آمریکا و تحریم اقتصادی شریکان تجاری ایران

ایالات متحده آمریکا بجز ایران برای کدام  کشورها پیراهن دیوانگی تدارک می بیند

یلنا پوستاویتاوا (Yelena Poustovoytova)

https://www.fondsk.ru/news/2018/09/15/dlja-kogo-krome-irana-ssha-gotovjat-smiritelnuju-rubashku-46791.html

ا. م. شیری

https://eb1384.wordpress.com/2018/09/19/

تحریمهای سخت آمریکا علیه ایران و کشورهای علاقمند به حفظ روابط بازرگانی با آن از چهار نوامبر اجرایی می شود

در تهران سؤالی مطرح می شود، که آمریکا در شورای امنیت سازمان ملل متحد در ماه سپتامبر که هنوز ریاست آن را بعهده دارد، می تواند ایران را به زانو درآورد؟ هر قدر هم مضحک به نظر برسد، واشینگتن برای این کار آماده می شود. محمد جواد ظریف وزیر خارجه ایران آمریکا را به سوءاستفاده از ریاست بر شورای امنیت سازمان ملل متحد متهم کرد و یادآور شد، که «در شورای امنیت سازمان ملل متحد فقط یک قطعنامه در رابطه با ایران وجود دارد، و دونالد ترامپ آن را زیر پا می گذارد و دیگران را نیز به انجام همین کار تحریک می کند…».

اهداف ترامپ بر همگان معلوم است، اما همه برای مقابله با آن آماده نیستند. سوریه- بعنوان داغترین عرصه، تنها میدان رویارویی آمریکا و ایران نیست. واشینگتن سعی می کند همه را به امتناع از هر گونه همکاری با ایران وادار نماید. در همین حال، برای منع کشورها از دوستی با تهران لازم است از هند آغاز نماید. بنا به نوشته اکونومیک تامز، سورش پرابهو (Suresh Prabhu) وزیر صنایع و بازرگانی هند برای دو برابر کردن تجارت دوجانبه سودمند با ایران و افزایش آن تا ١٣ میلیارد و ۸٠٠ میلیون دلار در پنج سال نزدیک اعلام آمادگی نمود. راهرو بین المللی شمال- جنوب میان روسیه، ایران و هند که اروپای شمالی را به دریای خزر، خلیج فارس و اقیانوس هند وصل می کند، باید عامل اصلی رشد گردش کالا بین هند و ایران باشد. ١١ کشور، از ترکیه و بلاروس تا سوریه و عمان به این پروژه پیوسته است.

سورش پرابهو و عباس آخوندی وزیر راه و شهرسازی ایران هفته گذشته گزینه های دور زدن تحریمهای اعمالی ترامپ علیه تهران را در دهلی نو مورد بررسی قرار دادند. اکونومیک تامز می نویسد که وشینگتن رسما از هند خواسته است تا ۴ نوامبر همه واردات از ایران را به صفر برساند. در حالی که هند در سال مالی جاری ١۸ و نیم میلیون تن نفت از ایران وارد کرده (ایران بعنوان سومین فروشنده پس از عراق و عربستان سعودی) و تجارت با ایران را میلیاردها دلار افزایش داده، انجام این کار چگونه ممکن است؟

کانال تلویزیونی کابلی و ماهوارهای آمریکایی سیانبیسی (CNBC) می گوید که «هند نمیتواند بر اساس الزامات تحریم های آمریکا واردات نفت از ایران را قطع نماید. این کشور پس از چین دومین خریدار نفت ایران است». کانال تلویزیونی درست می گوید: هند ۷٠ درصد نیازمندیهای انرژی، از جمله، روزانه ۵۲٣ هزار بشکه نفت مورد نیاز خود را از طریق واردات تأمین میکند؛ حذف یکی از منابع اصلی آن، بمعنی تخریب اقتصاد کشوری با جمعیت یک میلیارد و سیصد میلیون نفر می باشد.

برای هند یافتن جایگزین نفت ارزان ایران و نزدیکترین بلحاظ حمل و نقل در جهان غیرممکن است. حمل نفت از ایران به هند تقریبا هیچ هزینه ای ندارد و پالایشگاههای هند نیز برای پردازش نفت ایران سازگار شده اند. با این حال، واشینگتن این مسئله را از نظر دور می دارد. برای وادار نمودن دهلی نو به «تبعیت» از خواست دولت ترامپ، جمیس ماتیز وزیر دفاع و مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا در اوایل سپتامبر به هند سفر کردند. پمپئو خطاب به طرف هندی گفت: «ما می توانیم از این خواست در موارد ضروری امتناع کنیم، اما ما انتظار داریم که همه کشورها خرید نفت ایران را به صفر برسانند یا آن کشورها تحریم خواهند شد. ما با هندیها بر این اساس کار می کنیم، ما به این متعهد هستیم، و ما این کار را می کنیم».

تردید نباید داشت که نفت آمریکا را بعنوان جایگزین نفت ایران به هند پیشنهاد می کنند. هند در ماه اوت از ایران ۵۶ درصد نفت بیشتر نسبت به ماه مشابه سال قبل خرید. با این وجود، فروش نفت آمریکا به سطح رکورد ۴١٣ میلیون بشکه در روز رسید. دولت هند در مقابل ضرورت انتخاب بین مصرف کنندگان خود که برای آنها نفت و مشتقات نفتی گران تمام خواهد شد و دولت ترامپ که به پوشاندن «پیراهن دیوانگی» تحریم به هند امید بسته، قرار گرفته است.

لازم به توجه است که حجم قابل توجهی از نفت ایران نه فقط به هند، حتی به کره جنوبی، ژاپن، چین، ترکیه صادر میشود. واضح است که حل مشکل با کره جنوبی و ژاپن برای آمریکا راحت است، اما چین، می توان گفت، چیزی از دست نمی دهد. این کشور بعنوان کشوری که «برای مبارزه با منافع، ارزشها و رفاه آمریکایی کوشش می کند»، در راهبرد امنیت ملی آمریکا ثبت گردیده است.روسیه نیز با همین عنوان در راهبرد آمریکایی قید شده است. از میان خریداران نفت ایران، مقابله با دوستان آمریکایی بیش از همه برای هند دشوار خواهد بود.

پس ترکیه؟ آیا می تواند بسود منافع خود از فشارهای آمریکا بر ایران بکاهد؟ آنکارا بدون هیچ توجهی به تحریمهای واشینگتن، علاقمندی خود را به افزایش گردش کالاهای بازرگانی با ایران از ١٠ به ٣٠ میلیارد دلار در سال ۲٠١۸ اظهار نموده است. اما این اقدام بازرگانان ترک را از ترس تحریمهای ثانوی آمریکا خلاص نمی کند. این تحریمها ۴ نوامبر اجرا می شود. ترکیه هنوز موفق نشده از زیر تأثیرات منفی افزایش تعرفه آمریکا بر آلومینیوم و فولاد ترکیه که به سقوط ارزش لیره در ماه اوت منجر گردید، خارج شود. و در اینجا استارتفور می نویسد، که واشینگتن فعالانه به محدود کردن تجارت طلا در ترکیه و نظارت بر پایانه های صادرات مجدد آن که از این طریق ایران با ترکیه، عمان و امارات متحده عربی کالا مبادله میکند، شروع کرده است.

