استان تهران
محمد حبیبی، روز دوشنبه ۱۲ شهریورماه از زندان تهران بزرگ به قرنطینه زندان اوین منتقل شده است.
این انتقال در حالی صورت گرفت که آقای حبیبی پیشتر در تاریخ ۵ شهریورماه به دلیل وخامت وضعیت عمومی به بیمارستان منتقل شده بود و به دلیل عدم رسیدگی کافی پزشکی انتظار می‌رفت مقامات قضایی با اعزام او به مرخصی پزشکی موافقت کنند.
به دلیل اینکه بازداشت محمد حبیبی همراه با ضرب و شتم بوده در زندان دچار درد قفسه سینه، گلو و عفونت در ناحیه ریه شده بود. با این حال از دریافت خدمات درمانی محروم بوده و همزمان طی حکم کارگزینی حقوق ماهیانه ایشان نیز قطع شده است.
محمد حبیبی در تاریخ یکم مردادماه سال جاری توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست قاضی احمدزاده به ۱۰ سال و شش ماه و همچنین ۷۴ ضربه شلاق و ۲ سال ممنوعیت از فعالیت در احزاب، گروه‌ها و دسته‌های سیاسی و اجتماعی و ممنوعیت خروج از کشور به عنوان مجازات تکمیلی محکوم شد.
اتهامات مطروحه علیه این معلم زندانی “اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت ملی”، “تبلیغ علیه نظام” و “اخلال در نظم عمومی” بوده است.
به گفته حسین تاج وکیل مدافع محمد حبیبی، پرونده وی برای رسیدگی در مرحله تجدیدنظر به شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر به ریاست قاضی سید احمد زرگر ارجاع شده ولی تاکنون تعیین وقت نشده است.
گفتنی است که پیش‌تر بیش از ۱۴۰۰ تن از فعالین مدنی، سیاسی، صنفی و معلمان سراسر کشور با امضای نامه‌ای ضمن اعتراض به احکام صادره علیه محمد حبیبی، خواستار درمان فوری وی شدند.
همزمان “سازمان‌ھای سندیکائی فرانسوی س اف.د.ت، س.ژ.ت، اف.اس.او، سولیدر، او.ان.اس.آ”، در نامه‌ای خطاب به آیت‌الله علی خامنه‌ای، با اشاره به اینکه حبس محمد حبیبی تخطی از حقوق بشر و آزادی‌ھای اساسی سندیکایی است، خواستار رسیدگی مناسب پزشکی و آزادی فوری این معلم دربند شدند.
در خردادماه سال جاری نیز «دیوید ادواردز»، دبیر کل آموزش و پرورش سازمان آموزش بین‌الملل طی بیانیه‌ای با انتقاد از ادامه بازداشت آقای حبیبی در نامه‌ای به حسن روحانی رئیس جمهور ایران خواستار آزادی این معلم زندانی شد و گفت: “رفتار مسئولان زندان با آقای حبیبی چیزی جز جرم، جنایت و چشم پوشی نیست. در صورت بروز هر اتفاقی برای این معلم زندانی ما تمام ماموران ذیربط در این مساله را مسئول می‌دانیم”.
کانون صنفی معلمان استان تهران نیز، ضمن اعتراض به روند برخورد با فعالان صنفی، خواهان انتقال فوری محمد حبیبی به زندان اوین و ایجاد شرایطی برای آزادی او شد.
وی روز پنج‌شنبه ۲۰ اردیبهشت‌ماه ۹۷ در جریان تجمعی اعتراضی که پیرو فراخوان شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان ایران توسط بسیاری از معلمان بازنشسته و شاغل در شهرهای مختلف ایران برگزار شد، همراه با تعداد دیگری از شرکت کنندگان این تجمع در تهران توسط نیروهای امنیتی با ضرب و شتم بازداشت و پنج روز بعد به زندان تهران بزرگ منتقل شد.
لازم به ذکر است تمامی بازداشت شدگان این تجمع به‌جز محمد حبیبی با تودیع قرار کفالت از زندان اوین آزاد شدند.
محمد حبیبی فعال صنفی محبوس در زندان اوین و عضو هیئت مدیره کانون صنفی معلمان استان تهران پیش‌تر نیز در تاریخ ۱۲ اسفندماه سال گذشته، توسط نیروهای امنیتی در محل کار خود بازداشت و به زندان اوین منتقل شده بود و پس از گذشت ۴۴ روز مورخ ۲۶ فروردین ۹۷ با تودیع وثیقه ۲۵۰ میلیون تومانی تا زمان برگزاری دادگاه آزاد شد.

