نقدی بر ثریا دختر هجده ساله ای
ناصرفخرآرایی هرگز عضو حزب توده ایران نبوده است!

فرح نوتاش ـ 23.10.2024

آقای بهرام رحمانی!

شما در بخش اول مقالۀ خود از قول شاه آورده اید که:

من با حوادث بی شمار هوایی روبرو شده ام، ولی همیشه سلامت بیرون آمده ام. باید به معجزه اعتقاد داشت! ….آن هم بخاطر یک معجزه و خواست خدا و پیغمبر. شما را ناباور می بینم.

و سپس در جایی که، او از حوادث بی شمار هوایی صحبت کرده است! شما توضیحی آورده اید:

(اشاره به سوء قصد ناصر فخرآرائی، عضو حزب توده به شاه در 15 بهمن 1327)

ولی ناصرفخرآرایی هرگز عضو حزب توده ایران نبوده است. و نسبت دادن ترور او به این حزب، صرفن دسیسه ای برای غیر قانونی اعلان کردن فعالیت این حزب بوده است.

هیچکدام از احزاب سوسیالیست و کمونیست، نه  معتقد به ترور افراد اند و نه ترور افراد، کمکی به اهداف آنان می کند. این حزب مثل تمام احزاب کمونیست در میان توده های شهر و روستا  فعال بوده و با ممنوع شدن فعالیت این حزب در سال 1327، تا 1332 اعضای بسیاری از این حزب، در این سال ها دستگیر و زندانی شده اند.

و با کودتای سال 1332، این حزب تار و مار شده است. تیر باران ها، زندان های ابد و شکنجه مربوط به اعضای این حزب بوده است.

این توضیح در پرانتز، نا درست و ناروا است. و لطمع به هویت مبارزاتی ملتی است.اگر از آن شماست لطفا تصحیح اش کنید. و اگر نقل قول است، لطفا به احترام تمام اعدام شدگان، شکنجه دیده و زندانی شدگان و فرزندان محرومیت کشیده آنان ، در پی آن توضیح مختصری در واقعیت ماجرا بنویسید.

و نباید فراموش کرد که در بخش اول حاکمیت شاه جوان، قبل از سال 1332 ، مشاوران انگلیسی تمام اوضاع و رفتار او را مهندسی می کردند. ( مثل زمان ناصرالدین شاه.)

تروریست اعظم جهان خود انگلیسی ها هستند.

و چه بسا که این ترور سطحی و نافرجام هم، با مهندسی خود آنان برای برچیدن حزب توده ایران طراحی شده بوده است. ( مثل ترور امیر کبیر.) و تمام گفتار و کردار شاه جوان، بدون حضور پدرش، از بدو حاکمیتش در سال 1320 ،  تحت تعلیمات انگلیسی ها، از طریق عناصرشان به عنوان مشاوران و وزرای شاه، به او توصیه می شده است. همچنان که بعد  از سال 1332 مشاوران آمریکایی برای پیشگیری از گسترش کمونیسم ، ترویج مذهب ، از طریق انتشارات مذهبی را به او توصیه می کرده اند. و تمام خرافات در گفتار او ، تحت تعلیمات عوام فریبانه همان انگلیسی ها بوده است.

این است نقش استعمار در پیشگیری از رشد ملتی.

و در ضمن

ثریا بعد از جدایی از شاه، با هنرپیشه معتبر آلمان “میشل شل” دوستی داشت . و از طریق هم او به سینما راه پیدا کرد. و فیلمی هم بازی کرد. ولی موفقیتی به همراه نداشت. من آن فیلم را ندیده ام . ولی نقد آن را خوانده ام. ثریا در آن فیلم بیشتر نقش یک پرنسس را، تا نقش شخصیت فیلم بازی کرده بود!

موفق باشید

womens-power.farah-notash.com

www.farah-notash.com

Women’s Power




اسرائیل … نیابتی آمریکا در خاورمیانه

فرح نوتاش                             قدرت زنان                   20.10.2024

نتان یاهو در بیانات اخیر خود، اظهار کرد که اسرائیل مستقل از آمریکا برای منافع خود تصمیم می گیرد.

این یک دروغ بزرگ است!

جهان شاهد بوده که آمریکا بطور کامل از اسرائیل حمایت کرده است. و انبارهای آن را با انواع سلاح های سنگین و مدرن، بطور مجانی و مدام پر کرده است.

آمریکا اسرائیل را از 7 اکتبر تحت حمایت همه جانبه خود قرار داده است. و حمایت قبل از آن، بر می گردد به 1935 ـ 1940 با شکل گرفتن گروه مهاجم صهیونیستی در لهستان تحت رهبری مناخم بگین و… که به موازات شکل گرفتن نازی های آلمان بوده است.

نتان یاهو سعی می کند ذکاوت جهانی و خاطره تاریخ را بی ارزش بشمارد. که آن هرگز ممکن نیست.

اسرائیل هرگز کشوری مستقل نبوده است! (استقلال تحت سه مفهوم اساسی تعریف می شود. استقلال فکری، اقتصادی و توانمندی. ودر هر سه مورد اسرائیل وابسطه به آمریکا بوده است!)

و تمام دولت های اسرائیل نوکر و مطیع دولت صهیونیستی در سایه آمریکا بوده اند.

در واقع دولت اسرائیل، بدون حمایت اقتصادی، انواع تسلیحات مجانی، مشاوره ها، تعلیمات، و کمک های دیگر همچون رسانه های آمریکا، حتا یک دقیقه هم نمی تواند روی پای خود بایستد.

حکومت اسرئیل نیابتی آمریکا در خاورمیانه است. و تمام قصه های مربوط به 3000

سال قبل تا کنون، با سوء استفاده از جهودان برای پوشش آن، برای چنگ انداختن به گاز و نفت خاورمیانه بوده است.

دولتی مستقل و خود مختار با شخصیت انسانی وجود ندارد. این دولت های مستعمراتی که در فلسطین اشغالی توسط صهیونیست های دولت پنهان آمریکا ارتقاء یافته اند، بنا بوده است که ماشین کشتار جمعی باشند. این ماموریت آنان بوده و هست. آنان به مجرد این که ماموریتشان پایان یابد، نابود خواهند شد. درست مثل ماموریت رئیس جمهوران آمریکا، دست نشاندگانی که می بایست نقش رئیس جمهور را بازی کنند!

آقای نتان یاهو احساس آرامش نکنید، و نسبت به دولت هایی که، به سلاح هایی که شما براحتی در اختیار دارید، دسترسی ندارند،احساس ارجحیت نکنید.

شما بزودی پایان خواهید یافت. شما برنده نیستید. شما فقط متعهد بوده اید که به طمع اربابانتان وفادار باشید. نام شما به عنوان هیولای کشنده در خاطره تاریخ حک شده است. به عنوان کسی که، فقط متعهد بوده اوامر را اجرا کند.

رئیس جمهوران دو روی آمریکا ، بی تفاوت که از کدام حزب، از مردم جهان می ترستند.

بعد از هر دفعه که جو بایدن سلاح به اسرائیل تحویل می دهد، بیانات نفرت انگیز خود را، از طریق رسانه ها برای فریب مردم جهان شروع می کند. او تظاهرمی کند که با اسرائیل عصبانی است، چون شهروندان غزه و بیمارستان ها را بمباران کرده است!

ولی در پی این سخنان، هرگز عملی برای بازداشتن این بمباران ها، وجود نداشته! وصرفن برای فریب بوده است.

آقای نتان یاهو فراموش نکنید که شما، مثل تمام رئیس جمهوران آمریکا، چیزی جز یک نوکر مطیع، برای دولت صهیونیستی در سایه آمریکا نیستید. که می تواند هر زمان که بخواهد شما را از صحنه بزداید.

