شرایط مرگ‌بار کارگران معدن

شرایط مرگ‌بار کارگران معدن

بدون استفاده از مواد اولیه معادن، بخش عظیمی از تولید انجام نخواهد گرفت. لذا تولیدات سرمایه‌داری بستگی تمام و کمال به کار نیروی استخراج کننده دارد. بنابراین ما این مسأله را در دو سطح داخلی و بین‌المللی بررسی می‌کنیم:

۱- در سطح داخلی:

ایران دارای حدود صد ماده معدنی غیر نفتی‌ست، «نتایج یک گزارش نشان می دهد که بیش از ۹۰ درصد معادن کشور متعلق به بخش خصوصی است …» (ایسنا، مهر ۱۴۰۰).

معادن، که ثروت ملی است و عملا باید پایه‌ فقرزدائی و آبادانی کشور باشد، بین دولتیان و وابستگان رژیم به مزایده گذاشته شده است.

ماین نیوز در اسفند ۱۰۴۲ در گزارشی در رابطه با مزایده معادن چنین نوشته است: «رضا محتشمی پور اظهار کرد: بخش بزرگی از پروانه‌های معدنی در کشور به افرادی داده شده بود که توان عملیات معدن کاری را نداشتند، بعضاً در بررسی‌ها می‌دیدیم مثلاً تعداد زیادی از معادن به اسم زنان خانه‌دار است.» این افراد نالایق با انگیزه چپاول و غارت این معادن را از دولت میگیرند. به این جهت تنها فکری که ندارند، نوسازی ابزار و رسیدگی به کارگران است.

در این معادن از ابزار آلات نامناسب فرسوده استفاده می‌شود ، لذا محیط کار ناامن و استثمار شدید کارگران از مشخصه‌های کار در معادن است. این استثمار آنچنان شدید است که گاها از قلم دولتیان نیز به بیرون نشت می‌کند: «کارگران معادن کرمان، یک روز را برای خود و ۲۹ روز را برای بهره‌بردار …» کار می‌کنند (ایلنا – مهر ۱۴۰۰)

مرکز آمار و اطلاعات راه بردی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی ، تعداد کارگران معدن را در شهریور ۱۴۰۰ حدود ۹۹ هزار و ۷۳۴ نفر ذکر کرده است در حالی که در آمار یک ماه پس از آن اطلاعات دیگری میدهد: «بررسی وضعیت مزد و حقوق بگیری شاغلین نیز حاکی از آن است که از تعداد ۱۰۷ هزار و ۷۴ شاغل معادن در حال بهره برداری، ۷۱ هزار و ۵۰۰ نفر مزد و حقوق بگیر، ۳۲۳۳ نفر از شاغلین بدون مزد و حقوق و بیش از ۳۲ هزار و ۳۰۰ نفر شاغل پیمانکاری بوده اند». (ایسنا – مهر ۱۴۰۰) وضعیت معیشتی و اجتماعی این کارگران چنان رقت آور است که دست اندرکاران رژیم نیز مجبور به اقرار آن هستند: « با وجود ارزش‌ افزوده‎ای که این کارگران برای معادن خصوصی و دولتی کشور فراهم می‎کنند، بسیاری از آنان هنوز با چالش‌ دستمزد، بیمه و مسائل حقوقی مانند آن دست‎ بگریبانند و مشکلات معیشتی بسیاری را از سرمی‌گذرانند.» (بهار نیوز – ۳۰ شهریور ۱۴۰۰)

«هر بار که با واگن‌ها کیلومترها به زیر زمین می‌روند، احتمال سالم برگشتن‌شان کم است. نه زندگی دارند نه آینده. این خلاصه حال و روز کارگران معادن زغال سنگ کرمان است. البته نه فقط کرمان؛ این وضعیت زندگی کارگران معدن در تمام ایران است. معدن را سخت‌ترین شغل جهان می‌دانند. … در حال حاضر یک کارگر معدن برای بازنشست شدن باید ٢٠ سال در قسمت استخراج زغال کار کند، در حالی که توانایی کار یک شخص سالم در چنین شرایطی نهایتا ١۵ سال است. … قانون کار می‌گوید در کار مستمری مثل معادن زغال سنگ، کارگر باید قرار داد مستمر و دائم داشته باشد، اما این قانون هم لا به لای کتاب ها مانده است. اینجا همه قرارداد‌ها به صورت سه ماهه شش ماهه و یک ساله با کارگر بسته می‌شود. … هر روز سفره‌شان کوچکتر می‌شود. … و عملا همواره شرمنده اعضای خانواده خود هستند. …» (حمزة سلمانی – سایت عصر ایران – قرائت در فوریه ۱۴۰۲)

تعداد کارگران معدن به علت سیاست‌های نابخردانه و ارتجائی رژیم جمهوری اسلامی دائما در افزایش و کاهش است. کارگران که نیروی اصلی تولید در معادن را تشکیل میدهند بخش عمده زندگی خود را در خارج از خانه و خانواده، در مکان‌های دور افتاده، در بیابانها، در مناطق کوهستانی و نامناسب آب و هوائی میگذرانند. آنان با کمترین مزد، بعضا با مزد کمتر از حد اقل مزد مصوبه قانون کار، به طور وحشیانه‌ای استثمار میشوند.

کارگران برای سطح تولید مورد انتظار کارفرما، به علت ناکارآمد بودن افزار تولید، باید از جان مایه بگذارند. لذا در جوانی به انواع بیماریهای غیرقابل علاج دچار میگردند. سایه شوم حوادث ناگوار در معادن، دوری از محیط زندگی خانوادگی به خصوص برای کارگران متاهل، آسیبهای روانی مختلفی را نیز به ارمغان میآورد. اطلاع رسانی از حوادثی که روزانه در معادن مختلف در گوشه و کنار کشور به وقوع میپیودد و تعدادی از کارگران را به کام مرگ میکشد و یا زخمی میکنند، در فضای رسانه‌ای بسیار محدود است. کارگری از معدن زغال ‌سنگ در استان گلستان میگوید:  «حقوقی که به کارگران معادن زغال سنگ پرداخت می‌شود، پول جانشان است.» (بهار نیوز – شهریور ۱۴۰۰)

آری! این واقعیتی‌ست انکار ناپذیر که مزد کارگر معدن، «پول جانش است»

«یکی از معادن شمال دامغان فروریخت و ۶ کارگر محبوس شدند؛ ۶ کشته در انفجار معدن ذغال سنگ طرزه سمنان در عمق ۷۰۰ متری؛۲ کشته در ریزش معدن نمک گرمسار و …» (سایت عصر ایران – شهریور ۱۴۰۲)

بهارنیوز در شهریور ۱۴۰۰ از ۴ حادثه در ۱۳۹۹ در معادن اصفهان، ۴ حادثه در معادن خراسان جنوبی، و دیگر معادن ایران. … خبر میدهد.  

از دیگر دغدغه‌هائی که ناامیدی و ترس از آینده را در کارگران دامن میزند، بیمه و بازنشستگی است. آنان در صورت بروز بیماریهائی که همواره با آنها دست به گریبان می‌شوند از امکانات بهداشتی و درمانی کمتری از کارگران دیگر که امکانشان به صفر متمایل است برخوردارند. امیدی به یک زندگی بخور و نمیر و سالم در سال‌های کار و بازنشستگی ندارند. حال ضروری‌ست این واقعیت تلخ را از بهار نیوز بخوانیم: «در معادنی که به بخش خصوصی تعلق دارد گاهی برای کارگران ۲ فیش حقوق صادر می‌شود؛ یکی از این فیش‌ها با عدد و رقم متفاوت به بیمه داده می‌شود. با این فرار بیمه‌ای کارفرما، بیمه کمتری برای کارگر رد می‌شود و پس از مدتی کارگر متوجه می‌شود که تعداد سال‌های بیمه‎اش از تعداد سال‌هایی که کار کرده کمتر است. … گاه هر ‌ماه ۱۰ روز بیمه کمتر برای کارگر پرداخت می‌شود تا مجبور نباشند به موقع او را بازنشست کنند.»

شرایط مرگبار کار در معادن، منحصر به ایران نیست. حوادث ناگوار در معادن، بیماریهای ناشی از هوای نامطبوع، استثمار بیشرمانه و … از مشترکات کار معادن در جهان است.

۲- در سطح بین‌المللی:

در شرایط کنونی، بیش از ۲۰ میلیون کارگر در معادن فعال جهان در حال کارند. چنان که اشاره شد، تولیدات این نیروی عظیم بین‌المللی از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است. گردش چرخهای کارخانجات تولید در سطح جهان عمدتاً بستگی به کنش نیروی کار معدنچیان در استخراج مواد معدنی دارد. این گروه از پرولتاریای جهانی اولین مرحله از تولید کنندگان ارزش اضافه در جهت انباشت و تمرکز ثروت برای همه مؤسسات بین المللی سرمایه‌داری‌ست، در حالیکه خود روزانه با مرگ و زندگی دست به گریبانند.

برای مثال در شمال شیلی «… از سال ۱۵۴۵ تاکنون، در مجموع نه میلیون نفر، تنها در کرروریکو، جان خود را در این معادن جهنمی از دست داده‌اند…. نیلدا و سلسو لوپز با کار طاقت‌فرسای دوازده ساعته در هر روز، باید ده متر مکعب از این نمک‌ها را تا محل بارگیری توسط کامیون‌ها حمل کنند. تابش خورشید در این منطقه که دوازده هزار پا ارتفاع دارد، چشمان افراد را تا حد کوری کامل می‌سوزاند. لیندا و سلسو باید در این وضعیت با یک دوچرخه و ضمن در دست گرفتن بیل‌ها و ظروف حمل نمک، با پوشیدن ماسک‌های ورزش اسکی و یا روسری، چشمان خود را از خطرات ناشی از بازتاب نور کوه‌های آند و ورود ذرات ریز شن و نمک محافظت کنند. در یک روز خوب، آنها می‌توانند هفت دلار به دست آورند. سلسو به ما می‌گوید که کار کردن در این شرایط، سخت و طاقت ‌فرساست و در عین حال، درآمد اندکی دارد. … (مجله ویستا – ۲۷ فوریه ۲۰۲۴) در عین حال در این کشور کار کودکان در معادن به طور وسیعی رواج دارد.

کار در معدن نه تنها سخت، دردناک و بیماری‌زا است، بلکه این رشته از کار با خطرات ناشی از ریزش معدن و انفجار آن نیز همراه بوده و جان هزاران کارگر را گرفته است.برای مثال: «انفجار معدن زغال سنگ در ترکیه و مرگ بیش از ۴۱ کارگر، این کشور را در عزا و ماتم فرو برد.» … « بر اساس گزارش ۲۰۱۹-۲۰۲۱ سازمان بین‌المللی کار، در مورد تعداد کارگرانی که در حوادث معدن جان خود را از دست داده‌اند، ترکیه با ۱۸۹ کشته در صدر جدول قرار دارد. بزرگترین فاجعه جهانی معدن در سال ۲۰۱۴ در ترکیه روی داد که در جریان آن ۳۰۱ تن جان خود را از دست دادند.» (تسنیم – ۲۵ مهر ۱۴۰۱)

معدنچیان، به ‌ویژه از سه دهه اخیر در مقابل سود‌جوئی‌ سرمایه‌داران، دور نوینی از مبارزات صنفی – سیاسی خود را آغاز کرده‌اند. ارتقاء سطح آگاهی طبقاتی آنان در اعتراضات، اعتصابات و هماهنگی‌های مبارزاتی بین‌المللی، نمودار گشته است. با همه فشارها، سرکوبها و کشتار علنی و مخفی، در لابه‌لای تونل‌های تنگ و تاریک مرگبار، نور امید سازمان‌یابی ملی و بین‌المللی می‌درخشد. آنان گامهای فوق‌العاده موثری در سیاسی شدن مبارزه‌اشان برداشته‌اند.:

مبارزات کارگران معدن سنگ آهن چادرملو، از مهمترین معادن ایران، در سال ۱۳۹۲ با دهها هزار کارگر؛

اعتصابات کارگران معدن بافق در اردیبهشت ۱۳۹۳ که ماهها به طول انجامید؛

اعتراضات کارگران مس سرچشمه در سال ۱۳۹۳ و اجتماع ۲۵۰ نفری آنان در تهران در مقابل نهاد ریاست جمهوری و وزارت صمت؛ نمونه‌هائی از صدها اعتراضاتی هستند که در سالهای اخیر به وقوع پیوسته‌اند.

