سوئد برای مقابله با باندهای تبهکار از ارتش استفاده می‌کند

۲۵۹  تیراندازی و بیش از ۱۲۴ انفجار در سال ۲۰۲۳ در سوئد رخ داد. سال ۲۰۲۳ هنوز به پایان نرسیده است، با این حال درگیری میان اعضای باندهای گوناگون مواد مخدر در سوئد تاکنون ۴۲ کشته به جا گذاشته است. حداقل پنج نفر قربانی اتفاقی کشته شدند. به عنوان مثال، دو نفر در اثر تیراندازی در یک میخانه کشته شدند.

در هفته های گذشته درگیری به طور همزمان در شهرهای بزرگ وجود دارد. برآورد پلیس این است که  اکثر قتل هایی که با اسلحه انجام می شود، مربوط به دعوای میان باندهای مواد مخدر است. پلیس معتقد هست که رهبران این باندها از کردهای ترکیه هستند.

سوئدی ها گمان می کنند که موج مرگ و میر ناشی از تیراندازی پس از قتل مادر ۶۰ ساله یکی از اعضای باند در حومه اوپسالا اغاز شد. کشتن یک مادر ارزش نمادین بی سابقه ای در فرهنگ کردی دارد. هم اکنون اعضای باند به طور فعال اعضای خانواده یکدیگر را هدف قرار می دهند. انها به دنبال مادران، پدران، خواهر و برادرهای باند رقیب هستند. پلیس میگوید که این گونه عملیات انتقامی هرگز پیش از این در سوئد به این شکل دیده نشده بود.

به گفته گونار استرمر (Gunnar Strömmer)، وزیر دادگستری سوئد، حدود ۳۰ هزار نفر بخشی از باندهای جنایتکار در سوئد هستند. واقعیت این است که سوئدی ها در امان نیستند، تیراندازی می تواند در هر زمان و هر کجا اتفاق بیفتد.




سخنان نغز

مردم را از تاریخ خود دور نگه دارید، آن زمان آن ها به آسانی کنترل می شوند (کارل مارکس).

انباشت ثروت در یک قطب، هم زمان است با انباشت بدبختی، عذاب رنج، بردگی، بی خردی، وحشی گری، انحطاط ذهنی در قطب مقابل. (کارل مارکس)

فیلسوفان تنها جهان را به شیوه های گوناگون تفسیر کرده اند. نکته این است که آن را چگونه تغییر داد؟(کارل مارکس)

[وقتی] که دوران انقلابات اجتماعی فرا می رسد، با تغییر پایه های اقتصادی با سرعتی کم و بیش تحول در سراپای روبنای عظیم جامعه واقع می گردد. (احسان طبری)




زلنسکی در مصر ویلای مجلل پنج میلیون دلار خرید

به گزارش گلوبالرسارچ (globalresearch)

روزنامه نگار تحقیقی مصری محمد العلوی، پس از تحقیقات عمیقی که شامل منابع آشنا با موضوع بود، متوجه شد که خانواده زلنسکی ملکی مجلل در مصر به ارزش حدود پنج میلیون دلار خریداری کردند. این مکان در منطقه ساحلی مصر و در کنار دریای سرخ واقع شده است، منطقه ای که به داشتن املاک مجلل بسیار معروف است. تصادفی نیست، ال گونا خانه بسیاری از میلیونرهایی است که علاقه مند به داشتن یک مکان راحت برای اقامت هنگام تفریح خود هستند. گفته می شود که در کنار ویلای زلنسکی «املاکی است که متعلق به آنجلینا جولی، هنرپیشه مشهور هالیوود است».

زلنسکی این ملک را از طریق مادرهمسرش، اولگا کیاشکو خریداری کرد. تحلیلگران می گویند که به نظر می رسد که پول خرید این ویلا از بسته های کمک مالی غربی به اوکرایین تامین شده است.




همه چیز از گشایشها و دگرگونیهای معجز آسائی خبر می دهد

شب تیره، خطر چیره، بازوان ناتوان، روانها نوان است ولی با این حال انسان با سماجتی حماسی از سنگلاخ خون آلود می گذرد و به سوی دیار عطر آگین روشنی می رود. آیا نمی بینید که هر چه بیشتر می رود شاخه های سنبل و زنبق بیشتر به چشم می خورند، پارچه های نیلی رنگ آسمان بیشتر دیده می شود و همه چیز از گشایشها و دگرگونیهای معجز آسائی خبر می دهد؟ آیا نمی بینید؟ (احسان طبری)




رزم و مرگ کمونیست و انقلابی بزرگ احسان طبری

در درازنای تاریخ کم نبوده اند کسانی که با ذره بین و دوربین خِرَد و دانش خود خُرد و کلان را به هم پیوند دادند و رازهای نهفته جهان و پدیده هایش را برای ما آشکار کردند. آنچه طبری را در این میان از دیگران جدا می کند، تنها از برای دانش گسترده و ژرف او در پهنه جهان و زمان نیست، بل که بیش تر از آنست که او در همه ی پژوهش ها یک جانب دار طبقاتی بود که هم واره “در قشون زحمتکشان” می ایستاد و پیکان قلم به سوی دل بهره کشان و استعمارگران نشانه می گرفت.