دیکتاتوری نرم دولت صهیونیستی در سایه آمریکا، به نام ” دموکراسی” ، دقیقا یک

برنامه فریب ملت آمریکا است. نمایش انتخابات آمریکا هر چهار سال یک بار جاری می

 شود. ولی با تصمیم نهایی کالج های الکتورال، تمامی حق انتخاب به دولت جنگ افروز

در سایۀ صهیونیستی آمریکا داده شده است، تا رئیس جمهور مورد نظر خود، برای اجرای اهداف حریصانه در سطح جهان، بر آورد.  و ملت آمریکا، که حتا اجازه ندارد رئیس جمهور خود را انتخاب کند، بار ها و بارها، توسط دولت صهیونیستی در سایه به بازی گرفته شده است!

آقای نتان یاهو، شما بازندۀ بزرگی هستید. چون کوچکترین مهر و احترامی برای شما و دولتتان در جهان وجود ندارد. شما به یک هیولا، یا یک ماشین کشتار جمعی، تنزل یافته اید! شما دیگر انسان نیستید. به آئینه نگاه بکنید. چهرۀ واقعی یک هیولای کشنده را، بدون هیچگونه انسانیت خواهید دید.

شما و ارباب هیولایتان، آمریکا، از تمدن بشری بسیار فاصله دارید.  گذشته از 50000 کشته تا کنون، دو میلیون بیمار، زخمی و بی خانه، شما دستاورد های تاریخ تمدن انسان، را نابود کرده اید. شما هردو، با توحش بی وقفه خود، رای دادگاه بین المللی را نادیده گرفته و انسانیت را ضایع کرده اید. برای اخراج عنقریب از صحنه، آماده شوید. ماموریتتان بدون هیچ موفقیتی پایان یافته است!

مرگ بر آمریکا و هیولایش اسرائیل

مرگ بر حرص استعماری آنان

womens-power.farah-notash.com

www.farah-notash.comWomen’s Power




تضمین اسرائیل بزرگ مستلزم ریشه‌کن ساختن غیرنظامیان فلسطینی و لبنانی‌ست

نوشتهپل گریگوری

برگردانآمادور نویدی

اینک بیش از یک‌سال‌ست که کشتار و گرسنگی دادن به اکثریت مردم عادی فلسطینی گرفتار و محصور شده با دیوار آپارتاید در نوار غزه ، با آمار رسمی حدود ۴۲ هزار کشته(۱) ادامه دارد. در سال‌گرد شوم این فاجعه بشری، به‌حای این‌که اسرائیل جهت ایجاد آتش‌بس تلاش نماید، یورش خشون‌ت‌آمیزش را به کرانه باختری گسترش داده و در هفته‌های گذشته کمپین نظانمی خود را علیه لبنان آغاز نموده است.

روی‌کرد نسل‌کشی اسرائیل در غزه گسترش یافته است، و اینک جمعیت مدنی لبنانی را به‌بهانه حمله به حزب الله هدف خود قرارداده، کاملا شبیه به همان شیو‌ ای که ده‌ها هزار نفر فلسطینی را در باریکه غزه تحت عنوان تمرکز بر حماس قتل‌عام نموده است. و، علی‌رغم این کشتار اسرائیل، وزرای استرالیایی نمایش غیرقانونی پرچم‌های «تروریست‌ها» را در راهپیمایی‌های هفته گذشته کشور محکوم کرده اند.

طی ماه‌های طولانی نسل‌کسی(۲) در غزه، دو واقعیت بشدت فزاینده در تخیل استرالیایی‌ها حک شده است، و این‌ها شامل اند از این‌که آمریکا بدترین خشونتی را که دنیا متعاقب جنگ جهانی دوم متحمل شده، تأمین مالی می‌کند، درنتیجه، این جنگ اساسا یک جنگ آمریکایی‌ست، هم‌چنین این واقعیت که دولت استرالیا مشتاقانه از تلاش‌های اسرائیل پشتیبانی می‌کند.

درحالی‌که  بیش از ۳۶۵ روز از نسل‌ک‌شی غزه می‌گذرد، بسیاری در این‌جا سئوال می‌کنند که چرا اسرائیل فکر می‌کند می‌تواند مجموعه‌ای از حملات تروریستی را علیه کشور لبنان(۳) و متعاقبا حملات گسترده ای را علیه کل جمعیت مدنی لبنان انجام دهد(۴ بسیار شبیه به آن‌چه در یک‌سال گذشته، که سرزمین غزه را غصب نموده است. پاسخ این‌ست که صهیونیست‌ها، جنوب لبنان و غزه را متعلق به خود می‌دانند.

 Prime Minister Benjamin Netanyahu addresses the 78th Session of the UN General Assembly in New York City, US, September 22, 2023 (photo credit: REUTERS/BRENDAN MCDERMID)

محو نقشه غزهفلسطین)

در سپتامبر ۲۰۲۳، بنجامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل با حضور در مجمع عمومی سازمان ملل، نقشه ای از اسرائیل در دست داشت، که ترکیبی از ُ قلمرو کامل فلسطین– کرانه باختری، نوار غزه و اورشلیم شرقی (بیت المقدس) بود – به‌گونه‌ا‌ی‌که که این مناطق فلسطینی را به‌عنوان بخشی از حاکمیت ملت– کشور اسرائیل درنظر می‌گرفت. نتانیاهو در سازمان ملل تلاش نمود تاهدف بزرگ‌تر صهیونیسم را که یک دکترین سیاسی است برجسته نماید. صهیونیسم، این دکترین سیاسی را در سال‌های ۱۸۸۰ در اروپا و در پاسخ به اذیت و آزار هزاران ساله یهودی‌ها فرموله کرد، که اصل بنیادین آن ایجاد یک کشور یهودی، اسرائیل، در سرزمین‌های تاریخی فلسطین است. نقشه ای‌که نتانیاهو نشان داد، به بیزنس ناتمام صهیونیست‌ها اشاره داشت.

در آن‌زمان، سفیر تشکیلات خودگردان فلسطین(PLO)، لیث عرفه (Laith Arafeh ) در آلمان، در یک توئیت ( که اکنون X خوانده می‌شود)، گفت که نخست وزیر اسرائیل، در نقشه ای که نشان داد و «کُل قلمرو بین نهر تا بحر را در برمی‌گیرد»، به اصول بنیادی سازمان ملل بی‌احترامی نمود، در حالی‌که مدیر عامل اجرایی آمریکایی‌ها برای صلح اکنون(Americans for Peace Now)- هادار ساسیکایند(Hadar Susskind ) در نوشت که نقشه اسرائیل بزرگ « تنها بخش صادقانه سخن‌رانی نتانیاهو» بود.

نقشه ای‌که نتانیاهو در سازمان ملل نشان‌داد، واکنش و اشاره به باور بنیادین کلیدی صهیونیست‌ها دارد که کُل قلمرو فلسطین را بخشی از حق قانونی دولت اسرائیل درنظر می‌گیرند.

نشست‌ها و گردهم‌آیی‌ها در سال گذشته در اسرائیل برگزار گردید، که بحث آن‌ها متمرکز بر دست‌یابی به املاک غزه بود. ادعای مالکیت به سرزمین‌های بیش‌تر (بخوان زمین‌خواری) به بخش‌هایی از لبنان و دیگر کشورها گسترش می یابد.

در حقیقت، علی‌رغم انتقاد رهبران دو حزب بزرگ استرالیا(کارگر و لیبرال)، آنتونی البنیزی(Anthony Albanese) و پیتر داتون( Peter Dutton) نسبت به معترضان حامی فلسطین در کشور (استرالیا) جهت استفاده از شعار آزاد‌ی‌بخش «از نهر تا بحر»، اما  هدف همیشگی حزب سیاسی اسرائیلی لیکود(Likud)، که نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل آن‌را رهبری می‌کند، به‌عنوان بخشی از پلاتفرم حزبش(۹)  این بوده که « فقط حاکمیت اسرائیل بین دریا و اردن وجود خواهد داشت».

