تغییر بزرگ در مجارستان: پایان ۱۶ سال حکومت اوربان

🗳️

⚠️پس از انتخابات آوریل ۲۰۲۶، حزب «تیسا» به رهبری پتر ماگیار با پیروزی قاطع، به سلطنت ویکتور اوربان پایان داد. دولت جدید مه ۲۰۲۶ کار خود را آغاز کرد. البته باید یادآوری کرد: ویکتور اوربان اگرچه خود یک شخصیت جنجالی و مورد اختلاف بود، اما همواره در برابر اتحادیه اروپا برای منافع ملی مجارستان می‌جنگید و از حاکمیت این کشور دفاع می‌کرد.

💼 اعضای کلیدی کابینه جدید:

🏦 وزیر اقتصاد و انرژی: ایشتوان کاپیتانی (مدیر اسبق شل) ، 💰 وزیر دارایی: آندراش کارمان (بانکدار ارشد سابق) ،🌍 وزیر خارجه و معاون نخست‌وزیر: آنیتا اوربان (بدون ارتباط با ویکتور اوربان) – دیپلمات ارشد و مدیر سابق وودافون

📉 نفوذ سرمایه مالی جهانی: 

همان‌طور که توماس فازی اشاره می‌کند، هر سه وزیر پیشینه‌ای در شرکت‌های بین‌المللی و سرمایه مالی دارند. آنیتا اوربان، ایشتوان کاپیتانی و آندراش کارمان همگی به نوعی به غول‌هایی مثل شل، وودافون، اِرشته بانک و سهامداران بزرگی چون بلک راک و ونگارد مرتبط هستند.

🏛️ الگوی اروپایی: 

آلمان 🇩🇪: فریدریش مرتس (صدراعظم از ۲۰۲۵) رئیس هیئت نظارت بلک راک آلمان بود. 

فرانسه 🇫🇷: امانوئل مکرون بانکدار روتشیلد بود. 

ایتالیا 🇮🇹: ماریو دراگی مدیر ارشد گلدمن ساکس بود.

🔗 تصرف مجارستان توسط غرب و سرمایه مالی بین‌المللی» دیگر یک تئوری توطئه نیست؛ واقعیتی است که در ترکیب کابینه جدید بوداپست دیده می‌شود. دولتی که به جای مبارزه با بروکسل، ظاهراً کاملاً در خدمت شبکه‌های مالی فراملی قرار گرفته است.

مسیر دولت جدید مجارستان:

  • تنوع‌بخشی انرژی به سمت گاز طبیعی مایع آمریکایی (LNG)
  • گشایش اقتصادی به سوی نهادها و منافع تجاری غرب
  • بازتنظیم سیاست خارجی در راستای بروکسل و تشکیلات آتلانتیک



همنوایی رسانه‌ها، عادی‌سازی جنگ و پیمان با فاشیست‌های اوکراین

📡

همسان‌سازی رسانه‌ها علیه حقیقت:

رسانه‌های غربی، از جمله آلمان، هرگونه گزارش از ماهیت فاشیستی نیروهای اوکراینی را «پروپاگاندا روسی» می‌نامند. «پل میسون»، منتقدان ناتو را به توطئه با کرملین متهم می‌کند. سیاستمداران آلمانی مانند «آنتون هوف‌رایتر»، جنبش‌های صلح را بدون مدرکی «همدست پوتین» خطاب می‌کنند.

🔹 اخلاق‌زدایی از تحلیل طبقاتی:

تحت عنوان «ضد فاشیسم اخلاقی»، هرگونه تحلیل ساختاری از سرمایه‌داری و ریشه‌های فاشیسم در اوکراین کنار گذاشته می‌شود. منتقدان نظامی‌گری غرب، بلافاصله «عامل نفوذی روسیه» خوانده می‌شوند.
حزب صلح‌طلب «زارا واگنکنشت» اگرچه در سیاست‌های داخلی آلمان مواضعی راستگرایانه دارد، اما مخالفتش با جنگ اوکراین و تحریم‌ها علیه روسیه، او را هدف اتهامات بی‌اساس «همدستی با پوتین» از سوی احزاب حاکم کرده است.

🧨 فاشیسم اوکراینی؛ آشکار و مسلح:

گردان‌های آزوف، راسته‌سکتور و سپاه داوطلب روسی (جانشین آشکار ارتش ولاسوف هیتلری) آشکارا با نمادهای اس اس و شعارهای نازی می‌رزمند. این نیروها ستون فقرات ارتش اوکراین در جنگ علیه روسیه هستند. آلمان:

۱) ممنوعیت استفاده از نمادهای نازی را برای آن‌ها لغو کرد.

۲) از پیوستن نئونازی‌های آلمانی (حزب «دِر دیت وِگ») به ارتش اوکراین «بی‌خبری» نشان می‌دهد.

۳) در بوندستاگ با فرماندهان آزوف جلسه می‌گذارد (مه ۲۰۲۵).

📜 بازنویسی تاریخ اوکراین:

آژانس فدرال آموزش سیاسی آلمان (bpb) که تا ۲۰۱۷، سازمان ملی‌گرایان اوکراینی (OUN) و استپان باندرا را آشکارا فاشیست می‌خواند، اکنون این واقعیت را «بحث‌برانگیز» می‌نامد و آن را به «پروپاگاندا روسی» نسبت می‌دهد. هدف: تبرئه متحدان فاشیست اوکراینی برای جنگ نیابتی علیه روسیه.

🎯 «ائتلاف ضد هیتلر» علیه روسیه:

امروز آلمان و اوکراین مدعی تشکیل «ائتلاف ضد هیتلر» جدیدی علیه مسکو هستند. بازپروری فاشیسم اوکراینی، زمین‌آزمونی برای تبرئه کامل سرمایه‌داری انحصاری است که از آشویتس و جنگ نابودی علیه شوروی سود برد. «پیتر چنچر»، شهردار هامبورگ، با تبرئه وارث یک نازی برجسته، این منطق را عریان می‌کند: «همه طرفداران هیتلری مقصر بودند، پس هیچ‌کس مقصر نیست».




تحول انتخابات در جوامع غربی

🗳️

در بسیاری از کشورهای غربی، انتخابات زمانی یکی از مهم‌ترین رویدادهای اجتماعی و سیاسی به شمار می‌رفت. روز رأی‌گیری برای بسیاری از شهروندان فراتر از یک وظیفه مدنی بود و نوعی مشارکت در سرنوشت جمعی جامعه محسوب می‌شد. فضای رقابت‌های انتخاباتی نیز عمدتاً حول برنامه‌ها، ایده‌ها و چشم‌اندازهای سیاسی شکل می‌گرفت.

📺 سیاست در عصر رسانه

با گذشت زمان، نقش رسانه‌ها و شبکه‌های ارتباطی در انتخابات افزایش یافت. در نتیجه، رقابت‌های سیاسی بیش از گذشته تحت تأثیر تصویرسازی، تبلیغات و جذابیت‌های رسانه‌ای قرار گرفت. بسیاری از ناظران معتقدند که بخشی از مباحث عمیق سیاسی جای خود را به پیام‌های کوتاه، شعارهای ساده و رقابت‌های احساسی داده است.

👥 فردگرایی و تغییر ارزش‌ها

یکی از تغییرات مهم در جوامع غربی، رشد فردگرایی است. در حالی که در گذشته مفاهیمی مانند همبستگی اجتماعی و منافع جمعی نقش پررنگ‌تری داشتند، امروزه بسیاری از تصمیم‌های سیاسی تحت تأثیر منافع فردی و دغدغه‌های شخصی قرار می‌گیرند. این تحول بر رفتار رأی‌دهندگان و همچنین بر شیوه فعالیت احزاب سیاسی تأثیر گذاشته است.