محمود بهشتی لنگرودی، سخنگوی کانون صنفی معلمان تهران
محمود بهشتی لنگرودی، سخنگوی کانون صنفی معلمان، که از روز پانزدهم شهریور ماه ۹۴ در حال تحمل حبس در زندان اوین است، با سپری کردن بیش از دو سال از محکومیت ۵ ساله خود در انتظار اعمال حق آزادی مشروط است. با این حال تا این لحظه و با وجود پیگیری‌های فراوان این قانون در ارتباط با وی اجرا نشده است.
به گفته آدینه بیگی (همسر محمود بهشتی لنگرودی)، ایشان در سال ۱٣۶۲ به صورت حق‌التدریس در آموزش و پرورش مشغول به کار شد و استخدام وی به دلیل گرایشات فکری ایشان به جریانات روشنفکری با مخالفت‌های گزینش، ۷ سال به تعویق افتاد. در اواخر دهه ۷۰ و با شکل‌گیری کانون‌های صنفی، جزو اولین اعضای هیات مدیره کانون صنفی معلمان ایران برگزیده شد و متعاقب آن به مدت ۲ دوره به عنوان دبیرکل این تشکل انتخاب شد. و در دوره‌هایی به عنوان بازرس و سخنگوی کانون نیز فعال بوده است. در پایان سال ۹۶، محکومیت ۱۴ سال زندان در سه پرونده بر اساس قانون به ۵ سال محکومیت قابل اجرا تبدیل شده و خانواده وی اکنون با اتمام یک سوم دوران محکومیت منتظر اعمال حق قانونی آزادی مشروط برای او هستند.
این فعال صنفی محبوس در زندان اوین، در تاریخ یازدهم تیرماه سال جاری از اعتصاب غذای خود در اعتراض به نحوه برخورد قوه قضاییه و دادستانی با زندانیان صنفی و سیاسی خبر داد و نگارش نامه‌ای سرگشاده در این خصوص گفت: “مسئولیت هر اتفاقی که در این مسیر متوجه من شود بر عهده مقامات امنیتی، قوه قضائیه به ویژه قاضی صادر‌‌کننده حکم و مقامات دادستانی است”.
کانون صنفی معلمان تهران در روز ۲۵ تیرماه سال جاری طی بیانیه‌ای ضمن اعتراض شدید خود نسبت به قوه ‌قضاییه به دلیل عدم اجرای قانون و اعتراض به بی‌توجهی و بی‌مسئولیتی دادیار ناظر بر زندان اوین و اعلام حمایت از خواسته‌های به‌حق و قانونی محمود بهشتی و سایر معلمان در بند از محمود بهشتی تقاضا کرد تا هرچه سریعتر به اعتصاب خود پایان دهد.
در پی این درخواست و وضعیت نامناسب جسمی، محمود بهشتی لنگرودی پس از ۱۴ روز به اعتصاب غذای خود پایان داد.
در خردادماه سال جاری نیز کانون صنفی معلمان استان تهران، ضمن اعتراض به روند برخورد با فعالان صنفی خواستار برخورداری محمد بهشتی لنگرودی و سایر زندانیان صنفی از حق استفاده از قانون آزاری مشروط شده بود.
این فعال صنفی که پیشتر طی ۲ پرونده مجزا در دادگاه‌هایی به ریاست قضات دادگاه انقلاب “صلواتی و مقیسه” مجموعا به ۱۴ سال حبس محکوم شده بود در تاریخ ۱۹ فروردین‌ماه سال جاری و پس از پیگیری‌ها و پذیرش اِعمال ماده ۱۳۴ از طرف شعبه ۳۶ دادگاه انقلاب، احکام صادره علیه وی ادغام و به ۵ سال حبس تبدیل شد.
محمود بهشتی لنگرودی به دلیل فعالیت‌های صنفی خود در سال‌های اخیر بارها سابقه احضار، بازجویی، بازداشت و حبس در پرونده خود دارد و هم اکنون نیز در حال تحمل دوران محکومیت ۵ ساله خود در زندان اوین است.

اسماعیل عبدی، دبیر کانون صنفی معلمان ایران (تهران)
اسماعیل عبدی، دبیر کانون صنفی معلمان ایران (تهران) در حالی که با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی بیش از نیمی از محکومیت ۶ ساله خود را گذرانده و طبق قانون دارای شرایط استفاده از آزادی مشروط است با این حال با درخواست وی جهت استفاده از این قانون مخالفت شده است.
طی دوران حبس اسماعیل عبدی سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه سازمان آموزش بین‌الملل، سازمان معلمان ایران، جمعی از فعالین کارگری و صنفی و شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان سراسر کشور خواهان توجه به وضعیت اسماعیل عبدی، معلم و فعال صنفی دربند شدند و آزادی او را مطالبه کردند.
همچنین فدراسیون معلمان کانادا، شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان سراسر کشور و انجمن صنفی معلمان کردستان – مریوان طی بیانیه ای خواستار آزادی اسماعیل عبدی معلم زندانی شدند.
این معلم زندانی از روز سه‌شنبه ۴ اردیبهشت ۹۷ در اعتراض به نقض گسترده حقوق شهروندی معلمان و کارگران دست به اعتصاب غذا زد و پس از گذشت ۲۳ روز و کاهش ۱۵ کیلوگرم وزن، روز چهارشنبه ۲۶ اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۷ به دلیل وضعیت نامناسب جسمی به اعتصاب غذای خود پایان داد.
در تاربخ ۸ اردیبهشت ماه و درحالی که اسماعیل عبدی در اعتصاب غذا بود سازمان عفو بین‌الملل طی بیانیه‌ای خواستار اقدام فوری جهت رسیدگی به وضعیت این فعال صنفی معلمان شد.
وی همچنین در فروردین ۹۷ از سوی کنفرانس سالیانه اتحادیه ملی مدیران مدارس و زنان آموزگار بریتانیا (NASUWT) که در بیرمنگام انگلستان برگزار شد، برنده جایزه بین‌المللی همبستگی این اتحادیه در سال ۲۰۱۸ شد.
این فعال صنفی معلمان پیشتر در روز ۱۷ دیماه سال ۹۶ به مرخصی اعزام شده بود و در طی دوره مرخصی، بعد از مراجعه‌ به پزشک فوق‌تخصص ریه و انجام آزمایشات «اسپیلومتری» و «سی‌تی اسکن» مشخص شد که به دلیل تنفس طولانی در محیط بسته‌ی زندان، دچار آسم خفیف شده است و اگر این روند ادامه پیدا کند بیماری او تشدید شده و پیشرفت خواهد کرد با این وجود با توجه به عدم تمدید مرخصی، در تاریخ ۳۰ دی‌ماه ۱۳۹۶ درحالی‌که توسط تعدادی از اعضای کانون صنفی معلمان همراهی می‌شد، به زندان اوین بازگشت.
وی پیشتر نیز از تاریخ ۱۰ اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۶ در اعتراض به عدم استقلال قوه قضاییه در «صدور احکام امنیتی» برای فعالان تشکل‌های صنفی معلمان و کارگران و با درخواست صریح «خروج روند پیگیری پرونده‌ خود از حالت امنیتی به عادی»، دست به اعتصاب غذا زده بود و در سی و پنجمین روز اعتصاب غذای خود در حالی که در وضعیت جسمی نامناسبی به‌سر می‌برد به بیمارستان منتقل شده و پس از ۳۷ روز اعتصاب غذای اعتراضی روز چهارشنبه ۱۷ خردادماه ۹۶، به درخواست کانون صنفی معلمان و خانواده خود به این اعتصاب پایان داد.
لازم به یادآوری است اسماعیل عبدی صبح روز ۱۹ آبان ۱۳۹۵، در منزل شخصی خود توسط نیروهای امنیتی بازداشت و جهت گذراندن دوران محکومیت خود به بند ۸ زندان اوین منتقل شده بود.
وی پیش از آن نیز در تاریخ ششم تیرماه ۹۴ توسط ماموران امنیتی بازداشت و در بهمن‌ماه همان سال توسط شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی به اتهام “اجتماع و تبانی به قصد اخلال در نظم عمومی” و “تبلیغ علیه نظام” به شش سال حبس تعزیری محکوم شد.
این معلم زندانی پس از حدود یازده ماه در تاریخ ۲۵ اردیبهشت‌ماه ۹۵ با قرار وثیقه و تا پایان مراحل دادرسی آزاد شد و در مهرماه همان سال حکم شش سال حبس وی به تائید شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران رسید.
اسماعیل عبدی، دبیر کانون صنفی معلمان ایران (تهران) هم اکنون در حال تحمل محکومیت شش ساله خود در زندان اوین است.

