جهانی‌سازی آمریکایی و تحمیل جنگ جدید برای پاک کردن بدهی ملی آمریکا

مصاحبۀ گنادی زیوگانوف، صدر کمیتۀ مرکزی حزب کمونیست، رئیس فراکسیون حزب در دومای دولتی فدراسیون روسیه با مطبوعات آزاد

ا. م. شیری

روز ۱۶ اکتبر، بیستمین کنگرۀ حزب کمونیست چین به ریاست شی جین پینگ، دبیر کل کمیتۀ مرکزی حزب در پکن افتتاح شد. خبرگزاری دولتی شین هووا قبلا گزارش داده بود که این مجمع زیر «پرچم بزرگ سوسیالیسم با ویژگی‌های چینی»، ایده‌های مائو تسه تونگ و تئوری‌های دنگ شیائوپینگ برگزار می‌شود.

مطبوعات آزاد- کنگره‌های حزبی در چین به طور سنتی هر پنج سال یکبار برگزار می‌شود. در پاییز ۲۰۱۸، بستۀ بزرگی از اصلاحات در قانون اساسی این کشور، از جمله مقرراتی برای لغو محدودیت دورۀ ریاست جمهوری چین در مجمع حزبی به تصویب رسید. اعتقاد بر این است که در طول کنگرۀ فعلی، ممکن است شی جین پینگ نامزدی خود را برای سومین دوره اعلام کند- لازم به یادآوری است که وی از سال ۲۰۱۳ مقام رئیس جمهوری خلق چین را بر عهده دارد.

گنادی زیوگانوف، رهبر حزب کمونیست فدراسیون روسیه در مورد اینکه بزرگترین انجمن حزبی چین برای خود کشور بزرگ چین، برای روسیه و کل جهان به چه معناست، صحبت می‌کند.

گنادی زیوگانوف می‌گوید: کنگره کنونی حزب کمونیست چین یک رویداد در مقیاس جهان است. من اطمینان کامل دارم که توجه همۀ دولتمردان و سیاستمداران به این مجمع جلب شده است. علاوه بر این، در شرایط بحران ساختاری سرمایه‌داری، زمانی که جهان به سرعت در حال تغییر و تحول است، فروپاشی جهانی‌سازی به سبک آمریکایی رخ می‌دهد.

سرمایه‌داری ماهیت تهاجمی خود را نشان می‌دهد: خطرات جدیدی در کرۀ زمین ایجاد می‌کند. آمریکا به تقویت مشی نظامی‌گری مشغول است. این را می‌توان امروز در تجاوز وحشیانۀ آمریکایی‌ها به همراه ناتو به اوکراین مشاهده کرد. به طور کلی، توانمندی‌های ناتو در حال گسترش است و اتحادیه‌های نظامی جدید شکل گرفته است.

در چنین شرایطی، برای کشورهای ما، روسیه و چین، و احزاب کمونیست ما نه تنها گسترش گفتگو، بلکه تقویت روابط در همه زمینه‌ها مهم است.

یادآوری می‌کنم که حزب کمونیست فدراسیون روسیه روابط بسیار نزدیکی با حزب کمونیست چین دارد. آن‌ها تاریخ عمیقی دارند. سال گذشته جشن صدمین سالگرد حزب کمونیست چین برگزار گردید. یک قرن از تجمع گروه کوچکی از علاقه‌مندان در نخستین کنگرۀ کمونیست در شانگهای می‌گذرد. در این دوره، حزب کمونیست چین مسیر بزرگی را طی کرده و به موفقیت‌های چشمگیری دست یافته است.

خلق چین در طول سال‌های مبارزات انقلابی، دگرگونی‌ها و اصلاحات، از چندپارگی فئودالی و انشعاب عمیق درونی به عالی‌ترین دستاوردهای نظام سوسیالیستی گذر کردند. این دستاوردها بر شالودۀ محکم اندیشه‌های مارکسیسم-لنینیسم و ​​سوسیالیسم با ویژگی‌های چینی استوار است.

در مدت زمان کوتاهی- با معیارهای تاریخی- جهش قدرتمندی در جهت ایجاد صنایع پیشرفته و افزایش شاخص‌های زندگی مردم به وقوع پیوسته است. این واقعیت که چین طی این سال‌ها بر فقر غلبه کرده و توانسته است تقریباً ۸۰۰ میلیون نفر را از فقر نجات دهد، نشان دهندۀ نتایج برجستۀ سیاست‌های این کشور است.

من در پکن در مجمع احزاب سیاسی چین و آسیای مرکزی شرکت داشتم. در آن، همۀ رهبران در سخنرانی‌های خود به شایستگی حزب کمونیست چین در مبارزه با فقر اشاره کردند. همزمان برنامۀ نوسازی گسترده در کشور اجرا می‌شود و پیشرفته‌ترین فن‌آوری‌ها در حال تسلط هستند.

چین به چنان قدرت فضایی و هسته‌ای تبدیل شده که آهنگ و سرعت توسعۀ کل سیاره را تعیین می‌کند. این چین بود که در طول ۴۰ سال گذشته، بالاترین نرخ توسعۀ اقتصادی را در جهان نشان داد- به طور متوسط ​​۱۰٪ از تولید ناخالص داخلی در سال. و امروز، پیشران چین، در واقع، جهان را از یک بحران ساختاری جدید بیرون می‌کشد.

هرگز از یادآوری این واقعیت خسته نمی‌شوم، که دو بحران ساختاری قبلی به جنگ‌های جهانی ختم شدند. اکتبر کبیر و نوسازی لنینی- استالینی جهان را از بحران اول، و پیروزی بزرگ ما و ایجاد توازن موشکی هسته‌ای توسط کشور اتحاد شوروی از بحران دوم خارج کرد. تأکید می‌کنم که این برابری حتی امروز هم از کشور ما محافظت می‌کند.

اما برگردیم به چین. طی ۱۰ سال گذشته، با روی کار آمدن شی جین پینگ به رهبری حزب کمونیست، این کشور به تغییرات کیفی در زندگی مردم دست یافته است. توجه داشته باشید که من با همۀ رهبران چین دیدار کرده‌ام و کتاب سه جلدی دنگ شیائوپینگ، به ویژه جلد سوم او را: «اصلاحات چگونه باید انجام شود»، به دقت مطالعه کرده‌ام.

این کتاب می‌تواند به یک کتاب مرجع برای بسیاری از رهبران تبدیل شود. همچنین لازم به ذکر می‌دانم که خود شی جین پینگ چهار جلد کتاب در زمینۀ «هنر مدیریت» منتشر کرده است. در این اثر، او ایدۀ سرنوشت جمعی بشریت را تدوین نموده است. ضمناً ایشان در سفر خود به کشور ما بلافاصله پس از انتخابش به عنوان دبیر کل کمیته مرکزی حزب کمونیست چین، اولین بار آن را بیان کردند.

مطبوعات آزاد- چگونه این اتفاق افتاد؟

زیوگانوف- شی جین پینگ در سال ۲۰۱۳ با دانشجویان دانشکدۀ دولتی روابط بین‌الملل مسکو صحبت کرد. او به صراحت اعلام کرد که در این جهان، همۀ کشورها به هم پیوسته‌اند و بیش از هر زمان دیگری با یکدیگر همبسته هستند. و این واقعیت است که بشریت به تدریج به یک اجتماع دارای سرنوشت مشترک تبدیل می‌شود.

این، یک ایدۀ به شدت جذاب است و به «خودگردانی» و استقلال هیچ‌کس تعدی نمی‌کند. بلکه، با در نظر گرفتن سنت‌ها، زبان‌ها و باورهای مختلف، ایجاد دنیای جدیدی را پیشنهاد می‌کند. دنیایی که سرنوشت آن در دست همۀ کشورها باشد؛ در آن کشورها قواعد بین دولتی را با هم بنویسند؛ در آن مسائل جهانی شدن با هم بررسی شود و نتایج توسعه در دسترس همگان قرار گیرد.

شی جین پینگ این ایده‌ها را طی سخنرانی خود در مقر سازمان ملل متحد در ژنو در ژانویۀ ۲۰۱۷ مورد تأکید قرار داد. سپس آن‌ها در نوزدهمین کنگرۀ حزب کمونیست چین به طور کامل توسعه یافتند. و من مطمئنم که در طول کنگرۀ بیستم باز هم توسعه خواهند یافت.

مطبوعات آزاد- این ایده‌ها به روسیه ربط دارند؟

زیوگانوف- آن‌ها برای کشور ما، هر روز بیشتر از روز پیش مرتبط می‌شوند. رئیس جمهور پوتین در اکتبر ۲۰۲۱ در مجمع اقتصادی والدای به خبرنگاران گفت که مدل موجود سرمایه‌داری خود را فرسوده کرده است. ادامۀ این مسیر ممکن نیست. بنای زندگی شایسته برای همۀ مردم بر شالودۀ اساساً جدید ضرورت دارد و باید روی دغدغه‌ها و نیازهای انسان تمرکز کرد.

شی جین پینگ کل سیاست خود را بر روی این اصل بنا کرده است: «انسان باید در مرکز قرار گیرد، هدف اصلی، انسان است، فضیلت بی‌کس نخواهد ماند». این، موضع شی جین پینگ را به طور کامل منعکس می‌کند. آخرین ایده در دوران باستان توسط کنفوسیوس بیان شد و اکنون شی جین پینگ آن را به طور کامل مجسم می‌سازد.

همانطور که کارل مارکس نوشت، ایده‌ها زمانی که توسط توده‌ها جذب شوند، به نیروی مادی تبدیل می‌شوند. و امروزه ایدۀ یک زندگی شایستۀ انسانی، سازماندهی یک زندگی صلح‌آمیز بر روی کرۀ زمین، روز به روز دامنۀ گسترده‌تری پیدا می‌کند.