تضمین بریتانیا

هنوز هم  در اذهان عمومی این تصور غلط درباره اسرائیل وجود دارد، و خیلی‌ها براین باورند که پروژه استعماری شهرک‌نشینان که دولت اسرائیل را در سال ۱۹۴۸ تأسیس نمود، پاسخی بود به هولوکاست نازی‌ها علیه یهودی‌های اروپا، طی جنگ جهانی دوم، که منجر به نسل‌کشی ۶ میلیون یهودی شد. اما حقیقت این‌ست‌که دستورکار صهیونیست‌ها طی جنگ جهانی اول مقرر شده بود.

بیانیه بالفور(The Balfour Declaration) بیانیه‌ای‌ست که در سال ۱۹۱۷ و توسط آرتور بالفور، وزیر امور خارجه آن‌زمان انگلیس به لیونل والتر روتشیلد(Lionel Walter Rothschild)، یکی از مهم‌ترین چهره های جامعه یهودی انگلیسی خطاب شده بود، بدین‌منظور که وقتی انگلیس حکم‌رانی بر فلسطین تاریخی را متعاقب جنگ جهانی اول بدست گرفت، به تأسیس اسرائیل « کشوری برای یهودی‌هایی که متعهد به صهیونیست اند»، کمک خواهد کرد.

در زمانی‌که بیانیه بالفور صادر شد، یهودی‌ها فقط ۱۰ درصد از کل جمعیت فلسطین را تشکیل میدا‌دند.

بهرحال، متعاقب دوران جنگ، بریتانیایی‌ها کوچ یهودی‌های اروپا را به‌گونه‌ای‌ تنظیم نمودند که تا سال ۱۹۳۵، جمعیت یهودی منطقه به ۲۷ درصد کل ساکنان قلمرو فلسطینی‌ها افزایش یافت.

ایجاد اسرائیل بزرگ

در اواسط ۱۸۸۰، ژورنالیست اآتریشی– مجارستانی، تئودور هرتزل، جنبش صهیونیستی را بنیان‌گذاری نمود، که به‌دنبال ایجاد دولت–کشور یهودی، از طریق استعمار  منطقه ای خارج از اروپا بود. درحالی‌که سرزمین‌های دیگری از جمله آرژانتین جهت قوم جدید اسرائیل درنظرگرفته می‌شد، اما هرتزل مصمم شد که فلسطین بهترست، زیراکه طبق کتاب مقدس، کوه مشهور به صهیون در آن‌جاست.

درحقیقت، سرآغاز کتاب مقدس راهنمای عبری خلقت (Hebrew Bible)، فصل ۱۵:۱۸ تا ۲۱ مقرر می‌دارد که یاهوه (Yahweh)، وعده سرزمین اسرائیل را به ابراهیم داد، و خداوند متعال مرزهایی را تعیین نمود که سرزمین مذکور در چارچوب آن بنا می‌شد. و این نه فقط شامل اسرائیل امروزی‌ست، بل‌که شامل باقی‌مانده قلمرو فلسطین، و بخش هایی از مصر کنونی، لبنان، سوریه و عراق می‌شود

متعاقبا در کتاب مقدس، در کتاب اعداد، در فصل ۳۴:۱ تا ۱۲(۱۲)، سرزمین موعود به قوم اسرائیلی، مجددا ترسیم شده است و این‌بار مرزها باریک‌ترند، که شامل اسرائیل، قلمرو فلسطین ، و بخش‌هایی از اردن، سوریه، و جنوب لبنان می‌شود.

از این‌رو تل آویو در جنگ ۱۹۶۷ اعراب و اسرائیل، به‌دنبال گسترش سرزمین‌هایش و رسیدن به آن‌چیزی بود که درنظرداشت خدا، حق مرزهای بزرگ‌تر را به قوم یهود داده است.

به‌همین دلیل‌ نیروهای راست‌گرای افراطی که قدرت را در اواخر ۲۰۲۲ در اسرائیل به‌دست گرفتند، و سکان نسل‌کشی در غزه را به عهده دارند، همیشه اسرائیل بزرگ– یا کل اسرائیل (۱۳)) را به‌عنوان هدف نهایی خود در نظر داشته اند.

مشخص است که خشم‌ اسرائیل به‌خاطر وظیفه غصب بیش‌تر سرزمین‌های خارجی اطراف مرزهایش است که تلاش می‌کند فلسطینی‌های غزه را نسل‌کشی کند، و هم‌چنین با جنایات جنگی خود در کرانه باختری و اکنون هم قوانین بشردوستانه بین‌المللی را در جنوب کشور مستقل لبنان، بیش‌تر نقض می‌کند.

درباره نویسنده:

پل گریگوری(Paul Gregoire)، ژورنالیست و نویسنده مقیم سیدنی – استرالیاست. وی برنده جایزه ۲۰۲۱ شورای نیو ساوت ولز( NSW Council for Civil Liberties Award)، جهت برتری در آزادی‌های مدنی‌ست. پُل قبل از هم‌کاری با وکلای کیفری سیدنی (Sydney Criminal Lawyers®)، برای وایس (VICE) قلم می‌زد و سردبیر اخبار در مرکز شهر سیدنی بود.




خط سوم چیست؟

جبهۀ مردم برای نجات ایران ـ خط سوم ـ نه ملاـ نه آمریکا

فرح نوتاش ـ اعلامیه شماره 132

15.10.2024

خط سوم چیز تازه ای نیست . در طی تاریخ، هر گاه دو نیروی روبروی هم، مورد رای و نظر نیرویی دیگر نباشد، آن نیرو دیگر، با مطرح کردن دیدگاه خود، راه تازه ای را، که خط سوم، یا نیروی سوم است می گشاید.

در شرایط کنونی امپریالیست آمریکا واقمارش و ایرانیان وابسته به آمریکا، نیروی یک

و رژیم ملا نیروی دوم

و تمام آنانی که ضد هر دو نیروی اول و دوم هستند نیرو یا خط سوم خوانده می شوند.

خط سومی ها متشکل نیستند. ولی همه ضد جنگ اند و در تمام مقالات شان همسویی، کاملا نمایان است. و همین همسویی به وحدت آنان خواهد انجامید.

خط سوم خواهان شخصیت ملی، استقلال و آزادی های سیاسی و اجتماعی و فردی وعدالت اجتماعی است. نمی توان با گرایشات آمریکایی و اسرائیلی خود را خط سوم نامید. چون با اولین حرکت، گرایشات جانبدارانه به امپریالیسم هویدا می شود.

اکنون اسرائیل در دمیدن به تنور جنگ با ایران است. و آمریکا با این که از وجود رژیم ملا راضی و بهرمند است، و روابط تنگاتنگ زیرزمینی همچنان دائر بوده و هست، ولی اسرائیل را با انواع اسلحه انبار می کند. هم اسلحه می دهد و هم از مردم غزه دفاع می کند! و جهان ناظر این دوگانگی مضحک است. و رژیم ملا بدون این که بخواهد به عرصۀ این جنگ کشیده می شود.

جنگ به نفع ملت ایران یا هیچ ملت دیگری نیست. ولی جنگ افروزان استعمارگر،در پی برنامه های از پیش تعین شده خود، گام به گام جوامع را به سویی که مورد نظرشان است سوق می دهند.

آنان با محاسبات قوای خود و دشمنشان، وقتی که خود را برنده جنگ ارزیابی کنند، دیگر به تظاهرات و اعتراضات مردم جهان توجهی نمی کنند. نمونه : حملۀ آمریکا به عراق به بهانۀ واهی تسلیحات شیمیائی. میلیون ها نفر در سراسر جهان ، برای پیشگیری از حملۀ آمریکا به عراق، درفوریه و مارس 2003، تظاهرات کردند. ولی گوش جرج بوش هرگز شنوا به فریاد مردم نبود. چون آمریکا منافع خود را در حملۀ به عراق می دید.