💰 اقتصاد و سیاست

مسائل اقتصادی همواره در انتخابات نقش مهمی داشته‌اند، اما در دهه‌های اخیر اهمیت آن‌ها بیشتر شده است. موضوعاتی مانند اشتغال، مالیات، سرمایه‌گذاری، انرژی و رفاه اجتماعی به محور اصلی بسیاری از کارزارهای انتخاباتی تبدیل شده‌اند. رأی‌دهندگان نیز اغلب عملکرد اقتصادی دولت‌ها را یکی از معیارهای اصلی انتخاب خود می‌دانند.

🌍 چالش‌های آینده امروزه دموکراسی‌های غربی با چالش‌هایی مانند کاهش اعتماد عمومی، گسترش اطلاعات نادرست، قطبی‌شدن جامعه و کاهش مشارکت سیاسی برخی گروه‌ها روبه‌رو هستند. با این حال، انتخابات همچنان یکی از مهم‌ترین ابزارهای انتقال قدرت و بیان خواست عمومی باقی مانده است و نقش تعیین کننده‌ای در مسیر آینده این جوامع دارد.




بازپروری فاشیسم در آلمان

🔁

با اتحاد دوباره، آلمان به عنوان یک ملت مستقل و قدرتی متوسط ظهور کرد. بحث‌ها درباره «کشیدن خط بر گذشته» افزایش یافت. هم‌زمان، خاطرات جنگ علیه شوروی و مقاومت ضد فاشیستی به طرز محسوسی کمرنگ شد. امروز فرهنگ رسمی یادبود در جمهوری برلین، «ضد توتالیتاریسم» بی‌محتوایی شده که نازیسم و کمونیسم را یکسان می‌کند.

📌 فراموشی فعال؛ نه تصادفی:

این کمرنگ شدن خاطره، خود محصول بازسازی ایدئولوژیک دولت بود. در دهه‌۱۹۹۰، روایت «ورماخت پاک» و «قربانی بودن آلمانی‌ها در برابر بمباران‌ها» جایگزین تحلیل طبقاتی از فاشیسم شد. هدف: یکپارچه کردن ملت حول «ارزش‌های غربی» علیه دشمن جدید (کمونیسم فرسوده‌شده).

🔻 بازگشت به «طبیعی بودن» نظامی‌گری:

از سال ۱۹۹۲، بوندسوهر از ارضیِ تدافعی به «نیروی مداخله‌گر بین‌المللی» بدل شد. جنگ ۱۹۹۹ در یوگسلاوی نخستین حملهٔ تهاجمی آلمان پس از ۱۹۴۵ بود. با شعار سبزها: «به خاطر آشویتس، بمباران می‌کنیم». تابوی جنگ‌طلبی شکسته شد.

🧬 دولت گلوبکه برمی‌گردد:

«هانس گلوبکه»، معمار قوانین نژادی نورنبرگ، در دهه ۵۰ رئیس دفتر صدراعظم آلمان غربی بود. امروز، در «جمهوری برلین»، با «دولت گلوبکه‌ی ثانویه» روبروییم؛ جایی که نسل جنایتکاران نازی از بین رفته، اما ساختارهای فکری آن‌ها بازتولید می‌شود.

⚙️ بازسازی نظامی و ارتجاعی دولت:

امروز موجی از اقدامات سرکوبگرانه برای بازسازی نظامیِ ارتجاعی دولت و جامعه در جریان است. این شامل شکل‌گیری «جامعهٔ ملیِ جنگ‌محور» (Volksgemeinschaft) میان دولت و اپوزیسیون پارلمانی می‌شود.

🛡️ دموکراسی استحکام‌یافته (Wehrhafte Demokratie):

این مفهوم ابتدا برای دفاع از دموکراسی علیه «افراطی‌گرایی» چپ و راست به کار می‌رفت. اما اکنون، تحت همین عنوان، ضدیت با امپریالیسم و صلح‌خواهی، همردیف نازیسم، «دشمن خارجی» قلمداد می‌شود.