تصادفی نیست سه مجمعی که بطور همزمان در آستانه برگزار می‌شود، در آن کشورهای حوزۀ آوراسیا برای ایجاد نظم جدید- در واقع، نظم مخالف تهاجم جهانی کوشش می‌کنند.

مطبوعات آزاد- جوهرۀ برخورد این جهان‌بینی‌ها چیست؟

زیوگانوف- جهانی‌سازی به سبک آمریکایی، جنگ جدیدی را که برای پاک کردن بدهی ملی هنگفت ایالات متحدۀ آمریکا طراحی شده، تحمیل می‌کند. آن‌ها به اوکراین به عنوان سکوی پرشی بمنظور ایجاد مشکلات برای روسیه و برای به خون کشیدن اروپا نیاز دارند.

علاوه بر این، آمریکایی‌ها از ارتکاب هیچ جنایتی فروگذاری نمی‌کنند، نه با انفجار نورد استریم، نه با تخریب اقتصاد آلمان و نه با تحریکات تروریستی علیه کشور ما- از قتل داشا دوگینا تا انفجار پل کریمه و گلوله‌باران مناطق مسکونی بلگورود که انجام می‌دهند!

حزب کمونیست چین نمونه‌ای از اصلاحات سازنده در این زمینه است.

مطبوعات آزاد- آیا در مورد موضوعات مورد بحث در کنگرۀ حزب کمونیست چین با مطبوعات مصاحبه خواهید کرد؟

زیوگانوف- بله، در آستانۀ کنگره، من با بزرگترین رسانۀ چینی مصاحبه‌های طولانی انجام داده‌ام و در مورد این رویداد تاریخی در مطبوعات خود نیز به تفصیل اظهار نظر خواهم کرد. توجه داشته باشید که از ابتدای دهۀ ۱۹۹۰، من به طور منظم، هر ۲-۳ سال یکبار، از چین بازدید کرده‌ام. با همۀ رهبران آن- زیانگ زمین، هو جین تائو و شی جین پینگ زمانی که هنوز شهردار شانگهای بود، ملاقات و مذاکره کرده‌ام.

ما یک تفاهم‌نامۀ همکاری بین حزب کمونیست فدراسیون روسیه و حزب کمونیست چین و همچنین تعدادی توافقنامه امضاء کرده‌ایم. این اسناد مبنای کار مشترک قرار گرفت. هیأت‌های ما از چین بازدید کردند؛ در آنجا آموزش دیدند؛ مطالعه کردند؛ با تجربه منحصر به فرد اصلاحات و تحولات آشنا شدند. این تعامل قبل از هر چیز از طریق انجمن دوستی روسیه و چین که توسط معاون اول حزب، ایوان ملنیکوف رهبری می‌شود، انجام گرفت.

معاون دیگر حزب، دیمیتری نویکوف، به طور مرتب از چین بازدید می‌کند و در دانشگاه‌های چین سخنرانی می‌کند. رفقا و همکاران دیگرم: کاشین، خاریتونوف، ساوتسکایا، کالامیتسوف، آفونین، کلاشنیکوف، ایزاکوف از نزدیک در سمت چین کاری می‌کنند.

ناگفته نماند که ویتنام، کوبا، لائوس و کره دموکراتیک نیز در کنار چین نقش بزرگی در تقویت سیاست توسعۀ اجتماعی ایفاء می‌کنند. آنها مهمترین مأموریت‌ها را در راستای استقرار اصول سوسیالیسم و ​​توسعۀ مستقل انجام می‌دهند. همۀ این‌ها به گنجینۀ مشترک کار صلح‌آمیز و خلاقانه- به نام آینده همۀ بشریت افزوده می‌شود.

۲۵ مهر-میزان ۱۴۰۲

منابع:

وب‌سایت حزب کمونیست فدراسیون روسیه




مترسک سازمان ملل متحد-و تناسخ بابل

یوری باریسوف (YURI BORISOV)

ا. م. شیری

سازماندهی «رأی‌گیری جهانی علیه روسیه» توسط ایالات متحدۀ آمریکا خبر از چه می‌دهد؟

چنین حقی به هیچ کس در جهان داده نشده است که ارادۀ خود را به دیگران دیکته کند. بویژه اینکه، بدون توضیح معنای «مواعیظ» خود، وقیحانه دیکته کند. و این هم یک «موعظه» از واعظ «حقیقت در بالاترین جایگاه»:

بایدن، رئیس جمهور آمریکا گفت: «جهان با رأی‌گیری در مجمع عمومی سازمان ملل متحد نشان داد، که متحدتر و مصمم‌تر از هر زمان دیگری است که روسیه را به خاطر تخلفاتش پاسخگو کند».

رئیس جمهور آمریکا افزود: «خطرات این درگیری برای همه واضح است و جهان در پاسخ به آن هشدار روشنی داد: روسیه نمی‌تواند یک کشور مستقل را از نقشۀ جهان حذف کند. روسیه نمی‌تواند با زور مرزها را تغییر دهد. روسیه نمی‌تواند خاک کشور دیگری را به عنوان قلمرو خود تصرف کند».

بایدن از چه صحبت می‌کند؟ «رأی جهانی علیه روسیه» که توسط آمریکایی‌ها در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ۱۲ اکتبر تقلب شد، توسط سازمان‌دهندگان آن به عنوان نقطۀ شروع بزرگترین «عملیات ویژه» تلقی می‌شود. اکنون نتیجۀ رأی‌گیری توسط غرب برای اخراج کامل روسیه از این سازمان بین‌المللی، از جمله، برای سلب حق وتو در شورای امنیت سازمان ملل متحد استفاده خواهد شد. یا به الغای حق وتو، که غرب جمعی در چارچوب سازمان ملل متحد یک «ماشین رأی» بی دردسر برای منافع خود تشکیل داده است، مطلقاً نیازی ندارد.

این کار به این منظور انجام می‌شود که غرب در نظر دارد یک مکانیزم «قانونی» به دست بگیرد که ظاهراً به بالاترین مجموعۀ حقوق بین‌الملل شباهت دارد و بواسطۀ آن می‌تواند سرنوشت هر کشور مفروض را با اکثریت سادۀ آراء کشورهای تحت کنترل آمریکا تعیین کند یا «بنام سازمان ملل متحد» به آن اعلام جنگ نماید.

این، یک کار ساده نیست. اما غرب، علیرغم اینکه موانع زیادی بر سر راه این اقدام وجود دارد، برای حل آن سعی خواهد کرد. اولین آن‌ها منشور سازمان ملل متحد است که هیچ مکانیزمی برای سلب اختیارات روسیه، از جمله، حق وتو در آن پیش‌بینی نشده است. با این حال، چکه‌های آب سنگ را سوراخ می‌کند و غرب مدام در این مسیر قدم برمی‌دارد. و این یکی از آخرین قدم‌هاست.

۲۶ آوریل سال ۲۰۲۲ نمایندگان هفتاد و ششمین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد به ابتکار لیختن‌اشتاین قطعنامه‌ای را تصویب کردند که در آن گفته می‌شود: «مجمع عمومی مقرر می‌دارد که رئیس مجمع عمومی موظف است ظرف ۱۰ روز کاری پس از اعمال حق وتو توسط یک یا چند عضو از اعضای دائم شورای امنیت، جلسۀ رسمی برای بحث در مورد وضعیت وتو تشکیل دهد مشروط بر اینکه مجمع عمومی در همین مورد جلسۀ فوق‌العاده تشکیل ندهد».

اگرچه این قطعنامه بر اختیارات اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل در استفاده از حق وتو تأثیر نمی‌گذارد، اما حرکتی است در جهت منافع غرب برای برچیدن بنیان سازمان ملل متحد! بنیان‌کنی گسترش و عمق خواهد یافت. غرب اکنون به این نتیجه رسیده است، که سازمان ملل متحد که در سال ۱۹۴۵ تأسیس شد، دیگر «با ارادۀ مردم جهان مطابقت ندارد». بر این اساس، لیختن‌اشتاین یا ترینیداد و توباگو، از طرف ایالات متحدۀ آمریکا خواستار «اصلاحات بنیادی» می‌شوند تا ماشین رأی آمریکایی با ظرفیت کامل راه‌اندازی شود و سلطۀ غرب تحت پوشش ساختگی سازمان ملل ادامه یابد.

همۀ این‌ها پیشتر، از جمله برای کشور ما اتفاق افتاده است. در اوایل دهه ۱۹۵۰، رهبری اتحاد شوروی خرابکاری‌های غرب علیه سازمان ملل متحد را که قصد داشت این بزرگترین سازمان بین‌المللی را تحت کنترل کامل خود دربیاورد، محکوم کرد.

از گفتگوی یوسف ویساریونویچ استالین با خبرنگار روزنامۀ پراودا بتاریخ ۱۷ فوریه ۱۹۵۱: «سازمان ملل متحد که به عنوان سنگر صلح تأسیس شده، در حال تبدیل شدن به یک سلاح جنگی، به ابزاری برای آغاز یک جنگ جهانی جدید است. هستۀ متجاوز سازمان ملل از ده کشور عضو پیمان متجاوز آتلانتیک شمالی (ایالات متحدۀ آمریکا، انگلیس، فرانسه، کانادا، بلژیک، هلند، لوکزامبورگ، دانمارک، نروژ و ایسلند) و بیست کشور آمریکای لاتین (آرژانتین، برزیل، بولیوی، شیلی، کلمبیا، کاستاریکا، کوبا، جمهوری دومینیکن، اکوادور، السالوادور، گواتمالا، هائیتی، هندوراس، مکزیک، نیکاراگوئه، پاناما، پاراگوئه، پرو، اروگوئه و ونزوئلا) تشکیل شده است. نمایندگان این کشورها اکنون در حال تصمیم‌گیری دربارۀ سرنوشت جنگ و صلح در سازمان ملل متحد هستند. آن‌ها بودند که در سازمان ملل متحد تصمیم ننگین در بارۀ تجاوزگری جمهوری خلق چین گرفتند.

