بیانیه برای آزادی اسماعیل بخشی و سپیده قلیان 

•مبارزه سیاسی و حقوقی برای آزادی زندانیان سیاسی

 

بهره گیری از همه ی امکان های حقوقی در داخل و خارج از کشور برای احقاق حق زندانیان سیاسی و آزادی آن ها ضروری و سودمند است. خواست آزادی اسماعیل بخشی و بانو سپیده ی قلیان نماد این مبارزه است
نبرد برای آزادی زندانیان سیاسی به طور عمده، مبارزه ای سیاسی است. مبارزه ای که مردم میهن ما نقش پربار و تعیین کننده در آن دارا هستند و ایفا می سازند
طرح شعار آزادی زندانیانِ سیاسی به مثابه ی مبارزه ی روز در ایران و جهان و انتقال آن به آذهان عمومی و تبدیل آن به آگاهی عمومی در دفاع از حقوق قانونی مردم میهن ما، اهرم پرتوانی برای تحمیل حقوق انسانی و قانونی عمومی در ایران است به نظام حاکم و دیکتاتوری ولایی نماینده آن

 

***

 

امضا کنندگان …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
دوشنبه  ۲۲ بهمن ۱٣۹۷ –  ۱۱ فوريه ۲۰۱۹


در آستانه پیروزی انقلاب بهمن ماه، دامنه سرکوب فعالان صنفی، کارگری و مدنی و دانشجویی گسترده تر شده است. پس از بازداشت اسماعیل بخشی و سپیده قلیان، بیانیه ای با امضای بیش از 800 نفر با درخواست آزادی آنان منتشر شد و بسیاری از نهادی بین المللی کارگری و حقوق بشر نیز خواستار آزادی آن دو شدند. اکنون تعداد امضاها به 1300 رسیده و حکومت ایران به جای پاسخ گویی به خواسته کارگران و رفع بازداشت از آنان در حال پرونده سازی و سرکوب آنان است. پروین محمدی و جعفر عظیم زاده از دیگر فعالان کارگری نیز هستند که در روزهای اخیر بازداشت شده اند و بسیاری دیگر همچنان در بازداشت هستند.
در زیر، متن بیانیه به زبان فارسی و ترجمه بیانیه به زبان انگلیسی به همراه فهرست به روز شده امضا کنندگان آمده است.

اسماعیل بخشی و سپیده قلیان را آزاد کنید
ما خواهان آزادی هرچه سریع تر اسماعیل بخشی و سپیده قلیان هستیم

از ماه‌های آبان و آذر ۱۳۹۷ که دامنه‌ی اعتراضات عدالت‌خواهانه‌ی کارگری در بسیاری از شهرها از جمله استان خوزستان گسترش یافت، موج سرکوب، بازداشت، شکنجه، اعتر‌اف‌گیری و تهیه‌ی نمایش‌های به اصطلاح افشاگرانه‌ی وزارت اطلاعات علیه کارگران و اعتصابات کارگری نیز شدت گرفته است.
آخرین نمونه از این اقدامات، بازداشت مجدد اسماعیل بخشی از نمایندگان کارگران نیشکر هفت تپه و سپیده قلیان دانشجوی معترض و گزارشگر آزاد، پس از پخش نمایش امنیتی «طراحی سوخته» از برنامه‌ی «۲۰:۳۰» صدا وسیمای جمهوری اسلامی است. آنچه بازداشت اخیر این دو فعال کارگری و مدنی را حائز اهمیت و نیازمند حمایت بیشترمی‌کند، اقدام شجاعانه‌ی آنان در افشای سیاست شکنجه‌ی فیزیکی – روانی در زندان‌هاست. دستگاه‌های امنیتی ایران بر این تصوراند که با اعمال شکنجه، اعتراف‌گیری اجباری، تهمت‌های جنسی و پرونده‌سازی‌های ناموسی و تحریک خانواده‌ها، ارتباط فعالان جنبش‌های اجتماعی را با افراد و نهادها جاسوسی و توطئه جلوه دهند تا از این طریق، صدای کارگران را در بیان آزاد خواسته‌هایشان خاموش، اعتراضات‌شان را متوقف، اعتماد به نمایندگان منتخب ‌شان را سلب و با ایجاد جو بی‌اعتمادی و تفرقه قدرت‌شان را تضعیف کنند. اما واقعیت نشان داد سناریوهای امنیتی، رسوا‌تر از آنند که خللی در اراده‌ی مردم برای تحقق خواسته‌های بحق‌شان ایجاد کنند.
اسماعیل بخشی و سپیده قلیان پس از آزادی از زندان خاموش نماندند. درخواست بحق اسماعیل بخشی برای مناظره با وزیر اطلاعات در مورد شکنجه، به بازگرداندن سویه‌ی اتهام به سمت خود او بدل شد و در نهایت پخش نمایش امنیتی «طراحی سوخته» را رقم زد. اسماعیل بخشی از طریق وکیلش اعلام کرد که از صدا و سیما شکایت می‌کند و سپیده قلیان با انتشار فایل صوتی و افشای شکنجه در زندان، خشم بیشتر دستگاه امنیتی ایران را برانگیخت. آن دو را مجددا در ۳۰ دی ماه ۱۳۹۷ بازداشت کردند که بنا به گزارش‌های شاهدان با خشونت بسیار همراه بوده و نگرانی جدی از وضعیت آنان را شدت بخشیده است. ویدویی که از سپیده قلیان پس از بازداشت او و برادرش منتشر شد، مهر تاییدی بر ادعاهای آنان در باب شکنجه بود. سپیده در این ویدیو به شرح هرآنچه بر آنها گذشته بود پرداخت و خواستار برگزاری دادگاه علنی شد.
نمونه‌ی بالا نشان می‌دهد که نهادهای امنیتی دولت و سپاه، با طرح اتهاماتی مانند “‌اقدام علیه امنیت ملی” می‌کوشند مطالبات کارگران را در مخالفت با خصوصی‌سازی‌ها، پرداخت حقوق‌ معوقه، دستمزد متناسب با رشد تورم، حق تشکل مستقل، شورایی‌کردن اداره‌ی محل کار توسط کارگران و حق برخورداری از تامین اجتماعی عمومی شایسته را خاموش و سرکوب آنان را تسهیل کنند. حال آنکه بنا به کلیه تعهدات بین‌المللی جمهوری اسلامی ایران اعم از میثاق‌های بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی و حقوق اقتصادی اجتماعی و فرهنگی و اساسنامه‌ی سازمان بین‌المللی کار، برحق تشکل، اعتراضات و اعتصابات مردمی وکارگری تأکید شده و جمهوری اسلامی متعهد به اجرای آنهاست. برخوردهای امنیتی با هرگونه اعتراضات مردمی، صنفی و مدنی حاکی از این است که هر زمان موضوع حقوق ملت در میان است، جمهوری اسلامی نه تنها تعهدات بین‌المللی خود را زیر پا می‌گذارد بلکه به قوانین مصوب خود نیز پایبند نیست. از این‌رو، بازداشت غیرقانونی‌، شکنجه‌ی متهمین سیاسی و فعالان کارگری و روزنامه‌نگاران حوزه‌ی کارگری و اخذ اعترافات اجباری و نمایش آن برای عموم، ناقض فاحش حقوق بشر در ایران، محدودکننده‌ی حقوق صنفی وشهروندی بازداشت‌شدگان و نشان‌دهنده‌ی اراده‌ی حکومت در سرکوب اعتراضات صنفی کارگران است.
ما امضا کنندگان این بیانیه، ضمن ابراز نگرانی شدیدمان از وضعیت اسماعیل بخشی و سپیده قلیان، دستگاه امنیتی وزارت اطلاعات و شخص رئیس جمهوری را مسئول حفظ جان و سلامتی آن دو ودیگر فعالان جنبش های اجتماعی دانسته و خواهان آزادی هرچه سریع‌تر این دو زندانی هستیم.
سرکوب، پاسخ اعتراض به نقض حقوق انسانی و صنفی و کرامت انسانی مردم ایران نیست. این خواسته‌ها، مطالبات همه مردم و اصناف است و ما درهمبستگی با مطالبات کارگران هفت تپه از همه مردم و فعالان می‌خواهیم که آنها را تنها نگذارند و با درخواست آزادی اسماعیل بخشی و سپیده قلیان، و تکرار خواسته‌های به‌حق آنها نشان دهند که کارگران ایران تنها نیستند و اعتراضات برابری خواهانه مردم ایران، صدای واقعی آنهاست.

