فراخوان کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران، به همهٔ نیروهای مترقی و آزادی‌خواه ایران و جهان

برای آزادیِ صدها تن از دانشجویان، مردم زحمتکش، و مبارزانِ راه آزادی، که در روزهای اخیر به‌وسیلهٔ نیروهای سرکوبگر دستگیر شده‌اند، باید کارزاری گسترده‌ را سازمان‌دهی کرد

هم‌میهنان گرامی!
همان‌طور که پیش‌بینی می‌شد، رژیم ضدِ مردمی و دیکتاتوری ولایت فقیه با اعزام گستردهٔ نیروهای سپاه، بسیج و مزدوران امنیتی، به سرکوب خشن و گستردهٔ جنبش اعتراضی جوانان و مردم زحمتکش میهن‌مان اقدام کرده است. پاسخِ سران حکومت دیکتاتوری به اعتراض مردم جان به‌لب رسیده از فقر، محرومیت، ظلم، فساد و اختناق، به‌روال سال‌های اخیر، متهم کردن آنان به وابستگی به خارج و سپس به‌گلوله بستن و به‌زنجیر کشیدن آنان بوده است. بر اساس آخرین گزارش‌های رسیده، بیش از هزار و پانصد تن از معترضان به‌وسیلهٔ گزمگان استبداد دستگیر شده‌اند، صدها تن زخمی و ده‌ها تن در جریان این اعتراض‌ها جان خود را از دست داده‌اند، بااینهمه، هنوز اعتراض‌های مردمی در گوشه و کنار ایران ادامه دارد. ده‌ها دانشجوی آزادی‌خواه و مبارز دانشگاه‌های کشور جزو این دستگیرشدگان‌اند.
اگرچه می‌توان خروش اعتراض توده‌ها را اینجا و آنجا با گلوله پاسخ داد و مدت ‌زمانی خاموش کرد، ولی برخلاف اراده و تصور سران حکومت جمهوری اسلامی، نمی‌توان خواست راهبردیِ جنبش مردمی مبتنی بر: طردِ رژیم استبدادی ولایت فقیه، پایان دادن به حکومت مشتی تاریک‌اندیش انسان‌نما، پایان دادن به ظلم و بی‌عدالتی اقتصادی ناشی از سیاست‌های نولیبرالی، پایان دادن به فساد بی‌سابقه در دستگاه‌های دولتی و حکومتی، و برپاییِ ایرانی آزاد، مستقل و دموکراتیک، با سرکوب و ارعاب برای همیشه درهم شکست. خواستِ تغییرات بنیادین در ادارهٔ کشور، از نظام سیاسی‌ای که بر اساس استبداد مطلق حاکمیت دستگاه ولایت (ولی فقیه و نزدیکان او) که سیاست‌های نابخردانهٔ آن در دهه‌های اخیر برای میهن ما فاجعه‌بار بوده است گرفته تا نظام اقتصادی-اجتماعی سرمایه‌داری‌ای نولیبرال که با نابودی زیرساختار تولیدی کشور و حاکم کردن روابط دلالی و رانتی و تمرکز دادن بخشی عظیم از اقتصاد کشور در دست مافیای سرمایه‌داران رانت‌خوار و طفیلی، رهبری سپاه، بسیج و دیگر نیروهای امنیتی، ایران را به ورطهٔ سیاه فقر و محرومیت بی‌سابقه رانده است، خواستِ اکثریت قاطع مردم میهن ماست که بدون تغییر حاکمیت کنونی و استقرار حاکمیتی متکی بر ارادهٔ مردم امکان‌پذیر نخواهد بود.
حزب تودهٔ ایران، در روزهای اخیر و در کنارِ مبارزهٔ قهرمانانهٔ مردم ما در شهرهای مختلف، همواره بر این باور پای فشرده است که: برای وادار کردن استبداد به‌عقب‌نشینی و آماده کردن شرایط به‌منظور به‌وجود آوردن تغییراتی بنیادین، دموکراتیک و پایدار در میهن‌مان، اتحادِ عمل همه قشرهای اجتماعی، از کارگران و زحمتکشان گرفته تا جوانان و دانشجویان و زنان مبارز و همچنین همهٔ نیروهای مترقی و آزادی‌خواه کشور نقشی سرنوشت‌ساز دارد. بدون داشتن و ارائهٔ جایگزینی روشن و دموکراتیک در برابر حاکمیت استبدادی کنونی، نمی‌توان همهٔ قشرها و نیروهای جامعه را زیر برنامه‌‌ای حداقلی پیرامون خواست‌های آزادی، عدالت اجتماعی، نان، کار و مسکن، به صحنهٔ مبارزه کشاند و ادامهٔ حیات حکومت دیکتاتوری در ایران را دشوار ساخت.
هم‌میهنان گرامی!
مبارزه برای آزادی همهٔ زندانیان سیاسی- عقیدتی و انبوه مردم معترضی که در روزهای اخیر به‌دست گزمگان رژیم اسیر شده‌اند ازجمله مهم‌ترین و فوری‌ترین وظیفهٔ جنبش اعتراضی و وظیفهٔ همهٔ نیروهای مترقی و آزادی‌خواه کشور است. نباید اجازه داد رژیم بدون هراس از عواقب کار- همان‌گونه که شیوهٔ سنتی و معمول برخوردش با مخالفان بوده است- انبوه مبارزانی را که به اسارت گرفته است با شکنجه‌هایی فیزیکی و روانی به اعتراف‌هایی بی‌پایه و غیرمعتبر در محاکم قضایی یا رسانه‌‌هایش وادار کند. بر اساس گزارش‌های موثق رسیده، بازجویان و شکنجه‌گران ماشین امنیتی رژیم در محل استقرار خود در سیاهچال‌های رژیم، با وارد آوردن فشار و شکنجه کردن دستگیرشدگانی که هیچ‌گونه دست‌رسی به وکیل مدافع و مشاور حقوقی ندارند، در حال سناریوسازی ابراز ندامت از سوی بازداشت‌شدگان جنبش اعتراضی توده‌ها هستند. آزاد کردن مبارزان دربند از چنگال مزدوران استبداد، پیروزی‌ای بزرگ برای جنبش مردمی و شکستی سنگین برای رژیم و حامیانش خواهد بود. ما از همهٔ نیروهای مترقی و آزادی‌خواه ایران و جهان می‌خواهیم تا برای انتشار لیست اسامی و محل بازداشت اسیران در بندِ رژیم و آزادی فوری و بدون قیدوشرط آنان تمام توان خود را به‌کار گیرند. به‌راه انداختن کارزارهایی جهانی و ادامه دادن به فشار بر رژیم و نمایش اعتراضی و جمع شدن مردم در برابر زندان‌های رژیم و پافشاری بر خواست آزادیِ دستگیر شدگان در روزهایی که هنوز شراره‌های اعتراض‌ توده‌ای در گوشه و کنار کشور روشن است، از اولویت ویژه‌ای برخوردار است.
درود آتشین به همهٔ کارگران، زحمتکشان، جوانان، دانشجویان و زنان مبارزِ اسیر در بندِ رژیم!
آزادیِ بی‌درنگ و بدون قیدوشرط برای همهٔ زندانیان سیاسی!
پیروز باد مبارزهٔ متحد مردم ایران بر ضد حکومت دیکتاتوری حاکم!

کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران
۱۷ دی‌ماه ۱۳۹۶




بیانیه های گوناگون در باره جنبش مردمی!

نویدنو  15/10/139

 

 

 

سندیکای کارگران شرکت واحد و هفت تپه :

با مردم به جان آمده خشونت نکنید!

 

 

سال ها گفته شد دستمزدمان کفاف حداقل های زندگی را نمی دهد؛ اما شنیده نشد. حتی حداقل حقوق ناچیز که پنج برابر خط فقر است ماه ها معوق گردید. گسترش خصوصی سازی، شرکت های پیمانکاری، قراداد موقت و سفید امضاء، توسط دولت های مختلف و به صورت مستمر، امنیت شغلی کارگران را از بین برده است. تسهیلات بانکی برای ایجاد شغل، صرف دلالی و مال اندوزی افراد خاص شد و سیاست های غلط بیکاری را به اوج رساند. فقر گسترش یافته و کارتن خوابی و کار کودکان و زباله گردی برای سیر شدن شکم رواج یافته است. بیمه های درمانی برای کارگران و مردم ناکارآمد است. اختلاس و دزدی اموال عمومی رواج یافته است. با گران شدن خدمات دولتی و حامل های انرژی، گرانی ها در سایر بخش ها نیز شدت گرفته است. کمر فرودستان با هدف مندی یارانه ها شکست ولی سال به سال به ازاء مبلغ ثابتی که به مردم پرداخت شد آزاد سازی قیمت ها گسترده تر شده است.

اعتراضات و اعتصابات به حق کارگران و معلمان با ضرب و شتم، اخراج، شلاق و زندان پاسخ داده شده است. سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران، سندیکای کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه و دیگر سندیکاها و تشکلات مستقل کارگری و تشکلات مستقل معلمان که از حق کارگران و معلمان دفاع می کنند نه تنها به رسمیت شناخته نمی شوند بلکه با آنها خشونت شده است و نمایندگان آنها دائما با حبس و دادگاه مواجه بوده اند. حتی اصول قانون اساسی در به رسمیت شناختن حق اعتراض برای مردم و برای تشکیل سندیکاهای مستقل و پیگیری حقوق کارگران همواره نقض شده است.

طعم تلخ این بی عدالتیهای گسترده را همه کارگران و مردم محروم کشیده اند. پاسخ اعتراض مردم به جان آمده برخورد خشونت بار نیست.

 

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

سندیکای کارگران شرکت کشت وصنعت نیشکرهفت تپه

 

………………..

