سقوط ترامپ؛ بحرانی که ریشه در نظام دارد

📉

📊 آخرین نظرسنجی‌ها در آمریکا نشان می‌دهد محبوبیت دونالد ترامپ روزبه‌روز در حال ریزش است. بیش از نیمی از آمریکایی‌ها، یعنی حدود ۵۷ درصد، از عملکرد او ناراضی هستند. این فقط یک عدد نیست؛ این صدای میلیون‌ها خانواده‌ای است که توان خرید بنزین، مواد غذایی و مسکن را از دست داده‌اند. در مقابل، تنها ۴۰ درصد هنوز هم از او حمایت می‌کنند.

💰 ترامپ در کارزار انتخاباتی خود وعده داده بود که از همان روز اول، زندگی را برای مردم آمریکا ارزان‌تر خواهد کرد. اما امروز واقعیت چیز دیگری می‌گوید. تورم همچنان بالاست، نرخ بیکاری افزایش یافته و شکاف درآمدی به بالاترین سطح خود در دهه‌های اخیر رسیده است.

⛽ یکی از اصلی‌ترین دلایل این نارضایتی، هزینه‌های سرسام‌آور زندگی است. ۶۹ درصد آمریکایی‌ها در نظرسنجی نیویورک تایمز گفتند که از مدیریت هزینه‌های روزمره به شدت ناراضی‌اند. جنگ تازه‌ای که در ایران به راه افتاده، مستقیماً قیمت بنزین را افزایش داده است.

🏭 این وضعیت تصادفی نیست. نظامی که بر پایۀ استثمار و چپاول بنا شده، برای بقای خود نیاز به بحران دائمی دارد. آتش جنگ در خاورمیانه، تورم ابزاری است برای انتقال ثروت از جیب کارگران به خزانه سرمایه‌داران بزرگ. جنگ نیز وسیله‌ای است برای باز کردن بازارهای جدید، نابودی رقبا و افزایش قیمت انرژی. ترامپ فقط چهرۀ این سیستم است؛ اگر او نباشد، دیگری با همان سیاست‌ها می‌آید.

🗣️ مردم آمریکا بیدار شده‌اند. نارضایتی ۵۷ درصدی یعنی اکثریت قریب‌بهاتفاق جامعۀ آمریکا دیگر حرف‌های فریبندۀ را باور ندارند. آنها می‌بینند که زیر پرچم ستاره‌دار، فقر گسترش می‌یابد، جنگ‌ها شعله‌ور می‌شود و جوانانشان در ماجراجویی‌های نظامی قربانی می‌شوند.

📢 رقابت دمکرات‌ها و جمهوری‌خواهان، فقط نمایشی برای مشروعیت‌بخشی به نظام استثمار است. ترامپ سقوط می‌کند، اما بحران باقی می‌ماند. تا زمانی که مردم ریشه را نشانه نگیرند – یعنی نظام جنگ‌افروزی و استثمار اقتصادی – هیچ ریاست‌جمهوری وضع را تغییر نخواهد داد.




تاکتیک‌های ترامپ؛ از کانال پاناما تا ونزوئلا

🎯

⚓ کنترل مسیرهای حیاتی: 

ترامپ به بهانهٔ «دیپلماسی اقتصادی» کنترل کانال پاناما را مستقیماً با تهدید نظامی و تصاحب درآمدهای آن به دست گرفت، تا مانع عبور ناوگان چینی از این آبراه شود. در ونزوئلا نیز با همکاری برخی عناصر خائن داخلی، نیکلاس مادورو و همسرش ربوده شدند تا مدیریت نفت این کشور به آمریکا واگذار شده و صادرات آن به چین قطع گردد. این اقدامات از سر جنون فردی نیست، بلکه بخشی از یک مأموریت سیستماتیک برای نابود کردن رقیب آسیایی به شمار می‌رود.