تهران می تواند خسارات ناشی تحریم های ثانوی بر سرمایه گذاری و تجارت را از طریق مبادله کالا و تسویه حسابها با ارزهای ملی به حداقل برساند. آنکارا بهای گاز ایران را بواسطه حالک بانک (بانک خلق- ملت) ترکیه پرداخت می کند و تهران با این پولها از ترکیه طلا خریداری نموده، سپس، به ارز مورد نیاز ایرانیها تبدیل می کند. این روش پرداخت حتی نام خاص خود را دارد: «گاز در مقابل طلا». با این وجود، چه کسی گفت که حالا در واشینگتن پیراهن دیوانگی جدید برای ترکیه نمی دوزند؟




یک دانشجوی دانشگاه تهران به ۶ سال حبس محکوم شد 

Billedresultat for ‫سها مرتضایی‬‎

 

سها مرتضایی، دانشجوی کارشناسی ارشد علوم انسانی و دبیر صنفی مرکزی دانشجویان دانشگاه تهران که در جریان اعتراضات دی‌ماه سال گذشته بازداشت شده بود به شش سال حبس تعزیری و دوسال محرومیت از عضویت در احزاب و گروه‌ها و دسته‌جات سیاسی محکوم شد.

به گزارش هرانا، وی به دلیل پیگیری وضعیت دانشجویان بازداشتی در اعتراضات دی‌ماه ۹۶ توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود.
این فعال دانشجویی پیشتر نیز در طی سلسله بازداشت های اواخر دی ماه سال ۹۳ به‌همراه زهرا خندان، فرشته طوسی و پرستو بیرانوند از فعالین دانشگاه‌های امیرکبیر و علامه طباطبایی بازداشت و پس از حدود دو ماه در بهمن ماه همان سال آزاد شد.

در اعتراضات اخیر که بعضاً با عنوان «اعتراضات دی‌ماه» از آن یاد می‌شود، تعداد پرشماری از افراد در شهرهای مختلف بازداشت و مورد بازجویی قرار گرفتند. طی این اعتراضات در سراسر ایران دست‌کم ۲۵ تن کشته و حدود ۵ هزار نفر نیز بازداشت شدند.




ارزیابی اوضاع سیاسی کشور (دیدگاه‌های جمعی از هواداران سازمان فدائیان خلق ایران – اکثریت (داخل کشور))


ارزیابی اوضاع سیاسی کشور و بیان دیدگاه‌های ما 

 

جمعی از هواداران سازمان فدائیان خلق ایران – اکثریت (داخل کشور)

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
دوشنبه  ۲۶ شهريور ۱٣۹۷ –  ۱۷ سپتامبر ۲۰۱٨

 

رفقا و نیروهای آزادیخواه؛ میهن ما شرایط حاد و نگران کننده ای را سپری می کند، هر روز تعلل و غفلت نیروهای چپ و دمکراتیک می تواند نتایج فاجعه باری را برای چندین دهه بدنبال داشته باشد. در این راستا نگاهی داریم به اوضاع سیاسی و اجتماعی کشورمان و ارائه راهکارهایی برای برون رفت از این شرایط دشوار. امیدواریم همکاری و همفکری نیروهای ترقیخواه، عدالت طلب و آزادیخواه در این شرایط کشورمان برای گذر از بحران فاجعه بار کنونی موثر افتد.

۱. بحران گسترده تمامی حوزه های ساختاری کشور را فرا گرفته است. بحران‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، زیست محیطی و حتی اخلاقی و ایدئولوژیک. قراین و شواهد حاکی از آن است که کشور در چهار دهه‌ی گذشته دچار چنین بحران فراگیر و همه‌جانبه‌ای نبوده است. در این میان وضعیت بشدت آشفته‌ی اقتصادی، مهم ترین و ملموس ترین تظاهر بحران عمومی کشور است که نتایج فاجعه‌بار آن را در گسترش فقر و بی‌خانمانی اکثریت مردم، بیکاری، ورشکستگی و تعطیلی واحدهای تولیدی، افت فزاینده‌ی ارزش پول ملی، تورم افسار گسیخته، فساد و رانت خواری، اختلاس و ثروت‌اندوزی شخصی حکومتیان و وابستگان آن می‌توان دید. این بحران بی‌شک با ورود عامل خارجی در شکل بازگشت تحریم های بین‌المللی و تداوم فشارهای اقتصادی آمریکا و هم‌پیمانانش تعمیق و گسترش یافته و زمینه‌های آن نیز تشدید می یابد. همه‌ی اینها حکایت از آن دارد که اجرای برنامه‌های نولیبرالی تعدیل ساختاری بویژه در دو دهه گذشته به عریان‌ترین شکل نتایج فاجعه‌بار خود را نشان داده است. برنامه‌هایی که مورد حمایت مزورانه شخص ولایت‌فقیه بوده و دولت روحانی وقیح‌ترین مجری آن می‌باشد. سیاست سوق دادن اقتصاد ملی به سمت «بازار آزاد» و حاکمیت این شیوه بر شالوده‌ی نظام اقتصادی کشور به بار نشسته و امروزه مدرن‌ترین شیوه‌های استثمار نیروی انسانی را به نمایش گذاشته است و آینده ی بمراتب تاریکی را برای میلیونها مردم زحمتکش و فرودستان جامعه نوید می‌دهد.

۲. بحران فزاینده اقتصادی، اکثریت مردم کشور را با مشکلات جدی در تامین حداقل‌های معیشتی خود روبرو کرده است، این روند در آینده نیز ادامه خواهد داشت. با توجه به سیستم فساد‌پرور و نهادینه شدن فساد در ساختار سیاسی اقتصادی نظام، هر گونه برخورد برای حل مشکل در چارچوب الگوی اقتصاد نولیبرالی، به بازتولید فساد در ساختار اقتصادی کشور منجر می‌‍‌شود و زمینه‌های جدیدی را برای اختلاس و سواستفاده‌های‌ وابستگان و دست‌اندرکاران نظام فراهم می‌سازد. انواع سوء‌استفاده‌های صورت‌گرفته بر زمینه‌ی «بحران ارزی»در ماه‌های اخیر تنها نمونه‌ی کوچکی از بازتولید آشکار فساد در ساختار اقتصاد بیمار کشور می‌باشد. این آسیب‌ها بر اساس قانونمندی سیاست تعدیل ساختاری «دولت تدبیر و امید»، حرکت باندهای نظامی- انتظامی درگیر در مناسبات اقتصادی و مالی را به سوی منابع سودآور در شرایط بحران و تحریم‌های آمریکا و هم‌پیمانان آن، تسریع می‌کند. سردمداران نظام اسلامی نه توانایی آن را دارند که بر عملکرد «تعدیل ساختاری» الگوی اقتصادی حاکم فائق آیند و نه اساساً اراده‌ای به حل آن دارند. توسل به مفاهیم و برنامه‌هایی همچون «اقتصاد مقاومتی» که ظاهراً ولی فقیه تئوری‌پردازی آن را بر عهده گرفته است، صرفا پوشش مناسب بر بهره‌مندی غیرقانونی نهادهای اقتصادی- مالی وابسته به ارکان نظام از منابع ملی و تداوم غارتگری ثروت‌های ملی توسط «آقازاده‌ها» و «نوکیسه‌ها» در چهارچوب برنامه‌های «خصوصی‌سازی» دولت روحانی می‌باشد. این رویکرد جز فقر و بدبختی، تعمیق روزافزون شکاف طبقاتی، ریزش ملیونی خانواده‌ها به زیر خط فقر – رسماً اعلام شده – و تشدید رکود دستاورد دیگری نداشته و نخواهد داشت. بی‌جهت نیست که امروزه جمهوری اسلامی علیرغم رجزخوانی‌های تریبونی، سیاست مغازله‌ی پنهان را با دولت آمریکا و ترامپ پیش گرفته است تا شاید از این طریق پایه‌های لرزان نظام اقتصادی خود را تثبیت نماید. در چنبن شرایطی آن که از این مناسبات – چه تحریم‌ها و سیاست‌های امپریالیستی آمریکا و چه سیاست خارجی ماجراجویانه جمهوری اسلامی- متضرر می‌گردد طبقات اجتماعی فرودست جامعه، بویژه کارگران و زحمتکشان کشورمان هستند.