ویدنو  15/10/139

 

 

 

بیانیه مادران صلح ایران در مورد اعتراضات اخیر مردم

در روزهای اخیر شاهد تجمعات و اعتراضات مردم نسبت به اوضاع نامناسب اقتصادی ،سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بودیم . آن چه که مسلم است این نارضایتی ها ناشی از سیاست های غلطی بوده که در طی سالیان گذشته تاکنون اعمال و شرایط به گونه ای شده است که تنها جرقه ای لازم بود تا آتش اعتراضات شعله ور شود.
مادران صلح ایران بنا بر صفت مادر بودن همواره نگران فرزندان و به تبع آن نیز نگران مام میهن هستند و ارائه ی راهکارهای منطقی و مبتنی بر واقعیت های جامعه را وظیفه ی خود می دانند تا کشور بتواند از این بحران عبور کند.
اعتراضاتی که ابتدا از مشهد شروع شد به سرعت به اکثر شهرهای استان خراسان و سپس به شهرهای بزرگ و کوچک دیگر مناطق کشور از جمله پایتخت تسری پیدا کرد .
همواره دلسوزان فرهیخته نسبت به وقوع چنین پیش آمدهایی هشدار می دادند که جامعه خشمگین و هر لحظه در حال انفجار است .
جامعه ای که همه گونه ایثار و فداکاری را در زمان جنگ هشت ساله با عراق ، در زمینه ی ساختن خرابی های بعد از جنگ ، در زمان تحریم های تحمیل شده و در زمینه ی مشارکت همه جانبه در انتخابات انجام داده است. انتظار دارد تا مسؤولان کشور به وعده های خود عمل و فشاراقتصادی،اجتماعی،فرهنگی و انسداد سیاسی را برطرف نمایند. ( گرچه حل این مشکلات بر عهده ی هر سه قوه و نهادهای ذی ربط می باشد. )
وجود تبعیض در همه ی حوزه ها، اختلاس های میلیاردی که جدیتی برای گفتن حقایق در موردشان صورت نگر فته، باعث عدم اعتماد مردم نسبت به مسئولین مربوطه شده است.
دانشگاهها از نیروهای نخبه و کار آمد تهی گشته و دولتمردان و سیاستگذاران جامعه به تعدادی افراد خاص محدود شده است و کمتر از افراد لایق و توانمند در پست های مهم و کلیدی و تخصصی استفاده می شود.
وضعیت بحرانی و نامطلوب محیط زیست، خشکسالی، زلزله های اخیر و اوضاع نابسامان منطقه، اندک بارقه ی امیدی را هم که در مردم بالاخص جوانان وجود داشت از بین برده و ناامیدی جامعه را فرا گرفته است .
بر این مشکلات عملکرد مؤسسات مالی قارچ گونه که در دولت گذشته شکل گرفت و به هیچ وجه به هشدارهای متخصصان اقتصادی هم توجهی در این مورد نشد را باید اضافه کرد که بر هیزم آتش اعتراضات افزود. هر چند که مالباختگان خواسته های خود را بارها به شکل قانونی اعلام کردند ولی متاسفانه گوش شنوایی برای دردهای مردم وجود نداشت.
بعد از انتخابات مردم امیدوار شدند که فضای سیاسی و اجتماعی تغییر خواهد کرد و اوضاع اقتصادی نیز بهبود خواهد یافت ولی بخش شکست خورده در این انتخابات همچنان در مقابل رای مردم ایستادند و با بیان اینکه هیچ چیز تغییر نکرده است، عملاً به رای مردم دهن کجی کردند.
انسان ناامید دست از جان می شوید و به هر عملی که فکر می کند می تواند او را از وضع موجود نجات دهد؛ اقدام می کند.
مادران صلح ایران با توجه به شرایط پیش آمده از مسئولان و دست اندرکاران انتظار دارند که ..
1- اعتراضات قانونی مردم را به رسمیت بشناسند و از هر گونه خشونت اجتناب ورزند و بدانند که اعتراضات با خشونت پایان نمی یابد بلکه تبدیل به آتش زیر خاکستر خواهد شد.
2- شناسایی و مجازات عاملین قتل هایی که در حین اعتراضات صورت گرفت را در دستور کار خود قرار دهند و دستگیر شدگان و زندانیان دربند ومحصور را آزاد نمایند.
3- به خواسته هایی که امکان تحقق آنها در کوتاه مدت میسر است به سرعت پاسخ داده شود وزمینه ی تحقق آنها فراهم گردد.
4- آزادی های سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی مصرح در قانون اساسی به رسمیت شناخته شود تا مردم در فضای گفتگو و همدلی در راستای توسعه ی کشور مشارکت نمایند.
5- بودجه ی سال 97 بر مبنای احقاق حق اکثریت مردم تنظیم شود و در جهت تعدیل و کاهش بودجه نهادهایی که تاکنون پاسخگوی مطالبات جامعه نبوده اند؛ اقدام مؤثر صورت پذیرد.
6- دولتمردان در مورد مسائل و موانع موجود با مردم شفاف سخن گویند.
7- صدا و سیما متعلق به آحاد جامعه است. اجازه ی بیان نظرات به همه ی اقشار جامعه داده و از سانسور و تک صدایی به شدت پرهیز شود.
8- سیاست تعامل با کشورهای همسایه و جهان درجهت تامین امنیت وصلح، بیش از پیش در دستور کار قرار گیرد .
9- فعالیت های نهادها و تشکل های مردمی و احزاب سیاسی مبتنی بر قانون در راستای تأمین توسعه ی پایدار کشور ضروری است و باید به رسمیت شناخته شود.
10- طبق گفته های رئیس جمهور از ۳۶۰ هزار میلیارد تومان بودجه سال ۹۷ حدود ۲۰۰ هزار میلیارد تومان در اختیار دولت نمی باشد. این حق مردم است که چگونگی هزینه کرد این مبلغ کلان در بودجه برایشان مشخص و شفاف سازی شود.
و در نهایت ما مادران صلح ایران با اعتقاد بر این باور که حق حاکمیت و تصمیم گیری در امور کشور از آن ملت ایران می باشد، هر گونه دخالت بیگانگان در امور داخلی کشورمان را محکوم می نماییم.
مادران صلح ایران
به نقل از ویراست:

……………..

نویدنو  15/10/139

 

 

 

کانون نویسندگان ایران:

 دست سرکوبگران از جان مردم کوتاه! 

نزدیک به یک هفته از آغاز اعتراض‌های خیابانی مردم می‌گذرد. در این مدت گستره‌ی اعتراض‌ها چنان فزونی گرفت که بسیاری از شهرهای کوچک و بزرگ ایران به آن پیوستند. طرح مطالبات با شعارهای اقتصادی آغاز شد اما به سرعت دامنه‌ی سیاسی گرفت. در رویارویی با این اعتراض سراسری برخورد نیروهای انتظامی و امنیتی و لباس شخصی رفته رفته به خشونت و سرکوب و به کارگیری سلاح گرم در برابر مردم بی‌دفاع انجامید و تاکنون ضرب و جرح و بازداشت صدها تن و قتل بیش از بیست تن از معترضان را در پی داشته است.
طرفه آن‌که دولت به رغم ادعاهای خود در پذیرش حق اعتراض مردم، در همان روزهای نخست شبکه‌های اجتماعی مجازی را که از معدود ابزارهای باقی‌مانده‌ی آزادی بیان است، مسدود کرد.
کانون نویسندگان ایران که طی نیم قرن فعالیت خود همواره مدافع حقوق اساسی مردم از جمله حق آزادی بیان و اندیشه بی‌هیچ حصر واستثنا بوده است، هر گونه اقدام سرکوبگرانه و تهدید و کشتار مردم بی‌دفاع، و هر برخورد ضد انسانی با تجمع‌های اعتراضی را محکوم می‌کند و اعلام می‌دارد بیان آزادانه‌ی مسائل و مشکلات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و هر درجه مخالفت با آنها حق مردم است.

کانون نویسندگان ایران
۱۲ دی ۱٣۹۶

…………….

ویدنو  15/10/139

 

 

 

بیانه ی شورای صنفی مرکزی دانشجویان دانشگاه تهران

 

در روزهای اخیر، دانشگاه نیز مانند سرتاسر کشور وضعیت ملتهبی را پشت سر می گذارد، در روزهای گذشته ریاست دانشگاه، در عین نظارت سخت گیرانه بر عبور و مرور دانشجویان، به حضور گسترده ی نیروهای امنیتی و لباس شخصی چراغ سبز نشان داده است. در حالی که صدها دانشجوی دانشگاه تهران هم صدا با مطالبات به حق و مترقی فرودستان و سرکوب شدگان سراسر کشور شعار “نان، کار، آزادی” سر دادند، عده ای وابسته به جناح های قدرت در بیرون دانشگاه، سر در دانشگاه تهران، این نماد تاریخی مقاومت و ایستادگی دانشجویان آزاده ایران را، به جولانگاه نفرت پراکنی خود علیه دیگر جناح های قدرت بدل ساختند تا صدای همبستگی دانشجویان و فرودستان را خاموش کنند. آنان امروز نیز برای شکستن این همبستگی تاریخی دست به دامان برچسب زنی های دروغین و فرصت طلبانه به نهاد مستقل شورای صنفی شده اند.

در سال های اخیر، فعالان صنفی دانشجویی مانند کارگران، معلمان و دیگر اقشار تهی دست جامعه، با مخالفت مستمر نسبت به سیاست های بی نواسازانه دولت های سازندگی، اصلاحات، مهرورزی و اعتدال، صدای خود را به مردم می رساندند. امروز نیز شورای صنفی ضمن حمایت از فریاد فراگیر تهیدستان جامعه، دخالت آمریکا و مزدوران منطقه ای شان و فرصت طلبی گروه های خارجی را محکوم کرده و دلسوزی دروغین آن ها را در ادامه قدرت طلبی همیشگی شان برای مصادره مبارزات برابر ی طلبانه و و آزادی خواهانه مردم در دهه های اخیر می داند .

فضای امنیتی دانشگاه تا آن جا پیش روی کرده است که پنج تن از اعضای شورای صنفی به محض خروج از جلسه اعضای شورای صنفی با هیئت رئیسه دانشگاه تهران ، حتی با وجود تضمین رئیس دانشگاه مبنی بر تامین امنیت دانشجویان حاضر در جلسه ، توسط نیرو های امنیتی باز داشت شدند . اما دیگر اعضای شورا با ایستادگی و پیگیری قاطع خود سبب آزادی این پنچ نفر شدند.

در روز های پرآشوب دانشگاه و جامعه، عده ای از دانشجویان به صورت غیر قانونی بازداشت شده اند . در حالیکه اتهام و وضعیت آنان مبهم و نامشخص است. ما، رئیس دانشگاه و وزیر علوم را در قبال سرنوشت آنان مسئول می دانیم. رئیس دانشگاه وظیفه دارد از نخستین و بدیهی ترین حقوق دانشجویان صیانت کرده و از پیگیری مستمر تا آزادی همه ی آن ها عقب نشینی نکند .

