اعتراض کمونیست‌های ترکیه به نشست ناتو

📰

بر اساس گزارش‌های جدید از نشست سران ناتو در آنکارا، مارک روته، دبیرکل ناتو، بر «توسعه دکترین بازدارندگی پیشرفته» تأکید کرد که شامل استقرار تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی در پایگاه‌های جدید در ترکیه و رومانی می‌شود. این طرح به‌طور مستقیم مرزهای روسیه را هدف قرار داده و به‌دنبال ایجاد حلقه محاصره‌ای از دریای سیاه تا قطب شمال است. ناتو همچنین تصمیم به افزایش حضور نظامی در دریای مدیترانه و دریای سیاه گرفت که ترکیه را به خط مقدم تقابل با روسیه تبدیل می‌کند. به‌موازات آن، برنامه‌ای برای استقرار سامانه‌های موشکی دوربرد در مرزهای شرقی ترکیه تصویب شد که می‌تواند اهداف روسیه را تا عمق ۵۰۰ کیلومتری پوشش دهد. این اقدامات با مخالفت کمونیست‌ها و برخی احزاب چپ ترکیه روبرو شده که آن را «نقشه جنگی امپریالیستی» می‌نامند.

بیش از ۱۰۰ عضو حزب کمونیست ترکیه (TKP) در آستانه نشست ناتو در آنکارا بازداشت شدند. آنها علیه کشاندن ترکیه به جنگ اوکراین و نظامی‌گری ناتو تظاهرات کردند🚫 ناتو، دشمن مردم
کمال اوویان، دبیرکل TKP، گفت: «در سال ۱۹۵۲ امپریالیست‌ها ترکیه را به ناتو کشاندند؛ ما آن روز باختیم، اما امروز تسلیم نمی‌شویم.» معترضان شعارهایی مثل «ناتوی قاتل، از کشور بیرون برو» سر دادند.

⚔️ ترس از جنگ اوکراین
اوکویان هشدار داد: «ناتو در حال کشاندن ترکیه به جنگ اوکراین است. تیپ‌های جدید ناتو تشکیل می‌شود و اقتصادها نظامی می‌شوند. جنگ دم در است.»

🛑 سرکوب گسترده قبل از نشست
پلیس ترکیه بیش از ۳۰۰ نفر را بازداشت کرد، از جمله فعالان اتحادیه‌ها، اقلیت‌های جنسی، روزنامه‌نگاران و وکلا. اوکویان گفت: «دولت آنکارا را از ساکنانش پاکسازی کرد تا ناتو اذیت نشود.»

💪 تسلیم نمی‌شویم
او افزود: «آنها دادگاه و پلیس و ناتو را دارند، اما ما یک عادت بد داریم: خم نمی‌شویم. با عزم خود در برابر سلاح‌هایشان می‌ایستیم. نمی‌گذاریم این نشست در سکوت برگزار شود.»




دموکراسی امریکا فقط برای بورژوازی است، نه برای اعتراض مردم

📰

۱۵ معترض به یک بازداشتگاه ICE در تگزاس، به اتهام «تروریسم» به حبس‌های سنگین محکوم شدند. یک زوج ۱۰۰ سال گرفتند، فقط به خاطر عضویت در یک باشگاه کتاب!

🔥 اعتراض در روز استقلال
در ۴ ژوئیه ۲۰۲۵، تظاهراتی مقابل «مرکز بازداشت پریریلند» برگزار شد. معترضان به شرایط غیرانسانی مهاجران اعتراض داشتند. در جریان آن، ترقه‌ای زده شد، گرافیتی روی ماشین‌های کارمندان کشیده شد و یک افسر پلیس زخمی شد.

⚖️ اتهامات تروریستی
پلیس پس از اعتراضات، خانه‌ها را تفتیش کرد و ۲۲ نفر را دستگیر کرد. دادگاه فدرال ۱۵ نفر را به مجموع ۵۵۶ سال زندان محکوم کرد. مبنای اتهام: «ارتباط با آنتیفا» – جنبشی که ترامپ در لیست تروریسم داخلی قرار داده بود.