مشخصۀ نظم کنونی در سازمان ملل این است که مثلاً جمهوری کوچک دومینیکن در آمریکا، با تقریباً دو میلیون نفر جمعیت، اکنون در سازمان ملل متحد وزنی برابر با هند دارد و وزن آن بسیار بیشتر از جمهوری خلق چین است که از حق رأی در آن سازمان محروم شده است.

به این ترتیب، سازمان ملل متحد با تبدیل شدن به ابزار جنگ تهاجمی، دیگر یک سازمان جهانی متشکل از ملل با حقوق مساوی نیست. در واقعیت امر، امروز سازمان ملل متحد بیش از اینکه یک سازمان جهانی باشد، یک سازمان آمریکایی است و به دستور متجاوزان آمریکایی عمل می‌کند. نه تنها ایالات متحدۀ آمریکا و کانادا برای راه انداختن یک جنگ جدید تلاش می‌کنند، حتی بیست کشور آمریکای لاتین نیز برای اینکه فئودال‌ها و بازرگانان آن‌ها برای فروش کالا تشنۀ یک جنگ جدید در جایی در اروپا یا آسیا هستند، در این مسیر حرکت می‌کنند تا بحساب فروش کالا به کشورهای متخاصم با قیمت‌های فوق‌العاده بالا، از این تجارت خونین میلیون‌ها درآمد کسب کنند. این واقعیت بر کسی پوشیده نیست که نمایندگان بیست کشور آمریکای لاتین اکنون مطیع‌ترین و متحدترین ارتش ایالات متحدۀ آمریکا در سازمان ملل هستند.

بدین ترتیب، سازمان ملل در حال گام برداشتن در مسیر بی‌شکوه جامعه ملل است. از این رو، اقتدار اخلاقی خود را دفن می‌کند و خود را به فروپاشی محکوم می‌کند».

استالین درست و دقیق دید. حداکثر چیزی که غرب مدرن می‌تواند در تلاش برای تکرار ماجراجویی بیش از ۷۰ سال پیش به دست آورد، بازگرداندن سازمان ملل متحد به الگوی جامعه ملل قبل از جنگ است، که نتیجۀ آن سیاست، جنگ جهانی دوم بود.

آیا غرب برای آغاز جنگ جهانی سوم عجله دارد؟ از دادن پاسخ خودداری می‌کنیم.

بر اساس کتاب عهد عتیق دانیال نبی، در جشن پادشاه بلشصر بابل، اندکی پیش از سقوط بابل، نوشته‌های آتشین بر دیوار ظاهر شد: «منا، ثقیل، فرسین». دانیال نبی معنی آن نوشته‌ها را برای پادشاه آشکار کرد: «منا- خدا روزهای پادشاهی تو را شمرده و به آن پایان داده است. ثقیل- خدا تو را در ترازوی خود وزن کرده و بسیار سبک یافته است. فرسین- مملکت تو را تقسیم خواهد کرد به مادها و پارس‌ها خواهد داد».

بابل نیز قبل از نابودی، خود را مرکز جهان تصور می‌‌کرد…

پرسشی برای اندیشیدن

نخستین سؤالی که به دنبال رأی‌گیری علیه فدراسیون روسیه در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به ابتکار شاهزاده‌نشین لیختن‌اشتاین با ۱۶۰ کیلومتر مربع وسعت و ۳۷ هزار نفر جمعیت به ذهن می‌رسد، این است:

چرا مجمع عمومی سازمان ملل متحد به ابتکار همین شاهزاده‌نشین یا دیگر مشابهان آن حتی قطعنامه‌ در محکومیت امپریالیسم آمریکا، که سر به سر تاریخش را در جنگ علیه بشریت به سر برده؛ مرتکب قتل‌عام، نسل‌کشی و کشتارهای میلیونی گردیده؛ در ده‌ها کشور جهان کودتای خونین ضدملی انجام داده و یا در همین تاریخ نزدیک، به کشورهای زیادی، از جمله، به یوگسلاوی، سودان، سومالی، افغانستان، عراق، لیبی، سوریه، یمن و تعدادی دیگر حمله برده؛ آن‌ها را اشغال و ویران نموده؛ به آشوب و هرج و مرج کشیده و تعدادی از آن‌ها را تجزیه و تقسیم کرده است، تصویب نکرده‌ است؟

۲۴ مهر-میزان ۱۴۰۲




قالب‌بندی شعور به واسطۀ شبکه‌های اجتماعی

آگنیا کرنگل (Agniya KRENGEL)

ا. م. شیری

ترکیب اطلاعات در حال گردش در شبکۀ فیسبوک را دفتر تحقیقات فدرال (FBI) تعیین می‌کند

فدرالیست می‌نویسد: «آمریکا دسترسی شهروندان خود به اطلاعات در اینترنت را به دقت تنظیم می‌کند. مقامات فدرال در تبانی با صاحبان شبکه‌های اجتماعی، هر چیزی را که کاربران می‌بینند، می‌شنوند، می‌خوانند، کنترل می‌کنند». نویسندۀ مقاله، جوی پولمن، تصریح می‌کند که «ترور اطلاعاتی، عاقبت اجتناب‌ناپذیر دولت‌های پلیسی است».

یکی از مقامات سازمان ملل متحد طی مصاحبه‌ای که در شبکه‌های اجتماعی انتشار ویروسی نامیده شد، اذعان کرد که سازمان او «با گوگل همکاری می‌کند» تا موتور جستجوی پیشرو جهان را برای «تغییر آب و هوا» تنظیم نماید (مطمئنا نه تنها در مورد این تقاضا). و معلوم می‌شود که «نظر خود» کاربر از ده‌ یا بیست پاسخ نشان داده شده در صفحات اول یا دوم جستجو شکل گرفته است. گوگل ۸۱ درصد از جستجوهای اینترنتی و همراه با فیسبوک، سه چهارم ترافیک جهان را کنترل می‌کند. توییتر از نظر ترافیک متوسط ​​است، اما در عین حال، بسیار تأثیرگذار است.

با کمک این بزمجۀ اطلاعاتی، می‌توان بیشتر داده‌هایی نامطلوب برای «بالا» را بدون اینکه به کاربران اجازه درک داده شود، جذب کرد و یک دیدگاه از پیش تعیین شده در مورد هر چیز یا هر کسی را شکل داد. بر این اساس، شعور یک فرد و توده‌های بزرگ انسانی در اختیار کسانی قرار می‌گیرد که جریان اطلاعات را کنترل می‌کنند. فیسبوک، یوتیوب، اینستاگرام، لینکدین، توییتر و دیگر «مدافعان آزادی بیان» در این پردازش نقش ایفا می‌کنند.

در غرب صحبت‌های زیادی در بارۀ محدودیت‌ شهروندان روسیه و چین برای دسترسی به اطلاعات می‌شود. آری، چین اجازه نمی‌دهد گوگل یا فیسبوک از سپر طلایی‌اش عبور کند. اما غرب نمی‌خواهد بپذیرد که شبکه‌های اجتماعی و موتورهای جستجوی آمریکایی مدت‌هاست به انحصارات تبدیل شده‌اند. آن‌ها در انتخابات مداخله می‌کنند و با پنهان کردن اطلاعات نامطلوب برای ایالات متحدۀ آمریکا، اطلاعات مورد نیاز برای آن را در صفحه اول، در جایی که بلافاصله توجه خواننده را جلب کند، برجسته می‌کنند.

زمانی مارک زاکربرگ صدها میلیون دلار برای فعالان حزب دموکرات آمریکا هزینه کرد تا وارد کمیسیون‌ انتخابات دولتی در سال ۲۰۲۲ شوند. صاحب یکی از قدرتمندترین شبکه‌های اجتماعی طی یک ویدیوی خود اعتراف کرد که این دفتر تحقیقات فدرال است که تصمیم می‌گیرد کاربران چه اطلاعاتی را در فیسبوک با یکدیگر به اشتراک بگذارند [دارندگی و برازندگی! زاکربرگ پول دارد و میلیون‌ها دلار برای شکل‌دهی شعور هزینه می‌کند. مثل منِ آسمان جل نیست، که یک حرف از هزار حرف حق‌اش به گوش کسی نرود. م].

افشاگری‌های زاکربرگ فقط نوک کوه یخ است. دفتر تحقیقات فدرال و دیگر سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا نیازی به فیلتر کردن داده‌های فیس‌بوک ندارند. زیرا می‌دانند که خود شبکه‌های اجتماعی از جلب رضایت «مسئولان» عاجز نیستند. مقامات آزادند انتخاب کنند که چه چیزی در فعالیت‌هایشان عمومی بشود، چه چیزی نشود. می‌توان در مورد «تبانی پوتین و ترامپ» در وب موش دوانید و یا می‌‌توان هزاران خبر جعلی در مورد «جنایت‌های مهاجمان روس در سرزمین‌های اشغالی» منتشر کرد و در مورد «بوچا» افسانه‌ها ساخت. شبکه‌های اجتماعی ابزارهای چند منظوره هستند.