در مورد ایران، آمریکا خواهان ماندگاری رژیم ملا است. چون واپسگرا تر از این حاکمیت را نمی تواند در ایران مستقر کند. ولی اسرائیل دیگر توان مزاحمت نیابتی های ایران را ندارد. و می خواهد بی درنگ صاحب اسرائیل بزرگ بشود.

خط سوم، ضد استعمار و ضد اشغال فلسطین، توسط اسرائیل، وپیشروی آن درخاور میانه است. 

خط دوم در مبارزۀ با اسرائیل، از گسترش خرافات، اشاعه واپسگرایی از یکسو، چپاول اموال ملی تحت نقاب مذهب ابا ندارد.  و رژیم ملا یک رژیم دلال است و نه سرمایه دار. و تولید داخلی را از بن نابود کرده و می کند. و فقط بار شدائد است که بر دوش طبقه کارگر می گذارد. و یک رژیم سرمایه داری به مفهوم کلاسیک، با تولیدات صنعتی نیست.

وانگهی بعد از پایان جنگ ایران و عراق، رژیم ملا، چنان سوار مرکب غارت اموال و کشتار اوپوزیسون عدالت خواه شد، که حمایت از آن در هیچ جنگی، برای خط سوم دیگر میسر نیست. و دادن عمر دوباره به این رژیم ضد مردمی ارزیابی می شود.

مبارزه علیه متجاوزین به ایران، وظیفه هر ایرانی است. چون حمله به هر خانه ای باید با ضد حمله جواب گفته شود. ولی این ضد حمله نمی باید به عمر دوباره رژیم ملا بیانجامد. این مشکلی که باید بوسیله ملت ایران حل شود.

در این مرحله تشکل های خط سوم، در گروه های کوچک، در مراکز مختلف، در کوچه ، خیابان، محل کار، دانشگاه و… می تواند مهمترین گام در ایجاد بدنه خط سوم باشد.

خط سوم یک خط واهی نیست. یک واقعیت محکم و موجود، ولی پراکنده است. و متشکل کردن آن ، عاجل ترین وظیفه انقلابیون است.

بزرگترین ثروت خط سوم تشکل است. تشکل با هدف بدست گرفتن حاکمیت ایران. خط سوم در بر گیرنده طیف عظیمی از احزاب ، سازمان ها ، مردم بی عضویت در احزاب و سازمان ها  است.

بارزترین شاخص هدفمند خط سوم، اتحاد و جان بخشیدن به دموکراسی درمیان تمام نیروهای مخالف با نیروهای 1 و2 است. بدون اتحاد و پیوستن  به هم، پیروزی محال است .

در این مقطع، باور جوهر ناب یگانگی، بی تلاش برای اهراز موقعیت برتر برای هر یک از احزاب وسازمان ها، به بدنۀ یک جریان عظیم دموکراسی خواه، جان می بخشد.

این مهمترین بخش خود سازی ما است. در شرایط کنونی، مبارزه ما، رویارویی دو طبقه مختلف نیست. ما در مقابله با دو شاخه از یک تنه امپریالیسم استعمارگر  و غارتگرهستیم. پس مبارزه طبقاتی ما تحت شعاع مبارزه ضد استعماری ما می باشد.

و گام دوم، باور و احترام راستین به رای مردم است.

و با تاکید به توانمند کردن مردم و تبلور شخصیت در انتخاب، ما به پیروزی خط سوم کمک می کنیم.

خط سومی ها خواهان استقلال و شخصیت ملی و حاکمیت به دست خود ملت است. و از استعمار بیزار است. و از تمام وجوه خود خواهی که استثمار نیز، بخش اقتصادی آن است بیزار است.

وظیفه خط سوم، در مبارزه مسلحانه، رویاروئی با خط یک و دو، و اهراز قدرت است.

خط دو، فرزندان ذکور ملت را مسلح و بزور به جبهۀ نبرد با خط یک خواهد فرستاد. ما اگر در تشکل و آگاهی مردم بطور سریع گام برداریم، خواهیم توانست از این تسلیحات، به نفع اهداف خط سوم که همانا اهراز قدرت و حاکمیت ملی است، برخوردار شویم. و گر

نه، دوباره فرزندان ملت در جبهه ها سلاخی خواهند شد و دوباره رژیم ملا طلبکار تر از پیش به سلطه و غارت خود ادامه خواهد داد.

ولی، رمز موفقیت این جهش بزرگ، مستلزم بکار گیری کلیدی مخصوص است.

کلید پوزش.

در میان تمامی افرادی که در عرصۀ مبارزات از هم دور شده اند، فقط تضاد دیدگاه های فکری، آنان را از هم دور نکرده است. بلکه شکل برخورد، و ناهنجاری های رفتاری و اخلاقی، بیشترین نقش مخرب را داشته است. 

از این رو پیاده کردن خود از برج عاج رویاها، و خاکی شدن و پوزش خواهی ازتمامی دوستان ضد امپریالیستی که روزی با یک حرکت نامناسب دلشان را بدرد آورده ایم و برای همیشه رهایشان کرده ایم، در این مرحله، بزرگترین گام انقلابی برای ساختن آن جریان عظیم تغییر است. پنجاه سال گذشته و اکنون، نسلی برای ایجاد تغییر، در مقابل آخرین فرصت خود ایستاده است.

یا بلوغ سیاسی و پوزش؟

یا قهر قهر تا روز قیامت و باقی ماندن در کودکی سیاسی، و قیومیت امپریالیست ها و نوکرانشان بر ملتی رنج دیده؟

انتخاب با ماست.

در همینجا از تمام کسانی که از هر دو نیروی یک و دو بیزارند، انقلاب آتی ایران می خواهد که به دور و بر خود نگاه کنند. هر کسی را که با اشتباه از خود رنجانده اند، با یک تماس و یک پوزش عمیق و انسانی، با هدف جان دادن به پیکر دموکراسی خواهی ایران، جانشان را از درد پاک کنند. و بگذارند کار تشکل نیروهای تغییر، سامان گیرد. و بدانند تاثیر آن معجزه آسا است.

در میان ما، با رسوبات فئودالیسم در افکار و رفتارمان، فرهنگ پوزش بسیار ضعیف است. و پوزش را کوچک شدن خود می دانیم. و حال آنکه از نظر روانشناسی مدرن در جهان امروز، پوزش، مرهمی بر زخمی است که قبلا ایجاد کرده ایم. و بسیار انسانی وسازنده است. و کلید موفقیت انسان های فهیم است.

نیروهای یک و دو، ( آمریکا و ملا) ، در واقع دو شاخه از یک درخت تناور و فرتوت امپریالیسم هستند. و جنگ ما با نیروهای یک و دو، و شاخه های دو گانه استعمار و امپریالیسم است.

هرگز شعار مردم را فراموش نکنیم.   اوباما…با اونایی یا با ما؟ و معلوم شد که چطور هم با آنها بوده. و با انتقال 4000 نفر از فرزندان ملاها به آمریکا با میلیارد ها دلار ارز ایران در حساب هر کدام، که لیست دارایی های بانکی اشان افشاء شد. و اتصال ملایان با حزب دمکرات آمریکا، حزب کارخانه داران جنگ افزارها معلوم شد.

به پیش ای دلاوران

و ما پیروزمندانیم

womens-power.farah-notash.com

www.farah-notash.com

Women’s Power




سال‌گرد قیام الاقصی

مارگرت کیمبرلی، برگردان: آمادور نویدی

یک‌سال پس از طوفان الاقصی

پیمان نامعقول بین آمریکا و اسرائیل، دمکراسی دروغین غربی و هرگونه توهم نسبت به نُرم‌های بین‌المللی را برملا نموده است.

