ناتو، آنکارا و فریب‌های دیپلماتیک؛ از مینسک تا انکوریج 

📰

🤝 در نشست اخیر ناتو در آنکارا، دونالد ترامپ با ولودیمیر زلنسکی گرم برخورد کرد و از حملات دوربرد اوکراین به خاک روسیه حمایت نمود و آن را «اقدامی برای پایان دادن به جنگ» خواند. این موضع در تضاد کامل با مشاجره‌های پیشین آن‌ها در کاخ سفید در اوایل ۲۰۲۵ بود و شکست مذاکرات ماه‌های اخیر را نشان می‌داد.

📜 لاوروف، وزیر خارجه روسیه، مذاکرات آلاسکا را به توافقات مینسک تشبیه کرد که آنگلا مرکل و فرانسوا اولاند بعداً اعتراف کردند صرفاً تاکتیکی برای خرید زمان و تقویت ارتش اوکراین بوده است. پترو پوروشنکو، رئیس‌جمهور وقت اوکراین، نیز تأیید کرد که مینسک را امضا کرد چون می‌دانست هرگز اجرا نخواهد شد و تنها راه توقف موقت جنگ بود.

⚠️ به‌گفته منابع روسی، ترامپ قرار بود زلنسکی را به عقب‌نشینی از دونباس وادار کند و پوتین آتش‌بس اعلام کند، اما ترامپ هیچ‌گاه بر کی‌یف فشار نیاورد و در عوض از پوتین خواست پیش از عقب‌نشینی اوکراین آتش‌بس کند که پوتین نپذیرفت، چرا که آن را تکرار سناریوی مینسک می‌دانست.

🛢️ با وجود مذاکرات، اف‌تی گزارشی فاش کرد که آمریکا به حملات پهپادی اوکراین به پالایشگاه‌های روسیه کمک اطلاعاتی می‌کند. ترامپ این حملات را «ابزار چانه‌زنی» با روسیه می‌دانست.

🎯 در دسامبر ۲۰۲۵، ۹۱ پهپاد به اقامتگاه پوتین در دریاچه والدای حمله کردند که همگی سرنگون شدند. روسیه با احضار وابسته نظامی آمریکا، مدارکی از تراشه‌های ناوبری پهپادها ارائه کرد و خواستار رمزگشایی شد. ترامپ بعداً گفت «باور ندارد» که هدف ترور بوده، اما مقامات روسی معتقدند حمله با کمک سی‌آی‌ای انجام شده است.

🕊️ چپا، معاون دومای روسیه، تأکید کرد بدون کمک سرویس‌های اطلاعاتی غرب، چنین حمله‌ای غیرممکن است.  آمریکا هیچ‌گاه میانجی بی‌طرف نبوده و با «دیپلماسی اجباری» شامل حملات پهپادی، تحریم‌های نفتی و فشار بر هند، به دنبال تسلیم روسیه بوده است.




ترامپ دوباره از مذاکره می‌گوید؛ جمهوری اسلامی می‌گوید دروغ است 

📰

🎯 ترامپ، اعلام کرد که جمهوری اسلامی و متحدان منطقه‌ای آمریکا از او خواسته‌اند از حمله خودداری کند و «چارچوب توافق» مشخص شده است. اما خبرگزاری مهر ایران این ادعا را «دروغی تازه» خواند و تأکید کرد تهران چنین درخواستی نداشته است.

🛢️ ترامپ گفت حملات لغو شده «بزرگ‌ترین حمله از جنگ جهانی دوم» می‌بود و افزود: «ما برای هر اقدامی آماده‌ایم، اما به دنبال کشتن مردم نیستم.» قیمت نفت برنت با اعلام این خبر ۴.۵ درصد کاهش یافت و به ۸۳.۹۸ دلار رسید.

⚖️ کارشناسان حقوق بین‌الملل هشدار داده‌اند که حمله به زیرساخت‌های انرژی ایران جنایت جنگی محسوب می شود. ترامپ اما از پاسخ به این سؤال که آیا قصد حمله به تأسیسات انرژی ایران را داشته، خودداری کرد.

🔄 این اولین بار نیست که ترامپ از نزدیکی توافق سخن می‌گوید؛ هشدارهای آخرالزمانی او در ۷ آوریل که گفت «تمام یک تمدن امشب خواهد مرد» به مذاکرات رودررویی در پاکستان انجامید که نهایتاً به توافق نرسید.