« در ۲۸ نوامبر ۲۰۲۳، جمع زیادی از کارگران معادن مس پرو در اعتراض به وضعیت شغلی و حقوق خود در منطقه معدن‌خیز لاس بامباس این کشور علیه شرکت «MMG» اعتصابی سه روزه اعلام کردند.» (آهن نیوز)

«هشت سال پیش، در ماه اوتِ سالِ ۲۰۱۲ کارگرانِ معدنِ شرکتِ بریتانیاییِ لان مین در آفریقای جنوبی، به دلیلِ شرایطِ دشوارِ زندگی با دستمزدهای خیلی پایین، کمبود برق و خاموشی‌های مداوم، کمبودِ آب آشامیدنی، عدمِ دسترسی به بهداشتِ عمومی و همچنین زندگی درحلبی آبادها، برای زندگی در رفاه، دست به اعتصاب زدند. … رؤسا و کارفرماهایِ معدن، در طی ۱۴ روز اعتصابِ کارگران، نه تنها به آنها بی اعتنایی نشان دادند، بلکه تلاش کردند که با کمک پلیس و نیروهای امنیتی، اعتصاب را درهم شکسته و مانع از گسترشِ اعتراضات، به معادنِ دیگر شوند.

در نهایت پلیس در روزِ ۱۶ اوت، گرد‌هم‌آیی کارگران در محوطه ی معدن را به رگبارِ گلوله بست. نتیجه ی این جنایت ۳۴ کشته و بیش از ۷۰ زخمی بود. پس از قتل عامِ معدنچیان، پلیس، کارفرما، رسانه‌های جریان غالب و کُل طبقه‌ی حاکم، تلاش کردند که ماجرا را وارونه جلوه دهند.» (FlüchtlingsCafe Göttingen)

بی سبب نیست که معدن‌چیان جهان از دهها سال قبل همکاریها و هماهنگی‌های انترناسیونالیستی خود را آغاز کرده‌اند. آخرین تجمع بین‌المللی آنان (کنفرانس سوم جهانی کارگران معادن) در اوت ۲۰۲۳ در آلمان با شرکت نمایندگان معدنچیان حدود ۱۸ کشور و صدها کارگر زن و مرد معدن و شرکت کنندگان دیگر، با موفقیت بی نظیری برگزار شد.

بنا‌بر آنچه گفته شد، دفاع  و حمایت از کارگران معادن از وظایف قطعی کمونیستها شمرده می‌شود. در نشریه کمون شماره ۱۵ در سایت نظم کمونیستی میخوانیم: «جنبش کمونیستی موظف است توجه خاصی به این بخش از طبقه کارگر داشته باشد. باید جنایاتی که به‌طور سیستماتیک، پنهان و آشکار علیه کار و زندگی این کارگران اعمال می‌شود در وسیع‌ترین ابعاد افشا شود. این وظیفه ما کمونیست‌هاست. شرایط کار این کارگران طوری‌ست که آنها را بسیار سازمان‌پذیر پرورش می‌دهد. این توان بالا را دریابیم.»

در تدارک انقلاب جهانی سوسیالیستی، معدنچیان بخشی از پرولتاریای صنعتی را تشکیل می‌دهند. لذا برای رهائی پرولتاریا از استثمار توسط انحصارات و دولتهای امپریالیستی، سهم فوق‌العاده خطیری به عهده دارند. بخشی از آنان نیاز به همکاری و هماهنگی بین‌المللی در مبارزات خود را درک کرده‌اند. و به این نتیجه رسیده‌‌اند که تنها در این صورت میتوانند در مقابل فشار و سرکوب این چپاولگران برتری یابند. وحدت و یگانگی در مبارزات آنان، میتواند در فروکش جنگهای امپریالیستی تأثیر مثبتی برجای بگذارد.

نظم کمونیستی

15.3.2024




جواب به: فلسطین و فاحشه‌های سیاسی چپ‌گرا
نوشته: سوزانا خلیل برگردان: آمادور نویدی

فرح نوتاش          جبهۀ جهانی ضد امپریالیست         قدرت زنان     16.02.2024

 بخشی از تنوع سیاسی مردم بومی فلسطین متعلق به جنبش اسلامی حماس-  یک حزب سیاسی است- که علیه  استعمارگران اشغال‌گر  مبارزه مسلحانه می‌کند. 

***

جواب: 

اخوان المسلمین در سال 1928 در قاهره توسط انگلیس تاسیس شده است و حماس شاخه فلسطینی آن است. تروریسم جزو جدایی ناپذیر از ذات تمام امپریالیست ها و نیابتی هایشان در تمام جهان بوده و هست و خواهد بود. حماس ظاهرا با اسرائیل در نبرد است. ولی در باطن فاصله چندانی هم با اسرائیل ندارد. و الا توسط اسرائیل برای انهدام دیگر احزاب بومی فلسطین حمایت و راه اندازی نمی شد. و مبارزه مسلحانه آن با استعمار گران همواره زیر سئوال بوده است. نوع ایرانی آن رژیم ملایان در ایران است که مردم ایران را جان به لب کرده است. 

***

این‌ که اینک (در مواجهه با نابودی مردم بومی سامی فلسطین) گفته شود که حماس یک «گروه تروریستی» است، این اظهارنظر اگر از روی نادانی نباشد، اما ساد‌ه‌لوحانه است، و اگر یک چپ‌گرا چنین تفکری داشته باشد، طرز تفکری‌ست خام و عوام‌فریبانه و موضعی‌ست جنایت‌کارانه، که  بنفع فاشیسم امپریالیستی و استعماری است. 

***

جواب: 

احساسات تند در  دفاع از فلسطین بسیار زیباست ولی وقتی با عدم شناخت با عملکرد امپریالیست ها و نیابتی هایشان تلفیق می شود، مبین کودکی سیاسی است. 

تروریسم چیست؟ کشتارهای خود سر بدون دادگاه دولت ها و یا گروه های سیاسی را تروریسم می گویند. و امپریالیست ها بزرگترین تروریست ها هستند. صحبت از تنها حماس نیست، تمام امپر یالیست ها و نیابتی هایشان تروریست هستند. وقتی امپریالیست ها به حماس می گویند تروریست، چیزی را عوض نمی کند خودشان نیز تروریست هستند. اولین ترور شاخۀ ایرانی اخوان المسلمین در ایران ، ترور نویسنده برجسته ایران احمد کسروی بوده است. 

***

این‌که اینک گفته شود که حماس یک «گروه تروریستی» است و گفته شود که عملیات نظامی آن‌ها موجه نیست، و کاری‌که کرده تأسف‌بارست، و این‌که نباید از خشونت استفاده کند، و این‌که خشونت راه‌گشا نیست و… همه این موارد نه‌تنها واقعیت دردناک مردم بومی فلسطین و روند بقای آن‌ها را درنظر نمی‌گیرد، بل‌که هم‌چنین تهدید فاشیستی امپریالیستی را نادیده می‌گیرد که در تاریخ معاصر جهان جریان داشته و هنوز هم دارد. 

***

جواب: 

درست است.امپریالیست ها کشتار یکطرفه راحق مسلم خود می دانند و اگر مقابله به مثل شود آن را در بوق بین المللی خود محکوم به ترور می کنند.

ولی این که حرکت 7 اکتبر حماس درست بوده یا خیر، گواه برنده سود از حرکت 7 اکتبر است. 

آیا حماس سود برده ؟ 

حماس سبب قتل عام ملت فلسطین شده است. در جایی که رهبران حماس همه خارج از فلسطین زندگی می کرده اند. و از طرفی دیگر اسرائیل بهانه موجه برای صاف کردن کل غزه، چون صبرا و شتیلا بدست آورده است! و برای تصاحب معدن بزرگ غزه، دیگر دست بردار نیست.  

***

در مجموع، میزان قابل‌ملاحظه‌ای از عوام‌فریبی روشن‌فکری وجود دارد، که حتی چپ‌گراها هم از این پدیده معاف نیستند. شاید محکوم کردن حماس برای برخی‌ها مو‌ضع راحتی باشد، اما بنظر می‌رسد احتمالا وجود ترسی جزیی مانع از صداقت کامل در این موضوع می‌شود. ما نباید به دیگران تحمیل یا دیکته کنیم که چگونه مبارزه کنند، بل‌که باید به شیوه مبارزه آن‌ها محترمانه‌تر برخورد کنیم.

***

جواب: 

به هیچ وجه. 

ما موظف نیستیم به هر کار غیر اصولی احترام بگذاریم . وانگهی حماس سازمانی خود کفا نبوده و از نظر اقتصادی وابسته مالی به کشورهای دیگربوده است. مللی چون ملت ایران که خود گرسنه اند خرج حماس و فلسطین را داده اند. و دقیقا همین نکته حماس را در مقابل تمام جهان جانبدار مبارزات فلسطین، مسئول و جوابگو می کند. به همین دلیل، حماس به هیچ وجه حق ایجاد فضای کشتار جمعی فلسطینیان را نداشته است. و مردم جهان هالو نیستند که برای هر کار غلطی کف زده و هورا بکشند. بیدار شوید حماس مالک ملت فلسطین نبوده که به میل خود آنان را به سلاخ خانه اسرائیل ببرد. این قتل عام نه تنها قابل دفاع نیست بلکه مورد دادگاه خلقی جهانی و جزای شدید است. 

***

 آرمان فلسطین روبه‌مرگ بود، 

***

جواب: 

چرا را رو به مرگ بود؟ فراموش نمی کنیم. چون با ارتقاء حماس توسط اسرائیل مبارزان رسمی و بومی توسط حماس سرکوب داخلی شدند!  

***

زیرا ما شاهد حمل تابوتش در اسلو بودیم، جایی‌که به توافق‌های صلح اهانت شد… تا هنجارسازی شود، جایی‌که برخی از دیکتاتورهای نفتی عرب، علنا بنفع استعمار اسرائیلی هستند، و به خلق برادر فلسطینی پُشت کرده‌اند. 

***

جواب: 

آن دیکتاتورها برای حفظ تاج و تخت خود مجبور به اطاعت از امپریالیست ها بوده هستند. چون نوکران امپریالیست ها هستند. 

***

بعلاه، مردم سامی بومی فلسطینی از خیانت تحقیرآمیز تشکیلات خودگردان فلسطین رنج می‌برد، زیرا حتی فعالیت های صلح آمیز هم ممنوع شده است. 

***

جواب: 

تحقیر و تبعیض کار دولت نژاد پرست صهیونیست اسرائیل و حامیان آن است. از این روست که طرح دو دولت توسط حامیان فلسطین در جهان حمایت می شود. ولی همین حماس نیز در تضعیف الفتح و جنبش خلق برای آزادی فلسطین سهیم بوده است!

***

این دقیقا همان بخش از آرمان فلسطین است که باید بعنوان واکنشی انقلابی عمل کند، و نه آسودگی فکری از وضعیت موجود.

وضعیت موجود گیوتین است، مرگی غم‌گین و توهین‌آمیز. اگر مردم  بومی سامی فلسطین تسلیم شوند، آن‌ها محکوم به‌فنا هستند، و اگر جنگ کنند، ممکن‌ست که بکلی منقرض شوند. اما به‌ترست که در مبارزه نابود گشت، تا این‌که تسلیم سخن‌رانی‌های مکاران شد.

***

جواب: 

آیا آن 30 هزار نفر کشته شده و آن 100 هزار نفر زخمی و آن 2 میلیون لطمه دیده از نظر سلامتی مادام العمر بعد از 7 اکتبر، نیز این چنین می اندیشند؟  چرا ما دوست داریم نظر خود را به عنوان نظر دیگران معرفی کنیم؟ آیا آن نوزده هزار کودک یتیم فلسطینی نیز خواهان چنین وضعیت اسف بار بودند؟ آیا این قتل عام دو میلیون نفر با گرسنگی و بمباران، نظر تحمیلی بر این مردم بی پناه نبود؟ 

***

 از آن‌جایی‌که مردم بومی سامی فلسطی با نیرومندترین جنبش فاشیستی دوران ما- صهیونیسم- مبارزه می‌کنند، نه‌تنهاخون‌شان‌را برای رهایی خلق خود فدا می‌کنند، بل‌که از تمام بشریت حفاظت می‌کنند.

***

جواب: 

این مردم انتخاب نکرده اند، مجبور به قربانی شدن هستند. اگر آنان نیز می توانستند به کانادا می رفتند! 

شما چرا از کانادا مردم فلسطین را به قرباگاه هدایت می کنید؟ ! خود نیز قدم رنجه فرموده به قتلگاه بروید! 