نتیجه یک‌سال تحریک ایران منجر به حمله‌های موشکی ایران به هدف‌هایی در اسرائیل شد. چندین ماه خویشتن‌داری ایران زمانی پایان گرفت که اسرائیل جنگ خودرا به بقیه منطقه و به لبنان گسترش داد.

اسرائیل با انفجار صدها پیجر(pagers) ابزار دستی ارتباط الکترونیکی و با کشتن و مجروح کردن هزاران نفر در لبنان ثابت نمود که در تمایل جهت ارتکاب اقدامات وحشیانه حدومرزی نمی‌شناسد. و این قساوت را با کشتن رهبر حزب‌الله – حسن نصرالله و صدها غیرنظامی دیگر دنبال نمود.

درحالی که غرب «متمدن» رهبران ایران را به‌عنوان گروهی از تروریست‌های دیوانه به تصویر می‌کشد، اما این اسرائیل و آمریکا هستند که با یک‌دیگر هم‌کاری نظامی می‌کنند تا غزه را پاک‌سازی قومی کنند، پیش از این‌که سراغ لبنان بروند. این ایران بود که نشان داد که پیش از هر اقدام نظامی خویشتن‌داری نمود، و نهایتا، آمریکا (و اسرائیل– م.)، مسئول مرگ و نیستی انسان‌ها و نابودی همه نُرم‌های بین‌الملی‌ هستند.

قیام الاقصی که در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ شروع شد، مقاومتی بود که با نیروهای دفاعی اسرائیل(IDF) روبرو گشت، اما ارتش اسرائیل صدها تن از هم‌وطنان خودشان‌را با به‌اصطلاح آتش دوستانه(friendly fire ) یا حتی تحت امریه هانیبال(Hannibal Directive )، کُشتار کرد تا مبادا اسرائیلی‌ها اسیر شوند. اما جهت ایجاد حمایت از اسرائیل خبرهای دروغین ونفرت‌انگیزی از کشتار و تجاوز به کودکان اسرائیلیاختراع نمود و به‌کار گرفت تا به جهانیان بقبولاند که مقاومت ضدصهیونیستی، تروریست‌هایی هستند که به‌خاطر نفرت از یهودی‌ها مرتکب عملیات تروریستی شده‌اند.

همان‌گونه که از قبل روشن بود، آمریکا واکنش نشان داد و حتی رئیس جمهور آمریکا، جو بایدن، شخصا به اسرائیل رفت تا چک سفیدش را به بنجامین نتانیاهو، نخست وزیر (جانی اسرائیل–م.) تقدیم کند.

برای فلسطینی‌ها سالی که گذشت، نکبت دوم، و یک فاجعه بوده است، زیراکه نیروهای دفاعی اسرائیل حدود ۱۸۶ هزار

(186,000)) فلسطینی را قتل‌عام کرده اند. آمریکا و متحدانش در پشتیبانی از جنایات جنگی اسرائیل، در خفه و سانسور مخالفان خودشان محکم ایستاده اند.

در حالی‌که کشتار فلسطینی‌ها ادامه دارد، سازمان‌های بین‌المللی که وظیفه‌اشان جلوگیری از نسل‌کشی و مجازات جنایت‌کاران جنگی است، نشان داده اند که خودشان آلت‌دست آمریکا هستند. دادگاه جنایی بین‌المللی(ICC)، تحت کنترل آمریکاست و از قدرت خود و صدور حکم بازداشت مقامات اسرائیلی خودداری می‌کند. هم‌چنین دادگاه بین‌المللی عدالت(ICJ) که وظیفه‌اش اجرای قوانین بین‌الملی‌ست، نیز ثابت نموده که بی‌هوده است. ‌زمانی‌که هیچ کشور دیگری حاضر نبود اسرائیل را متهم به نسل‌کشی کند، آفریقای جنوبی پیش‌گام شد و ابتکار عمل را به‌دست گرفت، اما دادگاه بین‌المللی عدالت(ICJ) همانند دادگاه جنایی بین‌المللی(ICC)، فقط در تأخیر و تعلل عدالت مهارت دارد، در حالی‌که می‌بایست مطابق با منشورش اقدام کرده و حکم قوانین بین‌المللی را اجرا نماید.

علی‌رغم انزجار میلیون‌ها نفر در سراسر جهان در اعتراضات توده ای، اما کشتار فلسطینی‌ها هم‌چنان ادامه دارد. اسرائیل با معافیت از مجازات به کشتار فلسطینی‌ها ادامه می‌دهد، زیراکه آمریکا را مُجری و شریک خود می بیند.

آمریکا با استاندارد دوگانه اش در نمایاندن نوکر‌صفتی و بی جُربُزهگی از هم‌پالگی‌های خود پیشی گرفته است. دولت بایدن و رهبری دو حزب(دمکرات و جمهوریخواه) آمریکا برای چهارمین بار از نتانیاهو( جلاد فلسطینی‌ها–م.) جهت سخن‌رانی در کنگره آمریکا دعوت نمودند و با ستایش و تشویق بی‌پایان از هر یک از کلماتش به‌گونه ای رفتار کردند که گویی توسط وی به گروگان گرفته شده باشند.

برای رؤسای دانش‌گاه‌های لیگ آی‌وی(Ivy) یک محاکمه نمایشی در کنگره راه اندازی کردند تا عبرت دیگران گردد. علی‌رغم تمایل رؤسای دانش‌گاه‌های هاروارد، کلمبیا و پنسیلوانیا در تسلیم به خواسته‌های صهیونیست‌ها، همگی از مقام‌هایشان استعفا داده‌اند. دانش‌جوهایی که در اعتراضات صلح آمیز شرکت کرده بودند با خشونت روبه‌رو شدند، زیراکه لابی‌های خرپول و مدیرهای بُزدل و خوار، خواهان دست‌گیری، اخراج، اذیت و آزار، و محرمیت آن‌ها از فرصت‌های شغلی( employment opportunities) شدند.

تظاهر به دمکراسی و آزادی اندیشه یا عمل در کشورهای غرب جمعی، عین ریاکاری‌ست و درنتیجه خودشان‌را افشا کرده اند.

ناتوانی نظم بین‌المللی برملا شده است. اسرائیل رهبران مقاومت (اسماعیل هنیه و حسن نصرالله)، همان‌هایی را ترور کرده است که برای آزادی گروگان‌هایی که اسرائیل خیلی نگران آن‌هاست، خواهان مذاکره بودند، اما درواقع ثابت شد که هرگز قصد مذاکره نداشته‌اند.

اسرائیل مانند قلدرهای پهلوان پنبه در همه جا، با نمایش ضعف‌هایش جرآت یافته، شادمانه با ترور ژورنالیست‌ها و خانوادهایشان، با به‌کارگیری گرسنگی به‌عنوان یک سلاح جنگی، و شکنجه و تجاوز جنسی، کاملا مورد ستایش و دفاع (غرب و حامیانش–م.) قرار می‌گیرد.

طبق کنوانسیون ژنو، تمام جنایت‌های اسرائیل به‌خوبی مستند و به‌عنوان حنایات جنگی مشخص شده اند، اما باز هم به این دلیل که اسرائیلی‌ها از مجازات مصون اند، پس از قتل‌عام در غزه، سراغ لبنان رفتند تا با جرم و جنایت روزافزون خود، موقعیت گسترش جنگی را که دهه‌ها به‌دنبالش بوده، عملی سازد.

طبق قوانین بین‌المللی، انفجار پیجرها(pagers)، مانند تله‌های انفجاری، و هر شیوه ای جهت مجازات جمعی جمعیت مدنی ممنوع است. اما بدون دخالت هیچ نیرویی که مایل به اقدامی جهت صلح و ثبات باشد، تنش و تشدید جنگ و کشتار هم‌چنان باقی‌ست.