تلاش بدکاران تبه کار و «شب پرستان» برای تاریک کردن آسمان پر ستاره اندیشه طبری و کوشش واژگون سازان برای آلود کردن چهره پاک او راه به جایی نبرد. فرجام دهشتناکى که گزمگان برای او ساختند از ارزش مرواریدهای رزمی که او بر گردن ها و گوش های انقلابی ها آویخت نمى کاهد.

بیشتر بخوانید:
رزم و مرگ کمونیست و انقلابی بزرگ احسان طبری




سه فعال حقوق زنان در گیلان همچنان در بازداشت به سر می برند

نهادهای امنیتی از آزادی فروغ سمیع‌نیا، سارا جهانی و زهره دادرس با وجود صدور قرار وثیقه و گذشت ۴۰ روز از بازداشت، جلوگیری کرده‌اند

مأموران امنیتی جمهوری اسلامی روز ۲۵ مرداد این سه فعال مدنی را به همراه ۹ تن دیگر از فعالان مدنی ساکن استان گیلان در شهرهای رشت،‌ فومن، انزلی و لاهیجان بازداشت کردند.




در ستایش زنان دلیر

به تازگی دختر جوان نمی توانست بخوابد. در درونش نبرد سختی هنگامه می کرد، نبردی میان قلب سوزانش و مرزی که دیگران می خواستند که او از آن نگذرد. او می خواست راهی کم هزینه، برای برون رفت از این ستیز جان کاه درونی بیابد.

او هر شب ساعت ها را در رویا می گذراند. رویاهایی بسیار ساده ولی پر هزینه؛ راه رفتن در کرانه ی دریا، با موهای شل و پاهای برهنه، و حس کردن نوازش باد به روی گردن لُخت. شنیدن واژه آزادی، مانند موسیقی کلاسیک او را به شور می آورد و به اندرون تاریک خانه ی دل نگران او روشنایی می افکند. با این  که تن او  برای آزادی، برای عشق در تب بود، ولی دودل بود و احساس گیج کننده ای داشت. میان خواست دل و مرزهای تنگ و فراوان فرسنگ ها دوری بود و در هر بزنگاهی گزمگان تاریک اندیش در کمین رهروان کنجکاو بودند. گام در این راه، با خطر جان هم راه بود و فرجام آن ناروشن.     

گاهی بار سرخوردگی آن چنان سنگین می شد که بردباری او را به آزمایش می گرفت. در این گونه شب ها آرزو می کرد که یک مرگی ناگهانی به درد پیوسته او پایان دهد. آه چه شیرین است، مرگی که ترا از شکنجه همیشگی برهاند، اگرچه همه ی یاخته های تو به سوی خورشید زندگی می چرخد و دلت در رویای عشق می تپد. شب ها خسته و مانده از این درد بی درمان، ساعت ها در رخت و خواب بیدار می ماند. گاهی پا به بیرون می گذاشت تا به ماه نگاهی کند؛ و با خود می گفت “پس آن ها دروغ می گویند و ماه هنوز می تابد”، سپس بروی ماه لبخندی می زد و دوباره به رختخواب بر می گشت. هر از گاهی با خدا نیایش می کرد. “خدايا کمکم کن راهی بیابم. چرا مرا این همه تشنه آزادی کردی و دانه عشق در دلم کاشتی، اگر نمی خواهی کمک کنی؟” ولی همیشه به پرسیدن بسنده می کرد و می دانست که خدایان با زبان های دراز سخن بسیار می گویند، ولی گوش های کری دارند و پاسخی نمی دهند.  

در آن شب، اندیشه او در پرواز بود، بی آن که آغازی یا پایانی داشته باشد، ولی مرکز دایره اندیشه او – آزادی – بود. سرانجام آن شب، نه از خستگی تن، بلکه از کوفتگی تلاش برای گریز از بن بستی که به آن دچار شده بود، به خواب رفت.

خود نوشته را بخوانید: