رازدار خلق اگر باشی، همیشه زنده ای

مردم ۱۲۸ ۱۵ آبان ۱۳۵۳

برای ارانی همه جا عرصه نبرد بود: حتی زندان، حتی دادگاه. با آنکه از همان آغاز با دستبند به سراغش آمدند، در حین بازپرسی به قتل تهدیدش کردند، او را به سلول انفرادی تاریک، لخت و مرطوب انداختند، دریافت پول و غذا را بر وی حرام کردند، حق ملاقات را از اوگرفتند و به هنگام اعتصاب غذا شلاقش زدند، ولی یک لحظه خم نشد، استوار و پولادین برجای ماند. در دادگاه بی آنکه ذره ای دربندجان خود باشد، وظیفه عالی دفاع جمعی را بر عهده گرفت و رژیم ارتجاع را به کرسی اتهام نشاند.
او خطاب به قاضی فرمایشی در باره دادگاه گفت:
یک میدان مبارزه اجتماعی است. کدام ما حق داریم؟ تاریخ نشان خواهد داد!




مبارزه شبانه روزی ماموران سیا امپریالیسم امریکا در زندان کبالت برای دمکراسی!

اعتراف سیا در باره ی زندان مخوف کبالت منبع: rollingstone.com

در ۲۶ نوامبر ۲۰۰۱، دفتر مشاور عمومی سیا یک راه حل قانونی برای اعمال شکنجه پیشنهاد کرد.

«این یک کاربرد جدید از دفاع ضروری برای جلوگیری از پیگرد قانونی مقامات امریکایی است که برای به دست اوردن اطلاعاتی که جان بسیاری را نجات داد، دیگران را شکنجه می کنند. – دولت ها ممکن است خیلی مایل نباشند که ایالات متحده را تحت فشار قرار دهند، زمانی که شکنجه منجر به نجات جان هزاران نفر شد.» [خلاصه اجرایی: صفحه ۱۷۹]

سیا یک “سیاه چال” به نام COBALT را اداره می کرد.

«شرایط در بازداشتگاه‌های سیا بد بود. زندانیان سیا در بازداشتگاه COBALT در تاریکی کامل نگهداری می‌شدند و دائماً در سلول‌های ایزوله با صدای بلند یا موسیقی و فقط یک سطل به عنوان توالت ، در غل و زنجیر بودند. » [یافته ها و نتیجه گیری: صفحه 4]

«در تاریخ بیستم نوامبر ۲۰۰۲، یک زندانی که تا حدی برهنه و با زنجیر به کف بتنی بسته شده بود، بر اثر هیپوترمی مشکوک در مرکز درگذشت. » [یافته ها و نتیجه گیری: صفحه ۱۰ ]

«گروهی از افسران […] که مشکل مدیریت خشم در محل کار داشتند و بنا بر گزارش‌ها به تجاوز جنسی اعتراف کرد.» [خلاصه اجرایی: صفحه ۵۰]

«افسران سیا همچنین حداقل سه زندانی را به آسیب رساندن به خانواده‌هایشان تهدید کردند – شامل تهدید به آسیب رساندن به فرزندان یک زندانی، تهدید به آزار جنسی مادر یک زندانی، و تهدید به «بریدن گلوی مادر [یک زندانی]». [یافته ها و نتیجه گیری: صفحه ۴]

«سیا برنامه‌ای برای سرنوشت نهایی بازداشت شدگانش نداشت. پس از بازداشت ابو زبیده، افسران سیا به این نتیجه رسیدند که او «باید تا پایان عمر خود در انزوا باقی بماند.» [یافته‌ها و نتیجه‌گیری: صفحه ۹]




امپریالیسم امریکا: به نام آزادی می توان زندانی را شکنجه و تجاوز کرد

امریکا فقط خودش را مهد دموکراسی و تنها کشور واقعا آزاد جهان می داند. کشوری که یک درصد آن دائما در زندان هستند؛ کشوری که رنگین پوستان را به راحتی می کشند؛ کشوری که نزدیک به ۴۰ میلیون فقیر دارد؛ خود را با پررویی آزادترین کشور جهان می دانند. امریکا هر کشوری را که سرسپرده کامل آن نباشد، دشمن آزادی می خواند؛ از اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی گرفته تا کوبای انقلابی؛ بایدن بدون شرم رییس جمهوری چین را دیکتاتور خواند.  

می گویند برنارد شو (Bernard Shaw) طنز نویس ایرلندی وقتی مجسمه آزادی را در نیویورک دید از همتای آمریکایی خود پرسید: این چیست؟ او جواب داد: مجسمه آزادی برنارد گفت: چی؟ همتایش دوباره گفت: مجسمه آزادی

برنارد گفت: فهمیدم. ما هم در ایرلند پس از  مرگ هر بزرگ مردی برای او مجسمه می سازیم.