با توجه به وظیفه ی شورای صنفی مبنی بر حفظ حقوق و مراعات حریم دانشجویان ما خواستار موارد زیر هستیم :

1) رسیدگی تا آزادی فوری ، بدون وثیقه و بدون تشکیل پرونده ی قضایی

2) خروج نیرو های امنیتی و لباس شخصی از فضای دانشگاه و خوابگاه ها ، پایان دادن به تهدید ها و بازداشت دانشجویان

✅منبع: کانال شورای صنفی مرکزی دانشجویان دانشگاه تهران

 

…………

ویدنو  15/10/139

 

 

 

جنبش فدرال دموکرات آذربایجان:

 این آغازی است بر یک پایان 

 

1-حرکت های اعتراضی مردم که با سرعت حیرت انگیزی به سرتاسر ایران گسترش یافت، پدیده خلق الساعه ای نبود. حرکت توده مذاب این آتش فشان از سال های قبل در اعماق جامعه در حال تکوین بود. وضعیت امروز در دیروز شکل گرفته است. نقطه آغاز آن، اعدام ها و دهه خونین برای ازبین بردن هرگونه امکان اعتراض دربرابر غارتگری هائی بی‌حساب بعدی بود. زیرا سرکوب به خاطر سرکوب وجود ندارد، در ورای آن امکان چپاول با دست باز و امتیازات ویژه نهفته است. در یک کشور ثروتمند نفتی، این قانونمندی با شدت بیشتری عمل می کند. از زمان هاشمی رفسنجانی، دستگاه های سرکوب تحت کنترل ولایت فقیه به تمامی حیات اقتصادی کشور چنگ انداخته است. صد ها میلیارد دلار از ثروت کشور مخفیانه به حساب های خصوصی همه سردمداران رژیم و آقازاده های آنان در بانک ها و موسسه های مالی انتقال یافته است. درکدام کشور جهان ، کامیون های طلا و دلار دزدی حکومتیان به خارج قاچاق می شود؟ در کدام کشور جهان رئیس بانک مرکزی کشور میلیارد ها دلار را علنا می رباید و حاکمیت، منتقدین را به زندان می اندازد؟ در کدام کشوری بنادر و اسکله های آن خارج از نظارت دولت رسمی قراردارد؟ در کجای جهان کارگران را به خاطر درخواست دستمزد های پرداخت نشده به شلاق می بندد؟ هیچ قدرت اشغال گری این چنین به تاراج کشوری نه پرداخته بود. در مرکز ثقل این چپاول ها، پدیده ای بنام ولایت فقیه نشسته است که بی رحمی مغول و حرص و آز راهزنان را در خود جمع کرده است. ولی او تنها نیست. دولت رسمی برغم اختلافات ناچیز خود با حکومت در سایه، همواره شریک جرم آن در چپاول و جنایت بوده است. کدام کسی در این حکومت قاتل ها و دزدهای با نام نشان بی گناه است؟ کدام بخشی از این طاعون سیاهی که در پشت دین پنهان شده بود سالم است؟ ولایت فقیی که وسط گله دزدان و آدمکشان نشسته است ؟ اصلاح طلبان بی خاصیتی که هرکدام باسابقه « مبارزاتی » شکنجه گری و قتل، زائده ولی فقیه بودند و در لحظات حساس همیشه در کنار جنایت کاران ایستادند و آنرا « ستون نظام » نامیدند؟ حکومت « اعتدال و امیدی» که کابینه اش از قاتل ها ی با سابقه تشکیل شده است؟ دستان آلوده ای همه جناح های رژیم در طول این چهار دهه بر جان و مال مردم دراز بوده است و مردم آنرا به عیان می بینند. کدام کسی در این حکومت قاتل ها و دزدهای با نام نشان بی گناه است؟ کدام بخشی از این طاعون سیاهی که در پشت دین پنهان شده بود سالم است؟
۲- جنبشی که اکنون در تمامی شهر های ایران در جریان است، ماهیت کاملا متفاوتی دارد. اگرجنبش سبز سال ۸۸ از نظر ترکیب اجتماعی خود غالبا جنبش فرزندان طبقه متوسط رانت خواری بوده که ایده آل خود را در خواسته های محدودی از حاکمیت می دیدید. این حرکت با اولین موج سرکوب به خانه های خود عقب نشست و با هزیمت تدریجی و رای به روحانی نامش را نیز به طاق نسیان سپرد. اما جنبش کنونی، جنبش توده های به فقر کشیده شده توسط رژیم اسلحه بدستان خشونت طلب حاکم بر ایران است که گور خوابی را نیز به حسرتی بدل کرده است. این جنبش کارگران و کارمندان و اکثریت زحمتگش جامعه است که به حاشیه امنیت اجتماعی رانده شده اند و دیگر چیزی ندارند که از دست بدهند. مردم به درستی در شعارهای خود می گفتند که «حقوق ملت ما ، زیر عبای ملا»!
۳- توهم پراکنان می گویند این جنبش رهبر ندارد، بی سر است، پراکنده است، آلترناتیو ندارد. این حرف یاوه ای است. گستردگی آن در سرتاسر کشور نشان دهنده این است که کلیت جامعه ایران را فرا گرفته است. آلترناتیو با چتر از آسمان فرود نمی آید بلکه حاصل مبارزه است و در متن حرکت شکل میگیرد و نه در خانه نشستن. خواسته های اجتماعی و سیاسی در جریان مبارزه است که بلور بندی و صیقل می یابند. به مبارزات مردم باور داشته باشیم. دیگر فروش ترس به مردم که « اگر ما به رویم چه کسی می آید؟» و یا لولو خرخره وضعیت خراب سوریه ای که خود در آن نقش داشتند، ارزش مصرف خود را از دست داده است. آلترناتیو این حکومت، خود مردم اند. می توان با فراخوان یک مجلس موسسان و انتخاباتی با نظارت سازمان ملل، به عمر نکبت بار این حکومت ترور پایان داد.
۴- در اندیشه سیاسی ایران یک دگرگونی عظیم فکری رخ داده است: مردم ازنظر فکری ازکلیت رژیم اسلامی فرا رفته اند که نقطه عطف بر گشت ناپذیری در ذهنیت سیاسی مردم است. حتی اگر جنبش اجتماعی و سیاسی ایران سرکوب شود، فراروی از رژیم جمهوری اسلامی نقطه آغاز هر حرکت دیگری خواهد بود.
۵- در شهر های بزرگ ایران، بویژه در تبریز، بدلیل وحشت روشن رژیم یک حکومت نظامی اعلام نشده برقرار است. تبریز شبیه دوره اشغال پاریس توسط نازی هاست. تمامی راه های ارنباطی بین آبرسانی تا دانشگاه تبریز، با نیروهای نظامی اشغال شده است. ارتباط بین آنجا با بازار تبریز قطع است و در تمامی مناطق حساس شهر, مثل باغ گلستان، محله ی دیک باشی و میدان ساعت، نیروهای نظامی مستقر هستند. در این میان، عناصر وابسته به نیروهای امنیتی اطلاعیه می دهند که مردم را از پیوستن به حرکت مردم منصرف سازند. اینها همان طرفداران حکومت داعش شیعه در ایران هستند که در پشت اسم های مجعول و «ملت چی» های کاذب و بی هویت پنهان شده بودند و میر هاشم دوه چی های امروز هستند.
۶- آذربایجان از زمان مشروطیت به این سو در رآس تمامی جنبش های سیاسی و اجتماعی ایران قرار داشته است. مساله ای ایران ، مساله آذربایجان است . از سنگر ستارخان تا آزادستان شیخ محمد خیابانی، تا جنبش فرقه برهبری پیشه وری، همواره جنبش آذربایجان مقدمه آزادی در سرتاسر ایران بوده است. هویت آذربایجان در رسالت تاریخی مبارزات آن بوده است .
آزادی حاصل مبارزه علیه دیکتاتوری حاکم است. اکنون این جامعه زنده به گور گرفتار چهار دهه سرکوب و کشتار و فساد و دزدی حکومتی، قد علم کرده است که بنیاد این حکومت بنیان کن را براندازد. دربرابر جناح های حکومتی که در سرکوب علیه مردم متحد شده اند، متحد شویم و به جنبش مردم ایران به پیوندیم!

قوی باشین ساولان تک اوجالانسین !
یاشاسین آذربایجان!
دیماه ١٣۹۶

 

…………….

نویدنو  15/10/139

 

 

 