دفتر تحقیقات فدرال در سطح دولتی در انتخابات مداخله می‌کند و نامزدها را به دلیل عقاید سیاسی‌شان تحت تعقیب قرار می‌دهد. حتی خانۀ رئیس جمهور سابق را به اتهامات مضحک بازرسی کرد. امیلی فینلی در مقالۀ خود تحت عنوان «دموکراسی از نخبگان و برای نخبگان» می‌نویسد: «سخنرانی پرزیدنت بایدن در اول سپتامبر در فیلادلفیا در خصوص «وحدت»، نمونۀ بارز سردرگمی پیرامون چیستی دموکراسی است… عبارت تهدید دموکراسی آمریکایی این روزها به قدری رایج شده که معنایش را از دست داده است و تنها ایدئولوژی مسلط را در بر می‌گیرد- ایدئولوژی آنقدر فراگیر شده است که دیگر مورد توجه قرار نمی‌گیرد. آن، مانند هوایی است که ما تنفس می‌کنیم».

امیلی فینلی ادامه می‌دهد: این تفسیر سست و آرمان‌گرایانه از حکومت مردمی، افراد عادی را تحقیر می‌کند و اهرم‌های قدرت را در کادر به اصطلاح متخصص قرار می‌دهد، که با دقت انتخاب شده‌اند. در چارچوب این ایدئولوژی، مفاهیم «دموکراسی» و «مردم» تنها یک پوشش بلاغی برای ارادۀ نخبگان است. فقط به سانسور «اطلاعات غلط» در شبکه‌های اجتماعی در حمایت از «دموکراسی» و «آزادی بیان» توجه کنید. چگونه است که سانسور به حمایت از آزادی بیان تظاهر می‌کند؟ اما این از خیلی وقت پیش معلوم بود…

الکسی دو توکویل پیش‌بینی کرد که دیر یا زود حکومت واقعی مردمی در آمریکا با «قدرت نامحدود دولت قیوم» جایگزین خواهد شد. او معتقد بود که مردم این قیمومیت را تحمل خواهند کرد. زیرا، متقاعد می‌شوند که «انتهای زنجیر» در دست آن‌هاست. «استبدادهای نرم» امروزی در حال تغییر ساختار جمهوری ما هستند. اما، همچنان از واژگان دموکراتیک استفاده می‌کنند. آیا راه بهتری برای خنثی کردن ناراضی‌ها غیر از اینکه آن‌ها را «تهدیدی برای دموکراسی ما» اعلام کنیم، وجود دارد؟ این یا آن واژگان نیز ابزاری برای دستکاری شعور است.

راه‌های زیادی برای خنثی کردن مخالفان سیاست «استادان گفتمان»، از اتهامات ساختگی گرفته تا نظارت غیرقانونی توسط دفتر تحقیقات فدرال «با بهترین انگیزه‌ها» وجود دارد. دولت بایدن اعلام کرد که هرگونه مخالفت با سیاست‌هایش را «تروریسم داخلی» تلقی خواهد کرد. اعلان جنگ علیه «تروریست‌های داخلی»، اختیارات نهادهای فدرال را برای پیگرد قانونی شهروندانی که ظاهراً «تهدیدی برای امنیت ملی شمرده می‌شوند»، تا بی‌نهایت گسترش می‌دهد.

ترور عاقبت دولت‌های پلیسی است. ایده‌های «بازسازی بزرگ» در برابر چشمان تمام جهان تحقق می‌یابد. برای انجام این کار، کافی است از شبکه‌های اجتماعی به‌مثابه بلندگوهای «عقاید مردمی» که بر اساس الگوهای تأمین منافع مقامات شکل گرفته‌اند، استفاده کنیم. در شرایط کنترل شدید اطلاعات، انتخابات آزاد به یک داستان تخیلی تبدیل می‌شود. و شهروندان حتی به بحث در این مورد که آیا دادن چنین اختیاراتی به خدمات فدرال ارزش دارد یا خیر، مجاز نیستند.

آیا آمریکایی‌ها زمانی خواهند فهمید که در یک دولت توتالیتر، الگویی که غرب برای چندین دهه از آن ترسیده است و آزادتر از «چین کمونیستی» نیست، زندگی می‌کنند؟ (گذشته از اینکه چین واقعی شباهتی به آن تصویر ندارد که ارائه می‌دهند). اگر همه چیز در همان محدودۀ تعریف شده توسط غول‌های اطلاعاتی باقی بماند، با قطعیت می‌‌‌توان گفت: نه، آنها متوجه نخواهند شد! ***

۲۲ مهر-میزان ۱۴۰۱




حزب تودۀ ایران: درود پرشور بر کارگران پروژه‌ای شاغل در پتروشیمی بوشهر و کارگران پیمانی فاز دوم پالایشگاه آبادان

پیش به‌سوی تدارک و سازماندهی اعتصاب‌های کارگری و اعتصاب عمومی

بر اساس گزارش های رسیده کارگران پیمانی و قراردادموقت شاغل در پروژه های میدان های نفتی و گاز واقع در پارس جنوبی (عسلویه- استان بوشهر) کارگران پیمانی فاز دوم پالایشگاه آبادان امروز ۱۸ مهرماه در همراهی با جنبش اعتراضی سراسری مردم، دست از کار کشیده و اعلام اعتصاب کردند.

اعلام اعتصاب کارگران پیمانی شاغل در بخش صنایع نفت در عسلویه، و کارگران پیمانی فاز دوم پالایشگاه آبادان پس از فراخوان چندی پیش شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان به‌اعتصاب و تعطیلی مدارس، دومین گام مهم به‌سوی سازماندهی رشته‌اعتصاب‌های فلج‌کننده به‌هدف امکان‌پذیرساختن اعتصاب عمومی است. طبقه کارگر و دیگر زحمتکشان میهن ما درطول سالیان اخیر بارها با اعتراض و اعتصاب‌های خود نه‌تنها خواستار تامین منافع صنفی – رفاهی خود بلکه خواهان تامین و تضمین حقوق دیگر لایه‌های اجتماعی مخالف دیکتاتوری حاکم بوده‌اند.

مبارزه کارگران و زحمتکشان علیه برنامه خصوصی‌سازی، آزادسازی قیمت‌ها و برنامه‌های اقتصادی ضدمردمی هم‌چون برنامه هدفمندی یارانه‌ها و جراحی اقتصادی که اینک توسط دولت ضدملی ابراهیم رئیسی به‌اجرا درآمده، مضمون و خصلت سیاسی داشته و رویارویی با دیکتاتوری حاکم و سمت‌گیری اقتصادی – اجتماعی آن بوده‌است.

اعتصاب کارگران پیمانی شاغل در بخش صنایع نفت در عسلویه، و کارگران پیمانی فاز دوم پالایشگاه آبادان می‌تواند آغاز رشته ‌اعتصاب‌های کارگری در اوضاع حساس کنونی و به‌سود ارتقاء سطح جنبش مردمی علیه دیکتاتوری حاکم باشد. اعتصاب‌های کارگری توانایی توده‌های مردم و جنبش‌های اجتماعی نظیر جنبش دلیرانه زنان، دانشجویان و جوانان را بالا برده و زمینه‌های ژرفش بیشتر جنبش سراسری اعتراضی کنونی را فراهم می‌سازد.

تدارک و سازماندهی زمینه های ضرور اعتصاب‌ها دراین مقطع زمانی حساس می‌باید بسیار هوشیارانه، متشکل و به‌دور از هرگونه پراکندگی باشد. می‌توان با اتحادعمل فراگیر پیوند ضرور با جنبش اعتراضی سراسری مردم را پدید آورد. امری که حکومت جمهوری اسلامی به‌شدت ازآن وحشت دارد.

طبقه کارگر ایران با  پیگیری مطالبات برحق و دیرینه خود  ضمن تاکید بر منافع طبقاتی خویش از منافع همه جنبش، خواسته‌های زنان دلیر، دانشجویان و جوانان قهرمان که در دانشگاه‌ها و محلات در برابر ماشین سرکوب مقاومت می‌کنند، دفاع می‌کند. آغاز اعتصاب کارگران پیمانی شاغل در بخش صنایع نفت در عسلویه، و کارگران پیمانی فاز دوم پالایشگاه آبادان در اوضاعی که رژیم با ددمنشی به‌سرکوب ادامه می‌دهد و با بازداشت‌های گسترده می‌کوشد صدای جنبش اعتراضی را خفه کند، از اهمیت فوق‌العاده برخوردار است. حزب توده ایران، حزب طبقه کارگر ایران با حمایت قاطع از اعتصاب کارگران پیمانی شاغل در  پروژه های مربوط به صنایع نفت و پتروشیمی، همه کارگران و زحمتکشان فکری و یدی را به پشتیبانی از این اعتصاب، اتحادعمل فراگیر و تشدید مبارزه با تدارک و سازماندهی زمینه برپایی اعتصاب‌های سازمان‌یافته فرا می‌خواند.

پیروز باد مبارزه مردم ایران علیه دیکتاتوری حاکم!

پیش به‌سوی گسترش و هماهنگی اعتراض‌ها و تدارک اعتصاب عمومی!

درود آتشین بر کارگران پیمانی صنایع نفت و گاز و پتروشیمی و همه کارگران و زحمتکشان میهن ما!

حزب توده ایران




پیام هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)
بنیان‌گذاری حزب تودهٔ ایران، دستاوردی بزرگ برای چپ در میهن ما

به مناسبت ۱۰ مهر، روز بنیان‌گذاری حزب تودهٔ ایران

رفقای گرامی!

دهم مهرماه هشتادویکمین سال‌گرد بنیان‌گذاری حزب تودهٔ ایران، قدیمی‌ترین حزب طرف‌دار صلح و آزادی و دموکراسی و عدالت اجتماعی و سوسیالیسم در میهن‌مان را به شما و همۀ توده‌ای‌ها تبریک می‌گوییم. تاثیرات عمیق حزب تودۀ ایران طی سال‌های دراز در عرصه‌های مختلف مبارزه در راه صلح و آرمان‌های سوسیالیستی، پایه‌گذاری جنبش‌ها و نهادهای مدنی، سازمان‌دهی کارگران و دهقانان و دیگر زحمت‌کشان ایران، و مشارکت در همۀ عرصه‌های حیات سیاسی کشور غیر قابل انکار و با وجود فراز و فرود‌های سیاسی در مبارزه حامل تجاربی بسیار ارزش‌مند است.

