حزب کمونیست اسرائیل: ما هر گونه حمله به غیرنظامیان بیگناه از هر دو طرف را محکوم می کنیم

حزب کمونیست اسرائیل در صورت ادامه اشغال سرزمین های فلسطینی، در مورد رویدادهایی مانند حمله مرگبار روز شنبه حماس هشدار داده بود.

در این حمله که روز شنبه اغاز شد، دست کم ۷۰۰ اسرائیلی کشته و ۲۰۰۰ نفر از جمله ده ها سرباز زخمی شدند. در همین حال، دست کم ۴۳۶ فلسطینی کشته و بیش از ۲۲۰۰ نفر دیگر در بمباران غزه توسط اسرائیل زخمی شده اند.

حزب کمونیست اسرائیل هشدار داد که اگر دولت راست افراطی بنیامین نتانیاهو، سیاست های خود را در قبال فلسطینی ها تغییر ندهد، وضعیت ” انفجاری” خواهد شد. « ما هرگونه حمله به غیرنظامیان بیگناه را محکوم می کنیم و با آن مخالفیم. اما بر خلاف دولت اسرائیل، این بدان معنی است که ما با هر گونه حمله به غیرنظامیان فلسطینی نیز مخالفیم. ما باید این حوادث وحشتناک [حملات مرگبار] را در زمینه درست تجزیه و تحلیل کنیم و ان نتیجه اشغال مداوم است.»

«دولت اسرائیل که یک دولت فاشیست است، از قتل و عام فلسطینیان حمایت، و آن را تشویق و رهبری می کند. یک پاکسازی قومی در حال انجام است. »

هیچ چیز جنایات و قتل عام هایی را که امروز در جنوب اسرائیل انجام می شود توجیه نمی کند. اما ما بهای سنگینی برای جنایات اشغال، محاصره غزه و استکبار دولت نژادپرست خواهیم پرداخت. هیچ راه حل نظامی وجود ندارد، فقط یک راه حل سیاسی وجود دارد،  پایان اشغال و استقلال فلسطین.

« ما نباید اجازه دهیم افرادی که می خواهند، ما برای همیشه از یکدیگر متنفر باشیم، موفق شوند. دو ملت در کشور ما زندگی می کنند و اگر ما نتوانیم به انها اجازه زندگی، ازادی و استقلال بدهیم، هرگز نمی توانیم در ارامش بخوابیم».




سخنان نغز

احسان طبری

می‌گويند: «هرکس بکوشد خود را خوشبخت بکند، جامعه را خوشبخت کرده است.» ولی مطلب اينجاست که برای انسانی کردن انسان، اول بايد سراپای جامعه را انسانی کرد، و اِلاّ تنها يک خوشبختی ممکن است و آن خوشبختی خوک‌منشانه است. تازه، اگر شما در آتش وجدان بشری می‌سوزيد، اگر اين آتش در قلب شما فروغی دارد، آنگاه نخواهيد توانست. وجدان شما، شما را در عين خوشبختیِ به اصطلاح خوشبختی‌تان بدبخت می‌کند. از درون بدبخت می‌کند. بايد لاقيد از کوه‌های فقر بگذريد، لاقيد از زندان‌های شکنجه، لاقيد از مجالس چاپلوسی و دروغ، از سنگرهای خون‌آلود، از دشت‌های جذاميان و مطرودها؛ بايد پای‌های مزيّن مغزهای پوک را ببوسيد، بايد با همنوع خود با زهرِ کين، با سربِ داغ، با سخنِ حيله برخورد کنيد؛ بايد از پشيزِ گدایِ روستايی بکاهيد و بدزديد تا بر ميلياردهای خود بيفزاييد، بايد به خاطرِ اشياء، اشخاص را نابود کنيد. دادنِ نامِ خوک به چنين جانوری، مسلماً توهينی است به خوک!