٣. تغییر رویکرد دولت آمریکا نسبت به اجرای «برجام» که در راستای تثبیت هژمونی نوین آمریکا بر جهان صورت می‌گیرد، بعد دیگری از بحران سیاسی جمهوری اسلامی را در پی داشت. آمریکای ترامپ که چیدمان قدرت و آرایش قوای همگرا با سیاستهای امپریالیستی خود در منطقه ی خاورمیانه را نیز همچون سایر نقاط جهان پیگیری می‌کند، با خروج از برجام امکانات بیشتری را برای دولت‌های ارتجاعی عربستان و اسرائیل فراهم ساخت تا با صراحت بیشتری علیه مداخله‌ی جمهوری اسلامی در عراق، یمن، لبنان و سوریه و در راستای تغییر هژمونی به نفع خود در منطقه‌ای خاورمیانه اقدام کنند. ترامپ با خروج از «برجام» و طرح موضوع «مبارزه با تروریسم» عملاً استراتژی تسلیم تمام و کمال رژیم جمهوری اسلامی و بازی آن در میدان سیاست منطقه‌ای آمریکا را دنبال می‌کند. در این میان برجسته کردن نیروهایی همچون «رضاپهلوی» و «مجاهدین» بعنوان آلترناتیوهای آتی رژیم جمهوری اسلامی بیش از آن که یک موضوع جدی استراتژیک دولت ترامپ باشد، استفاده ابزاری از این نیروها بعنوان اهرم‌های فشار بر رهبران «جمهوری اسلامی» برای گردن نهادن و تسلیم آنها به خواسته‌های امریکا بویژه در عرصه سیاست خارجی است. بنابر این احتمال و امکان «مداخله‌ی نظامی» آمریکا در ایران، مشابه الگوی عراق برای تغییر رژیم، بسیار ضعیف می‌باشد. یک «رژیم رام شده» برای آمریکا بهتر از یک «مداخله‌ی نظامی هزینه‌بر» است و جمهوری اسلامی نشان داده است که در سر بزنگاه مناسبات با آمریکا، آمادگی این «رام‌شدگی» را با هدف «بقای موجودیت خود» دارد.

۴. جمهوری اسلامی برای غلبه بر بحران رو به تعمیق، همچون چهار دهه‌ی گذشته، سیاست سرکوب جنبش-های اعتراضی و آزادیخواهی را دنبال می کند. روزی نیست که اعتراضات کارگران و زحمتکشان، زنان، مخالفین حجاب اجباری، معلمان، دانشجویان، فعالین ملی- قومی، کنشگران اجتماعی و فرهنگی، طرفداران محیط زیست، مال‌باختگان موسسات مالی حکومتی و دیگر اقشار اجتماعی مردم حتی بر زمینه مطالبات بحق صنفی و مدنی مورد یورش و سرکوب قرار نگیرند و منتقدین و معترضین به بند کشیده نشوند. مسیر این سیاست رژیم بویژه بعد از خیزش سراسری مردم در دی ماه سال گذشته و ادامه آن در سال جاری به شکل ترور مخالفین در خارج از کشور، گسترش اعدام‌ها در داخل، تداوم و تعمیق آزار و اذیت زندانیان، افزایش دستگیری‌ها و سیاست رجزخوانی در ظاهر و مماشات در خفا با امریکا و هم‌پیمانان آن، ادامه یافته است. چرخش آشکار سیاست رژیم به تشدید سرکوب معترضین و آزادیخواهان در داخل و ترور مخالفین در خارج به راهبرد «غلبه بر بحران» و «حفظ نظام» رژیم تبدیل شده و همگرایی طیف‌ها و باندهای مختلف حکومتی از «اصول‌گراها» و «اصلاح‌طلبان» و «اعتدالیون» را حول این محور شکل داده است. ابراز نگرانی و دلواپسی خاتمی از گسترش اعتراضات و بحران موجود و کرنش‌های روحانی به شخص خامنه‌ای بعنوان لیدرهای هر دو جناح «اصلاح طلبان» و «اعتدالیون»، اعلام فرمانده سپاه قدس برای بوسه زدن بر دستان روحانی بعنوان پاداش سخنان جنگ‌طلبانه‌ی وی، و بیان آشکار حذف مخالفین داخل و خارج از کشور نظام توسط فرماندهان سپاه، در راستای همین سیاست رژیم قابل ارزیابی است.

۵. در شرایطی که جناح‌های مختلف سیاسی رژیم به همگرایی و ارائه برنامه‌های رنگارنگ جهت «حفظ نظام و تداوم موجودیت آن» روی آورده‌اند، بخش قابل توجهی از اپوزیسیون خارج از نظام به دلیل دوری از صحنه مبارزه، فقدان برنامه عملی برای تعیین تکلیف با ساختار حقوقی و سیاسی نظام اسلامی، پراکندگی سازمانی و اختلافات داخلی، کارایی و تاثیرگذاری لازم بر روند جنبش‌های جاری در کشور را از دست داده‌ و در حاشیه مانده‌اند. متاسفانه بخشی از این نیروها با تکیه بر شعارهای آرمانی عملاً خود را از صحنه واقعی مبارزات توده‌های مردم کنار کشیده‌اند و بخشی دیگر همچنان در چنبره‌ی «اصلاح‌پذیری نظام» اسیر هستند و به توهم پراکنی «اصلاح رژیم از درون» دامن می‌زنند. در چنین شرایطی است که آبرو باختگان رژیم سلطنتی و نیروهای متحجر مدافع نوع دیگری از حکومت دینی با عوامفریبی عرصه را برای میدانداری خود مناسب می‌بینند.

۶. امروز «حفظ نظام و تداوم موجودیت آن» بیش از پیش به دغدغه‌ی اصلی تمام جناحین و باندهای حکومتی رژیم جمهوری اسلامی تبدیل شده است. در این میان، برون‌ماندگان از دایره قدرت چه در سیمای اصلاح‌طلبی و چه در کسوت اصولگرایی نیز که تا دیروز تمام قد در خدمت دیکتاتوری و نظام مستبد دینی بودند، به یکباره «متحول» شده و به موازات اوج‌گیری جنبش اعتراضی مردم عوامفریبانه نقش «اپوزیسیون» را بازی می‌کنند. فرد رسوایی چون احمدی‌نژاد و ایادی‌اش از وجود «فساد»، «بی‌عدالتی» و «سوء‌استفاده از قدرت» در قوای سه‌گانه‌ی جمهوری اسلامی دم می‌زنند و «اصلاح‌طلبان حرفه‌ای» جمهوری اسلامی در داخل و خارج از کشور نگران رادیکالیزه شدن مبارزات مردم هستند. این عده که تا دیروز «تغییر شرایط جامعه» را در «تغییر رفتار رهبری جمهوری اسلامی» جستجو می‌کردند؛ تز «انتخاب بین بد و بدتر» را به بهای فرصت‌سوزی ‌تاریخی تغییر در کشور تبیین و ترویج می‌کردند؛ مطالبات حداقلی جنبش اعتراضی موسوم به «جنبش سبز» را در مسلخ «اعتدالیون بنفش» قربانی کردند؛ با رای خود به جنایتکاران و قاتلین آب تطهیر بر سر آنها ریختند، الان هم تز «جمهوری اسلامی بدون خامنه‌ای» را تئوریزه می‌کنند تا چند صباحی دیگر مانع جهت گیری جنبش اعتراضی مردم تحت ستم کشور به حذف «کلیت نظام» شوند.