منبع: rollingstone.com

تنها گوشه ای از جنایات سیا

) از همان ابتدا، وکلای سیا رویای یافتن دلیلی برای توجیه شکنجه مردم بودند.

۲) سیا یک “سیاه چال” به نام کبالت (COBALT) را اداره می کرد.

۳) شرایط در کبالت قرون وسطی و کشنده بود.

۴) بسیاری از بازجویان سیا سادیستهای شناخته شده بودند.

۵) بازجویان سازمان سیا مادران بازداشت شدگان را تهدید به تجاوز یا کشتن کرده و به فرزندان انها اسیب می رسانند.

۶) سیا قصد داشت یک زندانی به نام ابو زبیده را برای همیشه ناپدید کند.

۷) زبیده تقریبا در تخته اب غرق شد، تنها با شوک قلبی دوباره زنده شد.

۸) سیا بازداشت شدگان را با “ازمایش های مقعدی” وحشیانه مورد ازار جنسی قرار داد.

۹) بازداشت شدگان، از جمله خالد شیخ محمد، به گفته سیا مغز متفکر ۱۱ سپتامبر، تحت “ابرسانی مقعد” غیر ضروری پزشکی قرار گرفتند و تهدید شدند.

۱۰) شکنجه سیا به جای اطلاعات مفید، ساختگی های زیادی ایجاد کرد.




امریکا به جای رقابت به دنبال قتل رقیبان است

(Wolfram Elsner: استاد اقتصاد در دانشگاه برمن) منبع: berliner-zeitung.de

آقای السنر، درگیری بین جمھوری خلق چین و ایالات متحده در سطح بین المللی احساس می شود . این تنش ھا ھمچنین در دیدار بایدن و شی جین پینگ در نشست جامعه اقتصادی آسیا و اقیانوسیه (اپک) در سان فرانسیسکو مشھود بود. اپک واقعا چه اھمیت جھانی دارد؟

—اپک در سال ۱۹۸۹ در اوج سیستم جھانی انحصاری و پایان اتحاد جماھیر شوروی به عنوان یک پروژه ھژمونیک ایالات متحده آمریکا تأسیس شد و از سال ۱۹۹۱ چین را نیز به عضویت خود درآورد. در زمان پرزیدنت باراک اوباما، واشنگتن در سال ۲۰۱۱ منطقه آسیا-اقیانوسیه را به عنوان حوزه مرکزی منافع و نفوذ خود اعلام کرد. کاخ سفید این استراتژی را “محور به سمت آسیا” با یک تکیه آشکار ضد چین نامید.

 ایا فکر می کنید جامعه اقتصادی همچنان قادر خواهد بود خود را در برابر جمهوری خلق قرار دهد؟

—به عنوان یک مفهوم ژئواستراتژیک علیه چین، دیگر موفق نخواهد بود. این که ایا ایالات متحده هنوز هم می تواند [..] خود را با وضعیت تغییر یافته جهان تطبیق دهد، سوال برانگیز است. ما شاهد تغییر به سمت نظم جهانی چند قطبی، به رسمیت شناختن متقارن قوانین بین المللی و به رسمیت شناختن اصول کلاسیک تجارت جهانی ازاد و برابر هستیم. [..]تسلط غرب به طور قابل توجهی در همه جا در حال کاهش است. غرب از نظر اقتصادی و دیپلماتیک، پشت به دیوار است و هیچ اصول راهنمایی برای جهان چند قطبی ارائه نمی دهد.  

شرکتی که سهم بازار خود را از دست می دهد، با کارشناسان خود می نشیند،[..] و استراتژی بازار خود را به جای رفتن به دفتر مرکزی رقیب و تیراندازی به محل، اصلاح می کند. با این حال، به نظر می رسد غرب به رهبری ایالات متحده توان یادگیری این درس را از دست داده است.




حزب توده ایران در آینه تاریخ: مخالفت حزب توده ی ایران با انحصارطلبی

حزب توده ی ایران همیشه با انحصارطلبی مخالف بود.

ارايه تعريف از ”خط امام“ با محتواى‏‏‏ ضدامپرياليستى‏‏‏ و مردمى‏‏‏ توسط حزب توده ايران پس از پيروزى‏‏‏ انقلاب بهمن، پيروى‏‏‏ از ”خط امام“ نبود، بلكه توضيح برداشت علمى‏‏‏ از محتواى‏‏‏ مرحله انقلاب ملى‏‏‏ و دمكراتيک بهمن ٥٧ را تشكيل مى ‏‏داد.