بیانیه حزب اعتماد ملی درباره حوادث اخیر

مردم شریف ایران در این ایام شاهد حرکت اعتراضی بخشی از شهروندان و هموطنان خود نسبت به شرایط اقتصادی و سیاسی کشورند و برخی شخصیت ها و نهادهای حاکمیتی و حکومتی را مسئول این شرایط می دانند . مسئولیت سیاسی و وظیفه شهروندی ایجاب می کند که نکاتی را به استحضار برسانیم:
۱- ملت ایران مردمی شرافتمند ، وطن پرست ، غیور، آگاه و خداپرستند که در طول تاریخ و صد و ده سال گذشته بویژه در چهار دهه اخیر هویت ملی ، دینی و شرافت انسانی خود را در عرصه های مختلف به نمایش گذاشته اند ، تقدیم صدها هزار شهید، جانباز و اسیر و تحمل شکنجه ها، محرومیت ها و دشواری‌های سیاسی و اقتصادی در راه کسب استقلال،آزادی، عدالت و حاکمیت مردم گواه این ادعاست. جنبش تنباکو، انقلاب مشروطیت، جنبش نفت، جنبش ۱۵ خرداد ، انقلاب اسلامی و دفاع در مقابل هجوم مسلحانه داخلی و خارجی پس از انقلاب اسلامی، همگی سند و برگ های زرین مسئولیت پذیری ، هوشیاری و نکته سننجی آنان است ولذا به راحتی نمی توان برچسب فریب خوردگی ، عامل بیگانه بودن و یا بی هویتی را حتی به معترضان به ستوه آمده این ملت زد .
۲- این ملت هرگاه احساس محرومیت کرد، در ابتدا نصیحت نموده و سپس کناره گرفت، ولی وقتی محرومیت ها طاقت فرسا شد، صدای اعتراض خود را بلند می کند. بنابراین، اعتراضات کنونی نیز نشان دهنده وجود و گسترش احساس محرومیت در میان اقشار مختلف اجتماعی است. مردم محرومیت های زمان جنگ را طبیعی می دانستند و لذا پشت سر مسولان ایستادند و در مقابل خشونت خارجی و داخلی کمر خم نکرده، از انقلاب و کشورشان دفاع کردند. اما محرومیتی که از سوی سنت گرایان محافظه کار و انحصار طلب بعد ازپایان جنگ، ابتدا در حوزه سیاسی آغاز شد و سپس پیامدهای آن در حوزه های اجتماعی ، اقتصادی و انسانی سربرآورد را هرگز عاقلانه و عالمانه و عادلانه ندانستند. در تقابل با این محرومیت ها استراتژی و شیوه های مختلفی را برگزیدند، اما هر بار ، پس از پرداخت هزینه ها و پدیدار شدن روزنه ای برای حل مشکلات با فرآیندی مواجه شدند که بر گره ها افزوده شد.
پس از اتخاذ استراتژی مشارکت در انتخابات ، علیرغم عدم وجود نامزدهای مطلوب، با رضایت دادن به نخبگان حداقلی در انتخابات ۹۲ ، ۹۴ و ۹۶ شرکت فعالانه داشتند، اما کماکان شاهد تداوم و بلکه سخت تر شدن شرایط هستند. بنابراین تحرکات کنونی نشانه احساس محرومیت و عدم امید به حل مشکلات و بهبود شرایط بر اساس راه حل های مشارکت فعال مسالمت آمیز می باشد.
۳- اما این مردم شریف و معترضان به خیابان ها آمده باید بدانند که تجارب گذشته در انقلاب مشروطه، در جنبش نفت و در انقلاب اسلامی و نیز در هیچکدام رفتارهای خشونت آمیز گره گشایی نکرده اند، بلکه اولین خسارتی که در هر مرحله روی دست ملت و دولت ماند ترمیم و بازسازی حاصل از آن حوادث بود . شرایط سیاسی و اقتصادی بوجود آمده پس از پایان هرج و مرج و خشونت نیز نتوانسته است رضایت فعالان و مشارکت کنندگان در خشونت را تامین کند، جز آنکه سبب نابودی و قلع و قمع نخبگان سیاسی به دست یکدیگر و افزایش تعارضات و تضادهای اجتماعی و سیاسی در بین مشارکت جویان و نابودی نیروهای انسانی شده است.آیا وقت آن نرسیده است که ملت ایران از تاریخ صد و ده ساله خود درس بگیرد و این بار مشکل محرومیت خود را از طریق دیگری حل کند؟ و نیز آیا وقت آن نرسیده است نخبگان سیاسی مورد قبول مردم در جناح ها و احزاب سیاسی دست از تضاد و تفرقه بردارند و با تشکیل اتحادی قدرتمند و اتخاذ راه حل های سیاسی مناسب و گره گشا، به نمایندگی از مردم بی پناه هیات حاکمه را وادار به مذاکره و پذیرفتن ساز و کارهای مشکل گشا بنمایند. شاید یکی از عوامل اعتراضات مردمی بدون سر پناه همین باشد که نخبگان سیاسی مورد قبول مردم، پس از پیروزی، آهنگ جدایی از یکدیگر را ساز می کنند و در نتیجه ضعیف و ضعیفتر می شوند، و توان حمایت از مردم بی پناه در مقابل صاحبان قدرت را از دست می دهند . بنابراین باید تدبیری برای یافتن راه حل های مسالمت آمیز کرد ، زیرا پیمودن راه خشونت، نتیجه ای جز هیچ ندارد، ضمن آنکه می تواند فرصتی برای جهانخواران بین المللی و نیز سوء استفاده کنندگان داخلی فراهم کند و در این میان چیزی نسیب مردم نخواهد شد.
۴- صاحبان قدرت، از صدر تا ذیل، باید بدانند که مسولیت ایجاد شرایط موجود کشور بر عهده آنهاست و همگی باید پاسخگو باشند، نه افراد و نهادهای خاص، شرایط کنونی نتیجه مدیریت آنان طی سه دهه گذشته‌ است. ‌حاکمیت بخشیدن به گفتمان سنتی و اقتدار گرا و ناتوان از درک و حل مسایل اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی جامعه و حذف معترضین با انواع شیوه های سیاسی و تبلیغاتی و انحصار ساختاری، اولا موجب انباشت مشکلات و ثانیا تجمیع این مطالبات در بطن جامعه شده است که امروز به صورت رفتارهای خشونت آمیز سر بر آورده است.

صاحبان قدرت باید بپذیرند که انتقاد و اعتراض مسالمت آمیز حق مردم است و بنابراین باید زمینه های اظهار آن را در بستر اجتماعی و سیاسی فراهم کنند، نه آنکه هرگاه گروه و جمعیتی خواهان برگزاری تجمعی شد، وزارت کشور مانع از آن شود و بستر بیان مطالبات و منافع را به صورت مسالمت آمیز فراهم نکند. در این راه باید از احزاب و یا شخصیت‌ های مورد قبول مردم مدد بگیرد.
وقت آن است که برای جلوگیری از رفتارهای خودسرانه و آشوب گرایانه،دولت با وساطت جبهه‌ها و احزاب و یا شخصیت‌های مرجع مردم زمینه برگزاری تجمعات قانونی را در مراکز مشخص نظیر ورزشگاهها فراهم نماید تا امکان برگزاری گفتگو و مذاکره با مردم فراهم شود که نتایج حاصل از آن قابل پیگیری باشد.
ثانیا صاحبان قدرت بدانند که برخورد خشونت‌آمیز با مردم معترض،پیامدهای ناگوارتری را به همراه خواهد داشت. بلکه باید مشکلات را از طریق گفتگوهای سازنده بین حکومت و معترضین حل کرد. مشکل با حبس، حصر و خشونت و نیز جنگ روانی بر علیه معترضان حل نخواهد شد.
۵- وقت آن است که گروه حاکم به بررسی و ارزیابی و تحلیل فسادها ی مستقر شده در نظام سیاسی بپردازد .
انکار ضعف و فسادهای اجتماعی و اقتصادی و به ویژه سیاسی راه حل مشکل نخواهد بود. اگر آنان به حفظ نظام جمهوری اسلامی معتقد و پایبند هستند، باید با انجام مطالعات و بررسی‌های کارشناسی توسط نخبگان علمی و اجرایی مفاسد نظام را تحلیل و بررسی نموده و به درمان آن ولو با هزینه هایی بر علیه خودشان بپردازند. اعتراضات کنونی نشانه بیماری نظام در ابعاد سیاسی و اقتصادی است؛ لذا باید این نظام پالایش و درمان شود، ساختارهای سیاسی معیوب مثل نظام انتخاباتی اصلاح شوند، ساختارهای اقتصادی بسترساز اختلاس ها، اصلاح شوند. ساختارهای فرهنگی مشکل‌زا اصلاح گردند و در نهایت شخصیت‌ها و مسئولان سیاسی ناپاک و نا لایق کنار گذاشته شوند، طبیعی است که این امر مستلزم زمانی مناسب خواهد بود، اما باید سازوکاری طراحی شود که مردم به اصلاح امور باور و اطمینان پیدا کنند .
۶- صدا و سیما در ساختار کنونی حلقه‌ی ارتباط حاکمیت و مردم و نیز نشانگر گفتمان حاکمیت است، متاسفانه مواضع، استراتژی و گفتمان این رسانه با نیازها و مطالبات اکثریت قاطع مردم، به‌ویژه جوانان عزیز در تعارض است. این سازمان به‌جای آنکه برای نظام جمهوری اسلامی مشروعیت و مقبولیت بیافریند، موجب انزجار و ادبار جامعه از نظام سیاسی شده و می‌شود. مقدم‌ترین اقدام نظام سیاسی، حل مشکل صدا و سیما به گونه‌ایست که اکثریت شهروندان جامعه آن را قبول داشته و مواضع سیاسی آن را تایید نمایند.
۷- در پایان به همه‌ی مسئولان و مردم عزیز ایران یاد آور می شویم که در برابر شرایط سخت و پر خطر و ناگوار کنونی کشور مسئولیت انقلابی اسلامی و تاریخی دارند و هر یک به سهم خود باید در پاسداری از حقوق انسانی و ملی شهروندان از یک طرف و حفظ امنیت و استقلال این مرز و بوم از طرف دیگر بکوشند.

 




اعلامیهٔ شمارهٔ ۳ کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران

اعلامیهٔ شمارهٔ ۳ کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران

  • باید با اتحاد عمل و مبارزهٔ سازمان‌یافته جلو برنامه‌های رژیم برای سرکوب خشن، خونین و گستردهٔ جنبش اعتراضی مردم جان به‌لب رسیده را گرفت!
  • ما مخالف سرسخت هرگونه دخالت خارجی در ایران هستیم و بر این باوریم که: حکومت‌مدارانِ دست‌راستی و نژادپرستی همچون ترامپ، نتانیاهو و حکومت ارتجاعی و جنایتکار عربستان سعودی دوست مردم ایران و خواهان تحقق آزادی، استقلال و عدالت اجتماعی در میهن ما نیستند!
  • ما کوشش هدفمندِ رسانه‌های جمعی کشورهای امپریالیستی و همچنین ارگان‌های خبری و تبلیغی رژیم را، به‌هدفِ وارونه جلوه دادن ماهیت حق‌طلبانه، ملی و دموکراتیک جنبش اعتراضی میهن‌مان، محکوم می‌کنیم!
  • راهِ نجاتِ ایران جانشین کردن یک نوع حکومت دیکتاتوری با نوع دیگری از استبداد و دیکتاتوری نیست. مردم ما خواهان جمهوری‌ای ملی، مردمی و دموکراتیک هستند!
  • باید با سازمان‌دهی و تشکل، امر مبارزه برای طرد حکومت دیکتاتوری ولایت فقیه در ایران را به‌پیش بُرد. ورود گستردهٔ قشرهای اجتماعی خصوصاً کارگران و زحمتکشان به این مبارزه و فلج کردن چرخ دستگاه‌های حکومتی، عامل قاطع در وادار کردن رژیم به‌عقب‌نشینی است!

 

هم‌میهنان گرامی

مبارزات قهرمانانهٔ  شما بر ضدِ رژیم دیکتاتوری حاکم، با وجود همهٔ تلاش‌های سرکوبگرانهٔ حاکمیت به‌منظور خاموش کردن صدای این اعتراض‌ها وارد ششمین روز خود شد. با وجود ده‌ها کشته و زخمی و دستگیری صدها تن از سوی مزدوران امنیتی رژیم، شما نشان دادید که دیگر حاضر نیستید شرایط تحمیل‌شده از سوی تاریک‌اندیشان حاکم را تحمل کنید. سردمداران حکومتی، از علی خامنه‌ای و حسن روحانی گرفته تا لاریجانی، ضمن اعتراف به شنیدن صدای پرطنین نارضایتی و اعتراض اکثریت قاطع مردم میهن نسبت به شرایط دهشتناک اقتصادی-اجتماعی، فقر و محرومیت گسترده و بی‌آیندگیِ نسل جوان کشور، که این سران و مجموعهٔ حاکمیت جمهوری‌اسلامی مسئول به‌وجود آمدن‌شان‌اند، مردم را به عامل خارجی بودن متهم و به سرکوب تهدید کردند، و از مردم خواستند تا صحنهٔ مبارزه را ترک کنند.