۷. علیرغم پراکندگی صفوف مبارزاتی مردم، مولفه‌هایی همچون تعدد، استمرار و فراگیری اعتراضات کارگران و زحمتکشان، زنان، معلمین، جوانان، بازنشستگان، مال باختگان، پرستاران، گروه‌های مذهبی در اقلیت، فعالین حقوق اقوام و ملیت‌ها، مدافعین محیط زیست و دیگر اقشار اجتماعی و فرهنگی در یک سال گذشته، بروز اشکال مبارزاتی متنوع و رویکردهای سیاسی متفاوت در اعتراضات مردمی بویژه بعد از خیزش دی ماه به شکل طرح شعارهای سیاسی عبور از جناح ها و باندهای حکومتی، نشان می‌دهد که زمینه‌های مادی برای تشکل‌یابی و سازمانگری معترضین و مخالفین نظام اسلامی بیش ار پیش فراهم می‌شود. شرایط موجود، بیش از پیش ضرورت سازمانیابی جدی و مسئولانه‌ی کارگران و زحمتکشان، جنبش‌های اجتماعی و مدنی و دیگر اقشار اجتماعی در محل کار و زندگی و متناسب با شرایط موجود و با هدف زمینه‌سازی برای ایجاد سازمان سراسری کارگران و زحمتکشان را در دستور کار قرار داده است.

٨. امروز پراکندگی صفوف، سازمان نیافتگی، فقدان برنامه‌های کوتاه و بلند مدت متناسب با شرایط سیاسی و پذیرش اجتماعی، فقدان رهبری متمرکز سیاسی و توهم‌پراکنی نسبت به امکان اصلاح ساختاری رژیم، مهمترین عوامل آسیب‌رسان به همبستگی سراسری مردم به جان آمده از ظلم و استثمار نظام مستبد ولایت‌فقیهی و ساختار ضدمردمی جمهوری اسلامی می‌باشند. اپوزیسیون جمهوری اسلامی و بویژه نیروی چپ باید به این واقعیت برسد که نیروی اصلی تغییر، مردم ایران در داخل کشور هستند و این نیرو متناسب با ظرفیت‌های مبارزاتی و سطح جنبش اعتراضی باید به سازمان، برنامه و رهبری سیاسی خود ویژه‌ تجهیز شود. دور نیست روزی که که کشور دوباره شاهد خیزش‌های اجتماعی، تحرکات صنفی- سیاسی، اعتراضات و شورش‌های موردی بر زمینه‌ی نارضایتی مردم از کلیت نظام اسلامی و استبداد حاکم باشد. تداوم این خیزش‌ها و سرکوب مکرر آنها در شرایط فقدان سازمان، برنامه و رهبری سیاسی، یاس و سرخوردگی برای جنبش های اعتراضی مردم و بویژه کارگران و زحمتکشان که زیر بار فقر و نداری کمر خم کرده‌اند، را در پی خواهد داشت. برای رهایی از اختاپوس استبداد اسلامی و دست‌یابی به یک جامعه عاری از بی‌عدالتی و استثمار در اشکال مختلف آن، و برای تحقق یک زندگی اجتماعی شایسته‌ی انسان معاصر باید الزامات سازمانی، برنامه‌ای و رهبری خود ویژه جنبش‌های اجتماعی جاری در بطن جامعه تحقق یابد. رسیدن به سازمان سراسری و طبقاتی می‌بایست از گذر این تشکل‌های خود ویژه و مستقل دارای برنامه و رهبری، عبور کند. در حال حاضر سازماندهی مشارکت‌کنندگان در جنبش‌های جاری در جامعه‌ی ایران، عاجل‌ترین وظیفه نیروهای دمکراتیک، آزادیخواه، عدالت‌طلب و دیگر نیروهای ترقیخواه است.

۹. چپ باید از پایگاه اجتماعی خود و از منافع طبقه‍ی کارگر و زحمتکشان جامعه صراحتاً دفاع کند. طفره رفتن از این موضوع و پنهان شدن زیر عبارت های کلی، تنها اعتبار و منزلت چپ را خدشه دار می‌سازد و آن را به حاشیه می‌راند. چپ وقتی می‌تواند در تحولات اجتماعی کشور موثر باشد و کارایی فکری و سازمانی خود را در بطن جنبش جاری سازد که حضور سازمانی و عملی در تحولات داشته باشد. فائق آمدن بر یکی از تشکیلاتی ترین و ایدئولوژیک ترین رژیم ها، بدون تجهیز به ابزارهای سازمانی لازم، بدون تشکیلات و بدون داشتن برنامه‌ی اقدام عملی و استراتژی روشن امکان پذیر نیست. چپ باید خود متشکل شود، در ایجاد جبهه گسنرده ای از نیروهای دمکراتیک همت گمارد و در سازماندهی مردم به ستوه آمده فعال باشد و آمادگی پرداخت هزینه‌های احتمالی این حضور را هم داشته باشد. حضور مجازی در صحن مبارزات اجتماعی و سیاسی مردم ستمدیده و اکتفا کردن به صدور اعلامیه‌ها و موضع‌گیری‌های سیاسی موردی و ادواری چاره‌ی کار نیست.

جمعی از هواداران سازمان فدائیان خلق ایران – اکثریت (داخل کشور)
۲۶ شهریور ۱٣۹۷

 




سهم اتحاد شوروی در شکل‌گیری دولت چین

 

ولادیسلاو گول‌اویچ

(Vladislav Gulevich)

https://www.fondsk.ru/news/2018/09/14/o-vklade-sssr-v-stanovlenie-kitajskoj-gosudarstvennosti-46785.html

ا. م. شیری

https://eb1384.wordpress.com/2018/09/16

از آکادمی وامپوآ تا رزمآیش راهبردی «واستوک ۲٠١۸» (شرق ۲٠١۸)

بعد از مانور نظامی «زاپاد۸١» (غرب۸١) اتحاد شوروی، در چند پایگاه نظامی روسیه بزرگترین رژمآیش راهبردی تحت نام «واستوک ۲٠١۸» با مشارکت واحدهای نظامی چین و مغولستان از ١١ تا ١۷ سپتامبر سال جاری انجام می‌شود. در این رزمآیش‌ها سیصد هزار نفر ارتشی، ده‌ها هزار دستگاه تجهیزات نظامی و هزاران فروند ماشین پرنده شرکت می‌کند.

کوی یانوی، وابسته نظامی جمهوری خلق چین در روسیه اظهار داشت: «این رزمایش‌ها به روابط چین و روسیه استحکام می‌بخشد… همکاری نظامی به توانایی نیروهای مسلح ما در امر مقابله با تهدیدات امنیتی و کسب تجارب گرانبها می‌افزا‌ید».