🔥 جنگ نیابتی در ایران و کوبا: 

تهدید علیه کوبا بیشتر در راستای پاسخ به وعده‌هایی اجرا می‌شود که به لابی قدرتمند کوبایی‌های تبعیدی داده شده است. در مورد ایران نیز آمریکا از فضای آتش‌بس شکننده استفاده می‌کند تا بر تجارت نفت تهران با پکن فشار بیاورد و در آن نفوذ کند. ترامپ شاید از سوی برخی «دیوانه» خوانده شود، اما در عمل دارد مأموریت خود را دقیقاً انجام می‌دهد: نابود کردن اقتصاد متحدان چین، آن هم با هر وسیله‌ای که ممکن باشد.

🧊 گرینلند : 

تلاش برای خرید یا اشغال گرینلند نیز منطقی مشابه دارد: بیرون راندن سرمایه‌گذاری‌های چین از معادن قطب شمال. در این میان، اتحادیهٔ اروپا احتمالاً صاحب ارتش متحد خود خواهد شد، مگر اینکه پیش از آن از هم بپاشد. به هر حال، بورژوازی آمریکا سرانجام نماینده‌ای پیدا کرده که به حقوق بین‌الملل، تعرفه‌های تجاری، اصول اخلاقی و حتی پیمان‌های اقلیمی اهمیت نمی‌دهد.

📜 تکرار جنایات در لباس جدید: 

آیا فرستادن سربازان اروپایی به افغانستان و لیبی، یا اجازه دادن به آمریکا برای استفاده از پایگاه یونانی به منظور بمباران ایران، نشانهٔ جنون بود یا یک انتخاب آگاهانه به نفع منافع بورژوازی؟ آنچه ترامپ انجام می‌دهد، در واقع نسخهٔ صریح‌تر همان روش تاریخی است.




امپریالیسم و مأموریت مهار چین

🌍

🏛️ بازتولید قدرت امپریالیستی

نظام سرمایه‌داری جهانی بار دیگر چهرهٔ خشن خود را آشکار کرده است. قدرت‌های استعماری سابق، به‌ویژه ایالات متحده، مأموریتی روشن به دونالد ترامپ سپرده‌اند: مهار نقش فزایندهٔ چین در اقتصاد جهانی و جلوگیری از گسترش نفوذ پکن. این همان کارکرد کلاسیک امپریالیسم برای حفظ هژمونی است.

📉 پیامدهای داخلی در غرب

در آمریکا، دهه‌ها سیاست مالی به سود ثروتمندان، اقتصاد را در اختیار گروهی کوچک از ابرسرمایه‌داران قرار داده است. کاهش قدرت خرید طبقهٔ کارگر، بازار داخلی را محدود کرده و سرمایه برای حفظ سودآوری بیش از پیش به دو مسیر متکی شده است: سفته‌بازی مالی و نظامی‌گری. صندوق‌های سرمایه‌گذاری دارایی‌های عمومی و خصوصی را می‌بلعند و دولت‌ها برای تزریق بودجه به صنایع تسلیحاتی به خرید سلاح تشویق می‌شوند. در چنین شرایطی، معافیت مالیاتی انعام تنها تصویری ظاهری از رفاه می‌سازد، در حالی که سود سرمایه دست‌نخورده باقی می‌ماند.

🎯 تضاد راهبردی

در حالی که آمریکا درگیر جنگ‌های پرهزینهٔ عراق، افغانستان و سوریه بود، چین سهم خود را از اقتصاد جهانی گسترش داد. هم‌زمان کشورهایی مانند ترکیه، ایران و هند نیز جایگاه اقتصادی خود را تقویت کردند. اتحادیهٔ اروپا نیز از گسترش به شرق، از جمله اوکراین و مولداوی، به‌عنوان بازارهای جدید بهره برد، اما این ظرفیت رو به پایان است. در نتیجه، برای بازپس‌گیری حوزه‌های نفوذ از دست‌رفته، فشار و باج‌خواهی ژئوپلیتیک اهمیت بیشتری یافته است.

⚖️ تضاد درون سرمایه‌دار

دیوانگی را نباید در یک فرد جست‌وجو کرد؛ ریشهٔ آن در خود نظام سرمایه‌داری نهفته است. راه برون‌رفت، مهار قدرت سرمایه و ایجاد نظمی سوسیالیستی پیش از فرارسیدن بربریت است.




امپراتوری رسانه‌ای بولوره و مأموریت مسیحی استرَن  (Stérin)

📺

ماشین تبلیغاتی بولوره: 

ونسان بولوره (Vincent Bolloré)، پادشاه رسانه‌های فرانسه (صاحب کانال پلاس (Canal Plus)، سی‌نیوز (CNews)، اروپا ۱ (Europe 1)، چندین روزنامه و انتشارات گراسه (Grasset))، به تازگی «مؤسسهٔ امید» (L’Institut de l’espérance) را راه‌اندازی کرده؛ یک اندیشکدهٔ فوق‌محافظه‌کار که هدفش تأثیرگذاری بر انتخابات آینده است. دستور کار این شبکه روشن است: ترویج مهاجرت‌ستیزی، مبارزه با اسلام، محدودیت سقط جنین، مقابله با جریان‌های چپ‌گرا، کاهش بودجهٔ سلامت و رفاه، و حمایت بی‌قیدوشرط از اسرائیل. مفسران و مهمانانی که همگی نمایندهٔ راست افراطی هستند، میان شبکه‌های تلویزیونی، رادیویی و مطبوعات بولوره در گردش‌اند و همان پیام تکراری را تثبیت می‌کنند. باردلا و لوپن (Marine Le Pen) می‌توانند روی این ماشین عظیم رسانه‌ای حسابی باز کنند.

✝️ میلیاردری که به مسیح و فرانسه خدمت می‌کند: 

پیر-ادوار استرَن (Pierre-Édouard Stérin)، که ثروتش را از فروش جعبه‌های هدیه به دست آورد، در سال ۲۰۲۵ گفت: «من به پول درآوردن ادامه می‌دهم تا به مسیح و فرانسه خدمت کنم.» او بنیادی تأسیس کرده که از پروژه‌های ضد سقط، مدارس کاتولیک خارج از کنترل دولت، و حتی جشن‌های منطقه‌ای با مضامین نژادپرستانه (مثل جشن خوک در برتانی (Brittany) با شوخی‌های توهین‌آمیز) حمایت مالی می‌کند. یکی از نزدیکان او اخیراً به عنوان مشاور اقتصادی باردلا منصوب شده است.

🔄 وحدت راست در حال شکل‌گیری: 

استرَن و بولوره هر دو تلاش می‌کنند پلی میان جبههٔ ملی و جناح راست حزب سنتی جمهوری‌خواهان که روزگاری نیکلا سارکوزی رهبری‌اش را بر عهده داشت — ایجاد کنند. زمینه‌های مشترک آنها شامل مخالفت شدید با مهاجرت، تأکید بر نظم و امنیت، و انکار سیاست‌های اقلیمی است. اگرچه هنوز برخی کارفرمایان محتاط‌اند، اما ناهارهای محرمانه میان میلیاردرها و رهبران جبههٔ ملی روزبه‌روز بیشتر می‌شود. شاید سؤال اصلی این نباشد که آیا راست افراطی به قدرت می‌رسد، بلکه این است: چه کسی قرار است جلوی او را بگیرد؟




ائتلاف میلیاردرها برای به قدرت رسیدن جبههٔ ملی در فرانسه 

👥

نخبگان اقتصادی در پشت صحنه: 

تاریخ بارها نشان داده که هیچ جنبش فاشیستی بدون پشتوانهٔ مالی سرمایه‌داران بزرگ به قدرت نرسیده است. هیتلر و موسولینی از غول‌هایی مثل کروپ ، هنری فورد و خانوادهٔ آگنلی (Agnelli family) در فیات کمک گرفتند. در فرانسهٔ دههٔ ۱۹۳۰ نیز مالکان لورئال (L’Oréal) از گروه‌های فاشیست حمایت می‌کردند. امروز، یک سال مانده به انتخابات ریاست‌جمهوری فرانسه، شبکه‌ای از میلیاردرهای محافظه‌کار، فعالان کاتولیک و صاحبان رسانه‌های قدرتمند تلاش می‌کنند کشور را به سمت راست افراطی حرکت دهند. بر اساس نظرسنجی اخیر روزنامهٔ فیگارو ژوردن باردلا (Jordan Bardella) با ۳۴ درصد آرا در دور اول پیشتاز است.

📊 تغییر جهت کارفرمایان: 

تنها پنج سال پیش، بیشتر کارفرمایان فرانسوی از راست افراطی فاصله می‌گرفتند. اما امروز پاتریک مارتین (Patrick Martin)، رئیس سازمان کارفرمایان، آشکارا از «لزوم گفتگو با همهٔ احزاب» حرف می‌زند. گیوم فوری (Guillaume Faury)، مدیر شرکت ایرباس (Airbus)، هم اعلام کرده که برای دیدار دوباره با باردلا آماده است. دلیل این تغییر چیست؟ جبههٔ ملی ظاهر خود را اصلاح کرده، با مقررات دست‌وپاگیر دولتی مخالفت می‌کند و وعدهٔ کاهش مالیات و محدود کردن قدرت چپ را می‌دهد.

⚠️ هشدارهای تاریخی: 

استفان بوژنا (Stéphane Boujnah)، مدیر بورس یورونکست (Euronext)، هشدار می‌دهد که «هیچ تجربهٔ اقتدارگرایی بدون حمایت بخشی از نهادهای حاکم شکل نگرفته است.» لوران مودویی (Laurent Mauduit)، نویسندهٔ کتاب «همکاری‌ها» (Collaborations)، نیز تأکید می‌کند که پیوند میان سرمایه‌داران و راست افراطی این بار هم در حال شکل‌گیری است.




گروه ملی‑دموکراتیک (داخل ایران): از تنگه هرمز دفاع کنید!

اگرچه این متن پیشتر برای احزاب چپ ایرانی، مانند دبیرخانهٔ حزب تودهٔ ایران، فرستاده شد، اما متأسفانه نه پاسخی در پی داشت و نه در نشریات داخلی آن‌ها منتشر شد. به دلیل اهمیت ویژهٔ موضوع، ناگزیر به بازنشر آن هستیم و این بار آن را برای برخی سایت‌های چپ ایران نیز ارسال می‌کنیم.

رفقای عزیز  با سلام و درود صمیمانه،

اینترنت تا حدی باز شده است و به ویژه با داشتن ابزاری که بتواند فایروال را بشکند، میتوان دوباره ارتباطات محدودی با خارج از کشور برقرار کرد و اوضاع را از نزدیک دید.

رفقا! در این ۸۸ روزی که اینترنت قطع بود، زبان و اندیشهٔ چپها هرگز  تعطیل نشد. احتمالاً رفقای جبههٔ به اصطلاح محورمقاومتی در همه جا جار زده‌اند که فقط آنها در خیابانها حضور داشتند. ولی اصلاً اینطور نیست و این ادعاها کاملاً خلاف واقعیت است. تمام نیروهای چپ – حتی راه کارگری، اکثریت، چپ، طوفان، ما، محورمقاومتی‌ها، راه توده‌ای‌ها و توده‌ای‌ها– در صحنه بودند. بحث و اختلاف نظر زیاد بود، اما همکاری نیز وجود داشت. به ویژه در کمک به کسانی که از جنگ ضربه خورده بودند، یا آنهایی که برای فرار از تهران به شمال و دیگر نقاط موقتاً کوچ کرده بودند.

در مجموع، سیاست چپ در برابر حملات اسرائیل و آمریکا، سیاستی خوب، میهنی و مسئولانه بود. 

اما رفقا! مبارزه هنوز تمام نشده، بلکه همچنان ادامه دارد. لطفاً در دفاع از تنگه هرمز کوتاهی نکنید. این تنگه مال ایران است، نه مال جمهوری اسلامی. دفاع از آن یک وظیفهٔ ملی همگانی است. بدون تردید، رفقا نیز حتماً این موضوع را به شما اطلاع داده‌اند.

با امید به پیروزی نهایی و همبستگی پایدار،

درود بر همگی،  
گروه ملی‑دموکراتیک (داخل ایران)




بدرود رفیق کتایون!

کتایون، در سال ۱۳۳۲ در محلهٔ نفتون شهر مسجدسلیمان، در خانواده‌ای از ایل بختیاری زاده شد. پیش از انقلاب، فعالیت سیاسی خود را با سازمان فدائیان خلق ایران آغاز کرد و پس از مدتی کوتاه به حزب توده ایران پیوست.