نام و نام خانوادگی
آدرنگ جباری، آذر شهاب، آذر کریمی، آذرنگ جباری، آذین رضاییان، آذین ساداتی، آذین مهاجرین، آرا فریدی، آرزو بهرامی، آرش اعلم، آرش پارسی، آرش سوری، آرش کمانگیر، آرش گنجی، آرش معصومی، آرش یادگار، آرمان اتابکی، آرمان براری، آرمان شیرازی، آرنج بحران، آرون عسکری، آریا فرما آرا، آریا قجر، آریا نیک ‌مرام، آریز دارابپور، آزاد بهرامی، آزاد مرادیان، آزاده بهکیش، آزاده شکوهی، آزاده فرامرزیها، آزاده کیان، آزاده مالکی، آزیتا دمندان، آزیتا سیدی، آسیه امینی، آلما آذرمهر، آلیس کاراپتیان، آناهیتا حسینی، آوا دارابی، آوا شاجری، آوات افروزی، آیدا آذری، آیدا سعادت، آیدا عمیدی، آینده آزاد،
ابراهیم آوخ، ابراهیم پویان، ابراهیم درخشان، ابراهیم رحمانیان، ابراهیم مرادی، ابراهیم مقیمی بیدهندی، ابراهیم مکی، ابراهیم ملا، ابراهیم میرزایی، ابراهیم یوسف نژاد، ابوالحسن جعفری، ابوالحسن حاتمی، ابوالحسن دارالشفایی، ابوالفضل پرویزی، ابوالقاسم فرهنگ، احترام اعتمادی، احترام عبدوس، احد قربانی دهناری، احسان دهکردی، احمد آجیلی، احمد آرام، احمد بانه ای، احمد دیناروند، احمد رأفت، احمد رحیمی، احمد رناسی، احمد صالحی، احمد علوی، احمد غلامی، احمد محمدی، احمد مشعوف، احمد ملازاده، احمد میرزاده، احمد نوروزی، احیا عارف، ادهم شغوئی، اردشیر خویی، اردلان پیروزی، اردوان ارشاد، ارژنگ برهان، ارسلان حمیدی، ارشیا نصیری، ارِغوان پگاه، استفان امیدوار، اسعد اعزمی، اسفندیار طبری، اسفندیار منفردزاده، اسکندر قنبری، اسماء عرفانی فر، اسماعیل زرگریان، اسماعیل سپهر، اشرف زارعی، اصغر ایزدی، اصغر جیلو، اصغر خرسند، اصغر شکیبا، اصغر فتاحی، اعظم جنگروی، اعظم سادات آخشیجان، افروز آموزنده، افسانه غرنچائی، افسانه فخاری، افسانه موسوی، افشین افشار، افشین رجبی، اقبال نظرگاهی، اقدس شعبانی، اکبر دوستدار، اکبر رسولی، اکبر سیف، اکبر صوری، الاهه شکرائی، الناز انصاری، الهه امانی، الهه صدر، الهه قهرمان، امید رهابخش، امیر پیچ داد، امیر پیچداد، امیر ساخی، امیر شعبانپور، امیر عمرانی، امیر غفاری، امیر مرتضوی، امیر معیری، امیر یعقوبعلی، امیرحسین فتوحی، امیررضا امیربختیار، امیرساسان شرفی، امین درودگر، امین ریاحی، امین محمدی‌راد، امین مختاری، امین میردامادیان، انسی رفیعی، انور میرستاری، اوکتای داراب زند، اهورا پورعبدالهی، ایرج اورجی، ایرج بهادری، ایرج واحدی پور، ایمان شهبازی، ایمان یاری،
بابک مهرانی، بابک رحیمی، بابک شیرزاد، بابک صمدی، بابک کردی، باران محمدی، باربد بهروان، باقر ابراهیم زاده، باقر فاطمی، باقر موتضوی، بامداد آرمان، بدری صدرایی، برات عرش نشین، برزین ورهرام، بنیامین رجبیان، بهار مجدزاده، بهار ناجی، بهاره ابوعلیزاده، بهاره راد، بهداد بردبار، بهراد محمدی، بهراد نخعی، بهرام بزرگمنش، بهرام عباسی، بهروز اسدی، بهروز اولیایی، بهروز بیات، بهروز حجازی، بهروز حشمت، بهروز خلیق، بهروز دهقانی، بهروز رضایی، بهروز ستوده، بهروز سورن، بهروز عارف، بهروز فدائی، بهروز کرمی، بهروز محمودیان، بهروز معظمی، بهزاد انصاری، بهزاد کشاورز، بهزاد لاهورپور، بهمن محمدی چاهکی، بهمن نیرومند، بهناز رهبر، بهنام امینی، بهیه جلالی، بیات تقوی، بیتا صمیمی‌ زاد، بیژن افتخاری، بیژن پوربهنام، بیژن پیرزاده، بیژن طایی، بیژن نجفی،
پدیده علیزاده، پدیده نیشابوری، پرتو نوری علا، پردیز مختاری، پرستو فروهر، پرند کلهر، پروانه اسانلو، پروانه حسینی، پروانه رشیدی، پروانه قاسمیان، پرویز تهرانی، پرویز جهان، پرویز داورپناه، پرویز دستمال‌چی، پرویز رادمند، پرویز مرزبان، پرویز مختاری، پروین ابراهیم‌زاده، پروین اردلان، پروین بامداد، پروین شهبازی، پروین کمالی، پروین مهردار، پروین ناجی، پری نشاط، پریا آریان، پریا پرتو، پریچهر ظهیری، پریسا اکبرزاده، پریسا کاکایی، پگاه نیاکی، پوران عسگری، پوران فکور، پوریا حیدرنژاد، پوریا شکری، پوریا نخبه زعیم، پویان اسدی، پیام لطفی، پیام یونسی‌پور، پیمان حبیبی، پیمان عارف،
تارا احمدی، تارا هادوی، تانیا مینائی، تراب مستوفی، تقی چاوشی، تقی روزبه، تقی صابری، توران همتی، توفیق سهرابی، توکل اغمیون، تونیا ولی اوغلی،
جادلله متاپور، جبراییل رستمی، جلال رستمی، جلال سبزواری، جلیل انصاری، جمال زاره، جمال صفری، جمشید اسدی، جمشید خون جوش، جمشید کریمی، جمیله پلوشه، جمیله روحزنده، جهانشاه جاوید، جهانگیر گلزار، جواد جواهری، جواد صفری، جواد صفوی، جواد عرفانیان، جواد متولی، جواد مهدوی، جوادمهران گهر، جیران اصلی، چنگیز عباسی، حامد ابراهیمی نژاد، حامد صداقی صفت، حامد صادقی صفت، ی صفت، حبیب ایرانی، حبیب کلانتری، حجت زادعیسی، حسن به‌گر، حسن زهتاب، حسن شریعتمداری، حسن شهبازی، حسن صفدری، حسن عرب زاده، حسن فخاری، حسن گلزاری، حسن مختاری، حسن نایب‌هاشم، حسن نکونام، حسن یوسفی اشکوری،
حسن زهتاب، حسن شریعتمداری، حسن شهبازی، حسن صفدری، حسن عرب زاده، حسن فخاری، حسن گلزاری، حسن مختاری، حسن نایب‌هاشم، حسن نکونام، حسن یوسفی اشکوری، حسنا طاهری، حسین احمد نژاد، حسین آرزو، حسین إسماعیلی، حسین امینی، حسین انور حقیقی، حسین بنایی، حسین توسلی، حسین جمالی، حسین حسن پور، حسین خرمی، حسین دارستانی، حسین دانائی، حسین رئیسی، حسین سازور، حسین شاه پری، حسین علوی، حسین کریمی، حسین کمالی، حسین گوردین، حسین مقدم، حسین منتظر حقیقی، حسین منصورزاده، حسین وکیلی، حلیمه مینائی، حماد شیبانی، حمزه میرسالاری، حمید آزادی، حمید اکبری، حمید بی آزار، حمید جاذب، حمید جاودان، حمید جهان بخش، حمید حمیدی، حمید رحمان پناه، حمید رضا موسوی، حمید رضا نوشادی، حمید زنگنه، حمید شاهچراغی، حمید عمرانی، حمید فرخنده، حمید فروتن، حمید کوثری، حمید مهدی‌پور، حمید نوذری، حمیده قباخلو، حوری فولادپور،
خاطره کریمی، خدیجه مقدم، خسرو امیری، خسرو بندری، خسرو قجر، خسرو گل سیرت، خسرو ورهرام، خشا استوانی، خشایار پارسی، خشایار مصطفوی، خندان گیراخو، خورشید دانش،
داریوش ارجمندی، داریوش آشوری، داریوش بیرگانی، داریوش درشتی؛ داریوش ذاکری، داریوش فریدونی،داریوش مجلسی، دانیال استخر، داود احمدلو، داود مرادی، داوود فریاد، داوود رضوی، داوود شاه‌نشین، داوود مقدوری، داوید پارسیان، درویش رنجبر، دریا تقی زاده ، دلارام علی، دنا دادبه، دیار صدیق محمدی، دیوید پرشین، ذبیح الله نقاشیان،
راحله افضلی، رامش صفایی، رامش کیانی، رامین بایوقلی، رامین معلم، رایان نیکخواه بهرامی، رحیم محمودی، رحیم باجقلی، رحیم باقرنژاد، رحیم بندویی، رحیم صیامی، رخشنده حسین پور، رزیتا خسروی، رسول آذرنوش، رسول پورآزاد، رسول عباسی زمان ابادی، رضا اسدی، ﺭﺿﺎ ﺑﺪﻳﻌﻲ، رضا پایا، رضا جوادی، رضا چرندابی، رضا حاجی‌حسینی، رضا حائری، رضا طالبی، رضا علامه زاده، رضا علیجانی، رضا فانی یزدی، رضا فتحی، رضا قراشی، رضا کریمی، رضا گوهرزاد، رضا ناصحی، رضا نجفی،رضا اختری، رضوان مقدم، رفیق بختیاری، رها آزادی، رها عسگری‌زاده، رها مهر، روبی تهرانی، روح اله سعادتمند، روح انگیز دابوئی، روحی محمودی، روحی شفیعی، روزبه کرامت، روزبه کمالی، روشنک بیگناه، رویا امامی، رویا پازوکی، رویا دیناروند، رویا روحانی، رویا زرین، رویا طلوعی، زری تبریزی، زرین پاکنژاد، زهرا تاثریان، زهرا رفیعی، زهرا شمس، زهرا صدرایی، زهرا فیاض، زهرا لطفی، زهرا مشتاق، زهرا وکیلی، زهره حبیب محمدی، زهره رحمانیان، زهره شاه نظری، زهره صادقی، زورا منصوری، زیبا میرحسینی، زینب صالحی،
ژاله تبریزی، ژاله سالاری، ژاله سرهنگیان، ژاله فولادپور، ژاله لاکنر گوهری، ژاله وفا، ژوزف آوانسیان، ژیلا مساعد، ژیلا مکوندی، ژیلا مهدویان، ژینوس تقی‌زاده،
سارا آرین مهر، سارا تردست، سارا فرحزادی، سارا فصیحی، سارا ماسوری، سارا مولودی، سارا یوسفی، ساسان کروریان، سالار تیما، سام الدین ضیائی، سام قندچی، سام وکیلی، سامان پرنا، سامان سرمست، سامان محمدی، سامی نادرپور، ساناز اعتمادی، ساوالان آذراگلو، سبحانی فهیمه، سپیده پورآقایی، سپیده جدیری، سپیده خاکسار، سپیده عباس‌زاده، سپیده فارسی، سپیده مجیدیان، سپیده موسوی، ستارامینی، ستاره سجادی، ستاره سهیلی، ستاره کریمی، سحر بیت‌مشعل، سحر دیناوند، سحر صالحی، سحر صبا، سحر همایونی، سرور کسمایی، سعید ایمانی، سعید تبریزی، سعید خوشکار، سعید دانش، سعید رضا راد، سعید رضایی، سعید رهنما، سعید زارع، سعید سالاری، سعید عزیزی، سعید کلانتری، سعید متین، سعید مهراقدم، سعید مهمانپرست، سعید یسایی، سعیده سپیدار، سعیده شجردوست، سعیده گونیوند، سلمان سیما، سمانه اصغری، سمر صارمی، سمیر گرشاسبی، سمیرا شهبازی، سمیه حسین زاده ثانی، سمیه ذاکر، سمیه کریمی، سهام سیاوش، سهراب رزاقی، سهیلا احدی، سهیلا آزادبخت، سهیلا دریس، سهیلا روش، سهیلا عزیزی، سهیلا لیندهورست، سودابه فرخ نیا، سوسن بهادری، سوسن ضرغامیان، سوسن عزیزی، سیامک اناری، سیامک بیتی، سیامک پیرزاده، سیامک جهانبخش، سیامک میرزاده، سیاوش آریان، سیاوش قائنی، سیاوش مدرسی، سید احمد فانی یزدی، سید اشکان حسینی، سید عزالدین علوی، سیدعلی قادری، سید علی ناظمی، سید محمدسیف زاده، سید مهدی موسوی، سیدمحمدسعیدی، سیدمهدی موسوی، سیده صالحی، سیروان محمد مرادی، سیروس کهن، سیما ابراهیمی، سیما بهمنش، سیما حسین‌زاده، سیما حسینی، سیما صاحبی، سیما قندی، سیمین اصفهانی، سیمین ایمانزاده، سیمین رادمنش، سیمین روزگرد، سیمین صیاد، سیمین مردوک، سینا بینشیان، سینا رستمی، سینا رضایی،
شادی انصاری، شادی باقری، شادی صدر، شاهد علوی، شاهرخ مشکین‌قلم، شاهی اسدی، شایا شهوق، شایان تدین، شبگیر حسنی، شبگیر دادبه، شبنم فرهنگ، شبنم میری، شراگیم زند، شریف مکی، شریفه بنی هاشمی، شعله سترگ، شقایق ظفری، شکوفه سخی، شکرالله رحمانیان، شکوفه آذر، شکوفه آذر ماسوله، شکوفه کاویانی، شکوه میرزادگی، شهاب الدین شیخی، شهاب دهقان، شهاب فیضی، شهرام اقبال زاده، شهرام دانش، شهرام سرشت، شهرام قنبری، شهربانو قادرنیا، شهرزاد حمیدی، شهرزاد مجاب، شهرزاد مسعودی، شهرزاد هادیان، شهریار آهی، شهلا آزادی، شهلا القاسی، شهلا انتصاری، شهلا بهاردوست، شهلا حسن زاده، شهلا شفیق، شهلا عبقری، شهلا فصاحتی، شهلا فیضی، شهلا مسافر، شهناز غلامی، شهناز قنواتی، شهین نوائی، شیروان کیا، شیرین احمدی، شیرین اردلان، شیرین خسروی، شیرین عبادی، شینا دایان، شیوا راد، شیوا شفاهی، شیوا طاهری،
صادق مهرابی، صادق نعمانی، صالح حمید، صبا حسینی، صبرا رضایی، صبری نجفی، صدیقه فخرآبادی، صغرا راجی، صمد دژبان،
طلا حمیدی، طلعت مشعشعی، طلوع امینی، طلیعه بختیاری، طوبی دلان، طوفان تقی زاده،
عارفه فرهادی، عارفه مروی، عاطفه بی باک، عاطفه چهارمحالیان، عاطفه خسروی، عاطفه رنگریز، عالیه مطلب زاده، عباس انور حقیقی، عباس خرسندی، عباس رحمتی، عباس رضایی، عباس سماکار، عباس سهرابی، عباس شیرازی، عباس غضنفری، عباس فیروزبخش، عبدالحسن صفایی، عبدالحمید معصومی تهرانی، عزت دولت آبادی، عزیزه صدرایی، عسگر آهنین، عشا مومنی، عشرت السادات رضوی روحانی، عشرت بستجانی، عصمت بهرامی، عطا هودشتیان، عفت ماهباز، علی افشاری، علی حجت، علی شیخ الاسلامی، علی ندیمی، علی اخلاصی، علی اسفندیاری، علی آشوری، علی اصغر فرداد، علی اکبر مهدی، علی اکبر هادی پور، علی اکبری، علی پیروز، علی تهرانی، علی خوبان، علی دماوندی، علی رسائی، علی رضا جباری، علی رضا عموزاده، علی رضا نیکبخش ذاتی، علی زارعیان جهرمی، علی ساب، علی ستاری، علی سماواتی، علی صدرزاده، علی طهرانچی، علی عجمی، علی فتوتی، علی کاکاوند، علی کشتگر، علی کلائی، علی گوشه ، علی محمدیان، علی مرادی، علی ملک، علی مهر، علی وحیدی، علیرضا اعظمی، علیرضا پیروز، علیرضا جباری، علیرضا دیناروند، علیرضا راهب، علیرضا روشن، علیرضا کاوندی، علیرضا کرمی متقی، علیرضا معصومی، علیرضا یوسفی، عنایت یوسف پور، عیسی سحرخیز،
غزاله زارع، غزل عبداللهی، غلام خیابانی، غلامرضا حق شناس، غلام عسگری، غلامحسین کورنگ بهشتی،
فاطمه ابیعلی، فاطمه اختصاری، فاطمه رضایی، فاطمه سرحدی زاده، فاطمه شاه نظری، فاطمه صفا، فاطمه موسوی، فائزه عبدیپور، فائزه مینائی، فتح الله کیاییها، فتحیه زرکش یزدی، فخری شادفر، فخری برزنده، فراست محمدی، فرامرز تقی زاده، فرامرز صالحی، فرامرز فهیمی، فرانک سعیدی، فرانک ظریفی، فرانک غفوریان، فرج اله برجیان، فرح شیلاندری، فرح کمانگر، فرح محسنی، فرح مکی، فرحروز رنجبر، فرحناز غلامحسینی، فرحناز محمدی، فرخنده جعفری، فرخنده حسینی، فرخنده کماهی، فرخنده هاشمی، فردوس دینی، فرزاد جاسمی، فرزاد سارایی، فرزاد ضیاء، فرزاد قائم، فرزاد قنبری، فرزاد نادری، فرزانه بذرپور، فرزانه راجی، فرزانه شجاعی، فرزانه عظیمی، فرزانه اردشیری، فرزین اردلانی، فرزین ایرانفر، فرزین بوستانی، فرشاد اسود، فرشته بابایی، فرشته روستازاد، فرشید آهی، فرشید عبداله زاده، فرشید فرشیدی، فرشید گیراخو، فرناز جوادیان، فرناز وفادار، فرنگیس بایقره، فرنود سوری، فرهاد بکائی، فرهاد سرایی، فرهاد عزتی‌زاده، فرهاد فرجاد، فرهاد نعمانی، فرهاد یگانه، فرود نظری، فروزان فرزانه، فروزنده هفت لنگ، فروغ سجادی، فروغ طیاری، فروغ فرهنگ، فرالع کاظمیان، فریبا بهشتی، فریبا داودی، فریبا راد، فریبا شهروان، فریبا فولادپور، فریبا کماهی، فریبا مرادی پور، فریبا نباتی، فریبا هادیزاده، فرید انصاری، فریدا نارین، فریده اقبالی، فریده اکبری، فریده پارسای جاوید، فریده تهرانی، فریده درودی، فریده رضوی، فریده مقدم، فریده میرآخوری، فریده میرزایی، فریده یزدی، فریدون احمدی، فریدون اعلم، فضل بهاروند، فهیمه فرسایی، فهیمه مرادی، فواد روستائی، فوزیه منزوی، فولاد یزدان پناه، فیروز عافیت طلب، فیروزه خلفی، فیروزه عفاری، فیروزه فولادی،
قاسم پولادیان، قاسم ربیع، قباد حیدر، قدسی ابوالقاسم،
کاوه کرمانشاهی، کریم شامبیاتی، کوروش سلیمی، کاظم رستمی، کاظم علمداری، کاظم کردوانی، کاظم نیکخواه، کامران اشتری، کامران افرازه، کامران امیری، کامران صادقی، کامران، محمدی، کاوه احمدی، کاوه بنایی، کاوه رزمجو، کاوه شیرزاد، کاوه کاوه، کاوه نیکنام، کاوه هامونی، کبری رهنما، کرامت رحمانیان، کرم حیدری، کریم نوری، کمال آذری، کمال ارس، کوروش امجدی، کوروش‌ پارسا، کوروش فتحی، کوروش گلنام، کوشیار پارسی، کیارش عالی‌پور، کیانا دارستانی، کیانوش رضانیا، کیهان علی نیا، کیوان سلطانی، کیوان مهجور، کیومرت درکشیده،
گرجی مرزبان، گلزار قباخلو، گلسا محمدی، گلناز محمدی، گوهرشمیرانی، گیتی پورفاضل، گیتی سیلامی، گیتی فاضل پور، گیسو جهانگیری، گیل آوایی، گیومت قهرمانی،
لادن تهرانی، لاله بازرگان، لاله پاشا، لقا صادقی، لیدا اشیایی، لیلی نیکونظر،
ماریا سلیمانی، مازیار بهاری، مازیار محجوب، ماندانا زندیان، مانیا اکبری، ماهزاده امیری، مائده سلطانی، ماینهارد زایفرت، مجتبی حسینی، مجتبی طلائیان، مجتبی میرزا دوستی، مجید آژنگ، مجید درّی، مجید دلیریان، مجید دهبان، مجید رحیمی، مجید سلوک، مجید فنایی، مجید قدسی، مجید لشتفانی، مجید ملکی، مجید نفیسی، محبوبه اقبالی، محدثه جزایری، محسن بابایی، محسن حسام، محسن صیرفی نژاد، محسن عطایی، محسن قشقایی، محسن کدیور، محسن مقصودی، محمد آزادان، محمد امین نامی، محمد بهبودی، محمد بهشتی، محمد پورعبدالله، محمد تقی سید احمدی، محمد جاوید گوانی، محمد چادرنشین، محمد خسروی، محمد خلیلی، محمد دشتی، محمد رحیمی، محمد حسین یحیایی، محمد رضا پور کاشف، محمد رضا روحانی، محمد رضا فلامرزی، محمد رضا قاسمپور، محمد رضا محمدی، محمد رهبر، محمد سلماسی، محمد سیامکان، محمد صادق یوسف نژاد، محمد علی کریمی، محمد فارسی، محمد گچی زاده، محمد گلستان‌جو، محمد مظفری، محمدرضا سلملیان، محمدرضا مهجوریان، محمود امیری مقدم، محمود ایزدی، محمود بختیار، محمود دلخواسته، محمود شاد، محمود شعبانی، محمود کتیرایی، محمود نیکخواه بهرامی، محمود ودادی، محمودهاشمی، محسن یگانه، مراد خورشیدی، مراد سازورپور، مران مددی، مرتضی ابراهیمی، مرتضی ملک محمدی، مرجان پورغلامحسین، مرجان رحیمی، مرجان ریخته‌گر، مرضی فرهمند، مرضیه زاهدی، مروارید سعدی‌نژاد، مروارید نجاتی، مری ترابی، مریم امانی، مریم اهری، مریم بهرامی، مریم پیرمحمدی، مریم حاتمی، مریم حقیان، مریم رشیدیان، مریم زندی، مریم سعیدپور، مریم شفیع‌پور، مریم شیخ الاسلامی، مریم محبوب، مریم مرادی، مریم مهدی یار، مریم وفا مهر، مزدک عبدی پور، مزدک لیماکشی، مزدک معینی، مژده لاریچی، مژگان عباسی، مسعود فراز، مسعود اسحاقی، مسعود امینی، مسعود رئیسی، مسعود علیزاده، مسعود مافان، مسعود معینی، مسعود مولازاده، مصطفی شعبانی، مصطفی قهرمانی، معصومه احمدی، معصومه توکلی، معصومه تیموری میر، معصومه غلامی، معصومه کاهه، ملوک عزیززاده، ملیحه محمدی، منصور آزادی، منصور امیرخیز، منصور برجی، منصور حمیدیان، منصور دانشور، منصور فرهنگ، منصور ولدی، منصوره بهکیش، منصوره حقیقی، منصوره شجاعی، منوچهر شفایی، منوچهر شمس، منوچهر مختاری، منور معزی، منور یوسف پور، منور یوسف زاده، منیر بابایی، منیر پیمانزاده، منیره برادران، منیره دهکردی، منیره کاظمی، منیژه رسخانی، منیژه اتمامی، منیژه صبا، منیژه عرفانی فر، منیژه فروزنده، منیژه فیروزآبادی، مها امیری، مهتاب شکری، مهتاب گیوانا، مهدی یوسفی، مهدی ابراهیم زاده، مهدی اقبال، مهدی امین، مهدی امینی، مهدی امینی زاده، مهدی جهرمی، مهدی حسین زاده، مهدی خراسانی، مهدی ذوالفقاری، مهدی راد، مهدی شهپر، مهدی شهیدی، مهدی فاضل زاده، مهدی محمدی، مهدی ممکن، مهدی نوذر، مهران الهی، مهران براتی، مهران مصطفوی، مهران میرفخرایی، مهراندخت شریفی، مهرانگیز کار، مهرانگیز منتظمی، مهرانه آتشی، مهرداد احمدزاده، مهرداد امیررحیمی، مهرداد آهنگر، مهرداد حسینی، مهرداد درویش پور، مهرداد سلطانی، مهرک عندلیبی، مهرک کمالی، مهرنوش رحیمی، مهرنوش سروقد، مهروش داداشیان سراوی، مهری جعفری، مهری شاهمرادی، مهری قمبری، مهری معمارحسینی، مهری ملائکه، مهسا شعبانیان، مهسا صارمی، مهسا فیضی، مهشید پگاهی، مهشید پوراسدی، مهشید مطلق، مهشید نجفی، مهناز پراکند، مهناز شاه زیدی، مهناز قزلو، مهناز کوکبی، مهنازامامی، مهنوش فاریابی،مهوش دالائی، مهوش جووابچی، مهوش هوشمند، مهیار اکبری، مهین اعلا، مهین اسماعیل پور، مهین خدیوی، مهین همت پور، موسی اصغری، موسی موسوی پناه، مونا خجسته، میترا اعظم، میترا درویشیان، میترا سرانی اصل، میترا صفاری، میثم صیاد نصیری، میثم عشقی، میرعلیرضا میرمویدی، میشل جنی، میلا مسافر، میلاد ابراهیمی، میلاد پورعیسی، میلاد رحمانی، میلاد معتضد کیوان، مینا امیر، مینا باقری، مینا رحیم زاده، مینا کمالی، مینو حقیقی، مینو فروغ، میهن روستا، میهن فرهنگیان،
نادر امامی، نادر دیامتی، نادر زاگرس، نازنین سماواتی، نازنین هجری، ناصر احیاء، ناصر پاکدامن، ناصر تیمورپور، ناصر رحمانیان، ناصر زراعتی، ناصر صدیقی، ناهید جعفری، ناهید حسینی، ناهید صفایی، ناهید میرحاج، ناهید ناظمی، نثار تاج، نجمه بلاغی، ندا فخوری، ندا فرخ، ندا میرقاید، نرگس پاینده، نرگس شادمهری، نرگس کرمی، نرگس محمدی، نرگس وطن دوست، نسترن حامی، نسترن مکارمی، نسرین بصیری، نسرین حسینی نیا، نسرین حمیدی، نسرین سرمد، نسرین شیرازی، نسرین صادقی، نسرین فارنی، نسرین ناصری، نسیم سعادتمند، نسیم خاکسار، نسیم روشنایی، نسیم صحرا، نصرالله فولادی، نصرت هومن، نعیمه دوستدار، نفیسه خلیلی، نگین وطنی، نورا بیانی، نوری حبیبی، نوشابه امیری، نوشین دادور، نوشین معتمدی، نوید مینویی، نوید هیلک نژاد، نیاز مستوفی، نیره توحیدی، نیکروز اعظمی، نیلوفر آزادفر، نیلوفر ایمانیان، نیلوفر داداشی، نیلوفر رسولی، نیلوفر قریشی، نیلوفر گلکار، نیلوفر وفایی، نیما ناصرآبادی، نیما نوری،
هادی آگنج، هادی خوجینیان، هادی طلاکوب، هادی مهرصفت، هادی میرمویدی، هانا خضری، هانا رضائی، هانا فریدونی، هانا قباخلو، هایده مغیثی، هدا امینیان، هدی هاشمی، هژیر عطاری، هلن وزیری، هما شیرازی، هما صادقی، هما مرادی، هما میرمرادی، همایون مهمنش، همتا معین، هنار بصیری، هه فال زیلان، هوتن رضائی، هوشان گلاب، هوشنگ اسدی، هوشنگ باسیری، هوشنگ دیناروند، هوشنگ کورملی، هومن بیگی، هیراد بداقی،
وحید مقدم، وهاب انصاری، ویدا سلیمانی،
یاسر میردامادی، یاسمن ایت، ئالان توفیقی، یاور برادران خسروشاهی، یدالله بلدی، یدی خاکزاد، یدی قربانی، یزدان شهدایی، یگانه خویی، یوسف عزیزی بنی طرف، یونس شاملی

Release Esmail Bakhshi and Sepideh Gholian
We demand the immediate release of Esmail Bakhshi and Sepideh Gholian
From November 2018 with expansion and intensification of labor unrests and strikes across provinces of Iran, including the oil-rich province of Khuzestan, a new wave of severe crackdowns on workers started to take place. Arrests, torture, forced confessions and the so-called “enlightening” documentaries of the Ministry of Intelligence topped the agenda of the Iranian government’s repressive organization.

The latest case of such repressive measures is re-arrest of Esmail Bakhshi, one of the speakers of Haft-Tappeh sugarcane company workers and Sepideh Gholian, a dissident student and independent reporter. The rearrest of these two activists occurred after a documentary, with footages of forced TV recantations of the detained dissidents, titled “burnt plot” was broadcasted from “20:30” news program of The Islamic Republic of Iran Broadcasting (IRIB). What makes solidarity with these two labor and civil activists more exigent is their courageous revelation of physical and psychological tortures in jails. The security apparatus of the Islamic Republic uses torture, forced confession, allegations of moral scandals and provoking and threatening of family members to make conciliatory scenarios of espionage and conspiracy for activists and dissidents. suppress their voices, preclude their resistance and dismantle the trust between social groups and their representatives. But the reality proved them wrong and showed the ignominy of their failed efforts in obstructing the will of the people.

Esmail Bakhshi and Sepideh Gholian did not remain silent after they were released from prison. Esmail Bakshi demanded a debate with the minister of intelligence on the issue of torture. His demand turned into a charge against him and was eventually responded by IRIB’s broadcasting of “the burnt plot”. Bakhshi lawyer announced his lawsuit against IRIB and Gholian released the audio file of a phone conversation with her interrogator. These actions made the authorities more angry and resentful. They were both re-arrested on January 20th. According to the witnesses, their arrests were violent and their safety and health is now a matter of concern. After Sepideh Gholian and her brother were detained, a video was released which further proved their claims about torture. In this video, Sepideh elaborates on the details of her torture and demands a public trial.

This case illustrates that security organization of the government and Islamic Revolutionary Guarding Corps (IRGC) try to accuse labor activists of “acting against national security” to hinder their real requests – opposition to privatization, demanding unpaid wages and increase in wages according to inflation rate, right to have independent organizations and assembly, management of workplace by forming councils and right to have proper social security measures. Islamic Republic’s violation of these rights occurs in spite of its international obligations, including conventions regarding civil, political, cultural and economic rights and charters of the International Labour Organization regarding right to have organizations, protest, and strikes. The repressive reaction of Islamic Republic to the popular demands proves that when it comes to the rights of the people, the Islamic Republic not only does not fulfill its international obligation but also does not respect its own internal laws. Therefore, arrest, torture and taking forced confession of labor activists, journalists, political activists are against the human right of the people of Iran and are in violation of civil rights of the detainees and expressed the intention of the government in the suppression of their demands.

We, the signatories of this letter, are seriously concerned about the conditions of Esmail Bakhshi and Sepideh Gholian and hold the security apparatus of the ministry of intelligence and the president of the Islamic Republic responsible for these two activists and other detained dissidents. We demand and unconditional release of Esmail Bakhshi and Sepideh Gholian.

Objection to the violation of civil rights and dignity of the people of Iran cannot be responded by repression. They are the demands of all people. We invite all Iranian from all social groups to stand in solidarity with workers of Haft Tappeh sugarcane company. We invite them to echo our demand for the immediate release of Esmail Bakhshi and Sepideh Gholian and show the world that workers of Iran are not alone and the struggle of Iranian people for social justice is their real voice.

 




«مادر لطفی»، نماد خاوران درگذشت! 

• خانم فروغ تاجبخش (مادر لطفی) امروز صبح در تهران درگذشت. او از سال ۶۷ مبارزه ی خستگی ناپذیری را برای آگاه کردن ایران و جهان از فاجعه ی قتل عام زندانیان سیاسی آغاز کرد و به برجسته ترین نماد خاوران تبدیل شد …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
يکشنبه  ۲۱ بهمن ۱٣۹۷ –  ۱۰ فوريه ۲۰۱۹

 


اخبار روز: خانم فروغ تاجبخش (مادر لطفی) ساعت پنج و نیم عصر امروز یکشنبه ۲۱ بهمن در بیمارستان توس تهران درگذشت.
پیکر مادر فروغ روز سه شنبه ساعت هشت و نیم صبح از مقابل این بیمارستان تشییع خواهد شد.

پای مادر لطفی مانند بسیاری از مادران مبارزین کمونیست و چپ، از سال ۱٣۵۰، هنگامی که فرزندش انوشیروان لطفی دستگیر و روانه زندان قزل قلعه شد، به مقابل زندان های رژیم سلطنتی باز شد. انوشیروان لطفی بعد از آزادی از زندان نخست، به فدائیان خلق پیوست و در جریان یک درگیری مسلحانه دستگیر شد. حکومت شاه، دستور داد تا آخر عمر در زندان بماند.
عمر این دستور چندان نپائید. با انقلاب و پایان حکومت سلطنتی انوش؛ بر دوش مردم از زندان شاه آزاد شد، آزادی او نیز دیری نپایید و در سال ۱٣۶۲، این بار توسط پاسداران حکومت اسلامی به زندان افتاد. انوشیروان لطفی در خرداد ماه سال ۶۷ به جوخه ی اعدام سپرده شد. پیش درآمد اعدام های دسته جمعی سال ۶۷.

فاجعه ی ملی که از راه رسید و گورستان بی نام و نشان خاوران مدفن صدها تن از مبارزین انقلابی و چپ شد، رسالت مادر لطفی برای پرده برداشتن از این جنایت بزرگ آغاز شد. از آن پس خاوران خانه ی دوم او شد. مادر لطفی در شمارِ کسانی بود که برای نخستین بار پرده از راز این جنایت بزرگ برداشتند و با ارسال عکس هایی از گورهای جمعی خاوران به نشریات خارج از کشور، خبر این جنایت مخوف را آشکار کردند.

از آن پس مادر لطفی تا زمانی که شرایط جسمی اش اجازه می داد، تلاش های خستگی ناپذیر خود را برای آگاه کردن مردم ایران، سازمان های حقوق بشری و جهانی که چشم خود را بر این جنایت بسته بود ادامه داد و به نماد خاوران و حق خواهی و عدالت طلبی مادران خاوران بدل شد. او در برگزاری مراسم سالگردها، در خبررسانی به رسانه های خارج از کشور و سازمان های حقوق بشر همیشه در صف اول بود. بارها گفته بود همه ی قربانیان آن جنایت بزرگ و همه ی بازماندگان آن و همه ی آن هایی که به عهد انوشیروان لطفی برای مبارزه با استبداد، آزادی و سوسیآلیسم وفادار مانده اند را چون فرزند خود انوش می داند، آن ها را دوست دارد و به آن ها مهر می ورزد. زندگی اش نیز جز این نبود.

اکنون یکی از برجسته ترین چهره ها و نمادهای خاوران خاموش شده است. او نیز مانند بسیاری دیگر از مادران خاوران که پیش از او چهره در نقاب خاک کشیدند، در آرزوی عدالت و دادخواهی زندگی کرد و هر چند رنگ این عدالت و دادخواهی را ندید، اما همیشه تاکید می کرد این عدالت و دادخواهی بالاخره زمانی از راه خواهد رسید.

اخبار روز درگذشت خانم فروغ تاجبخش (مادر لطفی) را به همه ی اعضای بزرگ خانواده ی خاوران و همه ی کوشندگان راه آزادی، عدالت و سوسیالیسم در ایران، تسلیت می گوید.




بزرگداشت سیاهکل در تهران 

• روز پنجشنبه ۱۸ بهمن، از ساعت سه تا پنج بعدازظهر مراسم گرامی داشت ۴۸ مین سالگرد واقعه ی سیاهکل که به کشته شدن ۱۵ تن از مبارزین سیاسی چپ و کمونیست انجامید، در قطعه های ۳۳ و ۳۹ گورستان بهشت زهرا برگزار شد …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
آدينه  ۱۹ بهمن ۱٣۹۷ –  ٨ فوريه ۲۰۱۹

 


اخبار روز: روز پنجشنبه ۱٨ بهمن، از ساعت سه تا پنج بعدازظهر مراسم گرامی داشت ۴٨ مین سالگرد واقعه ی سیاهکل که به کشته شدن ۱۵ تن از مبارزین سیاسی چپ و کمونیست انجامید، در قطعه های ٣٣ و ٣۹ گورستان بهشت زهرا برگزار شد.

در ۱۹ بهمن ۱٣۴۹ گروهی از مبارزان جان بر کف با حمله به پاسگاه سیاهکل جنبشی را بنیان گذاشتند که بعدها به نام جنبش فدائی، نه تنها نیروهای چپ بلکه فضای سیاسی جامعه ی ایران را تحت تاثیر خود داد. این جنبش سنت هایی را از نو زنده کرد که تا امروز همچنان الهام بخش مبارزات ضددیکتاتوری، دموکراسی خواهانه و سوسیالیستی در ایران است. علیرغم سرکوب خونین و بی امان این جنبش توسط دیکتاتوری شاه که در چند نوبت موجب جان باختن رهبران و کادرهای اصلی جنبش فدایی شد، در آستانه ی انقلاب صدها هزار نفر به صفوف فدائیان پیوستند و بزرگترین جنبش چپ خاورمیانه را در ایران شکل دادند.
بعد از انقلاب فدائیان نتوانستند از این جنبش بزرگ به خوبی پاسداری کنند، اختلافات و سپس سرکوب های خونین توسط حکومت اسلامی از راه رسید و چپ ایران زیر بار این ضربات سردرگمی های سیاسی و همچنین تحولات جهانی، تضعیف شد و موقعیت های زیادی را از دست داد.
آن هفت سال مبارزه ی درخشان علیه دیکتاتوری، استبداد و در راه سوسیالیسم اما همچنان بر تارک جنبش آزادی خواهانه ی ایران می درخشد. ارتجاع اسلامی و جریان های راست و شبه فاشیتی با حملات مداوم به مبارزه ی فدائیان در دوران دیکتاتوری سلطنتی و تلاش برای بی اعتبار کردن آن، کوشش می کنند سنت های مبارزاتی چپ ایران علیه دیکتاتوری و در راه سوسیالیسم را به ویژه در نزد نسل جوان بی اعتبار کنند. این تلاشی فقط علیه دگرگونه کردن تاریخ نیست، بلکه تضعیف جنبش چپ و سوسیالیسم در مبارزه ی کنونی جامعه ی ایران را هدف قرار داده است.

بزرگداشت سیاهکل در تهران با حضور گروهی از علاقه مندان به راه و نام فدایی انجام شد، ابتدا سرودهایی با آوای دلنشین یکی از حاضربن خوانده شد. پس از آن، رفیق ناصر زرافشان در ارتباط با مسائل جاری کشور و عمر چهل ساله ی نظام جمهوری اسلامی سخنرانی کوتاهی انجام داد. وی گفت:
جناح بندی های درون حاکمیت، قلع و قمع “نیروهای خودی” توسط حاکمان، وضعیت اسفبار مردم در طی این چهل سال، نشان داد و تاییدی بر این نگرش و مشی راهبردی بود که از روز نخست هیچ امیدی به چنین حکومتی نبایستی میداشتیم و اکنون هم نباید داشت.
زرافشان گفت: آن هایی که باور نداشتند، امروز پی بردند که حرف های حسن روحانی در زمان انتخابات ریاست جمهوری جز تبلیغات پوپولیستی برای جمع آوری آرای مردم چیز دیگری نبوده است.
او در پایان سخنانش تاکید کرد: مطمئن باشید پیروزی از آن زحمتکشان است ولو اینکه ما نباشیم تا شهد شیربن پیروزی را بچشیم.

در بخش بعدی این بزرگداشت یکی از حاضران هنرمند شعری را که سروده بود قرائت کرد. این شعر متعهدانه در وصف وضعیت نابهنجار امروز ملت ما، کودکان کار، کارگران شلاق خورده، پرچمدار بودن کارگرانی نظیر اسماعیل بخشی در مبارزه ی کنونی بود.

مراسم گرامی داشت حماسه سیاهکل با خواندن چند شعر انقلابی و چند شعر از سروده های رفیق خسرو گلسرخی به پایان رسید.




رونمایی گزارش‌گران بدون مرز از یک سند دستگاه قضایی ایران 

• با استناد به یک سند رسمی دستگاه قضایی، گزارشگران بدون مرز می گوید دست کم ۸۶۰ روزنامه نگار و شهروند – خبرنگار در فاصله سال‌های ۱۳۵۸ تا ۱۳۸۸ تحت تعقیب قرار گرفته، بازداشت، زندانی و اعدام شده‌اند …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
پنج‌شنبه  ۱٨ بهمن ۱٣۹۷ –  ۷ فوريه ۲۰۱۹

 

با استناد به یک سند رسمی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران که در دسترس گزارش‌گران بدون مرز(RSF) قرار گرفته است این سازمان بر آن است که تایید کند دست کم ۸۶۰ روزنامه نگار و شهروند – خبرنگار در فاصله سال‌های ۱۳۵۸ تا ۱۳۸۸ تحت تعقیب قرار گرفته، بازداشت، زندانی و یا حتا اعدام شده‌اند.

در حالی که ایران چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی را جشن می‌گیرید، گزارش‌گران بدون مرز(RSF) دروغ حکومتی بزرگی را که به مدت ۴۰ سال در باره سرکوب قضایی گفته شده است، بر ملا می‌کند. در کنفرانس مطبوعاتی به تاریخ ۱۸ بهمن ۱۳۹۷ با حضور شیرین عبادی برنده نوبل صلح و دیگر کنشگران و پژوهشگران و شاهدان سه دهه سرکوب از این میان منیره برادران ، ایرج مصداقی، از وجود پرونده‌ای رایانه‌ای که در آن شمار زیادی از بازداشت‌ها، زندانی‌ کردن‌ها و اعدام‌ها در تهران ثبت شده است، پرده برداشت. این پرونده تا امروز محرمانه را افشاگرانی که خواهان اعلام خطر در باره سرکوب بی‌رحمانه دستگاه قضایی ایران به افکار عمومی و نهادهای جهانی بودند، در اختیار گزارش‌گران بدون مرز(RSF) قرار داده‌اند.

این پرونده « داده‌های دستگاه قضایی ایران» در دهه‌های اخیر است که سازمان بخشی از آن یعنی از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۸۸ را واکاوی کرده است. در این پرونده یک میلیون هفتصد هزارنام ثبت شده است که همه اقشار و افراد اجتماعی را از زن، مرد و کودک ، اعضای اقلیت‌های دینی و قومی، زندانیان عادی و زندانیان سیاسی از این میان مخالفان سیاسی نظام و روزنامه‌نگاران و شهروند-خبرنگاران در بر می گیرد. واکاوی این پرونده برای نخستین بار نشان می‌دهد دستگاه قضایی تلاش کرده است که حقیقت را در باره وضعیت و اتهام‌های روزنامه‌نگاران و زندانیان سیاسی دستکاری و یا بزک کند.

۸۶۰ روزنامه‌نگار و شهروند خبرنگار در این پرونده شمارش شده‌اند

با بررسی‌ها و جستجوهای دقیق چند ماهه پژوهشگران، گزارش‌گران بدون مرز تایید می‌کند که در فاصله سال‌های ۱۳۵۸ تا ۱۳۸۸ دست‌کم ۸۶۰ روزنامه‌نگار را رژیم ایران بازداشت و زندانی کرده است، شماری از آنها اعدام شده‌اند.

هر فرد در این پرونده با مشخصات نام و نام خانوادگی، تاریخ بازداشت، اتهام‌، نهاد بازداشت کننده، و شعبه دادسرا یا دادگاه و ….. ثبت شده است. در این پرونده هیچ‌گاه اشاره‌ای به روزنامه‌نگار بودن «متهم‌ها» نشده است. اینگونه است که رژیم ایران در محافل داخلی و جهانی بارها تکرار می‌کند که هیچ روزنامه‌نگاری و به شکل کلی هیچ زندانی عقیدتی و یا سیاسی در زندان‌هایش وجود ندارد. دروغ حکومتی که دانسته ساماندهی شده است تا هم منتقدان را به سکوت وادار و هم نهادهای جهانی مدافع حقوق بشر را فریب دهد.

روزنامه‌نگاران با اتهام‌های جعلی چون« اقدام علیه امنیت داخلی» ، «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» و یا « همکاری با عوامل بیگانه» و « جاسوسی» بازداشت و زندانی شده‌اند. اتهام‌های دیگری نیز چون «توهین به مقدسات اسلامی» و «توهین و اهانت به مقام رهبر جمهوری اسلامی و یا بنیان‌گذار نظام» نیز برای بازداشت روزنامه‌نگاران و شهروند خبرنگار بکار گرفته ‌شده است. در این باره دست کم ۵۷ تن از آن‌‌ها با این اتهام‌ها بازداشت و زندانی شده‌اند.

شمار بسیاری از روزنامه‌نگاران زندانی از حقوق بنیادین خود محروم و در سلول‌های انفرادی نگاهداری می‌شوند، آنها از حق ملاقات دایم با نزدیکان ومشاور حقوقی و از حق درمان بایسته محروم هستند و برخی مورد بدرفتاری و شکنجه قرار می‌گیرند.

کریستف دولوار مدیرکل گزارش‌گران بدون مرز در این باره گفت « وجود این پرونده و داده‌ی میلیونی آن نه تنها پردامنه بودن دروغ مقامات حکومتی ایران در همه این سال‌ها مبنی بر نبود زندانی سیاسی و روزنامه‌نگار در زندان‌های کشوررا بر ملا می‌کند که همچنین نشان می‌دهد که رژیم جمهوری اسلامی به مدت ۴۰ سال با سرکوبی بی کم و کاست و سازمان داده شده‌ صدها زن و مرد را برای عقیده و یا کار اطلاع رسانی‌شان به بند کشیده است. در برابر این دروغ حکومتی گزارش‌گران بدون مرز، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد، میشل باشله را فرا می‌خواند تا مقامات جمهوری اسلامی ایران در برابر این اقدام‌ها خود پاسخ‌گو کند.»

در میان صدها نام در میان پرونده روزنامه‌نگاران شناخته شده زندانی به مانند فرج سرکوهی، رضا علیجانی، تقی رحمانی، اکبر گنجی، محمد صدیق کبودوند، ژیلا بنی یعقوب و همسرش بهمن احمدی امویی، سعید متین‌پور، هنگامه شهیدی،نرگس محمدی، احمد زیدآبادی، و…. را می‌توان دید.

بازداشت‌ها و زندانی کردن‌ و کشتن‌هایی که هیچگاه به شکل رسمی پذیرفته نشد

جمهوری اسلامی ایران همه توان خود رابکار می‌گیرد تا سرکوب صداهای منتقد را از چشم جهان پنهان کند. فرج سرکوهی [ شماره ثبت : ۶۹۴۹۶۸ ] یکی از نمونه‌های این سرکوب است. به تاریخ ۱۳ آبان ۱۳۷۶ زمانی که به مقصد آلمان و دیدار با خانواده‌اش ایران را ترک می‌کرد از سوی ماموران وزارت اطلاعات به هنگام سوار شدن در هواپیما ربوده شد در حالی که پاسپورت وی مهر خروج از کشور را خورده بود. رژیم می‌خواست وانمود کند که وی به آلمان رفته است و در آنجا ناپدید شده است. در آن زمان بسیاری از سازمان‌های مردم نهاد جهانی از این میان گزارش‌گران بدون مرز نگران از ناپدید شدن این روزنامه‌نگار مقامات ایران را مسوول آن می‌دانستند. در زیر فشارهای جهانی رژیم مجبور شد با برگزاری کنفرانس مطبوعاتی در فرودگاه مهرآباد و تحت فشار فرج سرکوهی را وادار کرد تا بگوید در این مدت نه زندانی که در ترکمنستان بوده است. در حالی که وی در خانه امن وزارت اطلاعات زندانی بود. این روزنامه‌نگار دوباره ناپدید و پس از انتشار نامه‌ای که پیش از زندان نوشته بود، رژیم مجبور به پذیرش زندانی بودنش شد. پرونده داده‌های دستگاه قضایی نشان می‌دهد که وی در زندان اوین بود است.

دستگاه قضایی ایران همواره کشتن زهرا کاظمی [شماره ثبت: ۱۸۰۲۱۶۶ ] عکاس خبرنگار کانادایی ایرانی تبار در زندان را نفی کرده است. این خبرنگار در دوم تیر ماه ١٣٨٢ در حین عکسبرداری از تجمع خانواده‌های زندانیان در مقابل زندان اوین بازداشت شد. در هنگام و مدت بازداشت مورد ضرب و شتم قرار گرفت و بر اثر ضربات وارده دچار خونریزی مغزی و در ۲۰ تیر ماه در بیمارستان نظامی بقیه الله اعظم جان سپرد . پس از تلاش اولیه در پنهان کردن علت واقعی مرگ وی، مقامات رسمی ایران در ٢٥ تیر ١٣٨٢اعلام کردند که زهرا کاظمی در اثر ضربه‌ی مغزی در گذشته است. پیکر زهرا کاظمی با شتاب بسیار چهارشنبه اول مرداد ماه ١٣٨٢ بر خلاف خواست پسرش استفان هاشمیان که در کانادا اقامت دائم دارد، در زادگاهش شیراز به خاک سپرده شد.

پرونده داده‌های دستگاه قضایی نشان می‌دهد که مقامات قضایی برای سرپوش نهادن بر این قتل حتا تاریخ بازداشت را از ۲ به ۱۰ تیر ۱۳۸۲ تغییر داده‌اند. حیرت‌آورتر اینکه شش ماه پس از قتل زهرا کاظمی نام روزنامه‌نگار با شماره‌ای دیگر [شماره ثبت : ۱۸۳۴۸۹۵ ] بعنوان متهم ثبت شده است.

دست‌کم چهار روزنامه‌نگار حرفه‌کار اعدام شده‌اند

دست کم در ایران در سال‌های سیاه شصت ۴ روزنامه‌نگار اعدام شده‌اند. علی اصغر امیرانی [شماره ثبت : ۵۸۸۰۷۱ ] ، سعید سلطان‌پور [ شماره ثبت : ۲۸۰۸۳۸ ] ، رحمان هاتفی منفرد[ شماره ثبت : ۵۶۹۸۰۳ ] و سیمون فرزامی [ شماره ثبت : ۳۹۰۶۴۱ ] پرونده داده‌های قضایی برای نخستین بار نشان می‌دهد که این افراد چه زمانی و با چه اتهامی بازداشت شده‌اند. سیمون فرزامی یکی از قربانیان هنگام اعدام ۷۰ سال داشت. این روزنامه‌نگار سوئیسی ایرانی‌تبار، رییس دفتر خبرگزاری فرانسه در ایران و سردبیر ژورنال دو تهران بود که در اردیبهشت ۱۳۵۹ بازداشت و با اتهام جاسوسی برای امریکا شش ماه پس از بازداشت اعدام شد. دست‌کم ده‌ها زندانی عقیدتی مخالف نظام که فعال سیاسی بوده‌اند و برای روزنامه‌ها و ارگان‌های مطبوعاتی مخالفان فعالیت می‌کرده‌اند نیز در میان اعدام شدگان هستند.

۲۱۸ زن روزنامه‌نگار و شهروند خبرنگار

از ۶۱۹۲۴ زن ثبت شده در این سند رسمی دستگاه قضایی ۲۱۸ تن روزنامه‌نگار و شهروند-خبرنگار هستند. از این میان روزنامه‌نگار و چهره مدافع حقوق زنان و مدیر کانون زنان ایران ژیلا بنی یعقوب [شماره ثبت : ۲۲۲۵۴۰۷ ] را می‌توان نام برد.وی درهشت مارس ١٣٨٨ در تجمعی برای بزرگداشت روز زن بازداشت شد و یک هفته را در زندان معروف اوین گذراند. تجربه‌ای که آن را در قالب کتابی به تحریر درآورد که در خارج از ایران منتشر شده است. ژیلا بنی یعقوب سکوت تحمیل شده را نیز به خوبی می‌شناسد. در سال ١٣٩٠ وی از سوی شعبه‌ای از دادگاه انقلاب تهران به یک سال زندان و سی سال محرومیت از کار روزنامه‌نگاری به اتهام « تبلیغ علیه نظام و توهین به رئیس جمهوری» محکوم شد. حکم یک سال زندان از شهریور ٩١ تا تیر ماه ٩٢ به اجرا درآمد. ژیلا بنی یعقوب پیش از این هم برای اتهام‌هایی چون « تبلیغ علیه نظام» و یا « توهین به رییس جمهور » بازداشت و زندانی شده بود. نام این روزنامه‌نگار چند بار در پرونده دستگاه قضایی با بازداشت از سوی نهادهای گوناگون ثبت شده است که نشان‌گر سخت گیری نظام علیه روزنامه‌نگاران مستقل است. روزنامه‌نگار و مدیر سایت کانون زنان ایرانی، محکوم شده است تا سال ٢٠٤٠ ممنوع کار باشد.

بازداشت ده‌ها هزار شهروند

افزون بر روزنامه‌نگاران این پرونده برای نخستین بار تایید می کند که بیش از ۶۰۴۸ تن در اعتراض‌های مردمی علیه برگزیدن دوباره‌ی محمود احمدی نژاد به ریاست جمهوری اسلامی در سال ۱۳۸۸ بازداشت شده‌اند. آماری که تا امروز برآورد آن دشوار بود. جمهوری اسلامی همواره بازداشت شهروندان را برای انجام تظاهرات رد می‌کرد. در این سال دست‌کم بیش از ۶۰۰ زن و ۵۴۰۰ مرد با اتهام « اقدام علیه امنیت داخلی» بازداشت شده‌اند. این اتهام نیر برای روزنامه‌نگاران و شهروند-خبرنگارانی که تظاهرات‌ها را پوشش می‌دانند استفاده شده است.

پرونده داده‌های دستگاه قضایی حاوی اطلاعاتی در باره‌ی دست‌کم ۶۱۹۴۰ زندانی سیاسی از سال ۱۳۵۹ است. دست‌کم ۵۲۰ تن از آنها به هنگام بازداشت میان ۱۵ تا ۱۸ سال سن داشته‌اند. این داده همچنین در برگیرنده نام شماری از قربانیان کشتار بزرگ زندانیان سیاسی در تابستان سال ۱۳۶۷ است. در تابستان این سال نزدیک به ۴ هزار زندانی از این میان شماری از روزنامه‌نگار بنا بر «حکم» آیت‌الله خمینی، در جلسه‌هایی که در اغلب موارد تنها چند دقیقه‌ طول کشید، دوباره بازجویی شدند و بسیاری ازآنها به مرگ محکوم شدند. اعضای هیات های مرگ که در سراسر ایران تشکیل شده بودند، حکم اعدام برای اغلب زندانیانی صادرمی‌کرد که از عقاید خود ابراز پیشیمانی نکردند. بسیاری از این زندانیان در تهران در گورهای جمعی از این میان گورستان خاوان به خاک سپرده شدند. جمهوری اسلامی هیچگاه به شکل رسمی این کشتار را نپذیرفته است.

پرونده داده‌های دستگاه قضایی برای نخستین بار مشخص می کند که ۵۷۶۰ شهروند ایرانی در تهران تنها به اتهام عضویت به گفته دستگاه قضایی در «فرقه ضاله بهایت» تحت تعقیب قرار گرفته و یا بازداشت و یا برخی نیز اعدام شده‌اند. جمهوری اسلامی همواره بازداشت پیروان آیین بهایت را برای باورهایشان نفی می‌کند.

نام شمار بسیاری از شخصیت‌های ایرانی نیز در این پرونده ثبت شده‌ است از این میان شیرین عبادی وکیل مدافع حقوق بشر و برنده جایزه نوبل صلح، نسرین ستوده وکیل زندانی مدافع حقوق بشر، عبداکریم لاهیجی وکیل و رییس جامعه دفاع از حقوق بشر در ایران و رییس افتخاری فدارسیون جهانی جامعه‌های مدافع حقوق بشر، منصوره شجاعی مدافع حقوق زنان. برخی از این افراد هیچگاه بازداشت نشده و نامشان در این فهرست به معنای وجود حکم بازداشت برای آنها و تلاش نهادهای امنیتی برای بازداشت آنان است.

پیوست‌ها

راست آزمایی پرونده داده های دستگاه قضایی
از زمان دریافت این پرونده، گزارش‌گران بدون مرز به مدت چندین ماه‌ کار بررسی و مطابقت داده‌ها را انجام داد. نخست این داده‌ها با فهرست‌های دیگر نهادهای ملی و جهانی در باره روزنامه‌نگاران زندانی از این میان اطلاعیه‌های گزارش‌گران بدون مرز و سپس با داده‌های عمومی منتشر شده‌ی طرزعمل‌های ویژه سازمان ملل متحد مطابقت داده شدند. شماری از ناظران و متخصصان و همچنین اعضای «کمیته دیده‌بانی از استفاده داده‌های دستگاه قضایی»، و جان بدر بردگان کشتارهای دهه شصت و هفتاد نیز صحت و درستی این اطلاعات را در باره زندانیان سیاسی تأیید کردند.

زندان بدنام اوین

این زندان در دوران شاه سابق ایران ساخته شد و مکانی برای زندانی و شکنجه کردن مخالفان بود. پس از انقلاب اسلامی این زندان گسترش داده شد و زندانی که برای کمتراز سیصد زندانی ساخته شده بود تا نزدیک به ۱۵۰۰۰ نفر را درخود جای داد. این زندان در تئوری بازدشتگاه موقتی است که زندانیان را تا زمان برگزاری دادگاه باید نگاه دارد. اما برخی از زندانیان تمام حبس خود را در آن می‌گذرانند. در این زندان شمار بسیاری از زندانیان شکنجه و اعدام شده‌اند.

کمیته دیده‌بانی از استفاده داده‌های دستگاه قضایی

این کمیته ویژه به دعوت گزارش‌گران بدون مرز و تحت ریاست شیرین عبادی جایزه نوبل صلح و شخصیت‌های مورد احترام و معتمد مدافع و متخصص در امر حقوق بشر در ایران تشکیل شده است.

وظایف آن
دیده‌بانی و تضمین استفاده از پرونده داده‌های قضایی ایران مطابق با موازین حقوق بشر
دیده‌بانی و تضمین بهره‌برداری از پرونده برای بهینه سازی وضعیت حقوق بشر در ایران و به ویژه حق دستیابی به حقیقت و عدالت برای قربانیان نقض حقوق بشر ثبت شده در پرونده و خانواده‌های آنها.

اعضای کمیته
شیرین عبادی: وکیل مدافع حقوق بشر و برنده جایزه نوبل صلح
منیره برادران: کنشگر حقوق بشر، نویسنده و پژوهشگر، زندانی سیاسی در دهه شصت
ایرج مصداقی: کنشگر حقوق بشر، پژوهشگر، زندانی سیاسی در دهه شصت
رضا معینی: پژوهشگر و نماینده گزارش گران بدون مرز




به میمنت روز سیاهکل
ا. م. شیری

 

۱۹ بهمن روز اعلام موجودیت سازمان چریکهای فدایی خلق ایران‍ بر تمامی رزمندگان در جبهه رهایی کارگران و زحمتکشان، بر همه فدائیان باورمند به آزادی، استقلال، عدالت اجتماعی، به دوستی،  برادری و برابری خلقها خجسته باد!

جنبش فدایی در مدت کمتر از یک دهه بعد از بنیانگذاری خود توسط قهرمانان «آفتاب‌کاران جنگل»، توانست نقش عظیمی در ترویج و شکل‌گیری روحیه انقلابی در میان انقلابیون کشور ایفا نماید.

فراموش نمی‌کنیم که در تمامی روزهای مبارزه برای سرنگونی رژیم دست‌نشانده پهلوی چریک فدایی به سمبل و نماد مبارزه و پایداری بدل شده بود. پژواک چریک فدایی در تمامی کوچه‌ها و خیابانهای شهرها و روستاهای کشور ‌پیچیده بود. بگونه‌ای که رغبت، احترام و محبت عمومی را نسبت به چریک فدایی برانگیخته بود. شعار «فدایی، فدایی، تو افتخار مایی» در سرتاسر کشور طنین‌انداز شده بود…

در روزهای منتهی به پیروزی انقلاب، زمانیکه روحانیت به سردمداری هاشمی رفسنجانی برای ربودن انقلاب با ژنرال هویزر آمریکا در پشت درهای بسته مذاکره می‌کرد، سهم چریکهای فدایی در امر دعوت به ادامه روند اوج گرفته انقلاب و در هم شکستن مقاومت نیروهای وفادار به رژیم پهلوی کم‌نظیر بود. استمدادطلبی‌های هیجان‌زده از رادیو – تلویزیون‌های کشور از چریکهای فدایی برای دفع حملات نیروهای وابسته به رژیم منحوس پهلوی هنوز در گوش‌های ملت ایران طنین‌انداز است و از حافظه نسلهای انقلاب پاک نشده است.

با این حال، انقلاب شکوهمند مردم ایران بواسطه روحانیت شعیه  و با کمک و همدستی عوامل ساواک و پلیس امنیتی رژیم پهلوی که از ۲۶ دیماه طبق برنامه قبلی و بسیار حساب شده به مساجد و تکایا روی آوردند و بعدها نقش پر رنگی در جلب و سازماندهی لات و لومپن‌ها (شعبان بی‌مخ‌های آن دوره) در کمیته‌های انقلاب ایفاء کردند، مصادره به مطلوب گردید و حاکمیت جدید برآمده از انقلاب بهمن، بلافاصله به سرکوب و قلع و قمع همه نیروهای انقلابی، در رأس آنها به سرکوبی بی‌امان فدائیان- نیروی اصلی درهم‌شکننده مقاومت نیروهای مسلح رژیم سابق همت گماشت.