همکاری نظامی روسیه و چین تاریخ طولانی و غنی دارد. این همکاری با نبردهای آزادی‌بخش ملی خلق چین در قرن بیستم  گره خورده است.

همکاری‌ها در سال ١۹۲٣، از زمانی شروع شد که کارشناسان آکادمی ستاد کل ارتش سرخ کارگران و دهقانان برای سازماندهی مراکز آموزش‌ نظامی و آموزش ارتش چین بصورت دوره‌ای به این کشور اعزام می‌شدند. آکادمی نظامی وامپوآدر نزدیکی کوانگژوکه تا سال ١۹۲۶ بیش از ۴ هزار افسر چینی از آن فارغ‌التحصیل شدند، به کمک آنها بنیانگذاری شد.

فارغ‌التحصیلان آکادمی در جریان جنگ با متجاوزان ژاپنی (١۹٣۷- ١۹۴۵)، در جنگ‌های داخلی (١۹۲۷- ١۹۵٠) و هنگام مناقشه با تایوان (١۹۵۴- ١۹۵۵) نقش مهمی در نیروهای ملسح چین ایفا کردند.

داوطلبان اتحاد شوروی نیز در ارتش چین خدمت می‌کردند. در سال ١۹٣٣ خلبانان اتحاد شوروی در نبرد با اشرار ضد دولتی در سین‌کیانگ شرکت کردند، تیم پرواز چین را آموزش دادند. بعدها مدرسه تربیت هیأت افسری با همکاری اتحاد شوروی در سین‌کیانگ تأسیس گردید.

در سال ١۹٣۷ نیروهای مسلح ژاپن وارد چین شدند، آمریکا و انگل‌ستان در موضع ناظران منفعل قرار گرفتنذ، و تنها اتحاد شوروی به اقدامات فعال برای دفع متجاوزان ژاپنی دست زد- با پکن معاهده عدم تجاوز امضاء کرد و گروه‌های متخصصان پرواز به کمک ارتش چین فرستاد. در سال ١۹٣۸ کارشناسان نظامی اتحاد شوروی در چین در نیروهای دریایی، هوایی، زمینی، واحدهای توپخانه، تانک و خدمات پشت جبهه چین خدمت می‌کردند. در مجموع هنگام جنگ با اشغالگران ژاپنی بیش از ۹٠ هزار خلبان و تکنسین پرواز چینی توسط کارشناسان اتحاد شوروی آموزش دیدند.

حتی بعد حمله آلمان فاشیستی  به اتحاد شوروی، در شرایط سخت نبردها برای ارتش سرخ در جبهه غربی، اتحاد شوروی کمک‌های مادی و تجربی چشمگیر خود به چینی‌ها را ادامه داد. در سال‌های ١۹٣۸ تا ١۹۴۲ خلبانان اتحاد شوروی در نبردهای هوایی با ژاپنی‌ها در آسمان چونگ کینگ، نانجینک، چنگدو، شیان، ووهان، گوانگژو، نانچانک شرکت کردند. چهارده تن از آنان بخاطر قهرمانی در آسمان چین با مدال ستاره طلایی قهرمان اتحاد شوروی تلطیف گردیدند.

پس از تسلیم ژاپن قلمرو چین تقسم شد. بخشی از کشور را نیروهای چان کایشک، متمایل به ایالات متحده آمریکا کنترل می‌کردند. مشاوران آمریکایی و اسرای ژاپنی آزاد شده از اسارت آمریکایی‌ها در ارتش چان کایشک ظاهر شدند. آتش یک جنگ خرابکارانه زبانه کشید که در روند آن برای سر مربیان اتحاد شوروی جایزه تعیین کردند.

 پرسنل نظامی اتحاد شوروی مستقر در چین در کار سازماندهی دفاع مؤثر و حمله بعد از آن، به ارتش آزادی‌بخش ملی کمک کردند. متخصصان اتحاد شوروی خطوط راه‌آهن، پل‌ها، جاده‌های راهبردی چین را بسرعت بازسازی نمودند. اوضاع بقدری بغرنج بود که حتی متخصصان راه‌آهن اتحاد شوروی متخمل تلفات شدند- آنها در اثر حمله هواپیماهای دشمن جان باختند. یک تلفات دیگر هم بود: در اثر شیوع وبا در شبه‌جزیره لیائوتونگ چندین ده نفر از زنان و کودکان پرسنل نظامی نیروهای مسلح اتحاد شوروی جان خود را از دست دادند.

به برکت حمایت اتحاد شوروی در سال ١۹۴۹ جمهوری خلق چین در روی نقشه جهان پدیدار شد، اما جنگ داخلی و مداخله آمریکا در امور داخلی چین ادامه یافت. خلبانان اتحاد شوروی مجبور بودند با ترساندن هواپیماهای تجسسی آمریکا، از آسمان چین در مقابل هر گونه حمله هوایی ممکن از طرف تایوان حفاظت نمایند.

بنا به درخواست پکن تفنگداران ضد هوایی اتحاد شوروی برای ایجاد سامانه دفاع ضد هوایی در ساحل جنوب شرقی جمهوری خلق چین به این کشور اعزام گردیدند. بعنوان مثال، واحدهای نظامی منطقه مسکو که بارها جنگنده‌ها، بویژه بمب‌افکن‌های دشمن را ساقط کرده بودند، دفاع ضد هوایی شانگهای را بعهده گرفتند.

در اینجا نیز با تلفات همراه بود: در ماه اکتبر سال ١۹۵٠ شکاری‌های آمریکایی هواپیمای اتحاد شوروی را که مطابق برنامه مشغول انجام پرواز در آسمان چین بود، ساقط کردند. تیم پرواز کشته شد. تفنگداران دریایی اسیر شده تانکر «توآپسه» اتحاد شوروی به زندان در تایوان محکوم شدند. مواردی از حملات خرابکارانه به گاردهای اتحاد شوروی نیز بوده است.

با شروع جنگ در کره نیروهای مسلح اتحاد شوروی مستقر در چین نقش پشت جبهه بسیار مستحکمی برای ارتش متحد چین و اتحاد شوروی که در حال نبرد بود، ایفا کردند. بسیاری از نظامیان کشته‌شده اتحاد شوروی در کره را در چین دفن کردند، در آنجا واحد رزمی دوره‌ای ایجاد نمودند.

اوضاع بین‌المللی مدتهای طولانی پیچیده باقی ماند. نیروی هوایی آمریکا تا سال ١۹۵۵ از اراضی ژاپن به انجام پروازهای تجسسی در حریم هوایی مناطق مرزی همجوار اتحاد شوروی با چین ادامه می‌داد. نیروهای اتحاد شوروی تا سال ١۹۵۶ در چین باقی ماندند.

۲۵ شهریور- سنبله ١٣۹۷

 




فلسفه هایدگر؛- میان روایت ایرانی و نقد دانشگاهی.

آرام بختیاری .

      

              هایدگر،- و شکست اسطوره هستی شناسی متافیزیکی.

تبارشناسی هایدگر گرایی ایرانی- اسلامی، با کتاب” غربزدگی” آل احمد آغاز میشود. این اصطلاح یا مفهوم را او از احمد فردید گرفت. فردید که پیش از انقلاب عضو حزب رستاخیز بود،بعد از انقلاب کوشید تا هایدگر و فلسفه اش را با کمک نظرات “کورمن” اسلامی نماید. فردید خود زیر تاثیر افکار کورمن بود. و کورمن یکی از مبلغان هایدگرگرایی در خاورمیانه است.فردید درباره کتاب آل احمد گفته بود ” این مردک مرا اشتباه فهمید”.