📚 ۱۰۰ سال برای باشگاه کتاب
اینز و الیزابت سوتو، یک زوج دارای سه فرزند، هر کدام ۵۰ سال گرفتند. دلیل اصلی؟ عضویت در «باشگاه کتاب اما گلدمن» که دادگاه آن را «سلول آنتیفا» نامید.

🗣️ ۳۰ سال برای جابجایی یک جعبه
دنیل سانچز استرادا حتی در اعتراض حضور نداشت، اما ۳۰ سال زندان گرفت چون یک جعبه کتاب سیاسی را جابجا کرده بود. او گفت: «من پدر، شوهر و معلمم، نه تروریست.»

🔍 کوتاه‌ترین حکم: ۲۲ ماه برای یک خبرچین
ناتان باومن که خرابکاری‌ها را انجام داده بود، فقط ۲۲ ماه محکوم شد چون علیه دیگران شهادت داد.

📜 زمینه تاریخی: از مک‌کارتی تا ترامپ
این نخستین محاکمه تحت «طرح ضدتروریستی» ترامپ علیه آنتیفاست. اتهاماتی مثل شرکت در باشگاه کتاب، آشکارا با متمم اول قانون اساسی (آزادی بیان) در تضاد است. محققان می‌گویند آمریکا سابقه طولانی در جرم‌انگاری فعالیت‌های چپ دارد.

⚖️ تضاد آشکار: عفو مهاجمان ۶ ژانویه
در همان روز تحلیف دوم ترامپ، او حدود ۱۲۰۰ نفر را که در حمله به کنگره شرکت داشتند (و برخی به پلیس حمله کرده بودند) عفو کرد. این حکم‌ها دقیقاً برعکس آن رفتار است.




جنگ داخلی آمریکا: پایان برده‌داری، تولد نژادپرستی نوین

⚔️

برده‌داری ابتدا به انباشت سرمایه کمک کرد، اما بعد خودش تبدیل به مانعی برای پیشرفت سرمایه‌داری شد. سرمایه‌داران شمال با شعار «مرگ بر برده‌داری» و همراهی صدها هزار سیاه‌پوست آزادشده، جنگ داخلی را بردند. مارکس خود این جنگ را تأیید و به لینکلن نامه نوشت.

🔄 خودفریبی بورژوازی پس از پیروزی:

بعد از پیروزی در ۱۸۶۵، سرمایه‌داران شمال دیگر نیازی به توده‌های انقلابی نداشتند. آنها عملاً برده‌داری را بازسازی کردند، اما این بار با ابزار تبعیض نژادی و جداسازی اجباری. سیاه‌پوستان باید محکوم به کار ارزان در مزارع می‌ماندند؛ این بار بدون غل و زنجیر ظاهری، اما با غل و زنجیر قانون.

🎭 بازی معروف «بخشی از جامعه»:

طبقه سرمایه‌دار، کارگران را به جای اتحاد طبقاتی طبیعی، به دو دسته سفید و سیاه تقسیم کرد. یک کارگر فقیر سفید می‌توانست خود را بالاتر از یک کارگر سیاه‌پوست بداند و رویای ثروتمند شدن ببیند، در حالی که هر دو در نظام مزدبگیری استثمار می‌شدند. برنده واقعی همیشه سرمایه‌دار بود.




رسانه های غربی ارتش مخفی امپریالیسم

📱

جنگ دیگر فقط با موشک و تانک نیست. امروز میدان نبرد به رسانه‌ها هم کشیده شده. یک خبر‌نگار می‌تواند از یک تصویر ساده روایتی بسازد که یک ارتش را قهرمان یا جنایتکار نشان دهد. اینجا دیگر گلوله تنها سلاح نیست، بلکه دوربین و تیتر هم می‌کشند.

🎯 دوگانگی رسانه‌ای؛ استانداردی دوگانه برای یک حقیقت

فاجعه‌بارترین چیزی که رسانه‌ها را بیمار کرده، دوگانگی است. رسانه‌ای که باید آینه حقیقت باشد، تبدیل به ماشین تبلیغات جنگی شده است.