***

به‌همین دلیل‌ست‌که آرمان فلسطین بسیار پیچیده است، و به‌همین دلیل‌ست‌که برای استراتژی، فقط نامردی و بُزدلی زیاد و تحمیل مبارزه  شبه‌صلح‌آمیز نهان وجود دارد. 

***

جواب: 

شما راهی فلسطین شوید و در میدان مبارزه کنید! جایی که مردم با گرسنگی 5 ماهه حتا نای برداشتن یک سنگ را ندارند. مردم جهان خود برای رهایی خویش باید علیه امپریالیسم بجنگند. وظیفه فداکاری بر دوش هیچ ملتی گذارده نشده است.   

***

به‌ما گفته اند که وضعیت دشواری‌ست، برای این‌که این موضوعی پیچیده، هزارساله، و مذهبی است و … نخیر، همه این‌ها این یک دروغ دل‌سرد کننده است.

***

جواب: 

نه هزار ساله است و نه مذهبی. جدید و فقط استعماری است. 

***

بله، دشوارست، برای این‌که مردم بومی فلسطین با مقتدرترین فاشیسم دوران تاریخی ما- صهیونیسم – نبرد می‌کند. این نبردی‌ست که مستقیما قدرت امپریالیستی را به چالش کشیده است.

آن‌چیزی‌که درباره  آرمان فلسطین دشوارست، نامردی و بُزدلی شیک و مدرن ماست: ظاهری تصنعی، و صیقلی که ناشی از بی‌زاری و ترس در پردازش به مسائل مرتبط به آرمان فلسطین است.

 گستره (سیاسی) چپ‌گراها بدنبال ریشه‌یابی آرمان فلسطین نیست، اگرچه در کُل هم، بسیاری از فلسطینی‌ها و عرب‌ها مانند چپ‌گراها هستند. چپ‌گراها دنباله‌رو طرح استعماری غربی هستند؛ چپ‌گراها درباره پیش‌نهاد فریب‌کارانه طرح دو دولت صحبت می‌کند ( دو دولت طرحی استعماری‌ است. چپ‌گراها این طرح را یک رژیم استعماری نمی‌دانند، و در حالی‌‌که آ‌ن‌را محکوم کرده و دشنام می‌دهند، هم‌زمان هم، مدعی‌ند که که «اسرائیل» حق موجودیت دارد(هیچ استعماری حق موجودیت ندارد). چپ‌گراها بخشی از محفلی‌ند که بطور ارگانیک  بر فاشیسم صهیونیستی اروپامحور تأثیری ندارد و نمی‌گذارد.

***

جواب: 

از طرفداران اسرائیل تا مدافعین واقعی فلسطین در میان چپگراها موجوداست. 

این قلم ، مدافع حکومت واحد فلسطینی و تخلیه کل جهودان منتقل شده به فلسطین است. آیا این واقعا میسر است؟! 

طرح دو دولت وقتی استعماری بود که کل فلسطین در دست فلسطینیان بود. و اسرائیل بخش کوچکی را در اختیار داشت. ولی اکنون که کل فلسطین در دست اسرائیل است نه تنها استعماری نیست بلکه بسیار جانبدارانه فلسطنیان است. دو دولت مسلح، یا دو دولت غیر مسلح! 

 کرانه باختری دارای دولت نیست. چون محمود عباس نیروی مسلح برای دفاع از فلسطنیان ندارد. 

 اکنون هیچ کشوری حاضر به قبول 2 میلیون فلسطینی نیست. آیا بهتر نیست در فلسطین دولتی مسلح از خود فلسطنیان تشکیل شود؟ دولتی که با نظارت سازمان ملل در انتخابات تعین شود.

***

نیروهای اشغالگر اسرائیلی معاون حماس، صالح العرویی را ترور کردند. 

***

جواب: 

چرا قبل از 7 اکتبر ترور نمی کردند؟! 

مبارزه مسلحانه

چنان‌چه این امر حقیقت داشته باشد که مبارزه مسلحانه ایده‌آل نیست، پس، کاربُرد آن جهت نابودی فلسطینی‌ها توسط استعمار اروپامحور اسرائیل هم غیراخلاقی‌ست. 

***

جواب: 

کشتار یک جانبه برای اسرائیل آزاد و دفاع متقابل ممنوع است. و این مسئله  کاملا ضد انسانی است. 

***

حماس بخشی از تنوع سیاسی مردم بومی فلسطین است.

***

جواب: 

حماس شاخه اخوان المسلمین است. و بومی نیست. حماس چون تمام شاخه های اخوان المسلین ها وابسته به امپریالیسم است. 

الفتح و جنبش آزادی بخش فلسطین نیز معتقد به مبارزه مسلحانه هستند و بودند. 

***

حماس یک حزب سیاسی فلسطینی با موضع مبارزه مسلحانه علیه استعمارست. 

***

جواب: 

حماس نیابتی های استعمار،با ماسک مذهب و با استعمار جهانی است. 

***

در مرام‌نامه حماس کاربُرد هرگونه عملیات مسلحانه در خارج از فلسطین کاملا ممنوع است.این گروه مذهبی- سیاسی براین باورست که کاربُرد حملات در خارج از سرزمین ملی که خواهان آزادی آن از یوغ استعمارند، گناه، و «اقدامی تروریستی» است؛ این موضع حماس برخلاف گروه‌های سیاسی سکولار فلسطینی است که در خارج از فلسطین مانند اروپا، مرتکب چنین اقدام تروریستی شده‌اند. 

***

جواب: 

این مطلب هیچگونه حق و برتری برای حماس ایجاد نمی کند. 

***

از طرفی دیگر، جوّ سرکوب‌گرانه‌ای وجود دارد که هدفش تضعیف و محدود نمودن مبارزه مسلحانه است.

***

جواب: 

امپریالیست ها همه جهان را رام و مطیع می خواهند! ولی هر جا که به نفعشان باشد ، نیابتی های خود را مسلح می کنند. و یا با القابی چون تروریست سناریوی خلع سلاح کردن آنان را پیاده می کنند. امپریالیسم نیازمند تشنج دائم است. بدون تشنج نمی تواند دوام آورد. و فلسطین در التهاب دائم، دلخواه است. 

***

این امر در میان دیگر مصائب، ناشی از سخت‌گیرهای نیروهای مسلط فاشیستی، از طریق ابزارسازی دروغین ارزش‌های انسانی صورت می‌گیرد، جهت نمونه: نه به خشونت، نه به جنگ،  و جنگ مشکل‌گشا نیست. یا چیزی شبیه: شما نمی‌توانید یک دمکرات یا یک فیمنیست باشید و از مبارزه مسلحانه هم حمایت کنید. در نبرد ایده‌ها، در قدرت گفت‌وگو، و در دیالکتیک بحث، مبارزه باید صلح‌آمیز باشد. این‌گونه است که مبارزه مسلحانه  نفی می‌شود، حتی اگر چنین روی‌گردانی منجر به نابودی مردم بومی فلسطین شود! 

***

جواب: 

مبارزه مسلحانه همواره از طرف اسرائیل مقبول است. ولی از طرف فلسطین است که باید صلح آمیز باشد؟! 

***

فروپاشی نابهنگام استعماری «اسرائیل» به‌معنای عدم‌کنترل کشورهای واقع شده در  سراسر سواحل شرقی دریای مدیترانه – شام(Levant)، توسط امپریالیسم آمریکا، کاهش شدید ددمنشی امپریالیستی، و پیروزی حق حاکمیت مردم منطقه خواهد بود. این امر به تحکیم‌  بیش‌تر جهان چندقطبی‌ کمک خواهد کرد؛ جهانی‌که راه را برای ایجاد یک نظم بین‌المللی دمکراتیک‌تر و منصفانه‌تر باز می‌کند.

 بدون هیچ هراسی اعلام می‌کنم، آری، من به آزادی مردم بومی، عرب‌های سامی، فلسطینی‌ها، شامی‌ها،  و کنعانی‌های سوریه بزرگ باور دارم. آری، من به پایان استعمار اروپامحور اسرائیل ایمان دارم.بسیار عالی است . پس بهتر است از منطق قوی بجای توهین به دیگران کمک بگیرید. جمعیتی که الان نام قوم اسرائیلی را باخود حمل می‌کند، نام قوم بومی فلسطین را حمل خواهد کردد. من مخالف اخراج فلسطینی‌ها از سرزمین‌شان هستم، زیرا این امر یک حمله اخلاقی به آرمان مام فلسطینی است. 

***

جواب: 

عالی است. نه برای این که حمله به آرمان مام فلسطین است. بلکه صرفا به خاطر این که اصولا فلسطین کشور فلسطینان بوده و هست و زندگی در آن حق مسلم آنان است. 

***

نقش تاریخی و شریف خلق بومی فلسطین در مواجهه با بربریت استعماری، جنگیدن با آن‌هاست.

چنان‌چه عناصری حیاتی مانند مباره ضدامپریالیستی، مبارزه ضدفاشیستی، و مبارزه ضداستعماری در وجدان و درک چپ‌گراها مُستولی نباشد، باور نمی‌کنم که این چپ‌گراها متعهد به عدالت انسانی باشند.

***

جواب: 

 درست است.درست است اگر چپی متعهد به مبارزه علیه امپریالیست ها و هر دسته از راست گرایان نباشد او چپ نیست و راست است و معتقد به عدالت اجتماعی نیست.

***

این‌که آنجلینا جولی- بازیگر فرصت‌طلب آمریکایی، حملات حماس را محکوم میکند، قابل درک‌ست. اما ‌، وقتی‌که اشخاصی از چپ‌گرایان دیدگاه‌ مشابهی را ابراز می‌کنند، باعث نگرانی‌ست. این امر فقط بمعنای عوا‌م‌فریبیَ، جهالت، و بی‌‌خیالی نیست، بل‌که آن‌ها را در جای‌گاه حامیان نادان امپریالیست در حال زوال و ضدبشری قرار می‌دهد.

***

جواب: 

شما سخت در اشتباه هستید. 

ابراز یک نتیجه ممکن است با دلایل مختلف صورت بگیرد، در مورد مسئله 7 اکتبر برخی از کشتار هزار و چهارصد جهود و گرفتن گروگان ها به این نتیجه رسیده اند، 

 ولی برخی از کشتار سی هزار فلسطینی و….. و انهدام و تصرف غزه به این تنیجه رسیده اند. 

و این تفاوت ها را باید شما در نظر داشته باشید و دفاع کور کورانه به خاطر این که حماس در فلسطین است و بومی است هیچ خطایی را تبرئه نمی کند. 

و کلماتی چون فاحشه های سیاسی و جاسوس اسرائیل وغیره نمادی از ضعف منطق  وکودکی نویسنده  و خالی کردن حقارت بار خودش چیز دیگری نیست. و نه تنها کمکی به مردم مستاصل فلسطین نمی کند بلکه مانعی نیز در کمک جهانی به مردم فلسطین است. 

womens-power.farah-notash.com

http://www.farah-notash.com

Women’s Power




فلسطین و فاحشه‌های سیاسی چپ‌گرا

نوشته: سوزانا خلیل

برگردان: آمادور نویدی

بخشی از تنوع سیاسی مردم بومی فلسطین متعلق به جنبش اسلامی حماس– یک حزب سیاسی است– که علیه استعمارگران اشغال‌گر مبارزه مسلحانه می‌کند.

این‌که اینک (در مواجهه با نابودی مردم بومی سامی فلسطین) گفته شود که حماس یک «گروه تروریستی» است، این اظهارنظر اگر از روی نادانی نباشد، اما ساد‌ه‌لوحانه است، و اگر یک چپ‌گرا چنین تفکری داشته باشد، طرز تفکری‌ست خام و عوام‌فریبانه و موضعی‌ست جنایت‌کارانه، که بنفع فاشیسم امپریالیستی و استعماری است.

این‌که اینک گفته شود که حماس یک «گروه تروریستی» است و گفته شود که عملیات نظامی آن‌ها موجه نیست، و کاری‌که کرده تأسف‌بارست، و این‌که نباید از خشونت استفاده کند، و این‌که خشونت راه‌گشا نیست و… همه این موارد نه‌تنها واقعیت دردناک مردم بومی فلسطین و روند بقای آن‌ها را درنظر نمی‌گیرد، بل‌که هم‌چنین تهدید فاشیستی امپریالیستی را نادیده می‌گیرد که در تاریخ معاصر جهان جریان داشته و هنوز هم دارد.

در مجموع، میزان قابل‌ملاحظه‌ای از عوام‌فریبی روشن‌فکری وجود دارد، که حتی چپ‌گراها هم از این پدیده معاف نیستند. شاید محکوم کردن حماس برای برخی‌ها مو‌ضع راحتی باشد، اما بنظر می‌رسد احتمالا وجود ترسی جزیی مانع از صداقت کامل در این موضوع می‌شود.

ما نباید به دیگران تحمیل یا دیکته کنیم که چگونه مبارزه کنند، بل‌که باید به شیوه مبارزه آن‌ها محترمانه‌تر برخورد کنیم.

آرمان فلسطین روبه‌مرگ بود، زیرا ما شاهد حمل تابوتش در اسلو بودیم، جایی‌که به توافق‌های صلح اهانت شد… تا هنجارسازی شود، جایی‌که برخی از دیکتاتورهای نفتی عرب، علنا بنفع استعمار اسرائیلی هستند، و به خلق برادر فلسطینی پُشت کرده‌اند. بعلاه، مردم سامی بومی فلسطینی از خیانت تحقیرآمیز تشکیلات خودگردان فلسطین رنج می‌برد، زیرا حتی فعالیت های صلح آمیز هم ممنوع شده است.

این دقیقا همان بخش از آرمان فلسطین است که باید بعنوان واکنشی انقلابی عمل کند، و نه آسودگی فکری از وضعیت موجود.

وضعیت موجود گیوتین است، مرگی غم‌گین و توهین‌آمیز. اگر مردم بومی سامی فلسطین تسلیم شوند، آن‌ها محکوم به‌فنا هستند، و اگر جنگ کنند، ممکن‌ست که بکلی منقرض شوند. اما باید قبول نمود که به‌ترست در مبارزه نابود گشت، تا این‌که تسلیم سخن‌رانی‌های مکاران شد.

از آن‌جایی‌که مردم بومی سامی فلسطی با نیرومندترین جنبش فاشیستی دوران ما– صهیونیسم– مبارزه می‌کنند، نه‌تنهاخون‌شان‌را برای رهایی خلق خود فدا می‌کنند، بل‌که از تمام بشریت حفاظت می‌کنند. به‌همین دلیل‌ست‌که آرمان فلسطین بسیار پیچیده است، و به‌همین دلیل‌ست‌که برای استراتژی، فقط نامردی و بُزدلی زیاد و تحمیل مبارزه شبه‌صلح‌آمیز نهان وجود دارد.

به‌ما گفته اند که وضعیت دشواری‌ست، برای این‌که این موضوعی پیچیده، هزارساله، و مذهبی است و … نخیر، همه این‌ها این یک دروغ دل‌سرد کننده است. بله، دشوارست، برای این‌که مردم بومی فلسطین با مقتدرترین فاشیسم دوران تاریخی ما– صهیونیسم – نبرد می‌کند. این نبردی‌ست که مستقیما قدرت امپریالیستی را به چالش کشیده است.

آن‌چیزی‌که درباره آرمان فلسطین دشوارست، نامردی و بُزدلی شیک و مدرن ماست: ظاهری تصنعی، و صیقلی که ناشی از بی‌زاری و ترس در پردازش به مسائل مرتبط به آرمان فلسطین است.

گستره (سیاسی) چپ‌گراها بدنبال ریشه‌یابی آرمان فلسطین نیست، اگرچه در کُل هم، بسیاری از فلسطینی‌ها و عرب‌ها مانند چپ‌گراها هستند. چپ‌گراها دنباله‌رو طرح استعماری غربی هستند؛ چپ‌گراها درباره پیش‌نهاد فریب‌کارانه طرح دو دولت صحبت می‌کند ( دو دولت طرحی استعماری‌ است). چپ‌گراها این طرح را یک رژیم استعماری نمی‌دانند، و در حالی‌‌که آ‌ن‌را محکوم کرده و دشنام می‌دهند، هم‌زمان هم، مدعی‌ند که که «اسرائیل» حق موجودیت دارد(هیچ استعماری حق موجودیت ندارد). چپ‌گراها بخشی از محفلی‌ند که بطور ارگانیک بر فاشیسم صهیونیستی اروپامحور تأثیری ندارد و نمی‌گذارد.

نیروهای اشغالگر اسرائیلی معاون حماس، صالح العرویی را ترور کردند

مبارزه مسلحانه

چنان‌چه این امر حقیقت داشته باشد که مبارزه مسلحانه ایده‌آل نیست، پس، کاربُرد آن جهت نابودی فلسطینی‌ها توسط استعمار اروپامحور اسرائیل هم غیراخلاقی‌ست.

حماس بخشی از تنوع سیاسی مردم بومی فلسطین است. حماس یک حزب سیاسی فلسطینی با موضع مبارزه مسلحانه علیه استعمارست.

در مرام‌نامه حماس کاربُرد هرگونه عملیات مسلحانه در خارج از فلسطین کاملا ممنوع است. این گروه مذهبی– سیاسی براین باورست که کاربُرد حملات در خارج از سرزمین ملی که خواهان آزادی آن از یوغ استعمارند، گناه، و «اقدامی تروریستی» است؛ این موضع حماس برخلاف گروه‌های سیاسی سکولار فلسطینی است که در خارج از فلسطین مانند اروپا، مرتکب چنین اقدام تروریستی شده‌اند.

از طرفی دیگر، جوّ سرکوب‌گرانه‌ای وجود دارد که هدفش تضعیف و محدود نمودن مبارزه مسلحانه است. این امر در میان دیگر مصائب، ناشی از سخت‌گیرهای نیروهای مسلط فاشیستی، از طریق ابزارسازی دروغین ارزش‌های انسانی صورت می‌گیرد، جهت نمونه: نه به خشونت، نه به جنگ، و جنگ مشکل‌گشا نیست. یا چیزی شبیه: شما نمی‌توانید یک دمکرات یا یک فیمنیست باشید و از مبارزه مسلحانه هم حمایت کنید. در نبرد ایده‌ها، در قدرت گفت‌وگو، و در دیالکتیک بحث، مبارزه باید صلح‌آمیز باشد. این‌گونه است که مبارزه مسلحانه نفی می‌شود، حتی اگر چنین روی‌گردانی منجر به نابودی مردم بومی فلسطین شود!

فروپاشی نابهنگام استعماری «اسرائیل» به‌معنای عدم‌کنترل کشورهای واقع شده در سراسر سواحل شرقی دریای مدیترانه – شام(Levant)، توسط امپریالیسم آمریکا، کاهش شدید ددمنشی امپریالیستی، و پیروزی حق حاکمیت مردم منطقه خواهد بود. این امر به تحکیم‌ بیش‌تر جهان چندقطبی‌ کمک خواهد کرد؛ جهانی‌که راه را برای ایجاد یک نظم بین‌المللی دمکراتیک‌تر و منصفانه‌تر باز می‌کند.

بدون هیچ هراسی اعلام می‌کنم، آری، من به آزادی مردم بومی، عرب‌های سامی، فلسطینی‌ها، شامی‌ها، و کنعانی‌های سوریه بزرگ باور دارم. آری، من به پایان استعمار اروپامحور اسرائیل ایمان دارم. جمعیتی که الان نام قوم اسرائیلی را باخود حمل می‌کند، نام قوم بومی فلسطین را حمل خواهد کردد. من مخالف اخراج فلسطینی‌ها از سرزمین‌شان هستم، زیرا این امر یک حمله اخلاقی به آرمان مام فلسطینی است.

نقش تاریخی و شریف خلق بومی فلسطین در مواجهه با بربریت استعماری، جنگیدن با آن‌هاست.

چنان‌چه عناصری حیاتی مانند مباره ضدامپریالیستی، مبارزه ضدفاشیستی، و مبارزه ضداستعماری در وجدان و درک چپ‌گراها مُستولی نباشد، باور نمی‌کنم که این چپ‌گراها متعهد به عدالت انسانی باشند.

این‌که آنجلینا جولی– بازیگر فرصت‌طلب آمریکایی، حملات حماس را محکوم میکند، قابل درک‌ست. اما ‌، وقتی‌که اشخاصی از چپ‌گرایان دیدگاه‌ مشابهی را ابراز می‌کنند، باعث نگرانی‌ست. این امر فقط بمعنای عوا‌م‌فریبیَ، جهالت، و بی‌‌خیالی نیست، بل‌که آن‌ها را در جای‌گاه حامیان نادان امپریالیست در حال زوال و ضدبشری قرار می‌دهد.

*تصویر برگزیده:

حامیان فلسطینی گروه اسلام‌گرای حماس برای جشن آتش‌بس با اسرائیل در الخلیل در کرانه باختری در ۲۱ ماه مه (سال ۲۰۲۱) گردهم می‌آیند. (حازم بادر/ خبرگزاری فرانسه/ گتی ایماژ)

***

(سایت المیادین– انگلیسی)

سوزانا خلیل، بنیان‌گذار انجمن کنعان

درباره نویسنده:

سوزانا خلیل مدرک لیسانس علوم سیاسی را از دانش‌گاه کبک کانادا دریافت کرده است. او یک فعال برای حقوق فلسطین و یک محقق مستقل است که بر تاریخ باستانی فلسطین و جنبش صهیونیستی به عنوان شکلی از استعمار اروپایی تمرکز دارد.

او بنیان‌گذار انجمن حمایت برای خلق فلسطین، کنعان( CANAAN )، انجمنی حقوق بشری در ونزوئلا است. وی در پنج سال گذشته، کنعان– یک برنامه رادیویی ملی به نام «فلسطین: ۱۱۰۰۰ سال تاریخ» را تولید کرده است که مجری آن بوده است.

این سازمان هم‌چنین در مناسبت‌های مختلف جشنواره بین المللی را برگزار کرده است:

روی‌داد علمی و فرهنگی: فلسطین: ۱۱۰۰۰ سال تاریخ. کنعان فعالیت‌های فرهنگی، آکادمیک، اخلاقی، آموزشی، اجتماعی و سیاسی را نه‌تنها برای فلسطین، بل‌که برای کُل کشورهای عربی، با امید به خنثی‌کردن هر گونه تبعیض و تعصب علیه جوامع عرب انجام می‌دهد.

برگردانده شده از:

Palestine and the Harlot Left Wing

by Susana Khalil, published on Socialist Action, January 3, 2024




“انتخابات” ۱۴۰۲ و انزوای بیشتر رژیم فاشیستی ایران


تحقیق با معیارهای جامعه شناسی علمی و انقلابی نشان میدهد، که در تمام طول حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی ایران، انتخابات واقعی صورت نگرفته است. آنچه صورت گرفته است، کاریکاتوری جعلی و ناشیانه از انتخابات است که آن هم با دو هدف انجام شده است:

۱- کدام قشر یا گروه حاکم، مردم را تا دوره بعدی غارت و سرکوب کند. به بیان دیگر تصفیه حساب این قشر با آن قشر سرمایه‌داری حاکم.

۲- درست کردن سندی جعلی برای مشروعیت رژیم در سطح بین المللی. مردم ایران برای رژیم حاکم هیچ مشروعیتی قائل نیستند.

انتخابات واقعی، چیست؟

طبقات، اقشار و گروه‌های اجتماعی برای شرکت مستقیم در سرنوشت کشور و خودشان، داوطلبانه، بدون فشار و موانع سیاسی – سازمانی، نماینده‌ای را انتخاب میکنند و آگاهانه، داوطلبانه و با تعهد کنترل این نماینده، به او رأی میدهند. این نماینده، نماینده درخواست‌های این و یا آن طبقه و یا قشر و گروه اجتماعی‌ست. لذا اگر این نماینده به تعهدات خود در قبال انتخاب کنندگانش عمل نکند، انتخاب کنندگان میتوانند او را در هر زمانی عزل کنند و نماینده جدیدی را در مجلس نمایندگان بگمارند.

با این معیار در هیچ کشور سرمایه‌داری انتخابات واقعی و مردمی صورت نمیگیرد. در کشورهای سرمایه‌داری که هنوز فاشیستی نشده‌اند، احزاب رسمی که هر کدام نماینده یک قشر خاصی از بورژوازی آن کشور هستند، کاندید معرفی میکنند و مردم فقط میتوانند از بین این کاندیدها “نماینده خود” را انتخاب کنند. این “نمایندگان مردم” تا زمانی که هنوز پروسه رأی گیری پایان نیافته است، از دادن هزاران قول و وعده توخالی به رأی دهندگان خود دریغ ندارند ولی پس از رأی گیری کاملا از رأی دهندگان خود جدا و مستقل میشوند و هر سیاستی را حتی بر ضد آنها اعمال میکنند (این یک امر عادی در جامعه سرمایه داری‌ست)

در کشورهای فاشیستی مثل ایران انتخابات یک مضحکه تمام عیار و افشا شده است. نمایندگان از ده‌ها فیلتر حکومتی باید بگذرند و سر سپرده‌ترین آنها به مرکز قدرت و با اشاره رهبری این حکومت به عنوان کاندای انتخابات مورد تأیید قرار گیرند. آنگاه رأی گیری شروع میشود، رأی گیری که از قبل صندوق‌های رأی به نفع این “نمایندگان مردم” پر شده است.