البته، فدائیان از حاکمیت جمهوری اسلامی ایران توقع بیش از این نیز نمی‌توانستند داشته باشند، همچنانکه از رژیم پهلوی نداشتند. چرا که هر دوی آنها در خدمت سرمایه و مدافع منافع نامشروع سارقان ثروتهای ملی بوده و هستند…

یاد و نام عزیز بینانگذاران جنبش فدای و همه رفقای بخون درغلتیده فدایی در هر دو رژیم پهلوی و اسلامی گرامی باد!

روز ۱۹ بهمن بر همه فدائیان وفادار و باورمند به اهداف و آرمانهای والای فدایی، به همه انقلابیون میهن خجسته باد!

ننگ و نفرین بازماندگان و پیروان فدائیان شهید نسبت به مدافعان سرمایه مستدام باد!

پیروز باد مبارزه فدائیان و همه رزمندگان در جبهه نبرد کار بر علیه سرمایه!

ا. م. شیری

۱۹ بهمن ۱٣۹۷




اخبار و گزارشات کارگری و تجمعات اعتراضی در ۴۸ساعت گذشته 

 

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
سه‌شنبه  ۱۶ بهمن ۱٣۹۷ –  ۵ فوريه ۲۰۱۹

 

تجمع مالباختگان موسسه کاسپین در کرمانشاه و ایلام
روز سه شنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۷، جمعی از مالباختگان موسسه کاسپین در شهرهای کرمانشاه و ایلام، در مقابل دفتر این موسسه در این شهرها نسبت به برآورده ‌نشدن مطالبات خود، اقدام به برگزاری تجمع اعتراضی کردند.

اعتراض سپرده‌گذاران موسسه‌های مالی و اعتباری از دو سال پیش آغاز شد و دولت و بانک مرکزی پرداخت مطالبات سپرده‌گذاران از طریق بانک‌های دولتی و خصوصی را متعهد شدند.

تجمع کارگران و کارکنان پروژه آیسان تبریز
روز سه شنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۷، جمعی از کارگران و کارکنان پروژه ساخت مجتمع چند منظوره اداری، تجاری و تفریحی آیسان در مرکز شهر تبریز، در اعتراض به معوقات مزدی هفت ماهه خود، اقدام به برگزاری تجمع کردند.

تجمع مالباختگان سایت طلای ثامن در تهران
سه شنبه ۱۶ بهمن ۱۳۹۷، جمعی از مالباختگان سایت طلای ثامن، نسبت به برآورده ‌نشدن مطالباتشان، در مقابل ساختمان دادسرای عمومی و انقلاب تهران، اقدام به برگزاری ‎تجمع اعتراضی کردند.

تجمع رانندگان تاکسی در خرم آباد
روز گذشته ۱۵ بهمن ۱۳۹۷، جمعی از رانندگان تاکسی شخصی و اینترنتی در شهرستان خرم آباد، در اعتراض به برآورد نشدن مطالباتشان دست به اعتصاب و تجمع زدند.
معترضان علت تجمع خود را پایین بودن نرخ کرایه عنوان کردند.

*اخباروگزارشات کارگری۴٨ساعت گذشته ارسالی از “اخبار و گزارشات کارگری”:

ادامه اعتصاب وتجمعات کارگران شهرداری ها دراعتراض به عدم پرداخت حقوق:
– تجمع سه روزکارگران شهرداری آبژدان اندیکا دراعتراض به عدم پرداخت ماه ها حقوق
روز دوشنبه پانزدهم بهمن ماه برای سومین روزمتوالی،کارگران شهرداری آبژدان اندیکا دراعتراض به عدم پرداخت ۹ ماه حقوق وعیدی سال گذشته،دست به تجمع مقابل ساختمان شهرداری زدند.
براساس گزارشات رسانه ای شده،بدنبال تجمعات اعتراضی این کارگران وعده پرداخت یک ماه حقوق داده شد.
شهر آبژدان با جمعیتی بیش از ۲٣هزار نفر از بخش های تابعه شهرستان اندیکا درشمال شرق استان خوزستانمی باشد.

اعتصاب کارگران شهرداری نورآباد دراعتراض به عدم پرداخت حقوق
طی روزهای گذشته،کارگران بخش خدمات شهرداری نورآباد ممسنی دراستان فارس دراعتراض به عدم پرداخت حقوقشان دست به اعتصاب زدند واز جمع آوری زباله ها از سطح شهر خودداری کردند.

تجمع کارگران شهرداری توحید در اعتراض به عدم پرداخت ۵ماه حقوق و۲ماه حق بیمه
روزسه شنبه شانزدهم بهمن ماه،کارگران شهرداری توحید واقع در شهرستان چرداول استان ایلام در اعتراض به عدم پرداخت ۵ماه حقوق و۲ماه حق بیمه ، مقابل ساختمان شهرداری تجمع کردند.

*اقدامات ضدکارگری نهادهای حکومتی :

اعلام وصول طرح ضدکارگری اصلاحات پراسنج (پارامتریک) قانون تأمین اجتماعی درمجلس
طرح اصلاحات پراسنج (پارامتریک) قانون تأمین اجتماعی پیشنهادی مدیریت سازمان تامین اجتماعی که با امضای تعداد ٣٨ نفر از نمایندگان، به صورت عادی به مجلس شورای اسلامی ارائه شده بود، در جلسه علنی مورخ ۱٣۹۷/۱۱/۰۹ به صورت عادی اعلام وصول گردید.
این طرح حداقل سابقه پرداخت حق بیمه برای بازنشستگی را از ۲۰ سال به ۲۵ سال ارتقا می‌دهد؛ رشته‌ای از معافیت‌های بیمه‌ای سرمایه‌های کوچک را حذف می‌کند؛ فرمول محاسبه حقوق را از ۲ سال به متوسط ۲۰ سال به صورت پلکانی می‌رساند و نرخ حق بیمه را از ۷ درصد به ۹ درصد افزایش می‌دهد.
این طرح چندین ماده از قانون تامین اجتماعی را دستخوش تغییراتِ اساسی می‌سازد؛ از جمله تبصره ماده (۷۷)، تبصره (۱)‌ ماده (۲۸)‌ و مواد (۷۵) و بند (۳) ماده (۸۰)، ماده (۷۶)، قانون معافیت از پرداخت حق بیمه سهم کارفرمایی تا میزان (۵) نفر کارگر، قانون بازنشستگی در مشاغل سخت و زیان‌آور و قانون بیمه کارگران ساختمانی.

مهدی یراحی بدلیل اجرای کنسرت با لباس کارگران فولاد اهواز ممنوع الفعالیت شد!
مهدی یراحی درصفحه اینستاگرام خود نوشت:
اینجانب مهدی یراحیتوسط مجموعه وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی تااطلاع ثانوی عملا ازهرگونه فعالیت هنری منع شده ام.
قابل یادآوری است که گروه مهدی یراحی برای همبستگی با کارگران فولاد اهوازروز پنجشنبه ششم دی ماه در تالار آفتاب شهر اهوازبروی صحنه رفند وکنسرت اجراکردند.

عدم تبدیل قرار بازداشت پروین محمدی به وثیقه وانتقالش به زندان اوین
یکشنبه شب (۱۴بهمن ماه)پروین محمدی به زندان اوین منتقل شد و روزدوشنبه پانزدهم بهمن ماه،محمدعلی جداری فروغی از عدم تبدیل قرار بازداشت پروین محمدی به وثیقه خبر داد.
محمدعلی جداری فروغی،وکیل پروین محمدی) گفت : روز۱۵بهمن از شعبه ۱۰۲ دادگاه کیفری ۲ فردیس دادنامه‌ای ابلاغ شد که در آن ضمن بیان اتهامات موکل، عنوان شده که با توجه به نیابت اعطایی از معاونت دادستان و سرپرست دادسرای ناحیه ٣٣ اوین، قرار بازداشت موقت تایید شده است.

برگزاری دادگاه تجدید نظرداوودرضوی 
روزسه شنبه شانزدهم بهمن ماه، دادگاه تجدیدنظرداودرضوی عضوهیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه دادگاه تجدید نظر موکلش در شعبه ٣۶ دادگاه تجدید نظر برگزارشد.
آقای صالح نیکبخت در باره دفاع از موکلش دردادگاه گفت: همانطور که در لایحه سه صفحه‌ای که امروز تقدیم کردم و نیز در لایحه اعتراضی به حکم دادگاه بدوی گفته‌ام، اقدامات موکل وجه کیفری ندارد زیرا عمده اتهامات وارده بر وی عبارت است از حضور او در وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی برای دفاع از حقوق خود و سایر کارگران شرکت واحد در خصوص تعیین حداقل دستمزد برای سال ۹۴ بوده که مدیرکل وقت اداره روابط کار از وی و همچنین از سایر نمایندگان کارگران درخواست می‌کند که با حضور در جلسه‌ای که در نمازخانه این وزارتخانه برگزار شده شرکت کنند و انتقادات و پیشنهادات خود را در مورد تعیین حداقل دستمزد اعلام دارند که به همین صورت نیز عمل شده و جلسه مزبور و نیز سایر مراجعات او و کارگران به این وزارتخانه بدون هر گونه برخورد و یا اخلال در نظم عمومی پایان یافته است.
وکیل مدافع عضو سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه افزود: در پاسخ به اتهام دیگر موکلم مبنی بر حضور در مراسم روز کارگر که او و برخی از اعضای هیأت مدیره سندیکا برای حضور در ترمینال غرب شرکت واحد عازم آنجا بودند و قبل از رسیدن به این پایانه توسط مأموران دستگیر شده و آنها را به زندان اوین می‌برند که مقام قضائی در همان شب آنها را آزاد می‌کند.
وی افزود: اتهام دیگری که به نامبرده منتسب شده حضور او در مقابل ساختمان شهرداری تهران و شورای شهر بوده که چون نامبرده خودش هم عضو تعاونی‌های مسکن سپیدار ۱، ۲ و ۳ کل کارکنان شرکت واحد بوده و با توجه به اینکه شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه زیر نظر شهرداری می‌باشد، برای پیگیری این موضوع در آنجا حضور یافته و اعضای شورای شهر دوره قبل هم با وی و سایر کارگران مذاکره کرده که در این موارد هم هیچ‌گونه برخورد با نیروهای پلیس، نگهبانان و… به وجود نیامده و حضور وی و دیگران نیز بدون اخلال در نظم و ترافیک خیابان بهشت بوده است.
وکیل مدافع عضو سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی گفت: در این جلسه از دادگاه تقاضا کردیم با توجه به اینکه هیچ یک از این موارد از مصادیق تبانی و اقدام برای بر هم زدن امنیت داخلی و خارجی نیست و چه بسا دستگیری کارگران با این اتهام بیشتر مورد سو استفاده قرار می‌گیرد با بررسی دقیق محتویات پرونده حکم صادره نقض و اساساً مجازات پنج سال حبس برای چنین اعمالی قانونی نبوده و عادلانه و متناسب با اتهامات وارده نیست.

*اعتراضات نسبت به تخلفات شرکت تعاونی های مسکن کارگران:

تجمع اعتراضی رانندگان عضو تعاونی مسکن مرکزی شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه نسبت به تخلفات مقابل وزارت کار
روزسه شنبه شانزدهم بهمن ماه، رانندگان عضو تعاونی مسکن مرکزی شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه دراعتراض به تخلفات دست به تجمع مقابل وزارت کارزدند.
به گزارش کانال تلگرام سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران وحومه،علیرغم اینکه اعضای پروژه های سهیل وسپیدار، شکوائیه های متعددی دراتاق تعاون ووزارت تعاون به ثبت رسانده وبا توجه به اینکه وزارت تعاون رای برتخلفات محرز وآشکار تعاونی مسکن صادرکرده است وتعاونی مسکن شرکت واحد را دررای صادره ملزم به برسمیت شناختن اعضا کرده ، اما به علت فساد ورانت اداری که درجامعه رایج شده است تعاونی باسواستفاده ازفساد جاری درادارات ، به رای صادره تمکین نمیکند وادارات زیر مجموعه هم توجه ای به رای صادره ندارند.
براساس مذاکره ای که بین نمایندگان کارگران معترض وعوامل وزارت تعاون واستان واتاق تعاون صورت گرفت ، نمایندگان کارگران خواستار عزل هیئت مدیره متخلف تعاونی مرکزی شرکت واحد شدند که شکواییه ای دراین خصوص دروزارت تعاون به ثبت رسید.

