جمهوری اسلامی سرمایه داری دشمن مردم، طبعیت و جانوران

پیامدهای ناگوار جمهوری اسلامی تنها گرسنگی و بدبختی توده های رنج نیست، بل که این پول دوستانی که می خواهند یک شبه میلیاردها تومان به جیب بزنند، طبعیت زیبای میهن ما و جانوران گوناگونش را برای سودورزی از بین بردند.

توله یوز پلنگ دیگر به جولان گای خود بر نمی گردد. واپسین پلنگان درمانده جایی برای شکار در جنگل گلستان ندارند. میگوی آرتمیا در دریاچه ارومیه آبی برای زیستن ندارد. نیلوفرهای زیبا و برگه‌های گل لوتوس در تالاب انزلی گندالود، شور باز شدن را از دست داده اند. نشانی از نوزادان اردک ماهی در مرداب های انزلی دیده نمی شود. ماهی خاویار که از آلودگی دریای مازندران رنج می برد، مروارید سیاه نمی آفریند. دشت ها، نیزارها و جنگل ها به جای آواز خوش آمد گویی، تله برای پرندگان مهاجر پهن کرده اند.




دفاع جانانه اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی از مبارزه خلق فلسطین علیه امپریالیسم و بورژوازی صهیونیسم

سخنان یاسر عرفات در باره ی نقش شوروی در حمایت از خلق فلسطین

ما خوشحالیم که مبارزه ما در میهن لنین بزرگ، یعنی اتحاد شوروی از تفاهم و حمایت کامل برخوردار است . سرزمینی که خلقهای آن برای نخستین بار راه آزادی و استقلال واقعی را به خلق های جهان نشان داده اند. کمک های اتحاد شوروی به خلقهای عرب برای ما در مبارزه علیه امپریالیسم جهانی و صهیونیسم، توان بخش است. ما اعتقاد داریم که دوستی میان خلق فلسطین و اتحاد شوروی هر روز مستحکم تر خواهد شد.




دستارود بزرگ مقاومت خلق فلسطین از نظر سردار نقدی: هشت برابر شدن فروش قرآن در دنیا!

به گزارش همشهری آنلاین، سردار محمدرضا نقدی، ۳ آذرماه در سالن شهدای رشت گفت:

“پس از طوفان الاقصی فروش قرآن در دنیا هشت برابر شد. صحبت های یک نوجوان فلسطینی در مقابل دوربین آکنده از توحید و درس های الهی قرآن بود.

امروز تمدن اسلامی در مقابل تمدن منحط غربی صف آرایی کرده است. نباید اجازه دهیم که تفکر غربی در جامعه ما رسوخ کند و سبک زندگی ما غربی شود. در واقع ملت ها دریافته اند که لیبرالیسم یعنی توحش و دموکراسی غربی مساوی کودک کشی است.”

نقدی نمونه ای از اوج واپسگرایی در جمهوری اسلامی است که دستاوردهای بزرگ مبارزه خلق فلسطین را به افزایش فروش قران تقلیل می دهد.

نقدی البته یادش می رود که به بسیجیان بگوید که سردسته لیبرالیسم جدید که نئولیبرالیسم خوانده می شود، ولی فقیه “عزیز” اوست و “دولت انقلابی” او از اجراکنندگان نئولیبرالیسم است. آقای خامنه ای گفته است رژیم “با فکر و مطالعه ” به این نتیجه رسیده است که “مولد سازی” کار خوبی است.

رئیسی بارها از «چابک سازی دولت»، «دولت باید لاغر شود»، «دولت باید تصدی‌گری‌های خود را در اقتصاد رها کند» و “قیمت ها آزاد شوند” گفت. برخی از نمایندگان مجلس مانند محمود احمدی بیغش، نماینده شازند، در روز دوشنبه ۱۰بهمن مجلس شورای اسلامی “مولدسازی” را “کاپیتولاسیون داخلی” نامید.

البته برای کسی که توسط دادگاه خود رژیم به شکنجه گری محکوم شده است و بازوی نظامی بورژوازی انگلی هست و زندان و بازجوهای خصوصی دارد، نمی توان انتظار دیگری داشت. نقدی در سال ۱۳۷۶ در دادگاه نظامی به اتهام شکنجه متهمان پرونده شهرداران تهران به ۸ ماه حبس قطعی محکوم شد. نقدی در جلسه‌ای با جمعی از نمايندگان مجلس پنجم رازینی گفت: که می خواهيم اين را به شما بسپاريم چرا که هم « بازداشتگاهی مطمئن» داريد و هم پرسنلتان «امين» هستند.




مجلس، قوه قضاییه، دولت با رهبری ولی فقیه، ابزار سرکوب طبقاتی در دست بورژوازی انگلی

مردم دیگر فهمیدند که تقسیم قوا در جمهوری اسلامی معنا ندارد، تمام قواها و نهادها ابزار سرکوب طبقاتی در دست بورژوازی انگلی هستند که در شرایط مشخص میهن ما رنگ و بوی مذهبی گرفته اند.

این حقیقت آشکار را برخی از نمایندگان مجلس نیز که وظیفه خود را جدی گرفته بودند درک کردند.