🔁 تکرار تاریخ:

همان‌طور که نازیسم خود را با عنوان «سوسیالیسم» پوشاند، امروز «ضد فاشیسم» شمشیری برای سرکوب واقعی‌ترین دشمنان فاشیسم؛ کسانی که ناتو، سلطه غرب و سرمایه‌داری انحصاری را نقد می‌کنند، شده است.




فاشیسم فقط متعلق به گذشته و اروپا نیست

⚠️

بسیاری از مردم وقتی واژه فاشیسم را می‌شنوند، به هیتلر، موسولینی و رژه‌های نظامی قرن بیستم فکر می‌کنند. اما فاشیسم تنها یک خاطره تاریخی نیست؛ بلکه روشی برای اعمال قدرت است که هر زمان دموکراسی تضعیف شود، می‌تواند در شکلی جدید بازگردد. جوهره آن همواره یکسان است: تمرکز قدرت، سرکوب مخالفان، کنترل افکار عمومی و تبدیل دروغ به حقیقت از طریق تبلیغات.

🏛️ فاشیسم امروز الزاماً با یونیفرم و نمادهای قدیمی ظاهر نمی‌شود. در بسیاری موارد، خود را پشت واژه‌هایی مانند «امنیت»، «ثبات»، «ارزش‌های دموکراتیک» و «منافع ملی» پنهان می‌کند. گسترش نظارت، محدودیت آزادی بیان، کنترل اطلاعات و کاهش نقش شهروندان در تصمیم‌گیری‌های سیاسی، می‌تواند در قالبی مدرن و پذیرفتنی ارائه شود؛ بی‌آنکه بسیاری متوجه خطر آن شوند.

💰 رشد نابرابری اقتصادی، افزایش قدرت شرکت‌های بزرگ و فاصله گرفتن مراکز تصمیم‌گیری از مردم، زمینه مناسبی برای ظهور گرایش‌های اقتدارگرا فراهم می‌کند. هنگامی که شهروندان احساس کنند صدایشان شنیده نمی‌شود و نهادهای سیاسی نماینده واقعی آن‌ها نیستند، اعتماد عمومی فرسوده می‌شود و زمینه برای سوءاستفاده نیروهای اقتدارطلب فراهم می‌گردد.

📺 یکی از مهم‌ترین ابزارهای اقتدارگرایی مدرن، مدیریت افکار عمومی است. هنگامی که رسانه‌ها، دولت‌ها یا صاحبان قدرت تعیین کنند چه دیدگاهی قابل قبول است و چه دیدگاهی باید حذف یا بی‌اعتبار شود، فضای گفت‌وگوی آزاد محدود می‌شود. جامعه‌ای که نتواند آزادانه درباره سیاست، جنگ، اقتصاد یا عملکرد حکومت بحث کند، به تدریج از دموکراسی فاصله می‌گیرد.

🌍 تجربه‌های معاصر نشان می‌دهد که تهدید آزادی تنها از سوی گروه‌های افراطی کوچک نیست. گاهی خطر اصلی از درون نهادهای قدرتمند سیاسی، اقتصادی و امنیتی پدید می‌آید؛ زمانی که تمرکز قدرت افزایش می‌یابد و نظارت عمومی بر تصمیم‌گیران کاهش پیدا می‌کند.

🚩 دفاع واقعی از آزادی و مقابله با اقتدارگرایی، تنها با شعار ممکن نیست. این مبارزه نیازمند بسیج توده ها، شفافیت، عدالت اجتماعی، آزادی بیان، حق اعتراض و مشارکت واقعی مردم در تصمیم‌گیری‌هاست.




جنبش زن، زندگی، آزادی به زنان فقیر هم تعلق دارد

📊

وقتی درباره فقر صحبت می‌کنیم، اغلب آن را پدیده‌ای خنثی و عمومی معرفی می‌کنند؛ گویی همه افراد به یک اندازه از آن آسیب می‌بینند. اما واقعیت چیز دیگری است. زنان در سراسر جهان سهم بزرگ‌تری از فقر، ناامنی اقتصادی و محرومیت اجتماعی را تحمل می‌کنند.