هایدگرگرایان ایرانی بر این باورند که او با باعث شد تا ایرانیان به شناخت بهتر غرب و درک تاریخ و هویت خود برسند.طبق ادعای این گروه، “کورمن”، شرق شناسی هایدگر را به عرفان ایرانی اسلامی نزدیک نمود، و هایدگر باعث شد تا ایران در برابر غرب و مدرنیته آن به ایستد و دچار غرب زدگی نشود. یکی از افراد این گروه مدعی است که در دیدارش با جناب خمینی در نجف، این کتاب آل آحمد را در قفسه کتابهای ایشان دیده است.

امروزه اشاره میشود که دو موضوع و مفهوم  “غرب زدگی” و “ولایت فقیه”، تنها اصطلاحاتی هستند که تاکنون از فرهنگ ایرانی وارد محافل دانشگاهی یا رسانه های جنجالی غرب شده اند. آل احمد چون مدتی هوادار حزب توده بود، احتمالا منظورش از غربزدگی، مخالفت با فرهنگ امریکایی و فکولیسم کراواتی، در فرهنگ پیش از انقلاب ایران بوده و نه مخالفت رمانتیک و ارتجاعی با صنعت و تمدن مدرن غرب در قرن بیست.

هایدگر پیش از همه اینها نقاد و منتقد مدرنیته غرب بود که نتیجه ای نیهلیستی داشت. یکی از دلایل محبوبیت هایدگر میان مسلمانان و برخی از ایرانیان، ممکن است این نکته باشد. هایدگر میگفت غرب یعنی متافیزیک و تفکر فلسفی، و دین یعنی “ترانسندنس” یا فلسفه استعلایی. او نه تنها به بحث های هپروتی،غیرعلمی،ایده آلیستی و متافیزیکی دامن میزد بلکه کلا مخالف رشته فلسفه نیز بود و میگفت تفکر آینده، دیگر فلسفی نخواهد بود بلکه بشکل زبان و به حالت اسطوره و ساده مطرح خواهد شد.

مارتین هایدگر(1976-1889م)، فیلسوف آلمانی، از جمله مهمترین فیلسوفان بورژوایی قرن بیست و یکی از بازیگران فلسفه مدرن گلوبال، پایه گذار اگزیستنسیالیسم ایده آلیستی؛ و بفول سوسیالیستها، یکی از” حامیان و جاده صاف کن های فاشیسم آلمانی “است که با تکیه بر نظرات نیچه، میگفت معنی هستی در تصمیم انسان برای استقبال از مرگ و در راه” اراده برای تسخیر قدرت سیاسی” است. وهستی انسان یعنی آمادگی و در انتظار مرگ بودن.و به نقل از کیرکگارد، به این دلیل انسان مدام دچار اضطراب،هراس و ترس است.

هایدگر روی مکاتب هرمنوتیک، پست مدرن، ساختارگرایی،نئوپراگماتیسم، فنومنولوگی، مارکسیسم مکتب فرانکفورت، و اگزیستنسیالیسم فرانسوی، تاثیر مهمی گذاشت. با اینهمه تا امروز او و فلسفه اش مورد اختلاف نظر گوناگون است و ادعا میشود که در مورد اهمیت او” سوء تفاهم” پیش آمده و به او حتی اتهام” شارلاتانیسم” فکری نیز نسبت میدهند. هایدگر حدود یکسال عضو حزب نازی آلمان و مدتی رئیس دانشگاه بود ولی بعد از پایان جنگ، نیروهای متفقین او را فقط به اتهام” سیاهی لشکر” بودن برای فاشیسم، به 6 سال ممنوعیت از تدریس محکوم نمودند.

هایدگر میگفت” تکنیک” انسان را در هستی خودخواه میکند و انسان در چهارچوب هستی جهان و حضور” خدا” نمی تواند مستقل و آزاد باشد. او میگفت هستی انسان یعنی آمادگی و در انتظار مرگ و نیستی و پوچی ، و انسان تنها موجودیست که در جستجوی معنی و دلیل هستی است. در هستی شناسی هایدگر، معنی اضطراب انسان پیرامون خود مهم است، و در مرکز بحث تجزیه و تحلیل هستی شناسی انسان، موضوع تجزیه و تحلیل مقوله” مرگ “قرار دارد. عنصر رابطه مهم انسان با مرگ مفهوم ترس است؛ ترس از مرگ غیرقابل اجتناب است. اینگونه حالات روحی انسان را هایدگر از کیرکگارد گرفت، و میگفت در لب پرتگاه تاریکی کامل، انسان معمولا به طرح پرسش “معنی هستی” میپردازد. وبهتر است انسان چوپان هستی گردد و بزرگترین وظیفه انسان کمک به هستی برای آموزش یک زبان برای بیان خود است. هستی یعنی” سرگردانی” میان خدا و فلسفه. زندگی در” حقیقت هستی” عیرممکن است. هستی انسان فقط در انتظار برای مرگ است. ترس و هراس انسان محدود است چون مرگش حتمی است. تنها “تجربه بنیادین” انسان در هستی، ترس است. فلسفه دیگر قادر به نجات بشر و تغییر شرایط زندگی انسان نیست. هایدگر میگفت فقط یک خدا میتواند انسان را نجات دهد.

هایدگر در جوانی زیر تاثیر هستی شناسی و افکار ارسطو،الهیات کاتولیکی، نئوکانتیسم، متدلوژی فنومنولوژیک هوسرل، و فلسفه استویی یونان باستان بود. از زمان ارسطو و افلاتون، فلسفه پرسش هستی شناسی و متافیزیکی “معنی هستی” را طرح نمود. معنی هستی در تاریخ فلسفه در آثار گوناگون متفکران،فیلسوفان، دانشمندان، پیامبران، و هنرمندان مورد بحث قرار گرفته. افلاتون زمان پیش از خود را، “نبرد غولها بخاطر هستی” مینامد. هستی نزد چینی ها، یونانیها، و در قرون وسطی،معنی دیگری داشت تا نزد انسان مدرن.

هایدگر میگوید تاریخ اندیشه اروپایی بعد از کوششهای افلاتون و ارسطو، بحث هستی شناسی را فراموش کرد و دنبال “علم و صنعت” رفت. او خواهان نوعی رابطه خاص انسان نسبت به جهان و هستی است و توصیه میکند که بهتر است با آغوش باز، بی خیال و خونسرد به جهان برخورد شود و قناعت بجای دنبال “اعمال اراده”رفتن، رعایت گردد، چون در وضعیت روحی بی خیالی و آرامش است که برای او” حقیقت هستی” آشکار میشود. انسان روی هستی و روی اتفاق حقیقت هیچ تاثیری نمیتواند داشته باشد. او فقط برای آن حادثه میتواند آغوش باز خود را آماده کند و موجب شود رابطه رضایت با جهان داشته باشد.

هایدگر میگفت هدف شناخت، “هستی انسان” نیست بلکه شناخت تمام هستی است. اگزیستنسالیسم هایدگر خلاف سارتر، انسانگرایانه نیست. برای ناگواری های هستی، انسان نیاز به صبر و تحمل دارد. هایدگر خواهان جدایی کامل – من از جهان ، و عین از ذهن، بود و میگفت انسان باید بر “خدا دوری” خود غلبه کند. در بحث هستی شناسی، پرسش مهم است و نه پاسخ، چون پرسش،” تقوای فکر” است، و از طریق مقوله مرگ، انسان متوجه محدودیت و گذرابودن عمر و حالت استثناء بودن خود میگردد. انسان، بهشت پیشین یونان باستان و زندگی در” حقیقت هستی”  را در پایان دوره یونان باستان از دست داد.