💣 رسانه‌ها به جای سرباز وارد میدان شدند

بسیاری از شبکه‌های بین‌المللی از گزارش‌گر صرف به بازیگر اصلی تبدیل شده‌اند. گاهی تنش را بالا می‌برند، گاهی نسل‌کشی را توجیه می‌کنند، گاهی هم سکوت می‌کنند تا حقیقت با منافع سیاسی هماهنگ شود. رسانه‌ای که باید شفافیت بیاورد، خود بخشی از ابزار تاریک‌سازی شده است.

🧠 تحلیلگران؛ کارشناس یا ابزار بسیج افکار عمومی؟

آن‌هایی که در تلویزیون می‌نشینند و از بمباران‌های دقیق یا حق دفاع مشروع حرف می‌زنند، گاهی فقط یک مأموریت دارند: توجیه خشونت. وقتی کودک غزه یا ایران فقط عددی در گزارش نظامی می‌شود، این تحلیلگر قطب نمای انسانی خود را گم کرده و بخشی از ماشین جنگی شده است.

🎭 پوشش یا پوشاندن واقعیت؟

تفاوت میان رسانه‌ای که برای آگاهی می‌جنگد با آن که برای پنهان‌کاری، در انتخاب‌هایش پیداست. اولی جای همه صداها را باز می‌کند، دومی فقط صداهای تکراری را پخش می‌کند. اولی مخاطب را شریک حقیقت می‌داند، دومی او را هدفی برای دستکاری.

🔍 سوال اصلی مخاطب امروز دیگر چیست؟

مخاطب دیگر نمی‌پرسد «چه اتفاقی افتاد؟» بلکه می‌پرسد «این اتفاق چطور روایت شد؟ کدام رسانه؟ به نفع کی؟» این یعنی میدان نبرد به ذهن‌ها کشیده شده. یک گلوله شاید یک نفر را بکشد، اما یک خبر دروغ می‌تواند انسانیت یک ملت را نابود کند.




ایران؛ جایی که اتحادیه مستقل معنایی جز زندان ندارد

⛓️

در ایران، داستان از این هم پیچیده‌تر و تلخ‌تر است. در کشوری که دولت خود را پاسبان منافع سرمایه‌داران وابسته و قدرت‌های حاکم می‌داند، اتحادیه‌های مستقل کارگری اساساً اجازهٔ پیدایش و رشد نیافته‌اند. آنچه امروز به نام «سازمان‌های کارگری» وجود دارد، همگی زیر نظر دولت و نهادهای امنیتی فعالیت می‌کنند و به جای نمایندگی از کارگران، نمایندهٔ سیاست‌های حاکم هستند. در اینجا، حتی همان سازش‌های محدودی که در کشورهای شمال اروپا دیده می‌شود، وجود ندارد.

🚨 کارگران ایران برای داشتن یک اتحادیهٔ مستقل، برای اعلام اعتصاب یا حتی برای بیان سادهٔ خواسته‌های خود، با زندان، اخراج، شکنجه و اعدام روبرو هستند. کارگران معدن طبس در اعتراض به مرگ همکارانشان و نبود تجهیزات ایمنی، دست به گردهمایی زدند. پاسخ چه بود؟ بازداشت کنشگران و نوشته‌ای که «حوادث طبیعی را نباید سیاسی کرد». کارگران پیمانی نیشکر هفت‌تپه ماه‌ها حقوق نگرفتند، اعتراض کردند، چند تن از آنان دستگیر و روانهٔ زندان شدند. کارگران فولاد اهواز در روزهای سوزان تابستان برای افزایش ناچیز دستمزد دست به اعتصاب زدند. پاسخ دولت، بازداشت و اخراج ده‌ها کارگر بود.

🔥 اما همین سرکوب بی‌امان، یک تفاوت بزرگ نیز ایجاد کرده است: در نبود اتحادیه‌های سازش‌کار و وابسته، جنبش کارگری ایران بار دیگر به سرچشمهٔ اصلی خود بازگشته است – مبارزهٔ مستقیم، سازمان‌یافته و رادیکال، بدون واسطه‌هایی که پیش‌تر خواست‌هایش را محدود و خنثی می‌کردند. در چنین فضایی، سخن از «رفع تبعیض از راه پارلمان» یا «مذاکره با دولت برای تصاحب دستگاه دولتی» نه ساده‌لوحانه، که فریبنده و خطرناک است؛ فریبی که کارگران را از سازماندهی انقلابی بازمی‌دارد و آنان را در دالان‌های فرسودهٔ «انتخابات» و «اصلاحات» سرگردان می‌کند.




