بخوانید، بخوانید، خودش را بخوانید. کارل مارکس بخوانید!

گفت‌وگوی مارچلو موستو با امانوئل والرشتاین 
مارکس بخوانید! 
ترجمه‌ی: بهرام صفایی

• اولین چیزی که باید به جوانان بگویم این است که باید بخوانندش. درباره‌ی او نخوانید، مارکس بخوانید. افراد معدودی ــ در مقایسه با افراد پرشماری که درباره‌ی او صحبت می‌کنند ــ واقعاً مارکس می‌خوانند. در چارچوب موضوعاتی که او درباره‌شان نوشت، هیچ‌کس به گرد پایش نمی‌رسد، از لحاظ کیفیت واکاوی‌هایش هم همینطور. بنابراین، پیام من به نسل جدید این است که مارکس به‌شدت ارزش دریافتن دارد اما باید بخوانید، بخوانید، خودش را بخوانید. کارل مارکس بخوانید! …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
سه‌شنبه  ۷ فروردين ۱٣۹۷ –  ۲۷ مارس ۲۰۱٨

 

در طول سه دهه، سیاست‌ها و ایدئولوژی نئولیبرالی در سراسر جهان تقریباً یکه‌تاز بود. با وجود این، بحران اقتصادی سال 2008، نابرابری‌های عمیقی که در جامعه‌‌ی دوران ما وجود دارد ــ‌ به‌ویژه بین شمال و جنوب جهان ــ و موضوعات زیست‌محیطی چشمگیر زمانه‌ی ما، پژوهشگران، تحلیل‌گران اقتصادی و سیاستمداران را واداشته تا بار دیگر بحث پیرامون آینده‌ی سرمایه‌داری و نیاز به بدیل را پی بگیرند. بر این بستر است که امروز، تقریباً در هر کجای جهان، به مناسبت دویستمین سالگرد تولد مارکس، از «احیای مارکس» سخن به میان می‌آید، بازگشت دوباره به نویسنده‌ای که در گذشته به‌غلط با جزم‌اندیشیِ مارکسیسم‌‌ ـ لنینیسم همبسته دانسته می‌شد، و ازین رو، پس از فروپاشی دیوار برلین عجولانه کنار گذاشته شد.

بازگشت به مارکس تنها به این خاطر نیست که همچنان ناگزیر از درک منطق و پویایی سرمایه‌داری هستیم. اندیشه‌ی او همچنین ابزاری بسیار مفید است که با فراهم کردن آزمونی دشوار به این توجه می‌کند که چرا تجربه‌های اجتماعی ـ اقتصادی پیشین برای جایگزینی سرمایه‌داری با دیگر شیوه‌های تولید شکست خورد. شرح و تفسیر این شکست‌ها برای جستجوی فعلی ما برای بدیل‌ ضروری است.

امانوئل والرشتاین، پژوهشگر ارشد در دانشگاه یل، نیو هون، ایالات متحد آمریکا، از بزرگ‌ترین جامعه‌شناسان زنده و یکی از مناسب‌ترین پژوهشگران برای تبیین ارتباط مارکس با دوران فعلی است. او دیرزمانی است که خواننده‌ی مارکس بوده و آثارش متأثر از انقلابی زاده‌ی شهر تریر، در 5 می 1818 است. والرشتاین نویسنده‌ی بیش از 30 کتاب است که به چندین زبان ترجمه شده‌اند، از جمله اثر بسیار معروفش نظام جهانی مدرن، که در چهار مجلد بین سال‌های 1974 و 2011 منتتشر شده است.

مارچلو موستو: پروفسور والرشتاین، 30 سال پس از پایان به‌اصطلاح «سوسیالیسم واقعاً موجود» همچنان نشریات، مباحثات و کنفرانس‌هایی در سراسر جهان در جریان است درباره‌ی ظرفیت مداوم کارل مارکس برای تببین زمانه‌ی حاضر. آیا این تعجب‌آور است؟ یا آیا شما معتقدید اندیشه‌های مارکس به حفظ ارتباطش با آنانی که در جستجوی بدیلی برای سرمایه‌داری هستند ادامه خواهد داد؟

امانوئل والرشتاین: حکایتی قدیمی درباره‌ی مارکس وجود دارد: او را از در جلویی می‌رانید و از پنجره‌ی پشتی به داخل می‌خزد. این چیزی است که بار دیگر رخ داده است. مارکس با دوران ما مرتبط است چرا که ما ناگزیر با موضوعاتی سر و کار داریم که او هنوز حرف‌های زیادی درباره‌شان برای گفتن دارد و به این دلیل که آنچه او بیان کرده با اغلب نویسندگان دیگری که درباره‌ی سرمایه‌داری بحث کرده‌اند متفاوت است. بسیاری از نویسندگان و پژوهشگران ــ نه فقط من ــ‌ مارکس را عمیقاً مفید یافته‌اند و امروزه، به‌رغم آنچه در 1989 پیش‌بینی شده بود، یکی از دوره‌های محبوبیتش اوست.