ارزيابى‏‏‏ و توضيحى‏‏‏ كه روند رشد انقلاب و راه تعميق آن را تدارک مى ‏‏‏ديد و در صورت اجراى‏‏‏ آن، تعميق انقلاب را ممكن مى‏‏‏ ساخت. حزب توده ايران، آنطور كه دشمنان و مخالفان مدعى‏‏‏ هستند، پيروى‏‏‏ آقای خمينى‏‏‏ نبود، بلكه با توضيح سياست مستقل خود، به وظيفه پيشقراولى‏‏‏ در بيان انديشه علمى‏‏‏ و انقلابى‏‏‏ عمل مى ‏‏‏كرد.

هشدار آن روز حزب توده ايران درباره خطرهايى‏‏‏ كه تعميق انقلاب را تهديد مى ‏‏‏كرد، به واقعيت تلخ امروز تبديل شده است. بايد آموزش از اين تجربه منفى‏‏‏ را براى‏‏‏ قشرهاى‏‏‏ بينابينى‏‏‏ ترسيم نمود.

برخی ها بعد از چهل سال از آن روزها، با تکرار کمیک نبرد “که بر که”، با ترک تحليل مستقل توده ‏اى‏‏‏، به شرايط حاكم تن در داده اند و جنبش توده‏اى‏ را خواسته و يا ناخواسته به دنباله ‏روى‏‏ سياست «اقشار گوناگون» تبديل مى ‏‏‏سازند. ترک انديشه انقلابى و دنباله‏ روى‏‏‏ از یک لایه بورژوازی انگلی در تضاد با سياست تاريخى‏‏‏ حزب توده ايران قرار دارد.

حزب توده ای ایران پس از انقلاب با دنباله روی از بورژوازی به سمت راست نرفت. بلکه بر خلاف ادعای این آقایان، حزب توده ی ایران با برجسته کردن خط اقتصادی، جامعه را به “چپ” کشانده بود.  حزب با هشیاری با کانالیزه کردن بحث عمومی به سوی برپایی میهنی مستقل برای بهبودی زندگی زحمتکشان، راه رشد غیرسرمایه داری را تبلیغ می کرد.




بورژوازی صهیونیسم با کمک امپریالیسم امریکا و اروپا و با تکیه به سلاح هسته ای خود به کشتار فلسطینی ها ادامه می دهد

بورژوازی صهیونیسم با پشتیبانی بی دریغ امپریالیسم امریکا و اروپا و با تکیه به کلاهک های هسته ای خود در خاورمیانه خدایی می کند و رعب و وحشت نه تنها میان فلسطینی ها بلکه میان خلق های خارمیانه انداخته است. فاشیست های نژادپرست صهیونیسم بدون اعتنا به قانون بین الملی در مورد جنگ هم چنان به قتل عام خلق فلسطین می پردازند.

منبع  UNRWA از طرف فیلیپ لازارینی:

«من با وحشت گزارش‌هایی را از حمله به مدرسه الفاخوره در شمال غزه تماشا کردم. ظالمانه است».

«کلاس های درس که پناهگاه آوارگان بودند، مورد هدف قرار گرفتند و حداقل ۲۴ نفر در این حمله کشته شدند.  زمان حمله ۷۰۰۰  نفر در مدرسه بودند. در ۴ نوامبر، حداقل ۱۲ نفر کشته و ۵۴  نفر زخمی شدند.»

در کمتر از ۲۴ ساعت، دو مدرسه UNRWA که خانواده‌های آوارگان را در خود جای داده بودند در نوار غزه هدف قرار گرفتند. روز جمعه ۱۷ نوامبر، یکی دیگر از مدارس UNRWA به نام «الفلاح/زیتون» در شهر غزه به طور مستقیم مورد حمله قرار گرفت و تعداد زیادی کشته و زخمی برجای گذاشت. وقت حمله ۴۰۰۰  نفر در مدرسه بودند. آمبولانس ها برای کمک نتوانستند به مدرسه  برسند.

این یک مدرک دیگربر این است که هیچ کس و هیچ کجا در غزه امن نیست. بار دیگر، پناهگاه هایی که برای تامین امنیت و حفاظت از غیرنظامیان بودند، مورد اصابت قرار گرفتند و بسیاری از مردم از جمله کودکان کشته شدند. این اعمال نه تنها آشکارا با قوانین جنگ مغایرت دارد، بلکه نشان دهنده بی اعتنایی کامل به بشریت است.

از زمان آغاز جنگ، حداقل ۱۷۶ نفر که در تاسیسات UNRWA پناه گرفته بودند. مختصات این ساختمان ها را به طور منظم با طرف های درگیر به اشتراک می گذارد.