غلامعلی جعفرزاده ایمن آبادی، نماینده مجلس، به خبرآنلاین گفت:

“این مجلس یک بار به دولت نگفت که بالای چشم شما ابروست! در صورتی که بر اساس قانون اساسی، ما تقسیم قوا داریم.

مجلس یازدهم کار نظارتی و دولت را رها کرد و دولت آقای رئیسی هم هر کاری دلش خواست انجام داد و تاوانش را هم مردم دادند.

 ذهنیتی نسبت به اینکه مجلس یکی از ارکان این کشور است الان شکسته شده و مردم می‌گویند دیگر بود و نبود مجلس فرقی ندارد؛ وقتی میان مردم می رویم، می‌گویند شما می‌خواهید در مجلس چه کار کنید؟!

چون در مجلس اصلاً به شما اجازه کار کردن نمی‌دهند، شما می‌ترسید حرف بزنید، اگر حرف بزنید، رد صلاحیت می‌شوید. اینها یعنی ذهنیت مردم نسبت به مجلس دیگر خراب شده است. “

سردمداران رژیم هنگام مقابله مردم با دشواری هایی که خود رژیم آفریده است، نه تنها پاسخگو نیستند بلکه بستانکار می شوند و بار گناهان را بر دوش سردمداران پایین تر از خود و یا مردم زیاده خواه می گذارند. از قالیباف، رئیسی، اژه ای گرفته تا خامنه ای، همه سردمداران رژیم وقتی که باید جواب این همه فقر، بیکاری و بدبختی را بدهند، طوری رفتار می کنند که انگار خود بخشی از پیاده کنندگان سیاست رژیم نیستد و سخن از دست های پنهانی امریکا و اسرائیل می گویند که هیچ کس نمی داند که در کدام کنام خزیده اند.

دیکتاتوری ولی فقیه بزرگترین ابزار طبقاتی بورژوازی انگلی برای سرکوب طبقه کارگر و آزادی خواهان است.




عشق تاریخی کمونیست های ایران به خلق فلسطین

در حالی که رژیم محمدرضا و نیروهای راستگرای پس از او همیشه از اسرائیل دفاع کرده بودند و می کنند، همبستگی با خلق فلسطین در مبارزه علیه امپریالیسم و بورژوازی صهیونیسم یکی از اصول مبارزاتی میان کمونیستهای ایران در طول تاریخ بوده و هم چنان هست. 

دو جنبش بزرگ کمونیستی ایران، حزب توده ی ایران و فداییان خلق با عشق به رهایی خلق های ایران و خلق فلسطین پای به میدان نبرد گذاشته بودند و فرزندان خود را با عشق به خلق فلسطین تربیت و بزرگ کردند.

خلق فلسطین از پیروزی انقلاب ایران بسیار خوشحال شده بود، ولی بلندپروازی های ایت الله خمینی برای رهبری جهان اسلام نگذاشت که میان خلق های ما و خلق فلسطین روابط رسمی عمیق برقرار شود. حجت الاسلام محمد منتظری و یارانش یاسر عرفات را به میهن ما دعوت کردند. با اینکه جنبش رهایی بخش فلسطین خالصانه از انقلاب ایران دفاع کرد، ولی آقای خمینی از سفر عرفات به میهن ما استقبال نکرد.




در عصاره ی خود با عشق به تبار انسانی بجوش (طبری)

منبع: caitlinjohnst.one روزنامه نگار استرالیایی

اگر هنوز از اقدامات حاکمان ما شوکه و متزلزل می شوید، این یک نشانه بسیار خوبی است. یعنی هنوز ان ها تو را زیر کنترل خود نگرفته اند. این بدان معناست که آنها موفق نشده اند آتش درون شما را خاموش کنند.

اگر وقتی می‌بینید که قدرتمندترین افراد جهان همیشه راه‌های جدید و مبتکرانه‌ای برای تبدیل دنیا به جای بدتری برای انسان‌های معمولی پیدا می‌کنند، دیگر تعجب نمی‌کنید، به این معنی است که به نوعی در سیستم شما عادی شده است. این بدان معنی است که علاوه بر تمام شرارت های وحشتناک دیگری که آنها به دنیای ما وارد کرده اند، آنها همچنین توانسته اند بخش مهمی از انسانیت شما را بدزدند.

شوکه نشدن از قتل عام امپراتوری، نشانه‌ آن است که چیزی ناسالم برای شما اتفاق می‌افتد، مانند زمانی که بدن هنگام فرو رفتن در مراحل بعدی سرمازدگی از لرزیدن باز می‌ماند.

من از پذیرش این شرایط به عنوان عادی امتناع می کنم. من اجازه نمی دهم سوء استفاده های امپراطوری مرا به پوسته ای  بسته و خسته از انسانی تبدیل کند که تنها می تواند به هر نابکاری جدید با یک آه عمیق خسته از جهان پاسخ دهد. مطمئن می شوم که هنوز یک خشم داغ سفید در من ایجاد می کند. مطمئن می شوم که هنوز اشک های سفید و داغ را به چشمانم می آورد.