فروپاشی دیوار برلین مارکس را از زنجیرهای ایدئولوژی‌ای رهانید که ربط چندانی با تلقی او از جامعه نداشت. دورنمای سیاسیِ پس از فروپاشی اتحاد شوروی کمک کرد تا مارکس از نقش مترسکی برای دم و دستگاه دولتی آزاد شود. چه چیزی در تفسیر مارکس از جهان نهفته است که همچنان توجه جلب می‌کند؟

باور دارم هنگامی که مردم درباره‌ی تفسیر مارکس از جهان فکر می‌کنند، به یک مفهوم «مبارزه‌ی طبقاتی» را به یاد می‌آورند. هنگامی که من مارکس را در پرتو موضوعات جاری می‌خوانم، از نگاه من مبارزه‌ی طبقاتی به معنای مبارزه‌ی ضروریِ آنچه چپ جهانی می‌نامم است ــ چپی که معتقدم می‌کوشد نماینده‌ی بخش پایینی 80 درصد از جمعیت جهان از نظر درآمد باشد، در مقابل راست جهانی که نماینده‌ی احتمالاً یک درصد جمعیت جهان است. مبارزه بر سر آن 19 درصد است. ماجرا این است که چگونه آن 19 درصد را به سمت خود بیاوریم، نه به سمت دیگر.

ما در دوران بحران ساختاری نظام جهانی زندگی می‌کنیم، اما هیچکس با قطعیت نمی‌داند چه نطامی جای‌گزین آن خواهد شد. به نظر من نظام سرمایه‌داری موجود دو امکان پیش رو دارد: اولی آن چیزی است که من «روح داووس» می‌نامم. هدفِ کنفرانس اقتصاد جهانی داووس این است که نظامی برقرار کند که بدترین ویژگی‌های سرمایه‌داری را حفظ کند: سلسله‌مراتب اجتماعی، استثمار، و بیش از هر چیز، قطبی‌سازی ثروت. بدیل آن نظامی است که باید دموکراتیک‌تر و برابری‌خواه‌تر باشد. مبارزه‌ی طبقاتی تلاشی بنیادین برای اثرگذاری بر آینده‌ی آن چیزی است که جایگزین سرمایه‌داری می‌شود.

تأملات شما درباره‌ی طبقه‌ی متوسط برای من یادآور ایده‌ی هژمونی آنتونیو گرامشی است، اما فکر می‌کنم مسئله بر سر این نیز هست که دریابیم چگونه توده‌ی مردم، آن هشتاد درصدی که اشاره کردید، را ترغیب کنیم تا در سیاست مشارکت داشته باشند. این امر به‌ویژه در جنوب جهان ضروری است، جایی که اکثریت جمعیت جهان در آن متمرکز است، و جایی که، به‌رغم افزایش شدید نابرابری‌های ناشی از سرمایه‌داری، جنبش‌های مترقی بسیار ضعیف‌تر از گذشته هستند. در این مناطق، مخالفت با جهانی‌سازی نئولیبرال اغلب به حمایت از بنیادگرایان دینی و احزاب بیگانه‌هراس هدایت شده است. به‌گونه‌ای فزاینده می‌بینیم که این پدیده در اروپا نیز ظاهر می‌شود.

پرسش این است: آیا مارکس به ما کمک می‌کند تا این سناریوی جدید را درک کنیم؟ اخیراً پژوهش‌های جدیدی منتشر شده حاوی تفاسیر جدیدی از مارکس که کمک می‌کند در آینده، به قول شما، «پنجره‌ی پشتی» دیگری باز کنیم. این پژوهش‌ها از نویسنده‌ای پرده برمی‌دارند که بررسی‌اش پیرامون تناقضات جامعه‌ی سرمایه‌داری را فراتر از کشمکش سرمایه و کار به حوزه‌های دیگر گسترش می‌دهد. در واقع، مارکس بخش بزرگی از وقتش را به مطالعه‌ی جوامع غیراروپایی و نقش ویرانگر استعمار در پیرامون سرمایه‌داری اختصاص داد. برخلاف تفاسیری که تلقی مارکس از سوسیالیسم را با رشد نیروهای بارآورهمسان می‌داند، دغدغه‌های زیست‌بومی آشکارا در آثار او برجسته است.

در پایان، مارکس عمیقاً به موضوعات دیگری توجه داشت که پژوهشگران به‌هنگام صحبت درباره‌ی او نادیده می‌گیرند. موضوعاتی از جمله پتانسیل فناوری، نقد ناسیونالیسم، جستجو برای اشکال جمعی مالکیت که تحت کنترل دولت نباشد و نیاز به آزادی فردی در جامعه‌ی معاصرش، که تمامی آنها موضوعاتی اساسی برای زمانه‌ی ما به‌شمار می‌آیند. اما گذشته از این سیماهای جدید مارکس ــ حاکی از این که علاقه‌ی مجدد به اندیشه‌ی او، پدیده‌ای است که ناگزیر در سال‌های آینده ادامه می‌یابد ــ ممکن است به سه مورد از مشخص‌ترین اندیشه‌های مارکس اشاره کنید که به باور شما امروزه قابلیت بازنگری دارد؟

قبل از هر چیز، مارکس بهتر از هر کس دیگری به ما می‌گوید که سرمایه‌داری شیوه‌ی طبیعی ساماندهی جامعه نیست. مارکس در فقر فلسفه، که وقتی تنها 29 سال داشت منتشر شد، اقتصاددانان سیاسی بورژوا را دست می‌اندازد که می‌گفتند مناسبات سرمایه‌داری «قوانین طبیعی هستند، و مستقل از تأثیر زمان». مارکس نوشت به‌باور آنان «تاریخ وجود داشته، چرا که در نهادهای فئودالیسم مناسبات تولیدِ کاملاً متفاوتی با مناسبات تولید جامعه‌ی سرمایه‌داری می‌یابیم»، اما آنها تاریخ را به آن شیوه‌ی تولیدی که حامی آن هستند تسری نمی‌دهند؛ آنها وانمود می‌کنند سرمایه‌داری «طبیعی و ابدی» است. من در کتابم سرمایه‌داری تاریخی کوشیدم این نکته را خاطرنشان کنم که سرمایه‌داری پدیده‌ای است که تاریخاً رخ داده است، در مقابل برخی ایده‌های مبهم و ناروشنْ که اقتصادسیاسی‌دانان جریان اصلی از آن دفاع می‌کنند. من بارها تاکید کرده ام که سرمایه‌داری بی تاریخ وجود ندارد و سرمایه‌داری همیشه مشخص و تاریخی است. من و ما به همین سادگی وام‌دار مارکس هستیم.

دوم، می‌خواهم بر اهمیت مفهوم «انباشت بدوی» تأکید کنم، به این معنا که خلع‌ید دهقانان از زمین‌هایشان در بنیاد سرمایه‌داری بود. مارکس به‌خوبی دریافته بود که انباشت بدوی فرآیندی کلیدی در برساختن سلطه‌ی بورژوازی است؛ فرآیندی که از آغاز سرمایه‌داری وجود داشته و امروزه نیز همچنان موجود است.

دست آخر، پیشنهاد می‌کنم تأمل بیشتری بر موضوع «مالکیت خصوصی و کمونیسم» داشته باشیم. در نظامی که در اتحاد شوروی برقرار شد ــ به‌ویژه در دوران استالین ــ دولت مالک دارایی‌ها بود اما این به معنای آن نبود که مردم استثمار یا سرکوب نمی‌شدند. می‌شدند. صحبت از سوسیالیسم در یک کشور نیز، چنانکه استالین انجام داد، چیزی بود که پیش از آن دوران به ذهن هیچ فرد دیگری، از جمله مارکس، خطور نکرده بود. مالکیت عمومی وسایل تولید یک امکان است. وسایل تولید را به‌صورت همیارانه نیز می‌توان در تملک داشت. اما اگر می‌خواهیم جامعه‌ای بهتر بسازیم باید بدانیم چه کسی تولید می‌کند و چه کسی ارزش اضافی را دریافت می‌کند. در مقام مقایسه با سرمایه‌داری، این رابطه باید بطورکلی و دراساس سازمان تازه‌ای بیابد. این مسئله‌ای کلیدی برای من است.

سال 2018 دویستمین سالگرد تولد مارکس است و کتاب‌ها و فیلم‌های سینمایی جدیدی به زندگی او اختصاص یافته است. دوره‌ای از زندگی او هست که بیش از همه به آن علاقه داشته باشید؟

مارکس زندگی بسیار دشواری داشت. او با فقر شخصی شدیدی دست و پنجه نرم می‌کرد و خوش‌اقبال بود که رفیقی چون فریدریش انگلس داشت که برای بقا کمکش می‌کرد. مارکس از نظر عاطفی نیز زندگی آسانی نداشت و سماجتش در تلاش برای انجام آنچه گمان می‌کرد وظیفه‌اش در زندگی است ــ فهم نحوه‌ی عملکرد سرمایه‌داری ــ تحسین‌برانگیز بود. مارکس نه می‌خواست عهد باستان را تبیین کند، و نه توصیفی از چهره‌ی سوسیالیسم در آینده به دست دهد. این‌ها وظیفه‌هایی نبود که برای خودش مشخص کرده باشد. او می‌خواست جهان سرمایه‌داری‌ای که در آن می‌زیست را بفهمد.

مارکس در سراسر عمرش صرفاً پژوهشگری نبود که در میان کتاب‌های موزه‌ی بریتانیا در لندن محصور شده باشد، بلکه همواره انقلابی ستیزه‌جویی بود که در مبارزات دوران خود شرکت داشت. به‌علت فعالیت‌هایش از فرانسه، بلژیک و آلمان در دوران جوانی اخراج شد. او همچنین پس از شکست انقلاب‌های 1848 وادار به تبعید به انگلستان شد. روزنامه‌ها و مجلات متعددی تأسیس کرد و همواره به هر طریقی که می‌توانست از جنبش‌های کارگری حمایت می‌کرد. بعدها، از 1864 تا 1872، رهبر انجمن بین‌المللی کارگران شد، اولین سازمان فراملیتی طبقه‌ی کارگر، و در 1871 از کمون پاریس دفاع کرد، نخستین تجربه‌ی سوسیالیستی در تاریخ.

