دولت جورج بوش آغازگر سواستفاده از مقوله «ترور» برای جنگهای امپریالیستی

جورج بوش از مقوله «ترور» در دوران ریاست‌جمهوری‌اش، به‌ویژه پس از یورش ددمنشانه به برج‌های دوقلو در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، برای آماده‌سازی جامعه امریکا و دیگر کشورهای برای رواسازی (توجیه) جنگ‌های امپریالیستی علیه افغانستان و عراق بهره‌جویی کرد. کاربرد مقوله «ترور» و در کنار آن آفریدن مقوله «جنگ علیه ترور»، ابزار برایی برای گفتمان سیاسی و استراتژی نظامی او و هم‌راهانش شد.     

پس از ۱۱ سپتامبر، بوش و دولتش پیوسته از مقوله «ترور» در سخن‌رانی‌ها و نوشته‌های دولتی سود جستند، تا دیدگاه جامعه را برای پشتیبانی از یورش‌های نظامی به دیگر کشورها مهندسی کنند و به آن ریخت دل‌خواه خود را بدهند. مقوله  «جنگ علیه ترور» که به بهانه نبرد ایالات متحده با گروه‌هایی مانند القاعده آفریده شده‌بود، خیلی زود از چارچوب گروه‌های ویژه بیرون رفت و با هدف‌های ایدئولوژیک دربرگیرنده هر کشور یا گروهی که به گمان امریکا با تروریسم پیوند داشت، شد. در سخن‌رانی نامی خود در برابر کنگره، بوش گفت: «غم‌مان به خشم دگرگون شده و خشم به خواست… برای ما  تروریست‌هایی که این یورش را انجام داده اند و کسانی که آنها را پناه داده‌اند، یکسان هستند.»

این سخنان مرزهای میان تروریست‌ها و کشورهایی که به گمان امریکا به آنها پناه داده بودند را از میان برداشت و زمینه‌ای برای یورش  نظامی به کشورهایی مانند افغانستان (به بهانه القاعده ) و عراق (به بهانه پشتیبانی از تروریسم) فراهم کرد. بوش و دست‌یارانش در سال ۲۰۰۳ پیوسته در سخن‌رانی‌ها  عراق را با واژه «تروریسم» پیوند می‌زدند. مقوله «محور شر» که عراق را در کنار ایران و کره شمالی می‌گذاشت، به هم‌راه «جنگ علیه ترور» برای گسترش ترس در میان مردم غرب آفریده شده‌بود. بوش با کاربرد مقوله «ترور» جامعه را برای یورش ”پیش‌دستانه” امریکا به عراق آماده می‌کرد.  




امپریالیسم و صهیونیسم به بهانه جنگ با «ترور» خاورمیانه را ویران کرده اند

پژوهش‌گران تلاش کرده‌اند تا تعریفی همه سویه از «ترور» پیش‌گزاری کنند. ولی همین پژوهش‌گران با بار طبقاتی و جای‌گاه خود در هرم جهانی به این مقوله نگاه می‌کنند و نگاه به این مقوله یک‌سان نیست.

رشته‌های گوناگون علمی به‌ بررسی سویه‌های «ترور» و پژوهش‌گران از دیدگاه‌های گوناگون به آن می‌پردازند.

در علوم سیاسی، تروریسم یک شیوه  پرخاش‌گری سیاسی است که بیش‌تر به استراتژی‌های پشت ترور مانند آفریدن ترس و بر هم زدن نظم سیاسی، از سوی بازیگران غیردولتی  برای دست‌یابی به هدف سیاسی به‌کار گرفته می‌شود. یک بخش کوچک‌تر از علوم سیاسی به بررسی کاربرد دولت‌ها از ترور علیه شهروندان خود یا علیه دیگر کشورها می‌پردازد.

جامعه‌شناسان تروریسم را در چارچوب جنبش‌های اجتماعی بررسی می‌کنند که تا دریابند چگونه ایدئولوژی‌های تندرو و هویت‌های گروهی  به ترور می‌انجامد. این رشته، تروریسم را واکنشی به ناخرسندی‌های ژرف اجتماعی، شکاف طبقاتی، دشواری‌های اقتصادی، نبود آزادی‌های سیاسی یا راندگانی فرهنگی می داند.