همه گزارش‌های رسیده از تدارکِ همه‌جانبهٔ رژیم به‌منظورِ سرکوب خشن و گسترده بر ضد مردم معترض در شهرهای مختلف حکایت می‌کند. گسیل پرحجم یگان‌های ضدشورش سپاه به شهرهای مختلف و اشغال نظامیِ بخش‌هایی مهم از شهرهای بزرگ ازجمله تهران، به‌وجود آوردن اختلال در وسایل ارتباطات‌جمعی- ازجمله بستن برخی از شبکه‌های اجتماعی- درواقع شکلی از برپاییِ حکومت‌نظامی‌ از سوی حاکمان کنونی برای به‌دست گرفتن کنترل اوضاع و درهم کوبیدن جنبش اعتراضی مردم است. عنصرهای وابسته به رژیم، با سازمان‌دهیِ خشونت و حتی غارت مکان‌های عمومی، مترصددند تا جنبش را به بیراههٔ  خشونت کشانده، و بدین ترتیب، اکثریت عظیم توده‌های جان به‌لب رسیده از شرایط را از بدنهٔ جنبش جدا کنند، و اگر بتوانند، مردم را در مقابل مردم قرار دهند تا حرکت‌های اعتراضی توده‌ها را که دامنهٔ آن‌ها هرروز به شهرهای بیشتری گسترش می‌یابد بتوانند به‌راحتی سرکوب کنند.

 

هم‌میهنان گرامی!

ما همچنین اعتقاد عمیق داریم، و تکرار می‌کنیم، حمایت مزورانهٔ مرتجعان نژادپرستی همچون ترامپ، معاون او، برخی از راست‌ترین نیروهای حزب جمهوری‌خواه در آمریکا، نتانیاهو، نخست‌وزیر حکومت ضدمردمی و فاسد اسرائیل، در کنار حمایت رژیم ارتجاعی و جنایتکار عربستان سعودی از مبارزات مردم میهن ما، نه به‌خاطر اعتقاد آن‌ها به بهبود پیدا کردن وضعیت کشور ما و تحقق خواست‌های مردم ما مبنی بر برقراری آزادی، دموکراسی و عدالت در ایران بلکه تنها باهدف بی‌ثبات کردن اوضاع در منطقهٔ خاورمیانه و خلیج‌فارس در چارچوب منافع راهبردی‌شان است. حمایت این دولت‌های ضدِ مردمی از نیروهایی مرتجع همچون سلطنت‌طلبان و کسانی که از هم‌اکنون برای مردم ما ریاست جمهوری و دولت انتخاب کرده‌اند و به‌دفعات مداخلهٔ نظامی در کشورمان را خواهان شده‌اند، نشانگر بازی خطرناکی است که جنبش آزادی‌خواهی در میهن ما را به‌شدت تهدید می‌کند و در راستای یاری رساندن به ارتجاع منطقه و همچنین نیز کمک به برنامه‌های نیروهای سرکوبگر در ایران عمل خواهد کرد.

تجربهٔ حرکت اعتراضی توده‌ها در روزهای اخیر، همچنین بی‌اعتباری و ورشکستگی کامل کسانی را نشان داده است که خود را مدافع اصلاحات در ایران معرفی می‌کردند. هم‌صدایی این ورشکستگان سیاسی با فریادهای “شناسایی و سرکوب کنید”  کسانی مانند صادق لاریجانی و مزدورانی همچون حسین شریعتمداری، و درعین‌حال نیز نشانگر  پایان عمر سیاسی و اعتبار اجتماعی نیروهایی است که در پوشش اصلاح‌طلبی سالیان سال مردم ما را به قبول حکومت اسلامی و انتخاب میان “بد و بدتر” تشویق می‌کردند.

 

هم‌میهنان گرامی!

ما بار دیگر تکرار می‌کنیم: تنها راه مقابله با برنامه‌ها و توطئه‌های رژیم، اتحادِ عمل، مبارزهٔ سازمان‌یافته و حرکت مشترک همهٔ قشرهای اجتماعی، از کارگران و زحمتکشان گرفته تا جوانان، دانشجویان و زنان دلیر کشور و آماده کردن شرایط برای اعتصاب‌های گسترده و فلج کردن امکان‌های حکومتی برای ادامهٔ حیاتشان است.

حزب تودهٔ ایران، بار دیگر تأکید می‌کند که: توده‌ای‌ها خود را بخشی جداناپذیر از اعتراض‌های شما بر ضد ادامهٔ حکومت استبدادی می‌دانند. ما بار دیگر همهٔ نیروهای مترقی و آزادی‌خواه کشور، کارگران و زحمتکشان، دانشجویان و جوانان و زنان مبارزِ میهن را فرامی‌خوانیم که در صف واحد جبههٔ متحدِ ضد دیکتاتوری برای:

طردِ رژیم ولایت فقیه و حاکمیت روحانیت بر میهن‌مان و پایان دادن به حکومت استبدادی؛

آزادیِ فوری و بدون قیدوشرط همهٔ زندانیان سیاسی؛

پایان دادن به فقر و محرومیت، گرانی، دشواری‌های اقتصادی، فساد و ظلم دستگاه‌های حکومتی؛

پایان دادن به جَو سرکوب و اختناق، و بازگرداندن همهٔ نیروهای سرکوبگر به پادگان‌های‌شان؛

و گذار به استقرار حکومتی ملی و دموکراتیک و حاکم شدن مردم بر سرنوشت‌شان، کارِ سازمان‌دهی جنبش بزرگ و سراسری خلق را با طرح شعارهای مناسب تدارک ببینند.

نباید گذاشت رژیم با کشاندن جنبش به بیراههٔ خشونت،‌ جنبش اعتراضی گستردهٔ توده‌ها را از بدنهٔ اجتماعی آن جدا کند و با حملهٔ گسترده و سرکوب خونین و خشن جنبش درحال نضج‌گیریِ توده‌ها را سرکوب و مردم را از ادامهٔ مبارزه ناامید کند.

پیروز باد مبارزهٔ متحد مردم ایران علیه حکومت دیکتاتوری حاکم!

 

کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران، ۱۲ دی‌ماه ۱۳۹۶




در این جنبش اعتراضی از چه چیزهائی پرهیز کنیم.