می‌پرسيد: «آيا نمی‌توان يک جای بی‌دردسری بين راهزنان خون آشام از يک طرف و مسيح شهيد از طرف ديگر يافت؟» چرا، می‌توان. می‌توان صورتک بی‌گناهان را بر چهره زد و سپس به راهزنی خود ادامه داد، می‌توان کم‌توقع بود و فقط برای آقای راهزن توبره‌کشی کرد و سپس گفت: «خانم‌ها، آقايان! من تنها يک توبره‌کش بی‌چاره هستم. به علاوه، آقای راهزن مرا مجبور می‌کند، چه کنم؟ زن و بچه دارم. مگر اين بد کاريست؟ مگر همه نمی‌کنند؟ مگر شما نمی‌کنيد؟»

ترديدی نيست که راهزن خون‌آشام به چاکر نيازمند است و مسؤوليت چاکر هم به اندازه ارباب نيست، ولی آيا کوره پُرنفير شيطان که در آن انسان‌ها را کباب می‌کنند، بدون هيزم‌کِشان، بدون اين مأموران معذور، می‌توانست بسوزد؟ سؤوال مهمی است، اين‌طور نيست؟ عمله شيطان، گاه خود او را هم در شرارت پشت سر می‌گذارند، گاه از خود او مکّارتر و فرومايه‌ترند.




حادثه‌ای که ممکن است هر لحظه در هر جای کشور اتفاق بیافتد

وحیدی وزیر کشور در پاسخ به سوالی درباره حادثه پیش آمده برای آرمیتا گراوند گفت: این موضوع کاملا روشن و شفاف است.

وحیدی ادامه داد: این موضوع بسیار روشن و شفاف است، اتفاق و حادثه‌ای که ممکن است هر لحظه در هر جای کشور و یا هر نقطه‌ای اتفاق بیافتد.

به نقل از شاهدان عینی اندکی بعد از ورود آرمیتا گراوند به متروی تهران، یکی از زنان حجاب‌بان به بی حجابی او انتقاد می کند و وقتی با مقاومت آرمیتا روبرو می شود، حجاب‌بان او را هل داد در نتیجه سرش به ستون فلزی خورد و او بیهوش شد.

وحیدی درست می گوید که این حادثه در هر نقطه ی ایران می تواند اتفاق بیافتد. سوال اما این است که چرا باید این گونه اتفاقات رخ دهد؟ اگر رژیم انتخاب حجاب را به خود زنان وا گذار می کرد و به زور متوسل نمی شد، هیچ وقت چنین اتفاقاتی که موجب مرگ و زخمی شدن زنان می شود روی نمی داد.

وزیر کشور به جای مسولیت پذیری و محکوم کردن تفکر ارتجاعی در باره ی زن بیان کرد: دشمنان کشور و آن‌هایی که نمی‌خواهند امنیت روانی در جامعه باشد، به خصوص شکست خوردگان که تلاش کردند کشور را به آشوب بکشانند و از ملت تو دهنی خوردند، حالا نیز سعی می‌کنند، هر مسئله و ماجرایی را به آن چیزی که خود علاقه دارند تبدیل کنند.

چند روز پیش، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس، آقاتهرانی گفت: شما متدینین باید از دین خود حمایت کنید. در بحث حجاب و عفاف، جامعه به تنهایی موفق نخواهد بود بلکه باید ۳۲ دستگاه دولتی ورود و مردم نیز حمایت کنند. بی حجاب نباید در جایی ورود پیدا کند.




حزب توده ایران راه رشد سرمایه داری را قبول ندارد

رفیق جان داده راه آزادی و برابری، امیر نیک آیین (هوشنگ ناظمی)

حزب توده ایران راه رشد سرمایه داری را در دوران کنونی تاریخ برای ترقی واقعی و سالم جامعه ایران راهی زیان بار می داند، زیرا اینراه رشد، استثمار سرمایه داری را جایگزین انواع کهنه استثمار می سازد.

به عقیده ما سرمایه داری قادر نخواهد بود واپس ماندگی و وابستگی کشور را چاره کند و موجبات بهروزی حقیقی توده های وسیع مردم را فراهم سازد.

در دوران این نظام، تضاد کار و سرمایه دم به دم شدیدتر می شود و تضادهای آشتی ناپذیر اجتماعی با بقایای تضاد های دردناک گذشته پیوند می یابد. بعلاوه، بویژه در دوران ما، پیمودن راه رشد سرمایه داری در اقتصاد به ناچار موجب تشدید جهات ضد دموکراتیک در سیاست است. چنین دورنمایی نمی تواند مورد قبول نیروهای ملی و دموکراتیک ایران قرار گیرد.




همسر رئیسی نگران شرایط محیط زیست شد

شرایط محیط زیست در میهن ما از میانگین جهانی هم بدتر است. در بسیاری از شهرهای بزرگ خودروهای بنزینی و گازوئیلی هوا را آلوده می کنند. تولید بنزین غیراستاندارد از دست‌آوردهای جمهوری اسلامی است که مایه افزایش بیماری سرطان شده است. آلودگی هوا سالانه جان پنجاه هزار ایرانی را می گیرد. پژوهش نشان می دهد که نزدیک به نیمی از  کودکان تهرانی آسم و آلرژی دارند.