فیلسوفان به بررسی پیامدهای اخلاقی تروریسم می‌پردازند. آیا این که ترور در برخی از شرایط می‌تواند از دید اخلاقی درست باشد؟ آیا ترور پاسخ به  فروپاشی نظم سیاسی و شیوه نبرد با  بی‌عدالتی‌های سازمند (سیستماتیک) از سوی فرمان‌روایان در یک جامعه بیمار است؟

تاریخ‌نگاران کاربرد ترور در جنگ‌ها، انقلاب‌ها و دوران استعمار را دنبال می‌کنند. آن‌ها پژوهش در باره‌ی پیوند میان تروریسم و ستم استعماری و کاربرد ترور از سوی نیروهای استعماری و جنبش‌های استقلال‌طلبانه، روند پیش‌رفت ترور دولتی، مانند ترور دولتی در انقلاب فرانسه، در کشورهای فاشیستی امریکا لاتین و دیگر جاها می‌پردازند.

به هر روی، آن چه که آشکار است، نبود یک تعریف همه‌پذیر و جهان‌گیر مانند بدیهیات (Axioms) در ریاضی در باره‌ی «ترور» است.

با ین همه، مقوله «ترور» از سوی سیاست‌مداران غربی، به ویژه آمریکایی و اسرائیلی، برای چارچوب‌بندی دیدگاه مردم و مهندسی رواسازی یورش به کشورهای خاورمیانه  به کار برده می شود.




ریشه (etymology)واژه «ترور» و سواستفاده امپریالیسم از آن

واژه  «ترور» از واژه لاتین ”terrere” به معنای “ترساندن” یا “لرزاندن” گرفته شده‌است. این واژه در پایان سده‌های میانی (قرون وسطی)، در سده چهاردهم از واژه  فرانسوی ”terreur” یا واژه  لاتین” terror” به زبان انگلیسی- به معنای ساده‌ ”ترس” از چیزی ترسناک مانند ” ترور طوفان” یا “ترور جنگ”- گام گذاشت.

این مقوله در پایان سده هجدهم، به‌ویژه با روی‌دادهای ”دوره ترور” (۱۷۹۳ – ۱۷۹۴) انقلاب فرانسه، با کُشتار گروهی، پاکسازی‌های سیاسی و پرخاش‌گری گسترده‌ای که از سوی رهبران انقلابی سازمان‌دهی شده بود، معنای سیاسی بیش‌تری پیدا کرد. در آن هنگام این واژه هم برای بازتاب پرخاش دولتی علیه دشمنان انقلاب و هم برای آفریدن ترسی که در مردم پدید می آورد، به کار برده می‌شد.

در سده نوزدهم، واژه «ترور» بیش‌تر در باره‌ی پرخاش‌گری سیاسی، تاکتیک‌های تروریستی دولتی، شورشیان و تندروها ، در ارتباط با استراتژی‌های سیاسی یا نظامی با هدف ترساندن مردم، به کار برده می شد.  

معنای «ترور» در سده بیستم ، با گسترش جنگ‌های جهانی با «تروریسم» پیوند خورد، زیرا گروه‌ها یا دسته‌ها از پرخاش‌گری  برای دست‌یابی به هدف‌های  سیاسی، مذهبی یا ایدئولوژیک سود می‌جستند. هم‌چنین واژه «تروریست»  برای نام‌گذاری به روی کسانی که پرخاش‌گری را برای آفریدن ترس در مردم به کار می‌بردند، پا به پهنه زبان گذاشت.

پس از جنگ‌های جهانی، درک جهانی از «ترور» دربرگیرنده ”جنگ‌های نابرابر”، و در دوران جنگ سرد میان اردوگاه سوسیالیسم و امپریالیسم برای انگ زدن به  یک‌دیگر در پشتیبانی از تروریسم به کار برده می‌شد.

امروز دیگر واژه «ترور» بیش‌تر با «تروریسم» پیوند خورده‌است. امپریالیسم امریکا پس از روی‌داد ددمنشانه ۱۱  سپتامبر ۲۰۰۱، «ترور» را با کُشتار غیرنظامیان از سوی گروه‌های مذهبی غیردولتی  برای هدف‌های سیاسی پیوند داد و با نوآفرینی بی‌همانندی زیرکانه مقوله «جنگ علیه ترور»  را آفرید، که منجر به نابودی کشورها در خاورمیانه شد.