نویدنو  10/10/139

فریبرز رئیس دانا

من به همه ی ابعاد، انگیزه ها، مشخصات و عناصر ترکیبی طبقات و گروههای اجتماعی شرکت کننده در تظاهرات تا کنون رو به گسترش سیاسی و اجتماعی مردم در شهرهای مختلف ایران واقف نیستم ، اما بی تردید از خیلی چیزهای بدرد خور برای تفسیر و موضع گیری آگاهم. مطمئن تان می کنم از مدتی پیش به طور کلی و از چند روز پیش به طور مشخص تر، گرچه نه دقیق، در انتظار وقوع این حوادث بودم والبته نمی دانستم دقیقا به چه شکل و از کدام شهر ومحل. مطمئنا می دانم که مسولان اصلی دو جناح وبدنه و اتاق امنیتی و اطلاعاتی ایشان تیز به طور دقیق تر انتظار می کشیدند بی آن که بتوانند کار اساسی بی سرو صدائی برای محو آن بکنند. باز اطمینان می دهم که شماری از رفقا و دوستان من نیز چنین انتاظار و پیش بینی ای داشتند. اگر سیر حوادث را با جدیت پیگیری می کردیم و به ابزار های موثر و کار آمد تحلیل و پیش نگری مجهز بودیم آنگاه رسیدن به این انتظار کار خیلی دشوار و شگفت انگیزی نبود. من نیز از آینده بینی هوشمندانه شگفتی برخوردار نبودم وخیلی موارد را از رفقایم یاد گرفتم.یک خاصیت با هم بودن رفیقانه همین است
در این جریان فکری و تجربی می دانستیم که هر دو جناح آماده حضور و دستکاری به نفع خود و برای پائین آوردن حریفان هستند و از همه مهم تر برای فرار از نتایج وخیم حضور سیاسی و مسئولیتشان در شرایط اقتصادی بسیار بد و فشارهای سخت بر بنیه ی جامعه . آنها در انتظار دامنگیر تر شدناثر سم آلودگی دیو نابود گر فساد و چپاول و فشار و تحقیرو خشم بالا گرفته قابل اشتعال عنقریب بودند و هستند. آنها راه فرار و نشان دادن نشانی های گمراه کنند و پنهان سازی و ابهام آفرینی در سیاستها خود و پایه های طبقاتی و سود جویانه آنرا جستجو می کردند و می کنند. اتفاقا تحرک ها و اظهار نظرهای اخیر سرنخ های خوبی به دست می داد و داد. کاش دانشمان کامل تر بود. اما تا بدانجا نرسید که بدانیم همی که نادانیم! بر عکس ما به قدر لازم ، اما نه کافی، آگاهی به دست آوردیم. مثل همه ی تجربه های تاریخ این آگاهی و تجربه در آزمایشگاه و آموزشگاه ستیزه های واقعی چند روزه ناگهان چندین برابرشد.
حالا می توانم بی فرو رفتن در دام تواضع یا خود نمائی گمراه کننده به اطلاع عزیزان مخاطب برسانم که این جنبش برخلاف آنچه ذهن ها و اراده های وامانده بیان می دارند دوز و کلک وحقه نبود بلکه ماهیتی واقعی در واکنش به فساد کشنده ، گرانی از پای درآورنده و تحقیر و عقب نگاه داشتگی داشت. تازه شگفتی این بود و هست که چرا این واکنش به تاخیر می افتاد – و افتاد. وقتی رنج های اجتماعی مردم را به هم نزدیک می کند برای آن که واکنش برجسته ای داشته صدای خود را به هم برسانند سیلاب های به ظاهر ناشناخته ای اینجا و آنجا از زیر زمینو بیرون از صحنه بیرون می جوشد، غلیان می کند، چه بسا گل آلود می شود و بی پروا عاملان انسانی و سازمانی رنج و فلاکت را هدف قرار می دهد وابتدا زیر سیلاب وحشت و رسوائی فرو می برد تابعد- که قصه ی درازی در پیش است ، هرچند موقتا ناگفته بماند.
بی تردید قدرت های متحد یا متخاصم حاکم، حسب مورد و شرایط، به میدان می آیند و سرکوب تا حد گشتار جمعی مطرح می شود و فضا سازی فکری و انگیزه نمائی ها شکل می گیرد- و این آخری در ایران سریعا شکل گرفت. دو گروه اصل متخاصم و رقیب و خرده گروههای دیگر و تریبونها و سخن گویانشان یک دیگر را مسئول توطئه یا سیاست های نادرست منجر به واکنش اجتماعی قهر آمیز معرفی میکنند . این چیزی است که در ایران جریان دارد. جناح ائتلاف اصلاح طلب- اعتدالی، چنان که معاون خوش بر احوال رئیس جمهور تقریبا به صراحت اشاره کرد ، موضوع را به کلک زنی و برنامه چینی حریف منتسب کرد و این یکی جناح هم گفت سیاست های غلط ومشکوک حر یفشان عامل این حرکت لجام گسیخته بوده است، تو گوئی اگر رئیسی می شد رئیس امکان معجزتی صزیح و روشن هم به وجود می آمد.به جز واقعیت های سخت و آزارنده اقتصادی البته باید به جستجوی حقیقت برآمد و این حقیقت از عاملان و عناصر قدرت که مسئول بدبختی ها و انباشت چپاولی و محرومیت زای گسترده بوده اند بر ئمی آید. این و آن شخصیت گاه فقط به گوشه کوچکی از حقیقت اشاره می کنند- و چون اما جمعه ی مالک انحصاری شهر مشهد ذره های غریب به زبان می آورند- و البته راه نجات را نیز در نجات همین قدرتمداران عامل شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی می دانند. کافی است مثل ما به این واقعیت توجه کنیم که نقطه شروع و ماهیت اصلی حرکت در دو چیز بود: نیاز های صنفی جدی و حیاتی کارگری واعتراض خشم آلود و تقریبا گسترده مال باختگان که قزبانی مفسدان تحبیب و پروار شده در دامن ساخت قدرت شده بودند در روز اول و دوم سهم زیادی از شرکت کنندگان از این دو گروه بودند اما سیلاب که راه افتاد دانشجویان آتیه باختو و آزادی خواه وگروههای مطالبه گر دیگر ، که سالیان سال خواست های انسانی و قانونی و حقوقشان پایمال شده بود، به میدان آمدند – و خواهند آمد. تاکجا؟ در این مقطع برای من دادن پاسخ صریح کمی سخت است ولی در روز های آینده به آن خواهم پرداخت.
بله دستها ی آلوده و پنهان هم به میدان آمده اند. از همه مهم تر نفس سمی مایوس کننده ی دو گروه است: یکی اصلاح طلبان عمدتا دولتی که پس از مدتها عقب ماندگی و رکود و بیمایگی حالا همه چیز را در معرض از دست رفتن می بینند و دیگری وادادگان سنتی و همیشگی که ضعف و بی عملی تثبیت شده درونی خود را با انکار امکان تحقق و وحقیقت نیروی نهفته در دل جامعه توجیه می کنند. هردو به نوعی رقت آورند. به ویژه این که نه حرکت مردم خیلی ناگهانی بود و حتا با تاخیر رخ داد و نه خیلی عجیب که اتفاقا شاکله ی کلاسیک آن چشم گیر است. بله درست است که دست کاری ها و مداخله ها وجود داشته اند و چه بسا کار را به حرکت های تحریک آمیز برای شروع دوره ی وحشت بکشاند و امکان رشد و استحکام پایه های مقاومت را ندهد. اما راه حل در ترس خوردگی و در تسلیم شدن به باورهای پوسیده ی ناشی از بی ارادگی و نا آگاهی تاریخی نیست، در حرکت سنجیده رو به جلو است.
در این حرکت پرهیز از در افتادن به تله ی دو جناح که با فریبندگی ها و مهترتها گسترده می شوند و چه یسا از طریق معرفی و خط و جریانی جدید یا آشنا مطرح شود یک ضزورت حیاتی است. شعارهای متنوع فراوان و نا لازم و نا متحدانه کار را خراب می کند. ستیز ما در خیابان حمله به عرب نیست . شعار مبارزه با فساد و وابستگی اقتصادی حیله گرانه که صد بار بیشتر از هزینه های نظامی در منطقه خسارت و فشار وار د می آورد الویت دارد. برقراری نظام دموکراتیک در تصمیم گیری سیاست خارجی اهمیتی به مراتب بالاترو انسانی تر از توصیه به فراموش کردن مردم نیاز مند فلسطین و یمن دارد . خواست سیاست خارجی مستقل وغیرجنگ طلبانه باید به جای شعار نژاد پرستانه و خرده بورژوائی ونا درست، که گویا همه ی بدبختی از دفاع از مردم فقر زده ی خاور میانه بر می خیزد بنشیند. از همه مهم تر پرهیز کامل از طرح شعارهائی است که در وافع ضامن پیروزی سیاست فاشیستی ترامپ است. شرکت در تظاهرات نباید به هیچ روی روزنه ای برای مداخله یا حمایت امپریالیستی به ویژه آمریکا و اسرائیل باز کند.یادمان نرود شعار شرمسارانه رئیس جمهور اوباما با آنهائی یا با ما را در سال 1388 که هیچ کمکی نکرد که هیچ باعث رویگردانی عناصر آگاه و مبارز شد.حرکت مردم باید نیروی خود را از خود مردم بجوید و قاطعانه به دستگاه ترامپ- نتانیاهو بگوید در کار ما فضولی نکن. این به مردم نیروئی خیلی بیش تر می دهد . خیلی بیشتر. شعار اصلی مردم به گمان من-
که در پذیرفتن یا رد کردن آن مخیرند ، اما این حق مرا برای از سینه بیرون کشیدن د رد فرو خفته از بین نمی برد- برقراری دموکراتیسم واقعی و اطمینان بخش ، مبارزه ریشه ای با فساد و بی عدالتی ، خواست و تضمین آزادی، آزادی همه ی زندانیان سیاسی ، مبارزه با گرانی، تغییر سریع و روشن مسیر اقتصاد ازآنچه هر دو جناح طالب آنند ومبارزه ریشه ای با فقر است. باز تاکید می کنم که این خواسته ها آرزوهایی خام نیستند و نخواهند بود، اگر دست جناح های قدرت که پدید آورنده مشکلات بوده اند کوتاه و بجز آن هر مداخله ی امپریالیستی نیز قاطعانه حذف و محکوم شود. به یک دیگر بگوئیم آن وعده های شهر فرنگی آمریکائی از آن سو و فریب قدرت بومی آزمون پس داده از این سو، هردو، سرابی بیش نیستند.
راستی باید زنده هم بمانیم تا آن دم که زندگی معنا می دهد. باید خرد را با اراده در آمیزیم. باید عمر مبارز را طولانی تر کنیم. ما با تدبیر تریم اگر برآن آگاه باشیم و بر اتش پیروز شویم ، نه چون آتش سرد ، بلکه چون مهار گر آتش.
اندیشیدن
درسکوت.

آن که می اندیشد
به ناچار دم فرو می بندد
اما آن گاه که زمانه/ زخم خورده و معصوم/به شهادتش طلبد
به هزاران زبان سخن خواهد گفت.

پایدار و سرفراز باشید. فریبرز رئیس دانا. 8 دی 1396.




بیانیه تشکلهای مستقل کارگری پیرامون اعتراضات خیابانی مردم 

آزادی زندانیان سیاسی

پایان بخشیدن به سیاست ضد مردمی- ضد کارگری و ضد ملی خصوصی سازی و آزاد سازی – تعدیل اقتصادی

امری که در این میان روشن است و ما همراه با توده های زحمتکش مردم ایران آنرا فریاد میزنیم این است که باید خواستهای ما مردم برای پایان دادن به فقر و سیه روزی به کرسی نشانده شود، باید بساط هر گونه سرکوب و اختناق و زندان بر چیده شود، باید همه زندانیان سیاسی آزاد و غارتگران ثروتهای اجتماعی و عاملین و آمرین سرکوب و اختناق در هر مقام و منصبی مورد بازخواست و محاکمه قرار گیرند، باید اموال به غارت رفته مردم در موسسه های مالی عودت داده شود، باید حداقل مزد کارگران و کارکنان دولت و بخش خصوصی تا پنج برابر مبلغ کنونی افزایش و حقوقهای نجومی صاحب منصبان حکومتی برچیده شود، باید برپائی تشکلهای مستقل کارگری و مدنی و آزادی بی قید و شرط بیان، مطبوعات و آزادی فعالیت احزاب بر قرار و تضمین شود و باید هر آنچه که خواست توده های میلیونی مردم ایران است به سرعت محقق گردد.

عدم برخورد خشن به جنبش تاکنون به معنای سردرگمی حاکمیت است. ظاهرا در میان آن ها بحث و جدل در جریان است. باید از موقیعیت استفاده نمود و  خواستار کناگیری خامنه ای و دیگر دستگاه های سرکوب امنیتی- قضایی شد، پایان سطره ی شورای نگهبان.

توده ای ها

 

• اتحادیه آزاد کارگران ایران، انجمن صنفی کارگران برق و فلز کرمانشاه، سندیکای نقاشان استان البرز، کانون مدافعان حقوق کارگر و کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای کارگری خواسته های خود را اعلام کرده اند …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
سه‌شنبه  ۱۲ دی ۱٣۹۶ –  ۲ ژانويه ۲۰۱٨

 


آن هنگام که حکومتگران به بن بست رسیده باشند و هیچ راه حلی برای برون رفت از بحران‌هایی که خود بدست خویش ساخته اند، نداشته باشند و مردمِ به تنگ آمده از ظلم و بیداد، دیگر حاضر نباشند همانند گذشته تن به ستم دهند، هنگام اعتراضات گسترده‌ و زیر و رو کننده اجتماعی فرا میرسد.

چنین است که اینک، مردم به تنگ آمده از ستم و سرکوب و گرانی و فقر و بیکاری، از چهار روز پیش در ابعادی سراسری خیابانها را از آن خود کرده اند و و در صفی متحد و یکپارچه خواستهای خود را برای پایان دادن به وضعیت جهنمی موجود فریاد می کشند.
مطالباتی که امروزه زمینه ی راهپیمائی ها و تجمعات سراسری توده های زحمتکش مردم ایران را با محوریت اعتراض به گرانی و فقر و بیکاری فراهم کرده است، سالهاست از سوی کارگران، معلمان، دانشجویان، پرستاران و همه اقشار زحمتکش جامعه فریاد زده شده است و حکومتگران بدون هیچ توجهی به آنها مشغول چپاول و غارت ثروتهای اجتماعی بوده اند.

آن چیزی که امروز ما در خیابانهای شهرهای مختلف شاهد آنیم فوران خشم انباشته توده های مردم زحمتکش ایران از غارت و اختلاسهای میلیاردی بالاترین مقامات حکومتی و افراد و موسسه های مالی وابسته به حوزه قدرت در یک سو و فقر و سیه روزی میلیونی مردم در سوی دیگر، تا بیکاری میلیونی کارگران و جوانان، ضرب و شتم دستفروشان و کشتار کولبران، تحمیل دستمزدهای چندین برابر زیر خط فقر به کارگران و مزد بگیران زحمتکش و بر پائی بساط شلاق و زندان و دار و درفش علیه هرگونه حق طلبی و آزادیخواهی است.

کسانیکه تا دیروز هر گونه اعتراضات کارگری و مردمی حق طلبانه را با اتهامات امنیتی و محاکمه و زندان جواب میدادند و اینک در برابر خشم توفنده میلیونی مردم ایران، اعتراضات بر حق آنان را فتنه و فتنه گری می نامند باید بدانند که دیگر زمان تغییرات بزرگ و انسانی در این مملکت فرا رسیده است و هیچ نیروی سرکوبی را یارای مقاومت در برابر حق طلبی و آزادیخواهی ما کارگران و مردم ایران نخواهد بود.