محمد ثانی، معلم مدارس استثنایی در بوشهر
محمد ثانی، معلم ساکن بوشهر، در مردادماه سال جاری به اتهام نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی در رابطه با فعالیت‌های صنفی خود به دو سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد.
پیش‌تر یک منبع مطلع به گزارشگر هرانا گفته بود: “اتهام منتسب به این معلم بوشهری مربوط به اعتراضات سراسری معلمان در سال ۹۴ است. شاکی اولیه‌ی آقای ثانی فرمانداری شهرستان دشتستان بوده که در جریان تجمع معلمان در سال ۹۴ و در پی توهین فرماندار به معلمان متحصن و پاسخ محمد ثانی به وی پرونده‌ای برای این معلم تشکیل شده بود”.
معلمان و فرهنگیان کشور در مهر ۹۴ برای آزادی همکاران در بند و احقاق مطالبات صنفی خود اقدام به برپایی اعتراضات مسالمت‌آمیز در تهران و سایر استان‌های دیگر کردند و خواستار آزادی همکاران در بند و رسیدگی به وضعیت بد معیشتی خود شده بودند.
محمد ثانی، معلم ساکن بوشهر هم اکنون در انتظار احضاریه اجرای احکام جهت گذراندن دوران حبس خود است.
روح الله مردانی، معلم و دانشجوی دانشگاه تهران
روح الله مردانی، معلم زندانی محبوس در زندان اوین در تیرماه سال جاری و در دادگاه بدوی به اتهام “فعالیت تبلیغی علیه نظام” و ” اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت داخلی” به تحمل ۶ سال حبس و دو سال محرومیت از حقوق اجتماعی از جمله ممنوعیت خروج از کشور محکوم شد.
وی در اعتراض به بازداشت و بلاتکلیفی خود در زندان اوین از روز سه‌شنبه ۴ اردیبهشت ماه ۱۳۹۶ دست به اعتصاب غذا زد و پس از ۲۷ روز در تاریخ ۳۱ اردیبهشت‌ماه با وعده‌ی مسئولان قضایی مبنی بر تسریع در روند رسیدگی به پرونده‌اش به اعتصاب غذای خود پایان داد.
وی در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۳۹۶ به دلایل غیرصنفی از جمله حضور در اعتراضات سراسری دی‌ماه بازداشت و به زندان اوین منتقل شده بود.
پیشتر یک منبع مطلع به گزارشگر هرانا گفته بود: “با دخالت حراست آموزش و پرورش حقوق این معلم زندانی به بهانه غیبت از همان ماه اول بازداشت قطع شده است، شرایط موجود امنیت شغلی ایشان را تهدید می کند.”
روح‌الله مردانی معلم مشاوره ناحیه ۴ کرج و دانشجوی دانشگاه تهران هم‌اکنون در بند ۴ زندان اوین به سر می‌برد.

بختیار عارفی، معلم سردشتی
بختیار عارفی، از روز سه‌شنبه دوم مرداد ۱۳۹۷، جهت سپری کردن حکم ۱۸ ماه حبس خود در زندان مهاباد به‌سر می‌برد.
وی در تاریخ ۷ اسفندماه ۹۵ توسط دادگاه انقلاب مورد محاکمه قرار گرفته و به سه سال حبس تعزیری محکوم شد و پس از اعتراض و تایید مجدد حکم توسط شعبه‌ی ۴٠ دیوان عالی کشور، نهایتاً روز ۸ آبان ۹۶ شعبه‌ی ١٣ دادگاه تجدیدنظر در ارومیه حکم را با استناد به ماده‌ی ١٨ قانون مجازات اسلامی به ١٨ ماه حبس کاهش داد.
بختیار عارفی روز ۵ بهمن‌ماه سال ۹۳ به دلایل غیر صنفی از جمله اتهام «عضویت در جماعت دعوت و اصلاح» بازداشت شده و نهایتا پس از یک ماه در روز ۵ اسفندماه ١٣٩٣ با تودیع وثیقه تا زمان پایان دادرسی آزاد شده بود.
با احتساب ایام بازداشت، وی باید در تاریخ ۲ دی‌ماه ۱۳۹۸ با اتمام مدت زمان محکومیتش از زندان آزاد شود.

همانطور که اشاره شد افراد فوق عمدتا فعالان صنفی زندانی را در بر میگیرد هر چند لازم به اشاره است طی سالیان اخیر تعدادی دیگر از معلمان نیز در سراسر کشور به دلایل مشابهی مورد برخورد قضایی قرار گرفتند و یا به طرق مختلف متحمل هزینه شدند. از جمله آنها میتوان به “مختار اسدی”، “طاهر قادرزاده”، “رسول بداقی”، “علی اکبر باغانی”، “نبی‌الله باستان فارسانی”، “عبدالرضا قنبری”، “محمود باقری”، “محمد داوری”، “علیرضا هاشمی”، “جعفر ابراهیمی”، “هاشم خواستار”، “محسن عمرانی” و … اشاره کرد.




اعتصاب غذای بیش از ۲۰ زندانی عقیدتی – سیاسی در ایران 

• بیش از ۲۰ زندانی عقیدتی-سیاسی در زندان‌های مختلف ایران در اعتصاب غذا هستند. سکوت مقام‌های قضایی جمهوری اسلامی در قبال این اعتصاب‌ها موجب نگرانی خانواده‌ها و فعالان حقوق بشر شده است …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
پنج‌شنبه  ۲۹ شهريور ۱٣۹۷ –  ۲۰ سپتامبر ۲۰۱٨

 


بیش از ۲۰ زندانی عقیدتی-سیاسی در زندان‌های مختلف ایران در اعتصاب غذا هستند. سکوت مقام‌های قضایی جمهوری اسلامی در قبال این اعتصاب‌ها موجب نگرانی خانواده‌ها و فعالان حقوق بشر شده است.

به گزارش زمانه به نقل از کمپین حقوق بشر در ایران، در حال حاضر ۱۸ درویش گنابادی زندانی در زندان تهران بزرگ به علاوه نسرین ستوده و فرهاد میثمی در زندان اوین تهران و مهین‌تاج احمدپور در زندان تنکابن، در اعتراض به نقض حقوق قانونی خود در اعتصاب غذا به سر می‌برند. وضعیت جسمانی اغلب آنان نیز نامناسب گزارش شده است.

نسرین ستوده، وکیل دادگستری و مدافع حقوق بشر که از روز سوم شهریور در اعتصاب غذاست، دچار ضعف و سرگیجه شده و فرهاد میثمی هم با وجود افت فشار و ضعف عمومی از پذیرش سرم خودداری می‌کند.
به گفته نزدیکان نسرین ستوده، او تاکنون بارها در زندان اوین دچار سرگیجه شده و یک بار به دلیل ضعف و عدم تعادل جسمی از پله‌های بند سقوط کرده است.
چهارشنبه ۲۸ شهریور، ۳۴۰ فعال مدنی در نامه‌ای به نسرین ستوده از او خواستند تا با پایان دادن به اعتصاب غذا، علاوه بر حفظ سلامتش به نگرانی خانواده، دوستان و فعالان حقوق بشر درباره خود پایان دهد.
نویسندگان نامه اعلام کرده‌اند که «دستگاه قضایی-امنیتی» جمهوری اسلامی مسئولیت جان و سلامتی نسرین ستوده و دیگر زندانیان سیاسی-عقیدتی دیگری که در ایران در اعتصاب غذا هستند را به عهده دارد.

فرهاد میثمی، پزشک و فعال مدنی ۴۸ ساله هم که ۹ مرداد به اتهام اعتراض به حجاب اجباری بازداشت و از ۱۰ مرداد اعلام اعتصاب غذا کرده است، از دوستانش خواسته است تا برای شکستن اعتصاب غذا، تقاضا نکنند و به جای آن از مطالبه او یعنی رویه قضایی عادلانه حمایت کنند.
مادر این زندانی سیاسی نیز در پاسخ به مقامات قضایی گفته است هرگز از فرزندش نخواهد خواست به اعتصاب غذایش پایان دهد.

از سوی دیگر اما به گزارش سایت مجذوبان نور که خبرهای مربوط به درویشان گنابادی را پوشش می‌دهد، وضعیت جسمانی ۱۸ درویش گنابادی در اعتصاب غذا در زندان تهران بزرگ نیز نامناسب است. این زندانیان از کنترل روزانه نیز محروم‌اند.
گزارش شده است که وضعیت جسمی ظفرعلی مقیمی نگران‌کننده‌تر از دیگر درویشان زندانی است. او بیش از چهار ماه است که در اعتصاب غذاست.
صالح‌الدین مرادی، محمدرضا درویشی، علی بلبلی، عباس دهقان، علی‌ محمدشاهی، مجتبی بیرانوند، حیدر تیموری، مجید یاراحمدی، سعید سلطان‌پور، بابک تقیان، احسان ملک‌محمدی، سخاوت سلیمی، رضا باوی و اکبر داداشی از دیگر درویشان گنابادی محبوس در زندان تهران بزرگ هستند که دست به اعتصاب غذا زده‌اند و نیازمند رسیدگی پزشکی‌اند.

علاوه بر این ۲۰ زندانی عقیدتی-سیاسی در تهران اما یک زندانی نیز در زندان تنکابن در اعتصاب غذاست که او نیز با وجود وضعیت جسمانی نامناسب، از دریافت خدمات درمانی محروم مانده است.
مهین‌تاج احمدپور، زن دستفروش محبوس در زندان نشتارود تنکابن، در اعتراض به عدم رسیدگی پزشکی، مانع‌تراشی مسئولان در استفاده او از تلفن زندان و تهدید او به باز کردن پرونده جدید از روز ۱۹ شهریور دست به اعتصاب غذا زده است.
این زندانی سیاسی به دلیل شرکت در اعتراضات دی ماه ۹۶ بازداشت و زندانی شده است.




شکایت به سازمان ملل در مورد تداوم حبس نسرین ستوده 

• برنامه‌ی نظارت بر حمایت از مدافعان حقوق بشر در پیگیری برای آزادی نسرین ستوده وکیل دربند ایرانی به گروه تحقیق حبس‌های خودسرانه‌ی سازمان ملل شکایت کرد …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
آدينه  ٣۰ شهريور ۱٣۹۷ –  ۲۱ سپتامبر ۲۰۱٨

 


پیام رسانه‌ای برنامه‌ی نظارت بر حمایت از مدافعان حقوق بشر
۲۱ سپتامبر ۲۰۱۸ (۳۰ شهریور ۱۳۹۷)

پاریس، ژنو، ـ برنامه‌ی نظارت بر حمایت از مدافعان حقوق بشر ـ مشارکت فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر (FIDH) و سازمان جهانی مبارزه با شکنجه (OMCT) ـ در پیگیری تلاش‌ها برای آزادی وکیل حقوق بشری ایرانی خانم نسرین ستوده به گروه تحقیق حبس‌های خودسرانه‌ی سازمان ملل (WGAD) شکایت کرده است.