طیف وسیع روشنفکران، اندیشه‌ورزان و فرهنگ‌سازان پرورش یافته در دامن حزب تودۀ ایران یا در پیوندی با آن، خدماتی شایان در تاریخ فرهنگی، اجتماعی و سیاسی میهن ما داشته‌اند.

هم‌چنین حزب تودهٔ ایران مهم‌ترین رکن پیشینهٔ تاریخی ایران در طرح امر خطیر حضور زنان در جامعه، برابری زنان و تأمین حقوق آنان بوده است. تأکید بر این امر و اهمیت تاریخی مبارزه در راه آن به ویژه امروز قابل تأمل است که در ایران خیزش و برآمدی در جریان است که برای نخستین بار در تاریخ، زنان ایران نقشی به شدت چشم‌گیر و فائق در آن دارند.

هشت دهه مبارزه در راه آزادی و سمت‌گیری مردمی و سوسیالیستی حزب تودۀ ایران در شرایط بغرنج جایگاه ایران در صحنۀ تعارض قدرت‌ها و دشمنی امپریالیسم با تحول ترقی‌خواهانه در کشور ما، البته با هزینه‌های گزاف و سرکوب وحشیانۀ حکومت‌های دیکتاتوری شاه و استبداد ولایی جمهوری اسلامی و یورش آنان به حزب و دستگیری و شکنجه و اعدام مبارزین پرشور توده‌ای همراه بوده است. بر همهٔ ماست که از جان‌باختگان توده‌ای و همهٔ رفقایی که در راه این مبارزه جان و جوانی خود را سرمایه کرده‌اند، یاد کنیم و نام آنان را بزرگ بداریم.

هم سویی و پیوندهای نزدیک سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت) و حزب تودۀ ایران در مبارزه  در راه آرمان‌های سوسیالیستی و برای استقرار آزادی و دموکراسی و عدالت اجتماعی و در مقابله با توطئه‌های امپریالیستی علیه مبارزات مردم میهن ما نیز نه فقط بر پایۀ آرمان‌های مشترک بلکه در تلاش دوشادوش مبارزین فدایی و توده‌ای در پیکار برای بهروزی مردم ایران و نیز ایستادن در کنار یکدیگر در زندان‌های شاه و شکنجه‌گاه‌های مخوف شاه و جمهوری اسلامی و اعدام پرشمار رفقای فدایی و توده‌ای و تا جان‌های شریف و شیفته آرمیده زیر خاک خاوران امتداد دارد.

هم اینک نیز تلاش و پیکار ما در سازماندهی مبارزه‌ای یک‌پارچه برای رهایی میهن از چنگ ولایت فقیه و در راه برپایی ایرانی آزاد و آباد سویه‌های مشترک بسیار دارد. اوضاع و حوادث متلاطم کشور نیز از ما می‌طلبد تا تلاش و همکاری‌های ممکن در راه اشتراک عمل چپ و همه نیروهای ملی و دموکراتیک کشوررا فشرده‌تر پی گرفته و تقویت نماییم.

یک بار دیگر سال‌گرد بنیان‌گذاری حزب تودۀ ایران، یکی از ریشه‌دارترین احزاب چپ ایران را به شما رفقا و یاران گرامی خجسته‌باد می‌گوییم و برای شما در راه رسیدن به آرمان‌های انسانی، برابری‌خواهانه و صلح‌دوستانه و سوسیالیستی آرزوی موفقیت داریم.

یک‌شنبه، ۱۰ مهر ۱۴۰۱ (۲ اکتبر ۲۰۲۲ میلادی)

هیئت سیاسی – اجرایی سازمان فداییان خلق ایران (اکثریت)




شادباش کمیتۀ مرکزی حزب تودۀ ایران به ‌مناسبت هشتادویکمین سالگرد بنیادگذاری حزب

پرچم پیکار حزب کارگران و زحمتکشان، حزب مبارزان راه آزادی، حزب مبارزان راه رهایی زنان از یوغ تبعیض جنسی و جنسیتی، حزب مدافعان رهایی خلق‌های ایران، حزب مدافعان استقلال، صلح و عدالت اجتماعی،‌ همچنان در اهتزا است!

هم‌میهنان گرامی!

با فرارسیدن دهم مهرماه ۱۴۰۱، هشتادویک سال از بنیادگذاری حزب تودۀ ایران می‌گذرد. تاریخ هشتادویک‌سالهٔ حزب تودهٔ‌ ایران تاریخی پرفرازونشیب از مبارزۀ بی‌امان با بی‌عدالتی، استعمار، امپریالیسم، و بخشی جدایی‌ناپذیر از مبارزات مردم میهن ما برای دستیابی به آزادی، استقلال، و عدالت اجتماعی بوده است. تاریخ هشتادویک‌سالهٔ حزب تودۀ ایران تاریخ دستاوردهایی چشمگیر و شکست‌هایی دردناک و تاریخی فراموش‌ناشدنی از فداکاری‌های اسطوره‌ای بی شمار از قهرمانان خاموش خلق است، قهرمانانی که برای رهایی میهن و ملت از استبداد از هیچ فداکاری و از خود گذشتگی‌ای دریغ نورزیدند.

در خردادماه ۱۴۰۱ همچنین هفتمین کنگرۀ حزب تودۀ ایران (کنگرۀ خاوری) در یکی از حساس‌ترین دوره‌های تاریخ فعالیت حزب به‌طرزی پرشور و موفقیت‌آمیز و در وضعیتی برگزار شد که رژیم جمهوری اسلامی و دشمنان رنگارنگ حمله‌های همه‌جانبه‌شان بر ضد حزب  را تشدید کرده بودند. چهل سال پس از یورش ددمنشانهٔ رژیم جنایتکار ولایت فقیه در ۱۳۶۱ دستگاه‌های امنیتی حکومت به‌هدف نابودی کامل حزب یا تبدیل آن به ابزاری به‌منظور تبلیغ سیاست‌های ضد مردمی و ضد ملی جمهوری اسلامی لحظه‌ای از توطئه و تلاش‌های آشکار و پنهان‌شان نکاسته‌اند.

واقعیت امر این است که امپریالیسم و ارتجاع از همان سال‌های نخست حیات حزب تودۀ ایران طرح و اجرای توطئه‌هایی پی‌درپی برای رویارویی با مبارزات سیاسی‌اجتماعی و روشنگرانهٔ حزب ما و ریشه‌کن کردن آن از جامعه را سازمان‌دهی کرده‌اند. بقا و ادامهٔ فعالیت حزب تودهٔ ایران در هشتادویک سال گذشته درحالی که بخشی عمده‌ از عمر مبارزات آن تا زمان حاضر در شرایط دشوار حمله‌های وسیع و وحشیانهٔ امپریالیسم و ارتجاع و فعالیت به‌صورتی “غیرقانونی” و غیرعلنی سپری شده است خود گواهی آشکار از اصالت اجتماعی حزب و ریشه‌دار بودن آن در جامعه است. هدف ارتجاع و امپریالیسم در سراسر حیات طولانی حزب، حمله به شالوده‌های انقلابی و مترقی نظری و سیاسی حزب و محروم کردن جامعهٔ ما از تجربه و توان حزب در آگاهی‌رسانی به زحمتکشان و سازمان‌دهی و هدایت مبارزات صنفی و سیاسی کارگران و توده‌های محروم در راه رسیدن به حقوق راستین‌شان بوده است.

هم‌میهنان گرامی!

هشتادویکمین سالگرد بنیادگذاری حزب تودهٔ ایران در اوضاع‌واحوالی فرا می‌رسد که در بیش از هشتاد شهر کشورمان مردم جان به‌لب رسیده از سرکوب و فاجعهٔ ادامهٔ حکومت فاسد و ظالم جمهوری اسلامی همراه اعتراض‌هایی بی‌سابقه قیام کرده‌اند و با شعارهای‌شان به‌صراحت خواهان گذار از حاکمیت ضد ملی و ضد مردمی کنونی  به‌سوی حکومتی ملی و دموکراتیک هستند. با همهٔ سرکوب شدید و خونین این اعتراض‌های سرتاسری و جان باختن بیش از پنجاه تن از شهروندان و زخمی شدن شمار زیادی از مردم خصوصاً جوانان و زنان میهن، اعتراض‌های مردمی که خواهان پایان حکومت دیکتاتوری در ایران هستند همچنان ادامه دارد.