امری که در این میان روشن است و ما همراه با توده های زحمتکش مردم ایران آنرا فریاد میزنیم این است که باید خواستهای ما مردم برای پایان دادن به فقر و سیه روزی به کرسی نشانده شود، باید بساط هر گونه سرکوب و اختناق و زندان بر چیده شود، باید همه زندانیان سیاسی آزاد و غارتگران ثروتهای اجتماعی و عاملین و آمرین سرکوب و اختناق در هر مقام و منصبی مورد بازخواست و محاکمه قرار گیرند، باید اموال به غارت رفته مردم در موسسه های مالی عودت داده شود، باید حداقل مزد کارگران و کارکنان دولت و بخش خصوصی تا پنج برابر مبلغ کنونی افزایش و حقوقهای نجومی صاحب منصبان حکومتی برچیده شود، باید برپائی تشکلهای مستقل کارگری و مدنی و آزادی بی قید و شرط بیان، مطبوعات و آزادی فعالیت احزاب بر قرار و تضمین شود و باید هر آنچه که خواست توده های میلیونی مردم ایران است به سرعت محقق گردد.

بدیهی است هر گونه عدم توجه نسبت به تحقق خواستهای کارگران و مردم زحمتکش ایران از طریق عوامفریبی یا دست بردن به سرکوب گسترده اعتراضات و یا تلاش برای سوار شدن به موج اعتراضات مردمی از سوی جناحهای حکومتی و اپوزوسیون رانده شده از قدرت در گذشته و حال، راه به جائی نخواهد برد و این بار، این ما کارگران و مردم ایران هستیم که با اتحاد و همبستگی و تداوم اعتراضات، سرنوشت خود را رقم خواهیم زد.

امضا کنندگاه به ترتیب حروف الفبا:
اتحادیه آزاد کارگران ایران
انجمن صنفی کارگران برق و فلز کرمانشاه
سندیکای نقاشان استان البرز
کانون مدافعان حقوق کارگر
کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای کارگری
۱۱ دی ماه ۱٣۹۶




اعلامیهٔ شمارهٔ ۲ کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران

 

 

حزب توده ایران به درستی بر اهمیت طفره رفتن از شیوه های انحرافی و شعارهای انحرافی تاکید دارد. شعار آزادی زندانیان سیاسی بسیار به جا و تجهیز کننده است. حضور در برابر اوین و طرح خواست آزادی زندانیان سیاسی در این روند کمک خواهد بود

بدون تردید مردم می توانند از بلندای حذف دیکتاتوری آسان تر به وظایف امروز بنگرند و آن ها را به مثابه شعارهای موفق و پرتوان برای تجهیز و سازماندهی جنبش ضد دیکتاتوری  به کار گیرند.

بر همین پایه نیز است که از بلندای اقتصاد ملی- دمکراتیک می توانند مردم خواست های اقتصادی خود را شناخته و طرح سازند. موضع کارگران نیشکر هفت تپه علیه خصوصی سازی، بیان رشد اندیشه برای سازماندهی نبرد اقتصادی و درک مضمون اقتصاد سیاسی آینده است. باید این بلندای نگرش از فردا را امروز به شعارهای ملموس برای توده ها تبدیل و برای آن تبلیغ نمود. شعار علیه خصوصی سازی ثروت های متعلق به مردم، می تواند بسیار کمک باشد.

نیاز به پیوند میان مبارزه ی ضد دیکتاتوری و مبارزه برای رشد ترقی خواهانه آینده بلاتردید است

رهبری حزب با توجه کامل به شرایط حساس کنونی با هشیاری کامل نبرد توده ها را رهبری خواهد نمود. خشنودی از این وضع همچنین با این شناخت همراه است که در دوران های رشد روند انقلابی، هنگامه بروز جسارت های واقع بینانه انقلابی نیز است. باید به طور مداوم با طرح شعارهای آینده نگر، جهت رشد مبارزه ی انقلابی را تعمیق بخشید، باید وظایف اکنون لحظه را از بلندای آینده ای که دسترسی به آن هدف است بیرون کشید.

توده ای ها

اعلامیهٔ شمارهٔ ۲ کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران

 

منتشر شده در – دی 10, 1396

  • باید جنبش گستردهٔ اعتراضی توده‌ها بر ضد رژیم دیکتاتوری را با شعارهایی ملی و مترقی، در جهت اتحادِ عمل قشرهای مختلف اجتماعی- از کارگران و زحمتکشان گرفته تا جوانان و دانشجویان و زنان مبارز میهن- وسعت بخشیده و سازمان‌دهی کرد!
  • حزب تودهٔ ایران، سرکوب خشن اعتراض‌های مردمی از سوی نیروهای سرکوبگر رژیم را به‌شدت محکوم می‌کند!
  • حزب تودهٔ ایران و توده‌ای‌ها، در کنارِ مردم مبارز میهن‌مان، برای طرد استبداد و استقرار آزادی، صلح، استقلال و عدالت اجتماعی مبارزه می‌کنند!
  • رژیم مترصد است تا جنبش اعتراضی توده‌ها را به خشونت کشانده و آن را مانند سال ۱۳۸۸ به‌شدت سرکوب کند!

هم‌میهنان گرامی!

خروش شما بر ضد ظلم، فقر، محرومیت، بی‌عدالتی و رژیم استبدادی حاکم بر میهن ما در روزهای اخیر، دامنه‌ای بیش از پیش گسترده‌ یافته و بسیاری از شهرهای ایران را فراگرفته است. درعین‌حال، در دو روز گذشته، خشونت سازمان‌یافتهٔ نیروهای سرکوبگر رژیم ولایت فقیه را شاهد بوده‌ایم که به‌منظور ارعاب مردم و سرکوب اعتراض‌های به‌حق آنان، به خیابان‌ها گسیل شده‌اند. کشته شدن تنی چند از تظاهرکنندگان در “دورود” و زخمی شدن شمار دیگری از تظاهرکنندگان در تهران و شهرهای دیگر، از برنامه‌های رژیم برای به‌خشونت کشاندن اعتراض‌های مردمی و سرکوب خونین و خشن آن‌ها حکایت می‌کند.

همان‌طور که حزب ما قبلاً اشاره کرده است، اعتراض‌های مردم به ادامهٔ حکومت ضدِ مردمی و ارتجاعی ولایت فقیه  دارای پایه‌های عینی در بحران اقتصادی-اجتماعی کشور، بحران مشروعیت حاکمیت- حاکمیتی که ابعاد فساد و بی‌کفایتی آن‌ هرروز بیش‌ازپیش عیان می‌شود- و فقر و محرومیت روزافزون میلیون‌ها تن از هم‌میهنان دارد. بر این مجموعه عوامل عینی، استمرار سرکوب و خفقان و محروم کردن مردم از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی‌شان را نیز باید افزود. ازاین‌روست که مردم جان به‌لب رسیده، ناامید و سرخورده از کسانی که دم از اصلاحات و حکومت “مردم‌سالاری دینی” می‌زدند، امروز  به‌دنبال دیگر راهکارهای روشن به‌منظور رهایی یافتن از وضعیت غیرقابل‌دوام کنونی‌اند.

هم‌میهنان گرامی!

بر اساس اطلاعات رسیده، رژیم خود را به‌سرعت برای سرکوب گسترده، خشن و خونین جنبش مردمی آماده می‌کند. تنها راه موثر مقابله با این سیاست حاکمیت استبدادی بسیج گسترده نیروهای مردمی، کارگران، زحمتکشان، جوانان، دانشجویان و زنان مبارز کشور است. تجربهٔ انقلاب بهمن ۱۳۵۷، و سرنگونی رژیم دیکتاتوری- پلیسی  پَهلوی، نشان داد که تنها با تظاهرات خیابانی نمی‌توان رژیم‌های دیکتاتوری را سرنگون کرد. آنچه در روند نضج و رشد انقلاب بهمن ۵۷، کمر رژیم وابستهٔ شاه را شکست، تظاهرات میلیونی توده‌های مردم در کنارِ اعتصاب عمومی و شرکت فعال کارگران و زحمتکشان- خصوصاً کارگران نفت- در اعتصاب‌های سراسری‌ای بود که ادامهٔ حکومت را برای رژیم استبدادی غیرممکن کرد. تحقق ‌چنین امر مهمی، نیازمند سازمان‌دهی سراسری، آگاهانه و شعارهای درست مردمی است. شعارهای مبارزاتی دانشجویان در درگیری‌های دیروز دانشگاه تهران با مضمون: اتحاد عملِ دانشجویان، کارگران و دیگر قشرهای اجتماعی، ازجمله نطفه‌های مثبت شکل‌گیری چنین درک و ضرورتی در شرایط حساس کنونی است. بدون اتحادِ عمل قشرهای مختلف اجتماعی که همگی از ادامهٔ شرایط کنونی ناراضی‌اند، نمی‌توان مطمئن بود که اعتراض‌های شجاعانهٔ خیابانی مردم و خصوصاً نسل جوان کشور به سرانجام موفق خود برسد. درعین‌حال، با هوشیاری کامل، از سوءِاستفادهٔ نیروهای ارتجاعی داخلی و خارجی که هدفشان جا انداختن شعارهایی انحرافی و مصادرهٔ جنبش اعتراضی و راستین توده‌هاست باید جلوگیری و با آن مقابله کرد. شعارهای انحرافی این نیروها- ازجمله تشویق برخی از این نیروها به‌خشونت کشاندن اعتراض‌های مردمی- تنها به‌نفع نیروهای سرکوبگر رژیم و مخالفان جنبش مردمی خواهد بود.

هم‌میهنان گرامی!

حزب تودهٔ ایران، در کنار مبارزات شما، خود را بخشی جداناپذیر از اعتراض‌های مردمی بر ضد ادامهٔ حکومت استبدادی می‌داند. ما بار دیگر همهٔ نیروهای مترقی و آزادی‌خواه کشور، کارگران و زحمتکشان، دانشجویان و جوانان و زنان مبارز میهن، فرا می خوانیم که در صفی واحد برای:

پایان دادن به حکومت استبدادی؛

آزادی فوری و بدون قیدوشرط همهٔ زندانیان سیاسی؛

پایان دادن به جَو سرکوب و اختناق و بازگرداندن همهٔ نیروهای سرکوبگر به پادگان‌هایشان؛

پایان دادن به فقر و محرومیت، گرانی، دشواری های اقتصادی، فساد و ظلم دستگاه های حکومتی؛

به ‌هدف ایجاد شرایط به‌منظورِ حاکم شدن مردم بر سرنوشت‌شان، کار سازمان‌دهی جنبش بزرگ و سراسری خلق را با صبر و حوصله و با طرح شعارهای مناسب تدارک ببینند.