بمب‌های ۲۰۰۰ پوندی که اسرائیل جهت ترور حسن نصرالله به روی ساحتمان‌های مسکونی پرتاب نمود، ایران را تحریک نمود تا واکنش نشان دهد، و اسرائیل بهانه‌ای جهت نابودی لبنان بیابد. حتی بدتر، نتانیاهو دستور حمله به لبنان را تلفنی و زمانی ابلاغ نمود که در مرکز سازمان ملل در نیویورک بود. چنان‌چه سازمان ملل متعهد به اجرای منشور خود بود، می‌بایست مدت‌ها پیش اسرائیل را از سازمان ملل اخراج می‌کرد.

اسرائیل هیچ ترسی از واکنش سازمان ملل و عواقب جنایاتش ندارد. جوبایدن، کامالا هریس، و دونالد ترامپ همگی در وفاداری به اسرائیل متعهدند، و نتیجه انتخابات ماه نوامبر ۲۰۲۴ هرچه باشد، اسرائیل مطمئن است که پریزدنت و کنگره آمریکا به آن آزادی عمل می‌دهند تا هرکاری را که می‌خواهد انجام دهد. احتمالا نتانیاهو حامی ریاست دونالد ترامپ باشد، و رضایت بایدن نه فقط وی را جنایت‌کار، بل‌که هم‌چنین بی‌لیاقت نشان می‌دهد. احتمالا اسرائیل توقع دارد که ایران واکنش نشان دهد، تا جهت یک جنگ تهاجمی دیگر به آمریکا فشار آورده و اجازه بگیرد.

چندهفته بیش‌تر به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا باقی نمانده است، اما در پوشش خبری رسانه‌های کورپوراتی برای بایدن در باره این بحران‌ها هیچ اطلاعات معنی‌داری یافت نمی‌شود. درحالی‌که هردو حزب دمکرات و جمهوری‌خواه آمریکا جروبحث می‌کنند که کدام‌یک از آن‌ها بیش‌تر حامی اسرائیل‌ست، از میلیون‌ها نفر خواسته شده که تصمیم بگیرند به کدام نامزد انتخاباتی رأی دهند.

باید که پس از این سال دوزخی جهان متفاوتی ظهور کند. نباید به آمریکا اجازه داد تا آخرین میخ را بر تابوت بشریت بکوبد و کره خاکی را به آستانه نیستی بکشاند. مقابله با این ابرقدرت وظیفه کوچکی نیست، اما بقای جهان به این امر بستگی دارد.

درباره نویسنده:

مارگارت کیمبرلی(MargaretKimberley) نویسنده کتاب تبعیض: آمریکای سیاه و پریزدنت‌ها( Prejudential: Black America and the Presidents) می‌باشد. شما می‌توانید از مقالاتش در پاتریون(Patreon) حمایت کنید، و هم‌چنین در پلاتفرم‌های تویتر/ایکس(Twitter )، بلواسکای(Bluesky ) و تلگرام(Telegram ) وی را بیابید. هم‌چنین می‌توانید با وی از طریق ایمیل تماس بگیرید.

[email protected]

برگردانده شده از:

The Year After Al Aqsa Flood

by Margaret Kimberley, published on Black Agenda Report, October 2, 2024




بیانیه مشترک حزب کمونیست لبنان: احزاب کمونیست وکارگری در همبستگی با مردم فلسطین و لبنان علیه اشغالگری، جنگ ونسل کشی

ترجمه: م.چابکی : 9 اکتبر 2024

 حزب کمونیست لبنان بیانیه مشترک Ar En Asia احزاب کمونیست و کارگری در همبستگی با مردم فلسطین و لبنان علیه اشغالگری – جنگ و نسل کشی .

امضاء کنندگان احزاب کمونیست و کارگری زیر، بدین وسیله شدیدترین محکومیت خود را علیه جنایات فزاینده اسرائیل علیه فلسطینی ها، لبنانی ها و همه مردم خاورمیانه اعلام می دارند.

 پس از ماه‌ها جنگ و نسل‌ کشی علیه غزه که منجر به کشته شدن ده‌ها هزار غیرنظامی – از جمله 12000 کودک – و تخریب گسترده مدارس، بیمارستان‌ها و زیرساخت‌های غزه، گردید. اکنون شاهد مرحله جدیدی از تجاوزات مرگبار، باتهاجم تمام عیار به کشورلبنان که  منجر به یک فاجعه انسانی در این هفته شده است ،شهادت بیش از 2000 شهروند لبنانی، مجروح شدن بیش از 10000 نفر، 1.2 میلیون آواره که مجبور به ترک خانه ها شده اند، در جستجوی سرپناه به سایر کشورها هستند.عده ای در خیابان ها در ماشین و چادر سر پناه گزیده اند بخشی به مناطق دیگرکوچ کرده اند.

ترور اسماعیل هنیه رهبر حماس در تهران و حسن نصرالله دبیرکل حزب الله در بیروت با حملات موشکی وعمل تلافی جویانه ایران به اهداف اسرائیل منجر شد. ما معتقدیم که این اقدامات تجاوزکارانه و جنایتکارانه رژیم صهیونیستی با حمایت همه جانبه قدرت های امپریالیستی، خاورمیانه را به سمت چرخه فاجعه بار دیگر و احتمالاً جنگ منطقه ای سوق می دهد.

دولت‌های امپریالیستی، به‌ ویژه دولت‌ آمریکا و کشورهای ناتو، با مشارکت کامل در تسلیح اسرائیل و حمایت آشکار از تمامی منابع مالی، سیاسی، دیپلماتیک، رسانه‌ای و اطلاعاتی خود، مرتکب جنایت‌ کنونی علیه مردم فلسطین و لبنان هستند.آنان با از بین بردن و همچنین اعزام نیروهای هوایی و دریایی به منطقه با آمادگی برای عملیات گسترده تری گام نهاده اند.

 ماهمبستگی کامل خود را با مردم منطقه به ویژه مردم لبنان و فلسطین و مقاومت برحق آنان در همه اشکال برای دستیابی به آزادی و استقلال اعلام می کنیم.

ما به پایداری، و مقاومت مردم منطقه ازنیروهای ترقیخواه از جمله کمونیست ها که برای آزادی ملی، استقلال وحاکمیت مردم خود تلاش می کنند، درود می فرستیم.

ما خواستار آتش بس بی قید و شرط وفوری در غزه هستیم.

ما حمایت خود را به پایان اشغال فلسطین و همچنین تضمین حق تعیین سرنوشت و اجرای یک کشور فلسطینی کاملاً مستقل با پایتختی اورشلیم اعلام می کنیم.

ما خواستار بازگشت همه پناهندگان هستیم. ماهمچنین خواستار عقب نشینی فوری و بدون قید و شرط تمامی نیروهای نظامی اسرائیل که در مناطق تحت اشغال خود در جنوب لبنان و بلندی های جولان در سوریه ودیگرمناطق ، براین اساس علیه ایران و یمن ازپایان آن حمایت می کنیم .

 ما خواستار توقف کلیه صادرات تسلیحات نظامی، مهمات و همچنین کمک های فنی به ارتش اشغالگر اسرائیل هستیم.

ما خواستار تایید و اجرای احکام دیوان بین‌المللی دادگستری در مورد نسل‌ کشی اسرائیل در غزه هستیم.

ما ازنیروهای کمونیستی- کارگری ، ازنیروهای ترقیخواه در کشورهای مختلف جهان تقاضا داریم که به رشد و تقویت کمپین ها با همبستگی سیاسی، مردمی و رسانه ای برای دستیابی به آتش بس فوری

 وپایان دادن به جنایات وتجاوز رژیم صهیونیستی علیه مردم لبنان وفلسطین به مردم منطقه کمک نمایند.