« یک بار دیگر خواستار پیروز شدن بشریت و آتش بس بشردوستانه در حال حاضر هستم.»




بعضی از تروتسکیست ها زلینسکی را چه گوارا زمان ما می نامند!

بسیاری از تروتسکیست ها انگیزه روسیه برای درگیری در اوکرائین را کاملاً یک طرفه می‌بینند. آن ها کودتای ۲۰۱۴ را مثل امپریالیسم، انقلاب می دانند. آن ها از بمب باران جدایی طلبان دونباس توسط دولت مرکزی نیز چیزی نمی گویند.

آیا دفاع از تمامیت ارضی اوکرائین می تواند توجیه گر پاکسازی قومی روس زبانان باشد؟  آیا انگلیس ارتش جمهوری خواه ایرلند را، یا ن ارتش اسپانیا کاتالان و باسک را بمب باران کردند؟   

تروتسکیست ها دشمنی خود با اتحاد جماهیر شوروی را به روسیه فعلی منتقل کرده اند. ان ها سیاست اتحاد جماهیر شوروی و روسیه کنونی در قبال همسایگان خود را منحصراً سلطه گرایی و بخشی از استعمار نو می دانند.

اما آن ها سیاست نو استعماری آمریکا، اتحادیه اروپا و ناتو را نمی بینند. آن ها گسترش ناتو در اروپای شرقی را نیز عضویت داوطلبانه مردم این کشورها در یک پیمان می دانند! ان ها نمی گویند که ناتو هنگامی گسترش یافت که پیمان ورشو دیگر وجود نداشت و منطق حکم می کرد که به دنبال انحلال پیمان ورشو، ناتو هم برچیده شود.

حتا مفسران طرفدار غرب می گویند که ناتو به یک سازمان جنگی تبدیل شده است. اما بیشتر تروتسکیست ها خصلت تهاجمی ناتو را نمی بینند، بلکه دو نوع ناتو می بینند، یک ناتو در اروپا که برای “مقابله” با روس ها واجب است، یک ناتو در آسیا که باید مهار شود.

ما باید به خاطر داشته باشیم که ایالات متحده آمریکا و ناتو از برخی از اصطلاحات تاریخی چپ استفاده می کنند، تا ما را به سوی خود جلب کنند. ناتو هم اکنون در مبارزه با نژادپرستی، برای محیط زیست، و “مبارزه” برای حقوق زنان شرکت می کند. اگرچه ناتو هزاران زنان را در عراق، لیبی، افغانستان، ووو بیوه کرد.

تصادفی نیست که آنها شخصیتی شبیه چه گوارا از زلینسکی خلق کرده اند.




دوران انقلاب: محکومیت کشتار فداییان از سوی حزب توده ایران و تلاش برای تشکیل جبهه متحد خلق

مصاحبه رفیق کیانوری با «امید ایران» – ۲۴ اردیبهشت، اول و هفتم خرداد ۱۳۵۸

می‌دانید که گروه‌هایی هستند که در شرایط حاضر، حتی بیشتر از شما طرفدار دارند و در گذشته هم مبارزه مخفی داشته‌اند مثل گروه جزنی، درباره این گروه‌ها چه نظر و توصیه‌هایی دارید؟

ما در بین گروه‌ها، گروه‌های صادقی را سراغ داریم که درباره انقلابی بودن آن‌ها و راستی و درستی نظراتی که ابراز می‌کنند تردید نداریم. البته به راه و روشی که انتخاب کرده و پیش گرفته‌اند ایراد داریم. از آن جمله چریک‌های فدایی خلق هستند که نظرمان را درباره آن‌ها و درباره روش آن‌ها نوشته‌ایم. ما آن‌ها را نیرویی انقلابی، میهن‌پرست و جوان می‌دانیم؛ ولی معتقدیم سوسیالیسم علمی را دقیقا جذب نکرده‌اند و تجربه سیاسی‌شان کم است.

ما کوششمان این است که با این نیروهای سالم زبان مشترک و تفاهم نظر پیدا کنیم و برای هماهنگی و نزدیکی در تمام مراحل نیز از هیچ تلاشی دریغ نداریم. همین‌طور است سازمان مجاهدین خلق که سازمانی صدیق و انقلابی است. هرچند که از نظر ایدئولوژیکی نظراتمان یکی نیست ولی از جنبه مسائل اجتماعی مشترک هستیم، به همین دلیل پیشنهاد برپایی جبهه متحد خلق را با تمام نیروهای هوادار آیت‌الله خمینی، سازمان مجاهدین و روشنفکران مطرح کرده‌ایم.