بله، درست است. ضروری است که ستیزه‌جویی مارکس را به خاطر داشته باشیم. همانطور که شما اخیراً در کتاب کارگران متحد شوید! برجسته کردید، او نقشی برجسته در انترناسیونال داشت، سازمانی از افرادی که از نظر فیزیکی دور از یکدیگر بودند، در زمانه‌ای که ساز و کارهای ارتباط آسان وجود نداشت. فعالیت سیاسی مارکس روزنامه‌نگاری را نیز در بر می‌گرفت. او این کار را در بخش بزرگی از عمرش انجام داد، به‌عنوان شیوه‌ای برای ارتباط با مخاطبان گسترده‌تر. مارکس روزنامه‌نگاری را تا حدی برای درآمد آن انجام می‌داد، اما مقالاتش را به چشم فعالیتی سیاسی نگاه می‌کرد. او از هیچ لحاظی بی‌طرف نبود. همیشه روزنامه‌نگاری متعهد بود.

در سال 2017، به مناسبت صدمین سالگرد انقلاب روسیه، برخی پژوهشگران به سراغ تباین مارکس با برخی پیروان خودخوانده‌اش رفتند که در سده‌ی بیستم در قدرت بودند. مهم‌ترین تفاوت مارکس و آنان چیست؟

نوشته‌های مارکس روشنگرند و بسیار هوشمندانه‌تر و متنوع‌تر از برخی تفاسیر ساده‌سازانه از ایده‌هایش. همیشه خوب است این کنایه‌ی مارکس را به یاد داشته باشیم که گفت، «اگر مارکسیسم این است، مسلم است که من مارکسیست نیستم.» مارکس همیشه آماده بود که با واقعیت جهان رودررو شود، بر خلاف بسیاری از افراد دیگر که به‌طور جزمی دیدگاه‌های او را تحمیل کردند. مارکس اغلب نظرش را تغییر می‌داد. او دائماً در جستجوی راه‌حل‌هایی برای مسائلی بود که می‌دید جهان با آنها روبروست. به همین علت است که او هنوز راهنمایی بسیار مفید و سودمند است.

برای جمع‌بندی، دوست دارید به نسل جوان‌تری که هنوز با مارکس مواجه نشده چه بگویید؟

اولین چیزی که باید به جوانان بگویم این است که باید بخوانندش. درباره‌ی او نخوانید، مارکس بخوانید. افراد معدودی ــ در مقایسه با افراد پرشماری که درباره‌ی او صحبت می‌کنند ــ واقعاً مارکس می‌خوانند. این در مورد ادام اسمیت هم صدق می‌کند. به‌طور کلی، افراد فقط درباره‌ی کلاسیک‌ها می‌خوانند. مردم از طریق خلاصه‌های دیگران درباره‌ی کلاسیک‌ها می‌آموزند. آنها می‌‌خواهند در وقت‌شان صرفه‌جویی کنند، اما این در عمل اتلاف وقت است! باید نوشته‌های افراد جالب‌توجه را خواند و مارکس یکی از جالب‌توجه‌ترین پژوهشگران سده‌های نوزدهم و بیستم است. هیچ شکی در این نیست. در چارچوب موضوعاتی که او درباره‌شان نوشت، هیچ‌کس به گرد پایش نمی‌رسد، از لحاظ کیفیت واکاوی‌هایش هم همینطور. بنابراین، پیام من به نسل جدید این است که مارکس به‌شدت ارزش دریافتن دارد اما باید بخوانید، بخوانید، خودش را بخوانید. کارل مارکس بخوانید!




چهارمین روز اعتراضات مردمی در خوزستان 

چهارمین روز اعتراضات مردمی در خوزستان 

• امروز ۱۰ فروردین ۱۳۹۷ اعتراضات مردمی به اهانتهای صدا وسیما و ظلم و ستم علیه مردم این خطه توسط نظام حاکم برای روز چهارم ادامه یافت. با یورش نیروهای انتظامی عده ای از معترضین بازداشت شدند …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
پنج‌شنبه  ۹ فروردين ۱٣۹۷ –  ۲۹ مارس ۲۰۱٨

 

امروز 10 فروردین 1397 اعتراضات مردمی به اهانتهای صدا وسیما و ظلم و ستم علیه مردم این خطه توسط نظام حاکم برای روز چهارم ادامه یافت.
بنابر گزارش های منابع محلی، این اعتراضات در مناطق و شهرهای مختلف خوزستان، بطور مسالمت آمیز برپا شد. حکومت بجای جوابگویی به خواسته های مردم، نیروهای امنیتی خود را به مقابله با مردم فرستاد، امنیتی ها با هجوم به تظاهرات مسالمت آمیز شهروندان عرب و با استفاده از گاز اشک آور و اسلحه گرم به مقابله با معترضین اقدام کردند. بنابر این گزارش ها، شماری از مردم معترض مجروح شدند.

در تظاهرات امروز خبرها حاکی از ضرب و شتم معترضین از جمله کودکان و زنان در کوت عبدالله می باشد. ده ها تن بازداشت شده اند.