احزاب SolidNet که بیانیه مشترک را امضاء کرده اند:

1-حزب کمونیست استرالیا

2-جنبش دموکراتیک مترقی بحرین

3-حزب کمونیست بنگلادش

4-حزب کمونیست برزیل

5-حزب کمونیست برزیل

6-حزب کمونیست دانمارک

7-حزب کمونیست مصر

8-حزب کمونیست آلمان

9-حزب کمونیست یونان

10-حزب کارگران مجارستان

11-حزب کمونیست هند [مارکسیست]

12-حزب کمونیست ایرلند

13-حزب کمونیست (ایتالیا)

14-حزب کمونیست اردن

15-جنبش مترقی کویت

16-حزب کمونیست مکزیک

17-حزب کمونیست لبنان

18-حزب کمونیست فلسطین

19-حزب مردم فلسطین

20-حزب کمونیست پرتغال

21-حزب سوسیالیست رومانی

22-کمونیست های صربستان

23-حزب کمونیست اسپانیا

24-حزب کمونیست خلق های اسپانیا

25-حزب کمونیست کارگران اسپانیا

26-کمونیست های کاتالونیا

27-حزب کمونیست سودان

28-حزب کمونیست سوئد

29-حزب متحد کمونیست سوریه

30-حزب کمونیست ترکیه

31-حزب کمونیست اروگوئه

32-حزب کمونیست ونزوئلا

احزاب دیگری که پیوستند

1-جبهه کمونیست های ایتالیا

2-حزب فدراسیون چپ دموکراتیک – مراکش

3-جبهه دموکراتیک برای آزادی فلسطین

4-اتحادیه مردم گالیزان

5-حزب اراده مردمی – سوریه

6-حزب سوسیالیست – یمن

برگرفته از سایت سالیت نت احزاب کمونیست کارگری (انتشار24/10/08 ساعت4،22 بعد از ظهرلبنان.)




ای جهان! اسرائیل را فورا متوقف کن!

فرح نوتاش ـ  06.10.2024

از 7 اکتبر 2023 تا کنون،  جهان شاهد تخطی دیوانه وار بوده است. تمام آنچه که رفته، توسط دادگاه جهانی محکوم شده است، ولی آمریکا، تمام تنبیه های داگاه بین المللی را، بشدت نادیده گرفته است.

این خشونت فجیع و دردناک، از غزه به دیگر کشور های خاور میانه گسترش یافته است. و در همین ایام، آمریکا، پیوسته انواع تسلیحات سنگین را در اسرائیل تل انبار کرده است.

حال این تخطی و تجاوز در لبۀ تداخل  به ایران است. و بازی آمریکا ـ اسرائیل ـ ایران،  دارد می رود که جهان را منفجر کند.

نخست وزیر پیشین اسرائیل، نفتالی بنت، در مصاحبۀ 6 اکتبر خود، خواهان حملۀ دولت اسرائیل،

به پایگاه های هسته ای ایران،

به شخصیت های دولت ایران،

و زیر ساخت اقتصادی ایران شده است. که آن نفت وگاز می باشد.

و این همان  چیزی است که نتانیاهو نیز بارها گفته و برنامه ریزی کرده است.

مردم ایران، از دست ملایان جان بلب شده اند. و این یک واقعیت است.

اما، زدن پایگاه های اتمی ایران برای ساقط کردن رژیم ملایان! و انتشار مواد رادیو اکتیو در فضا، و کشتن هزاران نفر با یک تیر؟

چیزیست که هرگز پذیرفته نخواهد شد.

آن خطرعظیم، نه تنها خاور میانه را منفجر خواهد کرد، بلکه به تمام جهان گسترده خواهد شد. و باید فورا متوقف شود.

از تمام قدرت های بین المللی و هر انسان ، خواسته می شود برای حق زندگانی خود بر روی زمین، علیه این خشونت فجیع و استعماری آمریکا و اسرائیل، بی درنگ قیام کنند. چون این همان چیزی است که جهان را به پایان خواهد رساند.

رویاهای استعماری” از نیل تا فرات”  اسرائیل را متوقف کنید.

این کشتار غیر انسانی و صبعانه اسرائیل را متوقف کنید.

قیام کنید و به این زندگی یک سطح انسانی دهید.

womens-power.farah-notash.com

www.farah-notash.com

Women’s Power




اسطوره‌های صهیونیستی (۳)

نبود یک میراث ملی معتبر اسرائیلی، صهیونیسم سیاسی را ملزم کرد که به‌منظور ایجاد نهادهای ملی، شبکه مغشوشی از نیرنگ و دروغ را اختراع نماید.

چنان‌چه به‌طور اتفاقی از عده ای از افراد خیلی‌باسواد سئوال شود که شهر اورشلیم را چه‌کسی تأسیس کرده است، ممکن‌ست برخی‌ها بگویند که نمی‌دانند، اما به‌احتمال زیاد اکثرا می‌گویند سلطان داوود (King David). بهرحال، ظاهرا که به‌عنوان شهر داوود مشهور شده است.

این امر نشان‌گر آن‌ست که چه‌گونه اسطوره های بدون چالش، که ناشی از اسناد غیرتاریخی مانند کتاب‌های مذهبی است، می‌تواند روایت‌های تاریخی سفسطه‌آمیزی را رواج دهند.

این مقاله به مطالعه اسطوره‌های عمده صهیونیستی می‌پردازد که در غرب خریدار دارد.

پیش‌رفت هر ملتی به چندین عامل بستگی دارد: سمبل‌های ملی که عمدتا بخش مهمی از حافظه ملی را شکل می‌دهد، شامل میراث فرهنگی متفاوت، وابستگی‌ها، سرزمین، ارزش‌ها، آداب و رسوم، سنت‌ها، زبان، و رفتارهای اجتماعی هستند. این ویژگی‌ها به‌تدریج تکامل یافته و به نسل‌های آینده منتقل شده، پایه و اساس یک ملت رابنا می‌کند.

اما پیش‌رفت نهاد اسرائیل از مسیری خلاف عرف پیروی می‌کند. جنبش سیاسی صهیونیستی با اشغال سرزمین فلسطین، نخست با دور زدن پروسه طبیعی رشد نسلی و تصاحب موارد گوناگون فرهنگ محلی، ازجمله سمبل‌های ملی روی‌کرد معکوسی در پیش گرفت.

رهبران اسرائیلی جهت نمونه، اغلب ادعا می‌کنند که اورشلیم به‌مدت ۳۰۰۰ سال پای‌تخت یهودی‌ها بوده است. چنین ادعایی و روایت‌های صهیوپنیستی در غرب، با ترس آشکار از این‌که مبادا فرد بی‌درنگ به «آنتی سمیتسم» (انگ ضدسامی– ضدیهودی یا یهودستیزی) متهم شود، خواه از روی ناآگاهی باشد، و یا از نظر جای‌گاه مذهبی به چالش کشیده نمی‌شود و مورد تردید قرار نمی گیرد.

دلیل اصلی شکست تفکر انتقادی در به چالش کشیدن روایت‌های اسرائیلی، ارعاب سازمان‌دهی شده در غرب است.

متعاقبا، در غرب، فقط تعداد کمی واقفند که شهر اورشلیم ۶۰۰۰ سال، و خیلی پیش‌تر از این‌که توسط قبایل یهودی بین النهرین اشغال شود، پای‌تخت فلسطین‌های یومی بوده است

حقایق و شواهد تاریخی و باستان‌شناسی به کنعانیان فنیقی( Phoenician Canaanites)، اجدادامروزی فلسطینی‌ها، نخستین زیست‌گاه بشری در اورشلیم، در هزاره چهارم قبل از میلاد مسیح اشاره دارد، و از قبیله کنعانی، یبوسی‌ها(Jebusites)، به شهر کوچکی در تپه‌ای به‌نام «اوروشلیم»(Urushalim) نام می‌برد. واژه پورتمانتیو(portmanteau)، ترکیبی از دو کلمه «اورو»(uru)، یعنی «تأسیس شده توسط»، و «شلیم»Shalem)، یعنی خدای گرگ و میش(طلوع و غروب) کنعانی فنیقی است، و درنتیجه اوروشلیم «Urushalim» خوانده شده است.