👩‍🏭 آمارهای بین‌المللی نشان می‌دهد که زنان و دختران بیشتر از مردان در معرض فقر شدید قرار دارند و شکاف درآمدی میان دو جنس همچنان پابرجاست. اما مسئله فقط دستمزد کمتر نیست. زنان با نوعی استثمار دوگانه روبه‌رو هستند: هم در بازار کار با دستمزدهای پایین‌تر و شرایط شغلی ناپایدار و هم در خانه از طریق کار مراقبتی و خانگیِ بدون دستمزد.

🏠 این کارهای خانگی و مراقبتی، از تربیت کودکان تا نگهداری از سالمندان و بیماران، ستون اصلی بقای جامعه هستند؛ اما در نظام سرمایه‌داری ارزشی اقتصادی برای آن‌ها در نظر گرفته نمی‌شود. در نتیجه، زنان بخش بزرگی از بار بازتولید جامعه را بدون دریافت دستمزد یا حمایت کافی بر دوش می‌کشند.

💸 سیاست‌های ریاضتی، خصوصی‌سازی و کاهش خدمات عمومی این وضعیت را تشدید می‌کند. هر زمان که بودجه آموزش، بهداشت یا رفاه اجتماعی کاهش می‌یابد، این زنان هستند که مجبور می‌شوند خلأ ایجادشده را با زمان، انرژی و نیروی کار خود پر کنند. به همین دلیل هزینه واقعی سیاست‌های اقتصادی نولیبرالی اغلب بر دوش زنان فقیر و طبقات فرودست قرار می‌گیرد.

🚩 مبنای این نابرابری‌ها در ایران تنها اقتصادی نیست، بلکه با ستم دینی و قوانین تبعیض‌آمیز نیز گره خورده است. زنان در جمهوری اسلامی با محدودیت‌های گسترده در زمینه پوشش، حق انتخاب، مشارکت اجتماعی و برخی حقوق مدنی و خانوادگی روبه‌رو هستند. این ساختار مبتنی بر تبعیض جنسیتی، فرصت‌های برابر را از بسیاری از زنان سلب کرده و آنان را بیش از پیش در معرض فقر، وابستگی اقتصادی و محرومیت قرار داده است.




اتحادیه اروپا در جستجوی بازارهای جدید؛ شراکت یا استعمار اقتصادی؟

📢

اتحادیه اروپا در سال‌های اخیر ده‌ها توافق تجاری جدید با کشورهای جنوب جهانی امضا کرده است. از هند و مکزیک گرفته تا کشورهای آمریکای جنوبی، بروکسل با سرعتی بی‌سابقه در حال گسترش نفوذ اقتصادی خود است. اما پرسش اصلی این است: چه کسی واقعاً از این توافق‌ها سود می‌برد؟

🌍 مقام‌های اروپایی این قراردادها را با شعارهایی مانند «همکاری»، «رشد سبز» و «شراکت راهبردی» تبلیغ می‌کنند. با این حال، واقعیت آن است که بسیاری از این توافق‌ها در درجه اول برای تأمین منافع شرکت‌های بزرگ اروپایی، دسترسی به مواد خام و گشودن بازارهای جدید برای صادرات اروپا طراحی شده‌اند.

💰 توافق جدید با مکزیک نمونه‌ای روشن است. شرکت‌های اروپایی به قراردادهای دولتی مکزیک دسترسی پیدا می‌کنند، تعرفه‌ها کاهش می‌یابد و محصولات اروپایی از حمایت‌های ویژه برخوردار می‌شوند. در مقابل، کشورهای شریک اغلب به صادرکنندگان مواد خام و محصولات کشاورزی برای بازار اروپا تبدیل می‌شوند.