دیروز نیز در مرکز شهر اهواز تظاهرات مسالمت آمیزی برگزار شد که بعد از دخالت نیروی انتظامی به خشونت کشیده شد.

این اعتراضات از روز دوشنبه در شهر معشور (ماهشهر) آغاز شد و سپس به اهواز و مناطق دیگر گسترش پیدا کرد. تعداد بازداشت شدگان تا کنون به 40 نَفَر رسیده است. هویت بعضی از بازداشت شدگان بشرح زیر است:

خالد مهاوی از کوی اخر اسفالت، محمود بیت سیاح از کوی اخر اسفالت، سعد نواصری از کوت عبدالله، محمدجلیل کنون از کوت عبدالله و اسد نواصری از کوت عبدالله که در اثر هجوم نیروهای انتظامی امروز مجروح شد.




آخرین وضعیت آتنا دائمی و گلرخ ایرایی در زندان قرچک 

• وضعیت آتنا دائمی و گلرخ ایرایی دو کنشگر مدنی محبوس در زندان قرچک ورامین که در تاریخ ۴ بهمن‌ماه سال ۹۶ به صورت غیر قانونی به این زندان منتقل شده‌اند به شدت نگران کننده است …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
پنج‌شنبه  ۹ فروردين ۱٣۹۷ –  ۲۹ مارس ۲۰۱٨

 


آتنا دائمی و گلرخ ایرایی دو کنشگر مدنی، به دلیل انتقال غیرقانونی و ضرب و شتم شدنشان در تاریخ ۱۴ بهمن‌ماه سال گذشته دست به اعتصاب غذای اعتراضی زدند، خانم دائمی در تاریخ ۲۶ بهمن‌ماه سال گذشته به اعتصاب غذای خود پایان داد و خانم ایرایی نیز اعتصاب خشک خود را به تر تغییر داد اما پس از گذشت ۵۴ روز از آغاز اعتصاب دست‌کم ۲۰ کیلو کاهش وزن پیدا کرده و دیگر توان راه رفتن نیز ندارد. خانم دائمی نیز یک طرف صورتش دچار بی‌حسی شده و مسئولان بهداری زندان به وی گفته‌اند احتمالا در جریان انتقال آنها به بند مادران دچار شوک عصبی یا ضرب‌خوردگی شده و همین مسئله باعث از کار افتادن یکی از عصب‌های صورتش شده است. این دو کنشگر مدنی در تاریخ ۲۱ اسفندماه با ضرب و شتم از قرنطینه بند ۳ به بند مادران این زندان منتقل شدند، این انتقال در حالی صورت گرفت که این بند محل نگهداری مادران و کودکانشان است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، وضعیت آتنا دائمی و گلرخ ایرایی دو کنشگر مدنی محبوس در زندان قرچک ورامین که در تاریخ ۴ بهمن‌ماه سال ۹۶ به صورت غیر قانونی به این زندان منتقل شده‌اند به شدت نگران کننده است.

منابع نزدیک به این زندانیان به هرانا گفته‌اند: “وضع گلرخ ایرایی به شدت نگران کننده است. خانم ایرایی با افت شدید فشار خون و خشک شدن زبان مواجه شده و به هیچ وجه توان راه رفتن ندارد. وزن وی نیز با دست‌کم بیست کیلو کاهش به کمتر از ۵۰ کیلوگرم رسیده است. خانم ایرایی از زدن سرم نیز امتناع کرده و گفته است چون وعده‌های قبلی مسئولین زندان مبنی بر پیگیری وضعیتشان عملی نشده است، به هیچ وجه حاضر به تزریق سرم نیست و همین مساله باعث نگرانی خانواده و نزدیکان وی شده است.

پیش تر سازمان عفو بین‌الملل با انتشار بیانیه‌ای از مقامات ایران خواستار آزادی آتنا دائمی،‌ گلرخ ابراهیمی و آرش صادقی از زندان شده بود.




 
تیراندازی به طرف تجمع مسالمت آمیز در اهواز

• راه پیمایی در اهواز با تیراندازی نیروهای امنیتی همراه شد. به گزارش منابع محلی راه پیمایی امروز در اعتراض به برنامه های خصمانه ی تلویزیون جمهوری اسلامی و توهین به عرب های ساکن استان صورت گرفت …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
پنج‌شنبه  ۹ فروردين ۱٣۹۷ –  ۲۹ مارس ۲۰۱٨

 


راه پیمایی معترضان اهوازی در روز پنجشنبه با تیراندازی نیروهای امنیتی همراه شد. بنابه گزارش های تایید نشده دوازده نفر و از جمله سه زن در جریان این راهپیمایی بازداشت شده اند. به گزارش منابع محلی راه پیمایی امروز در اعتراض به برنامه های خصمانه ی تلویزیون جمهوری اسلامی و توهین به عرب های ساکن استان صورت گرفت.

بنابر این گزارش، امروز پنجشنبه ۹ فروردین ۱٣۹۷ بیش از ۵ هزار نَفَر از زن و مرد شهرهای عرب نشین با برپایی تجمع مسالمت آمیز در بازار مرکزی اهواز به اهانتهای صدا وسیمای ایران اعتراض کردند و با سر دادن شعارهای خود، این اهانتهای مکرر را محکوم کردند.