هفتمین کنگرۀ حزب تودۀ ایران (کنگره خاوری) در ارزیابی و جمع‌بندی‌اش از وضعیت کنونی کشور ازجمله اعلام کرد: ایران در هزارهٔ سوم میلادی کشوری اسیر دیکتاتوری سرمایه‌داری بزرگ با روبنایی مذهبی است. ایران در چنگال حکومت دیکتاتوری و استبدادی‌ای خون‌ریز است که به‌خاطر بقایش حاضر است به هر جنایتی دست زند؛ حکومتی است انحصارطلب که رؤیای امپراتوری اسلامی را در سر می‌پروراند و از دخالت و دست‌اندازی در کشورهای دیگر پروا ندارد. وجود میلیون‌ها تن بیکار، شهروندان عادی‌ای غرقه در فقر و محرومیت، اقتصادی به‌طورعمده وارداتی و تک‌محصولی، صنایع پایه‌‌ای و تولیدی‌ای ورشکسته و ویران، اکثریت عظیم جامعه‌ای محروم از حقوق و آزادی‌های مدنی و دموکراتیک، اقلیت‌های ملّی و مذهبی‌ای غالباً در معرض نقض خشن حقوق طبیعی‌شان، تبعیض‌های جنسیتی و جنسی‌ای نهادینه شده، عوام‌فریبی، خرافه، و تاریک‌‌اندیشی‌ای همواره درحال ترویج در جامعه، دستگاه‌های اداری‌ای غلتیده در فساد نهادینه شده، و نظامی که برای ادامهٔ بقا همواره درحال توسل به زور و سرکوب است، سیما و خصیصه‌های امروز و دیروز حکومت جمهوری اسلامی ایران را ترسیم و مجسم می‌کند. اکنون روشن شده است که چنین نظام سیاسی‌ای نه‌فقط برای تحقق منافع مردم عادی و زحمتکشان کشور اصلاح‌پذیر نیست، بلکه ادامهٔ حیاتش سدّ اساسی هرگونه تحوّل بنیادین، دموکراتیک، و پایدار در راه کسب حقوق و آزادی‌های دموکراتیک و عدالت اجتماعی در ایران و بالندگی میهن است. امروزه تضاد میان منافع ملّی و خواست‌های به‌حق اکثریت مردم و ادامهٔ حکومت مطلق ولایت فقیه، مرکز ثقل و عامل اصلی بحران‌های اجتماعی در جمهوری اسلامی ایران است. توان‌مندی جنبش مردمی ضد استبدادی از یک سو و میزان و شکل مقابله حکومت ولایی با این جنبش و توان آن برای حفظ دستگاه حکومتی و تسلّط اسلام‌گرایانه‌اش از سوی دیگر، عامل‌های داخلی اصلی و تعیین‌کنندهٔ شکل و مضمون روند انتقال قدرت از دیکتاتوری به حکومت ملی و دموکراتیک هستند.

هم‌میهنان گرامی!

بحران- و اگر دقیق‌تر بگوییم بُن‌بست- سیاسی کشور نتیجهٔ مستقیم سیاست‌های اعمال شده از سوی ولی فقیه و انحصار خفقان‌آور نهادهای قدرت و تصمیم‌گیری در کشور در دست مُشتی عناصر به‌شدّت ارتجاعی و به‌طورعمده نمایندگان سرمایه‌داری بزرگ تجاری و رانت‌خوار کشور و نیروهای سرکوبگر و وابستگان به آنان است. نقش روزافزون نیروهای انتظامی و سرکوبگر- به‌ویژه سپاه پاسداران و فرماندهان آن- در فعالیت‌های اقتصادی‌سیاسی کشور ‌پدیده‌ای بسیار خطرناک است که می‌تواند خطرهایی جدی برای آیندهٔ تحوّلات کشور در پی داشته باشد.

حزب ما در سراسر هشتادویک سال حیاتش همواره مبتکر و خواستار همکاری و اتحاد عمل نیروهای آزادی‌خواه،‌ استقلال‌طلب، و ضداستبداد کشور بوده و در این راه تلاش‌های فراوانی کرده است. امروز نیز در بستر همهٔ دشواری‌ها و خطرهایی که منافع میهن ما را تهدید می‌کند، اتحاد عمل آزادی‌خواهان بیش‌ازپیش ضروری و نیاز فوری جنبش مردمی است. کامیابی ارتجاع در ادامهٔ سیاست‌های فاجعه‌بار کنونی‌اش در شرایطی امکان‌پذیر شده است که نیروهای اجتماعی و سیاسی تحول‌طلب دچار پراکندگی مُزمن و ناهماهنگی‌اند و نتوانسته‌اند در حساس‌ترین برهه‌ها بر سر شعارهای واحد در مبارزه‌ای مشترک به‌توافق رسند. تلاش بیش‌ازپیش در راه سازمان‌دهی مبارزهٔ مشترک نیروهای اجتماعی، به‌ویژه کارگران و زحمتکشان، در کنار جنبش دانشجویی و جوانان و زنان کشور، با توجه به وضعیت حاد کشور و خیزش مردمی در بیش از هشتاد شهر کشور می‌تواند راه‌گشای تحولاتی مثبت به‌سود جنبش مردمی و غلبه بر برنامه‌های ارتجاع باشد.

رزمندگان توده ای! اعضا و هواداران!

پرچم حزب طبقهٔ کارگر ایران و همهٔ زحمتکشان میهن با برگزاری پیروزمند هفتمین کنگرۀ حزب (کنگره خاوری) همچنان دراهتزاز است. هوشیاری و آگاهی تحسین‌برانگیز شما اعضا و هواداران حزب سدّی اساسی و عامل اساسی به‌شکست کشاندن برنامه‌های رژیم اسلام‌گرای ایران و امپریالیسم برای نابودی حزب تودۀ ایران بوده است و خواهد بود.

در آستانهٔ هشتادویکمین سالگرد بنیادگذاری حزب تودهٔ ایران، ما بار دیگر اعتقاد عمیق و خلل‌ناپذیرمان را به رسالت تاریخی حزب برای رهایی ایران از چنگال استبداد و استقرار آزادی، استقلال واقعی، عدالت اجتماعی، و سوسیالیسم اعلام می‌کنیم. ما بار دیگر با کاروان انبوه جان‌باختگان حزب و همهٔ جان‌باختگان راه آزادی و رهایی میهن تجدید عهد می‌کنیم. ما تردید نداریم که جانبازی‌ها و فداکاری‌های سترگ رزمندان راه آزادی نه‌فقط بی‌ثمر نخواهد ماند بلکه زمینه‌ساز رهایی نهایی میهن‌مان از چنگال استبداد و ارتجاع خواهد بود.

اعضاء و هواداران حزب تودۀ ایران  همراه با مبارزۀ دلیرانه مردم جان به لب رسیده میهن و جنبش ضد دیکتاتوری فرا گیر بر ضد حکومت جمهوری اسلامی، و سیاست های فاجعه بار اقتصادی -اجتماعی آن تا رهایی ایران از چنگال حکومت دیکتاتوری ایستاده اند.

خیزش گسترده و بی سابقه توده ها در سرتاسر میهن رفراندمی است علیه حاکمیتی که مشروعیت خود را نه تنها برای اکثریت قاطع مردم، بلکه برای بسیاری از هواداران خود نیز از دست داده است و مردم با شعارهای روشن  خود و ادامۀ مبارزه دلیرانه شان بر ضد خشونت و سرکوب خونین رژیم با قاطعیت آنرا تأکید می کنند.

درود آتشین به خاطرهٔ تابناک همهٔ جان‌باختگان توده‌ای و همهٔ جان‌باختگان راه آزادی!

درود به زندانیان سیاسی و همهٔ خانواده‌های جان‌باختگان و زندانیان سیاسی!

پیروز باد مبارزهٔ مشترک نیروهای میهن‌دوست و آزادی‌خواه ایران برای گذار از رژیم ولایت فقیه و استقرار جمهوری ملی و دموکراتیک!

کمیتهٔ مرکزی حزب تودهٔ ایران

۴ مهرماه ۱۴۰۱

به نقل از «نامۀ مردم»، شمارۀ ۱۱۶۵، ۴ مهر ۱۴۰۱




حزب تودۀ ایران: خیزش گسترده و دلیرانۀ مردم جان به لب رسیده علیه ظلم و استبداد

در پی قتل مهسا امینی توسط گزمگان رژیم ولایت فقیه اعتراض های وسیع مردمی شهرهای کردستان ایران و بسیاری از شهرهای دیگر را فرا گرفت. گزارش های رسیده حاکی از اعتراض های رو به گسترش مردم در شهرهای سنندج، مهاباد، اشنویه، سقز، مریوان، بوکان، پیرانشهر، کامیاران، تهران، اصفهان، رشت، مشهد، همدان، کرمانشاه، تبریز، شیراز، قم، کرمان، زنجان، قزوین، اراک، ارومیه، گوهردشت و شماری از شهرهای دیگر کشور است. در بسیاری از شهرهای کردستان ایران کسبه و بازاریان نیز دست از کار کشیده اند و دامنه اعتراض ها به دانشگاه های کشور از جمله دانشگاه تهران، تربیت معلم، علامه طباطبایی و امیرکبیر، خوارزمی و دانشگاه علوم پزشکی تبریز نیز  کشیده شده است.

دستگاه های امنیتی و سران رژیم که در ابتدا مدعی بودند مهسا امینی نه در اثر ضرب و شتم مزدوران “گشت ارشاد” بلکه بخاطر ایست قلبی درگذشته است در روزهای اخیر با حمله وحشیانه و خونین به انبوه معترضان در شهرهای مختلف و دستگیری های گسترده بار دیگر نشان دادند که رژیم حاکم عامل اصلی سرکوب، خشونت و ترور در میهن ماست. بر اساس گزارش های تأیید نشده تاکنون بیش از ۴ تن از هموطنان کشته و ۷۵ نفر از مردم معترض با آتش گشودن نیروهای امنیتی کشته و مجروح شده اند. رژیم هراسان از گسترش این اعتراض ها و به روال حرکت های سرکوبگرانه گذشته تمامی خطوط اینترنتی و تلفن های همراه را با اختلال جدی رو به رو کرده است و در بسیاری از شهرهای کردستان حالت حکومت نظامی حکمفرماست.

حزب ما در اطلاعیه ای که در ۲۶ شهریور ماه منتشر کرد تأکید کرد که فاجعه جان باختن فجیع مهسا امینی به دست جنایتکاران حکومت جمهوری اسلامی بار دیگر نشان دهندۀ این واقعیت روشن است که با ادامۀ حکومت ضد مردمی کنونی نمی توان هیچ امیدی به پایان سرکوب و لگدمال شدن خشن و خونین حقوق و آزادی ها مردم داشت.