خانم نسرین ستوده، وکیل سرشناس حقوق بشری و برنده جایزه‌ی ساخاروف پارلمان اروپا در سال ۲۰۱۲، روز ۱۳ ژوئن ۲۰۱۸ (۲۳ خرداد ۱۳۹۷) در خانه‌اش در تهران دستگیر شد. ماموران سپس او را برای گذراندن حکم پنج سال زندان غیابی به زندان اوین منتقل کردند. این حکم غیابی در سال ۱۳۹۵ صادر شده ولی در مغایرت آشکار با موازین ملی و بین‌المللی محاکمه عادلانه، تا زمان دستگیری به خانم ستوده ابلاغ نشده بود.

دیمیتریس کریستوپولوس، رئیس فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر، گفت: «ما یک بار دیگر تداوم حبس نسرین ستوده را که با هدف روشن جلوگیری از فعالیت حقوق بشری اوست قاطعانه محکوم می‌کنیم. ما از گروه تحقیق حبس‌های خودسرانه‌ی سازمان ملل می‌خواهیم محرومیت از آزادی نسرین ستوده را “خودسرانه” اعلام کند و از دولتمردان ایران بخواهد او را فوری و بدون قید شرط آزاد کنند.»

جرالد استابِروک، دبیرکل سازمان جهانی مبارزه با شکنجه، نیز افزود: «همچون بسیاری از وکلای حقوق بشری دیگر که به تازگی دستگیر یا به دادگاه احضار شده‌اند، حبس خانم ستوده نیز انتقامجویی مستقیم به‌خاطر دفاع از زندانیان سیاسی و پذیرفتن پرونده‌های حقوق بشری است. ما از جامعه‌ی بین‌المللی می‌خواهیم افزایش حمله‌ها به وکلای حقوق بشری در ایران را به شدت محکوم کند و بالاخره دولتمردان ایران را به خاطر وخیم تر شدن وضعیت حقوق بشر در این کشور پاسخگو سازد.»

خانم ستوده در اعتراض به حبس خود به خاطر اتهام‌های ساختگی و آزار قضایی علیه دوستانش و اعضای خانواده‌اش، از جمله همسرش آقای رضا خندان که در تاریخ ۴ سپتامبر ۲۰۱۸ (۱۳ شهریور ۱۳۹۷) دستگیر و زندانی شد (https://fidh.org/23571)، اعتصاب غذایی را در روز ۲۵ اوت ۲۰۱۸ (۳ شهریور ۱۳۹۷) آغاز کرده است. روز ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۸ (۲۵ شهریور ۱۳۹۷)، مسئولان به خانم ستوده اطلاع دادند که در صورتی که او و ملاقات کنندگان زن ـ شامل دخترش ـ از رعایت حجاب سر باز بزنند، وی از حق ملاقات خانوادگی محروم خواهد شد. خانم ستوده این شرط را رد کرد و در روز ۱۷ سپتامبر (۲۶ شهریور) از دیدار با دخترش محروم شد.

برنامه‌ی نظارت از دولتمردان ایران میخواهد فوری و بدون قید و شرط خانم ستوده را آزاد کنند و بر اساس مقررات اعلامیه‌ی سازمان ملل درباره‌ی مدافعان حقوق بشر و موازین بین‌المللی حقوق بشر و عهدنامه‌های بین‌المللی که ایران عضو مُتعاهد آنهاست، به کلیه‌ی آزارها و تعدی‌های دیگر علیه او و کلیه‌ی مدافعان حقوق بشرپایان دهند.

تماس برای اطلاعات بیشتر:
· FIDH: Maryna Chebat Tel: +33 6 48 05 91 57 / Email: [email protected]
· OMCT: Delphine Reculeau: +41 22 809 49 39 / Email: [email protected]

برنامه‌ی نظارت بر حمایت از مدافعان حقوق بشر در سال ۱۹۹۷ به صورت برنامه‌ی مشترک فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر و سازمان جهانی مبارزه با شکنجه ایجاد شد. هدف این برنامه مداخله در موارد سرکوب مدافعان حقوق بشر، جلوگیری از این سرکوب و چاره جویی در باره آن است. سازمان جهانی مبارزه با شکنجه و فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر هر دو از اعضای ProtectDefenders.eu هستند که سازو‌کار مدافعان حقوق بشر در اتحادیه‌ی اروپاست و جامعه‌ی مدنی بین‌المللی آن را برپا کرده است.




حزب تودهٔ ایران، حملهٔ تروریستی به مراسم رژهٔ نیروهای نظامی در اهواز را محکوم می‌کند!

به‌گزارش رسانه‌های خبری، صبح امروز، شنبه ۳۱ شهریورماه، در حملهٔ مسلحانهٔ تروریستی‌ای به مراسم برگزاری رژهٔ نیروهای مسلح جمهوری‌اسلامی که به‌مناسبت سی‌وهشتمین سالروز جنگ ایران وعراق در اهواز، حداقل ۲۵ نفر کشته و بیش از ۵۰ نفر زخمی شده‌اند. تعدادی از کشته شدگان و زخمی‌ها از مردم عادی و غیرنظامی بوده‌اند که در مسیر رژه به نظارهٔ مراسم رژه مشغول بوده‌اند. حزب تودهٔ ایران این حرکت تروریستی را به‌شدت محکوم می‌کند.

بر اساس گزارش‌های منتشر شده، “جنبش عربی مبارزه برای آزادی الاحواز” (شاخه حبیب نبگان)،  که از سوی کشورهای عربستان سعودی و بحرین حمایت می‌شود در این حرکت  دست داشته‌ است. از سوی دیگر، سازمان جنایتکار داعش نیز با انتشار اطلاعیه‌ای در پایگاه اینترنتی خود به‌نام “الاعماق” مدعی شد که نیروهای نفوذی‌اش در خوزستان در این حمله تروریستی شرکت داشته است.