در این تجمع مسالمت آمیز یکی از نمایندگان مجلس بنام علی سواری و نیز کعبی نماینده مجلس خبرگان رهبری در بین جمعیت حاضر شدند و سعی کردند مردم خشمگین را آرام کنند اما مردم آنها را از تجمع خود بیرون کردند و سپس نیروی انتظامی با استفاده از گاز اشک آور و شلیک گلوله به مردم حمله کردند.

یکی از شرکت کنندگان گفت: نیروی انتظامی بشکل وسیعی به مردم حمله کرد و پل نادری را از طرف بازار نادری تا فلکه ساعت بر روی مردم بست و ۱۲ نَفَر از جمله ٣ فعال زن را بازداشت کرد.

در کلیپ های منتشر شده صدای شلیک گلوله و گاز اشک آور شنیده می شود.




دومین روز اعتصاب سراسری کارگران نیشکر هفت تپه 
نوک تیز نئولیبرالی!

• کارگران در دومین روز اعتصاب سراسری خود به کوی ایلام محله مسکونی روسا و مهندسین شرکت رفته و با حراست و باریگاد روسای شرکت درگیر شدند که موجب تیراندازی شد …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
چهارشنبه  ٨ فروردين ۱٣۹۷ –  ۲٨ مارس ۲۰۱٨

 

در پی اعتصاب و اعتراض روز گذشته ی کارگران نیشکر هفت تپه و بی پاسخی مسئولین این شرکت، امروز چهارشنبه ٨ فروردین ماه از دقایق اولیه صبح، ابتدا کارگران بخش های کشاورزی دست به اعتصاب زده و در محوطه شرکت تجمع کردند و سپس کارگران قسمت های مختلف شرکت نیشکر هفت تپه به آنان پیوستند.

به گزارش اتحادیه ی آزاد کارگران ایران، کارگران وقتی دیدند که هیچ مدیر و مسئولی برای پاسخدهی به آنان وجود ندارد همگی به سمت کوی ایلام در هفت تپه ی بالا (محله مسکونی مهندسین شرکت) حرکت کردند. در بدو ورود، کارگران خشمگین با حراست شهرک درگیر شدند و پس از عبور از حراست به سمت منازل مسکونی رستمی و اسد بیگی و دیگر مهندسین شرکت حرکت کردند.
در این بین نیروهای بادیگارد رستمی و اسدبیگی و مهندسین با کارگران درگیر شدند و یکی از آنان که قابل شناسایی توسط کارگران بود، شروع به تیراندازی کرد.
اما کارگران عقب ننشستند و خشمگین تر از پیش با این نیروها درگیر و به سمت منازل هجوم آوردند و باعث فرار آنها و مسئولین کوی ایلام شدند.
طبق گزارشات رسیده به اتحادیه آزاد کارگران ایران امروز کارگران قصد رفتن به سه راه خونساری را داشتند اما بعد از این درگیری و تصادف دو ماشین از کارگران در این مسیر که منجر به زخمی شدن آنان و انتقالشان به بیمارستان گردید، به شرکت نیشکر هفت تپه بازگشتند و به اعتصاب خود ادامه دادند.
طبق همین گزارش در شب گذشته نیز در شیفت بعد از ظهر و شبکار، مدیریت با همکاری نیروی انتظامی سعی در بارگیری شکر موجود در انبار شرکت را نمود که با تجمع بموقع کارگران در مقابل درب انبار شکر و درگیرشدنشان با نیروهای اعزام شده از بارگیری کیسه های شکر ممانعت بعمل آوردند.




اعتصاب تمام بخش های کشاورزی در نیشکر هفت تپه 

• امروز سه شنبه ۷ فروردین ماه کارگران تمام بخش های کشاورزی نیشکر هفت تپه دست از کار کشیدند و اعتصاب کردند. آن ها در راه پیمایی اعتراضی خود می گفتند که گرسنه هستند …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
سه‌شنبه  ۷ فروردين ۱٣۹۷ –  ۲۷ مارس ۲۰۱٨

 

امروز سه شنبه ۷ فروردین ماه کارگران تمام بخش های کشاورزی نیشکر هفت تپه دست از کار کشیدند و اعتصاب کردند.

به گزارش اتحادیه ی آزاد کارگران ایران، در پی انتشار لیستی از اراضی پلاک های مختلف واگذار شده به محصولگرا و خبر اخراج تمام نیروهای اقبالی و روزمزد در اردیبهشت ماه، امروز تمام کارگران بخشهای کشاورزی دست از کار کشیدند و در محوطه شرکت تجمع اعتراضی برپا کردند.

طبق خبرهای رسیده به اتحادیه آزاد کارگران ایران این کارگران هنوز موفق به دریافت حقوق بهمن ماه نشده اند و حقوقهای اسفند و عیدی و پاداش را نیز طلب کار هستند.

خواست این کارگران، عدم حضور محصولگرا و باز شدن سهمیه آب جهت آبیاری و پرداخت حقوق ها و مطالباتشان میباشد.