ما در سال گذشته شاهد اعتراض های مداوم و شجاعانه قشرهای مختلف اجتماعی از کارگران و زحمتکشان تا معلمان، بازنشستگان، زنان، جوانان و دانشجویان علیه رژیم جهل و جنایت بوده ایم که هر روز ابعاد گسترده تری به خود می گیرد و شعارهای روشن تری در مورد خواست های واقعی مردم در آنها منعکس است. در اعتراض های مردمی روزهای اخیر از جمله مردم شعار می دادند: «مرگ بر دیکتاتور»، «مرگ بر اصل ولایت فقیه»، «خامنه‌ای قاتله حکومتش باطله»، «مرگ بر ستمگر چه شاه باشه چه رهبر»، «از کردستان تا تبریز صبر ما گشته لبریز»، «اگه با هم یکی نشیم، یکی یکی تموم میشیم» و «این آخرین پیامه، هدف خود نظامه». در اعتراض های مردمی اخیر نقش برجستۀ زنان و شعار «زن، زندگی، آزادی» که نشان از خواست های ویژه و حق طلبانۀ زنان میهن ما دارد نیز قابل تأمل است.

حزب تودۀ ایران ضمن ابراز همبستگی با مبارزۀ دلیرانه مردم جان به لب رسیدۀ میهن ما با رژیم ولایت فقیه، بار دیگر تأکید می کند که راه غلبه بر حکومت استبدادی کنونی اتحاد عمل و مبارزۀ مشترک طیف های گستردۀ قشرهای اجتماعی و همه نیروهای مترقی و آزادی خواه کشور برای پایان دادن به استبدا کنونی و راه گشایی به سمت استقرار حکومتی ملی و دموکراتیک است. توده ای ها در کنار همه آزادی خواهان میهن، در این مبارزۀ دشوار در صف میارزۀ مردم محروم و جان به لب رسیده بر ضد حکومت استبدادی حاکم ایستاده اند.

حزب توده ایران همه نیروهای مدافع صلح، آزادی و سوسیالیسم در جهان را فرا میخواند که از مبارزه برحق مردم ایران برای صلح، آزادی، دموکراسی،  حاکمیت ملی و عدالت اجتماعی و  بر ضد دیکتاتوری، تبعیض بر مبنای نژادی، مذهبی، و جنسیتی، حمایت کنند.

پیش بسوی جبهه واحد ضد دیکتاتوری براى آزادى، صلح، استقلال، عدالت اجتماعى و برپایی جمهوری ملی و دموکراتیک!

حزب تودۀ ایران

۲۹ شهریور ۱۴۰۱




جبهۀ خارکوف، یک درس و یک مدرسه

آندری پالونین (Andrey Polunin) «سوابودنایا پرسا» (رسانۀ آزاد).

برگردان از ا. م. شیری

گنادی زیوگانوف، صدر حزب کمونیست فدراسیون روسیه، رهبر فراکسیون حزب در دومای دولتی فدراسیون روسیه: جبهۀ خارکوف یک درس و یک مدرسه است برای ما.

نیروهای مسلح اوکراین خود را در دامی گرفتار کردند که نیروهای مسلح فدراسیون روسیه به زودی آن را قویاً خواهد بست – و آن‌ یگان‌ها راخواهد کشت.

‌۱۳ سپتامبر، گنادی زیوگانوف، صدر حزب کمونیست فدراسیون روسیه در نخستین جلسۀ پائیزی دومای دولتی طی سخنانی اظهار داشت: |«روسیه به بسیج  حداکثری نیروها و منابع نیاز دارد. عملیات نظامی- سیاسی در اوکراین به یک جنگ گسترده تبدیل شده است که ایالات متحدۀ آمریکا و ناتو به روسیه اعلام کردند». او تاکید کرد: «مسئله پیروزی در دونباس مسئلۀ بقای تاریخی ماست. آنچه را که اتفاق می افتد، همه باید واقع‌بینانه ارزیابی کنند».

گنادی زیوگانوف در مصاحبه‌ مفصل با «مطبوعات آزاد» در مورد اینکه این عمل به چه معناست و چه نتایجی باید رهبری سیاسی کشور از آن بگیرد، مفصل صحبت کرد.

گنادی زیوگانوف در جلسۀ مجلس دوما اظهار داشت: «ما در شرایط اضطراری به سر می‌بریم، در اوج یک جنگ ترکیبی. این کاملاً خطرناک است. به نظر من، طی دو ماه گذشته، عملیات ویژه در اوکراین به یک جنگ تمام عیار تبدیل شده است که آمریکایی‌ها، اعضای ناتو و کل اروپای متحد علیه ما به راه انداخته‌ است.

باید درک کرد که عملیات ویژه با جنگ متفاوت است. در طول عملیات ویژه، می‌توان اهداف مورد نظر را تنظیم نمود. علاوه بر این، می‌توان آن را در هر زمانی که صلاح باشد، متوقف کرد. اما جنگ را حتی در صورت تمایل، نمی‌توان متوقف کرد.

چرا اینطور فکر می‌کنم؟ زمانی، من مجبور شدم روی یک «پروندۀ ویژه»- سندی که سه وظیفۀ دولتی در زمینه‌های امنیتی را پیش‌بینی می‌کند‌، کار کنم. این‌ها عبارتند از مقررات وضعیت اضطراری، خطر نظامی و جنگ. می‌توان گفت «پروندۀ ویژه» با خون روس‌ها نوشته شده است. اجازه دهید یادآوری کنم که روس‌ها تقریباً ۷۰۰ سال از هزار سال تاریخ خود را سلاح در دست، صرف دفاع از حق زندگی و تکلم به زبان مادری خود در این فضای وسیع کرده‌اند.

لازم به یادآوری می‌دانم، که جهانی‌گرایان مدت‌هاست روسیه را همراه با حزب کمونیست چین که چین را به یک ابرقدرت تبدیل کرد، دشمن شماره یک خود می‌نامند. یانکی‌ها به خوبی می‌دانند که سلطۀ آنگلوساکسون‌ها بر این سیاره در حال پایان است. اما برای طولانی کردن آن، پیش از همه، شکست روسیه را ضروری می‌دانند.

به همین دلیل، آمریکا از همۀ جهات به ما اعلان جنگ کرد. فاز گرم آن اکنون در اوکراین که به یک سر پل، به یک پایگاه نظامی تبدیل شده، در جریان است. ایدئولوژی نازی و باندری تقریباً کل جمعیت آن را آلوده است. به کتاب درسی کلاس دوم ابندایی اوکراین توجه کنید. در این کتاب، به هر چیز روسی نفرت القا می‌شود. اجازه دهید متذکر شوم که این وضع بلافاصله پس از کودتای ۲۰۱۴، با ممنوعیت تکلم روس‌ها به زبان مادری خود در اوکراین آغاز شد. این در حالی به اجرا گذاشته شد، که ۸۲ درصد اوکراینی‌ها طی یک نظرسنجی، زبان روسی را بعنوان زبان مادری خود تأیید کردند. اما هیچ کس به نظر اکثریت مردم اهمیت قائل نشد.

تاریخ می‌آموزد که چنین ممنوعیت‌ها یک راه مستقیم به سوی جنگ است. یک فرد عادی نمی‌تواند با ممنوعیت تکلم به زبان مادری خود موافق باشد. زیرا، همه چیز خود را- هم تاریخ و هم آینده اش را از دست می‌دهد».

«رسانۀ آزاد»- وضعیت در اطراف اوکراین را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

زیوگانوف- اکنون این وضعیت به حالت فاجعه‌باری رسیده است. من از این واقعیت که اروپای متحد به طور کامل تحت سلطۀ آمریکایی‌ها قرار گرفته، رفاه و حتی قدرت صنعتی خود را قربانی می‌کند، در حیرتم.

من هرگز گمان نمی‌کردم که مثلاً، آلمان با این وضعیت موافق باشد. آلمانی‌ها خودروها و تجهیزات برقی عالی تولید می‌کنند. اما مزیت‌های رقابتی آن‌ها، پیش از همه، بر مبنای منابع انرژی مقرون به صرفه و ارزان روسیه استوار است. حتی در تاریک‌ترین دوره‌ها، در اوج جنگ سرد، آلمان مشارکت بسیار فعال در احداث خط لولۀ گاز از اتحاد جماهیر شوروی داشت. در آن زمان آمریکایی‌ها به شدت مخالف بودند و واردات لوله را براب ما ممنوع کردند. پس از این، ما خط تولید آنرا در چلیابینسک راه‌اندازی کردیم و در این امر، آلمانی‌ها فعالانه به ما کمک کردند.

اما حالا چه؟ در شرایطی که گشودن دریچه نورد استریم ۲ برای بهبود اقتصاد کافی است، اروپایی‌ها به تعطیل کردن شرکت‌ها دست می‌زنند. بر اساس برآوردهای کارشناسان، تا کنون قریب نیمی از تولید متالوژی در اروپا متوقف شده است. حالا هم کاهش پتروشیمی مطرح است و پس از آن،  کسب‌وکارهای کوچک و متوسط ​​به سمت پایین سرازیر می‌شوند. من فکر می‌کنم ما باید فعالانه‌تر با جمعیت اروپا کار کنیم. موج اعتراضی بزرگی علیه این دیوانگی آغاز شده است.

مسئلۀ فاجعه‌بار دیگر این است که آمریکایی‌ها در حال پمپاژ انواع سلاح‌ها به اوکراین هستند. متذکر می‌شوم که همان آمریکایی‌ها مجتمع نظامی-صنعتی اوکراین را نابود کردند. این در حالی است که اوکراین می‌توانست در دنپروپتروفسک موشک‌های افسانه‌ای و در نیکولایف، هواپیماهای غول‌پیکر آنتونوف و کشتی‌های جنگی عالی تولید کند. آمریکایی‌ها علاقه‌مند به تولید هیچ یک از این‌ها نبودند. اما اکنون از این هم فراتر رفته‌اند و نیروگاه هسته‌ای زاپاروژیه را بمباران می‌کنند. این، یک فاجعۀ هولناک برای اوکراین است.