ایسنا نوشت: جمیله علم‌الهدی عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی اظهار کرد: در چنین شرایطی وضعیت همین می‌شود که جهان حتی به محیط زیست هم بی‌تفاوت می‌شود و پر سرعت در زمینه تولید آلاینده‌های زیست‌محیطی پیش می‌رود. اکنون دیگر کسی نمی‌تواند جلوی بحران‌های زیست‌محیطی را بگیرد.

اضافه کرد: اگر بخواهیم به همین روش امروز ادامه دهیم، نه تنها نمی‌توانیم برای الهیات کاری کنیم، بلکه حتی برای بحران‌های زیست‌محیطی هم نمی‌توان اقدامی انجام داد، کما اینکه اکنون تلاش‌های سازمان ملل در زمینه کاهش CO۲ هم نمی‌تواند راه به جایی ببرد. چراکه فناوری در نهایت به جایی می‌رسد که رفاه و لذت بیشتر، جایی برای ادامه حیات زمین و انسان باقی نمی‌گذارد.

۵۰ سال دیگری جنگلی در ایران یافت نخواهد شد. سالانه ۸۰۰ هزار هکتار از چراه گاها و چمن زارها کاسته می‌شود. ارومیه که زمانی آشیان ۴۰ هزار فلامینگو بود، امروز پس از چهار دهه شوره‌زار  شده است.  بختگان و پریشان در فارس، گاوخونی در اصفهان و هامون خشک شده اند. رودخانه‌های کارون و زاینده‌رود و دریاچه‌ها و تالاب‌هایی مانند ارومیه، انزلی و بختگان به سوی خشکی می گرایند.

با این همه این خانم می گوید که برای نجات محیط زیست باید به اسلام برگشت. سوال ما از ایشان این است، پس جمهوری اسلامی در ۴۴ سال گذشته چه کار می کرد؟




۸۲-مین سالگرد حزب توده ایران

رزم ما شعر زندگی است، زنده و تپنده است، سرود ما از دشواری گذر می گوید ولی از ایستادن بی زار است و جنبش را  می ستاید.

سرگذشت توده ای ها، داستان درد ما، جدا از سرنوشت دیگر آزادی خواهان جهان نیست.

ما می خواهیم “دروازه های شهرهای ناگشوده را بگشاییم!”. “نصیب ما آسیب بود و توشه ما نبرد”. توده ای های جان باخته می دانستند و توده ای های امروز نیز می دانند که ”خداوند تکامل نوشداروی خود را در کاسه سر شهیدان می نوشد.“

ما باکی از مرگ نداریم. آرمان بزرگ ما آینده درخشان برای نوادگان ماست.

دل سوز ما مباش، برای جان دادگان ما اشک مریز، برای ناکامی های ما افسوس نخور. ما آن کرده ایم که می بایست می کردیم. کوشیدیم باری را که تاریخ بر دوش ما نهاد به سر منزل مقصود رسانیم.

ما “در دکان هیچ نزول خواری” ننشسته ایم و نخواهیم نشست. “ما نرگس خودپسند دشتی نیستیم که در چشمه سارها به خویش می نگرد، ما تاک آسمانی هستیم و به سوی فرا زمانی بی انجام می رویم” .

اگر دلاوری ما را ارج می نهی، اگر دانش ما را می ستایی، اگر به شکیبایی و پایداری ما آفرین می گویی، اگر نابرابری و ستم را نمی پذیری، اگر هوای پاک و آب ناب می خواهی، با ما همراه شو. اگر خرسند از صدای غوکان برکه نیستی با ما به دریا بیا. ما نمی گوییم که با ما بودن آسان است ولی با همیاری هم خود را خوشبخت شاید نه ولی توده ها را خوشبخت خواهیم کرد و با این وظیفه “در عصاره ی خود با عشق به تبار انسانی خواهیم جوشید”.

“آری ما از قبیله سوختگانیم”. “تنها نمان به درد کاین درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی شود”.

بیشتر بخوانید: https://tudehiha.org/fa/13788




رژیم مخالف حق زنان برای انتخاب پوشش!