درضمن در تعهدات سهامداران در موقع واگذاری از طرف سازمان خصوصی سازی قید شده است که حق رهن، اجاره و واگذاری هیچ کدام از بخشهای شرکت را بدون توافق سازمان خصوصی سازی ندارند.

کارگران در راهپیمایی اعتراضی خود شعار می دادند که گرسنه هستند. آن ها همچنین خواهان بازگشت شرکت نیشکر هفت تپه از دست بخش خصوصی به زیر نظارت دولت می باشند.




اعتراض نمایندگان معلمان به سیاست های آموزشی حکومت 

• شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران در پیامی به مناسبت فرارسیدن نوروز ۱۳۹۷ خورشیدی، سیاست های حاکم در زمینه ی آموزشی را به شدت مورد انتقاد قرار داد …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
يکشنبه  ۵ فروردين ۱٣۹۷ –  ۲۵ مارس ۲۰۱٨

 


شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران در پیامی به مناسبت فرارسیدن نوروز ۱۳۹۷ خورشیدی، سیاست های حاکم در زمینه ی آموزشی را به شدت مورد انتقاد قرار داد.
در پیام شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران آمده است:

سال ۱٣۹۶ درحالی به انتهای خود رسید که کشور ما دستخوش وقایع و تحولات مهمی بود. وقایعی که اگر گوش ها و چشمانی بینا در مسئولان وجود داشته باشد، منادی حقایق تلخی است که در زیر پوست زندگی مردم جاری است.

سالی که زمین و آسمان و دریا خروشیدند. مصیبتهای زمینی (زلزله)، دریایی (سانچی)، هوایی (سقوط هواپیما) و اجتماعی (اعتراضات) که هریک غمی گران آفرید.

سال ۹۶، سال زلزله ویرانگر سرپل ذهاب، ثلاث باباجانی، ازگله، جوانرود و … بود. زلزله ای که با لرزه ها و پس لرزه هایش هم جان های بسیاری را گرفت هم تابلویی شد برای نشان دادن شکاف میان مردم و مسئولان. و بر این زلزله ویرانگر بیفزاییم زلزله نسبتا شدید کرمان و چشمان منتظر به راه برای بهبود اوضاع.

سال ۹۶ سال تداوم نمایش سریال اختلاس های نهادینه شده بود. سوءاستفاده هایی که مستقیم یا غیرمستقیم سر از اتاقهای مدیریتی نهادهای دولتی و حکومتی در میآورد.

سال ۹۶ سال اعتراضات دردمندانه مردم به فسادهای سازمان یافته بود، اعتراض به معضلات مالی اقتصادی و بیکاری جوانان، فوران عدالت خواهی و مخالفت با تبعیض‌های رفاهی، جنسیتی و ایدیولوژی و…، سالی که تمامی مسولان در رده های مختلف، اذعان داشتند که در بسیاری از سطوح مدیریتی در رسیدگی به وضعیت مردم، کوتاهی هایی شده‌ است.

شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان ایران بنابر وظیفه ذاتی، نسبت به تحولات جامعه خود، بی تفاوت نبوده است. این نهاد مدنی فرهنگی به قدر توان مندی های محبوس شده خود و با اتکا به سخاوت و نیک اندیشی فرهنگیان و دیگر هموطنان گرامی در کنار مردم زلزله زده غرب کشور ایستاد. برای کودکان غمزده، در اندازه ی توان مدرسه کانکسی ساخت و از حرکت های بحق مردمی، حمایت نمود.

در حوزه های صنفی و آموزشی نیز در سال ۱٣۹۶ تحولات خاصی رخ داد. تشکل های صنفی فرهنگیان بعد از سال ها محدودیت توانستند در شهریور ماه ۹۶ مجمع عمومی شورای هماهنگی را در بجنورد برگزار کنند تا جان تازه ای به کالبد فعالیت های صنفی دمیده شود. اعتراض سراسری در مهر ۹۶ برای تحقق بودجه عادلانه آموزش و پرورش یکی از خروجی های عینی این تحول بود. موضع گیری روشن و اصولی در قبال موضوع بغرنج صندوق ذخیره فرهنگیان، بازسازی تشکیلاتی شورای هماهنگی درجهت تسهیل و انسجام در پیگیری مطالبات جامعه فرهنگیان در ابعاد مختلف آن از دیگر اقدامات شورای هماهنگی در سال ۱۳۹۶ بود.