ترامپ و جمهوری اسلامی؛ بازگشت به هنر معامله‌گری نیویورکی

جمهوری اسلامی همیشه دروغ می‌گوید و معلوم نیست در معامله با امریکا چقدر از استقلال واقعی ایران را از دست داده است. اما ترامپ هم پر از دروغ است.

بازی روانی ترامپ در مذاکرات هسته‌ای

دونالد ترامپ دوباره به سراغ تاکتیک‌های همیشگی خود رفته است. او با ادعای اینکه ایران «کاملاً با بازرسی‌های آژانس موافقت کرده»، در حالی که تهران بارها این موضوع را تکذیب کرده، تلاش می‌کند میز مذاکره را به نفع خود بچیند. این همان هنر معامله‌گری نیویورکی است: اول کمی انعطاف نشان بده، بعد تقاضاهای افراطی مطرح کن و حریف را تحت فشار بگذار.

🔥 تهدید و ارعاب به سبک املاک و مستغلات

ترامپ و ونس ادعا کردند که آژانس می‌توانست این هفته بازرسی‌ها را شروع کند، اما واقعیت چیز دیگری است. چارچوب لوسرن تنها به نظارت آژانس بر رقیق‌سازی ذخایر ۶۰٪ اشاره دارد، آن هم به شرط نهایی شدن توافق. سپس ترامپ تهدید کرد که اگر «معامله خوبی» نگیرد، کار را ظرف یک هفته تمام می‌کند و گفت ایران باید از پول‌های بلوکه‌شده‌اش فقط ذرت و سویا از آمریکا بخرد.

🎲 شکست قطعی در برابر تهران

این نوع فشار شاید در نیویورک جواب بدهد، اما در برابر ایران نتیجه معکوس دارد. تحلیلگران نظامی می‌گویند نقاط فشار ایران در خلیج فارس بسیار بیشتر از توان آمریکاست. ویل شرایور هشدار می‌دهد که ارتش آمریکا حتی نمی‌تواند یک عملیات ۷۲ ساعته با شدت بالا را اجرا کند.

💣 بازی با آتش در خلیج فارس

جنگ با ایران می‌تواند به بستن تنگه هرمز و حملات به زیرساخت‌های منطقه‌ای منجر شود. ترامپ دارد بازی «جرئت» می‌کند، اما هر ماجراجویی نظامی جدید فقط موقعیت آمریکا را تضعیف‌تر خواهد کرد. به نظر می‌رسد ترامپ برای نجاتش، دارد به سمت اوکراین برمی‌گردد تا همانجا به دنبال پیروزی آسان‌تری بگردد.




روسیه و غرب؛ پایان عصر توهم و آغاز آماده‌باش جنگی

📱

ولادیمیر پوتین به صراحت اعلام کرده که روسیه فریادهای اروپا برای جنگ را شنیده است. رهبران سه کشور اروپایی E3 (بریتانیا، فرانسه و آلمان) با زلنسکی دیدار کردند و وعده تسلیحات دوربردتر و مخرب‌تر دادند. هدف آنها تشدید حملات به عمق خاک روسیه، از جمله مسکو و سن‌پترزبورگ است.

🎯
اروپایی‌ها می‌خواهند با تولید موشک‌های کروز با برد بیش از ۵۰۰ کیلومتر و سرعت ۶۰۰ کیلومتر بر ساعت، ضربات سنگین‌تری به روسیه وارد کنند. ترامپ نیز ظاهراً تحت تأثیر این نمایش قرار گرفته و در نشست G7 با افزایش تحریم‌های نفتی علیه روسیه موافقت کرده است. این یک عملیات روانی بزرگ از سوی اروپاست تا به واشنگتن بقبولانند که اوکراین نباخته و می‌تواند روسیه را مجبور به تسلیم کند.