حزب تودهٔ ایران بر این باور است که، عملیات تروریستی و جنایتکارانه‌ای از قبیل آنچه امروز صبح در اهواز انجام شد- صرف‌نظر از ادعاها و توجیه‌های سازمان‌دهندگانش- در اوضاع‌واحوالی که عربستان و اسرائیل به‌نیابت از سوی دولت نژادپرست و دست‌راستی آمریکا و به‌منظور ایجاد جوی متشنج در منطقه در ارتباط با ایران و شروع جنگی تازه تلاش می‌کنند، می‌تواند تهدیدهای جدی‌ای را متوجه امنیت میهن‌مان کند. عملیات تروریستی در منطقهٔ حساس خوزستان و در وضعیتی که جنبش مطالباتی مردم و زحمتکشان میهن‌مان در ماه‌های اخیر به‌طور بی‌سابقه‌ای درحال گسترش و تعمیق است و ورشکستگی سیاسی- اجتماعی رژیم جنایتکار ولایی حاکم بر کشور را به‌شکلی روشن آشکار کرده است، برای جبران این ورشکستگی و در رویارویی با جنبش مطالباتی از طریق گسترش اختناق در خوزستان و شدت بخشیدن به فضای تشنج‌آمیز همراه با خشونت در سراسر کشور می‌تواند دست نیروهای امنیتی رژیم را بیش‌ازپیش باز کند.

حزب تودهٔ ایران، ضمن محکوم کردن تروریسم در تمامی اشکال تجلی آن و حرکت تروریستی امروز در اهواز و اعلام حمایت از جنبش حق‌طلبانهٔ مردم زحمتکش خوزستان، همهٔ نیروهای ملی، دموکراتیک و ترقی‌خواه کشور را فرامی‌خواند تا با تلاشی مشترک، مبارزه‌ای متحد و منسجم را در دفاع از خواست‌های مردم میهن‌مان برای صلح، آزادی و حقوق دموکراتیک، استقلال، و عدالت اجتماعی سازمان‌دهی کنند.

 

شنبه ۳۱ شهریورماه ۱۳۹۷

کمیتۀ مرکزی حزب تودۀ ایران




در راه تشکیل ائتلاف ضد دلاری

آنتون کانوسکی

(Anton Kanevskiy)

https://www.fondsk.ru/news/2018/09/18/na-puti-k-antidollarovoj-koalicii-46809.html

ا. م. شیری

https://eb1384.wordpress.com/2018/09/22/

٣١ شهریور- سنبله ١٣۹۷

کی جهان به پرداخت خراج دلار به آمریکا پایان خواهد داد…

دمیتری پسکوف، سخنگوی مطبوعاتی رئیس جمهور روسیه در برنامه کانال نلویزیون «روسیه ١» زیر عنوان «مسکو، کرملین، پوتین» اظهار داشت: سیاست جهانی دلارزدایی با سرعت تمام پیش می رود، و شمار کشورهای آسیایی و اروپایی که در پی جستجوی جایگزین برای دلار هستند، افزایش می یابد. او در ادامه افزود: «کشورهای هر چه بیشتری، نه فقط در شرق، حتی در اروپا نیز به این که وابستگی به دلار آمریکا را چگونه به حداقل برسانند، فکر می کنند. آنها ناگهان درک می کنند، که آ- این کار امکان پذیر است، ب- انجام این لازم است و ج- هر کس امکان دارد، خودش را نجات دهد. این باید هر چه زودتر انجام شود».

و چند روز قبل از این ژان کلود یونکر رئیس اتحادیه اروپا طی سخنرانی گزارشی سالانه خود در پارلمان اروپا در خصوص وضیعت اتحادیه اروپا بیاناتی ایراد نمود که بی تردید، می توان آن را بعنوان یک نقطه عطف بحساب آورد: «برای اینکه ارز واحد ما نقش کامل خود را در مقیاس جهانی بازی کند، ما باید به اقدامات بیشتری دست بزنیم. این کار بیهوده است در حالی که فقط ۲ درصد از انرژی ما از آمریکا وارد می شود، اتحادیه اروپا ۸٠ درصد از بهای ٣٠٠ میلیارد یورو انرژی وارداتی سالانه خود را به دلار آمریکا می پردازد. بیهوده است که شرکتهای اروپایی بهای هواپیماهای تولیدی اروپا را بجای یورو با دلار آمریکا می پردازند. یورو باید به سیما و ابزار جدید اروپای مستقلتر تبدیل شود».

سخنان یونکر بطور سرراست با اظهارات دو هفته پیش امانوئل ماکرون رئیس جمهور فرانسه و هیکو ماس وزیر خارجه آلمان انطباق دارد. هیکو ماس در مقاله منتشره در روزنامه هندلسبلات بتاریخ ۲۲ ماه اوت نوشت: زمان ارزیابی مجدد همکاری دو سوی اقیانوس اطلس بطور آگاهانه، انتقادی و خودانتقادی از مدتها قبل فرارسیده… ما ایده همکاری متعادل را بمثابه برنامه پیشنهاد می کنیم… هنگامی که ایالات متحده آمریکا از خطوط قرمز عبور می کند، ما بعنوان اروپاییها باید تعادل ایجاد کنیم… عبور از ارزشها و منافع مرتبط با نیرویی که عامل مناقشه بین شرق و غرب بود، کاهش می یابد. امروز برای ایجاد تعادل با آمریکا تنها از طریق همکاری تنگاتنگ آلمان با فرانسه و سایر کشورهای اروپایی در چهارچوب اروپای مستقل و قوی امکانپذیر است».

امانوئل ماکرون باز هم مشخص تر گفت: «اروپا دیگر نمی تواند امنیت خود را فقط به ایالات متحده اعتماد کند. امروز ما باید مسئولیت و تأمین امنیتمان را بعهده بگیریم و، این است اساس حق حاکمیت اروپا… ما بایستی از پایان جنگ سرد نتایج لازم استخراج کنیم. اتحادها امروزه همچنان مهم هستند، اما ضرورت بازنگری تعادل یا حتی واکنشهای مستقر در مبنای آنها امروزه احساس می شود… ما یک پاسخ اروپایی مطمئن داریم: راهبرد ما مختاریت است… آن را باید شکل داد».