لذا انتخابات در تمام جوامع سرمایه‌داری برای جا به جائی غارتگران و سرکوبگران مردم بر مبنای نیروئی که در دولت دارند، برگزار میشود. انتخابات واقعی فقط در ساختار سوسیالیستی ممکن میگردد. ما این تجارب را در جامعه سوسیالیستی شوروی و چین سوسیالیستی سابق میتوانیم پی‌گیری کنیم.

مارکس می‌گوید: «… حق انتخاب همگانی به جای آنکه وسیله‌ای باشد که به کمک آن هر سه یا شش سال یک بار معلوم کنند که کدامین عضو طبقه فرمانروا باید در پارلمان نماینده و سرکوبگر مردم باشد، می‌بایست وسیله‌ای باشد تا مردم متشکل در کمون‌ها به کمک آن کارگر و ناظر و حسابدار برای بنگاه‌های خود تهیه کنند، همان گونه که حق انتخاب فردی همین هدف را برای هر کارفرمای دیگری تأمین می‌کند.» (لنین دولت و انقلاب – صفحه ۵۵)

در انتخابات مجلس شورای اسلامی و ششمین دوره انتخابات خبرگان رهبری ۱۱ اسفند ۱۴۰۲ ما مجددا با مضحکه‌ انتخاباتی یک رژیم فاشیستی روبرو هستیم.

انتخابات اسفند ماه دارای ویژگی خاصی است. این ویژگی، تغییرات عظیمی است که از شهریور ۱۴۰۱ تا کنون در آگاهی مردم به ویژه طبقه کارگر روی داده است. طبقه کارگر و اکثریت قاطع مردم در تقابل آشتی ناپذیر و آگاهانه با رژیم جمهوری اسلامی قرار گرفته‌اند، بهتر از قبل سازماندهی شده‌اند، بهتر از قبل در اتحاد و همبستگی هستند و بهتر از قبل به ریشه‌ها و علل توطئه‌ها و سرکوب‌های رژیم آگاهند. لذا رژیم جمهوری اسلامی منفورترین و منفردترین رژیم جهان در بین مردم کشور خود است. کشتارهای فله‌ای و اعدام‌های روزانه در ایران خشم نیروهای مترقی در جهان را نیز برانگیخته و با هر انگیزه‌ای از مبارزات مردم این کشور پشتیبانی میکنند، در عین حال مناسبات این رژیم با نیروهای سرمایه‌داری بین‌المللی آنچنان است که همه را علیه خود بسیج میکند.

لذا رژیم ایران چه در سطح ملی و چه در سطح بین‌المللی در انزوای کامل قرار گرفته است.

رژیم جمهوری اسلامی ایران برای شکستن این انزوا احتیاج به سند دارد. تصور سردمداران رژیم این است که با سند جعلی انتخابات در ایران میتواند تا اندازه‌ای از انزوا خارج شود ولی عدم شرکت قاطع مردم در انتخابات آینده، رژیم را چه در درون کشور و چه در سطح جهانی بی آبروتر و منزوی‌تر خواهد کرد.

در یک پرسش اجمالی غیر رسمی از افراد متعلق به اقشار مختلف، همه بدون استثتا گفتند که در انتخابات شرکت نخواهند کرد.

اهداف رژیم در انتخابات آینده (که در فوق بدان اشاره شد) باعث گردیده که از حالا تضادهای درون حاکمیت تشدید شود.

جناح حاکم برای ماندگاری خود، کاندید‌های اپوزیسیون دولتی را از طریق شورای نگهبان، فیلتر میکند. این عمل تضاد حاکمیت را به اوج خود میرساند. کاندیدهای اخراج شده از دور انتخابات آینده، شرکت در انتخابات را نفی میکنند ولی معیار “شرکت نکردن در انتخابات مخالفت با اسلام است” آنها را مجبور به شرکت مینماید و این خود به تنش درون اقشار حاکمیت می‌افزاید. مزید بر این، برخی نمایندگان در مجلس شورای اسلامی که خود را برای انتخابات آینده کاندید کرده‌اند، رد صلاحیت شده‌اند.

امروزه تمام جناح‌های درون حاکمیت مشغول دلربائی از مردم هستند. هر روز عده‌ای را به دار می‌آویزند و هر روز هم قول و وعده‌های دلفریب اقتصادی – سیاسی میدهند.

خامنه‌ای علیه مردم و برای مجبور کردن آنها به شرکت در انتخابات شیوه دوگانه‌ای را به کار بسته است: نان قندی و شلاق:

او در ابتدا ادعای میکند که با خدا ارتباط مستقیم دارد تا تأکیدش برای شرکت در انتخابات را برای دین باوران یک خواست الهی بنمایاند. او در صحبت با خانواده قاسم سلیمان میگوید: «خدای متعال همین‌طور حرف‌ می‌زد. در واقع زبان من بود، حرف خدا بود.»

او در صحبت با امامان جمعه شهرهای مختلف کشور گفت: «تشویق به حضور در میدان سیاسی مانند انتخابات کاری لازم است. باید با عمل، روی خوش، زبان پاسخ‌گو و حضور در جمع‌های گوناگون، حضور در صحنه» را ترغیب کرد. (ایران اینترنشنال)

خامنه‌ای در بین عده‌ای از مردم کرمان گفت: «برگزاری انتخاباتی پرشکوه و با حضور پرشور مردم، موجب وحدت ملی می‌شود، وحدت ملی و حضور پر قدرت مردم در صحنه، قدرت ملی می‌آورد و قدرت ملی موجب امنیت می‌شود …». ترجمه آن به زبان بشری چنین است: شرکت در انتخابات باعث تحکیم و امنیت جناح حاکم میگردد.

او در عین حال همه مردم را تهدید میکند: تحریم انتخابات «سیاست راهبردی دشمنان انقلاب و آمریکا»ست. و یا «هر کس با انتخابات مخالفت کند، با جمهوری اسلامی مخالفت کرده و با اسلام مخالفت کرده.» به بیان دیگر از نظر ایشان هر کس در انتخابات شرکت نکند دشمن است. دشمن جمهوری اسلامی باید به دار آویخته شود. کاری که روزانه انجام می‌شود.

یکی دیگر از معضلات رژیم در انتخابات آینده شرکت زنان بی حجاب است. این معضل را زنان قهرمان و آشتی ناپذیر کشورمان برای رژیم ایجاد کرده‌اند. در جهت حل این معضل، تضاد در درون حاکمیت هر روز تشدید میشود.

عده‌ای شرکت زنان بی حجاب را یک تاکتیک برای شرکت بیشتر مردم در انتخابات ارزیابی میکنند. مثلا سخنگوی شورای نگهبان، هادی طحان نظیف، در مورد شرکت زنان بی حجاب در انتخابات میگوید: «حق رای از افراد در هیچ قانونی سلب نشده است.» یعنی زنان بی حجاب میتوانند در انتخابات شرکت کنند.

احمد وحیدی، وزیر کشور ایران، در تناقض با این موضع، میگوید: «هر کسی در فضای خصوصی خود آزاد است، ولی در فضای عمومی و در فضاهایی مانند فروشگاه‌ها و سطح شهر باید حتما قانون رعایت شود و این از تکالیف قانونی است … رئیس قوه قضائیه چندین بار تذکر دادند و از دستگاه‌ها و ضابطین خواستند برابر قانون عمل کنند، بارها هم از این مراکز خواسته شده که [آن] را رعایت کنند.» (سایت خبر فوری)

زنان بی حجاب به این دلیل بی حجاب هستند که از حق مسلم خود در آزادی پوشش دفاع میکنند و هزینه آن را هم میپردازند. این زنان از آگاهی و شعور اجتماعی بالا‌ئی برخوردارند و موضع آشتی ناپذیری با رژیم ایران دارند. این زنان در انتخابات آینده شرکت نخواهند کرد. حال میخواهد تاکتیک نرمش پذیر طحان نظیف  باشد یا شیوه سرکوبگرانه احمد وحیدی.

آیا تبلیغات رژیم جمهوری اسلامی در تشویق مردم برای شرکت در انتخابات و یا تبلیغ اپوزیسیون رادیکال در عدم شرکت در انتخابات، بر مردم ایران تأثیر دارد؟

در این مسأله که هر تبلیغی تأثیر گذار هست، نمیتوان شک کرد ولی مسأله بر سر بُعد و شدت تأثیر است. هیچ کدام از دو طرف نمیتوانند تأثیر تعیین کننده‌ای در شرکت یا عدم شرکت مردم در انتخابات داشته باشند. زیرا نظر مردم را سیاست خود رژیم نسبت به آنها تعیین میکند. مردم ایران در مدت بیش از ۴۰ سال با گوشت و پوست و استخوان دریافته‌اند که رژیم ایران برای آنها یک دشمن مسلح است. دریافته‌اند که گرسنگی مردمان زحمتکش ناشی از دزدی و چپاول خانمان برانداز دولت مردان این حکومت است، دریافته‌اند که فزرندان‌شان را این دولت زندانی کرده، شکنجه داده و یا اعدام نموده است. زنان زحمتکش و مترقی کشورمان روزانه با دشمنان خود در لباس پاسداران و عفاف‌گران دولتی در مبارزه‌ای بی امان هستند و برای آن هزینه‌های سنگینی میپردازند.

اینها موضع مردم کشورمان را تعیین کرده‌اند. این مردم آزادانه به سمت صندوق‌های رأی نخواهند رفت. زیرا آنها رژیم جمهوری اسلامی را با تمام دستگاه‌های عریض و طویل نظامی و روحانی‌اش نمیخواهند.

نظم کمونیستی

15.2.2024




ارتباط نسل‌کشی فلسطینی‌ها با طرح صهیونیستی اسرائیل بزرگ

غزه علیه لاهه

نوشته: پیتر کوئینگ

برگردان: آمادور نویدی

قاضی جوآن دونوگو از آمریکا، رئیس دادگاه بین المللی دادگستری

غزه مقابل لاهه: دادگاه بین المللی دادگستری باز هم شکست خورد– پرونده «صحت سیاسی»؟

هیئت منصفه دادگاه بین المللی دادگستری(ICJ – از این به‌بعد دادگاه لاهه) متشکل از ۱۷ قاضی، روز ۲۶ ژانویه ۲۰۲۴، ادعای آفریقای جنوبی که اسرائیل را به نسل‌کشی متهم کرده است، «قابل‌قبول» دانست. بنابراین، این امر نشان‌گر این‌ست‌ که آفریقای جنوبی برنده این پرونده است.

اما متأسفانه، با نگاهی دقیق‌تر به قضاوت دادگاه لاهه، امر پیروزی کم‌تر خوش‌‌بینانه‌ و نشان‌دهنده این‌ست که، علی‌رغم همه نشانه‌های نسل‌کشی وسیع و وحشیانه اسرائیل، قضات دادگاه لاهه مطمئن نیستند که نسل‌کشی صورت گرفته است. زیرا هنگامی‌ نوبت به فلسطینی‌ها و داشتن یک زندگی امن در آینده می‌رسد، این قضاوت ضعیف، و تقریبا فاقد ارزش معناداری است.

نخست، دیوان لاهه قبول کرد که آفریقای جنوبی نسبت به این پرونده صلاحیت رسیدگی و قضایی دارد، برای این‌که «برخی چیزهایی‌که آفریقای جنوبی مدعی‌ست، حتما اتفاق افتاده و در حال وقوع است که در چارچوب تعریف کنوانسیون نسل‌کشی سازمان ملل متحد در سال ۱۹۴۸ می‌گُنجد(۱)

الجزیره حکم دادگاه لاهه را بدین‌گونه خلاصه کرده است:

دادگاه می‌گوید که صلاحیت رسیدگی به‌این مورد را دارد.

دادگاه به اسرائیل دستور می‌دهد که جهت ممانعت از نسل‌کشی در نوار غزه اقداماتی اتخاذ کند و باید طی یک‌ماه گزارشی را به دادگاه ارائه دهد.

دادگاه می‌گوید که اسرائیل باید مانع از نسل‌کشی شود و تهییج و تحریک کنندگان به نسل‌کشی را تنبیه کند.