گروه دیگری از بیوگرافی نویسان میگویند برای فهم یک متفکر بهتر است زندگی پیشین و محیط اطراف او را مورد توجه قرار داد. هایدگر سالهای جوانی را در کلبه ای چوبی در روستایی در جنوب غربی آلمان میان جنگل و تپه ها با یک ساده گی اسپارتی گذراند. از چاه آب میکشید،برای گرمی کرسی خانه اش،درون جنگل هیزم خرد میکرد، لباس چرمی روستایی فولکلوریک می پوشید، ساعتها در تنها قهوه خانه روستا با کشاورزان همدم میشد یا جلو کلبه چوبی اش می نشست و به حرکت ابرها و به قله کوههای آلپ خیره میگشت. شاید همه اینها بی تاثیردر طرح پرسش” معنی و هدف هستی” انسان و جهان نبوده باشند. او شاهد شکست آلمان در دو جنگ جهانی و نابودی فرهنگ بورژوایی و شهروندی در نبرد پولاد و آتش و دود و خون بود و تحصیلات دانشگاهی را در سن 20 سالگی با الهیات کاتولیکی آغاز نمود.  بقول مارکسیست ها، ممکن است هستی شناسی اسطوره ای نیهلیستی وی بی تاثیر از تجربیات گذشته اش نباشد.

از جمله آثار هایدگر- زمان و هستی، متافیزیک چیست؟، ماهیت حقیقت، کانت و متافیزیک، افلاتون و حقیقت، نامه هومانیسم، تفکر چیست؟، هویت و اختلاف، صنعت و بازگشت، فلسفه هراکلیت، و غیره هستند. کتاب “کوره راههای چوبی” او، مجموعه مقالاتش پیرامون ادبیات و اشعار هلدرلین، ریلکه، گئورگه، بن، و تراکل است. در کتاب “راه مزرعه”، او شاعر بودنش را به نمایش میگذارد. در کتاب “تاریخ فلسفه”، او به اندیشه های یونان باستان تا زمان بعد از نیچه میپردازد. زبان دقیق و خاص هایدگر تا یک دهه بعد از پایان جنگ جهانی دوم ،روی ادبیات آلمان تاثیر خاصی داشت.

————————————–

لطفن اگر ممکن است مقاله فوق را ،همراه تصویری از-  احمد فردید، کورمن، جلال آل احمد، مارتین هایدگر، یا هر سه منتشر کنید.   با سپاس.

Martin Heidegger 1889-1976

 




نامه کلکتیو سندیکاهای فرانسه برای آزادی محمد حبیبی 

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
آدينه  ۲٣ شهريور ۱٣۹۷ –  ۱۴ سپتامبر ۲۰۱٨

 


سندیکاهای فرانسوی شامل ث.اف.د.ت، ث.ژ.ت، اف.اس.یو، سولیدر و یو.ان.اس.آ در نامه ی مشترکی به علی خامنه ای رهبر حکومت اسلامی خواهان آزادی محمد حبیبی معلم دربند ایرانی شدند.
متن این نامه به شرح زیر است:

آقای رهبر
سازمان های سندیکائی فرانسوی س اف.د.ت، س.ژ.ت، اف.اس.او، سولیدر، او.ان.اس.آ، توجه شما را نسبت به وضعیت محمد حبیبی، معلم و سندیکالیست ایرانی جلب می کند.

در تاریخ ۴ اوت ۲۰۱۸ محمد حبیبی به ده سال و نیم حبس محکوم شد. مضافا آن که دادگاه او را به ۷۴ ضربه شلاق و ۲ سال ممنوعیت هر نوع فعالیت سیاسی و اجتماعی محکوم کرد.

محمد حبیبی، عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان تهران، یکی از بسیار مبارزان سندیکایی مستقلی است که به خاطر پیگیر بودن شان در فعالیت های قانونی توسط رژیم تحت پیگرد و آزار قرار گرفته اند. او در ماه مه در حالی که در یک تظاهرات آرام شرکت داشت، دستگیر می شود و از آن تاریخ در زندان در شرایط بسیار دشواری بسر می برد. به گفته اعضای خانواده اش پس از ملاقت با او درزندان، در زندان با او به شدت بد رفتاری کرده اند. مقامات زندان کماکان از ارائه خدمات درمانی و معالجات اضطراری، که او به شدت بدان ها نیاز دارد، دریغ می ورزند. بدون معالجات لازم، خطر وخیم تر شدن سریع وضعیت سلامتی او بسیار است. یادآور می شویم که شما در مقام رهبر جمهوری اسلامی ایران مسئول سلامتی و جان محمد حبیبی هستید.

اخبار رسیده حاکی از دشوارتر شدن دنیای کار در ایران است. جمهوری اسلامی ایران نشان داده که تعهدات خود در قبال توافق نامه های بین المللی سازمان جهانی کار، که حق کارگران ایران را در ایجاد تشکلات مستقل به رسمیت می شناسد، مراعات نمی کند.

حبس محمد حبیبی تخطی از حقوق بشر و آزادی های اساسی سندیکایی است. از این رو ما خواستار آزادی فوری او هستیم. همچنین به دلیل نقض همین حقوق، ما آزادی فوری و بی قید و شرط همه فعالان زن و مرد زندانی، از جمله اسماعیل عبدی ومحمود بهشتی، معلمان دربند را خواستاریم، کسانی که هدفی جز فعالیت های سندیکائی و دفاع از حقوق قانونی مزدبگیران ندارند.

با تقدیم احترامات

رونوشت این نامه به حسن روحانی، رئیس جمهور، صادق لایجانی رئیس قوه قضائیه و سفیر ایران در پاریس نیز ارسال شده است.




نامه زندانیان سیاسی زندان رجایی‌شهر در خصوص اعدام های اخیر 

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
پنج‌شنبه  ۲۲ شهريور ۱٣۹۷ –  ۱٣ سپتامبر ۲۰۱٨

 


رامین حسین‌پناهی، زانیار و لقمان مرادی روز شنبه هفدهم شهریور ماه، اعدام شدند. علیرغم تلاش های نهادهای بین‌المللی، فعالان حقوق بشر و شبکه‌ فعالان مدنی برای نجات جان این سه تن، جمهوری اسلامی حکم اعدام آنان را اجرا کرد.
جمعی از زندانیان هم بند رامین حسین‌پناهی، زانیار و لقمان مرادی با انتشار نامه ای ضمن اعلام محکومیت اقدام جنایتکارانه ی حکومت، وضعیت زندان در روز اعدام را شرح داده اند.
متن کامل نامه ی جمعی از هم‌بندی‌های اعدام شدگان:

واقعه‌ شنبه ۱۷ شهریور بود. از روز چهارشنبه بلافاصله بعد از ملاقات‌ها تمام تلفن‌های زندان (کلیه‌ی بندها) قطع و تمام ترددها (حتی به بهداری) به بهانه‌های مختلف کنسل شده بود. ابتدا زانیار و سپس لقمان را به اسم مدیریت صدا زدند. تا این‌جا چندان غیرعادی نبود. حتی ممنوعیت هواخوری بندهای مجاور که همیشه سر و صدای‌شان را می‌شنیدیم و حال نمی‌شنیدیم را هم غیر عادی تلقی نمی‌کردیم. (تا ساعت سه و چهار بعد از ظهر که زانیار و لقمان هنوز بر نگشته بودند، تاخیر چندان غیرعادی نبود). ولی از ساعت چهار و نیم به بعد نگرانی‌ها شروع شد و همه‌ی موارد بالا در کنار هم واقعه‌ی شومی را خبر می‌داد.