اجازه ندهید که قلب شما را سخت کنند و چشمان تان را سیاه. ما باید شعله یک دنیای عاقل و سالم را روشن نگه داریم، اگر نه برای خودمان، پس برای فرزندانمان، و برای نسل های آینده که هرگز نخواهیم دید.

اگر امروز هنوز شعله درون شما را خاموش نکرده اند، این یک پیروزی کوچک دیگر برای بشریت است. این یک قدم کوچک دیگر به سوی سلامتی است.




تا نشانِ سمِ اسب‌ات گم کنند “ده مهر”! نعل را وارونه زن!

“ده مهر” نیازی به واکاوی شرایط بر پایه داده ها ندارد، زیرا “ده مهر” از پیش می داند که نتیجه و برایند بررسی پدیده ها و روی دادها چه باید باشد. سپس بر پایه این برداشت، “ده مهر” در گل خانه روی دادها به گل چینی می پردازد.

تلاش “ده مهر” این است که با همه ی توان بتواند یک لایه، یک دسته، یک گروه در گوشه و کنار جمهوری اسلامی بیابد و به توده ها نشان دهد که تا این گروه هست، باید همه چیز را پذیرفت و دست به شورش نزد؛ کارگر باید برای درخواست مزد خود تازیانه بر پشت را بپذیرد؛ زن باید برای آزادی از روسری و گزینش پوشش خود مرگ را بپذیرد؛ خلق های میهن باید خواری و ستم را بپذیرند. آن ها تا آن جایی حق نبرد برای زندگی خود دارند که “نگاه به شرقیان” را کم توان نکند و “خاطر آن ها را رنجه” مدارد.

راستش این است که پشتیبانی از حاکمیت ملی و نبرد ضدامپریالیستی از دید طبقاتی با نبرد علیه نظام سرمایه داری پیوند ناگسستنی دارد. نبرد رهایی بخش در کشورهای پیرامونی، پیکار با پرخاش گری آشکار امپریالیسم و نبرد با اقتصاد نئولیبرالیستی سرمایه داری رویه های گوناگون یک نبرد هستند. از این رو، به دست آوردن استقلال ملی در دوران کنونی، تنها با طبقه ها و لایه هایی که ضد اقتصاد نئولیبرالیستی هستند و به رهبری طبقه کارگر شدنی است و نه با زیر پرچم ایستادن بورژوازی. باید به شناسایی نیروهای راستین پرداخت که می توانند با طبقه کارگر در پیکار ضدامپریالیستی هم گام شوند، نه این که دل به گفت و گو با چند گروه مائویستی و تروتسکیست خوش کرد.

نبرد ضدامپریالیستی تنها با پایان دادن به رژیم دیكتاتوری و نظام سرمایه داری که به شیوه ددمنشانه نئولیبرالیستی پیاده می شود معنا پیدا می کند.




قطر دوست امپریالیسم، ارتجاع، صهیونیسم و حماس!

از اغاز دهه ۱۹۰۰، قطر، این کشور کوچک نفتی نقش ویژه ای به عنوان میانجی در جنگ ها، به ویژه در خاورمیانه ایفا کرده است. قطر بین امریکا و طالبان، بین امریکا و ایران، بین حماس و فتح در سال ۲۰۰۷ و در لبنان و سوریه، نقش میانجیگری داشته است.

امیر قطر مانند شاهزاده عربستان به خاطر بلندپروازی خود علیه پدر خود در سال ۱۹۹۵ کودتا کرد. در همان سال، عربستان که قطر را یکی از استان های خود می دانست تلاش کرد تا یک ضد کودتا انجام دهد که شکست خورد.

پس از آن امیر و اطرافیانش فهمیدند که برای زنده ماندن میان قدرت های بزرگ در خاورمیانه باید راهی بیابند. امیر قطر سیاست میانجی گری در منطقه را در پیش گرفت و هم زمان بزرگترین پایگاه نظامی امپریالیسم امریکا در خارج را در قطر ایجاد کرد. پس از آن با ساختن ایستگاه تلویزیونی الجزیره، هر وقت که خواست موی دماغ کشورهای نیرومند منطقه شد. قطر به سازمانهای امنیت کشورهای منطقه اجازه داده است که علیه همدیگر در این کشور با هم مبارزه کنند.

قطر که یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان است، خالی از بلندپروازی نیست و با همکاری ترکیه تلاش خود را برای به دست گیری رهبری اسلام انجام می دهد. برای نمونه، آنها پشتیبان اخوان المسلمین و مرسی در مصر بودند که با کودتای عربستان بر کنار شدند و سیسی دست نشانده عربستان به سر کار گماشته شد. قطر در آغاز جنگ داخلی در یمن در کنار عربستان علیه جمهوری اسلامی ، و در سوریه هم همراه ارتجاع منطقه و امپریالیسم علیه مردم سوریه جنگید.

قطر سالهاست که به دولت حماس در غزه کمک اقتصادی می کند و بسیاری از رهبران حماس مانند اسماعیل هنیه در پایتخت قطر مستقر هستند. هم اکنون هم قطر تنها کشوری است که رابط میان اسرائیل و حماس برای مذاکره است.