دادگاه می‌گوید که اسرائیل باید به ارائه دهندگان کمک‌های بشردوستانه اجازه ورود به نوار غزه را بدهد.

دادگاه اسرائیل را متعهد به اتخاذ اقدامات بیش‌تر جهت حفظ (جان) فلسطینی‌ها می‌کند، اما جهت پایان دادن به عملیات نظامی اسرائیل در نوار غزه دستوری صادر نکرد.

بنظر می‌رسد که این دادگاه به اندازه کافی تلاش نکرد. زیرا وقتی‌که به اسرائیل اجازه داده می‌شود که به کشتار صدها و هزاران فلسطینی بی‌دفاع و بی‌گناه ادامه دهد، پس، «اجاز ورود کمک‌های بشردوستانه و ممانعت از کشتار شهروندان بی‌گناه فلسطینی»، چه فایده ای دارد؟

این دادگاه، نه جهت آتش‌بس فوری و آتش‌بس در کُل دستوری صادر کرد – و نه درخواستی جهت مذاکرات صلح ارائه داد.

باتوجه به این‌که نه اسرائیل از چنین دستوری اطاعت می‌کرد، و نه حامیان وفادار اسرائیل از تشویق اسرائیل به کشتار در باصطلاح «دفاع از خود» دست برمی‌داشتند، اما این امر پیامی به مردم جهان می‌فرستاد، که دادگاه لاهه از قضاوت‌های «زشت سیاسی» نمی‌ترسد و این‌که این نسل‌کشی اسرائیل در تاریخ کوتاه ۷۵ ساله اسرائیل ثبت خواهد شد.

دلایل نخست وزیر نتانیاهو و شرکایش که با «دفاع از خود»، و «ما قربانیان نسل‌کشی هستیم»، توجیه می‌شود، دلایل بیماران روانی است. شدت و گسترش کشتار وحشیانه و بی‌رحمانه فلسطینی‌ها توسط اسرائیل، حقیقت را به مردم جهان نشان داده است و می‌دهد.

***

پیش‌تر از قضاوت دادگاه لاهه، وزیر امور خارجه آفریقای جنوبی، نالیدی پاندور چنین گفت:

تا زمان تشکیل این پرونده، سه حرف (ICJ) برای بسیاری از شهروندان آفریقای جنوبی آشنا نبود، و «هدف‌مان این‌بود و هست که وضعیت اسفناک خلق بی‌گناه فلسطین را برجسته کنیم» و «توجه جهانیان را به عدم عدالت و آزادی جلب نمائیم»

نالیدی پاندور اضافه نمود که صرف‌نظر از موفقیت یا شکست، «وظیفه خود دادگاه، تحلیل و قضاوت واقعی است». لطفا به مقاله(هدف ما برجسته کردن وضعیت اسفناک فلسطین بود – وزیر خارجه آفریقای جنوبی )، ۲۶ ژانویه ۲۰۲۴ راشیا تودی مراجعه کنید(۲).

دولت اسرائیل حکم دادگاه لاهه جهت جلوگیری از نسل‌کشی فلسطینی‌ها را نمی‌پذیرد. نخستوزیراسرائیل، بنجامین نتانیاهو اظهار داشت، این ادعا که اسرائیل مرتکب نسل‌کشی می‌شود، «نه تنها اشتباط، بل‌که شرم‌آور است».

جنگ در کجای این قضاوت قرار می‌گیرد؟

شاید برخی اصول اخلاقی، احتمالا وجدان قضات دادگاه را بیدار کرده باشد– اما چنا‌ن‌چه حمایت غرب، هم از نظر اخلاقی و هم از نظر کمک مالی و تسلیحاتی سریعا پایان نیابد– نسل‌کشی وحشیانه اسرائیل احتمالا ادامه پیدا می‌کند.

بنجامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل از روز اول عملا پیش‌دستی کرد و گفت که این جنگی طولانی خواهد بود، تهدید کرد که این فقط جنگی [طراحی شده توسط اسرائیل و غرب] جهت تلافی حمله حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ نیست، بل‌که جنگی جهت فتح بیش‌تر خاورمیانه، غصب منابع و ثروت‌های آن در سال‌های آینده، جهت تأسیس تدریجی «اسرائیل بزرگ» است، که شامل ۱۰۰ درصد فلسطین، ۱۰۰ درصد اردن، ۱۰۰ درصد لبنان، ۷۰ درصد سوریه، ۵۰ درصد عراق، ۳۳ درصد عربستان سعودی، مصر و رودخانه نیل می‌شود. البته که نتانیاهو این‌را نگفت، اما غیرمستقیم منظورش این بود.

بدتر و جهت تکمیل آن، تقریبا از سال ۱۹۸۴، اسرائیل یک سکه ۱۰ آگوروت دارد(۳) که گفته می‌شود در پشت آن نقشه اسرائیل بزرگ حک شده است.

این نقشه روی سکه نیز می‌تواند یادآور شباهت با پادشاهی باستانی بابل در ۵۳۹ سال قبل از میلاد مسیح باشد. این سکه ۱۰ آگوروت یکی از سری سکه‌های جدید اسرائیلی(NIS) شقل یا شیکل(Sheqel یا shekel) است که بسادگی بعنوان شیکل اسرائیل شناخته می‌شود(نماد: ₪ و ُکد: ILS). آگوروت و شیکل اسرائیلی واحد پولی اسرائیل هستند.

نقشه روی سکه باعث بسیاری بحث‌های جنجالی شده است. برخی از اسرائیلی‌ها می‌گویند که تصویر این سکه‌های جدید، برگرفته از روی شقل اصلی است، و در واقع، نشان‌گر انگیزه اسرائیل جهت غصب سرزمین‌های همسایگان به سوی اسرائیل بزرگ است. اسرائیلی‌ها از داشتن «اسرائیل بزرگ» در جیب‌هایشان احساس غرور می‌کنند. لطفا به لینک زیر در ویکی پیدیا مراجعه کنید:

جنجال ۱۰ آگوروت

https://en.wikipedia.org/wiki/10_agorot_controversy#:~:text=Whereas%20Israel%20has%20never%20formally,the%20N%20parts%20of%20Saudi

اگرچه هیچ زمان‌بندی جهت رسیدن به هدف اسرائیل بزرگ درنظر گرفته نشده است، امااز آن‌جایی‌که جنگ علیه غزه/فلسطین، مسیر را بسوی اسرائیلبزرگ هموارد می‌سازد، اکثر اسرائیلی‌ها حامی آن هستند بدون این‌که در باره اش صحبت کنند.

در نتیجه، اسرائیل بزرگ به یکی از ثرو‌تمندترین کشورها در دنیا، بویژه از لحاظ هیدروکربن تبدیل خواهد شد، که شامل تریلیون فوت مکعب از گاز کشف شده در دهه ۱۹۹۰ در سواحل غزه است، اما امروز متعلق به فلسطین است.

قضاوت ضعیف ۲۶ ژانویه دادگاه لاهه، این فرصت را برای اسرائیل فراهم می‌کند که مسیرش را به سوی اسرائیل بزرگ ادامه دهد، که بدون شک بنفع غرب است .اسرائیل، با داشتن تقریبا یک عرضه تمام‌نشدنی از نفت و گازه از یک منبع مطمئن، به غرب اجازه می‌دهد که هرگونه رابطه ای را با روسیه و دنیای عرب جهت تأمین انرژی قطع‌کند.

این امر بروشنی نشان‌گر آن‌ست‌که رابطه همزیستی بین اسرائیل– کشور جعلی صهیونیستی– اختراع شده غرب (بریتانیا)، وابستگی متقابلی را در درجه اول نسبت کسانی‌ست‌ دارد که اسرائیل را بنیان نهادند و، از طرف دیگر، به اسرائیل صهیونیستی این ابُهت قوم برگزیده را می‌دهد، که به‌بوضوح در تورات، کتاب آسمانی آن‌ها آمده است.

خون‌ریزی زیاد، بخشی از روند فتح، جهت رسیدن به پیروزی‌ست. افراد معقول باید از این خون‌ریزی جلوگیری کنند، و این‌جاست که یک دادگاه بین المللی دادگستری– که باید بی‌طرف باشد، و نباید پاسخ‌گوی هیچ دستوری از رهبران جهانی‌گرا باشد، اما چراغ سبز نشان‌دادن به خواست حامیان نسل‌کشی ممکن‌ست و می‌تواند در این‌مورد تأثیر قابل توجهی داشته باشد.

***

درباره نویسنده:
پیتر کوئینگ یک تحلیگر ژئوپولیتیک است که سابقا اقتصاددان ارشد بانک جهانی و سازمان جهانی بهداشت(WHO) بوده، جایی‌که بیش از ۳۰ سال در سراسر جهان کار کرده است.
وی نویسنده کتاب انفجار از درون – لرزه اقتصادی درباره جنگ، نابودی محیط زیست و حرص و آز کورپورات؛ و نویسنده هم‌راه کتاب سینتیا مک‌کینی «وقتیکه چین عطسه می‌کند: از حبس خانگی ویروس کرونا تا بحران جهانی سیاسی– اقتصادی»(انتشارات کلاریتی– ۱ نوامبر ۲۰۲۰).
پیتر یکی از هم‌کاران تحقیقاتی مرکز پژوهش‌های جهانی شدن(CRG)، و هم‌چنین عضو ارشد غیرمستقر مؤسسه چونگایانگ(Chongyang) دانش‌گاه رنمین، در پکن است.

برگردانده شده از:

سایت گلوبال ریسرچ، ۲۹ ژانویه ۲۰۲۴

«Gaza Versus The Hague: The ICJ Failed Again – A Case of «Political Correctness

منابع:

(۱)

Ratification of the Genocide Convention

https://www.un.org/en/genocideprevention/genocide-convention.shtml

(۲)

Our aim was to highlight the plight of Palestine – South African FM

https://www.rt.com/africa/591311-icj-south-africa-naledi-pandor/

(۳)

The 10 Agorot coin




همین حالا جنگ غزه را متوقف کنید!

فرح نوتاش                 جبهۀ جهانی ضد امپریالیست            قدرت زنان           08.02.2024

جهان با دقت نظاره گر و نگران کابوسی است که نزدیک به وقوع است و برای متوقف کردن روند آن  مدتی است که تظاهرات می کند. بدون هیچ واکنشی از طرف آمریکا و اسرائیل.

در انعکاس از جنگ غزه،  امروز در اتریش و دیروز در انگلستان، خبراز افزایش نفرت از جهودان، و ریختن خون بیشتری از بی گناهان بوده است. 

نه تنها در معبر دریای سرخ، تجارت جهانی به علت حملات حوتی ها برای متوقف کردن بمباران های اسرائیل  در غزه، نا امن شده است، بلکه خیزش امواج آشفته، خبر از تبدیل آنان به طوفان عظیمی از خون مردمان بی گناه در تمام جهان می دهند. هم اکنون نفرت از جهودان دنیا در حال افزایش است. نفرتی که مسئول آن آمریکا و اسرائیل هستند.

واقعیت این است که، جهان متعلق به آمریکا و اسرائیل نیست، که هر کاری که بخواهند با آن بکنند!

اسرائیل بی وقفه در حال کشتن مردم بی گناه غزه است. و آمریکا با وتو کردن قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل برای توقف جنگ، اقدام علیه خواست جهانی می کند.

در اینجا جهانی که با چشمانی باز شاهد سلاخی روزانه ملتی بوده ، تحملش نادیده گرفته شده است.

شما نمی توانید فقط  بکشید و بعد بگوئید عکس العملی نشان ندهید! جهان واکنش نشان خواهد داد! این یک واقعیت کتمان ناپذیر است.

فقط تعداد 27000 کشته و 100000 زخمی و 19000 کودکان یتیمی که کسی نیست که از آنان محافظت کند نیست. اسرائیل با 4 ماه گرسنگی دادن به ملتی، باعث زخمهای ابدی در دستگاه گوارش بیش از 2 میلیون نفر شده است. اسرائیل صدمه شدید به روان و وجدان انسانی جهان وارد کرده است. 

مردم از خود می پرسند، آیا انسان هستند؟! که ایستاده و نظاره گر دفن روزانه و شبانه مردم بی گناه در زیر آوار بمباران هایند!

نفرتی غیر قابل تصور علیه آمریکا در حال افزایش است! آمریکا صاحب این دنیا نیست که سیاست خارجی کثیف خود را به جهان تحمیل کند.

