مردم دیگر فهمیدند که تقسیم قوا در جمهوری اسلامی معنا ندارد، تمام قواها و نهادها ابزار سرکوب طبقاتی در دست بورژوازی انگلی هستند که در شرایط مشخص میهن ما رنگ و بوی مذهبی گرفته اند.
این حقیقت آشکار را برخی از نمایندگان مجلس نیز که وظیفه خود را جدی گرفته بودند درک کردند.
غلامعلی جعفرزاده ایمن آبادی، نماینده مجلس، به خبرآنلاین گفت:
“این مجلس یک بار به دولت نگفت که بالای چشم شما ابروست! در صورتی که بر اساس قانون اساسی، ما تقسیم قوا داریم.
مجلس یازدهم کار نظارتی و دولت را رها کرد و دولت آقای رئیسی هم هر کاری دلش خواست انجام داد و تاوانش را هم مردم دادند.
ذهنیتی نسبت به اینکه مجلس یکی از ارکان این کشور است الان شکسته شده و مردم میگویند دیگر بود و نبود مجلس فرقی ندارد؛ وقتی میان مردم می رویم، میگویند شما میخواهید در مجلس چه کار کنید؟!
چون در مجلس اصلاً به شما اجازه کار کردن نمیدهند، شما میترسید حرف بزنید، اگر حرف بزنید، رد صلاحیت میشوید. اینها یعنی ذهنیت مردم نسبت به مجلس دیگر خراب شده است. “
سردمداران رژیم هنگام مقابله مردم با دشواری هایی که خود رژیم آفریده است، نه تنها پاسخگو نیستند بلکه بستانکار می شوند و بار گناهان را بر دوش سردمداران پایین تر از خود و یا مردم زیاده خواه می گذارند. از قالیباف، رئیسی، اژه ای گرفته تا خامنه ای، همه سردمداران رژیم وقتی که باید جواب این همه فقر، بیکاری و بدبختی را بدهند، طوری رفتار می کنند که انگار خود بخشی از پیاده کنندگان سیاست رژیم نیستد و سخن از دست های پنهانی امریکا و اسرائیل می گویند که هیچ کس نمی داند که در کدام کنام خزیده اند.
دیکتاتوری ولی فقیه بزرگترین ابزار طبقاتی بورژوازی انگلی برای سرکوب طبقه کارگر و آزادی خواهان است.