📊 نظرسنجی‌ها حاکی از نارضایتی گسترده آمریکایی‌ها از مدیریت جنگ است که زنگ خطری برای جمهوری‌خواهان پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر به شمار می‌رود.

⚔️ جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، یک تجاوز آشکار به حقوق بین‌الملل است. در این میان، دروغ‌پردازی هر دو طرف – از ادعاهای بی‌اساس ترامپ درباره مذاکره تا تکذیب‌های فوری تهران – نشان می‌دهد که اعتماد متقابل به صفر رسیده است.

🤝 جنگ، غیرانسانی و غیرقانونی است؛ اما صلح تحقیرآمیز هم شکست است. توافقی عادلانه، بهترین گزینه برای همه است. صلحی که استقلال و عزت ایران را حفظ کند، بسیار بهتر از تداوم جنگ است. مردم ایران هرگز زیر بار توافقی که به قیمت از دست دادن حاکمیت ملی تمام شود، نخواهند رفت. غرب باید بپذیرد که راه حل نظامی، راه حل نیست و احترام به حق هسته‌ای ایران، تنها مسیر پایدار به صلح است.




گرینلند متعلق به مردم گرینلند است

🧭

بحث درباره آینده گرینلند بار دیگر به موضوعی مهم در سیاست بین‌الملل تبدیل شده است. از رقابت قدرت‌های بزرگ بر سر منابع طبیعی و موقعیت راهبردی این جزیره گرفته تا افزایش حضور نظامی و فشارهای سیاسی، همه نشان می‌دهد که گرینلند بیش از هر زمان دیگری در کانون توجه قرار گرفته است.

علاقه امپریالیستی آمریکا به گرینلند تنها به منابع معدنی محدود نمی‌شود؛ موقعیت راهبردی این جزیره در قطب شمال، مسیرهای دریایی آینده، سامانه‌های هشدار زودهنگام و رقابت با روسیه و چین، آن را به یکی از مهم‌ترین نقاط ژئوپلیتیکی برای حفظ نفوذ و برتری جهانی واشنگتن تبدیل کرده است.

⚖️ حق تعیین سرنوشت. بر اساس حقوق بین‌الملل، این مردم گرینلند هستند که باید درباره آینده سیاسی، اقتصادی و امنیتی سرزمین خود تصمیم بگیرند؛ نه واشنگتن، نه کپنهاگ و نه هیچ قدرت خارجی دیگر.

🌍 گرینلند تنها یک جزیره بزرگ در شمال جهان نیست؛ سرزمینی است با مردمی، فرهنگ، زبان و هویت بومی که دهه‌ها برای کسب اختیارات بیشتر و افزایش خودگردانی تلاش کرده‌اند. هرگونه تصمیم درباره استقلال، ادامه پیوند با پادشاهی دانمارک یا شکل روابط با سایر کشورها، تنها زمانی مشروعیت واقعی دارد که بر پایه خواست آزادانه مردم گرینلند باشد.

⛏️ بدون تردید، منابع معدنی، مسیرهای دریایی قطب شمال و اهمیت ژئوپلیتیکی گرینلند توجه قدرت‌های جهانی را جلب کرده است. اما منافع اقتصادی و رقابت‌های راهبردی نباید جایگزین حقوق مردم محلی شود. تاریخ بارها نشان داده است که برخورد با سرزمین‌ها به‌عنوان مهره‌های ژئوپلیتیکی، اغلب به نادیده گرفتن خواست ساکنان آن‌ها منجر شده است.

🤝 آینده گرینلند باید در نووک و از طریق گفت‌وگوی دموکراتیک، انتخابات و همه‌پرسی‌های آزاد تعیین شود. احترام به حق تعیین سرنوشت، نه‌تنها یک اصل حقوقی، بلکه شرط اساسی برای صلح، ثبات و عدالت در روابط بین‌الملل است. هیچ قدرتی نباید به جای مردم گرینلند درباره سرنوشت آنان تصمیم بگیرد.




افکار عمومی آمریکا در حال تغییر است؟

📊

نتایج یک نظرسنجی مشترک Economist/YouGov نشان می‌دهد که نگاه بخش قابل‌توجهی از شهروندان آمریکایی به جنگ غزه و عملکرد بنیامین نتانیاهو نسبت به گذشته تغییر کرده است. بر اساس این نظرسنجی، حدود نیمی از پاسخ‌دهندگان گفته‌اند اگر نتانیاهو در حالی که با حکم بازداشت دیوان کیفری بین‌المللی (ICC) روبه‌رو است وارد آمریکا شود، باید بازداشت شود.

⚖️ همچنین، ۴۷ درصد شرکت‌کنندگان معتقدند نتانیاهو در غزه مرتکب جنایات جنگی شده است، در حالی که ۲۴ درصد با این نظر مخالف بوده‌اند. درباره اتهام نسل‌کشی نیز، ۴۳ درصد از پاسخ‌دهندگان گفته‌اند اقدامات اسرائیل علیه فلسطینیان در غزه مصداق نسل‌کشی است. این موضوع همچنان محل اختلاف حقوقی و سیاسی در سطح بین‌المللی است و دیوان‌های بین‌المللی در حال بررسی پرونده‌های مرتبط هستند.

🇺🇸 نظرسنجی همچنین نشان می‌دهد که شکاف میان جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها درباره جنگ غزه بسیار عمیق است. در حالی که اکثریت دموکرات‌ها دیدگاه انتقادی نسبت به دولت اسرائیل دارند، بخش بزرگی از جمهوری‌خواهان همچنان از سیاست‌های آن حمایت می‌کنند. این اختلاف نشان می‌دهد که سیاست خاورمیانه بیش از گذشته به موضوعی داخلی در آمریکا تبدیل شده است.

📉 در همین حال، میزان رضایت از عملکرد دونالد ترامپ نیز در این نظرسنجی کاهش یافته است. هم‌زمان با ادامه تنش‌های منطقه‌ای و سیاست‌های دولت او در قبال ایران و غزه، تعداد بیشتری از آمریکایی‌ها عملکرد رئیس‌جمهور را نامطلوب ارزیابی کرده‌اند.

🌍 اگر این روند ادامه یابد، ممکن است حمایت سنتی و تقریباً بدون چون‌وچرای افکار عمومی آمریکا از دولت اسرائیل بیش از گذشته با چالش روبه‌رو شود؛ تغییری که می‌تواند در بلندمدت بر سیاست خارجی واشنگتن نیز اثرگذار باشد.




درس بزرگ همه‌گیری: بدون شفافیت، اعتماد عمومی آسیب می‌بیند

🔍

انتشار بخشی از یادداشت‌ها و اسناد داخلی مربوط به آنتونی فائوچی، مدیر پیشین مؤسسه ملی آلرژی و بیماری‌های عفونی آمریکا، بار دیگر بحث قدیمی درباره شفافیت در مدیریت بحران کرونا را زنده کرده است. صرف‌نظر از اینکه منشأ ویروس چه بوده، پرسش اصلی این است که آیا اطلاعات موجود با صداقت و به‌موقع در اختیار افکار عمومی قرار گرفت؟
تنها دلیل بزرگ عدم شفافیت سودورزی شرکتهای واکسن سازی و دراوسازی جهانی به خصوص آمریکایی است.

📄 اسناد منتشرشده نشان می‌دهد که در ماه‌های نخست همه‌گیری، میان برخی بحث‌های خصوصی دانشمندان و پیام‌های قطعی که بعدها به‌صورت عمومی مطرح شد، تفاوت‌هایی وجود داشته است. وجود اختلاف‌نظر علمی طبیعی است، اما زمانی که این اختلاف‌ها برای جامعه توضیح داده نشود یا برخی فرضیه‌ها پیش از بررسی کامل کنار گذاشته شوند، اعتماد عمومی به علم و نهادهای تصمیم‌گیرنده آسیب می‌بیند.

⚖️ شفافیت به این معنا نیست که همه پاسخ‌ها از روز اول مشخص باشند؛ بلکه یعنی عدم قطعیت‌ها، اختلاف دیدگاه‌ها و مبنای تصمیمات نیز صادقانه بیان شوند. در بحران‌های جهانی، پنهان‌کاری یا نبود توضیح کافی می‌تواند زمینه‌ساز گسترش بی‌اعتمادی، شایعات و دوقطبی شدن جامعه شود.

🏛️ همچنین، هرگاه ارتباط نزدیک میان مراکز قدرت، بودجه‌های پژوهشی، جوایز و تصمیم‌گیران شکل بگیرد، مطالبه پاسخگویی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. حتی اگر هیچ تخلفی رخ نداده باشد، نبود شفافیت درباره این روابط می‌تواند این تصور را ایجاد کند که منافع شخصی یا نهادی بر قضاوت علمی سایه انداخته است.

🤝 علم زمانی بیشترین اعتبار را دارد که همراه با پاسخگویی، انتشار کامل داده‌ها، امکان نقد مستقل و دسترسی آزاد به اطلاعات باشد. اعتماد عمومی نه با سانسور پرسش‌ها، بلکه با شفافیت، گفت‌وگوی علمی و پاسخ‌های مستند ساخته و حفظ می‌شود.




چرا مهاجرت به اروپا متوقف نمی‌شود؟

🌍

صدها نفر در روزهای اخیر با شنا یا استفاده از حلقه‌های بادی خود را از مراکش به شهر سئوتا، یکی از مناطق تحت حاکمیت اسپانیا در شمال آفریقا، رساندند. این تصاویر فقط روایت یک عبور مرزی نیست؛ بلکه نمادی از شکاف عمیق میان شمال و جنوب جهان است.

💰 بسیاری از مهاجران از کشورهای جنوب جهانی می‌آیند؛ کشورهایی که با فقر، بیکاری، تغییرات اقلیمی، بدهی‌های سنگین و بی‌ثباتی اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. در مقابل، بخش بزرگی از ثروت و سرمایه جهانی همچنان در کشورهای غربی متمرکز است؛ کشورهایی که بخش مهمی از توسعه تاریخی خود را در دوره استعمار، بهره‌برداری از منابع مستعمرات و شکل‌دهی به نظم اقتصادی جهانی به دست آورده‌اند.

🏛️ میراث امپراتوری‌ها هنوز پایان نیافته است. بسیاری از مرزها، ساختارهای اقتصادی و روابط تجاری امروز، ریشه در همان دوران دارند. به همین دلیل، بسیاری در جنوب جهانی معتقدند که مهاجرت تنها یک انتخاب فردی نیست، بلکه نتیجه دهه‌ها نابرابری ساختاری در نظام بین‌الملل است؛ نظامی که فرصت‌های توسعه را به‌طور برابر میان کشورها توزیع نکرده است.

🚧 اروپا برای حفاظت از مرزهای خود هزینه‌های هنگفتی صرف دیوارهای مرزی، فناوری‌های نظارتی و همکاری‌های امنیتی می‌کند. اما تا زمانی که شکاف درآمد، فرصت و کیفیت زندگی میان شمال و جنوب جهان پابرجا باشد، افراد بسیاری همچنان حاضر خواهند بود جان خود را برای رسیدن به آینده‌ای بهتر به خطر بیندازند.

🤝 شاید راه‌حل پایدار، نه فقط در کنترل مرزها، بلکه در کاهش نابرابری جهانی، سرمایه‌گذاری عادلانه‌تر، اصلاح روابط اقتصادی بین‌المللی و ایجاد فرصت‌های واقعی برای توسعه در کشورهای جنوب جهانی باشد؛ زیرا مهاجرت گسترده، بیش از آنکه یک بحران مرزی باشد، بازتاب بحران عدالت در توزیع ثروت و فرصت در جهان است.




چرا وضعیت «نه جنگ، نه صلح» فعلاً به نفع تهران و واشنگتن است؟

⚖️

حملات اخیر آمریکا به ایران که به دستور ترامپ انجام شده، از نگاه حتا بسیاری از حقوقدانان و تحلیلگران، بدون مجوز شورای امنیت سازمان ملل و خارج از چارچوب دفاع مشروع است و در نظام حقوقی جهانی، مشروعیتی ندارد. امریکا به بهانه ای واهی اتمی به ایران حمله میکند در حالیکه همان تکنولوژی را با غنی سازی بالاتر را میخواهد در اختیار عربستان قرار دهد.

🔥 با این حال، پاسخ‌های محدود جمهوری اسلامی نیز نشان می‌دهد که هیچ‌یک از دو طرف فعلاً به دنبال یک جنگ تمام‌عیار نیستند.برای آمریکا، یک جنگ بزرگ می‌تواند هزینه‌های سنگین نظامی، اقتصادی و سیاسی ایجاد کند؛ از افزایش قیمت انرژی گرفته تا گسترش درگیری در سراسر خاورمیانه. از سوی دیگر، جمهوری اسلامی نیز با اقتصاد تحت تحریم، آسیب‌پذیری زیرساخت‌ها و فشارهای داخلی، توان تحمل یک جنگ طولانی و فراگیر را ندارد.

🌍 به همین دلیل، وضعیت «نه جنگ، نه صلح» ممکن است برای هر دو طرف مطلوب‌تر باشد. آمریکا فشار نظامی و اقتصادی خود را حفظ می‌کند، بدون آنکه وارد یک جنگ پرهزینه شود. در مقابل، جمهوری اسلامی نیز با حفظ سطحی از تنش، همچنان می‌تواند بر معادلات منطقه‌ای، امنیت کشتیرانی و بازار انرژی اثر بگذارد و از این اهرم در مذاکرات آینده استفاده کند.

📉 اما این راهبرد بهای سنگینی نیز دارد. ادامه تنش، اقتصاد ایران را تحت فشار نگه می‌دارد، و خطر گسترش درگیری را افزایش می‌دهد. هم‌زمان، هر حادثه پیش‌بینی‌نشده می‌تواند این تعادل شکننده را از بین ببرد و منطقه را به سوی جنگی گسترده سوق دهد.

🕊️ شاید بزرگ‌ترین پارادوکس امروز این باشد که نه صلح کامل برای دو طرف قابل‌قبول است و نه جنگ فراگیر. اما تاریخ نشان داده است که حفظ یک درگیری «کنترل‌شده» همیشه ممکن نیست و یک اشتباه محاسباتی می‌تواند همه معادلات را تغییر دهد.




چرا سوسیال دموکراسی در ایران ریشه نمی‌دواند؟

🛡️

🇮🇷اکنون به پرسش اصلی می‌رسیم: چرا سوسیال دموکراسی در ایران ریشه ندوخت و امروز نیز نمی‌تواند راه‌گشا باشد؟

🛡️ نخست: نبود بی‌طرفی در جنگ‌ها. ایران در جنگ جهانی دوم نه بی‌طرف ماند و نه از ویرانی به دور بود. متفقین در شهریور ۱۳۲۰ به ایران تاختند و ایران را پایگاهی برای فرستادن کمک به شوروی ساختند. پس از جنگ نیز ایران چند دهه درگیر کودتا (۲۸ مرداد ۱۳۳۲)، جنگ‌های نیابتی و سرانجام جنگ هشت‌ساله با عراق شد. هیچ «فرصت اسکاندیناویایی» در کار نبود.

🪞 دوم: سرمایه‌داری جهانی از ایران ویترین نساخت. وارونه کشورهای نوردیک که سرمایه‌داری غرب آن را ویترین رفاه کرد، ایران پایگاه امپریالیسم بر ضد شوروی شد. پس از کودتای ۲۸ مرداد، آمریکا و انگلستان ایران را پاسگاه خود دیدند، نه ویترین رفاه برای کارگران. اتحادیه‌های مستقل هرگز شکل نگرفت و به اعتصاب‌ها با تانک و زندان پاسخ داده می‌شد.

🏭 سوم: رشد صنعتی ایران نه گسترده بود و نه خودجوش. صنعت ایران در دوران شاه، تک‌محصولی (نفت) و وابسته به شرکت‌های فراملی بود. هم‌اکنون نیز ایران یک کشور صنعتی نیست، یک کشور پیرامونی است. درآمد سرانه یک‌دهم سوئد است. کیک اقتصاد ایران هم کوچک است و هم نابرابر.

🤝 چهارم: نبود سنت سندیکایی مستقل و نیرومند. در ایران، سندیکاها یا ممنوع بودند یا در کنترل دولت. اعتصاب‌های بزرگ یا با زندان و اعدام پاسخ داده می‌شدند یا با وعده‌های بی‌پایان خاموش می‌شدند.

👥 پنجم: نبود طبقهٔ کارگر سازمان‌یافتهٔ ملی. کارخانه‌های بزرگ ورشکسته یا نیمه‌تعطیل‌اند. کارگران پراکنده به سختی می‌توانند سندیکا بسازند.

🌄 پایان سخن: سوسیال دموکراسی در ایران سرابی بیش نیست. راه ماندگار، سمت‌گیری ملی–دمکراتیک است: اقتصادی همگانی، بریدن از وابستگی نفتی، ساختن سندیکاهایی از پایین. سوسیالیسم در ایران اگر پا بگیرد، از دل همین گذار زاده خواهد شد، نه از رویای نسخه‌برداری از الگوی سوئد.