قطعاً اروپا حادثۀ چرنوبیل را به خوبی به یاد دارد. می‌توان گفت که بوی دود رادیواکتیو آن را هنوز حسّ می‌کند. با این وجود، اروپایی‌ها بر خلاف منطق، به تبعیت از آمریکایی‌ها، در گلوله باران نیروگاه‌های هسته‌ای اصرار می‌ورزند!

«رسانۀ آزاد»- اوکراین از ایالات متحدۀ آمریکا و متحدانش تسلیحات اضافی، از جمله، سامانه‌های موشکی دوربرد درخواست کرده است. بر اساس گزارش وال استریت ژورنال، از جمله آن‌ها می‌توان به موشک‌های بالستیک ATACMS با برد ۳۰۰ کیلومتر اشاره کرد. آیا کی‌یف آن‌ها را خواهد گرفت؟

زیوگانوف- آمریکا و بریتانیا به طور پیوسته در حال افزایش قدرت موشک‌های ارسالی به اوکراین هستند. موشک‌های با برد ۲۰۰ تا ۳۰۰ کیلومتر می‌توانند شهرهای بزرگ و تأسیسات انرژی روسیه را هدف قرار دهند. باز هم می‌گویم، جنگی تمام عیار بین غرب و روسیه در جریان است و اوکراین، یک ابزار مطیع در آن است.

«رسانۀ آزاد»- شما وقایع غم‌انگیزی را که از ۶ سپتامبر در بخش وسیعی از جبهۀ روسیه و اوکراین در منطقۀ خارکوف رخ داد و ما در اثر حملات نیروهای مسلح اوکراین، کیپویانسک، ایزیوم و بالاکلیا را ترک کردیم، چگونه ارزیابی می‌کنید؟

زیوگانوف- نیروهای مسلح اوکراین مشت مناسبی را در این بخش جمع کرده‌اند. یگان‌های اوکراینی در بریتانیا و لهستان آموزش دیده بودند، آن‌ها پر از مزدوران خارجی بودند و متخصصان ناتو عملیات را رهبری می‌کردند. اما باید درک کرد که پیشرفت در یک جبهه، حتی اگر با تصرف شهرک‌ها همراه هم باشد، به خودی خود مسائل جهانی را حل نمی‌کند. ایزیوم در حدود ۵۰ هزار نفر، بالاکلیا و کیپویانسک در حدود ۳۰ هزار نفر جمعیت دارد. از نقطه نظر نظامی، پیشروی فقط تحت یک شرط معنا دارد: به شرط وارد کردن واحدهای قدرتمند در جبهه و توانایی واردن آوردن آسیب زیادی به دشمن!

نیروهای مسلح اوکراین پیشروی کرده‌اند، اما واحدهای قدرتمندی ندارند که بتوانند به جبهۀ باز شده ضربه بزنند. نیروهای مسلح اوکراین خود را در دامی گرفتار کردند که نیروهای مسلح فدراسیون روسیه به زودی آن را قویاً خواهند بست و آن‌ یگان‌ها راخواهند کشت.

جبهۀ خارکوف برای ما یک درس و یک مدرسه است. لازم نیست فریاد بزنیم که همه چیز از دست رفت. درک می‌کنید، که برخی از سربازان و افسران ما شش ماه است که در سنگر هستند. آن‌ها خسته شده‌اند. در سال‌های جنگ کبیر میهنی، سربازان و افسران پس از دو ماه حضور در خط مقدم، برای استراحت و تجدید قوا به پشت جبهه اعزام می‌شدند. و این، رویکرد کاملاً درستی است.

«رسانۀ آزاد»- چه چیزی مانع پیروزی ما می‌شود؟

زیوگانوف- با اعلام آزادسازی و حفاظت از دونباس بعنوان هدف اصلی عملیات نظامی-سیاسی، قبل از همه، لازم بود از انجام این وظیفه خاص اطمینان حاصل شود. من مطمئنم، اگر به موقع بودجۀ قابل توجهی به این امر اختصاص می‌‌دادیم و مسیر عرضۀ تسلیحات سنگین غربی به اوکراین را قطع می‌کردیم، گلوله باران دونباس تا حالا تمام ‌شده بود.

تحویل تسلیحات از طریق سه خط راه‌آهن، سه پل و دو تونل انجام می‌شود. علاوه بر این، مراکزی وجود دارد که واگن‌ها از روی خطوط ریلی باریک اروپایی به خطوط عریض ما منتقل می‌شوند. این مراکز را باید هدف قرار می‌دادیم، که تقریباً تلفات جانی هم نمی‌توانست داشته باشد. با توجه به تسلط کامل موشک‌های ما بر حریم هوایی اوکراین، این امر کاملاً واقع‌بینانه است. اگر خطوط تأمین قطع شود، مهمات ارتش اوکراین حداکثر در عرض یک هفته تمام می‌شود.

وظیفۀ مهم دیگر هم هست و آن، احیای حوزه‌های نظام وظیفه و نظام آموزش سربازی- میهنی جوانان می‌باشد.

همچنین لازم به تأکید می‌دانم که یکی از وظایف پارلمان روسیه نظارت است. من در جلسۀ عمومی پیشنهاد کردم: «بیایید، از جمله در یک جلسۀ غیرعلنی کمیتۀ امنیت دومای دولتی، نحوۀ تأمین افراد شرکت کننده در عملیات نظامی را مورد بررسی قرار دهیم تا ببینیم که آیا آن‌ها غذای کافی، تجهیزات حفاظتی و همۀ نیازمندی خود را در اختیار دارند؟» متأسفانه، حزب روسیۀ متحد از این ابتکار حمایت نکرد.

«رسانۀ آزاد»- وظایف مهم روسیه در حوزۀ اقتصادی چگونه به نظر می‌رسد؟

زیوگانوف- این وظایف را پوتین در هفتمین مجمع اقتصادی شرق اعلام کرد. این‌ها عباتند از توسعۀ خطوط راه‌آهن سراسری سیبری و بایکل- آمور. چرخاندن «خط لوله» از سوی غرب به شرق کافی نیست. برای از حصول اطمینان از تحویل به موقع کالا، داشتن زیرساخت‌های ارتباطی و توسعۀ فناوری‌های پیشرفته لازم است.

مقیاس بسیار عظیم است. ما باید ۴۰ میلیون تن انرژی به بازارهای شرق حمل کنیم. برای انجام این کار، ما به مسیر دریای شمال، کشتی‌های نسل جدید، ردیابی ماهواره‌ای و سامانه‌های امنیتی نیاز داریم. همۀ این‌ها روح تازه‌ای به توسعۀ منطقۀ قطبی ما خواهد بخشید.

یکی دیگر از وظایف مهم ما، توسعۀ شهرهای بزرگ روسیه باضافۀ توسعۀ هوانوردی است. همۀ این‌ها مستلزم سرمایه‌گذاری‌های هنگفت در زمینه‌های ساخت ماشین ابزار، الکترونیک، فن‌آوری رباتیک و هوش مصنوعی است. و همۀ این‌ها کیفیت‌های جدیدی از توسعۀ کشور محسوب می‌شوند!

«رسانۀ آزاد»- برای انجام این وظایف چه چیزی لازم است؟

زیوگانوف- تغییرات اساسی در سیاست داخلی لازم است. پیروزی، در پشت جبهه تضمین می‌شود و بدون تغییر مسیر، انجام وظایف تعیین شده از سوی رئیس جمهور غیرممکن است. الیگارش‌های ما کماکان در حالی چاق‌تر می‌شوند، که نیمی از جمعیت با ۲۰ هزار روبل در ماه امرار معاش می‌کند. من از پیش‌بینی بانک مرکزی شوکه شدم. بنا به برآورد تنظیم کننده، خروج سرمایه از روسیه در سال ۲۰۲۲، به رکورد ۲۴۳ میلیارد دلار خواهد رسید. این پول هنگفتی است! اما سیلوانوف، وزیر دارایی، مجدداً پیشنهاد می‌کند که بخش قابل توجهی از درآمد دولت را در صندوق پول بگذارد! این، یک سیاست کاملاً مضر برای کشور است!

رئیس جمهور خواستار همبستگی ملی شد، اما هیچ گفتگویی بین دولت و جامعه انجام نمی‌‌گیرد. انتخابات در تعدادی از مناطق در شرایط عملیات ویژه با هدف دستیابی به یک نتیجۀ از پیش برنامه‌ریزی شده برگزار می‌شود. منطقۀ کراسنادار به یک سلطنت انتخاباتی تبدیل گردید. برخی از ناظران را با اردنگی، به معنای واقعی کلمه، از حوزه‌های اخذ رأی بیرون کردند!

روسیه اکنون به بسیج، اما نه تنها منابع انسانی نیاز دارد. این کار برای انجام یک عملیات ویژه کافی است. باید جلوی خروج سرمایه را گرفت و منابع را در داخل کشور متمرکز کرد. اما بجای این، حزب «روسیه متحد» موازین انتخاباتی را زیر پا می‌گذارد!

کشور باید برای بقاء، برای آیندۀ خود بجنگد! اما، حزب حاکم «روسیۀ متحد» در روی ریل‌های کهنۀ لیبرالی می‌خزد! این، در شرایط جنگ ترکیبی که غرب علیه ما به راه انداخته، کاملا غیرقابل قبول است و فقط باعث تضعیف اوضاع داخلی می‌گردد!

۲۵ شهریور- سنبله ۱۴۰۱

https://kprf.ru/party-live/cknews/213321.html