استناد ماکرون به پایان جنگ سرد و تأکید وی بر ضرورت بازبینی واکنشهای مستقر در شالوده آن بروشنی بیانگر این فکر است که کشورهای پیشرو قاره اروپا دیگر دلیلی برای ادامه تابعیت بندهوار از آمریکا نمی بینند: اول- این وابستگی را دیگر با «خطر شوروی» نمیتوان توجیه نمود، دوم- بهای آن بسیار گران است.

در پایان جنگ جهانی دوم ایالات متحده آمریکا در عمل به تنها مرکز جهانی نشر پول تبدیل گردید. طبیعتا، بر خلاف سایر بانکهای مرکزی که فلههای پول را به نفع بودجه و تأمین گردش پول بطور «مجانی» ضرب می کنند، آمریکاییها به هیچ کس دلار هدیه نکردند. برای اینکه «کمپانیهای اروپایی قیمت هواپیماهای ساخت اروپا را با دلار پرداخت نمایند»، آنها می بایستی این دلارها را با فروش ارزشهای مادی واقعی به «نرخ بازار» بدست آورند.

این امر در مورد همین دلارها اعمال گردید که اساس ذخیره ارزی بین المللی همه کشورها را تشکیل می دهد. برای تأمین ثبات روبل لازم است به ازای هر دلار از ذخیره طلا و ارز روسیه، بشکههای کامل و سایر محصولات کار و زحمت مردم روسیه به فروش برسد. همین مسئله در مورد کاغذهای سبز منقش به تصاویر فرانکلین و گرانت نیز به این دلیل صادق است که بسیاری از مردم روسیه، یا مثلا، نیجریه پس انداز خود را به آن تبدیل می کنند.

دلار به محصول صادراتی عمده آمریکا تبدیل گردید. این واقعیت در ابتدا یک فرصت طلایی برای کسب درآمدی بود، که به عروج بیسابقه آمریکا پس از دو جنگ جهانی (و در سایه این جنگها!) منجر گردید ، با گذشت زمان عوارض جانبی آن هر چه بیشتر ظاهر شد. زیرا، چاپ کاغذ شکلات بسیار سادهتر از تولید محصول قابل رقابت است. در نتیجه، آمریکا به روی سوزن دلاری نشانده شد.

در سال ۲٠١۶ آمریکا به ارزش ١ تریلیون و ٣۲ میلیارد دلار کالا صادر کرد، اما ارزش کل واردات آن شامل ۲ تریلیون و ١۲ میلیارد دلار (۶٠ درصد بیشتر از صادرات!) بود. تراز منفی ۷۹١ میلیارد دلار (تراز تجارت خارجی آمریکا از سال ١۹۷۶ همواره منفی بوده است!). در حال حاضر بدهی دولتی آمریکا به بیش از ۲١ تریلیون دلار رسیده و با سرعت سرسامآوری افزایش می یابد. با وجود این، همه دلارهای نقدی و غیرنقدی که در جهان «سرگردان» هستند و رقم آنها مخفی نگه داشته می شود، در واقع دیون خارجی آمریکا محسوب می شوند. اگر این دلارها ضرورت خود را در محاسبات بین المللی از دست بدهند، آنها را بجای «کاغذ دیواری» هم نمیتوان استفاده کرد. این دلارها بازای خرید کالاهای واقعی و خدمات به آمریکا تحویل می شوند. امتناع جهان از دلار بعنوان ارز اصلی، موجب گرفتار شدن آمریکا به چنان فاجعه ای می گردد، که ابعاد آن قابل تصور نیست.

حفظ و افزایش تقاضا به دلار در سراسر جهان، پیشگیری از ظهور مراکز قدرت قادر به امتناع  از پرداخت خراج دلاری (همچون ایوان سوم، حکمران بزرگ مسکو و حاکم سراسر روسیه که بمحض «فراهم شدن شرایط» فرمان خان تاتار- مغول را لگدمال نمود)، از الف تا یای سیاست خارجی دهه اخیر آمریکا را تشکیل میدهد، علت اصلی دسایس و ماجراجویی های خارجی آمریکا میباشد. و آمریکا تا کنون موفق بوده است.

بهر حال، «تاریخ بطور بطئی تحول می یابد» و «هر عملی با عکس العمل مواجه میشود». هر قدر فشارها برای حفظ هژمونی آمریکا افزایش یابند، هر چه به منافع قانونی دیگران آسیبهای شدیدتر وارد بشود، به همان نسبت تلاشها برای رهایی از «تعهدات» برای حمایت از اقتصاد آمریکا تشدید می گردند. و، مثل اینکه، زمان فرارویی کمیت (ناراضی) به کیفیت فرارسیده است. نگرانی واشینگتن بویژه از این است که رهبران متحدان اصلی آمریکا موضع «ضد دلاری» و ضد آمریکایی اتخاذ کرده اند، و این، در واقعیت امر، درها را بسوی تشکیل ائتلاف جهانی «ضد دلار» باز می کند.

حیرت انگیز این است که قاطعیت مقامات اروپا در اتخاذ چنین موضعی، سیاست دونالد ترامپ را بسوی تدوین برنامه ای تحریک نمود، که محور اصلی آن بازگشت به اقتصاد واقعی است و بر اساس آن بخش زیادی از کالاهای مصرفی آمریکا در خود آمریکا تولید می شود- در صورت خروج تدریجی از اقتصاد مجازی، بهای کالاهای صادراتی آمریکا با دلارهای تازه چاپ شده و اوراق بهاءدار خزانهداری ایالات متحده آمریکا پرداخت می شود. کسانی از ترامپ پشتیبانی می کنند که بسیار خوب می فهمند که این طرح کارآیی خود را از دست داده و می تواند در آینده قابل پیشبینی به سقوط هیولا منجر شود. با این وجود، تلاشهای ترامپ برای ترویج تولیدات آمریکا و حفاظت از بازار داخلی ایالات متحده آمریکا به کاتالیزاتور فرایند بحران کنونی تبدیل گردیده است. چنان که گویند، زمانی که علل به حد کمال برسند، معلولات یکی بعد از دیگری پدید می آیند.

