تنگه هرمز مال ایران و عمان است

🌊

از جنگ جهانی دوم به این سو، کنترل آبراه‌های حیاتی و تنگه‌های باریک، خط قرمز اصلی سیاست خارجی آمریکا بوده. این تفکر ریشه در «نظریه حاشیه‌ی خشکی» دارد که نیکلاس اسپایکمن در سال ۱۹۴۲ مطرح کرد.

📚 مککیندر اروپا، آسیا و آفریقا را «جزیره‌ی جهانی» نامید. اما بعدها زبیگنیو برژینسکی در کتاب صفحه شطرنج بزرگ (۱۹۹۷) همین نظریه را برای جهان یک‌قطبی پس از جنگ سرد بازتعریف کرد. حرف برژینسکی این بود که آمریکا باید بر خشکی اوراسیا چیره شود تا هیچ رقیبی قد علم نکند.

🌾 جالب اینجاست که فایننشال تایمز هفته‌ی پیش نوشت: «سال ۴۰۵ قبل از میلاد، اسپارتی‌ها به تنگه‌ی Dardanelles حمله کردند و آتن را از گندمش قطع کردند. همان قحطی بود که امپراتوری آتن را وادار به تسلیم کرد.»

🛢️ حالا، همان آسیب‌پذیری در تنگه هرمز خودش را نشان داده. وقتی آمریکا و اسرائیل فوریه‌ی امسال به ایران حمله کردند، تهران اعلام کرد کنترل تنگه را در دست گرفته.

💰 به نوشته‌ی فایننشال تایمز، حتی پیش از درگیری هرمز، اختلال در این گلوگاه‌ها سالانه به تجارتی نزدیک به ۱۹۰ میلیارد دلار لطمه می‌زد. مدیرعامل مرسک – دومین شرکت بزرگ کانتینری دنیا – می‌گوید: «بعضی از این مسیرها حالا به اندازه‌ای مسلح شده‌اند که سابقه نداشته.»

ایران وقتی وارد جنگ شد که آمریکا و اسرائیل او را مجبور کردند. از همان جا بود که احساس کرد چاره‌ای جز مسلح کردن تنگه هرمز ندارد.

🌍 واقعیت جغرافیای سیاسی این است: کشمکش بر سر آبراه‌ها از این به بعد فقط بیشتر می‌شود. آمریکا دارد کم کم از جایگاه ابرقدرتی خودش پایین می‌آید و بقیه‌ی قدرت‌ها هم عضله‌هایشان را نشان می‌دهند.

⚖️ جامعه‌ی جهانی باید قبول کند که این کشمکش، بخشی از زندگی شده. اگر ایران و عمان بخواهند برای کشتی‌هایی که از آب‌هایشان عبور می‌کنند عوارض بگیرند، حقشان است.




کرسی‌ای که باپول خریدنی نبود: آلمان درآیینه رأی شورای امنیت

🌍

🗳️  آلمان تصور می‌کرد سابقه قدرتمندش در سازمان ملل و پرداخت‌های منظم، رأی اعضا را تضمین می‌کند، اما نتیجه نشان داد که کارنامه گذشته دیگر گواهی اعتبار خودکار محسوب نمی‌شود. بسیاری از دولت‌ها، عملکرد برلین در بحران‌های جهانی را ملاک قرار دادند و نه صرفاً وعده‌های مالی یا جایگاه اقتصادی آن را.

🌐  کشورهای موفق در این رقابت، مانند پرتغال و اتریش، ثابت کردند که حضور مستمر در سطح منطقه‌ای، پشتکار دیپلماتیک، و گوش دادن به دغدغه‌های کوچک‌ترین اعضا، گاهی مؤثرتر از بودجه‌های بزرگ است. درس مهم این است که شبکه‌سازی زودهنگام و ایجاد ائتلاف‌های غیررسمی، از قدرت نرم تأثیرگذارتری نسبت به تولید ناخالص داخلی برخوردار است.

⚖️  از نگاه بسیاری از کشورهای جنوب جهانی، آلمان در عمل نتوانسته میانگین یکسانی از پایبندی به ارزش‌ها را در قبال اوکراین و غزه نشان دهد. این احساس تبعیض در اولویت‌بندی بحران‌ها، مستقیماً اعتبار پیام‌های اخلاقی برلین را نزد رأی‌دهندگان کاهش داد.

💬  پاسخ مقامات آلمانی پس از شکست – با تأکید بر ادامه تعهدات مالی – از سوی منتقدان «واکنشی تشریفاتی و بدون خودانتقادی» ارزیابی شد. آنها معتقدند این نوع موضع‌گیری، بدون بازتعریف منافع مشترک با شرکای جهانی، صرفاً تصویر کشوری را تقویت می‌کند که انتظار دارد وفاداری کشورها را با بودجه خریداری کند.

🚀  به عبارت دقیق‌تر، وزن اقتصادی در صورتی به نفوذ سیاسی تبدیل می‌شود که با دیپلماسی شنونده‌محور و ابتکارات مشارکتی همراه گردد. شکست نیویورک برای آلمان نه پایان راه، بلکه نقطه آغازی برای بازنگری در این معادله است: جهانی که دیگر تنها با چک‌های بانکی قانع نمی‌شود.




دلیل واقعی علاقه جئوپولیتیکی غرب به ارمنستان چیست؟

🗺️

در حالی که رقابت قدرت‌های بزرگ در اوراسیا وارد مرحله‌ای تازه شده، استان سیونیک در جنوب ارمنستان به یکی از مهم‌ترین نقاط ژئوپلیتیکی منطقه تبدیل شده است. توجه گسترده واشنگتن و بروکسل به ایروان صرفاً به مسائل سیاسی یا امنیتی محدود نمی‌شود؛ بلکه منابع معدنی ارزشمند این منطقه عامل اصلی این علاقه فزاینده به شمار می‌رود.

⛏️ ثروتی پنهان در دل کوهستان‌ها

سیونیک دارای ذخایر قابل‌توجهی از مولیبدن، مس، طلا و حتی اورانیوم است. در شرایطی که صنایع دفاعی، انرژی هسته‌ای و فناوری‌های پیشرفته به مواد خام استراتژیک وابسته‌اند، دسترسی به چنین منابعی اهمیت فوق‌العاده‌ای پیدا کرده است. برخی برآوردها نشان می‌دهد که این منطقه به ذخایری مرتبط با حدود ۷ درصد از منابع جهانی مولیبدن دسترسی دارد؛ فلزی که در تولید موشک‌ها، نیمه‌رساناها و نیروگاه‌های هسته‌ای کاربرد حیاتی دارد.

🚆 چرا کریدور زنگزور مهم شده است؟

اهمیت کریدور زنگزور تنها به نقش ترانزیتی آن محدود نمی‌شود. بازسازی خطوط ریلی قدیمی در امتداد مرز ایران می‌تواند مسیر انتقال مواد معدنی راهبردی به بازارهای جهانی را تسهیل کند. از این منظر، ارزش واقعی این مسیر نه در خود راه‌آهن، بلکه در محموله‌هایی است که احتمالاً از آن عبور خواهند کرد.

 نقش آمریکا و اروپا

توافق‌های جدید میان آمریکا و ارمنستان بارها به موضوع «کنترل صادرات» اشاره می‌کنند؛ اصطلاحی که معمولاً با فناوری‌های دوگانه، نیمه‌رساناها و مواد حساس راهبردی ارتباط دارد. هم‌زمان، اروپا نیز به دنبال تقویت حضور خود در قفقاز جنوبی به‌عنوان مسیر ترانزیتی و منبع مواد خام حیاتی است.

⚖️ چشم‌انداز آینده

اگر این تحلیل درست باشد، رقابت بر سر سیونیک بیش از آنکه درباره جغرافیا باشد، درباره کنترل منابعی است که آینده صنایع دفاعی و فناوری جهان را شکل خواهند داد. به همین دلیل، ارمنستان امروز به یکی از مهم‌ترین نقاط رقابت ژئوپولیتیکی در اوراسیا تبدیل شده است.




جنبش اینترنتی «حزب مردم سوسک» هند

🗺️

جنبش اینترنتی «حزب مردم سوسک» (Cockroach Janta Party یا CJP) که طی ماه‌های اخیر در شبکه‌های اجتماعی هند به محبوبیتی چشمگیر رسیده، این هفته برای نخستین بار از فضای آنلاین وارد خیابان‌ها شد. صدها دانشجو و جوان در منطقه جانتار مانتار دهلی‌نو تجمع کردند و خواستار استعفای وزیر آموزش هند شدند. معترضان معتقدند دولت در مدیریت نظام آموزشی و برگزاری آزمون‌های سراسری ناکام بوده است. این حرکت که زمانی تنها یک شوخی اینترنتی به نظر می‌رسید، اکنون به بستری برای بیان نارضایتی نسل جوان از وضعیت آموزش، اشتغال و پاسخگویی نهادهای دولتی تبدیل شده است.

📚 جرقه اصلی اعتراضات اخیر، افشای سوالات آزمون پزشکی NEET بود؛ آزمونی که میلیون‌ها دانش‌آموز برای آن ماه‌ها تلاش می‌کنند. پس از انتشار گزارش‌هایی درباره درز سوالات، دولت مجبور به برگزاری مجدد آزمون شد و این تصمیم با واکنش گسترده دانشجویان روبه‌رو شد. بنیان‌گذار CJP، آبیجیت دیپکه، که از آمریکا به هند بازگشته است، در سخنرانی خود تأکید کرد که جوانان کشور از بی‌توجهی مسئولان خسته شده‌اند و خواهان پاسخگویی واقعی هستند. بسیاری از شرکت‌کنندگان معتقدند حتی ابتدایی‌ترین وظیفه دولت یعنی برگزاری سالم امتحانات نیز به درستی انجام نشده است.

🌼 نام و نماد این جنبش از اظهارنظر جنجالی یکی از مقامات قضایی هند الهام گرفته است که فعالان جوان را به «سوسک‌ها» تشبیه کرده بود. اما معترضان همین واژه را به نماد مقاومت و همبستگی تبدیل کردند. نکته قابل توجه این تجمع، تأکید برگزارکنندگان بر اعتراض کاملاً مسالمت‌آمیز بود. از شرکت‌کنندگان خواسته شده بود برای نیروهای پلیس گل بیاورند و از هرگونه تنش پرهیز کنند. با بیش از ۲۲ میلیون دنبال‌کننده در اینستاگرام، CJP اکنون به یکی از بزرگ‌ترین جنبش‌های آنلاین جوانان هند تبدیل شده است. اینکه این انرژی مجازی بتواند به تغییرات سیاسی و اجتماعی واقعی منجر شود یا نه، پرسشی است که پاسخ آن در ماه‌ آینده مشخص خواهد شد.




یان اگلاند(Jan Egeland)، دبیرکل شورای پناهندگان نروژ: ایران آنطور که فکر می‌کردم نیست

یان اگلاند، دبیرکل شورای پناهندگان نروژ، پس از سفر ۲۲۰۰ کیلومتری در پنج استان ایران و تهران، تصویری متفاوت از آنچه انتظار داشت روایت می‌کند.

او می‌گوید: «ایران غزه یا لبنان نیست که مناطق مسکونی بمباران زمینی شده باشد. در بسیاری از نقاط تهران بدون اینکه اثری از بمباران ببینی می‌توان رانندگی کرد.»

💔 اگلاند می‌گوید اما پشت این ظاهرمی بینید که مجتمع‌های مسکونی و آپارتمان‌ها در حملات به اهداف نظامی یا کلانتری‌ها در محله‌های پرجمعیت تخریب شده‌اند.

🧕 «چهار سال پیش که ایران بودم، پلیس وحشتناک نهی از منکر در خیابان‌ها می‌گشت و زنانی را که حجاب نداشتند کتک می‌زد. اما الان این پلیس هیچ جا دیده نمی‌شود. برخی حتی می‌گویند کاملاً منحل شده است.» اگلاند می‌گوید: «بله، زنان بدون حجاب راه می‌روند، اما حالا دیگر کار ندارند.»

او تأکید می‌کند که رژیم حالا اولویتش جنگ با آمریکا و اسرائیل است، نه حجاب زنان.

💰 بحران اقتصادی عمیق:

مردم ایران از صحبت درباره سیاست طفره می‌روند، اما درباره اقتصاد بسیار باز هستند. بانک مرکزی ایران گزارش داده تورم سالانه به ۷۷.۲ درصد رسیده – بالاترین رقم از ۱۹۴۲ و جنگ جهانی دوم.

او مردم ایران را «خسته و فرسوده» از بحران اقتصادی و هم از ترس از سرگیری دوباره جنگ توصیف می‌کند.

⚖️مقاومت در برابر آمریکا و اسرائیل:

او می‌گوید: «هیچ کس را ندیدم که فکر کند نابودی صنایع، محل‌های کار و کلانتری‌ها، یا بی‌خانمان شدن غیرنظامیان کار خوبی است. از این نظر، جنگ بخش بزرگی از مردم را در مقاومت علیه بمباران‌ها متحد کرده است.»

اکثریت قریب به اتفاق ایرانی‌ها حملات آمریکا و اسرائیل را محکوم می‌کنند. اگلاند نوعی «غرور» را در بخشی از جامعه می‌بیند – غروری که ایران توانسته تنگه هرمز را کنترل کند و بر آمریکا فشار بگذارد.

اگلاند ایران را سرزمین پارادوکس‌ها می‌نامد: جنگ هم جامعه را ‌شکافت، هم متحد ‌کرد.




شکست در نیویورک،هشداری برای برلین: پایان خودفریبی دیپلماتیک؟

🔍

🌍 شکست آلمان در انتخابات کرسی غیردائم شورای امنیت سازمان ملل، بسیاری را غافلگیر کرد. این نتیجه نشان داد که جایگاه بین‌المللی این کشور دیگر به‌اندازه گذشته بدیهی تلقی نمی‌شود. دولت برلین انتظار داشت با تکیه بر وزن اقتصادی و کمک‌های مالی گسترده، حمایت کافی به دست آورد، اما رأی اعضا پیامی متفاوت فرستاد: ضرورت بازنگری در روش دیپلماسی و نحوه ارتباط با جهان.

🤝 بسیاری از کشورها هنگام رأی‌گیری، منافع سیاسی، اعتماد متقابل و کیفیت روابط بلندمدت را می‌سنجند.

⚖️ در سال‌های اخیر، سیاست خارجی مبتنی بر ارزش‌ها از نگاه برخی دولت‌ها با انتقاد روبه‌رو شده است، زیرا بسیاری معتقدند معیارهای اخلاقی غرب در همه بحران‌ها یکسان اجرا نمی‌شود. بحث‌های مربوط به اوکراین، غزه، تحریم‌ها و مداخلات نظامی این برداشت را تقویت کرده و بر تصویر آلمان نزد بخشی از جهان تأثیر گذاشته و پرسش‌هایی تازه ایجاد کرده است.

📊 نتیجه انتخابات همچنین این پرسش را مطرح می‌کند که آیا قدرت اقتصادی به تنهایی برای کسب نفوذ سیاسی کافی است؟ آلمان از بزرگ‌ترین تأمین‌کنندگان مالی سازمان ملل محسوب می‌شود، اما بسیاری از کشورها ترجیح دادند به رقبایی رأی بدهند که توانسته بودند ارتباطی نزدیک‌تر و پیامی سیاسی جذاب‌تر ارائه کنند. این موضوع شکاف میان انتظار و واقعیت را نمایان کرد.

🔍 این شکست فقط یک ناکامی انتخاباتی نبود، بلکه نشانه‌ای از محدودیت نفوذ کنونی برلین در عرصه جهانی به شمار می‌رود.




دو حزب، یک جیب؛ مردم آمریکا فریب نمایش را نمی‌خورند

📊

🎭 هرچند محبوبیت ترامپ به شدت سقوط کرده، دمکرات‌ها هم هیچ نفعی از این وضع نمی‌برند. چرا؟ چون مردم آمریکا کم کم دارند می‌فهمند که اختلاف جمهوری‌خواهان و دمکرات‌ها، یک تقابل نمایشی است. در پشت صحنه، هر دو حزب به یک بانکدار، یک شرکت تسلیحاتی و یک رسانۀ وابسته به سرمایه متصل هستند.

📉 اگر به جای ترامپ یک دمکرات سر کار بود، چه تغییری می‌کرد؟ بودجه نظامی باز هم افزایش می‌یافت، جنگ در خاورمیانه ادامه می‌یافت، هزینه‌های زندگی باز هم بالا می‌رفت و شکاف طبقاتی عمیق‌تر می‌شد.

🏛️ نظام دوحزبی آمریکا، ماشینی برای مدیریت نارضایتی توده‌هاست. هر چهار سال یک بار به مردم می‌گویند: «بروید رأی بدهید، ببینید چه فرقی می‌کند!» اما بعد از انتخابات، سیاست خارجی همان جنگ‌افروزی است، سیاست داخلی همان فقرزایی است، و رسانه‌ها همان حرف‌های تکراری را می‌زنند. تفاوت فقط در لحن و شعار است، نه در محتوا.

💸 دلیل این اشتراک منافع چیست؟ هر دو حزب از جیب یک طبقه تغذیه می‌شوند: ثروتمندان بزرگ. صنایع نظامی، نفتی، دارویی و بانکی، هم به کمپین جمهوری‌خواهان پول می‌دهند هم به کمپین دمکرات‌ها. در ازای آن، دولتها بودجه پنتاگون را افزایش می‌دهند، تحریم‌های اقتصادی علیه ملت‌ها وضع می‌کنند، و جلوی هر گونه سیاست واقعاً مردمی را می‌گیرند.

⏳ رسانه‌های جریان‌ساز از حالا هیاهو به راه انداخته‌اند که «ترامپ در حال سقوط است، وقت پیروزی دمکرات‌هاست». اما دمکرات‌ها اگر بیایند، باز هم جنگی تازه در جایی دیگر شروع می‌کنند، باز هم یارانه‌ها را به نفع ثروتمندان قطع می‌کنند، باز هم تورم و بیکاری را به عنوان «قیمت دموکراسی» توجیه می‌کنند.

📢 نارضایتی امروز توده‌ها در آمریکا، یک فرصت تاریخی است. فرصتی برای ساختن جنبشی فراتر از دو حزب، فرصتی برای پیوند دادن مبارزه علیه جنگ با مبارزه علیه فقر. نه امپریالیسم آمریکا، نه سرمایه‌داری داخلی‌اش. رهایی کارگران جهان فقط در گرو نابودی این نظام است.




جنگ نیابتی؛ گرانی بنزین در آمریکا، آتش در ایران

🛢️

🔥 یکی از دو عامل اصلی سقوط محبوبیت ترامپ، تصمیم جنگی او در قبال ایران است. ارتش آمریکا همراه با اسرائیل حملات گسترده‌ای علیه ایران ترتیب دادند. این در حالی بود که چندین توافق آتش‌بس پیشین زیر پا گذاشته شد. سه ماه بعد، هنوز درگیری‌ها ادامه دارد و هیچ نشانی از صلح دیده نمی‌شود.

🕯️ ۵۸.۴ درصد آمریکایی‌ها با این جنگ مخالفند. چرا؟

تاریخ نشان داده که سیاست خارجی آمریکا همیشه به دنبال نفت و کنترل بر منابع انرژی بوده. از جنگ ویتنام تا عراق و افغانستان، الگو تکرار شده: یک تهدید دروغین علیه یک ملت، بمباران، اشغال، و بعد هم سود کلان برای شرکت‌های نفتی و تسلیحاتی. این بار نوبت ایران است. اما چه کسی هزینه می‌دهد؟ همان کارگر معدن‌چی در ویرجینیا، همان راننده تاکسی در لس‌آنجلس، همان پرستار زحمت‌کش در شیکاگو.

📈 ۶۹ درصد آمریکایی‌ها از هزینه‌های زندگی ناراضی‌اند و این بالاترین رقم در ۲۵ سال اخیر است. این دو پدیده – جنگ‌افروزی خارجی و فقر داخلی – نه تنها جدای از هم نیستند، بلکه دو روی یک سکه‌اند. حفظ نرخ سود شرکت‌های بزرگ به جنگ نیاز دارد. جنگ بازار سلاح را داغ می‌کند، نفت را گران می‌کند، و تورم را به عنوان مالیات پنهان بر دوش کارگران می‌اندازد.

✊ ترامپ یا بایدن یا هریس، همه آنها به یک اتاق فکر وابسته‌اند: لابی تسلیحاتی، شرکت‌های نفتی، و شبکه رسانه‌ای سرمایه. وقتی رسانه‌های جریان‌ساز از «تهدید ایران» حرف می‌زنند، دارند افکار عمومی را برای جنگ جدید آماده می‌کنند. اما مردم آمریکا دیگر گول نمی‌خورند.۵۸.۴ درصد مخالفت با جنگ ایران، یک پیروزی تاریخی برای آگاهی ضدجنگ است.

🌍 نه ترامپ، نه دمکرات‌ها، و نه هیچ‌کدام از مهره‌های این شطرنج استثمار، صلح و عدالت را به ارمغان نخواهند آورد. صلح فقط زمانی محقق می‌شود که دست سرمایه از سیاست جهانی قطع شود.