تجمع بازنشستگان گمرک ایران دراعتراض به تعاونی مسکن گمرک مقابل اداره کل کاراستان تهران
روزسه شنبه شانزدهم بهمن ماه،جمعی از بازنشستگان گمرک ایران دراعتراض به تعاونی مسکن گمرک مقابل اداره کل کاراستان تهران تجمع کردند.
برپایه گزارش رسانه ای شده، تنها صحبتی که از سوی مسوولان اداره کار با این بازنشسته ها شده است این است که عضوی از هیات مدیره تعاونی گمرک ایران به نام آقای (خ) قرار است در مورد مشکلات آنان در جلسه های آتی صحبت کند.
ماجرا از این قرار است که سال ۱۳۷۰ تعاونی مسکن گمرک طی اطلاعیه‌ای از اعضای خود درخواست کرد ۴۰۵ هزار تومان به حساب این تعاونی واریز کنند تا در عرض سه ماه در شهرک اندیشه صاحب زمین ۳۰۰ متری شوند اما از آن روز تاکنون تعداد زیادی از این بازنشستگان سرگردان بوده و زمینی تحویل نگرفته‌اند.
به گفته یکی از این بازنشستگان به رسانه ها ،۴۰۰۰ نفر از کارکنان گمرک ایران در سراسر کشور در سال ۷۰ مبلغ مورد نظر را واریز می‌کنند و بعد از نزدیک به یک سال حدود هزار کارمند موفق به گرفتن زمین می‌شوند ولی مابقی از سال ۷۰ تا کنون سرگردان هستند و این در حالیست هیچ نهاد و ارگانی هم پاسخگو نیست.
وی در تشریح ماجرا گفت: طبق بخشنامه، ۷ نفر باید عهده دار پیگیری این مهم می‌شدند در حالیکه تنها دو نفر به عنوان مسئول اصلی و مستقیم انتخاب شدند، و این افراد نه تنها دلسوز بلکه حتی پاسخگوی شکایت و نامه‌های متعددی که به دستشان می‌رسید نیز نبودند.
وی با بیان طرح شکایت این بازنشستگان از تعاونی گمرک ایران، ادامه داد: چندین بار نامه‌های متعددی را بردیم اما متاسفانه بازرسی تعاون حتی این نامه‌ها را تحویل نگرفتند.
در حالی که پیش‌تر، بازرس شرکت تعاونی مسکن کارکنان گمرک ایران تعداد اعضای این تعاونی را افزون بر ۴۵۰۰ نفر اعلام و اضافه کرده بود: تمام این اعضاء کارکنان بازنشسته گمرک بوده و همگی بالای ۶۰ سال سن دارند که توان برخورد با این بی‌قانونی‌های هیات مدیره را ندارند.

*کشته وزخمی شدن ۵کارگرساختمانی براثرحوادث کاری

جان باختن یک کارگرساختمانی دریزد بدنبال سقوط از ارتفاع
روزسه شنبه شانزدهم بهمن ماه،یک کارگرساختمانی دریزدبدنبال سقوط از ارتفاع جانش را ازدست داد.

مصدومیت چهار کارگر ساختمانی در دزفول بر اثر ریزش سقف 
صبح روزسه شنبه شانزدهم بهمن ماه،چهارکارگردر دزفول براثر ریزش سقف یک ساختمان مصدوم شدند.




پرونده سازی جدید علیه اسماعیل بخشی 

• فرزانه زیلابی وکیل مدافع اسماعیل بخشی، از پرونده سازی جدید علیه او و تقهیم سه اتهام تازه برای موکل خود، خبر داده است. اخبار ضد و نقیضی نیز از انتقال اسماعیل بخشی به بیمارستان منتشر شده است …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
سه‌شنبه  ۱۶ بهمن ۱٣۹۷ –  ۵ فوريه ۲۰۱۹

 


فرزانه زیلابی وکیل مدافع اسماعیل بخشی، از پرونده سازی جدید علیه او و تقهیم سه اتهام تازه برای موکل خود، خبر داده است. “نشر اکاذیب”، “فعالیت تبلیغی علیه نظام” و “توهین به مقامات” اتهامات جدیدی است که متوجه ی اسماعیل بخشی کرده اند.

سندیکای نیشکر هفت تپه با انتشار اطلاعیه ای به نقل از خانم زیلایی در این مورد نوشته است: اسماعیل بخشی که پس از حدود یک ماه بازداشت با تبدیل قرار بازداشت به وثیقه ۴۰۰ میلیونی آزاد شده بود، چون به درخواست خانواده و وکیلشان، مبنی بر ارجاع وی به پزشکی قانونی، در طول مدت بازداشت ترتیب اثر داده نشده بود با ناامیدی از نتیجه اقدام قانونی، با انتشار رنجنامه ای از دوران بازداشت خود اعلام نمود که توسط مامورین حین دستگیری و در طول مدت بازداشت مورد آزار و اذیت بدنی، روحی و روانی واقع شده است و در همین خصوص شکایتی را علیه مأمورین امنیتی اداره اطلاعات مطرح نمود. متأسفانه در حالی که پیگیری های قانونی و پزشکی پرونده یاد شده در حال انجام بود، یکم بهمن ماه با فک قرار وثیقه قبلی دوباره بازداشت شد و در اختیار اداره اطلاعات قرار گرفت. در همین اثنا کارگری که شاهد پرونده بود نیز دستگیر و بازداشت گردیده بود.
سه اتهام جدید تفهیم شده به موکل نشر اکاذیب، فعالیت تبلیغی علیه نظام و توهین به مقامات می باشند.
در پرونده جدید نشر اکاذیب، بدون موافقت با دیدار آقای بخشی، طی هماهنگی تلفنی بازپرس پرونده، ستاد خبری اهواز که برابر قانون، مرجع ذیصلاح قانونی و رسمی محسوب نمی شود صرفا وکالت نامه را جهت امضاء و اعطای وکالت تحویل گرفت. ولی در خصوص اتهام امنیتی فعالیت تبلیغی علیه نظام، همچنان، از دسترسی به وکیل انتخابی خود محروم می باشد چون اینجانب جزء وکلای مورد تأیید و معتمد رئیس قوه قضائیه، موضوع تبصره ماده ۴۸ قانون آیین دادرسی کیفری نمی باشم.
در ادامه ی این نامه آمده است: عدم دسترسی به وکیل مستند به تفسیر شماره ۲۰ ماده ۷ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، به صراحت به عنوان «مصداق بارز شکنجه» درج شده است بنابراین تبصره ماده ۴۸ و محروم نمودن فرد بازداشت شده از دسترسی به خدمات حقوقی وکیل را یک شکنجه مصوب در قانون آیین دادرسی کیفری کشورمان می‌دانم.
به دلیل اخبار ضد و نقیضی که از وضعیت سلامتی آقای اسماعیل بخشی و انتقال وی به بیمارستان منتشر شده، جهت رفع نگرانی خانواده وی، روز چهارشنبه درخواست ملاقات ارائه اما مورد موافقت قرار نگرفت و یکشنبه، مجددا درخواست ارائه شد و امیدوار هستیم که با این درخواست موافقت شود.




پشتیبانی سندیکاهای فرانسوی از کارگران و معلمان در ایران 

• برخی از مهم‌ترین سندیکاهای فرانسوی با صدور بیانیه‌ای مشترک به دفاع از کارگران و کارمندانی برخاسته‌اند که در ایران تحت فشار قرار گرفته و یا زندانی شده‌اند …

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
شنبه  ۱٣ بهمن ۱٣۹۷ –  ۲ فوريه ۲۰۱۹

 


برخی از مهم‌ترین سندیکاهای فرانسوی با صدور بیانیه‌ای مشترک به دفاع از کارگران و کارمندانی برخاسته‌اند که در ایران تحت فشار قرار گرفته و یا زندانی شده‌اند. این اتحادیه‌های بزرگ خواهان آزادی همه ی معلمان بازداشت شده و احقاق حقوق همه ی فعالان ایرانی هستند و از روش‌های سرکوب و “اعتراف‌گیری” که در مورد اسماعیل بخشی و سپیده قلیان اعمال شد، سخت انتقاد می‌کنند.
به گزارش همبستگی سوسیالیستی با کارگران ایران – فرانسه و اتحاد بین الملل در حمایت از کارگران ایران – پاریس، متن این بیانیه به قرار زیر است:

بیانیه مشترک کلکتیو سندیکائی فرانسه برای حمایت از کارگران ایران
سرکوب نگران کننده کارگران و فعالان سندیکائی ایران

از چندهفته پیش، حقوق بگیران ایرانی در اثر وخامت اوضاع عمومی دست به کارزار اعتراضی و مطالباتی زده و خواستار بهبود شرایط کار و زندگی خود هستند. آنان خواستار پایان دادن به دستمزدهای پائین و عدم پرداخت حقوق عقب مانده خود طی ماه های گذشته هستند. چشمگیرترین بسیج، اعتصاب های کارگران نیشکر هفت تپه و فولاد اهواز واقع در جنوب ایران بود که با پشتیبانی اهالی نیز همراه بود.
معلمان ایران نیز در سراسر کشور برای کسب حقوق مناسب و به ویژه برای معلمان قراردادی اعتراض می کنند.
تنها پاسخ مقامات جمهوری اسلامی ، دستگیری و زندانی کردن فعالان سندیکائی، فعالان و نیروهای دموکراتیک پشتیبان آن هاست. نمونهء آن، دستگیری آقایان حبیبی، عبدی، بهشتی، مردانی و معلمان دیگر است. فعالان سندیکائی ، مثل اسماعیل بخشی و علی نجاتی و نیز دانشجوی فعال مدنی، خانم سپیده قُلیان پس از دستگیری شکنجه شدند. قلیان و بخشی پس از آزادی مشروط نسبت به شکنجه های خود در دوران حبس، اعتراض و افشاگری کردند. در نتیجه، آن ها مجددا دستگیر و در مکانی نامعلوم زندانی شده اند.
مقامات قضائی و اطلاعاتی کشور اقدام به پخش “اعترافات” آن ها از شبکه تلویزیونی دولتی کردند که در زیر شکنجه در زندان ضبط شده بود، و تلاش کردند با این روش، آن ها را بی اعتبار جلوه دهند. جمهوری اسلامی با استفاده از روش های سرکوب غیرقابل قبول که فکر می کردیم به دوران دیگری از تاریخ تعلق دارند، با تهدیدی دائمی معترضان را به وابستگی به بیگانگان و ارتباط با مخالفان رژیم در خارج از کشور متهم کردند. هدف از این سرکوب، ایجاد فضای رعب و هراس برای جلوگیری از مبارزه مطالباتی عادلانه افراد در کشور است.
ما، سندیکاهای فرنسوی با تمام نیرو این اعمال غیرقابل تحمل را محکوم کرده، از رژیم ایران می خواهیم که به پیمان های بین المللی که دولت ایران امضا کرده احترام بگذارد. در غیر این صورت، ما در کنار سازمان های بین المللی در درون سازمان جهانی کار که عضوش هستیم، به اقدامات مقتضی خواهیم پرداخت.
ما خواهان آزادی بی قید و شرط و فوری همه فعالان کارگری، معلمان و دیگر فعالان دستگیرشده هستیم.
باید کاربُرد شکنجه را طرد کرد.

ما، در روز سه شنبه ۲۶ فوریه ۲۰۱۹، از ساعت ۱۹ در بورس کار، پاریس؛ یک شب همبستگی با کارگران مبارز و فعالان سندیکائی دربند برگزار خواهیم کرد.

کلکتیو سندیکائی فرانسه
س اِف دِ تِ، سِ ژِ ت، اونسا، سولیدر (همبستگی)، اِف اِس او (سندیکای فرهنگیان)
پاریس، ٣۱ ژانویه ۲۰۱۹