پس از پیروزی انقلاب، به ادامه فعالیت حزبی خود در استان مازندران، در شهر ساری پرداخت. پس از یورش وحشیانه رژیم جمهوری اسلامی به حزب توده ایران نیز تحت تعقیب نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی قرار گرفت.

به همین دلیل، با دختر خردسالش ایران را ترک کرد و با مشقتی بسیار خود را به باکو رساند. در باکو، در انتشار بولتنی برای «تشکیلات دموکراتیک زنان ایران» شرکت فعال داشت.

پس از فروپاشی اردوگاه سوسیالیسم از روی اجبار دوباره مهاجرت کرد و به آلمان رفت. در آلمان، در مکالماتش با رفیق فرهاد عاصمی (که همدیگر را از دوران فعالیت در مازندران می‌شناختند) از سمتگیری حزب توده ایران ابراز نگرانی کرد، به‌ویژه از کنار گذاشتن رفقای خوب دلگیر بود. در نهایت از کار حزبی کناره گرفت و تمام وقت خود را صرف مبارزه برای حقوق زنان کرد. 

یادش گرامی باد.




آلبانی: اعتراضات سراسری علیه پروژه لوکس جرد کوشنر

🏟️

🏝️ده‌ها هزار نفر روز سه‌شنبه برای دومین روز متوالی در تیرانا، پایتخت آلبانی، به خیابان‌ها آمدند. معترضان مخالف پروژه تفریحی لوکس مرتبط با جرد کوشنر، داماد دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا هستند.این پروژه در چندین هکتار از منطقه حفاظت‌شده ساحلی ویوسا-نارتا در زورنتس و همچنین جزیره غیرمسکونی سازان در دریای آدریاتیک برنامه‌ریزی شده است.

🗣️ معترضان شعار «آلبانی متعلق به آلبانیایی‌هاست» سر دادند و پلاکاردهایی با عبارت «دست‌ها را از ویوسا-نارتا دور کنید» حمل می‌کردند.

🌿 کلایدی بلو، فعال محیط زیست: «وضعیت در نارتا (تالاب) به گونه‌ای است که ما عملاً با یک منطقه حفاظت‌شده روبرو هستیم، اما مهم‌تر از همه، دولت ما اجازه داده است عملیات ساختمانی بدون مشورت و بدون شفافیت ادامه یابد.» سازمان‌های محیط زیستی نگرانی خود را اعلام کرده‌اند که این پروژه می‌تواند تنوع زیستی منطقه را تهدید کرده و مسیرهای مهاجرت پرندگان را مختل کند.هزینه تخمینی این پروژه ۴ میلیارد دلار است و قرار است در حدود ۲.۵ کیلومتر مربع از یک اکوسیستم ساحلی حفاظت‌شده ساخته شود.

🏛️ دولت آلبانی از این پروژه حمایت کرده و همین امر باعث شده معترضان خواستار استعفای ادی راما، نخست‌وزیر آلبانی، شوند.هزاران نفر در تیرانا شعار «Shqipëria nuk shitet» (آلبانی به فروش نمی‌رسد) سر داده‌اند. درگیری با نیروهای امنیتی خصوصی رخ داده و مقامات ضدفساد تحقیقاتی را آغاز کرده‌اند. راما از این پروژه به عنوان عاملی مثبت برای گردشگری و اشتغال دفاع می‌کند.

🏭 سرمایه‌گذاران بزرگ در آلبانی:

⚡ استات کرفت (Statkraft) نروژ: مالک نیروگاه‌های برقآبی Devoll (بانجا و موگلیچه) – یکی از بزرگترین پروژه‌های سرمایه‌گذاری خصوصی در آلبانی در دهه‌های اخیر.

🛢️ جیو-جید پترولیوم / بانکرز پترولیوم آلبانی (چین، پیشتر کانادایی): تسلط بر تولید نفت (میدان پاتوس-مارینزا، حدود ۹۵٪ نفت آلبانی).

🏦 رافیزن بانک اینترنشنال (Raiffeisen Bank International): یکی از بزرگترین بانک‌های کشور.