داستان برخورد کامیون با کابل‌های تلفنی زندان، که نگهبان‌ها می‌گفتند، قبلا هم در زندان با جنایاتی همراه بوده، و این خود نگرانی‌ها را افزایش می‌داد. تنها امیدواری‌مان این بود که پرونده‌ی آنها نقص خورده بود و تازه برای تعیین شعبه به دادستانی سنندج رفته است. یعنی عملا تعیین تکلیف نشده، غافل از این که مار به دوشان حاکم برای بقای‌شان مغز جوانان دیگری را می‌خواستند. و دادگاه و قضاییه‌ی ضحاکیان که ماده و قانون و آیین دادرسی نمی‌شناسند!

داستان کشتار و قتل عام زندانیان در مرحله‌ی پایانی همه‌ی دیکتاتورها همیشه قابل پیش‌بینی و در تقدیر بوده و هست …
و وای بر مردمی که از کشتار هم‌نوعان‌شان بترسند و عقب بکشند. آن‌جاست که جنایت‌کاران را بر جنایت‌هایشان مصمم‌تر کرده‌اند و آدرس سرکوب و جنایت بیشتر را داده‌اند و خوشا به حال مردمانی که جوانان و فرزندانشان مثل زانیار، لقمان و رامین (در اوج عشق به زندگی) سرفرازانه «بر سر دار شدن» را می‌پذیرند تا ریشه‌های این چوب‌های دار را که بر فراز آسمان خلق‌مان برافراشته‌اند را برکنند!

و ما زندانیان و هم‌بندیان آنها کمربندها را محکم کرده و آماده‌ی موج بعدی و شاید آخرین اعدام‌ها در مرحله‌ی پایانی هستیم. و چه افتخاری بالا بلندتر از این‌که ما آخرین اعدامی‌ها بوده و پس از ما دیگر هرگز جوانان‌مان با چوبه‌های دار مواجه نخواهند بود!

و آیا برای همه‌ی دنیا همین یک دلیل (در میان انبوه دلایل) کافی نیست که وقتی پاک‌ترین جوانان این سرزمین، امثال زانیار و لقمان و رامین و… به ریسمان‌های مرگ سپرده می‌شوند، معنایش این است که این نظام به هیچ ترتیبی قابل اصلاح نیست؟

و هم از این رو همه‌ی کسانی که دستی در ایجاد این توهم داشته‌اند و از «وضعی بدتر» می‌ترسانده‌اند، باید بگویند منظورشان کدام وضع بدتر است؟

ما هم‌بندیان این سه شهید سربه‌دار و سرافراز ضمن محکوم کردن این جنایت و آرزوی صبر و بردباری برای خانواده‌ و عزیزانشان معتقدیم که خون آنها راه‌گشای طلوع آزادی و عدالت و برابری برای خلق در زنجیرمان خواهد بود.

زندانیان سیاسی گوهردشت کرج
۲۱ شهریور ۱۳۹۷

آرش صادقی، ابراهیم فیروزی، پیام شکیبا، پیروز منصوری، سعید شیرزاد، سعید ماسوری، جواد فولادوند، حسن صادقی، مجید اسدی، محمد بنازاده امیرخیزی.




استقبال مردم کردستان از فراخوان احزاب سیاسی برای اعتصاب عمومی

تقدیر و سپاس مرکز همکاری احزاب کردستان ایران از استقبال مردم کردستان از فراخوان احزاب و جریانات سیاسی برای اعتصاب عمومی 

 


طبق اخبار و تصاویری که از کردستان ایران مخابره می شود از اشنویه و پیرانشهر، مهاباد و سردشت وبوکان و سقز تا سنندج و پاوه و مریوان و کرماشان، ثلاث باوجانی، سرپل ذهاب، بانه و سروآباد و کامیاران، کردستان ایران در حرکتی انقلابی از فراخوان مرکز همکاری احزاب کردستان ایران و سایر احزاب کردستان برای اعتصاب عمومی استقبال نموده و با تعطیل کردن دکان و بازار جنایات ٤٠ ساله جمهوری اسلامی علیه مردم کردستان و جنبش حق طلبانهاش را محکوم و رسوا کرده و همزمان حمایت و پشتیبانی خود را از رهبری سیاسی جنبش کردستان دوباره ابراز داشتند.

آحاد مردم مبارز کردستان
این حرکت سیاسی معنادار شما ثابت کرد که علی رغم جنایات سیستماتیک و برنامهریزی شده رژیم جمهوری اسلامی در طول چهل سال گذشته برای فاصله انداختن و جدا کردن تودههای مردم کردستان از رهبری سیاسی این جنبش ناموفق و عقیم بوده است و نشان داد که شکنجه، اعدام، ترور و توپ باران و موشکباران، آزار و اذیت، زندان و تحریف، نفاق و فشار و سرکوب نتوانسته و نخواهد توانست تزلزلی در اراده ملت کرد در مبارزه برای تحقق حقوق روا و ابتدای خود وارد آورد.

مردم هوشیار کردستان
شما با این اعتصاب عمومی جلو چشم تمام جهانیان به دوست و دشمن اثبات کردید همه ما به مثابه تنی واحد و جدایی ناپذیر، در راه آرمان برحقمان برای نیل به آزادی استواریم و باری دیگر جمهوری اسلامی را در انظار اقشار و ملیتهای ایران و افکار عمومی جهان رسوا نمودید.
استقبال شما از فراخوان رهبری سیاسی جنبش کردستان خود، ثابت کرد که جنبش کردستان جنبشی پویا و مترقیست که در هر شرایطی بسته به موقعیت خاص از پتانسیل ها و ویژگیهای مبارزه مدنی با تمام ابعادش برای تحقق اهداف خود سود خواهد جست.
جمهوری اسلامی و تمام عواملش بدانند که کردستان سنگر تسخیر و شکست ناپذیر آزادیست و ملتی که صاحب چنین ارادهای پولادین باشد برای دستیابی به آزاد و حقوقش، از هیچ مانعی ابای نداشته و از مبارزه و تلاش برای آزادی تعلل نخواهد کرد.
مرکز همکاری احزاب کردستان ایران متشکل از پنج حزب و جریان سیاسی از استقبال گرم و کمیاب شما آحاد مردم کردستان، زنان و مردان آزادیخواه، فعالین سیاسی و مدنی و تمام اقشار جامعه کردستان صمیمانه سپاسگزاره کرده و این حرکت را حرکتی تقدیر برانگیز می داند، شما رهبری سیاسی جنبش کردستان و خویش را سربلند کردید و باری دیگر سرافکندگی و زبونی و حقارت را حاصل برنامههای شوم رژیم جنایتکاری جمهوری اسلامی کرده و برگی زرین و درخشان را در تاریخ مبارزه ملتمان را به ثبت رساندی که می تواند به سرلوحه مرحلهای نوین از مبارزه تبدیل شود که رهای و آزادی همیشگی ملتمان را رقم زند.

مرکز همکاری احزاب کردستان ایران
٢١ شهریور ١٣٩٧ خورشیدی
١٢ سپتامبر ٢٠١٨ میلادی