⚠️ منتقدان می‌گویند اتحادیه اروپا با استفاده از ابزار تجارت، سیاست خارجی و کمک‌های توسعه‌ای را در یک چارچوب واحد ادغام کرده است. هدف این رویکرد، افزایش نفوذ ژئوپلیتیکی اروپا در رقابت فشرده با آمریکا و چین است؛ نه لزوماً توسعه پایدار کشورهای شریک.

🌱 سازمان‌های محیط‌زیستی نیز هشدار داده‌اند که برخی از این توافق‌ها می‌توانند به جنگل‌زدایی، گسترش کشاورزی صنعتی و تضعیف حقوق جوامع بومی منجر شوند. با وجود این نگرانی‌ها، بحث عمومی درباره بسیاری از این قراردادها در اروپا بسیار محدود بوده است.

🚨 حقیقت این است که اتحادیه اروپا خود را مدافع عدالت و حقوق بشر معرفی می‌کند، اما هم‌زمان شبکه‌ای از توافق‌های تجاری را گسترش می‌دهد که بیش از هر چیز در خدمت رقابت اقتصادی اروپا با آمریکا و چین قرار دارد. جنوب جهانی باید با دقت بیشتری به این توافق‌ها نگاه کند و از تبدیل شدن به ابزار اهداف راهبردی بروکسل جلوگیری کند.




هگست را روی صندلی داغ بنشانید! جنایت در میناب؛ پاسخگو باشید

📢

پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، کشورش را وارد چند جنگ جدید کرد و بمباران یک دبستان دخترانه در میناب (ایران) را ظاهراً برای آغاز جنگ ویرانگر خود علیه مردم ایران هدایت کرد. ۱۶۸ نفر، بیشتر کودکان، جان باختند.

📅 تجاهل به کنگره و حکم قاضی 

کنگره به هگست مهلت داد تا ۲۰ مارس ۲۰۲۶ به سؤالات درباره هدف‌گیری مدرسه پاسخ دهد. او پاسخ نداد. در همان روز، قاضی فدرال محدودیت دسترسی رسانه‌هایی مثل سی‌ان‌ان به پنتاگون را «غیرقانونی» اعلام کرد.

🎙️ جیک تپر از سناتور آمریکایی پرسید: «آیا بمباران مدرسه جنایت جنگی است؟»

🖋️

– چرا مدرسه دخترانه میناب هدف قرار گرفت؟ چه اقدامی برای کاهش تلفات غیرنظامیان شد؟ 

– چه نقشی برای هوش مصنوعی (مثل Maven یا Claude) در انتخاب هدف داشتید؟ آیا تأیید انسانی صورت گرفت؟ 

– در عملیات «Epic Fury» چه فرآیندی برای کاهش آسیب به غیرنظامیان دارید؟ آیا با نیروهای اسرائیل هماهنگ می‌کنید؟ 

– چرا نباید به اتهام جنایت جنگی بازداشت شوید؟

🛑 جنگ‌افروزی آمریکا؛ پایانی بر فاجعه 

آمریکا نه تنها در ایران، بلکه در افغانستان، عراق، سوریه، یمن و لیبی مدارس، بیمارستان‌ها و بازارها را بمباران کرده است. از ویتنام تا ناکازاکی و هیروشیما، جنایت‌های جنگی واشنگتن بی‌کیفر مانده است. اکنون با حمایت تسلیحاتی و اطلاعاتی از اسرائیل در نسل‌کشی غزه، و با بازداشت خبرنگاران و اخراج آن‌ها از پنتاگون، چهره واقعی «دموکراسی» آمریکایی آشکار شده است.

☮️ نه به جنگ‌طلبی؛ نه به هژمونی 

محاکمه هگست و تمام مقاماتی که در بمباران میناب و سایر جنایات جنگی نقش داشتند، باید در دیوان کیفری بین‌المللی آغاز شود. تحریم اقتصادی ایران و دزدی نفت، ادامه همان سیاست استعماری است. جنگ‌افروزی در خلیج فارس تنها به نفع صهیونیست‌ها و کارتل‌های تسلیحاتی است، نه ملت آمریکا و نه مردم منطقه.