سازش بزرگ حاکمیت جمهوری اسلامی سرمایه داری با امریکا

جمهوری اسلامی پس از ضربه‌های فراوانی که از سوی اسراییل در درون و برون از مرزها خورده‌است، هم اکنون پس از  سال‌ها کمک به تنش‌آفرینی در خاورمیانه و بهانه دادن به آمادگی جنگی امریکا در خلیج فارس و هول دادن کشورهای خلیج فارس به دامن اسراییل، به ناچار به سیاست دوستی با کشورهای هم‌سایه روی آورده‌است.

کشورهای هم‌سایه هم که می‌دانند که جمهوری اسلامی به دلیل بی‌چارگی و کم‌توانی دست دوستی دراز کرده است، بهایی برای پیمان دوستی خود می‌خواهند. برای همین امارت از کم‌توانی هم اکنون جمهوری اسلامی به سود خود بهره جویی می‌کند و خواهان سرپرستی و به دست گرفتن سه جزیره کشور ما است. اتحادیه اروپا، از داوی پوچ امارات متحده عربی در باره‌ی جزیره‌های  سه گانه ایران پشتیبانی کرد. روسیه و چین این سه جزیره را «چالش میان ایران و امارات» دانسته‌اند.

باز هم به همین دلیل گروه ترامپ زمان را برای فشار و به زانو در آوردن جمهوری اسلامی شایسته می‌بینند. به گزارش اقتصادنیوز روز نخست آذر پزشکیان گفت: «مردم در صحنه باشند دشمن جرات نمی‌کند به ما چپ نگاه کند». او به درستی می‌داند که چشم اسفندیار جمهوری اسلامی همانا بی‌زاری مردم از آن است. به گمان بسیار اگر جمهوری اسلامی نتواند که با ترفند و فریب مردم را در این سازش بزرگ به سوی خود بکشاند، بدان‌گاه به سرکوب سخت‌تر توده‌ها دست خواهد زد. رژیم ولی فقیه سیاست سرکوب را تا برداشتن تحریم و کم‌تر شدن دشورای‌های اقتصادی مردم، دنبال خواهد کرد.

 هم‌اکنون، از آن جایی که جمهوری اسلامی از پشتیبانی مردمی در درون مرزها برخوردار نیست، به ناگزیر برای سازش‌های خود با دیگران بهای سنگینی خواهد پرداخت.  




برخورد لایه‌های گوناگون بورژوازی با سازش جمهوری اسلامی با امریکا

هیچ تردیدی نیست که بورژوازی بوروکراتیک- تکنوکرات و بورژوازی مالی از هرگونه سازشی با امریکا به هر بهایی که باشد پشتیبانی می کنند. پای‌گاه اجتماعی این دو لایه بورژوازی از لایه‌های بالایی و بالای- میانی جامعه با رنگ و بوی کم مذهبی و غرب گرا هستند که آمادگی این سازش را دارند. بورژوازی بازرگانی هم که پس از تحریم‌ها برای سودورزی خود به سوی شرق نگاه کرده‌است، در سرشت آزمند خود دارای یک ایدیولوژی ضدغربی نیست، بل‌که برای او هر دادوستدی که پول‌آور باشد، خوب است. وظیفه بزرگ بورژوازی بازرگانی این است که تا پای‌گاه اجتماعی خود را که از لایه‌های پایین مذهبی و خرده‌‌بورژوازی لومپن شهری و روستایی و دارای گرایش‌های ضدغربی هستند، را با دلیل‌هایی هم چون “حفظ نظام” و “اسلام یعنی صلح”  آماده نوشیدن جام زهر از سوی ولی‌فقیه کند.

بزرگ‌ترین بازنده چنین سازشی، به چند دلیل بورژوازی نظامی است. نخست این‌که بورژوازی نظامی زندگی و یک‌پارچگی خود را در تنش می‌بیند تا بتواند دلیلی برای نظامی‌گری و صنعت نظامی خود بیابد. دوم این که گروه ترامپ با هم‌اندیشی بورژوازی صهیونیسم بیش از همه به دنبال ضربه زدن به این لایه بورژوازی در حاکمیت ایران است. حاکمیت جمهوری اسلامی باید به آن چنان سازشی با امریکا بپردازد، که پذیرش آن برای بورژوازی نظامی چندان دشوار نباشد.