البته، این بمعنای آن نیست که شکست دلار، مسئله امروز یا فردا است. روند دلار زدایی طولانی و بغرنج خواهد بود، و آن، با مانورها، دسایس و فریبکاری های اغلب بسیار خشن توأم خواهد بود. فروپاشی دلار و همراه با آن ایالات متحده آمریکا برای هیچ کس لازم نیست. سقوط بزرگترین اقتصاد جهان ناگزیر به بحران سنگین جهانی منجر خواهد گردید، آری، هیچ کس نمیخواهد داراییهای متعلق به خود (دلارها) در یک لحظه به کاغذ پاره تبدیل شود.

«فرود آرام» دلار، انتقال آن به جایگاه یکی از ذخایر ارزی جهان در صورت تقویت بخش واقعی اقتصاد آمریکا، می تواند واشینگتن را از گلآلود نمودن آب در سراسر جهان بازدارد، می تواند بهترین راه گذار برای همه باشد. با این حال، آیا عقلانیت رهبران جهان برای یافتن چنین راهی کفایت میکند؟

افزوده مترجم:

بگزارش تلویزیون خبری «روسیه ۲۴»، سرگئی لاوروف وزیر خارجه روسیه هنگام دیدار از بوسنی هرزهگوین در ۲١ سپتامبر، بار دیگر بر این مسئله تأکید نمود که دلار اعتبار جهانی خود را از دست داده و کشورهای هرچه بیشتری آمادهاند از معامله با دلار امتناع نمایند…




اعتصاب غذای بیش از ۲۰ زندانی سیاسی در ایران

به گزارش زمانه به نقل از کمپین حقوق بشر در ایران، در حال حاضر ۱۸ درویش گنابادی زندانی در زندان تهران بزرگ به علاوه نسرین ستوده و فرهاد میثمی در زندان اوین تهران و مهین‌تاج احمدپور در زندان تنکابن، در اعتراض به نقض حقوق قانونی خود در اعتصاب غذا به سر می‌برند. وضعیت جسمانی اغلب آنان نیز نامناسب گزارش شده است.

نسرین ستوده، وکیل دادگستری و مدافع حقوق بشر که از روز سوم شهریور در اعتصاب غذاست، دچار ضعف و سرگیجه شده و فرهاد میثمی هم با وجود افت فشار و ضعف عمومی از پذیرش سرم خودداری می‌کند.
به گفته نزدیکان نسرین ستوده، او تاکنون بارها در زندان اوین دچار سرگیجه شده و یک بار به دلیل ضعف و عدم تعادل جسمی از پله‌های بند سقوط کرده است.
چهارشنبه ۲۸ شهریور، ۳۴۰ فعال مدنی در نامه‌ای به نسرین ستوده از او خواستند تا با پایان دادن به اعتصاب غذا، علاوه بر حفظ سلامتش به نگرانی خانواده، دوستان و فعالان حقوق بشر درباره خود پایان دهد.
نویسندگان نامه اعلام کرده‌اند که «دستگاه قضایی-امنیتی» جمهوری اسلامی مسئولیت جان و سلامتی نسرین ستوده و دیگر زندانیان سیاسی-عقیدتی دیگری که در ایران در اعتصاب غذا هستند را به عهده دارد.

فرهاد میثمی، پزشک و فعال مدنی ۴۸ ساله هم که ۹ مرداد به اتهام اعتراض به حجاب اجباری بازداشت و از ۱۰ مرداد اعلام اعتصاب غذا کرده است، از دوستانش خواسته است تا برای شکستن اعتصاب غذا، تقاضا نکنند و به جای آن از مطالبه او یعنی رویه قضایی عادلانه حمایت کنند.
مادر این زندانی سیاسی نیز در پاسخ به مقامات قضایی گفته است هرگز از فرزندش نخواهد خواست به اعتصاب غذایش پایان دهد.

از سوی دیگر اما به گزارش سایت مجذوبان نور که خبرهای مربوط به درویشان گنابادی را پوشش می‌دهد، وضعیت جسمانی ۱۸ درویش گنابادی در اعتصاب غذا در زندان تهران بزرگ نیز نامناسب است. این زندانیان از کنترل روزانه نیز محروم‌اند.
گزارش شده است که وضعیت جسمی ظفرعلی مقیمی نگران‌کننده‌تر از دیگر درویشان زندانی است. او بیش از چهار ماه است که در اعتصاب غذاست.
صالح‌الدین مرادی، محمدرضا درویشی، علی بلبلی، عباس دهقان، علی‌ محمدشاهی، مجتبی بیرانوند، حیدر تیموری، مجید یاراحمدی، سعید سلطان‌پور، بابک تقیان، احسان ملک‌محمدی، سخاوت سلیمی، رضا باوی و اکبر داداشی از دیگر درویشان گنابادی محبوس در زندان تهران بزرگ هستند که دست به اعتصاب غذا زده‌اند و نیازمند رسیدگی پزشکی‌اند.

علاوه بر این ۲۰ زندانی عقیدتی-سیاسی در تهران اما یک زندانی نیز در زندان تنکابن در اعتصاب غذاست که او نیز با وجود وضعیت جسمانی نامناسب، از دریافت خدمات درمانی محروم مانده است.
مهین‌تاج احمدپور، زن دستفروش محبوس در زندان نشتارود تنکابن، در اعتراض به عدم رسیدگی پزشکی، مانع‌تراشی مسئولان در استفاده او از تلفن زندان و تهدید او به باز کردن پرونده جدید از روز ۱۹ شهریور دست به اعتصاب غذا زده است.
این زندانی سیاسی به دلیل شرکت در اعتراضات دی ماه ۹۶ بازداشت و زندانی شده است.