 جمهوری اسلامی همراه با چند کشور ارتجاعی اسلامی مثل عربستان و کویت بدترین کشور برای آزادی و شکوفایی زنان است. جمهوری اسلامی تنها کشور جهان است که زنان را برای بدحجابی به قتل رسانده است. با این همه با پررویی خود را نجات بخش زنان می داند.

محمد دهقان ۱۵ مهر ماه، در همایش اسطوره‌های مقاومت و تجلیل از زنان ایثارگر که در هتل ثامن طرقبه برگزار شد، اظهار کرد: جلسات این چنینی که با حضور خواهران برگزار می‌شود، نمادی از شکست تفکر غربی است که سال ها القا می‌کرد اگر زن بخواهد خانه‌نشین نباشد، باید فرهنگ غربی داشته باشد و دوگانه‌ای ایجاد کردند که زن یا عقب‌افتاده و خانه‌نشین است یا اگر می‌خواهد پیشرفت کند، باید خود را برهنه کند و بیرون بیاید.

ایسنا نوشت: معاون حقوقی رئیس جمهور گفت: خانه‌داری امری مقدس و متفاوت با خانه‌نشینی است‌ و می‌تواند با فعالیت اجتماعی همراه باشد؛ این را امام و رهبری برای دنیا تبیین کردند.

 جمهوری اسلامی اینطور تلقین می کند که گویا برای زنان دو راه وجود دارد یک- خانه داری دو- برهنگی. میلیونها زن در چین، ویتنام، کره شمالی و کوبا که بدون حجاب به تولید کشور کمک می کنند به حساب آورده نمی شوند. رژیم نامی از زنان زحمتکش کشورهای غربی که بدون حجاب و بدون لخت شدن در چرخاندن ماشین جامعه سهیم هستند چیزی نمی گوید. انگار با بازی با الفاظ و تفاوت گذاشتن میان “خانه نشینی” و “خانه داری” زنان ما از سلول خانه و زندان حجاب رهایی می یابند.

رژیم حتی این حق را به زنان نمیدهد که خودشان انتخاب کنند که آیا میخواهند برای رفتن به بهشت با حجاب باشند و خانه داری کنند، یا می خواهند بهشت زمین را بدون حجاب تجربه کنند؟




کیانوری: امپریالیسم تسلط خودش را بر کشورهایی مثل ایران را از کانال سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، نظامی و ایدئولوژیکی برقرار می‌کند

تاریخ ایرانی: برگرفته از هفته‌نامه «امید ایران» –۱۳۵۸

فکر می‌کنید اگر این انقلاب خاصه از جنبه اقتصادی و تغییر نظام اقتصادی راه به جایی نبرد، باید منتظر انقلاب دیگری بود؟

ما معتقدیم با نگهداری سرمایه‌داری که در رژیم گذشته شکل گرفته، مسائل اساسی جامعه ایران قابل حل نیست و تضادهایی که بر این مبنی به وجود آمده راه به جایی نمی‌برد. می‌شود با بعضی از نوش‌داروها این تضادها را تخفیف داد ولی درمان قطعی نمی‌شود.

البته باید در نظر داشت در شرایط حاضر درآمد نفت بیشتر از سابق در خارج حل خواهد شد. آن فسادی هم که در گذشته بود، وجود ندارد، در نتیجه دیگر پول‌ها به آن صورت به بانک‌های خارجی منتقل نمی‌شود؛ ولی این مسائل هم درمان قطعی نیست.

تضاد اصلی جامعه ما تضاد بین خلق ایران و تسلط سرمایه‌های بزرگ وابسته به امپریالیسم است. تا وقتی که الگوهای اقتصادی مانده از قبل از بین نرود، همان حکایت قرص مسکن است. وابسته تضاد و دوباره شروع به نمو می‌کند و ایجاد ناراحتی خواهند کرد که این ناراحتی به اشکال مختلف خواهد بود. اگر دموکراسی باشد به شکل مبارزه‌های دموکراتیک در مجلس و اگر فشار باشد باز به انفجار خواهد کشید. تاریخ نشان داده که تضادهای عمده اجتماعی را هیچ فشاری نمی‌تواند جلوگیری کند. نمونه‌اش اینکه قدرت رژیم گذشته ایران و تسلط امپریالیسم آمریکا در ایران و پولی که در اختیار این رژیم وحشتناک پلیسی بود و امکانات مادی که داشتند نتوانست از ملتی جلوگیری کند که با دست خالی به میدان آمده بود. به هر حال حل تضادهای عمده جامعه ما فقط با تغییرات بنیادی اقتصادی در این جامعه میسر است.