اگر این لایه‌ها نتوانند که پیمانی با امریکا ببندند که در پی آن دست کم فشار تحریم‌ها کاهش یابد، در آن هنگام شاید که بورژوازی نظامی بتواند دیگر لایه‌ها را برای ساختن جنگ‌افزار هسته‌ای با خود هم سو کند.




خواست امپریالیسم امریکا با گفت و گو با یک رژیم کم توان

داده‌های فراوانی  نشان‌گر این است که امپریالیسم خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی نیست، بل‌که خواست امریکا آرام کردن آن و سرسپردگی سراسری و بندگی جمهوری اسلامی است.

نشریه وال استریت ژورنال در گزارشی نوشت که آمریکا از اسراییل خواسته بود تا سایت‌های هسته‌ای و نفتی ایران را بمباران نکند. صادق زیباکلام هم پس از یورش هوایی اسراییل به ایران واکنش نشان داد و گفت یورش کوچک اسراییل به ایران نشانه پیروزی دیپلماتیک واشنگتن بود.

با همه‌ی نشانه‌هایی که جمهوری اسلامی به امریکا برای آشتی می‌فرستد، امریکا به کم‌تر از سرسپردگی خرسند نیست.

اصلاح‌خواهان هوادار امریکا نیز به این حقیقت رسیده‌اند که امریکا به دنبال بندگی جمهوری اسلامی است. روزنامه آرمان ملی نوشته است:

« در منطقه پر آشوب غرب آسیا خواسته آمریکایی‌ها مثل این است که ایران بخواهد خودش را خلع سلاح کند. آمریکایی‌ها نه تنها از خواسته‌شان کوتاه نمی‌آیند بلکه هر روز خواسته‌شان بیشتر هم می‌شود.».

«میدل‌ایست‌آی» نوشت که ترامپ به دنبال بستن یک پیمان هسته‌ای با ایران هست، ولی می‌خواهد پیش از آن ایران را تا ان جا که می‌تواند کم‌توان کند.

ترامپ بارها گفت که او به دنبال این است که آن چنان توان اقتصادی جمهوری اسلامی را کم کند که توان جنگ‌جویی نداشته باشد.

به گزارش همشهری آنلاین سی‌ آبان، ترامپ از ۱۲ شرطی که برای ایران داشت، تنها به یک شرط رسیده و می‌گوید تهران جنگ‌افزار هسته‌ای نداشته‌باشد.

بدون تردید فشار بر جمهوری اسلامی کم توان با پیش‌نویس قطع‌نامه پیش‌نهادی غرب بیش‌تر خواهد شد.

کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل، قطع‌نامه‌ علیه پای‌مال شدن حقوق بشر در ایران گذراند. نگرانی این کشورها، حقوق بشر در کشور ما نیست. پیش‌نهاد و پذیرش آن در این هنگام، تنها می‌تواند به معنای فشار سنگین غرب بر جمهوری اسلامی برای سازش بزرگ باشد.




نگاه به شرق عربستان بیش‌تر از جمهوری اسلامی است

اقتصاد جمهوری اسلامی با هزاران رشته با غرب در پیوند و به آن وابسته است.

نیروهای راست این گونه وانمود می‌کنند که جمهوری اسلامی با نگاه به شرق خود دست نشانده چین و روسیه شده است. برخی از “چپ”ها برای مشروعیت سازی حاکمیت جمهوری اسلامی سرمایه‌داری پیوستن آن به بریکس را بزرگ می‌کنند. ولی با یک نگاه به آمار ما می‌بینیم که نگاه به شرق عربستان بیش‌تر از جمهوری اسلامی است.

در آغاز سال ۲۰۲۴ نه تنها ایران، بلکه عربستان سعودی، امارات متحده عربی و مصر هبه بریکس پیوستند.

سرمایه‌گذاری چین در عربستان سعودی از ۱۸.۴۳ میلیارد دلار در پروژه‌های ساخت‌وساز در سال‌های ۲۰۲۱ -۲۰۲۴  گذشته بود که در تضاد با سرمایه‌گذاری بی‌اندازه کوچکش در جمهوری اسلامی است.