🕊️
اما کرملین این بازی را خوب می‌خواند. مقامات ارشد روسیه، از جمله اوشاکوف و لاوروف، اعلام کرده‌اند که «روح نشست آنکوریج» عملاً فروپاشیده است. مسکو دیگر به تعهدات واشنگتن باور ندارد و این مذاکرات را یک فریب برای خریدن وقت برای اوکراین می‌داند. لاوروف حتی این نشست را با توافقنامه‌های مینسک مقایسه کرد که به اعتقاد او یک فریب تمام عیار بود.

⚔️ پایان استراتژی تعامل و آغاز آماده‌باش کامل
نکته کلیدی اینجاست: روسیه یک تصمیم استراتژیک گرفته است. پوتین در سخنرانی ۲۳ ژوئن به کادرهای نظامی گفت که غرب در حال آماده‌سازی افکار عمومی برای جنگی تمام‌عیار علیه روسیه است. او با اشاره به تسلیحات هسته‌ای و مدرن‌سازی نیروی دریایی و هوافضا، یک پیام واضح برای اروپا و ترامپ فرستاد: «ما صدای شما را شنیدیم، و اکنون برای هر سناریویی آماده می‌شویم.»

🌍
مسکو دیگر به دنبال رابطه با واشنگتن نیست. سیاست خارجی روسیه در حال تغییر به سمت یک «پیروزی نظامی کامل» و قطع امید از هرگونه تفاهم با غرب است. اروپا با بازی با کبریت، در حال به آتش کشیدن خانه خودش است.




اتحادیه‌ها؛ از سنگر پیکار تا چرخ‌دندهٔ نظم سرمایه

⚒️

اتحادیه‌های کارگری در آغاز پیدایش، پاسخی مستقیم به ستم بی‌حدود سرمایه‌داران بودند. کارگران بی‌نام و نشان، که به تنهایی در برابر قدرت کارفرما هیچ بودند، با پیوستن به یکدیگر، نیرویی سازمان‌یافته ساختند تا برای دستمزد بالاتر، ساعت کار کمتر و شرایط ایمن‌تر مبارزه کنند. در آن دوران، اتحادیه‌ها سنگرهایی بودند که از درونشان اعتصاب‌ها، تظاهرات و نبردهای سخت طبقاتی بیرون می‌آمد؛ جایی که کارگران نه تنها برای بهبود زندگی روزمره، بلکه برای به چالش کشیدن کل نظام حاکم گام برمی‌داشتند.

⚠️ اما همان‌گونه که سرمایه توانست دولت را به ابزاری برای حفظ قدرت خود تبدیل کند، اتحادیه‌ها را نیز در مسیری دگرگون ساخت که امروز کم‌تر شباهتی به گذشتهٔ انقلابی خود دارند. انگلس و لنین هر دو هشدار دادند که اگر جنبش کارگری تنها به «مبارزه برای بهبود شرایط» محدود بماند و هدف سرنگونی نظام سرمایه‌داری را از دست بدهد، به راحتی در چارچوب همان نظام جذب می‌شود. این همان سرنوشتی است که اتحادیه‌ها در بسیاری از کشورها – از نروژ و سوئد گرفته تا آلمان و فرانسه – با آن روبرو شده‌اند.

🔄 امروز، در این جوامع، اتحادیه‌ها به بخشی از «سازمان‌های هماهنگ‌کننده» تبدیل شده‌اند که وظیفهٔ اصلی‌شان، نه مبارزهٔ طبقاتی، بلکه «توافق و سازش» با کارفرمایان و دولت است. رهبران اتحادیه، به جای ایستادن در کنار کارگران، به میزهای مذاکره می‌روند و توافق‌هایی امضا می‌کنند که بیش از آنکه به سود طبقهٔ کارگر باشد، به حفظ ثبات تولید و سودآوری سرمایه کمک می‌کند. در این ساختار جدید، اتحادیه‌ها به بندهای نظم سرمایه‌داری دگرگون شده‌اند. آن‌ها به کارگران می‌آموزند که به جای اعتصاب و شورش، از راه‌های قانونی و گفت‌وگو خواسته‌های خود را پیگیری کنند؛ راه‌هایی که از پیش در همان «پوستهٔ دموکراتیک» طراحی شده‌اند و هرگز به ریشه‌های قدرت سرمایه نمی‌رسند.