آمریکا باید بداند که مردم جهان از سلطه جویی او بیزارند و از استعمار غیر انسانی اش متنفرند.

امروز جهان بطور کامل علیه جهان تک قطبی تحت رهبری آمریکا است. این یک نمونه بارز برای چرایی آن است. و عواقب این سلطه وحشتناک آمریکا در حال خود نمایی است. زندگی نا امن جهودان جهان، و در گیر شدن مردم در جنایت های ناخواسته، معبریست که توسط آمریکا برای تروریسم باز شده است.

نگاه به اظهارات کاندید رئیس جمهوری آمریکای جنگ افروز بکنید؛ ترامپ قول می دهد : در مقابل  هر قطره خون شهروندان آمریکایی که ریخته شود ، ما یک گالن خون خواهیم گرفت! (هر گالن

4.546 لیتر است.)

این آدم حقیر، دارد اطاعت خفت بار خود از صهیونیست ها را برای دریافت مقام ریاست جمهوری اعلام می کند. و بدین گونه است که ریاست جمهوران آمریکا ارتقاء می یابند. با وعده کشتاری مثل صهیونیست های اسرائیل!

هیچ کس از او نمی پرسد، تو فکر می کنی کی هستی که به عنوان کاندید ریاست جمهوری چنین اظهاراتی وحشتناکی را بیان می کنی؟ این واقعیت چهرۀ حقیر ریاست جمهوران آمریکاست!

نباید از آمریکا و اسرائیل درخواست شود که به جنگ پایان دهند، چون شعور درک آن را ندارند، آنان فقط حرص و طمع دارند! آن ها باید مجبور به اطاعت از خواست جهان برای متوقف کردن کشتار استعماری وحشی از مردم بی گناه در سراسر جهان بشوند.

آمریکا باید با لگد از خاور میانه و اروپا بیرون انداخته شود.

همین حالا جنگ افروزان را متوقف کنیم!

همین حالا جلوی خونریزی در سراسر جهان را بگیریم!

womens-power.farah-notash.com

www.farah-notash.com

Women’s Power




مهمترین عامل خودکشی یا ادامه مبارزه در طبقه کارگر چیست؟

قوانین کار در ایران جمهوری اسلامی یکی از عقب مانده‌ترین قوانین کار در سطح بین‌المللی است. با این وجود هر گاه پای منافع این یا آن شرکت‌های خودی به میان آید هیچ یک از بندهای همین قوانین عقب مانده نیز اجرا نمیشود. در چنین شرایطی منافع این یا آن شرک مشخص، تبدیل به قانون می‌گردد.

این را حتی دولتیان نیز اقرار می‌کنند. «نیروی کار در کشور کهگاه به اندازه گرفتن حداقلی‌ترین حقوق خود هم اعتبار و قدرت ندارد، آنجا که پای منافع به میان می‌آید، همه‌ی قوانین به حاشیه می‌روند و خواسته‌ی پرقدرت‌ها و پرنفوذها خود قانون می‌شود.» (ایلنا – دنیای اقتصاد – کد خبر: ۳۹۲۴۲۶۹)

پرنفوذها با استثمار بی حد کارگران و خروج ثروتی که آن‌ها تولید می‌کنند، این طبقه زحمتکش کشور را به فقری غیر قابل تحمل سوق میدهند

فرهاد احتشام‌زاده، رئیس هیأت‌ مدیره فدراسیون واردات ایران در ۲۱ فروردین ۱۳۹۷ از فرار ۸۰۰ میلیارد دلار سرمایه کشور در طول مدت ۴۰ سال خبر میدهد. (گزارش شهروند) در واقع پرنفوذ‌ها سالی بیست میلیارد دلار عصاره جان کارگران را به بیرون از مرزهای ایران میپاشند.

فقط «در فاصله سال‌های۱۳۹۰ تا ۱۴۰۰، دست‌کم ۹۷ میلیارد دلار سرمایه از ایران خارج شده است.» (رادیو فردا – قرائت: ۲۶ دسامبر ۲۰۲۳)

حال ببینیم کارگران ایران که چنین ثروت‌های عظیمی را تولید می‌کنند خود در چه شرایطی به سر می‌برند:

حداقل  حقوق و دستمزد کارگران که توسط کمیته حقوق و دستمزد تعیین شده است
ماهیانه) ریال) شرح ردیف
۵۳,۰۸۲,۸۴۰ حداقل دستمزد با مبنای ۳۰ روز ۱
۱۱,۰۰۰,۰۰۰ بن کارگری ۲
۹,۰۰۰,۰۰۰ حق مسکن ۳
۵,۳۰۸,۲۸۴ حق اولاد) برای هر فرزند) ۴
۸۰۴۹۱۱۲٫۴ پایه سنوات) به شرط داشتن یک سال سابقه کار) ۵
۸۰۴۹۱۱۲٫۴ تومان حداقل مزد و مزایای ماهانه کارگران در ایران جمع
مأخذ: تا شماره ۵ از سایت استخدام – قرائت: ۲۵ دسامبر ۲۰۲۳

اگر قیمت دلار را ۴۹۸۰۰ تومان در نظر بگیریم (۵ دی ۱۴۰۲)، کل حداقل مزد و مزایای ماهانه هر کارگر مساویست با ۱۶۱٫۶۳ دلار در ماه. به بیان دیگر حداقل مزد یک کارگر ایرانی در هر ساعت ۵۴ سنت آمریکائی (۰٫۵۴ دلار) است. هجده سنت کمتر از یک کارگر پاکستانی و ۳۱ سنت کمتر از یک کارگر افغانستانی است.

به طور متوسط، حداقل مزد ماهانه یک کارگر افغانستانی ۲۶۳٫۲۰ دلار است. حدود ۱۰۰ دلار در ماه بیشتر از یک کارگر ایرانی. (اطلاعات پایه‌ای از سایت https://azhich.ir/business-in-afghanistan)

این در شرایطی است که بالاترین حداقل دستمزد ماهانه در لوکزامبوگ ۵۴۹۹ دلار میباشد، یعنی ۲۲٫۱۷ دلار در ساعت.

با این آمارها میشود تقریبا دقیق و قابل لمس ارزش نیروی کار، شرایط اجتماعی کار و شرایط کارگران صنعتی و غیر صنعتی کشورمان را در سطح بین‌المللی و داخلی دریافت.

دولت ایران آگاهانه و به صورت لایحه تصویب شده در مجلس شورای اسلامی، اخبار را جعل شده (که «ضد انقلاب» نتواند از آن «سوء استفاده کند») منتشر میکند. با این وجود از همین اطلاعات جعلی میتوان به طور نسبی واقعییات را دریافت.

بر مبنای گفتار آقای مهدی پازوکی اقتصاددان نرخ تورم بهمن ماه ۱۴۰۱،۴۷٫۷ درصد بوده است ولی نرخ تورم نقطه به نقطهبهمن ماه ۱۴۰۱ را ۵۳٫۴ درصد ارزیابی میکند.

تحت تأثیر چنین تورم بالائی، سفره کارگران و زحمتکشان کشور ما در عرض یک سال به بیش از ۱۰۰ درصد تقلیل یافته است: «در سالی که دولت سیزدهم روی کار آمد، نرخ دلار در بازار آزاد ۲۴ هزار و ۵۰۰ تومان بود، اما قیمت دلار هم‌اکنون بالای ۵۲ هزار تومان است. قیمت بهترین برنج کیلویی ۳۰ هزار تومان بوده، اما این عدد هم‌ اکنون در سفره خانوار ۱۳۰ هزار تومان شده است. روغن ۵ کیلویی ۵۰ هزار تومان بوده، اما این روغن بالای ۳۵۰ هزار تومان است. سکه ۱۲ میلیون تومان بوده که الان ۳۲ میلیون تومان شده است.» (خبر انلاین – ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۲)

از جانب دیگر چنین تورم بالائی ارزش مزد کارگران را نیز بیش از ۱۰۰ درصد نقصان می‌دهد. با این نقصان باید مواد غذائی مورد احتیاج را با قیمت ۱۰۰ در صد گرانتر تهیه نمایند.

آنچه که در مورد تورم گفته شد فقط گریبان کارگران و زحمتکشان ایران را نمیگیرد بلکه بر سود کارخانجات کوچک و متوسط در ایران نیز تأثیر میگذارد. این کارخانجات برای نجات خود از تورم موجود تا میتوانند بر استثمار کارگران میافزایند و در عین حال از پرداخت همان دست مزد تعیین شده نیز سرباز می‌زنند.

این شرایط دردناک و ایدئولوژی و سیاست حاکم بر جنبش کارگری باعث گشته است پیش پای زحمتکشان ایران دو راه گشوده شود:

۱- خودکشی.

۲- مبارزه برای ادامه حیات.

۱- خودکشی:

خودکشی کارگران تابع شرایطی است که اگر همه جانبه بررسی نگردد، راه برون رفت از این معضل نیز خود را آشکار نمی‌سازد.

خودکشی، بدون در نظر گرفتن زمینه آن؛ شغلی، عشقی، اجتماعی و… ، در لحظه‌ای صورت میگیرد که فرد، همه راه‌ها را برای نجات از معضلی که بر دست و پایش پیچیده است بسته میبیند، تنها یک بی راهه میماند؛ پایان دادن به زندگی و راحت شدن همیشگی از آن معضل.

معمولاً کارگرانی خود کشی می‌کنند که دارای خانواده هستند. درد و رنج ناشی از فقر و سراشیب به سوی مرگ تدریجیاعضای خانواده، باعث می‌شود که پس از تلاشهای عظیم نان آور خانواده برای بهبود شرایط زندگی خانواده‌اش و شکست این تلاش‌ها، به مرگ روی آورد تا شاهد مرگ تدریجی عزیزانش نباشد.

«روز پنجشنبه سی آذر، دو تن از کارکنان پتروشیمی چوار ایلام به دلیل اخراج از محل کار از طریق حلق آویز کردن دست به خودکشی زدند. وضعیت عمومی این شهروندان وخیم گزارش شده است … با احتساب این دو کارگر طی مدت کمتر از دو سال، شش کارگر این پتروشیمی دست به خودکشی زده اند.» (خبرگزاری هرانا – قرائت: ۲۶ دسامبر ۲۰۲۳)

اساس و بنیان تاریک دیدن آینده، مسدود دیدن همه راه ها و ایده فرار از جلوی مشکلات به جای مبارزه با آن‌ها، عمدتا در ایدئولوژی و سیاست حاکم بر جنبش کارگری نهفته است. فشار اقتصادی رژیم عامل خارجی درجه دوم است. اگر این ایدئولوژی و سیاست علیه رژیم و در دفاع از مبارزات کلیه اقشار مترقی جامعه سمت گیری نکند و گام به گام فقط با طرح خواست‌های معیشتی عقب نشینی کند و انرژی کارگران را برای دفاع از کل مبارزات مردم آزاد نسازد و راه رفاه و آزادی را در این سمت نشان ندهد، فقط فکر طبقه را روی خواست‌های معیشتی متمرکز سازد، چون فشار دائم‌التزاید رژیم فاشیستی ایران بر معیشت کارگران است و آن را هر لحظه تنگ‌تر میکند، ضعیف‌تری کارگران را در زندان نجات خود و خانواده محصور می‌کند و چون همه راه‌ها غیر از این بیراهه وجود ندارد، او را به سوی بی آیندگی و مرگ میکشاند، به سوی خودکشی، به فرار از معضل به جای مبارزه برای حل معضل و دادن هزینه در این راه.

لذا ایدئولوژی و سیاست حاکم بر جنبش کارگری در ایستادگی کارگران برای حل معضل و یا فرارشان به سوی مرگ نقش تعیین کننده‌ای دارد.

۲- مبارزه برای ادامه زندگی:

طبقه کارگر قادر به ادامه یک زندگی شایسته نخواهد بود، اگر به عنوان یک طبقه اجتماعی با دیگر طبقات مترقی در مبارزه علیه سرمایه‌داری و خواست‌های دمکراتیک‌ خودش و اقشار دیگر متحد نشود، اگر تنها بماند، اگر از دیگر طبقات مترقی جامعه منزوی گردد، انرژی بی نهایت‌اش آنچنان در خودش منجمد می‌شود که حتی قادر به مبارزه معیشتی نیز نخواهد شد.