چین بزرگ‌ترین خریدار نفت عربستان است.۲۵٪ از نفت خام عربستان به چین فروخته می‌شود. آمار  سال ۲۰۲۲ نشان می‌دهد که دادوستد عربستان و چین ۱۰۷ میلیارد دلار بوده‌است(www.trademap.org).

جمهوری اسلامی  بزرگ‌ترین فروشنده  نفت  به چین است. آمار در سال ۲۰۲۲ نشانگر دادوستد ۳۷ میلیارد دلار میان چین و ایران است(www.trademap.org). همان‌گونه که می‌بینیم، دادوستد عربستان با چین نزدیک به سه برابر دادوستد جمهوری اسلامی با چین است.

هم‌چنین گزافه‌گوی راست‌ها و برخی از چپ‌ها در باره‌ی نقش روسیه در اقتصاد جمهوری اسلامی هم بسیار نادرست است. آمار نشان می‌دهد که دادوستد میان عربستان سعودی و روسیه در سال ۲۰۲۲ ۲  میلیارد دلار بود(www.trademap.org).

عرب نیوز می‌نویسد که در سال ۲۰۲۲، دادوستد جهانی روسیه به ۸۰۰  میلیارد دلار رسید، که در این میان بازرگانی  این کشور با ایران کم‌تر از ۳ میلیارد دلار بود.

جمهوری اسلامی برای گریز از پیامدهای تحریم، تنها بخش کوچکی از اقتصاد خود را به سوی شرق کشاند. برای همین است که حاکمیت جمهوری اسلامی خواهان پیوند بیش‌تر با غرب و رهایی از تحریم‌ها است و برای رسیدن به این هدف آماده سازش‌های بسیاری است.




دگرگونی استراتژیک در سیاست خارجی

جمهوری اسلامی، هم اکنون به دنبال تنش‌آفرینی با کمک گروه‌های دوست و جانشینی خود در خاورمیانه نیست. “ام القری” که محمد جواد لاریجانی، ایدیولوگ ژئوپلتیک شیعه حاکمیت، به روشنی می‌گوید که هنگامی که جمهوری اسلامی در خطر است، می‌توان سیاست پشتیبانی از امت اسلام را به کنار گذاشت و آن را فراموش کرد.  

او در کتاب “کاوش‌های نظری در سیاست خارجی” می گوید که ”اگر میان حفظ مصالح امت و منافع ملی در عمل، تزاحمی‌ به وجود آید همواره مصالح امت اولویت دارد مگر این‌که هستی ام‌القری که حفظ آن بر همه‌ی امت (و نه تنها مردم ام‌القری) واجب است، به خطر افتد”.

به زبان دیگر، گفته می شود که چون زندگی خود جمهوری اسلامی هم اکنون در خطر است، باید از سیاست ”صدور انقلاب اسلامی”  در این زمان پرهیز کرد. برای همین، حاکمیت بورژوازی جمهوری اسلامی با شیوه‌های گوناگون تلاش می کند که ”هستی ام‌القری” را نجات دهد.

جمهوری اسلامی پس از ضربه‌های فراوان به گروه‌های جنگی دوست خود از سوی ارتش فاشیستی بورژوازی صهیونیسم، دست دوستی به کشورهای خلیج فارس و دیگر کشورهای خاورمیانه دراز کرده‌است.

روشن است که هم‌کاری‌ها میان کشورهای خاورمیانه، برآوردهای استراتژیک اسراییل را در خاورمیانه به ویژه در برابر ایران را پیچیده‌تر می‌کند. اسراییل خواهان گسترش و ژرفش این دوستی نیست و با همه‌ی توان خود تلاش خواهد که در راه آن سنگ بیاندازد.

پزشکیان ۲۴ آبان در دیدار با رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در تهران، گفت که جمهوری اسلامی آماده همکاری و همگرایی با این نهاد بین‌المللی برای «رفع ابهامات و شبهات» درباره برنامه هسته‌ای خود است.

فایننشال تایمز، پس از بازدید رافائل گروسی، رئیس آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، از ایران نوشت که تهران خواهان سازش درباره برنامه هسته‌ای خود می باشد و به دنبال کاهش تنش‌ها با غرب در آستانه رفتن دونالد ترامپ به کاخ سفید است.