اکنون درحالی قدم به مهمانی سخاوتمندانه بهار طبیعت می گذاریم که نگرش حاکم بر آموزش و پرورش همچنان نگاهی خزان گونه، ابزاری، ایدئولوژیکی و بسیار بیمار و ویرانگر است. درنظام بودجه ریزی کشور که منبعث از همان نگاه مذموم و سیاست گذاری های نادرست است، مقوله آموزش، سبدی حقیر و صدقه گونه دارد. حقوق و دستمزد معلمان شاغل همچنان زیر خط فقر است. بازنشستگان در فقر مطلق تحمیلی زیر چرخ دنده های تبعیض نهادینه شده، هر لحظه مرگ را تجربه می کنند. بیمه های درمان ناکارآمد است. خصوصی سازی آموزش، سیاست اصلی دولت شده است. دسترسی به آموزش با کیفیت و رایگان مفهومی ندارد. معلمان روزمزد اسیر استثمار شرایط هستند. تشکل های صنفی، همچنان در برزخ نگاه امنیتی به سر می برند. مجوز فعالیت تشکل ها از سوی دولت گروگان گرفته شده است و دور جدیدی از سرکوب آغاز شده است. محمد حبیبی در مقابل هنرستان محل کار خود توسط سپاه ضرب و شتم شده، بازداشت و به زندان منتقل می شود. احضارها توسط اطلاعات و حراست ها و دوایر تخلفات ادارات آپ در استان های تهران و خوزستان و خراسان شمالی و کردستان و لرستان … ادامه دارد. محمود بهشتی لنگرودی، اسماعیل عبدی و مختار اسدی در زندان هستند و با ادامه تبعید علی اکبرباغانی و اخراج رسول بداقی فرهنگ امنیتی بر فعالیت ها سایه افکنده است.

درکنار همه این نامرادیها و نا بسامانیها، در روزهای پیش رو، بهار طبیعت را به ملت شریف ایران، بویژه فرهنگیان گرامی و دانش آموزان عزیز شادباش می گوییم و امیدواریم در سایه، احساس مسئولیت همه آحاد ملت نسبت به سرنوشت کشور خود، همگام با رستاخیز طبیعت، تحولی سازنده در افکار و اندیشه های مردم ایجاد شود.

ما با ایمان راسخ به تغییر شرایط موجود و پای فشاری در راهی که پیش گرفته ایم، به فردایی بهتر امید داریم و مطالبات معلمان و مردم را تحقق شدنی می دانیم و برای فرداهای روشن می خوانیم:
بی دریغ و درد،
بی لحظه ای تامل سرد،
پر شور و پرامید،
بخوان به نام گلسرخ،

که فردا از آن ماست!

فردایی که هیچ کودکی از مدرسه طرد نگردد هیچ معلمی پشت میله های زندان نباشد و پاسخ مطالبه حقوق، آزادی و عدالت، زندان و تبعید و اخراج نباشد.




گلرخ ایرایی، ۵۰ روز اعتصاب غذا

چند روز پیش ولایت فقیه در سخنرانی “پر شوری” در مشهد ادعا کرد که در جمهوری اسلامی کسی به دلیل دگراندیشی در زندان نیست. و امروز ما خبر پنجاهمین روز اعتصاب غذای خانم گلرخ ایرایی این زن دلاور و آزادی خواه را در روزنامه ها می خوانیم. این خبر تراژیکی است که کمدی نهفته در سخنان فقیه را آشکار می کند. آقای خامنه ای از آن دسته از تبهکارانی است که نه تنها حقیقت را می داند بلکه مهندس آن است.

ایشان سرمست از شراب خون آزادی خواهان اینگونه می پندارد که دروغ او چون از دهان “ولی خدا” بر می آید و برای خدایی کردن زمین است  چشم مردم را نابینا و گوش آنها را ناشنوا می کند.

و در اینجاست که درد و رنج گلرخ ایرایی بیهوده نیست. سزای او سخت تر از دیگران است چرا که هم زن است و هم دگراندیش. ولی او بی پروا همچو گُلی از جان دل قطره قطره شهد می سازد تا بلبل آزادی را برای شادی جمع به باغ فرا خواند. دیری نخواهید پایید که نوای بلبلان عاشق در شهر جیغ کرکس خداوش و قارقار کلاغان دین را برای همیشه خاموش خواهند ساخت.

“توده ای ها”

• پس از قریب به ۵۰ روز اعتصاب غذا؛ وضعیت جسمی زندانی سیاسی گلرخ ایرایی در زندان قرچک ورامین رو به وخامت گذاشته است. وی ۲۰کیلو وزن کم کرده است …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
شنبه  ۴ فروردين ۱٣۹۷ –  ۲۴ مارس ۲۰۱٨

 


پس از قریب به ۵۰ روز اعتصاب غذا؛ وضعیت جسمی زندانی سیاسی گلرخ ایرایی در زندان قرچک ورامین رو به وخامت گذاشته است.
بنا‌به گزارشهای دریافتی وی ۲۰کیلو وزن کم کرده و بر اثر فشارهای اعتصاب غذا؛ دچار مشکلات و نارسایی‌‌هایی در کارکرد کلیه‌‌هایش شده‌ است. پاهای این زندانی به‌‌شدت ورم کرده و از مشکلات جدی جسمانی رنج می‌برد.

وی در اعتراض به تبعید خود از زندان اوین به زندان قرچک ورامین از روز ۱۴بهمن ۹۶ اقدام به اعتصاب غذا کرد.

روز چهارشنبه ۴بهمن ۹۶ (۲۴ژانویه) گلرخ ایرایی را به همراه آتنا دائمی را پس از ضرب ‌و شتم به زندان قرچک ورامین منتقل کردند.