نباید گذاشت رژیم با حملهٔ گسترده و سرکوب خونین و خشن این جنبشِ درحال نضج‌گیری توده‌ها را سرکوب و مردم را از ادامهٔ مبارزه ناامید کند.

پیروز باد مبارزۀ متحد مردم ایران علیه حکومت دیکتاتوری حاکم!

 

کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران، ۱۰ دی‌ماه ۱۳۹۶

 




دومین روز اعتراضات در دانشگاه تهران 

• دانشگاه تهران امروز نیز فضای اعتراضی داشت و از ساعت چهار بعد از ظهر تجمع اعتراضی تازه ای در آن با شعارهای چپ و در حمایت از کارگران برگزار شد …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
يکشنبه  ۱۰ دی ۱٣۹۶ –  ٣۱ دسامبر ۲۰۱۷

 


دانشگاه تهران امروز نیز فضای اعتراضی داشت و از ساعت چهار بعد از ظهر تجمع اعتراضی تازه ای در آن برگزار شد.

به گزارش ایسنا، عده‌ای از دانشجویان مقابل خیابان انقلاب پشت میله‌های دانشگاه جمع شده‌د و شعارهایی از جمله «دانشجو آگاه است با کارگر همراه است»، « دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد»، « نان، کار ،آزادی»، «زندانی سیاسی آزاد باید گردد»، «آزادی، آزادی ْآزادی»، «کارگر دانشجو اتحاد اتحاد»، «لرستان، خوزستان تسلیت تسلیت نیروی انتظامی حمایت حمایت» و …. را سر دادند.

بنابر این گزارش دانشجویان بسیجی نیز امروز در دانشگاه تهران تظاهراتی برگزار کردند.




اعلامیهٔ کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران
مبارزهٔ مردم جان به‌ لب رسیده از ظلم، ستم، گرانی و استبداد بر ضد حکومت دیکتاتوری واقعی است

: مبارزهٔ مردم جان به‌ لب رسیده از ظلم، ستم، گرانی و استبداد بر ضد حکومت دیکتاتوری واقعی است، و نباید اجازه داد این مبارزه در راستای منافع نیروهای ارتجاعی داخلی و خارجی مصادره شود!

منتشر شده در – دی 08, 1396
هم‌میهنان گرامی!
بحران سیاسی-اقتصادی حکومت ورشکستهٔ ولایت فقیه، هرروز ابعاد گسترده‌تری به‌خود می‌گیرد و تأثیر این بحران را می توان در درگیری‌های درون‌حکومتی و به‌دنبال آن‌ها افشاگری‌های بی‌سابقهٔ محفل‌های قدرت برضد یکدیگر و پرده‌برداری از عمق فساد و ستم‌گری‌ای که در دستگاه‌های “نظام نمونهٔ جهان” حکم‌فرما است، مشاهده کرد.
در کنارِ شدت پیدا کردن فقر، محرومیت، گرانی، و بیکاری مزمن، که زندگی بخش بزرگی از مردم و بویژه جوانان کشور را تباه کرده است، تخریب گسترده و فاجعه آمیز محیط زیست، به دلیل سیاست های فاجعه بار محافل قدرت، و همچنین ورشکستگی کامل اقتصادی رژیم و شدت یافتن فشارهای خارجی بر رژیم، در مجموع، وضعیتی بسیار بحرانی و انفجاری در جامعهٔ ما به‌وجود آورده است. سران حکومتی که در نزدیک به چهار دهه گذشته با به‌تاراج بردن منابع ملی صدها میلیارد تومان ثروت کشور در ناز و نعمت و رفاهی بی‌سابقه زندگی می‌کنند، مردم را به بردباری و تحمل دشواری‌ها برای “حفظ نظام اسلامی” ای فرا می خوانند، که جز تباهی و عقب‌ماندگی فرهنگی، سیاسی و اقتصادی برای میهن ما ثمری به‌همراه نداشته است. حاکمان کنونی درعمل نشان داده‌اند که تنها هدف و خواست‌شان حفظ رژیم استبدادی کنونی و حاکمیت مطلق روحانیون تاریک‌اندیش بر میهن ما، به‌قیمت انجام هر جنایتی و بر پا داشتن فاجعه‌ای است.
در هفته‌های اخیر، رشد نارضایتی و برپایی گردهمایی‌های اعتراضی کم سابقه مردم در شهرهای مختلف و همچنین اعتراض‌های گستردهٔ کارگری برضد گرانی، ظلم و بی‌عدالتی دستگاه‌های حکومتی- از دولت و مجلس گرفته تا قوهٔ قضائیه، فرماندهان سپاه و نهاد ولایت که درمجموع، حافظان منافع سرمایه‌داران بزرگ کشورند- را شاهد بوده‌ایم. اوج‌گیری نارضایتی‌های مردم از شرایط، و مهم‌تر از آن، آمادگیِ توده‌های خشمگین و جان به‌لب رسیده در به‌چالش طلبیدن دستگاه‌های سرکوب رژیم، نشانگر تحول‌های مهمی در سطح آمادگی توده ها برای مخالفت و مبارزه علنی بر ضد حکومت جمهوری‌اسلامی است. برخلافِ مدعیات برخی از سران اصلاح‌طلبان حکومتی مبنی بر “توطئه” بودن این اعتراض‌ها، ما اعتقاد عمیق داریم که: اکثریت مردم میهن ما، ناامید و سرخورده از شعارهایی که انتهای خواست‌های‌شان حفظِ حاکمیت کنونی در شکلی تعدیل‌شده است، اینک تغییرهایی بنیادین در شیوهٔ حکومت‌مداری در ایران را خواستارند. امروز فقط طرفداران حفظ شرایط فاجعه بار کنونی اند که از گسترش مبارزه مردم در هراسند. تجربهٔ دو دههٔ اخیر و چندین انتخابات گوناگون ریاست‌جمهوری و مجلس و شوراهای شهر- که زیر کنترل و با مهندسی دستگاه ولایت برگزار شده‌اند- نشان داده‌اند که مردم به‌سرعت از عرصهٔ سیاست انتخاب میان “بد و بدتر” دور می‌شوند و دیگر حاضر نیستند به مهندسی خواست‌های‌شان از سوی رژیم و اصلاح‌طلبان حکومتی- که این روزها بیشتر نقش دلالان قدرت را ایفا می‌کنند- تن دردهند. خواست اکثریت مردم ما امروز، پایانِ استبداد ولایتی، پایانِ ظلم و بی‌عدالتی و استقرار آزادی و عدالت اجتماعی است. این خواست، تنها با مبارزهٔ مشترک همهٔ نیروهای آزادی‌خواه و ملی و بدون دخالتِ خارجی، امکان‌پذیر است.

هم‌میهنان گرامی!
درعین‌حال باید توجه داشت که، در شرایط حاد تنش‌های خطرناک منطقه‌ای، ارتجاع منطقه‌ای- با حمایت دولت ترامپ در آمریکا و دولت دست‌راستی نتانیاهو در اسرائیل- نیز درصدد تأثیرگذاری‌ای جدی بر روند رویدادهای کشورمان و جانشین کردن حکومتی ارتجاعی با حکومت ارتجاعی‌ای دیگرند. حمایت این نیروها (ارتجاع منطقه‌ای، دولت ترامپ و دولت دست‌راستی نتانیاهو) از سلطنت‌طلبان و معدود گروه‌های سیاسی‌ای که کارشان همکاری با ارتجاعی‌ترین حکومت‌های منطقه، و تشویق کشورهای اروپایی به برقراری تحریم بر اقتصاد ایران و سخت‌تر کردن زندگی برای مردم محروم میهن ما، و تشویق دولت های خارجی به دخالت نظامی در ایران بوده است، جای هیچ‌گونه خوش‌بینی‌ای دربارهٔ برنامه‌های آیندهٔ این دست از “اپوزسیون” رژیم باقی نمی‌گذارد. نیروهای مترقی و آزادی خواه باید با حضور هرچه گسترده تر در جنبش اعتراضی توده ها با هدایت آگاهانه و طرح شعارهای درست مردمی و تکیه بر مطالبات برحق توده ها در راستای برچیدن بساط سرکوب و پایان بخشیدن به محرومیت اقتصادی، ظلم، بی عدالتی و غارت و چپاول منابع طبیعی و انسانی کشور، از طرح شعارهای ارتجاعی و تفرقه افکنانه جلوگیری کنند. نباید اجازه داد بار دیگر تجربهٔ دردناک گذشته تکرار شود و مبارزات قهرمانانهٔ مردم ما برای آزادی، استقلال و عدالت اجتماعی از سوی مشتی فرصت‌طلب مرتجع و بی‌اعتقاد به حقوق و آزادی‌های مردمی و دموکراتیک به‌یغما برده شود.
هم‌میهنان گرامی!
راه نجات کشور، مبارزهٔ مشترک و سازمان‌یافتهٔ همهٔ نیروهای آزادی‌خواه، ملی و ضددیکتاتوری برای طرد رژیم استبدادی و ضدمردمی ولایت فقیه است. حزب ما سال‌هاست که بر این عقیده پای می‌فشرد که نظام سیاسی حاکم بر ایران، یعنی نظامی بنا شده بر حاکمیت یک فرد، در مقام “نمایندهٔ خدا برزمین”، و بر فراز کلیهٔ قوانین و دستگاه‌های اجرایی، قانون‌گذار، قضایی، نظامی و انتظامی، نظامی اصلاح‌پذیر نیست و نمی‌توان با استحالهٔ این نظام سیاسی از درون آن حاکمیتی مردم‌سالار را پدید آورد. راهِ کار، مبارزهٔ مشترک و سازمان‌یافتهٔ همه قشرهای اجتماعی، از کارگران و زحمتکشان، تا جوانان و دانشجویان و زنان مبارز و روشنفکران مترقی و آزادی‌خواه، پیرامون شعارهایی مردمی برضد حاکمیت استبداد است. تجربهٔ تاریخ معاصر ما نشان داده است که خلق‌های ایران توان رساندن صدای خود به گوش مرتجعان حاکم را دارند. ما بار دیگر از همهٔ نیروهای ملی، آزادی‌خواه و مترقی کشور می‌خواهیم که به‌دور از اختلاف‌های تاریخی-نظری، گِردهم آیند و در کنار جنبش مردمی میهن ما یاری‌دهندهٔ مؤثرِ مبارزه‌یی باشند که هدفش طرد استبداد و استقرار حاکمیت مردم و دست‌یابی به آزادی، صلح، استقلال و عدالت اجتماعی است.

کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران
۸ دی‌ماه ۱۳۹۶
………………….