طبقه کارگر ایران علاوه بر سنت مبارزه ۱۵۰ ساله، در جنبش ۱۴۰۱ آنچنان بالندگی و نوسازی ایدئولوژیک – سیاسی از خود نشان داد که در رأس مبارزات کارگران جهان قرار گرفت. در آن ماه‌ها، هر چه کارگران بیشتر با اقشار مترقی جامعه پیوند بر قرار می‌کردند، هر چه بیشتر از خواستهای دمکراتیک آن‌ها پشتیبانی می‌کردند، هر چقدر با مماشات و سازشکاری درون خود، مبارزه طبقاتی را بی رحمانه جلو میبردند، به دستاوردهای اقتصادی – سیاسی و اجتماعی بیشتری نائل می‌آمدند و رژیم را مجبور به عقب نشینی می‌کردند.

از آن روزی که بخش نه چندان اندک کارگران در مقابله با نفوذ اندیشه‌های خرده بورژوازی در درون طبقه خودش عقب نشینی کردند، انقلاب ژینائی را پذیرفتند، جلوی به اصطلاح شعار «زن، زندگی، آزادی» سرخم کردند و هر اندازه در بیانیه‌های خود از خواست‌های اقشار و گروه‌های مختلف اجتماعی کمتر پشتیبانی به عمل آوردند، عقب نشینی خود در مقابل رژیم را نیز تسریع کردند، کار تا به امروز رسیده است. مبارزه، مبارزه ولی فقط معیشتی، فقط گرفتن مزدی که بین کارگر و سرمایه‌دار تعیین شده است. این یک خط ایدئولوژیک – سیاسی است که عقب نشینی تا کنونی جنبش کارگری در مقابل رژیم فاشیستی ایران را باعث گردیده است.

مثلاً به درخواست‌های کارکنان رسمی شرکت بهره برداری نفت و گاز آغاجاری توجه کنیم:

اعتراض کارکنان رسمی وزارت نفت شاغل در مراکز عملیاتی نسبت به عدم رسیدگی به خواسته‌های زیر است:

– حذف کامل سقف‌ حقوق

– حذف محدودیت حق‌ سنوات بازنشستگی

– عودت کسورات مازاد مالیات

– اجرای کامل ماده ۱۰ و پرداخت بک‌پی

– عدم دست‌‌درازی به صندوق بازنشستگی کارکنان نفت

این خواست‌ها هیچ انگیزه‌ای برای پشتیبانی همه جانبه و تمام و کمال اقشار غیر پرولتری ولی مترقی، از کارگران به وجود نمی‌آورد. رژیم محدودیت بیشتری اعمال میکند و کارگران در انفراد کامل رها میشوند. ایده نجات گروه به نجات فردی کشیده میشود و زمینه مادی و ذهنی خودکشی فراهم می‌آید

وقتی ما از عقب نشینی صحبت می‌کنیم، منظورمان عدم مبارزه بخش‌های مختلف این طبقه نیست، بلکه منظورمان عدم مبارزه سیاسی طبقاتی این طبقه و پشتیبانی بی چون و چرایش از مبارزات محقانه اقشار و گروه‌های مترقی، زندانیان سیاسی و… است. خطی است که خرده بورژوازی برای جلوگیری از اروج طبقه کارگر به عنوان طبقه و انقلابی‌ترین طبقه در مبارزه علیه رژیم فاشیستی ایران، در مقابل خط پرولتری لنینی، قرار می‌دهد. لنین این خط را اکونومیستی مینامد.

امروزه کارگران مبارزه اقتصادی خود را تشدید کرده‌اند. این امر خوبی است ولی مبارزات سیاسی عمومی و اجتماعی خود را کاسته‌اند. این امر بسیار بدی‌ست.

طبقه کارگر با پا نهادن در تمام میدان‌های مبارزه اعم از معیشتی، سیاسی، ایدئولوژیک و سازمانی در کل جامعه، در پشتیبانی بی چون و چرا و همه جانبه از خواست‌های دمکراتیک مردم مترقی و دخالتگری روشن و آشکار در پروسه مبارزات اقتصادی – سیاسی تمام اقشار مترقی جامعه و طرد اپوزیسیون ارتجاعی است که شادابی خود را باز می‌یابد، به عقب نشینی خود خاتمه میدهد و تهاجم آشکار و میلیونی خود را در پیش میگیرد. طبقه کارگر به تنهائی نه تنها به سوسیالیسم نمیرسد بلکه در همین نظام سرمایه‌داری نیز میماند و مجبور به تن دادن به شرایط دردناکتری میگردد. برای رسیدن به سوسیالیسم طبقه کارگر باید با متحدین خود متحد شود و برای این اتحاد باید در میدان مبارزه آن‌ها نیز پا گذارد، مبارزه ایدئولوژیک – سیاسی را برای تصفیه صفوف آنها با قاطعیت طبقاتی پرولتری پیش ببرد تا هوای مسموم به هوای تازه و لطیف تبدیل گردد و سرمایه‌داری را در اتحادی دیرپا با دیگر زحمتکشان و آزادیخواهان مترقی به خاک بسپارد و سوسیالیسم را بنا نهد.

خوشبختانه تعدادی از تشکلات کارگری، با ترمز عقب نشینی طولانی و برداشتن گامی تهاجمی علیه رژیم جمهوری اسلامی، امید تهاجم گسترده کل طبقه را در دل‌ها زنده ساخته است.

در «بیانیه تشکلهای کارگری و اجتماعی علیه اعدام ها و سرکوبگریهای حکومت»، چنین آمده است: «بکارگیری طناب دار این ابزار قتل عمد دولتی، سیاستی کثیف و خطرناک است که هدف مستقیمش مرعوب کردن ما مردم است. باید با قدرت اتحاد سراسری مبارزاتی مان جلوی حرکت این ماشین سرکوب و جنایت را بگیریم.

ما امضا کنندگان این بیانیه در کنار خانواده‌های دادخواه اعدام شدگان و جانباختگان انقلاب زن زندگی آزادی بر توقف فوری اعدام ها تاکید داریم.

علاوه بر اعدامها حکومت از دیگر ظرفیتهای سرکوبگرانه اش استفاده میکند و پاسخ هر اعتراضی با تهدید و زندان و اخراج داده میشود. از جمله ماشین پرونده سازی‌های امنیتی، احضار کردن‌ها و حکم دادن‌ها با سرعت در حرکت است و در این یکساله کارگران، معلمان، بازنشستگان، زنان، دانشجویان، خانواده های دادخواه و فعالین اجتماعی بسیاری بخاطر اعتراضاتشان احکام زندان، اخراج و تبعید گرفته‌اند. اما اتحاد و همبستگی ‌مردم در مقابل همه شیوه‌های سرکوب حتی یک لحظه متوقف نشده است.»

این بیانیه قدرت متحد کردن تمام مردمان ستم دیده و سرکوب شده را دارد. این بیانیه نه فقط از حقوق و مزد بلکه از آزادی زندانیان، از شنیع بودن شکنجه و اعدام، از مبارزه تا به آخر نیز صحبت میکند. این بیانیه گام مؤثری‌ست در تهاجم مجدد طبقه کارگر علیه رژیم فاشیستی – مذهبی جمهوری اسلامی ایران و درهم شکستن روحیه و ایدئولوژی خودکشی.

نظم کمونیستی

15.01.2024




حزب توده ایران حمله تروریستی درکرمان را به شدت محکوم می کند

حزب توده ایران حمله تروریستی درکرمان را به شدت محکوم می کند و درباره خطر گسترش دامنه درگیری های نظامی و حملات تروریستی در منطقه هشدار می دهد!

حزب تودۀ ایران دو انفجار بزرگ در کرمان، در مراسم سالگرد قتل قاسم سلیمانی، و کشته شدن ۱۰۳ و زخمی شدن بیش از ۲۱۱ نفر را به شدت محکوم می کند!

با آغاز حمله گسترده نیروهای ارتش رژیم نژاد‌پرست اسرائیل به غزه در تاریخ ۵ آبان‌ماه ۱۴۰۲ [۲۷ اکتبر ۲۰۲۳] در پی حمله حماس به خاک اسرائیل، تا کنون بیش از ۲۲ هزار فلسطینی کشته ‌شده‌اند که بیش ۸۷۰۰ تن از آنان کودکان بوده‌اند. در این عملیات که نیروهای مترقی و انسان‌دوست جهان به‌درستی آن را “جنایت علیه بشریت” نامیده‌اند، ده‌ها هزار تن زخمی و بیش از یک میلیون نفر از ساکنان غزه آواره شده و بخش بزرگی از نوار غزه با خاک یکسان شده‌ است. حمایت بی‌چون‌و‌چرای امپریالیسم آمریکا از این سیاست جنایتکارانهٔ دولت نتانیاهو، وتو کردن قطع‌نامه‌های شورای امنیت سازمان ملل برای آتش‌بس فوری در منطقه، و گسترده شدن عملیات نظامی اسرائیل، این خطر بزرگ و فوری را به‌همراه دارد که دامنهٔ جنگ به دیگر کشورهای منطقه، ازجمله لبنان، سوریه، و ایران گسترش یابد.

در روزهای اخیر عملیات تروریستی در سوریه، لبنان، و ایران بر شدت تنش در منطقه افزوده و خطر درگیری‌های گستردهٔ نظامی و دخالت مستقیم امپریالیسم آمریکا در منطقه را بیشتر کرده است.

روز ۴ دی‌ماه “سید رضی موسوی چاشمی” که بر اساس گزارش‌های منتشر شده، از سال‌های دههٔ ۱۳۷۰ “مسئول پشتیبانی و لجستیک نیروهای قدس در سوریه” و یکی از نزدیک‌ترین فرماندهان سپاه به قاسم سلیمانی و مسئول تماس با حزب‌الله در لبنان و حماس در منطقه بود، طی حملهٔ موشکی دولت اسرائیل در سوریه به‌قتل رسید. امیرسعید ایروانی، سفیر و نماینده دائمی ایران در سازمان ملل متحد، از آنتونیو گوترش، دبیرکل این سازمان، خواست اسرائیل را به‌این دلیل محکوم کند.

در پی این ترور، روز ۱۱ دی‌ماه۱۴۰۲ [۲ ژانویه ۲۰۲۴] ، صالح العاروری، رهبر دفتر سیاسی حماس، و از بنیان‌گذاران شاخهٔ نظامی حماس و شش نفر دیگر و همچنین دو تن دیگر از فرماندهان حماس در حمله تروریستی دولت اسرائیل در لبنان به‌قتل رسیدند. العاروری در سال ۱۹۹۲ / ۱۳۷۱ از سوی نیروهای امنیتی رژیم نژادپرست اسرائیل دستگیر و ۱۸ سال را در زندان گذرانده بود. نخست‌وزیر لبنان با محکوم کردن این جنایت، دولت اسرائیل را متهم کرد که قصد دارد همهٔ منطقه را به جنگ بکشاند. بر اساس گزارش خبرگزاری‌های جهان، العاروری، مسئول اصلی تماس با حزب‌الله در لبنان و حکومت ایران بوده است.

بر اساس گزارش روزنامهٔ انگلیسی زبان گاردین “در اوایل دسامبر/ آذرماه، رونن بار، رئیس شین‌بت، سازمان امنیت داخلی اسرائیل، به نمایندگان پارلمان اسرائیل گفت رهبران حماس در غزه، در کرانهٔ باختری، در لبنان، در ترکیه، در قطر، و در همه‌جا کشته خواهند شد. … ”

در پی ترور صالح العاروری، تروری که از سوی حزب‌الله لبنان به‌شدت محکوم شد، امروز خبر رسید که در پی دو انفجار بزرگ در کرمان، در مراسم سالگرد قتل قاسم سلیمانی، ۱۰۳ تن کشته و بیش از ۲۱۱ نفر زخمی شده‌اند. لازم به تذکر است که تا کنون هیچ ‌شخص و سازمانی مسئولیت این عمل غیرانسانی و تروریستی را نپذیرفته است.

حزب تودهٔ ایران ضمن محکوم کردن این عملیات تروریستی، نسبت به بالا گرفتن تنش‌ها و خطر گسترش درگیری‌های نظامی در منطقه هشدار می‌دهد. کشانده شدن لبنان، سوریه، یمن و ایران به درگیری نظامی برای منطقه و مردم این کشورها فاجعه‌ای بزرگ خواهد بود که باید به‌شدت از آن پرهیز کرد. دولت نژادپرست و جنایت‌کار اسرائیل و همراهان و همکاران امپریالیستی‌اش خواهان ادامه و گسترش جنگ در منطقه در راستای سیاست تحمیل بی‌چون‌وچرای هژمونی‌شان در خاورمیانه هستند. با هوشیاری با این توطئه‌ها باید مقابله کرد.

حزب تودهٔ ایران

۱۳ دی‌ماه ۱۴۰۲