بنابراین، معروف‌ترین سمبل‌های ملی اسرائیل، اورشلیم، شهر داوود نبوده و نیست. در واقع، اورشلیم ۳۰۰۰ سال پیش از تولد داوود تأسیس گشته، و به خدای طلوع و غروب کنعانی، شلیم(Shalem)، و نه به خدای آورهام(Avraham’s Elohim) تقدیم شده است. اسرائیل و صهیونیسم با اتخاذ تغییری در فرهنگ لغات کنعانی، شهر را یروشالائیم (Yerushaláyim) نام‌گذاری کردند که به پیوند عبری(Hebrew) اشاره دارد.

صهیونیست با اختراع سمبل‌های ملی به‌گونه ای شایع شده است که من‌هم، زمانی به دام این تصور غلط افتاده، و به‌غلط باور کرده بودم که «اوروشلیم»(Urushalim) یک سرچشمه عبری دارد.

به‌خاطر می آورم که کشیش مسیحی در لبنان، اورشلیم(Jerusalem) را به‌جای نام عربی «القدس»(Al Quds)، «اوروشلیم»(Urushalim) خواند. در آن‌زمان، متوجه نشدم که کشیش از نام اصلی کنعانی استفاده می‌کرد، وبه ما خاطرنشان می‌کرد که صهیونیست‌های مدرن، نام شهر «اوروشلیم»(Urushalim) را از زمانی‌که در قرن ۱۰–م پیش از میلاد و دوباره در قرن ۲۰–م پس از میلاد اشغال شده، اقتباس کرده اند.

مضاف براین ادعای دروغ تاریخی، اوروشلیم به‌عنوان «پایتخت ابدی» اسرائیل، یکی دیگر از به‌اصطلاح سمبل‌های ملی نمادینی که فریب‌کارانه، صرفا «یهودی» توصیف شده است، ستاره شش‌وجهی (hexagram) روی پرچم اسرائیل است. برخلاف باور عوام، سرچشمه ستاره شش‌وجهی روی پرچم اسرائیل، صرفا سمبلی یهودی نیست. پیش از پیوند آن با یهودیت در اروپای شرقی قرن ۱۷–م، و نخستین استفاده یهودی‌ها از آن، این سمبل از ادبیات عربی قرون وسطی و از کابالیست‌ها(Kabbalists)به ارث رسیده است، که با حک ستاره شش‌وجهی بر روی سنگ‌های گران‌بها، برای ضد‌چشم‌‌زخم(طلسم محافظ) و زینت‌آلات استفاده می‌شد.

قرن‌ها پیش از نخستین استفاده رسمی از این سمبل در کنیسه‌ یهودی‌ها، این سمبل نیز در کلیساهای مسیحی به‌عنوان نقشی تزئینی استفاده می‌شد.

تاریخ‌شناس اسرائیلی، شالومو سند(Shlomo Sand) در کتابش «اختراع سرزمین اسرائیل»، شرح می‌دهد که ستاره شش‌وجهی داوود یک سنبل یهودی باستانی نیست، بل‌که منشا آن شبه قاره هند است، جایی‌که اغلب توسط فرهنگ‌های مذهبی و نظامی مختلف استفاده می‌شد.

در سوریه امروزی هم می‌توان این دو مثلت متساوی‌الاضلاع را در طرح‌های خاتم‌کاری مروارید خیره کننده شش‌وجهی، به‌عنوان بخشی از طرح‌های موزائیکی روی صندلی‌ها، میزها و جعبه‌های ساخته شده از چوب گردو مشاهده نمود. قدمت این هنر عالی به هزاران سال پیش و در باستانی‌ترین شهر دائماً مسکونی جهان، یعنی شهر دمشق(Damascus) برمی‌گردد.

«دیوار غربی»(Western Wall)، به‌اصطلاح سمبل دیگری‌ست که اصلا در تاریخ دارای اهمیت مذهبی نیست. این دیوار بخشی از سازه داخلی نیست و نمی‌تواند قسمتی از ساختمان باشد. بل‌که، دیوار خاکی بیرونی‌ست که از زمین بالاتر از (حرم‌الشریف/ پناه‌گاه باشکوه)(Haram el Sharif/ Noble Sanctuary) قرار دارد و از امتداد دیوار دفاعی بیرونی حمایت می‌کند که شهر باستانی را احاطه می‌کند، و قبل از حضور یهودی‌ها در شهر موجود بوده است. این دیوار تقریبا ۲/۵ مایل طول و ۴۰ فوت ارتفاع دارد که با سنگربندی واستحکامات بین سال‌های ۱۵۳۷ و ۱۵۴۱ تحت سلطان سلیمان اول عثمانی بازسازی شد.

یهودی‌هایی که در فرهنگ فلسطین ذوب شده اند، اما به معتقدادات مذهبی خود پای‌بند مانده اند، قرن‌ها در جوار مسلمان‌ها و مسیحی‌های فلسطینی در اورشلیم زندگی کرده‌اند.

در سرتاسر تاریخ،َ پیش از ظهور جنبش مسیحایی غربی و تولد صهیونیسم سیاسی، هیچ‌گونه مدرک تاریخی وجود ندارد تا ثابت کند که دیوار استحکامات غربی، مکانی جهت استفاده نمازگزاران بوده است.

این امر در قرن ۱۷–م رُخ داد که ضلع غربی دیوار توسط زاهدان مسیحی که می‌خواستند بازگشت مسیح را تسریع کنند، به یک جاذبه مذهبی تبدیل و هدایت شد.

دولت‌های متوالی اسرائیلی در تلاش جهت معتبر ساخت فانتزی‌های خیالی خود، به‌مدت بیش از ۶۰ سال، حفاری‌های زیادی را در زیر حرم‌الشریف(beneath the Noble Sanctuary) انجام داده اند. اما تابه‌حال، هیچ سند باستان‌شناسی پیدا نکرده اند که نشان‌گر مکانی برای انجام مراسم مذهبی یهود‌ی‌ها باشد.

در تاریخ اخیرتر، «هاتیکوا»(Hatikvah)، آهنگ سرود ملی کم‌ترشناخته شده اسرائیل، در واقع متعلق به سرود جنبش جهانی صهیونیستی است که از آهنگ مشهور «ولتاوا»(Vltava)(سرزمینم)، از بدریچ اسمتانا(Bedřich Smetana)،،سراینده چک تعدیل شده است.

نبود یک میراث ملی معتبر اسرائیلی، صهیونیسم سیاسی را مجبور به ساخت شبکه پیچیده ای از فریب با تخصیص سمبل‌های ملی و آغشته به حقایق جای‌گزینی کرد که ریشه در گفتمان ملی غرب دارد.

در پروسه کلی، و از طریق جای‌گزین کردن روایات، علائم واختصارات، و اختراع اسطوره‌های دروغ در رسانه‌های اصلی، واقعیت جدیدی شکل گرفت، یا آن‌گونه که مبلغ نازی، جوزف گوبلز گفت، «دروغی‌که یک‌بار گفته شد، دروغ می‌ماند، اما دروغی‌که هزار بار گفته شود، تبدیل به حقیقت می‌شود».

احتمالا این جمله اخیر بتواند چاپلوسی متقابل بین دونالد ترامپ و ورشن عبری وی، بنجامین نتانیاهو را شرح دهد.

این سومین مقاله از مجموعه مقالاتی‌ست که به بررسی اسطوره‌های صهیونیستی، تاریخ مصنوعی، و فرهنگ جعلی اسرائیل می‌پردازد.

نوشتهجمال کنج

برگردان: آمادور نویدی